﻿1
00:00:07,125 --> 00:00:09,916
‫« آنچه گذشت... »

2
00:00:10,500 --> 00:00:12,375
‫مخاطب‌ها...

3
00:00:12,541 --> 00:00:13,416
‫مثل تو هم گاهی ممکنه

4
00:00:13,458 --> 00:00:16,000
‫- تحت فشار قرار بگیره
‫- آره، متوجهم

5
00:00:21,416 --> 00:00:22,875
‫یکی باتری هسته‌ایم رو دُزدید

6
00:00:22,916 --> 00:00:24,541
‫پیشنهادت چیـه؟

7
00:00:24,583 --> 00:00:26,458
‫با هم بریم، با ردیاب من سلحشورت رو پیدا می‌کنیم،
‫کله رو پس می‌گیریم و می‌بریمش پیش انجمن برادری

8
00:00:27,125 --> 00:00:29,541
‫در ازای کمکم، شما هم پنج یا شیش‌تا از شوالیه‌هاتون
‫رو در اختیارم می‌ذارید تا بتونم پدرم رو نجات بدم

9
00:00:35,083 --> 00:00:36,958
‫نمی‌دونم کسی زنده مونده یا نه

10
00:00:37,000 --> 00:00:38,625
‫من

11
00:00:39,708 --> 00:00:40,708
‫لوسی!

12
00:00:46,583 --> 00:00:48,083
‫ما کجاییم؟

13
00:00:48,208 --> 00:00:50,083
‫ما تو بهترین جای دنیاییم

14
00:00:52,958 --> 00:00:55,083
‫ما تو یه پناهگاه‌ایم

15
00:01:07,208 --> 00:01:11,458
‫« اخبار منظومه »

16
00:01:11,500 --> 00:01:13,458
‫« والت‌تک تقدیم می‌کند... »

17
00:01:16,875 --> 00:01:18,333
‫عه

18
00:01:18,458 --> 00:01:20,125
‫سلام عرض شد

19
00:01:20,208 --> 00:01:22,333
‫بله، خودم هستم. کوپر هاوارد

20
00:01:22,458 --> 00:01:25,083
‫ستاره‌ی تئاتر و سینما

21
00:01:25,208 --> 00:01:28,208
‫اما امروز نیومدم تا درمورد فیلم اخیرم صحبت کنم

22
00:01:28,250 --> 00:01:33,625
‫بلکه اومدم تا یک مکانِ پهناور و
‫شگفت‌انگیز رو بهتون معرفی کنم

23
00:01:33,708 --> 00:01:37,750
‫از آفریده‌های خداوند متعال هم نیست،
‫بلکه به دستِ نیروی انسانی ساخته شده

24
00:01:37,833 --> 00:01:40,875
‫یک «کملات» تموم عیار توی عصر هسته‌ای

25
00:01:40,958 --> 00:01:43,333
‫حالا، نظرتون چیه چراغ‌ها رو روشن کنیم؟

26
00:01:45,833 --> 00:01:47,833
آها، بهتر شد

27
00:01:51,333 --> 00:01:54,208
‫هم‌اکنون، صدای من رو
‫از داخل پناهگاه نمونه‌ی ۹۶جی‌کیو۱۱۶۴

28
00:01:54,333 --> 00:01:57,958
تماماً ‫قابل سکونت می‌شنوید

29
00:01:57,958 --> 00:02:00,208
‫چقدر زیباست

30
00:02:01,208 --> 00:02:03,208
‫عجب نوایی داره

31
00:02:03,250 --> 00:02:07,000
‫پوشش سربیِ ۹۰ سانتیمتریِ
پناهگاه چهارم رو مشاهده می‌فرمایید

32
00:02:07,083 --> 00:02:09,458
‫به قدری قدرتمنده که
‫نه تشعشعات ازش رد می‌شن

33
00:02:09,500 --> 00:02:11,458
‫و نه کمونیست‌ها

34
00:02:14,708 --> 00:02:16,500
‫تک به تکِ این پناهگاه‌های زیرزمینی،

35
00:02:16,583 --> 00:02:19,208
‫دارای تمامی امکانات مدرنی هستن که احیاناً شما

36
00:02:19,333 --> 00:02:21,625
‫از جمهوریِ محشرمون انتظار دارید

37
00:02:21,708 --> 00:02:24,083
‫خب، این راهرو به خیابون «سیکامور» معروفه

38
00:02:24,125 --> 00:02:27,500
‫جایی‌که شما بعد از گذروندنِ
‫یه شب فوق‌العاده در کنار عزیزانتون،

39
00:02:27,583 --> 00:02:31,083
‫می‌تونید با دونه به دونه‌ی ۲۰۰ نفر
‫از همسایه‌هاتون خداحافظی کنید

40
00:02:32,333 --> 00:02:34,083
‫با خونواده‌ی «هاثورن» آشنا بشید

41
00:02:34,125 --> 00:02:37,458
‫این‌ها صرفاً یه خونواده‌ی معمولی آمریکایی نیستن

42
00:02:37,500 --> 00:02:40,125
‫نخیر، لوید و کاساندرا، هردو دانشمندن

43
00:02:40,208 --> 00:02:43,458
‫تخصصشون مطالعه‌ی اثر تشعشعات
‫بر دی‌ان‌ای انسان‌هاست

44
00:02:43,500 --> 00:02:44,750
‫درسته

45
00:02:44,833 --> 00:02:47,875
‫کار و زندگی‌مون،
‫همینجا توی پناهگاه چهارمه

46
00:02:47,958 --> 00:02:51,250
‫جامعه‌ای رو هدایت می‌کنیم
‫که کاملاً توسط دانشمندان اداره میشه

47
00:02:51,333 --> 00:02:53,250
‫صبر کنید ببینم،
‫گفتید «اینجا زندگی می‌کنید»؟

48
00:02:53,333 --> 00:02:55,958
‫خب، هنوز که هیچ حادثۀ هسته‌ایی رخ نداده، درسته؟

49
00:02:56,083 --> 00:02:57,208
‫بله، هنوز نه

50
00:02:57,250 --> 00:03:01,583
‫اما ما و یک گروه داوطلب ۸۰ نفره

51
00:03:01,625 --> 00:03:04,375
‫یک آزمایش پنج ساله رو
‫در پناهگاه ۴ مدیریت می‌کنیم

52
00:03:04,458 --> 00:03:06,708
‫تا به همه‌ی دنیا نشون بدیم

53
00:03:06,750 --> 00:03:09,333
‫مهم نیست چه چیزی در انتظارمونه،

54
00:03:09,458 --> 00:03:11,458
‫در هر صورت، آمریکا آماده‌ست

55
00:03:11,500 --> 00:03:13,083
‫پنج سالِ تموم

56
00:03:13,208 --> 00:03:16,208
‫خب، شاید من توی فیلم‌ها
‫نقش قهرمان داستان رو بازی کرده باشم، اما...

57
00:03:16,250 --> 00:03:18,208
‫توی زندگی واقعی،
‫شما قهرمان اصلی هستید

58
00:03:18,250 --> 00:03:32,875
‫حالا شما هم می‌تونید قهرمان باشید
‫« همین حالا تماس بگیرید! »
‫« پناهگاه ۲۱۳-۲۵ »
‫با خریدنِ مکانی در پناهگاه والت‌تک
‫چون اگه فردا اتفاق بدی بیفته،
‫دنیا به آمریکایی‌هایی مثل شما نیاز داره
‫تا بتونه آینده‌ی بهتری بسازه
‫کات

59
00:03:32,958 --> 00:03:35,458
‫برداشت خوبی بود. راضی بودید؟

60
00:03:35,583 --> 00:03:36,750
‫راضی هستید، رفقا؟

61
00:03:38,250 --> 00:03:39,750
‫خیلی‌خب. کارم تموم شد گری، درسته؟

62
00:03:39,833 --> 00:03:41,833
‫- بله، آقا
‫- چطوری بودیم؟

63
00:03:41,958 --> 00:03:43,708
‫- خیلی استرس داشتیم
‫- حرف نداشتید

64
00:03:43,833 --> 00:03:45,750
‫خیلی از دیدنتون خوشحال شدم.
‫ممنون که تشریف آوردید

65
00:03:45,750 --> 00:03:48,708
‫خیلی ممنونم.
‫از آشنایی باهاتون خوشحال شدم

66
00:03:48,750 --> 00:03:50,458
‫امروز کارتون عالی بود، آقای هاوارد

67
00:03:50,500 --> 00:03:51,708
‫ممنون. ممنون، آقا

68
00:03:51,833 --> 00:03:54,750
‫«باد اسکینز» هستم. سرپرست
‫عملیات‌های کالیفرنیای جنوبی‌مون

