﻿1
00:01:23,208 --> 00:01:27,796
‫از یک مورخ بپرسید:
‫بزرگ‌ترین اختراع بشریت چی بوده؟

2
00:01:28,379 --> 00:01:31,216
‫آتش؟ چرخ؟ شمشیر؟

3
00:01:31,299 --> 00:01:33,593
‫به شخصه حاضرم سر اینکه
‫بزرگ‌ترین اختراع تاریخ هست بحث کنم.

4
00:01:33,676 --> 00:01:35,887
‫تاریخ حقیقت نیست.

5
00:01:35,970 --> 00:01:39,808
‫داستانی روایت شده‌ست
‫داستانی که گزیده و شکل داده شده.

6
00:01:40,266 --> 00:01:42,727
‫توی داستانی که خوب روایت شده باشه

7
00:01:42,811 --> 00:01:44,270
‫شرور داستان تبدیل به قهرمان میشه

8
00:01:45,563 --> 00:01:47,899
‫دروغ تبدیل به حقیقت میشه.

9
00:01:49,943 --> 00:01:51,528
‫- بابایی؟
‫- جانم؟

10
00:01:51,611 --> 00:01:54,197
‫- ما از کجا اومدیم؟
‫- ترنتور.

11
00:01:54,781 --> 00:01:57,283
‫نه، قبل از اون.

12
00:01:57,659 --> 00:02:01,079
‫از اولش آدما از کجا اومدن؟

13
00:02:01,162 --> 00:02:03,123
‫کلی نظریه‌ی متفاوت وجود داره.

14
00:02:03,206 --> 00:02:08,294
‫خیلی‌ها میگن انسان‌ها از یه
‫سامانه سیاره‌ای و مسکونی اومدن.

15
00:02:08,837 --> 00:02:09,546
‫فقط یکی؟

16
00:02:10,171 --> 00:02:14,425
‫حتی نمی‌دونیم کدومش.
‫سیریس، آلفا سنتوری...

17
00:02:14,509 --> 00:02:17,095
‫بعضی‌ها فکر می‌کنن از
‫جایی به اسم «زمین» اومدیم.

18
00:02:17,679 --> 00:02:19,055
‫بیا اینجا
‫بیا.

19
00:02:20,640 --> 00:02:22,642
‫پس هر نژادی که می‌شناسیم

20
00:02:23,852 --> 00:02:27,647
‫اونا هم از یه جا اومدن؟
‫آناکروئنی‌ها و تسپینی‌ها هم همینطور؟

21
00:02:28,231 --> 00:02:30,233
‫آره، اونا هم همینطور.

22
00:02:31,526 --> 00:02:33,027
‫پس چطور ممکنه از ما متنفر باشن؟

23
00:02:36,364 --> 00:02:39,826
‫انسان بودن پیچیده‌ست، سال.

24
00:02:40,952 --> 00:02:44,747
‫ما همه‌مون یه ریشه داریم و
‫بعضی از افسانه‌هامون یکی هستن.

25
00:02:44,831 --> 00:02:47,667
‫ولی تحت فرمان این مغزیم.

26
00:02:48,209 --> 00:02:52,130
‫داخل مغز تمام تفکر منطقی شکل می‌گیره

27
00:02:52,881 --> 00:02:56,509
‫ولی خب مغز جمجمه رو
‫با احساساتمون شریک میشه.

28
00:02:57,719 --> 00:03:01,347
‫و بعضی وقتا صدای
‫احساسات بلند تر از منطق هست.

29
00:03:02,473 --> 00:03:07,854
‫و خب احساسات یه نفر خیلی روی این که
‫امپراتوری کارش اشتباهه پا فشاری کرد.

30
00:03:07,937 --> 00:03:09,814
‫برای همین پل ستاره‌ای رو منفجر کردن.

31
00:03:10,857 --> 00:03:11,858
‫آره.

32
00:03:13,902 --> 00:03:19,699
‫خشونت، آخرین سنگر آدم‌های بی‌عرضه‌ست.

33
00:03:20,241 --> 00:03:23,328
‫پس اصلاً شبیه ما نیستن
‫نه؟

34
00:03:23,912 --> 00:03:26,414
‫مغز تو هم زیاد شلوغ پلوغ میشه، نه؟

35
00:03:26,497 --> 00:03:27,832
‫فکر کنم آره.

36
00:03:28,958 --> 00:03:30,418
‫بیا بغلم
‫بیا.

37
00:03:31,586 --> 00:03:33,171
‫قضیه اینه سال.

38
00:03:38,426 --> 00:03:44,015
‫وقتی پل ستاره‌ای سقوط
‫کرد، میلیون‌ها انسان مُردن.

39
00:03:45,767 --> 00:03:51,981
‫و امپراتور میلیون‌ها انسان بیشتر
‫توی آناکرئون و تسپیس بخاطرش کُشت.

40
00:03:52,523 --> 00:03:53,733
‫و بنظرت کی بُرد؟

41
00:03:53,816 --> 00:03:55,568
‫- هیچکس؟
‫- هیچکس.

42
00:03:57,028 --> 00:04:00,573
‫و اینطوری می‌دونیم که
‫سقوط بالأخره اتفاق میوفته.

43
00:04:02,784 --> 00:04:07,497
‫اعمال گذشته بهترین
‫پیش‌گوی اعمال آینده هستن.

44
00:04:08,915 --> 00:04:10,250
‫سالور هاردین...

45
00:04:17,090 --> 00:04:18,424
‫داریم پرش می‌کنیم.

46
00:05:08,558 --> 00:05:09,559
‫لوئیس؟

47
00:05:14,605 --> 00:05:15,440
‫لوئیس، کجایی؟

48
00:05:20,445 --> 00:05:21,487
‫ترمینس؟

49
00:05:22,238 --> 00:05:23,489
‫رسیدیم خونه.

50
00:05:26,075 --> 00:05:27,410
‫پرش کردیم سمت خونه.

51
00:05:30,997 --> 00:05:31,914
‫لوئیس؟

52
00:05:47,555 --> 00:05:48,556
‫لعنت بهش.

