﻿1
00:00:23,160 --> 00:00:27,320
‫48 ساعت از آخرین باری که
‫ادگار اندرسون حوالی ساعت 8 صبح

2
00:00:27,400 --> 00:00:30,120
‫توی راه مدرسه دیده شده، می‌گذره

3
00:00:30,200 --> 00:00:34,880
‫از هر کسی که اطلاعاتی داره،
‫هرچقدر هم ناچیز، می‌خوایم که اطلاع بده

4
00:00:34,960 --> 00:00:38,640
‫تلفن رو بردارید و کمک‌مون کنید
‫ادگار رو برگردونیم خونه

5
00:00:40,040 --> 00:00:42,480
‫رئیس‌پلیس

6
00:00:42,560 --> 00:00:43,560
‫گرگ

7
00:00:43,920 --> 00:00:46,760
‫گذاشتی پیاده بره مدرسه
‫در حالی که فقط چهارم ابتداییـه

8
00:00:47,440 --> 00:00:49,000
‫از این تصمیم پشیمونی؟

9
00:00:49,080 --> 00:00:50,680
‫میشه از بحث منحرف نشی؟

10
00:00:50,760 --> 00:00:52,760
‫- رئیس‌پلیس!
‫- مری

11
00:00:52,840 --> 00:00:56,080
‫طی سال گذشته شاهد افزایش 4.7 درصدی
‫جرایم خشونت‌آمیز و

12
00:00:56,080 --> 00:00:57,240
‫قتل بودیم

13
00:00:57,320 --> 00:00:59,760
‫اینو به‌ آمار جدید ربط میدی؟

14
00:00:59,840 --> 00:01:01,520
‫فقط حرف مطبوعات رو نقل قول کردم

15
00:01:01,600 --> 00:01:04,800
‫اینو به هیچی ربط نمی‌دیم.
‫مخصوصاً قتل.

16
00:01:04,880 --> 00:01:07,640
‫اتفاقاً، مری، مطبوعات خودِ تویی

17
00:01:07,720 --> 00:01:09,320
‫مارلون روشل چی؟

18
00:01:09,400 --> 00:01:11,640
‫وقتی یه بچه‌ی دیگه
‫توی خیابون‌هامون گم میشه،

19
00:01:11,720 --> 00:01:15,120
‫اون‌وقت شهرداری باید کاری فرا تر از
‫تمیز کردنِ آشغال‌ها انجام بده

20
00:01:15,200 --> 00:01:16,480
‫اصلاً مظنونی دارید؟

21
00:01:16,560 --> 00:01:20,360
‫داریم روش کار می‌کنیم.
‫از عموم مردم خواستیم گوش به‌زنگ باشن.

22
00:01:20,440 --> 00:01:23,480
‫ممکنه کار یه همسایه باشه، یا یه دوست.
‫هیچی رو از قلم نمی‌ندازیم.

23
00:01:24,080 --> 00:01:27,880
‫بهتره بذاریم این بچه‌ها برگردن مدرسه و
‫روزشون رو شروع کنن

24
00:01:27,960 --> 00:01:29,440
‫ولی قبلش،

25
00:01:29,520 --> 00:01:32,320
‫می‌خوام والدین ادگار چند کلمه‌ای

26
00:01:33,360 --> 00:01:35,520
‫حرف بزنن

27
00:01:50,560 --> 00:01:53,640
‫ادگار، اگه داری تماشا می‌کنی...

28
00:01:55,920 --> 00:01:57,040
‫متأسفم، رفیق

29
00:02:01,240 --> 00:02:02,440
‫فقط بیا خونه، خب؟

30
00:02:04,080 --> 00:02:07,600
‫به این آقایان و خانم‌های مطبوعاتی
‫ثابت کن که نمُردی

31
00:02:08,720 --> 00:02:10,360
‫- یا خدا...
‫- خدایا

32
00:02:10,440 --> 00:02:12,840
‫نه! بیا اینطرف!

33
00:02:15,720 --> 00:02:17,760
‫خیلی‌خب، دوستان. وسلام

34
00:02:18,280 --> 00:02:21,600
‫هر خبر تازه‌ای بشه،
‫بهتون اطلاع می‌دیم

35
00:02:21,680 --> 00:02:22,720
‫خیلی ممنون

36
00:02:29,680 --> 00:02:31,720
‫جسد یا مظنون

37
00:02:31,800 --> 00:02:33,960
‫جفتش باشه، شاید شغلت رو از دست ندی

38
00:03:18,800 --> 00:03:20,400
«به فکر تو هستیم، ادگار»

39
00:03:25,560 --> 00:03:27,000
‫- ممنون
‫- کمکی ازم بر میاد؟

40
00:03:27,080 --> 00:03:28,800
‫- اینا رو می‌گیری؟
‫- البته

41
00:03:30,160 --> 00:03:32,040
«روز خوش، عزیزم!‏»

42
00:03:35,840 --> 00:03:38,800
‫سباستین رو یادت میاد که توی کلاسم بود؟

43
00:03:38,880 --> 00:03:40,160
‫سلام، رفیق

44
00:03:40,240 --> 00:03:41,600
‫واقعاً متأسفم

45
00:03:42,200 --> 00:03:43,920
‫آره، این...
‫این جمله اصلاً یعنی چی؟

46
00:03:43,960 --> 00:03:45,800
‫من دیگه معنی‌شو نمی‌دونم

47
00:03:45,880 --> 00:03:47,920
‫- همسرم رو از کجا می‌شناسی؟
‫- معلمم بود

48
00:03:48,000 --> 00:03:49,920
‫وینسنت، چه مرگتـه؟

49
00:03:50,000 --> 00:03:52,520
‫- بیخیال، کَسی. چی...
‫- خیلی شرمنده‌ام، سباستین

50
00:03:52,600 --> 00:03:53,800
‫مشکلی نیست. من...

51
00:03:53,880 --> 00:03:55,800
‫- آره
‫- خیلی‌خب، تراکت‌ها...

52
00:03:55,880 --> 00:03:59,480
‫- چرا از برادوی تا خیابون نهم رو دست نمی‌گیری؟
‫- نه، نه. باید برم سر کار

53
00:03:59,560 --> 00:04:01,960
‫- چی؟
‫- یه نقشه‌ای دارم، خب؟

54
00:04:02,040 --> 00:04:05,280
‫باید عروسک ادگار رو ببرم
‫توی برنامه‌ی تلوزیونی

55
00:04:05,360 --> 00:04:07,360
‫اونا تی‌شرتش رو پیدا کردن، وینسنت

56
00:04:07,440 --> 00:04:09,800
‫- اونا تی‌شرت خونی و پاره‌اش رو پیدا کردن
‫- می‌دونم. می‌دونم

57
00:04:09,880 --> 00:04:10,800
‫اگه مُرده باشه چی؟

58
00:04:10,880 --> 00:04:13,160
‫- اگه یکی اونو دزدیده باشه چی؟
‫- بس کن. این حرف رو نزن!

59
00:04:13,240 --> 00:04:14,240
‫اون نمُرده

60
00:04:15,240 --> 00:04:16,560
‫پیداش می‌کنم

61
00:04:16,640 --> 00:04:19,480
‫مادرت مژدگونی گذاشته

62
00:04:19,560 --> 00:04:21,600
‫25 هزار دلار

63
00:04:21,680 --> 00:04:23,640
‫- دارن سعی می‌کنن کمک کنن
‫- از این خبرا نیست

64
00:04:25,080 --> 00:04:28,200
‫پول به پیدا کردنش بیشتر کمک می‌کنه
‫تا یه عروسکِ وامونده

65
00:04:28,720 --> 00:04:29,720
‫وینسنت!

66
00:04:30,400 --> 00:04:33,160
‫چرا اونجا گفتی «متأسفم»؟

67
00:04:34,320 --> 00:04:35,560
‫«متأسفم، رفیق»

68
00:04:35,640 --> 00:04:37,080
‫معمولاً همین رو میگن

69
00:04:43,040 --> 00:04:44,880
‫آره، واقعا

70
00:04:44,960 --> 00:04:47,280
‫برو رد کارت. گم شو

71
00:04:49,680 --> 00:04:52,080
‫ادگار از مدرسه خوشش میاد؟

72
00:04:52,720 --> 00:04:54,800
‫اون دوست داشت...

73
00:04:54,880 --> 00:04:56,440
‫دوست داره نقاشی بکشه

74
00:04:56,520 --> 00:04:58,960
‫اون زیاد اجتماعی نیست. عادیـه.

75
00:04:59,040 --> 00:05:00,160
‫بچه‌ست دیگه

76
00:05:00,240 --> 00:05:01,520
‫آ...

77
00:05:01,600 --> 00:05:05,360
‫داره از خونه دور میشه، به سمتش نمیره

78
00:05:05,440 --> 00:05:06,440
‫دعوای پدر و مادر

79
00:05:06,920 --> 00:05:09,000
‫این دو تا آتیشِ تیراندازی...

