﻿1
00:00:22,600 --> 00:00:25,080
‫با افزایش انتقادات از روند تحقیقات

2
00:00:25,160 --> 00:00:29,440
‫خانوادۀ پسر گمشده مژدگانی
‫25هزار دلاری پیشنهاد کرده‌اند

3
00:00:29,520 --> 00:00:32,360
‫به این امید که از این طریق
‫به اطلاعاتی جدید دست پیدا کنند

4
00:00:32,440 --> 00:00:35,400
‫هر روزی که می‌گذره سوالاتی مطرح میشه

5
00:00:35,480 --> 00:00:37,000
‫ادگار اندرسون کجاست؟

6
00:00:37,080 --> 00:00:38,320
‫چطوری گم شد؟

7
00:00:38,400 --> 00:00:42,120
‫کسی هست که اطلاعاتی داشته
‫باشه که منجر به بازگشتِ اون بشه؟

8
00:00:42,200 --> 00:00:44,280
‫امروز در ساعت 11:23 ظهر

9
00:00:44,360 --> 00:00:48,600
‫موکلِ بنده، آقای جرج لمبرت لاوت
بدون هیچ اتهامی

10
00:00:48,680 --> 00:00:53,000
‫در رابطه با ناپدید شدنِ
‫ادگار اندرسونِ نُه ساله، آزاد شد

11
00:00:54,120 --> 00:00:57,000
‫منزلِ آقای لووت بدون حکم تفتیش شده

12
00:00:57,080 --> 00:01:01,360
‫و 24 ساعت بدونِ تأییدِ عذر موجه‌ِ وی

13
00:01:01,440 --> 00:01:03,640
‫و بدونِ هیچ‌گونه مدرکِ قابل قبولی،
‫در بازداشت بوده

14
00:01:04,200 --> 00:01:07,680
‫این نشون میده که نه تنها
‫رئیس‌پلیس نلسون به آزار و اذیتِ

15
00:01:07,760 --> 00:01:11,000
‫سیاه‌پوستان و اقلیت‌های این شهر ادامه میده

16
00:01:11,080 --> 00:01:15,960
‫بلکه اون و سروان کریپ از پلیس نیویورک،
‫چنین زمانِ حساسی رو

17
00:01:16,040 --> 00:01:20,200
‫برای پیدا کردنِ یه کودکِ
‫گمشدۀ دیگۀ شهر، تلف کردن

18
00:01:20,280 --> 00:01:22,000
‫پس از آزادیِ آقای لووت

19
00:01:22,080 --> 00:01:25,720
‫پلیس نیویورک دوباره درخواست کرده
‫هرکسی که اطلاعاتی از ادگار اندرسون دارد

20
00:01:25,800 --> 00:01:28,040
‫به آن‌ها مراجعه کند

21
00:01:32,000 --> 00:01:34,440
‫رفیق، کمتر از یه روز وقت داری
تا برای جلسۀ ارائه آماده بشی

22
00:01:34,520 --> 00:01:35,640
‫دست بجنبون

23
00:01:37,400 --> 00:01:39,640
‫ادگار منو ببینه دیوونه میشه!

24
00:01:40,360 --> 00:01:43,720
‫باید براش دندون هم بذارم.
‫با دندون بهتر میشه

25
00:01:44,880 --> 00:01:46,240
‫مهمونی جری رو یادت نره!

26
00:01:48,080 --> 00:01:48,960
‫باشه، باشه

27
00:01:49,040 --> 00:01:51,160
‫یه بچه خودبه‌خود غیب نمیشه

28
00:01:51,240 --> 00:01:53,200
‫یه بچه خودبه‌خود ناپدید نمیشه

29
00:01:53,720 --> 00:01:57,600
خوبه که مژدگونی گذاشتین. خبرش
‫امروز صبح همه‌جا پیچیده بود

30
00:01:57,680 --> 00:01:59,880
‫خوشحالم که اومدی، کسندرا

31
00:01:59,960 --> 00:02:02,240
‫حتما دیگه از وینسنت ناامید شدی

32
00:02:02,320 --> 00:02:05,200
‫اون یارو رو آزاد کردن.
‫حتماً به یکی دیگه مشکوک شدن

33
00:02:06,680 --> 00:02:08,160
‫اوضاعِ وینسنت چطوره؟

34
00:02:08,720 --> 00:02:10,880
‫نمی‌دونم. دیشب نیومد خونه

35
00:02:10,960 --> 00:02:13,240
‫داره یه چیزی رو ازم پنهون می‌کنه

36
00:02:14,680 --> 00:02:17,840
‫- به دکتر میسن زنگ بزن
‫- به نظرم یکم دیره دیگه

37
00:02:17,920 --> 00:02:19,160
دوباره شده مثل سابق

38
00:02:19,240 --> 00:02:21,680
‫پسرم گم شده و هیچ اثری ازش نیست

39
00:02:21,760 --> 00:02:24,200
و تو دست از این کارهات برنمی‌داری

40
00:02:24,280 --> 00:02:26,920
قبلاً هم این‌جوری شده. این شروعشه

41
00:02:27,840 --> 00:02:30,680
‫اصلاً نباید میومدم پیشت.
‫باید با وینسنت حرف بزنم

42
00:02:30,760 --> 00:02:33,840
‫وینسنت به کسی جز خودش اهمیت نمیده

43
00:02:34,480 --> 00:02:35,720
‫همیشه همین‌جوری بوده

44
00:02:39,680 --> 00:02:42,440
‫خب همگی خوش اومدین

45
00:02:42,520 --> 00:02:44,040
‫خیلی خوشحالم که تشریف آوردین

46
00:02:44,560 --> 00:02:48,360
‫بیست و پنج ساله که داریم یکی از
‫بهترین برنامه‌های تلویزیونی رو می‌سازیم

47
00:02:48,440 --> 00:02:50,440
‫- هنوزم همون سوال ازم پرسیده میشه
‫- سلام

48
00:02:50,520 --> 00:02:52,480
‫چرا داریم این کار رو می‌کنیم؟

49
00:02:52,560 --> 00:02:53,680
‫جواب من اینه

50
00:02:53,760 --> 00:02:54,680
‫ما واسطۀ سحر و جادوییم

51
00:02:54,680 --> 00:02:55,920
‫خیلی‌خب، فردا جلسه داریم؟

52
00:02:56,000 --> 00:02:57,960
‫- آره. متن به دستت رسیده؟
‫- اوهوم.

53
00:02:58,040 --> 00:03:00,280
‫- عروسک دستکشی یا میله‌ای؟
‫- سیار

54
00:03:00,360 --> 00:03:03,960
وای خیلی ریسکیه. می‌دونی
که لنی خوشش نمیاد

55
00:03:04,040 --> 00:03:05,040
‫لنی مشکلی نداره

56
00:03:05,680 --> 00:03:06,680
‫باشه

57
00:03:07,840 --> 00:03:09,800
‫من فقط به‌خاطر حقوق
‫بازنشستگی و خوراکی مفتی اومدم

58
00:03:10,800 --> 00:03:15,160
‫می‌دونی، ما طرفِ توییم وینی ولی...
‫نوشیدنی خوردن دردی رو دوا نمی‌کنه

59
00:03:19,080 --> 00:03:21,840
‫نُچ، مچم رو گرفتی. دیلان یا کریستال گیل؟

60
00:03:21,920 --> 00:03:23,880
می‌خواستم بگم نگرانتم

61
00:03:23,960 --> 00:03:26,200
‫- باشه؟ وای خدا!
‫- آهای

62
00:03:27,520 --> 00:03:31,240
وقت تنگه. برو به کارت برس

63
00:03:33,040 --> 00:03:34,640
‫سلام وینسنت

64
00:03:35,160 --> 00:03:37,640
‫اِ، نماینده کاستلو. دومین باره توی این
‫هفته می‌بینم‌تون. چقدر خوش شانسم.