53
00:05:52,935 --> 00:05:54,479
‫نجاتمون دادی.

54
00:05:55,980 --> 00:05:57,315
‫ما رو رسوندی خونه.

55
00:06:39,524 --> 00:06:40,900
‫ازت ممنونم.

56
00:07:03,089 --> 00:07:07,176
‫برج مراقبت ترمینس، من سالور هاردین هستم
‫سوار سفینه‌ی امپراتوری اینویکتوس.

57
00:07:07,760 --> 00:07:08,845
‫صدای منو دارید؟

58
00:07:10,513 --> 00:07:12,432
‫برج مراقبت ترمینس، صدای منو دارید؟

59
00:07:12,515 --> 00:07:14,058
‫سالور هاردین صحبت می‌کنه.

60
00:07:16,811 --> 00:07:17,854
‫کسی صدای منو داره؟

61
00:07:40,460 --> 00:07:43,337
‫از سالور هاردین به سواره‌نظام‌های تسپینی.

62
00:07:43,421 --> 00:07:47,842
‫سفینه‌ی اینویکتوس پرش کرد و ما هم
‫سفینه‌های شما رو با خودمون آوردیم.

63
00:07:49,135 --> 00:07:50,928
‫الان توی مدار ترمینس هستیم.

64
00:07:54,098 --> 00:07:58,186
‫اگه صدای منو می‌شنوید، باید بگم نمی‌دونم
‫چطوری باید جلوی پرش دوباره‌اش رو بگیرم.

65
00:07:59,729 --> 00:08:02,273
‫ممکنه یک ساعت دیگه باز پرش کنه
‫یا شایدم چند روز دیگه.

66
00:08:04,609 --> 00:08:06,444
‫فکر کنم اینجا گیر افتادم، مگه اینکه...

67
00:08:31,135 --> 00:08:31,844
‫بگر.

68
00:08:34,805 --> 00:08:36,224
‫چطوری میری خونه؟

69
00:08:38,309 --> 00:08:39,644
‫بهم مسیر سفرت رو نشون بده.

70
00:08:43,022 --> 00:08:45,191
‫آخر این راهرو به کجا میرسه؟

71
00:08:45,816 --> 00:08:47,568
‫سیستم آبیاری زیرزمینی.

72
00:08:47,652 --> 00:08:51,822
‫ولی بالاش یه مسیری هست از لای
‫خرابه‌های قصر قدیمی می‌تونی بری.

73
00:08:51,906 --> 00:08:54,700
‫آخرش می‌خوره به خروجی کارکنای دربار
‫درست کنار دروازه‌ی اصلی قصر.

74
00:08:54,784 --> 00:08:55,993
‫پس اگه بتونم از اینجا خارج بشم...

75
00:08:56,077 --> 00:08:58,329
‫ایستگاه هایپرلوپ درست همونجاست.

76
00:08:58,412 --> 00:09:00,665
‫حراست گیت اسکنر دی‌ان‌ای داره.

77
00:09:02,041 --> 00:09:06,629
‫سیگنال خفه‌کن رو برای نانوبات‌هام نیاز دارم
‫تا نتونن ردم رو بگیرن.

78
00:09:06,712 --> 00:09:08,130
‫فکر کنم بتونم یکی برات جور کنم.

79
00:09:10,800 --> 00:09:12,552
‫من نمی‌خوام اینجا بمیرم.

80
00:09:14,554 --> 00:09:15,221
‫نمی‌میری.

81
00:09:16,013 --> 00:09:17,890
‫عذر می‌خوام برادر داسک، داشتم...

82
00:09:17,974 --> 00:09:21,727
‫متوجهم.
‫توی جوونی زمان متفاوت می‌گذره.

83
00:09:23,187 --> 00:09:26,107
‫می‌خوام یه چیزی رو بهت نشون بدم.

84
00:09:29,610 --> 00:09:32,655
‫همونطور که می‌دونی اینجا محل کار منه.

85
00:09:33,990 --> 00:09:39,704
‫امضای آثار داسک ثبت تاریخ عینی هست.

86
00:09:41,831 --> 00:09:43,666
‫پایان جنگ ربات‌ها.

87
00:09:45,960 --> 00:09:47,962
‫شورش اسب طلایی.

88
00:09:48,045 --> 00:09:52,508
‫هر لحظه یک نقطه‌ی انعطاف در سلسله‌ی ما

89
00:09:52,592 --> 00:09:56,721
‫وقتی که سرنوشت کهکشانمون
‫به ظاهر در تعادل بود.

90
00:10:00,683 --> 00:10:02,143
‫درست مثل اینجا...

91
00:10:07,940 --> 00:10:12,778
‫زمانی که سیاره‌های بی‌تمدن رو
‫برای اعمال وحشیانه‌شون تنبیه کردم.

92
00:10:12,862 --> 00:10:14,447
‫و حتی وقتی که داشتم نقاشیش می‌کردم

93
00:10:14,530 --> 00:10:20,786
‫متوجه بودم که ما، یعنی صاحب اثر
‫قراره چطور نشون داده بشیم.

94
00:10:23,080 --> 00:10:27,501
‫یک هنرمند زیرک همراه با
‫آثارش مفهومی رو منتقل می‌کنه.

95
00:10:29,128 --> 00:10:34,884
‫حتی چیزی به سادگی انتخاب رنگ

96
00:10:36,344 --> 00:10:38,220
‫می‌تونه حاوی یه مفهوم مخفی باشه.

97
00:10:39,388 --> 00:10:42,933
‫و بعضی وقتا اون لحظه زیاد مشخص نیست.

98
00:10:43,643 --> 00:10:45,811
‫بعضی وقتا از ما می‌گذره

99
00:10:45,895 --> 00:10:48,689
‫و تا وقتی نگذشته متوجهش نمیشی

100
00:10:49,190 --> 00:10:53,486
‫تا وقتی که نخستین حضورت
‫روی دیوار فراتر از توئه.

101
00:10:55,863 --> 00:10:58,741
‫من نقاشیت رو در میراثمون ثبت کردم.