80
00:05:09,080 --> 00:05:13,040
‫وقتی به بچه‌ها آموزش میدی،
‫امیدواری یه مقدارش توی خونه اثر کنه

81
00:05:16,240 --> 00:05:18,240
‫تابحال ادگار رو پیش کسی
‫جز والدینش دیدی؟

82
00:05:18,320 --> 00:05:21,600
‫اکثر روزها مادرش میاد دنبالش.
‫گاهی هم پدرش.

83
00:05:22,200 --> 00:05:23,400
‫پس این یارو کیه؟

84
00:05:23,480 --> 00:05:25,720
‫داریم شروع می‌کنیم، خانم رایان

85
00:05:25,800 --> 00:05:27,440
‫شرمنده

86
00:05:27,520 --> 00:05:30,360
‫وقت مراسم اهدای جوایزه.
‫هر ترم یه بار هست.

87
00:05:30,440 --> 00:05:31,880
‫مایه‌ی خوشحالی مامان‌هاست

88
00:05:32,480 --> 00:05:33,480
‫ممنون

89
00:05:38,000 --> 00:05:41,720
‫یا خدا. اون بچه داره.
‫یکی دیگه توی راهـه؟

90
00:05:44,200 --> 00:05:46,600
‫خیلی‌خب. باز امشب می‌بینم‌تون

91
00:05:49,480 --> 00:05:50,600
‫آره

92
00:05:50,680 --> 00:05:51,680
‫خیلی‌خب

93
00:05:53,560 --> 00:05:54,560
‫قضیه چی بود؟

94
00:05:55,960 --> 00:05:59,120
‫کندی. همون پلیسی که
‫سعی کردی گیرش بندازی؟

95
00:05:59,200 --> 00:06:01,600
‫دیشب مُرد، ماشین بهش زد و در رفت

96
00:06:01,680 --> 00:06:02,720
‫لعنتی

97
00:06:02,800 --> 00:06:06,040
‫آره. یه بیوه و یه بچه ازش موند و
‫یه بچه‌اش هم تو راهـه

98
00:06:06,840 --> 00:06:09,120
‫رفقا قراره براش بزرگداشت بگیرن و
‫به افتخارش نوشیدنی بخورن

99
00:06:09,200 --> 00:06:11,160
‫بهتره الم‌شنگه راه نندازی

100
00:06:12,720 --> 00:06:16,760
‫احتمالاً یه بچه دانشجوی بوده.
‫ماشین پدرش رو دزدیده و با سرعت می‌رونده.

101
00:06:16,840 --> 00:06:18,840
‫توی لاکس که به نظر خیلی عصبانی بود

102
00:06:18,920 --> 00:06:21,000
‫مدام راجع به چیزی مربوط
‫به «هشت» حرف می‌زد

103
00:06:21,080 --> 00:06:24,520
‫اون موقع توجهی نکردم، ولی وقتی دوباره به نوار
‫گوش دادم، مشخص بود که سر یه چیزی ناراحتـه...

104
00:06:24,600 --> 00:06:26,240
‫یه لحظه. کدوم نوار؟

105
00:06:27,080 --> 00:06:28,920
‫بهت میکروفون وصل بود، مایکی؟

106
00:06:29,000 --> 00:06:31,520
‫کندی گفت هشت. هشت کدوم خریـه؟

107
00:06:31,600 --> 00:06:34,880
‫محض رضای خدا، مایکی.
‫چه گیری به لاکس دادی...

108
00:06:34,960 --> 00:06:35,840
‫آخه...

109
00:06:35,920 --> 00:06:39,200
‫باید کنترلش کنی.
‫داری وقت هدر میدی.

110
00:06:39,280 --> 00:06:41,480
‫وقتی سیرا رو تعطیل کردیم،
‫اون  کاری‌ها هم تموم شد

111
00:06:41,560 --> 00:06:43,760
‫هشت دیگه چه کوفتیـه؟
‫کی اهمیت میده؟

112
00:06:43,840 --> 00:06:46,320
‫کندی داشته چرت می‌بافته

113
00:06:46,400 --> 00:06:49,120
‫روانی‌ها و خل‌ و چل‌ها و
‫بچه‌بازها رو برام پیدا کن

114
00:06:49,200 --> 00:06:50,920
‫48 ساعت گذشته!

115
00:06:51,440 --> 00:06:54,640
‫این بچه‌ی بیچاره یا مُرده،
‫یا یه جا زندانیش کردن

116
00:06:55,240 --> 00:06:57,000
‫بیا مصیبتِ این مادر رو تمومش کنیم، خب؟

117
00:06:57,960 --> 00:06:59,160
‫برام سرنخ پیدا کن

118
00:07:19,840 --> 00:07:22,040
‫وینسنت، انتظار نداشتیم امروز بیای

119
00:07:22,600 --> 00:07:24,000
‫دارن عروسک جدید رو آماده می‌کنن

120
00:07:24,080 --> 00:07:25,840
‫- صحیح
‫- ماش میگه...

121
00:07:25,920 --> 00:07:28,040
‫سلام غریبه. حالت خوبه؟

122
00:07:28,120 --> 00:07:29,160
‫وینسنت اینجاست

123
00:07:30,280 --> 00:07:31,280
‫چی...

124
00:07:34,440 --> 00:07:35,480
‫سلام

125
00:07:36,400 --> 00:07:37,760
‫تو خونه بشینم چیکار کنم؟

126
00:07:39,400 --> 00:07:43,400
‫وانمود کنید اینجا نیستم.
‫لطفاً به کارتون ادامه بدید.

127
00:07:43,480 --> 00:07:44,640
‫باشه

128
00:07:45,400 --> 00:07:47,040
‫شروع کنید. آره. ادامه بدید

129
00:07:47,920 --> 00:07:50,080
‫مک موش‌کور گفت...

130
00:07:50,160 --> 00:07:53,880
‫راهم رو گم کردم.
‫پیچیدم راست و بعدش هم چپ.

131
00:07:53,960 --> 00:07:55,360
‫اوه!

132
00:07:55,440 --> 00:07:56,920
‫فهمیدم. مکِ موش‌کور

133
00:07:57,000 --> 00:07:59,600
‫پس موش‌کور اسکاتلندیـه
‫(لهجه‌ی اسکاتلندی داره)

134
00:08:01,040 --> 00:08:01,880
‫چرا؟

135
00:08:01,960 --> 00:08:04,400
‫هر چیزی که کت‌شلواری‌های
‫پولدار به خوردمون میدن

136
00:08:04,480 --> 00:08:06,640
‫که به طور متوسط

137
00:08:06,720 --> 00:08:10,800
‫فقط 9 درصد از بچه‌های نیویورک
‫از فضای بیرون لذت می‌برن

138
00:08:10,880 --> 00:08:14,040
‫ولی یه دنیا هست که ما نمی‌بینیم

139
00:08:19,760 --> 00:08:22,240
‫اونا رو می‌بینید که دارن...

140
00:08:22,760 --> 00:08:24,440
‫از فاضلاب بیرون میان

141
00:08:25,120 --> 00:08:29,080
‫یه دنیای جادویی که مک بهش میگه خونه

142
00:08:29,920 --> 00:08:32,520
‫- باگ و ماش می‌خوان باهاش برن
‫- آره

143
00:08:32,600 --> 00:08:34,440
‫- ولی مک میگه...
‫- این بچه موهای سرش خیلی پرپشتـه

144
00:08:34,480 --> 00:08:38,120
‫چرا باید بخواد وارد اون
‫دخمه‌ی پر از لجن بشه؟

145
00:08:38,200 --> 00:08:39,600
‫فرار کن بچه، فرار کن

146
00:08:39,680 --> 00:08:44,360
‫چون فقط توی تاریکی
‫می‌تونی ستاره‌ها رو ببینی

147
00:08:44,440 --> 00:08:46,840
‫چطوری وارد فاضلاب میشی و چیزی می‌بینی؟

148
00:08:46,920 --> 00:08:48,200
‫بیخیال

149
00:08:48,280 --> 00:08:50,680
‫شرمنده. ولی این مک‌ موش‌کور مشکل بزرگی
‫واسه شرکت‌های دفع حیواناتِ موذیـه

150
00:08:50,760 --> 00:08:55,040
‫ما جونده‌ها و فاضلاب رو به تصویر نمی‌کشیم.
‫ما پارک‌ها و نمای شهر رو نشون می‌دیم.

151
00:08:55,120 --> 00:08:56,280
‫من کاملاً واسه عروسک جدید پایه‌ام

152
00:08:56,360 --> 00:08:59,560
‫ولی آخه خداوکیلی، این دیگه چیه؟

153
00:08:59,640 --> 00:09:01,960
‫عجب آشغالی هستی، وینسنت.
‫اقلاً داره تلاشش رو می‌کنه.

