﻿1
00:00:35,625 --> 00:00:38,000
.شمشیرم. زندگیم

2
00:00:39,125 --> 00:00:40,500
.فدای راه اژدها

3
00:01:52,000 --> 00:01:54,750
.رحمت بر ماه مِینه‌ی

4
00:01:58,750 --> 00:02:00,000
.همشونو جمع کن

5
00:02:12,875 --> 00:02:13,791
!نه

6
00:02:28,250 --> 00:02:30,083
.چقدر شکننده و پژمرده شدی

7
00:02:30,750 --> 00:02:32,208
.درست مثل این گل

8
00:02:32,333 --> 00:02:33,583
.نیلوفرای آبی من

9
00:02:33,708 --> 00:02:35,333
.دیگه نیلوفرات نیستن

10
00:02:35,375 --> 00:02:38,250
.همونطور که دیگه تو مورد پرستش قرار نمیگیری

11
00:02:38,333 --> 00:02:41,583
تنها چیزی که تورو سرپا نگه داشته

12
00:02:41,708 --> 00:02:43,708
شعله ایی از اولوهیت ـه، که اونم
.هیچوقت واقعا مال تو نبوده

13
00:02:43,750 --> 00:02:44,958
.چقدر باهوشی تو

14
00:02:45,500 --> 00:02:47,208
.منو چقدر خوب میشناسی

15
00:02:47,250 --> 00:02:50,625
تقریبا بدون هیچ تلاشی
.منو به این روز انداختی

16
00:02:50,708 --> 00:02:51,958
.الان میبینم (متوجهش میشم)

17
00:02:52,000 --> 00:02:55,208
.اما یه چیز دیگه ـم این وسط هست که میبینم

18
00:02:55,250 --> 00:02:56,458
.تروربلید

19
00:02:57,083 --> 00:03:00,333
یه نفر هیچوقت نمیتونه از یه شیطان بخواد

20
00:03:00,375 --> 00:03:03,375
که یه الهه رو توی معبد خودش، به قتل برسونه

21
00:03:03,958 --> 00:03:05,333
.بلکه باید باهاش معامله کنه

22
00:03:06,125 --> 00:03:09,708
.تو وزن معامله ایی که کردی رو به دوش میکشی

23
00:03:10,708 --> 00:03:16,000
از این بابت نگرانی که اگه به تعهداتت
.عمل نکنی، چه اتفاقی میوفته

24
00:03:16,708 --> 00:03:20,208
معامله کردن با یه شیطان، معامله
ساده ایی نیست،درست میگی

25
00:03:20,250 --> 00:03:23,083
پس دوست دارم معامله مخصوص خودم
.رو بهت پیشنهاد بدم

26
00:03:23,125 --> 00:03:26,458
.بیا همدیگه رو ببخشیم و منو احیا کن

27
00:03:27,458 --> 00:03:32,208
و بذار من با قدرتای خودم، با تروربلید
.مقابله کنم

28
00:03:32,333 --> 00:03:36,458
.نه به خاطر خودم و خودت
.بلکه به خاطر اون (ضمیر مونث)

29
00:03:37,458 --> 00:03:38,708
.فیلومینا

30
00:03:41,708 --> 00:03:43,125
.فیلومینا»، اینارو کشف کرد»

31
00:03:43,958 --> 00:03:46,833
.یه گونه دورگه، که منحصر به همین دره ـن

32
00:03:46,875 --> 00:03:49,083
.اسم خودشو روی اونا گذاشتم

33
00:03:49,750 --> 00:03:51,875
.بهشون، قدرت هات رو میدم

34
00:03:53,333 --> 00:03:54,750
.باعث میشه اون زنده بمونه

35
00:03:55,333 --> 00:03:58,458
.و تو میمیری و هیچکی هم تورو یادش نمیاد

36
00:04:05,625 --> 00:04:06,583
!جناح راستت

37
00:04:18,875 --> 00:04:20,000
.دوتا از «لنسر» هارو از دست دادیم

38
00:04:20,583 --> 00:04:23,083
.تعداد بیشتری زخمی شدن
.و تجهیزات پزشکی کافی واسه درمانشون رو نداریم

