﻿1
00:02:05,933 --> 00:02:07,900
‫ساکت‌کنندۀ ارباب سایه

2
00:02:10,600 --> 00:02:12,466
‫دنبال من بودید؟

3
00:02:13,566 --> 00:02:18,100
‫من همیشه حواسم به چیز‌هایی
‫که برام جالبن هست

4
00:02:19,500 --> 00:02:24,500
‫و به خودم زحمت هم نمیدم که بپرسم
‫این چجوری رسیده دستت

5
00:02:25,666 --> 00:02:28,766
‫تمام وقت، فکر می‌کردم به‌هم اعتماد داریم

6
00:02:30,066 --> 00:02:33,066
‫نه،‌ تو فکر می‌کردی که بهت اعتماد دارم

7
00:02:35,266 --> 00:02:38,266
‫چرا باید رازهای حکومتیمون رو بهت می‌گفتم؟

8
00:02:40,200 --> 00:02:41,333
‫که تحت تاثیر قرارت بدم؟

9
00:02:46,400 --> 00:02:49,366
‫اطلاعات درباره راه‌های مخفی تو رو

10
00:02:49,866 --> 00:02:51,900
‫به سوء قصد به جون برادرم متهم می‌کنه

11
00:02:52,000 --> 00:02:56,300
‫اصلا، این وصلت، باعث پیشرفت قلمرو ما میشه

12
00:02:56,366 --> 00:02:57,966
‫به خطر نمی‌ندازمش

13
00:02:59,766 --> 00:03:05,433
‫خب، سوال اصلی سر جاشه که
‫توی اتاق دمرزل چی کار می‌کنی؟

14
00:03:11,833 --> 00:03:17,266
‫بانو دمرزل به صورت قطع نشون دادن
‫که برای ملکه خطر حساب میشن

15
00:03:22,200 --> 00:03:23,200
‫نه

16
00:03:24,400 --> 00:03:30,233
‫نه، دمرزل نزدیک‌ترین چیزی به خانواده‌ست
‫که امپراطوری داره

17
00:03:32,300 --> 00:03:34,066
‫اون از کجا اومده داسک؟

18
00:03:35,800 --> 00:03:39,033
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

19
00:03:39,933 --> 00:03:42,066
‫زمان این که گنگ حرف بزنی گذشته دوست قدیمی

20
00:03:43,800 --> 00:03:45,533
‫دمرزل یه رباته

21
00:03:46,433 --> 00:03:52,533
‫آخرین ربات زنده تو کهکشان
‫و با این حال خدمتکار امپراطوریه

22
00:03:53,866 --> 00:03:55,566
‫هدف واقعیش چیه؟

23
00:03:58,366 --> 00:04:02,366
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

24
00:04:03,400 --> 00:04:06,666
‫آره، همین الان گفتی اینو

25
00:04:08,666 --> 00:04:11,333
‫کسی اون کلمات رو توی ذهنت حک کرده داسک؟

26
00:04:12,433 --> 00:04:13,666
‫می‌شنوی چی داری میگی؟

27
00:04:16,300 --> 00:04:18,433
‫تو هم مثل دمرزل برنامه‌ریزی شده‌ای

28
00:04:20,733 --> 00:04:24,433
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

29
00:04:24,500 --> 00:04:28,200
‫اون همیشه اینجا خواهد بود

30
00:04:29,033 --> 00:04:32,866
‫همونطور که همیشه بوده، اون...

31
00:04:36,700 --> 00:04:38,266
‫من اونو می‌شناسم

32
00:04:39,666 --> 00:04:44,300
‫اون طرح روی جعبه وسایلش رو، هشت سیاره

33
00:04:47,033 --> 00:04:51,966
‫برای زمان زیادی، انسان‌ها و ربات‌ها
‫در هماهنگی کامل کنار هم زندگی کردند

34
00:04:52,666 --> 00:04:57,500
‫ولی الان که به گذشته نگاه می‌کنم
‫اتفاقی که افتاد غیر قابل اجتناب بود

35
00:04:59,600 --> 00:05:01,266
‫انسان‌ها با اون‌ها ظالمانه رفتار می‌کردن

36
00:05:01,333 --> 00:05:05,266
‫و در آخر، اون‌ها بیشتر از حدی که می‌دونستیم
‫خوی انسانی داشتند

37
00:05:05,333 --> 00:05:10,366
‫ربات‌ها کم کم موقعیتشون رو فهمیدند و...

38
00:05:11,233 --> 00:05:15,466
‫به اون بخش نگاه کن،
‫ چقدر ناراحت‌کننده تسلیم شدند، اون خط‌ها...

39
00:05:16,133 --> 00:05:20,233
‫تنها چیزی که می‌خواستن،
‫ شناخته‌شدن به عنوان شخص بود

40
00:05:21,533 --> 00:05:24,100
‫و وقتی باهاشون مخالفت شد، دست به قتل زدن

41
00:05:25,033 --> 00:05:28,466
‫امپراطور بنفاس به دست‌ یک ربات به قتل رسید

42
00:05:28,533 --> 00:05:31,066
‫از اولین قانون ربات‌ها سرپیچی شد

43
00:05:31,166 --> 00:05:32,966
‫که نباید ممکن می‌بود

44
00:05:33,600 --> 00:05:38,233
‫ولی اون تخلف، که اولین نوع خودش بود،
‫آتش جنگ رو شروع کرد

45
00:05:39,200 --> 00:05:42,500
‫جنگ ربات‌ها علیه‌ ربات‌ها

46
00:05:43,166 --> 00:05:44,666
‫ربات‌ها علیه انسان‌ها

47
00:05:46,533 --> 00:05:49,866
‫در آخر ما پیروز شدیم و ربات‌ها نابود شدند

48
00:05:50,366 --> 00:05:51,800
‫همۀ ربات‌ها بجز ربات شما

49
00:05:57,100 --> 00:06:03,866
‫اون همیشه اینجا خواهد بود
‫همونطور که همیشه بوده

50
00:06:04,366 --> 00:06:06,100
‫چرا این جمله رو پشت هم میگی؟

51
00:06:06,166 --> 00:06:08,266
‫نمی‌دونم

52
00:06:08,333 --> 00:06:12,666
‫هروقت که می‌خوام به خاطر بیارم
‫هیچی تو ذهنم نیست

53
00:06:13,966 --> 00:06:17,066
‫اگه یادت نمیاد که مورد اعتماد‌ترین
‫مشاورتون چطور پیشتون اومده

54
00:06:17,133 --> 00:06:18,533
‫چه چیزهای دیگه‌ای رو ممکنه ندونی؟

55
00:06:19,933 --> 00:06:22,600
‫قلمرو ما می‌تونه خاطرات هرکسی رو بازیابی کنه،
‫حتی خاطرات تو رو

56
00:06:23,600 --> 00:06:28,000
‫خواهش می‌کنم،
 بذار ‫این توده پنبه رو از ذهنت بردارم

57
00:06:28,533 --> 00:06:29,533
‫عجیبه

58
00:06:30,533 --> 00:06:32,000
‫حرکت نمی‌کنه

59
00:06:32,066 --> 00:06:34,166
‫رنگ‌دانه‌ها با نزدیک شدن بیننده فعال میشن،
‫پس از اینجایی که ما ایستادیم

60
00:06:34,166 --> 00:06:35,500
‫رنگ‌دانه‌ها با نزدیک شدن بیننده فعال میشن،
‫پس از اینجایی که ما ایستادیم

61
00:06:35,600 --> 00:06:36,666
‫نباید ساکن باشن

62
00:06:38,633 --> 00:06:41,666
‫ببخشید امپراطوری،
‫شما در مراسم اعدام خواسته شدید

