﻿1
00:00:32,666 --> 00:00:34,208
‫دویان اینجا بوده.

2
00:00:38,250 --> 00:00:39,583
‫به سمت شمال شکار می‌کنیم.

3
00:01:39,958 --> 00:01:44,666
‫- یعنی وارد نشوید. به شما می‌گه.
‫- من علامت‌گذاری‌ای نمی‌بینم.

4
00:01:44,750 --> 00:01:48,208
‫کوریل‌تاوی‌ها اون سنگ‌ها رو اونجا گذاشتن. 
‫نیازی به علامت‌گذاری ندارن.

5
00:01:49,208 --> 00:01:52,625
‫مهمون‌نوازی الفی. جالبه.

6
00:01:55,041 --> 00:01:56,375
‫ نمی‌خورم

7
00:01:56,875 --> 00:02:00,750
‫فقط کافیه قورت بدی. 
‫ترتیب بقیه چیزا رو من می‌تونم بدم.

8
00:02:00,833 --> 00:02:03,166
‫هر کدوم از سربازات می‌تونستن برام غذا بیارن.

9
00:02:03,250 --> 00:02:08,250
‫با این حال هر روز، تک تک روزا، تو رو می‌بینم.

10
00:02:08,833 --> 00:02:11,125
‫می‌خوام به‌یادت بیارم دقیقاً کی گذاشتت اینجا.

11
00:02:11,208 --> 00:02:12,458
‫فکر نمی‌کنم اینطور باشه.

12
00:02:12,541 --> 00:02:16,125
‫باید من این داخل باشم تا بتونی 
‫اونجا بودنِ خودت رو توجیه کنی.

13
00:02:16,208 --> 00:02:17,666
‫ولی همه چی رو اشتباه متوجه شدی.

14
00:02:17,750 --> 00:02:20,916
‫- خودتم زندانی منی.
‫- شاید اینطور باشه.

15
00:02:21,000 --> 00:02:23,083
‫ولی سلول من چشم‌انداز داره.

16
00:02:28,250 --> 00:02:29,583
‫زندانیا...

17
00:02:36,000 --> 00:02:39,583
‫بیاید ببینید. چیزه... باید ببینید.

18
00:02:42,916 --> 00:02:44,166
‫مردمم.

19
00:02:45,041 --> 00:02:46,458
‫اونا این کارُ کردن.

20
00:02:47,250 --> 00:02:52,416
‫- یه علامت‌دهی دیگه‌ست یعنی؟
‫- میاریمشون پایین. دفنشون می‌کنیم.

21
00:02:52,500 --> 00:02:54,791
‫نمی‌تونی تقصیر رو بندازی گردنش.

22
00:02:54,875 --> 00:02:56,958
‫گردن انداختن فرقی به حال اموات نداره.

23
00:03:04,041 --> 00:03:05,541
‫نور منه...

24
00:03:11,291 --> 00:03:12,500
‫طفلکی.

25
00:03:13,458 --> 00:03:15,875
‫سیگان رو ببر. آذوقه پیدا کن.

26
00:03:18,875 --> 00:03:21,666
‫هی. من طرف تو ام.

27
00:03:21,750 --> 00:03:26,333
‫اگه بتونی بهم بگی کدوم طرف می‌شه 
‫خیلی ممنونت می‌شم.

28
00:03:30,166 --> 00:03:32,541
‫- همونجایی که هستید بمونید.
‫- از اونجا تکون نخورید.

29
00:03:32,625 --> 00:03:34,791
‫- اسلحه‌هاتون رو بذارید زمین.
‫- کاری نکنین.

30
00:03:34,875 --> 00:03:36,541
‫- اسلحه‌هاتون رو بذارین زمین. 
‫- همین الآن دست نگه‌دارید.

31
00:03:36,625 --> 00:03:38,083
‫دستاتون توی دید باشن.

32
00:03:38,166 --> 00:03:40,000
‫همین حالا. اسلحه‌هاتون رو غلاف کنید.

33
00:03:40,500 --> 00:03:42,125
‫غلافش کن.

34
00:03:43,041 --> 00:03:44,666
‫نور هلال بر شما باد.

35
00:03:44,750 --> 00:03:45,958
شاهدخت؟

36
00:03:46,041 --> 00:03:48,291
‫فکر کنم منظورش تویی.

