﻿1
00:01:22,040 --> 00:01:24,292
هر دنیایی ارواحی داره

2
00:01:25,210 --> 00:01:27,295
و هر خونه‌ای توسط اونا تسخیر شده

3
00:01:29,881 --> 00:01:31,758
حتی قصرِ امپراتوری

4
00:01:32,509 --> 00:01:35,386
مخصوصاً قصرِ امپراتوری

5
00:01:36,429 --> 00:01:38,431
(چهارصد سال قبل)

6
00:01:39,891 --> 00:01:41,309
کجا بودی؟

7
00:01:41,392 --> 00:01:43,311
همراه برنامه نویسای حکومت

8
00:01:43,895 --> 00:01:45,897
اخیراً بیشتر از اینکه پیش من باشی
پیش اونا بودی

9
00:01:46,523 --> 00:01:49,359
وظیفه‌ی بزرگی بهشون واگذار کردید
«کلئونِ اول»

10
00:01:51,027 --> 00:01:52,612
لازمه جایگزینشون کنیم؟

11
00:01:52,695 --> 00:01:53,947
خودشون راهشو پیدا می‌کنن

12
00:01:55,073 --> 00:01:58,034
می‌تونم روت حساب کنم
مگه نه دمرزل؟

13
00:01:58,660 --> 00:02:00,453
تا راهشو پیدا کنی؟

14
00:02:01,162 --> 00:02:02,163
البته کلئون

15
00:02:02,247 --> 00:02:03,456
فقط این نیست

16
00:02:04,624 --> 00:02:05,792
موضوع همه چیزه

17
00:02:06,417 --> 00:02:08,962
همیشه فکر می‌کردم بعد
از مُردنم تو اینجا می‌مونی

18
00:02:09,045 --> 00:02:13,591
ولی به ذهنم خطور کرد، در تاریکی‌ای
...که پیش روی زندگی من هست

19
00:02:15,635 --> 00:02:17,428
نباید روی احتمالات حساب کنم

20
00:02:18,179 --> 00:02:20,014
من به امپراتوری وفادارم

21
00:02:20,098 --> 00:02:23,726
بله، ولی امپراتوری هم به تو وفادار هست؟

22
00:02:25,019 --> 00:02:27,605
به گونه‌ی تو همیشه دل‌رحمی نشون ندادن

23
00:02:27,689 --> 00:02:31,526
دارید احساساتی می‌شید
به احساساتتون نزدیک می‌شید

24
00:02:33,570 --> 00:02:34,821
خب، دارم می‌میرم

25
00:02:37,073 --> 00:02:38,992
و دارم همه چیز رو نصفه و نیمه رها می‌کنم

26
00:02:39,492 --> 00:02:41,369
از جانشینتون ناراضی هستید؟

27
00:02:43,288 --> 00:02:46,457
هنوزم می‌تونیم ایده‌ی ازدواج
و وارث رو بررسی کنیم

28
00:02:46,541 --> 00:02:51,921
دمرزل، بخاطر کسی که هستی
...یا شاید بخاطر چیزی که هستی

29
00:02:54,299 --> 00:02:55,800
چیز هایی هستن که هیچوقت نمی‌فهمی

30
00:02:55,842 --> 00:02:57,760
شاید روزی مرگ رو بفهمم

31
00:02:58,303 --> 00:02:59,554
درسته

32
00:03:00,263 --> 00:03:03,057
ولی شک دارم به این زودی‌ها موعدش رو حس کنی

33
00:03:07,103 --> 00:03:10,231
من باید کامل شدن پل ستاره‌ای رو می‌دیدم

34
00:03:11,649 --> 00:03:15,695
خودم، ذهنم، چشم‌هام

35
00:03:17,780 --> 00:03:20,950
باید از سکوی مداری با هم بالا می‌رفتیم

36
00:03:21,034 --> 00:03:23,453
و به پایین نگاه می‌کردیم و تمام
چیزهایی که ساختیم رو می‌دیدیم

37
00:03:24,829 --> 00:03:26,164
و یه روزی این کارو می‌کنیم

38
00:03:28,875 --> 00:03:30,585
تداومِ شما یه چیز مسلمه

39
00:03:33,796 --> 00:03:36,716
(چهارصد سال بعد)

40
00:03:37,383 --> 00:03:40,511
زیاد بهش فکر می‌کنی؟ -
شما که منو می‌شناسید -

41
00:03:41,429 --> 00:03:44,515
من هیچ چیز یا هیچکس رو فراموش نمی‌کنم

42
00:03:44,557 --> 00:03:46,351
(نوزده سال بعد از انفجار پل ستاره‌ای)

43
00:03:46,351 --> 00:03:48,978
امپراتوری همیشه در ذهن منه
(نوزده سال بعد از انفجار پل ستاره‌ای)

44
00:03:49,020 --> 00:03:52,023
مدارِ سکو با سرعت زیادی در حال مرگه

45
00:03:53,691 --> 00:03:57,570
یا شایدم فیزیکدان‌ها اینو گفتن
چون نگرانن روی سرشون سقوط کنه

46
00:03:57,654 --> 00:03:59,530
کار اونا اینه که نگران اینجور چیزا باشن

47
00:03:59,614 --> 00:04:01,115
کار ما نیست؟

48
00:04:06,329 --> 00:04:09,958
شاید هنوز کار تو باشه
ولی دیگه کار من نیست

49
00:04:10,959 --> 00:04:12,460
و همینطور دیگه کار اون هم نیست

50
00:04:13,253 --> 00:04:15,755
این که چطور این روزهای آخر رو بگذرونید
به خودتون بستگی داره

51
00:04:16,547 --> 00:04:18,174
هر نسخه از شما متفاوته

52
00:04:19,842 --> 00:04:21,052
یه جورایی به این حرف شک دارم

53
00:04:21,970 --> 00:04:26,557
ولی ممنون از اینکه موقع محو شدنم از
صحنه‌ی روزگار کاری می‌کنی حس کنم خاص هستم

54
00:04:30,812 --> 00:04:32,105
برای ایشون سخت ترین دوران بود

55
00:04:33,106 --> 00:04:35,400
ایشون فقط داونِ نوزاد رو
داشتن تا روی تخت پادشاهی بشونن

56
00:04:36,276 --> 00:04:37,652
کودکی با چشم‌های ایشون

57
00:04:39,237 --> 00:04:43,574
از هر نظر همسان بودن
ولی به هر حال ایشون نوزاد بودن

58
00:04:45,076 --> 00:04:47,161
وقتی بهشون نگاه می‌کنم
به این فکر می‌کنم

59
00:04:48,746 --> 00:04:50,331
اون تو رو هم داشت

60
00:04:52,542 --> 00:04:56,629
لطفاً به دیدن استاد ایلان برید اعلی‌حضرت
ایشون منتظر آخرین تست لباستون هستن