154
00:09:02,040 --> 00:09:03,400
‫خیلی‌خب، پنج دقیقه استراحت کنیم

155
00:09:03,480 --> 00:09:05,200
‫آره، ورونیکا، به دهنت استراحت بده

156
00:09:05,200 --> 00:09:08,040
‫همه‌ی روزنامه‌ها از «پست» تا
‫«تایمز» دارن سرزنشت می‌کنن که

157
00:09:08,120 --> 00:09:10,720
‫گذاشتی یه بچه‌ی 9 ساله پیاده بره مدرسه

158
00:09:12,760 --> 00:09:15,000
‫همینـه. خودشه!

159
00:09:16,440 --> 00:09:17,440
‫بیخیال

160
00:09:18,600 --> 00:09:19,800
‫- خواهش می‌کنم، رفقا
‫- آره

161
00:09:32,400 --> 00:09:33,800
‫می‌دونم افتضاحـه. چی...

162
00:09:33,880 --> 00:09:36,120
‫افتضاحـه. چی از من می‌خوای؟

163
00:09:36,200 --> 00:09:37,880
‫ایده‌ی بهتری داری؟

164
00:09:37,960 --> 00:09:38,960
‫شاید

165
00:09:39,600 --> 00:09:40,720
‫خب؟

166
00:09:43,120 --> 00:09:45,040
‫- رانی از ته دل نگفت
‫- چرا، از ته دل گفت

167
00:09:46,160 --> 00:09:47,320
‫لعنتی

168
00:09:48,080 --> 00:09:50,880
‫رفیق

169
00:09:52,840 --> 00:09:54,160
‫خبر جدیدی هست یا...

170
00:09:59,000 --> 00:10:00,520
‫پنج دقیقه بهم وقت بده

171
00:10:01,080 --> 00:10:03,080
‫الان برمی‌گردم. خیلی‌خب

172
00:10:07,560 --> 00:10:10,960
‫اوه، وینسنت، وینسنت، وینسنت

173
00:10:11,840 --> 00:10:13,360
‫خفه شو!

174
00:10:17,280 --> 00:10:19,480
‫اصولاً اگه می‌خواستی از شر من خلاص بشی

175
00:10:19,560 --> 00:10:21,280
‫تا الان شده بودی

176
00:10:28,040 --> 00:10:31,160
‫اسپنس، تصاویر دوربین‌های مداربسته.
‫هنوز منتظرما.

177
00:10:31,240 --> 00:10:34,440
‫دو روز گذشته. می‌دونم زمان می‌بره،
‫ولی خواهش می‌کنم سریع‌تر

178
00:10:34,520 --> 00:10:35,440
‫آخرین باری که دیده شده

179
00:10:35,520 --> 00:10:38,000
‫یه زن بوده که فکر می‌کنه یه بلوک
‫دورتر از مدرسه اونو دیده

180
00:10:50,920 --> 00:10:54,000
‫مایکی، پیدات کردم.
‫از بایگانی پرونده‌های بیشتری در اومد.

181
00:10:54,080 --> 00:10:56,560
‫هر شخص سابقه‌داری توی شعاع
‫پنج بلوکی از آپارتمانِ اون بچه

182
00:10:56,640 --> 00:10:59,520
‫بعضیاشون خیلی قدیمی هستن. خیلی‌هاشون

183
00:10:59,600 --> 00:11:00,440
‫ممنون

184
00:11:00,520 --> 00:11:03,480
‫من میرم یه نگاهی به دوربین بیرون
‫آپارتمان خانواده‌ی اندرسون بندازم

185
00:11:03,520 --> 00:11:05,080
‫الو، بخش افراد گم شده

186
00:11:05,160 --> 00:11:07,000
‫آره

187
00:11:07,840 --> 00:11:09,600
‫خیلی‌خب، میشه تکرار کنی؟

188
00:11:10,760 --> 00:11:11,760
‫اوهوم

189
00:11:13,280 --> 00:11:14,960
‫ممنون. در اسرع وقت

190
00:11:15,040 --> 00:11:16,400
‫ممنون، دانی

191
00:11:17,360 --> 00:11:18,480
‫لعنتی

192
00:11:35,800 --> 00:11:38,480
‫اگه دوباره شماره چهار رو
‫خراب کرده باشی، آقای پارتریج

193
00:11:38,560 --> 00:11:40,520
‫هزینه‌اش رو باید پرداخت کنی

194
00:11:40,600 --> 00:11:44,960
‫قرار نیست هر باری که گند می‌زنی،
‫دوباره رنگ بزنم و فرش بندازم...

195
00:11:45,480 --> 00:11:48,920
‫آقای لووت؟ کارآگاه مایکل لدرویت هستم.
‫میشه بیایم داخل؟

196
00:11:59,040 --> 00:12:01,760
‫اینجا خیلی به‌هم ریخته‌ست.
‫داشتم تخم‌مرغ درست می‌کردم.

197
00:12:01,840 --> 00:12:03,680
‫فقط می‌خوایم یه نگاهی بندازیم، آقای لووت

198
00:12:08,600 --> 00:12:10,520
‫اون در چیه؟
‫ببین به کجا میره

199
00:12:10,600 --> 00:12:13,480
‫- کلید اینجا رو داری؟
‫- فقط موتورخونه‌ست

200
00:12:14,920 --> 00:12:16,480
‫بازش کنید، آقای لووت

201
00:12:25,080 --> 00:12:27,720
‫جز آت و آشغال و
‫خرت و پرت چیزی نیست

202
00:12:27,800 --> 00:12:29,280
‫بفرمایید

203
00:12:50,560 --> 00:12:52,280
‫مجله‌ی بچه‌ها رو می‌خونید؟

204
00:12:53,800 --> 00:12:55,760
‫آره، از جدول‌هاش خوشم میاد

205
00:12:56,840 --> 00:12:58,400
‫لدرویت، بیا اینجا

206
00:13:08,640 --> 00:13:09,640
‫اینجا

207
00:13:30,320 --> 00:13:31,480
‫نه، نه

208
00:13:32,280 --> 00:13:34,040
‫بیارش پایین. پایین

209
00:13:36,280 --> 00:13:37,400
‫پاکت آبمیوه‌ست؟

210
00:13:38,640 --> 00:13:41,200
‫این نرده رو باز کنید.
‫می‌خوام این پایین دقیق بررسی بشه.

211
00:13:42,560 --> 00:13:45,320
‫سلام. ادگار اندرسون،
‫دو روزه که گم شده

212
00:13:45,400 --> 00:13:49,600
‫خواهش می‌کنم، خانم. پسرم.
‫ممنون. آقا، خواهش می‌کنم. پسرم گم شده.

213
00:13:49,680 --> 00:13:52,200
‫یه پسر کوچولو دو روزه که گم شده.
‫ادگار اندرسون.

214
00:13:52,280 --> 00:13:54,520
‫- آقا، شما این پسر رو...
‫- از سر راه برو کنار، خانم!

215
00:13:54,560 --> 00:13:56,720
‫خدایا. امان از این شهر کوفتی

216
00:13:56,800 --> 00:13:59,120
‫شهر رؤیاهاست. بچه‌ی خوشگلیـه

217
00:14:13,480 --> 00:14:15,280
‫- چه خبرا، رئیس؟
‫- دیر کردی

218
00:14:17,160 --> 00:14:18,560
‫نمی‌دونم دقیقاً دارن چیکار می‌کنن

219
00:14:18,560 --> 00:14:20,640
‫- فقط...
‫- کارت با اون تموم شد؟

220
00:14:25,840 --> 00:14:27,840
‫دارم زر می‌زنم، لامصب

221
00:14:30,160 --> 00:14:31,760
‫رسماً پلیس نیویورک به درد
‫لای جرز دیوار هم نمی‌خوره

222
00:14:31,840 --> 00:14:34,600
‫قاتل سریالی فقط یه چشمه‌اشـه، دوست من

223
00:14:34,680 --> 00:14:36,800
‫- پس خودم ماجرا رو دست گرفتم
‫- اوهوم

224
00:14:36,880 --> 00:14:39,800
‫این عروسکِ جدیده.
‫به خاطر بچه‌ست.

