﻿1
00:00:17,625 --> 00:00:18,500
‫جالبه

2
00:00:18,625 --> 00:00:20,041
‫با وجود نوری با همچین طول موجی

3
00:00:20,125 --> 00:00:22,791
‫باید یه تابش گرمایی قابل مشاهده در کار باشه

4
00:00:27,875 --> 00:00:32,750
‫انرژی از سنگ ساطع می‌شه
‫ولی شبیه چیزی نیست که قبلا دیده باشم

5
00:00:37,500 --> 00:00:39,250
‫آزمایش لازمه

6
00:00:42,125 --> 00:00:44,791
‫شگفت انگیزه
‫به نظر میاد انرژیش

7
00:00:44,875 --> 00:00:47,375
‫روی حالات ذهنی موجودات زنده تاثیر می‌ذاره

8
00:00:47,416 --> 00:00:49,416
‫سوژه‌های آزمایشی به طور انفرادی

9
00:00:50,000 --> 00:00:50,875
‫باهوش‌تر می‌شن

10
00:00:51,000 --> 00:00:54,375
‫خود به خود تبدیل به یه گروه هوشمند می‌شن

11
00:01:03,250 --> 00:01:07,000
‫به نظر میاد که اعضای ناشناخته از همنوعان خودشون رو

12
00:01:07,041 --> 00:01:08,750
‫چیزی جز غذا نمی‌دونن

13
00:01:16,375 --> 00:01:17,500
‫نه

14
00:01:23,875 --> 00:01:27,500
‫پدر، واقعا موقعیت بدی برای نبودنته

15
00:02:14,000 --> 00:02:18,958
دوتا: خون اژدها

16
00:02:28,208 --> 00:02:30,291
‫[ قسمت سوم: زندگی غریبه ]

17
00:02:30,375 --> 00:02:31,541
‫سرعتت خیلی پایینه

18
00:02:33,541 --> 00:02:34,625
‫می‌گیرمت

19
00:02:37,041 --> 00:02:39,000
‫تو گرگی

20
00:02:42,000 --> 00:02:43,291
‫اون چیه؟

21
00:02:51,250 --> 00:02:52,166
‫تا اونجا باهات مسابقه می‌دم

22
00:02:57,875 --> 00:02:59,166
‫می‌تونی ببینیش؟

23
00:03:01,041 --> 00:03:03,000
‫یا ستاره سپیده دم

24
00:03:03,541 --> 00:03:04,875
‫ازش خوشم نمیاد

25
00:03:06,791 --> 00:03:07,875
‫برگرد

26
00:03:34,750 --> 00:03:39,125
‫صدای کوفتی، کل محله رو بیدار می‌کنه

27
00:03:39,166 --> 00:03:41,541
‫حتما جنابعالی ارزشش رو درک می‌کنید...

28
00:03:41,625 --> 00:03:45,875
‫شمش‌های مسی تقلبی بودن
‫و اون با خدمه من هم بدرفتاری کرد

29
00:03:46,000 --> 00:03:47,875
‫باید مجازات بشه

30
00:03:47,916 --> 00:03:50,125
‫پر از افراد شرور و ولگرد...

31
00:03:50,166 --> 00:03:54,500
‫و هر روز نگهبان‌ها رو اونجا می‌بینم
‫شوهورن باید تخلیه بشه

32
00:03:54,625 --> 00:03:57,125
‫امپراطوری نباید خودش رو
‫با داشتن ماموران ضعیف تحقیر کنه