61
00:05:05,972 --> 00:05:07,390
شروع کنیم؟

62
00:05:11,853 --> 00:05:14,522
جزئیاتش، بی‌نقص هستن

63
00:05:16,399 --> 00:05:17,984
برای دوخت جادکمه

64
00:05:18,067 --> 00:05:19,610
سبز یشمی فکر کنم خوب باشه

65
00:05:24,824 --> 00:05:26,284
برو
برو

66
00:05:37,420 --> 00:05:38,713
متأسفم اعلی‌حضرت

67
00:05:38,796 --> 00:05:40,048
وزن کم کردم

68
00:05:40,131 --> 00:05:42,467
...مطمئنم استخوان بندیتون -
من دارم فرتوت و کوچیک میشم -

69
00:05:43,593 --> 00:05:46,095
دنیا قراره منو از فاصله‌ی دور ببینه

70
00:05:47,347 --> 00:05:49,515
لباس یه چیز منحصر بفرده ایلان

71
00:05:50,892 --> 00:05:55,104
این یه مزیته که هنگام
عروج این لباس رو تنم کنم

72
00:05:55,188 --> 00:05:57,273
ممنون اعلی‌حضرت

73
00:05:57,357 --> 00:06:00,068
میشه تمومش کنیم؟

74
00:06:04,989 --> 00:06:08,409
ایلان، بذار دختره کارو دست بگیره

75
00:06:24,759 --> 00:06:27,929
برادر داسک، نمی‌دونستم اینجا میاید

76
00:06:32,725 --> 00:06:35,520
آناکرئون، تسپیس

77
00:06:35,603 --> 00:06:38,189
برام سؤاله بعد از رفتن من
هم از اونا صحبت می‌کنید یا نه

78
00:06:38,272 --> 00:06:41,025
ما اون بی‌تمدن‌ها رو در هم شکستیم
و اونا رو به حال خودشون رها کردیم

79
00:06:41,734 --> 00:06:44,195
ازمون می‌خوای چی بگیم که تا حالا نگفتی؟

80
00:06:44,278 --> 00:06:48,533
نمی‌دونم، هنوز سعی دارم تصمیم بگیرم
چی بگم که هنوز نگفتم

81
00:06:48,616 --> 00:06:49,867
راجع به آسمانِ دوردست؟

82
00:06:49,951 --> 00:06:55,665
راجع به همه چیز، راجع به این که
آیا توان کنترل کردن این‌ها رو داریم؟

83
00:06:55,748 --> 00:07:00,586
هر چند که سخنان ناگفته زیادی دارم
که از هدر دادنشون متنفرم

84
00:07:00,670 --> 00:07:02,797
وقتی از آسمان دوردست حرف بزنی هدر میرن

85
00:07:02,880 --> 00:07:04,132
من از سلدون حرف می‌زنم

86
00:07:04,215 --> 00:07:05,216
مردی که خیلی وقته مُرده

87
00:07:06,884 --> 00:07:07,927
و بزودی از یادها میره

88
00:07:08,010 --> 00:07:11,556
این یعنی دیگه حرف‌هاش
در این امپراتوری ارزشی نداره؟

89
00:07:11,639 --> 00:07:14,058
...برادر، امراتوری قدرتمنده

90
00:07:18,104 --> 00:07:20,440
میراث کلئونِ اول

91
00:07:20,523 --> 00:07:23,276
در عجبم راهی برای نجاتش هست یا نه

92
00:07:23,359 --> 00:07:26,737
با بالابرهای رانشی اونا رو تثبیت کنیم؟
به سمت آسمان‌ها بفرستیمش

93
00:07:27,321 --> 00:07:28,489
که چی بشه؟

94
00:07:28,573 --> 00:07:33,286
تا به دست ضعف خودمون
بقایای رویای کلئونِ اول رو

95
00:07:33,870 --> 00:07:35,288
نابود نکنیم

96
00:07:42,795 --> 00:07:43,921
برادر داسک

97
00:07:45,673 --> 00:07:51,095
ما رویای بزرگ کلئونِ اول هستیم
نه پل ستاره‌ای

98
00:07:57,935 --> 00:07:59,145
رویا پرداز

99
00:08:03,107 --> 00:08:04,734
دانشمند

100
00:08:06,402 --> 00:08:08,029
کیمیاگر

101
00:08:13,451 --> 00:08:14,619
و من
«کلئونِ نقاش»

102
00:08:18,539 --> 00:08:20,541
«کلئونِ رویا پرداز»

103
00:08:30,551 --> 00:08:32,470
تمام عمرم سعی کردم

104
00:08:33,137 --> 00:08:36,724
ولی فکر نکنم هیچوقت تونسته
باشم اون چهره رو بازسازی کنم

105
00:08:38,142 --> 00:08:41,812
بیاید، برادراتون آخرین هدیه رو براتون دارن

106
00:08:42,188 --> 00:08:44,899
ازتون ممنونم برادران، برای این غذای زیبا

107
00:08:45,399 --> 00:08:49,111
می‌تونم مزه‌ی اهمیت رو
در هر بار خوردنم بفهمم

108
00:09:29,777 --> 00:09:33,823
به ترنتور خوش آمدید
چشمِ امپراتوری

109
00:09:33,906 --> 00:09:35,783
خیلی زمان گذشته

110
00:09:37,451 --> 00:09:39,203
اون باشکوه بود
مگه نه؟

111
00:09:39,287 --> 00:09:40,955
لطفاً به صلح احترام
بذارید و از آن لذت ببرید

112
00:09:41,038 --> 00:09:42,164
درسته

113
00:09:42,915 --> 00:09:46,669
و به افتخار اون برای تو
چیز بزرگتری خلق می‌کنیم

114
00:09:48,588 --> 00:09:51,674
لطفاً به صلح احترام
بذارید و از آن لذت ببرید

115
00:10:57,740 --> 00:11:01,535
نباید اینجا باشید
می‌دونید که

116
00:11:01,619 --> 00:11:06,123
ممکن نیست من اولین نفری باشم
که می‌خوام نسخه‌ی جوانم رو ببینم

117
00:11:06,207 --> 00:11:08,167
برای همین بود که قانون رو درست کردیم

118
00:11:08,250 --> 00:11:11,837
تا حالا اون آواز رو نشنیده بودم
یا شایدم شنیدم؟

119
00:11:17,885 --> 00:11:20,596
تعجبی نداره که امپراتوری انقدر دوستت داره

120
00:11:22,598 --> 00:11:27,436
نمی‌تونم اون بچه رو
نگاه کنم و فکر کنم بی‌گناهه