102
00:11:03,412 --> 00:11:04,497
‫شکارمون.

103
00:11:06,624 --> 00:11:09,210
‫اون سه تا گیلی رپتوری
‫که شکار کردی رو می‌بینی؟

104
00:11:13,005 --> 00:11:14,256
‫البته.

105
00:11:15,966 --> 00:11:18,260
‫برای روزی که بخاطر هر کار ارزشمندی

106
00:11:18,844 --> 00:11:21,472
‫که منو ببره روی این
‫دیوارنگاره رویا پردازی می‌کردم.

107
00:11:23,391 --> 00:11:25,434
‫نمی‌دونم این کار کوچیک چرا...

108
00:11:28,979 --> 00:11:31,982
‫باعث افتخارمه.
‫ممنون.

109
00:11:35,986 --> 00:11:38,739
‫می‌دونستم درونت بزرگی کلئون نخست رو داری.

110
00:11:42,201 --> 00:11:43,744
‫ولی هنگام شکارمون

111
00:11:45,287 --> 00:11:50,960
‫فهمیدم یه چیز دیگه هم درونت هست.

112
00:11:52,920 --> 00:11:56,882
‫می‌ذارم خودت شگفتی‌ات
‫رو به موقعش انجام بدی.

113
00:11:57,675 --> 00:11:59,093
‫زیاد عجله نکن.

114
00:12:00,970 --> 00:12:02,847
‫برای ظرافت ارزش قائل شو.

115
00:12:35,629 --> 00:12:39,133
‫چیزی که تصمیم می‌گیریم به بچه‌هامون
‫بگیم و چیزی رو که مخفی می‌کنیم.

116
00:12:41,677 --> 00:12:44,555
‫چیزی که آشکار می‌کنیم و
‫چیزی رو که لا پوشونی می‌کنیم.

117
00:12:48,476 --> 00:12:51,896
‫تاریخ عملی اضافه کننده و کسر کننده‌ست.

118
00:13:28,933 --> 00:13:33,312
‫جناب امپراتور، توی برج
‫اصلی شما رو نیاز دارن.

119
00:13:34,897 --> 00:13:36,565
‫نمی‌تونم
‫دستم بنده.

120
00:13:37,149 --> 00:13:38,567
‫برادر داسک اصرار کردن که برید.

121
00:13:39,193 --> 00:13:40,778
‫حالم خوش نیست.

122
00:13:40,861 --> 00:13:43,823
‫یه دقیقه وقت بده خودم میام.
‫یه دقیقه.

123
00:13:44,990 --> 00:13:46,325
‫می‌دونی که منم امپراتورم؟

124
00:13:46,909 --> 00:13:47,993
‫بله جناب امپراتور.

125
00:13:48,953 --> 00:13:50,746
‫ولی هر دوی ما به شخص والا تری خدمت می‌کنیم.

126
00:14:04,718 --> 00:14:07,596
‫یه چیزی یادم رفت
‫باید برگردم.

127
00:14:09,557 --> 00:14:10,558
‫باشه برای بعد.

128
00:15:03,861 --> 00:15:05,279
‫ورودی رو ببندید.

129
00:15:10,576 --> 00:15:12,369
‫نذارید کسی وارد یا خارج بشه.

130
00:15:13,537 --> 00:15:15,831
‫یه مسیری هست از لای
‫خرابه‌های قصر می‌تونی بری.

131
00:15:20,127 --> 00:15:23,380
‫آخرش می‌خوره به خروجی کارکنای دربار
‫درست کنار دروازه‌ی اصلی قصر.

132
00:15:27,134 --> 00:15:29,511
‫این مسیر آخرش می‌خوره
‫به سیستم آبیاری زیرزمینی.

133
00:15:31,138 --> 00:15:32,765
‫ایستگاه هایپرلوپ درست همونجاست.

134
00:15:32,848 --> 00:15:34,308
‫پخش بشید.

135
00:16:06,757 --> 00:16:09,468
‫هشدار، چرخه‌ی آب نزدیک است.

136
00:16:10,386 --> 00:16:12,805
‫هشدار، چرخه‌ی آب نزدیک است.

137
00:16:52,094 --> 00:16:53,512
‫خدایا، خیلی فاصله‌اش زیاده.

138
00:16:57,641 --> 00:16:59,059
‫برو.

139
00:17:43,312 --> 00:17:44,563
‫بگر بیدار شو.

140
00:17:45,105 --> 00:17:47,357
‫خوش اومدید فرمانده هاردین.

141
00:18:59,138 --> 00:19:00,139
‫ببخشید؟

142
00:19:10,774 --> 00:19:14,778
‫دستبند محافظ امپراتوریه
‫در ازای ژاکتتون.

143
00:19:32,671 --> 00:19:36,842
‫میشه بگید توی طبقه 33 چطور
‫می‌تونم برم به بخش دزنین؟

144
00:19:36,925 --> 00:19:42,681
‫کبالت لاین رو برو پایین
‫بعدشم برو به ایرای لوپ.

145
00:19:44,808 --> 00:19:46,602
‫باید بری سمت هسته داخلی.

146
00:19:58,030 --> 00:20:00,115
‫بگر، با برج مراقبت
‫ترمینس ارتباط بر قرار کن.

147
00:20:00,199 --> 00:20:01,909
‫ارتباط بر قرار شد.

148
00:20:01,992 --> 00:20:04,119
‫برج مراقبت ترمینس
‫سالور هاردین صحبت می‌کنه. جواب بدید.

149
00:20:07,039 --> 00:20:08,040
‫لعنتی.

150
00:20:09,416 --> 00:20:11,627
‫بگر، همه فرکانس‌ها رو اسکن کن.
‫هر ارتباط فعالی بود پیدا کن.

151
00:20:11,710 --> 00:20:12,711
‫در حال اسکن.

152
00:20:15,923 --> 00:20:17,341
‫هیچ ارتباط فعالی روی سطح ترمینس

153
00:20:17,424 --> 00:20:18,967
‫شناسایی نشد.

