﻿1
00:00:13,625 --> 00:00:15,000
ساکت شو

2
00:00:16,000 --> 00:00:18,250
کر و لال

3
00:00:18,375 --> 00:00:20,666
!ساکت

4
00:00:20,750 --> 00:00:22,000
یه بار دیگه این کارو بکنی

5
00:00:22,125 --> 00:00:24,500
...چنان بلایی سرت

6
00:00:29,041 --> 00:00:31,541
!خدایا رحم کن! بکشینش

7
00:00:34,875 --> 00:00:36,500
!بکشینش -
!نه -

8
00:00:39,500 --> 00:00:41,000
الهه

9
00:00:46,500 --> 00:00:50,541
سیگن نه، من غذا نیستم، اسکل

10
00:00:53,750 --> 00:00:58,125
.مارسی، خدا رو شکر
ممنونم

11
00:00:59,666 --> 00:01:00,875
اون چی؟

12
00:01:00,916 --> 00:01:04,541
اگه شما دوتا رو به هم بدوزم
می‌تونم یه آدم سالم تحویل بدم

13
00:01:04,625 --> 00:01:05,791
فرمانده

14
00:01:05,875 --> 00:01:09,625
خب اگه مردم یا زنده موندم مراقب خودتون باشین

15
00:01:09,750 --> 00:01:11,250
همیشه یه ذره کمتر

16
00:01:11,375 --> 00:01:12,916
!امپراطور رو کشتن

17
00:01:13,000 --> 00:01:15,166
بلندش کن، از اینجا میریم

18
00:02:14,291 --> 00:02:16,250
...اون موجود

19
00:02:17,000 --> 00:02:20,875
امپراطور رو دزدید. اونا کشتنش

20
00:02:20,916 --> 00:02:21,916
تو وظیفه‌ات رو انجام دادی

21
00:02:22,000 --> 00:02:24,750
اون موجود هر چی هست
الان مشکل منه

22
00:02:25,375 --> 00:02:29,000
...سلحشور خورشید. اسلیر، خورشید

23
00:02:30,500 --> 00:02:32,000
به افتخار خورشید

24
00:02:32,041 --> 00:02:34,750
!عقب! داره از عقب میاد

25
00:02:49,000 --> 00:02:50,375
اسلیر

26
00:02:50,916 --> 00:02:51,875
!عقب نشینی کنین

27
00:02:58,000 --> 00:02:59,041
!عقب نشینی

28
00:02:59,125 --> 00:03:00,791
!همه برن -
!همه برن -

29
00:03:00,875 --> 00:03:03,375
شعله‌ای ناچیز در برابر پدر آتش؟

30
00:03:03,500 --> 00:03:07,000
مثل این میمونه که سنگ به کوه پرت کنی

31
00:03:07,125 --> 00:03:11,666
دویان، باید بهم گوش کنی -
دویانی در کار نیست -

32
00:03:26,375 --> 00:03:30,666
.نمی‌دونم چطوری اینجوری شدی
ولی می‌دونم کی درونته

33
00:03:30,750 --> 00:03:32,166
دویان

34
00:03:32,250 --> 00:03:35,416
بالاخره ارتباطی که باهاش حس می‌کنم رو فهمیدم

35
00:03:35,500 --> 00:03:39,916
.خودتی نه؟ همیشه تو بودی
تو به اینجا تعلق نداری

36
00:03:40,000 --> 00:03:42,125
باید دویان رو به ما برگردونی

37
00:03:42,250 --> 00:03:46,666
موش فرار کرد. آوازش ناپدید میشه

38
00:03:46,750 --> 00:03:49,125
فقط من می‌مونم

39
00:03:49,750 --> 00:03:53,375
نه، من... می‌تونم صداشو بشنوم و ببینمش

40
00:03:53,916 --> 00:03:57,125
اون گم شده و ترسیده و تنهاست

41
00:03:57,250 --> 00:04:01,291
اکویی از رعده، چیزی جز این نیست

42
00:04:01,375 --> 00:04:04,375
.دویان اینو نمی‌خواد
هیچوقت اینو نمی‌خواست

43
00:04:04,416 --> 00:04:08,375
.چیزی که اون موش می‌خواد هیچی نیست
چیزی که داره هیچی نیست