121
00:11:27,520 --> 00:11:28,938
...حتی اگه حق با سلدون نبود

122
00:11:31,190 --> 00:11:33,234
یه مورد غیر طبیعی توی این بچه هست

123
00:11:35,528 --> 00:11:36,529
شما باید برید

124
00:11:37,988 --> 00:11:39,240
باید استراحت کنید

125
00:11:49,750 --> 00:11:53,170
عجیبه، دیدن خودت که قراره متولد بشی

126
00:13:04,200 --> 00:13:07,661
بخوابید، فردا می‌بینمتون

127
00:13:07,745 --> 00:13:09,371
...امشب دیدمت

128
00:13:10,289 --> 00:13:13,542
که به اولین برادرمون در
پل ستاره‌ای نگاه می‌کردی

129
00:13:14,543 --> 00:13:16,295
ما کافی نیستیم؟

130
00:13:18,297 --> 00:13:20,341
برای همین دلت براش تنگ شده؟

131
00:13:22,718 --> 00:13:24,678
نه برادر عزیز

132
00:13:26,263 --> 00:13:27,473
تو کافی هستی

133
00:13:32,812 --> 00:13:36,106
فقط مشکل اینجاست
که همیشه منو ترک می‌کنی

134
00:14:17,356 --> 00:14:20,150
تو به بزرگی ما رسیدی

135
00:14:21,277 --> 00:14:24,780
برادر داون
حالا دِی هستی

136
00:14:38,335 --> 00:14:41,714
ممنونم برادر داسک

137
00:14:52,099 --> 00:14:55,394
و داونِ جدید همین حالا بیدار شد

138
00:14:56,145 --> 00:14:59,106
روز طولانی و زیبایی پیش رو داری

139
00:15:05,279 --> 00:15:08,157
برادر دارکنس
زمانش رسیده

140
00:15:23,756 --> 00:15:25,507
رویا درونِ شما به زندگی ادامه میده

141
00:15:25,591 --> 00:15:28,677
چون شما رویا رو درون خودتون زنده نگه داشتید

142
00:15:49,239 --> 00:15:51,116
چیزی نیست

143
00:15:56,747 --> 00:15:57,748
مشکلی نیست

144
00:15:59,083 --> 00:16:00,417
همه چیز درسته

145
00:16:04,254 --> 00:16:05,547
نه

146
00:16:08,217 --> 00:16:09,969
یه چیزی اشتباهه

147
00:16:28,612 --> 00:16:29,780
دمرزل

148
00:16:30,906 --> 00:16:34,076
من هیچ چیز یا هیچکس رو فراموش نمی‌کنم

149
00:16:36,036 --> 00:16:38,122
امپراتوری همیشه در ذهن منه

150
00:17:22,916 --> 00:17:25,419
برای زنده بودن باید ارواح رو شناخت

151
00:17:32,551 --> 00:17:34,511
اگه گوش کنیم زمزمه‌هاشون رو می‌شنویم

152
00:17:34,553 --> 00:17:38,640
(هفده سال بعد)

153
00:17:38,974 --> 00:17:41,351
همه‌ی ما توسط پیامبران تسخیر شدیم

154
00:17:41,685 --> 00:17:43,687
«کلئونِ چهاردهم»

155
00:17:44,938 --> 00:17:48,525
مطمئنید می‌خواید پاکش کنید برادر داون؟

156
00:17:48,609 --> 00:17:49,610
بله

157
00:17:50,444 --> 00:17:51,445
دیگه بهش علاقه‌ای ندارم

158
00:17:57,534 --> 00:17:59,995
با به خطر انداختن خودمون،
مرده‌ها رو نادیده می‌گیریم

159
00:18:04,416 --> 00:18:07,753
و وقتی امپراتوی یک نسل از کلئون رو گذروند

160
00:18:07,836 --> 00:18:10,464
بنیاد شروع به مسکونی کردن ترمینس کرد

161
00:18:11,882 --> 00:18:15,219
امپراتوری هری رو دست کم گرفت
هممون دست کم گرفتیمش

162
00:18:16,929 --> 00:18:20,891
هری پیش‌بینی کرده بود که کلئون‌ها
تبعید رو به جای اعدام انتخاب می‌کنن

163
00:18:22,893 --> 00:18:25,646
پیش‌بینی کرده بود که
سرانجامِ پیروانش ترمینس هست

164
00:18:39,243 --> 00:18:42,663
اومدنشون از هر جنبه‌ای
...از پیش تعیین شده بود

165
00:18:46,667 --> 00:18:48,502
...مکانی که مهاجرا فرود میان

166
00:18:51,839 --> 00:18:53,799
مکانی که قرارگاهشون رو می‌سازن

167
00:19:11,233 --> 00:19:13,569
تعجبشون رو تصور کنید

168
00:19:13,652 --> 00:19:17,656
وقتی که فهمیدن یه چیز
دیگه هم از قبل اونجاست

169
00:19:20,868 --> 00:19:23,328
اون دیگه چیه؟

170
00:19:45,434 --> 00:19:47,019
توی بررسی‌ها نبود

171
00:19:47,102 --> 00:19:48,604
باید برگردیم؟

172
00:19:48,687 --> 00:19:51,815
کجا برگردیم ماری؟
این سفر همیشه یه طرفه بوده

173
00:19:52,566 --> 00:19:55,652
من میرم بررسیش کنم -
نه، با هم میریم -

174
00:20:03,827 --> 00:20:05,662
لاوری، حالت خوبه؟

175
00:20:05,746 --> 00:20:06,830
آره، آره -
بیا -

176
00:20:06,914 --> 00:20:09,291
فقط یکم سرم گیج رفت -
یالا -

177
00:20:13,962 --> 00:20:15,172
برگردید عقب

178
00:20:17,799 --> 00:20:19,551
عباس! برگرد

179
00:20:31,396 --> 00:20:33,815
به اسم «معلق» شناخته شد

180
00:20:34,650 --> 00:20:37,569
و بعد از چندین دهه
افسانه‌های بی‌شماری راجع بهش درست شد

181
00:20:39,821 --> 00:20:42,658
یه شیء باستانی بود که
بیگانه‌های فضایی اونو جا گذاشته بودن

182
00:20:45,410 --> 00:20:48,080
یه قرارگاه نظارتی توسط کلئون‌ها فرستاده شد

183
00:20:50,290 --> 00:20:52,417
همه‌ی مهاجرا می‌دونستن

184
00:20:52,501 --> 00:20:56,088
که معلق نمی‌ذاره کسی بهش نزدیک بشه

185
00:20:57,339 --> 00:20:59,716
برای همین اونا هم ازش دور موندن

186
00:21:15,148 --> 00:21:16,858
سفینه‌ی کُند از هم پاشیده شد

187
00:21:18,694 --> 00:21:20,570
یه پناهگاه از پایه بنا شد

188
00:21:25,450 --> 00:21:29,288
و چیزی که زمانی اسرار آمیز بود
حالا دیگه عادی شده بود