33
00:03:57,250 --> 00:03:59,250
‫با رهبر نگهبان‌ها صحبت می‌کنم

34
00:03:59,291 --> 00:04:01,625
‫اگر پدرتون بود، تا حالا صحبت کرده بود

35
00:04:02,375 --> 00:04:06,000
‫پدرم قدردان نگرانی شما هست

36
00:04:06,041 --> 00:04:07,875
‫برای امروز کافیه

37
00:04:08,791 --> 00:04:14,041
‫شرزی! خدایا، خواهش می‌کنم
‫همسر من کجاست؟

38
00:04:14,125 --> 00:04:15,416
‫شرزی؟

39
00:04:16,666 --> 00:04:18,291
‫می‌خوام ببینمش

40
00:04:18,375 --> 00:04:19,291
‫پدر؟

41
00:04:19,375 --> 00:04:20,875
‫امپراطور زال؟

42
00:04:20,916 --> 00:04:22,000
‫گمشو

43
00:04:23,000 --> 00:04:24,250
‫منم

44
00:04:24,291 --> 00:04:27,500
‫شرزی هستم. اومدم
‫بیا در رو باز کن

45
00:04:29,291 --> 00:04:32,125
‫شما خوبی؟ من اینجام

46
00:04:33,708 --> 00:04:36,583
‫بشینید. باید گرسنه باشید

47
00:04:37,125 --> 00:04:38,500
‫چی اذیتتون می‌کنه؟

48
00:04:38,583 --> 00:04:41,625
‫دخترمون. اون هنوز آمادگی کافی نداره

49
00:04:41,708 --> 00:04:44,500
‫میرانا از چیزی که فکر می‌کنی قوی‌تره

50
00:04:46,958 --> 00:04:49,208
‫به دست گرفتن تاج و تخت فراتر از قدرت تنهاست

51
00:04:49,333 --> 00:04:53,458
‫باید تصمیماتی بگیری
‫که هیچکس شجاعتش رو نداره

52
00:04:54,000 --> 00:04:56,500
‫هروقت بهش نگاه می‌کنم، شکستمون رو می‌بینم

53
00:04:57,708 --> 00:05:00,208
‫کاپیتان. امیدوارم کارت مهم باشه

54
00:05:00,250 --> 00:05:02,458
‫در غیر این صورت مزاحمتون نمی‌شدم علیاحضرت

55
00:05:02,500 --> 00:05:05,833
‫یه اتفاقی افتاده
‫حادثه‌ای در هینترلندز

56
00:05:05,875 --> 00:05:07,958
‫در اتاق پادشاهی بهتون نیاز دارن

57
00:05:10,125 --> 00:05:11,250
‫میرانا؟

58
00:05:12,958 --> 00:05:14,333
‫مادرت کجا رفت؟

59
00:05:16,833 --> 00:05:19,708
‫شرزی؟

60
00:05:25,333 --> 00:05:28,208
‫بهمون بگو دقیقا چی دیدی

61
00:05:28,250 --> 00:05:29,333
‫هیولاها

62
00:05:29,375 --> 00:05:32,083
‫به سختی جون سالم به در بردم

63
00:05:32,208 --> 00:05:34,375
‫باید برید. همه‌شون رو بسوزونید

64
00:05:34,458 --> 00:05:36,833
‫چیزهای بیشتری هست که نمیگی
‫حرفت رو بزن

65
00:05:38,083 --> 00:05:40,375
‫قضیه فقط مربوط به چیزی که دیدم نیست

66
00:05:40,458 --> 00:05:45,000
‫مربوط به چیزیه که حس کردم
‫فشاری که به جمجمه‌ام میومد

67
00:05:45,583 --> 00:05:50,083
‫دنیا دور سرم چرخید
‫و روحم لبه پرتگاهی تلو تلو می‌خورد

68
00:05:50,875 --> 00:05:54,833
‫یه درخشش قرمز وجود داشت
‫که تمام عقل و منطقت رو می‌بلعه

69
00:05:54,875 --> 00:05:57,875
‫من حقیقت رو احساس کردم
‫ما هیچی نیستیم

70
00:05:57,958 --> 00:05:59,875
‫پس، خواب بد دیدی

71
00:06:01,208 --> 00:06:05,625
‫طرز صحبتش رو ببخشید
‫اما ادعاهای شما خیلی عجیبه

72
00:06:05,708 --> 00:06:06,958
‫مدرک می‌خواید؟

73
00:06:07,625 --> 00:06:09,458
‫مدرک توی خون منه

74
00:06:29,125 --> 00:06:30,416
‫به نگهبان‌ها خبر بده

75
00:06:31,125 --> 00:06:33,625
‫خودم به هینترلندز می‌رم

76
00:06:42,375 --> 00:06:44,125
‫- سه روز راه اومدیم به‌خاطر این؟
‫- آروم باش

77
00:06:44,250 --> 00:06:46,250
‫محض رضای خدا، بقیه کجان؟

78
00:06:50,500 --> 00:06:52,250
‫کجا می‌تونن رفته باشن؟

79
00:06:52,375 --> 00:06:55,250
‫انگار همگی باهم تو شب اینجا رو ترک کردن

80
00:06:58,583 --> 00:07:00,041
‫علیاحضرت

81
00:07:01,541 --> 00:07:03,833
‫داشتم نگران می‌شدم که نکنه اصلا نیای

82
00:07:04,416 --> 00:07:06,666
‫باز هم با کوریل تاوی به مشکل خوردی؟

83
00:07:06,791 --> 00:07:09,416
‫فرمان‌دار استان مه‌نی تو سینتلنت ویست

84
00:07:09,541 --> 00:07:12,666
‫فکر می‌کرد می‌تونه
‫از مناطق مرزی ما خراج بگیره