69
00:03:54,833 --> 00:03:56,458
‫بعد از ده سال خدمت توی وست‌تک،

70
00:03:56,500 --> 00:03:59,333
‫برای سه ماهِ سوم به والت‌تک اومدم

71
00:03:59,375 --> 00:04:00,708
‫وست‌تک؟

72
00:04:00,750 --> 00:04:02,250
یه ‫پیمانکار دفاعیه

73
00:04:02,333 --> 00:04:04,625
‫آها، فهمیدم

74
00:04:04,708 --> 00:04:06,458
‫شما زره قدرت تی۴۵ رو ساختید

75
00:04:06,500 --> 00:04:07,625
اولین محصولمون بود

76
00:04:07,708 --> 00:04:09,750
‫رونمایی‌ش رو نظارت کردم

77
00:04:09,833 --> 00:04:12,708
‫خب، نواقص طراحی مسخره بود

78
00:04:12,750 --> 00:04:14,708
‫- اما حرف نداشتن
‫- من زره تی۴۵ رو

79
00:04:14,833 --> 00:04:18,083
‫وقتی‌که تقریباً توی ایالت بزرگ آلاسکا
‫به کمونیست‌ها باختیم، پوشیده بودم

80
00:04:18,208 --> 00:04:21,583
‫نواقص طراحی‌تون به قیمت
‫جون هزاران مرد و زن بی‌گناه تموم شد

81
00:04:21,625 --> 00:04:23,875
‫بله، همیشه مدیریت تولید
‫نقطه ضعفم به حساب می‌اومده

82
00:04:23,958 --> 00:04:26,708
‫توی بخش منابع انسانی و
‫تحقیق و توسعه عملکرد بهتری دارم

83
00:04:26,750 --> 00:04:30,083
‫یعنی سرپرستی اصلاح روند کاری و
‫مدیریت جدول زمانی

84
00:04:30,125 --> 00:04:31,333
‫تمرکزم روی مقیاسه

85
00:04:31,458 --> 00:04:34,458
‫اکثراً فکر می‌کنن
‫مقیاس یعنی افزایش سهم بازار جهانی،

86
00:04:34,583 --> 00:04:36,750
‫این طرز فکر بسته‌ست،
‫حرف من فرای این چیزهاست

87
00:04:36,750 --> 00:04:40,625
‫آخرین سلاح برای نابودی رقباتون چیه؟

88
00:04:40,916 --> 00:04:42,208
‫زمان...

89
00:04:42,291 --> 00:04:44,291
‫آخرین سلاحه

90
00:04:44,416 --> 00:04:46,416
‫- بله
‫- پیچیده به نظر می‌رسه

91
00:04:46,541 --> 00:04:49,541
‫ولی آینده‌ی بشریت توی یه کلمه خلاصه میشه

92
00:04:49,583 --> 00:04:50,791
‫عه؟ چی؟

93
00:04:50,916 --> 00:04:52,958
‫مدیریت

94
00:04:55,291 --> 00:04:57,250
‫خیلی برات خوشحالم، باک

95
00:04:57,291 --> 00:04:59,833
‫باد، باد اسکینزم

96
00:05:00,541 --> 00:05:01,958
‫- واسه این؟
‫- آره

97
00:05:03,541 --> 00:05:05,916
‫خیلی‎‌خب. یه سر میریم

98
00:05:06,041 --> 00:05:07,041
‫یه سلام علیکی می‌کنیم و...

99
00:05:07,083 --> 00:05:08,666
‫خونه‌ی ماست

100
00:05:10,291 --> 00:05:12,541
‫خودم هم باورم نمی‌شه حاضرم

101
00:05:12,583 --> 00:05:14,458
‫بخاطرت دست به چه کارهایی بزنم

102
00:05:28,083 --> 00:05:30,958
‫« انقلابی در امنیت »
‫« با ولت‌تک؛ به سوی آینده‌ای نامطمئن »

103
00:05:33,625 --> 00:05:36,625
‫روزولت. شرمنده که نمی‌تونی بیای، رفیق

104
00:05:36,708 --> 00:05:39,083
‫دارم میرم سمتِ خاک دشمن

105
00:05:42,958 --> 00:05:44,458
‫سگ خوبی باش

106
00:05:44,500 --> 00:05:46,000
‫برو بخواب

107
00:05:48,083 --> 00:05:50,625
‫« کمونیست‌ها سرزمین خود را از دست می‌دهند! »
‫« اعزام سربازهای بیشتر به خاور دور »

108
00:05:51,125 --> 00:05:53,458
‫احتمالاً جزو معدود مهمون‌های منی که اومدن

109
00:05:56,000 --> 00:05:57,083
‫آره

110
00:05:57,083 --> 00:05:58,416
‫بانی لوئیس؟

111
00:05:58,458 --> 00:06:00,666
‫از بیلبورد هم بیشتر تبلیغات کرده

112
00:06:00,708 --> 00:06:02,666
‫- آره
‫- کمونیست‌های هالیوودیِ عوضی

113
00:06:02,708 --> 00:06:05,208
‫باور کن افراطی‌گری مثل سرطان

114
00:06:05,291 --> 00:06:07,541
‫هالیوود رو درگیر کرده

115
00:06:07,666 --> 00:06:09,791
‫حتی رفیقت، چارلی وایت‌نایف هم این وری شده

116
00:06:09,791 --> 00:06:11,291
‫شوخی می‌کنی؟ چارلی؟

117
00:06:11,291 --> 00:06:12,291
‫ما با همدیگه

118
00:06:12,416 --> 00:06:13,750
‫- خدمت کردیم
‫- جلسه میذارن

119
00:06:13,791 --> 00:06:14,791
‫و کلی کارهای دیگه

120
00:06:14,833 --> 00:06:16,166
‫ آشغال محضه

121
00:06:16,208 --> 00:06:17,416
‫ولی تو، دوستِ من،

122
00:06:17,541 --> 00:06:19,333
‫بی‌گدار به آب نمی‌زنی

123
00:06:19,416 --> 00:06:20,458
‫توی دنیایی...

124
00:06:20,541 --> 00:06:23,583
‫که دستِ جماعتی افتاده که توی استخرپارتی
‫محافظ جیب به خودشون وصل می‌کنن

125
00:06:24,291 --> 00:06:27,333
‫آخه خودم هم امتحانش کردم

126
00:06:27,416 --> 00:06:29,083
‫حق و حقوق مربوط به صدام رو

127
00:06:29,166 --> 00:06:32,791
‫به سازنده‌ی ربات‌های چرخنده‌ی مخصوص
‫خانم‌های خونه‌دار و منحرف جماعت فروختم

128
00:06:32,916 --> 00:06:34,541
‫حدس بزن چقدر بهم دادن

129
00:06:34,583 --> 00:06:35,958
‫ده میلیون؟

130
00:06:40,666 --> 00:06:42,583
‫نه، بدون کسر مالیات، ۱۸۶ تا گرفتم

131
00:06:42,666 --> 00:06:43,958
‫می‌تونستی بیشتر بخوای

132
00:06:43,958 --> 00:06:45,041
‫خب، خواستم

133
00:06:45,083 --> 00:06:46,083
‫چی گفتن؟

134
00:06:46,166 --> 00:06:48,166
‫وکیلم متقاعدشون کرد
‫یکی از اون ربات‌ها بهم بدن

135
00:06:48,291 --> 00:06:49,708
‫پیش خودشون...

136
00:06:49,791 --> 00:06:52,291
چه فکری کردن آخه؟
‫هر دفعه که پام رو می‌ذارم توی خونه...

137
00:06:52,416 --> 00:06:54,958
‫یکی با صدای خودم بهم میگه:
‫«سلام، قربان. مایلید بنشینید؟»

138
00:06:58,416 --> 00:06:59,583
‫اشغالترین حالت ممکنه

139
00:06:59,666 --> 00:07:01,083
‫فکر می‌کردم مال استودیوئه

140
00:07:01,083 --> 00:07:03,541
‫همینجوری هم بود.
‫که بعدش «راب‌کو» استودیو رو می‌خره

141
00:07:03,583 --> 00:07:05,083
‫به من گوش کن

142
00:07:05,166 --> 00:07:07,083
‫هالیوود کارش تموم شده. دیگه بهش فکر نکن

143
00:07:07,166 --> 00:07:09,916
‫آینده، دوستِ من، محصولاته

144
00:07:10,041 --> 00:07:11,666
‫تو محصولی، من هم محصولـم

145
00:07:11,791 --> 00:07:14,416
‫آخرالزمان محصوله

146
00:07:14,458 --> 00:07:15,666
‫آها

147
00:07:15,708 --> 00:07:19,416
‫خطاب به هرکسی که بتونه این مسئله رو بپذیره...