39
00:04:23,208 --> 00:04:24,833
.خودمونیم و خودمون

40
00:04:25,375 --> 00:04:27,250
آره، تعداد کمتری آدم مونده که توی
سیرکردنشون مشکلی واسمون پیش نمیاد

41
00:04:29,458 --> 00:04:31,375
!بلند شین حیوونا

42
00:04:31,458 --> 00:04:33,083
،هنوز هوا روشن ـه

43
00:04:33,625 --> 00:04:35,958
هنوز کلی گستره از جنگل مونده
.که باید طی کنیم

44
00:04:40,000 --> 00:04:40,958
.بسپارش به خودم

45
00:04:41,958 --> 00:04:43,208
.شاید بهتر باشه صبرکنیم

46
00:04:43,833 --> 00:04:46,458
،یه چندساعتی رو کاری نکنیم، چیزیمون نمیشه
.تازه استراحتم کنیم به نفعمونه

47
00:04:46,500 --> 00:04:48,375
.موقعیتمون اینجا به نظر امن میاد

48
00:04:49,708 --> 00:04:51,250
.تازه، زخمت ـم باز شده

49
00:04:52,000 --> 00:04:54,083
.بازم میگم، مهم نیست

50
00:04:54,958 --> 00:04:56,125
.خودمونیم و خودمون

51
00:05:02,208 --> 00:05:04,625
.الان خونه ایی، جات امن ـه

52
00:05:04,708 --> 00:05:07,750
اما این شرایط قبل از اینکه
 بهتر شه، بدترـم میشه

53
00:05:07,833 --> 00:05:09,083
.باید ولم کنی برم

54
00:05:09,125 --> 00:05:10,500
.قبلا نمیدونستم

55
00:05:10,583 --> 00:05:14,458
اصلا نمیدونستم چه اتفاقی داره واسم
 میوفته و حتی دلیلشم نمیدونستم

56
00:05:14,583 --> 00:05:18,708
.کل مسیر رو تا اینجا، همینو بلند بلند گفتی
.هیچیو عوض نمیکنه

57
00:05:20,083 --> 00:05:21,750
.پدر داره میاد

58
00:05:22,750 --> 00:05:24,750
.میذارم به کارت برسی

59
00:05:24,833 --> 00:05:27,208
.پدر. شکر خدایان

60
00:05:27,833 --> 00:05:30,583
شنیدم که چیکارا میتونی بکنی

61
00:05:31,375 --> 00:05:34,208
.کیدن» میگه که یه جور نفرین ـه»

62
00:05:34,250 --> 00:05:36,083
.خیلی بیشتر از این حرفاست؟

63
00:05:36,750 --> 00:05:39,833
پدر، یه شیطانی هست... که اسمش
.تروربلید ـه

64
00:05:39,958 --> 00:05:42,833
،داره «الدورم»ها رو میکشه
...روح‌هاشون رو میدزده

65
00:05:42,958 --> 00:05:46,375
من از وقتی یه پسربچه بودم، مشغول
.دزدیدن روح اژدهایان بودم

66
00:05:46,458 --> 00:05:49,625
خیلی جوون تر از وقتی که عبورت رو کامل کردی

67
00:05:49,708 --> 00:05:51,750
.عجب بچه شیرینی بودی

68
00:05:51,833 --> 00:05:54,458
.چقدر مصمم بودی و استعداد داشتی

69
00:05:54,500 --> 00:05:56,708
.باید از اژدهایان محافظت کنیم

70
00:05:57,333 --> 00:05:58,833
!باید دوش به دوششون بجنگیم

71
00:05:59,583 --> 00:06:02,333
هیچوقت تاحالا با دستای خودم
.یه اژدها رو سلاخی نکردم

72
00:06:02,375 --> 00:06:06,375
.هیچوقت دست به شمشیر نشدم
.مصدومیتم این اجازه رو ازم گرفتم

73
00:06:07,125 --> 00:06:11,083
اما باهوش بودم و اسرار
و فوت و فن آهنگری رو یاد گرفتم