189
00:21:35,335 --> 00:21:37,087
معلمش میگه سر و کله زدن باهاش سخته

190
00:21:38,380 --> 00:21:39,464
میگه اون یه غریبه‌ست

191
00:21:41,049 --> 00:21:42,175
خوبه

192
00:21:42,259 --> 00:21:44,136
گوش نمیدی عباس

193
00:21:44,803 --> 00:21:45,804
اون یه رویا پردازه

194
00:21:47,055 --> 00:21:49,099
حواسش پرته

195
00:21:50,934 --> 00:21:52,811
اون یه متفکره
مثل تو

196
00:21:56,064 --> 00:21:57,482
حواسش پرت نیست

197
00:21:58,900 --> 00:21:59,985
آگاهه

198
00:22:00,777 --> 00:22:03,905
نگاهش کن
مجذوبش شده

199
00:22:09,202 --> 00:22:10,203
زیباست

200
00:22:11,788 --> 00:22:13,040
خطرناکه

201
00:22:13,123 --> 00:22:14,916
فکر می‌کنی داخلش چیه؟

202
00:22:15,000 --> 00:22:16,877
نمی‌دونیم

203
00:22:16,960 --> 00:22:18,879
پس از کجا می‌دونی خطرناکه؟

204
00:22:25,385 --> 00:22:26,386
بیا

205
00:22:28,013 --> 00:22:30,807
(زمان حال)

206
00:23:34,955 --> 00:23:35,956
برو

207
00:23:37,833 --> 00:23:38,834
دور شو

208
00:24:23,336 --> 00:24:25,964
همین روزاست که بهم بخوره
و اونوقت خیلی متأسف میشی

209
00:24:26,047 --> 00:24:27,132
سر و وضعت خوبه

210
00:24:27,215 --> 00:24:28,633
آره، هماهنگن

211
00:24:28,717 --> 00:24:30,927
کدوم بخش‌ها؟ -
چکمه راستی با چکمه چپی -

212
00:24:31,011 --> 00:24:32,554
چطور این از دستم در رفت؟

213
00:24:33,388 --> 00:24:35,223
محیط چطور پیش میره؟

214
00:24:35,307 --> 00:24:37,267
تازه از گشتِ ارتفاعات برگشتم

215
00:24:37,350 --> 00:24:40,312
باغچه‌های گلسنگ دارن کوچیک میشن
هلال‌های یخی دارن میرن سمت جنوب

216
00:24:40,395 --> 00:24:42,272
انگار قراره بهار گرم و خوبی داشته باشیم

217
00:24:42,355 --> 00:24:43,607
بگو که از دستش نمیدی

218
00:24:44,566 --> 00:24:46,318
چی، بوی گند گوگرد؟

219
00:24:47,611 --> 00:24:48,612
و یخ‌زدگی‌ها؟

220
00:24:48,695 --> 00:24:52,115
نه، نگهبان بودن به تو خیلی بیشتر میاد تا من

221
00:24:54,367 --> 00:24:56,411
این یکی گُندس، نه؟

222
00:24:56,495 --> 00:25:01,124
آره، بیشاپز کلا، مؤنث
شاید 600 کیلو وزنشه

223
00:25:01,208 --> 00:25:04,127
توی چند هفته‌ی گذشته شبا
دیر وقت حصارها رو چک می‌کرده

224
00:25:04,211 --> 00:25:07,422
می‌خوام اسمشو بذارم میبل
تنها می‌پره

225
00:25:09,299 --> 00:25:12,469
سالور، چرا این موقع صبح منو کشوندی اینجا؟

226
00:25:14,513 --> 00:25:17,599
وقتی دخترم واسه چیزی دست دست می‌کنه می‌فهمم
یالا بگو

227
00:25:18,767 --> 00:25:20,685
یه تست کوچیک انجام دادم

228
00:25:22,729 --> 00:25:25,482
محدوده‌ی خالی از سکنه یه مشکلی داره

229
00:25:26,066 --> 00:25:27,859
و چی باعث شد الان بررسیش کنی؟

230
00:25:27,943 --> 00:25:29,361
نمی‌دونم، یه حس؟

231
00:25:30,820 --> 00:25:32,656
بررسیش کردم
مدرک دارم

232
00:25:32,739 --> 00:25:34,616
البته
به اونم گفتی؟

233
00:25:34,699 --> 00:25:36,034
اول می‌خواستم تو بدونی

234
00:25:36,117 --> 00:25:39,204
ممنونم ولی اینو باید اون بدونه

235
00:25:41,331 --> 00:25:42,791
روی بخش مدرک هم بیشتر تأکید کن

236
00:26:05,063 --> 00:26:07,399
به لطف تلاش‌های دکتر سلدون

237
00:26:07,482 --> 00:26:10,151
کلئونِ دوازدهم پناهگاه ما رو برقرار کرد

238
00:26:10,235 --> 00:26:13,780
در بحث زمان‌سنجی
ساعت آبی ابزار دقیق تریه

239
00:26:13,863 --> 00:26:18,410
درسته، ولی برای کار کردن به آب نیاز داره
درسته؟

240
00:26:18,493 --> 00:26:19,786
خب، معلومه

241
00:26:19,869 --> 00:26:22,122
چی میشه اگه آب تموم بشه
کارآموز جُرد؟

242
00:26:22,205 --> 00:26:26,084
برای ساعت آفتابی تنها یه اشاره‌گر نیازه
که میشه این تیغه

243
00:26:26,167 --> 00:26:28,044
و البته...خورشید

244
00:26:29,296 --> 00:26:35,427
هری سلدون به ما اعتماد کرد که
بعد از نابودی تمدن رو از نو بسازیم

245
00:26:35,510 --> 00:26:36,720
نمی‌تونیم بر پایه احتمالات کار کنیم

246
00:26:36,803 --> 00:26:39,222
حالا چه بازمانده‌های
آینده بتونن بخونن یا نه

247
00:26:39,306 --> 00:26:40,599
یا به هر زبونی حرف بزنن

248
00:26:40,682 --> 00:26:43,560
حتی نمی‌دونیم ممکنه توی چه
سیاره‌هایی خودشونو پیدا کنن

249
00:26:44,561 --> 00:26:47,355
اگه خودشونو توی سیگنس پرایم پیدا کنن چی؟

250
00:26:47,981 --> 00:26:51,192
جایی که تنها رطوبتِ موجود
برگ‌ریزهای ویره هستن

251
00:26:51,276 --> 00:26:55,113
پس، آره
ساعت آبی دقیق تره

252
00:26:56,156 --> 00:26:57,824
ولی ساعت آفتابی کار آمدتره

253
00:26:57,907 --> 00:27:01,661
‫ما نمی‌تونیم برای هر وضعیت یا احتمالی که
‫نسل‌های بعدی ما با اون روبه‌رو هستن تدارک ببینیم.

