﻿1
00:01:32,217 --> 00:01:36,763
‫یک بار مردی پیش هری سلدون رفت
‫و ازش خواست که سرنوشتش رو بهش بگه.

2
00:01:44,687 --> 00:01:45,897
‫می‌خواست بدونه

3
00:01:45,980 --> 00:01:49,275
‫الگوهای پیش‌بینی می تونه
‫مفهوم زندگی ناچیزش رو ترسیم کنه یا نه.

4
00:01:54,072 --> 00:01:58,076
‫ولی هری بهش گفت فقط حرکات
‫آحاد مردم رو میشه پیش‌بینی کرد.

5
00:02:01,121 --> 00:02:06,000
‫سرنوشت یک شخص
‫هیچ‌وقت مشخص نیست.

6
00:02:49,919 --> 00:02:52,255
‫روند منظم تمدن...

7
00:02:55,091 --> 00:02:57,594
‫قیام و سقوط فرهنگ ها...

8
00:03:00,096 --> 00:03:02,265
‫آرمان‌ها و سیارات...

9
00:03:04,309 --> 00:03:07,729
‫ایمان سلاح قدرتمندیه.

10
00:03:08,104 --> 00:03:12,942
‫امپراتوری‌ها مسائل دنیوی رو مدیریت می‌کنن
‫ولی بعدش چی؟ روحمون؟

11
00:03:12,942 --> 00:03:15,153
‫این قلمروها، قلمرو سرنوشت هستن.

12
00:03:44,766 --> 00:03:46,059
‫سفیر سنوال.

13
00:03:46,935 --> 00:03:49,979
‫ارادتمندم امپراتور، حمد و ستایش...

14
00:03:50,063 --> 00:03:51,606
‫حرفت رو بزن، سفیر.

15
00:03:53,024 --> 00:03:56,027
‫پروکسیما اوپال فوت کردن، امپراتور.

16
00:03:56,110 --> 00:03:57,237
‫تسلیت عرض می‌کنیم.

17
00:03:57,320 --> 00:03:59,364
‫تسلیت عرض می‌کنم، از صمیم قلب.

18
00:03:59,447 --> 00:04:01,324
‫ممنون، امپراتور.

19
00:04:01,407 --> 00:04:04,911
‫پیروان پراکسیما اوپال دلتنگ
‫و عزادار ایشون خواهند بود.

20
00:04:04,994 --> 00:04:09,207
‫و حالا مجمع، جانشینش رو
‫جای اون می‌ذاره، زفر گلات.

21
00:04:09,290 --> 00:04:11,417
‫نامزد لایقیه.
‫ایشون رو می‌پسندیم.

22
00:04:11,918 --> 00:04:14,420
‫از طرف ما بهشون تسلیت بگید، سفیر.

23
00:04:14,504 --> 00:04:18,508
‫و به گلات عرض کنید که
‫در ترنتور قدمشون روی چشم ما جای داره.

24
00:04:18,591 --> 00:04:22,470
‫مسئلهٔ جانشینی، امپراتور

25
00:04:22,553 --> 00:04:25,723
‫یه اختلافی هست.

26
00:04:26,432 --> 00:04:29,727
‫نامزد دیگری حمایت بقیه رو
‫بدست آورده.

27
00:04:31,187 --> 00:04:32,188
‫زفیر هالیما.

28
00:04:33,231 --> 00:04:37,402
‫هالیما ایفا مثل پروکسیماهای قبلی معتقد به

29
00:04:37,485 --> 00:04:40,113
‫قبول کردن دکترین نیستن.
‫(سیاست و باورهای یک چیز که باید تابع چهارچوبی بود)

30
00:04:40,196 --> 00:04:43,950
‫ایشون طرفدار برگشت به
‫اُکتاوی نخستین هستند.

31
00:04:45,368 --> 00:04:46,536
‫از جونش سیر شده؟

32
00:04:47,578 --> 00:04:49,789
‫این زن کیه که جایگاه ما رو زیر سوال می‌بره؟

33
00:04:49,872 --> 00:04:51,749
‫ببخشید، امپراتور...

34
00:04:51,833 --> 00:04:53,960
‫- تو از این داستان خبر داشتی؟
‫- همین چند لحظه پیش فهمیدم.

35
00:04:54,752 --> 00:04:56,337
‫مراسم ختم اوپال کیه؟

36
00:04:56,421 --> 00:04:58,131
‫دو روز دیگه امپراتور.

37
00:05:11,269 --> 00:05:14,856
‫از این صحبت‌ها به کسی چیزی نمی‌گی.
‫به زودی باهاتون تماس می‌گیریم.

38
00:05:23,323 --> 00:05:25,825
‫در انتصاب پروکسیمای قبلی
‫من کمک کردم.

39
00:05:25,908 --> 00:05:28,411
‫به محض اینکه بتونم
‫به مجمع می‌رم.

40
00:05:28,494 --> 00:05:31,331
‫واقعاً لازمه؟
‫نمی‌تونی هولوگرام خودت رو بفرستی؟

41
00:05:31,414 --> 00:05:32,415
‫این دفعه نه.

42
00:05:32,498 --> 00:05:36,627
‫هنر لومینیسم ادعا داره که سه تریلیون طرفدار داره.
‫برای این فرقه باید شخصا حضور پیدا کرد.

43
00:05:37,128 --> 00:05:39,172
‫اُکتاوی نخستین چیه؟

44
00:05:40,006 --> 00:05:43,343
‫یه کتاب الحادی،
‫مال قبل امپراتوری.

45
00:05:44,510 --> 00:05:47,638
‫مستقیماً روح رو به
‫جسم ذی‌شعور متصل می‌کنه.

46
00:05:48,222 --> 00:05:51,642
‫- یعنی چی...
‫- جسم ذی‌شعور.

47
00:05:51,726 --> 00:05:53,436
‫فکر کن، برادر دان.

48
00:05:53,519 --> 00:05:56,147
‫اگر روح به جسم
‫ذی شعور متصل بشه

49
00:05:56,230 --> 00:05:59,525
‫ممکنه چیزی پیش بیاد که نشه
‫تشخیصش داد.

50
00:06:00,777 --> 00:06:06,991
‫تمام کلئون‌ها، کلون ژنتیکی بی‌نقص
‫از فرد اول هستند.

51
00:06:07,075 --> 00:06:08,076
‫و بخاطر همین...

52
00:06:08,910 --> 00:06:10,578
‫ما روح نداریم.

53
00:06:11,537 --> 00:06:14,665
‫این زنه هالیما می‌گه ما
‫چی هستیم؟

54
00:06:16,167 --> 00:06:17,293
‫آدم نیستیم؟

55
00:06:17,377 --> 00:06:18,961
‫مستقیما نه ولی...

56
00:06:19,045 --> 00:06:21,047
‫اگه کهشکان باور کنه که

57
00:06:21,130 --> 00:06:24,342
‫رهبرانشون به جای اینکه قوی‌تر باشن
‫ضعیف‌تر از خودشونن

58
00:06:24,425 --> 00:06:26,135
‫ممکنه دیگه ازمون پیروی نکنن.

59
00:06:31,516 --> 00:06:35,895
‫اگر نگرانی، درونمون به وجود بیاد
‫و ما یک‌دست نباشیم...

60
00:06:39,107 --> 00:06:40,316
‫تکه تکه می‌شیم.

61
00:06:46,447 --> 00:06:48,533
‫- کی هستی؟
‫- سالور هاردین.

62
00:06:49,951 --> 00:06:51,119
‫نگهبان ترمینس.

63
00:06:56,165 --> 00:06:58,459
‫آناکرئونی‌ها اجازه ندارن وارد
‫خاک امپراتوری بشن.

64
00:07:02,839 --> 00:07:03,631
‫اینجا چی‌کار می‌کنید؟

65
00:07:03,714 --> 00:07:05,091
‫ضایعات جمع می‌کنیم.

66
00:07:05,174 --> 00:07:06,634
‫زره‌های زیادی برای ضایعاتی‌ها هست.

67
00:07:06,717 --> 00:07:08,719
‫ما دنبال ماژول هدایت سفینه هستیم.

68
00:07:08,803 --> 00:07:11,681
‫هر کدوم از اجزاء حیاتی این
‫سفینه سال‌ها پیش جدا شده.

69
00:07:11,764 --> 00:07:14,517
‫ولی بازم میگم
‫ضایعاتی واقعی این رو می‌دونه.

70
00:07:14,600 --> 00:07:18,229
‫باید قبل از اینکه امپراتور
‫خبردار بشه از اینجا برید.