225
00:14:42,480 --> 00:14:45,880
‫الان اینجا انگار داریم صندلی‌های عرشه‌ی
‫تایتانیک رو از نو می‌چینیم، خب؟

226
00:14:45,960 --> 00:14:51,560
‫یعنی، جری کل بودجه‌ی پاییز رو به
‫«هکتور و زنبورها» اختصاص داده

227
00:14:51,640 --> 00:14:54,440
‫بیخیال، لنی.
‫هکتور و زنبور کوفتی؟

228
00:14:54,520 --> 00:14:56,280
‫- آره
‫- از دست این تازه‌کارها

229
00:14:56,360 --> 00:14:59,760
‫قبلاً بهت گفتم. مگه هزار بار نگفتم
‫اونا همینطور چرخ می‌زنن و

230
00:14:59,840 --> 00:15:01,200
‫خون بو می‌کنن؟

231
00:15:01,280 --> 00:15:02,760
‫لعنت بهش. خیلی‌خب

232
00:15:02,840 --> 00:15:06,920
‫خب، با جری راجع به کاری که
‫من داشتم انجام می‌دادم حرف بزن

233
00:15:07,000 --> 00:15:09,640
‫راجع به این باهاش حرف بزن. خب؟ این

234
00:15:09,720 --> 00:15:11,800
‫نه اون موجود بد ترکیب

235
00:15:11,880 --> 00:15:13,080
‫که جکسون می‌خواد فرو کنه

236
00:15:13,160 --> 00:15:15,120
‫این. راجع به این باهاش حرف بزن

237
00:15:15,200 --> 00:15:17,000
‫این دیگه چه کوفتیـه؟

238
00:15:17,760 --> 00:15:20,240
‫این... این هرج و مرجـه

239
00:15:20,320 --> 00:15:22,400
‫اینا فقط کاغذ خط خطی شده‌ست...

240
00:15:23,000 --> 00:15:25,240
‫من یه عروسک می‌خوام. من...

241
00:15:27,000 --> 00:15:32,400
‫اینطور که من می‌بینم اینجا فقط داری
‫تیکه و متلک بار همه می‌کنی، وینی

242
00:15:32,480 --> 00:15:33,560
‫نمی‌دونم چطور این کار رو می‌کنی

243
00:15:33,600 --> 00:15:36,120
‫چطوری با این همه مشکلاتی که
‫توی زندگیت داری،

244
00:15:36,200 --> 00:15:42,200
‫بازم یه کاری می‌کنی مردم نتونن
‫به ساده‌ترین شکل ممکن باهات همدردی کنن؟

245
00:15:43,640 --> 00:15:46,640
‫من برنامه‌ام رو هواست.
‫عروسک‌گردانِ اصلیم نیست.

246
00:15:47,640 --> 00:15:50,760
‫من... هیچ کاری دستم نیست. خب؟

247
00:15:50,840 --> 00:15:53,120
‫اون‌وقت اومدی اینجا و
‫توضیح واضحات میدی

248
00:15:53,200 --> 00:15:54,720
‫من راه‌حل می‌خوام

249
00:15:55,360 --> 00:15:57,240
‫داشتم براش تُست فرانسوی درست می‌کردم

250
00:15:57,320 --> 00:15:58,320
‫چی؟

251
00:15:59,200 --> 00:16:01,400
‫و اون... نمی‌خواستش

252
00:16:04,520 --> 00:16:07,280
‫من... داشتم براش
‫تُست فرانسوی درست می‌کردم

253
00:16:10,320 --> 00:16:11,600
‫صبح همون روزی که...

254
00:16:12,320 --> 00:16:13,600
‫می‌دونی، صبح...

255
00:16:18,520 --> 00:16:20,880
‫این فکر ادگار بود

256
00:16:22,800 --> 00:16:24,600
‫و می‌خوام به واقعیت تبدیلش کنم

257
00:16:25,280 --> 00:16:27,200
‫چون اگه بتونیم وارد برنامه‌اش بکنیم

258
00:16:28,440 --> 00:16:29,760
‫شاید ادگار ببینه و

259
00:16:31,200 --> 00:16:32,640
‫شاید برگرده خونه

260
00:16:35,760 --> 00:16:36,680
‫باشه

261
00:16:36,760 --> 00:16:39,720
‫مهمونی رو میای؟
‫25 ساله کارمون همینـه

262
00:16:39,800 --> 00:16:41,240
‫بالأخره یه چیزی هست که سرش جشن گرفت

263
00:16:41,320 --> 00:16:42,960
‫سلام جری، رفیق

264
00:16:44,080 --> 00:16:45,080
‫آ...

265
00:16:49,480 --> 00:16:51,360
‫میشه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

266
00:16:52,440 --> 00:16:53,520
‫من میام پایین

267
00:17:03,720 --> 00:17:05,720
‫این بچه رو دیدید؟
‫پسرم گم شده

268
00:17:05,800 --> 00:17:08,760
‫خانم. آقا.
‫خانم، این پسرک رو ندیدید؟

269
00:17:08,840 --> 00:17:09,920
‫پسرم گم شده

270
00:17:10,000 --> 00:17:11,960
‫خیلی ممنون

271
00:17:12,040 --> 00:17:15,200
‫سلام، این پسر کوچولو رو ندیدید؟
‫میشه یه نگاهی بندازید؟

272
00:17:15,280 --> 00:17:17,600
‫ممنون. خیلی لطف کردید. آقا؟

273
00:17:20,400 --> 00:17:21,680
‫ادگار! ادگار!

274
00:17:21,760 --> 00:17:25,400
‫ببخشید. شرمنده.
‫ببخشید. شرمنده. ادگار!

275
00:17:25,480 --> 00:17:28,560
‫ببخشید. شرمنده. ادگار! ببخشید

276
00:17:30,600 --> 00:17:33,720
‫ادگار! ببخشید. ببخشید

277
00:17:33,800 --> 00:17:36,520
‫- جلوتو نگاه کن!
‫- چیکار داری می‌کنی؟

278
00:17:36,600 --> 00:17:38,240
‫اون اینجا. اون اینجاست

279
00:17:41,760 --> 00:17:43,640
‫این ژاکت پسرمـه.
‫چرا ژاکت پسرم رو پوشیدی؟

280
00:17:43,720 --> 00:17:45,640
‫دست از سرم بردار، آشغال

281
00:18:05,840 --> 00:18:09,600
‫یک سرایدار که توی آپارتمان
‫ادگار اندرسون 9 ساله کار می‌کرد

282
00:18:09,680 --> 00:18:13,040
‫در پی ناپدید شدنِ این بچه بازداشت شد

283
00:18:13,120 --> 00:18:16,160
‫آقای جرج لووت اواخر
‫صبح امروز بازداشت شد

284
00:18:16,240 --> 00:18:17,640
‫بعد از اینکه پلیس پی برد...

285
00:18:29,120 --> 00:18:30,280
‫این رو بهش مدیونیم

286
00:18:30,360 --> 00:18:32,640
‫اون نباید الان سر کار باشه، خب؟

287
00:18:32,720 --> 00:18:36,840
‫آره. پس بذار حرفش رو بزنه
‫تا بر اون اساس تصمیم بگیریم

288
00:18:39,440 --> 00:18:41,000
‫- وینسنت
‫- جری

289
00:18:41,080 --> 00:18:43,680
‫خیلی بابت پسرت متأسفم

290
00:18:43,760 --> 00:18:44,800
‫چرا؟ هنوز که نمُرده

291
00:18:46,600 --> 00:18:49,040
‫دهنش رو سرویس نکن.
‫اون که بچه‌ات رو گم نکرده.

292
00:18:49,120 --> 00:18:50,120
‫خفه شو

293
00:18:55,080 --> 00:18:58,120
‫لنی گفت داری روی
‫یه عروسک جدید کار می‌کنی

294
00:18:58,200 --> 00:18:59,880
‫آره. آره همینطوره

295
00:18:59,960 --> 00:19:01,000
‫آره

296
00:19:01,080 --> 00:19:02,560
‫اسمی داره؟

297
00:19:02,640 --> 00:19:03,680
‫آره

298
00:19:04,600 --> 00:19:07,400
‫- اریک
‫- ماجرا شروع شد

299
00:19:07,480 --> 00:19:08,400
‫اریک؟

300
00:19:08,480 --> 00:19:10,480
‫اوهوم. آره

301
00:19:10,560 --> 00:19:14,000
‫اون هزار برابر از هکتور و
‫زنبور خیالیش بهتره

302
00:19:14,080 --> 00:19:16,000
‫گلوریا و اون باغ مسخره‌اش
‫جلوی این عددی نیستن

303
00:19:16,000 --> 00:19:17,280
‫- به نظرم اصلاً تو نباید اینجا باشی
‫- جری

304
00:19:17,320 --> 00:19:20,520
‫بهش مدیونیم که نظر و ارائه‌اش رو بشنویم

305
00:19:21,160 --> 00:19:25,640
‫چون اینجا همه پشت وینسنت هستن و
‫حس می‌کنم موضوع خوبی داره

306
00:19:31,680 --> 00:19:33,760
‫باشه. جمعه

307
00:19:33,840 --> 00:19:36,320
‫ساعت دو. تیم رو جمع می‌کنم

308
00:19:36,400 --> 00:19:37,640
‫بهترین ایده

309
00:19:37,720 --> 00:19:40,760
‫بهترین ایده

310
00:19:40,840 --> 00:19:41,840
‫آره

311
00:19:46,480 --> 00:19:48,480
‫جمعه، ساعت دو. بهترین ایده

312
00:19:48,560 --> 00:19:50,560
‫- ممنون لنی
‫- خیلی‌خب، گند نزن توش

313
00:19:50,640 --> 00:19:52,800
‫به تو میگن رفیق.
‫تو دوست خوبی هستی.