65
00:03:37,720 --> 00:03:41,400
‫راسته که شهرداری داره
‫صدهزار دلار به خیریۀ آفتاب میده؟

66
00:03:41,480 --> 00:03:43,600
‫باید جلوی دهنِ جری رو بگیری.
‫کل شهر خبردار شدن

67
00:03:43,680 --> 00:03:46,760
‫کارِ خیره. تازه مراسم خیریه‌ت هم که نزدیکه

68
00:03:46,840 --> 00:03:48,320
‫ما هم می‌خواستیم کمک کنیم

69
00:03:48,400 --> 00:03:52,880
‫اینکه فعالیتِ موسسۀ خیریه‌ای که به فقرا
‫کمک می‌کنه در راستای برنامه‌ت

70
00:03:52,960 --> 00:03:56,520
‫برای خروجِ بی‌خانمان‌ها از
‫شهره، یه‌جورایی فوق‌العاده‌ست

71
00:03:56,600 --> 00:03:58,520
‫بیشتر دوست داریم به چشمِ تعهد به

72
00:03:58,560 --> 00:04:00,600
‫سلامت و بهداشتِ نیویورک بهش نگاه کنیم

73
00:04:00,680 --> 00:04:04,040
‫وینسنت، اجازه هست به برادرزنم
‫برونو دی باری معرفیت کنم؟

74
00:04:04,120 --> 00:04:06,080
‫برونو دی باری، سلطان زباله‌ها؟

75
00:04:06,720 --> 00:04:09,280
شرکت پاکسازی هادسون؟ از اونجا
‫به همچین ثروتی رسیدی، درسته؟

76
00:04:11,120 --> 00:04:12,720
طنز ماجرا ادامه داره

77
00:04:14,120 --> 00:04:15,400
‫بابتِ اتفاقی که برای پسرت افتاده متأسفم

78
00:04:15,920 --> 00:04:17,720
‫هنوز مظنون جدید پیدا نکردن؟

79
00:04:19,560 --> 00:04:21,920
‫بچۀ خوبی باش. مهربون باش. شجاع باش

80
00:04:22,000 --> 00:04:23,480
‫- باهوش باش
‫- متفاوت

81
00:04:25,560 --> 00:04:26,760
«متفاوت باش»

82
00:04:40,600 --> 00:04:44,040
‫وینسنت، باید برای بازجویی بیای اداره پلیس

83
00:04:45,520 --> 00:04:46,960
‫خیلی طول می‌کشه؟

84
00:04:47,040 --> 00:04:48,200
‫بستگی داره

85
00:05:07,640 --> 00:05:08,640
‫ادگار؟

86
00:05:10,600 --> 00:05:12,400
‫لطفاً نندازش روی زمین

87
00:05:13,080 --> 00:05:14,320
‫خانم اندرسون؟

88
00:05:15,040 --> 00:05:16,920
‫ببخشید. منتظر بودم تا بیایین.

89
00:05:17,000 --> 00:05:19,320
‫- گفتن آقای اندرسون دستگیر شده
‫- برو بیرون

90
00:05:19,400 --> 00:05:21,480
‫- حکم داشتن
‫- از خونۀ من گمشو بیرون!

91
00:05:21,520 --> 00:05:22,760
‫- گمشو!
‫- باشه

92
00:05:38,120 --> 00:05:39,760
‫به خودت مسلط باش

93
00:05:40,920 --> 00:05:43,360
‫باورم نمیشه! باورم نمیشه

94
00:05:44,240 --> 00:05:46,800
‫به چیزهایی که می‌خوای بگی خوب فکر کن.
‫خودت رو جفت و جور کن

95
00:05:46,880 --> 00:05:48,560
‫جمع و جور! درستش جمع و جوره!

96
00:05:48,640 --> 00:05:52,000
‫حالا هرچی!
‫دارن وقتت رو تلف می‌کنن، رفیق

97
00:05:52,080 --> 00:05:54,400
‫آره، همینه... داریم وقت رو هدر میدیم

98
00:05:54,480 --> 00:05:56,680
‫دارین وقتت رو هدر میدین!

99
00:05:57,560 --> 00:05:58,560
‫یالا!

100
00:06:00,400 --> 00:06:01,680
جلسه رو از دست میدم

101
00:06:03,320 --> 00:06:05,200
‫- ♪ درخت‌ها سبزن... ♪
‫- وقتت رو هدر میدی...

102
00:06:05,240 --> 00:06:06,600
‫♪  درخت‌ها سبزن ♪

103
00:06:06,680 --> 00:06:08,600
‫- ♪ و آسمون آبیه ♪
‫- ♪ آسمون آبیه ♪

104
00:06:08,640 --> 00:06:10,360
‫- ♪ خورشید در اومده ♪
‫- ♪ خورشید در اومده  ♪

105
00:06:10,400 --> 00:06:12,680
‫♪ و داره بهت لبخند می‌زنه ♪

106
00:06:12,760 --> 00:06:14,680
‫♪ سلام دنیا! امروز حالت چطوره؟ ♪

107
00:06:14,760 --> 00:06:16,440
‫♪ دستت رو بذاری توی دستِ من ♪

108
00:06:16,520 --> 00:06:18,160
‫♪ یالا! بیاین بازی کنیم! ♪

109
00:06:18,240 --> 00:06:20,880
‫چهار! خفه خون بگیر!

110
00:06:26,800 --> 00:06:29,360
‫ببخشید. اومدم وینسنت اندرسون رو ببینم

111
00:06:30,880 --> 00:06:31,880
‫ببخشیدها

112
00:06:33,120 --> 00:06:34,560
‫بهش عادت می‌کنی

113
00:06:38,720 --> 00:06:39,920
‫اون پسرمه

114
00:06:41,560 --> 00:06:43,360
‫نمی‌دونستم کدوم عکسش رو انتخاب کنم

115
00:06:43,880 --> 00:06:46,600
‫عاشقِ این تاپ بسکتبال بود

116
00:06:46,680 --> 00:06:48,640
‫بعید می‌دونم هیچ‌وقت درش می‌آورد

117
00:06:48,720 --> 00:06:51,800
‫با چه بدبختی‌ای کاپشن تنش می‌کردیم...

118
00:06:52,920 --> 00:06:56,480
‫مایه آرامشه. حداقل روزِ مرگش
‫همون لباسی تنش بوده که دوستش داشته

119
00:06:58,640 --> 00:06:59,640
‫روز مرگش؟

120
00:07:05,120 --> 00:07:06,120
‫این پسرته؟

121
00:07:07,720 --> 00:07:09,960
‫توی اخبار دیدمش. پسربچۀ خوش‌تیپیه

122
00:07:11,360 --> 00:07:14,240
‫- ممنون
‫- و سفیدپوسته. اینم بی‌تاثیر نیست.

123
00:07:14,320 --> 00:07:16,760
‫مردم همنوع خودشون رو فراموش نمی‌کنن

124
00:07:16,840 --> 00:07:18,400
مژدگونی هم که گذاشتین

125
00:07:19,640 --> 00:07:20,880
هوم

126
00:07:20,960 --> 00:07:26,040
‫مجبور شدم کلی بجنگم تا دربارۀ پسرم
‫توی خبرگزاری‌ها اطلاع‌رسانی بشه

127
00:07:27,360 --> 00:07:28,360
‫خیلی متأسفم

128
00:07:28,400 --> 00:07:30,480
‫جفت‌مون اینجا نشستیم و در سوگ پسرهامونیم

129
00:07:31,600 --> 00:07:34,840
‫من سوگوار نیستم. فقط دیگه
‫نمی‌دونم به کی اعتماد کنم

130
00:07:36,720 --> 00:07:39,240
‫ببخشید. از آشنایی‌تون خوشحال شدم

131
00:08:02,880 --> 00:08:03,880
‫حالت خوبه وینسنت؟

132
00:08:04,760 --> 00:08:06,480
‫آره خوبم. مرسی مایکل

133
00:08:07,560 --> 00:08:11,880
‫می‌خوام چندتا از فیلم‌های دوربین مداربسته
‫رو از روزی که ادگار ناپدید شد بهت نشون بدم

134
00:08:11,960 --> 00:08:14,200
‫وینسنت، طبق اظهاراتی که داشتی

135
00:08:14,280 --> 00:08:17,760
‫آخرین باری که ادگار رو
‫دیدی توی آپارتمان‌تون بود

136
00:08:18,480 --> 00:08:21,440
‫اینجا ادگار داره از آپارتمان بیرون میره

137
00:08:21,520 --> 00:08:23,720
‫از کنار آقای لووت رد میشه

138
00:08:25,680 --> 00:08:29,920
‫بعد کمتر از یک دقیقه بعد شخص دومی ظاهر میشه

139
00:08:31,160 --> 00:08:33,680
‫می‌خوای اظهاراتت رو اصلاح کنی، آقای اندرسون؟

140
00:08:33,760 --> 00:08:39,040
‫«حقیقت مانند طلاست، آنرا نمی‌توان به‌دست آورد

141
00:08:39,120 --> 00:08:42,240
‫جز با زدودن ناپاکی‌ها»

142
00:08:42,320 --> 00:08:44,960
‫- تولستوی گفته
‫- خودم می‌دونم تولستوی گفته، نکبت!

