﻿1
00:00:01,100 --> 00:00:03,900
‫«بینندگان بومی و بینندگان تنگه‌ی تورس
‫اطلاع داشته باشند که این برنامه...»

2
00:00:03,933 --> 00:00:07,033
‫«شامل تصاویر، صداها و کارهای هنری
‫اشخاص درگذشته هست.»

3
00:00:07,033 --> 00:00:09,366
‫«ما متوجه هستیم که بومیان و بینندگان
‫تنگه‌ی تورس متولیان سنتی سرزمینی هستند،»

4
00:00:09,400 --> 00:00:11,700
‫«که ما در آن کار و زندگی می‌کنیم و ارتباط
‫همیشگی آن‌ها با این آب و خاک،»

5
00:00:11,733 --> 00:00:13,633
‫«و جامعه را به رسمیت می‌شناسیم.
‫ما به بزرگان گذشته و حال،»

6
00:00:13,666 --> 00:00:15,300
‫«و بزرگانی که در آینده پدیدار خواهند شد
‫ادای احترام می‌کنیم.»

7
00:02:40,400 --> 00:02:44,266
‫«بعد از بمباران بندر هرل هاربر در 7 اکتبر
‫سال 1941،»

8
00:02:44,300 --> 00:02:48,766
‫«نیروی دریایی امپراتوری ژاپن به جنوب رفت،
‫و داروین را آتش‌باران کرد،»

9
00:02:48,800 --> 00:02:50,633
‫«شهری در منطقه‌ی شمالی استرالیا.»

10
00:02:50,666 --> 00:02:53,900
‫«اونجا سرزمین کروکدیل‌ها، سلاطین گاوداری‌ها
‫و بزرگان جنگه،»

11
00:02:53,900 --> 00:02:56,533
‫«جایی که ماجراجویی و عشق یک سبک زندگی هستن.»

12
00:02:56,533 --> 00:03:00,033
‫«اونجا همچنین جایی بود که
‫کودکان بومی دورگه‌ی استرالیایی به زور...»

13
00:03:00,066 --> 00:03:05,733
‫«از خانواده‌هاشون جدا شدن و برای خدمت
‫در جامعه‌ی سفیدپوست تربیت شدن.»

14
00:03:07,800 --> 00:03:14,466
‫«اون بچه‌ها به نسل ربوده شده معروف شدن.»

15
00:03:15,766 --> 00:03:21,100
‫«سپتامبر سال 1939»

16
00:03:21,866 --> 00:03:24,533
‫پدربزرگ من، شاه جورج...

17
00:03:25,066 --> 00:03:27,133
‫من رو با خودش به صحراگردی می‌برد،

18
00:03:27,366 --> 00:03:29,266
‫بهم راه و رسم سیاه‌پوست‌ها رو یاد می‌داد.

19
00:03:30,300 --> 00:03:34,833
‫پدربزرگ بهم مهم‌ترین درس جهان رو یاد داد.

20
00:03:36,100 --> 00:03:37,966
‫داستان گفتن.

21
00:03:40,600 --> 00:03:43,833
‫اون روز پایین دریاچه‌ی طوقی بودم.

22
00:03:44,100 --> 00:03:48,300
‫شاه جورج بهم یاد داد که چطور با
‫آهنگ جادویی ماهی بگیرم.

23
00:03:51,066 --> 00:03:54,766
‫ببینید، من یه سیاه‌پوست نیستم.
‫یه سفیدپوست هم نیستم.

24
00:03:55,300 --> 00:03:58,600
‫اون سفیدپوست‌ها بهم میگن دو رگه.

25
00:03:59,600 --> 00:04:00,600
‫نیمه‌اصیل.

26
00:04:02,333 --> 00:04:03,333
‫کرمی.

27
00:04:04,566 --> 00:04:06,600
‫من به هیچکس تعلق ندارم.

28
00:04:08,166 --> 00:04:10,300
‫اون روز سفیدپوست‌ها رو دیدم.

29
00:04:10,400 --> 00:04:13,233
‫داشتن گاومیش‌های چاق و چله رو
‫از دریاچه رد می‌کردن،

30
00:04:13,600 --> 00:04:15,533
‫که به سرزمین کارنی ببرن.

31
00:04:19,833 --> 00:04:24,333
‫شاه جورج از دست اون سفیدپوست‌ها
‫عصبانی بود.

32
00:04:25,666 --> 00:04:30,133
‫شاه جورج میگه اون سفیدپوست‌ها
‫ذات بدی دارن.

33
00:04:30,333 --> 00:04:33,766
‫باید از این سرزمین خارج بشن.

34
00:04:52,900 --> 00:04:56,633
‫مردم من برای این سرزمین اسم‌های گوناگونی دارن،

35
00:04:57,033 --> 00:04:59,033
‫ولی سفیدپوست‌ها بهش میگن...

36
00:04:59,066 --> 00:05:01,600
‫استرالیا.

37
00:05:03,066 --> 00:05:05,100
‫ولی این داستان اون روز شروع نشد.

38
00:05:05,133 --> 00:05:10,700
‫این داستان مدتی قبل‌تر
‫توی سرزمینی خیلی دور...

39
00:05:10,833 --> 00:05:13,533
‫به نام انگلیس شروع شد.

40
00:05:20,300 --> 00:05:23,066
‫شوهرم باید «فاراوی داونز» رو بفروشه.

41
00:05:23,066 --> 00:05:26,133
‫لرد اشلی فقط ازتون می‌خواد که صبور باشید.

42
00:05:26,133 --> 00:05:29,933
‫صبوری! میتلند یک ساله که اونجاست.

43
00:05:29,933 --> 00:05:33,400
‫ولی بانو اشلی،
‫اون ملک به اندازه‌ی بلژیک بزرگه،

44
00:05:33,400 --> 00:05:37,100
‫و این پیشنهادی که شاه دام‌ها،
‫آقای کارنی دادن،

45
00:05:37,100 --> 00:05:39,966
‫فقط یک ششم ارزشیه که داشته.

46
00:05:40,000 --> 00:05:44,433
‫ده هزار پوند برای نجات دادن این خونه
‫و اسب‌های من کافیه.

47
00:05:44,433 --> 00:05:46,966
‫ولی میتلند تازه قراره چاق‌ترها رو جمع کنه.

48
00:05:47,000 --> 00:05:48,366
‫چی؟

49
00:05:48,366 --> 00:05:51,233
‫گاوهای بزرگ رو واسه بازار آماده کنه.

50
00:05:51,233 --> 00:05:53,266
‫رمزدن، بیا صادق باشیم.

51
00:05:53,266 --> 00:05:55,633
‫هردومون می‌دونیم شوهرم فقط به یه دلیل...

52
00:05:55,633 --> 00:05:58,700
‫این همه وقت رو توی استرالیا گذرونده.

53
00:05:58,700 --> 00:06:01,266
‫و قطعاً هیچ ربطی به گاوها نداره.

54
00:06:01,266 --> 00:06:03,766
‫حداقل از نظر گونه‌ی حیوانی‌شون.
‫«هیتلر اروپا را به آستانه‌ی جنگ کشاند.»

55
00:06:03,766 --> 00:06:07,400
‫بانو اشلی، من... فکر می‌کنم این
‫یه ذره تند بود.

56
00:06:07,400 --> 00:06:10,000
‫این که همه دوستش دارن جرم نیست که.

57
00:06:13,100 --> 00:06:14,566
‫اوه، عزیزم.

58
00:06:14,566 --> 00:06:16,266
‫دنیا در آستانه‌ی جنگه،

59
00:06:16,266 --> 00:06:19,233
‫و مردم فقط براشون افسانه‌های احمقانه مهمه.
‫«جادوگر اوز لندن را جادو می‌کند»

60
00:06:19,233 --> 00:06:21,533
‫خب، من از خانم گارلند خوشم میاد.

61
00:06:21,533 --> 00:06:23,033
‫رمزدن، سرت توی کار خودت باشه.

62
00:06:23,033 --> 00:06:26,466
‫بانو اشلی! می‌خواید چیکار کنید؟

63
00:06:26,500 --> 00:06:29,233
‫می‌خوام خودم به این دامداری برم،

64
00:06:29,233 --> 00:06:31,033
‫بفروشمش،

65
00:06:31,033 --> 00:06:33,600
‫و خودم میتلند رو برگردونم خونه!

66
00:06:33,600 --> 00:06:37,233
‫ولی بانو اشلی، اونجا استرالیاست.