314
00:19:53,840 --> 00:19:54,880
‫همیشه

315
00:19:57,920 --> 00:19:58,960
‫تو پسرم رو دزدیدی؟

316
00:20:02,440 --> 00:20:03,600
‫همیشه ازش خوشت می‌اومد

317
00:20:09,040 --> 00:20:10,840
‫لنی. مرور نهایی

318
00:20:10,920 --> 00:20:12,800
‫پنج دقیقه‌ی دیگه

319
00:20:14,960 --> 00:20:16,120
‫خیلی‌خب

320
00:20:16,200 --> 00:20:17,200
‫الو؟

321
00:20:19,080 --> 00:20:20,080
‫وینسنت

322
00:20:20,800 --> 00:20:21,880
‫پلیس زنگ زده

323
00:20:24,880 --> 00:20:27,320
‫- لری
‫- تا آخر روز فیلم دوربین‌ها دستتـه

324
00:20:28,360 --> 00:20:32,200
‫پزشکی قانونی تی‌شرت رو بررسی کرد.
‫گروه خونی بی مثبت.

325
00:20:32,280 --> 00:20:34,160
‫میشه اینو با سوابق پزشکیش تطابق بدی؟

326
00:20:34,200 --> 00:20:37,880
‫ته و توی این جرج لووت رو در بیار.
‫ببین پیش روان‌پزشک می‌رفته یا نه.

327
00:20:37,960 --> 00:20:40,640
‫هر وقت خانم کلارک و خانواده‌ی
‫اندرسون رسیدن خبرم کن

328
00:20:40,680 --> 00:20:43,120
‫اینجاست، درخواست کرده
‫با موکلش حرف بزنه

329
00:20:43,200 --> 00:20:45,680
‫و یکی به اسم ویلیام زنگ زد.
‫گفت می‌شناسیش.

330
00:20:49,040 --> 00:20:50,040
‫خانم کلارک

331
00:20:50,080 --> 00:20:54,240
‫پس حاضری پلیس نیویورک برای
‫یه مرد سیاهپوستِ دیگه پاپوش بدوزه؟

332
00:20:54,320 --> 00:20:57,960
‫مثل همیشه از دیدنت خوشحالم.
‫اون سابقه‌ی تجاوز به یه خردسال رو داشته.

333
00:20:58,040 --> 00:21:00,760
‫9 سال پیش توی دادگاه تجدید نظر
‫رد شد، کارآگاه لدرویت

334
00:21:00,840 --> 00:21:02,880
‫اون چهار طبقه پایین‌تر از
‫خانواده‌ی اندرسون زندگی می‌کنه

335
00:21:02,960 --> 00:21:06,280
‫آخرین شخصی که اون بچه رو
‫صبح ناپدید شدنش دیده اون بوده

336
00:21:06,360 --> 00:21:09,000
‫اگه نیارمش واسه بازجویی
‫چجور کارآگاهی هستم؟

337
00:21:09,560 --> 00:21:11,280
‫من... دارم تمام تلاشم رو می‌کنم

338
00:21:11,360 --> 00:21:13,840
‫بیشتر سعی کن، چون تمام تلاشت کافی نیست

339
00:21:13,920 --> 00:21:16,320
‫- بچگی کجا زندگی می‌کردی، لدرویت؟
‫- هلز کیچن

340
00:21:16,880 --> 00:21:19,560
‫اون‌وقت سر از اینجا در آوردی؟
‫اونجا که بیشتر در امانی

341
00:21:19,640 --> 00:21:21,280
‫می‌خوای بدونی نژادپرستی چطوری هجی میشه؟

342
00:21:21,360 --> 00:21:22,880
‫پلیس نیویورک

343
00:21:26,120 --> 00:21:27,200
‫اول شما بفرمایید

344
00:21:27,280 --> 00:21:28,280
‫ممنون

345
00:21:36,240 --> 00:21:37,720
‫بس کن

346
00:21:44,280 --> 00:21:46,560
‫اینا رو به خاطر میارید، آقای لووت؟

347
00:21:48,040 --> 00:21:50,200
‫توی زیرزمین آپارتمان‌تون پیداشون کردیم

348
00:21:50,280 --> 00:21:52,880
‫- اونجا چیکار می‌کرده؟
‫- موکلم مجبور نیست جواب بده

349
00:21:52,960 --> 00:21:54,880
‫معتقدیم متعلق به ادگار اندرسونـه

350
00:21:57,720 --> 00:22:00,000
‫شما اجازه دادید ادگار
‫به آپارتمان‌تون بیاد، آقای لووت؟

351
00:22:00,760 --> 00:22:03,280
‫- بله
‫- چرا ادگار توی آپارتمان شما بوده؟

352
00:22:03,360 --> 00:22:04,800
‫دوست داشت نقاشی بکشه

353
00:22:05,840 --> 00:22:06,960
‫روی دیوار؟

354
00:22:07,600 --> 00:22:11,080
‫اون پایین هیچی جز کپک و
‫عنکبوت نیست. چرا که نه؟

355
00:22:11,160 --> 00:22:14,680
‫دوست داشت توی تاریکی پنهون بشه.
‫حس امنیت می‌کرد.

356
00:22:14,760 --> 00:22:16,840
‫به بچه‌های دیگه هم اجازه می‌دید
‫بیان توی آپارتمان‌تون و...

357
00:22:16,880 --> 00:22:18,520
‫نه، نمیدم

358
00:22:18,600 --> 00:22:20,520
‫مجدداً میگم، موکلم مجبور نیست جواب بده

359
00:22:20,560 --> 00:22:24,200
‫- پس چرا ادگار توی آپارتمان شما بوده؟
‫- از دعوای اونا خوشش نمی‌اومد

360
00:22:24,280 --> 00:22:26,440
‫- از دعوای کی خوشش نمی‌اومد؟
‫- پدر و مادرش

361
00:22:28,280 --> 00:22:30,040
‫صبح روزی که ناپدید شد
‫شنیدید که دعوا کنن؟

362
00:22:30,120 --> 00:22:31,640
‫اونا همیشه‌ی خدا مشغول دعوان

363
00:22:31,720 --> 00:22:34,480
‫- فقط اون روز صبح مد نظرمـه
‫- اون روز صبح هم مثل همیشه

364
00:22:37,600 --> 00:22:39,480
‫می‌خوام به یه چیز دیگه هم نگاه کنی

365
00:22:44,800 --> 00:22:47,560
‫تی‌شرت ادگار رو پیدا کردیم.
‫به جا میاریش؟

366
00:22:48,880 --> 00:22:50,320
‫به دقت نگاه کن

367
00:22:53,520 --> 00:22:54,560
‫روش خون هست

368
00:22:55,600 --> 00:22:57,560
‫می‌دونید ادگار کجاست، آقای لووت؟

369
00:22:58,520 --> 00:22:59,640
‫منو نگاه کن

370
00:23:01,200 --> 00:23:02,480
‫می‌دونی ادگار کجاست؟

371
00:23:07,200 --> 00:23:08,560
‫قبلاً حبس کشیدی

372
00:23:08,640 --> 00:23:10,040
‫تجدید نظر رأی رو شکوند

373
00:23:10,120 --> 00:23:12,600
‫- من تاوان پس دادم
‫- فقط گناهکاره که باید تاوان پس بده

374
00:23:15,000 --> 00:23:17,280
‫- شما گناهکارید، آقای لووت؟
‫- کارآگاه لدرویت؟

375
00:23:17,680 --> 00:23:19,880
‫درخواست می‌کنم با موکلم تنها باشم

376
00:23:19,960 --> 00:23:23,120
‫آقای لووت، میشه لطفاً گروه
‫خونی‌تون رو برامون تأیید کنید؟

377
00:23:25,920 --> 00:23:27,160
‫اُ

378
00:23:29,040 --> 00:23:31,000
‫رایج‌ترین گروه خونی

379
00:23:40,160 --> 00:23:41,280
‫خانم و آقای اندرسون

380
00:23:41,840 --> 00:23:43,360
‫پیش اونـه؟ ادگار پیش اونـه؟

381
00:23:43,440 --> 00:23:45,960
‫کار جرج نیست.
‫اون محاله همچین کاری کنه.

382
00:23:46,040 --> 00:23:47,760
‫مطمئن که نیستی.
‫بس کن.