74
00:06:11,958 --> 00:06:14,125
.کیدن گفت این یه نفرین ـه

75
00:06:16,208 --> 00:06:19,583
حاضرم هرچی دارم و ندارم، بدم
.ولی مثل تو نفرین شده باشم

76
00:06:21,250 --> 00:06:26,500
!یالا دیگه پسر، برقشون بنداز
.سطوح درخشان، لکه‌هاشون تابلوتره

77
00:06:27,208 --> 00:06:28,875
،وقتی که شوالیه سلحشور بودم

78
00:06:28,958 --> 00:06:31,625
افتخاری بود که پوتین‌های یه پدر
.رو واکس بزنم

79
00:06:31,708 --> 00:06:34,125
،شبای بد زیادی داشتم

80
00:06:34,208 --> 00:06:38,000
تا جایی که دیگه پنجه دستم از شدت
.گرفتن و مالوندن پارچه، خشک میشد

81
00:06:38,583 --> 00:06:39,458
!ها

82
00:06:39,583 --> 00:06:42,833
و مثل "خرس جهنمی" (هل بر)
.دستم خم میشد

83
00:06:47,333 --> 00:06:48,458
کیدن؟

84
00:06:50,875 --> 00:06:53,083
به همین زودی آداب و رسومت رو یادت رفته؟

85
00:06:55,083 --> 00:06:57,708
.ارباب «ریترفو»، عذرمیخوام

86
00:06:58,708 --> 00:07:00,000
.تورو مقصر نمیدونم

87
00:07:00,083 --> 00:07:02,000
بیست سالی شده، مگه نه؟

88
00:07:02,708 --> 00:07:06,250
مگه اینکه تابوتی بخوای بیاری، یا محموله
سلاح بخوای ببری که بیای اینجا

89
00:07:06,333 --> 00:07:08,208
.بیست سال آزگار

90
00:07:08,250 --> 00:07:09,583
.بیست و دو سال

91
00:07:09,625 --> 00:07:11,500
.مشغول شکار اسلایرک بودی

92
00:07:11,583 --> 00:07:15,583
.تا آخرش یکی از خودمونو بیاری

93
00:07:15,625 --> 00:07:17,083
!جلو نوک دماغمونو نمیدیدیم، لعنتی

94
00:07:19,208 --> 00:07:21,708
مشخصا وقتی که بقیمون داشتیم وظیفه‌مون

95
00:07:21,833 --> 00:07:25,250
رو انجام میدادیم، تو واسه خودت
.اسم و رسمی دست و پا کردی

96
00:07:25,333 --> 00:07:27,375
.ما یه فرقه برادری ـیم
.یه واحد متحد

97
00:07:27,458 --> 00:07:31,500
.هیچکی خونش از بقیه رنگین تر نیست
.مثل این پسره که اینجاست

98
00:07:31,583 --> 00:07:32,833
از اینکه عضوی از گروه ـم
.خیلی خوشحالم

99
00:07:32,875 --> 00:07:35,583
.بهت اجازه حرف زدن ندادم ها

100
00:07:35,625 --> 00:07:39,000
.کیدن» بیست و دوسال خدا به هدر رفت»

101
00:07:44,708 --> 00:07:48,750
توی این بیست و دو سال، خونی
که روی پوتین هام بود رو نه پاک کردم

102
00:07:48,833 --> 00:07:52,583
«نه برام مهم بود که پاکش کنم، ارباب «ریترفو

103
00:08:09,583 --> 00:08:12,958
متاسفانه، نفوذ به استخوون
.میتونه زجرآور و دردناک باشه

104
00:08:13,958 --> 00:08:15,083
.اما ضروریه که انجام بشه

105
00:08:25,875 --> 00:08:28,083
.بهم گفتی بهش صدمه ایی وارد نمیشه

106
00:08:28,208 --> 00:08:32,333
،صدمه و درد، مثل برادر هم میمونن
.اما حسابشون از همدیگه کاملا جداست

107
00:08:33,833 --> 00:08:37,375
.کاری که تو الان داری میکنی رو من کردم
،جواب نداد که هیچ