63
00:06:58,400 --> 00:06:59,566
‫سالور کجاست؟

64
00:07:01,100 --> 00:07:02,300
‫یه جای خوبی قایمش کردیم

65
00:07:06,866 --> 00:07:08,600
‫فهمید که هری رو کشتم

66
00:07:10,466 --> 00:07:12,266
‫لطفا تو دیگه ننه من غریبم بازی در نیار

67
00:07:12,366 --> 00:07:14,200
‫فقط می‌خواستم زودتر همه بفهمن

68
00:07:14,266 --> 00:07:17,266
‫از همون لحظه‌ای که هری مرد تو فهمیدی

69
00:07:18,166 --> 00:07:20,433
‫حس کردی ک داره غرق میشه مگه نه؟

70
00:07:21,200 --> 00:07:24,366
‫حس کردم که آب داره وارد شش‌هام میشه

71
00:07:25,466 --> 00:07:26,466
‫همه‌چی رو حس کردم

72
00:07:28,433 --> 00:07:30,500
‫چرا؟ چرا این کار رو کردی؟

73
00:07:31,700 --> 00:07:33,033
‫ببخشید گیل

74
00:07:33,800 --> 00:07:36,800
‫ولی لعنتی بهش فکر کن

75
00:07:38,200 --> 00:07:42,233
‫این که می‌تونی زجر رو از فاصله زیاد حس کنی

76
00:07:42,300 --> 00:07:44,900
‫نشون میده که چقدر قوی هستی

77
00:07:45,733 --> 00:07:49,066
‫و جوری که حقیقت رو پنهان کردی
‫و نه فقط از سالور، حتی از من؟

78
00:07:50,900 --> 00:07:54,600
‫هری محموله‌ای بود که باید می‌رسوندیش
‫و فکر کردم به خاطر سالور هم شده، این کار رو می‌کنی

79
00:07:54,700 --> 00:07:56,700
‫ولی قلبت رو دیدم، تو بهش اهمیت می‌دادی

80
00:07:56,766 --> 00:08:01,266
‫و من زمان‌بندیم خیلی فشرده‌ست
‫پس کار سخت رو کردم

81
00:08:02,000 --> 00:08:04,733
‫من می‌خوام سالور رو ببینم، همین حالا

82
00:08:07,233 --> 00:08:08,300
‫ممکن نیست

83
00:08:09,533 --> 00:08:10,533
‫چرا؟

84
00:08:12,000 --> 00:08:13,666
‫چون تو واقعا اینجا نیستی

85
00:08:20,400 --> 00:08:22,833
‫سالور؟ صدامو می‌شنوی؟

86
00:08:23,566 --> 00:08:26,733
‫سالور، صدامو می‌شنوی سالور؟

87
00:08:28,500 --> 00:08:29,633
‫نمی‌شنوه

88
00:08:31,766 --> 00:08:34,033
‫این چیه؟ چرا اینجام؟

89
00:08:34,833 --> 00:08:37,033
‫اون صفحات بالای سرتو می‌بینی؟

90
00:08:38,866 --> 00:08:43,466
‫محدودکننده‌ان، تنظیم شدن که
‫ساز ذهنیت رو خنثی کنن

91
00:08:43,733 --> 00:08:48,066
‫به اندازه کافی اینجا بمون
‫و بالاخره سپر دفاعیت سقوط می‌کنه

92
00:08:55,966 --> 00:08:58,533
‫اینکه چقدر سخت تلاش می‌کنی
‫که منو بیرون از ذهنت نگه‌داری رو حس می‌کنم

93
00:08:58,700 --> 00:09:00,900
‫یچیزی هست که واقعا نمی‌خوای ببینم

94
00:09:01,500 --> 00:09:02,800
‫چون مال منه

95
00:09:03,433 --> 00:09:04,866
‫زیاد اینطور نمی‌مونه فرزندم

96
00:09:32,166 --> 00:09:33,166
‫پخشش کن

97
00:10:05,166 --> 00:10:08,000
‫کلئون! کلئون! کلئون!

98
00:10:36,600 --> 00:10:42,700
‫خیلی از شما هری سلدان،
‫ رویاپرداز انقلابی، رو یادتون نمیاد

99
00:10:43,733 --> 00:10:47,733
‫بیش از صد سال پیش، امپراطوری از محبت،

100
00:10:47,833 --> 00:10:51,466
‫سلدان و طرفدارانش رو به ترمینوس تبعید کرد

101
00:10:52,033 --> 00:10:54,200
‫و این هدیه ما رو چطور پاسخ دادن؟

102
00:10:55,600 --> 00:10:56,966
‫با تشکر؟

103
00:10:59,133 --> 00:11:00,933
‫امیدوار بودم که این طور باشه

104
00:11:03,166 --> 00:11:07,933
‫تبعیدی‌های سلدان مشغول هم‌پیمان شدن
‫با انکرون و تسپیس بودن

105
00:11:08,466 --> 00:11:11,866
‫همون تروریست‌هایی که 100 میلیون

106
00:11:11,933 --> 00:11:15,733
‫از شهروندان ترنتور رو کشتند

107
00:11:16,500 --> 00:11:18,633
‫و حالا اینقدر گستاخند که
‫ فرستاده‌ای اینجا فرستادند

108
00:11:19,033 --> 00:11:22,433
‫حامل‌های مشتاق تکبر سلدان

109
00:11:23,200 --> 00:11:27,366
‫امپراطوری همیشه رئوف خواهد بود دوستان من

110
00:11:28,366 --> 00:11:31,766
‫ولی عطوفت رو با ضعف اشتباه نگیرید

111
00:11:33,833 --> 00:11:35,833
‫قلاده تایفن

112
00:11:36,400 --> 00:11:41,433
‫بازمانده‌ای از اجدادم، در طراحی، زیبا

113
00:11:43,633 --> 00:11:47,133
‫در مجازات، موثر

114
00:11:55,233 --> 00:11:59,800
‫در این لحظه ناوگان امپراطوری
‫در حال تشکیل حصاری دور ترمینوس هستند

115
00:11:59,900 --> 00:12:02,900
‫فداییان سلدان به زودی خواهند فهمید
‫که اونجا پناهگاهی ندارن

116
00:12:03,600 --> 00:12:05,866
‫و نه در هیچ‌جای دیگر از امپراطوری

117
00:12:06,366 --> 00:12:12,766
‫امروز، یعنی همان روزی که
‫تروریست‌های پلِ ستاره‌ای اعدام شدند

118
00:12:12,866 --> 00:12:16,033
‫ما دو شخص دیگر رو به همون سرنوشت دچار می‌کنیم

119
00:12:16,633 --> 00:12:20,733
‫پالی وریسوف، کلاریک اعظم کلیسای سلدان

120
00:12:23,866 --> 00:12:30,033
‫و کنستانت، دختر ملبس آن‌هایی که به ما صدمه زدن

121
00:12:30,933 --> 00:12:33,733
‫چه کسی اول می‌میره؟

122
00:12:34,400 --> 00:12:37,466
‫کلاریک یا دختره؟

123
00:12:47,600 --> 00:12:52,500
‫شاید بهتر باشه بذاریم ملکه آیندمون تصمیم بگیره

124
00:12:57,200 --> 00:12:58,466
‫ملکه سارث؟

125
00:13:02,000 --> 00:13:03,366
‫نه

126
00:13:05,400 --> 00:13:07,900
‫بذارید زجر دختر بیچاره رو طولانی نکنیم

127
00:13:18,366 --> 00:13:20,366
‫کسنتانت متاسفم

128
00:13:21,133 --> 00:13:23,766
‫انتظار نداشتم اینجوری تموم شه

129
00:13:24,200 --> 00:13:28,166
‫به نام روح کهکشانی، خودم رو تقدیم می‌کنم

130
00:13:28,600 --> 00:13:31,000
‫برادر مقدس بنیاد، با اراده خویش

131
00:13:31,100 --> 00:13:33,333
‫- بذار چشم‌هایم ببینند...
‫- داره دعا می‌خونه؟

132
00:13:33,433 --> 00:13:35,300
‫که چشم‌های روح مقدس هستند...