383
00:23:47,840 --> 00:23:49,280
‫محض رضای خدا، کَسی

384
00:23:49,360 --> 00:23:51,360
‫کل آپارتمان آقای لووت رو گشتیم

385
00:23:51,840 --> 00:23:56,120
‫مدارکی پیدا کردیم که بچه‌ها توی زیرزمینش
‫نقاشی کشیدن و یه پاکت آبمیوه

386
00:23:56,200 --> 00:23:58,640
‫هیچ‌کدوم‌تون این رو به خاطر نمیارید؟

387
00:23:59,760 --> 00:24:00,960
‫- آره
‫- آره

388
00:24:01,920 --> 00:24:04,040
‫شما خبر داشتید که ادگار به خونه‌ی اون میره؟

389
00:24:04,120 --> 00:24:07,160
‫- همه‌ی بچه‌ها رفتن آپارتمانش
‫- منظورش این نیست

390
00:24:07,200 --> 00:24:09,640
‫- جرج ادگار رو از بچگی می‌شناخته
‫- دقیقاً

391
00:24:09,720 --> 00:24:11,320
‫هنوز به نتیجه‌ی قطعی نرسیدیم

392
00:24:14,120 --> 00:24:15,840
‫نکن

393
00:24:18,640 --> 00:24:22,440
‫توی تلوزیون میگن اگه زنده بود،
‫تا الان پیداش می‌کردید

394
00:24:22,520 --> 00:24:25,080
‫فقط... تلوزیون رو خاموش کنید

395
00:24:25,160 --> 00:24:27,560
‫خونی که روی تی‌شرت بود،
‫گروه خونیش رو مشخص کردیم

396
00:24:27,640 --> 00:24:29,600
‫داریم با سوابق پزشکی ادگار تطابقش می‌دیم

397
00:24:29,640 --> 00:24:32,120
‫- گروه خونیش چیه؟
‫- اُ مثبت

398
00:24:33,320 --> 00:24:36,600
‫اون اِی مثبتـه.
‫ادگار اِی مثبتـه.

399
00:24:36,680 --> 00:24:38,280
‫اوه اوه

400
00:24:38,360 --> 00:24:39,600
‫خبر خوبیـه

401
00:24:40,440 --> 00:24:43,840
‫اگه جار بزنیم براش
‫مژدگونی گذاشتیم، کمکی می‌کنه؟

402
00:24:43,920 --> 00:24:44,760
‫شاید

403
00:24:44,840 --> 00:24:46,720
‫به محض اینکه چیزی پیدا کنیم،
‫قول میدم زنگ بزنیم

404
00:24:46,760 --> 00:24:49,360
‫- کارآگاه لدرویت
‫- ببخشید. باید برم

405
00:24:54,000 --> 00:24:55,160
‫چیکار داری می‌کنی، کَسی؟

406
00:24:55,240 --> 00:24:56,760
‫بوی گند  میدی

407
00:25:00,920 --> 00:25:03,680
‫کَسی. وایسا. کَسی!

408
00:25:03,760 --> 00:25:05,200
‫- مایکی
‫- بله

409
00:25:05,720 --> 00:25:06,720
‫چطور پیش رفت؟

410
00:25:07,400 --> 00:25:09,680
‫گروه خونی لووت با خونی که
‫روی تی‌شرت بچه بوده تطابق داره

411
00:25:09,720 --> 00:25:10,720
‫همون یارو سیاهپوستـه؟

412
00:25:12,320 --> 00:25:13,160
‫پس گیرش انداختی

413
00:25:13,240 --> 00:25:16,560
‫گفت تمام روز توی ساختمون بوده و داشته
‫توی طبقه دوم نشتی آب رو درست می‌کرده

414
00:25:16,640 --> 00:25:18,960
‫منتظریم شاهدها عذرش رو تأیید کنن

415
00:25:19,040 --> 00:25:22,760
‫ولی یه سری نقاشی پیدا کردیم،
‫نقاشی بچه‌ها روی دیوارهای زیرزمینش

416
00:25:22,840 --> 00:25:25,000
‫همینجا نگهش دار تا ازش اعتراف بگیری

417
00:25:25,080 --> 00:25:26,880
‫- وکیل داره؟
‫- رنتا کلارک

418
00:25:26,960 --> 00:25:28,440
‫تف . اون واقعاً موی دماغـه

419
00:25:28,520 --> 00:25:30,800
‫مخصوصاً وقتی می‌دونه موکلش گناهکاره

420
00:25:30,880 --> 00:25:33,640
‫حدس می‌زنم تا آخر هفته این پرونده رو
‫تحویل دایره‌ی جنایی میدی

421
00:25:33,720 --> 00:25:35,480
‫مایکی. مادرِ مارلون روشل
‫دوباره برات پیغام گذاشته

422
00:25:35,480 --> 00:25:36,720
‫پسرش مُرده و تموم شده رفته

423
00:25:36,800 --> 00:25:40,120
‫ولی این بچه؟ شاید اقلاً مادرش
‫بتونه پسرش رو دفن کنه

424
00:25:40,880 --> 00:25:42,600
‫باید بُردها رو جشن گرفت

425
00:25:42,880 --> 00:25:45,200
‫دیگه هم نرید لاکس، خب؟

426
00:25:45,280 --> 00:25:47,840
‫تو میری امشب؟
‫بزرگداشت کندی

427
00:25:50,880 --> 00:25:53,240
‫کسی رو توی دایره‌ی مُنکرات نمی‌شناسم

428
00:25:53,320 --> 00:25:54,680
‫اوه

429
00:25:54,760 --> 00:25:58,160
‫من همسرش رو می‌شناسم.
‫از زمان مُنشی‌گری.

430
00:25:58,800 --> 00:26:00,640
‫من و دینا باهمدیگه مصیبت‌های زیادی رو
‫پشت سر گذاشتیم

431
00:26:02,720 --> 00:26:03,760
‫شب بخیر

432
00:26:03,840 --> 00:26:04,840
‫شب بخیر

433
00:26:09,720 --> 00:26:11,360
‫تو کمک نمی‌کنی، لدرویت؟

434
00:26:12,560 --> 00:26:14,480
‫داریم واسه بیوه‌ی کندی پول جمع می‌کنیم

435
00:26:19,080 --> 00:26:20,520
‫پلیس مُهره‌ی ارزشمندی رو از دست داده

436
00:26:22,600 --> 00:26:24,000
‫بفرما

437
00:26:24,080 --> 00:26:26,040
‫مطمئنم بیوه‌اش خوشحال میشه

438
00:26:33,080 --> 00:26:36,640
‫عوضی آشغال. باید آب‌بندی شه

439
00:26:50,680 --> 00:26:53,600
‫تقریباً سه روز گذشته.
‫پلیس سرنخ جدیدی پیدا کرده؟

440
00:26:53,640 --> 00:26:56,240
‫برید عقب. یالا.
‫برید کنار. بذارید رد بشن.

441
00:26:56,320 --> 00:26:59,600
‫حریم‌شون رو نقض نکنید، خب؟
‫یالا. طرف بچه‌اش رو گم کرده

442
00:27:03,480 --> 00:27:05,240
‫کسی دستگیر شده؟

443
00:27:11,280 --> 00:27:12,720
‫- اینا رو بگیر
‫- باشه

444
00:27:15,440 --> 00:27:17,600
‫ادگار اونجا نیست.
‫اون اونجا نیست.

445
00:28:02,280 --> 00:28:03,880
‫دقیقاً

446
00:28:03,960 --> 00:28:05,720
‫من توی این شهر بزرگ شدم

447
00:28:05,800 --> 00:28:09,840
‫و من همیشه کاملاً می‌شناختمش

448
00:28:10,560 --> 00:28:13,520
‫مدتیـه که توی شهردار زیر تیغ انتقاد هستید

449
00:28:13,600 --> 00:28:16,720
‫الان هم که بی‌خانمانی داره افزایش پیدا می‌کنه...

450
00:28:19,120 --> 00:28:20,560
‫خواهش می‌کنم

451
00:28:24,120 --> 00:28:26,240
‫بیخیال. میشه فقط... میشه...

452
00:28:26,320 --> 00:28:29,200
‫میشه لطفاً در این باره حرف بزنیم؟

453
00:28:29,280 --> 00:28:30,880
‫راجع به چکی که مادرم داده؟

454
00:28:31,480 --> 00:28:34,480
‫لطفاً، میشه درموردش حرف بزنیم؟
‫کنترل کوفتی رو بده من

455
00:28:38,120 --> 00:28:40,520
‫خبر داشتی میره به آپارتمان جرج؟

456
00:28:40,600 --> 00:28:42,200
‫هر بچه‌ای میره اونجا

457
00:28:42,280 --> 00:28:44,080
‫گذاشتی بره اونجا؟

458
00:28:44,160 --> 00:28:47,760
‫داریم راجع به جرج حرف می‌‌زنیما.
‫ادگار باهاش بزرگ شده.

459
00:28:47,840 --> 00:28:49,520
‫پس یکی دیگه واسم پیدا کن

460
00:28:49,600 --> 00:28:52,360
‫یکی دیگه رو برام پیدا کن که
‫بتونه بهم بگه پسرم کجاست!