154
00:20:26,433 --> 00:20:27,517
‫کسی رو پیدا کردی؟

155
00:20:27,601 --> 00:20:30,979
‫هشدار. جسم غیر عادی در مسیر احتمالی سفینه.

156
00:20:31,063 --> 00:20:32,356
‫سطح خطر: پایین.

157
00:20:35,776 --> 00:20:36,860
‫اون دیگه چه کوفتیه؟

158
00:20:36,944 --> 00:20:40,197
‫هشدار. جسم غیر عادی
‫در مسیر تأیید شده سفینه.

159
00:20:40,280 --> 00:20:41,281
‫سطح خطر: متوسط.

160
00:20:41,865 --> 00:20:43,325
‫اسلحه‌ها رو می‌خوام.
‫اسلحه‌ها کوشن؟

161
00:20:45,327 --> 00:20:46,370
‫بگر، سلاح‌ها رو نشونم بده.

162
00:20:48,121 --> 00:20:51,124
‫هشدار. جسم غیر عادی در حال اصابت سفینه.

163
00:20:51,208 --> 00:20:53,502
‫سطح خطر: بالا.
‫هشدار

164
00:20:53,585 --> 00:20:54,586
‫هدف قفل شد.

165
00:20:55,504 --> 00:20:57,673
‫عزیزم؟
‫عزیزم داخل سفینه‌ای؟

166
00:20:58,632 --> 00:21:00,133
‫هیوگو، تویی؟

167
00:21:04,388 --> 00:21:06,139
‫پس یعنی تو ما رو برگردوندی به ترمینس؟

168
00:21:06,223 --> 00:21:09,434
‫نه، کار لوئیس بود.
‫واسه این کار جونشو داد.

169
00:21:09,518 --> 00:21:11,353
‫و بنیاد هم جواب نمیده؟

170
00:21:13,105 --> 00:21:14,398
‫هیچکس جواب نمیده

171
00:21:15,983 --> 00:21:18,068
‫حتی آناکرئونی‌هایی که فرا گذاشت بمونن.

172
00:21:21,280 --> 00:21:22,864
‫کار میدون خالی از سکنه‌ست.

173
00:21:22,948 --> 00:21:24,700
‫می‌تونم حسش کنم هیوگو.

174
00:21:26,576 --> 00:21:31,665
‫بزرگ‌تر شده
‫صداش بلندتر شده.

175
00:21:31,748 --> 00:21:34,001
‫انگار کل سیاره رو در بر گرفته.

176
00:21:36,586 --> 00:21:37,838
‫باید جلوشو بگیرم.

177
00:21:38,422 --> 00:21:39,464
‫دیوونه شدی؟

178
00:21:41,300 --> 00:21:43,051
‫اگه همه مُرده باشن چی؟

179
00:21:44,303 --> 00:21:46,471
‫اگه فقط ما مونده باشیم چی؟

180
00:21:47,180 --> 00:21:48,598
‫میریم سمت رد کوریدور.

181
00:21:48,598 --> 00:21:50,517
‫بهت ایرینا فور رو نشون میدم.
‫بهت هسپروس...

182
00:21:50,517 --> 00:21:51,852
‫نمی‌تونم هیوگو.

183
00:21:51,935 --> 00:21:54,187
‫اگه واسه این بحران هیچ راه حلی نباشه چی؟

184
00:21:55,522 --> 00:21:56,857
‫اگه سلدون بد متوجه شده باشه؟

185
00:22:08,702 --> 00:22:11,538
‫باید ته توشو در بیارم هیوگو.

186
00:22:15,500 --> 00:22:16,835
‫باید درستش کنم.

187
00:22:24,301 --> 00:22:25,635
‫ازم می‌خوای چیکار کنم؟

188
00:22:29,139 --> 00:22:33,435
‫اینویکتوس قراره بازم پرش کنه مگه اینکه
‫آدمات بتونن درایوهاش رو غیرفعال کنن.

189
00:22:33,518 --> 00:22:36,063
‫پس بذار پرش کنه، فرا رو هم ببره.
‫برای همیشه از زندگیمون پاک میشه.

190
00:22:36,063 --> 00:22:37,064
‫نه.

191
00:22:37,564 --> 00:22:39,441
‫بنیاد به اون سفینه نیاز داره.

192
00:22:41,818 --> 00:22:43,320
‫همینطوری می‌تونیم بحران رو تموم کنیم.

193
00:22:44,988 --> 00:22:47,366
‫- نمی‌تونم بگم چطوری...
‫- می‌دونم یه حسی داری.

194
00:22:53,914 --> 00:22:57,584
‫تو گفتی کاملاً بهم ایمان داری.

195
00:23:00,796 --> 00:23:01,838
‫هنوزم ایمانت سر جاشه؟

196
00:23:06,259 --> 00:23:09,179
‫اگه نظرم عوض می‌شد عوضی بازی می‌شد، نه؟

197
00:23:19,815 --> 00:23:21,066
‫اون سمت می‌بینمت.

198
00:23:31,993 --> 00:23:33,245
‫دوستت دارم.

199
00:23:34,287 --> 00:23:35,414
‫منم دوستت دارم.

200
00:23:58,520 --> 00:24:01,481
‫تو تک تک لحظات زندگیت
‫رو زیر نگاه بقیه زندگی کردی.

201
00:24:02,691 --> 00:24:04,651
‫ولی اسکار فرق داره.

202
00:24:05,318 --> 00:24:06,862
‫می‌تونی خودتو توش گم کنی.

203
00:24:08,738 --> 00:24:11,116
‫برای امپراتوری اسکار یه شکست حساب میشه.

204
00:24:11,241 --> 00:24:13,994
‫اما برای مردم ترنتور یه فرصته.

205
00:24:15,287 --> 00:24:16,872
‫برای اولین بار بعد از قرن‌ها

206
00:24:16,955 --> 00:24:21,209
‫می‌تونیم به آسمون نگاه کنیم و
‫ابرها و ستاره‌های واقعی ببینیم

207
00:24:22,377 --> 00:24:25,714
‫نه شبیه‌سازی که سرورها
‫برای رضایت ما اجرا می‌کنن.