37
00:03:48,375 --> 00:03:51,708
‫من نیلوفرها رو پس گرفتم، 
‫تا معبد همراهی لازم دارم.

38
00:03:51,791 --> 00:03:54,041
‫اینجام تا هممون رو بفرستم خونه.

39
00:03:54,125 --> 00:03:55,125
‫منم میام.

40
00:03:55,208 --> 00:03:57,666
‫نه، اون با منه.

41
00:03:59,166 --> 00:04:03,375
‫شاهدخت. جسارت نباشه، 
‫خوشحالم که دوباره می‌بینمتون.

42
00:04:03,458 --> 00:04:06,708
‫همچنین. از دیدن همتون خوشحالم.

43
00:04:07,541 --> 00:04:10,083
‫و بهتر می‌شه وقتی از اینجا رفتنتون رو ببینم.

44
00:04:10,666 --> 00:04:14,250
‫- برای همیشه.
‫- بله اعلی‌حضرت. همینطوره.

45
00:04:15,916 --> 00:04:18,083
‫انگار حرف دل هممونُ زدی.

46
00:04:35,208 --> 00:04:37,666
‫کنار درمانگاه یه چادر هست.

47
00:04:37,750 --> 00:04:39,958
‫مال اوناست. نشونشون بده.

48
00:04:40,458 --> 00:04:43,291
‫تو نه. تو، بیا.

49
00:04:43,375 --> 00:04:45,833
‫طوریم نمی‌شه.

50
00:04:46,500 --> 00:04:49,125
‫کسی به من یا شماها صدمه نمی‌زنه.

51
00:04:49,208 --> 00:04:50,041
‫نه به راحتی.

52
00:04:51,416 --> 00:04:53,958
‫تو هم همینطور. مراقبشون باش.

53
00:04:59,583 --> 00:05:01,208
‫بهم گفته شده نیلوفرها رو داری.

54
00:05:01,875 --> 00:05:04,083
همش همینُ داری بهم بگی؟

55
00:05:04,166 --> 00:05:08,583
‫- بعد از تمام این مدت و اتفاقاتی که افتاد؟
‫- نمی‌دونستم دِین بیشتری طلب داری.

56
00:05:08,666 --> 00:05:11,875
‫دینم به گردن کسی نیست. نیلوفرها اینجان.

57
00:05:11,958 --> 00:05:12,958
‫نیلوفرها.

58
00:05:13,041 --> 00:05:18,166
‫قدرت بی‌بند و حصر الهۀ ما، 
‫توی اون جعبۀ کوچولو.

59
00:05:18,833 --> 00:05:20,208
‫در نداره.

60
00:05:25,958 --> 00:05:27,541
این از چی ساخته شده؟

61
00:05:27,625 --> 00:05:30,666
‫تا وقتی با شرایط اون موافقت نکنیم باز نمی‌شه.

62
00:05:30,750 --> 00:05:34,125
‫- شرایط؟ شرایط کی؟
‫- اینوکر.

63
00:05:38,500 --> 00:05:40,041
اینوکر؟

64
00:05:41,083 --> 00:05:44,708
‫زیادی خوبه. بگو داری جدی می‌گی.

65
00:05:44,791 --> 00:05:48,666
‫- حقیقت با ارزش‌تر از به شوخی گرفتنشه.
‫- شرایط ساده‌ان.

66
00:05:48,750 --> 00:05:53,375
‫نیلوفرها در ازای عقب‌نشینی کامل از مقرها.

67
00:05:53,458 --> 00:05:57,083
‫این جنگ تموم می‌شه. 
‫قرارداد یه مغازه‌دار تضمینش می‌کنه.

68
00:05:58,083 --> 00:06:02,666
‫قرارداد مغازه‌دار. چرا نمی‌ری 
‫یه سکه بندازی تو رود آمبرال؟

69
00:06:03,333 --> 00:06:04,583
‫زیادی مهربونی.

70
00:06:04,666 --> 00:06:09,125
‫یه شاخدهت نازپرورده که فکر می‌کنه یه دسته گل 
‫هدیه دادن همه چی رو دوباره حل می‌کنه.

71
00:06:09,208 --> 00:06:10,791
‫دنیا اینجوری کار نمی‌کنه.

72
00:06:11,500 --> 00:06:12,750
‫تو می‌تونی بری.