461
00:28:52,440 --> 00:28:54,040
‫اون پسر من هم هست!

462
00:29:02,600 --> 00:29:03,600
‫وینسنت

463
00:29:04,040 --> 00:29:07,000
‫خیال می‌کنی می‌خوام این پول رو
‫از پدر و مادرت بگیرم؟

464
00:29:08,320 --> 00:29:12,040
‫برامون سرنخ پیدا می‌کنه، خب؟
‫مردم بدون انگیزه کمکی نمی‌کنن

465
00:29:12,120 --> 00:29:15,480
‫پول‌شون رو بگیری، روحت رو می‌گیرن.
‫جز پول هیچی حالی‌شون نیست.

466
00:29:15,560 --> 00:29:16,560
‫ناسلامتی نوه‌شونـه

467
00:29:16,600 --> 00:29:21,160
‫مثال بزن که یه بار علاقه‌ای
‫به نوه‌شون نشون داده باشن!

468
00:29:23,160 --> 00:29:25,480
‫نه، نمی‌تونی،
‫پس این پول رو پس میدم

469
00:29:25,560 --> 00:29:29,560
‫باید باهام همکاری کنی.
‫باید با همدیگه جلو بریم.

470
00:30:00,280 --> 00:30:02,280
‫امروز خیال کردم دیدمش

471
00:30:03,800 --> 00:30:05,480
‫ولی فقط یه ژاکت بود

472
00:30:06,720 --> 00:30:09,200
‫یه ژاکت که شبیه ژاکتِ اون بود

473
00:30:20,920 --> 00:30:22,880
‫با نقاشی‌هاش چیکار می‌کنی؟

474
00:30:25,080 --> 00:30:27,480
‫بهت که گفتم. دارم روی
‫یه عروسک جدید کار می‌کنم

475
00:30:30,720 --> 00:30:33,480
‫ببین، اگه بتونم اریک رو وارد برنامه کنم

476
00:30:34,200 --> 00:30:36,360
‫- اریک؟
‫- ادگار اونو می‌بینه

477
00:30:36,880 --> 00:30:42,480
‫بعدش می‌فهمه چقدر دوستش داریم،
‫چقدر می‌خوایم برگرده خونه

478
00:30:42,560 --> 00:30:43,880
‫می‌فهمه باید چیکار کنه

479
00:30:45,040 --> 00:30:46,280
‫وای خدا

480
00:30:49,320 --> 00:30:50,480
‫داری دیوونه میشی

481
00:30:53,040 --> 00:30:55,640
‫نه. چی؟ چی؟

482
00:30:56,560 --> 00:30:59,520
‫باید بهشون می‌گفتی که رفتی دنبالش

483
00:31:00,840 --> 00:31:02,480
‫باید به پلیس می‌گفتی

484
00:31:02,560 --> 00:31:04,240
‫اون بهت شک کرده، وینسنت

485
00:31:10,240 --> 00:31:12,440
‫پیشونیت چطوری زخم شد؟

486
00:31:18,960 --> 00:31:21,640
‫وینسنت، اون زخم روی پیشونیت علتش چیه؟

487
00:31:24,080 --> 00:31:25,640
‫گروه خونیت چیه؟

488
00:31:33,000 --> 00:31:35,400
‫چکِ مادرم رو بهش پس میدم

489
00:31:59,680 --> 00:32:03,800
‏«نوه‌ی 9 ساله‌ی غول املاک،‏
رابرت اندرسون گم شده»‏

490
00:32:07,600 --> 00:32:09,640
‫شاید از من خوشت نیاد

491
00:32:09,720 --> 00:32:11,600
‫ولی بهم نیاز داری، وینسنت

492
00:32:11,680 --> 00:32:12,520
‫گوش نمیدم

493
00:32:12,600 --> 00:32:15,720
‫فقط تو می‌دونی ذهن اون بچه چطور کار می‌کنه

494
00:32:15,800 --> 00:32:16,800
‫گوش نمیدم

495
00:32:16,840 --> 00:32:18,920
‫اگه منو وارد برنامه کنی،
‫ادگار می‌بینه

496
00:32:19,000 --> 00:32:21,520
‫منو وارد برنامه کن تا بچه برگرده خونه

497
00:32:21,600 --> 00:32:23,120
‫اوه!

498
00:32:24,760 --> 00:32:26,200
‫با اجازه برش می‌دارم

499
00:32:26,280 --> 00:32:27,560
‫بیخیال. خدایی؟

500
00:32:32,400 --> 00:32:34,560
‫تنها راه جبران

501
00:32:34,640 --> 00:32:37,200
‫اینـه که همون کاری رو
‫بکنی که پسرت ازت خواست

502
00:32:37,280 --> 00:32:38,120
‫بس کن

503
00:32:38,200 --> 00:32:41,160
‫شدی بدترین و مزخرف‌ترین پدر

504
00:32:42,800 --> 00:32:43,800
‫آره

505
00:32:44,520 --> 00:32:46,200
‫حالا بهم گوش میدی

506
00:32:46,280 --> 00:32:48,400
‫تابحال کسی بهت گفته چقدر عوضی هستی؟

507
00:33:00,920 --> 00:33:02,000
‫آقای لووت؟

508
00:33:06,320 --> 00:33:09,760
‫بیخیال رفیق. می‌دونی که بدون
‫حضور وکیلم نمی‌تونم حرف بزنم.

509
00:33:13,320 --> 00:33:14,840
‫چیزی هست که بخوای بهم بگی؟

510
00:33:14,880 --> 00:33:16,480
‫- این چیه؟
‫- بگیرش

511
00:33:18,560 --> 00:33:20,120
‫می‌دونی اون کیه

512
00:33:23,240 --> 00:33:24,720
‫مثلاً این منم؟

513
00:33:26,480 --> 00:33:27,480
‫واقعاً؟

514
00:33:28,360 --> 00:33:30,960
‫اون موقع کاری نکردم.
‫الان هم کاری نکردم.

515
00:33:31,720 --> 00:33:33,920
‫به هر حال شما کاری که می‌خواید رو می‌کنید

516
00:33:34,800 --> 00:33:37,320
‫رفیق، من 72 سالمـه

517
00:33:41,800 --> 00:33:43,040
‫حالا، بذار بهت بگم

518
00:33:44,480 --> 00:33:46,320
‫هرچقدر بیشتر منو اینجا نگه دارید

519
00:33:46,400 --> 00:33:49,800
‫دیرتر می‌فهمید کی ادگار کوچولو رو دزدیده

520
00:33:50,920 --> 00:33:53,680
‫پس این گردنِ خودتـه، کارآگاه

521
00:34:02,680 --> 00:34:03,680
‫تیلور

522
00:34:04,480 --> 00:34:05,480
‫بازش کن

523
00:34:13,000 --> 00:34:14,240
‫تا نگفتم آزادش نمی‌کنی

524
00:34:30,800 --> 00:34:32,800
‫آهای. نکن... اینقدر منو سرزنش نکن!

525
00:34:55,240 --> 00:34:56,320
‫آهای، یوسف!

526
00:34:57,680 --> 00:35:00,000
‫- چیه؟
‫- چیزایی که می‌‌خواستی رو آوردم

527
00:35:11,600 --> 00:35:13,600
‫وینسنت. مادرت می‌دونه اومدی؟

528
00:35:13,680 --> 00:35:15,920
‫اینطوری که حال نمیده

529
00:35:24,080 --> 00:35:27,440
‫تیا، لباس‌های آقای اندرسون رو
‫از خشک‌شویی گرفتی؟

530
00:35:27,520 --> 00:35:29,800
‫بله، خانم اندرسون.
‫الان قطع می‌کنم.

531
00:35:29,880 --> 00:35:31,040
‫مادر

532
00:35:31,120 --> 00:35:33,840
‫می‌دونی مؤدبانه‌تره که قبلش زنگ بزنی، وینسنت

533
00:35:36,680 --> 00:35:39,120
‫- گرسنه نیستم
‫- اقلاً یه چایی بخور

534
00:35:40,440 --> 00:35:44,880
‫پلیس اطلاعات بیشتری بهت داد؟
‫راجع به دستگیری

535
00:35:44,960 --> 00:35:46,560
‫- نه
‫- البته که سیاهپوستـه

536
00:35:46,640 --> 00:35:50,000
‫خدایا، مادر. پولت.
‫ما به پولت نیازی نداریم.

537
00:35:50,080 --> 00:35:52,600
‫هر وقت اشتباهی ازت سر می‌زنه اینطوری میشی

538
00:35:53,920 --> 00:35:55,080
‫چایی بخوری بهتر میشی

539
00:35:55,160 --> 00:35:57,000
‫یه چیزی قوی‌تر از چایی لازم داریم

540
00:36:00,360 --> 00:36:02,080
‫حق با توئـه. خسته‌ام

541
00:36:02,080 --> 00:36:04,240
‫میشه لطفاً اینجا بخوابم؟

542
00:36:04,320 --> 00:36:06,440
‫رخت‌خواب آماده نیست

543
00:36:07,360 --> 00:36:10,200
‫نمی‌تونیم از تیا بخوایم الان آماده‌اش کنه.
‫می‌شناسیش که.

