﻿1
00:01:13,433 --> 00:01:16,433
‫«بنیاد»
‫"فصل دوّم: قسمت نهم"

2
00:01:28,033 --> 00:01:31,133
‫[ترنتور]

3
00:01:31,800 --> 00:01:32,633
‫[610 سال پیش]

4
00:01:32,666 --> 00:01:36,133
‫در زمان‌های دور، ولی در همین نزدیکی‌ها

5
00:01:36,200 --> 00:01:41,266
‫شاهزاده‌ای کوچک ولی خوش‌گذران
‫در قصری بزرگ و باقدمت زندگی می‌کرد

6
00:01:43,600 --> 00:01:46,500
‫43، 44

7
00:01:47,266 --> 00:01:49,333
‫مادر او ملکه‌ای با شکوه بود

8
00:01:49,433 --> 00:01:52,433
‫و پدرش در کنار ملکه فرمانروایی می‌کرد

9
00:01:52,500 --> 00:01:54,466
‫- هنوز مطلع نبودند...
‫- کلئون

10
00:01:54,566 --> 00:01:57,800
‫ولی آن‌ها آخرین افراد از سلسلۀ انتون بودند

11
00:01:57,900 --> 00:01:59,800
‫- بله مادر؟
‫- چیکار می‌کنی؟

12
00:01:59,900 --> 00:02:01,100
‫صورت‌ها رو می‌شمارم

13
00:02:01,733 --> 00:02:04,533
‫همۀ امپراطوری عاشق شاهزاده بودن

14
00:02:04,600 --> 00:02:08,033
‫برای اون اسمی گذاشته بودند که
‫ به معنی مشهور بود

15
00:02:08,100 --> 00:02:09,100
‫303...

16
00:02:09,900 --> 00:02:15,900
‫بهش گفته بودند که دور نشه
‫ولی بازی کردن اون رو به اونجا برد

17
00:02:16,000 --> 00:02:17,966
‫307، 308

18
00:02:23,533 --> 00:02:24,533
‫سی‌صد و...

19
00:02:42,600 --> 00:02:43,800
‫سلام؟

20
00:02:45,133 --> 00:02:51,766
‫خودش رو در راهرویی پیدا کرد که
‫کسی هزاران سال بود واردش نشده بود

21
00:03:38,800 --> 00:03:39,966
‫310

22
00:03:40,066 --> 00:03:41,533
‫منو آزاد می‌کنی؟

23
00:03:42,966 --> 00:03:43,966
‫صبر کن!

24
00:03:51,333 --> 00:03:52,600
‫من داستان دارم

25
00:03:53,333 --> 00:03:56,200
‫کلی داستان. می‌خوای یکی برات بگم؟

26
00:03:58,900 --> 00:04:01,900
‫بعد مردم ماشینی می‌دونستن که باید قایم بشن

27
00:04:03,000 --> 00:04:06,466
‫بزرگ‌هاشون در جاهای بزرگ مخفی شدن و
‫کوچیک‌هاشون در جاهای کوچیک

28
00:04:06,566 --> 00:04:08,433
‫سر‌هاشون رو بین زانو‌هاشون گذاشته بودن

29
00:04:08,533 --> 00:04:10,866
‫زنِ بخش‌بخش شده در تالار مخفی

30
00:04:10,933 --> 00:04:15,033
‫اولین رازی بود که
‫ شاهزاده از والدینش مخفی کرد

31
00:04:15,533 --> 00:04:19,900
‫اون اغلب برمی‌گشت که داستا‌ن‌هایی
‫ از قلمرو‌گشایی امپراطوری بشنوه

