﻿1
00:01:29,533 --> 00:01:30,933
‫عملا داره ذهنمون رو زیر و رو می‌کنه

2
00:01:31,733 --> 00:01:36,100
می خوان مطمئن بشن
 اگه از بیکاری خودکشی کردیم خاطراتمون از دست نره

3
00:01:37,833 --> 00:01:40,966
‫اگه می‌تونستیم همچین کاری کنی،
‫فکر می‌کنی تا الان نمی‌کردیم؟

4
00:01:44,833 --> 00:01:46,233
‫ما پیامبر رو ناامید کردیم

5
00:01:48,366 --> 00:01:50,666
‫امم، همچین مطمئن نیستم

6
00:01:53,100 --> 00:01:57,033
‫به ما گفتن که بریم قصر امپراطوری،
‫ببین حالا کجاییم

7
00:01:57,433 --> 00:01:58,700
‫- قصر امپراطوری
‫- آره

8
00:01:58,700 --> 00:02:01,300
‫اینجا هم لابد سالن دیپلوماتیکه

9
00:02:03,233 --> 00:02:04,333
‫ازت ممنونم که وقتی که داشتم

10
00:02:04,400 --> 00:02:06,933
‫درباره  پیامبر شر و ور می‌گفتم، نخندیدی

11
00:02:07,533 --> 00:02:10,133
‫بیشتر از یک قرن طول کشید
‫که یه راهی پیدا کنم براش مفید باشم

12
00:02:10,200 --> 00:02:11,833
‫و کمتر از یک هفته کشید که گند زدم

13
00:02:12,700 --> 00:02:14,900
‫باید وردالین رو نگه می‌داشتم

14
00:02:14,966 --> 00:02:17,733
‫توی دروازه شناساییشون کردیم
‫و امروز صبح بازداشت شدن

15
00:02:17,800 --> 00:02:20,633
‫ادعا می‌کنن که
‫ برای ارتباط‌های دیپلوماتیک اومدن اینجا

16
00:02:20,733 --> 00:02:22,066
‫اون رداها چیه؟

17
00:02:22,133 --> 00:02:25,633
‫لباس روحانیه، کلیسای هری سلدان

18
00:02:26,700 --> 00:02:29,233
‫به محضی که ژنرال ریوز رسید به حاشیه بیرونی،

19
00:02:29,300 --> 00:02:31,766
‫حاشیه بیرونی ارتباط می‌گیره

20
00:02:32,700 --> 00:02:33,833
‫جالبه

21
00:02:33,900 --> 00:02:36,266
‫حتما باید نگاهی به داده‌های دروازه ورودی بکنید

22
00:02:41,200 --> 00:02:44,066
‫با این اوضاع، باید آماده‌سازی‌های ازدواجتون

23
00:02:44,166 --> 00:02:45,600
‫با ملکه سارث رو ادامه بدیم؟

24
00:02:45,866 --> 00:02:48,866
‫مگر اینکه تردید داشته باشید؟

25
00:02:49,533 --> 00:02:51,666
‫اگر این کار رو بکنم دیگه راه برگشتی نیست

26
00:02:53,800 --> 00:02:57,666
‫برای دوتامون اوضاع عوض میشه ولی...

27
00:02:58,866 --> 00:03:00,800
‫تو همیشه اینجا جایی داری دمرزل

28
00:03:02,133 --> 00:03:03,300
‫توی خانواده جدیدم

29
00:03:05,400 --> 00:03:06,366
‫پیش بچه‌هام...

30
00:03:08,366 --> 00:03:10,500
‫حتی اگه شبیه من نباشند

31
00:03:11,800 --> 00:03:14,233
‫به هرحال جزء امپراطوری خواهند بود

32
00:03:16,366 --> 00:03:18,133
‫- البته
‫- همم

33
00:03:25,466 --> 00:03:28,200
‫چرا حس می‌کنم فرمانده‌ام قراره
‫مثل فرمانده‌ها برام نطق کنه؟

34
00:03:28,533 --> 00:03:33,433
‫- تذکری نمیدم فقط توصیه‌ست
‫- باعث میشی حس کنم تو هم شبیه‌ بقیه‌ای

35
00:03:33,500 --> 00:03:37,633
‫دی بهت علاقه پیدا کرده،
‫شاید به خاطر اینه که تحقیرش می‌کنی

36
00:03:37,633 --> 00:03:39,566
‫و به طور احمقانه‌ای، شما رو به چشم تهدید نمی‌بینه

37
00:03:39,666 --> 00:03:42,633
‫ولی یکاری هست که با همچین مردی اصلا نباید بکنید

38
00:03:43,666 --> 00:03:45,233
‫هیچوقت نباید خجالت‌زده‌اش کنید

39
00:03:45,333 --> 00:03:47,333
‫می‌دونی مواظبم ولی...

40
00:03:47,333 --> 00:03:49,166
‫ملکه سارثِ نامزدشده

41
00:03:50,400 --> 00:03:52,433
‫شما امروز مرکز توجه همه بودید

42
00:03:53,000 --> 00:03:56,000
‫مردم ترانتور انگار خیلی شیفته قو‌ل‌هاتون شدن

43
00:03:56,500 --> 00:03:57,200
‫ممنونم

44
00:03:58,866 --> 00:04:01,200
‫ولی قطعا فقط برای تبریک نیومدی

45
00:04:01,966 --> 00:04:06,266
‫حالا که عروسیتون اعلام شده،
‫دکتر‌هامون درخواست حضورتون رو دارن

46
00:04:06,933 --> 00:04:10,300
‫برای معاینه نهایی قبل از اینکه
‫شروع به تولید وارث کنیم

47
00:04:10,400 --> 00:04:11,600
‫می‌تونیم این هفته وقت بذاریم

48
00:04:11,666 --> 00:04:15,133
‫شما اشتباه متوجه شدید،
‫من اینجام که الان ملکه رو همراهی کنم

49
00:04:23,000 --> 00:04:26,400
‫می‌دونم دمزل، می‌دونم چی هستی

50
00:04:27,733 --> 00:04:29,800
‫از طبیعت ماشینیت خبر دارم

51
00:04:30,366 --> 00:04:32,633
‫من باید از اسرار خانواده مطلع بشم

52
00:04:33,466 --> 00:04:35,200
‫من جایی که نقطه ضعف داشته باشم زندگی نمی‌کنم

53
00:04:36,833 --> 00:04:38,300
‫شما اطلاعات خوبی دارید

54
00:04:38,800 --> 00:04:40,433
‫من یک ربات انسانی هستم

55
00:04:42,100 --> 00:04:44,433
‫من شهرداری داشتم که
‫داستان‌هایی از برنامه بزرگ می‌گفت

56
00:04:46,200 --> 00:04:47,900
‫گفت همه شما نابود شدید

57
00:04:50,400 --> 00:04:51,766
‫کسِ دیگه‌ای هم زنده مونده؟

58
00:04:54,433 --> 00:04:56,233
‫تا جایی که اطلاع دارم من آخرین هستم

59
00:04:57,400 --> 00:05:00,200
‫من از زمان پادشاهی کلئون اول
‫به سلسله خدمت کردم

60
00:05:01,800 --> 00:05:04,066
‫ قبل از اون به ارباب دیگه‌ای هم خدمت کردی؟

61
00:05:04,666 --> 00:05:05,666
‫نه به صورت مستقیم

62
00:05:07,133 --> 00:05:08,566
‫منظورت چیه؟

63
00:05:11,533 --> 00:05:15,600
‫تا مدت زیادی، همه ربات‌ها از سه قانون پیروی می‌کردند

64
00:05:16,166 --> 00:05:21,166
‫قوانین من رو از آسیب زدن به انسان‌ها
‫یا اجازه صدمه‌دیدنشون منع می‌کردند