108
00:08:37,458 --> 00:08:38,500
.تازه بدترشم کرد

109
00:08:39,208 --> 00:08:42,500
یه بار به اعتمادش خیانت کردم
.دوباره اینکارو نمیکنم

110
00:08:43,708 --> 00:08:46,458
یادت باشه «داوی»، عشق ما همراهته

111
00:08:49,708 --> 00:08:52,875
.کیدن»، اونا صرفا حیوون نیستن»

112
00:08:53,583 --> 00:08:58,375
.منم همینطور. راحتیش رو مهیا کنین و خواسته هاشو برآورده
.وقتی تموم شد بیاین تالار بزرگ، من اونجام

113
00:09:07,375 --> 00:09:08,333
.مارسی

114
00:09:15,875 --> 00:09:17,083
.یه نشونه است

115
00:09:17,750 --> 00:09:20,083
.علامت‌زن قبر
(گرِیو مارکر)

116
00:09:20,708 --> 00:09:22,458
.میتونیم اینجا مستقر شیم

117
00:09:22,583 --> 00:09:24,958
خدایان هم بعضی وقتا، خیلی
.نامرد بازی درمیارن

118
00:09:30,958 --> 00:09:32,958
توـم باید بهشون بپیوندی و پرستش کنی

119
00:09:33,083 --> 00:09:36,875
،خطوط مرزی کوتاه تر شدن، قدرتامون رو از دست دادیم
.سلمین هم که خبری ازش نیست

120
00:09:37,583 --> 00:09:41,833
وقتی به ماه نگاه میکنم، تنها چیزی که
.میبینم و حس میکنم، آسمون خالی ـه

121
00:09:42,583 --> 00:09:43,458
.این مراسم فایده ایی نداره

122
00:09:44,208 --> 00:09:46,000
.یا شایدم برعکس

123
00:09:46,583 --> 00:09:50,250
،شاید فرقه دارک مون (ماه تاریک) میدونه که سلمین دیگه نیست
.اما همچنان بهش ایمان دارن

124
00:09:51,208 --> 00:09:52,583
.این بیهوده نیست

125
00:09:52,708 --> 00:09:54,458
.به این میگن امید داشتن

126
00:09:54,583 --> 00:09:55,375
.ایمان داشتن

127
00:09:57,333 --> 00:09:58,458
.ایمان

128
00:09:58,500 --> 00:10:00,958
.سلمین به «اینوکر» ایمان داشت

129
00:10:01,083 --> 00:10:02,333
.ولی بهش خیانت کرد

130
00:10:02,375 --> 00:10:04,583
این به این معنی نیست که چیزی که داشت
.پیشنهاد میداد، اشتباه بوده

131
00:10:05,208 --> 00:10:06,708
.سلمین پیشنهاد هیچیو نمیداد

132
00:10:07,500 --> 00:10:08,833
.هیچوقتم ازش نخواستم

133
00:10:08,958 --> 00:10:10,833
.هیچوقت دنبال مشورت گرفتن ازش نبودم

134
00:10:12,208 --> 00:10:16,708
نیلوفرهای آبی رو پذیرفتم
 چون میخواستم برم خونه

135
00:10:16,750 --> 00:10:18,958
و نگران بودم که نکنه بانوـمون
.قبول نکنه

136
00:10:20,458 --> 00:10:22,625
.هیچ ایمانی نداشتم

137
00:10:23,500 --> 00:10:25,125
هنوز معتقدی که باید بهشون بپیوندم؟

138
00:10:36,708 --> 00:10:37,958
.با خودم گفتم شاید بخوایش

139
00:10:39,833 --> 00:10:42,125
جنس اینا از چیه؟

140
00:10:43,833 --> 00:10:45,083
جنسش از چیزیه که نمیتونی بشکونیش

141
00:10:45,750 --> 00:10:49,333
آخه ناموسا فازت چی بود
 که تا اینجا دنبالم اومدی؟