44
00:04:08,500 --> 00:04:11,500
چشم رو بهم بده

45
00:04:11,541 --> 00:04:16,500
هیچی بهت نمیدم و اجازه نمیدم اونو اسیر کنی

46
00:04:16,541 --> 00:04:20,750
.هیچ برتری‌ای نداری
هیچ تویی وجود نداره

47
00:04:20,791 --> 00:04:27,541
تو فرزند آتشی، بخشی از منی و از من پیروی می‌کنی

48
00:04:39,500 --> 00:04:44,500
!من فرزند هیچکس نیستم، من خود آتشم

49
00:05:02,208 --> 00:05:04,333
همیشه آتش بودم

50
00:05:10,833 --> 00:05:13,250
!جلوشو بگیرین! جلوشو بگیرین

51
00:05:13,333 --> 00:05:14,708
لینا؟

52
00:05:16,083 --> 00:05:19,125
فکر کنم امپراطور نه گفت که اونو از بالا انداختی پایین

53
00:05:19,208 --> 00:05:20,750
یادم نمیاد

54
00:05:20,833 --> 00:05:23,458
حتی خشمم درمورد چشم رو هم یادم نمیاد
...حتی درمورد

55
00:05:23,500 --> 00:05:26,458
میرانا؟ می‌دونم، حسش کردم

56
00:05:26,500 --> 00:05:29,833
.می‌خواستم بندازمت زندان
یه چاله‌ی بتنی در انزوای خودت

57
00:05:29,958 --> 00:05:32,750
تا اینکه ببینم باید باهات چیکار
و چطوری کمکت کنم

58
00:05:32,833 --> 00:05:34,375
نایب السلطنه کاشورا مخالفت کرد

59
00:05:34,458 --> 00:05:37,458
گذاشتن آزاد باشم؟ -
اونا تو رو قهرمان کردن -

60
00:05:37,583 --> 00:05:39,833
کاشورا به همه گفت که چطور اون موجود ظاهر شد
و تو جلوشو گرفتی

61
00:05:39,875 --> 00:05:42,250
و تو شوالیه اژدهای شجاع سعی کردی
جلوشو بگیری

62
00:05:42,833 --> 00:05:45,333
اگه کسی نزدیک به پرنسس

63
00:05:45,375 --> 00:05:47,208
سعی می‌کرد امپراطور رو بکشه
صورت خوشی نداشت

64
00:05:47,333 --> 00:05:48,708
یه دروغ بهترش نمی‌کنه

65
00:05:48,833 --> 00:05:51,958
غافلگیر میشی اگه بدونی چقدر بهترش می‌کنه
و چقدر نه

66
00:05:52,750 --> 00:05:55,125
ایمپریوم هنوز توی هرج و مرجه

67
00:05:55,208 --> 00:05:58,458
سنا یه نماینده انتخاب می‌کنن
ولی مهم نیست

68
00:05:58,500 --> 00:06:01,458
هیچکی نیست که همه خاندان‌ها ازش حساب ببرن

69
00:06:01,583 --> 00:06:03,333
جنگ داخلی اجتناب ناپذیره

70
00:06:03,458 --> 00:06:08,208
.قدیما خیلی‌ها درموردم چیزایی می‌گفتن
تنها کاری که بلدم نابود کردن، کشتن

71
00:06:08,250 --> 00:06:10,958
و سوزوندن چیزاست. شاید حق داشتن

72
00:06:11,000 --> 00:06:11,958
تو این کارو نکردی

73
00:06:12,083 --> 00:06:15,583
.جوری رفتار نکن که انگار منو می‌شناسی
انگار که می‌دونی چیکار کردم

74
00:06:15,708 --> 00:06:17,625
بعد از اتفاق دیشب فکر کنم می‌دونم

75
00:06:17,708 --> 00:06:21,500
.من برای همیشه نابود شده بودم
بعدش منو بیرون کشیدی، نجاتم دادی

76
00:06:21,583 --> 00:06:25,083
.ممکنه خیلی‌ها رو نجات داده باشی
به نظرم میتونی تعداد بیشتری هم نجات بدی

77
00:06:25,125 --> 00:06:27,625
به چشم نیاز دارم. هیلیو ایمپریوم به یه
نایب نیاز دارن

78
00:06:27,708 --> 00:06:28,583
دویان

79
00:06:28,625 --> 00:06:32,833
.می‌بینم بقیه چطوری باهات رفتار می‌کنن
اونا عاشقتن، تو قهرمانشونی

80
00:06:32,958 --> 00:06:37,458
من هیچ مقامی ندارم. یه خاندان  پایین رتبه‌ام
و خیال می‌کنی نایبی رو بهم میدن؟