143
00:08:45,040 --> 00:08:47,440
‫- مطمئنی حالت خوبه وینسنت؟
‫- چی شد؟

144
00:08:48,280 --> 00:08:50,680
‫خیلی طول می‌کشه؟ کار و زندگی دارم

145
00:08:50,720 --> 00:08:53,920
‫- فردا یه جلسۀ مهم دارم
‫- زنت دیشب زنگ زد

146
00:08:55,360 --> 00:08:58,080
‫- گفت اون روز ادگار رو تعقیب کردی
‫- آره

147
00:08:58,160 --> 00:09:01,000
‫چرا توی اولین بازجویی این رو نگفتی؟

148
00:09:01,080 --> 00:09:02,120
‫نمی‌دونم

149
00:09:02,200 --> 00:09:06,120
‫تازه زنت گفت شب قبل از
‫ناپدید شدنِ ادگار دعواتون شده

150
00:09:07,960 --> 00:09:09,160
‫سر چی دعواتون شده بود؟

151
00:09:09,240 --> 00:09:10,800
‫موکلم مجبور نیست به این سوال جواب بده

152
00:09:10,840 --> 00:09:12,160
‫ادگار هم صداتون رو شنید؟

153
00:09:12,240 --> 00:09:13,280
‫بازم تکرار می‌کنم که...

154
00:09:13,360 --> 00:09:15,800
‫می‌خوام بفهمم ادگار
‫اون روز صبح ناراحت بود یا نه

155
00:09:15,880 --> 00:09:16,880
‫شاید

156
00:09:18,400 --> 00:09:21,040
‫آره. آره، آره، صدامون رو شنید

157
00:09:22,240 --> 00:09:24,800
‫خب می‌خوام ببینم درست متوجه شدم یا نه

158
00:09:25,400 --> 00:09:27,680
‫چون نگرانش بودی تعقیبش کردی

159
00:09:28,560 --> 00:09:29,560
‫بله

160
00:09:35,600 --> 00:09:37,680
‫واضحه که دارین سرش داد می‌زنین

161
00:09:40,680 --> 00:09:43,720
‫صـدا... صـداش زدم

162
00:09:43,800 --> 00:09:45,200
‫ولی نشنید

163
00:09:45,280 --> 00:09:47,760
‫اون موقع روز ترافیک شدید میشه

164
00:09:47,840 --> 00:09:49,600
‫- پس دنبالش رفتین
‫- بله

165
00:09:50,600 --> 00:09:54,240
‫و درست بعد از اون از دید خارج شدین

166
00:10:00,200 --> 00:10:02,560
‫کَسی پته‌ت رو ریخت رو آب

167
00:10:02,640 --> 00:10:03,640
‫وینسنت

168
00:10:05,880 --> 00:10:07,960
‫تو و ادگار رابطۀ صمیمانه‌ای داشتین؟

169
00:10:08,560 --> 00:10:09,880
‫آم...

170
00:10:09,960 --> 00:10:14,520
‫از رابطۀ من و پدرم صمیمانه‌تر بود.
‫خودت چطور؟ رابطه‌ت با پدرت خوبه؟

171
00:10:14,600 --> 00:10:16,680
نه زیاد. نظامی‌ بود دیگه

172
00:10:16,760 --> 00:10:18,360
‫پس تو هم همین‌طور

173
00:10:18,440 --> 00:10:21,520
‫نمی‌خواد باهاش فاز رفاقت برداری.
آدمایی مثل تو رو خوب می‌شناسه

174
00:10:21,600 --> 00:10:22,440
‫خفه شو

175
00:10:29,200 --> 00:10:30,320
‫ممنون تینا

176
00:10:30,400 --> 00:10:33,240
‫- وینسنت، متأسفم
‫- به خانم اندرسون بگو منتظر بمونه

177
00:10:33,320 --> 00:10:34,520
‫کسی؟

178
00:10:34,600 --> 00:10:37,360
‫وینست، باید از اینجا بریم.
‫باید راه بیفتیم

179
00:10:39,040 --> 00:10:41,120
‫جریانِ زخم رو پیشونیت چیه؟

180
00:10:41,640 --> 00:10:43,360
‫واقعاً باید با کَسی حرف بزنم

181
00:10:43,440 --> 00:10:45,600
‫- داری کنترلت رو از دست میدی، رفیق!
‫- هیـس!

182
00:10:45,680 --> 00:10:46,920
‫داری با کی حرف می‌زنی؟

183
00:10:47,000 --> 00:10:49,800
‫گند زدی!
‫حالا می‌فهمه دیوونه‌ای

184
00:10:49,880 --> 00:10:52,200
‫به موکلم پیشنهاد می‌کنم بازجویی رو ادامه نده

185
00:10:52,280 --> 00:10:54,120
‫نگفتی جریانِ زخم روی پیشونیت چیه؟

186
00:10:54,200 --> 00:10:56,520
‫گروه خونیت با خونی که روی این تی‌شرته یکیه

187
00:10:56,600 --> 00:10:59,600
‫- خوردم زمین، خوردم زمین. خب؟ خوردم زمین
‫- بی‌خیال بابا! بیشتر تلاش کن

188
00:10:59,680 --> 00:11:00,680
‫چطور خوردی زمین؟

189
00:11:00,720 --> 00:11:03,440
‫من واقعاً... کار و زندگی دارم. فردا روز مهمیه!

190
00:11:03,480 --> 00:11:04,520
‫پس جوابِ منو بده!

191
00:11:04,600 --> 00:11:06,120
‫یعنی چی؟ منو نپیچون

192
00:11:06,160 --> 00:11:07,680
‫- میشه بس کنی؟
‫- وینسنت

193
00:11:07,760 --> 00:11:08,840
‫خفه شو!

194
00:11:10,600 --> 00:11:12,880
‫خفه شو! من... من حالم خوبـه!

195
00:11:18,760 --> 00:11:19,880
‫آهان

196
00:11:23,040 --> 00:11:24,040
‫من حالم خوبه

197
00:11:35,800 --> 00:11:39,480
‫می‌خواستم مطمئن بشم مشکلی بین‌مون
‫نیست. که مشکلی بین من و ادگار نیست

198
00:11:41,200 --> 00:11:42,200
‫آم...

199
00:11:42,920 --> 00:11:44,080
‫واسه همین دنبالش رفتم

200
00:11:46,920 --> 00:11:48,600
‫دوباره صداش زدم

201
00:11:50,360 --> 00:11:53,000
‫رفت تو یه کوچه. منم دنبالش رفتم

202
00:11:55,520 --> 00:11:57,520
‫رفتم نزدیکش... حتماً...

203
00:12:02,000 --> 00:12:04,520
‫نه، چرا... از پشت گردن گرفتمش

204
00:12:05,880 --> 00:12:09,120
‫خودش رو از دستم کشید بیرون و منو هل داد عقب

205
00:12:11,760 --> 00:12:13,880
‫دوباره... دوباره گرفتمش

206
00:12:15,080 --> 00:12:17,160
‫از یقه تی...

207
00:12:18,880 --> 00:12:19,720
‫از یقۀ تی‌شرتش گرفتمش

208
00:12:19,800 --> 00:12:22,960
‫و گمونم حتما اون موقع این اتفاق افتاده

209
00:12:25,240 --> 00:12:27,200
‫وای کلی خون اومد

210
00:12:28,200 --> 00:12:29,720
‫و ادگار...

211
00:12:33,720 --> 00:12:36,640
‫و ادگار همین‌جور وایساده بود و به....

212
00:12:38,080 --> 00:12:41,800
‫به... به تی‌شرت پاره‌ش زل زده بود

213
00:12:45,000 --> 00:12:48,160
‫و بعد زل زد به من و نگاهش
‫جوری بود که انگار منو نمی‌شناخت

214
00:12:51,800 --> 00:12:55,680
‫بعد تی‌شرتش رو در آورد و پرتش کرد سمتِ من

215
00:12:57,600 --> 00:13:01,360
‫منم برش داشتم و باهاش پیشونیم رو
‫تمیز کردم چون پیشونیم پرِ خون بود

216
00:13:03,560 --> 00:13:06,320
‫اونم... اونم...