208
00:24:38,226 --> 00:24:42,272
‫من توی طبقه‌ی 33 توی
‫بخش دزنین زندگی می‌کنم.

209
00:24:45,650 --> 00:24:48,153
‫تراتیای پیر بهترین مالکای فلفلی
‫رو توی این سیاره درست می‌کنه.

210
00:24:54,409 --> 00:24:56,203
‫این همون راهرویی هست که ازش میرم خونه.

211
00:24:59,998 --> 00:25:01,833
‫هیچ جاش شبیه قصر نیست.

212
00:25:03,460 --> 00:25:05,170
‫پر جمعیته.
‫شلوغه.

213
00:25:13,011 --> 00:25:14,513
‫ولی زنده‌ست.

214
00:25:18,225 --> 00:25:19,518
‫و منتظرته.

215
00:25:41,414 --> 00:25:42,415
‫نتونستم صبر کنم.

216
00:25:51,258 --> 00:25:52,759
‫دستبندت دستت نیست.

217
00:25:54,511 --> 00:25:59,140
‫در ازای این ژاکت دادمش
‫تا شناخته نشم.

218
00:26:01,560 --> 00:26:02,852
.ژاکت پوشیدنت فکر خوبی بود

219
00:26:04,729 --> 00:26:05,772
‫حالا می‌تونیم بسوزونیمش.

220
00:26:19,327 --> 00:26:23,540
‫باید نانوبات‌هام رو در بیاریم
‫تا یه وقت ردم رو نگیرن. من...

221
00:26:24,749 --> 00:26:27,002
‫احتمالاً نباید اینجا بمونم.

222
00:26:27,919 --> 00:26:30,171
‫مشکلی نداره.
‫سیگنال خفه‌کن رو گرفتم.

223
00:26:31,006 --> 00:26:33,008
‫تا وقتی که جایی برات پیدا
‫کنیم فعلاً ردت رو می‌پوشونه...

224
00:26:57,407 --> 00:27:00,035
‫داشتم فکر می‌کردم یه
‫اسم جدید روی من بذاریم.

225
00:27:06,583 --> 00:27:07,584
‫آزورا؟

226
00:27:19,429 --> 00:27:20,305
‫اون برای چیه؟

227
00:28:26,329 --> 00:28:28,248
‫سالور گفت موتور خونه اونوریه.

228
00:28:31,876 --> 00:28:35,505
‫تقریباً 33 ساعت وقت داریم
‫جامپ‌درایوها رو غیرفعال کنیم.

229
00:28:37,006 --> 00:28:40,093
‫اینجا چه خبر بوده؟

230
00:28:41,511 --> 00:28:45,515
‫یه داستان طولانی که کسی
‫برای گفتنش زنده نمونده...

231
00:28:45,974 --> 00:28:47,183
‫آناکرئونی‌ها کجان؟

232
00:28:47,976 --> 00:28:51,855
‫سمت پل.
‫سالور دست و پاشونو بسته.

233
00:28:52,897 --> 00:28:53,898
‫خبری نیست.

234
00:29:08,788 --> 00:29:10,331
‫زمانی مرد خردمندی گفت

235
00:29:10,415 --> 00:29:13,460
‫مردم بدون تاریخ مثل درخت بدون ریشه هستند.

236
00:29:17,380 --> 00:29:19,966
‫تاریخ این مرد خردمند چی کم داره؟

237
00:29:20,049 --> 00:29:21,885
‫کی داستان جای مدرک رو گرفت؟

238
00:29:26,556 --> 00:29:29,517
‫وقتی باورپذیری حقایق از بین میره

239
00:29:30,185 --> 00:29:32,979
‫خیال‌پردازی خیلی محکم‌تر بنظر میرسه.

240
00:29:34,230 --> 00:29:36,399
‫و از اونجایی که این تاریخ منه

241
00:29:37,025 --> 00:29:39,652
‫من تصمیم می‌گیرم چی رو حذف کنم

242
00:29:40,987 --> 00:29:42,322
‫و چی رو اضافه کنم.

243
00:31:08,449 --> 00:31:09,450
‫جورد؟

244
00:32:17,226 --> 00:32:19,896
‫مامان؟
‫مامان؟

245
00:32:21,731 --> 00:32:24,567
‫مامان، مامان منم
‫پاشو.

246
00:32:26,903 --> 00:32:28,947
‫مامان، مامان منم
‫پاشو.

247
00:32:47,131 --> 00:32:48,341
‫می‌تونی ازش سر در بیاری؟

248
00:33:16,369 --> 00:33:19,122
‫خیلی‌خب، خودم ازش سر در میارم.

249
00:33:43,146 --> 00:33:44,981
‫مشت‌هات رو باز کن سالور.

250
00:33:47,275 --> 00:33:48,651
‫مشت‌هات رو باز کن سالور.

251
00:33:49,318 --> 00:33:50,319
‫زود باش.

252
00:34:08,046 --> 00:34:09,297
‫می‌تونی ازش سر در بیاری؟

253
00:34:09,881 --> 00:34:12,508
‫سالور، اگه تو بخشی از نقشه بودی

254
00:34:12,592 --> 00:34:15,178
‫باور کردن اینا خیلی آسون‌تر می‌شد.

255
00:34:30,359 --> 00:34:32,278
‫چقدر طول کشید تا...

256
00:34:33,196 --> 00:34:34,781
‫بتونی منشور نخست رو فعال کنی؟

257
00:34:35,323 --> 00:34:36,574
‫بار دوم تونستم.

258
00:34:53,091 --> 00:34:57,428
‫تاریخ پیشرفته‌ترین سلاحه.
‫چون می‌تونه زمان رو مهار کنه.

259
00:34:58,221 --> 00:35:02,183
‫اگه ازش درست استفاده بشه
‫گذشته می‌تونه زمان حال رو عوض کنه.