71
00:07:18,312 --> 00:07:20,231
‫مردم من از امپراتوری ترسی ندارن.

72
00:07:26,863 --> 00:07:27,947
‫من اتفاقی شما رو دیدم

73
00:07:27,947 --> 00:07:29,323
‫حالا که دارید الکی داستان سر هم می‌کنید.

74
00:07:30,908 --> 00:07:34,078
‫ولی اگه می‌خواستید من رو بکشید
‫تا الان من رو کشته بودید.

75
00:07:34,162 --> 00:07:35,455
‫نقشه‌تون چیه؟

76
00:07:41,502 --> 00:07:44,005
‫اون برج... ما رو ببر اونجا.

77
00:07:44,088 --> 00:07:45,131
‫چرا؟

78
00:07:47,967 --> 00:07:50,094
‫بذار روشنت کنم، نگهبان.

79
00:07:50,178 --> 00:07:52,930
‫ما خودمون بلدیم از هر منبعی
‫که پیدا می‌کنیم چطور استفاده کنیم.

80
00:07:53,890 --> 00:07:56,184
‫بچه‌ها رو چند ساعت پیش اسیر گرفتیم

81
00:07:56,267 --> 00:07:58,853
‫قبل غروب دیدیم چطوری
‫دزدکی فرار کردن،

82
00:07:58,936 --> 00:08:01,439
‫از پایگاهتون خیلی دور شدن.

83
00:08:01,939 --> 00:08:05,943
‫اگه ما رو اونجا نبری،
‫راحت از یکیشون استفاده می‌کنیم.

84
00:08:06,027 --> 00:08:08,237
‫به این سادگیا نیست.
‫حصار داریم.

85
00:08:08,321 --> 00:08:09,614
‫می‌دونیم حصار داریم.

86
00:08:09,697 --> 00:08:11,699
‫دیدیم که داشتین تعمیرش می‌کردین.

87
00:08:11,782 --> 00:08:15,369
‫که بخاطر همین تو بهترین فرد
‫برای عبور ما از حصار هستی.

88
00:08:16,078 --> 00:08:17,205
‫میریم سمت برج!

89
00:08:32,053 --> 00:08:34,055
‫حصار سیستم تشخیص دی.ان.ای داره.

90
00:08:35,973 --> 00:08:38,142
‫اسم هر کسی که تو پایگاه
‫اطلاعاتی نباشه پس می‌زنه.

91
00:08:43,940 --> 00:08:45,441
‫شاید بتونم یک نفرتون رو رد کنم.

92
00:08:45,483 --> 00:08:46,776
‫اگه با هم بریم داخل،

93
00:08:46,859 --> 00:08:49,195
‫حصار نفر دوم رو
‫خطا حساب نمی‌کنه.

94
00:08:49,278 --> 00:08:50,446
‫پس همه‌مون رو رد کن.

95
00:08:50,530 --> 00:08:52,949
‫احتمالا یه بار بیشتر کار نکنه.

96
00:08:56,494 --> 00:08:59,455
‫هر چی آدم از اینجا رد کردم
‫قبلا مرده بودن.

97
00:09:08,047 --> 00:09:11,884
‫اضطرابت رو حس می‌کنم.
‫نگران نباش.

98
00:09:11,968 --> 00:09:16,389
‫اگه تا 24 ساعت برنگرده،
‫شهرت رو با خاک یکسان می‌کنیم.

99
00:09:32,822 --> 00:09:34,365
‫برو بقیه رو رو بیار.

100
00:09:34,448 --> 00:09:36,242
‫سنگر درست کنید و
‫توی چشم نباشید.

101
00:09:46,794 --> 00:09:48,421
‫می‌خوای تو برونی و من
‫اسلحه رو نگه دارم؟

102
00:09:59,473 --> 00:10:00,766
‫حداقل اسمت رو بهم بگو.

103
00:10:01,726 --> 00:10:03,019
‫حالا دیگه دوستای صمیمی شدیم؟

104
00:10:03,519 --> 00:10:05,062
‫خیلی چیزا رو به خطر انداختی
‫که اینجا اومدی.

105
00:10:05,146 --> 00:10:07,481
‫همه‌چیزمون رو به خطر انداختیم، نگهبان.

106
00:10:14,572 --> 00:10:18,492
‫- نه، یه پسربچه سر راهمون بود!
‫- سر منو شیره‌ نمال، خودم چشم دارم.

107
00:10:28,669 --> 00:10:29,670
‫برج اون طرفه.

108
00:10:29,754 --> 00:10:31,839
‫دارم میون‌بر می‌زنم.
‫نگهبان‌های کمتری این‌طرف هستن.

109
00:10:36,552 --> 00:10:37,970
‫این چیه؟

110
00:10:42,933 --> 00:10:43,934
‫وایستا.

111
00:10:49,023 --> 00:10:50,232
‫وایستا.

112
00:10:56,405 --> 00:10:59,867
‫داستان‌های سالور هاردین
‫معمولا از اینجا شروع میشه.

113
00:10:59,950 --> 00:11:03,245
‫نگهبان و روح

114
00:11:03,329 --> 00:11:05,456
‫به طرز عجیبی با هم ارتباط دارن.

115
00:11:05,539 --> 00:11:06,540
‫ممنون.

116
00:11:15,508 --> 00:11:17,259
‫چطوری رادارمون رو رد کردن؟

117
00:11:17,343 --> 00:11:20,262
‫شاید موقعی بوده که
‫حواسمون نبوده.

118
00:11:20,346 --> 00:11:21,555
‫اثری از سفینه‌شون نبود؟

119
00:11:21,639 --> 00:11:24,850
‫میگن که ضایعاتین.
‫گفت دنبال ماژول هدایتن.

120
00:11:24,934 --> 00:11:27,186
‫- معلومه چرت میگه.
‫- باید با امپراتوری تماس بگیریم.

121
00:11:27,269 --> 00:11:28,854
‫بدون اجازه نمی‌تونیم کاری بکنیم.

122
00:11:28,854 --> 00:11:30,940
‫بیخیال مامان.
‫ما فقط اسماً پایگاه امپراتوری هستیم.

123
00:11:31,774 --> 00:11:34,151
‫آخرین باری که باهامون تماس
‫گرفتن کی بود؟ ده سال پیش؟

124
00:11:34,151 --> 00:11:36,278
‫ازمون محافظت نمی‌کنن.
‫خودمون باید یه کاریش رو بکنیم.

125
00:11:36,362 --> 00:11:38,823
‫آروم! خشم اولش حماقته...

126
00:11:38,906 --> 00:11:41,492
‫آخرش ندامت، می‌دونم.
‫از اون اعتقاد‌های آدمای قدیمیه.

127
00:11:41,575 --> 00:11:43,619
‫تجربه‌ایه که وقتی کوچیک‌تر
‫از تو بودم دیدم.

128
00:11:43,619 --> 00:11:46,872
‫اگه هری بود نقشه‌اش این می‌شد
‫که منتظر کمک باشیم یا خودمون وارد عمل بشیم؟

129
00:11:46,956 --> 00:11:50,042
‫هری اینجا نیست مامان.
‫خودمون باید گلیممون رو بکشیم بالا.

130
00:11:54,213 --> 00:11:56,048
‫خوش برگشتی، رفیق صمیمی.

131
00:11:56,966 --> 00:12:00,261
‫کم‌کم داشتیم همدیگه رو می‌شناختیم
‫که بیخیال صحبت شدی.

132
00:12:00,344 --> 00:12:01,470
‫سردرد داری؟

133
00:12:01,554 --> 00:12:03,431
‫حس می‌کنی دندون‌هات می‌خواد بریزه؟

134
00:12:03,514 --> 00:12:05,224
‫اون چیز نفرین شده چی بود؟

135
00:12:05,307 --> 00:12:07,309
‫قبل سکونت ما در ترمینس همین‌جا بوده.

136
00:12:07,393 --> 00:12:10,980
‫دستگاه‌های اسکن ما که نشونش نداد.
‫فکر کنم مال شما هم نشون نداده.

137
00:12:11,063 --> 00:12:13,023
‫چرا روی تو تأثیر نذاشت؟

138
00:12:13,107 --> 00:12:16,694
‫بذار این‌طور بگم که عمراً اگه دلت بخواد
‫توی ترمینش با من زد‌و‌خورد داشته باشی.

139
00:12:17,737 --> 00:12:18,738
‫خب...

140
00:12:19,947 --> 00:12:21,490
‫حالا چی نگهبان؟

141
00:12:23,659 --> 00:12:25,369
‫یه ارتش کوچیک با خودش داشت.

142
00:12:25,453 --> 00:12:27,663
‫و رد پاهاشون بعضیاش
‫عمیق بود.