148
00:07:19,458 --> 00:07:20,916
‫می‌گم که آینده روشنه

149
00:07:26,583 --> 00:07:28,875
‫من، بار... بارثولومیو کادزورث،

150
00:07:28,958 --> 00:07:30,833
‫در همه حال آماده‌ی خدمت هستم

151
00:07:38,625 --> 00:07:40,958
‫عه، سلام آقایون

152
00:07:41,000 --> 00:07:44,125
‫اگه واسه «بستنی خوری» اومدید اینجا

153
00:07:44,208 --> 00:07:45,958
‫متأسفانه خبرهای بدی براتون دارم

154
00:07:47,250 --> 00:07:49,833
‫بریم... بریم تو...، خـ... خب؟

155
00:07:49,958 --> 00:07:51,000
منـ... مُـ... منتظرم

156
00:07:51,083 --> 00:07:52,375
‫باتری هسته‌ایش رو دربیارید

157
00:07:52,458 --> 00:07:54,083
‫اینجا خبری نیست...

158
00:07:54,125 --> 00:07:57,583
‫فقط یه جنرال اتمیکس...

159
00:07:57,708 --> 00:08:01,333
‫خراب کردنِ مشاغل قانونی؟

160
00:08:01,375 --> 00:08:04,333
‫این جا این کارها غیرقانونیـه

161
00:08:04,375 --> 00:08:05,708
‫کی گفته؟

162
00:08:06,875 --> 00:08:08,375
‫دولت

163
00:08:09,416 --> 00:08:18,041
‫« فصل اول، قسمت ششم »

164
00:08:37,250 --> 00:08:40,083
‫استفاده از دندون به جای مهمات

165
00:08:40,125 --> 00:08:43,625
‫با هرچیزی که دست‌شون میاد،
‫راه واسه کشت و کشتار پیدا می‌کنن، نه؟

166
00:08:43,708 --> 00:08:45,958
‫آنتی‌بیوتیک لازم داریم

167
00:08:46,000 --> 00:08:47,958
‫می‌دونم گفتید که باید
‫به مسیرتون ادامه بدید

168
00:08:48,000 --> 00:08:50,625
‫ولی دوست‌تون باید یه چند روزی رو
‫اینجا بمونه تا بهتر بشه

169
00:08:50,708 --> 00:08:51,833
تا ‫برای سفر آمادگی داشته باشه

170
00:08:51,875 --> 00:08:54,500
‫من خوبم. من خوبم.

171
00:08:54,583 --> 00:08:57,500
‫دندون پوسیده‌ی یه آدم توی دستت رفته

172
00:08:57,583 --> 00:08:58,833
‫اصلاً خوب نیستی

173
00:08:58,875 --> 00:09:01,333
‫ایشون دکتر پناهگاهه، تایتوس

174
00:09:01,375 --> 00:09:03,958
‫باید به توصیه‌اش گوش بدیم

175
00:09:04,000 --> 00:09:07,125
‫بابت اینکه اجازه دادید وارد پناهگاه بشیم
‫و ازمون مراقبت کردید، خیلی ازتون ممنونیم

176
00:09:07,208 --> 00:09:08,583
‫کارمون همینـه

177
00:09:08,625 --> 00:09:10,708
‫راستی زره‌اش رو هم پیدا کردیم

178
00:09:10,750 --> 00:09:13,083
‫جستجوگرهای سطح‌مون دارن میارنش

179
00:09:13,125 --> 00:09:14,875
‫عالیه. متشکرم

180
00:09:14,958 --> 00:09:16,750
‫درست نیست که توقف کنیم،

181
00:09:16,833 --> 00:09:20,208
‫ولی، باید اعتراف کنم،
‫از اینکه برگشتم توی پناهگاه احساس خوبی دارم

182
00:09:20,333 --> 00:09:23,208
‫نمی‌دونم تا حالا روی سطح بودید یا نه، ولی...

183
00:09:23,333 --> 00:09:25,083
‫اصلاً...

184
00:09:25,208 --> 00:09:26,208
‫خوب نیست

185
00:09:26,250 --> 00:09:28,125
‫من روی سطح به دنیا اومدم

186
00:09:29,333 --> 00:09:30,500
‫عه

187
00:09:30,583 --> 00:09:31,750
‫ببخشید

188
00:09:31,833 --> 00:09:33,250
‫نمی‌دونستم. خیلی...

189
00:09:33,333 --> 00:09:34,458
‫عادی‌ام؟

190
00:09:35,583 --> 00:09:37,208
‫مادرم پستچی بود

191
00:09:37,333 --> 00:09:40,083
‫من ۱۱ ساله‌م بود و با همدیگه تا فیلی رفتیم

192
00:09:41,250 --> 00:09:45,083
‫سه روز تموم پیاده رفتیم،
‫ولی همچنان حرارت انفجار رو حس می‌کردیم

193
00:09:46,208 --> 00:09:47,333
‫اهل «شیدی سندز»ـی

194
00:09:47,458 --> 00:09:48,583
‫اکثرمون اهل اونجاییم

195
00:09:48,625 --> 00:09:51,708
‫بخت باهامون یار بود که تونستیم توی پناهگاه ۴،
‫همچین اجتماع مهمون‌نوازی رو پیدا کنیم

196
00:09:51,750 --> 00:09:54,875
‫آره. ما هم همینطور

197
00:09:54,958 --> 00:09:57,125
‫لازمه یه چند ساعتی رو توی قرنطینه بمونید

198
00:09:57,125 --> 00:09:59,583
‫تا مطمئن بشیم عفونی نمیشه

199
00:10:01,375 --> 00:10:03,125
‫خیلی ممنونم

200
00:10:23,583 --> 00:10:25,000
‫بوی خوبی میدی

201
00:10:26,333 --> 00:10:28,333
‫چی؟

202
00:10:32,083 --> 00:10:33,583
‫آها

203
00:10:42,458 --> 00:10:48,000
‫«سوژه‌های آزمایش»

204
00:10:49,583 --> 00:10:50,708
‫مشکلی نداره اینجا بشینم؟

205
00:11:01,833 --> 00:11:03,875
‫نباید وقت‌مون رو اینجا تلف کنیم

206
00:11:03,958 --> 00:11:06,208
‫شنیدی که دکتر چی گفت

207
00:11:06,333 --> 00:11:09,208
‫بعدشم، توافق کردیم
‫که اون «کله» رو با همدیگه پیدا کنیم

208
00:11:09,250 --> 00:11:11,250
‫مُرده‌ات هم به درد من نمی‌خوره

209
00:11:12,458 --> 00:11:15,833
‫- تازه، ناراحت هم می‌شم
‫- این‌ها قصد دارن ما رو توی تله بندازن

210
00:11:15,958 --> 00:11:17,333
‫نه، نه بابا

211
00:11:17,458 --> 00:11:20,583
‫بعضی‌هاشون، مثل خودت مالِ روی سطح‌ان

212
00:11:23,375 --> 00:11:26,250
‫سلام

213
00:11:26,333 --> 00:11:29,625
‫دقیقاً مثل بقیه فرقه‌هاست

214
00:11:29,708 --> 00:11:30,708
‫فرقه نیست

215
00:11:30,833 --> 00:11:34,458
‫- همه خوشحالـن
‫- اینجا امنـه، تایتوس

216
00:11:34,583 --> 00:11:37,125
‫اینجا همه مراقب همدیگه‌ان

217
00:11:38,208 --> 00:11:39,458
‫خب چرا؟

218
00:11:39,583 --> 00:11:40,958
‫خب، چون توی پناهگاه‌ها،

219
00:11:41,083 --> 00:11:43,583
‫به این درک می‌رسیم
‫که همگی به همدیگه نیاز داریم

220
00:11:43,625 --> 00:11:44,791
‫درست مثل وقتی‌که روی سطح،
‫من بهت نیاز داشتم

221
00:11:46,208 --> 00:11:48,666
‫اینجا می‌مونیم تا
‫تو شرایط سفر کردن رو داشته باشی

222
00:11:48,791 --> 00:11:51,708
‫حالا، یه فرصت میدی به اینجا؟

223
00:11:54,541 --> 00:11:57,333
‫شرمنده مزاحم صبحانه‌تون می‌شم،
‫ولی سرپرست‌مون...

224
00:11:57,416 --> 00:11:59,791
‫می‌خواست یه سلام و احوالپرسی بکنه

225
00:12:00,916 --> 00:12:03,083
‫سرپرست بنجامین،
‫ایشون لوسی و تایتوس هستن

226
00:12:03,166 --> 00:12:06,416
‫سلام، رفقا. می‌خواستم سلامی کرده باشم

227
00:12:06,541 --> 00:12:10,541
‫- سلام
‫- همچنین، به پناهگاه ۴ خوش اومدید

228
00:12:10,583 --> 00:12:12,916
‫یه چند تا چیز درمورد اینجا بهتون بگم

229
00:12:13,041 --> 00:12:15,416
‫اول از همه، سمتِ طبقه‌ی ۱۲ نرید

230
00:12:15,458 --> 00:12:17,541
‫ترجیح میدیم اونجا نرید

231
00:12:17,666 --> 00:12:21,416
‫آها، ما فقط یه دونه فوتبال دستی داریم.
‫پس، اگه خواستید بازی کنید...