81
00:06:37,500 --> 00:06:40,208
مردم پشتت درمیان

82
00:06:41,208 --> 00:06:43,208
آتیش رو جمع کن

83
00:06:45,250 --> 00:06:49,708
به نظرت نگهبان‌ها رو صدا کنیم؟
یا در زدن کافیه؟

84
00:06:59,208 --> 00:07:03,083
حتما مردم. فرشته می‌بینم

85
00:07:03,125 --> 00:07:04,750
بانداژ

86
00:07:04,833 --> 00:07:08,458
این صدای دوزخی خلوت منو به هم میزنه

87
00:07:08,583 --> 00:07:13,583
اون بهترین سیلک ایمپریومه که
از کاخ دزدیده شده

88
00:07:13,708 --> 00:07:14,875
محلول ضد عفونی

89
00:07:17,708 --> 00:07:19,208
خوشحالم زنده موندی ولی بیهوده بود

90
00:07:19,666 --> 00:07:22,250
پرنسست مرده

91
00:07:40,041 --> 00:07:45,791
...در آسودگی، نه مرده بلکه رویای بی جانی
بی حرکت همچون سپیده‌دم زمستان

92
00:07:45,875 --> 00:07:51,625
ستاره صبحگاهی برمی‌خیزد. مرثیه‌های خشمی
ساکت با نوری ضعیف از نیاکان

93
00:07:51,750 --> 00:07:56,166
زیباست، ولی نمیدونم یعنی چی

94
00:07:56,250 --> 00:07:59,541
چه حسی بهت داد؟ -
ناراحتی -

95
00:07:59,625 --> 00:08:01,375
پس کاملا فهمیدی

96
00:08:02,541 --> 00:08:05,750
و اگه می‌گفتم خوشحالم کرده؟ -
پس بازم همون جواب رو میدادم -

97
00:08:06,875 --> 00:08:10,500
هی، باید این اتفاق بیوفته؟

98
00:08:12,500 --> 00:08:15,375
داره بدتر میشه -
نه، یه چیز دیگه ست -

99
00:08:15,500 --> 00:08:18,625
...نور بیشتر. خورشید بیشتر
!پنجره‌ها

100
00:08:38,375 --> 00:08:40,500
پرنسس برمی‌خیزه

101
00:08:43,250 --> 00:08:47,791
هاله مرگ ناپدید شده انگار که
از خون خودت سوزوندیش

102
00:08:47,875 --> 00:08:52,250
.شما گیر کرده بودین پرنسس
بین دنیای مردگان و زندگان

103
00:08:52,375 --> 00:08:55,416
.سعی کردم عذابتون رو در قالب شعر بگم
می‌خواین بشنوین؟

104
00:08:56,375 --> 00:08:58,125
خیلی هم خوبه

105
00:08:58,250 --> 00:08:59,250
اون یه اژدهاست

106
00:08:59,291 --> 00:09:01,750
تعداد 36 بند شعره

107
00:09:01,875 --> 00:09:05,125
ممنونم ولی بمونه واسه بعد

108
00:09:07,000 --> 00:09:09,041
فکر نمی‌کردم امیدی باشه

109
00:09:09,125 --> 00:09:12,875
من به سنا و شورای جنگ اطلاع میدم

110
00:09:13,000 --> 00:09:18,500
صبر کن. تا وقتی قاتل رو پیدا کنیم
این حادثه نباید از این اتاق به بیرون درز کنه

111
00:09:18,541 --> 00:09:23,250
...با مردن امپراطور -
ببخشید؟ امپراطور چی؟ -

112
00:09:23,291 --> 00:09:26,125
آره. شاید بهتر بود بهت می‌گفتم

113
00:09:26,166 --> 00:09:29,541
یه نیمه اژدها اونو از بالا پرت کرد پایین

114
00:09:30,500 --> 00:09:31,416
پخش و پلا شد

115
00:09:33,875 --> 00:09:38,125
مارو تنها بذارین. من و پرنسس باید صحبت کنیم

116
00:09:40,541 --> 00:09:44,750
یه حسی رو یادمه. یه آرامش گرم خاص

117
00:09:44,791 --> 00:09:46,666
می‌تونستم تاابد داخلش بمونم

118
00:09:47,250 --> 00:09:53,125
.اما یه صدایی هم بود
صدایی آروم ولی ماندگار

119
00:09:53,166 --> 00:09:58,000
صدای مادرم بود که بیدارم می‌کرد
انگار که یه بچه‌ام

120
00:09:58,125 --> 00:10:02,291
مادرتون چی گفت؟ -
یه کلمه. به یاد داشته باش -

121
00:10:02,375 --> 00:10:08,541
جایگاهت رو یادت باشه، وظیفه‌ات رو یادت باشه
و یادت باشه عزیزی

122
00:10:08,625 --> 00:10:11,875
بله -
نصحیتش به شما به عنوان یه دختر -

123
00:10:11,958 --> 00:10:16,458
به عنوان امپراطور، شما می‌تونین
به بیشتر از یه ارتش ساده دستور بدین