143
00:12:27,747 --> 00:12:31,208
‫فاصله‌ی قدم‌هاشون کوتاه بود
‫انگار که وسیله‌ی سنگینی داشتن.

144
00:12:31,751 --> 00:12:33,669
‫انگاری می‌خواستن حفاری کنن پدر.

145
00:12:34,170 --> 00:12:36,422
‫- می‌خوای چی‌کار کنی؟
‫- نمی‌دونم.

146
00:12:37,006 --> 00:12:38,924
‫من غریزی عمل می‌کردم...

147
00:12:39,008 --> 00:12:40,676
‫نمی‌دونم، شایدم شانس آوردم.

148
00:12:40,718 --> 00:12:43,095
‫غرائر تو فقط تو رو به سمت
‫سفینه‌ها نبرد.

149
00:12:43,179 --> 00:12:45,347
‫پیش این دختره برد
‫و جلوش رو گرفتی.

150
00:12:46,807 --> 00:12:48,142
‫اگه ریاضیت بهتر بود

151
00:12:48,225 --> 00:12:51,729
‫می‌فهمیدی که پشت سر هم شانس آوردن
‫فقط شانس نیست، سالور.

152
00:12:52,646 --> 00:12:54,565
‫حالا مادرت چه اعتراف بکنه یا نه

153
00:12:54,648 --> 00:12:58,652
‫ما از همون لحظه که روی پای خودت وایستادی
‫از دستور تو پیروی می‌کردیم.

154
00:12:59,570 --> 00:13:03,240
‫اتفاقی نیست که
‫مردم تو رو نگهبان اینجا کردن.

155
00:13:04,784 --> 00:13:05,951
‫پس هدایتمون کن.

156
00:13:18,130 --> 00:13:21,425
‫تا به حال سعادت حضور شما رو نداشتم امپراتور.
‫چه کاری می‌تونم براتون بکنم؟

157
00:13:21,509 --> 00:13:22,760
‫کاپیتان اوبرکت هستی، درسته؟

158
00:13:22,843 --> 00:13:26,263
‫ارباب سایه امپراتور.
‫ارباب سایه اوبرکت.

159
00:13:26,347 --> 00:13:27,598
‫چه نقاشی قشنگی!

160
00:13:30,142 --> 00:13:33,354
‫پروتکل حل مشکل با مأمور رسیدگی قصر چیه؟

161
00:13:33,437 --> 00:13:35,564
‫در چه سطح مأموری،
‫اگه پرسیدنش اشکالی نداره؟

162
00:13:36,315 --> 00:13:39,652
‫- یک نفر که توی باغ کار می‌کنه.
‫- میشه بپرسم چه جور مشکلیه؟

163
00:13:39,735 --> 00:13:42,196
‫نخیر، فقط اسمش رو می‌خوام.

164
00:13:42,822 --> 00:13:46,659
‫می‌تونم این کار رو انجام بدم امپراتور
‫و هر کار دیگه‌ای که بخواین .

165
00:13:46,742 --> 00:13:47,952
‫فعلا همین کافیه.

166
00:13:57,253 --> 00:14:00,256
‫حداقل دوازده‌تا آناکرئونی
‫بیرون از حصار اینجا دیدم.

167
00:14:00,339 --> 00:14:02,258
‫تراویک، برو قسمت جنوبی.

168
00:14:02,341 --> 00:14:04,009
‫کیلین، قسمت غربی رو پوشش بده.

169
00:14:04,093 --> 00:14:07,847
‫ییت، می‌خوام به قسمت شرقی بری
‫تا هر کسی که از کوه‌ها میاد رو شناسایی کنی.

170
00:14:07,930 --> 00:14:11,684
‫اگر کسی رو دیدیم
‫چی‌کار کنیم؟

171
00:14:11,767 --> 00:14:12,768
‫هیچی.

172
00:14:12,852 --> 00:14:15,938
‫شلیک نکنید، صحبت نکنید.
‫فقط حواستون بهشون باشه و منو خبر کنید.

173
00:14:15,938 --> 00:14:18,566
‫- قضیهٔ ورود آناکرئونی‌ها به ترمینس چیه؟
‫- اسمش فرائه.

174
00:14:18,649 --> 00:14:21,110
‫در ضمن هیچی از داستانش
‫با عقل جور در نمیاد.

175
00:14:21,193 --> 00:14:23,529
‫اگه کسی بتونه دروغ رو
‫تشخیص بده، تویی.

176
00:14:23,612 --> 00:14:25,906
‫مسئله همینه
‫نمی‌تونم بفهمم دروغ می‌گه

177
00:14:25,990 --> 00:14:27,741
‫یا اینکه راستش رو نمی‌گه.

178
00:14:27,825 --> 00:14:28,993
‫مگه فرقی هم داره؟

179
00:14:29,535 --> 00:14:31,704
‫یه نقشه دارم
‫ولی به کمکت احتیاج دارم.

180
00:14:37,793 --> 00:14:39,879
‫چی‌کار می‌خواین بکنید؟ شکنجه؟

181
00:14:39,962 --> 00:14:42,339
‫این نوچه‌ی منه.

182
00:14:42,423 --> 00:14:45,801
‫پادویی کارام رو می‌کنه.
‫وقتی لازم باشه چکمه‌هام رو مرمت می‌کنه.

183
00:14:45,885 --> 00:14:51,223
‫در مورد افراد صحرانشین من
‫فکر کنم یه شبانه روز گذشته.

184
00:14:51,307 --> 00:14:52,683
‫واقعاً چرا اینجا اومدی، فرا؟

185
00:14:54,184 --> 00:14:56,186
‫سالور می‌تونه ذهن آدما رو بخونه.

186
00:14:57,187 --> 00:14:59,815
‫چیز عجیبی هم هست واقعاً.
‫الان داشتم به مادرش می‌گفتم.

187
00:15:00,316 --> 00:15:01,525
‫حرفت رو باور نمی‌کنه.

188
00:15:01,609 --> 00:15:04,278
‫خب، گفتی رئیسمی.
‫حالا دیگه تعریف کردن فایده‌ای نداره.

189
00:15:04,361 --> 00:15:05,988
‫از برج بنیاد چی می‌خوای؟

190
00:15:05,988 --> 00:15:09,992
‫ماژول، قبلا که بهت گفتم.
‫همش یه سوال رو ازم می‌پرسی.

191
00:15:10,075 --> 00:15:12,953
‫دارم بهت فرصت میدم
‫که جواب بهتری بدی.

192
00:15:13,037 --> 00:15:14,371
‫شیر.

193
00:15:17,416 --> 00:15:20,002
‫می‌دونم دنبال چیز دیگه‌ای هستی.

194
00:15:20,085 --> 00:15:24,340
‫ما نه چیزی از آناکرئون‌ها داریم
‫نه سلاح سنگین...

195
00:15:24,423 --> 00:15:25,674
‫هی مدام برمی‌گردیم سر خونهٔ اول.

196
00:15:27,134 --> 00:15:28,135
‫بهش توضیح بده.

197
00:15:28,636 --> 00:15:30,304
‫جوابش رو بده دیگه.

198
00:15:30,387 --> 00:15:32,473
‫لهجه‌‌ت بدک نیست.

199
00:15:32,890 --> 00:15:35,601
‫معلومه یکی توی دروازه بهت یاد داده.

200
00:15:36,435 --> 00:15:37,811
‫راحت حروف صدادار رو تلفظ می‌کنی.

201
00:15:37,895 --> 00:15:39,313
‫من دلالم.

202
00:15:39,813 --> 00:15:42,232
‫هر از گاهی با
‫شماها کار می‌کنم.

203
00:15:42,608 --> 00:15:45,402
‫فکر کردم بوی تسپین رو
‫از وجودت حس کردم.

204
00:15:45,736 --> 00:15:48,447
‫من ماژول هدایت رو می‌خوام، تمام.

205
00:15:48,530 --> 00:15:49,698
‫بازم دروغ می‌گی.

206
00:15:50,240 --> 00:15:51,575
‫آناکرئونی هم بلدی صحبت کنی؟

207
00:15:51,659 --> 00:15:52,743
‫یه کلمه هم بلد نیستم.

208
00:15:52,826 --> 00:15:54,411
‫- ولی بازم فهمیدی دروغ میگم؟
‫- خط.

209
00:15:56,872 --> 00:15:57,957
‫احتمالش پنجاه پنجاه بود.

210
00:15:58,040 --> 00:15:59,416
‫بازم خط میفته.
‫کی هستی؟

211
00:16:03,045 --> 00:16:05,047
‫احتمالش 25 درصد بود.

