﻿1
00:01:32,467 --> 00:01:33,468
‫بهم اعتماد داری؟

2
00:01:34,552 --> 00:01:36,096
‫ای کاش هیچ وقت ندیده بودمت.

3
00:01:36,096 --> 00:01:40,350
‫حالا که دیدی، الانم رسیدیم به اینجا.

4
00:01:41,392 --> 00:01:46,106
‫کل این کهکشان روی تصمیم یه نفر
‫می چرخه، تو.

5
00:01:47,899 --> 00:01:50,276
‫ریش، ریش...

6
00:01:52,362 --> 00:01:55,115
‫فکر نمی کنم بتونم از پسش بر بیام.

7
00:01:55,115 --> 00:02:00,203
‫و تو بهتر از هر کسی می دونی
‫پای چی وسطه.

8
00:02:02,288 --> 00:02:03,873
‫از بلایی که سرمون آوردی متنفرم.

9
00:02:04,541 --> 00:02:07,752
‫می دونم. اگه عصبانی باشی بهتره.

10
00:02:08,378 --> 00:02:09,379
‫عصبانی نیستم.من...

11
00:02:13,341 --> 00:02:14,342
‫دوستت دارم.

12
00:02:17,512 --> 00:02:18,763
‫می دونم پسرم.

13
00:02:32,485 --> 00:02:33,486
‫تمومش کن.

14
00:02:34,696 --> 00:02:37,574
‫مستقیم برو تو محفظه خواب مصنوعی.
‫مخصوص خودت برنامه ریزی شده.

15
00:02:38,324 --> 00:02:40,952
‫و نباید با اون خداحافاظی کنی.

16
00:02:42,412 --> 00:02:44,122
‫اون رو قاطی این کار نکن.

17
00:03:27,790 --> 00:03:28,583
‫ریش.

18
00:03:33,379 --> 00:03:35,298
‫هنوز دارم خواب می بینم، مگه نه؟

19
00:03:36,216 --> 00:03:37,550
‫خواب نمی بینی.

20
00:03:41,804 --> 00:03:43,097
‫تو چطور هنوز زنده ای؟

21
00:03:44,265 --> 00:03:47,268
‫نیستم. توی دلیورنس مردم.

22
00:03:48,978 --> 00:03:50,104
‫همشون رو گول زدی.

23
00:03:50,980 --> 00:03:52,398
‫فکر می کنند بهشون اهمیت می‌دی.

24
00:03:53,399 --> 00:03:55,568
‫ولی حقیقت اینه که
‫هیچ کسی برای تو مهم نیست.

25
00:03:56,152 --> 00:03:58,738
‫همشون نقطه‌های روی یه نمودارن.

26
00:04:00,073 --> 00:04:01,407
‫برای همینه که شکست می‌خوری.

27
00:04:01,407 --> 00:04:03,826
‫چون برات مهم نیست کی می‌میره
‫یا زنده می‌مونه.

28
00:04:03,826 --> 00:04:07,288
‫قرار نبود تو بمیری.
‫ولی نقشه رو عوض کردی.

29
00:04:07,288 --> 00:04:12,543
‫من رو قاطیش کردی چون بهم اعتماد
‫نداشتی، اگه بهم اعتماد می‌کردی زنده می‌موندم.

30
00:04:12,543 --> 00:04:16,172
‫بعدش مثل آشغال من
‫رو از هوابند بیرون انداختن.

31
00:04:17,924 --> 00:04:20,677
‫بیرون انداختنم که تا ابد توی
‫فضا، منجمد و معلق باشم.

32
00:04:21,511 --> 00:04:22,637
‫تو آشغال نبودی.

33
00:04:23,680 --> 00:04:24,472
‫نه.

34
00:04:32,981 --> 00:04:38,152
‫پسرت بودم، و گذاشتی بمیرم.

35
00:04:40,863 --> 00:04:46,035
‫ولی چرا تعجب کردم؟ جفتمون می‌دونیم
‫که بار اول نبوده.

36
00:05:58,816 --> 00:05:59,984
‫حالت خوبه؟

37
00:05:59,984 --> 00:06:01,778
‫یه قرنی میشه که پا نداشته.

38
00:06:01,778 --> 00:06:04,280
‫حالا که حرف از پا شد،
‫پاهات رو از کجا آوردی هری؟

39
00:06:04,280 --> 00:06:08,618
‫بهت که گفتم، نمی‌دونم.
‫کاله بهم گفت برم سمت دنیای "اونا"

40
00:06:08,618 --> 00:06:10,620
‫چطوری؟ توی منشور نخستین
‫گیر کرده بودی.

41
00:06:10,620 --> 00:06:14,123
‫وقتی ذهنم رو از دست داده بودم
‫جلوم ظاهر شد.

42
00:06:14,123 --> 00:06:18,169
‫گفت که تجسم خود منشوره.

43
00:06:18,169 --> 00:06:22,256
‫ولی من اون رو دیدم. مثل من جسم مادی داشت، ولی روی رادار به عنوان موجود زنده ثبت نشد.

44
00:06:22,256 --> 00:06:23,216
‫من ثبت میشم؟

45
00:06:23,216 --> 00:06:24,467
‫آره.

46
00:06:25,176 --> 00:06:28,346
‫بدنم دقیقا مثل لحظه قبل از مرگمه.

47
00:06:29,472 --> 00:06:35,228
‫با کاله رفتم توی غار، هیچ وزنی نداشتم
‫و توی تاریکی غار منتظر ایستادم.

48
00:06:36,479 --> 00:06:40,942
‫و بعد وقتی کنار تو بیدار شدم، کشش جاذبه
‫رو روی ستون فقراتم حس کردم.

49
00:06:40,942 --> 00:06:42,026
‫ازت یه بدل درست کرده.

50
00:06:43,069 --> 00:06:46,989
‫پس بعد از یه قرن و نیم، سلسله ژنتیکی
‫رقیب پیدا کرده.

51
00:06:47,490 --> 00:06:48,991
‫متوجهم چه قدر مضحکه.

52
00:06:48,991 --> 00:06:50,868
‫یه نفر هست که ‌می‌خواسته
‫دوباره یه بدن از گوشت و خون داشته باشی.

53
00:06:50,868 --> 00:06:54,247
‫چه قدر به خودت زحمت دادی
‫تا خودت رو تبدیل به یه ایده بکنی.

54
00:06:54,747 --> 00:06:57,750
‫یه نگاهی به این بنداز.
‫چندتا پیغام ارسالی پیدا کردم.

55
00:06:58,459 --> 00:07:01,587
‫بنیاد سراسر حاشیه بیرونی
‫گسترش پیدا کرده.

56
00:07:02,088 --> 00:07:05,341
‫دارن روانشناسی تاریخی رو
‫به عنوان جادو تبلیغ می‌کنند.

57
00:07:05,883 --> 00:07:08,261
‫تو رو به عنوان پیامبر تبلیغ معرفی می‌کنند.

58
00:07:08,261 --> 00:07:10,596
‫من نه. اون. اون یکی سلدان.

59
00:07:10,596 --> 00:07:13,391
‫و رخ دادنش هم ناگریز بود
‫مردم عاشق زانو زدننند.

60
00:07:13,391 --> 00:07:14,934
‫در حال نزدیک شدن به ایگنیس.

61
00:07:18,146 --> 00:07:21,315
‫ایگنیس. هزار سال پیش دست امپراطوری بود.

62
00:07:21,315 --> 00:07:24,861
‫گونه‌های زنده متنوعی داره، ولی از زمان رفتن
‫امپراطوری انسانی روش زندگی نکرده.