124
00:10:16,583 --> 00:10:18,958
اما جایگاهم اینجا خواهد بود

125
00:10:19,083 --> 00:10:23,958
پس جایگاهتون رو یادتون باشه
و وظیفه‌تون رو یادتون باشه

126
00:10:24,083 --> 00:10:27,750
اما نصیحت آخر مادرم
جلوی منو می‌گیره

127
00:10:27,833 --> 00:10:31,000
اون پرچم ها رو می‌بینین؟
به افتخار پدرتون هستن

128
00:10:31,083 --> 00:10:33,458
بقیه نه

129
00:10:33,500 --> 00:10:38,250
اما مردم زیر پرچم،  نیروی پدرتون بودن

130
00:10:38,333 --> 00:10:39,666
اونا می‌تونن نیروی شما باشن

131
00:10:39,666 --> 00:10:43,250
منظورت اینه که باید کاری کنم
مردم دوستم داشته باشن

132
00:10:43,333 --> 00:10:45,833
شما باید خودتون باشید

133
00:10:46,458 --> 00:10:49,333
سنا امروز یه نایب انتخاب می‌کنه

134
00:10:49,375 --> 00:10:53,375
ترجیح میدم امپراطور خودمون رو معرفی کنیم

135
00:10:54,458 --> 00:10:56,583
وظیفه‌ام رو یادم اومد

136
00:11:26,333 --> 00:11:29,458
بذار کمکت کنم -
ممنونم فرزندم -

137
00:11:29,500 --> 00:11:32,625
.نباید اینجا تنها باشین
نباید نزدیک «شدو ترس» باشین

138
00:11:32,708 --> 00:11:35,833
شدو ترس؟ اسمش اینه؟

139
00:11:35,875 --> 00:11:37,958
بیاین، کنار من بشینین

140
00:11:38,958 --> 00:11:42,833
قبلا به چشمانم برای پرسه زدن توی جنگل
نیازی نداشتم

141
00:11:42,875 --> 00:11:45,208
اما شرایط عوض شده

142
00:11:46,208 --> 00:11:51,458
آره، خیلی عوض شده -
به سختی اینجا رو یادم میاد -

143
00:11:52,333 --> 00:11:54,000
حتی خونه خودم رو نمی‌شناسم

144
00:11:54,833 --> 00:11:58,083
بدون خونوادمون مثل سابق نیست

145
00:11:58,208 --> 00:12:03,750
...دایفد، ادارا، ایدوال
مطمئنم خیلی دلتنگشون هستی

146
00:12:03,833 --> 00:12:05,083
می‌شناختیشون؟

147
00:12:05,208 --> 00:12:11,333
همه می‌شناختنشون. می‌دونستن چقدر دوست دارن
همه جا دنبالت میومدن

148
00:12:12,083 --> 00:12:18,000
حتی تا مرگشون.  همه میدونستن تقصیر تو بود

149
00:12:18,500 --> 00:12:23,583
.یه راهی برای درست کردنش هست
حاضری چیکار کنی به خاطرش؟

150
00:12:23,708 --> 00:12:26,208
هر کاری. هر کاری میکنم

151
00:12:26,250 --> 00:12:30,833
بیا پیشم فرزندم. بیا نزدیک تر فیمرین

152
00:12:30,875 --> 00:12:37,583
راحته. تنها کاری که باید بکنی
اینه که بهم اجازه بدی

153
00:12:40,500 --> 00:12:43,458
به یه دروغگو ایمان داشتی

154
00:12:43,500 --> 00:12:45,958
ازت استفاده کرد تا انتقامش رو بگیره

155
00:12:46,083 --> 00:12:51,458
همیشه دروغ میگه و همیشه ازت استفاده می‌کنه

156
00:12:52,083 --> 00:12:53,958
دروغ هاش رو انکار کن

157
00:12:56,083 --> 00:12:58,083
خودش رو انکار کن

158
00:13:04,166 --> 00:13:08,833
نمی‌تونین با ارتش شخصیتون و با پرچم خاندانتون
وارد شهر بشید

159
00:13:08,916 --> 00:13:12,291
داری ادعای اختیاراتی رو می‌کنی که نداری

160
00:13:12,416 --> 00:13:17,666
زال مرده، شبارا مرده ولی
قانون مونده

161
00:13:17,791 --> 00:13:24,083
ایمپریوم به رهبری نیاز داره. به قدرت نیاز داره
اسم من و ارتشم می‌تونه فراهمش کنه