212
00:16:05,130 --> 00:16:06,423
‫حالا برمی‌گردیم سراغ شیر.

213
00:16:07,800 --> 00:16:10,511
‫دوازده و نیم درصد.
‫بازم شیر میفته. چرا اینجا اومدی؟

214
00:16:11,470 --> 00:16:12,638
‫بازم شیر میفته.

215
00:16:25,734 --> 00:16:30,197
‫من احتمال رو می‌گم
‫ولی پشت سر هم شانس آوردن شانس نیست.

216
00:16:35,452 --> 00:16:36,453
‫کی هستی؟

217
00:16:36,954 --> 00:16:39,415
‫ما ضایعاتی هستیم.
‫دنبال ماژول هدایت می‌گردیم.

218
00:16:39,498 --> 00:16:42,543
‫شماها ضایعاتی نیستید.
‫ماژول هدایت هم...

219
00:16:42,626 --> 00:16:44,253
‫این بچه‌بازیا بسه دیگه.

220
00:16:44,336 --> 00:16:47,006
‫این تسپین تبهکار رو ولش کن
‫هر کاری دلش می‌خواد بکنه!

221
00:16:47,089 --> 00:16:48,090
‫زخم‌هات...

222
00:16:49,383 --> 00:16:50,384
‫کلوئیده.
‫(خوب شدن زخمی بر اثر فزونی کلاژن)

223
00:16:55,305 --> 00:16:56,765
‫چشم چپت...

224
00:16:58,350 --> 00:16:59,351
‫مصنوعیه.

225
00:16:59,435 --> 00:17:02,229
‫وقتی امپراتوری، آناکرئون رو
‫بمباران کرد از دست دادی؟

226
00:17:02,312 --> 00:17:05,482
‫به نظرم اون موقع
‫پنج شیش ساله بودی.

227
00:17:05,566 --> 00:17:10,237
‫بمب‌های نوترونی قدرت انفجار کمی دارن
‫ولی اشعهٔ یونیزه کنندهٔ خطرناکی دارن.

228
00:17:10,320 --> 00:17:14,366
‫می‌دونم پنجاه درصد جمعیت
‫در کمتر از یک هفته مردن،

229
00:17:14,450 --> 00:17:17,494
‫تا آخر سال هم بیست یا
‫سی درصد دیگه مردن.

230
00:17:18,078 --> 00:17:20,831
‫احتمالا آخر سر یتیم شدی، نه؟

231
00:17:22,416 --> 00:17:25,878
‫احتمالا مامان و بابات رو از دست دادی.

232
00:17:26,712 --> 00:17:28,839
‫زنده زنده کباب شدن.

233
00:17:30,549 --> 00:17:32,634
‫شایدم آروم‌تر.

234
00:17:33,427 --> 00:17:34,428
‫سرطان.

235
00:17:36,889 --> 00:17:41,685
‫مادرت سرطان تیروئید گرفت
‫صداش قبل از مرگش عوض شد.

236
00:17:41,769 --> 00:17:44,396
‫دیگه کی رو از دست دادی؟
‫خواهرت؟

237
00:17:49,526 --> 00:17:50,611
‫برادرت.

238
00:17:53,864 --> 00:17:55,532
‫برادر کوچولوت.

239
00:18:05,459 --> 00:18:07,795
‫یه حالت مردگی تو وجودشه.
‫مثل...

240
00:18:07,878 --> 00:18:11,173
‫چاهیه که ته نداره
‫و همه‌چیز رو می‌بلعه.

241
00:18:12,841 --> 00:18:14,051
‫دوست داره بمیره.

242
00:18:15,636 --> 00:18:19,348
‫دوست داره همه بمیرن.
‫حسش کردم.

243
00:18:25,062 --> 00:18:27,397
‫وقتی مُقر اومد چی گفت؟
‫فهمیدی چیزی؟

244
00:18:27,397 --> 00:18:30,025
‫بعضیاش رو آره.
‫زبان آناکرئونی رایج نبود.

245
00:18:30,109 --> 00:18:33,487
‫سوتی داد.
‫چون خودمم یه چیزی رو فهمیدم.

246
00:18:34,279 --> 00:18:37,825
‫یه اسمی رو از هولوگرام‌ها
‫یادم اومد. لارکن کین.

247
00:18:41,662 --> 00:18:43,288
‫موقع جنگ انتر بلت،

248
00:18:43,372 --> 00:18:45,624
‫آناکرئون‌ و تسپیس برای
‫امپراتور هدیه بردن.

249
00:18:45,707 --> 00:18:47,209
‫هدیهٔ مردم من کتاب ابلوش بود...

250
00:18:47,292 --> 00:18:49,586
‫و هدیهٔ آناکرئون هم یه کمان بود
‫که برای بزرگترین شکارچی ساخته شده بود.

251
00:18:50,212 --> 00:18:51,880
‫- لارکن کین.
‫- یعنی چی؟

252
00:18:51,964 --> 00:18:53,715
‫فرا ضایعاتی نیست.

253
00:18:54,550 --> 00:18:56,426
‫بزرگترین زن شکارچی آناکرئونه.

254
00:19:06,687 --> 00:19:09,857
‫عامل این همه آشوب کیه؟

255
00:19:10,482 --> 00:19:13,193
‫سینکر‌ها. توی این قضیه دست داشتن.

256
00:19:13,694 --> 00:19:19,241
‫بعد از اینکه گرماگیر در طبقهٔ 77 از کار افتاد.
‫موقعی بود که پل ستاره‌ای سقوط کرد.

257
00:19:19,324 --> 00:19:23,203
‫با وجود گذشت 35 سال هنوزم
‫داریم با عواقبش دست‌و‌پنجه نرم می‌کنیم.

258
00:19:25,664 --> 00:19:30,836
‫وظیفهٔ امپراتوری
‫ترتیب‌بندی این اولویت‌هاست که در تضادن.

259
00:19:31,461 --> 00:19:34,673
‫وقتی به مجمع برم
‫برادر دی به حمایت تو نیاز داره.

260
00:19:35,632 --> 00:19:36,842
‫سخته.

261
00:19:36,925 --> 00:19:38,135
‫برای یه نفر آره.

262
00:19:39,219 --> 00:19:41,763
‫خوشبختانه ما سه نفریم.

263
00:19:41,847 --> 00:19:45,517
‫خبر بد هم سه بار میاد.
‫خبرها رو شنیدی برادر؟

264
00:19:46,268 --> 00:19:50,189
‫یک گوی ارتباطی در
‫قسمت ژوبین‌دار خاموش شده.

265
00:19:50,272 --> 00:19:53,233
‫همیشه خاموش میشه دیگه، نه؟

266
00:19:53,317 --> 00:19:55,611
‫احتمالا هزارتا ازش
‫توی کهشکان داریم.

267
00:19:55,694 --> 00:19:56,945
‫ده‌هزارتا داریم.

268
00:19:57,029 --> 00:20:00,282
‫ولی فقط یکیشون ارتباطات
‫در آسمان دور دست رو انجام میده.

269
00:20:01,533 --> 00:20:03,869
‫می‌بینم که توی یادگیری
‫مسائل مهم مشکل داری.

270
00:20:04,578 --> 00:20:05,996
‫ترمینسه.

271
00:20:07,497 --> 00:20:11,043
‫جاییه که برادر داسک طرفداران
‫هری سلدون رو تبعید کرد.

272
00:20:14,880 --> 00:20:19,509
‫آسمان دور دست، مجمع،
‫شورش...

273
00:20:21,303 --> 00:20:23,472
‫اینجایی الگویی می‌بینی که شکل گرفته؟

274
00:20:24,473 --> 00:20:25,474
‫نشونشون بدید.