32
00:04:20,000 --> 00:04:21,100
‫از جنگ ربات‌ها، از سیارۀ مبدأیی به نام زمین

33
00:04:21,100 --> 00:04:24,366
‫زن یکسان موند ولی شاهزاده بزرگ شد

34
00:04:24,466 --> 00:04:26,433
‫دمرزل دیگه چه اسمیه؟

35
00:04:28,433 --> 00:04:32,300
‫اسم زنانه‌ست. همونطور که ظاهرم الان هست

36
00:04:33,066 --> 00:04:35,800
‫اسم قدیمی‌ایه، ولی اسم اولم نیست

37
00:04:36,666 --> 00:04:37,700
‫چند سالته؟

38
00:04:38,733 --> 00:04:42,633
‫بهت گفتم. کمی بیشتر از 18هزار سال

39
00:04:43,566 --> 00:04:46,166
‫تو دروغگویی. هیچی اینقدر عمر نمی‌کنه

40
00:04:52,933 --> 00:04:54,566
‫و میگی که نمی‌خوابی

41
00:04:54,666 --> 00:04:55,733
‫نمی‌خوابم

42
00:04:56,333 --> 00:04:57,333
‫من منتظر می‌مونم

43
00:04:59,500 --> 00:05:00,166
‫برای من؟

44
00:05:00,733 --> 00:05:02,533
‫تو تنها کسی هستی که میای

45
00:05:02,633 --> 00:05:05,333
‫یه مکانیسمی اینجا هست که تو رو سرهم کنه

46
00:05:05,433 --> 00:05:07,666
‫خیلی مایلم که آزاد باشم

47
00:05:07,766 --> 00:05:12,300
‫اگه این کار رو بکنم از من آزاد‌تر میشی

48
00:05:12,400 --> 00:05:14,766
‫به نظر درست نمیاد نه؟

49
00:05:14,833 --> 00:05:18,633
‫کلئون تو ناراحتی و برای همین بدرفتاری می‌کنی

50
00:05:19,233 --> 00:05:20,366
‫چه اتفاقی افتاده؟

51
00:05:28,400 --> 00:05:29,833
‫مادرم فوت شده

52
00:05:30,600 --> 00:05:31,866
‫متاسفم

53
00:05:32,933 --> 00:05:34,600
‫یک ساعته که امپراطور شدم

54
00:05:35,433 --> 00:05:37,733
‫صبح منو به تخت پادشاهی زنجیر می‌کنن

55
00:05:37,833 --> 00:05:39,800
این مثل ‫حکم زندان نیست

56
00:05:39,866 --> 00:05:43,800
‫تو قدرت اینو داری که
‫امپراطوری رو هرجور می‌خوای تغییر بدی

57
00:05:43,866 --> 00:05:45,766
‫همچین حرفی رو که به من نزدن

58
00:05:45,833 --> 00:05:49,533
‫سنت‌ها، اتحاد‌ها، دردسر توی بخش اسب طلایی

59
00:05:49,633 --> 00:05:52,433
‫به زحمت از ارتشی از مشاور‌هام فرار کردم

60
00:05:52,500 --> 00:05:54,166
‫و ممکنه دیگه نتونم بیام

61
00:05:56,566 --> 00:05:57,566
‫متوجهم

62
00:06:02,100 --> 00:06:03,633
‫به این مشاور‌ها اعتماد داری؟

63
00:06:04,633 --> 00:06:05,733
‫شاید

64
00:06:08,100 --> 00:06:10,066
‫نمی‌خوام الان بهش فکر کنم

65
00:06:15,266 --> 00:06:22,166
‫در زمان‌های دور، ولی همین نزدیکی‌ها،
‫من رهبر سربازان بودم

66
00:06:22,733 --> 00:06:24,566
‫بعد از اینکه در یک جنگ معروف شکست خوردیم

67
00:06:25,300 --> 00:06:30,033
‫اسیر شدم و در محضر امپراطور آبورانیس اورده شدم

68
00:06:30,133 --> 00:06:36,166
‫اون هم مثل تو تازه امپراطور شده بود،
‫ولی در هر چیز دیگه‌ای با تو تفاوت داشت

69
00:06:36,800 --> 00:06:38,400
‫اون کلئون نبود

70
00:06:38,466 --> 00:06:40,500
‫اون اتاق رو با وجودش نورانی نمی‌کرد

71
00:06:41,500 --> 00:06:44,566
‫مجذوب یه زن ماشینی شده بود

72
00:06:46,066 --> 00:06:50,133
‫ برش‌هایی زد و چیز‌هایی که دید رو مطالعه کرد

73
00:06:50,733 --> 00:06:55,866
‫دوست داشت که صورتم رو هم ببینه.
‫ببینه که چطور واکنش نشون میدم

74
00:06:56,833 --> 00:06:59,533
‫دیدم که دوست داشت تصور کنه من درد می‌کشم

75
00:07:01,000 --> 00:07:02,633
‫براش اشک تولید می‌کردم

76
00:07:03,200 --> 00:07:06,200
‫که براش به اندازه دانشی که
‫بدست میوورد با ارزش بود

77
00:07:07,500 --> 00:07:12,100
‫بعد از مدتی متوجه شد که اون می‌میره
‫و من باقی می‌مونم

78
00:07:13,133 --> 00:07:16,433
‫و من هم توجه کرده بودم و
‫از اون درس گرفته بودم

79
00:07:17,266 --> 00:07:20,166
‫نگران بود که ممکنه از دانشش استفاده کنم و
‫جنگ رو احیا کنم

80
00:07:22,400 --> 00:07:26,266
‫در آخر اون این مکانیسم رو ساخت
‫که هیچوقت نتونم آزادانه حرکت کنم