85
00:07:12,708 --> 00:07:15,041
‫مخالفت پدرت رو بهشون اعلام کردم

86
00:07:15,083 --> 00:07:16,583
‫امیدوارم مودب بوده باشی

87
00:07:16,666 --> 00:07:19,041
‫اوضاع یه‌کم بد شد

88
00:07:19,083 --> 00:07:21,208
‫می‌دونستی کوریل تاوی مسئول این اتفاقه؟

89
00:07:21,291 --> 00:07:22,791
‫نه

90
00:07:22,833 --> 00:07:26,958
‫قلمرو سایه‌ها معمولا خودش رو
‫درگیر همچین کارهایی نمی‌کنه

91
00:07:27,041 --> 00:07:29,041
‫اطراف منطقه هم همین‌طوره

92
00:07:29,166 --> 00:07:32,333
‫املاک رها شده و سکوت محض

93
00:07:32,916 --> 00:07:34,458
‫از اون بالا تونستی چیزی ببینی؟

94
00:07:34,541 --> 00:07:36,416
‫با وجود این مِه، نه

95
00:07:36,458 --> 00:07:39,666
‫پس ما بدون هیچ اطلاعاتی وسط شب

96
00:07:39,708 --> 00:07:45,041
‫به سراغ دشمنی می‌ریم
‫که نه می‌تونیم شناساییش کنی و نه درکش کنیم

97
00:07:45,708 --> 00:07:46,791
‫عالیه

98
00:07:46,916 --> 00:07:47,916
‫پیش به جلو

99
00:07:50,750 --> 00:07:52,375
‫بایستید

100
00:08:08,208 --> 00:08:10,333
‫یا ستاره سپیده دم! اون چی بود؟

101
00:08:15,000 --> 00:08:16,375
‫موضعتون رو حفظ کنید

102
00:08:29,208 --> 00:08:31,666
‫سپرها، دفاع کنید

103
00:09:04,250 --> 00:09:05,208
‫روستایی‌ها

104
00:09:05,750 --> 00:09:06,958
‫همه‌شون هستن

105
00:09:07,583 --> 00:09:08,458
‫همه

106
00:09:11,083 --> 00:09:12,958
‫- همه رو بسوزون
‫- حله

107
00:09:39,500 --> 00:09:40,500
‫به یاد بیار

108
00:09:41,333 --> 00:09:42,708
‫ازش فاصله بگیرید علیاحضرت

109
00:09:42,750 --> 00:09:44,833
‫دیدید که با این مردم چه‌کار کرد

110
00:09:45,458 --> 00:09:48,375
‫بله، تو درست می‌گی. البته

111
00:09:55,625 --> 00:09:58,625
‫یه سنگ کوفتی باعث همه این‌ها بود

112
00:09:58,708 --> 00:10:01,250
‫من بیشتر نگران یه سوال هستم

113
00:10:01,333 --> 00:10:03,208
‫اگر بیشتر باشن چی؟

114
00:10:03,833 --> 00:10:06,583
‫اگر این فقط شروع یه چیز دیگه باشه چی؟

115
00:10:07,333 --> 00:10:08,708
‫یه چیز بدتر؟

116
00:10:18,583 --> 00:10:22,958
‫شاهدخت، امیدوارم سربازهایی که به
‫پادشاهی قرض دادم بهتون خوب خدمت کرده باشن

117
00:10:23,083 --> 00:10:25,458
‫همینطوره
‫پدرم و امپراطوری، قدردان شماست

118
00:10:25,500 --> 00:10:26,833
‫پدرتون

119
00:10:27,458 --> 00:10:31,208
‫خیلی وقت می‌شه که پدرتون رو ندیدم

120
00:10:31,333 --> 00:10:35,083
‫درمورد نیاز ایشون
‫به زمان و انرژی نمی‌شه اغراق کرد

121
00:10:35,208 --> 00:10:39,208
‫و نیازهای شما چه‌طور شاهدخت؟
‫اون‌ها چی هستن؟

122
00:10:39,250 --> 00:10:41,458
‫حرفت رو بزن. یه چیزی می‌خوای

123
00:10:41,500 --> 00:10:44,833
‫فقط یک فرصت برای خدمت به تاج و تخت

124
00:10:44,875 --> 00:10:47,750
‫می‌بینم که شما اصلا استراحت نمی‌کنید

125
00:10:47,833 --> 00:10:49,333
‫من رو نایب السلطنه کن

126
00:10:49,458 --> 00:10:53,333
‫بعدش شاید بتونم
‫نیازهای هردوتون رو کمی رفع کنم