217
00:13:08,240 --> 00:13:11,080
‫همون‌جا با زیرپوش سفیدش وایساده بود

218
00:13:11,160 --> 00:13:15,560
‫بعد کاپشنش رو پوشید و من بهش گفتم

219
00:13:15,640 --> 00:13:17,360
‫«زیپش رو ببند. سرما می‌خوری‌ها»

220
00:13:20,280 --> 00:13:22,080
‫اونم پشتش رو کرد بهم و راهش رو گرفت و رفت

221
00:13:24,120 --> 00:13:25,160
‫به خودم گفتم...

222
00:13:26,400 --> 00:13:30,040
‫اون موقع بود که به خودم گفتم رفته مدرسه

223
00:13:31,600 --> 00:13:34,760
‫و منم میرم سرکار و بعد شب
‫دربارۀ این قضیه حرف می‌زنیم

224
00:13:37,880 --> 00:13:38,880
‫وینسنت

225
00:13:40,560 --> 00:13:41,720
‫و تی‌شرت؟

226
00:13:42,400 --> 00:13:45,160
‫انداختمش پشت سطل آشغال

227
00:13:46,000 --> 00:13:47,080
‫پشتش یا توش؟

228
00:13:47,160 --> 00:13:49,680
‫نه. پشتش. پرتش کردم

229
00:13:50,560 --> 00:13:51,920
‫پرتش کردم پشتِ سطل

230
00:13:54,840 --> 00:13:55,840
‫خیلی‌خب

231
00:13:59,080 --> 00:14:00,760
بریم استراحت

232
00:14:10,200 --> 00:14:12,840
‫می‌خوام امشب نگه‌ش دارم. تا به حرف بیاد

233
00:14:13,520 --> 00:14:16,720
‫تصمیمش با خودتـه. خبرگزاری‌ها
‫بفهمن غوغا بپا می‌کنن

234
00:14:21,040 --> 00:14:23,560
‫بهتره بری خونه. فردا صبح برگرد

235
00:14:23,640 --> 00:14:25,880
‫- خواهش می‌کنم بذارین باهاش حرف بزنم
‫- امشب نه

236
00:14:25,960 --> 00:14:26,960
‫تو رو خدا

237
00:14:29,200 --> 00:14:32,280
‫چند دقیقه بعد از اینکه
‫شوهرتون از آپارتمان بیرون میره

238
00:14:33,360 --> 00:14:34,720
‫یه مرد دیگه وارد آپارتمان‌تون میشه

239
00:14:34,800 --> 00:14:36,760
‫و چند ساعت بعدم میره

240
00:14:38,440 --> 00:14:39,440
‫پیش شما بوده

241
00:14:41,680 --> 00:14:44,800
‫به اون شخص اعتماد دارین؟
‫درست می‌شناختینش؟

242
00:14:46,720 --> 00:14:47,720
‫از دوستانمـه

243
00:14:52,560 --> 00:14:53,560
‫برو یکم بخواب

244
00:15:00,560 --> 00:15:01,560
‫کَـسی؟

245
00:15:12,400 --> 00:15:14,080
‫با افزایش روزافزون

246
00:15:14,160 --> 00:15:16,400
‫تعداد افرادی که مجبور به کارتن‌خوابی میشن

247
00:15:16,480 --> 00:15:19,360
‫مقیاس گستردۀ اپیدمی بی‌خانمانی در شهر

248
00:15:19,440 --> 00:15:21,000
‫غیرقابل درک شده

249
00:15:21,600 --> 00:15:26,040
‫گفته شده جمعیتِ افرادی که در فاضلاب‌ها
‫و متروهای شهر زندگی می‌کنن

250
00:15:26,120 --> 00:15:28,000
‫به اندازۀ جمعیت یک روستاست

251
00:15:28,080 --> 00:15:29,960
‫تا الان وضعیت به‌گونه‌ای بوده که...

252
00:15:30,040 --> 00:15:33,600
‫تکون نخور. اگه تکون بخوری نمی‌تونم درستش کنم

253
00:15:33,680 --> 00:15:35,560
‫با بحرانی شدنِ وضعیت...

254
00:15:35,600 --> 00:15:37,040
‫بالاخره برنامه‌ریزی‌هایی درحال انجام است تا...

255
00:15:37,120 --> 00:15:38,400
‫بالاخره!

256
00:15:38,480 --> 00:15:40,000
‫داره اعلام می‌کنه! داره اعلام می‌کنه!

257
00:15:40,080 --> 00:15:43,240
‫پروژه‌ای که بی‌خانمان‌ها رو به
‫محل اقامتِ مناسب منتقل می‌کنه

258
00:15:43,320 --> 00:15:45,240
‫در هفته‌های اخیر مورد توجه قرار گرفته

259
00:15:46,000 --> 00:15:50,480
نماینده کاستلو این بحران
‫را کودتایی مهم پس از...

260
00:15:50,560 --> 00:15:51,800
‫واقعاً بهت افتخار می‌کنم

261
00:15:52,600 --> 00:15:54,280
‫نظرت چیه، رفیق؟

262
00:16:11,760 --> 00:16:12,840
‫خیلی‌خب

263
00:16:17,560 --> 00:16:18,560
‫خیلی‌خب

264
00:16:21,720 --> 00:16:24,200
‫نگران نباش. غذات اینجاست

265
00:16:29,600 --> 00:16:31,840
‫بفرما

266
00:16:54,360 --> 00:16:55,640
‫- سیسیل؟
‫- هوم؟

267
00:16:57,480 --> 00:16:59,000
‫من می‌رسونمت خونه

268
00:17:14,600 --> 00:17:16,880
‫خب قشنگ معلومه اینجا رو زیر رو کردن

269
00:17:20,960 --> 00:17:23,080
‫باورم نمیشه وینسنت این رو نگه داشته

270
00:17:33,640 --> 00:17:35,400
‫به نظرت وینسنت ادگار رو کشته؟

271
00:17:36,280 --> 00:17:37,280
‫کَسی

272
00:17:37,680 --> 00:17:39,800
‫اگه فرار کرده بود که تا الان برگشته بود

273
00:17:40,360 --> 00:17:42,440
‫پس حتماً یه اتفاقی افتاده

274
00:17:43,200 --> 00:17:45,840
‫همه‌ش به بدترین سناریوهای ممکن فکر می‌کنم

275
00:17:49,120 --> 00:17:51,640
‫حداقل اگه مُرده باشه دیگه
‫کسی نمی‌تونه آسیبی بهش بزنه

276
00:17:52,920 --> 00:17:56,480
‫مادرش منو مقصر می‌دونه.
‫میگه دوباره شده مثل قبل

277
00:17:56,560 --> 00:17:59,960
‫خب مادرش از نه سالگی دارو به خوردش می‌داده

278
00:18:00,480 --> 00:18:04,200
طرف دیوونه‌ست ولی همیشه دیوونه بوده

279
00:18:05,560 --> 00:18:07,400
‫نه اون‌قدری که...

280
00:18:11,840 --> 00:18:14,160
‫- کَسی، ناامید نشو...
‫- با یه نفر دیگه آشنا شدم

281
00:18:16,280 --> 00:18:17,880
‫دیگه نمی‌تونم باهاش زندگی کنم

282
00:18:17,960 --> 00:18:20,680
‫اگه ادگار بمیره دیگه باهاش زندگی نمی‌کنم

283
00:18:20,760 --> 00:18:24,600
‫نه، نه. اون به‌خاطرِ ادگار داره
اریک رو درست می‌کنه

284
00:18:25,840 --> 00:18:27,160
‫ادگار برمی‌گرده خونه

285
00:18:27,240 --> 00:18:31,240
‫و اریک رو می‌بینه و همه‌چی درست میشه

286
00:18:34,200 --> 00:18:36,040
‫عالی نمی‌شه؟!