63
00:07:25,778 --> 00:07:27,780
‫خب، اگه کسی اونجا نیست،
‫کی ما رو صدا کرد؟

64
00:07:28,739 --> 00:07:29,949
‫در حال ورود به جو.

65
00:07:34,078 --> 00:07:35,705
‫لعنتی!
‫چی شده؟

66
00:07:37,915 --> 00:07:40,835
‫خرده ریزای یونی توی جو
‫سیستم رو ریست کردند.

67
00:07:40,835 --> 00:07:41,752
‫یعنی چی؟

68
00:07:41,752 --> 00:07:44,005
‫یعنی فقط می‌تونم بچرخم.موتور از کار
‫افتاده.

69
00:07:44,005 --> 00:07:45,423
‫یعنی بده؟
‫آره!

70
00:07:50,344 --> 00:07:51,637
‫می‌تونی ببریمون پایین؟
‫خفه شو!

71
00:07:52,847 --> 00:07:55,391
‫درختا! درختا! درختا!
‫می‌دونم!

72
00:08:01,397 --> 00:08:02,899
‫بجنب!

73
00:08:11,949 --> 00:08:14,076
‫به نظرم اول باید بهمون
‫کمک کنی سفینه رو تعمیر کنیم.

74
00:08:14,076 --> 00:08:15,953
‫خب، حین فرود کلی سر و صدا
‫راه انداختیم.

75
00:08:15,953 --> 00:08:18,915
‫اگه یه نفر داشته بهمون نگاه می‌کرده،
‫ترجیح می‌دم به جای اینجا، اون بیرون ببینمش.

76
00:08:19,457 --> 00:08:22,793
‫لعنتی! پله‌های خروجی حین فرود صدمه
‫دیدن. از هوابند می‌رم.

77
00:08:27,423 --> 00:08:31,010
‫داری اجازه می‌دی چیزی که توی بینشت
‫دیدی روت اثر بذاره. بهش اجازه نده.

78
00:08:39,268 --> 00:08:40,937
‫و مسئله خانواده‌ام چی؟

79
00:08:40,937 --> 00:08:42,605
‫چیزی وجود نداره، قلمرو. متاسفم.

80
00:08:43,564 --> 00:08:46,567
‫ممنونم مارکلی. به زودی
‫درخواست دیگه‌ای برات می‌فرستیم.

81
00:08:47,151 --> 00:08:49,028
‫تو اتاق خواب دی بهش حمله کردند.

82
00:08:50,446 --> 00:08:52,198
‫فکر کنم باید یه جوری برم اون
‫تو تا یه نگاهی بندازم.

83
00:08:52,198 --> 00:08:54,158
‫و مطمئنی این تنها راهه؟

84
00:08:57,245 --> 00:08:59,997
‫همونطور که امیدوار بودی. یه اتحاد واقعی می‌خواستی، نه یه اتحاد کاغذی.

85
00:08:59,997 --> 00:09:02,959
‫بله. همه چیز داره خوب پیش میره.
‫ولی من...

86
00:09:03,084 --> 00:09:04,460
‫تو یه مرد هستی. یه مرد فوق العاده از هر نظر
‫که اون دختر

87
00:09:04,460 --> 00:09:06,337
‫تا حالا مثلش رو ندیده.

88
00:09:07,129 --> 00:09:08,005
‫دقیقا.

89
00:09:08,005 --> 00:09:11,842
‫و از اونجایی که پیشنهاد از طرف اونه،
‫احتمالا خودش رو آماده کرده. زمان زیادی لازم نداره.

90
00:09:13,803 --> 00:09:16,264
‫خلوتگاه درونی. اجازه هست؟

91
00:09:16,264 --> 00:09:17,932
‫خواهش می‌کنم. راحت باش.

92
00:09:18,516 --> 00:09:21,352
‫واو، این یکی رو باش. عجب چیزیه.

93
00:09:21,852 --> 00:09:22,853
‫ممنونم.

94
00:09:24,146 --> 00:09:25,356
‫داره تعمیر میشه؟

95
00:09:26,983 --> 00:09:30,111
‫به خاطر کپک و انگله.

96
00:09:30,736 --> 00:09:33,614
‫قدیمیه. اصالتا کلیان اول
‫رو نشون می‌داد،

97
00:09:33,614 --> 00:09:37,535
‫ولی برای هر دی دوباره طراحی
‫میشه تا تلاش منحصر به فردشون در راه

98
00:09:37,535 --> 00:09:38,536
‫امپراطوری رو نشون بده.

99
00:09:39,120 --> 00:09:42,039
‫و اونا بالای سرت حلقه‌های مدارین؟
‫چه قدر دراماتیک.

100
00:09:42,290 --> 00:09:44,709
‫از اون چیزی که فکرش رو می‌کردم
‫چشم گیر ترن.

101
00:09:45,084 --> 00:09:47,878
‫اصالتا طراحی شده بودند
‫تا از روی زمین دیده نشن.

102
00:09:47,878 --> 00:09:53,175
‫ولی می‌خواستم مردم کمان ها رو ببینند،
‫مثل زنجیری که دور دنیا پیچیده شده.

103
00:09:54,677 --> 00:09:57,430
‫مردم همیشه باید به یاد داشته
‫باشن که فقط به خاطر اراده من

104
00:09:57,430 --> 00:09:58,764
‫زنده هستند.

105
00:10:00,433 --> 00:10:03,019
‫آره! می‌خواستم ببینم چطوری آدم
‫کشا اومدن اینجا.

106
00:10:03,019 --> 00:10:04,979
‫نه به خاطر این که اونا رو اجیر کرده
‫بودم.

107
00:10:04,979 --> 00:10:07,607
‫می‌خواستم ببینم اینجا برای
‫زندگی کردن امنه یا نه.

108
00:10:07,607 --> 00:10:10,901
‫تا حالا اصلا سعی کردی خودت
‫رو بذاری جای من؟

109
00:10:11,527 --> 00:10:14,155
‫اصلا درک می‌کنی بقیه هم
‫نظر و درک خودشون رو دارن؟

110
00:10:14,155 --> 00:10:16,782
‫چطور ممکنه درک کنی؟
‫نزدیک ترین آدمایی که داری خود توئن.

111
00:10:16,782 --> 00:10:19,118
‫فکر می‌کنی نمی‌تونم امنیتت رو تامین کنم؟

112
00:10:19,118 --> 00:10:22,079
‫کل ترانتور رو دارم زیر و رو می‌کنم.
‫خائنا رو پیدا می‌کنم...

113
00:10:22,079 --> 00:10:24,999
‫روزهاست که داری می‌گردی،
‫ولی هیچ چیزی پیدا نکردی.

114
00:10:24,999 --> 00:10:28,002
‫عذر می‌‌خوام امپراطوری،
‫ولی خیال من جمع نشده.

115
00:10:28,002 --> 00:10:31,130
‫اگه داری درخواست ازدواجم رو رد
‫می‌کنی بگو!

116
00:10:31,130 --> 00:10:32,590
‫و حکم مرگ خودم رو امضا کنم؟

117
00:10:33,716 --> 00:10:37,136
‫خائنت رو پیدا کن و قول بده که امنیت
‫رو بر قرار می‌کنی و بعد پیشنهادت رو قبول می‌کنم.

118
00:10:37,136 --> 00:10:39,639
‫البته که می‌تونم. عهد می‌بندم!