127
00:10:53,375 --> 00:10:57,708
‫همیشه قدردان نگرانی‌های مهربانانه شما بودیم لگاتوس

128
00:10:57,833 --> 00:10:59,833
‫و باز هم بابت نیروهاتون ممنون

129
00:10:59,958 --> 00:11:01,333
‫علیاحضرت

130
00:11:05,208 --> 00:11:07,500
‫بیشتر شبیه ماره تا یه زن

131
00:11:12,375 --> 00:11:14,000
‫میرانا تو برگشتی

132
00:11:14,083 --> 00:11:17,000
‫پدر، مثل اینکه روز خوبی دارید

133
00:11:17,083 --> 00:11:20,083
‫هرروزی زیر نور آفتاب خوبه

134
00:11:20,208 --> 00:11:25,250
‫با این حال باید اعتراف کنم که شب‌ها
‫تاریکی بر من غلبه می‌کنه

135
00:11:25,333 --> 00:11:26,458
‫سفرت چه‌طور بود؟

136
00:11:26,500 --> 00:11:28,333
‫با یه چیزی مواجه شدم

137
00:11:28,375 --> 00:11:31,375
‫یه چیز بد و قدرتمند

138
00:11:31,458 --> 00:11:33,750
‫سنگی که به رنگ زرشکی می‌درخشید

139
00:11:33,833 --> 00:11:36,083
‫- یه سنگ؟
‫- اون چیه؟

140
00:11:36,125 --> 00:11:40,250
‫رویا یا کابوسی که نصفه نیمه یادمه
‫و وقتی تو نبودی به سراغم اومد

141
00:11:40,333 --> 00:11:42,958
‫یه سنگ قرمز رو دیدم. توی یه غار

142
00:11:43,708 --> 00:11:45,125
‫توی برف

143
00:11:45,208 --> 00:11:49,125
‫تو غرق آهنگش شده بودی

144
00:11:50,750 --> 00:11:54,041
‫به من اعتماد نکن
‫به من تکیه نکن

145
00:11:54,125 --> 00:11:57,250
‫حالا دیگه حتی عقلانی بودنم هم شبیه دیوانگیه

146
00:11:58,750 --> 00:12:00,041
‫این حرف رو نزنید

147
00:12:00,125 --> 00:12:03,666
‫مرگ به سراغم میاد. آماده باش

148
00:12:04,250 --> 00:12:08,375
‫وقتی که به دنیا اومدی
‫پیشگو بهت یه پیشگویی هدیه داد

149
00:12:08,500 --> 00:12:13,166
‫به من گفت که وقتی زمانش رسید که بدونیش
‫خودم متوجهش می‌شم

150
00:12:14,000 --> 00:12:18,291
‫پیداش کن. سنگ رو ببر
‫و جوابت رو بگیر

151
00:12:18,375 --> 00:12:20,000
‫نمی‌خوام دوباره شما رو ترک کنم

152
00:12:20,125 --> 00:12:21,166
‫مجبوری

153
00:12:21,250 --> 00:12:22,541
‫فقط یادت باشه

154
00:12:22,625 --> 00:12:27,125
‫پیشگو حقایقی رو می‌گه
‫که به نظر دروغ میاد

155
00:12:27,166 --> 00:12:29,791
‫و دروغ‌هایی که حقیقت رو پنهان می‌کنن

156
00:12:29,875 --> 00:12:31,375
‫اون این رو پیش بینی کرده بود

157
00:12:31,416 --> 00:12:34,416
‫یا شاید هم فقط من تصورش کرده بودم

158
00:12:36,375 --> 00:12:40,625
‫شرزی! تو اینجایی. با من بخون

159
00:12:41,791 --> 00:12:43,000
‫البته

160
00:12:49,916 --> 00:12:51,791
‫اون صدای توی ذهن رو تصور کن

161
00:12:51,833 --> 00:12:54,666
‫همونی که موقع تصمیم گیری صداش درمیاد

162
00:12:54,708 --> 00:12:56,541
‫همیشه باعث می‌شه به فکر فرو برم

163
00:12:56,583 --> 00:13:00,666
‫آیا خود واقعی منه
‫یا شیطانه که من رو وسوسه می‌کنه؟