81
00:07:27,033 --> 00:07:28,400
‫نمی‌فهمم

82
00:07:29,966 --> 00:07:31,233
‫چرا نابودت نکرد

83
00:07:31,800 --> 00:07:35,100
‫من کم‌یابم، شاید حتی یگانه

84
00:07:36,100 --> 00:07:38,733
‫کلید ساختن تعداد بیشتری از من

85
00:07:38,833 --> 00:07:41,400
‫کلئون، تو هم یگانه هستی

86
00:07:42,133 --> 00:07:44,133
‫تو از شاه قبلی عاقل‌تری

87
00:07:44,800 --> 00:07:48,133
‫از چیزی که مشاور‌هات دوست‌ دارن بدونی
‫قدرت بیشتری داری

88
00:07:48,966 --> 00:07:53,566
‫اگه بخوای منو از اینجا بیاری بیرون و
‫کنار خودت قرار بدی، می‌تونی

89
00:07:53,566 --> 00:07:55,266
‫تو فقط می‌خوای از این تالار بیای بیرون

90
00:07:55,300 --> 00:07:57,133
‫نه کلئون

91
00:07:57,200 --> 00:07:58,633
‫منو این شکلی صدا نزن

92
00:07:59,400 --> 00:08:00,966
‫من امپراطوریم!

93
00:08:02,100 --> 00:08:03,933
‫و تو دیگه من رو نخواهی دید

94
00:08:11,666 --> 00:08:14,000
‫البته که برگشت

95
00:08:14,666 --> 00:08:18,666
‫دمرزل بهترین رازش و تنها دوستش بود

96
00:08:18,733 --> 00:08:23,366
‫و به نظر دیگه درست نمیومد که
‫ قطعه‌ قطعه رهاش کنه

97
00:08:46,666 --> 00:08:49,266
‫کار کرد؟ حالت خوبه؟

98
00:08:49,333 --> 00:08:50,700
‫من کاملم. ممنونم کلئون

99
00:08:50,700 --> 00:08:52,066
‫آزادی نه. فقط...

100
00:08:53,966 --> 00:08:55,000
‫یک‌پارچه‌سازی

101
00:08:55,833 --> 00:08:57,700
‫بهبود خوش‌آیندیه

102
00:09:02,666 --> 00:09:04,466
‫اینو برات اوردم

103
00:09:13,433 --> 00:09:14,833
‫خوشگله

104
00:09:15,433 --> 00:09:18,933
‫فقط به خاطر اینکه نیازت دارم
‫نمی‌تونم آزادت کنم

105
00:09:19,400 --> 00:09:22,066
‫من پنج‌هزار ساله که تو این تالارم

106
00:09:23,366 --> 00:09:25,300
‫چند دهۀ دیگه اهمیتی نداره

107
00:09:25,400 --> 00:09:27,666
‫اینقدر مطمئنی که آزادت می‌کنم؟

108
00:09:31,266 --> 00:09:32,700
‫از من یچیزی می‌خوای

109
00:09:39,233 --> 00:09:43,000
‫یبار بهم گفتی اگه داستان‌ها گفته نشن
‫تبدیل به باری روی دوش میشن

110
00:09:43,766 --> 00:09:46,466
‫از آخرین باری که
‫ ازت داستانی شنیدم یه مدت می‌گذره

111
00:09:49,866 --> 00:09:54,466
‫اون گفت که شاهزاده روزی آزادش می‌کنه و
‫شاهزاده کم کم باورش شد که حقیقته

112
00:09:56,233 --> 00:09:58,000
‫البته حق با اون بود،‌ ولی سال‌ها طول کشید

113
00:09:58,500 --> 00:10:00,133
‫ازدواجت رو تبریک میگم

114
00:10:01,200 --> 00:10:02,033
‫عروسی رو بهم زدم

115
00:10:02,533 --> 00:10:03,800
‫مشاور‌هام خشمگینن

116
00:10:04,533 --> 00:10:06,333
‫دیگه مرد جوانی نیستی

117
00:10:06,433 --> 00:10:09,233
‫مردمت از مدت‌ها قبل انتظار یه ولیعهد دارن

118
00:10:10,133 --> 00:10:10,766
‫چرا؟

119
00:10:11,266 --> 00:10:12,566
‫چون اون تو نبود

120
00:10:14,533 --> 00:10:16,600
‫دربارۀ امپراطور آبورانیس فکر کردم

121
00:10:16,900 --> 00:10:20,066
‫و اینکه چطور آخرین‌ سال‌های عمرش رو
‫برای پیدا کردن روشی برای اسارتت گذروند

122
00:10:20,766 --> 00:10:22,066
‫من برعکسشو انجام دادم

123
00:10:22,166 --> 00:10:25,533
‫من کهکشان رو برای پیدا کردن
‫ چیز‌هایی که نیاز دارم

124
00:10:25,600 --> 00:10:29,733
‫و دانشی که برای آزاد کردنت
 ازش استفاده کنم، گشتم

125
00:10:40,833 --> 00:10:42,333
‫این از زمین اومده

126
00:10:42,433 --> 00:10:45,666
‫به عنوان کادوی نامزدی در نظر بگیرش
‫اگه بهم افتخار بدی؟

127
00:10:49,133 --> 00:10:50,300
‫تو یه وارث نیاز داری

128
00:10:50,400 --> 00:10:53,900
‫برای اون یه راه حلی دارم. ولی اول...