162
00:13:24,166 --> 00:13:27,916
پس فراهمش کن، از اون طرف رودخونه

163
00:13:27,958 --> 00:13:32,166
این مردها و زن‌ها شهروندانی هستن
که دارن میرن به یه جلسه عمومی

164
00:13:32,208 --> 00:13:33,916
همینطور ایشون

165
00:13:36,375 --> 00:13:40,041
قدرت برای بازی نیست -
می‌خوام برم خونه -

166
00:13:40,125 --> 00:13:43,250
هفت تا خونه رو  توی هفت سال خاکستر کردی

167
00:13:43,291 --> 00:13:45,125
الان این خونه توئه

168
00:13:45,250 --> 00:13:48,875
معبد خورشید هرج و مرجت رو منظم می‌کنه

169
00:13:49,000 --> 00:13:52,666
 .و نقاط ضعفت رو نقاط قوتت می‌کنه
ما نجاتت میدیم

170
00:13:53,416 --> 00:13:54,750
این یه زندانه

171
00:13:54,875 --> 00:13:57,875
 شما فکر می‌کنین من دختر کوچولویی هستم
که ممکنه کل دنیا رو بسوزونه

172
00:13:57,916 --> 00:14:00,666
می‌تونم یه جنگجو باشم، یه محافظ

173
00:14:00,750 --> 00:14:03,916
،هیچی برای آموزش نداری
از اینجا خسته شدم

174
00:14:04,000 --> 00:14:07,500
تو یه اسلحه‌ای. بدون راهنمایی باعث نابودی هستی

175
00:14:07,625 --> 00:14:10,250
متاسفانه همیشه همین می‌مونی

176
00:14:10,375 --> 00:14:15,125
تو نمی‌دونی کی هستم
هیچکی نمی‌دونه و نخواهد دانست

177
00:14:17,125 --> 00:14:18,750
می‌خوان همدیگه رو بکشن

178
00:14:18,791 --> 00:14:21,791
.مطمئنم همین رو می‌خوان
مطمئنم فکر می‌کنن ارزشش رو داره

179
00:14:21,875 --> 00:14:23,625
قبلا همچین رویاهایی داشتم

180
00:14:23,750 --> 00:14:26,750
فکر می‌کردم اگه امپراطور نباشه
چقدر اوضاع بهتر میشه

181
00:14:26,791 --> 00:14:29,625
بدون خونواده سلطنتی، یه جمهوری هیلیو

182
00:14:30,291 --> 00:14:32,416
فکر می‌کردم اگه شبارا کنار بکشه

183
00:14:32,500 --> 00:14:35,666
شاید سنا کنترل رو به دست بگیره
و اینجا رو جای بهتری کنه

184
00:14:35,750 --> 00:14:37,625
یه جای عادلانه تر، ولی الان؟

185
00:14:37,750 --> 00:14:42,000
.ارتش تیومیر توی خیابوناست
نگهبان‌های پراتوریان هم آماده جنگن

186
00:14:42,041 --> 00:14:44,541
ولی سنا اونو نایب معرفی می‌کنن

187
00:14:44,625 --> 00:14:48,250
ازش می‌ترسن. به پولش زیادی علاقه دارن

188
00:14:48,291 --> 00:14:51,375
پس به گمونم سوال اینه که
تو می‌خوای درموردش چیکار کنی؟

189
00:14:53,250 --> 00:14:55,125
سوختن یه خونه دیگه رو نگاه نمی‌کنم

190
00:14:56,750 --> 00:14:59,375
ایمپریوم در شرایط سختیه

191
00:15:00,166 --> 00:15:05,375
خدا امپراطور شبارا توسط یک اهریمن فراری
کشته شد

192
00:15:05,500 --> 00:15:11,750
.پرنسس خورشید مرده
هیچ وارث یا امیدی به کسی نیست

193
00:15:11,875 --> 00:15:14,500
ما به یه نائب نیاز داریم

194
00:15:14,625 --> 00:15:19,750
یه رهبر قدرتمند برای آوردن ظهوری جدید به امپراطوری

195
00:15:19,791 --> 00:15:21,166
و اون شخص کیه؟

196
00:15:25,916 --> 00:15:29,041
تیومیر از ثروت خانواده‌اش برای
خرید مقام استفاده کرد

197
00:15:29,125 --> 00:15:32,125
الان خیال می‌کنه برای خرید یه امپراطوری می‌تونه
ازش استفاده کنه

198
00:15:32,250 --> 00:15:33,750
شبارا ضعیف بود

199
00:15:33,875 --> 00:15:37,250
نمی‌تونست از ایمپریوم محافظت کنه
حتی از خودشم نمی‌تونست محافظت کنه