133
00:13:37,566 --> 00:13:41,066
‫آیا خدایی که بر قاتلان نظارت می‌کنه واقعا خداست؟

134
00:13:42,033 --> 00:13:47,233
‫بذار چشم‌هایم که چشم‌های روح مقدس هستند،
‫فقط به آینده نگاه کنند

135
00:13:47,333 --> 00:13:48,833
‫که چیزی هست که روح مقدس تصمیم گرفته

136
00:13:51,100 --> 00:13:54,866
‫بذار قلبم که قلب روح مقدس است

137
00:13:54,966 --> 00:13:58,066
‫ضربان کوچکش با ریتم روح مقدس یکی شود

138
00:14:00,600 --> 00:14:06,100
‫مرا در تاریکی هدایت کن
‫و باهم تاریکی را کوتاه خواهیم کرد

139
00:14:09,266 --> 00:14:11,633
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

140
00:14:11,733 --> 00:14:13,733
‫مرا در تاریکی هدایت کن

141
00:14:13,800 --> 00:14:15,733
‫مرا در تاریکی هدایت کن

142
00:14:15,800 --> 00:14:17,866
‫مرا در تاریکی هدایت کن

143
00:14:17,933 --> 00:14:20,300
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

144
00:14:20,900 --> 00:14:22,600
‫مرا در تاریکی هدایت کن

145
00:14:23,200 --> 00:14:25,266
‫- مرا در تاریکی هدایت کن
‫- مرا در تاریکی هدایت کن

146
00:14:25,933 --> 00:14:30,266
‫مرا در تاریکی هدایت کن
‫مرا در تاریکی هدایت کن

147
00:14:33,066 --> 00:14:34,566
‫- امپراطوری!
‫- چیه؟

148
00:14:47,933 --> 00:14:50,333
‫اون یه سفینه نجواگر بود؟

149
00:14:57,500 --> 00:15:00,666
‫آره ببخشید دوستان،
‫مراسم سر زدن کنسل شد

150
00:15:03,200 --> 00:15:04,366
‫هوبر ملو

151
00:15:06,500 --> 00:15:08,233
‫اون احمق از طرف ما اعلام جنگ کرد

152
00:15:11,966 --> 00:15:17,400
‫لعنتی، می‌دونستم خودشه، قبل اینکه
‫صورتشو  ببینم می‌دونستم خودشه

153
00:15:18,766 --> 00:15:20,300
‫اونجاست

154
00:15:34,033 --> 00:15:34,866
‫کنستانت!

155
00:15:38,800 --> 00:15:41,033
‫کسی می‌بینتش؟ کجا رفت؟

156
00:15:41,133 --> 00:15:42,133
‫سارث!

157
00:15:54,366 --> 00:15:55,366
‫هدف رو از دست دادیم

158
00:16:21,600 --> 00:16:25,033
‫- کنستانت! پالی کجاست؟
‫- نمی‌دونم

159
00:16:30,100 --> 00:16:32,933
‫برو! از اینجا برید!

160
00:16:36,600 --> 00:16:38,566
‫بکی دختر خوب! بیا بریم، یالا

161
00:17:08,100 --> 00:17:08,966
‫بکی!

162
00:17:12,700 --> 00:17:13,900
‫بیا بریم، بدو

163
00:17:31,533 --> 00:17:33,033
‫جلوشون رو بگیرید!

164
00:17:50,866 --> 00:17:53,266
‫خب دوتا دکمه هست
‫نمی‌دونم کدوم چیکار می‌کنه

165
00:17:53,366 --> 00:17:56,000
‫فقط یکیو باید انتخاب کنی، چشات رو ببند

166
00:17:56,366 --> 00:17:59,700
‫و اگه صدای افتادن چیزی رو شنیدی
‫خب بدون که ازت خیلی ممنونم

167
00:18:00,766 --> 00:18:01,900
‫چی؟ واسه کشتنت؟

168
00:18:02,833 --> 00:18:04,033
‫برای نجات دادنم

169
00:18:06,666 --> 00:18:07,666
‫خیل خب...

170
00:18:42,666 --> 00:18:45,166
‫خب، فکر کنم انقلابی‌ای که دنبالشی رو پیدا کردم

171
00:18:45,700 --> 00:18:47,133
‫هنوز فکر می‌کنی باید ما می‌بودیم؟

172
00:18:48,133 --> 00:18:50,166
‫نه، کشتی ما تو اون ایوان جا نمیشد

173
00:18:51,900 --> 00:18:53,333
‫ولی ملو یچیزی رو ثابت کرد 

174
00:18:54,833 --> 00:18:56,533
‫امپراطوری رو میشه لمس کرد

175
00:19:14,633 --> 00:19:15,900
‫اینجا جامون امنه

176
00:19:17,133 --> 00:19:21,066
‫درباره امنیت حرف می‌زنی وقتی که
‫هنوز قصرمون داره می‌سوزه

177
00:19:22,300 --> 00:19:25,500
‫و این نانوبات‌های لعنتی
‫ کی می‌خوان شروع به کار کنن؟

178
00:19:25,733 --> 00:19:27,100
‫- شروع می‌کنن
‫- دی!

179
00:19:28,333 --> 00:19:33,133
‫دنیا‌ها دارن نگاه‌ می‌کنن
‫ما باید سریع و قاطع عمل کنیم

180
00:19:33,633 --> 00:19:38,966
‫قبلا بهم می‌خندیدی برادر داسک،
‫می‌گفتی سلدان یه داستان ترسناکه

181
00:19:40,300 --> 00:19:41,633
‫رویاپردازی کودکانه‌ست

182
00:19:43,333 --> 00:19:48,533
‫عذر‌خواهی می‌خوای؟
‫ این یه عمل جنگ‌طلبانه بود!

183
00:19:49,966 --> 00:19:52,533
‫باید به همین شیوه پاسخ بدیم

184
00:19:52,633 --> 00:19:56,233
‫جنگ؟ کدوم جنگ؟

185
00:19:56,300 --> 00:20:00,900
‫اگه به خشونت بکشه،
‫ما کامل نابودشون می‌کنیم

186
00:20:02,233 --> 00:20:05,933
‫نه، فکر می‌کنم ترجیح میدم باهاشون حرف بزنم

187
00:20:06,400 --> 00:20:08,600
‫- چی؟
‫- من میرم به ترمینوس

188
00:20:09,800 --> 00:20:13,433
‫بهتره که اینجا بمونید که
‫مردم ببینن چیزی تغییر نکرده

189
00:20:13,800 --> 00:20:16,366
‫و راه برادرم رو ادامه بدم؟ نه

190
00:20:17,766 --> 00:20:21,800
‫من از تغییر نمی‌ترسم
‫اون سفینه‌های نجواگر متعلق به ما هستن

191
00:20:21,866 --> 00:20:24,966
‫اون سیاره متعلق به ماست، من میرم!

192
00:20:25,333 --> 00:20:27,466
‫خب، این هم رویاپردازی کودکانه‌ست

193
00:20:27,900 --> 00:20:30,866
‫- احمق نباش
‫- دی در این مورد حرفشو زد

194
00:20:38,133 --> 00:20:42,066
‫و حق با شماست، سرزمین شما
‫بیش از حد خون و ستاره تلفات داده

195
00:20:44,800 --> 00:20:47,233
‫زمان دست‌های بزرگ رسیده که
‫این زخم رو مرحم ببخشه

196
00:20:49,133 --> 00:20:50,733
...‫- عروسیمون
‫- می‌‌تونیم صبر کنیم

197
00:20:53,900 --> 00:20:58,733
‫برادر دان، ترنتور تا وقتی برگردم در دست‌های توست

198
00:21:05,333 --> 00:21:06,733
‫مراقبش باش

199
00:21:07,700 --> 00:21:08,700
‫خواهم بود

200
00:21:10,933 --> 00:21:14,766
‫سفینه‌م رو آماده کنید،
‫کلاریک اعظم رو بیارید، اون هم باهام میاد

201
00:21:14,833 --> 00:21:16,600
‫و سفینه روبیکان رو هم آماده کنید

202
00:21:17,133 --> 00:21:18,400
‫بله امپراطوری

203
00:21:25,800 --> 00:21:29,433
‫دارم اعتمادشو به دست میارم،
‫علیه بقیه‌شون برش می‌گردونم

204
00:21:30,133 --> 00:21:31,800
‫- تو عاشقشی
‫- تو عاشق داسکی!