232
00:12:21,458 --> 00:12:23,041
‫باید ثبت‌نام کنید

233
00:12:23,166 --> 00:12:26,416
‫اگه پیش برگه‌ی ثبت‌نام مداد نبود،
‫لطفاً حتماً بهم خبر بدید

234
00:12:26,458 --> 00:12:29,541
‫من مداد دارم

235
00:12:29,666 --> 00:12:33,833
‫اگه نمی‌دونید چطوری از سرویس
‫استفاده کنید، حتماً بپرسید

236
00:12:33,916 --> 00:12:37,791
‫باور کنید. بپرسید بهتر از
‫اینه که اشتباهی ازش استفاده کنید

237
00:12:37,916 --> 00:12:41,291
‫باور کنید، تازه‌واردهامون بدجور خرابکاری کردن

238
00:12:41,333 --> 00:12:44,166
‫خیلی‌خب، گمونم همه‌چیز رو گفتم

239
00:12:44,291 --> 00:12:48,333
‫هر سوال یا مسئله‌ای جدای از
‫فوتبال دستی، مداد یا سرویس بود،

240
00:12:48,416 --> 00:12:49,958
‫با بردی صحبت کنید

241
00:12:50,041 --> 00:12:52,791
‫باز هم می‌گم، به پناهگاه ۴ خوش اومدید

242
00:12:52,833 --> 00:12:54,666
‫خوشحالیم که میزبان شماییم

243
00:12:54,708 --> 00:12:57,416
‫ممنون

244
00:13:23,791 --> 00:13:26,416
‫عجیب بود، نه؟

245
00:13:26,541 --> 00:13:29,166
‫- سرپرست؟
‫- من هم دارم همین رو می‌گم...

246
00:13:29,208 --> 00:13:30,416
‫- ...وقتی مردم مهربون رفتار می...
‫- نه

247
00:13:30,458 --> 00:13:33,541
‫تایتوس... منظورم چشمشه

248
00:13:33,583 --> 00:13:35,083
‫خیلی‌ها تک چشمی‌ان

249
00:13:35,166 --> 00:13:38,166
‫خب آره، ولی...

250
00:13:38,208 --> 00:13:40,166
‫آخه، چشمش وسط صورتش بود

251
00:13:40,291 --> 00:13:41,416
‫یکمی مایل به چپ بود

252
00:13:41,458 --> 00:13:43,541
‫طبقه‌ی ۱۲ چی؟ خب...

253
00:13:50,958 --> 00:13:52,791
‫ببخشید

254
00:13:52,833 --> 00:13:54,708
‫روز خوش

255
00:14:14,416 --> 00:14:15,500
‫باد اسکینز... از راب‌کو مجوز گرفته

256
00:14:15,541 --> 00:14:18,041
‫داریم با سیستم‌های پذیرش والت‌تک ادغامشون می‌کنیم

257
00:14:18,125 --> 00:14:21,375
‫- باد اسکینز
‫- باد اسکینز. باور کن، خودم می‌دونم

258
00:14:21,500 --> 00:14:23,625
‫شرکت پُر شده از امثال این

259
00:14:23,750 --> 00:14:27,125
‫ولی چه من باشم، چه نباشم؛
‫والت‌تک سرپاست

260
00:14:27,166 --> 00:14:30,000
‫فایده‌ای نداره
‫بخوام یه گوشه بشینم و ایراد بگیرم

261
00:14:30,125 --> 00:14:32,541
‫تموم حرفم اینه که مگه چند بار زندگی می‌کنیم؟

262
00:14:32,625 --> 00:14:36,875
‫واقعاً دلت می‌خواد از ۹ تا ۵ با این احمق‌ها سروکله بزنی؟

263
00:14:36,916 --> 00:14:38,875
‫من به این شغل نیاز دارم، کوپ

264
00:14:38,916 --> 00:14:41,500
‫- جای پامون توی پناهگاه رو محکم می‌کنه
‫- پولش رو داریم

265
00:14:41,541 --> 00:14:43,000
‫می‌تونیم یه جایی توش بخریم

266
00:14:43,041 --> 00:14:44,875
‫منظورم یکی از پناهگاه‌های خوبه

267
00:14:46,375 --> 00:14:48,416
‫یعنی چی؟

268
00:14:55,750 --> 00:14:58,916
‫دارم تموم تلاشم رو می‌کنم، خب؟

269
00:14:59,000 --> 00:15:02,041
‫فقط... بهم اعتماد کن

270
00:15:04,041 --> 00:15:05,750
‫لطفاً

271
00:15:07,500 --> 00:15:09,125
‫باشه

272
00:15:09,125 --> 00:15:11,583
‫درگیر تأمین اورانیوم
‫و کنترل کردن آینده‌ی انرژی هستند...

273
00:15:11,625 --> 00:15:14,375
‫با کمبودی مواجه شدیم
‫که حتی متحدین رو...

274
00:15:14,458 --> 00:15:16,708
‫به رقابت وا داشته

275
00:15:16,750 --> 00:15:19,000
‫آیا زمستان امسال،
‫هزینه‌ی انرژی افزایش می‌یابد؟

276
00:15:19,083 --> 00:15:21,375
‫در نتیجه،
‫منجر به جنگی گسترده خواهد شد؟

277
00:15:21,458 --> 00:15:23,375
‫جزئیات بعد از اینکه حامیان مالیِ ما...

278
00:15:23,458 --> 00:15:26,500
‫شرمنده نتونستی بیای مهمونی، چارلی

279
00:15:27,583 --> 00:15:29,958
‫حتماً درگیر جلساتت بودی، نه؟

280
00:15:30,000 --> 00:15:32,583
‫جلسات کمونیستی آخه؟ بیخیال

281
00:15:32,625 --> 00:15:35,250
‫توی شمال، به عینه دیدیم ملت سر همین چرت و پرت ها
‫توی جنگ جونشون رو از دست دادن

282
00:15:35,250 --> 00:15:36,416
‫آره. برای چی؟

283
00:15:36,541 --> 00:15:40,041
‫یعنی چی برای چی؟
‫بخاطر رویای آمریکایی دیگه

284
00:15:40,166 --> 00:15:43,291
‫ما بازیگریم.
‫ما فیلم می‌سازیم، چارلی

285
00:15:43,333 --> 00:15:45,458
‫آره، همین رویای آمریکایی بود
‫که باعث شد تیر بخورم

286
00:15:45,458 --> 00:15:48,416
‫دو هکتار زمین توی «تارزنا» داری.
‫گمونم مشکلی نداری

287
00:15:48,625 --> 00:15:52,791
‫- والت‌تک حکم شیطان رو داره، بابا
‫- خانمم اونجا کار می‌کنه

288
00:15:52,875 --> 00:15:56,250
‫- واقعاً به نظرت بارب شیطانه؟
‫- نه، نه. خیلی‌خب...

289
00:15:56,291 --> 00:15:58,125
‫من بارب رو دوست دارم، خب؟

290
00:16:00,375 --> 00:16:02,375
‫می‌دونی «مسئولیت امانت‌داری» چیه؟

291
00:16:02,416 --> 00:16:03,791
‫- مسئولیت امانت‌داری؟
‫- آره

292
00:16:03,875 --> 00:16:06,541
‫نه، روحمم خبر نداره

293
00:16:06,625 --> 00:16:08,416
‫با بازی کردن توی نقش گاوچرون،
‫امرار معاش می‌کنم

294
00:16:08,500 --> 00:16:11,250
‫خب، دولت ایالت متحده مسئولیتِ

295
00:16:11,375 --> 00:16:13,500
‫بقای نسل بشریت رو به ولت‌تک واگذار کرده

296
00:16:13,625 --> 00:16:16,291
‫ولت‌تک یه شرکت خصوصیه

297
00:16:16,375 --> 00:16:19,041
‫که مسئولیت امانت‌داریش ایجاب می‌کنه
‫برای سرمایه‌گذارهاش درآمدزایی کنه

298
00:16:19,041 --> 00:16:21,500
‫چطوری پول درمیاره حالا؟

299
00:16:22,666 --> 00:16:25,000
‫- با فروش پناهگاه
‫- این شد کاپیتالیسم، چارلی

300
00:16:25,125 --> 00:16:28,041
‫ولی اگه این مذاکرات صلح به نتیجه برسه،
‫دیگه نمی‌تونن پناهگاه بفروشن

301
00:16:28,125 --> 00:16:31,666
‫بنابراین، مسئولیت امانت‌داریِ
‫ولت‌تک حکم می‌کنه

302
00:16:31,750 --> 00:16:33,916
‫که مطمئن بشه همچین اتفاقی نیفته

303
00:16:34,000 --> 00:16:36,875
‫چطوری می‌خوان این کار رو انجام بدن؟

304
00:16:37,000 --> 00:16:38,625
‫نمی‌دونم

305
00:16:41,041 --> 00:16:43,250
‫اون فیلمی که با جانی مورتون
‫بازی کردیم رو یادت میاد؟

306
00:16:43,291 --> 00:16:45,750
‫تو کلانتر بودی و منم یه آدم سرخپوست؟

307
00:16:45,875 --> 00:16:48,625
‫بیخیال بابا، این حرف‌ها رو نزن.
‫«تالهند مادلیک» زبون اسب‌ها رو بلد بود.