254
00:27:01,745 --> 00:27:04,205
‫بخاطر همین هم
‫به هر گونه نظری نمی‌تونیم ادامه بدیم،

255
00:27:04,289 --> 00:27:06,499
‫برای همین باید تصمیم بگیریم
‫و بارها و بارهای دیگه تصمیم بگیریم.

256
00:27:08,335 --> 00:27:09,878
‫تا وقتی که نابودی فرا برسه.

257
00:27:10,462 --> 00:27:12,297
‫من بودم ساعت آبی رو انتخاب می‌کردم.

258
00:27:12,380 --> 00:27:15,050
‫اگه اینجا هنوزم تمرین می‌کردی
‫می‌تونستی انتخاب کنی.

259
00:27:15,133 --> 00:27:16,635
‫ببخشید...

260
00:27:16,718 --> 00:27:18,261
‫می‌دونم مناسب همین
‫جایگاهی که داری هستی

261
00:27:18,386 --> 00:27:20,930
‫- من نیستم.
‫- ولی باور که داری و همین کافیه.

262
00:27:21,139 --> 00:27:22,182
‫نه، طوری از اینجا تعریف نکن
‫که انگار یه فرقه‌ست.

263
00:27:22,265 --> 00:27:23,683
‫بعضی از افراد نسل ما می‌دونن
‫که دینداری واقعی چطوریه.

264
00:27:23,683 --> 00:27:25,977
‫اصلا می‌خوای بدونی
‫اومدم چی بهت بگم؟

265
00:27:31,399 --> 00:27:32,859
‫می‌دونی که دوست ندارم نزدیکش بشم.

266
00:27:35,779 --> 00:27:37,030
‫محدودهٔ خالی از سکنه
‫در حال گسترشه.

267
00:27:38,740 --> 00:27:41,534
‫محدوده قبلاً از اینجا شروع می‌شد.
‫حالا از اینجا شروع میشه.

268
00:27:43,370 --> 00:27:46,414
‫اگر همین‌طور گسترده‌تر بشه،
‫شاید لازم باشه که شهر رو تخلیه کنیم.

269
00:28:07,435 --> 00:28:09,396
‫اولین باری رو که اینجا پیدات کردم یادمه.

270
00:28:10,355 --> 00:28:12,440
‫چهار ساله، نصف شبی،

271
00:28:12,524 --> 00:28:15,944
‫یه جوری زیرش وایستاده بودی
‫انگار که هیچی نیست.

272
00:28:17,946 --> 00:28:19,989
‫آره، فکر می‌کردم داره صدام می‌زنه.

273
00:28:20,073 --> 00:28:21,157
‫روح رو میگم.

274
00:28:22,992 --> 00:28:24,327
‫مثل یه دوست خیالی.

275
00:28:25,995 --> 00:28:29,165
‫روی زمین خوابیدم و سعی کردم سینه‌خیز به سمتت
‫بیام ولی خیلی درد داشت.

276
00:28:29,249 --> 00:28:30,583
‫همین‌طور...

277
00:28:32,669 --> 00:28:33,753
‫نگاهم کردی.

278
00:28:35,547 --> 00:28:39,551
‫نمی‌تونستم بفهمم چرا
‫معلق به تو آسیب می‌زنه و به من نمی‌زنه.

279
00:28:40,051 --> 00:28:41,302
‫تو با بقیه فرق داری، سالور.

280
00:28:42,595 --> 00:28:43,805
‫همیشه فرق داشتی.

281
00:28:46,307 --> 00:28:47,684
‫پس چرا من رو مخفی می‌کنی؟

282
00:28:50,770 --> 00:28:53,189
‫من و پدرت دوست نداشتیم که
‫طرز برخورد مردم با تو فرق داشته باشه.

283
00:28:53,189 --> 00:28:56,776
‫آره، ولی بازم فرق داره مامان.
‫همیشه همین‌طورن.

284
00:28:59,779 --> 00:29:01,114
‫براشون مایهٔ دردم.

285
00:29:01,823 --> 00:29:03,074
‫درست مثل معلق.

286
00:29:03,158 --> 00:29:04,701
‫الان داره صدات می‌زنه؟

287
00:29:07,203 --> 00:29:08,246
‫با کلمه نه.

288
00:29:09,581 --> 00:29:10,915
‫ثابت کن.

289
00:29:13,752 --> 00:29:15,003
‫به نظرم داره بیدار میشه.

290
00:29:15,879 --> 00:29:17,380
‫تو و بقیه‌ی نویسنده‌‌‌های دایرة‌المعارف

291
00:29:17,464 --> 00:29:21,468
‫برای یک بحران بعید داشتید آماده می‌شدید.

292
00:29:24,262 --> 00:29:27,724
‫ولی فکر کنم شروع شده، الان.

293
00:29:29,642 --> 00:29:31,603
‫- هیوگو اومده!
‫- زودباشید، هیوگوئه!

294
00:29:31,686 --> 00:29:33,396
‫- هیوگو!
‫- هیوگو!

295
00:29:33,480 --> 00:29:35,440
‫هیوگو!

296
00:29:35,523 --> 00:29:37,484
‫نگاهش کنید! زودباشید.

297
00:29:44,949 --> 00:29:47,869
‫- از این وسط رد بشید.
‫- هی، نه! هی!

298
00:29:47,952 --> 00:29:49,829
‫- نمی‌تونی من رو بگیری.
‫- از این طرف.

299
00:29:49,913 --> 00:29:52,999
‫بیاین بچه‌ها، بیاین.
‫عجله کنید! بریم!

300
00:29:53,082 --> 00:29:55,126
‫پولی، زودباش! عجله کن!

301
00:29:55,752 --> 00:29:57,962
‫هیوگو! هیوگو!

302
00:30:01,716 --> 00:30:03,676
‫- هیوگو!
‫- هیوگو!

303
00:30:03,760 --> 00:30:04,969
‫چهار طرفدار دو آتیشه‌ات اینجان، هیوگو!