67
00:06:38,000 --> 00:06:43,033
‫سارای عزیز، التماست می‌کنم.
‫وقوع جنگ حتمیه سفر نکن، تمام.

68
00:06:43,766 --> 00:06:46,233
‫همه‌مون اون موقعی رو که ارباب اشلی
‫باهامون پرواز کرد رو یادمونه.

69
00:06:46,233 --> 00:06:48,400
‫مرد فوق‌العاده‌ای بود. همه دوستش داشتن.

70
00:06:49,900 --> 00:06:51,400
‫حتماً همینطور بوده.

71
00:06:51,400 --> 00:06:52,900
‫میتلند، نگرانیت در مورد جنگ رو...

72
00:06:52,900 --> 00:06:55,300
‫کاملاً درک می‌کنم، تمام.

73
00:06:55,300 --> 00:06:57,300
‫برای دام‌ها برنامه‌هایی دارم.

74
00:06:57,300 --> 00:06:59,800
‫نیازی به فروش‌شون به شاه کارنی نیست.

75
00:06:59,800 --> 00:07:01,866
‫وقت بیشتری می‌خوام. تمام.

76
00:07:01,866 --> 00:07:03,366
‫مزخرفه. تمام.

77
00:07:03,366 --> 00:07:05,300
‫انتظار دارم که فروش دامداری...

78
00:07:05,300 --> 00:07:07,300
‫تا وقتی که من می‌رسم نهایی شده باشه، تمام.

79
00:07:07,300 --> 00:07:10,900
‫نمی‌تونم ببینمت. دارم گله رو جمع می‌کنم.
‫تمام.

80
00:07:10,900 --> 00:07:14,500
‫فرد معتمدی رو فرستادم. تمام.
‫گله‌ران. تمام.

81
00:07:15,766 --> 00:07:17,400
‫گله‌ران؟

82
00:07:29,533 --> 00:07:32,533
‫«به داروین خوش اومدید.»

83
00:07:32,566 --> 00:07:34,833
‫«هتل منطقه»

84
00:07:34,866 --> 00:07:37,600
‫گله‌ران، تو عاشق سیاه‌سوخته‌هایی.

85
00:07:40,866 --> 00:07:43,200
‫کس دیگه‌ای از شما بچه‌های کارنی
‫می‌خواد امتحان کنه؟

86
00:07:46,400 --> 00:07:50,066
‫بیخیال رفقا. نذارید ترس جلوتون رو بگیره.

87
00:07:51,100 --> 00:07:52,566
‫من باهات در میفتم.

88
00:07:55,500 --> 00:07:57,700
‫آهای! سیاه‌سوخته‌ها حق ندارن بیان اینجا.

89
00:07:57,700 --> 00:08:00,033
‫اون وارد میخونه نشده آیوان.

90
00:08:04,066 --> 00:08:06,900
‫برو، برو دنبال دوست سیاه‌سوخته‌ات،

91
00:08:06,900 --> 00:08:10,533
‫چون از نظر این شهر تو یه سیاه‌پوستی،

92
00:08:10,533 --> 00:08:13,533
‫باهاشون کار می‌کنی، باهاشون غذا می‌خوری،

93
00:08:13,533 --> 00:08:15,266
‫و باهاشون می‌خوابی.

94
00:08:15,266 --> 00:08:16,666
‫اوه لعنتی.

95
00:08:16,900 --> 00:08:17,900
‫رئیس، هواپیما داره میاد.

96
00:08:22,900 --> 00:08:24,966
‫وقتی دختره رو دیدی، کلاهت رو براش تکون بده.

97
00:08:25,300 --> 00:08:26,833
‫بیخیالش شو.

98
00:08:26,866 --> 00:08:27,866
‫برو به اسکله.

99
00:08:28,266 --> 00:08:31,100
‫یادت نره به پولش نیاز داریم.

100
00:08:32,766 --> 00:08:35,000
‫منتظر چی هستی؟ دعوت‌نامه؟

101
00:08:36,666 --> 00:08:38,466
‫از اومدن به شهر متنفرم.

102
00:08:46,400 --> 00:08:48,833
‫بانو سارا اشلی.

103
00:08:48,833 --> 00:08:53,166
‫یه نجیب‌زاده‌ی واقعی که همینجا توی داروین
‫زندگی می‌کنه.

104
00:08:53,166 --> 00:08:55,666
‫سرپرست، ما توی جنگیم.

105
00:08:55,666 --> 00:08:57,200
‫شما نماینده‌ی دولت هستید.

106
00:08:57,200 --> 00:08:59,100
‫به عنوان افسر مسئول...

107
00:08:59,100 --> 00:09:01,566
‫خرید احشام نیروهای مسلح...

108
00:09:01,566 --> 00:09:03,666
‫دختر خیلی خوشگلیه.

109
00:09:06,900 --> 00:09:09,700
‫اوه، آره، اون خیلی، خیلی...

110
00:09:09,700 --> 00:09:11,700
‫متاهله؟

111
00:09:11,700 --> 00:09:12,866
‫تقریباً.

112
00:09:14,600 --> 00:09:16,366
‫همه می‌دونن شما اینجایید.

113
00:09:16,366 --> 00:09:18,233
‫ارباب حتماً دست از پا نمی‌شناسن،

114
00:09:18,233 --> 00:09:19,733
‫وقتی توی اسکله شما رو ببینن.

115
00:09:19,733 --> 00:09:23,533
‫- عذر می‌خوام؟
‫- شوهرتون. ارباب میتی.

116
00:09:23,533 --> 00:09:26,533
‫- می‌شناسیدش؟
‫- آره. مرد فوق‌العاده‌ایه.

117
00:09:26,533 --> 00:09:28,166
‫همه عاشقشن.

118
00:09:28,166 --> 00:09:30,333
‫مخصوصاً خانم‌ها.

119
00:09:30,333 --> 00:09:31,900
‫میشه بیخیال شید؟

120
00:09:34,733 --> 00:09:37,166
‫شوهرش، ارباب اشلی...

121
00:09:37,166 --> 00:09:40,100
‫ادعا می‌کنه که داره دام‌ها رو
‫توی فاراوی داونز جمع می‌کنه.

122
00:09:40,100 --> 00:09:42,566
‫- فاراوی داونز؟
‫- فاراوی داونز.

123
00:09:42,566 --> 00:09:45,600
‫تنها دامداری کل شمال که...

124
00:09:45,600 --> 00:09:49,766
‫مالکش لزلی شاه کارنی نیست.

125
00:09:49,766 --> 00:09:53,266
‫ارباب میتلند اشلی داره توی فاراوی داونز
‫دام‌ها رو جمع می‌کنه؟

126
00:09:53,266 --> 00:09:54,666
‫آره، آره.

127
00:09:54,666 --> 00:09:56,666
‫این چیزی که توی ذهن‌مون بود نیست،
‫مگه نه نیل؟

128
00:09:56,666 --> 00:09:58,100
‫نه. آره.

129
00:09:58,100 --> 00:10:01,400
‫حالا هم خانمش با یه هواپیما رسیده.

130
00:10:01,400 --> 00:10:04,766
‫به نظر من که اینطور نمیاد که بخوان
‫فاراوی داونز رو بفروشن نیل.

131
00:10:04,766 --> 00:10:06,566
‫دختره زیاد دووم نمیاره.

132
00:10:06,566 --> 00:10:11,000
‫یه گل رز انگلیسی ظریف خیلی توی
‫استرالیا دووم نمیاره.

133
00:10:11,000 --> 00:10:12,200
‫حواست بهم هست؟

134
00:10:12,200 --> 00:10:14,533
‫ارباب میتی رو نمی‌بینم.

135
00:10:14,533 --> 00:10:17,033
‫اگه حتماً باید بدونی، من قراره که...

136
00:10:17,033 --> 00:10:21,166
‫فرد معتمد شوهرم، آقای گله‌ران رو ببینم.

137
00:10:21,166 --> 00:10:22,666
‫گله‌ران لعنتی؟

138
00:10:25,966 --> 00:10:28,833
‫اونا چمدون‌های منه! اونا چمدون‌های منه!

139
00:10:28,833 --> 00:10:30,700
‫بذارش زمین. بذارش زمین.