119
00:10:39,639 --> 00:10:42,099
‫پس منم قبول می‌کنم!
‫پس برو بیرون!

120
00:10:59,450 --> 00:11:00,701
‫همه چی رو شنیدی؟

121
00:11:00,701 --> 00:11:02,870
‫نه. از راه خدمتکارا رفتم.

122
00:11:04,163 --> 00:11:07,667
‫گمان می‌کنه خانواده‌اش رو من کشتم.
‫مجبور شدم متهمش کنم که قصد کشتنم رو داشته.

123
00:11:07,667 --> 00:11:10,336
‫دعوا بالا گرفت. نامزد شدیم.

124
00:11:11,712 --> 00:11:12,546
‫موفق باشی.

125
00:11:13,631 --> 00:11:16,550
‫هیچ ردی از قتل خانواده‌اش
‫به تو نمیرسه.

126
00:11:16,550 --> 00:11:17,802
‫شخصا ازش مطمئن شدم.

127
00:11:17,802 --> 00:11:19,470
‫باید با احتیاط باهاش رفتار کنیم.

128
00:11:37,780 --> 00:11:41,575
‫ظاهرا هنوز هنر ظریف مخفیانه
‫از پشت حمله کردن رو بلد نشدی.

129
00:11:42,785 --> 00:11:44,453
‫خوبه. خیلی خوبه.
‫باید به این که...

130
00:11:44,453 --> 00:11:45,579
‫بندازش.

131
00:11:48,874 --> 00:11:51,127
‫دستات رو بیار بالا. ماسک رو در بیار.

132
00:12:00,094 --> 00:12:01,095
‫سلام سال.

133
00:12:02,638 --> 00:12:04,265
‫نه. امکان نداره تا الان زنده مونده باشی.

134
00:12:04,849 --> 00:12:06,726
‫ناامیدت کردم؟
‫نه، ولی...

135
00:12:06,726 --> 00:12:10,813
‫ولی تو تویی. دندون اسب پیشکشی
‫رو می‌شمری.

136
00:12:11,397 --> 00:12:13,691
‫بگار بهم گفت داری وارد
‫خواب مصنوعی میشی.

137
00:12:13,691 --> 00:12:16,360
‫توی ترمینوس چیزی برام باقی نمونده بود سال، برای همین منم وارد خواب مصنوعی شدم.

138
00:12:16,360 --> 00:12:18,988
‫شاید فرماندهیش رو به تو داده باشم،
‫ولی کدش هنوز به من وصله.

139
00:12:18,988 --> 00:12:22,241
‫محفظه خوابم رو طوری تنظیم
‫کردم که با فعال شدن بگار بیدار بشم.

140
00:12:22,241 --> 00:12:25,494
‫به محض این که تصمیم می‌گرفتی
‫بیدار بشی منم بیدار می‌شدم.

141
00:12:26,829 --> 00:12:28,330
‫ولی چطور ممکنه اینجا باشی؟

142
00:12:28,831 --> 00:12:31,375
‫دور و بر این منطقه گشت می‌زدی سال.

143
00:12:32,543 --> 00:12:34,628
‫خط مسیرت از دنیای "اونا" رو
‫پیدا کردم.

144
00:12:37,381 --> 00:12:39,133
‫نصف روز زودتر از تو به ایگنیس رسیدم.

145
00:12:46,182 --> 00:12:46,974
‫متاسفم.

146
00:12:48,309 --> 00:12:52,313
‫نمی‌خواستم در مورد سالور و بینش
‫اینقدر رک باشم.

147
00:12:53,606 --> 00:12:55,107
‫نمی‌تونم از سرم بیرونش کنم.

148
00:12:55,107 --> 00:12:58,194
‫پس این که بهم بگی فراموشش کنم
‫فایده‌ای نداره.

149
00:12:58,736 --> 00:13:00,654
‫یا بهم کمک کن یا حرف نزن.

150
00:13:02,198 --> 00:13:05,743
‫کل فرضیه روانشناسی تاریخی
‫بر این اساسه که آینده روی سنگ حک نشده.

151
00:13:06,243 --> 00:13:07,995
‫ولی همه بینشای من به واقعیت تبدیل شدن.

152
00:13:11,123 --> 00:13:15,169
‫در سینکس، خواب دیدی که موجی
‫عظیم تو رو در خودش می‌بلعه.

153
00:13:15,169 --> 00:13:17,421
‫نبلعید. تو هم اینجایی.

154
00:13:18,339 --> 00:13:20,966
‫پس از کجا باید بفهمیم که کدوم
‫یکی از اعمالمون

155
00:13:20,966 --> 00:13:22,301
‫جلوی آینده سالور رو میگیره؟

156
00:13:22,301 --> 00:13:25,471
‫نمی‌تونیم. حتی اگه می‌تونستیم، باید
‫جلوش رو بگیریم؟

157
00:13:26,931 --> 00:13:28,390
‫فقط می خوای من قید سالور رو بزنم،

158
00:13:28,390 --> 00:13:30,935
‫چون نمی‌تونی به هیچ چیزی
‫جز اون...

159
00:13:30,935 --> 00:13:33,312
‫هی! اون بچه ریشم هست.

160
00:13:33,813 --> 00:13:36,023
‫یعنی نوه منه.

161
00:13:36,857 --> 00:13:37,900
‫اگه می‌دونستم...

162
00:13:37,900 --> 00:13:41,237
‫چی کار می‌کردی؟
‫نقشه‌ات رو عوض می‌کردی؟

163
00:13:42,363 --> 00:13:44,865
‫نمی دونم. دوست دارم فکر کنم
‫که آره.

164
00:13:47,451 --> 00:13:50,955
‫ولی یه رویان کاملا موضوع
‫متفاوتی نسبت به یه انسان واقعیه.

165
00:13:55,251 --> 00:13:56,710
‫هنوز تصمیم نگرفته بودیم

166
00:13:57,962 --> 00:13:59,839
‫که بچه دار بشیم یا نه.

167
00:14:02,132 --> 00:14:05,553
‫چون می دونست که اون اینجا نمی‌مونه.
‫جفتمون می‌خواستیمش.

168
00:14:09,515 --> 00:14:15,104
‫هنوز این لحظه‌ای که کنارش هستی رو داری.
‫هر کسی چنین موقعیتی به دست نمیاره.

169
00:14:23,362 --> 00:14:24,905
‫گیل. مشنور نخستین کجاست؟

170
00:14:25,990 --> 00:14:26,991
‫توی اتاقک خلبان.

171
00:14:28,826 --> 00:14:29,994
‫داره می‌خنده.

172
00:14:29,994 --> 00:14:32,204
‫مخفیش کن. بهم نگو کجاست.

173
00:14:32,204 --> 00:14:33,372
‫بجنب.

174
00:14:38,127 --> 00:14:41,463
‫سالور، غریبه‌ای که داری به سفینه‌مون
‫میاری رو معرفی کن.

175
00:14:41,463 --> 00:14:43,048
‫از نظر فنی، فکر کنم
‫اون سفینه من باشه.

176
00:14:43,048 --> 00:14:43,966
‫خیلی خب.

177
00:14:43,966 --> 00:14:45,759
‫هیوگو کرست، از ترمینوس.

178
00:14:45,759 --> 00:14:47,803
‫اون فانوسمه،
‫همونی که بهت گفته بودم.

179
00:14:47,803 --> 00:14:49,805
‫من یه کم بیشتر از یه فانوسم سال.

180
00:14:50,389 --> 00:14:51,307
‫هوابند رو باز کن.

181
00:14:53,601 --> 00:14:54,602
‫خیلی خب.