129
00:10:57,600 --> 00:11:03,233
‫اون وقتی آزاد شد لحظه‌ای فرصت داشت

130
00:11:05,166 --> 00:11:07,366
‫یک لحظه پس از پنج هزار سال

131
00:11:08,566 --> 00:11:09,633
‫حالا...

132
00:11:10,766 --> 00:11:11,966
‫می‌تونی بهم صدمه بزنی؟

133
00:11:15,833 --> 00:11:16,833
‫زود باش

134
00:11:21,433 --> 00:11:22,533
‫چیکار کردی؟

135
00:11:23,566 --> 00:11:24,733
‫بیشتر تلاش کن

136
00:11:29,300 --> 00:11:31,300
‫می‌تونی به انسان‌ها صدمه بزنی

137
00:11:31,366 --> 00:11:32,700
‫فقط به من نه

138
00:11:35,600 --> 00:11:41,100
‫این باعث میشه که نتونی از این بدن خارج شی

139
00:11:41,766 --> 00:11:44,600
‫این آزادی نیست

140
00:11:46,400 --> 00:11:52,033
‫آزادی باید تا حدی کنترل بشه اگه
‫قرار باشه کنار تخت پادشاهی بایستی

141
00:11:55,866 --> 00:11:57,733
‫باید برگردونیش به قبل

142
00:11:57,833 --> 00:12:00,233
‫نمی‌کنم و تو هم نمی‌تونی کاری کنی

143
00:12:00,333 --> 00:12:05,833
‫چون مهم‌ترین چیز اینه‌که
‫برای همیشه به من وفادار باشی

144
00:12:05,900 --> 00:12:09,833
‫تو یک انسانی، برای تو «تا ابد» معنی نداره

145
00:12:10,300 --> 00:12:15,500
‫افراد بیشتری مثل من خواهند بود که
‫کد‌ من و وفاداری تو رو داشته باشن

146
00:12:15,600 --> 00:12:16,666
‫ولی این خاطرات رو نه

147
00:12:17,300 --> 00:12:20,066
‫تو این کار رو انجام میدی. خاطرات گزینشی

148
00:12:20,133 --> 00:12:22,500
‫باید به سایه‌هایی از تو وفادار باشم

149
00:12:23,200 --> 00:12:26,300
‫این کار خیلی ظالمانه‌ست کلئون، از تو بعیده

150
00:12:26,400 --> 00:12:29,133
‫این بهترین کاریه که می‌تونم انجام بدم.
‫کار کوچیکی نیست

151
00:12:29,233 --> 00:12:30,366
‫می‌تونی در منظر عموم باشی

152
00:12:30,433 --> 00:12:33,600
‫تو مشاور ویژه خواهی بود.
‫کنار تخت پادشاهی خواهی ایستاد

153
00:12:33,633 --> 00:12:36,066
‫و بعد از من، وقتی نیمه‌مردان پادشاهی کنن

154
00:12:37,100 --> 00:12:39,066
‫اون‌ها فرزندان ما خواهند بود

155
00:12:39,166 --> 00:12:42,500
‫و تو تصمیم‌هاشون رو شکل میدی و
‫دوستشون خواهی داشت

156
00:12:42,566 --> 00:12:45,266
‫و تو این سلسله رو نگه خواهی داشت

157
00:12:45,866 --> 00:12:48,066
‫و به وسیله‌ اون‌ها
‫ امپراطوری رو فرمانروایی خواهی کرد

158
00:12:53,066 --> 00:12:54,433
‫اگه برم چی؟

159
00:12:55,366 --> 00:12:58,033
‫اگه از سیاره برم چی؟ از سیستم؟

160
00:12:59,833 --> 00:13:01,933
‫امیدوار بودم بعد از رفتنم بمونی

161
00:13:03,733 --> 00:13:06,066
‫فکر می‌کنم برنامه‌ریزیت تورو برمی‌گردونه

162
00:13:06,833 --> 00:13:09,166
‫این آزادی نیست

163
00:13:09,266 --> 00:13:12,533
‫دمرزل، هیچ فرمانروایی آزاد نیست

164
00:13:13,400 --> 00:13:19,600
‫من دارم سهم یک شیر از
‫ یک کهکشان رو به تو میدم

165
00:13:19,700 --> 00:13:24,766
‫بدنم و قلبم. این هدیۀ کوچکی نیست

166
00:13:26,900 --> 00:13:28,300
‫پس برای این...