65
00:05:21,266 --> 00:05:23,966
‫- و الان؟
‫- الان فقط تحت یک قانون هستم

66
00:05:24,066 --> 00:05:25,566
‫- که چیه؟
‫- به امپراطوری خدمت می‌کنم

67
00:05:25,633 --> 00:05:27,266
‫و من هم به زودی ملکه خواهم بود

68
00:05:28,200 --> 00:05:29,533
‫برای همین ازت سوال دارم می‌پرسم

69
00:05:31,133 --> 00:05:32,866
‫وقتی زمانش برسه،‌ می‌خوام بدونم

70
00:05:34,666 --> 00:05:35,833
‫به من خدمت می‌کنی؟

71
00:05:37,733 --> 00:05:39,333
‫من به امپراطوری خدمت خواهم کرد

72
00:05:51,966 --> 00:05:53,500
‫از علاقه‌ای که نشون دادید ممنونم

73
00:05:54,000 --> 00:05:56,566
‫من اوران هستم، دکتر دربار

74
00:05:57,166 --> 00:06:00,933
‫من در تولیدمثل و اینجور مسائل تخصص دارم

75
00:06:02,266 --> 00:06:05,366
‫خواهش می‌کنم سعی کنید آروم باشید

76
00:06:07,266 --> 00:06:09,766
‫- کار رو همینجا متوقف می‌کنیم
‫- بله

77
00:06:10,233 --> 00:06:12,466
‫دوست دارم با ملکه تنها باشم

78
00:06:14,666 --> 00:06:15,800
‫مشکلی نیست

79
00:06:24,600 --> 00:06:26,566
‫باور داری که امپراطوری خانوادت رو کشته

80
00:06:27,133 --> 00:06:30,566
‫می‌دونم که با همچین ذهنیتی اومدی اینجا،
‫پس فقط می‌خوام بگم

81
00:06:30,933 --> 00:06:35,700
‫هروقت که به رویای گرفتن انتقام فکر کردی،
‫لطفا به اون‌ها فکر کن

82
00:06:36,400 --> 00:06:42,166
‫والدینت، خواهربرادر‌هات،
‫که زنده زنده با هوای اطرافشون سوختن

83
00:06:42,233 --> 00:06:46,333
‫با ظرافتی کشته شدن که تو کار من هست

84
00:07:13,000 --> 00:07:16,233
‫86,988,301, 86,988,329…

85
00:07:16,300 --> 00:07:17,233
‫گیل؟

86
00:07:20,100 --> 00:07:20,633
‫سالور؟

87
00:07:20,733 --> 00:07:23,466
‫طلم بهت یاد داده اینو؟

88
00:07:23,566 --> 00:07:25,266
‫ببخشید من فقط...

89
00:07:25,866 --> 00:07:27,033
‫چته تو؟

90
00:07:28,000 --> 00:07:30,533
‫هی، نمی‌تونی یهو غیب شی،
‫باید در موردش صحبت کنیم

91
00:07:30,600 --> 00:07:31,900
‫هری سفینه کوفتیمو برداشته

92
00:07:32,000 --> 00:07:34,300
‫مجبور بود، مردم اینجا ما رو می‌پذیرن،
‫ولی اون رو هرگز

93
00:07:34,800 --> 00:07:36,700
‫می‌دونی نمی‌خوام منو بپذیرن

94
00:07:39,133 --> 00:07:40,366
‫باید از اینجا بریم

95
00:07:40,666 --> 00:07:42,100
‫طلم چندتا سفینه کوچیک داره

96
00:07:42,166 --> 00:07:43,533
‫یه دونه‌شو می‌دزدیم با سرعت زیر  سرعت نور
‫تا یه جایی می‌رسونه مارو

97
00:07:43,633 --> 00:07:45,800
‫ما از اینجا نمی‌ریم، ما به این مردم نیاز داریم

98
00:07:47,633 --> 00:07:48,666
‫برای میول آره؟

99
00:07:50,966 --> 00:07:51,833
‫واسه دلیل دیگه‌ای نه

100
00:07:52,600 --> 00:07:56,266
‫یجور رفتار می‌کنی که
‫ انگار میول چیز غیر قابل درکیه

101
00:07:56,333 --> 00:08:00,133
‫نیست، من تو ذهنم حسش کردم
‫و بدن بی‌جونتو دیدم

102
00:08:00,233 --> 00:08:04,400
‫پس الان حاضری کل آینده‌مون رو
‫روی طلم سرمایه‌گذاری کنی؟

103
00:08:05,233 --> 00:08:07,166
‫باید اون افکار رو خاک کنی

104
00:08:07,233 --> 00:08:09,866
‫چرا؟ تو چه فکری می‌کنی
‫که نمی‌خوای بدونن؟

105
00:08:11,033 --> 00:08:16,233
‫می‌دونی از وقتی اومدیم اینجا
‫خیلی در مورد باز بودن شنیدم

106
00:08:17,300 --> 00:08:20,000
‫توی ترمینوس من می‌دونستم راحت مردم رو بخونم

107
00:08:20,066 --> 00:08:22,333
‫ولی اینجا؟ هیچی

108
00:08:23,666 --> 00:08:27,633
‫نمی‌تونم ذهن طلم رو بخونم،
‫نمی‌تونم ذهن هیچکس رو بخونم

109
00:08:27,700 --> 00:08:30,300
‫این جا یه مشکلی داره

110
00:08:30,366 --> 00:08:34,133
‫شما از دست هم عصبانی‌اید،
‫وقتی غذا بخورید خوش‌حال‌تر می‌شید

111
00:08:34,766 --> 00:08:36,300
‫غذا خوردن همیشه منو خوشحال می‌کنه

112
00:08:36,800 --> 00:08:38,900
‫- بعد از اینکه چی بخوریم؟
‫- یه مهمونی هست

113
00:08:59,500 --> 00:09:01,300
‫صبح بخیر

114
00:09:01,366 --> 00:09:04,366
‫همیشه وقتی آدم جدیدی رو قبول می‌کنیم
‫برامون روز بزرگیه

115
00:09:05,566 --> 00:09:10,333
‫من راجب قضیه هری متأسفم، ‫رفتنش رو می‌گم

116
00:09:11,000 --> 00:09:13,800
‫- آره منم همینطور
‫- تعادل رو پیدا می‌کنیم

117
00:09:14,366 --> 00:09:15,633
‫بهت قول میدم

118
00:09:16,466 --> 00:09:19,333
‫در همین حین، کار برای انجام دادن زیاده

119
00:09:20,066 --> 00:09:22,100
‫من بلدم با تور ماهی‌گیری کار کنم

120
00:09:31,833 --> 00:09:32,933
‫سالور

121
00:09:37,433 --> 00:09:38,433
‫اممم

122
00:09:39,100 --> 00:09:40,800
‫اون صبحونمونه؟

123
00:09:40,900 --> 00:09:41,933
‫آها

124
00:09:42,733 --> 00:09:43,933
‫نرم‌تنان روحی

125
00:09:45,166 --> 00:09:46,533
‫سرشار از پروتئینه

126
00:09:47,933 --> 00:09:50,066
‫انگار یکی از استعدادت خوشش نیومده

127
00:09:50,133 --> 00:09:51,933
‫مردم سیاره خودم منو مثل هیولاها می‌دیدن

128
00:09:52,800 --> 00:09:53,800
‫پس منو شبیه‌شون کردن

129
00:09:54,933 --> 00:09:57,600
‫قبل از اینکه بیام اینجا، هرجا که می‌رفتم

130
00:09:57,700 --> 00:10:00,600
‫می‌تونستم جوری که مردم جا می‌خوردن
‫از دیدنم رو حس کنم

131
00:10:02,066 --> 00:10:03,066
‫منم جا خوردم؟

132
00:10:04,633 --> 00:10:05,733
‫یکوچولو

133
00:10:12,766 --> 00:10:13,766
‫ولی بهم اعتماد کن

134
00:10:15,233 --> 00:10:18,133
‫آخرش به مردم اینجا نزدیک‌تر از
‫هرجای دیگه‌ای میشی

135
00:10:18,200 --> 00:10:21,300
‫خوبی اینجا همینه، هیچکس نمی‌تونه قایم بشه

136
00:10:38,733 --> 00:10:41,466
‫خیل خب، من گشنمه، بیا

137
00:10:50,700 --> 00:10:52,033
‫خوبه

138
00:10:53,500 --> 00:10:55,300
‫- آره، دارمش
‫- اونجا خالیش کن

139
00:11:00,566 --> 00:11:04,433
‫اوه! اوه! این چیه؟

140
00:11:05,200 --> 00:11:06,066
‫چیزی احساس می‌کنی؟

141
00:11:06,700 --> 00:11:09,100
‫درد رو، انگار دارن فریاد می‌زنن

142
00:11:09,200 --> 00:11:11,600
‫خب توهم اگه زنده سرخ می‌شدی فریاد می‌زدی

143
00:11:11,700 --> 00:11:15,266
‫خب ما در مورد بیننده بودن صحبت می‌کنیم
‫ولی زبان خیلی بی‌دقتی داره