304
00:30:05,053 --> 00:30:08,348
‫خانم‌ها، آقایون،
‫واسه شما آدم بزرگا چه کاری می‌تونم بکنم؟

305
00:30:08,431 --> 00:30:09,808
‫چیزی برامون آوردی؟

306
00:30:10,767 --> 00:30:13,269
‫شکلات کرلینی، خدمت شما.

307
00:30:13,520 --> 00:30:15,772
‫ما که التماس نمی‌کنیم، داریم...
‫معامله می‌کنیم.

308
00:30:15,772 --> 00:30:17,690
‫این‌طوریه؟ چی در ازای چی؟

309
00:30:17,774 --> 00:30:20,568
‫هوش و گروه خودمون خوبه؟

310
00:30:21,194 --> 00:30:22,195
‫به سختی میشه رد کرد.

311
00:30:24,739 --> 00:30:25,740
‫بذارید یه چیزی بگم.

312
00:30:26,908 --> 00:30:28,910
‫اگه شما دلقک‌ها توی
‫خالی کردن وسایل کمکم کنید،

313
00:30:28,993 --> 00:30:31,955
‫شاید بتونم یه چیزی که یه خورده
‫مناسب بالاتر از سن شماست پیدا کنم.

314
00:30:31,955 --> 00:30:33,665
‫قبوله، انجامش می‌دم.

315
00:30:33,748 --> 00:30:34,833
‫همه‌مون انجام میدیم.

316
00:30:34,916 --> 00:30:35,917
‫پس برید.

317
00:30:36,000 --> 00:30:37,418
‫- زودباشید بچه‌‌ها.
‫- زودباشید.

318
00:30:37,502 --> 00:30:39,504
‫- کیِر، بگیرش، پولی.
‫- من اینجام.

319
00:30:53,184 --> 00:30:54,269
‫چه بوی گندی میاد.

320
00:30:54,853 --> 00:30:57,522
‫بایدم بوی گندی بده.
‫سوراخ‌های چکمه‌هام رو چسب زدم.

321
00:30:57,605 --> 00:30:58,731
‫پیاز‌ها بیشتر از اونیه که فکر می‌کردم.

322
00:30:59,858 --> 00:31:01,568
‫شایدم من دستور پخت
‫اشتباهی دارم.

323
00:31:01,651 --> 00:31:03,319
‫اگه اشتباه باشه که
‫فاجعه میشه.

324
00:31:05,405 --> 00:31:06,489
‫همین‌طور باید بمونه.

325
00:31:08,449 --> 00:31:09,492
‫چی شده؟

326
00:31:10,326 --> 00:31:11,619
‫مرد توی آشپزخونمه.

327
00:31:15,874 --> 00:31:17,041
‫از کِی اینجایی؟

328
00:31:17,876 --> 00:31:20,128
‫29 ساعتی میشه.

329
00:31:21,921 --> 00:31:23,798
‫و بقیه‌ی کهکشان چطور بود؟

330
00:31:23,882 --> 00:31:24,883
‫اوه، بزرگ بود.

331
00:31:25,592 --> 00:31:27,010
‫یه موقعی باید بری ببینی.

332
00:31:28,136 --> 00:31:29,137
‫جدی؟

333
00:31:30,471 --> 00:31:31,723
‫آیرینای چهارم.

334
00:31:32,807 --> 00:31:34,934
‫یه قاره بیشتر نداره،
‫ولی سر تا سر استواییه.

335
00:31:35,018 --> 00:31:37,270
‫حشره‌ داره اندازهٔ سگ
‫ولی به همون اندازه نازن.

336
00:31:38,521 --> 00:31:40,607
‫دارو دادم و میوه برداشتم.

337
00:31:40,690 --> 00:31:43,109
‫مثل آدم سیاری که از
‫هر جایی آذوقه‌ش رو جور می‌کنه.

338
00:31:43,651 --> 00:31:46,112
‫- میوه‌ها رو کجا بردی؟
‫- به هسپروس.

339
00:31:46,195 --> 00:31:48,656
‫که میشه گفت به خوبی خودم بود.

340
00:31:48,740 --> 00:31:52,535
‫ولی مأموریت سختی
‫توی این خوشهٔ ستاره‌ای داشتم.

341
00:31:53,870 --> 00:31:55,955
‫به محض اینکه من معامله رو شروع کردم
‫اونا هم همین‌طور ادامه دادن.

342
00:31:56,039 --> 00:31:59,918
‫وضعیت کارکنان، شکر، رام و پولی خوبی داشت.

343
00:32:01,836 --> 00:32:04,714
‫فکر می‌کنی چندتا ماه داره،
‫باید ببینی چیا دارن.

344
00:32:04,797 --> 00:32:06,883
‫از آسمونش انگار سکه می‌ریزه.

345
00:32:06,966 --> 00:32:08,718
‫- سکه می‌ریزه؟
‫- اوهوم.

346
00:32:08,801 --> 00:32:10,261
‫خیلی دوست دارم ببینم.

347
00:32:10,345 --> 00:32:13,264
‫خب، باید بری.
‫از این سیارهٔ یخی بیا بریم.

348
00:32:32,116 --> 00:32:33,534
‫اینجا چی‌کار می‌‌کنی؟

349
00:32:36,537 --> 00:32:37,705
‫وایستا!

350
00:32:44,796 --> 00:32:47,298
‫وایستا، ساعت از خاموشی گذشته.

351
00:33:05,024 --> 00:33:07,694
‫آهای! آهای!

352
00:33:40,059 --> 00:33:41,060
‫کی هستی؟

353
00:34:33,237 --> 00:34:34,405
‫یعنی چی؟

354
00:34:35,156 --> 00:34:36,657
‫صدای گلوله شنیدم.
‫چی شده؟

355
00:34:36,741 --> 00:34:39,285
‫من دیوونه شدم یا
‫این سفینهٔ آناکرئونه؟

356
00:34:44,540 --> 00:34:46,209
‫اوه، دیوونه شدی.

357
00:34:46,292 --> 00:34:47,502
‫ولی نه توی این مسئله.

358
00:34:56,594 --> 00:34:58,304
‫و بعد این سه سفینه اومدن.

359
00:34:58,805 --> 00:35:01,140
‫- بهشون خوش‌‌آمد بگید
‫- گفتیم، جوابی نگرفتیم.

360
00:35:01,224 --> 00:35:03,267
‫درخواست ملاقاتمون رو هم قبول نمی‌کنند.

361
00:35:03,351 --> 00:35:05,228
‫باید یکی از شاتل‌‌هامون
‫رو برای دیدنشونن بفرستیم؟

362
00:35:05,311 --> 00:35:06,604
‫شاتل‌‌هایی که مسلح نیستن؟

363
00:35:07,688 --> 00:35:10,066
‫این‌ها سفینه‌ی جنگی هستن، مسلحه.