308
00:16:48,750 --> 00:16:50,750
‫نقشت رو به بهترین نحو بازی کردی

309
00:16:50,791 --> 00:16:52,625
‫نقش خوبی بود برات

310
00:16:52,666 --> 00:16:54,333
‫مورتون یه مزرعه‌داری بود
‫که صاحب نصف میزوری بود

311
00:16:54,375 --> 00:16:57,083
‫چه بلایی به سر مزرعه‌داری دامداری میاد
‫که قدرت‌شون بیشتر از کلانتره؟

312
00:16:57,125 --> 00:17:00,375
‫- کل شهر می‌سوزه
‫- آره، کل شهر می‌سوزه

313
00:17:00,416 --> 00:17:02,916
‫ولت‌تک یه شرکت تریلیون دلاریه
‫که صاحب نصف دنیاست

314
00:17:02,916 --> 00:17:06,000
‫ده سال بعد از جنگ،
‫دولت آمریکا ورشکسته شده

315
00:17:06,125 --> 00:17:08,416
‫قدرت دست مزرعه‌دارهای دامداره، کوپ

316
00:17:08,500 --> 00:17:10,166
‫بیخیال

317
00:17:10,250 --> 00:17:12,500
‫مگر اینکه ملت یه تکونی به خودشون بدن

318
00:17:12,625 --> 00:17:14,666
‫گمونم همه‌چیز بوی توطئه میده، نه؟

319
00:17:14,750 --> 00:17:17,000
‫- بیخیال پسر، انگار عضو یه فرقه شدی
‫- اونوقت تو جلوم نشستی

320
00:17:17,000 --> 00:17:19,250
‫داری از نظامی دفاع می‌کنی
‫که آماده‌ی سوزوندنِ کل دنیاست، کوپر

321
00:17:19,250 --> 00:17:21,750
‫شاید تویی که عضو فرقه‌ای

322
00:17:22,291 --> 00:17:23,375
نه

323
00:17:25,875 --> 00:17:27,750
‫ببین

324
00:17:27,791 --> 00:17:29,750
‫یه جلسه بیا

325
00:17:29,791 --> 00:17:34,166
‫باید بدونی خانمت واقعاً کجا کار می‌کنه
« هالیوود تا ابد »

326
00:17:35,500 --> 00:17:37,166
‫بخاطر خانمت بیا

327
00:17:51,625 --> 00:17:55,750
‫- الو؟
‫- الو؟ میشه بارب گوشی رو بگیره، لطفاً؟

328
00:17:55,875 --> 00:17:57,500
‫- شما؟
‫- هنری‌ام

329
00:17:57,625 --> 00:17:59,916
‫هنری‌ام از برنامه‌ی آموزشی دستیار ولت‌تک

330
00:18:00,000 --> 00:18:01,666
‫شما کوپر هاواردید؟

331
00:18:01,750 --> 00:18:05,250
‫عذر می‌خوام هنری، ولی همسرم ترجیح میده
‫دیگه عصرها تماس کاری نداشته باشه

332
00:18:05,291 --> 00:18:06,625
‫نه، نه، نه. فقط چند لحظه طول می‌کشه

333
00:18:06,625 --> 00:18:07,958
‫- خیلی‌خب. خدافظ
‫- فقط یه سوال ازش دارم

334
00:18:07,958 --> 00:18:10,458
‫عه؟ جینی خوابیده؟

335
00:18:10,541 --> 00:18:13,041
‫داره «خانه‌ای کوچک در چمنزار»
‫رو برای روزولت می‌خونه

336
00:18:13,083 --> 00:18:15,458
‫خوشش اومده؟

337
00:18:20,041 --> 00:18:21,166
‫چیه؟

338
00:18:22,208 --> 00:18:24,458
بعداً ‫بهش سخت می‌گذره، همین

339
00:18:26,041 --> 00:18:27,541
‫چی رو میگی؟

340
00:18:27,666 --> 00:18:30,041
‫همین که ورود سگ‌ها به پناهگاه ممنوعه

341
00:18:39,625 --> 00:18:42,375
‫کی گفته ورود سگ‌ها به پناهگاه ممنوعه؟

342
00:18:43,500 --> 00:18:46,000
‫خب... این...

343
00:18:46,041 --> 00:18:48,416
‫آم... سیاست‌شونه

344
00:18:49,500 --> 00:18:50,875
‫خب، سگ گوشت می‌خوره

345
00:18:52,000 --> 00:18:53,541
‫برای جلوگیری از تضرره

346
00:18:53,625 --> 00:18:55,541
‫آها

347
00:18:58,291 --> 00:19:00,541
‫سوال اصلی این نیست، نه؟

348
00:19:00,666 --> 00:19:03,458
‫سوال من این بود

349
00:19:03,541 --> 00:19:05,958
‫کی تصمیم گرفته
‫سگ‌ها رو توی پناهگاه نبریم؟

350
00:19:06,041 --> 00:19:09,666
‫خب، به نظرم با توجه به پیش‌نیازهای لازم

351
00:19:09,791 --> 00:19:12,166
‫برای زندگی توی پناهگاه بارش رادیواکتیوی،

352
00:19:12,291 --> 00:19:13,666
‫این مسئله اصلاً به چشم نمیاد

353
00:19:13,708 --> 00:19:17,291
‫خب، راستش رو بخوای
‫از این بابت مطمئن نیستم

354
00:19:17,333 --> 00:19:18,791
‫چیه؟

355
00:19:18,833 --> 00:19:20,291
‫جدی میگم

356
00:19:20,416 --> 00:19:23,041
‫کی... قانون رو تعیین می‌کنه؟

357
00:19:23,083 --> 00:19:25,541
‫چون قانون جدید اینه
‫که ورود سگ‌ها ممنوعه

358
00:19:25,583 --> 00:19:29,416
‫یکی همچین تصمیمی گرفته
‫و با کسی هم درمیون نذاشته

359
00:19:31,291 --> 00:19:32,666
‫خب، دیگه چه خوابی برامون دیدید؟

360
00:19:32,666 --> 00:19:34,791
‫سرهمی آبی بپوشیم...

361
00:19:34,833 --> 00:19:36,833
‫اجباریه؟ اگه دلم نخواد آبی بپوشم، چی؟

362
00:19:36,833 --> 00:19:38,625
‫- اگه دلم بخواد سبز باشه، چی؟
‫- رو سرمون بمب بندازن،

363
00:19:38,666 --> 00:19:40,125
‫تو می‌خوای به فکر لباس پوشیدنت باشی؟

364
00:19:40,166 --> 00:19:42,041
‫نه، می‌خوام بدونم
‫آزادی عمل دارم یا نه

365
00:19:42,166 --> 00:19:44,583
‫نرفتم جنگ، بخاطر آزادی‌مون نجنگیدم

366
00:19:44,666 --> 00:19:46,541
‫که حالا توی یه دخمه تحت سلطه‌ی

367
00:19:46,541 --> 00:19:48,083
‫رئیس باد اسکینز زندگی کنم

368
00:19:48,166 --> 00:19:52,166
‫تو که رفتی جنگ، من خونه موندم

369
00:19:52,208 --> 00:19:54,416
‫- من می‌دونم...
‫- هر روز خدا، نامه‌ها رو...

370
00:19:54,458 --> 00:19:55,791
‫- چک می‌کردم
‫- می‌دونم

371
00:19:55,916 --> 00:19:57,666
‫هر شب، کنار تلفن منتظر می‌نشستم

372
00:19:57,791 --> 00:20:00,708
‫هر شب هر شب،
‫با در نظر گرفتن بدترین حالت ممکن

373
00:20:00,791 --> 00:20:01,916
‫توی جهنم زندگی می‌کردم

374
00:20:01,958 --> 00:20:05,916
‫پس، لازم نکرده بهم بگی جنگ چیه، کوپ

375
00:20:05,958 --> 00:20:08,416
‫هر روز که میرم سرکار، ذهنم درگیرِ اینه

376
00:20:08,458 --> 00:20:11,791
‫که چطوری بشر می‌تونه از
‫یه انفجار هسته‌ای جون سالم به در ببره

377
00:20:11,833 --> 00:20:15,041
‫انفجاری که ۹۰ درصد حیاتِ کره‌ی زمین رو نابود می‌کنه.
‫بعد که می‌رسم خونه...