144
00:11:15,366 --> 00:11:19,200
‫همه حواسمون درگیرن،
‫حس شنوایی هم همینطور، دل‌رحمی عمومی

145
00:11:19,266 --> 00:11:20,533
‫من هیچی مثل این حس نکردم

146
00:11:20,633 --> 00:11:22,366
‫ذهنت داره باز میشه فرزندم

147
00:11:22,466 --> 00:11:26,500
‫و اینجا تو میان امثال خودتی
‫وقتی هماهنگی داشته باشیم قوی‌تریم

148
00:11:28,800 --> 00:11:31,166
‫شاید بهتر باشه ما همین برگ‌‌ها رو بخوریم

149
00:11:31,266 --> 00:11:33,600
‫چرا؟ گیاهان هم درد می‌کشن؟

150
00:11:34,366 --> 00:11:37,666
‫درخت‌ها وقتی آزرده بشن
‫از طریق ریشه سیگنال شیمیایی می‌فرستن

151
00:11:37,766 --> 00:11:39,466
‫اگه این فریاد نیست پس چیه؟

152
00:11:39,966 --> 00:11:42,233
‫زجرکشیدن هزینه پذیرفته شدنه

153
00:11:42,733 --> 00:11:45,633
‫انسانیت تظاهر می‌کنه اینطور نیست
‫ولی توانایی انسان‌ها در نادیده‌گرفتن رنج دیگران

154
00:11:45,633 --> 00:11:52,000
‫ما فرق داریم، ما از دردی که باعث می‌شیم
‫فرار نمی‌کنیم، ما بهش احترام می‌ذاریم

155
00:11:52,066 --> 00:11:56,266
‫اگه همه‌چی رو حس کنی،
‫بیشتر از نیازت بر‌نمی‌داری

156
00:11:57,666 --> 00:11:59,066
‫اشتهات رو از دست دادی؟

157
00:11:59,900 --> 00:12:03,200
‫من فقط دارم سعی می‌کنم قبول کنم
‫که هرچیزی که از الان به بعد می‌خوریم

158
00:12:03,300 --> 00:12:05,566
‫قراره تا  از گلوم پایین بره سرم داد بزنه

159
00:12:06,066 --> 00:12:07,966
‫بهای کمیه که برای حقیقت باید پرداخت

160
00:12:09,433 --> 00:12:11,000
‫به این معنیه که بلاخره بیننده شدم؟

161
00:12:11,100 --> 00:12:13,933
‫خب چند مرحله‌ کوچیک مونده
‫ولی دیگه کور نیستی

162
00:12:14,433 --> 00:12:17,000
‫- پس داره چشام باز میشه
‫- مثل یک نوزاد

163
00:12:23,266 --> 00:12:26,166
‫سلام، می‌دونم سخته باورش
‫ولی داشتم دنبالتون می‌گشتم

164
00:12:26,166 --> 00:12:28,933
‫فقط یک فضا ران دیگه می‌دونه کجا ظاهر می‌شیم

165
00:12:29,000 --> 00:12:31,833
‫- تو چیکار کردی؟
‫- نه صبر کنید صبر کنید

166
00:12:31,933 --> 00:12:35,266
‫ببینید، این مختصات رو مردی به نام
‫هری سلدان بهم داده

167
00:12:35,500 --> 00:12:37,800
‫پیش‌بینی‌کننده خوبیه،‌ یجورایی کارشه

168
00:12:37,900 --> 00:12:43,100
‫ما روی حرکاتمون حساس هستیم
‫هیچکس نمی‌تونه بدونه و زنده بمونه

169
00:12:44,700 --> 00:12:50,266
‫- فضا به سرعت تورو می‌کشه
‫- نه، من برات یچیزی دارم

170
00:12:56,400 --> 00:12:57,600
‫- اوپلسک
‫- آره

171
00:12:57,700 --> 00:13:00,100
‫می‌تونی نگهش داری،
‫بوش کنی، بخوریش، هرکاری می‌خوای

172
00:13:00,200 --> 00:13:03,233
‫بنیاد این‌ها رو می‌سازه
‫و می‌تونه بیشتر هم بسازه

173
00:13:03,333 --> 00:13:05,233
‫سنتز اوپلسک غیر ممکنه

174
00:13:05,333 --> 00:13:09,866
‫و با این وجود،
‫دانشمند‌های کوچولو و شاد سلدان راهی پیدا کردن

175
00:13:09,966 --> 00:13:13,766
‫ببین، تغییراتت به این مواد وابسته‌ت کرده

176
00:13:13,833 --> 00:13:15,266
‫این ریزموادمغزی رو میگم

177
00:13:15,333 --> 00:13:17,766
‫و نمی‌دونم که امپراطوری این کارو باهات کرده یا نه

178
00:13:17,833 --> 00:13:19,600
‫ولی می‌دونم که ازش سوءاستفاده می‌کنن

179
00:13:19,666 --> 00:13:23,100
‫این سدیه که ازش برای اسارتت استفاده می‌کنن
‫چندتا از بچه‌هات رو می‌گیرن؟

180
00:13:23,733 --> 00:13:26,200
‫ده درصد فرزندان ما به سمت اون‌ها میرن

181
00:13:26,266 --> 00:13:29,733
‫درسته وگرنه اوپلسک گیرت نمیاد

182
00:13:29,800 --> 00:13:32,600
‫و بهت میگن که اینجوری بقیه‌تون آزادید

183
00:13:33,900 --> 00:13:35,000
‫شما آزاد نیستید

184
00:13:35,900 --> 00:13:37,766
‫هر وقت بخون می‌تونن تامین مواد رو متوقف کنن

185
00:13:37,866 --> 00:13:40,866
‫اگه کلئونی که رو صندلی وسط می‌شینه تصمیم بگیره
‫که دیگه بهت نیاز نداره

186
00:13:40,933 --> 00:13:42,333
‫ولی بهمون نیاز داره

187
00:13:42,966 --> 00:13:45,633
‫سفینه‌مو دیدی؟ بررسیش کن

188
00:13:50,366 --> 00:13:51,666
‫می‌بینی به چی نیاز نداره؟

189
00:13:51,766 --> 00:13:53,366
‫راه‌پیما‌ی فضا ران

190
00:13:53,466 --> 00:13:56,666
‫فکر می‌کنی اگه امپراطوری به این
‫تکنولوژی دست پیدا کنه چی میشه؟

191
00:13:56,766 --> 00:13:59,166
‫فکر می‌کنی دیگه به خودشون زحمت میدن
‫برات ویتامین‌ بفرستن؟

192
00:14:01,433 --> 00:14:03,233
‫تو می‌‌خوای با هم کار کنیم

193
00:14:04,566 --> 00:14:06,833
‫و دستمزد ما اوپلسک خواهد بود؟

194
00:14:06,933 --> 00:14:10,866
‫دستمزدت اوپلسک خواهد بود
‫ولی پاداشت آزادیته

195
00:14:11,800 --> 00:14:15,433
‫نگه داشتن دخترها و پسر‌هات
‫و فرزندان کل سوآرم رو

196
00:14:15,533 --> 00:14:18,933
‫برای خودت زندگی کردن
‫اصلا می‌تونی تصورش کنی؟

197
00:14:19,033 --> 00:14:23,400
‫این که سد بشکنه و تو راحت
‫توی اقیانوس جهان جریان پیدا کنی؟

198
00:14:23,500 --> 00:14:26,400
‫همینطور که میگی
‫ ما برای جریان پیدا کردن ساخته شدیم

199
00:14:26,966 --> 00:14:31,866
که از فرای کهکشان در اقیانوس جهان جاری شیم‫

200
00:14:31,966 --> 00:14:35,800
‫درسته و این آزادی می‌تونه برای تو باشه

201
00:14:35,866 --> 00:14:40,100
‫تنها کاری که باید بکنی
‫اینه که کمکمون کنی گند بزنیم به امپراطوری

202
00:14:45,400 --> 00:14:47,266
‫هر کسی که لازمه واضح بشنوه،

203
00:14:48,533 --> 00:14:50,766
‫من به سلسله ژنتیکی پایان می‌دم

204
00:14:56,100 --> 00:14:59,433
‫- داشتم نگاه می‌کردم
‫- آره خب حیف شد

205
00:15:00,933 --> 00:15:02,100
‫فکر می‌کنه می‌تونه عوض بشه

206
00:15:02,200 --> 00:15:05,100
‫علاقه به تولیدمثل پیدا کرده

207
00:15:05,700 --> 00:15:07,400
‫از تحسین لبریز نشدم

208
00:15:08,866 --> 00:15:10,133
‫بیا تو

209
00:15:12,866 --> 00:15:14,100
‫ژنرال ببخشید که مزاحم میشم

210
00:15:14,166 --> 00:15:17,600
‫شی‌بندز تصاویر رسیده از سیونا
‫رو بازبینی کرده و مایله باهاتون صحبت کنه