275
00:20:27,351 --> 00:20:31,605
با حس کردن آسیب پذیر بودن بزودی بقیه‌ی
بازیکن‌ها هم فشار هاشون رو اعمال می‌کنن

276
00:20:32,272 --> 00:20:36,944
ترغیب از یکی از بزرگترین ادیان
کهکشان یه چیز غیر قابل انکاره

277
00:20:37,027 --> 00:20:39,863
یا شایدم یه قیام از پیش
تعیین شده همینجا توی ترنتورسه

278
00:20:40,530 --> 00:20:46,119
اگه سقوط می‌تونه سرعت بگیره
پس آیا نمی‌تونه سرعتش کم بشه؟

279
00:20:46,203 --> 00:20:47,329
حالا خودتو ببین برادر

280
00:20:47,412 --> 00:20:50,832
چقدر خودخواهانه از جایگاه
تخت پادشاهی میانی خودت اطمینان داشتی

281
00:20:50,916 --> 00:20:53,252
قبلاً اون لبخند رو توی آیینه تمرین می‌کردم

282
00:20:53,335 --> 00:20:55,420
کافیه، می‌دونم این صحنه چطور تموم میشه

283
00:20:55,504 --> 00:20:57,297
ولی آیا از درس‌هاش چیزی یاد گرفتی؟

284
00:20:57,381 --> 00:21:00,384
لومینیسم
قیام سینکرها همین حالا در حال وقوعه

285
00:21:00,467 --> 00:21:03,011
سلدون برات تقریباً یه لیست
از کارایی که باید کرد داد

286
00:21:04,263 --> 00:21:05,264
و تو نادیده‌اش گرفتی

287
00:21:05,347 --> 00:21:06,974
چون یه حقه باز بود

288
00:21:07,057 --> 00:21:08,809
تو هیچ چیز جدیدی ارائه نمیدی

289
00:21:09,351 --> 00:21:12,271
...فقط یه انگور جوانتر

290
00:21:12,854 --> 00:21:13,981
از همون تاکِ قبلی

291
00:21:14,481 --> 00:21:17,317
که برای همون بطری قدیمی مقدر شده

292
00:21:17,401 --> 00:21:19,486
...شما نمی‌تونید خودتون رو نجات بدید

293
00:21:19,569 --> 00:21:21,530
ولی می‌تونید میراثتون رو نجات بدید

294
00:21:23,198 --> 00:21:25,242
هری سلدون خیلی وقته که مُرده

295
00:21:26,451 --> 00:21:28,704
.محافظش اون رو کشت

296
00:21:28,787 --> 00:21:31,415
خود شخص به قتل رسید
ولی جنبشی که راه انداخت چی برادر؟

297
00:21:33,667 --> 00:21:36,169
.شهدا عادتاً زندگیشون ادامه‌داره

298
00:21:44,553 --> 00:21:48,473
به لطف تو حالا در خطر یک بحران سیاسی هستیم

299
00:21:48,557 --> 00:21:50,517
خب چیکار می‌کردم لوئیس؟

300
00:21:50,600 --> 00:21:52,436
می‌ذاشتم فرا منو بکشه و بره سمت اون بچه؟

301
00:21:52,477 --> 00:21:54,187
نباید بدون من ازش سؤالی می‌پرسیدی

302
00:21:54,187 --> 00:21:55,856
خدا رو شکر کن این کارو کردم
حالا می‌دونیم کیه

303
00:21:55,939 --> 00:21:57,941
الان دست بالا رو داریم
می‌تونیم با مردمش معامله کنیم

304
00:21:58,025 --> 00:21:59,860
اگر این تصمیم
مردم شهر رو عصبانی کنه

305
00:21:59,901 --> 00:22:01,778
اینطوری هممون رو به سمت
خودکشی هدایت کردی

306
00:22:01,862 --> 00:22:04,239
مگه هری نگفت بنیاد از بحران
اول جون سالم به در می‌بره؟

307
00:22:04,323 --> 00:22:08,118
آره، گفت ولی همونطور که قبلاً هم گفتم
تو یه بیگانه‌ای

308
00:22:08,201 --> 00:22:09,328
منظورت چیه؟ -
سالور -

309
00:22:09,411 --> 00:22:10,996
منظور اینه که تو توی برنامه جایی نداری

310
00:22:11,079 --> 00:22:12,539
با معلق یه رابطه‌ای داری

311
00:22:12,622 --> 00:22:14,875
که هیچ جوره ممکن نبوده پیش‌بینی شده باشه

312
00:22:14,958 --> 00:22:16,418
.با بقیه فرق داری

313
00:22:16,501 --> 00:22:18,045
داری میگی من بخشی از نقشه‌ی خدا نیستم؟

314
00:22:18,045 --> 00:22:20,297
دارم میگم روان‌شناسی تاریخی
نمی‌تونه افراد رو به خصوصه پیش‌بینی کنه

315
00:22:20,380 --> 00:22:21,965
پس میگی من نقشه‌ی خدا رو نابود کردم؟

316
00:22:21,965 --> 00:22:24,301
وقتشه بکشی کنار، سالور -
بکشم کنار؟ -

317
00:22:24,384 --> 00:22:26,345
فکر می‌کردم کل هدف این بنیاد

318
00:22:26,428 --> 00:22:28,805
آماده شدن برای غیر منتظره ترین اتفاقات بود

319
00:22:28,889 --> 00:22:30,974
وقتی درخواست اسلحه‌های دفاعی بیشتر کردم

320
00:22:31,058 --> 00:22:33,602
تو گفتی احتمال یه حمله
خیلی بعید بنظر می‌رسه

321
00:22:33,685 --> 00:22:35,854
وقتی خواستم بیشتر حفاری کنید، هیچی به هیچی

322
00:22:36,313 --> 00:22:38,106
برای همین حالا توی این لحظه گیر افتادیم
بدون آمادگی

323
00:22:38,190 --> 00:22:42,402
من شاید بیگانه باشم، ولی اونی
نیستم که نقشه رو خراب می‌کنه لوئیس

324
00:22:49,618 --> 00:22:51,661
لوئیس پایرین هستم
رئیس

325
00:22:51,745 --> 00:22:55,665
چرا شورای آناکرئون باید
رده بالا ترین افسر ارتشش رو

326
00:22:55,749 --> 00:22:57,542
به یه پایگاه امپراتوری بفرسته؟

327
00:22:57,626 --> 00:23:00,212
پس وانمود می‌کنید که این
فرقه‌ی آخرالزمانیتون اینطوریه؟

328
00:23:00,295 --> 00:23:02,130
چون من که امپراتوری رو جایی نمی‌بینم

329
00:23:02,214 --> 00:23:05,801
فقط چندتا دانشجو، کارگر و
.چندتا اسلحه می‌بینم

330
00:23:05,884 --> 00:23:07,177
تو گوی‌های ارتباطی رو از کار انداختی

331
00:23:07,260 --> 00:23:10,806
البته، می‌خواستیم توی سایه‌ها کار کنیم
دور از چشم‌های کنجکاو

332
00:23:10,889 --> 00:23:13,975
باید بدونی که بالأخره امپراتوری
یکی رو برای بازرسی می‌فرسته

333
00:23:14,810 --> 00:23:16,103
یا شایدم هدفت همینه؟

334
00:23:16,186 --> 00:23:18,021
زن‌هاتون نسبت مردهاتون باهوش ترن

335
00:23:19,231 --> 00:23:22,943
پادشاهی‌های بی‌تمدن تبعید شدن
شما اینجا هیچ کاری ندارید

336
00:23:24,653 --> 00:23:25,904
بی‌تمدن

337
00:23:26,905 --> 00:23:29,199
یه تهمتِ ساده واسه هر کسی
 که شبیه شما نیست

338
00:23:29,783 --> 00:23:33,370
ترنتور هم مردم من هم شما رو
.اینجا ول کرد که بمیریم

339
00:23:33,453 --> 00:23:35,247
.حالا یکم دیر یا زود داره

340
00:23:35,330 --> 00:23:36,665
بنیاد در حال مرگ نیست

341
00:23:36,748 --> 00:23:40,335
ما داریم مأموریتی که هری
سلدون بهمون سپرد رو انجام میدیم

342
00:23:40,419 --> 00:23:44,089
سلدون این رو هم پیش‌بینی کرد که
نابودی از لبه‌ی کهکشان شروع میشه

343
00:23:45,215 --> 00:23:46,633
یعنی اینجا -
همون علمی -

344
00:23:46,716 --> 00:23:48,802
که قصر امپراتوری رو هنگام
سقوط پل ستاره‌ای نجات داد

345
00:23:48,802 --> 00:23:50,011
از شهر ترمینس هم محافظت می‌کنه

346
00:23:50,095 --> 00:23:51,513
منظورت حصارهای انرژی‌تونه؟

347
00:23:52,681 --> 00:23:56,643
خوبی هر سلاح بستگی
.به این داره که دست کی باشه

348
00:24:11,867 --> 00:24:13,118
کیلن، وضعیت تو چطوره؟

349
00:24:13,201 --> 00:24:15,120
اینجا خیلی داره شلوغ میشه

350
00:24:15,203 --> 00:24:17,456
فکر کنم به پشتیبانی نیاز داریم -
نمیشه -

351
00:24:17,539 --> 00:24:20,834
سالور 10، 12 نفر بیشتر ندید
یعنی آناکرئونی‌ها محاصره‌مون کردن؟