142
00:10:49,375 --> 00:10:52,500
.باید بهت کمک میکردم
.من و تو از یه قماش ـیم

143
00:10:53,208 --> 00:10:55,500
فکرمیکردم هم‌قماشی‌هات
 توی «کودویگ» بودن

144
00:10:55,583 --> 00:10:59,458
.اونا بهم نیاز نداشتن
.تو بهم نیاز داشتی

145
00:11:01,083 --> 00:11:03,625
.به زور یه چیزایی یادم میاد
.خیلی مبهم ـه همه چی

146
00:11:04,458 --> 00:11:08,250
.وارد مبارزه شدم و اوضاع خیلی بد بود

147
00:11:09,708 --> 00:11:13,083
حال «میرانا» خوبه؟

148
00:11:13,708 --> 00:11:15,083
اون شب بدترین اتفاقاتی که داشت
.میوفتاد رو پشت سرگذاشت

149
00:11:16,125 --> 00:11:18,625
.از بقیه اش دیگه خبری ندارم

150
00:11:19,333 --> 00:11:21,250
.ای کاش خبر داشتم
.ای کاش میتونستم بمونم

151
00:11:22,583 --> 00:11:25,083
.متاسفم -
.تقصیر تو نیست -

152
00:11:25,958 --> 00:11:26,750
...با این تفاوت که

153
00:11:27,708 --> 00:11:29,958
.با این تفاوت که تقصیر خودم ـه -
«نگو اینو «فیمرن -

154
00:11:30,083 --> 00:11:32,000
.میدونستم قراره اتفاق بیوفته

155
00:11:32,083 --> 00:11:35,125
.میدونستم و با اینحال گذاشتم اتفاق بیفته
.هیچکاری نکردم

156
00:11:35,208 --> 00:11:36,458
.حتی خوشحال ـم بودم

157
00:11:37,208 --> 00:11:40,458
البته اولاش خوشحال بودم؛ بعدش اون حسی
.که امیدوار بودم داشته باشم رو نداشتم

158
00:11:40,583 --> 00:11:43,958
.حس خیلی بدی میداد -
.تو میدونستی -

159
00:11:44,000 --> 00:11:46,458
قرار بود بعد از وقوع اتفاقات
 برت گردونم به برج

160
00:11:46,500 --> 00:11:51,583
.واسه همین دنبالم اومدی. کار اون بوده
.هنوزم داری بهش کمک میکنی

161
00:11:51,708 --> 00:11:54,125
!نه، نه! اینجوریا نیست

162
00:11:54,208 --> 00:11:55,250
.برو گم شو بیرون

163
00:11:55,333 --> 00:11:57,708
!لطفا -
.شاید حق با پدر باشه -

164
00:11:57,833 --> 00:11:59,500
.شاید راه و شیوه اون درست باشه

165
00:12:00,333 --> 00:12:03,958
کل زندگیم به حرفاش گوش دادم، تقریبا
.از وقتی یه پسربچه بودم

166
00:12:04,083 --> 00:12:07,458
.اما تو... تورو به زور میشناسم

167
00:12:08,083 --> 00:12:09,958
!برو گم شو بیرون

168
00:12:14,458 --> 00:12:18,125
،من خانواده ـم رو دوست دارم
.اما توـم از قماش خودم به حساب میای

169
00:12:27,458 --> 00:12:28,458
.خیلی عجیبه

170
00:12:28,500 --> 00:12:33,875
.روند درمانت خارق العاده است
.هم روندش سریع ـه هم کامل

171
00:12:34,875 --> 00:12:36,958
.باور کن هنوز درد داره

172
00:12:37,083 --> 00:12:39,250
.درد رو میشه کنترل کرد

173
00:12:40,208 --> 00:12:43,458
خب، حالا این همه اقدامات، چطوری قراره
اژدهای سرخ بزرگ رو از درونم خارج کنه؟

174
00:12:45,333 --> 00:12:48,333
،بعضی از این مرتدهای توی این تالارها

175
00:12:49,000 --> 00:12:51,083
...معتقدن که

176
00:12:52,125 --> 00:12:56,083
یه سری از ماها، توی خونمون
.خصایل اژدهایی داریم