164
00:13:00,708 --> 00:13:03,041
‫هنوز داری به هیولاهای توی روستا فکر می‌کنی

165
00:13:03,083 --> 00:13:04,833
‫نه، پیشگو

166
00:13:05,458 --> 00:13:07,958
‫اگر چیزهایی بهم بگه که اگر نمی‌گفت

167
00:13:08,041 --> 00:13:09,166
‫محقق نمی‌شد چی؟

168
00:13:09,833 --> 00:13:12,291
‫تقدیر همیشه از نظر من یه تله بوده

169
00:13:12,333 --> 00:13:14,416
‫خب، هم تقدیر هست و هم سرنوشت

170
00:13:14,458 --> 00:13:17,041
‫تقدیر برای ترسوها و احمق‌هاست

171
00:13:17,083 --> 00:13:19,416
‫سرنوشت چیزیه که خودت می‌سازیش

172
00:13:25,083 --> 00:13:26,291
‫سرنوشت

173
00:13:44,250 --> 00:13:49,708
‫میرانا، دختر زال
‫شاهدخت خورشید

174
00:13:50,833 --> 00:13:52,958
‫اومدی که خداحافظی کنی

175
00:13:55,333 --> 00:13:57,333
‫باید بدونی من چرا اینجام

176
00:13:57,458 --> 00:14:00,458
‫حتی خودت هم نمی‌دونی چرا اینجایی

177
00:14:01,083 --> 00:14:03,958
‫چرا که هنوز نرسیدی

178
00:14:04,000 --> 00:14:05,500
‫متوجه نمی‌شم

179
00:14:05,583 --> 00:14:07,375
‫البته که نمی‌شی. الان نه

180
00:14:07,458 --> 00:14:09,250
‫هنوز نه

181
00:14:09,333 --> 00:14:11,083
‫برات چایی درست می‌کنم

182
00:14:11,958 --> 00:14:14,833
‫زیر سایه این سنگ قرمز

183
00:14:14,875 --> 00:14:17,458
‫می‌بینی که چی باعث شده کور بشی

184
00:14:17,583 --> 00:14:20,125
‫بیا، زیر سایه

185
00:14:20,208 --> 00:14:22,083
‫به جواب‌هات می‌رسی

186
00:14:22,125 --> 00:14:25,208
‫و آرزو می‌کنی
‫که کاش هرگز به دنبالش نمی‌رفتی

187
00:14:25,333 --> 00:14:26,750
‫حق انتخاب دارم؟

188
00:14:26,833 --> 00:14:31,333
‫تو آزادی. می‌تونی اگر بخوای
‫همین حالا معبد من رو ترک کنی

189
00:14:31,458 --> 00:14:35,458
‫اما هر دو می‌دونیم
‫با اینکه به نظر میاد تصمیم خودته

190
00:14:35,500 --> 00:14:40,000
‫مسیر تو از همون لحظه که
‫دایراستون رو دیدی مقدر شده

191
00:14:40,083 --> 00:14:40,958
‫دایراستون؟

192
00:14:52,666 --> 00:14:53,708
‫به یاد بیار

193
00:14:59,041 --> 00:15:00,541
‫به یاد میارم

194
00:15:01,291 --> 00:15:02,541
‫من خودم نیستم

195
00:15:02,666 --> 00:15:04,166
‫این من نیستم

196
00:15:04,291 --> 00:15:06,333
‫نجوای سرنوشت

197
00:15:06,416 --> 00:15:09,916
‫اون این کار رو کرد
‫اینوکر این کار رو کرد

198
00:15:09,958 --> 00:15:12,916
‫نه. ارکان آفرینش این کار رو کرده

199
00:15:12,958 --> 00:15:16,791
‫اون ازشون استفاده کرد
تا تمام حقیقت رو یک‌جا جمع کنه

200
00:15:16,916 --> 00:15:18,041
اینجا

201
00:15:18,166 --> 00:15:20,583
‫ارواح ابدی را ساکت کرد

202
00:15:20,666 --> 00:15:26,541
‫اما صدای تو
‫صدای یک خدا، خلا رو سوراخ کرد

203
00:15:26,666 --> 00:15:28,208
‫ارکان آفرینش؟

204
00:15:29,291 --> 00:15:31,958
‫اگر اون‌ها این رو ساختن
‫پس می‌شه از بین برده بشه

205
00:15:33,291 --> 00:15:36,041
‫سخت‌تر از چیزی که فکرش رو می‌کنی

206
00:15:36,166 --> 00:15:39,958
‫نگرانم که الوهیت از وجود تو گریخته باشه

207
00:15:40,041 --> 00:15:45,583
‫قدرتی که داری، از پدرت و سرنوشت به تو رسیده

208
00:15:45,666 --> 00:15:50,916
‫درخشش تو، پیشگویی که به‌خاطرش اومدی
‫بهت می‌گم