140
00:10:35,733 --> 00:10:38,733
‫این کرمی‌ها رو ببین. تقریباً شبیه مان،
‫مگه نه؟

141
00:10:38,733 --> 00:10:40,233
‫منظورت چیه؟

142
00:10:40,233 --> 00:10:42,700
‫اون بچه کوچولوهای نیمه اصیل ظاهرشون
‫خیلی مشکلی نداره،

143
00:10:42,700 --> 00:10:44,600
‫ولی قلب‌شون مثل شب سیاهه.

144
00:10:44,600 --> 00:10:46,266
‫متوجه نمیشم.

145
00:10:46,266 --> 00:10:48,700
‫چه انتظاری داری؟ از دامداری‌ها اومدن.

146
00:10:48,700 --> 00:10:51,200
‫مردهای تنها. زن‌های بومی.

147
00:10:51,200 --> 00:10:52,666
‫زن‌های بومی.

148
00:10:52,666 --> 00:10:55,200
‫کلیسا هرکاری که از دستش بربیاد رو
‫توی جزیره‌ی میشن براشون می‌کنه.

149
00:10:57,066 --> 00:10:58,166
‫میتلند!

150
00:10:58,166 --> 00:11:00,766
‫از گله‌ران بپرس. توی این مسئله متخصصه.

151
00:11:00,766 --> 00:11:04,100
‫خب، خدانگهدار! به ارباب سلام من رو برسونید.

152
00:11:04,100 --> 00:11:06,433
‫بهش بگو سری بعدی که اومد داروین
‫یه شامی دور هم بزنیم.

153
00:11:06,466 --> 00:11:08,333
‫یه شام دور هم بزنیم؟

154
00:11:08,333 --> 00:11:11,766
‫میتلند اشلی. شوهرت عجب مرد خفنیه.

155
00:11:11,766 --> 00:11:13,833
‫همه عاشقشن.

156
00:11:13,833 --> 00:11:15,666
‫ها ها!

157
00:11:26,966 --> 00:11:29,133
‫نه، اون... نه، اون چمدون منه.

158
00:11:29,133 --> 00:11:32,133
‫عجله کنید! آره. اون رو بیارید پایین، ممنونم.

159
00:11:32,133 --> 00:11:34,466
‫سریع. نُه دونه‌ست.

160
00:11:34,466 --> 00:11:36,000
‫نه‌تا. اس‌ای، اشلی.

161
00:11:36,000 --> 00:11:39,133
‫شوهرم یه فرد معتمد رو فرستاده. متوجه می‌شید؟

162
00:11:39,133 --> 00:11:40,300
‫یه آقایی به نام گله‌ران.

163
00:11:40,300 --> 00:11:41,833
‫گله‌ران توی کافه ‌ست خانم.

164
00:11:41,833 --> 00:11:43,700
‫جای خوبی برای خانم‌ها نیست.

165
00:11:43,733 --> 00:11:46,733
‫- جای خوبی برای خانم‌ها نیست.
‫- کافه؟

166
00:11:49,633 --> 00:11:51,133
‫اوه.

167
00:11:51,133 --> 00:11:52,800
‫آره.

168
00:11:52,800 --> 00:11:54,300
‫برو کنار!

169
00:11:54,300 --> 00:11:56,966
‫این برای زنم یه شکست محسوب میشه.

170
00:11:56,966 --> 00:11:59,033
‫بانو اشلی، اجازه هست خودم رو معرفی کنم؟

171
00:11:59,033 --> 00:12:00,766
‫من همسر سرپرست هستم.

172
00:12:00,766 --> 00:12:02,633
‫دخترم و زنم رو اون پایین ببین،

173
00:12:02,633 --> 00:12:04,466
‫دارن به شکل سلطنتی ازش استقبال می‌کنن.

174
00:12:04,466 --> 00:12:07,666
‫نامزدم، نیل فلچر
‫فاراوی داونز رو مدیریت می‌کنه.

175
00:12:07,666 --> 00:12:09,500
‫امیدوار بودیم که شما حامی...

176
00:12:09,500 --> 00:12:11,800
‫مراسم رقص خیریه‌ی بانوان آخر ماه باشید.

177
00:12:11,800 --> 00:12:13,466
‫آخر ماه؟

178
00:12:13,466 --> 00:12:16,100
‫اوه، نه، نه،
‫من هفته‌ی بعد همین که از شوهرم...

179
00:12:16,100 --> 00:12:17,833
‫طلاق گرفتم برمی‌گردم لندن.

180
00:12:17,833 --> 00:12:20,033
‫توی مراسم رقص خیریه‌تون، خیریه‌ی کلیسا...

181
00:12:20,033 --> 00:12:21,933
‫یا هرچیزی که بهش می‌گید موفق باشید.

182
00:12:23,433 --> 00:12:24,933
‫گفت طلاق؟

183
00:12:41,266 --> 00:12:43,100
‫یه ذره رنگ و روش رفته.

184
00:12:43,100 --> 00:12:46,433
‫دختر بدقیافه‌ای نیست، ولی ماجرای اون
‫چمدون‌ها چیه؟

185
00:12:46,433 --> 00:12:49,333
‫می‌خواد توی استرالیا ساکن بشه، نه؟

186
00:12:49,333 --> 00:12:51,200
‫اگه بمونه،

187
00:12:51,233 --> 00:12:54,033
‫و به ارباب اشلی کمک کنه که توی فاراوی داونز
‫دام‌پروری کنه،

188
00:12:54,033 --> 00:12:57,000
‫اونوقت یه رقیب برای قرارداد ارتش داریم نیل.

189
00:12:59,633 --> 00:13:02,266
‫سرپرست، کنترل کارنی...

190
00:13:02,266 --> 00:13:04,766
‫روی همه‌ی دامداری‌های شمال...

191
00:13:04,766 --> 00:13:08,266
‫تامین گوشت برای سربازان‌مون رو
‫به خطر می‌اندازه.

192
00:13:08,266 --> 00:13:09,766
‫شما نماینده‌ی دولت هستید.

193
00:13:09,766 --> 00:13:11,533
‫وظیفه‌ی شماست که یه کاری برای...

194
00:13:11,533 --> 00:13:13,366
‫شرکت دام کارنی بکنید.

195
00:13:13,366 --> 00:13:14,700
‫ولی این جنگ فقیریه که...

196
00:13:14,733 --> 00:13:16,800
‫یه وطن‌پرست آبرومند رو پولدار نمی‌کنه،

197
00:13:16,800 --> 00:13:20,500
‫واسه همین نمی‌خوام یه حیوون هم
‫از فاراوی داونز...

198
00:13:20,500 --> 00:13:23,800
‫پاش رو روی اون اسکله بذاره.

199
00:13:24,933 --> 00:13:26,133
‫- می‌گیری چی میگم نیل؟
‫- آره، آره، آره.

200
00:13:26,666 --> 00:13:28,666
‫طبیعت مسیر خودش رو میره.

201
00:13:29,833 --> 00:13:30,766
‫اون خانم چطور؟

202
00:13:30,766 --> 00:13:32,266
‫شخص خاصی رو براش انتخاب کردم که...

203
00:13:32,266 --> 00:13:33,766
‫باهاش مسیر طولانی‌ای رو بره.

204
00:13:36,300 --> 00:13:37,866
‫یه مقدار با استرالیا آشناش کنه.

205
00:13:40,600 --> 00:13:42,966
‫کی قراره ببرتش؟

206
00:13:42,966 --> 00:13:44,233
‫گله‌ران.

207
00:13:48,533 --> 00:13:50,033
‫گله‌ران؟

208
00:13:51,333 --> 00:13:54,533
‫از مسیر لذت ببر عزیزم.

209
00:13:56,733 --> 00:13:59,266
‫من سارا اشلی هستم.

210
00:14:02,066 --> 00:14:05,733
‫شوهرم، ارباب اشلی، یه فرد معتمد رو...

211
00:14:05,733 --> 00:14:08,033
‫فرستاده دنبال من، شخصی به نام گله‌ران.

212
00:14:09,833 --> 00:14:12,200
‫به نظر می‌رسه که دیر کردن.

213
00:14:15,000 --> 00:14:16,766
‫خانم‌ها مجاز نیستن.

214
00:14:16,800 --> 00:14:18,366
‫سالن خانم‌ها ساختمون کناریه.

215
00:14:18,366 --> 00:14:21,900
‫زنونه‌اش از اون طرفه عزیزم.

216
00:14:21,900 --> 00:14:23,933
‫تعجبی نداره که مغازه‌تون انقدر خلوته.

217
00:14:25,733 --> 00:14:27,800
‫روز خوبی داشته باشید.