177
00:12:56,125 --> 00:13:00,375
هیچکس نمیدونه این قبیله اژدها
.چطوری به وجود اومده

178
00:13:01,083 --> 00:13:04,500
اما سخته که بخوایم، وجودش رو انکار کنیم

179
00:13:04,583 --> 00:13:11,458
،رایلای، محافظ آیس رک
.سیمایی از اژدهای آبی رو جذب میکنه

180
00:13:11,583 --> 00:13:16,833
خواهرش «لینا» ؟ بیشتر به نظرمیاد
.یه اژدهای اخگر باشه تا انسان

181
00:13:17,458 --> 00:13:19,625
.ممکنه تغییراتت به همین دلیل باشه

182
00:13:19,708 --> 00:13:23,333
شاید به همین دلیله که همه این چیزایی
.که میبینیم، وقوعشون ممکنه

183
00:13:23,375 --> 00:13:25,708
.این هویت واقعی تو ـه

184
00:13:26,708 --> 00:13:27,958
.قبلیه اژدها

185
00:13:28,708 --> 00:13:34,833
این یعنی هیولای درونت، ممکنه بیشتر
«داوین» باشه تا «اسلایراک»

186
00:13:35,458 --> 00:13:38,375
یعنی ممکنه تا ابد بهشون پیوسته باشی

187
00:13:39,208 --> 00:13:41,208
شگفت انگیز نیست؟

188
00:13:51,750 --> 00:13:53,208
.پدر

189
00:13:53,333 --> 00:13:56,000
.کیدن میگه، داویان باید غذا بخوره

190
00:13:56,708 --> 00:14:00,833
غذابخوره؟ آره، قوتت رو حفظ کن

191
00:14:06,958 --> 00:14:07,875
برم؟

192
00:14:08,458 --> 00:14:12,125
...آره، سلام. خب -
.سلام -

193
00:14:13,208 --> 00:14:16,708
،به گمونم برگشتی به دراگون هولد
.و به پدرا هشدار دادی

194
00:14:16,833 --> 00:14:19,708
،آره، آره. یکمم نگران بودم
با پای چپ یه نفر تو دستم

195
00:14:19,750 --> 00:14:21,708
.از طریق پورتال اومدم

196
00:14:21,750 --> 00:14:25,125
چند روزی بهش خیره شده بودم تا اینکه فهمیدم
...ورم کرده و باید

197
00:14:25,208 --> 00:14:26,125
.برم

198
00:14:26,208 --> 00:14:27,958
.از اون موجودات متنفرم

199
00:14:28,000 --> 00:14:29,458
.همه متنفرن

200
00:14:30,625 --> 00:14:31,583
.گوش کن

201
00:14:32,250 --> 00:14:34,000
.کاری که ازت خواستم ـو کردی

202
00:14:34,708 --> 00:14:36,375
.بعدش کاری رو کردی که به نظرت درست بود

203
00:14:37,208 --> 00:14:40,708
.تو بهترین رفیق منی
.اینا هیچیو واسم عوض نمیکنه

204
00:14:41,625 --> 00:14:45,958
منم همینطور، بیا نوشیدنی آتیش اژدها بزن

205
00:14:46,833 --> 00:14:50,250
.بهترین شوالیه توی دراگون هولد خودتی -
داویان؟

206
00:14:51,500 --> 00:14:54,333
منو که نمیخوری، مگه نه؟

207
00:14:54,458 --> 00:14:55,458
.احتمالا نه

208
00:14:56,333 --> 00:14:59,458
.اما شاید -
.از صداقتت ممنونم -

209
00:15:14,833 --> 00:15:18,375
و اون موقع بود که گفتم
 اونجا رو... یه الدورم ـه

210
00:15:18,458 --> 00:15:21,500
این حیوون نیاز به رام شدن
 اساسی و حرفه ایی داره