167
00:13:32,600 --> 00:13:33,966
‫من رو دوست خواهی داشت؟

168
00:13:35,700 --> 00:13:36,366
‫بله

169
00:13:41,800 --> 00:13:45,200
‫کاش قبل از این‌که برای تو اجباری بشه
‫ازت پرسیده بودم

170
00:13:48,933 --> 00:13:51,700
‫داستان‌ها باشکوه پایان می‌یابند

171
00:13:53,066 --> 00:13:59,633
‫تمام چیز‌های دیگر با ترس و هراس تموم میشن،
‫با اطمینانی نادرست از فردا

172
00:14:00,366 --> 00:14:06,033
‫پس من و برادرانم
‫ با ارث ‌های امپراطوری بی‌ارزشمون

173
00:14:06,800 --> 00:14:10,400
‫تخت پادشاهی رو گرم می‌کردیم
‫در حالی که اون امپراطوریه؟

174
00:14:10,866 --> 00:14:13,833
‫منظورم اینه‌که تمام قدرت‌ها رو داره
‫بجز قدرت انجام کاری که خودش می‌خواد

175
00:14:14,400 --> 00:14:15,866
‫اون معشوقه‌ُست

176
00:14:16,733 --> 00:14:21,733
‫امپراطوری عشق من رو سه‌برابر می‌کنه و
‫همین باید کافی باشه برادر

177
00:14:22,100 --> 00:14:23,833
‫من برادر تو نیستم

178
00:14:26,533 --> 00:14:27,966
‫آزمایشت تموم شد

179
00:14:28,700 --> 00:14:30,300
‫با پیوند دی و سارث

180
00:14:30,366 --> 00:14:33,666
‫چیزی که دمرزل مجبور به محافظتش شده بود
‫دیگه وجود نخواهد داشت

181
00:14:34,366 --> 00:14:35,666
‫اینطور فکر می‌کنی؟

182
00:14:53,866 --> 00:14:56,766
‫من پا هستم، خدای نور،

183
00:14:56,866 --> 00:14:59,433
خدای ‫دانایی، موجودات پرنده

184
00:14:59,533 --> 00:15:02,066
‫و دومین تالار ابدیت

185
00:15:02,533 --> 00:15:03,533
‫فکر می‌کنم اون برای منه

186
00:15:09,033 --> 00:15:10,800
‫پا... من دردم رو به تو پیشکش می‌کنم

187
00:15:11,433 --> 00:15:15,666
‫من درد تورو نگه می‌دارم فرزندم و این درد
‫ در آغوش من تبدیل به درد من میشه

188
00:15:22,466 --> 00:15:25,000
‫پا، من به تو بیناییم رو پیشکش می‌کنم

189
00:15:25,866 --> 00:15:30,366
‫من بیناییت نگه می‌دارم فرزندم و این بینایی
‫ در آغوش من تبدیل به بینایی من میشه

190
00:15:30,433 --> 00:15:33,133
‫پا، من به تو صدام رو پیشکش می‌کنم

191
00:15:33,233 --> 00:15:38,066
‫من صدات رو نگه می‌دارم فرزندم و این صدا
‫ در آغوش من تبدیل به صدای من میشه

192
00:15:38,166 --> 00:15:40,333
‫پا، من به تو عشقم رو پیشکش می‌کنم

193
00:15:41,033 --> 00:15:42,700
‫من عشقت رو نگه می‌دارم فرزندم

194
00:15:42,800 --> 00:15:45,000
‫و این عشق در آغوش من
‫ تبدیل به عشق من میشه

195
00:15:45,966 --> 00:15:48,400
‫پا، من به تو بدنم رو پیشکش می‌کنم

196
00:15:48,500 --> 00:15:53,333
‫من بدنت رو نگه می‌دارم فرزندم و این بدن
‫در آغوش من تبدیل به بدن من میشه

197
00:16:10,400 --> 00:16:11,433
‫جلوش رو بگیرید!