287
00:18:37,880 --> 00:18:43,720
‫فردا به جری و کلِ تیمش
‫گفتم ساعتِ دو بعد از ظهر بیان

288
00:18:45,800 --> 00:18:48,240
‫دو بعد از ظهرِ امروز

289
00:18:49,040 --> 00:18:51,680
‫لطفا اگه وینسنت آزاد شد

290
00:18:51,760 --> 00:18:54,040
‫بهش بگو باید بیاد جلسه

291
00:18:54,120 --> 00:18:56,080
‫ممنون

292
00:18:58,560 --> 00:18:59,560
‫راستی؟

293
00:19:00,920 --> 00:19:02,600
‫لنی، چرا این عروسک‌ها اینقدر مهمن؟

294
00:19:06,680 --> 00:19:08,760
‫چون می‌تونن چیزهایی رو بگن که ما نمی‌تونیم

295
00:19:28,600 --> 00:19:29,600
‫سیسیل

296
00:19:31,120 --> 00:19:32,600
‫- رسیدیم
‫- اوهوم

297
00:19:42,960 --> 00:19:44,760
‫سیسیل

298
00:19:46,520 --> 00:19:48,280
‫هیچ‌کس مارلون رو فراموش نکرده

299
00:19:50,920 --> 00:19:53,720
‫ولی هیچ‌کس هم به خودش
‫زحمت نمیده حرفی ازش بزنه

300
00:19:54,360 --> 00:19:56,640
‫کل خبرها دربارۀ اون
‫پسربچۀ سفیدپوستِ گوگولیه

301
00:19:56,720 --> 00:19:57,720
‫اون قضیه‌ش فرق می‌کنه

302
00:19:59,800 --> 00:20:02,720
‫- می‌دونی که فرق می‌کنه
‫- فرقش اینه که مارلون سیاه‌پوسته

303
00:20:02,800 --> 00:20:03,800
‫همین

304
00:20:04,960 --> 00:20:07,480
‫دوتا بچه گم شده و شما
‫میگین بهم ارتباطی ندارن؟

305
00:20:07,560 --> 00:20:11,040
‫- من حواسم بهش هست
‫- پس به قدر کافی تلاش نمی‌کنی

306
00:20:12,320 --> 00:20:15,760
‫یکی باید باشه که یه چیزی بدونه. یکی
‫توی همین خیابون‌ها

307
00:20:15,840 --> 00:20:17,040
‫یا اون زمین بازی

308
00:20:19,240 --> 00:20:23,520
‫پسرِ خوشگلِ من همین‌جور دود شده رفته هوا

309
00:20:23,600 --> 00:20:25,280
‫و شما بی‌خیالش شدین؟

310
00:20:30,680 --> 00:20:32,480
‫مارلون، پسرِ نجیبی بود

311
00:20:33,560 --> 00:20:34,960
‫مهربون بود

312
00:20:35,040 --> 00:20:38,040
‫دوست داشت موفق شه

313
00:20:39,920 --> 00:20:42,840
‫اینکه قضیه‌شون فرق داره معنیش این
‫نیست که ارزشش رو نداره دنبالش بگردین

314
00:20:46,440 --> 00:20:47,800
‫من می‌دونم پسرم کی بود

315
00:20:49,320 --> 00:20:50,400
‫و تو هم می‌دونی

316
00:20:52,960 --> 00:20:56,400
‫پسر منم به زیباییِ همین پسریه که الان گمشده

317
00:20:56,480 --> 00:20:57,720
‫و من می‌خوام برگرده خونه

318
00:20:59,800 --> 00:21:02,000
‫به هر طریقی که می‌تونین
‫پیداش کنین و برش گردونین خونه

319
00:21:02,080 --> 00:21:03,080
‫می‌خوام...

320
00:21:04,800 --> 00:21:07,440
‫می‌خوام پسرم رو بغل کنم.
‫می‌خوام در آغوشش بگیرم

321
00:21:07,520 --> 00:21:08,880
‫می‌خوام بغلش کنم

322
00:21:10,320 --> 00:21:12,280
‫حتی اگه فقط جمجمه‌ش رو برام پیدا کنین

323
00:21:16,640 --> 00:21:19,000
‫این‌قدر میام و میرم

324
00:21:19,080 --> 00:21:23,680
‫تا جوابی جز «متاسفیم» بهم
‫بدی یا صرفاً برسونیم خونه

325
00:21:25,560 --> 00:21:27,160
‫تو بهتر از این حرفایی

326
00:21:49,840 --> 00:21:50,600
‫سلام!

327
00:22:11,280 --> 00:22:12,480
‫می‌ذاری بیام تو؟

328
00:22:14,000 --> 00:22:15,000
‫خب...

329
00:22:16,840 --> 00:22:18,080
‫امشب چه فیلمی می‌خوای ببینی

330
00:23:10,320 --> 00:23:11,640
‫الان اون یکی دستت رو می‌گیرم

331
00:23:13,400 --> 00:23:15,320
‫آروم...

332
00:23:20,880 --> 00:23:22,760
‫امروز خونه می‌مونم

333
00:23:23,920 --> 00:23:25,200
‫که چیکار کنی؟

334
00:23:25,280 --> 00:23:28,080
‫- بشینی ایناجا نذاری ویولنسل بزنم؟
‫- نه، نه، نه

335
00:23:28,920 --> 00:23:31,640
‫- چی شده؟
‫- مربوط به کاره

336
00:23:37,560 --> 00:23:40,560
‫- بی‌خیالش نشو
‫- پسره بیش از یه هفته‌ست گم شده

337
00:23:40,640 --> 00:23:42,960
‫فقط این یکی رو نمیگم

338
00:23:43,040 --> 00:23:44,400
‫ویلیام

339
00:23:44,480 --> 00:23:46,680
‫تو از اونجا اومدی بیرون

340
00:23:46,760 --> 00:23:48,960
‫حالا می‌تونی یه کاری بکنی

341
00:23:49,480 --> 00:23:52,480
‫حتی اگه بخوان زیر پا لهت کنن، مایکل

342
00:23:53,440 --> 00:23:56,520
‫یه دلیلی داره که اونجایی. وقتی
‫دیگه اینجا نبودم اینو فراموش نکن

343
00:23:56,600 --> 00:23:59,440
‫وای خدایا. این حرف‌های دمِ آخری رو ول کن

344
00:24:01,040 --> 00:24:03,040
‫قرار نیست جایی بری، پیرمرد

345
00:24:04,760 --> 00:24:06,400
‫جفت‌مون می‌دونیم که این‌جوری نیست

346
00:24:18,920 --> 00:24:20,040
‫الو؟

347
00:24:20,120 --> 00:24:22,800
‫تو یه مادرِ فاسدی. امیدوارم بچه‌ت بمیره

348
00:24:43,400 --> 00:24:45,280
‫به لِوی گفتم فیلم‌های
‫دوربین مدار بستۀ

349
00:24:45,320 --> 00:24:47,040
‫خشکشویی روبه‌وری اون کوچه رو چِک کنه

350
00:24:47,120 --> 00:24:48,560
‫همون‌جایی که تی‌شرت رو انداختن

351
00:24:48,640 --> 00:24:51,880
‫بعلاوۀ ایستگاهِ متروی روبه‌روی
‫استودیوش. وینسنت توی همه‌شون بوده

352
00:24:53,080 --> 00:24:53,760
‫مرسی

353
00:24:54,280 --> 00:24:57,440
‫مهمونیِ شامِ امشب رو میای؟
‫دستپختِ لورنزا حرف نداره

354
00:24:58,200 --> 00:24:59,600
‫مهم‌ترین اتفاقِ این هفته‌مـه

355
00:25:01,000 --> 00:25:02,360
‫- تینا
‫- هوم؟

356
00:25:03,120 --> 00:25:04,640
‫میشه اینو پخش کنی؟

357
00:25:04,720 --> 00:25:05,640
‫هوم

358
00:25:05,720 --> 00:25:06,640
‫باشه

359
00:25:15,960 --> 00:25:17,800
‫اِ... بزن عقب

360
00:25:21,240 --> 00:25:22,240
‫همین‌جا وایسا

361
00:25:23,760 --> 00:25:26,080
‫- ساعتِ چنده؟
‫- 8:14 صبح

362
00:25:26,160 --> 00:25:27,160
‫خیلی‌خب

363
00:25:28,120 --> 00:25:30,080
‫بچه میره سمت چپ...