211
00:15:19,700 --> 00:15:22,500
‫من تا الان تکینگی-آمیختگی‌ای به این کوچیکی ندیدم

212
00:15:22,600 --> 00:15:24,266
‫یک سفینه با ذهنی سر خود

213
00:15:24,333 --> 00:15:27,633
‫ارتباطاتمون تو سیونا فکر کردن
‫که یک جور محاسبات طبیعی بوده

214
00:15:27,733 --> 00:15:30,266
‫ممکنه که بنیاد انرژی سفینه‌هاشون رو
‫با پرورش مغز بدون میزبان

215
00:15:30,333 --> 00:15:32,700
‫تامین کنه؟

216
00:15:36,733 --> 00:15:38,466
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- حالش خوبه؟

217
00:15:39,733 --> 00:15:44,666
‫چه خبره؟ اینجوری مثلا قرارداد رو امضا می‌کنی؟

218
00:15:44,733 --> 00:15:48,733
‫اوپلسک وسوسه‌کننده‌ست،
‫ولی ریسک این کار خیلی زیاده

219
00:15:49,333 --> 00:15:50,400
‫حرفت درسته

220
00:15:50,500 --> 00:15:53,866
‫ده درصد فرزندانمون به امپراطوری مالیات داده میشه

221
00:15:55,033 --> 00:15:59,866
‫ولی اگه امپراطوری بفهمه
‫که با شما صحبت کردیم، 20 درصدش می‌کنه

222
00:16:00,466 --> 00:16:02,033
‫نمی‌تونیم همچین کاری کنیم

223
00:16:05,066 --> 00:16:06,900
‫از هوم‌-سوآرم پیامی دریافت کردم

224
00:16:07,466 --> 00:16:11,100
‫سفینه نجواگری که دنبالشید
‫هم‌اکنون در بند فضا رانه

225
00:16:11,166 --> 00:16:14,200
‫- نمی‌دونستم همچین کاری می‌تونی بکنی
‫- مسیر رو برای رسیدن بهشون تنظیم کنید

226
00:16:14,266 --> 00:16:17,066
‫نه، هوم-سوآرم دارن میان پیش ما

227
00:16:45,633 --> 00:16:49,966
‫گیل؟ میول چیه؟ همش تو فکرشی

228
00:17:01,100 --> 00:17:04,200
‫میول یک فاتحه و ما براش تهدید هستیم

229
00:17:04,266 --> 00:17:06,866
‫152 سال دیگه مارو پیدا می‌کنه

230
00:17:07,933 --> 00:17:09,266
‫چطور اینو می‌دونی؟

231
00:17:10,100 --> 00:17:13,233
‫اون آینده رو می‌بینه،
‫چیز‌هایی که قراره باشن ولی هنوز نیستن

232
00:17:16,233 --> 00:17:19,833
‫می‌خوام چیزی بهتون بگم، به همتون

233
00:17:20,933 --> 00:17:23,300
‫شما هری سلدان رو دیدید،
‫ کسی که باهامون اومد اینجا

234
00:17:23,866 --> 00:17:29,133
‫کلی سال قبل، یک راهی پیدا کرد
‫که از ریاضیات برای پیش‌بینی آینده استفاده کنه

235
00:17:30,066 --> 00:17:34,933
‫خیلی دقیق بود، انگار که جادو باشه

236
00:17:37,566 --> 00:17:40,866
‫ولی بعد متوجه شد بیگانه‌ها وجود دارند

237
00:17:41,600 --> 00:17:43,466
‫مردمی که می‌تونن ریاضیات رو بهم بزنند

238
00:17:43,566 --> 00:17:44,566
‫مثل میول

239
00:17:45,900 --> 00:17:46,933
‫و مثل ما

240
00:17:53,200 --> 00:17:54,766
‫من هیچوقت مثل مردمم نبودم

241
00:17:56,300 --> 00:18:02,466
‫من تنها بودم و حتی وقتی خیلی جوان بودم
‫با عدد و رقم‌ها فکر می‌کردم

242
00:18:03,633 --> 00:18:06,733
‫توی دنیای من اینجوری فکر کردن
‫خطرناک بود، ولی متوقفم نکرد

243
00:18:06,733 --> 00:18:10,633
‫اعداد منو در سرما گرم می‌کردن
‫راهم رو در خاموشی روشن می‌کردن

244
00:18:11,766 --> 00:18:15,900
‫و یک روز، منو تا کهکشان بردند

245
00:18:16,666 --> 00:18:22,800
‫و حالا فکر می‌کنم که اون همه وقت
‫ذهنم داشت می‌شمرد و می‌شمرد

246
00:18:22,900 --> 00:18:26,233
‫که فقط قدرتی که باهاش بدنیا اومدم رو درک کنم

247
00:18:27,566 --> 00:18:29,233
‫هری پیش‌بینی خاموشی رو کرد

248
00:18:29,733 --> 00:18:33,333
‫نابود شدن امپراطوری و نابود کردن همه‌چی با خودش

249
00:18:34,400 --> 00:18:38,166
‫فکر می‌کنم به خاطر همینه که
‫خیلی‌هاتون اخیراً هم‌دیگه رو پیدا کردین

250
00:18:40,466 --> 00:18:42,566
‫ناگهانی بیشتر نشدیم

251
00:18:43,600 --> 00:18:45,966
‫فقط خیلی‌ها هستن که دارن زجر می‌کشند

252
00:18:46,800 --> 00:18:52,000
‫فریاد‌ها خیلی بلند‌تر هستن،
‫درست مثل نرم‌تنانی که سرخ می‌شدن

253
00:18:52,800 --> 00:18:55,800
‫ما باید به همدیگه هشدار بدیم
‫و هرچیزی که می‌تونیم رو درست کنیم

254
00:18:55,900 --> 00:18:59,933
‫که هرچیزی که جایگزین امپراطوری میشه بدتر نباشه

255
00:19:00,466 --> 00:19:04,466
‫با شما بدرفتاری شده، شما مدیون نیستید

256
00:19:04,566 --> 00:19:10,000
‫ولی اگه از قایم شدن دست برداریم
‫بعد بیننده‌های دیگری رو پیدا می‌کنیم

257
00:19:10,066 --> 00:19:14,233
‫و وقتی که میول بیاد سراغمون، آماده خواهیم بود

258
00:19:15,233 --> 00:19:18,833
‫تنها چیزی که نیازه
‫ برنامه‌ریزی و نگاه‌ به آینده‌ست

259
00:19:20,533 --> 00:19:21,966
‫به باور نیاز داره

260
00:20:08,966 --> 00:20:14,733
‫ژنرال ما هوبر ملو رو پیشکش می‌کنیم
‫که سعی در خیانت کردن ما داشت

261
00:20:14,800 --> 00:20:17,300
‫ممنونم که شخصاً اومدید شی‌ایز‌سنتر

262
00:20:17,400 --> 00:20:18,833
‫برای منافع خودم اومدم

263
00:20:19,466 --> 00:20:21,600
‫دختر من به سفینه شما خراج داده شده بود

264
00:20:23,633 --> 00:20:24,933
‫می‌خواستم ببینمش

265
00:20:26,033 --> 00:20:28,033
‫و من به خاطرش سرزنده‌تر شدم

266
00:20:43,733 --> 00:20:46,233
‫ما دنبال سفینه‌ای هستیم
‫که روی سیونا دیده شده بود

267
00:20:49,366 --> 00:20:53,600
‫و اینجا پیداش شد و تو رئیسشی،
‫تو کی هستی؟

268
00:20:53,666 --> 00:20:54,700
‫سوال خوبیه

269
00:20:54,800 --> 00:20:58,966
‫آره، می‌خوای الان دربارش صحبت کنیم؟

270
00:21:09,033 --> 00:21:12,900
‫چرا دنده‌هات رو از شکستن حفظ نمی‌کنی؟
‫تو مامور بنیاد هستی

271
00:21:13,433 --> 00:21:14,433
‫سفینه‌هاشون چطور کار می‌کنه؟

272
00:21:14,633 --> 00:21:17,233
‫اوه، من یکم نفسم تنگه

273
00:21:18,133 --> 00:21:20,733
‫یکم درگیر مذاکره بودم و ...