200
00:15:37,375 --> 00:15:39,791
حالا از ما می‌خواین از یه متظاهر دیگه
پیروی کنیم؟

201
00:15:39,875 --> 00:15:43,500
.من می‌تونم از خودمون محافظت کنم
منو نایب اعلام کنین

202
00:15:43,541 --> 00:15:48,000
تو؟ با قدرتی که داری
تونستی نصف شهرو نابود کنی

203
00:15:48,041 --> 00:15:52,166
ولی بازم نتونستی قاتل امپراطور رو
به سزاش برسونی

204
00:15:52,250 --> 00:15:55,125
من سعی کردم جلوشو بگیرم ولی نتونستم

205
00:15:55,250 --> 00:15:59,125
اسلیر اونو فرستاد همونجایی که
ازش اومده بود

206
00:15:59,166 --> 00:16:03,291
.اون جون خیلی‌ها رو نجات داد
بدون اون الان منم مرده بودم

207
00:16:03,375 --> 00:16:06,750
تو اینجا هیچ رأیی نداری، شوالیه اژدها

208
00:16:06,875 --> 00:16:08,666
اینجا رو بنگرید

209
00:16:08,750 --> 00:16:14,666
علیا حضرت میرانا. دختر زال
پرنسس خورشید

210
00:16:14,750 --> 00:16:17,250
به نورش بنگرید

211
00:16:19,166 --> 00:16:23,291
نایب السلطنه، اعضای محترم شورا، سناتورها

212
00:16:23,375 --> 00:16:29,500
نزدیک بود تیر یک قاتل جون منو بگیره
ولی به سادگی نمیشه جلوی منو گرفت

213
00:16:29,625 --> 00:16:33,291
به عنوان تنها وارٍث این تخت

214
00:16:33,375 --> 00:16:37,375
قصد دارم مثل پدرم که قبل از من
فرمانروایی کرد، فرمانروایی کنم

215
00:16:37,416 --> 00:16:41,500
 سال‌ها به خاطر خیانت پیش مجبور شدم
از خونه فرار کنم

216
00:16:41,625 --> 00:16:44,500
خیانت جدید مجبورم می‌کنه برگردم

217
00:16:44,541 --> 00:16:48,500
طبق پیش بینی تهدید کوریل تاوی داره پدیدار میشه

218
00:16:48,541 --> 00:16:52,166
انکلیو که نسل‌ها ساکت بود
برای جنگ لشکر کشی میکنه

219
00:16:52,750 --> 00:16:57,000
ما به متحدینمون ملحق میشیم
و اونا رو باهم مجبور به عقب نشینی می‌کنیم

220
00:16:57,041 --> 00:17:00,000
این دیوونگیه. نمی‌دونم کی بدتره

221
00:17:00,125 --> 00:17:03,000
تیومیر که از ثروتش برای خرید قدرت استفاده می‌کنه

222
00:17:03,125 --> 00:17:06,375
یا میرانا که تخت رو به خاطر تصادف تولد می‌خواد

223
00:17:06,500 --> 00:17:10,750
تو مارو ترک کردی، تخت شاهی رو رد کردی

224
00:17:10,875 --> 00:17:13,625
و الان باید این درخواست و خودت رو قبول کنیم؟

225
00:17:13,750 --> 00:17:16,875
من هیچوقت خونه یا وظیفه‌ام رو فراموش نکردم

226
00:17:16,916 --> 00:17:20,041
بارها جونم رو برای هیلیو ایمپریوم به خطر انداختم

227
00:17:20,125 --> 00:17:23,291
پرنسس میرانا می‌خواد پسر و دختراتون رو بفرسته

228
00:17:23,375 --> 00:17:26,500
تا برای جنگل نایت سیلور از خونریزی بمیرن

229
00:17:26,625 --> 00:17:28,250
و برای الهه‌ی خودش

230
00:17:28,375 --> 00:17:31,125
اگه منه برگرده، یعنی نابودی دنیا

231
00:17:31,250 --> 00:17:33,750
برای جاه طلبی تو چقدر راحت میشه

232
00:17:33,875 --> 00:17:38,375
به پرنسس به احترام پدرش احترام بذارین
برای خدمات تیومیر ازش تجلیل کنین

233
00:17:38,416 --> 00:17:43,000
ولی به خاطر امپراطوری
یکی از خودتون رو انتخاب کنین

234
00:17:43,666 --> 00:17:46,041
کافیه. رای می‌خوام

235
00:17:46,666 --> 00:17:48,625
پرنسس برای فرمانروایی آمادگی ندارن

236
00:17:48,750 --> 00:17:52,125
ولی من می‌تونم مثل الان و حتی بهتر
به امپراطوری خدمت کنم