364
00:25:31,040 --> 00:25:32,400
که بره مدرسه

365
00:25:32,480 --> 00:25:34,120
‫کاپشن هم پوشیده

366
00:25:34,200 --> 00:25:35,200
‫هوم

367
00:25:42,840 --> 00:25:47,320
‫ساعت 8:18 صبح وینسنت میره سمت راست

368
00:25:50,600 --> 00:25:53,560
‫و بریم سراغِ
فیلم متروی روبروی خیابونِ هرالد

369
00:26:03,400 --> 00:26:09,920
‫ساعت 8:34 وینسنت از مترو میاد بیرون،
‫از خیابون رد میشه و میره سمت محل کارش

370
00:26:10,000 --> 00:26:12,640
‫طبق گفتۀ نگهبان اون کل روز
‫توی محل کارش بوده

371
00:26:12,720 --> 00:26:16,560
‫فقط بیست دقیقه برای ناهار میره بیرون
‫و برمی‌گرده. همه‌ش توی فیلم ضبط شده

372
00:26:16,640 --> 00:26:18,040
‫باید آزادش کنیم

373
00:26:19,400 --> 00:26:20,800
‫پس این بچه کدوم گوریه؟

374
00:26:24,640 --> 00:26:27,320
‫ پدرت بیرون منتظرته

375
00:26:27,400 --> 00:26:28,920
‫آقای اندرسون، حرفی ندارین؟

376
00:26:29,000 --> 00:26:31,680
‫آقای اندرسون بدون هیچ اتهامی آزاد شدن

377
00:26:31,760 --> 00:26:33,160
‫و هیچ صحبتی هم ندارن

378
00:26:33,200 --> 00:26:36,520
‫شما اجازه دادین پسرتون تنهایی بره
‫مدرسه. چطور به منتقدان‌تون جواب میدین؟

379
00:26:36,600 --> 00:26:40,000
‫همینطور که گفتم آقای اندرسون
‫درحال حاضر هیچ صحبتی ندارن

380
00:26:40,080 --> 00:26:43,240
‫روزنامۀ پست امروز مقاله‌ای منتشر کرده
‫و گفته شما مایۀ ننگ پدر و مادرها هستین

381
00:26:43,320 --> 00:26:44,720
‫و ظرفیتِ شما رو زیر سوال برده

382
00:26:44,800 --> 00:26:45,800
‫چه پاسخی دارین؟

383
00:26:46,880 --> 00:26:48,840
‫به پدرم بگو خودم میام

384
00:26:48,920 --> 00:26:52,240
‫شما خودتون بچه ندارین؟ نمی‌خواین توی دنیایی
‫زندگی کنین که بچه‌تون پیاده بره مدرسه

385
00:26:52,320 --> 00:26:54,440
‫و شما هم خیال‌تون راحت باشه
‫سالم و سلامت برمی‌گردن خونه؟

386
00:26:55,400 --> 00:26:57,200
‫بی‌خیال دیگه. این نباید
‫ابتدایی ترین حق‌مونه باشه؟

387
00:26:57,720 --> 00:27:01,680
‫من گذاشتم بچه‌م یه مسافتِ کوتاهی
‫از خونه تا مدرسه رو پیاده بره

388
00:27:01,760 --> 00:27:03,480
‫می‌تونین هرجور می‌خواین ازم ایراد بگیرین

389
00:27:03,560 --> 00:27:06,560
‫ولی می‌دونین...
‫من می‌خوام باور داشته باشم...

390
00:27:06,640 --> 00:27:09,520
‫نه، من هنوزم به دنیایی باور دارم
‫که بچه‌م بتونه همچین کاری رو بکنه

391
00:27:09,600 --> 00:27:11,000
‫و سالم و سلامت برگرده خونه، خب؟

392
00:27:11,080 --> 00:27:12,080
‫بعد از پنج روز؟

393
00:27:12,120 --> 00:27:14,440
‫اگه بچۀ من بود، زنده برنمی‌گشت

394
00:27:17,240 --> 00:27:19,080
‫پسرِ من زنده‌ست

395
00:27:33,960 --> 00:27:35,280
‫جرج

396
00:27:35,360 --> 00:27:36,600
‫خیلی متأسفم

397
00:27:37,400 --> 00:27:38,960
‫اشکالی نداره. اون موقع ناراحت بودی

398
00:27:39,920 --> 00:27:41,840
‫فقط...

399
00:27:41,920 --> 00:27:42,760
‫چی بگم...

400
00:27:42,840 --> 00:27:45,440
‫می‌دونی، فکرهای بد خیلی زود
‫تمامِ ذهن آدم رو درگیر می‌کنن

401
00:27:47,800 --> 00:27:50,200
‫امیدوار بودم بتونم نقاشی‌های ادگار رو ببینم

402
00:27:54,840 --> 00:27:57,520
‫خیلی‌خب. مراقب باش

403
00:27:59,360 --> 00:28:00,360
‫اوهوم

404
00:28:16,720 --> 00:28:17,880
‫کارش خوبه، مگه نه؟

405
00:28:19,600 --> 00:28:20,600
‫آره

406
00:28:21,360 --> 00:28:22,360
‫کارش خوبه

407
00:28:38,600 --> 00:28:40,200
‫[من عاشقِ نیویورکم]

408
00:29:16,800 --> 00:29:18,600
‫می‌خوام دوباره
لیست سیرا رو بررسی کنم

409
00:29:18,680 --> 00:29:21,320
‫اسم‌های قدیمی رو
‫بررسی کنم و ارتباط پیدا کنم

410
00:29:21,400 --> 00:29:23,120
‫شاید دوباره برم لاکس

411
00:29:23,200 --> 00:29:26,320
‫اون بچه هر روز از کنار اونجا رد می‌شده

412
00:29:26,400 --> 00:29:30,440
‫بعد می‌پیچیده دست راست و بعد
‫می‌رفته سمت زمین بسکتبال

413
00:29:30,520 --> 00:29:32,960
‫همون زمینی که مارلون روشل توش بازی می‌کرده

414
00:29:33,040 --> 00:29:36,520
‫مارلون روشل؟ خودمون دو بار
‫پسره رو به جرم حمل مواد گرفتیم

415
00:29:36,600 --> 00:29:39,160
‫این باعث نمیشه مادرش
‫ماهی چهار بار بهم زنگ نزنه

416
00:29:39,240 --> 00:29:41,240
‫ببین این یکی یه پسر نه ساله‌ست

417
00:29:41,320 --> 00:29:43,240
‫که سفیدپوسته

418
00:29:44,160 --> 00:29:47,200
‫ما وظیفه‌مون رو سر پروندۀ مارلون
‫روشل انجام دادیم و هیچی دستگیرمون نشد

419
00:29:47,800 --> 00:29:51,320
‫پسره احمق بود. یا یه جایی مواد
‫زده یا توی رودخونۀ هادسون غرق شده

420
00:29:51,400 --> 00:29:54,320
‫با اینحال این حق مادرشه که
‫بدونه چه بلایی سر بچه‌ش اومده

421
00:29:55,800 --> 00:30:00,720
‫دوتا پسر توی فاصلۀ یازده ماه از هم ناپدید
‫شدن و ما قرار نیست بهم ربط‌شون بدیم؟

422
00:30:02,040 --> 00:30:03,480
‫باشه، مارلون مواد می‌زده

423
00:30:03,560 --> 00:30:06,440
‫اما اگه فقط به این دلیل بی‌خیالش
‫بشیم در حقش نامردی کردیم

424
00:30:06,520 --> 00:30:07,680
‫اونم بچه بوده

425
00:30:08,800 --> 00:30:11,520
‫حالا بین اون زمین‌های بازی،
‫اون کافه و مأمورهای دایرۀ منکرات

426
00:30:11,600 --> 00:30:13,040
‫یکی هست که یه چیزی بدونه

427
00:30:13,120 --> 00:30:15,560
‫- با دم شیر بازی نکن، لدرویت
‫- منظورت نوکسه؟

428
00:30:15,600 --> 00:30:17,960
‫چه ربطی به نوکس داره آخه؟

429
00:30:18,040 --> 00:30:20,920
‫ببین من رفتارهای مامورهایی
‫مثل نوکس و کندی رو تایید نمی‌کنم

430
00:30:21,680 --> 00:30:23,400
‫ولی یادته اوضاع تو دایرۀ منکرات چطور بود؟

431
00:30:23,480 --> 00:30:27,080
‫افرادی اونجا هستن که می‌خوان
‫تشکیل خانواده بدن، پول وام بدن