218
00:14:55,533 --> 00:14:57,266
‫به استرالیا خوش اومدید.

219
00:15:02,300 --> 00:15:03,766
‫«داروین، هتل منطقه»

220
00:15:03,800 --> 00:15:06,000
‫گله‌ران با یک کامیون باکلاس و بزرگ...

221
00:15:06,000 --> 00:15:09,066
‫خانم رئیس رو به فاراوی داونز بُرد.

222
00:15:11,000 --> 00:15:13,766
‫مثل در و تخته با هم جور شدن.

223
00:15:21,133 --> 00:15:22,700
‫آهای، ببین.

224
00:15:22,733 --> 00:15:24,333
‫عشقم، اگه یه مقدار لباس‌هات...

225
00:15:24,333 --> 00:15:28,666
‫گشادتر باشن راحت‌تری ها.

226
00:15:28,666 --> 00:15:32,366
‫تو حواست به جاده باشه دست‌هاتم
‫روی فرمون باشن.

227
00:15:33,666 --> 00:15:35,033
‫بسیار خب.

228
00:15:35,033 --> 00:15:36,833
‫می‌خواستم کمک کنم.

229
00:15:49,666 --> 00:15:52,966
‫- خدایا، زود باش!
‫- گله‌ران.

230
00:15:52,966 --> 00:15:55,800
‫- سریع‌تر برون.
‫- بسیار خب.

231
00:15:55,800 --> 00:15:56,866
‫سریع‌تر!

232
00:15:56,866 --> 00:15:59,033
‫- عمراً بهمون نمی‌رسی.
‫- گله‌ران، آهای، آهای!

233
00:15:59,033 --> 00:16:00,766
‫داره می‌رسه! داره بهمون می‌رسه!

234
00:16:00,766 --> 00:16:03,633
‫آهای! داری کجا میری؟ گله‌ران!

235
00:16:03,633 --> 00:16:05,800
‫گله‌ران!

236
00:16:10,166 --> 00:16:13,600
‫پسرعموی ماگاریه، گولاژبولانگ.

237
00:16:13,600 --> 00:16:14,833
‫چه اسم قشنگی.

238
00:16:28,766 --> 00:16:30,766
‫اوه!

239
00:16:30,766 --> 00:16:33,133
‫- آب.
‫- گفتم... اوه! اوه!

240
00:16:33,133 --> 00:16:36,033
‫کافیه. کافیه. بمون، جدا، بمون.

241
00:16:44,300 --> 00:16:47,200
‫مرد معتمد. شوهرم همیشه همینطوریه.

242
00:16:47,233 --> 00:16:48,966
‫راستش، شوهرت خیلی مرد خوبیه.

243
00:16:48,966 --> 00:16:51,333
‫آره، خب، قطعاً بلده چطور کارمندهاش رو
‫انتخاب کنه.

244
00:16:51,333 --> 00:16:52,500
‫کارمند؟

245
00:16:52,500 --> 00:16:54,433
‫تعجبی نداره که اینجا ورشکسته شده.

246
00:16:54,433 --> 00:16:56,500
‫- خانم، من کارمند کسی نیستم.
‫- واقعاً؟

247
00:16:56,500 --> 00:16:58,966
‫پس داری این همه راه تا فاراوی داونز رو...

248
00:16:58,966 --> 00:17:00,800
‫به عنوان یه لطف شخصی واسه شوهرم
‫من رو می‌رسونی، آره؟

249
00:17:00,800 --> 00:17:01,800
‫نه.

250
00:17:01,800 --> 00:17:03,366
‫چون مرد خیلی خوبیه و اینا؟

251
00:17:03,366 --> 00:17:05,200
‫دارم می‌رسونمت اونجا چون بهم قول...

252
00:17:05,233 --> 00:17:07,000
‫1500 راس دام رو داده.

253
00:17:07,000 --> 00:17:09,833
‫- چی، که بخری؟
‫- نه خنگول، که گله‌رانیش کنم.

254
00:17:09,833 --> 00:17:11,666
‫من یه گله‌رانم، درسته؟

255
00:17:11,666 --> 00:17:14,333
‫من گله رو از نقطه‌ی ای به بی می‌برم.
‫کمیسیون می‌گیرم.

256
00:17:14,333 --> 00:17:16,266
‫هیچکس استخدامم نمی‌کنه،
‫هیچکس هم اخراجم نمی‌کنه.

257
00:17:16,266 --> 00:17:18,200
‫هرچیزی که دارم،

258
00:17:18,233 --> 00:17:20,133
‫توی یه خورجین جا میشه،
‫اینطوری راحت‌ترم.

259
00:17:20,133 --> 00:17:22,866
‫آره، خب، همه‌اش مثل...

260
00:17:22,866 --> 00:17:25,500
‫ماجراجویی‌های استرالیاییه، مگه نه؟

261
00:17:25,500 --> 00:17:27,133
‫نگفتم به درد همه می‌خوره.

262
00:17:27,133 --> 00:17:29,300
‫نه. قطعاً به درد همه نمی‌خوره.

263
00:17:29,300 --> 00:17:30,966
‫بیشتر مردم دوست دارن مالک یه چیزی بشن،

264
00:17:30,966 --> 00:17:33,133
‫می‌دونی دیگه، زمین، وسایل، بقیه‌ی مردم.

265
00:17:33,133 --> 00:17:34,666
‫باعث میشه احساس امنیت کنن.

266
00:17:34,666 --> 00:17:37,133
‫ولی همه‌ی اینا رو می‌تونن از دست بدن.

267
00:17:37,133 --> 00:17:40,033
‫و در نهایت تنها چیزی که واقعاً مالکشی،

268
00:17:40,033 --> 00:17:41,633
‫داستانته.

269
00:17:42,733 --> 00:17:44,433
‫من فقط دارم سعی می‌کنم خوب زندگیش کنم.

270
00:17:44,433 --> 00:17:45,466
‫آره.

271
00:17:45,466 --> 00:17:48,500
‫آره، یه داستان ماجراجویانه، درست میگم؟

272
00:17:48,500 --> 00:17:50,033
‫- هرچی دلت بخواد.
‫- اوهوم. آره.

273
00:17:50,033 --> 00:17:52,100
‫خب، درست مثل شوهرم حرف می‌زنی.

274
00:17:52,100 --> 00:17:54,266
‫اون عاشق ماجراجوییه.

275
00:17:54,266 --> 00:17:56,866
‫و نکته‌ی فوق‌العاده‌ی ماجراجویی اینه که...

276
00:17:56,866 --> 00:17:59,300
‫همیشه می‌تونید همه‌ی قوانین رو...

277
00:17:59,300 --> 00:18:01,966
‫هروقت که دل‌تون خواست پیش هرکسی که
‫خواستید بشکنید.

278
00:18:01,966 --> 00:18:03,533
‫بعد وقتی یه ماجراجویی قدیمی میشه،

279
00:18:03,533 --> 00:18:06,633
‫یه ماجراجویی جدیدتر و تازه‌تر و...

280
00:18:06,633 --> 00:18:10,100
‫جوون‌تر و هیجان‌انگیزتر رو انتخاب می‌کنید.

281
00:18:10,100 --> 00:18:12,433
‫- من فقط...
‫- آهای، آهای، حالت خوبه عشقم؟

282
00:18:13,533 --> 00:18:15,200
‫- من تشنمه.
‫- واقعاً؟

283
00:18:15,233 --> 00:18:17,200
‫- بیا، صبر کن. یه ذره آب بخور.
‫- نه، نه، نه، نه.

284
00:18:17,233 --> 00:18:19,133
‫- یه ذره آب بخور. آب.
‫- ممنونم.

285
00:18:19,133 --> 00:18:20,633
‫نه، ماگاری، نه، نه، نه، نه!

286
00:18:30,533 --> 00:18:32,800
‫- می‌خوای وایسم؟
‫- نه، خواهش می‌کنم، فقط ادامه بده.

287
00:18:32,800 --> 00:18:34,633
‫- مطمئنی؟ واقعاً؟
‫- آره، آره، ممنونم.

288
00:18:34,633 --> 00:18:36,866
‫اوه! اوه، کانگورو!

289
00:18:36,866 --> 00:18:39,200
‫من عاشق... آره!

290
00:18:39,233 --> 00:18:41,133
‫- قرمزهای گنده.
‫- دوست داشتنی‌ان!