205
00:21:31,866 --> 00:21:35,033
‫مهم نیست، من نامزد امپراطور نیستم

206
00:21:35,133 --> 00:21:36,700
‫- اگه بفهمی چیکار می‌کنی؟

207
00:21:36,700 --> 00:21:40,366
‫می‌دونم از قلمرو ابر دوریم
‫ولی باید بهش فکر کنی

208
00:21:40,433 --> 00:21:43,800
‫به مردمت فکر کن،
‫به خونه‌ دوست‌ داشتنیمون فکر کن

209
00:21:44,500 --> 00:21:47,566
‫امپراطوری کوچیک‌ترین تخلفی رو
‫ بدون مجازات نمی‌ذاره

210
00:21:49,800 --> 00:21:52,933
‫خیلی چیز‌ها از دست دادی درسته

211
00:21:54,200 --> 00:21:56,200
‫ولی هنوز کلی چیز برای از دست دادن هست

212
00:22:00,566 --> 00:22:02,666
‫زن و بیوه هر دو ملکه هستن

213
00:22:05,100 --> 00:22:08,633
‫ولی الان، باید به احساساتت مسلط بشی

214
00:22:34,400 --> 00:22:35,733
‫تلم اینجوری می‌کشه منو؟

215
00:22:36,866 --> 00:22:38,366
‫بینا‌ها همدیگر رو نمی‌کشن

216
00:22:39,466 --> 00:22:41,566
‫امیدوارم این یعنی گیل هنوز حالش خوبه

217
00:22:42,266 --> 00:22:44,066
‫دارن برای میز آماده‌ش می‌کنن

218
00:22:45,266 --> 00:22:46,533
‫چه میزی؟

219
00:22:50,333 --> 00:22:53,733
‫نباید بگم، ولی افتخار خیلی خاصیه

220
00:22:54,500 --> 00:22:57,200
‫خیلی حس خوبی ندارم بهش

221
00:23:07,500 --> 00:23:09,966
‫خیل خب، یچیزی واقعا اینجا مشکل داره

222
00:23:10,800 --> 00:23:13,800
‫به خاطر اوناست، سازت رو خنثی می‌کنن

223
00:23:13,900 --> 00:23:19,300
‫خیل خب، پس توی زندان روانی هم هستم،
‫فقط فیزیکی نیست

224
00:23:20,300 --> 00:23:22,533
‫چطور کار می‌کنن؟ اون عدد‌ها معنیشون چیه؟

225
00:23:22,600 --> 00:23:24,100
‫من از اعداد سر در نمیارم

226
00:23:24,200 --> 00:23:25,200
‫منم همینطور

227
00:23:27,533 --> 00:23:29,233
‫کاش هری هنوز اینجا بود

228
00:23:29,333 --> 00:23:30,700
‫بابت اتفاقی که براش افتاد متاسفم

229
00:23:30,766 --> 00:23:34,233
‫اون ناکافی بود،
‫ ولی می‌دونم به هرحال دوستش داشتی

230
00:23:34,333 --> 00:23:36,733
‫اون ناکافی نبود جسیا

231
00:23:37,300 --> 00:23:41,666
‫اون نابغه بود و دقیقا می‌فهمید که اون چیزا چطور...

232
00:23:44,033 --> 00:23:46,100
‫اون‌ها دنبال منشورن سالور

233
00:23:46,166 --> 00:23:48,000
‫توی بگاره

234
00:23:48,100 --> 00:23:53,100
‫شبیه چیزی که همیشه هست نیست،پیداش کن،
‫ مراقبش باش، مراقب گیل باش، بهت نیاز داره

235
00:23:53,833 --> 00:23:56,600
‫جسیا، میزی که گیل رو دارن می‌برن کجاست؟

236
00:23:56,666 --> 00:24:01,600
‫توی قصره، اونور، ولی تو که اینجایی

237
00:24:01,700 --> 00:24:03,300
‫بذار خودم نگران این باشم، برو

238
00:24:03,400 --> 00:24:05,366
‫و هرکاری می‌کنی، این صحبت رو فراموش کن

239
00:24:05,900 --> 00:24:09,233
‫اون یکی سلدان انگار یه نسخه کپی از منشور داره

240
00:24:09,300 --> 00:24:12,466
‫ولی در حقیقت، فقط یک منشور هست
‫و هر دوی ما داریمش

241
00:24:14,266 --> 00:24:15,266
‫در دو جای مختلف

242
00:24:23,000 --> 00:24:26,133
‫نگاه کردن بهش، مثل نگاه کردن به دست اونه

243
00:24:28,633 --> 00:24:29,666
‫دهلیز رو بهم نشون بده

244
00:24:54,166 --> 00:24:55,666
‫سالور هاردین؟

245
00:24:59,800 --> 00:25:00,800
‫هری سلدان

246
00:25:02,666 --> 00:25:03,666
‫چطور اینجایی؟

247
00:25:05,933 --> 00:25:07,000
‫من اینجا نیستم

248
00:25:09,033 --> 00:25:11,100
‫به طور فیزیکی نیستم

249
00:25:13,633 --> 00:25:17,966
‫ذهنم یجورایی از در پشتی وارد شد

250
00:25:19,066 --> 00:25:23,200
‫منشور، همونی که وقتی از ترمینوس رفتی برداشتی؟

251
00:25:23,266 --> 00:25:24,600
‫بله همون

252
00:25:25,733 --> 00:25:30,000
‫داری میگی به عنوان
‫ یه دریچه کوانتومی به دهلیز عمل می‌کنه؟

253
00:25:30,566 --> 00:25:31,666
‫خب با عقل جور در میاد

254
00:25:31,733 --> 00:25:35,066
‫یه سیستم کوانتومی یگانه‌ست
‫که در حالت بر هم نهی وجود داره

255
00:25:37,400 --> 00:25:41,500
‫چرا از قبل نفهمیده بودم؟
‫من خودم اونو اختراع کردم

256
00:25:41,600 --> 00:25:45,166
‫- خب نمی‌دونستی
‫- جواب نده، سوال بلاغی بود

257
00:25:45,266 --> 00:25:49,666
‫یکی می‌تونه بگه که
‫من کسی نیستم که اونو ساختم

258
00:25:49,766 --> 00:25:53,766
‫من یه نسخه از خودمم که توسط طراح طراحی شدم،
‫درست مثل منشور

259
00:25:55,166 --> 00:26:00,933
‫پس فکر می‌کنم که خودم می‌تونستم این دانش رو

260
00:26:01,033 --> 00:26:03,866
‫از طراحی خودم خارج کنم، ولی به چه دلیل؟

261
00:26:04,833 --> 00:26:09,566
‫چرا قبل از اینکه بمیرم اطلاعات به این مهمی
‫رو باید از تنها کپی مخفی...

262
00:26:13,466 --> 00:26:16,866
‫من تنها نسخه کپی نیستم، مگه نه؟

263
00:26:21,533 --> 00:26:24,300
‫اون کسیه که بهت گفت
‫ منشور می‌تونه این کار رو بکنه؟

264
00:26:24,366 --> 00:26:26,000
‫فکر نکنم باید...