352
00:24:20,917 --> 00:24:23,753
دارم میگم انقدری اسلحه
می‌بینم که کل شهر رو نابود کنن

353
00:24:25,172 --> 00:24:26,256
.امپراتور

354
00:24:30,677 --> 00:24:31,887
موضوعی که راجع بهش بحث کردیم

355
00:24:33,138 --> 00:24:36,725
اسمش آزورا اودیلی هست
از 13 سالگی گیاه‌شناس قصر بوده

356
00:24:37,309 --> 00:24:40,770
پدرش فوت کرده و بوم‌شناس کشاورزی در باغ بوده

357
00:24:41,313 --> 00:24:44,524
مادرش در ایکبانا یه مدرسه احداث کرد،
الان تعطیل شده

358
00:24:45,984 --> 00:24:47,444
گفتید مشکلی هست؟

359
00:24:49,112 --> 00:24:52,407
معمولاً مشکلات توی این موقعیت چطور حل میشن؟

360
00:24:53,158 --> 00:24:57,662
به هر طریقی به نتیجه باید رسید
.شغل من حذف کردن مشکلاته امپراتور

361
00:25:10,300 --> 00:25:12,052
آزورا اودایلی؟

362
00:25:14,930 --> 00:25:16,932
اودیلی؟ اودلی؟

363
00:25:17,015 --> 00:25:18,099
.دی، امپراتور

364
00:25:18,183 --> 00:25:20,101
.چند ساعت پیش کنار تالارم بود

365
00:25:21,686 --> 00:25:24,314
می‌خوام بدونم چی دیدی -
من هیچی ندیدم امپراتور -

366
00:25:24,397 --> 00:25:26,149
نه، به نظرم یه چیزی دیدی

367
00:25:26,233 --> 00:25:28,401
.من هر چیزی که امپراتور بخوان می‌بینم

368
00:25:28,485 --> 00:25:30,737
می‌تونستم کاری کنم از
ایستگاهت منتقل بشی

369
00:25:31,821 --> 00:25:33,990
بری طبقه‌ی 80 گرماگیر رو تمیز کنی

370
00:25:34,074 --> 00:25:37,327
می‌تونم بلای بدتری سرت بیارم
خیلی بدتر

371
00:25:37,410 --> 00:25:38,620
همه‌ی اینا رو می‌دونی

372
00:25:38,703 --> 00:25:41,206
امپراتور،  برادر داسک ازم خواستن شما رو ببرم

373
00:25:41,289 --> 00:25:42,624
بهش بگو دارم میام

374
00:25:44,584 --> 00:25:46,086
این باغچه رو کلاً نابود کن

375
00:25:46,711 --> 00:25:49,464
توی اتاقم بوی شکوفه‌ها غیر قابل تحمله

376
00:25:49,548 --> 00:25:52,717
...امپراتور، شما نیازی نیست با این -
باشه، می‌تونی بری -

377
00:25:56,680 --> 00:25:58,473
ولوزبرث(نفسِ گرگ) به التیام درد کمک می‌کنه

378
00:25:59,015 --> 00:26:00,809
برگ‌های لجنی با رگه‌های قرمز

379
00:26:00,850 --> 00:26:02,435
باعث کمتر شدن کبودی و ورم میشن

380
00:26:02,435 --> 00:26:04,896
یادم نمیاد ازت مشاوره‌ی پزشکی خواسته باشم

381
00:26:06,773 --> 00:26:07,774
کدومشه؟

382
00:26:30,839 --> 00:26:31,965
برگ‌های نوک تیز

383
00:26:44,978 --> 00:26:45,979
این چیه؟

384
00:26:46,479 --> 00:26:48,106
لوپای اسپریتس

385
00:26:48,690 --> 00:26:52,193
ولوزبرث امپراتور
از باغ دارویی

386
00:26:52,277 --> 00:26:55,071
یه مسکنه و باعث اتساع عروق میشه

387
00:26:55,155 --> 00:26:56,239
سمی هست؟

388
00:26:56,323 --> 00:27:00,577
خیر، ولوزبرث هم مثل
تنتور در چای استفاده میشه

389
00:27:00,660 --> 00:27:03,955
رگ‌های خونی رو باز
...می‌کنه و روند التیام رو

390
00:27:04,039 --> 00:27:05,206
بخورش

391
00:27:10,003 --> 00:27:11,921
اگه تا چند ساعت دیگه نمُردی

392
00:27:12,005 --> 00:27:14,132
چند کیلوگرم بفرست به مقر من

393
00:27:14,215 --> 00:27:15,425
حتماً امپراتور

394
00:27:21,931 --> 00:27:24,684
لیلو فولم، همین الان تن
!گمشو برو خونه

395
00:27:24,768 --> 00:27:25,852
قراره از مرز رد بشن؟

396
00:27:25,852 --> 00:27:26,936
معلومه که نه

397
00:27:27,854 --> 00:27:33,151
برید خونه‌هاتون لطفاً
اینجا امن نیست، برگردید، برگردید.

398
00:27:34,819 --> 00:27:36,446
همین حالا باید بیای این بیرون

399
00:27:36,529 --> 00:27:37,614
یه جورایی الان دستم بنده یِیت

400
00:27:37,697 --> 00:27:39,240
می‌دونم ولی بازم بهت میگم

401
00:27:39,324 --> 00:27:42,494
سربازهای آناکرئونی دارن از شرق، غرب، جنوب

402
00:27:42,577 --> 00:27:44,329
و احتمالاً شمال نزدیک میشن

403
00:27:45,872 --> 00:27:48,083
بلدی چطوری مسلسل دستت بگیری پیرمرد؟

404
00:27:48,166 --> 00:27:49,250
لولهٔ تفنگ رو باید جلو بگیری؟

405
00:27:49,959 --> 00:27:52,712
بیرون حصار چند تا آناکرئونی دیده شناسایی کردن

406
00:27:53,338 --> 00:27:55,090
من سمت غرب میرم -
ما هم میریم شمال -

407
00:27:55,590 --> 00:27:57,967
.نباید برم
.مخ لوئیس رو اونجا می‌زنه

408
00:27:58,051 --> 00:27:59,511
من حواسم بهش هست
قول میدم

409
00:28:00,387 --> 00:28:01,554
خیلی‌خب

410
00:28:02,722 --> 00:28:05,517
راسته؟ این تو یه جور سرباز
بالا رده آناکرئونی نگه داشتید؟

411
00:28:05,600 --> 00:28:06,851
مست کردی مولر؟

412
00:28:06,935 --> 00:28:10,105
پایانِ کهکشان نزدیکه، نه؟
پیش‌بینی‌های هری داره اتفاق میوفته

413
00:28:10,188 --> 00:28:12,607
شایعه رو بد بهت رسوندن مولر
اونا فقط شکارچی‌های غیرقانونی هستن

414
00:28:12,691 --> 00:28:14,275
از قبل اومدن اینجا، نه؟

415
00:28:15,151 --> 00:28:17,612
چرا نمی‌ری استراحت کنی؟

416
00:28:32,252 --> 00:28:33,253
هی!

417
00:28:33,962 --> 00:28:35,213
من بهت صدمه‌ای نمی‌زنم

418
00:28:38,967 --> 00:28:39,801
فقط بگو کی هستی

419
00:28:41,010 --> 00:28:41,886
سال

420
00:28:42,387 --> 00:28:43,388
سال

421
00:28:43,471 --> 00:28:45,974
سال، هی چی شده؟

422
00:28:46,057 --> 00:28:48,017
توی کتابخونه‌ی امپراتوری توی ترنتور بودم

423
00:28:48,101 --> 00:28:51,062
منظورت چیه اونجا بودی؟ -
اونجا بودم، بین قفسه‌های کتابخونه -

424
00:28:51,730 --> 00:28:53,940
سقفش چوبی بود
و کلی مجسمه نیم‌تنهٔ مرمر بود

425
00:28:53,940 --> 00:28:55,525
.و یه پسری که چاقو دستش بود

426
00:28:57,152 --> 00:28:59,320
همون پسری که منو برد سمت آناکرئونی‌ها

427
00:29:00,655 --> 00:29:04,701
کارِ معلق بود، حسش می‌کنم هیوگو
می‌خواد یه چیزی بهم بگه

428
00:29:04,784 --> 00:29:07,829
راجع به آناکرئونی‌ها و این بحران
و همه چیز

429
00:29:07,912 --> 00:29:11,791
ببین، من همیشه گفتم بذار
این سیاره بهت بی‌اعتنایی کنه

430
00:29:12,834 --> 00:29:17,464
ولی تماشا کردنِ کارت،
...اینکه تونستی حال فرا رو در کنی