237
00:17:52,791 --> 00:17:57,791
من درخواستم رو پس می‌گیرم و اسلیر رو پیشنهاد میم

238
00:18:00,375 --> 00:18:04,666
لگاتوس تیومر رای می‌خواد

239
00:18:05,250 --> 00:18:07,791
 این حلقه‌ای که الان بالای سرت می‌گذاریم

240
00:18:07,875 --> 00:18:10,375
نشان دهنده‌ی نه تنها وسعت قدرتتان

241
00:18:10,500 --> 00:18:15,000
.بلکه سنگینی بار روی دوشتان است
نایب ما، صدای ما

242
00:18:15,125 --> 00:18:17,625
خدمتگار و محافظ ما

243
00:18:17,666 --> 00:18:22,125
من صدای شما، خدمت گذار شما و محافظ شما هستم

244
00:18:30,291 --> 00:18:31,500
!سپرها آماده

245
00:18:33,125 --> 00:18:34,500
!اسلحه‌ها آماده

246
00:18:35,500 --> 00:18:37,791
!اون بالا -
!توی آسمون -

247
00:18:37,875 --> 00:18:38,750
چه کوفتی؟

248
00:18:54,166 --> 00:18:56,000
تخت شاهی سولار شجاعتت رو ستاش می‌کنه

249
00:18:56,041 --> 00:19:00,166
ژنرال هام گزارش دادن که به تنهایی
ارکنیدها رو فراری دادی

250
00:19:00,250 --> 00:19:03,000
ارتش هفتم شانس آورد که کمک کردی

251
00:19:03,041 --> 00:19:04,250
بله عالیجناب

252
00:19:04,375 --> 00:19:07,041
اما چرا به من نیاز داشتن
وقتی شما رو داشتن؟

253
00:19:07,791 --> 00:19:09,000
ببخشید؟

254
00:19:09,041 --> 00:19:13,000
.شما خدا امپراطور هستین
وقتی شما رو داشتن چرا به من نیاز داشتن؟

255
00:19:13,875 --> 00:19:19,000
.اونا منو دارن، همه منو دارن
چه پاداشی می‌خوای؟

256
00:19:19,041 --> 00:19:22,875
ارتش خودت؟ یه صندلی در مجلس سنا
یا شاید یه اسم؟

257
00:19:22,916 --> 00:19:24,916
ارتشتون یه اسم بهم دادن

258
00:19:26,000 --> 00:19:28,750
!اسلیر

259
00:19:28,791 --> 00:19:31,625
!اسلیر! اسلیر

260
00:19:31,666 --> 00:19:36,500
!اسلیر! اسلیر

261
00:19:37,125 --> 00:19:41,666
هر موقع راحت بودین باید درمورد
ترکیب شورای جنگ امپراطوری

262
00:19:41,750 --> 00:19:44,625
صحبت کنیم

263
00:19:45,250 --> 00:19:48,375
.بله بله، البته
ببخشید

264
00:19:55,041 --> 00:19:57,625
قبلا روی پاهای پدرم که رو تخت بود می‌نشستم

265
00:19:57,750 --> 00:19:59,750
نقض قانون بزرگی بود

266
00:20:00,375 --> 00:20:03,666
متوجه نبودم، فکر نکنم براش مهم بود

267
00:20:03,750 --> 00:20:07,000
مطمئنم مهم نبود. پدرتون آدم شریفی بود

268
00:20:07,041 --> 00:20:08,625
برای اینجا شرافتش زیادی بود

269
00:20:08,750 --> 00:20:13,125
اینو هم مطمئنم. بیشتر از هر چیز دیگه‌ای مطمئنم

270
00:20:13,166 --> 00:20:14,916
نمی‌تونم اینجا بمونم

271
00:20:15,000 --> 00:20:17,666
برای مدت زیادی کارای نیمه تمومی گذاشتم

272
00:20:17,750 --> 00:20:21,500
پس شاید این به نفع شما شد -
اگه دلتو خوش می‌کنه -