73
00:06:12,833 --> 00:06:13,833
‫تو یه هیولایی.

74
00:06:14,541 --> 00:06:16,958
‫با چشمای خودم دیدم اینجا چی‌کار کردی.

75
00:06:17,041 --> 00:06:19,208
‫و می‌دونم ازش لذت بردی.

76
00:06:19,291 --> 00:06:21,458
‫تو رسالت پیشگو رو می‌دونی.

77
00:06:21,541 --> 00:06:23,625
‫اگه الهه هنوز صدای من رو توی گوشش می‌شنید.

78
00:06:23,708 --> 00:06:27,416
‫نیلوفرها، ربوده شده.
‫اهریمن ماه بازمی‌گردد.

79
00:06:27,500 --> 00:06:30,416
‫سرانجام تمام چیزها. تمام زندگی‌ها.

80
00:06:30,500 --> 00:06:32,541
‫ما می‌تونیم جلوش رو بگیرم.

81
00:06:32,625 --> 00:06:36,333
‫اندازۀ یه تپش قلب برای کشتن یه دزد مکث کردی.

82
00:06:36,416 --> 00:06:42,500
‫اون تپش قلب باعث مرگ‌های خیلی بیشتری شد.
‫این ترس برای توئه.

83
00:06:42,583 --> 00:06:47,041
‫من دوستام، خانواده و الهه‌ـم 
‫رو از خودم ناامید کردم.

84
00:06:47,125 --> 00:06:51,000
‫شکست خودت رو با من یکی نکن.

85
00:06:52,750 --> 00:06:55,541
‫- مهمون نیستیم، زندانی‌ایم.
‫- آره.

86
00:06:55,625 --> 00:06:58,250
‫- این یه اشتباه بود.
‫- شاید.

87
00:06:58,333 --> 00:07:00,041
‫- می‌تونیم فرار کنیم.
‫- هرگز.

88
00:07:00,125 --> 00:07:04,041
‫من فقط دارم درمورد خودم حرف می‌زنم. 
‫اگه می‌خوای فرار کنی جلوت رو نمی‌گیرم.

89
00:07:04,125 --> 00:07:07,708
‫- فکر نکنم کسی بتونه اصلاً.
‫- من مردمم رو تنها نمی‌ذارم.

90
00:07:08,458 --> 00:07:09,750
مردمت، آره؟

91
00:07:10,750 --> 00:07:11,583
‫باشه.

92
00:07:18,708 --> 00:07:22,125
‫الهه، من... نه.

93
00:07:23,833 --> 00:07:27,125
‫میرانا با نیلوفرها و یه قرارداد شامل...

94
00:07:27,958 --> 00:07:32,458
‫نه. نه. نمی‌دونم چجوری شروع کنم.

95
00:07:33,666 --> 00:07:37,500
‫فقط می‌دونم... فقط می‌دونم خسته‌ـم.

96
00:07:39,791 --> 00:07:42,875
‫فردا شب، وقتی ماه به بالاترین نقطه 
‫تو آسمون رسید.

97
00:07:42,958 --> 00:07:47,916
‫نیلوفرها رو می‌برم به معبد. 
‫الهۀ ما قراردادت رو می‌پذیره.

98
00:07:53,875 --> 00:07:56,958
‫خب، شاهدخت، به گمونم دیگه آخر راهه و...

99
00:07:57,041 --> 00:07:57,875
‫نه.

100
00:07:59,708 --> 00:08:01,708
‫بدرود، بانوی شرافتمند.

101
00:08:01,791 --> 00:08:03,833
‫اینجانب، دویان... نه.

102
00:08:17,000 --> 00:08:18,583
‫خیلی...

103
00:08:19,416 --> 00:08:22,041
‫- بله؟
‫- رسمی به نظر میای.

104
00:08:22,750 --> 00:08:26,083
مطمئنی همینُ می‌خوای؟ برگشتن؟

105
00:08:28,000 --> 00:08:29,666
‫الهه‌ـم بهم نیاز داره.

106
00:08:30,458 --> 00:08:30,958
‫سلمنه سرپرستم شد. ازم محافظت کرد.

107
00:08:30,958 --> 00:08:32,375
‫سلمنه سرپرستم شد. ازم محافظت کرد.