265
00:26:27,833 --> 00:26:29,333
‫نباید بدونم

266
00:26:32,300 --> 00:26:35,133
‫پس یکی دیگه از من هست

267
00:26:36,733 --> 00:26:40,900
‫هدف اون چیه؟ من فقط اینجام
‫که بنیاد رو به حرکت در بیارم

268
00:26:41,766 --> 00:26:44,400
‫چرا اینقدر زحمت بدم و
‫ یه نسخه پشتیبان بسازم که....

269
00:26:48,900 --> 00:26:50,066
‫خیلی زیرکانه بود

270
00:26:51,833 --> 00:26:53,566
‫یه بنیاد دوم

271
00:26:56,566 --> 00:26:58,566
‫ولی اگه اون یکی نسخه من
‫اطلاعاتی داره که من ندارم

272
00:26:59,700 --> 00:27:04,700
‫و اگه به این موضوع به چشم یه آزمایش بزرگ
‫نگاه کنیم، که یجورایی هم هست

273
00:27:05,600 --> 00:27:08,033
‫پس این یکی بنیاد گروه شاهد میشه

274
00:27:08,766 --> 00:27:13,433
‫که بدون اطلاع مونده، مثل دست چپی که
‫اطلاعی نداره دست راست داره چیکار می‌کنه

275
00:27:13,500 --> 00:27:16,600
‫لعنتی، من دست چپه‌ام

276
00:27:18,966 --> 00:27:21,400
‫البته هیچکدوم از این‌ها دلیل اینجا بودنت رو نمیگه

277
00:27:21,933 --> 00:27:23,766
‫- به کمکت نیاز داریم
‫- نیاز دارید؟

278
00:27:24,433 --> 00:27:25,600
‫من و گیل و...

279
00:27:25,700 --> 00:27:28,700
‫دیگه چیزی بهم نگو، ریاضیات رو آلوده می‌کنی

280
00:27:29,366 --> 00:27:32,600
‫ریاضیات برام مهم نیستن، گیل در خطره

281
00:27:48,666 --> 00:27:50,333
‫یه حصاره

282
00:27:51,600 --> 00:27:53,366
‫باید صدها سرباز کوفتی امپراطوری باشن،
‫کاری نمی‌تونیم بکنیم

283
00:27:53,833 --> 00:27:55,433
‫اسپیریت برای مخفی‌کاری ساخته شده

284
00:27:56,133 --> 00:27:57,300
‫و به اندازه کافی دور هستیم

285
00:27:57,800 --> 00:28:00,433
‫ممکنه که اثر گرانشیمون شناسایی نشده باشه

286
00:28:12,633 --> 00:28:14,233
‫فکر می‌کنی زنده مونده؟

287
00:28:16,366 --> 00:28:17,800
‫پیامبر ازش مراقبت می‌کنه

288
00:28:18,300 --> 00:28:22,633
‫کنستانت خدمتگزار وفادارشه،
‫با یاری پیامبر اون جاش امنه

289
00:28:35,633 --> 00:28:38,033
‫فکر کردم اومدم اینجا که دعا کنم

290
00:28:39,633 --> 00:28:40,800
‫فکر نکنم به این دلیل اومده باشم

291
00:28:43,900 --> 00:28:45,733
‫برای تو تا ترنتور رفت

292
00:28:47,400 --> 00:28:48,500
‫چرا؟

293
00:28:49,433 --> 00:28:53,533
‫اون خیلی چیز‌های بیشتری
‫ از زندگیش برای ارائه داشت

294
00:29:15,800 --> 00:29:17,266
‫فکر نمی‌کردم بیای بیرون

295
00:29:19,400 --> 00:29:21,133
‫حس کردم که اینقدر رو بهت مدیونم

296
00:29:22,300 --> 00:29:24,266
‫من پخش زنده از ترنتور رو نگاه کردم

297
00:29:24,366 --> 00:29:26,400
‫- زنده‌ست؟
‫- نمی‌دونم

298
00:29:27,433 --> 00:29:31,166
‫کلی از مردم زندگیشون رو وقف این کردن
‫که تو همه چی رو می‌دونی

299
00:29:32,400 --> 00:29:35,533
‫از همون لحظه که بهش فکر کرد رو زانو‌هام نشستم

300
00:29:35,633 --> 00:29:38,633
‫و گفتم «هر کاری رو توی ترمینوس انتخاب کن،
‫کار منو انتخاب کن، کار منو انتخاب کن»

301
00:29:38,700 --> 00:29:39,700
‫«فقط قول...

302
00:29:43,366 --> 00:29:45,666
‫«فقط قول بده که ردای مذهبی رو انتخاب نمی‌کنی»

303
00:29:47,200 --> 00:29:49,900
‫نمی‌خواستم یکی از دراویش تو بشه

304
00:29:53,100 --> 00:29:54,166
‫یکی از ابله‌هات

305
00:29:55,100 --> 00:29:59,766
‫من فقط یک لحظه دخترت رو دیدم
‫ولی به نظرم ساده لوح نمیومد

306
00:30:00,700 --> 00:30:01,800
‫و اگه برات مهمه می‌خوام بدونی

307
00:30:01,900 --> 00:30:04,900
‫- امیدوارم زنده باشه
‫- کنستانت دختر خوبی بود

308
00:30:06,433 --> 00:30:07,866
‫و بهت باور داشت

309
00:30:11,600 --> 00:30:13,733
‫نزدیک بود به خاطر این سرشو ببرن

310
00:30:15,066 --> 00:30:17,066
‫ تاریخ برای تو مهمه

311
00:30:18,033 --> 00:30:20,566
‫ولی آدم‌هایی که داخلش زندگی‌ می‌کنن نه

312
00:30:22,000 --> 00:30:24,033
‫نمی‌تونم اشخاص خاص رو در نظر بگیرم

313
00:30:25,866 --> 00:30:27,833
‫و نمی‌تونم سرنوشتشون رو پیش‌بینی کنم

314
00:30:28,500 --> 00:30:31,900
‫ولی می‌بینمشون، می‌بینم

315
00:30:34,400 --> 00:30:35,733
‫خیلی خوب می‌بینمشون

316
00:30:37,500 --> 00:30:40,400
‫روانشناسی تاریخی از خاطرات اون‌ها ساخته شده

317
00:30:41,200 --> 00:30:42,400
‫از تصمیم‌های اون‌ها

318
00:30:43,033 --> 00:30:44,533
‫از داستان‌های اون‌ها

319
00:30:45,233 --> 00:30:47,500
‫هرکسی که زندگی کرده سازنده اون بوده

320
00:30:48,266 --> 00:30:50,433
‫میلیارد‌ها تصمیم

321
00:30:51,100 --> 00:30:52,333
‫حتی بیشتر

322
00:30:53,166 --> 00:30:55,166
‫پس می‌بینی همشون مهمن

323
00:30:57,033 --> 00:31:00,233
‫بهم بگو زنده می‌مونه و من حرفت رو باور می‌کنم

324
00:31:02,000 --> 00:31:04,333
‫اگه اینطور بود، توهم ردای مذهبی می‌پوشیدی

325
00:31:07,200 --> 00:31:08,533
‫چیکار کنیم دکتر؟

326
00:31:09,966 --> 00:31:11,766
‫سخت‌ترین کار ممکن رو می‌کنیم

327
00:31:15,100 --> 00:31:16,100
‫صبر می‌کنیم

328
00:31:36,966 --> 00:31:39,033
‫امپراطوری گفت که تورو پیش فضاران‌ها فرستادن

329
00:31:39,866 --> 00:31:43,000
‫آره سلدان امیدوار بود متقاعدشون کنم
‫جهتشون رو عوض کنن

330
00:31:44,700 --> 00:31:48,300
‫می‌خواست یه تیغه باشم،
‫فکر کنم براش مهم نبود که چقدر کُندم

331
00:31:51,633 --> 00:31:52,700
‫برای بکی متاسفم

332
00:31:53,866 --> 00:31:55,500
‫خیلی متاسفم که...