291
00:18:41,133 --> 00:18:42,933
‫- قشنگن، ها؟
‫- آره، قشنگن.

292
00:18:42,933 --> 00:18:46,100
‫من تا حالا کانگورو ندیده بودم.
‫چه خوشگل می‌پرن.

293
00:18:46,100 --> 00:18:48,333
‫آره، دارن می‌پرن!

294
00:18:48,333 --> 00:18:51,133
‫چقدر زیباست!

295
00:18:51,133 --> 00:18:53,700
‫پریدن‌شون رو نگاه کن!

296
00:18:58,166 --> 00:19:00,100
‫حداقل یه شامی داریم.

297
00:19:37,933 --> 00:19:39,033
‫آقای گله‌ران.

298
00:19:40,500 --> 00:19:43,666
‫- سلام خانم رئیس.
‫- غذا، خانم رئیس؟

299
00:19:43,666 --> 00:19:46,033
‫- آقای گله‌ران.
‫- بله؟

300
00:19:46,033 --> 00:19:48,500
‫- فقط یه چادر هست.
‫- درسته.

301
00:19:48,500 --> 00:19:50,000
‫واسه چهارتامون؟

302
00:19:50,000 --> 00:19:51,833
‫خب، می‌دونی که شب‌ها اینجا خیلی سرد میشه.

303
00:19:51,833 --> 00:19:54,433
‫دوست داریم بچسبیم به همدیگه،
‫مگه نه ماگاری؟

304
00:19:54,433 --> 00:19:55,966
‫گولاژ، ها؟

305
00:19:55,966 --> 00:19:58,266
‫نزدیک و راحت، می‌دونی؟

306
00:20:02,266 --> 00:20:04,133
‫اوه، خیلی سرده!

307
00:20:04,133 --> 00:20:08,333
‫بیخیال بانو اشلی. داریم شوخی می‌کنیم.

308
00:20:08,333 --> 00:20:10,466
‫ما توی عمرمون توی چادر نخوابیدیم.

309
00:20:10,466 --> 00:20:12,433
‫همینطوری دور آتیش می‌شینیم، می‌بینی؟

310
00:20:12,433 --> 00:20:13,966
‫ببین، ما واقعاً خیلی عادت نداریم به...

311
00:20:13,966 --> 00:20:15,500
‫یه زن؟

312
00:20:15,500 --> 00:20:17,200
‫حتماً فکر می‌کنید من باید توی داروین باشم،

313
00:20:17,233 --> 00:20:19,433
‫توی خیریه‌ی کلیسا یا مراسم بانوان...

314
00:20:19,433 --> 00:20:20,800
‫هرچی که بهش می‌گید.

315
00:20:20,800 --> 00:20:23,733
‫خب، کاری می‌کنم بفهمید که من به اندازه‌ی
‫هر مردی توانایی دارم.

316
00:20:27,000 --> 00:20:28,100
‫مهمون.

317
00:20:28,100 --> 00:20:30,200
‫ما به مهمون عادت نداریم.
‫می‌خواستم این رو بگم.

318
00:20:30,233 --> 00:20:31,633
‫ولی حالا که صحبتش رو کردی،

319
00:20:31,633 --> 00:20:33,366
‫من اتفاقاً خیلی از خانم‌های استرالیا
‫خوشم میاد.

320
00:20:33,366 --> 00:20:35,233
‫ولی بیشترشون خانم‌های محلی بودن.

321
00:20:36,166 --> 00:20:37,766
‫خانم‌های بومی.

322
00:20:40,366 --> 00:20:41,933
‫آره، ما...

323
00:20:43,233 --> 00:20:44,933
‫با هم کنار میایم.

324
00:21:03,733 --> 00:21:07,166
‫فلین. اون همیشه وقت‌شناسه.
‫سر وقت میاد.

325
00:21:10,633 --> 00:21:11,966
‫برو ببینم!

326
00:21:11,966 --> 00:21:14,933
‫- اون چیه؟
‫- حسابدارت.

327
00:21:14,933 --> 00:21:18,533
‫آهای، گله‌ران، اون دیگه مشکل خودته.

328
00:21:22,033 --> 00:21:23,966
‫می‌بینمت گله‌ران.

329
00:21:34,233 --> 00:21:36,600
‫کیپفلیپ.

330
00:21:36,600 --> 00:21:37,800
‫کیپرلیفا.

331
00:21:37,800 --> 00:21:39,666
‫ببخشید. اسم‌تون چی بود؟

332
00:21:41,033 --> 00:21:44,300
‫فلیپینگ کلیم بانوی من.

333
00:21:44,300 --> 00:21:46,300
‫کیپلینگ فلین.

334
00:21:48,166 --> 00:21:49,466
‫ممنونم.

335
00:21:54,033 --> 00:21:59,000
‫اوه، خیلی خشک و بایره.
‫اینجا اصلاً بارون می‌باره؟

336
00:21:59,000 --> 00:22:00,766
‫معلومه که می‌باره. وقتی فصل بارون بیاد.

337
00:22:00,766 --> 00:22:03,966
‫بارون‌های سنگین. چندین هفته ادامه دارن.

338
00:22:03,966 --> 00:22:07,600
‫اینجا تبدیل به یه جای قشنگ میشه.

339
00:22:07,600 --> 00:22:10,500
‫متاسفانه اون موقع اینجا نیستم که ببینمش.

340
00:22:15,866 --> 00:22:18,966
‫چقدر مونده تا به فاراوی داونز برسیم؟

341
00:22:18,966 --> 00:22:21,733
‫دو روز گذشته رو توی راه بودیم.

342
00:22:37,733 --> 00:22:39,600
‫من کاری رو کردم که شاه جورج گفت،

343
00:22:40,733 --> 00:22:42,766
‫خودم رو نامرئی کردم.

344
00:22:43,633 --> 00:22:45,733
‫منتظر موندم تا آدم‌های بد رد بشن.

345
00:23:07,033 --> 00:23:09,033
‫کاپریکورنیا...

346
00:23:18,800 --> 00:23:21,300
‫بعدش فرار کردم...

347
00:23:29,333 --> 00:23:31,266
‫بدو و به یه جای امن برو،

348
00:23:35,966 --> 00:23:37,333
‫بدو برو خونه.

349
00:23:44,966 --> 00:23:47,933
‫آقای گله‌ران، شوهرم زیاد به داروین
‫سر می‌زنه؟

350
00:23:49,366 --> 00:23:50,500
‫هوم؟

351
00:23:50,500 --> 00:23:52,700
‫آره، آره، یه مقداری میره اونجا،
‫با اون...

352
00:23:52,733 --> 00:23:54,833
‫اسب انگلیسی باکلاس اصیلش،

353
00:23:54,833 --> 00:23:56,633
‫کاپریکورنیا، آره.

354
00:23:56,633 --> 00:23:59,133
‫اون... اون موجود خوشگلیه.

355
00:23:59,133 --> 00:24:01,000
‫موجود خوشگلیه.

356
00:24:02,433 --> 00:24:05,833
‫مطمئنم فقط واسه این که
‫پز اسبش رو بده نمیره اونجا.

357
00:24:05,833 --> 00:24:08,500
‫نه، نه، ما جفت‌مون اهل تولید مثلیم.

358
00:24:08,500 --> 00:24:10,366
‫تولید مثل؟

359
00:24:10,366 --> 00:24:12,533
‫آره، نه، جفت‌مون حسابی پیگیر تولید مثلیم.

360
00:24:23,966 --> 00:24:25,533
‫من همیشه یه رویایی رو داشتم.

361
00:24:25,533 --> 00:24:30,133
‫من همیشه می‌خواستم یه اسب اصیل انگلیسی رو...

362
00:24:30,133 --> 00:24:31,933
‫با یه اسب وحشی جفت کنم.

363
00:24:31,933 --> 00:24:34,533
‫جادویی میشه، مگه نه؟ جادویی.

364
00:24:34,533 --> 00:24:36,033
‫- این ترکیب رو تصور کن.
‫- نکن!

365
00:24:36,033 --> 00:24:38,033
‫- یه کلمه‌ی دیگه هم حرف نزن!
‫- می‌دونم منظورت چیه.

366
00:24:38,033 --> 00:24:39,533
‫تو هم بهش فکر کردی، مگه نه؟

367
00:24:39,533 --> 00:24:41,766
‫کاپریکورنیا، ای... عوضی!

368
00:24:41,766 --> 00:24:43,933
‫- داری راجع به چی حرف می‌زنی؟
‫- عوضی!