209
00:15:51,041 --> 00:15:52,541
‫ممنون، نه

210
00:15:52,666 --> 00:15:55,333
‫قبلا هم پیشگویی‌های تو رو شنیدم

211
00:15:55,416 --> 00:15:59,083
‫شیطان ماه، از نیلوفرهای آبی سله‌منی بر علیهش استفاده می‌کنه

212
00:15:59,166 --> 00:16:02,708
‫و تلاشش رو می‌کنه که مه‌نی رو برگردونه
‫و همه چیز رو نابود کنه

213
00:16:02,791 --> 00:16:04,291
‫به نظر میاد محقق شده

214
00:16:04,416 --> 00:16:06,166
‫بله محقق شده

215
00:16:06,666 --> 00:16:11,041
‫اما بهم بگو
‫این تقدیر بوده یا سرنوشت؟

216
00:16:11,083 --> 00:16:13,666
‫من رو ببخش اگر جواب این سوال رو
‫به عهده خودت می‌ذارم

217
00:16:14,541 --> 00:16:19,791
‫تو به درون تاریکی سفر می‌کنی
‫و چیزی که عاشقشی رو نجات می‌دی

218
00:16:19,916 --> 00:16:23,416
‫با اجازه به اینکه چیزی که عاشقش بودی، بمیره

219
00:16:24,416 --> 00:16:27,666
‫بازسازی نیازمند تخریبه

220
00:16:27,833 --> 00:16:29,250
‫شاهدخت خورشید، شاهدخت ماه

221
00:16:29,500 --> 00:16:32,750
‫شاهدخت هیچ چیز

222
00:16:40,000 --> 00:16:41,125
‫مارسی؟

223
00:16:42,333 --> 00:16:44,625
‫خدای من مارسی

224
00:16:46,250 --> 00:16:47,625
‫بذار ببینمت

225
00:16:52,958 --> 00:16:54,958
‫پیشگو حرف‌های نفرت‌انگیزی زد

226
00:16:55,000 --> 00:16:57,583
‫اگر من بودم، خیلی وقت پیش زبونش رو می‌بریدم

227
00:16:57,625 --> 00:16:59,458
‫اما همیشه می‌فهمه که می‌رم سراغش

228
00:16:59,583 --> 00:17:02,500
‫اون... مبهم بود

229
00:17:02,583 --> 00:17:05,125
‫و چرا شبیه کسی شدی که
‫انگار از مراسم عزاداری اومده؟

230
00:17:05,208 --> 00:17:06,125
‫چیزی نیست

231
00:17:06,708 --> 00:17:08,083
‫به نظر که چیزی هست

232
00:17:08,208 --> 00:17:11,708
‫تا حالا این رویا رو داشتی که
‫کسانی که دوستشون داری بهت ظلم کنن؟

233
00:17:11,750 --> 00:17:15,750
‫می‌دونی که کاری نکردن
‫اما باز هم دردش رو حس می‌کنی

234
00:17:15,833 --> 00:17:17,458
‫من توی رویا بهت ظلم کردم

235
00:17:17,500 --> 00:17:19,833
‫به تو بیشتر ظلم شده

236
00:17:19,958 --> 00:17:22,458
‫پدرم، حالش خوب نیست

237
00:17:22,500 --> 00:17:26,333
‫می‌دونم که شما بهش اهمیت می‌دید
‫و به مردم هم اهمیت می‌دید

238
00:17:26,458 --> 00:17:27,708
‫شاهدخت؟

239
00:17:27,833 --> 00:17:30,125
‫من به امپراطوری برنمی‌گردم

240
00:17:30,208 --> 00:17:32,083
‫هرجا بری ماهم دنبالت میایم

241
00:17:32,208 --> 00:17:35,083
‫جایی که من می‌رم، نگهبانان، کاپیتانشون

242
00:17:35,125 --> 00:17:38,208
‫و اسلیر شناسایی می‌شن
‫و ازشون استقبال نمی‌شه

243
00:17:38,250 --> 00:17:39,708
‫داری می‌ری شدولندز

244
00:17:39,750 --> 00:17:43,208
‫نمی‌تونم بذارم تنهایی بری
تو دل الف‌های بی‌رحم و مروت

245
00:17:43,333 --> 00:17:45,875
‫می‌تونی و می‌ذاری

246
00:17:45,958 --> 00:17:49,000
‫لطفا هر دوی شما هوای پدرم رو داشته باشید

247
00:17:49,083 --> 00:17:53,333
‫به تیهِمیِر اعتماد نکنید
‫و به عموم هم اعتماد نکنید