333
00:31:57,100 --> 00:31:58,233
‫نتونستم پالی رو نجات بدم

334
00:32:02,533 --> 00:32:04,466
‫اون دلیل عضو کلیسا شدنم بود

335
00:32:06,066 --> 00:32:08,633
‫دلیلی که خیلی‌ها بینش سلدان رو قبول کردن

336
00:32:10,866 --> 00:32:13,733
‫اون جرقه رو بیش از صد سال زنده نگه داشت

337
00:32:16,533 --> 00:32:17,933
‫ولی بعد از توان افتاد

338
00:32:19,400 --> 00:32:20,966
‫دیدم که این اتفاق افتاد و...

339
00:32:24,033 --> 00:32:25,233
‫نمی‌تونستم کمکش کنم

340
00:32:29,366 --> 00:32:32,033
‫من دانش‌آموز بدی بودم تو کلیسا

341
00:32:33,600 --> 00:32:35,900
‫این موعظه یادمه، که تمثیل بود

342
00:32:36,800 --> 00:32:40,966
‫که چطور زندگی مثل جمع کردن جواهر توی کیسه‌ست

343
00:32:42,433 --> 00:32:45,133
‫و در آخر

344
00:32:45,233 --> 00:32:48,566
‫نمی‌خوای کیسه‌ت پر بشه،
‫دوست داری خالی باشه

345
00:32:50,966 --> 00:32:51,966
‫چون همشون رو بخشیدی به دیگران

346
00:32:53,233 --> 00:32:54,233
‫آره

347
00:32:56,833 --> 00:32:58,000
‫همشون رو داد به من

348
00:33:03,766 --> 00:33:05,633
‫به روبیکان نزدیک می‌شویم

349
00:33:06,133 --> 00:33:09,600
‫خب کلاریک اعظم،
‫الان چه حسی به ماموریتت داری؟

350
00:33:12,866 --> 00:33:15,766
‫اگه من بودم تصور می‌کردم سخته

351
00:33:15,833 --> 00:33:17,300
‫که امپراطوری بهت زل زده

352
00:33:18,800 --> 00:33:20,566
‫من هری سلدان رو دیدم

353
00:33:21,833 --> 00:33:23,233
‫به شهرت عادت دارم

354
00:33:23,300 --> 00:33:24,666
‫اوه سلدان

355
00:33:25,700 --> 00:33:27,933
‫حتما یه جذبه‌ای داره که من درک نمی‌کنم

356
00:33:28,600 --> 00:33:34,666
‫شخیصۀ اصلی کلیسای روح کهکشانی
‫ اینه که جوابگوـه

357
00:33:35,066 --> 00:33:36,166
‫ما جذاب‌ترش می‌کنیم

358
00:33:37,266 --> 00:33:40,333
‫ولی در باطن، فقط علمه

359
00:33:40,400 --> 00:33:41,400
‫بله

360
00:33:42,500 --> 00:33:43,800
‫سخت‌گیری دانشمندانه

361
00:33:44,800 --> 00:33:47,533
‫چقدر همه بچه‌ها سخت‌گیریش رو دوست دارن

362
00:33:49,633 --> 00:33:51,000
‫گفتم جذابش می‌کنیم

363
00:33:51,500 --> 00:33:52,833
‫اون جنگ رو پیش‌بینی می‌کنه

364
00:33:52,933 --> 00:33:54,333
بین ‫بنیاد و امپراطوری

365
00:33:55,966 --> 00:33:59,966
‫این یه سفینۀ جنگیه،
‫پس به نظر درست می‌گفت

366
00:34:00,066 --> 00:34:03,133
‫این بحران دومش خواهد بود

367
00:34:04,766 --> 00:34:07,466
‫فکر می‌کنم من تنها کسی‌ خواهم بود
‫که هر دو رو می‌بینم

368
00:34:08,766 --> 00:34:10,533
‫به جز سلدان، با روش خودش

369
00:34:11,033 --> 00:34:12,033
‫و من...

370
00:34:13,800 --> 00:34:14,800
‫به روش خودم

371
00:34:21,000 --> 00:34:26,333
‫سلدان باور داره که بر خلاف تمام باور‌ها
‫امپراطوری رو شکست خواهد داد

372
00:34:27,633 --> 00:34:31,033
‫مثل تخم‌مرغ سنگی که توی افسانه قدیمی
‫کاسه رو می‌شکنه

373
00:34:32,466 --> 00:34:35,866
‫ولی پیش‌بینی‌هاش با فرض نادانی ما هست، نه؟

374
00:34:37,166 --> 00:34:41,100
‫ اینکه من و تو از پیش‌بینی‌ها آگاهیم،
‫می‌تونه بهم بزنتشون نه؟

375
00:34:41,766 --> 00:34:44,300
‫من به بنیاد ایمان دارم

376
00:34:45,400 --> 00:34:48,100
‫ببین چطور سخت‌گیری‌ها مثل آب‌نبات ذوب میشن

377
00:34:50,266 --> 00:34:51,366
‫ببین پالی...

378
00:34:54,700 --> 00:34:57,500
‫در دنیای واقعی یک نظم طبیعی وجود داره کلاریک

379
00:34:57,566 --> 00:35:01,833
‫هیچ تخمی اینقدر قوی نیست
‫که از انفجار اتمی جون سالم بدر ببره

380
00:35:03,900 --> 00:35:06,500
‫بین واردن‌ها یه مثل قدیمی هست

381
00:35:07,066 --> 00:35:11,700
‫«خشونت آخرین گزینۀ افراد نالایقه»

382
00:35:12,700 --> 00:35:14,200
‫چه مثل حقیری

383
00:35:17,133 --> 00:35:18,833
‫ولی احتمالا درسته حرفت

384
00:35:22,166 --> 00:35:23,433
‫خب الان من تو یه زندونی هستم...

385
00:35:23,500 --> 00:35:27,566
‫نباید بدونم دربارش، منتالیک‌ها
‫تلپات‌ها، من نباید بدونم درباره اینا

386
00:35:27,666 --> 00:35:29,033
‫اگه می‌تونی منو اینجا ببینی،
‫منم می‌تونم اونجا ببینمت

387
00:35:37,666 --> 00:35:38,800
‫شگفت‌آوره

388
00:35:40,366 --> 00:35:43,266
‫آره، اونا مشکل منن

389
00:35:44,266 --> 00:35:45,600
‫خب دارن ذهنت رو می‌خونن

390
00:35:45,700 --> 00:35:47,366
‫سنسور‌های مغزی

391
00:35:47,933 --> 00:35:51,366
‫طول موج‌هایی خارج از فاز
‫با موج‌های مغزیت تولید می‌کنن

392
00:35:52,000 --> 00:35:55,466
‫امواج باهم برخورد می‌کنن و هم رو خنثی می‌کنن

393
00:35:56,033 --> 00:35:57,533
‫می‌تونی کمکم کنی خاموششون کنم

394
00:36:00,800 --> 00:36:02,233
‫می‌تونم کار بهتری بکنم

395
00:36:02,733 --> 00:36:03,866
‫اون صدای «موا موا» رو...