369
00:24:55,233 --> 00:24:56,233
‫پلیس!

370
00:24:56,766 --> 00:25:00,433
‫- داری در مورد چی حرف می‌زنی؟
‫- تو... تو می‌خوای...

371
00:25:02,500 --> 00:25:04,466
تو چی داری میگی؟

372
00:25:04,466 --> 00:25:06,500
‫چی؟ چی... چی گفتی؟

373
00:25:06,500 --> 00:25:09,100
‫خودت دقیقاً می‌دونی دارم چی میگم.

374
00:25:09,100 --> 00:25:12,366
‫تو اون زن‌های بیچاره رو گول می‌زنی.
‫ازشون سوءاستفاده می‌کنی.

375
00:25:12,366 --> 00:25:14,366
‫- صبر کن، صبر کن!
‫- هرکاری بگی رو می‌کنن،

376
00:25:14,366 --> 00:25:17,833
‫- آهای، مراقب باش داری چی میگی!
‫- خب، من کاری که بهم گفتن رو نمی‌کنم!

377
00:25:17,833 --> 00:25:19,000
‫آره، متوجه شدم.

378
00:25:24,000 --> 00:25:25,533
‫تو ذهن کثیفی داریم خانم.

379
00:25:25,533 --> 00:25:27,766
‫- تو یه حیوونی!
‫- حتی اگه تو آخرین دختر استرالیا هم باشی،

380
00:25:27,766 --> 00:25:29,966
‫من باهات رابطه برقرار نمی‌کنم،
‫می‌شنوی چی میگم؟

381
00:25:29,966 --> 00:25:31,800
‫- حیوون، تو یه...
‫- باور کن، من...

382
00:25:42,833 --> 00:25:45,800
‫- اون چی بود؟
‫- توی ماشین بمون.

383
00:25:45,800 --> 00:25:47,466
‫- نه، نه!
‫- بهم دست نزن!

384
00:25:50,933 --> 00:25:53,366
‫واسه یه بار هم شده توی عمرت کاری که
‫بهت گفتن رو بکن.

385
00:26:10,733 --> 00:26:12,800
‫اوناهاش.

386
00:26:13,833 --> 00:26:16,666
‫فاراوی داونز.

387
00:26:27,633 --> 00:26:30,800
‫و برای اولین بار...

388
00:26:31,833 --> 00:26:34,466
‫خانم رئیس رو دیدم.

389
00:26:59,133 --> 00:27:01,933
‫بانو اشلی، صبر کن! نرو اونجا!

390
00:27:33,100 --> 00:27:35,033
‫خیلی متاسفم.

391
00:27:45,300 --> 00:27:47,066
‫میتلند.

392
00:28:03,600 --> 00:28:05,433
‫خانواده‌ی من افتخار این رو داشته...

393
00:28:05,433 --> 00:28:08,100
‫که سه نسل به مالکین فاراوی داونز...

394
00:28:08,100 --> 00:28:09,966
‫خدمت کنه.

395
00:28:09,966 --> 00:28:12,466
‫ما می‌دونیم این سرزمین چقدر مشکلات داره،

396
00:28:12,466 --> 00:28:17,166
‫اما ارباب میتلند اشلی،
‫اون... هیچوقت تسلیم نشد.

397
00:28:17,166 --> 00:28:20,666
‫تنها چیزی که می‌تونست جلوی این مرد
‫شریف و شجاع رو بگیره،

398
00:28:20,666 --> 00:28:23,666
‫نیزه‌ی یک سیاه‌پوست قاتل،

399
00:28:23,666 --> 00:28:26,400
‫به اصطلاح شاه جورج بود،

400
00:28:26,400 --> 00:28:28,233
‫و عدالت برای اون برقرار میشه.

401
00:28:28,233 --> 00:28:31,400
‫حالا بیاید برای میتلند اشلی دعا کنیم،

402
00:28:31,400 --> 00:28:33,233
‫که روحش با آرامش بتونه...

403
00:28:33,233 --> 00:28:34,933
‫از دروازه‌های بهشت عبور کنه.

404
00:28:50,800 --> 00:28:52,400
‫عذر می‌خوام بانو اشلی.

405
00:28:52,400 --> 00:28:54,400
‫آماده هستید که امشب به داروین برید؟

406
00:28:54,400 --> 00:28:57,233
‫می‌تونیم به سلامت بفرستیم‌تون خونه.

407
00:28:58,600 --> 00:29:00,266
‫البته وقتی که کارتون با...

408
00:29:00,266 --> 00:29:01,833
‫آقای کارنی تموم شد.

409
00:29:04,266 --> 00:29:07,333
‫شما نامزد دختر آقای کارنی هستید، مگه نه؟

410
00:29:07,333 --> 00:29:09,966
‫آره، آره، کت، آره.

411
00:29:14,333 --> 00:29:16,100
‫اینجا انقدر بایره که...

412
00:29:16,100 --> 00:29:19,233
‫متوجه نمیشم شوهرم توی اینجا چی می‌دیده.

413
00:29:21,533 --> 00:29:24,600
‫آره، این سرزمین قدرت عجیبی داره.

414
00:29:24,600 --> 00:29:26,400
‫حالا که چاه اون بالا خشک شده،

415
00:29:26,400 --> 00:29:29,433
‫و آبی وجود نداره نمیشه زندگی رو
‫بهش برگردوند.

416
00:29:29,433 --> 00:29:32,400
‫ارباب نمی‌تونستن این واقعیت رو بپذیرن.

417
00:29:34,066 --> 00:29:36,433
‫دیگه مزاحم‌تون نمیشم.

418
00:29:36,433 --> 00:29:38,100
‫بگید ماشین رو آماده کنن.

419
00:29:52,900 --> 00:29:54,566
‫آهای، داداش این رو ببین.

420
00:29:57,266 --> 00:29:59,466
‫گله‌ران. شاید بخوای این رو ببینی.

421
00:30:06,466 --> 00:30:10,400
‫آهای، فلچر! آهای فلچر!

422
00:30:10,400 --> 00:30:12,733
‫چه خبر شده؟

423
00:30:12,733 --> 00:30:15,633
‫فلچر! سه ساعت کوفتیه که اینجا نشستم.

424
00:30:15,633 --> 00:30:17,300
‫خب، اون گله‌رانی کوفتی چی میشه؟

425
00:30:17,300 --> 00:30:19,900
‫خواهش می‌کنم، خواهش می‌کنم. بانو اشلی
‫به تازگی شوهرش رو از دست داده.

426
00:30:19,900 --> 00:30:21,633
‫- از این بابت متاسفم...
‫- ما داریم می‌ریم.

427
00:30:21,633 --> 00:30:23,966
‫- صبر کن، آهای رفیق، نه.
‫- زود باش، راه بیفت.

428
00:30:23,966 --> 00:30:26,133
‫- اینجا خونه‌ی خودتونه.
‫- همونجا واینسا چینی.

429
00:30:26,133 --> 00:30:27,900
‫من فقط به این شرط آوردمش اینجا که...

430
00:30:27,900 --> 00:30:29,766
‫بهم یه گله بدی که برگردونم به داروین.

431
00:30:29,766 --> 00:30:31,300
‫حرفم رو باور کن، واقعاً حقمه.

432
00:30:31,300 --> 00:30:32,766
‫آقای گله‌ران، باورم نمیشه که...

433
00:30:32,766 --> 00:30:34,666
‫توی همچین شرایطی راجع به گاوها
‫حرف می‌زنید.

434
00:30:34,666 --> 00:30:36,166
‫راجع به اونا نیست،
‫دارم راجع به پول حرف می‌زنم.

435
00:30:36,166 --> 00:30:37,433
‫خب، دامداران‌تون میگن که...

436
00:30:37,433 --> 00:30:39,833
‫یه روز مونده تا جمع کردن گله رو کامل کنن.

437
00:30:39,833 --> 00:30:41,566
‫ما الان داریم می‌ریم داروین.

438
00:30:41,566 --> 00:30:43,633
‫خب، محض رضای خدا، فردا برسونش.

439
00:30:43,633 --> 00:30:45,466
‫- اون نمی‌خواد بمونه.
‫- آقای فلچر، سوار شو!

440
00:30:45,466 --> 00:30:46,966
‫عذر می‌خوام بانو اشلی.