260
00:35:03,601 --> 00:35:05,228
‫دیگه کدوم اختراعی می‌تونه این کارو بکنه؟

261
00:35:59,323 --> 00:36:00,616
‫سالور؟

262
00:36:00,700 --> 00:36:01,701
‫مامان؟

263
00:36:09,250 --> 00:36:11,294
‫- فکر کردم دیگه هیچوقت نمی‌بینمت.
‫- منم همینطور.

264
00:36:21,721 --> 00:36:24,724
‫میدان خنثی شده.

265
00:36:34,442 --> 00:36:35,526
‫کار تو بود؟

266
00:36:45,286 --> 00:36:46,454
‫اون یه در هست؟

267
00:36:50,458 --> 00:36:51,918
‫فکر کنم.

268
00:36:52,001 --> 00:36:53,419
‫خب، حالا چی؟

269
00:36:55,963 --> 00:36:57,381
‫حالا باید ببینیم اون در به کجا میرسه.

270
00:37:08,184 --> 00:37:09,852
‫شکارچی رو پیدا کردید؟

271
00:37:10,269 --> 00:37:11,604
‫کل سفینه رو گشتیم.

272
00:37:11,979 --> 00:37:13,189
‫خبری ازش نبود.

273
00:37:14,232 --> 00:37:16,067
‫ولی اینو پیدا کردیم.

274
00:37:17,568 --> 00:37:19,987
‫پس باید زودتر بریم ترمینس.

275
00:37:21,072 --> 00:37:23,908
‫ابسیدین، با آرکوس و
‫گنایس ارتباط بر قرار کن.

276
00:37:23,991 --> 00:37:26,452
‫ارتباط بر قرار شد.

277
00:37:27,245 --> 00:37:28,996
‫فرماندهی تسپین صحبت می‌کنه.

278
00:37:29,872 --> 00:37:33,751
‫می‌خوام همه سواره‌نظام‌ها
‫فوراً روی ترمینس فرود بیان.

279
00:37:35,044 --> 00:37:37,296
‫کدومتون صاحب این سفینه‌ست؟

280
00:37:43,511 --> 00:37:47,390
‫اختیار سفینه رو بده دست
‫فرا کئین وگرنه می‌میری.

281
00:37:47,473 --> 00:37:52,228
‫آرکوس، پروتکل انتقال
‫سفینه به فرا کئین رو فعال کن.

282
00:38:04,532 --> 00:38:06,033
‫ضربان قلبش داره میره بالا.

283
00:38:09,578 --> 00:38:13,124
‫اگه به 120 برسه
‫نانوبات‌ها به حالت بحرانی می‌رسن.

284
00:38:14,792 --> 00:38:16,460
‫باز دارنده‌ها رو افزایش میدم.

285
00:38:17,545 --> 00:38:18,629
‫ضربان داره ثابت میشه.

286
00:38:23,592 --> 00:38:25,303
‫همین حالا انتقال رو شروع کن.

287
00:39:02,423 --> 00:39:04,842
‫داریم نانوبات‌هات رو
‫به خون من منتقل می‌‌کنیم.

288
00:39:05,885 --> 00:39:07,845
‫همینو می‌خواستی دیگه، مگه نه؟

289
00:39:09,013 --> 00:39:10,514
‫تا درشون بیاری؟

290
00:39:10,598 --> 00:39:11,724
‫تو کی هستی؟

291
00:39:11,807 --> 00:39:14,852
‫معلومه دیگه، یه کلون از داون.

292
00:39:14,935 --> 00:39:16,937
‫از نظر ظاهری بهت شبیه هستم.

293
00:39:18,856 --> 00:39:20,649
‫ولی چطوری...

294
00:39:20,733 --> 00:39:24,278
‫اینجام؟ بجای اینکه توی محفظه شناور باشم؟

295
00:39:26,405 --> 00:39:29,825
‫مردم ترنتور تونستن یه سری از دی‌ان‌های
‫کلئون اول رو به بیرون قصر قاچاق کنن.

296
00:39:30,743 --> 00:39:32,661
‫چندین دهه‌ست که برای امروز نقشه می‌ریختیم.

297
00:39:32,745 --> 00:39:36,290
‫غافلگیرمون کردی.
‫فکر کردیم فردا فرار می‌کنی.

298
00:39:37,375 --> 00:39:38,667
‫آزورا کجاست؟

299
00:39:46,926 --> 00:39:52,098
‫توی خود دلسوزی و بی‌تفاوتی مفرط در بیارم.

300
00:39:55,101 --> 00:39:59,105
‫تمرین؟ منظورت چیه؟

301
00:39:59,647 --> 00:40:02,566
‫تمرین؟ منظورت چیه؟

302
00:40:04,235 --> 00:40:06,070
‫من بازیگر علی البدلت هستم، داون.

303
00:40:06,153 --> 00:40:08,656
‫و حالا وقتشه جای تو برم روی صحنه.

304
00:40:09,240 --> 00:40:11,200
‫برمی‌گردم به قصر

305
00:40:12,535 --> 00:40:14,036
‫و قراره جای تو رو بگیرم.

306
00:40:15,663 --> 00:40:18,457
‫اونا می‌کُشنت.
‫می‌دونن من فرق دارم.

307
00:40:18,541 --> 00:40:20,376
‫درسته ولی...

308
00:40:21,794 --> 00:40:22,920
‫من فرق ندارم.

309
00:40:23,671 --> 00:40:27,299
‫کور رنگ نیستم.
‫چپ دست نیستم.

310
00:40:28,050 --> 00:40:31,178
‫از نظر ژنتیکی هم به کلئون اول شبیه هستم.

311
00:40:33,347 --> 00:40:34,348
‫و می‌تونم ثابتش کنم.

312
00:40:34,432 --> 00:40:36,684
‫نمی‌فهمم.

313
00:40:37,810 --> 00:40:40,146
‫چطور تو به کلئون اول شبیهی و من نه؟

314
00:40:40,896 --> 00:40:44,275
‫اصطلاح تخصصیش میشه
‫ترا فرست نانوذرات مغناطیسی.

315
00:40:44,859 --> 00:40:46,694
‫همه اطلاعاتش توی سرمه

316
00:40:46,777 --> 00:40:49,447
‫ولی خب، به طور ساده باید بگم بعد
‫از به دنیا اومدنت دی‌ان‌ای‌ـت رو عوض کردن.