182
00:15:05,613 --> 00:15:06,363
‫هری، در رو باز کن.

183
00:15:06,363 --> 00:15:07,615
‫بازش کن، هری.

184
00:15:12,119 --> 00:15:13,370
‫هیوگو، قدت چه قدره؟

185
00:15:13,954 --> 00:15:15,623
‫یه کم کمتر از دو متر.

186
00:15:16,123 --> 00:15:19,418
‫طبق بایگانی بگار باید 181 سانت باشه.
‫هری، چی کار داری می‌کنی؟

187
00:15:19,418 --> 00:15:22,713
‫بگار می‌گه وزن ترکیبیت
‫سه کیلو کمه.

188
00:15:22,713 --> 00:15:26,800
‫شوخیت گرفته؟ تو جنگل راحت
‫سه کیلو ازت کم میشه. باز کن.

189
00:15:28,844 --> 00:15:30,012
‫اون هیوگو نیست.

190
00:15:30,012 --> 00:15:34,516
‫هری، سه کیلو که چیزی نیست.
‫میشه یه چندتا  .

191
00:15:34,516 --> 00:15:36,727
‫مشکل حجمشه که هیوگو باهاش
‫تطابق نداره.

192
00:15:36,727 --> 00:15:38,646
‫ممکنه به خاطر وسایلش یا چیز
‫دیگه‌ای باشه.

193
00:15:40,689 --> 00:15:43,192
‫کنترل سفینه رو به دست گرفتم.
‫نمی‌تونی بازش کنی.

194
00:15:43,192 --> 00:15:47,029
‫دکتر سلدان، منم هیوگو.
‫توی بحران اول دخالت داشتم.

195
00:15:47,029 --> 00:15:49,073
‫من بودم که رفت تسپینایی ها رو
‫آورد.

196
00:15:49,073 --> 00:15:51,325
‫"ماشالا هیوگو" یادت نیست؟

197
00:15:51,825 --> 00:15:53,118
‫جدا یادش نیست.

198
00:15:54,495 --> 00:15:56,747
‫هیوگو یکی از ماست. این سفینه خودشه.

199
00:15:57,957 --> 00:15:59,375
‫سفینه خودشه؟ یه سفینه تسپینی.

200
00:16:00,250 --> 00:16:02,127
‫پس هنوزم باید ژنتیکی به سیستم
‫وصل باشه.

201
00:16:02,127 --> 00:16:04,004
‫آره، درسته. بگار می‌شناستش.

202
00:16:04,004 --> 00:16:05,464
‫کنترل رو بهش برگردون.

203
00:16:05,464 --> 00:16:08,717
‫نمی‌تونم. دائمی منتقلش کرد به من.

204
00:16:08,717 --> 00:16:12,805
‫جدا؟ وقتی توی پردازنده مرکزی بودم
‫سفینه رو کاملا ریست کردم.

205
00:16:12,805 --> 00:16:15,224
‫لعنتی! اگه در رو باز نکنی،
‫کنترل رو بهش بر می‌گردونم.

206
00:16:15,224 --> 00:16:16,225
‫سالور، صبر کن.

207
00:16:16,225 --> 00:16:17,309
‫منتقلش کن.

208
00:16:18,560 --> 00:16:20,187
‫بگار، پروتوکل رو شروع کن.

209
00:16:20,187 --> 00:16:22,606
‫انتقال سفینه به هیوگو کرست.

210
00:16:23,482 --> 00:16:25,317
‫حالا خودش می‌تونه هوابند
‫رو باز کنه.

211
00:16:26,235 --> 00:16:27,236
‫بازش کن.

212
00:16:28,862 --> 00:16:30,614
‫هری، به مشکل خوردیم.

213
00:16:31,949 --> 00:16:33,450
‫سالور، مواظب باش!

214
00:16:35,911 --> 00:16:38,914
‫سلاحای خارجی سفینه رو غیر فعال
‫کن وگرنه می‌کشمش.

215
00:16:49,216 --> 00:16:50,217
‫هری!

216
00:16:53,804 --> 00:16:55,639
‫سالور!
‫گیل!

217
00:17:04,231 --> 00:17:05,315
‫ذهنشون رو تهی کنید

218
00:17:14,950 --> 00:17:17,244
‫مطمئن شدم که آدم کشا
‫واقعا وارد اتاق خوابش شدند.

219
00:17:17,244 --> 00:17:20,706
‫از شمشیرای ریزر استفاده کردند و روی نقاشی
‫پشت تخت خون پاشیده شده بوده.

220
00:17:20,706 --> 00:17:23,709
‫ولی شب بعدش با ما
‫شام خورد.

221
00:17:23,709 --> 00:17:26,712
‫ممکنه؟
‫شاید واقعا جایگزین شده بوده.

222
00:17:26,712 --> 00:17:29,548
‫مارکلی، باید بفهمیم روز ترور چه اتفاقی
‫افتاده.

223
00:17:29,548 --> 00:17:31,633
‫بهتون اطمینام می‌دم دومینیون،
‫هیچ کسی دستش به اون بایگانی نمی‌رسه.

224
00:17:31,633 --> 00:17:34,386
‫امپراطوری هم مثل  بقیه 

225
00:17:34,386 --> 00:17:35,929
‫که تو قصر کار می‌کنند بازرسی حافظه داره.

226
00:17:35,929 --> 00:17:37,181
‫و تا ابد نگه داشته میشن.

227
00:17:37,681 --> 00:17:40,059
‫بارگذاری اولیه توی مکانی
‫به اسم مموریم ذخیره میشه.

228
00:17:40,059 --> 00:17:41,226
‫می‌تونی واردش بشی؟

229
00:17:41,226 --> 00:17:44,396
‫بله. ولی خاطرات یه کلیان؟
‫هیچ وقت اونا رو منتشر نمی‌کنند.

230
00:17:45,147 --> 00:17:47,566
‫ولی قطعا یه نفر به زخماش رسیدگی کرده.

231
00:17:52,863 --> 00:17:55,574
‫کلاویجر؟
‫کیپر یارتل، دستور امپراطوری.

232
00:17:55,574 --> 00:17:58,243
‫دی یه حافظه بررسی شده
‫از اسپلیوم رو می‌خواد.

233
00:17:58,243 --> 00:18:00,829
‫تاریخ، زمان و شماره بایگانیش
‫رو دارم.

234
00:18:00,829 --> 00:18:01,914
‫بدش ببینم.

235
00:18:05,167 --> 00:18:06,752
‫سوقصد.

236
00:18:09,088 --> 00:18:10,798
‫اینا قبلا باید بهش داده شده باشه.

237
00:18:10,798 --> 00:18:13,050
‫می‌دونی، امیدوارم یکی تاریخچه
‫دستورا رو نگه داره.

238
00:18:13,050 --> 00:18:15,302
‫هر چیزی که از اون تاریخ داریم
‫رو از بیخ داشته بررسی می‌کرده.

239
00:18:15,302 --> 00:18:18,097
‫فقط دارم دستورام رو انجام می‌دم.

240
00:18:34,404 --> 00:18:36,406
‫نگرانم دمرزل.

241
00:18:36,990 --> 00:18:41,578
‫داری می‌گی فقط دی اختیار
‫تغییر خاطراتش رو داره؟

242
00:18:41,578 --> 00:18:45,415
‫درسته. یا خاطرات تو و دان.

243
00:18:46,583 --> 00:18:47,584
‫امکان نداره.