378
00:20:15,166 --> 00:20:18,541
‫میای واسم از مخفی شدن
‫توی یه مزرعه‌ی وسط بیکرزفیلد میگی

379
00:20:19,541 --> 00:20:22,583
‫گاهی وقت‌ها اصلاً نمی‌دونم
‫توی کدوم دنیا سِیر می‌کنی، کوپ

380
00:20:22,666 --> 00:20:26,166
‫بمب‌ها رو که بندازن،
‫دو ساعت اونورتر فرقی به حالمون نداره

381
00:20:26,208 --> 00:20:29,541
‫پس آره، هیچ سگی نمی‌تونه
‫وارد پناهگاه بشه

382
00:20:29,666 --> 00:20:32,041
‫و نخیر، هیچکدومش ایده‌آل نیست

383
00:20:32,083 --> 00:20:35,791
‫ولی اگه قرار باشه
‫میلیاردها نفر جونشون رو از دست بدن

384
00:20:35,916 --> 00:20:38,041
‫هرکاری از دستم بربیاد انجام میدم
‫تا مطمئن بشم عزیزهام،

385
00:20:38,041 --> 00:20:40,166
‫که یعنی تو و جینی،

386
00:20:40,291 --> 00:20:41,916
‫یه مو از سرتون کم نشه

387
00:20:44,083 --> 00:20:46,791
‫سخت کار کردم

388
00:20:46,833 --> 00:20:49,458
‫تا مطمئن بشم پامون به

389
00:20:49,541 --> 00:20:51,458
‫یه پناهگاه مخصوص برای مدیریت باز بشه

390
00:20:51,541 --> 00:20:55,041
‫جایی‌که بتونیم به بقیه پناهگاه‌ها
‫نظارت داشته باشیم

391
00:20:57,083 --> 00:21:01,041
‫متوجه نیستی. این بهترین چیزیه
‫که می‌تونیم بهش دل خوش کنیم

392
00:21:02,041 --> 00:21:03,958
‫بخاطر جینی

393
00:21:11,416 --> 00:21:12,916
‫هی، هی

394
00:21:12,916 --> 00:21:16,166
‫می‌دونم همیشه تلاشت رو می‌کنی
‫که قدم توی مسیر درستی برداری

395
00:21:17,958 --> 00:21:19,375
‫بخاطر همینه که دوستت دارم

396
00:21:20,791 --> 00:21:25,166
‫بعد که دستگیره رو بالا می‌کشید، میره

397
00:21:25,208 --> 00:21:27,041
‫بله، تو...

398
00:21:27,166 --> 00:21:29,416
‫توالت همینطوریه دیگه

399
00:21:29,458 --> 00:21:31,291
‫راستش من خودم از پناهگاه اومدم

400
00:21:31,416 --> 00:21:32,666
‫چی؟

401
00:21:32,791 --> 00:21:36,041
‫- من برای پناهگاهـم
‫- که اینطور

402
00:21:36,166 --> 00:21:40,041
‫- گوسی مک‌لین
‫- نه، نه، نه. لوسی‌ام

403
00:21:44,333 --> 00:21:48,041
‫نوچ، نوشته «گوسی»

404
00:21:48,083 --> 00:21:50,041
‫ولی خب، چه سعادتی

405
00:21:50,166 --> 00:21:53,166
‫کم پیش میاد ساکنِ متولد پناهگاه ببینی

406
00:21:53,208 --> 00:21:54,416
‫در حال انقراضیـم

407
00:21:54,458 --> 00:21:57,041
‫عه... شما اهل اینجایید؟

408
00:21:57,166 --> 00:21:59,916
‫پنج نسل و مایه‌ی افتخاره

409
00:21:59,958 --> 00:22:01,333
‫فکرش رو نمی‌کردم چون...

410
00:22:03,291 --> 00:22:07,791
‫چون خیلی از آدم‌های اینجا به نظر میاد
‫که از سطح زمین...

411
00:22:07,833 --> 00:22:10,166
‫- پناهنده شدن
‫- آره بخدا

412
00:22:10,208 --> 00:22:12,041
‫از دست این آدم‌ها

413
00:22:12,083 --> 00:22:13,416
‫درست می‌گم؟

414
00:22:15,541 --> 00:22:17,333
‫این یکی مونده بود

415
00:22:17,416 --> 00:22:18,791
‫- منظورتون چیه؟
‫- خب...

416
00:22:18,833 --> 00:22:21,541
‫هیچکسی رو روشنفکرتر از من پیدا نمی‌کنی

417
00:22:21,583 --> 00:22:25,166
‫ولی تموم غذاهاشون بدبوئه

418
00:22:25,291 --> 00:22:27,291
‫و افکار عجیب و غریبی دارن

419
00:22:28,791 --> 00:22:30,708
‫تو اهل پناهگاهی. می‌فهمی چی می‌گم

420
00:22:30,791 --> 00:22:33,041
‫نمی‌فهمم. اگه از مردم سطح زمین
‫خوشتون نمیاد،

421
00:22:33,041 --> 00:22:34,458
‫پس چرا قبول می‌کنید بیان اینجا؟

422
00:22:34,458 --> 00:22:36,791
‫سیاستِ قبل از دوران منه

423
00:22:36,833 --> 00:22:38,916
‫ولی بذار درمورد این تازه‌واردها بگم

424
00:22:38,958 --> 00:22:42,208
‫اگه می‌خوای انتخاب بشی،
‫باید به سنت‌هاشون احترام بذاری

425
00:22:42,291 --> 00:22:45,958
‫تحملـشون کنی و «سطحی» خطابشون نکنی.
‫خیلی رومُخه

426
00:22:47,041 --> 00:22:50,416
‫یعنی شما ساکنین سطح رو
‫به پناهگاه‌تون راه نمی‌دید؟

427
00:22:50,458 --> 00:22:53,583
‫خب راستش رو بخوای، نه. راهشون نمی‌دیم

428
00:22:53,666 --> 00:22:55,791
‫- چجوریه؟
‫- نه

429
00:22:55,916 --> 00:22:57,541
‫به نظرم اینجا دارید کار درستی انجام می‌دید

430
00:22:57,541 --> 00:22:59,916
‫دیدم که چیز از شیدی سندز باقی مونده بود

431
00:23:00,041 --> 00:23:03,666
‫توی یه چشم به‌هم زدن،
‫کل شهر نابود شد.

432
00:23:05,583 --> 00:23:07,333
‫آخه، بعضی‌هاشون
‫همه‌چیزشون رو از دست دادن

433
00:23:07,333 --> 00:23:09,833
‫اتفاق غم‌انگیزی بود

434
00:23:09,916 --> 00:23:13,166
‫بخاطر همین پا پیش گذاشتیم
‫و بهشون پناه دادیم

435
00:23:13,291 --> 00:23:14,791
‫چون کارمون همینه

436
00:23:14,833 --> 00:23:17,041
‫ولی انگار بدون توهین کردن بهشون،

437
00:23:17,166 --> 00:23:18,416
‫نمی‌شه باهاشون شوخی کرد

438
00:23:18,458 --> 00:23:21,666
‫آخه، یه جوک رو ده باری تعریف کردم

439
00:23:21,708 --> 00:23:23,958
‫جوکش چی بود؟

440
00:23:24,041 --> 00:23:25,041
‫فراموشش کردم

441
00:23:25,166 --> 00:23:27,791
‫فقط یادمه درمورد یه بمب گنده بود

442
00:23:28,791 --> 00:23:31,416
‫خیلی خوبه، نه؟

443
00:23:31,541 --> 00:23:33,916
‫وای، نفهمید

444
00:23:34,041 --> 00:23:35,291
‫سوال دیگه‌ای هست؟

445
00:23:35,416 --> 00:23:38,041
‫یه سوال دارم...

446
00:23:38,083 --> 00:23:41,166
‫طبقه‌ی ۱۲ چی هست
‫و چرا نباید بریم اونجا؟

447
00:23:41,291 --> 00:23:42,791
‫درموردش صحبت نمی‌کنیم

448
00:23:42,833 --> 00:23:44,791
‫- خدای من، چته تو؟
‫- ببخشید، من...

449
00:23:44,791 --> 00:23:46,291
‫- فقط...
‫- دیگه باید بری

450
00:23:46,416 --> 00:23:48,708
‫- قصدم فقط...
‫- خدافظ، گوسی

451
00:23:55,666 --> 00:23:57,583
‫بدو برو

452
00:24:43,916 --> 00:24:44,916
‫هی

453
00:24:49,541 --> 00:24:51,541
‫برق‌تون رو از کجا تأمین می‌کنید؟

454
00:25:21,208 --> 00:25:23,291
« باتری هسته‌ای »

455
00:25:40,291 --> 00:25:42,583
‫می‌بینم که باتری هسته‌ای‌مون رو پیدا کردی

456
00:25:47,041 --> 00:25:49,416
تونستی با اینجا وفق پیدا کنی؟

457
00:25:49,541 --> 00:25:51,458
‫مهمه؟

458
00:25:51,541 --> 00:25:53,041
‫به زودی میرم

459
00:25:56,916 --> 00:25:58,333
‫مگه نه؟

460
00:26:00,458 --> 00:26:02,916
‫بعضاً افرادی که به اینجا میان
‫یکمی به مشکل برمی‌خورن

461
00:26:03,041 --> 00:26:05,333
‫تا بتونن احساس امنیت کنن

462
00:26:06,583 --> 00:26:10,166
‫همه‌ی کارهایی که برای زنده موندن کردی،
‫هنوز توی دهنت مرور میشه