248
00:17:53,458 --> 00:17:55,083
‫حرفات اصلا منطقی نیست

249
00:17:56,208 --> 00:17:58,583
‫باور کن دارم سعی می‌کنم همه چیز رو درست کنم

250
00:17:59,208 --> 00:18:00,125
‫لینا

251
00:18:00,708 --> 00:18:03,625
‫تو نگرانی که فقط خرابی به بار بیاری

252
00:18:03,708 --> 00:18:04,958
‫اما من بهتر می‌دونم

253
00:18:07,375 --> 00:18:08,708
‫من مال این دنیا نیستم

254
00:18:09,583 --> 00:18:14,958
‫من اون میرانایی که تو باهاش بزرگ شدی،دوست داشتی
‫و بهش بدون چشم‌داشت خدمت کردی نیستم

255
00:18:16,250 --> 00:18:19,708
‫و تو مارسی من نیستی
‫ولی من تو رو دیدم...

256
00:18:19,833 --> 00:18:21,458
‫اون رو دیدم

257
00:18:21,583 --> 00:18:23,208
‫خدایا...

258
00:18:24,750 --> 00:18:27,833
‫میرانایی که تو می‌شناختی فکر می‌کرد
‫هیچ دردی بزرگ‌تر از

259
00:18:27,875 --> 00:18:31,083
‫اینکه به چشمان پدرش نگاه کنه
‫و یک غریبه رو بببینه نیست

260
00:18:31,208 --> 00:18:34,375
‫ولی در اون دنیا
‫جایی که من ازش میام

261
00:18:34,458 --> 00:18:37,125
‫پدر درست می‌گفت. من شکست خوردم

262
00:18:37,208 --> 00:18:40,833
‫من تو رو از دست دادم. من ...
‫ همه چیز رو از دست دادم

263
00:18:45,458 --> 00:18:47,583
‫دو راه پیش روی من قرار داره

264
00:18:47,708 --> 00:18:52,458
‫اولیش درست کردن یک اشتباه فجیعه

265
00:18:52,583 --> 00:18:55,458
‫که من حتی نمی‌تونم درست درکش کنم

266
00:18:55,500 --> 00:18:59,750
‫و اون یکیش، این زندگی
‫این زندگی غریبه

267
00:19:00,333 --> 00:19:03,500
‫احساس می‌کنم توی رویای
‫کس دیگه‌ای گیر افتادم

268
00:19:05,625 --> 00:19:06,708
‫کجا رفته؟

269
00:19:07,958 --> 00:19:08,958
‫رفته

270
00:19:10,333 --> 00:19:11,750
‫چطور ممکنه رفته باشه

271
00:19:12,458 --> 00:19:14,250
‫فقط یک ماه هست

272
00:19:16,875 --> 00:19:19,208
‫این تهدید بی‌سابقه است

273
00:19:19,333 --> 00:19:23,875
‫سنگ ها همه جای دنیا افتادند
‫حتی اینجا در جنگل نایت سیلور

274
00:19:23,958 --> 00:19:26,208
‫هر جا که بیوفتند، آشوب به دنبالش میاد

275
00:19:26,833 --> 00:19:30,208
‫و اون‌ها از کجا می‌افتند؟

276
00:19:30,250 --> 00:19:31,500
‫ماه، اعلی حضرت

277
00:19:31,583 --> 00:19:35,458
‫ماه ما داره فرو می‌ریزه
‫و روی سر ما می‌باره

278
00:19:35,583 --> 00:19:37,000
‫ماه

279
00:19:37,083 --> 00:19:40,708
‫پس اون‌ها هدایایی از طرف مه‌نی هستند
‫این باید اراده‌ی او باشه

280
00:19:40,833 --> 00:19:45,083
‫اگه این‌ها هدیه هستند
‫هدیه‌های عجیب و دردسرسازی هستند

281
00:19:45,208 --> 00:19:50,458
‫نه تنها هر موجودی که در معرض این‌ها قرار بگیره
‫تبدیل به یک موجود رذل هم‌نوع‌خوار می‌شه

282
00:19:50,500 --> 00:19:55,375
‫بلکه چندتایی، تعداد خیلی کمی، به نظر میاد
‫بتونن مقابل فجیع‌ترین چیزها هم مقاوم باشند

283
00:19:55,458 --> 00:19:56,375
‫و در عوض به طور آشکاری قدرتمند بشن

284
00:19:56,375 --> 00:20:00,708
‫یه مشت از این موجودات می‌تونه
‫برای فرقه‌ی دارک مون و توانایی بانوی ما