244
00:18:49,920 --> 00:18:52,631
‫قطعا باید اختیار مشترک داشته باشیم.

245
00:18:53,298 --> 00:18:56,009
‫قبلا بله.
‫ولی بعد از سوقصد،

246
00:18:56,009 --> 00:18:57,719
‫دی به هردوی شما شک داشت.

247
00:18:59,263 --> 00:19:02,099
‫ولی همه اسکنا رو دید. می‌دونه
‫که بی گناهیم. اون...

248
00:19:08,772 --> 00:19:12,526
‫با اینحال قدرت جدید و اختصاصیش
‫رو محکم در چنگ گرفته.

249
00:19:17,030 --> 00:19:20,325
‫اگه دی خاطرات من
‫یا دان رو پاک کرده باشه،

250
00:19:22,202 --> 00:19:23,829
‫از کجا می‌تونیم بفهمیم؟

251
00:19:25,205 --> 00:19:27,541
‫خاطرات شما در مموریم نگه داری میشه.

252
00:19:28,417 --> 00:19:31,670
‫و کامل تر از اون، حافظه من
‫غیرقابل تغییره.

253
00:19:32,421 --> 00:19:34,923
‫پس دو تا بکاپ وجود داره.
‫اگه سوال دیگه‌ای هست...

254
00:19:37,634 --> 00:19:39,219
‫ولی نمی‌دونم چی رو بپرسم.

255
00:19:41,972 --> 00:19:44,433
‫اگه حافظه پاک شده باشه هم حسش نمی‌کنم.

256
00:19:45,225 --> 00:19:48,770
‫اگه برادر دی چنین تصمیم مهمی گرفته باشه،
‫حتما من رو مطلع می‌کنه.

257
00:19:49,563 --> 00:19:54,776
‫و همونطور که می‌دونی، من باید تحت هر شرایطی صلاح امپراطوری رو در نظر بگیرم، نه فقط صلاح دی.

258
00:19:55,944 --> 00:19:58,071
‫اگر اتفاقی رخ داده باشه بهت اطلاع می‌دم برادر داسک.

259
00:19:59,072 --> 00:20:02,868
‫همیشه اینجا خواهم بود،
‫همونطور که همیشه بوده‌ام.

260
00:20:04,786 --> 00:20:06,747
‫برادر دی به خودش زحمت زیادی می‌ده.

261
00:20:17,090 --> 00:20:17,841
‫پخشش کن.

262
00:20:19,301 --> 00:20:21,637
‫اگه نمی‌تونیم حرکت شمشیر رو ببینیم،
‫بذار ببینیم به کی خورده

263
00:20:21,637 --> 00:20:23,180
‫و چطور درمانش کردند.

264
00:20:27,601 --> 00:20:29,770
‫زهر نانويي با تيغه مولکولي تزريق شده.

265
00:20:30,520 --> 00:20:33,523
‫پيش از اين که التهاب مايعات منجر به مرگ
‫.ساقه مغزي بشه 12 ثانيه وقت داريم.

266
00:20:37,236 --> 00:20:38,237
‫بدش به من.

267
00:20:39,196 --> 00:20:41,114
‫نصف سرش.
‫غیرممکنه.

268
00:20:41,114 --> 00:20:43,283
‫اون دمرزله.
‫ماشینه؟ انگار ماشینه.

269
00:20:43,283 --> 00:20:45,452
‫ترانتور انسانای ماشینی داشت،
‫ولی مال هزار سال پیش بودند.

270
00:20:45,452 --> 00:20:46,662
‫همه از بین رفتند. ممنوع شدند.
‫یه نفرم زنده نموند.

271
00:20:46,662 --> 00:20:49,623
‫من دستش رو لمس کردم.
‫گرم و زنده بود.

272
00:20:49,623 --> 00:20:51,291
‫اون خون نیست.

273
00:20:51,291 --> 00:20:53,502
‫ولی هر چی که هست،
‫قطعا قابل ترشحه.

274
00:20:53,502 --> 00:20:55,087
‫توی اتاق خوابش بود.

275
00:20:58,006 --> 00:20:59,299
‫و یه رباته.

276
00:21:03,679 --> 00:21:08,433
‫به محض این که دی ازمون خواست
‫اتاق سریر رو ترک کنیم از اینجا سر در میاریم.

277
00:21:09,017 --> 00:21:14,481
‫داره سر خود تصمیم می‌گیره. ژنرالای
‫آتش افروز رو دنبال ماموریت می‌فرسته.

278
00:21:15,065 --> 00:21:17,567
‫و حالا هم این قدرت رو ازمون گرفته.

279
00:21:20,070 --> 00:21:23,073
‫قطعا قصد اون نبوده.
‫هیچ وقت باهاش حرف نزدم.

280
00:21:23,949 --> 00:21:28,662
‫منم همینطور. هیچ وقت اونقدر متواضع نبودم
‫که اعتراف کنم لازمه باهاش حرف بزنم.

281
00:21:30,289 --> 00:21:31,290
‫بذار ببینیم چی میشه.

282
00:21:34,710 --> 00:21:36,920
‫اگه اصلاحات ژنمون
‫برای تطابق

283
00:21:36,920 --> 00:21:38,422
‫اثر دستمون کافی نباشه چی؟

284
00:21:38,422 --> 00:21:39,506
‫حرفشم نزن.

285
00:21:40,841 --> 00:21:44,845
‫اگه بفهمه دیگه از روی اون ساخته نمیشیم
‫سقف رو روی سرمون خراب می‌کنه.

286
00:21:46,263 --> 00:21:47,264
‫حالا ساکت باش.

287
00:21:50,559 --> 00:21:52,185
‫کلیان، ما در مقابل تو ایستاده‌ایم.

288
00:21:52,769 --> 00:21:56,690
‫پسران،برادران، خودمان،
‫برای درخواست ملاقات با خاطره جلاله

289
00:21:56,690 --> 00:21:58,859
‫که منشا همه چیز ماست.

290
00:21:59,901 --> 00:22:04,072
‫دستان ما داستان ما را بازگو می‌کند،
‫و این داستان تو است.

291
00:22:05,407 --> 00:22:08,493
‫خواهش می‌کنیم، سوال ما را بشنو.

292
00:22:11,246 --> 00:22:12,122
‫شرط می‌بندم به خاطر کف دست منه.

293
00:22:28,889 --> 00:22:32,601
‫من خاطره کلیان اول هستم.
‫چه کسی من رو خطاب قرار می‌ده؟

294
00:22:33,685 --> 00:22:38,523
‫ما هستیم. شانزدهمین و هجدهمین
‫تجسم وجود تو.

295
00:22:39,566 --> 00:22:41,735
‫بابت زندگیمان از تو متشکریم.

296
00:22:43,195 --> 00:22:44,946
‫سوالاتتون رو بپرسید برادران.

297
00:22:45,530 --> 00:22:49,201
‫برادر دی قدرت دستکاری خاطراتمون
‫رو منحصر به خودش کرده،

298
00:22:49,951 --> 00:22:52,954
‫و ما حتی اختیار نداریم ببینیم
‫خاطراتمون دستکاری شده یا نه.

299
00:22:52,954 --> 00:22:55,082
‫این مطابق طرح شماست؟

300
00:22:55,665 --> 00:22:57,334
‫بینتون ستیز پیش اومده، مگه نه؟

301
00:22:57,834 --> 00:22:59,419
‫بیش از حد قدرت گرفته.

302
00:23:00,295 --> 00:23:04,966
‫سه بخش امپراطوری در تعادل نیستند.
‫باید دوباره هما...