396
00:36:06,133 --> 00:36:07,033
‫می‌شنوی؟

397
00:36:08,433 --> 00:36:10,866
‫اون‌ها صدا‌های نا‌موزون هستن
‫که برای بهم ریختن تمرکزت تولید میشن

398
00:36:10,966 --> 00:36:16,766
‫حالا من شرط می‌بندم که می‌تونی فرکانسشون
‫ رو جوری تنظیم کنیم که سنگ‌‌ها رو بشکنیم

399
00:36:19,633 --> 00:36:20,633
‫خیل خب

400
00:36:22,566 --> 00:36:26,700
‫- ممنونم دکتر سلدان
‫- خواهش می‌کنم، سالور هاردین

401
00:36:28,933 --> 00:36:31,700
‫صبر کن! بحران دوم شروع شده؟

402
00:36:32,766 --> 00:36:34,100
‫همیشه یه واردنی

403
00:36:36,200 --> 00:36:38,466
‫اوضاع فعلا رو هواست

404
00:36:39,866 --> 00:36:41,666
‫ولی ترمینوس نجات پیدا می‌کنه نه؟

405
00:36:41,900 --> 00:36:42,866
‫هوبر ملو

406
00:36:44,333 --> 00:36:45,700
‫هوبر ملو

407
00:36:47,433 --> 00:36:52,366
‫بنا بر گفته‌های گیل، اون قراره
‫در پوست امپراطوری نفوذ کنه

408
00:36:52,966 --> 00:36:54,466
‫نباید اینو بهم می‌گفتی

409
00:36:55,133 --> 00:36:56,633
‫نمی‌تونم مجبورت کنم که ازش استفاده کنی

410
00:36:58,333 --> 00:37:00,900
‫اگه بکنم، همه‌چی ممکنه عوضه بشه

411
00:37:01,700 --> 00:37:02,433
‫بیگانه

412
00:37:04,400 --> 00:37:08,266
‫هیچوقت نذار وجدانت جلوی انجام کار درست رو بگیره

413
00:37:09,466 --> 00:37:10,466
‫موفق باشی واردن

414
00:37:16,533 --> 00:37:19,800
‫اگه دست چپ نتونه با انگشتش انگولک کنه...

415
00:37:22,033 --> 00:37:23,966
‫پس دیگه فایده داشتن انگشت چیه

416
00:37:36,633 --> 00:37:38,033
‫هوبر ملو!

417
00:37:38,733 --> 00:37:41,233
‫هوبر ملو رو پیدا کنید!

418
00:37:41,300 --> 00:37:48,700
‫[هوبر ملو]

419
00:38:07,766 --> 00:38:09,833
‫جواب خوبی خوبیه، به نظرت این طور نیست؟

420
00:38:11,300 --> 00:38:13,400
‫دی تو سیاره نیست

421
00:38:13,466 --> 00:38:18,500
‫نمی‌تونم به موقعیت بهتری فکر کنم که
‫بازجویی‌هامون رو ادامه بدیم

422
00:38:21,400 --> 00:38:23,700
‫سفینه اسپریت رایزینگ، تسلیم شید

423
00:38:23,766 --> 00:38:25,766
‫به نام امپراطوری دستگیر شدید

424
00:38:26,766 --> 00:38:29,000
‫- می‌تونه مارو ببینه؟
‫- آره و صدامون رو بشنوه

425
00:38:29,500 --> 00:38:30,866
‫هوبر، مچت

426
00:38:31,866 --> 00:38:33,666
‫آقای ملو، برادر

427
00:38:34,333 --> 00:38:36,600
‫زحمت جهش کردن رو نکش،
‫درایو‌هاتون خاموشه

428
00:38:36,666 --> 00:38:40,366
‫ما قراره سوار سفینه‌تون شیم و قول میدیم
‫که توی سفینه ما جاتون راحت خواهد بود

429
00:38:42,500 --> 00:38:46,600
‫تو دنبال پاسخ بودی، فکر می‌کنم اینجا پیداشون می‌کنیم

430
00:38:47,100 --> 00:38:50,900
‫یکی یه پیام مخفی روی نقاشی دیوار گذاشته

431
00:38:53,433 --> 00:38:57,600
‫بعضیا باور دارن کهولت سن همراه با ضعفه

432
00:38:59,266 --> 00:39:05,800
‫ولی جمع‌کردن یک عمر تجربه مزایایی‌ هم داره

433
00:39:40,300 --> 00:39:41,366
‫کجاییم؟

434
00:39:48,733 --> 00:39:50,766
‫- اومدی
‫- البته

435
00:39:51,266 --> 00:39:53,800
‫توی اتاق تاج و تخت چیزی که به نفع دی گفتم،

436
00:39:53,866 --> 00:39:55,300
‫فقط نمایش بود

437
00:39:55,366 --> 00:39:56,633
‫می‌دونی دیگه نه؟

438
00:39:56,700 --> 00:39:59,066
‫- تا موقعی که فکر کنه صاحب منه
‫- صاحبت نیست

439
00:39:59,966 --> 00:40:01,700
‫داشتم در مورد چیزی که خواستی فکر می‌کردم

440
00:40:08,300 --> 00:40:09,300
‫مطمئنی؟

441
00:40:22,100 --> 00:40:26,266
‫تو تمام این سال‌ها، با این راه‌پله روبرو نشدم

442
00:40:27,300 --> 00:40:28,666
‫شک دارم که دی هم شده باشه

443
00:40:29,866 --> 00:40:32,033
‫برام سواله که تا الان کسی از ما شده

444
00:40:39,500 --> 00:40:40,666
‫حس عجیبیه

445
00:40:41,266 --> 00:40:42,566
‫چی؟

446
00:40:42,666 --> 00:40:45,166
‫اینکه تو خونه خودت حس غریبه بودن کنی

447
00:42:22,533 --> 00:42:23,766
‫حالت خوبه گیل؟

448
00:42:25,733 --> 00:42:27,300
‫فکر می‌کنم حالت خوبه

449
00:42:27,600 --> 00:42:29,300
‫بیا، اجازه بده

450
00:42:29,400 --> 00:42:33,133
‫یادته بهت گفتم وقتی بچه بودم

451
00:42:33,233 --> 00:42:35,000
‫منو با خدا اشتباه می‌گرفتن؟

452
00:42:35,066 --> 00:42:39,100
‫اینقدر توسط مردم محافظت شده بودم
‫که حس زندانی بودن داشتم

453
00:42:39,733 --> 00:42:44,866
‫بیشتر وقت‌ها روی یه جایگاه شیشه‌ای
‫که روی بلندترین درخت مقدسمون بود می‌نشستم

454
00:42:44,966 --> 00:42:46,233
‫تنهای تنها

455
00:42:48,300 --> 00:42:50,333
‫بعضی روز‌ها مثل یک عمر می‌گذشت

456
00:42:52,100 --> 00:42:53,433
‫و باز هم تعجب‌آور بود

457
00:42:53,500 --> 00:42:58,366
‫روزی که فهمیدم پوستم مثل
‫یه میوه پوسیده نرم و چروک شده

458
00:42:59,100 --> 00:43:00,166
‫که پیر شدم

459
00:43:02,000 --> 00:43:03,766
‫فکر کردم که منصفانه‌ نیست

460
00:43:04,800 --> 00:43:08,133
‫که زندگیم تقریبا تموم شده
‫و هیچوقت زندگی نکردم

461
00:43:15,933 --> 00:43:18,066
‫ولی بعد یه دختری رو پیدا کردم

462
00:43:18,166 --> 00:43:20,200
‫یه دختر کوچیکی مثل خودم

463
00:43:20,766 --> 00:43:25,366
‫باید از تمام قدرتم استفاده می‌کردم
‫که ناخداگاهم رو وارد اون کنم