364
00:35:10,149 --> 00:35:11,442
‫این چرا اینجا اومده؟

365
00:35:11,526 --> 00:35:13,528
‫چون می‌دونه سفینه‌ی جنگی چه شکلیه.

366
00:35:13,611 --> 00:35:14,946
‫در ضمن، خودش از تسپینه.

367
00:35:15,029 --> 00:35:16,405
‫بعد از بمباران به سیارهٔ خودش نرفته.

368
00:35:17,073 --> 00:35:18,574
‫امکان نداره، این یعنی...

369
00:35:18,658 --> 00:35:21,994
‫نزدیک هفتاد سالمه
‫ولی نصف عمرم رو بین دروازه‌ها خواب منجمد داشتم.

370
00:35:22,537 --> 00:35:24,872
‫وقتی به آناکرئون کالایی رو می‌بری
‫بهتره خونت غیر اسیدی باشه.

371
00:35:24,872 --> 00:35:28,376
‫- آناکرئون مورد تأیید امپراتوریه.
‫- بچه نباش، لوئیس.

372
00:35:28,459 --> 00:35:31,420
‫شاید اشتباه باشه.
‫شایدم راهشون رو گم کردن.

373
00:35:31,504 --> 00:35:33,506
‫دقیقا سعی کردن دزدکی
‫وارد رادار ما بشن.

374
00:35:33,506 --> 00:35:36,592
‫ما که فقط یه پایگاه علمی هستیم.
‫چیز باارزشی اینجا نداریم.

375
00:35:36,676 --> 00:35:39,220
‫شهردار، تا به حال آناکرئون‌ها
‫اینجا اومدن؟

376
00:35:39,303 --> 00:35:42,140
‫نه آناکرئون نه تسپین.
‫هیچکس توی این سی سال نیومده.

377
00:35:42,223 --> 00:35:45,017
‫طبق فرمان امپراتوری،
‫ورود به ترمینس برای همشون قدغنه.

378
00:35:45,101 --> 00:35:46,686
‫حتما به معلق ربط داره.

379
00:35:46,769 --> 00:35:48,062
‫چی؟

380
00:35:48,980 --> 00:35:50,773
‫محدودهٔ خالی از سکنه
‫داره گسترده‌تر میشه.

381
00:35:50,857 --> 00:35:52,275
‫- دیروز متوجه شدم؟
‫- سرعش چقدره؟

382
00:35:52,275 --> 00:35:54,026
‫روز بعد هم آناکروئن‌ها
‫سر و کله‌شون پیدا شد.

383
00:35:54,110 --> 00:35:56,654
‫اساساً ما یه پایگاه نظامی هستیم.

384
00:35:56,737 --> 00:36:00,116
‫و خدا می‌دونه که آناکرئون‌ها
‫چه دعوایی با امپراتوری دارن.

385
00:36:00,199 --> 00:36:02,326
‫نظرت اینه که معلق ممکنه که...

386
00:36:02,410 --> 00:36:04,745
‫نظرم اینه که معلق چیزی رو می‌دونسته
‫و واکنش نشون داده.

387
00:36:04,829 --> 00:36:06,080
‫شایدم بهمون هشدار داده.

388
00:36:06,164 --> 00:36:11,377
‫یعنی معلق به تو علامت داده؟
‫چون به نحوی آدم خاصی هستی؟

389
00:36:11,961 --> 00:36:14,088
‫سالور توی شهر زندگی نمی‌کنه.

390
00:36:14,172 --> 00:36:16,799
‫باید به این فکر کنیم که چه نقشه‌ای ممکنه...

391
00:36:16,883 --> 00:36:18,176
‫بیخیال نقشه بشید.

392
00:36:18,259 --> 00:36:19,427
‫سلدون مرده.

393
00:36:20,469 --> 00:36:22,513
‫کِی قراره شماها به فکر خودتون باشید؟

394
00:36:22,513 --> 00:36:25,725
‫خیلی‌خب، کافیه.
‫لازم نیست قضیه رو پیچیده کنیم.

395
00:36:25,808 --> 00:36:30,146
‫آناکرئون‌ها خوش‌‌آمدگویی ما رو قبول نکردن
‫و از فضای هوایی امپراتوری تخطی کردن.

396
00:36:30,229 --> 00:36:32,148
‫راه‌کار ما مشخصه.

397
00:36:32,231 --> 00:36:36,319
‫به محض اینکه به پنجرهٔ چرخشی
‫رسیدیم، به گوی ارتباطات وصل میشیم.

398
00:36:36,903 --> 00:36:39,697
‫با امپراتوری ارتباط می‌گیریم
‫و اونا هم میان.

399
00:36:41,032 --> 00:36:42,491
‫کجا میری؟

400
00:36:42,575 --> 00:36:43,910
‫تا اسلحه‌خونه رو چک کنم.

401
00:36:45,578 --> 00:36:47,955
‫اگه آناکرئون‌ها قبل امپراتوری
‫به اینجا میان،

402
00:36:48,039 --> 00:36:50,625
‫می‌‌خوام بدونم چه آسیبی می‌تونیم
‫بهشون بزنیم.

403
00:36:51,751 --> 00:36:53,544
‫آخرین باری که اینا خراب شد کِی بود؟

404
00:36:53,586 --> 00:36:56,005
‫- یه خورده خودمون رو دست بالا گرفتیم.
‫- اگه کمکی می‌کنه من یه تفنگ یونی دارم.

405
00:36:56,088 --> 00:36:57,548
‫چندتا تبر با یه فلاخن
‫از دنیای ویور هست.

406
00:36:57,632 --> 00:36:59,800
‫- باید این کار رو می‌سپردن به من.
‫- وظیفهٔ تو که نیست.

407
00:36:59,884 --> 00:37:02,511
‫- نه؟ من ازت محافظت می‌کنم، یادته؟
‫- زود باشید، زود باشید.

408
00:37:03,471 --> 00:37:04,931
‫پنجرهٔ چرخشی باز شده.

409
00:37:06,140 --> 00:37:08,517
‫پروتکل برقراری ارتباط
‫چند ثانیه‌ای طول می‌کشه.

410
00:37:21,906 --> 00:37:22,490
‫چی شده؟

411
00:37:22,573 --> 00:37:25,785
‫گوی ارتباطات به هیچ کدوم از
‫پیام‌های ما جواب نمیده، خاموش شده.

412
00:37:26,577 --> 00:37:27,787
‫خب از یکی دیگه استفاده کن.

413
00:37:27,870 --> 00:37:29,163
‫گوی دیگه‌ای نیست.