463
00:26:13,958 --> 00:26:17,458
‫عذاب وجدان که داشته باشی،
‫اعتماد کردن برات سخت میشه

464
00:26:22,708 --> 00:26:23,833
‫بفرما

465
00:26:23,916 --> 00:26:25,833
‫واحد ۴۲۸

466
00:26:25,916 --> 00:26:28,916
‫نظرت چیه امشب توی اتاق خودت بخوابی؟

467
00:26:29,041 --> 00:26:31,291
‫دوش آب گرم بگیری؟

468
00:26:31,333 --> 00:26:34,083
‫یه کوچولو استراحت که ضرر نداره

469
00:26:41,958 --> 00:26:45,541
‫منظورت از «دوش آب گرم» چی بود، دقیقاً؟

470
00:27:22,791 --> 00:27:24,291
‫« واحد ۴۲۸ »

471
00:27:28,916 --> 00:27:30,958
« برقراری اتصال »

472
00:27:42,833 --> 00:27:47,541
‫«به خونه خوش اومدی!»
‫« از طرف بردی و دوستانت توی پناهگاه ۴ »

473
00:28:42,208 --> 00:28:45,666
« خاویار »

474
00:29:08,333 --> 00:29:09,750
‫ببخشید؟

475
00:29:09,833 --> 00:29:11,833
‫بله

476
00:29:17,833 --> 00:29:19,333
‫این چیه؟

477
00:29:37,208 --> 00:29:39,208
‫« به یاد شهر شیدی سندز »

478
00:29:47,666 --> 00:29:49,041
« به شیدی سندز خوش آمدید »

479
00:30:03,208 --> 00:30:04,833
‫« در سال ۲۱۴۲،
‫شیدی سندز پایه‌ریزی شد »

480
00:30:04,875 --> 00:30:08,250
‫« در سال ۲۱۸۹،
‫جمهوری کالیفرنیای جدید تأسیس گردید »

481
00:30:08,333 --> 00:30:10,583
‫« در سال ۲۱۸۹، شیدی سندز
‫پایتخت جمهوری کالیفرنیای جدید می‌شود »

482
00:30:11,500 --> 00:30:15,375
‫« در سال ۲۲۴۱،
‫کالیفرنیا بزرگترین قدرت سیاسی و اقتصادی دنیا می‌شود »

483
00:30:15,375 --> 00:30:19,083
‫« سال ۲۲۷۷، شیدی سندز سقوط می‌کند »

484
00:30:35,208 --> 00:30:39,750
‫« جمهوری کالیفرنیای جدید »

485
00:30:42,708 --> 00:30:44,458
‫داره شروع میشه

486
00:31:03,000 --> 00:31:04,083
معذرت می‌خوام؟

487
00:31:04,125 --> 00:31:05,583
‫چه خبر شده؟

488
00:31:05,708 --> 00:31:07,333
‫یه رسم از ساکنین سطح زمینیه

489
00:31:07,375 --> 00:31:09,708
‫برای من یکمی غیرقابل تحمله

490
00:31:13,208 --> 00:31:15,458
‫می‌تونی بیای

491
00:31:16,958 --> 00:31:18,583
‫باشه

492
00:31:34,375 --> 00:31:37,583
‫« دولت »

493
00:31:42,875 --> 00:31:45,958
« تحت تعقیب »
‫ای لعنتی

494
00:31:47,208 --> 00:31:49,333
‫به‌به، سورل بوکر

495
00:31:52,583 --> 00:31:56,958
‫شنیدم بودم یه غول
‫«سوپر دوپر مارت» رو ترکونده‌ها

496
00:31:57,083 --> 00:31:59,083
‫کسی بهم نگفت همون غول معروفه‌ست

497
00:32:02,625 --> 00:32:04,375
‫آدم‌هات می‌دونن کی رو بازداشت کردن؟

498
00:32:05,583 --> 00:32:07,083
‫این آشغتال که مشاهده می‌کنید

499
00:32:07,208 --> 00:32:10,583
‫قبلاً یکی از بهترین جایزه‌بگیرهای
‫شلیک به ماتحت بود

500
00:32:10,708 --> 00:32:14,083
‫بچه‌های امروزی
‫از تاریخ سر در نمیارن

501
00:32:14,125 --> 00:32:16,000
‫نخ و سوزن داری؟

502
00:32:16,083 --> 00:32:18,458
‫شرمنده

503
00:32:18,583 --> 00:32:20,708
‫اینجا زیاد بافتنی انجام نمی‌دیم

504
00:32:20,833 --> 00:32:23,208
‫میشه خیاطی

505
00:32:23,250 --> 00:32:25,250
‫فکر کنم توی کیفم داشته باشم

506
00:32:44,583 --> 00:32:46,625
‫باز می‌کنی؟

507
00:32:48,250 --> 00:32:51,708
‫بیخیال دیگه، سورل.
‫ما که دوست‌های قدیمی بودیم، نبودیم؟

508
00:33:00,000 --> 00:33:02,958
‫نگاهش کن، ۲۰۰ سال

509
00:33:04,083 --> 00:33:06,708
‫نمی‌دونم انگیزه‌ات برای ادامه دادن چیه؟

510
00:33:06,833 --> 00:33:09,208
‫شاید دوست داری آفتاب دلپذیر

511
00:33:09,250 --> 00:33:11,875
‫کالیفرنیای قدیم به صورتِ

512
00:33:11,958 --> 00:33:14,583
‫چروکیده‌ات بتابه

513
00:33:16,708 --> 00:33:20,083
‫شایدم هنوز دنبال دختره‌ای

514
00:33:24,083 --> 00:33:25,208
‫خب، سورل...

515
00:33:25,833 --> 00:33:28,500
‫یه مورد رو می‌تونم
‫با اطمینان از فهرستت خط بزنم

516
00:33:28,583 --> 00:33:31,000
‫دیگه جونی برام نمونده

517
00:33:31,083 --> 00:33:33,333
‫که بخوام با احمقی مثل تو

518
00:33:33,375 --> 00:33:35,333
‫بشینم چرت و پرت بگیم

519
00:33:37,750 --> 00:33:39,958
‫مراقب زر زدنت باش

520
00:33:40,000 --> 00:33:42,583
‫رئیس‌جمهور دولت جلوت نشسته

521
00:33:46,125 --> 00:33:47,583
‫عه...

522
00:33:49,333 --> 00:33:51,333
‫رئیس‌جمهور شدی الان؟

523
00:33:51,458 --> 00:33:53,250
‫مشکلش رو نمی‌فهمم

524
00:33:53,333 --> 00:33:55,958
‫خب پس بهتره یکی رو استخدام کنی
تبلیغات کنه برات

525
00:33:56,083 --> 00:33:58,458
چون اولین باریه که دارم می‌شنوم

526
00:33:58,500 --> 00:34:01,958
‫حالا کلی شایعه درمورد یه خانمی

527
00:34:02,000 --> 00:34:03,583
‫شنیدم

528
00:34:03,708 --> 00:34:05,250
‫به اسم مولدِیوِر

529
00:34:09,958 --> 00:34:11,750
‫بهش می‌گن مادر شعله‌ها

530
00:34:12,875 --> 00:34:14,500
‫اون عوضی خطرناکه

531
00:34:14,583 --> 00:34:17,125
‫خب، این روزها
‫وقتی حرف از رهبری به میون میاد

532
00:34:17,208 --> 00:34:20,083
‫خطرناک بودن
‫یکی از شروط لازمه

533
00:34:20,125 --> 00:34:22,833
‫یکی باید پا پیش بذاره
‫و یه سر و سامونی به اینجا بده

534
00:34:22,875 --> 00:34:25,583
‫میدونی چرا آوردنت اینجا؟

535
00:34:25,625 --> 00:34:26,958
‫چون ‫به یه دلال

536
00:34:27,083 --> 00:34:29,708
اعضای بدن بدبخت و بیچاره‌ ؟

537
00:34:29,750 --> 00:34:31,458
‫بله

538
00:34:31,500 --> 00:34:34,333
‫- همیشه ازت خوشم میومد
‫- خب، من هم همیشه ازت خوشم میومد

539
00:34:34,458 --> 00:34:38,083
‫خیلی قشنگه، نه؟
‫ولی اون سوپر دوپر مارتی که ترکوندی،

540
00:34:38,125 --> 00:34:39,625
‫تحت حفاظت من بود

541
00:34:40,750 --> 00:34:44,375
‫یعنی اگه بذارم قسر در بری،

542
00:34:44,458 --> 00:34:47,250
‫امکان داره بقیه
‫ایمانشون رو به ما از دست بدن

543
00:34:47,333 --> 00:34:48,500
‫بعدش چی میشه؟

544
00:34:49,958 --> 00:34:51,750
‫توی خیابون‌ها هرج و مرج به بار میاد

545
00:34:51,833 --> 00:34:54,208
‫دقیقاً

546
00:34:54,250 --> 00:34:57,083
‫حرفی داری که برای دفاع از خودت بگی؟

547
00:34:57,208 --> 00:34:58,750
‫گناهکار که هستم

548
00:34:58,833 --> 00:35:00,375
‫به همین راحتی؟

549
00:35:01,833 --> 00:35:05,000
‫به همین راحتی

550
00:35:05,083 --> 00:35:07,250
‫اگه مدرک بیشتری لازم داری،

551
00:35:07,333 --> 00:35:10,958
می‌تونم به شهر فیلی اشاره کنم
که ملت رو به تیر بستم