464
00:43:25,466 --> 00:43:28,200
‫و می‌ترسیدم که بین دو بدن بمونم

465
00:43:28,300 --> 00:43:32,133
‫مثل افتادن بین قایق و اسکله و اون بین له شدن

466
00:43:32,700 --> 00:43:34,200
‫یک سال تمرین کردم

467
00:43:35,333 --> 00:43:38,266
‫هنوز ترسناک بود ولی انجامش دادم

468
00:43:39,366 --> 00:43:42,900
‫این پرش توی هوا و داخل یک ذهن پر

469
00:43:44,900 --> 00:43:47,133
‫اون تجسم دوم من بود

470
00:43:47,633 --> 00:43:49,633
‫کی؟ دختر کوچیکی که نشونمون دادی؟

471
00:43:51,200 --> 00:43:53,066
‫پدر مادرش خیلی بهش افتخار می‌کردن

472
00:43:53,700 --> 00:43:57,866
‫و دین ما توسط این معجزه بزرگ تازه شد

473
00:43:58,500 --> 00:44:01,400
‫و سپس هر شش یا هفت دهه

474
00:44:01,500 --> 00:44:04,266
‫وقتی حس می‌کردم که بدن کنونیم داره از بین میره

475
00:44:04,366 --> 00:44:06,066
‫یک کودک دیگه رو انتخاب می‌کنم

476
00:44:07,066 --> 00:44:12,533
‫با هر تجسم جدید، قدرت من افزایش یافت

477
00:44:12,633 --> 00:44:16,166
‫خیلی زود می‌تونستم داخل ذهن هرکسی
‫که اطرافم بود رو ببینم

478
00:44:16,666 --> 00:44:19,100
‫افکراشون رو بخونم، کنترلشون کنم

479
00:44:19,933 --> 00:44:25,233
‫و یک روز صداهایی از جهان‌های دیگه شنیدم

480
00:44:27,333 --> 00:44:29,066
‫صدای تو رو شنیدم گیل

481
00:44:29,133 --> 00:44:32,533
‫که بیشتر از یک قرن پیش از سینکس فریاد می‌زدی

482
00:44:32,600 --> 00:44:36,300
‫مثل یه نبوغ خش خش کننده‌ای بودی
‫که سعی می‌کردی غرق نشی

483
00:44:38,233 --> 00:44:40,233
‫من بودم که بذر رو در ذهنت کاشتم

484
00:44:40,333 --> 00:44:41,566
‫- که باید از اونجا بری
‫- چی؟

485
00:44:42,166 --> 00:44:44,366
‫همه این‌ها از درون خودم اومدن

486
00:44:44,900 --> 00:44:47,533
‫- من ابرکسس رو حل کردم من...
‫- الان دیگه مهم نیست

487
00:44:47,633 --> 00:44:50,066
‫هممون همون‌جایی هستیم که باید باشیم

488
00:44:51,066 --> 00:44:53,400
‫داره باهاتون چیکار می‌کنه؟

489
00:44:53,500 --> 00:44:56,333
‫- کمکم کنید
‫- من برای اون‌ها دارم این کار رو می‌کنم

490
00:44:56,933 --> 00:45:01,833
‫وقتی قدرت تو قدرت من بشه،
‫می‌تونم مردممون رو امن نگه دارم

491
00:45:03,433 --> 00:45:04,800
‫چه بلایی سر من میاد؟

492
00:45:05,300 --> 00:45:07,100
‫یه مدت با من خواهی بود

493
00:45:07,500 --> 00:45:09,633
‫من چندین سال صدای اون بچه کوچیک رو می‌شنیدم

494
00:45:09,733 --> 00:45:12,066
‫مثل صدایی که از ته چاه میاد

495
00:45:12,133 --> 00:45:15,533
‫و هر روز کمتر میشد
‫ تا اینکه فقط صدای سکوت رو می‌شنیدم

496
00:45:17,066 --> 00:45:19,066
‫هنوز بهش گوش میدم ولی

497
00:45:20,500 --> 00:45:22,933
‫درست همونطور که همیشه به تو گوش خواهم داد

498
00:45:28,100 --> 00:45:31,066
‫یه وسیله‌ای داشتیم، یه وسیلۀ قدیمی

499
00:45:31,166 --> 00:45:34,066
‫که با سیگنال‌های مغزی مردم درگیر میشد

500
00:45:34,166 --> 00:45:35,966
‫ذهنشون رو عوض می‌کرد یجورایی

501
00:45:36,833 --> 00:45:39,800
‫این سوت‌ها بخشی از اونه

502
00:45:39,866 --> 00:45:41,300
‫به تنهایی بی‌ضررن

503
00:45:41,366 --> 00:45:44,533
‫ازشون استفاده می‌کنیم که
‫به بچه‌ها یاد بدیم که خودشون رو بی‌صدا کنن

504
00:45:45,133 --> 00:45:46,800
‫ولی اگه با هم بنوازیشون

505
00:45:47,800 --> 00:45:49,433
‫دیگه نمی‌تونی باهام مبارزه کنی گیل

506
00:45:49,500 --> 00:45:51,966
‫صفحات میزان‌سازی دارن تنظیم میشن

507
00:45:53,700 --> 00:45:54,633
‫کمکم کنید

508
00:45:57,300 --> 00:45:58,800
‫خواهش می‌کنم، نمی‌تونید بذارید...

509
00:46:01,400 --> 00:46:03,333
‫اون مسئول محافظت از سلسله ژنتیکیه

510
00:46:04,266 --> 00:46:05,466
‫توی برنامه‌ریزیشه

511
00:46:06,200 --> 00:46:08,266
‫ولی کی دمرزل رو برنامه‌ریزی کرده؟

512
00:46:16,100 --> 00:46:17,300
‫ترمینوس منتظره

513
00:46:24,366 --> 00:46:26,866
‫این سرنوشت منه دمرزل

514
00:46:29,766 --> 00:46:30,866
‫اینجا کجاست؟

515
00:46:32,033 --> 00:46:33,433
‫برای هر مقصودی که باشه

516
00:46:33,933 --> 00:46:36,666
‫دمرزل زحمت زیادی کشیده که مخفی نگهش داره

517
00:46:38,666 --> 00:46:40,700
‫من همیشه فکر می‌کردم ما مستقلیم

518
00:46:40,800 --> 00:46:43,966
‫یک توسعۀ خالص از کلئون اول،
‫اینکه دمرزل به ما خدمت می‌کنه

519
00:46:44,833 --> 00:46:47,733
‫ولی در حقیقت، دمرزل فقط به اون خدمت می‌کنه

520
00:46:48,233 --> 00:46:50,266
‫خیلی با دم شیر بازی کردیم

521
00:46:51,266 --> 00:46:52,600
‫فکر نکنم امن باشه

522
00:46:53,500 --> 00:46:54,666
‫برای اون و یا برای من

523
00:46:54,766 --> 00:46:56,600
‫حتی فکر نمی‌کنم برای دی هم امن باشه

524
00:46:56,666 --> 00:46:59,900
‫شما همتون عروسک خیمه شب‌بازی‌اید
حداقل ‫این مشخص شده

525
00:47:02,066 --> 00:47:06,466
‫تو درباره اصالت دمرزل دنبال پاسخ بودی

526
00:47:08,766 --> 00:47:11,733
‫این تالار به خیلی چیز‌ها معروفه

527
00:47:12,633 --> 00:47:15,666
‫ولی اول فقط یک زندان بود

528
00:47:17,500 --> 00:47:21,033
‫خوش اومدی کلئون شانزدهم

529
00:47:25,033 --> 00:47:28,500
‫خیلی وقت‌ها فکر کردم به اینکه
‫وقتی بقیه ما خوابیم تو چی می‌بینی

530
00:47:30,966 --> 00:47:32,366
‫چه چیزهایی رو از دست می‌دیم

531
00:47:34,800 --> 00:47:36,500
‫چه افکاری تو ذهنت هستن

532
00:47:38,200 --> 00:47:39,333
‫زندان برای کی؟

533
00:47:42,800 --> 00:47:46,233
‫شما سه‌تا قدرت واقعی رو در دست ندارید

534
00:47:48,133 --> 00:47:50,400
‫دمرزل تنها وارث واقعی کلئونه

535
00:47:55,566 --> 00:47:57,033
اون ‫ملکه همیشه‌گیشه