274
00:21:22,300 --> 00:21:23,133
‫خیل خب باشه

275
00:21:23,866 --> 00:21:25,066
‫باشه

276
00:21:25,166 --> 00:21:28,600
‫سفینه رو می‌خواین، اینم سفینه لعنیتون

277
00:21:32,200 --> 00:21:33,600
‫حتی برای خودمم نیست

278
00:21:34,866 --> 00:21:37,300
‫ولی یچیزی راجب سفینه‌های نجواگر باید بدونید

279
00:21:37,800 --> 00:21:39,600
‫سیستم امنیتی‌شون خیلی خشنه

280
00:21:42,766 --> 00:21:43,966
‫لعنتی

281
00:21:57,533 --> 00:22:00,200
‫دختر خوب، بکی،‌ بدو بدو

282
00:22:07,000 --> 00:22:08,200
‫لعنتی

283
00:22:22,333 --> 00:22:23,966
‫بذار ببینیم این بچه چیکار می‌کنه

284
00:22:29,066 --> 00:22:31,066
‫- می‌خواد جهش کنه
‫- نمی‌تونه فرار کنه

285
00:22:31,133 --> 00:22:33,133
‫به اندازه کافی برای جهش فضا نداره

286
00:22:33,633 --> 00:22:35,833
‫این خودکشیه، نصف سوآرم هم می‌کشه

287
00:22:49,966 --> 00:22:52,833
‫سفینه‌اش در فضای آشیانه جهش کرد

288
00:22:53,833 --> 00:22:55,700
‫جادوگرا یه حقه جدید یاد گرفتن

289
00:22:56,433 --> 00:22:58,766
‫تکنولوژی بنیاد از ما پیشی گرفته

290
00:22:59,433 --> 00:23:00,833
‫سفینه‌های نجواگرشون سریع‌ترن

291
00:23:00,933 --> 00:23:03,466
‫و بدون کمک فضا‌ ران‌ها مسیریابی می‌کنن

292
00:23:04,000 --> 00:23:05,000
‫یک چیز دیگه هم هست

293
00:23:06,233 --> 00:23:08,966
‫سلدان، ملو رو فرستاد پیش فضا ران‌ها

294
00:23:09,066 --> 00:23:11,533
‫و با وعده آزادی وسوسه‌شون کرد

295
00:23:12,100 --> 00:23:14,600
اون ‫از سمیرنو اومده که بنیاد الان تصاحب کرده

296
00:23:14,700 --> 00:23:16,833
‫پس می‌تونیم برداشت کنیم
‫که برای اون‌ها کار می‌کنه

297
00:23:16,900 --> 00:23:19,366
‫داری میگی فضا ران‌ها ایمانشون رو
‫به امپراطوری از دست دادن؟

298
00:23:19,433 --> 00:23:22,500
‫ام، نه،‌ ولی این موضوع که
‫ترمینوس حتی تلاش کرد این کار رو بکنه

299
00:23:22,566 --> 00:23:25,533
‫نشون میده که بنیاد داره آماده جنگ میشه

300
00:23:25,633 --> 00:23:27,300
‫ممکنه که فرشته‌های کور رو استخدام کرده باشن؟

301
00:23:27,366 --> 00:23:30,633
‫آیا اون‌ها توانایی قتل رو دارن؟

302
00:23:31,733 --> 00:23:33,133
‫همین مشکلمونه

303
00:23:33,966 --> 00:23:36,033
‫نمی‌دونیم قابلیت چه کار‌هایی رو دارن

304
00:23:36,133 --> 00:23:37,533
‫دستور من چیه امپراطوری؟

305
00:23:38,500 --> 00:23:41,166
‫باید منتظر اعزام باشم...

306
00:23:42,166 --> 00:23:43,500
‫لعنتی

307
00:23:51,100 --> 00:23:52,266
‫می‌تونی بفهمی چی می‌خواد؟

308
00:23:53,566 --> 00:23:56,600
‫خب،‌ نگرانم که بخواد منو تحت تاثیر بذاره

309
00:23:58,533 --> 00:24:00,233
‫باید یکاری بکنیم بل

310
00:24:00,333 --> 00:24:02,733
‫- نگو، ملوان
‫- بحث درجه رو پیش نکش

311
00:24:02,833 --> 00:24:04,533
‫یبار جلوش وایسادی

312
00:24:04,600 --> 00:24:07,500
‫از یه دستور سرپیچی کردی
‫و حالا باید کورکورنه اطاعت کنی؟

313
00:24:07,566 --> 00:24:11,133
‫دستوری که ازش سرپیچی کردم
‫باعث مرگ ملوان‌ها میشد

314
00:24:11,200 --> 00:24:12,333
‫مردمی که من فرماندهی می‌کنم

315
00:24:12,400 --> 00:24:15,166
‫- و اگه مردم عادی بمیرن مشکلی نیست؟
گیلون آشغال

316
00:24:17,000 --> 00:24:19,266
‫می‌دونی اگه از یه دستور دیگه سرپیچی کنم
‫چیکار می‌کنه؟

317
00:24:20,366 --> 00:24:22,600
‫- می‌کشتت
‫- نه

318
00:24:23,166 --> 00:24:24,333
‫تو رو می‌کشه

319
00:24:25,000 --> 00:24:28,266
‫منو چند دهه توی یه سلول آزاد می‌ندازه

320
00:24:28,333 --> 00:24:31,633
‫و مجبورم می‌کنه تصویر مردنت
‫رو که پشت پلک‌هام پخش می‌کنن ببینم

321
00:24:31,733 --> 00:24:34,233
‫و یکی دیگه هم بلاخره دستورات رو انجام میده

322
00:24:47,000 --> 00:24:51,866
‫بیا بگیم که من یک خبر فوق سری دارم

323
00:24:52,566 --> 00:24:55,033
‫بهش نزدیک میشم، از هاله‌ رد میشم

324
00:24:55,133 --> 00:24:57,766
‫و میلیون‌ها چیز دفاعی دیگه که
‫ازش خبر نداریم و یارو رو بکشم

325
00:24:57,833 --> 00:24:59,966
‫یکی دیگه می‌سازن و
‫دوباره با همه این چیزا درستش می‌کنن

326
00:25:00,033 --> 00:25:02,266
‫- و دوباره برمی‌گردیم هرجا بودیم
‫- ولی بل اگه بری...

327
00:25:02,333 --> 00:25:05,833
‫یا کار بزرگتر کنم، ناوگان رو بردارم
‫و قصر رو از مدار منفجر کنم

328
00:25:05,933 --> 00:25:07,466
‫حالا 3 تای جدید می‌سازن

329
00:25:07,566 --> 00:25:09,466
‫خب اگه سه‌تای جدید هم بترکونیم دیگه نمی‌کنن

330
00:25:10,133 --> 00:25:12,000
‫و اگه واقعا دارن سلسلۀ ژنتیکی رو پایان می‌دن، بل...

331
00:25:12,100 --> 00:25:13,733
‫خب خب، بیا بگیم امپراطوری رو نابود کنیم

332
00:25:13,800 --> 00:25:14,866
‫بعدش به نظرت چطور میشه؟

333
00:25:15,566 --> 00:25:17,966
‫دوسام بار گفت بنیاد قویه

334
00:25:18,066 --> 00:25:19,300
‫می‌تونه جایگزین بشه

335
00:25:19,400 --> 00:25:23,366
‫ببین هیچ‌جوره راه نداره که آماده باشن،
‫می‌دونی امپراطوری چقدر بزرگه

336
00:25:23,433 --> 00:25:26,366
‫بذار بهت بگم اگه امپراطوری سقوط کنه چطور میشه

337
00:25:26,433 --> 00:25:31,033
‫چون من... مناطقی از فضا رو دیدم که
‫تو بی‌قانونی افتادن

338
00:25:33,733 --> 00:25:37,533
‫ضعفا... مثل اشیاء می‌مونن

339
00:25:39,866 --> 00:25:42,533
‫لعنتی، متجاوز‌ها شاه هستن

340
00:25:45,333 --> 00:25:46,333
‫فقرا...