432
00:30:27,160 --> 00:30:29,240
و خلافکارهایی رو دستگیر می‌کنن
که اونقدر مایه دارن

433
00:30:29,320 --> 00:30:31,240
که من و تو تو کل عمرمون
اینقدر پول درنمیاریم

434
00:30:31,320 --> 00:30:34,320
‫اگه پات به این ماجرا باز بشه
‫به این سادگیا نمی‌تونی بیای بیرون

435
00:30:35,520 --> 00:30:39,160
‫ببین فقط می‌خوام بگم که
‫خیلی عجله می‌کنی

436
00:30:39,680 --> 00:30:41,520
‫لیست اسامی افرادی که
‫در ماه مه 1979 توی سیرا دستگیر شدن رو برات در اوردم

437
00:30:43,320 --> 00:30:47,600
‫تینا، میشه یه فکری به حال این بابا بکنی؟

438
00:30:47,680 --> 00:30:49,320
‫داره دیوونه‌م می‌کنه

439
00:30:49,400 --> 00:30:50,760
‫تمام تلاشم رو می‌کنم

440
00:30:50,840 --> 00:30:53,680
‫لورنزو هم گفت به موقع
‫برای شام بیایین. جدی هم گفت

441
00:31:19,560 --> 00:31:21,120
‫- سلام رفقا
‫- سلام نوکس

442
00:31:24,360 --> 00:31:26,720
‫می‌خوام یه سر به اون مغازۀ
توی خیابونِ سیزدهم بزنین

443
00:31:26,800 --> 00:31:29,000
‫- بگین من فرستادمتون. احتیاط کنین
‫- چشم قربان

444
00:31:31,680 --> 00:31:32,680
‫شماره هشت کیه؟

445
00:31:33,520 --> 00:31:35,520
‫تنها کسی که اینو می‌دونست الان مُرده

446
00:31:35,600 --> 00:31:37,400
‫- نه...
‫- نزدیک من نشو لدرویت

447
00:31:38,960 --> 00:31:40,520
‫نمی‌دونی با کی در افتادی

448
00:31:50,000 --> 00:31:50,800
‫کَسی

449
00:31:52,160 --> 00:31:53,160
‫کَسی؟

450
00:31:58,200 --> 00:31:59,720
‫بهتره بری دوش بگیری

451
00:31:59,800 --> 00:32:02,240
‫می‌دونی که بوی گند میدی، خب؟

452
00:32:02,320 --> 00:32:05,560
‫بجنب، وینسنت.
‫باید به خاطر بچه‌ت تو جلسه سنگ تموم بذاری

453
00:32:11,320 --> 00:32:13,200
‫- سلام رفیق
‫- بفرما

454
00:32:13,800 --> 00:32:15,360
‫- نوش جون
‫- بفرما

455
00:32:16,720 --> 00:32:17,760
‫حالت چطوره؟

456
00:32:17,840 --> 00:32:19,040
‫- سلام
‫- سلام

457
00:32:21,880 --> 00:32:22,880
‫بفرمایین

458
00:32:23,720 --> 00:32:24,720
‫سلام

459
00:32:25,480 --> 00:32:26,600
‫بفرمایین آقا

460
00:32:27,560 --> 00:32:29,160
‫- پنج دقیقه میرم و میام
‫- باشه

461
00:32:34,000 --> 00:32:36,080
‫اصلاً خوابیدی؟

462
00:32:37,960 --> 00:32:41,600
‫دیشب یه خانمی رو دیدم که
‫پسرش 11 ماهه گم شده

463
00:32:41,680 --> 00:32:44,680
‫و از توی چشم‌هاش مشخص بود که

464
00:32:44,760 --> 00:32:46,840
‫می‌دونه پسرش مُرده

465
00:33:15,640 --> 00:33:17,120
‫می‌دونستم فکر خوبی نیست

466
00:33:17,200 --> 00:33:18,960
‫جری، من کل روز رو وقت ندارم‌ها

467
00:33:27,920 --> 00:33:29,040
‫بازم خدا رو شکر!

468
00:33:32,040 --> 00:33:32,880
‫خیلی‌خب

469
00:33:32,960 --> 00:33:34,600
‫- وقت داریم
‫- جری اومده

470
00:33:34,640 --> 00:33:37,160
‫- باشه
‫- اونم آوی نگلره

471
00:33:37,240 --> 00:33:39,040
‫رئیس بخش خرید و بازاره

472
00:33:39,120 --> 00:33:41,560
‫سم هم اومده

473
00:33:41,640 --> 00:33:46,200
‫مدیر اجرایی ارشد و مدیرِ
‫فعلیِ بخش کودکان و انیمیشنه

474
00:33:46,280 --> 00:33:47,840
‫- آهان
‫- بقیه رو هم که می‌شناسی

475
00:33:47,920 --> 00:33:49,400
‫یه مشت احمق

476
00:33:49,480 --> 00:33:50,520
‫هیس!

477
00:33:52,480 --> 00:33:54,640
‫- می‌خوای بی‌خیالش بشی؟
‫- نه، از پسش برمیام لنی. ردیفه

478
00:33:54,680 --> 00:33:57,120
‫خیلی‌خب. لطفاً طبق متن
‫پیش برو. چیز ناجوری نگو

479
00:33:57,200 --> 00:33:59,360
‫- مودب هم باش. مرسی
‫- باشه

480
00:34:04,960 --> 00:34:06,320
‫- از پسش برمیام، رفیق
‫- اوه

481
00:34:13,080 --> 00:34:15,280
‫اریک یه هیولاست. درسته

482
00:34:16,000 --> 00:34:19,000
‫اریک چیزیه که ما ازش می‌ترسیم. درسته

483
00:34:19,080 --> 00:34:21,400
‫سایه‌ایه که پشتِ همه‌مون پنهان شده

484
00:34:21,480 --> 00:34:23,160
‫یا زیرِ تخت‌خواب‌مونه

485
00:34:24,640 --> 00:34:25,960
‫ولی اون...

486
00:34:27,640 --> 00:34:28,640
‫خودِ شما هم هست

487
00:34:29,760 --> 00:34:33,600
‫و شما و شما و همۀ ما

488
00:34:33,680 --> 00:34:37,240
‫اون بهترین و بدترین جنبۀ شخصیت ماست

489
00:34:37,320 --> 00:34:41,200
‫اون هیولاییه که کنار ما قدم می‌زنه

490
00:34:41,280 --> 00:34:46,280
‫هیولاییه که هر بچه‌ای می‌خواد

491
00:34:46,360 --> 00:34:49,640
‫وقتی که گم شده و یکی باید پیداش کنه

492
00:34:54,480 --> 00:34:56,920
‫آره، آره، آره

493
00:34:57,000 --> 00:34:59,920
‫دیگه داری خجالتم میدی

494
00:35:00,000 --> 00:35:01,600
‫مرتیکه عوضی

495
00:35:01,680 --> 00:35:03,760
‫اریک!

496
00:35:03,840 --> 00:35:05,920
‫مراقب رفتارت باش. بزرگترا اینجا نشستن

497
00:35:06,000 --> 00:35:07,200
‫آهان باشه

498
00:35:07,280 --> 00:35:08,600
‫ببخشید رفقا

499
00:35:09,240 --> 00:35:13,560
‫به شرکت‌های مودب یا گوشِ شنوا داشتن،
‫عادت ندارم

500
00:35:16,800 --> 00:35:19,840
‫می‌دونین آدم توی این
‫شهر احساس تنهایی می‌کنه

501
00:35:19,920 --> 00:35:21,960
‫اریک، تو تنها نیستی

502
00:35:22,040 --> 00:35:23,880
‫- هان؟
‫- هیچ‌کس اینجا تنها نیست

503
00:35:24,640 --> 00:35:26,280
‫تو منو داری

504
00:35:26,360 --> 00:35:30,160
‫و منو. اسمِ من ماشـه و ایشون هم...