211
00:15:21,583 --> 00:15:22,583
چیه؟

212
00:15:34,333 --> 00:15:37,250
.برادر کیدن، پدر میخواد ببینتت

213
00:15:51,708 --> 00:15:52,750
.همگی برید بیرون

214
00:15:53,958 --> 00:15:55,458
.باهات حرف دارم

215
00:15:56,958 --> 00:15:58,333
.با شیوه های کاری من موافق نیستی

216
00:15:59,333 --> 00:16:03,833
.حس میکنی که به داویان، دین شرافت داری
.هیچوقت این قضیه رو زیرسوال نمیبرم

217
00:16:05,000 --> 00:16:08,833
اما هر شوالیه اژدهایی واسه جنبش
.برای فدای جونش پیشقدم میشه

218
00:16:09,333 --> 00:16:11,250
.تعداد کمی مثل تو خون دادن

219
00:16:12,250 --> 00:16:13,583
.نه بیشتر

220
00:16:13,625 --> 00:16:20,583
به مدت 20 سال، من و تو باهم، تو رو به سلاحی
.تبدیل کردیم، که باید میشدی

221
00:16:20,708 --> 00:16:23,125
.تیکه به تیکه، شمشیر به شمشیر

222
00:16:24,083 --> 00:16:27,458
من هیچوقتف هیچی جز اعتمادت، نخواستم

223
00:16:27,500 --> 00:16:28,875
.الانم فقط همینو میخوام

224
00:16:30,708 --> 00:16:31,708
.اعتمادت رو

225
00:16:33,000 --> 00:16:37,833
این خون داویان ـه، استخراج و تبدیل شده

226
00:16:39,083 --> 00:16:43,500
.یه سلاح متفاوت
...تصور کن

227
00:16:44,208 --> 00:16:48,458
که برادرانمون به قدرت داویان
 دسترسی پیدا کنن

228
00:16:48,500 --> 00:16:52,625
.به قدرت یه اژدها
.به مقاومت پذیریش

229
00:16:53,625 --> 00:16:58,583
،میتونیم زخمی هامون رو شفا بدیم
.و اعضای بدنمون رو از نو پیوند بدیم

230
00:16:58,708 --> 00:17:01,458
.یا شاید حتی مرده رو زنده کنیم

231
00:17:02,000 --> 00:17:06,833
از وقتی بچه بودم رویای سلاخی کردن
.اژدهایان رو داشتم

232
00:17:07,750 --> 00:17:11,958
.با این؟ میتونم همشونو سلاخی کنم

233
00:17:12,625 --> 00:17:16,125
.این پسر، فراتر از یه پسر ـه

234
00:17:16,833 --> 00:17:21,250
.اون یه منبع نامحدود ـه

235
00:17:22,375 --> 00:17:24,083
.دیگه سر و کله اهالی لیشامز پیدا نمیشه

236
00:17:25,125 --> 00:17:26,458
کیدن؟

237
00:17:27,833 --> 00:17:28,708
!کیدن

238
00:17:38,458 --> 00:17:41,000
.کدووی» ها دارن مثل گوسفند مارو میچرونن

239
00:17:41,708 --> 00:17:46,250
میخوان مارو بکشونن توی این گذرگاه باریک
،بین محل شکار اژدهایان هوایی

240
00:17:46,833 --> 00:17:49,500
و کوه های برفی که هیچ ابزاری
.واسه عبور کردن ازشون نداریم

241
00:17:50,500 --> 00:17:53,083
پس، میان راه ورود و خروجمون
.رو میبندن و گیرمون میندازن

242
00:17:53,125 --> 00:17:55,333
.به داممون میندازن -
.بدتر شد که

243
00:17:55,458 --> 00:17:59,750
.میتونن کماندار بذارن بالاسرمون
.و اینجارو تبدیل به کشتارگاه بکنن

244
00:18:00,833 --> 00:18:03,958
یه بار همین کارو با یه گروه
پاترول هلیو امپریوم دیوصفت کردم

245
00:18:04,083 --> 00:18:07,125
.100تایی بودن، دیگه رنگ خونه رو ندیدن

246
00:18:07,208 --> 00:18:09,833
.پس باید ایجاد موضع کنیم
.باید بجنگیم

247
00:18:09,875 --> 00:18:14,000
.شجاعانه ـس، اما همچنان خودکشی ـم هست

248
00:18:14,750 --> 00:18:17,500
یه گروه از نیروهای آزاردهنده رو واسه حمله
.به قسمت عقبی میفرستیم