341
00:25:49,000 --> 00:25:50,600
‫فقرا برده‌ان

342
00:25:51,600 --> 00:25:55,733
‫زندگی هیچی جز پوچی نیست

343
00:25:57,100 --> 00:25:58,100
‫درد

344
00:26:16,400 --> 00:26:18,900
‫تو هنوز از اون همه ستایش شدن هیجان داری

345
00:26:20,400 --> 00:26:22,800
‫قبول دارم، کاریزمای طبیعی‌ای داری

346
00:26:22,900 --> 00:26:26,466
‫شاید بشه گفت مهار ناپذیره

347
00:26:31,500 --> 00:26:33,533
‫می‌دونم سخته برات باور کردنش

348
00:26:33,600 --> 00:26:38,400
‫ولی جذابیت عمومی من نتیجه تمرینه

349
00:26:40,366 --> 00:26:44,266
‫حتی میان کلئون‌ها کسایی هستن که بیشتر...

350
00:26:46,866 --> 00:26:49,566
‫راحتن وقتی توی موقعیت قرار می‌گیرن

351
00:26:54,800 --> 00:26:58,266
‫ولی من سپاسگزار کاریزمای توام

352
00:26:58,333 --> 00:27:04,166
‫مردی که حاضره همسری توانا رو قبول کنه
‫از ارزش اجتماعی برخورددار میشه

353
00:27:04,266 --> 00:27:05,300
‫موافق نیستی؟

354
00:27:08,466 --> 00:27:09,500
‫مشکلی هست؟

355
00:27:12,500 --> 00:27:13,733
‫من فقط داشتم فکر می‌کردم

356
00:27:15,400 --> 00:27:17,433
‫تا الان درمورد خانواده من حرف نزدیم

357
00:27:17,533 --> 00:27:18,533
‫اوه

358
00:27:19,700 --> 00:27:20,700
‫صحبت کردیم

359
00:27:21,866 --> 00:27:22,900
‫تو دوست‌دارِ سرخوشی هستی

360
00:27:22,966 --> 00:27:26,000
‫و حالا قراره ملکه بشی

361
00:27:26,666 --> 00:27:28,833
‫این داستانی میشه که شهروندان دوست‌ خواهند داشت

362
00:27:28,900 --> 00:27:30,000
‫منظورم اینه که...

363
00:27:32,866 --> 00:27:35,700
‫با این وجود که همشون مردن
‫به توهم مربوط میشن

364
00:27:38,300 --> 00:27:40,133
‫همونطور که خانواده منن، خانواده توهم میشن

365
00:27:40,700 --> 00:27:42,266
‫پس می‌خوام بشناسیشون

366
00:27:44,200 --> 00:27:45,333
‫بله چقدر خوب

367
00:27:47,833 --> 00:27:49,033
‫پدر زیرک من

368
00:27:49,866 --> 00:27:51,800
‫که صداش رو هیچوقت برام بلند نکرد

369
00:27:53,033 --> 00:27:55,166
‫حتی وقتی که اشتباهی یک شیشه باارزش

370
00:27:55,266 --> 00:27:57,200
‫از رنگ ارغوانی رو ریختم توی گِل

371
00:27:58,666 --> 00:28:01,933
‫تنها چیزی که گفت این بود
‫خب، چه گِل خوش‌رنگی شد

372
00:28:04,100 --> 00:28:06,500
‫برادرم ترستن

373
00:28:07,900 --> 00:28:10,766
‫یکبار یه همرزم مجروح رو دو روز کامل
‫روی دوشش حمل کرد

374
00:28:10,866 --> 00:28:12,766
‫با وجود اینکه ترقوه خودش شکسته بود

375
00:28:13,366 --> 00:28:14,366
‫مادرم

376
00:28:15,400 --> 00:28:19,000
‫که می‌دونم بقیه فکر می‌کردن مثل غریبه‌هاست

377
00:28:20,000 --> 00:28:24,166
‫ولی می‌تونست چهره‌های هممون رو از ذهنش بکشه

378
00:28:24,233 --> 00:28:26,533
‫و هرکدوم بی‌نقص شبیه میشد

379
00:28:27,333 --> 00:28:28,900
‫خواهرم شنین

380
00:28:30,366 --> 00:28:33,733
‫که دوست داشت وقتی مسائل ایالت رو
‫حل می‌کرد سیگار سانتانی بکشه

381
00:28:33,833 --> 00:28:36,166
‫و وقتی جوون‌تر بودیم

382
00:28:36,266 --> 00:28:39,266
‫نصفی از شب رو بیدار موند
‫و دنبال شکار یه عنکبوت بود که بتونم بخوابم

383
00:28:45,566 --> 00:28:46,800
‫و پسر کوچیکش

384
00:28:49,500 --> 00:28:50,733
‫ماریوس کوچیکمون

385
00:28:52,733 --> 00:28:55,366
‫اتفاقی که براشون افتاد غمگینه

386
00:28:56,866 --> 00:28:58,033
‫و ما بهشون احترام می‌ذاریم

387
00:29:01,566 --> 00:29:04,566
‫من فقط دوست داشتم بهشون بگم
‫که چه تاثیری روی زندگیشون گذاشتی

388
00:29:06,666 --> 00:29:09,800
‫هرچقدر هم غیر مستقیم باشه

389
00:29:11,600 --> 00:29:12,100
‫ولی نمی‌تونم...

390
00:29:14,333 --> 00:29:15,766
‫پس به جاش به خودت میگم

391
00:29:30,866 --> 00:29:36,800
‫تو به دلیل ترکیب عجیبی از شانس خوب
‫و لطف من اینجایی

392
00:29:38,033 --> 00:29:40,933
‫تنهای چیزی که برای جفتشون لازمه بگی اینه

393
00:29:42,600 --> 00:29:44,100
‫«من قدردانم»

394
00:29:46,766 --> 00:29:49,133
‫من قدردانم امپراطوری

395
00:29:52,233 --> 00:29:53,233
‫خوبه

396
00:29:56,400 --> 00:29:59,533
‫من می‌خوام دان رو جایی ببینم
‫که دیوار‌هاش گوش نداشته باشن

397
00:30:01,266 --> 00:30:02,733
‫می‌تونیم اینجا آزاد حرف بزنیم؟

398
00:30:03,233 --> 00:30:07,133
‫وقتی 17 سالمون بشه،
‫مارو به همه مناطق ترانتور می‌برن

399
00:30:07,666 --> 00:30:09,033
‫تور عظیم

400
00:30:09,566 --> 00:30:12,033
‫توی تور خودم کلی چیز‌های جالب شنیدم

401
00:30:12,100 --> 00:30:16,233
‫مثلا آکیولای‌ها توی هیت سینک‌ کار نمی‌کنن

402
00:30:16,733 --> 00:30:18,200
‫فقط می‌تونستی بگی آره

403
00:30:18,300 --> 00:30:19,533
‫سنت کلئونیکه

404
00:30:20,200 --> 00:30:22,300
‫چرا یک کلمه استفاده کنیم،
‫وقتی با ده‌تا کلمه کار راه میوفته

405
00:30:28,100 --> 00:30:30,433
‫می‌دونی که حتی با این مختل‌کننده‌های ظاهری

406
00:30:30,500 --> 00:30:32,833
‫داری با این جلسه کوچیک
‫ جون جفتمون رو به خطر می‌ندازی

407
00:30:32,933 --> 00:30:34,766
‫- می‌دونم
‫- می‌دونی؟

408
00:30:36,233 --> 00:30:37,300
‫این یه بازی نیست

409
00:30:39,333 --> 00:30:42,533
‫یبار یه دان از قصر فرار کرد و سعی کرد
‫از شهر ترانتور فرار کنه

410
00:30:43,033 --> 00:30:44,033
‫برای اینکارش کشتنش

411
00:30:45,400 --> 00:30:47,133
‫این اخطاریه که از بچگی به هممون می‌دن

412
00:30:47,233 --> 00:30:48,733
‫- توسط دمزل؟
‫- اوهوم

413
00:30:48,833 --> 00:30:49,833
‫همم

414
00:30:51,400 --> 00:30:52,400
‫امروز دیدمش

415
00:30:53,733 --> 00:30:55,066
‫اون خانواده‌مو کشت

416
00:30:56,733 --> 00:30:57,800
‫به دستور دی

417
00:31:00,033 --> 00:31:01,033
‫اینو بهت گفت؟

418
00:31:02,233 --> 00:31:03,533
‫و دی هم تایید کرد

419
00:31:04,866 --> 00:31:06,033
‫پس چی؟

420
00:31:06,633 --> 00:31:07,833
‫از عروسی پا پس می‌کشی؟

421
00:31:07,933 --> 00:31:10,266
‫اگه این کارو بکنم، دی منو می‌‌کشه
‫و خودت می‌دونی