108
00:08:32,458 --> 00:08:35,833
‫هزار سال، جنگل نایت‌سیلور 
‫در صلح به سر می‌بردند.

109
00:08:35,916 --> 00:08:39,791
‫باید بهش کمک کنم دوباره بدستش بیاره.
‫حداقل انقدر رو بهش مدیونم.

110
00:08:39,875 --> 00:08:45,625
‫امیدوارم لیاقتت رو داشته باشه. واقعاً امیدوارم. 
‫مثل اکثرِ شاهزاده‌ها نیستی.

111
00:08:47,166 --> 00:08:50,875
‫- اه، گوش کن، میرانا.
‫- اومدی بگی داری می‌ری.

112
00:08:50,958 --> 00:08:55,875
‫- خب، نمی‌تونم بمونم که.
‫- می‌تونی. اگه بخوای.

113
00:08:56,708 --> 00:09:00,500
‫اینجا تو کدویگ نه، 
‫ولی شاید تو جنگل‌ نایت‌سیلور.

114
00:09:01,250 --> 00:09:04,833
‫- الهه می‌تونه بهت کمک کنه.
‫- چون من شکسته‌ام؟

115
00:09:04,916 --> 00:09:09,000
‫- منظورم اینطور نبود.
‫- جفتمون وضعیت اینجا رو دیدیم.

116
00:09:09,083 --> 00:09:12,583
‫تا وقتی که نوبت من بهش برسه کلی چیز 
‫شکستۀ دیگه برای درست کردن هست.

117
00:09:13,375 --> 00:09:19,125
‫ولی اگه یه روزی یه شکارچی اژدها لازم داشتی، 
‫یا، می‌دونی دیگه، یه اژدها...

118
00:09:22,291 --> 00:09:24,333
کی رات داد داخل؟

119
00:09:24,416 --> 00:09:26,541
‫
‫- چون من باعث شدم اینجا باشی.

120
00:09:27,250 --> 00:09:32,291
‫- نیلوفرها. کار تو بود.
‫- کار من. اشتباه من.

121
00:09:32,375 --> 00:09:34,750
‫اشتباهی که با پس دادن چیزی که 
‫دزدیدم حل می‌کنم.

122
00:09:35,333 --> 00:09:39,250
‫- سربازهای سلمنه عقب‌نشینی می‌کنن.
‫- بهشون پیشنهاد تسلیم شدن دادی.

123
00:09:39,333 --> 00:09:41,291
‫تسلیم نه. صلح.

124
00:09:42,000 --> 00:09:44,875
‫چنین چیزی وجود نداره.

125
00:09:45,375 --> 00:09:47,833
‫هزار سال، سرتاسر دنیا قایم شدیم.

126
00:09:47,916 --> 00:09:51,458
‫آدما تو فضای خودمون ولمون می‌کنن 
‫چون بهشون یاد دادیم ازمون بترسن.

127
00:09:51,541 --> 00:09:54,291
‫ولی به نظرم می‌رسه که 
‫اونان که دارن آزادانه می‌چرخن

128
00:09:54,375 --> 00:09:57,083
‫در حالی که ما پژمرده می‌شیم و می‌میریم. کافیه.

129
00:09:57,166 --> 00:09:59,583
‫سلمنه تشنگی به خونمون رو بهمون برگردوند.

130
00:09:59,666 --> 00:10:02,083
من هم ‫سطل سطل سر می‌کشمش.

131
00:10:02,166 --> 00:10:04,750
‫جنگ. این هویتِ ما نیست.

132
00:10:04,833 --> 00:10:07,916
‫عزیزم، تو هیچی از اینکه ما چی هستیم نمی‌دونی.

133
00:10:12,291 --> 00:10:15,541
‫- صداهایی شنیدیم.
‫- سرپا بَده، فقط داریم گپ می‌زنیم.

134
00:10:16,916 --> 00:10:19,875
‫- با کی؟
‫- فراز کوه‌ها سیاه‌وارانه

135
00:10:29,875 --> 00:10:33,166
‫من راه درازی رو رفتم. سختی کشیدم.

136
00:10:33,750 --> 00:10:38,041
‫با مرگ رویارو شدم. همه به نام او.

137
00:10:38,125 --> 00:10:41,750
‫من این نماد‌های عشق و قدرت او را آورده‌ام.

138
00:10:41,833 --> 00:10:46,041
‫و برای رضای جلال بخشنده‌اش آن‌ها را تسلیم می‌کنم.