249
00:18:17,583 --> 00:18:20,208
.گیج و متلاشیشون میکنیم
.عملیاتشونو به تعویق میندازیم

250
00:18:21,125 --> 00:18:23,958
،وقتی که دارـن موضعشونو قوی میکنن
.از اون گذرگاه ـه فرار کن

251
00:18:24,083 --> 00:18:25,458
فرارکن؟ منظورت اینه که فرار کنیم؟

252
00:18:25,500 --> 00:18:27,333
.نه، فرار کنی

253
00:18:27,458 --> 00:18:31,000
.گروه نیروهای آزار دهنده ایی که گفتم خودمم
.فقط خودمم

254
00:18:31,708 --> 00:18:33,458
.توی شرایطش نیستی

255
00:18:33,500 --> 00:18:35,083
.که همین باعث میشه من بی مصرف باشم

256
00:18:36,083 --> 00:18:40,250
.من با «سیگن» میرم. قبل از طلوع برو
.نیروهارو آماده کن

257
00:18:41,333 --> 00:18:42,875
.ولی درباره یه چیزی اشتباه میکردی

258
00:18:43,583 --> 00:18:45,000
،به الهه اعتماد نداشتی

259
00:18:45,083 --> 00:18:47,375
.اما من اونی ـم که به شیطان اعتماد کرد

260
00:18:47,458 --> 00:18:49,875
.جفتمون بابتش مسئولیم

261
00:18:53,583 --> 00:18:54,750
.ایمان

262
00:19:49,375 --> 00:19:52,750
!نه! نه، نه، نه، نه

263
00:20:03,083 --> 00:20:05,458
.بیشتر میخوام

264
00:20:08,208 --> 00:20:09,833
!بهت که گفتم گمشو بیرون

265
00:20:09,875 --> 00:20:11,083
.آروم باش. گوش کن

266
00:20:11,125 --> 00:20:12,750
.این آدما دوستات نیستن

267
00:20:12,833 --> 00:20:14,625
!این آدما خانواده منن

268
00:20:28,375 --> 00:20:29,958
.قطعا کار مهمی کردی

269
00:20:32,875 --> 00:20:35,083
!مینه‌ی رو شکر
.بالاخره میتونم از اینجا خودمونو ببرم بیرون

270
00:21:13,833 --> 00:21:15,000
سیگن؟

271
00:21:15,833 --> 00:21:18,500
!سیگن، کومی. سیگن

272
00:21:20,708 --> 00:21:22,833
.دختره ی احمق دیوونه

273
00:21:59,666 --> 00:22:01,750
.همتون بیدار شید -
!بایستید -

274
00:22:01,875 --> 00:22:03,625
!این فرصتمون ـه -
!سلاح هاتون رو وردارید -

275
00:22:03,750 --> 00:22:06,291
شاهدخت رفت، تا من ببرمتون
.یه جای امن

276
00:22:08,375 --> 00:22:10,250
.که البته کاری ـه که تو میکنی

277
00:22:10,875 --> 00:22:12,750
.من میرانا رو زنده برمیگردونم

278
00:22:12,875 --> 00:22:15,125
!یه سوارکار! یه سوارکار درحال نزدیک شدن ـه

279
00:22:23,125 --> 00:22:26,416
.فرصتش پیش اومده
.پس ازش استفاده میکنیم

280
00:22:26,500 --> 00:22:28,291
!میشتابیم

281
00:22:29,125 --> 00:22:32,666
!برای الهه! برای شاهدخت

282
00:22:32,750 --> 00:22:34,125
.ایمان

283
00:22:49,375 --> 00:22:50,625
.باید بریم

284
00:22:51,250 --> 00:22:53,375
.من نمیرم

285
00:22:53,416 --> 00:22:56,000
.داویان. شوالیه اژدها

286
00:22:56,500 --> 00:22:59,750
.اومدم چیزی که مال خودمه رو پس بگیرم