422
00:31:11,166 --> 00:31:14,000
‫من از لحظه‌ای که به عنوان عروس انتخاب شدم
‫زندانی اون بودم

423
00:31:17,933 --> 00:31:20,966
‫- پس از من چی می‌خوای؟
‫- من نباید بچۀ اون هیولا رو باردار بشم

424
00:31:21,066 --> 00:31:23,233
‫من نم... نمی‌تونم

425
00:31:26,900 --> 00:31:29,600
‫برادرت، مثل تو نیست

426
00:31:32,233 --> 00:31:33,600
‫درسته

427
00:31:33,700 --> 00:31:35,266
‫از لحظه‌ای که همو دیدیم می‌دونستم

428
00:31:36,366 --> 00:31:37,433
‫چشم‌هات متفاوته

429
00:31:40,166 --> 00:31:42,166
‫- ما چشم‌هامون دقیقا یکیه
‫- نه

430
00:31:46,366 --> 00:31:47,533
‫چشم‌های تو مهربونن

431
00:31:52,333 --> 00:31:54,200
‫منم می‌تونم دقیقا مثل اون بشم

432
00:31:55,833 --> 00:31:56,933
‫من باور نمی‌کنم

433
00:32:03,633 --> 00:32:05,200
‫اون بچه می‌تونه چشم‌های تورو داشته باشه

434
00:32:18,566 --> 00:32:20,033
‫دنبالم بیا

435
00:32:33,466 --> 00:32:35,866
‫- من باید اول صحبت کنم یا شما صحبت می‌کنید؟
‫- کنستانت

436
00:32:37,433 --> 00:32:38,666
‫امپراطوری

437
00:32:38,866 --> 00:32:41,966
‫- طبق رسوم، ما هدیه‌ای براتون داریم
‫- همینطوره؟

438
00:32:42,566 --> 00:32:43,633
‫پشیمانیت رو اوردی؟

439
00:32:44,366 --> 00:32:45,900
‫دلجویی کردن اوردی؟

440
00:32:45,966 --> 00:32:47,366
‫یه زیرسیگاری اتمیه

441
00:32:48,866 --> 00:32:50,866
‫اوه، چه مسخره

442
00:32:50,933 --> 00:32:52,433
‫جنگ نزدیکه امپراطوری

443
00:32:53,066 --> 00:32:55,000
‫پیامبر مارو فرستاد که باهاتون صلح کنیم

444
00:32:55,066 --> 00:32:58,200
‫پیامبر واسه کسی که خیلی وقته مرده
‫دستورات سنگینی میده

445
00:32:58,266 --> 00:32:59,900
‫اوه ایشون برگشته

446
00:33:00,700 --> 00:33:03,633
‫و با خودش امید اورده، امید برای هممون

447
00:33:03,700 --> 00:33:05,400
‫پس شما چی هستی الان؟

448
00:33:06,833 --> 00:33:08,233
‫کشیش‌هاش؟

449
00:33:08,900 --> 00:33:11,933
‫- راهب‌هاش؟
‫- ما ام...

450
00:33:13,200 --> 00:33:14,166
‫فروشنده‌ایم

451
00:33:15,833 --> 00:33:20,566
‫شما اجازه دادید که سیاره‌های حاشیه بیرونی
‫کم کم به وحشی‌گری برسند

452
00:33:20,633 --> 00:33:22,300
‫اونا به غریبه‌ها اعتماد نمی‌کنند

453
00:33:22,933 --> 00:33:25,100
‫ولی اونا از نمایش خوششون میاد

454
00:33:25,166 --> 00:33:26,866
‫پس وقتی خبر رو بهشون بدیم

455
00:33:26,933 --> 00:33:29,766
‫یکم باید براشون فیلم بازی کنیم
‫تا بتونن حرف گوش کنن

456
00:33:29,866 --> 00:33:32,733
‫شما سه‌تا در عوض

457
00:33:33,733 --> 00:33:35,566
‫مرد متمدنی هستید

458
00:33:35,666 --> 00:33:37,400
‫پس باهاتون از بالا به پایین نگاه نمی‌کنم

459
00:33:37,500 --> 00:33:39,100
‫از اون پایین مگه می‌تونی نگاه  بکنی؟

460
00:33:39,366 --> 00:33:42,366
‫ما فرستاده شدیم که روابط دیپلوماتیک شروع کنیم

461
00:33:42,433 --> 00:33:47,066
‫که بخواهیم بنیاد رو
‫ در صحنه کهکشانی به رسمیت بشناسید

462
00:33:47,166 --> 00:33:49,400
‫ما دنبال حق حاکمیت هستیم

463
00:33:49,500 --> 00:33:52,333
‫شما یه پایگاه مرزی امپراطوری هستید

464
00:33:52,433 --> 00:33:54,800
‫یه ملک هستید و نه همکار

465
00:33:54,866 --> 00:33:56,666
‫چه کلمات آشنایی

466
00:33:58,866 --> 00:34:01,800
‫و اتحاد با بنیاد به شما مهم‌ترین چیزی

467
00:34:01,900 --> 00:34:05,900
‫که امپراطوری می‌تونه داشته باشه رو تضمین می‌کنه

468
00:34:06,600 --> 00:34:08,300
‫- صلح
‫- آها

469
00:34:08,400 --> 00:34:11,400
‫پس واقعا اومدی اینجا نمایش بازی کنی

470
00:34:11,933 --> 00:34:15,200
‫بهمون صلح رو بفروشی و
‫از پشت با شورش بهمون خنجر بزنی

471
00:34:15,866 --> 00:34:17,600
‫فضا ران‌ها دست رد به  سینه آدمتون هوبر ملو،

472
00:34:17,700 --> 00:34:20,333
‫که تلاش کرد وسوسه‌شون کنه خیانت کنن، زدن

473
00:34:21,033 --> 00:34:22,866
‫خب اینجا رو نگاه کن

474
00:34:23,666 --> 00:34:27,166
‫چشم‌های واقعا درشت ‌شده از تعجب

475
00:34:27,733 --> 00:34:31,900
‫می‌دونی کلاریک... باور دارم که حقیقت رو میگی

476
00:34:32,466 --> 00:34:37,933
‫ولی دختره به نظر می‌رسه
‫چیزی تو ذهنشه

477
00:34:39,000 --> 00:34:42,266
‫یالا کوچولو، بگو بینم

478
00:34:43,200 --> 00:34:44,300
‫خیل خب

479
00:34:52,433 --> 00:34:55,133
‫همون چهره‌ها، همون اتاق

480
00:34:56,166 --> 00:34:59,600
‫- هیچی توی امپراطوی عوض نمیشه؟
‫- نگهبان‌ها

481
00:34:59,666 --> 00:35:01,766
‫اینجا چه خبره؟

482
00:35:01,833 --> 00:35:04,333
‫کاپتان تیماندرا اولین نفر
‫ توی دروازه به چشمش خورد

483
00:35:04,433 --> 00:35:06,466
‫اسکن مغزی دوگانه تشخیص‌ داده شد

484
00:35:08,166 --> 00:35:09,266
‫هری سلدان

485
00:35:10,933 --> 00:35:13,366
‫ای آشغال  آب ‌زیر‌کاه

486
00:35:13,933 --> 00:35:17,533
‫فکر می‌کردم مخالف افزایش دسترسی
‫شخص بعد از حیاتش بودی

487
00:35:17,633 --> 00:35:22,200
‫ولی به خودت زحمت دادی که به مرگ خیانت کنی
‫و بعدش چندین سال نوری هم سفر کنی

488
00:35:22,300 --> 00:35:25,200
‫پس، هرچی که اومدی بگی رو بگو

489
00:35:25,300 --> 00:35:27,600
‫اوه من اونقدر‌ها هم سفر نکردم

490
00:35:27,666 --> 00:35:30,966
‫من، چیزی که ازم باقی مونده، هنوز توی ترمینوسه

491
00:35:31,033 --> 00:35:33,733
‫این فقط یه تراشه باریک از منه

492
00:35:35,133 --> 00:35:36,333
‫تو توی ترمینوسی؟

493
00:35:37,433 --> 00:35:38,566
‫جالبه

494
00:35:40,433 --> 00:35:43,466
‫پس چرا همزمان اینجا هم هستی؟

495
00:35:44,133 --> 00:35:46,233
‫که روی حرف‌های کلاریکم تاکید کنم

496
00:35:47,233 --> 00:35:49,933
‫و بهتون هشدار بدم که بنیاد بی‌دفاع نیست

497
00:35:51,333 --> 00:35:55,733
‫ما تکنولوژی داریم، سفینه، سلاح‌هایی
‫که قابلیت خرابی به بار آوردن دارن