317
00:40:49,530 --> 00:40:53,617
‫همونطور که گفتم این نقشه بحث
‫یکی دو روز نیست از زمان تولدت بوده.

318
00:40:54,118 --> 00:40:56,745
‫مردم ما می‌دونستن که
‫باید از قصر بیارنت بیرون

319
00:40:57,913 --> 00:40:59,498
‫ولی نمی‌شد همینطوری
‫تو رو ورداشت اومد بیرون.

320
00:41:00,207 --> 00:41:01,709
‫خیلی خطری بود.

321
00:41:02,334 --> 00:41:05,212
‫باید کاری می‌کردن به اراده‌ی خودت بیای.

322
00:41:06,505 --> 00:41:10,634
‫به یه انگیزه برای فرار نیاز داشتی.
‫و چه انگیزه‌ای بهتر از بقا؟

323
00:41:13,471 --> 00:41:17,308
‫ما کسایی هستیم که تو
‫رو متفاوت کردیم امپراتور.

324
00:41:19,435 --> 00:41:21,520
‫میشه گفت یه جورایی خوش‌شانس هم هستی.

325
00:41:21,604 --> 00:41:24,857
‫سلسله‌ی ژنتیکی برای بشریت توهین حساب میشه

326
00:41:24,940 --> 00:41:26,233
‫و تو دیگه جزئی از اون سلسله نیستی.

327
00:41:28,027 --> 00:41:29,153
‫در واقع هیچوقت نبودی.

328
00:41:30,946 --> 00:41:32,698
‫انتقال تموم شد.

329
00:41:59,892 --> 00:42:01,727
‫تو هیچ چاره‌ای نداشتی...

330
00:42:03,437 --> 00:42:05,105
‫ولی بازم ممنونم ازت.

331
00:42:16,075 --> 00:42:17,535
‫بلندش کنید.

332
00:42:21,163 --> 00:42:22,831
‫می‌خوای باهام چیکار کنی؟

333
00:42:22,915 --> 00:42:24,041
‫خودت چی فکر میکنی کلئون؟

334
00:42:49,567 --> 00:42:51,068
‫آزورا، آزورا از این طرف.

335
00:43:11,338 --> 00:43:12,339
‫جناب امپراتور.

336
00:43:14,717 --> 00:43:17,136
‫برادر داسک!
‫خیلی ممنونم.

337
00:43:21,015 --> 00:43:23,392
‫از جسدهای اینجا خاطراتشونو بردارید.

338
00:43:23,475 --> 00:43:24,518
‫و دختره چی؟

339
00:43:25,728 --> 00:43:28,188
‫دختره، درسته.

340
00:43:32,526 --> 00:43:34,361
‫عجب نقشی بازی کردی.

341
00:43:35,279 --> 00:43:38,032
‫از دیدنش لذت بردم

342
00:43:39,325 --> 00:43:43,037
‫کاملاً در خور جوانی و جاهلیت بود.

343
00:43:52,963 --> 00:43:55,257
‫فکر نمی‌کردی که بذاریم
‫این ربات بدون اطلاع ما

344
00:43:55,257 --> 00:43:57,176
‫از قصر خارج بشه
‫مگه نه؟

345
00:43:57,259 --> 00:44:02,222
‫ما تمام حرف‌های گول‌زننده‌ات راجع
‫به سفر به خونه رو شنیدیم عزیزم.

346
00:44:10,439 --> 00:44:12,566
‫گذاشتی فرار کنه تا به ما برسی؟

347
00:44:13,400 --> 00:44:14,401
‫ماسکشو بزنید.

348
00:44:35,464 --> 00:44:37,007
‫به چیزی که می‌خواستی رسیدی.

349
00:44:38,300 --> 00:44:40,969
‫هیچوقت سعی نکن بفهمی من چی می‌خوام.

350
00:44:46,684 --> 00:44:50,521
‫تو ابله، ساده‌لوح و زود باوری.

351
00:44:51,271 --> 00:44:52,564
‫منم هم‌سن تو بودم همین بودم.

352
00:44:53,190 --> 00:44:54,858
‫و این چیزها قابل بخشش هستن.

353
00:44:54,942 --> 00:44:58,862
‫ولی اینکه...تفاوت داری رو نه.

354
00:45:00,406 --> 00:45:01,865
‫این قضیه‌اش پیچیده تره.

355
00:45:01,949 --> 00:45:03,909
‫ولی حرفاشونو که شنیدی.

356
00:45:04,952 --> 00:45:07,621
‫من قربانی‌ام.
‫هممون همینیم.

357
00:45:07,705 --> 00:45:09,081
‫درسته.

358
00:45:09,164 --> 00:45:13,544
‫و این تو رو تبدیل به
‫نماد آسیب‌پذیری ما می‌کنه.

359
00:45:13,627 --> 00:45:16,255
‫یک یادآور زشت که تعادل سلسله‌ی ژنتیکی‌مون

360
00:45:16,338 --> 00:45:19,883
‫در خطر قرار داره.

361
00:45:20,634 --> 00:45:26,014
‫با چه منطقی دیگه باید
‫بخوایم به صورتت نگاه کنیم؟

362
00:45:27,474 --> 00:45:28,517
‫صورت من؟

363
00:45:31,353 --> 00:45:32,896
‫صورت من صورت تو هم هست.

364
00:45:33,939 --> 00:45:37,901
‫منطق رو فراموش کن.
‫سعی کن همدردی کنی.

365
00:45:46,952 --> 00:45:48,537
‫وایسا، وایسا.

366
00:45:48,871 --> 00:45:51,957
‫سرنوشت من دست تو نیست.
‫دست دِی هست.

367
00:45:53,125 --> 00:45:54,126
‫درسته.

368
00:45:54,752 --> 00:45:56,378
‫برادر دِی خیلی زود به خونه برمی‌گرده.

369
00:45:57,171 --> 00:45:58,714
‫می‌تونی بساطت رو جلوی اون پهن کنی.