139
00:10:46,125 --> 00:10:51,083
‫به نام الهه، پیشکشی شما را پذیرفته و 
‫صلح را بر شما روا می‌دارم.

140
00:11:23,500 --> 00:11:25,708
‫نمی‌تونم الهه رو احساس کنم.

141
00:11:25,791 --> 00:11:28,791
‫بدتر از اونه. اونا می‌دونن.

142
00:11:29,916 --> 00:11:30,875
‫افراد!

143
00:11:30,958 --> 00:11:31,875
‫افراد!

144
00:11:31,958 --> 00:11:32,958
‫آماده.

145
00:11:33,041 --> 00:11:33,958
‫آماده!

146
00:11:34,541 --> 00:11:38,208
‫- کدویگ شاید بذاره بری.
‫- دیگه هیچوقت دوباره نمی‌رم.

147
00:11:39,041 --> 00:11:45,083
‫خواهش می‌کنم از همه، فرقۀ ماه تاریک 
‫طبق قراری که گذاشته شد اینجا رو ترک می‌کنه.

148
00:11:45,166 --> 00:11:46,541
‫سلاح‌هاتون رو غلاف کنید.

149
00:11:46,625 --> 00:11:49,875
‫کار ما با مرگ و مرگ با ما تموم شده.

150
00:11:49,958 --> 00:11:52,833
‫ولی برای من نشده. هیچ‌وقت نمی‌شه!

151
00:11:55,833 --> 00:11:57,708
‫من نیومدم باهاتون بجنگم.

152
00:11:57,791 --> 00:11:58,750
‫املورد!

153
00:12:05,708 --> 00:12:07,416
‫موقعیت رو حفظ کنید!

154
00:12:09,833 --> 00:12:11,416
‫از شاهدخت محافظت کنید!

155
00:12:29,583 --> 00:12:31,916
‫نور هلال بر همۀ شما باد.

156
00:12:32,000 --> 00:12:35,125
‫باشد که ماهتان همیشه کامل باشد.

157
00:12:35,208 --> 00:12:39,125
‫سلمنه نوریه که به سایه‌ها نفوذ می‌کنه.

158
00:12:39,208 --> 00:12:40,083
‫اون...

159
00:12:41,458 --> 00:12:43,666
‫بانوی ما، اون...

160
00:13:04,083 --> 00:13:08,083
‫کالبد.

161
00:13:08,833 --> 00:13:10,416
‫زودگذر.

162
00:13:11,083 --> 00:13:13,625
‫ازش لذت می‌برم.

163
00:13:31,500 --> 00:13:33,791
‫خشنود باش اهریمن.

164
00:13:33,875 --> 00:13:36,833
‫با ارمغانی بهت خوش‌آمد می‌گم.

165
00:13:38,958 --> 00:13:42,583
‫آزادی جاودانۀ فراموشی!

166
00:13:57,791 --> 00:13:59,541
‫- متأسفم.
‫- صبرکن!

167
00:14:14,208 --> 00:14:15,791
‫«تازیانه»!

168
00:14:54,916 --> 00:14:57,083
‫آدارا! ایدوال!

169
00:14:58,791 --> 00:14:59,916
‫دایفِد!

170
00:15:21,958 --> 00:15:23,250
‫نووا...

171
00:15:29,916 --> 00:15:31,500
‫مِنه مرده.

172
00:16:08,791 --> 00:16:10,416
‫فرزندان ماه.

173
00:16:13,250 --> 00:16:17,750
‫خشونت شما در سایۀ خشم من همانند محبت است.

174
00:16:30,083 --> 00:16:31,625
‫بگریزید!

175
00:16:32,708 --> 00:16:36,250
‫سلمنه. سلمنۀ غاصب.

176
00:16:36,333 --> 00:16:38,416
‫شاید در راس همه چی باشی.

177
00:16:38,500 --> 00:16:42,166
‫ولی هرگز چیزی بیش از یک دزد ساده نخواهی بود.

178
00:16:46,458 --> 00:16:52,541
‫پرستندگانت تو رو ترک می‌کنن، 
‫همونطوری که خانوادت ترکت کردن.

179
00:16:52,625 --> 00:16:55,833
‫فرزندت. فلومینا.