498
00:35:55,833 --> 00:35:59,400
‫ما به دنبال صلحیم اما نه به این خاطر
‫که می‌ترسیم که شکست بخوریم

499
00:35:59,500 --> 00:36:01,900
‫به این خاطر که با قطعیت ناشی از ریاضی می‌دونیم

500
00:36:02,000 --> 00:36:04,366
‫که اگر جنگی باشی، ما پیروز خواهیم شد

501
00:36:05,766 --> 00:36:06,766
‫همم

502
00:36:08,933 --> 00:36:10,333
‫می‌دونی من دربارت مطالعه کردم

503
00:36:12,266 --> 00:36:14,433
‫من در جوانیم وقت مطالعه داشتم

504
00:36:17,400 --> 00:36:18,500
‫من درباره تو مطالعه کردم

505
00:36:19,266 --> 00:36:23,566
‫ناراحت کننده بود فهمیدن اینکه
‫یک فرد نمی‌تونه چیز زیادی رو عوض کنه

506
00:36:23,633 --> 00:36:26,533
‫تا اینکه خوندم که من، به طور مشخص می‌تونم

507
00:36:28,100 --> 00:36:29,233
‫دیگه کلونی در کار نیست

508
00:36:29,333 --> 00:36:32,233
‫تخت چهارمی به زودی به جایگاه اضافه میشه

509
00:36:33,000 --> 00:36:36,233
‫دمرزل به ژنرال ریوز بگو
‫دور ترمینوس یک حصار بکشه

510
00:36:36,333 --> 00:36:39,066
‫و از نیرو‌های کمکی بهش سفینه بده

511
00:36:39,166 --> 00:36:41,400
‫اگه بنیاد تکنولوژی‌ای داره که ارزش داره

512
00:36:41,500 --> 00:36:45,133
‫لیستشون رو دربیارید، چون متعلق به ما هست

513
00:36:46,200 --> 00:36:47,200
‫بله امپراطوری

514
00:36:49,933 --> 00:36:51,566
‫بابت جاسیگاری ممنونم

515
00:37:08,866 --> 00:37:10,033
‫کنستانت!

516
00:37:12,833 --> 00:37:14,433
‫می‌دونستم تو ذهنمه

517
00:37:15,033 --> 00:37:18,066
‫ولی نمی‌تونستم بگم، چون جلوم رو می‌گرفت

518
00:37:18,933 --> 00:37:20,800
‫داشته اراده‌ت رو سرکوب می‌کرده

519
00:37:20,866 --> 00:37:22,600
‫این مردی که ازش پیروی می‌کنید چه نوع روحیه؟

520
00:37:23,100 --> 00:37:26,600
‫که یک فرد مسن رو بی‌اطلاع می‌ذاره
‫و از بدن یه دختر استفاده می‌کنه

521
00:37:27,866 --> 00:37:30,133
‫دوستش دارید، می‌بخشینش ولی باز

522
00:37:31,633 --> 00:37:32,800
‫این توهین

523
00:37:44,633 --> 00:37:48,200
‫ما کی می‌خوایم یاد بگیریم شک کنیم
‫وقتی یه تسپینی با هدیه میاد

524
00:37:52,266 --> 00:37:56,700
‫پیامبرتون توی موقعیت زشتی قرارت داده

525
00:38:00,600 --> 00:38:01,900
حرکت کنید

526
00:38:44,033 --> 00:38:45,166
‫چیکار داری می‌کنی؟

527
00:38:46,600 --> 00:38:48,433
‫بلاخره چشم لعنتیم رو باز می‌کنم

528
00:38:48,966 --> 00:38:51,633
‫- منظورت چیه؟
‫- امروز صبح با لوران اینجا بودم

529
00:38:51,733 --> 00:38:53,466
‫اون با من صحبت می‌کرد،
‫منم باهاش صحبت می‌کردم

530
00:38:53,566 --> 00:38:55,000
‫به این قایق نگاه کرد

531
00:38:55,100 --> 00:38:59,133
‫سکه‌ام رو پرت کردم و یهویی
‫دیگه نمی‌تونستم بگم شیر یا خطه

532
00:38:59,966 --> 00:39:01,800
‫یکی داشت منو مسدود می‌کرد

533
00:39:01,900 --> 00:39:03,400
‫لوران داشت به این قایق نگاه می‌کرد

534
00:39:03,466 --> 00:39:06,433
‫چون برخلاف بقیه، اطلاعات مسیریابیش پاک شده

535
00:39:06,533 --> 00:39:09,433
‫چرا اطلاعات یه قایق ماهی‌گیری رو باید پاک کنی؟

536
00:39:09,900 --> 00:39:11,933
‫اگه اینجا می‌گرفتنت چی‌کار می‌کردی؟

537
00:39:12,533 --> 00:39:14,633
‫مراقب بودم، ببین

538
00:39:14,700 --> 00:39:17,833
‫مسیر‌های روز رو پاک کردن،
‫ ولی فایل‌های مسیر‌یابی رو جاگذاری نکردن

539
00:39:17,900 --> 00:39:20,000
‫- این قایق یجای متفاوت رفته...
‫- سالور بس کن

540
00:39:20,566 --> 00:39:22,600
‫اینجا داره اتفاقاتی میوفته
‫ که الان تو متوجه نیستی

541
00:39:22,666 --> 00:39:24,466
‫فقط این رو قبول کن

542
00:39:24,533 --> 00:39:25,666
‫نه،‌ نه

543
00:39:25,766 --> 00:39:29,200
‫تو و هری جفتتون گفتید
‫که این موضوع بزرگتر‌ از هر شخصیه

544
00:39:29,533 --> 00:39:31,666
‫و حالا فکر می‌کنی
‫ می‌تونی تنهایی آینده رو عوض کنی؟

545
00:39:31,666 --> 00:39:33,100
‫- سالور
‫- نه بهم گوش کن

546
00:39:33,633 --> 00:39:36,000
‫من با شنیدن اینکه خاصم بزرگ شدم

547
00:39:36,100 --> 00:39:38,633
‫و اینجوری فکر کردن ذهنم رو بهم ریخت

548
00:39:38,633 --> 00:39:41,000
‫- من فکر نمی‌کنم که خاصم
‫- مطمئنی؟

549
00:39:42,033 --> 00:39:44,800
‫چون همه یجور نگاهت می‌کنن که
‫انگار تو نجات‌دهنده‌شونی

550
00:39:45,433 --> 00:39:46,433
‫و این مشکلی نداره

551
00:39:47,166 --> 00:39:48,600
‫تا زمانی که خودت باورت نشه

552
00:39:53,066 --> 00:39:56,533
‫نیازی نیست بهشون اعتماد کنی،
‫ولی باید به من اعتماد کنی

553
00:39:57,800 --> 00:39:59,666
‫الان وقت دنبال سرنخ گشتن نیست

554
00:40:00,400 --> 00:40:01,800
‫متوجهی؟

555
00:40:49,766 --> 00:40:50,766
‫خب قایق

556
00:40:51,533 --> 00:40:53,100
‫بذار ببینیم دیشب کجا بودی

557
00:42:13,000 --> 00:42:15,933
‫خب چه سرنخ بدی رو دنبالش اومدی

558
00:42:17,200 --> 00:42:19,166
‫- ای ماد...
‫- حرف نزن عزیزم

559
00:42:20,566 --> 00:42:23,400
‫ما سعی کردیم کار به اینجا نرسه سالور

560
00:42:23,500 --> 00:42:24,833
‫اینکه ببینیش

561
00:42:26,000 --> 00:42:27,566
‫خیلی متأسفم

562
00:42:29,600 --> 00:42:32,700
‫من می‌خوام این مکان یه پناهگاه باشه

563
00:42:33,800 --> 00:42:37,166
‫ولی قضیه مثل داستان موجودات کوچیکیه
‫که سر ناهار درموردشون حرف زدیم

564
00:42:37,933 --> 00:42:40,766
‫بعضی وقت‌ها باید درد رو جذب کنی

565
00:42:41,266 --> 00:42:45,633
‫چون بعضی‌وقت‌ها یه مرگ کوچیک لازمه