370
00:45:59,965 --> 00:46:04,136
‫فکر نکنم سفرش به دوشیزه دل نازکش کرده باشه.

371
00:46:14,313 --> 00:46:16,732
‫نگهبان، تو برگشتی!

372
00:46:16,815 --> 00:46:18,400
‫همونجا وایسید.

373
00:46:18,484 --> 00:46:20,652
‫ولی همه بیدار شدن.
‫دیگه تموم شده.

374
00:46:20,736 --> 00:46:22,237
‫تموم نشده.

375
00:46:22,321 --> 00:46:23,822
‫سالور صبر کن.
‫نرو داخلش.

376
00:46:23,906 --> 00:46:25,491
‫مجبورم مامان.

377
00:46:27,034 --> 00:46:28,827
‫تو اون تو نمیری.
‫ازش دور شو.

378
00:46:29,453 --> 00:46:32,664
‫گفتی حقه‌ای در کار
‫نیست و نمی‌دونید اون چیه.

379
00:46:32,748 --> 00:46:33,749
‫خب نمی‌دونیم.

380
00:46:33,832 --> 00:46:37,085
‫ولی دخترت مهارش کرده.
‫اینو چی میگی؟

381
00:47:41,608 --> 00:47:43,735
‫ببخشید سال. سعی کردم از
‫فرود اومدن منصرفشون کنم.

382
00:47:44,403 --> 00:47:46,238
‫نه، منطقیه.

383
00:47:46,321 --> 00:47:50,742
‫من باید همینجا باشم.
‫همه چیز با یه بحران هم خط میشن.

384
00:47:50,826 --> 00:47:52,870
‫شکارچی ما کجاست؟

385
00:47:55,080 --> 00:47:56,915
‫کنترل اینویکتوس رو از دست داد.

386
00:47:57,666 --> 00:48:01,837
‫نقشه‌هاتون برای شهادتتون و ترنتور
‫دیگه تمومه.

387
00:48:02,504 --> 00:48:03,714
‫روآن؟

388
00:48:04,590 --> 00:48:06,925
‫خدایان جنگل ما رو رها کردن.

389
00:48:36,705 --> 00:48:38,248
‫لعنت بهش.

390
00:48:52,971 --> 00:48:56,642
‫عجب منظره‌ی قشنگی.

391
00:48:57,225 --> 00:49:01,355
‫دشمنان قدیم و جدید راحت همه یه جا جمع شدن.

392
00:49:05,651 --> 00:49:08,570
‫سلاح‌هاتونو بندازید
‫اونو هم آزاد کنید.

393
00:49:16,370 --> 00:49:21,041
‫و تو نگهبان، حتی فکر در
‫آوردن سکه‌ات به سرت نزنه.

394
00:49:21,708 --> 00:49:25,128
‫جدی خوشحالم زنده‌ای فرا.

395
00:49:27,047 --> 00:49:28,048
‫ازت می‌خوام به حرفم گوش بدی.

396
00:49:28,131 --> 00:49:31,551
‫دیگه علاقه‌ای به شنیدن حرفات ندارم.

397
00:49:31,635 --> 00:49:35,097
‫فرا خواهش می‌کنم. پرش به مغز آسیب می‌زنه.
‫الان درست فکر نمی‌کنی.

398
00:49:35,180 --> 00:49:36,848
‫اتفاقاً عقلم درست کار می‌کنه.

399
00:49:44,815 --> 00:49:45,649
‫هدف‌گیریم هم همینطور.

400
00:49:45,732 --> 00:49:48,235
‫ببین اگه از حرفم خوشت نیومد

401
00:49:48,944 --> 00:49:52,698
‫وقتی حرفم تموم شد می‌تونی منو بکشی.
‫می‌تونی همه‌مونو بکشی.

402
00:49:52,781 --> 00:49:54,282
‫همین کارو هم می‌کنم.

403
00:49:56,284 --> 00:49:57,661
‫اون سفینه...

404
00:49:59,871 --> 00:50:03,917
‫قدرتمند ترین سلاحیه که
‫مردمت دستشون بهش می‌رسه.

405
00:50:04,751 --> 00:50:07,170
‫اگه قضیه راجع به اونه، پس چرا نابودش کنیم؟

406
00:50:09,089 --> 00:50:11,675
‫- چرا ازش بعنوان اهرم استفاده نکنیم؟
‫- چطوری؟

407
00:50:11,758 --> 00:50:14,928
‫با هم متحد میشیم.
‫هر سه سیاره.

408
00:50:15,012 --> 00:50:16,388
‫تکون نخور!

409
00:50:19,641 --> 00:50:21,059
‫می‌تونیم اینویکتوس رو شریک بشیم.

410
00:50:21,143 --> 00:50:24,938
‫با هم تعمیرش کنیم.

411
00:50:26,273 --> 00:50:30,318
‫فقط باید بذاریم منطق‌مون صداش
‫بلند تر از احساساتمون باشه.

412
00:50:35,949 --> 00:50:36,950
‫فرا دست نگه دار.

413
00:50:39,369 --> 00:50:44,166
‫روی شکارچیت اسلحه می‌کشی؟

414
00:50:44,499 --> 00:50:46,209
‫شکار دیگه تموم شده فرا.

415
00:50:59,806 --> 00:51:01,349
‫فرا، بس کن!

416
00:51:33,215 --> 00:51:34,883
‫- هدف بگیرید!
‫- فریستون، صبر کن!

417
00:51:39,096 --> 00:51:41,723
‫فرا دیگه مُرده.
‫اسلحه‌تو بنداز.

418
00:52:02,744 --> 00:52:04,246
‫چه منظره‌ی امید بخشی.

419
00:52:04,830 --> 00:52:08,083
‫آناکرئونی‌ها، تسپینی‌ها و ترمینسی‌ها.

420
00:52:09,292 --> 00:52:12,045
‫جمع شدنتون اینجا بهم امید میده...

421
00:52:15,215 --> 00:52:17,300
‫شاید بتونیم واقعاً از پسش بر بیایم.