431
00:29:19,174 --> 00:29:20,175
.این یه چیز خاصه

432
00:29:20,759 --> 00:29:22,427
بقیه‌ی آدما نمی‌تونن همچین کاری بکنن
سال

433
00:29:22,510 --> 00:29:24,137
من کاملاً بهت ایمان دارم

434
00:29:39,027 --> 00:29:41,780
بین شما متخصص آمارشناسی تیوولی کیه؟

435
00:29:45,784 --> 00:29:48,870
امپراتور
باشد که روشنایی هیچگاه از بین نرود

436
00:29:48,953 --> 00:29:50,497
باشد که روشنایی هیچگاه از بین نرود

437
00:29:50,580 --> 00:29:53,291
پرسش من دستت رسید -
بله امپراتور -

438
00:29:53,374 --> 00:29:55,543
ولی هنوز نمی‌تونم بگم
نتیجه رو بدست آوردیم یا نه

439
00:29:56,002 --> 00:29:58,671
از زمانی که داسک این
کار رو بهت سپرده چقدر می‌گذره؟

440
00:29:59,255 --> 00:30:00,381
سی‌ سال؟

441
00:30:00,465 --> 00:30:04,636
توی آرامگاه حساب و کتابتون چیکار می‌کنید

442
00:30:04,719 --> 00:30:08,014
اگه نتایجی به دست نمیارید؟

443
00:30:09,808 --> 00:30:13,311
پیشرفت حداقل
پیشرفتتون چی بوده؟

444
00:30:14,479 --> 00:30:20,777
به نظر ما الگوهای
پیش‌بینیِ هری سلدون خلاف واقعه

445
00:30:23,321 --> 00:30:25,490
اونوقت چرا این رو باور داری؟

446
00:30:26,157 --> 00:30:31,079
35 ساله که از ادعاهای ارتدادآمیز
هری سلدون می‌گذره،

447
00:30:31,162 --> 00:30:35,583
قلمرو امپراتوری کوچیک‌تر که نشده، وسعت هم پیدا کرده
...با هر معیار متری که

448
00:30:35,667 --> 00:30:36,668
بس کن

449
00:30:37,919 --> 00:30:39,295
پیش‌گویی‌های سلدون

450
00:30:39,379 --> 00:30:44,008
.راجع به ریاضی و آنالیز ترتیبی بهم بگو

451
00:30:44,092 --> 00:30:46,761
این‌ها مجموعه‌ای از
کارت‌های فالگیری هستن که

452
00:30:46,845 --> 00:30:50,807
که سلدون تصمیم گرفت
این‌ها رو بعنوان پیش‌گویی رو تفسیر کنه

453
00:30:52,183 --> 00:30:56,437
تأییدیه‌ای که سلدون در الگوهای رگرسیونی
پیدا کرد هیچ کسی ازش پشتیبانی نمی‌کنه

454
00:30:56,521 --> 00:31:00,316
ولی این...رخدادهای اخیر چی؟

455
00:31:00,400 --> 00:31:01,693
مجمع؟ لومینیسم؟

456
00:31:01,776 --> 00:31:06,656
حدس‌های بی‌اساس
مبهم هستن و ازشون پشتیبانی نمیشه

457
00:31:06,739 --> 00:31:10,660
هر کسی می‌تونه بازگشت
به ارتدکس رو پیش‌بینی کنه

458
00:31:11,327 --> 00:31:14,831
روانشناسی تاریخی یه کار
خیالی از یه پیر مرد خیال بافه

459
00:31:14,831 --> 00:31:18,751
اگه اینا  کار خیالی از یه
پیر مرد خیال باف نبود چی؟

460
00:31:18,751 --> 00:31:22,714
احتمالش چقدره که درست باشن؟
هر پیش‌گویی؟

461
00:31:23,548 --> 00:31:25,717
خیلی احتمالش کمه اعلی‌حضرت

462
00:31:25,800 --> 00:31:27,135
ولی صفر نیست

463
00:31:29,470 --> 00:31:30,722
درسته؟

464
00:31:31,681 --> 00:31:33,725
صفر نیست؟

465
00:31:34,475 --> 00:31:37,645
آخه شما چقدر ابله هستید؟

466
00:31:37,729 --> 00:31:40,899
...هزاران ریاضیدانِ امپراتوری

467
00:31:40,982 --> 00:31:43,860
نمی‌تونن اعداد یک مرد رو تجزیه و تحلیل کنن؟

468
00:31:43,943 --> 00:31:48,406
پس هیچ کاری نیست که کسی
بتونه توی کل کهکشان بکنه؟

469
00:31:50,992 --> 00:31:54,621
همینه؟
تمام تلاشتون همین بود؟

470
00:31:56,497 --> 00:31:59,417
بهم بگو
!بهم بگو

471
00:32:01,461 --> 00:32:04,213
!بهم بگو

472
00:32:15,099 --> 00:32:17,393
...در هوای گرگ و میشِ زندگی یک مرد

473
00:32:17,477 --> 00:32:20,146
وقتی که زندگی‌نامه‌اش به پایان نزدیکه

474
00:32:20,772 --> 00:32:23,316
برای فهمیدن تعداد روزهای باقی
مانده از زندگیش هر کاری می‌کنه

475
00:32:25,276 --> 00:32:28,905
این که چطور صداش با صدای هم سُرایان
کسایی که قبلاً اومدن مقایسه میشه

476
00:32:32,450 --> 00:32:35,787
آیا من ارزش دارم؟
آیا انتخاب‌هام رو خودم انجام دادم؟

477
00:32:36,579 --> 00:32:40,333
یا اینکه سرنوشت من توسط
دست‌های پنهان مقدر شده؟

478
00:32:49,842 --> 00:32:51,928
برادر دِی
اومدی ازمون خداحافظی کنی؟

479
00:32:52,011 --> 00:32:54,806
آمارشناس‌هات بهم سر زدن

480
00:32:54,889 --> 00:32:57,809
جالبه که چقدر نتایجشون خود تقویت گره

481
00:32:57,892 --> 00:33:02,271
بنظرم بهتره توی ترنتور
بمونی و به مشکلات رسیدگی کنی

482
00:33:03,147 --> 00:33:06,734
امپراتور، تا حالا هیچ کلئونِ ارشدی

483
00:33:06,818 --> 00:33:08,945
از زمان سلسله‌ی ژنتیکی
آغوش ترنتور رو ترک نکرده

484
00:33:09,028 --> 00:33:10,029
حق با دمرزله

485
00:33:10,905 --> 00:33:13,700
ما این قوانینو به یه دلیلی درست کردیم

486
00:33:13,783 --> 00:33:20,373
و من میگم قوانینمون ما رو از خود راضی کرده

487
00:33:21,082 --> 00:33:23,167
وقتی که تو روی تخت وسط
نشتی که البته حالا من می‌شینم

488
00:33:23,251 --> 00:33:25,670
و راجع به رسیدگی به آناکرئون
و تسپیس مذاکره می‌کردی

489
00:33:25,753 --> 00:33:28,965
این که چه پاسخی باید بدیم
یادته چی گفتی؟

490
00:33:30,425 --> 00:33:31,426
من یادمه

491
00:33:32,510 --> 00:33:33,886
انگار همین دیروز بود

492
00:33:34,470 --> 00:33:35,722
من 7 سالم بود

493
00:33:35,805 --> 00:33:38,891
برادر بزرگمون برای گذشت از اونا بحث کرد

494
00:33:38,975 --> 00:33:41,728
:تو رو به من برگشتی و گفتی
نظر تو چیه، داونِ والامقام؟

495
00:33:43,021 --> 00:33:44,522
می‌دونستم تو مخالف عفو هستی

496
00:33:45,148 --> 00:33:48,067
و می‌خواستی که پادشاهی‌های
بی‌تمدن رو بمبارون کنی

497
00:33:48,151 --> 00:33:52,321
ولی من ترسیده بودم
و همین رو هم گفتم

498
00:33:53,156 --> 00:33:55,575
ولی دیگه نمی‌ترسم

499
00:33:56,409 --> 00:34:02,290
تحت نظر تو پل ستاره‌ای سقوط کرد
و از همون زخم، قیام متولد شد

500
00:34:02,373 --> 00:34:04,792
تحت نظر تو، دو سیاره بدون توجه

501
00:34:04,876 --> 00:34:07,420
به عواقب و آدمای بی‌گناهش به آتیش کشیده شدن

502
00:34:07,503 --> 00:34:10,923
تحت نظر تو به هری سلدون و
طرفدارانش اجازه دادی فرار کنن