273
00:20:21,625 --> 00:20:22,875
هیچکدوم اینا شخصی نبود

274
00:20:22,916 --> 00:20:26,375
همه چی شخصیه. اینه که از ما انسان میسازه

275
00:20:26,416 --> 00:20:29,500
شما اون چیز یا شخصی نیستین که تصور می‌کردم

276
00:20:29,625 --> 00:20:32,791
.فکر می‌کردم مثل اون هستین
مثل شبارا

277
00:20:32,875 --> 00:20:35,416
فکر می‌کردم شما دوتا اوضاع رو بدتر می‌کنین

278
00:20:35,500 --> 00:20:38,125
.خب الان بدتر شده
پس به گمونم درسته

279
00:20:39,250 --> 00:20:42,375
اما نه طوری که تصوراتت می‌گفت

280
00:20:42,500 --> 00:20:45,041
اشتباه می‌کردم -
غیرقابل جبران نیست -

281
00:20:45,125 --> 00:20:48,375
پس اگه کوریل تاوی جرات کنه
به ما حمله کنه

282
00:20:48,500 --> 00:20:51,166
خودم به جنگل نایت سیلور سفر می‌کنم

283
00:20:51,250 --> 00:20:55,291
از انکلیو اونا صحرا می‌سازم
و صلح رو برقرار می‌کنم

284
00:20:57,000 --> 00:20:58,291
علیا حضرت

285
00:21:01,000 --> 00:21:02,375
پرنسس

286
00:21:02,500 --> 00:21:06,250
.خدایا، از دیدنت خوشحالم
اینکه فهمیدم حالت خوبه

287
00:21:06,291 --> 00:21:08,500
آزار، یه لحظه بهمون وقت بده

288
00:21:10,125 --> 00:21:11,541
اگه میدونستم که

289
00:21:11,625 --> 00:21:13,291
حالت بهتر شده میومدم پیشت

290
00:21:13,375 --> 00:21:14,375
نمیشد بدونی

291
00:21:14,416 --> 00:21:17,500
باید بهم می‌گفتی -
به هیچکس نگفتیم -

292
00:21:17,541 --> 00:21:20,125
ببین، من اینا رو نخواستم

293
00:21:20,250 --> 00:21:22,166
پس دقیقا چی می‌خواستی؟

294
00:21:22,666 --> 00:21:23,916
اسلایرک منو فرستاده

295
00:21:24,541 --> 00:21:28,166
.نمیدونستم اینجایی
هیچ امیدی نداشتم

296
00:21:28,250 --> 00:21:30,625
اسلایرک فرستادت که امپراطور رو بکشی
و به سنا دروغ بگی؟

297
00:21:30,666 --> 00:21:32,875
اون فرستادت که اینجا رو زیر و رو کنی؟

298
00:21:32,916 --> 00:21:36,166
منو فرستاد تنها چیزی که ممکنه جلوی
تروربلید رو بگیره پیدا کنم

299
00:21:36,250 --> 00:21:40,000
.لینا میتونه کمکم کنه گیرش بیارم
بقیه اتفاقات اینجوری افتاد

300
00:21:40,125 --> 00:21:44,250
پس با اونی؟ -
فعلا تا وقتی که تموم بشه -

301
00:21:44,291 --> 00:21:47,791
تا وقتی که به خواسته‌ات برسی -
می‌دونی چی می‌خوام -

302
00:21:47,875 --> 00:21:51,791
آخرین باری که توی انکلیو دیدمت
برای نجات جون ما می‌جنگیدی

303
00:21:51,875 --> 00:21:55,000
یادمه برای من چه خطری به جون خریدی

304
00:21:55,041 --> 00:21:57,541
به درگاه الهه دعا کردم
که هنوز اون تو باشی

305
00:21:58,541 --> 00:22:03,666
دعا کردم که دویان من از هیولایی که
داخل هست شکست نخوره

306
00:22:03,750 --> 00:22:09,875
و الان اینجایی، با یه چهره آشنا
ولی برام سواله که می‌شناسمت یا نه

307
00:22:10,000 --> 00:22:12,000
من همون مردیم که یادته

308
00:22:12,041 --> 00:22:15,041
مردی که یادمه بهم قول داد حقیقت رو می‌بینه

309
00:22:15,125 --> 00:22:17,666
بهم قول داد یه راهی باهم پیدا می‌کنیم

310
00:22:17,750 --> 00:22:20,000
آزار -
میرانا -

311
00:22:21,250 --> 00:22:23,125
خوشحالم حالت خوبه

312
00:22:33,000 --> 00:22:35,500
ببخشید که این وقت شب مزاحم شدم، پرنسس

313
00:22:36,041 --> 00:22:38,000
یه ملاقاتی دارین

314
00:22:49,791 --> 00:22:52,125
خبری دارم که دوست داری بشنوی
و خبری دارم که دوست نداری

315
00:22:52,916 --> 00:22:54,416
قاتلت رو پیدا کردیم

316
00:22:54,500 --> 00:22:56,791
و چیزی که دوست ندارم چیه؟

317
00:22:56,875 --> 00:23:01,041
هنوز زنده ست و می‌دونیم کی اجیرش کرده

318
00:23:01,125 --> 00:23:03,875
چند ساعت پیش تاج رو سرش گذاشتن