303
00:23:04,966 --> 00:23:06,051
‫کافیه.

304
00:23:08,553 --> 00:23:10,180
‫شما یک مرد هستین.

305
00:23:10,180 --> 00:23:15,018
‫اگر بینتون تفرقیه بیفته، من و طرح من رو
‫سرافکنده می‌کنید.

306
00:23:15,018 --> 00:23:18,939
‫ماهیت طبیعی شما اتحاده.

307
00:23:20,315 --> 00:23:24,236
‫حسادت به دی حسادت به خودتونه.

308
00:23:24,236 --> 00:23:26,655
‫از نظر ژنتیکی ما یکی هستیم.

309
00:23:26,655 --> 00:23:31,952
‫ولی در مزاجمون باید متغیر باشیم.
‫و این دی،

310
00:23:32,536 --> 00:23:37,666
‫اجازه می‌ده بخش سلطه جوی ما...

311
00:23:37,666 --> 00:23:42,504
‫من از مزاج خودم
‫و وجوه بسیارش مطلعم.

312
00:23:43,171 --> 00:23:45,006
‫از قبل حساب شده ان.

313
00:23:45,715 --> 00:23:46,842
‫منظورت چیه؟

314
00:23:46,842 --> 00:23:48,760
‫برای شما جای نگرانی وجود نداره.

315
00:23:49,511 --> 00:23:50,512
‫چطور می‌تونی این رو بگی؟

316
00:23:51,054 --> 00:23:54,141
‫این قابلیت رو به وجود نیاوردی
‫تا بتونیم ازت کمک بخوایم؟

317
00:23:54,766 --> 00:23:58,520
‫من اینجام تا چیزی که لازم دارید رو بهتون
‫بدم، فقط همین.

318
00:24:01,356 --> 00:24:03,150
‫رویا درون شما زنده است.

319
00:24:03,150 --> 00:24:05,986
‫چون شما درونتون زنده نگهش داشتید.

320
00:24:14,578 --> 00:24:18,623
‫کیپر، می‌خوایم اطلاعات
‫بایگانی خاطراتمون رو ببینیم.

321
00:24:18,623 --> 00:24:21,501
‫خصوصا این که فایل هامون
‫چه اندازه ان.

322
00:24:21,501 --> 00:24:25,005
‫اطلاع نداشتم امپراطوری به فراداده
‫علاقه دارن.

323
00:24:25,630 --> 00:24:27,716
‫چیزی که اون موقع می‌خواستین
‫رو پیدا نکردین؟

324
00:24:29,259 --> 00:24:30,260
‫نکردیم.

325
00:24:30,260 --> 00:24:32,596
‫باشه. خب، باید دنبالش بگردم.

326
00:24:32,596 --> 00:24:36,224
‫حالا که دستت بنده، اطلاعاتی
‫که خواستیم رو برای همه کلیان ها بیار.

327
00:24:37,309 --> 00:24:38,727
‫چیزی هست که باید مقایسه کنیم.

328
00:24:38,727 --> 00:24:42,439
‫همش؟ تا کجا؟

329
00:24:42,981 --> 00:24:45,609
‫تا آخرش. 18 تا که بیشتر نبودیم.

330
00:24:45,609 --> 00:24:46,943
‫از پسش بر میای مرد.

331
00:24:46,943 --> 00:24:49,362
‫یه لحظه طول می‌کشه.
‫لطفا سمت چپ منتظر باشید.

332
00:24:52,324 --> 00:24:53,950
‫گستاخ ابله.

333
00:24:54,618 --> 00:24:56,578
‫باید بگم انگشتای شصتش رو
‫قطع کنند.

334
00:24:57,496 --> 00:25:01,041
‫حس نمی‌کنی این طرفا ما
‫دیگه در راس نیستیم؟

335
00:25:02,751 --> 00:25:04,503
‫به نظرت... یعنی....

336
00:25:05,128 --> 00:25:07,797
‫ما که تو خطر نیستیم، درسته؟
‫ما امپراطوری‌ایم.

337
00:25:10,300 --> 00:25:12,093
‫یادته اون کی بود؟

338
00:25:12,093 --> 00:25:13,887
‫امپراطور الگرن؟ دوران پیش از کلیان‌ها.

339
00:25:14,471 --> 00:25:17,349
‫آره. اون رد قلم رو ببین.
‫رنگ سبز روی گردن.

340
00:25:17,349 --> 00:25:20,936
‫بعد از مرگش اضافه شد. مثل یه پاورقی.
‫نماد چیه؟

341
00:25:22,062 --> 00:25:23,563
‫یه راه راه تراشیده شده است.

342
00:25:24,731 --> 00:25:30,028
‫نماد یه خیانتکاره. یه خائن.
‫به خاطر خیانت والا اعدام شده بود.

343
00:25:30,779 --> 00:25:33,698
‫ما چند نفریم، ولی فانی هستیم.

344
00:25:34,616 --> 00:25:39,454
‫و باید زودتر تشخیصش می‌دادم.
‫باید زودتر تشخیصش می‌دادم.

345
00:25:39,829 --> 00:25:42,499
‫دی همیشه قرار بود خودش رو وارد تاریخ بکنه، به هر طریق ممکن.

346
00:25:44,918 --> 00:25:46,127
‫زمان حاکمیت من،

347
00:25:47,796 --> 00:25:50,674
‫درگیریای کوچیکی پیش اومد

348
00:25:51,341 --> 00:25:53,677
‫که صدها سال بود رخ نداده بودند.

349
00:25:54,219 --> 00:25:56,221
‫و ترتیب یکیشون رو هم ندادم.

350
00:25:58,598 --> 00:26:01,351
‫دمرزل کهکشان رو برام رام کرد.

351
00:26:01,351 --> 00:26:04,604
‫ولی دی، حتی وقتی پسر کوچیکی بود،
‫به خاطرش من رو شرمسار می‌کرد.

352
00:26:05,897 --> 00:26:08,108
‫ازم می‌پرسید، تاریخ چی صدام می‌کنه؟

353
00:26:09,693 --> 00:26:15,365
‫قطعا نه آورنده صلح، نه فاتح و
‫نه حتی خائن.

354
00:26:23,582 --> 00:26:24,833
‫تو هنوز نمردی.

355
00:26:26,126 --> 00:26:27,502
‫برای میراثت هنوز فرصت هست.

356
00:26:28,545 --> 00:26:33,300
‫وقتی یه مرد پیر میشه،
‫براش مهم نیست چی به یاد میاره.

357
00:26:34,593 --> 00:26:36,469
‫براش مهمه که بقیه چطور اون رو به یاد
‫میارن.

358
00:26:37,637 --> 00:26:41,558
‫و در پایان، ما همه فقط مموری هستیم.

359
00:26:42,100 --> 00:26:45,020
‫شاید دی با گرفتن جایگاهت
‫بهت لطف کرده.

360
00:26:47,606 --> 00:26:49,566
‫خب، حالا می‌تونی چیزی که
‫من همیشه می‌خواستم رو داشته باشی.

361
00:26:51,359 --> 00:26:52,569
‫چی می‌خواستی؟

362
00:26:53,153 --> 00:26:54,487
‫چیزی که هر مرد جوونی می‌خواد.

363
00:26:56,364 --> 00:26:57,365
‫یه زندگی.

364
00:26:59,284 --> 00:27:00,285
‫عشق.

365
00:27:06,625 --> 00:27:08,501
‫چه قدر زیبا بودم.

366
00:27:12,088 --> 00:27:12,756
‫امپراطوری.