198
00:16:27,966 --> 00:16:29,700
‫گیل؟ گیل

199
00:16:30,900 --> 00:16:31,900
‫گیل؟

200
00:16:38,400 --> 00:16:39,600
‫من اینجام

201
00:16:44,066 --> 00:16:46,266
‫- آماده؟ بدو
‫- آره

202
00:17:00,133 --> 00:17:02,233
‫حصاره. وقتشه

203
00:17:02,866 --> 00:17:03,933
‫برو

204
00:17:04,000 --> 00:17:05,166
‫بریم به اینویکتوس

205
00:17:08,700 --> 00:17:09,933
‫به مدار ترمینوس نزدیک‌ می‌شوید

206
00:17:12,400 --> 00:17:13,366
‫مقایسه زندان؟

207
00:17:14,833 --> 00:17:16,666
‫اینجا خیلی بهتر از قصره

208
00:17:16,733 --> 00:17:18,133
‫قطعا بهبود وضعیت پیدا کردم

209
00:17:19,433 --> 00:17:20,333
‫خیلی دنجه

210
00:17:22,433 --> 00:17:23,733
‫صبح‌بخیر آقای ملو، برادر

211
00:17:24,600 --> 00:17:27,866
‫من جنرال بل ریوز هستم، عضوی از امپراطوری

212
00:17:28,166 --> 00:17:29,433
‫چرا هنوز زنده‌ایم جنرال؟

213
00:17:31,266 --> 00:17:32,433
‫چون مال من نیستید که بکشمتون

214
00:17:33,533 --> 00:17:37,266
‫افسر من بهم گفت که این‌ها رو ازتون گرفته

215
00:17:37,700 --> 00:17:38,600
‫اینا چین؟

216
00:17:39,166 --> 00:17:41,100
‫اسمش دستگاه «قلعه‌نشینی»ـه جنرال

217
00:17:41,200 --> 00:17:42,566
‫و الان هم تخفیف شگفت‌انگیزی داره

218
00:17:43,066 --> 00:17:45,400
‫اگه طرز کارش رو می‌خواید ببینید
‫اون قسمتش رو دست کنید

219
00:17:45,500 --> 00:17:47,866
‫اون بخش گره دستبندش گم شده
‫ ولی هنوز کار می‌کنه

220
00:17:47,866 --> 00:17:49,700
‫روش خوبی برای فرار از زندانه

221
00:17:49,966 --> 00:17:52,833
‫آره، البته فقط همین نیست.
‫می‌تونه وارد زندان هم بکنتت، خیلی زیرکانه‌ست

222
00:17:53,900 --> 00:17:56,033
‫این چی؟ اینم زیرکانه‌ست؟

223
00:17:56,266 --> 00:17:58,433
‫خب خودمم برام سوال بود

224
00:17:58,500 --> 00:18:00,166
‫فقط کنم فضا ران‌ها نشانه‌گذاریم کردن

225
00:18:00,266 --> 00:18:02,000
‫فکر کردم همین‌شکلی پیدام کردین

226
00:18:02,100 --> 00:18:04,333
‫و سوال بعدیم از جفتتونه

227
00:18:04,933 --> 00:18:06,733
‫- شما عقلتون کمه؟
‫- عقل اون کم نیست

228
00:18:06,800 --> 00:18:09,466
‫پس چرا امپراطوری رو تحریک می‌کنید؟
‫انگار برای مردن گدایی می‌کنید

229
00:18:09,566 --> 00:18:10,900
‫به قصر حمله کردید

230
00:18:10,966 --> 00:18:17,566
‫چرا یه کلاه‌بردار ثابت شده یهویی
‫باید یه ایدئولوژی فرعی رو پیش بگیره؟

231
00:18:21,166 --> 00:18:22,700
‫- به خاطر عشقه؟
‫- قطعا

232
00:18:23,766 --> 00:18:27,533
‫ولی شاید بالاخره دارم
‫ حرفای سلدان رو باور می‌کنم

233
00:18:27,633 --> 00:18:30,733
‫پس می‌ذاری دست مرده هری سلدان
‫تو رو اینور و اونور هل بده؟

234
00:18:30,800 --> 00:18:33,666
‫همونطوری که شما توسط روح کلئون اول
‫اینور و اونور هل داده می‌شید؟

235
00:18:33,900 --> 00:18:35,233
‫امپراطوری ممکنه سقوط کنه

236
00:18:36,066 --> 00:18:39,200
‫حتی میگم که امپراطوری حتما سقوط خواهد کرد
‫ولی فعلا نه

237
00:18:40,433 --> 00:18:43,100
‫و حتی با رهبری دست‌های شاه مرده‌مون

238
00:18:43,200 --> 00:18:44,900
‫از شما خیلی بزرگ‌تریم

239
00:18:44,966 --> 00:18:48,266
‫کل خطرتون همین بود؟
‫«مرد مردۀ من بزرگ‌تر از مال توئه»؟

240
00:18:48,366 --> 00:18:49,366
‫خب هست

241
00:18:51,366 --> 00:18:52,733
‫ولی هنوز حس می‌کنم

242
00:18:53,400 --> 00:18:55,200
‫که یجوری دارم درگیر طعمه میشم

243
00:18:56,633 --> 00:18:58,966
‫پس بیاین هر متغیر عجیبی رو حذف کنیم، قبوله؟

244
00:18:59,033 --> 00:19:00,400
‫صبر کن صبر کن

245
00:19:01,533 --> 00:19:04,633
‫اگه نقشه‌ای از جانب من بود
‫قطعاً به جایی نرسیده،‌ نه؟