503
00:34:11,466 --> 00:34:14,886
امپراتوری‌ای که برای من به ارث
گذاشتی روی تصمیم‌های خود سرانه بنا شده

504
00:34:14,969 --> 00:34:18,890
ولی یه همچین حرفی رو درباره‌ی من نمی‌زنن
نه تحت نظر من

505
00:34:19,474 --> 00:34:21,893
من میراثمون رو نجات میدم

506
00:34:21,976 --> 00:34:22,977
...برادر

507
00:34:24,312 --> 00:34:28,566
مردی که سال‌ها پیش
.مرده تو رو تسخیر کرده

508
00:34:28,649 --> 00:34:30,902
ما همه همینیم برادر

509
00:34:35,531 --> 00:34:37,283
دوران حکومت تو تموم شده

510
00:34:38,743 --> 00:34:43,081
تو توی ترنتور می‌مونی تا به
زخم‌هایی که عفونت کردن رسیدگی کنی

511
00:34:44,332 --> 00:34:45,333
برو

512
00:34:46,250 --> 00:34:48,711
وسایل برادر داسک رو به قصر برگردونید

513
00:34:59,931 --> 00:35:03,851
به طور قطع حالا دیگه
امپراتوری خودسرانه عمل نمی‌کنه

514
00:35:34,799 --> 00:35:35,842
منو احضار کردید اعلی‌حضرت؟

515
00:35:35,925 --> 00:35:38,636
یک گوی ارتباطی در
آسمان دوردست از کار افتاده

516
00:35:39,971 --> 00:35:41,430
گروهت رو ببر و بررسی کن

517
00:35:42,265 --> 00:35:43,474
رو چشم امپراتور

518
00:35:43,975 --> 00:35:44,976
.داروین

519
00:35:45,893 --> 00:35:48,563
پیام‌هامون از طرف بنیاد کم شده

520
00:35:48,646 --> 00:35:49,730
بهشون یه سری بزن

521
00:35:49,814 --> 00:35:53,693
و به بنیاد یادآوری کن که
امپراتوری همیشه بی‌خبر نمی‌مونه

522
00:36:57,840 --> 00:37:00,092
...این -
خوب به نظر نمیاد، میاد؟ -

523
00:37:18,986 --> 00:37:22,990
کی اینجا رئیسه لوئیس؟ تو؟
یا اون نگهبانه که بلده با سکه شعبده کنه؟

524
00:37:23,074 --> 00:37:25,409
چون انگار تونسته شرایط رو پیچیده کنه

525
00:37:25,493 --> 00:37:27,828
...بذار واضح بگم شکارچی کین -
شکارچی بزرگ -

526
00:37:27,912 --> 00:37:29,455
تنها دلیلی که الان توی بحرانیم

527
00:37:29,538 --> 00:37:33,000
بخاطر اینه که شما وارد ملک
.شخصی امپراتور شدید

528
00:37:33,084 --> 00:37:36,295
اگه فقط سالور منو به برج می‌برد
و چیزی که می‌خواستم رو بهم می‌داد

529
00:37:36,379 --> 00:37:38,005
تا الان از این سیاره رفته بودیم

530
00:37:38,089 --> 00:37:39,590
ماژولِ سفینه‌ی کُند رومون؟

531
00:37:39,674 --> 00:37:42,176
حالا نه انگار که مردمت ازش استفاده می‌کنن

532
00:37:42,677 --> 00:37:46,264
شما روی توی ترمینس ول کردن
امپراتوری از این امر مطمئن شد

533
00:37:46,347 --> 00:37:47,682
لوئیس

534
00:37:48,599 --> 00:37:49,600
چرا بهش نیاز دارید؟

535
00:37:50,101 --> 00:37:52,311
مردم من از نظر تکنولوژی سطح پایینی دارن

536
00:37:52,395 --> 00:37:54,021
ما در حال مرگیم، رئیس

537
00:37:54,814 --> 00:37:58,317
از وقتی امپراتوری اتمسفر ما
رو به آتیش کشیده در حال مرگیم

538
00:37:58,401 --> 00:38:02,238
نصف جمعیتمون واسه تقاص
کاری مُردن که انجامش ندادیم

539
00:38:02,321 --> 00:38:04,156
برعکس شما
ما سفینه داریم

540
00:38:04,240 --> 00:38:07,827
می‌تونیم سیارهٔ سمی خودمون رو ترک کنیم و
یه سامانهٔ ستاره‌ای دیگه پیدا کنیم

541
00:38:07,910 --> 00:38:11,080
اگه فقط وسیلهٔ لازم برای
هدایت خلأ رو داشتیم

542
00:38:11,163 --> 00:38:12,873
امپراتوری ما رو بخاطر
کمک به شما نابود می‌کنه

543
00:38:12,957 --> 00:38:14,709
ما داریم مجبورتون می‌کنیم رئیس

544
00:38:15,710 --> 00:38:17,586
چون چیزی برای از دست دادن نداریم

545
00:38:18,546 --> 00:38:21,757
نمی‌تونی با کسی که می‌خواد تخته
رو به آتیش بکشه شطرنج بازی کنی

546
00:38:25,761 --> 00:38:27,805
اون یه جور توپ ضد هواییه؟

547
00:38:27,888 --> 00:38:30,516
دارن وقتشونو هدر میدن اگه فکر
کردن می‌تونن از حصار رد بشن

548
00:38:30,558 --> 00:38:34,020
هیچکدوم از اینا حس درستی نداره
فرا عاقل تر از این حرفاست

549
00:38:34,103 --> 00:38:36,522
اونا گوی‌های ارتباطی رو از کار انداختن
و با آمادگی اومدن

550
00:38:36,605 --> 00:38:39,275
یه استراتژی بزرگتر این
وسط هست که من هنوز نفهمیدم

551
00:38:39,358 --> 00:38:41,694
اگه سفینه‌ام رو بیارم بریم و
بریم و کمک بیاریم چی؟

552
00:38:41,694 --> 00:38:45,072
نه، نه قبل از رسیدن به
مدار رو هوا می‌زننمون

553
00:38:46,115 --> 00:38:47,950
از اینکه وقتی فرصتشو
داشتی فرار نکردی پشیمونی؟

554
00:38:47,950 --> 00:38:50,619
من کارهای احمقانه توی زندگیم زیاد کردم
سالور هاردین

555
00:38:50,703 --> 00:38:52,538
موندن کنارت یکی از اون کارها نیست

556
00:38:53,873 --> 00:38:55,291
تو بهترین خدمتگزاری

557
00:39:06,594 --> 00:39:08,137
معلق نه آناکرئونیه

558
00:39:09,013 --> 00:39:10,056
نه اصلاً بیگانه‌ست

559
00:39:10,139 --> 00:39:11,599
باید به هری ربط داشته باشه

560
00:39:11,682 --> 00:39:12,683
از کجا می‌دونی؟

561
00:39:12,767 --> 00:39:14,643
چون اون رویایی که وقتی بیهوش شدم دیدم

562
00:39:15,269 --> 00:39:19,899
توی ترنتور و کتابخونه‌ی هری
بود و یه پسری جلوم چاقو گرفته بود

563
00:39:20,691 --> 00:39:22,360
اگه بهم هشدار داده باشه عقب وایسم چی؟

564
00:39:23,611 --> 00:39:25,112
اگه حق با لوئیس باشه چی؟

565
00:39:25,196 --> 00:39:28,324
اگه بیگانه باشم همونطور که اون میگه
همه چیز رو خراب کنم

566
00:39:28,407 --> 00:39:29,700
و به نقشه‌ی هری گند بزنم چی؟

567
00:39:29,784 --> 00:39:32,286
سالور، اگه خود تو نقشه‌ی هری باشی چی؟

568
00:39:34,538 --> 00:39:38,250
سرنوشت یک فرد هیچ‌وقت
.مشخص نیست

569
00:39:38,334 --> 00:39:42,713
قولم رو یادته نگهبان؟
گفته بودم شهرتو با خاک یکسان می‌کنم

570
00:39:42,797 --> 00:39:44,757
ولی حرکت آحاد مردم

571
00:39:44,840 --> 00:39:48,386
...قیام و سقوط فرهنگ‌ها، آرمان‌ها و سیاره‌ها

572
00:39:49,220 --> 00:39:52,390
این‌ها جواب‌هایی بودن که هری
سلدون از خیلی وقت پیش پیدا کرده بود

573
00:39:53,057 --> 00:39:54,350
وقتشه

574
00:39:54,433 --> 00:39:58,229
و شروعِ پایان
همینطور که لایق اسمشه

575
00:39:58,312 --> 00:40:00,106
در ترمینس صورت گرفت.
(ایستگاه آخر)