552
00:35:11,083 --> 00:35:14,500
‫حتماً ۹ یا ده نفری رو کشتم

553
00:35:14,583 --> 00:35:16,250
‫بابای من توی فیلی زندگی می‌کنه

554
00:35:16,333 --> 00:35:18,708
‫خب، دیگه زندگی نمی‌کنه

555
00:35:18,833 --> 00:35:20,458
‫مگر اینکه یه بزدل بوده باشه

556
00:35:20,500 --> 00:35:22,958
‫گول حرف‌هاش رو نخور، پسر

557
00:35:23,083 --> 00:35:26,583
‫خب، من نمی‌خوام قصد گول زدن کسی رو ندارم.
‫قصدم درست کردن شرایطه

558
00:35:26,708 --> 00:35:30,583
‫تا جایی که من‌ می‌دونم،
‫پسر کو ندارد نشان از پدر

559
00:35:32,333 --> 00:35:34,583
‫شما هم همینطوری هستید؟

560
00:35:34,708 --> 00:35:37,000
‫بابای من بزدل نیست

561
00:35:37,083 --> 00:35:40,458
‫خب، پس تنها سوالی که باقی می‌مونه،
‫اینه که...

562
00:35:41,625 --> 00:35:43,250
‫...خودت چی؟

563
00:35:44,958 --> 00:35:46,208
‫کلانتر رکس

564
00:35:47,333 --> 00:35:49,458
‫تفنگ کلانتر تروی رو ازش بگیر

565
00:35:52,833 --> 00:35:55,125
‫ریاست جمهوری بهت میاد

566
00:35:56,708 --> 00:35:59,000
‫ببریدش پشت، بندازیدش جلوی گرازها

567
00:36:19,166 --> 00:36:20,750
لعنتی

568
00:36:22,000 --> 00:36:24,500
‫یه سوال دارم ازت، رفیق قدیمی

569
00:36:24,625 --> 00:36:27,125
‫چرا...

570
00:36:30,125 --> 00:36:33,125
‫این عکس رو زدی روی این دیوار؟

571
00:36:33,166 --> 00:36:35,291
مولدِیوِره

572
00:36:36,875 --> 00:36:38,625
‫چطور مگه؟

573
00:36:40,416 --> 00:36:42,666
یادمه این شکلی نبود

574
00:36:44,000 --> 00:36:45,500
‫عه؟

575
00:36:45,541 --> 00:36:48,416
خب، ‫چجوری یادت میادش پس؟

576
00:36:52,041 --> 00:36:54,291
‫« هالیوود تا ابد »

577
00:37:51,125 --> 00:37:52,916
‫- سلام
‫- سلام

578
00:38:09,375 --> 00:38:10,625
‫« ۴ بعدازظهر »

579
00:39:12,083 --> 00:39:13,083
‫ممنون که اومدید

580
00:39:13,208 --> 00:39:14,708
‫خب، ببینیم موندگار میشم یا نه

581
00:39:14,750 --> 00:39:16,208
‫موندگار می‌شید

582
00:39:19,916 --> 00:39:21,500
‫به خاطر داریم

583
00:39:21,541 --> 00:39:23,208
‫گذشته رو تکرار می‌کنیم

584
00:39:23,208 --> 00:39:24,833
‫همان‌گونه که بود

585
00:39:24,833 --> 00:39:27,708
‫عزیزان‌مون رو برمی‌گردونیم...

586
00:39:27,750 --> 00:39:29,958
‫عزیزان‌مون رو برمی‌گردونیم

587
00:39:30,083 --> 00:39:32,375
‫...با پوشاندن خود با خاکسترشان

588
00:39:32,458 --> 00:39:35,083
‫...با پوشاندن خود با خاکسترشان

589
00:39:35,125 --> 00:39:36,833
‫عزیزان‌مون رو برمی‌گردونیم

590
00:39:37,125 --> 00:39:39,416
‫برای برگردوندن شیدی سندز،
‫باید خون ریخته شود

591
00:39:39,458 --> 00:39:42,666
‫برای برگردوندن شیدی سندز،
‫باید خون ریخته شود

592
00:39:42,791 --> 00:39:44,166
‫گمونم یکی هست
‫که باید باهاش آشنا بشی

593
00:39:44,166 --> 00:39:45,666
‫- عه، کیه؟
‫- باید خون ریخته شود

594
00:39:45,666 --> 00:39:47,375
‫- مادر شعله‌ها
‫- مادر شعله‌ها

595
00:39:51,416 --> 00:39:52,791
‫آقای هاوارد؟

596
00:39:58,041 --> 00:40:00,041
‫وای، مادر شعله‌ها،

597
00:40:00,166 --> 00:40:02,416
‫تو راه رستگاری ما هستی

598
00:40:03,458 --> 00:40:04,583
خیلی تحسین‌تون می‌کنم

599
00:40:25,500 --> 00:40:26,708
‫تایتوس؟!

600
00:40:29,208 --> 00:40:30,708
‫باید صحبت کنیم...

601
00:40:31,708 --> 00:40:33,250
باشه

602
00:40:33,458 --> 00:40:36,916
‫حق با تو بود. اینجا رو نگاه کن.
‫بهشون میگن صدف

603
00:40:37,000 --> 00:40:39,916
‫می‌خوری؟
‫خیلی خوشمزه‌ان

604
00:40:39,916 --> 00:40:41,416
‫نه، تایتوس

605
00:40:41,541 --> 00:40:44,041
‫نه، باید بریم. همین الان

606
00:40:44,166 --> 00:40:45,791
‫این آدم‌ها دیوونه‌ان

607
00:40:45,833 --> 00:40:48,416
‫- آره، مثل خودت. یکمی عجیبن ولی مهربون
‫- نه

608
00:40:48,458 --> 00:40:50,458
‫تازه، دستم. می‌دونی که باید...

609
00:40:50,541 --> 00:40:52,291
‫باید یکم دیگه استراحت کنم

610
00:40:55,541 --> 00:40:58,416
‫خیلی‌خب، تایتوس. باشه

611
00:40:58,541 --> 00:41:00,041
‫می‌دونم دلت می‌خواد چی بگی

612
00:41:00,166 --> 00:41:02,416
‫خب؟ جدی می‌گم

613
00:41:02,541 --> 00:41:05,958
‫می‌دونم اینجا در مقایسه با بدبختی‌های اون بالا

614
00:41:06,041 --> 00:41:07,041
‫دردش خوردنی‌تره

615
00:41:07,166 --> 00:41:09,666
‫سرزنشت نمی‌کنم
‫اگه بخوای بزنی زیر قرارمون

616
00:41:09,791 --> 00:41:13,166
‫و یه جای امن و قشنگ بمونی

617
00:41:14,791 --> 00:41:16,166
‫اما اینجا نیست

618
00:41:16,291 --> 00:41:18,083
‫بهم حوله دادن

619
00:41:18,166 --> 00:41:19,166
‫می‌دونم

620
00:41:19,208 --> 00:41:21,166
‫دمپایی هم دادن

621
00:41:22,666 --> 00:41:24,708
‫این‌ها دارن یه چیزی رو ازمون مخفی می‌کنن

622
00:41:24,791 --> 00:41:26,791
‫بهت ثابت می‌کنم، خب؟

623
00:41:26,916 --> 00:41:28,000
‫من بدون تو نمیرم

624
00:44:12,875 --> 00:44:15,541
‫خوشحالم که همه‌چیز مرتبه

625
00:44:17,791 --> 00:44:21,125
‫دیدم در بازه، ترسیدم
‫نکنه یه وقت یکی‌تون در رفته باشه

626
00:44:35,375 --> 00:44:36,625
کسی اونجاست؟

627
00:44:46,750 --> 00:44:49,125
‫« واحد کنترل نمونه »

628
00:45:03,500 --> 00:45:04,500
‫آخ!

629
00:45:20,166 --> 00:45:22,916
‫نه! شما دیوونه‌اید!

630
00:45:23,041 --> 00:45:27,208
‫شما مغزتون رد داده!
‫کل فرهنگ‌تون مریضه!

631
00:45:27,291 --> 00:45:28,541
‫مطمئنم اگه ما هم میومدیم خونه‌ی شما

632
00:45:28,541 --> 00:45:30,541
‫- همچین حرفی می‌زدیم
‫- ولم کنید!

633
00:45:32,208 --> 00:45:34,208
‫نه!