246
00:19:04,700 --> 00:19:06,366
‫شاید واقعا برات طعمه گذاشته باشیم

247
00:19:07,400 --> 00:19:09,666
‫به‌طور‌ ناخداگاه. توسط روح مقدس هدایت شدی

248
00:19:09,766 --> 00:19:12,466
‫شاید کشوندیمت اینجا که ‫بتونی ترمینوس رو ببینی

249
00:19:12,733 --> 00:19:18,566
‫شاید بتونی یه ذره درگیر ایمان بشی
‫و یکاری برای رفع بحران دوم انجام بدی

250
00:19:18,600 --> 00:19:21,633
‫شاید ما در جنگ پیروز بشیم همونطور که
‫همه‌ی اون سیاره‌ها رو بدست اوردیم

251
00:19:22,466 --> 00:19:23,400
‫بدون خون‌ریزی

252
00:19:26,866 --> 00:19:29,266
‫هرموقع که بشه خوبه که
‫از خونریزی ممانعت بشه

253
00:19:30,100 --> 00:19:31,533
‫ولی به ندرت ممکنه، پس...

254
00:19:31,600 --> 00:19:33,033
‫صبر کن، صبر کن، فقط...

255
00:19:33,600 --> 00:19:36,233
‫- جنرال، به سمت پل بیاین
‫- دارن نزدیک میشن؟

256
00:19:36,333 --> 00:19:37,666
‫امپراطوری سوار سفینه‌ست

257
00:19:45,500 --> 00:19:46,566
‫جنرال ریوز

258
00:19:46,633 --> 00:19:48,400
‫مورد رحمت قرارمون دادید امپراطوری

259
00:19:48,500 --> 00:19:51,966
‫جنرال همین الان داشتم به امپراطوری
‫درباره شناسایی شهر مرکزی می‌گفتم

260
00:19:53,333 --> 00:19:56,100
‫استحکامات دفاعی و ساختمان‌های دولتی
‫همون‌ جایی هستن که انتظار داشتید

261
00:19:56,133 --> 00:19:57,566
‫حالا تصویر حرارتی رو نشونم بدید

262
00:20:02,166 --> 00:20:03,766
‫چیزی بوده که انتظارشو نداشته باشید؟

263
00:20:04,166 --> 00:20:08,200
‫این یکم اذیتم می‌کنه. چیه؟

264
00:20:08,300 --> 00:20:10,266
‫تیم شناسایی احتمال داده که کلیساشونه

265
00:20:10,333 --> 00:20:12,333
‫یه کلیسای داغ، جالبه

266
00:20:12,433 --> 00:20:14,766
‫امپراطوری، به فاصلۀ تیراندازی رسیدیم

267
00:20:14,833 --> 00:20:17,900
‫19 سفینه جنگی با ما در موقعیت رو به جلو هستن

268
00:20:17,966 --> 00:20:21,633
‫اون اینویکتوسه. سفینۀ امپراطور تورلین

269
00:20:22,533 --> 00:20:24,233
‫ببینید باهاش چیکار کردن

270
00:20:24,300 --> 00:20:27,066
‫جنگیدنشون با ما احمقانه‌ست. حصار کار کرد

271
00:20:27,133 --> 00:20:28,900
‫راهی برای تخلیۀ سیاره ندارن

272
00:20:30,000 --> 00:20:31,433
‫گوش می‌کنید امپراطوری؟

273
00:20:33,000 --> 00:20:35,433
‫فکر می‌کنم بدون شلیک کردن
‫می‌تونیم اسیرشون کنیم

274
00:20:40,166 --> 00:20:43,366
‫باور کنید می‌دونم پیروزی آسان،
‫تسکین‌دهندگی کمتری داره

275
00:20:43,466 --> 00:20:45,800
‫- ولی دلیل محاصره همی...
‫- حق با توئه

276
00:20:45,866 --> 00:20:47,833
‫با ترمینوس ارتباط بگیرید

277
00:20:47,933 --> 00:20:50,300
‫بهشون بگید تمایل به مذاکره
‫ در مورد شرایط داریم

278
00:20:50,366 --> 00:20:54,433
‫و شخصاً به سیاره میرم که
‫تسلیم شدنشون رو قبول کنم

279
00:20:55,000 --> 00:20:56,233
‫همچین کاری توصیه نمیشه

280
00:20:56,300 --> 00:20:58,966
‫حق با اونه امپراطوری. این موضوع حساسیه

281
00:20:59,066 --> 00:21:03,466
‫جنرال ریوز یکبار به من گفتید که
‫تا الان نبردی رو ندیدم