414
00:37:29,247 --> 00:37:30,456
‫یعنی چی؟

415
00:37:31,040 --> 00:37:32,541
‫نمی‌تونیم با امپراتوری ارتباط برقرار کنیم.

416
00:37:34,794 --> 00:37:37,213
‫تو تلاشت رو بکن، نترسید.

417
00:37:37,296 --> 00:37:40,549
‫ممکنه یه مسئلهٔ ساده‌ای مثل
‫بارش شهاب سنگ باشه، معلوم میشه.

418
00:37:41,425 --> 00:37:43,177
‫دقیقا قبل از اومدن سفینهٔ آناکرئون؟

419
00:37:44,136 --> 00:37:46,681
‫به گمونم آناکرئون ها
‫قصد دارن اینجا فرود بیان،

420
00:37:46,764 --> 00:37:48,182
‫چقدر طول می‌کشه تا بیان؟

421
00:37:48,266 --> 00:37:51,727
‫طبق این سرعشون،
‫باید بگم چهل ساعت دیگه.

422
00:37:56,983 --> 00:37:57,984
‫مامان.

423
00:38:35,438 --> 00:38:36,230
‫این چیه؟

424
00:38:38,190 --> 00:38:39,483
‫روان‌شناسی تاریخی.

425
00:38:40,609 --> 00:38:43,446
‫تمام زحمات هری در
‫یک معادلهٔ ریاضی قرار گرفته.

426
00:38:44,113 --> 00:38:46,532
‫شب بعد از مراسم ختمش
‫این رو از دفترش برداشتم.

427
00:38:47,658 --> 00:38:50,369
‫اعدادش حقایقی هستن که
‫علت کار ما رو در اینجا نشون میده.

428
00:38:51,454 --> 00:38:54,582
‫توی سفینه دو نفر بودن که
‫واقعاً این رو درک می‌کردن.

429
00:38:54,665 --> 00:38:56,125
‫هری سلدون و گیل دورنیک.

430
00:39:01,422 --> 00:39:02,631
‫چیزی ازش سر در میاری؟

431
00:39:02,715 --> 00:39:04,467
‫من؟ نه، نه والا.

432
00:39:05,051 --> 00:39:08,763
‫سالور، اگر که تو بخشی از نقشه بودی،

433
00:39:09,847 --> 00:39:12,266
‫خیلی برام راحت‌تر بود که
‫تمام این داستان‌ها رو باور کنم.

434
00:39:47,051 --> 00:39:48,302
‫آره، خب، خوب غافلگیر شدیم.

435
00:39:49,553 --> 00:39:50,596
‫ارزش امتحان کردن داشت.

436
00:39:50,679 --> 00:39:51,931
‫جدی؟

437
00:39:52,598 --> 00:39:54,642
‫بهت گفتم که،
‫متفاوت بودن به معنی خاص بودن نیست.

438
00:40:14,161 --> 00:40:15,579
‫گوی ارتباطی خاموش شده.

439
00:40:17,331 --> 00:40:18,958
‫چه اتفاق شومی.

440
00:40:19,667 --> 00:40:21,252
‫احتمالا باید فلنگ رو ببندی بری.

441
00:40:23,462 --> 00:40:24,463
‫اوه جدی؟

442
00:40:26,215 --> 00:40:29,927
‫آناکرئون‌ها تا دو روز دیگه میان، شایدم کمتر.

443
00:40:30,428 --> 00:40:32,471
‫هر جایی غیر از اینجا باشی
‫جات امن‌تره.

444
00:40:33,556 --> 00:40:35,641
‫این موقع سال اینجا
‫منظرهٔ قشنگی داره.

445
00:40:36,350 --> 00:40:38,686
‫سرزمین‌های وسیع غربی که که مثل چی یخ‌زده.

446
00:40:38,769 --> 00:40:39,979
‫جدی میگم، هیوگو.

447
00:40:40,062 --> 00:40:41,063
‫تو می‌‌خوای محافظت کنی.

448
00:40:43,691 --> 00:40:44,650
‫من جایی نمی‌رم.

449
00:40:44,733 --> 00:40:46,068
‫این جنگ تو نیست.

450
00:40:46,152 --> 00:40:48,487
‫اوه جدی؟ پس جنگ کیه؟

451
00:40:54,660 --> 00:40:55,327
‫سلدون؟

452
00:40:57,371 --> 00:40:58,956
‫پس جنگ تو هم نیست.

453
00:41:01,750 --> 00:41:02,751
‫با من بیا بریم.

454
00:41:04,462 --> 00:41:05,171
‫نمی‌‌تونم.

455
00:41:05,254 --> 00:41:06,255
‫چرا نمی‌تونی؟

456
00:41:09,216 --> 00:41:10,676
‫چون باید ازشون محافظت کنم.

457
00:41:13,554 --> 00:41:15,764
‫برای زنده بودن باید ارواح رو شناخت.

458
00:41:16,849 --> 00:41:20,352
‫امپراتوری از هری می‌ترسید
‫چون می‌‌تونست آینده رو پیش‌بینی کنه.

459
00:41:21,770 --> 00:41:25,608
‫ولی در واقع فقط داشت
‫گذشه رو بررسی می‌کرد.

460
00:41:29,487 --> 00:41:30,905
‫چی‌ می‌‌خوای؟

461
00:41:32,656 --> 00:41:35,326
‫به الگو‌ها توجه کنی اونوقت
‫می‌‌تونی از اتفاق بعدی خبردار بشی.

462
00:41:50,424 --> 00:41:51,425
‫باز تویی که.

463
00:42:24,542 --> 00:42:25,376
‫سلام.

464
00:42:29,547 --> 00:42:30,798
‫چی بهت خورده، میبل؟

465
00:42:39,223 --> 00:42:39,974
‫درد داره ها!

466
00:42:53,737 --> 00:42:54,738
‫آروم باش.

467
00:42:56,532 --> 00:42:57,741
‫سلاحت رو بنداز.

468
00:43:04,498 --> 00:43:05,457
‫کی هستی؟

469
00:43:05,541 --> 00:43:09,253
‫سالور هاردین، نگهبان ترمینس.

470
00:43:14,300 --> 00:43:16,802
‫آناکرئون‌ها اجازه ندارن در
‫خاک امپراتوری باشن.

471
00:43:21,098 --> 00:43:21,849
‫اینجا چی‌کار می‌کنی؟

472
00:43:22,891 --> 00:43:27,396
‫ارواح، کالبد‌هایی رو تسخیر می‌کنن
‫که زمانی ما درش بودیم.

473
00:43:28,147 --> 00:43:29,815
‫ما رو محاصره می‌کنن.

474
00:43:30,024 --> 00:43:32,568
‫و عطش گرفتن چیزی که مال ماست رو دارن.