180
00:16:55,916 --> 00:16:59,416
‫اون در حالی که بهت تنفر می‌ورزید مرد. 
‫این رو می‌دونی.

181
00:16:59,500 --> 00:17:01,916
‫قلبت رو به گند می‌کشه.

182
00:17:02,000 --> 00:17:04,375
‫اسمش رو به زبون نیار.

183
00:17:04,458 --> 00:17:08,416
بهم بگو، چندتا فلومینا تا الآن بودن؟

184
00:17:08,500 --> 00:17:12,375
چقدر چیزهای شکسته به آغوش خودت کشیدی

185
00:17:12,458 --> 00:17:17,083
‫بعد کنار زدی، آگاه از اینکه 
‫در اهمیت دادن بهش شکست خوردی؟

186
00:17:17,166 --> 00:17:19,958
آگاه از اینکه خودت انتخاب کردی؟

187
00:17:20,041 --> 00:17:21,666
‫اون این کار رو کرد.

188
00:17:21,750 --> 00:17:26,166
‫اون تو رو فرستاد. فرستادت تا عذابم بدی.

189
00:17:26,250 --> 00:17:28,541
‫من معامله کردم.

190
00:17:32,666 --> 00:17:35,166
‫هفت روح در ازای یکی.

191
00:17:36,416 --> 00:17:37,583
‫روح تو.

192
00:17:58,625 --> 00:18:02,791
‫حال معبدهایش تاریک‌اند، ارتش‌هایش پراکنده،

193
00:18:02,875 --> 00:18:05,375
‫ایمان‌آوردگانش، خموش.

194
00:18:13,375 --> 00:18:18,458
می‌دونی یه اهریمن به خدایی که 
پرستش نمی‌شه چی می‌گه؟

195
00:18:18,541 --> 00:18:22,041
‫به خدایی که مورد عشق قرار نمی‌گیره؟

196
00:18:24,625 --> 00:18:25,666
‫غذا.

197
00:18:30,541 --> 00:18:32,208
‫باهام عقب‌نشینی کنید. حالا!

198
00:19:14,791 --> 00:19:19,208
‫موش غرّنده، آمده تا به نبردمان بازگردد.

199
00:19:19,291 --> 00:19:22,541
‫بند‌هام رو آزاد کن. سریع تمومش می‌کنم.

200
00:19:23,125 --> 00:19:26,833
‫جنگیدن با تو بسمه. برای پسره اینجام.

201
00:19:35,750 --> 00:19:37,041
‫نگران نباش رفیق.

202
00:19:37,541 --> 00:19:41,125
‫- کمکت می‌کنیم.
‫- بلندش کنین. ببرینش خونه.

203
00:19:48,375 --> 00:19:50,625
‫بذار شوالیه‌های اژدها ببرنش.

204
00:19:50,708 --> 00:19:52,416
‫به اندازۀ کافی فرصت جنگ پیش میاد.

205
00:20:16,375 --> 00:20:19,625
‫ارتباطمون قطع شده. 
‫هیچ خبری از جنگل نایت‌سیلور نمیاد.

206
00:20:19,708 --> 00:20:22,166
‫حتی کاهنان هم نمی‌تونن سلمنه رو احساس کنن.

207
00:20:23,208 --> 00:20:26,958
‫شاید کمک تو راه باشه، شاید نباشه.

208
00:20:27,041 --> 00:20:29,291
‫باید تصور کنیم وجود نداره.

209
00:20:29,375 --> 00:20:33,583
‫استراحت کن. فرقه به رهبرش نیاز داره.

210
00:20:35,291 --> 00:20:37,666
‫من نمی‌تونم هدایتشون کنم.

211
00:20:38,625 --> 00:20:39,458
‫باید بکنی.

212
00:20:40,083 --> 00:20:41,083
‫اینطوری نه.

213
00:20:41,708 --> 00:20:45,666
‫میرانا، اونا بهت نیازت دارن تا ببریشون خونه.

214
00:20:47,458 --> 00:20:49,791
‫اون به شاهدختشون نیاز دارن.

215
00:20:51,750 --> 00:20:55,458
‫می‌تونم تا ابد این کار رو ادامه بدم.

216
00:20:55,541 --> 00:20:58,166
‫شاید توی جهان بعدی.

217
00:21:13,833 --> 00:21:16,875
عاشقم هستی؟