441
00:30:46,966 --> 00:30:49,066
‫حتی برای ده هزار پوند دیگه هم نه؟

442
00:30:50,400 --> 00:30:52,233
‫گفتی ده هزار پوند؟

443
00:30:53,133 --> 00:30:57,233
‫آره. اینجا دام‌هات ارزش‌شون از زمینت بیشتره.

444
00:30:57,233 --> 00:30:59,966
‫آهای، گوش کن گل پسر.
‫یه سیاه‌پوست قاتل اونجاست.

445
00:31:00,033 --> 00:31:02,266
‫- اینجا امن نیست. می‌شنوی چی میگم؟
‫- واسه تو به اندازه‌ی کافی امن هست رفیق.

446
00:31:02,266 --> 00:31:03,800
‫آره ولی بانو اشلی یه خانمه.

447
00:31:03,800 --> 00:31:06,566
‫آقای فلچر، من توانایی‌هام به اندازه‌ی
‫هر مردی هست.

448
00:31:06,566 --> 00:31:09,666
‫به علاوه، من خجالت نمی‌کشم بگم که...

449
00:31:13,266 --> 00:31:14,766
‫من به اون پول نیاز دارم.

450
00:31:14,766 --> 00:31:16,600
‫خب، هردومون همینطوریم.

451
00:31:16,600 --> 00:31:18,733
‫بانو اشلی داره میره.

452
00:31:18,733 --> 00:31:20,966
‫آره، می‌دونی چیه؟ احتمالاً درست میگه.

453
00:31:20,966 --> 00:31:23,400
‫باید به حرف فلچر گوش کنی.
‫به عنوان یه زن، احتمالاً...

454
00:31:23,400 --> 00:31:25,500
‫فقط بذار پیاده شم!

455
00:31:25,533 --> 00:31:27,400
‫بسیار خب. من یه شب می‌مونم.

456
00:31:27,400 --> 00:31:28,833
‫تو گله‌رانی رو به پایان می‌رسونی.

457
00:31:28,833 --> 00:31:30,633
‫نه، اون گله‌رانی رو به پایان می‌رسونه.

458
00:31:30,633 --> 00:31:32,100
‫بانوی من.

459
00:31:32,100 --> 00:31:34,400
‫من فردا صبح با اسب‌ها برمی‌گردم...

460
00:31:34,400 --> 00:31:35,900
‫گل پسر.

461
00:32:15,733 --> 00:32:17,966
‫اگه بانو اشلی اون کرمی رو ببینه،

462
00:32:17,966 --> 00:32:19,466
‫می‌فرستتش جزیره‌ی میشن،

463
00:32:19,466 --> 00:32:21,400
‫کلید کوفتیش رو هم می‌اندازه دور.

464
00:32:21,400 --> 00:32:23,266
‫اون باید فردا بره.

465
00:32:57,833 --> 00:32:59,666
‫شام تموم شد!

466
00:33:10,300 --> 00:33:11,700
‫همین الان برید بخوابید!

467
00:33:23,600 --> 00:33:26,700
‫اون شب اول، وقتی خورشید غروب کرد،

468
00:33:27,266 --> 00:33:31,000
‫شاه جورج بهم گفت که این سرزمین
‫شفا پیدا کرده.

469
00:33:32,533 --> 00:33:37,133
‫بهم گفت که اون خانم، اون خانمی که
‫خیلی دوره،

470
00:33:37,233 --> 00:33:39,566
‫اون مثل بارون می‌مونه.

471
00:33:40,966 --> 00:33:44,066
‫داشتم فکر می‌کردم، براش آواز می‌خونم
‫که بیاد پیشم.

472
00:33:45,900 --> 00:33:49,833
‫کاری کن این سرزمین بخونه.

473
00:34:32,066 --> 00:34:34,366
‫حالا می‌ذارم من رو ببینی.

474
00:34:35,300 --> 00:34:36,800
‫تو کی هستی؟

475
00:34:37,066 --> 00:34:38,066
‫من نالا هستم.

476
00:34:39,466 --> 00:34:40,900
‫چطوری اومدی اینجا؟

477
00:34:41,166 --> 00:34:43,666
‫من خودم رو نامرئی می‌کنم،

478
00:34:44,166 --> 00:34:46,700
‫با جادوی گولاپا!

479
00:34:55,266 --> 00:34:57,033
‫چی می‌خوای؟

480
00:34:57,233 --> 00:35:00,766
‫اون سفیدپوست بد فلچر اینجا رو نفرین کرده.

481
00:35:01,733 --> 00:35:05,066
‫ولی تو مثل مار رنگین‌کمانی.

482
00:35:06,333 --> 00:35:08,300
‫تو ماین ماکی.

483
00:35:08,633 --> 00:35:12,766
‫تو این سرزمین رو شفا میدی،
‫به خاطر همین آواز می‌خونم که بیای پیشم.

484
00:35:14,566 --> 00:35:16,866
‫همونطور که آواز می‌خونم که یه ماهی
‫بیاد پیشم.

485
00:35:28,766 --> 00:35:30,600
‫من هم آواز می‌خونم.

486
00:35:31,033 --> 00:35:33,866
‫وقتی مامان و فلچر...

487
00:35:35,100 --> 00:35:36,900
‫باهم ارتباطات داشتن.

488
00:35:36,966 --> 00:35:38,566
‫ارتباطات؟

489
00:35:39,433 --> 00:35:40,433
‫خودت می‌دونی.

490
00:35:41,866 --> 00:35:43,733
‫دراز کشیدن و قلقلک دادن.

491
00:35:43,866 --> 00:35:45,800
‫اوه، خدایا.

492
00:35:46,000 --> 00:35:47,600
‫این راز بین من و تو بمونه.

493
00:35:47,633 --> 00:35:49,500
‫خدایا! آقای فلچر؟

494
00:35:50,100 --> 00:35:52,766
‫من رفتم برای مامان آواز بخونم
‫که بهش هشدار بدم،

495
00:35:52,800 --> 00:35:55,366
‫که ارباب رئیس اشلی داره میاد.

496
00:35:55,366 --> 00:35:59,766
‫میتلند؟ من... یعنی، ارباب اشلی؟

497
00:36:00,100 --> 00:36:02,133
‫آره، اون خیلی بامزه‌ست.

498
00:36:02,433 --> 00:36:04,800
‫واسه همین بردمش پیش دریاچه‌ی طوقی،

499
00:36:05,033 --> 00:36:07,233
‫همه‌ی اون گاوهای چاقالو رو نشونش دادم.

500
00:36:07,366 --> 00:36:09,566
‫بیا اینجا. نگاه کن. نگاه کن.

501
00:36:10,166 --> 00:36:12,166
‫از اون رودخونه ردشون می‌کنن،

502
00:36:12,433 --> 00:36:14,100
‫به سرزمین کارنی میرن.

503
00:36:14,133 --> 00:36:15,900
‫گاومیش‌ها.

504
00:36:15,900 --> 00:36:18,066
‫دریاچه‌ی طوقی.

505
00:36:18,066 --> 00:36:20,500
‫میتلند اونجا کشته شده.

506
00:36:20,700 --> 00:36:22,633
‫ولی خانم رئیس، اون نیزه...

507
00:36:22,666 --> 00:36:26,466
‫لطفاً نکن! نذار اون پلیس پسرم رو ببره.

508
00:36:27,700 --> 00:36:30,100
‫پلیس. اون فلچر بد.

509
00:36:30,200 --> 00:36:33,400
‫گفت اگه من رو ببینی من رو می‌فرستی به
‫جزیره‌ی میشن.

510
00:36:33,433 --> 00:36:37,800
‫به اون زندان.
‫کلید کوفتیش رو هم دور می‌اندازی.

511
00:36:37,966 --> 00:36:39,400
‫لطفاً خانم، سریع!

512
00:36:40,033 --> 00:36:41,033
‫من نامرئی‌مون می‌کنم.

513
00:38:23,500 --> 00:38:25,200
‫خانم رئیس.

514
00:38:25,233 --> 00:38:26,433
‫تویی.

515
00:38:26,666 --> 00:38:29,300
‫دیشب، بهت نشون میدم...

516
00:38:31,266 --> 00:38:32,266
‫که کجا...

517
00:38:34,833 --> 00:38:36,933
‫آره، روز قشنگیه، مگه نه؟

518
00:38:38,466 --> 00:38:40,266
‫چطور خوابیدی؟ استراحت کردی؟

519
00:38:40,266 --> 00:38:42,466
‫به نظرم که اینطور نبود، نه.