285
00:20:00,750 --> 00:20:04,625
‫برای برقراری صلح در قلمروش تهدیدآمیز باشه

286
00:20:04,708 --> 00:20:07,583
‫امپراطوری هیلیو
‫و گارد ویژه‌ی زال

287
00:20:07,625 --> 00:20:09,083
‫تا حالاش هم دردسرساز بودن

288
00:20:09,208 --> 00:20:12,083
‫منظورت اینه که این دردسرها زیاد می‌شه؟

289
00:20:12,208 --> 00:20:14,375
‫احتمالا به صورت صعودی، علیاحضرت

290
00:20:14,458 --> 00:20:16,875
‫من درخواست ملاقات با بانو رو دارم

291
00:20:16,958 --> 00:20:19,708
‫می‌خوام اگر نظر خاصی در این مورد دارن بدونم

292
00:20:22,375 --> 00:20:23,708
‫غیرممکنه

293
00:20:23,833 --> 00:20:29,000
‫دختر من رو ببخشید
‫معمولا اینطوری واکنش بیخود نشون نمی‌ده

294
00:20:29,083 --> 00:20:31,333
‫مزاحم الهه شدن یه‌جورایی غیرضروریه

295
00:20:31,458 --> 00:20:34,375
‫سنگ‌ها می‌تونن جمع آوری بشن
‫و آثارشون هم همینطور

296
00:20:35,208 --> 00:20:36,833
‫به شخصه بهش رسیدگی می‌کنم

297
00:20:38,583 --> 00:20:39,958
‫واکنش بیخود؟

298
00:20:40,083 --> 00:20:42,583
‫این سنگ‌ها ممکنه یه معبر
‫به یک موجودیت مستقل باشه

299
00:20:42,708 --> 00:20:44,708
‫که قدرتش می‌تونه به
‫هر کدوم از خدایان پیروز بشه

300
00:20:44,833 --> 00:20:46,708
‫عجب نتیجه‌گیری‌ای

301
00:20:46,750 --> 00:20:48,875
‫فکر نمی‌کنم با آلثینگ مطرحش کرده باشی؟

302
00:20:48,958 --> 00:20:50,958
‫معلومه که نه

303
00:20:51,000 --> 00:20:53,208
‫یه چیزی مثل این؟ اون‌ها آمادگیش رو ندارن

304
00:20:53,333 --> 00:20:54,375
‫درسته

305
00:20:56,083 --> 00:20:57,000
‫چی داری...

306
00:20:57,083 --> 00:21:00,750
‫یه سری معماها بهتره معما بمونن

307
00:21:01,500 --> 00:21:04,083
‫این به اون‌ها برمی‌گرده، نه من

308
00:21:04,208 --> 00:21:07,958
‫فیلومینا یه بارم که شده وقتی
‫یه چیزی بهت می‌گم، گوش بده

309
00:21:08,000 --> 00:21:09,458
‫من همیشه گوش می‌دم

310
00:21:09,583 --> 00:21:11,583
‫گوش بده و اطلاعت کن

311
00:21:12,583 --> 00:21:15,958
‫این خطرناکه. این مرگه

312
00:21:16,000 --> 00:21:18,208
‫این مشکل رو به من بسپار

313
00:21:18,250 --> 00:21:20,833
‫مطمئن باش که من بهتر می‌دونم

314
00:21:21,333 --> 00:21:22,250
‫باشه

315
00:21:23,083 --> 00:21:24,333
‫بهت افتخار می‌کنم

316
00:21:24,958 --> 00:21:27,875
‫تو همه‌ی چیزی هستی که برام مهمه
‫از این هم مطمئن باش

317
00:21:35,000 --> 00:21:36,958
‫اشتباه می‌کنی، پدر. من گوش می‌دم

318
00:21:37,583 --> 00:21:40,083
‫ولی هیچ وقت توی اطاعت کردن خوب نبودم

319
00:21:56,166 --> 00:21:59,291
‫خوبه که می‌بینم یه سری چیزا تغییر نکرده

320
00:21:59,375 --> 00:22:01,416
‫ببخشید؟ چی فرقی نکرده؟

321
00:22:01,541 --> 00:22:03,500
‫من به شوالیه‌ی اژدها نیاز دارم

322
00:22:03,583 --> 00:22:05,208
‫من به تو نیاز دارم

323
00:22:05,333 --> 00:22:06,625
‫این وورملینگ که کشتی