544
00:36:10,280 --> 00:36:12,320
‫نمی‌تونی بری خونه؟

545
00:36:12,400 --> 00:36:15,240
‫نگو که دوباره از خونه پرتت کرده بیرون

546
00:36:16,320 --> 00:36:17,200
‫برو هتل

547
00:36:17,280 --> 00:36:19,120
‫پول واسه هتل لازم داری؟

548
00:36:22,800 --> 00:36:26,880
‫نه، نه پول لازم دارم و
‫نه هتلِ کوفتی

549
00:36:26,960 --> 00:36:30,280
‫چرا. دارم می‌بینم.
‫دوباره اونطوری شدی.

550
00:36:33,000 --> 00:36:34,920
‫وقتی بچه بودی هم اینطوری بودی

551
00:36:35,000 --> 00:36:37,240
‫همیشه با خودت حرف می‌زدی

552
00:36:38,320 --> 00:36:39,360
‫و می‌گفتی

553
00:36:40,960 --> 00:36:44,920
‫«فقط چون نمی‌بینیش، دلیل نمیشه
‫وجود نداشته باشه، مامانی.»

554
00:36:45,000 --> 00:36:46,840
‫الان باید برم

555
00:36:46,920 --> 00:36:49,440
‫اون قدیما که از مدرسه فرار می‌کردی و

556
00:36:49,960 --> 00:36:52,600
‫اون تابستون که 16 سالت بود

557
00:36:54,800 --> 00:36:56,640
‫می‌دونی اون موقع چیکار می‌کردم؟

558
00:36:59,640 --> 00:37:01,720
‫باید دوباره مصرف دارو رو شروع کنی

559
00:37:01,800 --> 00:37:02,800
‫نه

560
00:37:03,320 --> 00:37:05,840
‫شاید هنوز شمارۀ دکتر میسون رو داشته باشم

561
00:37:05,920 --> 00:37:08,520
‫نه. خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم، مادر

562
00:37:08,600 --> 00:37:10,320
‫میشه بهم گوش بدی؟

563
00:37:10,400 --> 00:37:11,760
‫چیه چه مرگتـه وینسنت؟

564
00:37:11,840 --> 00:37:14,640
‫- ترسیدم. مثل سگ ترسیدم!
‫- ساکت!

565
00:37:17,240 --> 00:37:18,840
‫پدرت داره کار می‌کنه

566
00:37:20,800 --> 00:37:21,960
‫می‌دونی، وینسنت

567
00:37:23,480 --> 00:37:27,600
‫باید بابت مشکلات،
‫دست از سرزنش بقیه برداری و

568
00:37:27,680 --> 00:37:32,000
‫و کم‌کم بفهمی که راه‌حل درونِ خودتـه

569
00:37:43,920 --> 00:37:45,240
‫ما به پولت نیازی نداریم

570
00:37:52,160 --> 00:37:53,120
‫پس مِس بیشتری بخر

571
00:37:53,280 --> 00:37:54,960
‫که نیاز به لوله‌ی مسی دارن

572
00:37:56,720 --> 00:37:57,720
‫پدر؟

573
00:38:29,080 --> 00:38:30,160
‫مایکی

574
00:38:30,240 --> 00:38:31,240
‫باید صحبت کنیم

575
00:38:32,200 --> 00:38:33,200
‫باشه

576
00:38:35,360 --> 00:38:36,360
‫حرف بزنیم

577
00:38:37,560 --> 00:38:38,800
بیرون

578
00:38:43,360 --> 00:38:45,040
‫قبلاً الکس صدام می‌‌کردی

579
00:38:45,120 --> 00:38:47,080
‫اون شب،

580
00:38:47,160 --> 00:38:49,720
‫وقتی اون پلیس‌هایی که می‌خواستن
‫تلکه کنن رو دستگیر کردم...

581
00:38:49,800 --> 00:38:51,320
‫هر پستانداری انگلِ خودش رو داره

582
00:38:51,400 --> 00:38:53,040
‫پلیس‌ها هم انگل من هستن

583
00:38:53,120 --> 00:38:56,480
‫- یه چیزی به گوشم خورد
‫- گفتم که. همیشه در حال انجام وظیفه‌ای

584
00:38:58,600 --> 00:39:01,480
‫اون پشت یه بوربن ده ساله دارم.
‫امشب رسید.

585
00:39:01,760 --> 00:39:04,160
‫- باشه واسه بعد
‫- نمی‌دونی داری دستِ رد به سینه‌ی چی می‌زنی

586
00:39:07,480 --> 00:39:09,040
‫دو تا برگر! دو تا سیب‌زمینی سرخ‌کرده!

587
00:39:10,440 --> 00:39:12,360
‫- آهای بچه، گرسنه‌ای؟
‫- آره

588
00:39:14,600 --> 00:39:16,880
‫اون بچه‌ای که گم شده 9 سالشـه

589
00:39:17,960 --> 00:39:18,960
‫جولای ده سالش میشه

590
00:39:21,400 --> 00:39:23,640
‫می‌خوای طوری وانمود کنی که
‫نمی‌دونی چی میگم؟

591
00:39:23,720 --> 00:39:25,880
‫اون پشت یه بوربن ده ساله دارم...

592
00:39:26,640 --> 00:39:28,320
‫هر فکری که می‌کنی،

593
00:39:28,400 --> 00:39:30,960
‫هر چی که بودم توی گذشته بوده، مایکی

594
00:39:31,040 --> 00:39:33,040
‫اینجا تمیزه

595
00:39:33,120 --> 00:39:36,000
‫سیرا درس عبرتم شد.
‫حبسم رو هم کشیدم.

596
00:39:36,080 --> 00:39:39,440
‫سراغ هر کثافت‌کاری‌ و انحرافی بخوای
‫می‌تونی بری. فقط باید قانونی باشه.

597
00:39:39,520 --> 00:39:43,280
‫موقع رفتن اصرار کردم اینطوری مدیریت بشه
‫و حالا که برگشتم، همینطوری هم هست.

598
00:39:44,480 --> 00:39:45,320
‫آهای، آهای!

599
00:39:45,400 --> 00:39:46,400
‫بیا اینجا

600
00:39:47,280 --> 00:39:50,400
‫من پاکم، مایکی.
‫حبسم رو کشیدم.

601
00:39:52,280 --> 00:39:55,440
‫پس واسه چی برگشتی؟

602
00:39:58,640 --> 00:39:59,640
‫هان؟

603
00:40:08,880 --> 00:40:09,880
‫ممنون، گیتور

604
00:40:20,400 --> 00:40:24,640
«بچه‌ی گم‌شده»

605
00:40:29,400 --> 00:40:31,200
‫اون نوارها روی میزت هستن، لدرویت

606
00:40:53,440 --> 00:40:55,280
‫افراد گم شده، کارآگاه لدرویت

607
00:40:56,080 --> 00:40:58,680
‫انگار همه پسرم رو فراموش کردن

608
00:40:58,760 --> 00:41:02,240
‫اسمش مارلون گابریل روشلـه

609
00:41:02,320 --> 00:41:04,880
‫از 12اُم ژوئن 1984 گم شده

610
00:41:04,960 --> 00:41:07,120
‫هیچکس مارلون رو فراموش نکرده، سیسیل

611
00:41:07,840 --> 00:41:11,880
‫ناپدید شدنِ ادگار اندرسون سؤالات عمیق‌تری
‫برای نیویورک به وجود آورده...

612
00:41:17,840 --> 00:41:19,520
‫می‌ریم سراغ دِرک...

613
00:41:43,280 --> 00:41:44,480
‫جواب میده؟

614
00:41:45,880 --> 00:41:46,880
‫باید بده

615
00:42:04,720 --> 00:42:07,480
‫سختی از آدم مرد می‌سازه

616
00:42:07,560 --> 00:42:10,360
‫وینسنت اندرسونِ اسطوره‌ای اینجاست

617
00:42:22,960 --> 00:42:26,880
‫می‌دونی، واقعاً باید بابت مشکلات،
‫دست از سرزنش بقیه برداری و

618
00:42:26,880 --> 00:42:28,480
‫کم‌کم بفهمی که راه‌حل درونِ خودتـه

619
00:42:43,720 --> 00:42:45,880
‫حالا داریم پیشرفت می‌کنیم

620
00:44:06,680 --> 00:44:09,680
«گواهی تولد ادگار اندرسون»

621
00:44:15,040 --> 00:44:18,800
«گروه خونی اُ مثبت»

622
00:44:24,600 --> 00:44:27,000
‫میشه با کارآگاه لدرویت صحبت کنم لطفاً؟