505
00:35:30,240 --> 00:35:31,920
‫سلام اریک. اسم من پگیـه

506
00:35:32,000 --> 00:35:33,120
‫منم پارکرم

507
00:35:33,200 --> 00:35:36,200
‫من آواره‌م پس همه اینجا مثل خودتن

508
00:35:36,280 --> 00:35:38,800
‫- که اینطور
‫- همه‌مون یه‌جورایی آواره‌ایم

509
00:35:38,880 --> 00:35:41,360
‫وقتی احساسِ می‌کنیم گم شدیم
میاییم پارک

510
00:35:41,440 --> 00:35:42,920
‫تو هم گم شدی اریک؟

511
00:35:45,280 --> 00:35:47,440
‫آره

512
00:35:47,960 --> 00:35:51,240
‫گمونم یه جایِ راه رو اشتباه رفتم

513
00:35:51,320 --> 00:35:53,360
‫ببینید قضیه اینه که

514
00:35:53,880 --> 00:35:57,640
‫زیرِ زمین خیلی تاریکـه

515
00:35:57,720 --> 00:36:01,600
‫ولی من می‌ترسیدم بیام بالا

516
00:36:01,680 --> 00:36:04,840
‫و هیچ‌کس بهم نگفته بود

517
00:36:04,920 --> 00:36:10,040
‫که نور خورشید چقدر می‌تونه قشنگ باشه

518
00:36:25,040 --> 00:36:26,680
‫- نه!
‫- هوی!

519
00:36:26,760 --> 00:36:28,640
‫بیا دیگه

520
00:36:31,760 --> 00:36:33,080
‫تکون نخور!

521
00:36:58,800 --> 00:37:01,880
‫- درِ سبز شیشه‌ای دیگه چیه؟
‫- واقعاً دیگه نمی‌دونم.

522
00:37:01,960 --> 00:37:05,160
‫- نه ولی جدی فوق‌العاده بودی!
‫- مهمون‌های وی‌آی‌پی رسیدن

523
00:37:05,240 --> 00:37:06,400
‫ای بابا!

524
00:37:06,480 --> 00:37:08,760
‫- سلام خانوم‌ها!
‫- نه، واقعاً عالی بود

525
00:37:08,840 --> 00:37:11,200
‫- جکسون! چطوری؟
‫- خوشحالم می‌بینمت!

526
00:37:11,680 --> 00:37:13,000
‫سلام، چطوری؟

527
00:37:14,200 --> 00:37:17,320
‫نگاهش کن! چه جیگری شدی!

528
00:37:18,720 --> 00:37:20,800
‫- وای ببخشید!
‫- اشکالی نداره

529
00:37:20,880 --> 00:37:23,720
‫- آروم باش. عذر می‌خوام. آره
‫- باشه! از شبت لذت ببر

530
00:37:23,800 --> 00:37:24,800
‫حتما!

531
00:37:26,120 --> 00:37:27,960
‫برو ته صف. توی صف نزنین

532
00:37:29,000 --> 00:37:30,120
‫خیلی خوشمزه بود

533
00:37:30,720 --> 00:37:33,960
‫پس حتماً یکی برات آشپزی می‌کنه.
‫با فست‌فود خوردن نمیشه همچین عضلاتی ساخت

534
00:37:34,040 --> 00:37:37,200
‫می‌دونستم نباید دعوتت می‌کردم!

535
00:37:37,280 --> 00:37:39,320
‫بعد از این غذا باید یه هفته برم کلاس ایروبیک

536
00:37:39,400 --> 00:37:42,960
‫هنوز با دینا حرف نزدی؟
‫کیمبرلی رو بعد از اون جریان کندی دیده؟

537
00:37:43,040 --> 00:37:45,000
‫حالش خوبه. بچه داره دندون در میاره

538
00:37:45,080 --> 00:37:47,280
‫خوبیِ ازدواج کردن با پلیس‌ها همینه

539
00:37:47,360 --> 00:37:49,760
‫بچه‌های خوبی بار میارن

540
00:37:49,840 --> 00:37:53,320
‫از من گفتن بود! باید یه پلیسِ‫خوب
برای خودت پیدا کنی

541
00:37:53,400 --> 00:37:56,560
‫دارم زورم رو می‌زنم.
‫این بی‌شعور هی جا می‌زنه

542
00:37:58,200 --> 00:37:59,760
‫شنیدی لدرویت؟

543
00:37:59,840 --> 00:38:02,960
‫دیگه نباید هر شب بری لاکس
‫و باید برای خودت زن پیدا کنی

544
00:38:03,040 --> 00:38:06,000
‫دیگه می‌خوای رازهات رو به کی بگی؟

545
00:38:07,200 --> 00:38:08,120
‫جدی میگم

546
00:38:08,200 --> 00:38:11,000
‫مایکی، همه به یکی نیاز دارن که بهش تکیه کنن

547
00:38:11,080 --> 00:38:12,360
‫کی هوات رو داره؟

548
00:38:30,320 --> 00:38:31,480
‫داری چیکار می‌کنی؟

549
00:38:37,200 --> 00:38:38,200
‫تکون نخور

550
00:38:40,440 --> 00:38:41,720
‫منم پیداش کردم‌ها

551
00:38:41,760 --> 00:38:43,120
‫آره و منم آوردمش بیرون

552
00:38:43,200 --> 00:38:45,000
‫یوسف، می‌تونیم کلی پول به جیب بزنیم

553
00:38:45,080 --> 00:38:46,320
‫که بری با مواد خریدن حرومشون کنی؟

554
00:38:50,000 --> 00:38:52,360
‫اگه بدونی کجا بفروشیش
‫بابتش پول خوبی گیرت میاد

555
00:38:57,640 --> 00:38:59,120
‫فکرهای دیگه‌ای دارم

556
00:39:02,200 --> 00:39:04,080
‫گفتم تکون نخور!

557
00:39:04,160 --> 00:39:06,280
‫- این پسربچه رو ندیدین؟
‫- نه

558
00:39:06,320 --> 00:39:09,000
‫- میشه بهمون زنگ بزنین؟
‫- آقا، پسرم رو ندیدین؟

559
00:39:09,080 --> 00:39:10,080
‫نه، ممنون

560
00:39:10,600 --> 00:39:12,640
‫خانم؟ پسرم... ممنون

561
00:39:12,720 --> 00:39:15,560
‫- ببخشید آقایون
‫- نه مرسی. روز خوش

562
00:39:15,640 --> 00:39:18,280
‫سلام، این پسربچه رو ندیدین؟ گم شده...

563
00:39:19,880 --> 00:39:21,800
‫این ادگار اندرسونه. گم شده

564
00:39:21,840 --> 00:39:23,920
‫میشه اگه چیزی می‌دونستین بهمون خبر بدین؟

565
00:39:24,000 --> 00:39:25,440
‫ببخشید، ببخشید خانم

566
00:39:27,400 --> 00:39:29,400
‫[بچۀ گمشده. لطفاً کمک کنید]

567
00:39:29,600 --> 00:39:30,680
‫ببخشید آقا

568
00:39:34,040 --> 00:39:35,200
‫ببخشید آقا

569
00:39:51,040 --> 00:39:52,960
‫تضمینی نیست بتونین برین داخل

570
00:39:55,040 --> 00:39:56,240
‫سلام سرکار

571
00:39:58,240 --> 00:40:00,000
‫- باز اومدی
‫- جرمه؟

572
00:40:01,400 --> 00:40:02,720
‫می‌شناسیش؟

573
00:40:03,480 --> 00:40:06,560
‫همونطور که دفعه پیش گفتم بچۀ
‫خوش بر و رویه ولی تا حالا ندیدمش

574
00:40:07,080 --> 00:40:08,920
‫نه. دوباره نگاه کن

575
00:40:09,880 --> 00:40:12,200
‫- مایکی
‫- ببخشید کمکی ازم ساخته نیست

576
00:40:16,160 --> 00:40:18,720
‫ببین. قبلاً درباره‌ش صحبت کردیم

577
00:40:18,800 --> 00:40:19,840
‫و وقتی اینجا نبودی؟

578
00:40:20,920 --> 00:40:25,600
‫گیتور رفتی زندون دل‌رحم شدی ولی
‫وقتی نبودی دنیا از حرکت واینستاده بود

579
00:40:26,600 --> 00:40:27,600
‫زندگی ادامه داشته

580
00:40:39,000 --> 00:40:40,200
‫اگه سر به سر من بذاری

581
00:40:41,280 --> 00:40:43,720
‫حاضرم به خاطر بلایی که سرت میارم برم زندون

582
00:40:45,000 --> 00:40:46,000
‫خب؟

583
00:40:46,560 --> 00:40:49,040
‫باشه، خوبه. برو به کارت برس. برو ببینم