367
00:27:16,426 --> 00:27:17,427
‫تنهامون بذار.

368
00:27:21,556 --> 00:27:22,307
‫هفتاد و هشت؟

369
00:27:23,266 --> 00:27:26,102
‫کل برگه‌های حافظه ام.

370
00:27:26,102 --> 00:27:27,437
‫از من چندتاست؟

371
00:27:29,481 --> 00:27:30,607
‫29.

372
00:27:31,524 --> 00:27:33,151
‫بذار بقیه کلیان ها رو ببینیم.

373
00:27:33,652 --> 00:27:37,614
‫89، 87، 82

374
00:27:38,198 --> 00:27:40,283
‫83، یه 87 دیگه.

375
00:27:41,743 --> 00:27:42,869
‫خیالم راحت شد.

376
00:27:43,370 --> 00:27:48,458
‫ظاهرا به میانگین مناسبم
‫می‌رسم، وقتی که...

377
00:27:50,919 --> 00:27:52,295
‫چی؟
‫چی شده؟

378
00:27:56,216 --> 00:27:59,386
‫کلیان اول 213 برگه خاطره داشته؟

379
00:28:00,512 --> 00:28:02,681
‫خب، اون خاص بود.

380
00:28:04,099 --> 00:28:07,143
‫طبیعیه که تجارب زندگیش
‫گسترده تر باشه.

381
00:28:07,143 --> 00:28:08,228
‫آره.

382
00:28:09,688 --> 00:28:10,689
‫ولی اینقدر بزرگتر؟

383
00:28:11,773 --> 00:28:13,066
‫زندگیش اونقدر پر از اتفاقات بود؟

384
00:28:13,983 --> 00:28:16,778
‫یا این که بقیه ما یه چیزی کم داریم؟

385
00:28:17,862 --> 00:28:18,863
‫چی کار کنیم؟

386
00:28:20,365 --> 00:28:24,828
‫تا وقتی بتونم یه اهرم فشار پیدا کنم،
‫مطلقا هیچی.

387
00:28:44,139 --> 00:28:44,806
‫سالور؟

388
00:28:48,143 --> 00:28:49,144
‫حالت خوبه؟

389
00:28:49,728 --> 00:28:50,812
‫سلاحام رو گرفتند.

390
00:28:50,812 --> 00:28:53,481
‫پس زندانی شدیم.
‫زندانی کی و کجا؟

391
00:28:53,982 --> 00:28:56,067
‫خب، اینا از سلسله ژنتیکی
‫قدیمی ترن.

392
00:28:57,026 --> 00:29:01,614
‫امپراطور کندار پنجم، کاخ تابستونیش،
‫کلیان‌ها احتمالا ولش کردن تا بپوسه.

393
00:29:02,115 --> 00:29:03,616
‫نگهبانی نیست.

394
00:29:03,616 --> 00:29:05,076
‫برای یه زندان عجیبه.

395
00:29:05,660 --> 00:29:06,995
‫اون رو می‌شنوی؟

396
00:29:07,871 --> 00:29:09,122
‫باید از اونطرف بریم.

397
00:29:09,122 --> 00:29:11,583
‫من چیزی نمی‌شنوم.

398
00:29:11,583 --> 00:29:14,043
‫من می‌شنوم. صدا. نجوا.

399
00:29:22,469 --> 00:29:23,470
‫از اون بالا میاد.

400
00:30:05,595 --> 00:30:10,016
‫من طلم باند هستم،
‫هفتمین تجسم جسمانی پائا،

401
00:30:10,016 --> 00:30:15,188
‫الهه نور، خردمندی، مخلوقات پرنده
‫و دومین تالار ابدیت.

402
00:30:15,855 --> 00:30:20,610
‫پائا به شما خوش آمد می‌گه.
‫نشان او را نمایش دهید و خود را معرفی کنید.

403
00:30:22,654 --> 00:30:28,952
‫الهه، من هری سلدان از
‫دانشگاه استریلینگ هستم.

404
00:30:29,536 --> 00:30:30,578
‫اینا همکاران من هستند.

405
00:30:30,578 --> 00:30:32,664
‫خودشون زبون ندارن؟

406
00:30:37,377 --> 00:30:39,254
‫گیل دورنیک از سینکس.

407
00:30:41,256 --> 00:30:42,423
‫سالور.

408
00:30:42,423 --> 00:30:46,177
‫خوش آمدید، هری سلدان، گیل دورنیک

409
00:30:46,177 --> 00:30:49,931
‫و سالور هاردین از ترمینوس.

410
00:30:49,931 --> 00:30:51,516
‫شما مهمان ما هستید.

411
00:30:52,016 --> 00:30:54,352
‫هدایا گاها خلاف جریان
‫حرکت می‌کنند.

412
00:30:54,352 --> 00:30:57,438
‫غذا، از طرف خدا به یک انسان.

413
00:30:57,981 --> 00:31:00,149
‫از مهمان نوازی شما متشکریم
‫الهه.

414
00:31:00,149 --> 00:31:01,609
‫از کجا بدونیم سمی نیست؟

415
00:31:02,235 --> 00:31:06,489
‫می‌تونستم تو خواب بکشمتون،
‫چرا باید بیدارتون کنم تا مسمومتون کنم؟

416
00:31:07,115 --> 00:31:09,534
‫پس عجیبه که چرا
‫اولش بیهوشمون کردین.

417
00:31:09,534 --> 00:31:12,829
‫من در انزوا زندگی می‌کنم.
‫مهمان های زیادی ندارم.

418
00:31:14,831 --> 00:31:19,460
‫باید از قصدتون آگاه می‌شدم.
‫ولی اگه حس زندانی بودن دارید،

419
00:31:19,460 --> 00:31:21,212
‫الان احساس امنیت می کنین؟

420
00:31:21,212 --> 00:31:22,964
‫بهم حس مسلح بودن می‌ده.

421
00:31:23,965 --> 00:31:26,718
‫به سختی به یه الهه نگاه می‌کنی،
‫هری سلدان از استریلینگ.

422
00:31:27,468 --> 00:31:31,014
‫عذر می‌خوام. به خاطر اینه که خورشید
‫بالای سر شما بیشتر می‌درخشه.

423
00:31:32,140 --> 00:31:33,892
‫پائا الهه نوره.

424
00:31:34,392 --> 00:31:38,146
‫صحیح. ولی با وجود درخشش
‫خورشید،

425
00:31:38,146 --> 00:31:39,981
‫به نظر نمیاد که تو سایه داشته باشی.

426
00:31:42,233 --> 00:31:45,278
‫تجسم جسمانیت
‫زیاد جسمانی نیست الهه.

427
00:31:45,862 --> 00:31:49,324
‫هرکسی که پشت این جریانه،
‫میشه دست از این مسخره بازی برداریم؟

428
00:31:56,539 --> 00:31:58,541
‫تصور می‌کنم طلم بند باشی؟

429
00:31:59,042 --> 00:32:01,419
‫فکر می‌کردم تو متوجهش بشی.

430
00:32:01,419 --> 00:32:05,298
‫افرادی که از نظر ذهنی ناتوان هستند
‫با حواس دیگه‌شون جبرانش می‌کنند.

431
00:32:05,298 --> 00:32:09,135
‫شرمنده، ولی می‌خواستم بدون این که
‫تماشام کنی، تماشات کنم.

432
00:32:09,844 --> 00:32:13,264
‫وقتی مدتی کنارمون باشی،
‫دلیل احتیاطمون رو درک می‌کنی.