520
00:38:42,466 --> 00:38:44,833
‫آره، نه، پسرها دارن گله رو می‌برن اون پشت،

521
00:38:44,833 --> 00:38:46,100
‫واسه گله‌رانی.

522
00:38:46,100 --> 00:38:48,333
‫این رو باید بگم، به نظرم گله‌ی داغونیه.

523
00:38:48,333 --> 00:38:50,133
‫به نظر ارزش این همه زحمت رو نداره.

524
00:38:50,133 --> 00:38:51,633
‫آماده‌ی رفتنی بانو اشلی؟

525
00:38:53,633 --> 00:38:55,533
‫آقای فلچر.

526
00:38:55,533 --> 00:38:58,433
‫راجع به اون گله‌ی چاق و چله‌ای که
‫از رودخونه رد شده،

527
00:38:58,433 --> 00:39:00,433
‫یا از دریاچه‌ی طوقی، یا هرچی که بهش می‌گید
‫بهم بگید.

528
00:39:00,433 --> 00:39:03,166
‫دریاچه‌ی طوقی؟ نه، اونا زمین‌های
‫کارنی‌ان که اونجان.

529
00:39:03,166 --> 00:39:04,700
‫دام‌های ما از رودخونه رد نمی‌شن.

530
00:39:04,733 --> 00:39:06,500
‫گویا رد می‌شن.

531
00:39:06,500 --> 00:39:08,733
‫واقعاً؟ کی میگه که رد میشن؟

532
00:39:09,866 --> 00:39:11,800
‫اون پسر کوچولو که اونجاست.

533
00:39:19,133 --> 00:39:21,833
‫منظورت اون پسره‌ی نیمه اصیله؟

534
00:39:21,833 --> 00:39:24,300
‫آهای! آهای رفیق کوچولو، بیا اینجا.

535
00:39:24,300 --> 00:39:27,866
‫بیا و چیزی که دیشب به من گفتی رو
‫به آقای فلچر بگو.

536
00:39:27,900 --> 00:39:28,900
‫نالا! برو پیشش!

537
00:39:29,000 --> 00:39:30,600
‫آره، زود باش نالا. نالا، زود باش.

538
00:39:30,633 --> 00:39:32,766
‫خواهش می‌کنم!
‫لطفاً به خاطر مامان این کار رو بکن!

539
00:39:32,800 --> 00:39:34,466
‫اونا بامزه‌ان.

540
00:39:35,000 --> 00:39:36,700
‫کاری رو بکن که مامانت میگه.

541
00:39:38,133 --> 00:39:39,133
‫کاری رو بکن که مامانت میگه.

542
00:39:42,800 --> 00:39:44,433
‫خب...

543
00:39:44,433 --> 00:39:48,533
‫یه گله‌ی چاق و چله رو دیدی که داره از
‫رودخونه‌ی مارمونت رد میشه؟

544
00:39:48,533 --> 00:39:51,000
‫یا فقط دام‌های کارنی بودن که اون طرف رودخونه،

545
00:39:51,000 --> 00:39:52,700
‫داشتن آب می‌خوردن؟

546
00:39:52,733 --> 00:39:54,866
‫یه کلمه دیگه حرف بزنی مادرت رو کتک می‌زنم.

547
00:39:55,633 --> 00:39:58,100
‫اونا دام‌های کارنی هستن آقای فلچر.

548
00:39:58,100 --> 00:40:00,933
‫- خودم اونا رو دیدم.
‫- واقعاً؟

549
00:40:05,600 --> 00:40:09,333
‫داستان‌های طولانی و خوبی رو تعریف می‌کنی،
‫مگه نه؟

550
00:40:09,333 --> 00:40:10,833
‫مشکلی نیست آقای فلچر.

551
00:40:10,833 --> 00:40:12,600
‫مطمئنم اون بچه اشتباه کرده.

552
00:40:14,000 --> 00:40:15,933
‫درسته، بهتره راه بیفتیم بانو اشلی.

553
00:40:15,933 --> 00:40:18,333
‫آهای سینگ سانگ، این کوچولو رو ببر آشپزخونه،

554
00:40:18,333 --> 00:40:20,700
‫و بهش از اون خوراکی‌هایی بده که دوست داره.

555
00:40:20,733 --> 00:40:23,266
‫- ببخشید آقای فلچر.
‫- ببین، متوجه هستم.

556
00:40:25,100 --> 00:40:26,666
‫وایسا، وایسا.

557
00:40:26,666 --> 00:40:29,100
‫- ول کن!
‫- نالا!

558
00:40:29,100 --> 00:40:31,433
‫خب، اون آسیاب چندین ساله که نچرخیده.

559
00:40:31,433 --> 00:40:33,800
‫اون پسر کوچولوی خوبیه.
‫فکر نمی‌کنم می‌خواست که...

560
00:40:33,800 --> 00:40:35,300
‫اون کرمی‌ها بامزه‌ان.

561
00:40:35,300 --> 00:40:36,866
‫همه‌شون یه کمی عقل‌شون کمه، آره.

562
00:40:36,866 --> 00:40:37,933
‫چمدون‌ها رو بذارید بالا.

563
00:40:37,933 --> 00:40:40,000
‫به خاطر همین دولت می‌فرستت‌شون میشن.

564
00:40:40,000 --> 00:40:41,633
‫همه‌شون دروغ‌های بزرگی رو میگن.

565
00:40:41,633 --> 00:40:44,933
‫بعدی، سریع! زود باشید،
‫کل روز رو که وقت نداریم.

566
00:40:44,966 --> 00:40:47,700
‫من یه دروغگوی کوفتی نیستم!

567
00:40:48,433 --> 00:40:51,400
‫اون دروغگوئه! گفت این کار نمی‌کنه!

568
00:41:04,133 --> 00:41:05,766
‫فلچر دروغگو!

569
00:41:05,800 --> 00:41:08,600
‫نه... نه، ولش کن!

570
00:41:09,700 --> 00:41:11,700
‫فلچر! نفرینت می‌کنم!

571
00:41:11,733 --> 00:41:14,333
‫ولش کن!

572
00:41:18,800 --> 00:41:19,800
‫نفرینت می‌کنم!

573
00:41:25,600 --> 00:41:27,200
‫ولش کن!

574
00:41:27,233 --> 00:41:28,466
‫آقای فلچر!

575
00:41:33,100 --> 00:41:34,633
‫از ملک من برو!

576
00:41:34,633 --> 00:41:36,600
‫شما دیگه برای من کار نمی‌کنی.

577
00:41:38,266 --> 00:41:40,033
‫اگه برم، افرادم هم همراهم میرن.

578
00:41:40,033 --> 00:41:42,366
‫یه جونور هم توی زمین نمی‌مونه که...

579
00:41:42,366 --> 00:41:43,966
‫صبح گله‌رانی رو شروع کنه.

580
00:41:43,966 --> 00:41:45,466
‫شنیدی چی گفتم!

581
00:41:45,466 --> 00:41:47,200
‫از ملک من برو!

582
00:41:47,233 --> 00:41:48,333
‫واقعاً؟

583
00:41:48,333 --> 00:41:50,333
‫برو! همین الان!

584
00:41:54,433 --> 00:41:56,033
‫رئیس شمایی.

585
00:41:58,600 --> 00:42:02,166
‫فلین! سوار ماشین شو. یه جای دیگه
‫یه کار دیگه برات پیدا می‌کنم.

586
00:42:02,166 --> 00:42:04,966
‫بانچماپ، گله رو ول کن.
‫ما دیگه اینجا کار نمی‌کنیم.

587
00:42:04,966 --> 00:42:06,733
‫بریم.

588
00:42:11,666 --> 00:42:13,800
‫پیرمرد احمق.

589
00:42:23,133 --> 00:42:25,966
‫کارنی این ملک رو به دست میاره.

590
00:42:25,966 --> 00:42:29,166
‫کار کردن باهاتون باعث افتخار بود.
‫واقعاً باعث افتخار بود.

591
00:42:31,800 --> 00:42:33,933
‫دروازه رو باز کنید!

592
00:42:51,966 --> 00:42:55,533
‫اون خانم عجیب، اون فلچر رو اخراج کرد،

593
00:42:59,000 --> 00:43:01,833
‫اون دیگه نمی‌تونه مامان رو اذیت کنه.

594
00:43:03,066 --> 00:43:08,000
‫از اون روز به بعد، بهش می‌گیم خانم رئیس.