433
00:32:14,974 --> 00:32:16,893
‫چی تو رو به دنیای ما آورده؟

434
00:32:17,894 --> 00:32:18,895
‫غریزه.

435
00:32:20,897 --> 00:32:23,441
‫انگار یه نفر داره ما رو صدا می‌کنه.
‫می‌شنویش؟

436
00:32:24,609 --> 00:32:25,610
‫بله.

437
00:32:26,402 --> 00:32:29,113
‫منظورت یه صداست؟ صدای من.

438
00:32:29,113 --> 00:32:31,991
‫قراره همینطوری کار بکنه.
‫ما یه پناهگاهیم،

439
00:32:31,991 --> 00:32:33,952
‫و شما پیام خوش آمدگویی ما رو شنیدید.

440
00:32:33,952 --> 00:32:39,165
‫شما دو تا شنیدیدش چون مثل ما هستین،
‫همه حواس ما رو دارین.

441
00:32:39,165 --> 00:32:42,877
‫بعضیا بهش می‌گن "منتالیکس"
‫ولی شخصا "بیننده" رو ترجیح می‌دم.

442
00:32:43,503 --> 00:32:45,254
‫من اولین کسی بودم که به اینجا
‫رسیدم.

443
00:32:45,838 --> 00:32:50,677
‫فکر می‌کردم ایگنیس می‌تونه پناهگاهی برای
‫بقیه بیننده ها باشه، برای همین صداشون زدم.

444
00:32:51,302 --> 00:32:56,557
‫مثل یه فانوس دریایی برای کشتیای رهگذر،
‫ولی تصویر تو رو قرض گرفتم.

445
00:32:56,557 --> 00:33:00,311
‫همیشه براده اهنایی که به آهن ربا
‫جذب میشن رو تصور می‌کنم.

446
00:33:01,104 --> 00:33:02,188
‫یا مثل پروانه و شمع.

447
00:33:03,648 --> 00:33:04,732
‫اونقدر کشنده هم نه.

448
00:33:06,150 --> 00:33:12,615
‫به هر حال، همدیگه رو پیدا کردیم،
‫در امان و قوی بودیم.

449
00:33:13,825 --> 00:33:16,619
‫تلپات هایی با توانایی و مهارت‌های
‫متفاوت.

450
00:33:16,619 --> 00:33:19,414
‫اون الهه غمگین کوچیک
‫بچگی خودت بود.

451
00:33:19,998 --> 00:33:24,419
‫توانایی های من به اشتباه خداوندی
‫تصور شده بود، اشتباهی که تقریبا به جنون کشوندم.

452
00:33:24,419 --> 00:33:27,880
‫بچه ها رو نپرستید.
‫براشون خوب نیست.

453
00:33:28,715 --> 00:33:29,966
‫برای بقیه بدتر بود.

454
00:33:30,550 --> 00:33:35,388
‫در دنیاهای خودشون مورد تبعیض و آزار قرار می‌گرفتند، قبل از کشته شدن فرار کردند.

455
00:33:37,223 --> 00:33:38,474
‫سوختگیای لوران رو ببین.

456
00:33:42,770 --> 00:33:43,938
‫زخم جسیا.

457
00:33:45,773 --> 00:33:47,984
‫تو می‌دونی چطوریه مگه نه گیل؟

458
00:33:48,735 --> 00:33:50,862
‫فرار از کسانی که می‌خوان بکشنت.

459
00:33:51,487 --> 00:33:53,906
‫زخمای کوچیک رو می‌بینم،
‫بخشی از فرارت بودند.

460
00:33:55,241 --> 00:33:59,078
‫طعنه آمیز نیست که بیننده باشی
‫ولی خدات تو رو نبینه؟

461
00:33:59,787 --> 00:34:02,790
‫خب، حتی اگه خدات نبینه،
‫من تو رو می‌بینم.

462
00:34:03,916 --> 00:34:09,422
‫و تو، که روی لبه سرد جامعه‌ات ایستادی
‫و تشنه یکی شدن با بقیه بودی.

463
00:34:09,922 --> 00:34:11,174
‫داری ما رو می‌خونی.

464
00:34:12,300 --> 00:34:14,302
‫ذهنتون به زلالی آبه.

465
00:34:15,553 --> 00:34:18,973
‫چیزایی که از دست دادین.
‫آدمایی که از دست دادین.

466
00:34:20,558 --> 00:34:23,936
‫متاسفم که مجبور شدیم از
‫تصویر شریکت استفاده کنیم سالور.

467
00:34:24,979 --> 00:34:28,191
‫می‌دونی، تو از اون چیزی که
‫نشون می‌دی احساسی تری.

468
00:34:29,025 --> 00:34:32,487
‫ولی از این که بهت گفتم احساسی
‫بیشتر عصبانی شدی.

469
00:34:33,404 --> 00:34:34,405
‫ازت خوشم میاد.

470
00:34:36,866 --> 00:34:41,454
‫تو بودی که وانمود می‌کردی ریشی،
‫همونی که توی سرم بود.

471
00:34:42,371 --> 00:34:47,668
‫هری سلدان مشهوره، و شُهره شَهره
‫که مرده و خوندنش بسیار سخته.

472
00:34:48,753 --> 00:34:50,963
‫می‌خواستم به مرگ
‫و بازگشتت فکر کنی

473
00:34:50,963 --> 00:34:53,466
‫تا بتونم درک کنم چه اتفاقی افتاده.

474
00:34:53,466 --> 00:34:55,551
‫خب، فهمیدی؟ چی شد؟

475
00:34:56,052 --> 00:34:59,972
‫روحمم خبر نداره. داخل ذهن هری
‫بسیار تاریکه.

476
00:35:00,556 --> 00:35:02,391
‫ولی می‌تونم ببینم که نقشه‌ای داری.

477
00:35:03,101 --> 00:35:06,771
‫و فکر می‌کنی اینجا
‫و بیننده های من بخشی ازشن.

478
00:35:08,064 --> 00:35:11,400
‫آره، درسته. اونا هم بخشی ازش هستن.

479
00:35:13,277 --> 00:35:15,655
‫فردا بیا پیشم،
‫در موردش حرف می‌زنیم.

480
00:35:16,572 --> 00:35:19,450
‫حضور همه شما، در حالی
‫که اینقدر بلند فکر می‌کنین،

481
00:35:20,368 --> 00:35:22,245
‫پریشان کننده است.

482
00:35:23,538 --> 00:35:25,206
‫مردمم استراحت لازم دارن.

483
00:35:31,754 --> 00:35:34,757
‫چه قدر از توی تاریکیم خوندی؟

484
00:35:36,801 --> 00:35:37,802
‫به اندازه کافی عزیزم.

485
00:35:46,978 --> 00:35:47,979
‫چی شده؟

486
00:35:49,355 --> 00:35:50,356
‫منظورت این بود؟

487
00:35:52,817 --> 00:35:54,527
‫فکر می‌کنم بهش می گن منشور نخستین.

488
00:35:55,027 --> 00:35:56,028
‫آره، خودشه.

489
00:35:58,072 --> 00:36:00,366
‫واقعا سخت تلاش می‌کردند
‫تا بهش فکر نکنند.

490
00:36:02,034 --> 00:36:03,911
‫شنیدم هری به گیل گفت
‫مخفیش کنه.

491
00:36:12,128 --> 00:36:15,464
‫پیداش می‌کنم و خردش می‌کنم.

492
00:36:17,633 --> 00:36:20,052
‫بنیاد دومی در کار نخواهد بود.