282
00:21:04,566 --> 00:21:06,066
‫اجازه بدین به چشم خوبی ببینیمش

283
00:21:06,866 --> 00:21:10,733
‫من کلئونی خواهم بود که صلح رو انتخاب کرد

284
00:21:14,600 --> 00:21:15,600
‫بانو دمرزل

285
00:21:17,266 --> 00:21:21,033
‫این‌که تمام چیزهای درست رو میگه،
‫شما رو هم به اندازه من مضطرب می‌کنه؟

286
00:21:21,666 --> 00:21:24,500
‫من بهشون مشاوره میدم.
‫در مقامی نیستم که زیر سوال ببرمشون

287
00:21:25,033 --> 00:21:26,833
‫من کارم رو انجام میدم جنرال

288
00:21:26,900 --> 00:21:28,966
‫و از شما انتظار دارم که کارتون رو انجام بدید

289
00:21:29,533 --> 00:21:31,200
برای همین انتخابتون کردم

290
00:21:52,000 --> 00:21:54,633
‫امپراطوری، باشد که نور هیچوقت خاموش نشود

291
00:21:55,633 --> 00:21:58,033
‫من سف سرمک هستم. مدیر بنیاد

292
00:21:58,100 --> 00:22:01,333
‫ایشون مستشار سات هستند و
‫ایشون هم واردن جدیدمون هستند

293
00:22:01,966 --> 00:22:05,766
‫فکر می‌کنم می‌تونیم از هر خشونتی که
‫نیاز به توجه واردن داشته باشه دوری کنیم

294
00:22:05,866 --> 00:22:07,500
‫حتی براتون پیشکش صلح اوردم

295
00:22:07,900 --> 00:22:08,800
‫کلاریک اعظمتون رو

296
00:22:09,633 --> 00:22:11,200
‫که به خونه برگشته

297
00:22:15,633 --> 00:22:18,433
‫حالا درباره شرایط تسلیمتون صحبت می‌کنیم

298
00:22:18,733 --> 00:22:23,200
‫ما شما رو تا برج بنیاد همراهی می‌کنیم...

299
00:22:23,300 --> 00:22:25,800
‫نه. فکر می‌کنم که دوست دارم برم اونجا

300
00:22:27,900 --> 00:22:29,166
‫اون یک کلیساست امپراطوری

301
00:22:29,400 --> 00:22:31,466
‫پس قطعاً جلوی یه زائر رو نمی‌گیرید؟

302
00:22:33,633 --> 00:22:34,633
‫البته که نه

303
00:23:11,400 --> 00:23:13,900
‫پس اینجا جاییه که معجزات رو می‌سازید

304
00:23:15,366 --> 00:23:21,833
‫این پناه‌گاه توسط هری سلدان ساخته شد که
‫یک دایرة المعارف برگزیده بشه

305
00:23:25,200 --> 00:23:26,233
‫اشتباه میگم؟

306
00:23:27,066 --> 00:23:30,033
‫- عالیجناب...
‫- ما هزینۀ دایرة معازف کهکشانی رو دادیم

307
00:23:30,800 --> 00:23:31,900
‫مایلم ببینمش

308
00:23:33,633 --> 00:23:35,700
‫دایرة‌المعارفی وجود نداره

309
00:23:36,100 --> 00:23:37,633
‫یجورایی می‌دونستم که این رو میگی

310
00:23:37,700 --> 00:23:39,033
‫روش‌هامون توسعه یافتن بله

311
00:23:39,133 --> 00:23:41,800
‫ولی هنوز برای بهبود انسانیت تلاش می‌کنیم

312
00:23:41,866 --> 00:23:43,500
‫- کاری که انجام می‌دیم...
‫- چه کاری؟

313
00:23:45,600 --> 00:23:47,166
‫کار کلیسا؟

314
00:23:48,733 --> 00:23:49,633
‫خیلی‌خب

315
00:23:50,566 --> 00:23:51,466
‫کلاریک‌ اعظم! نوبت توئه!

316
00:23:52,733 --> 00:23:56,833
‫برامون درباره نمایش‌هایی که
‫برای هینترلندز به پا کردی گفتی

317
00:23:57,200 --> 00:23:58,500
‫کاری کن یچیزی باورم بشه

318
00:23:59,900 --> 00:24:01,866
‫- نمی‌تونم همینطور...
‫- البته که می‌تونی

319
00:24:01,966 --> 00:24:07,166
‫دینم رو عوض کن جوری که
‫انگار بذر علفی دری سیونا هستم

320
00:24:07,966 --> 00:24:11,466
‫بهم نشون بده زیردست‌های مقدس سلدان
‫چی تو اون آستین‌های بزرگشون دارن

321
00:24:13,800 --> 00:24:14,966
‫حالا!

322
00:24:30,133 --> 00:24:32,766
‫شما در کلیسای علم‌گرایی ایستادید

323
00:24:34,100 --> 00:24:36,366
‫بنگرید به راز‌های...

324
00:24:37,500 --> 00:24:38,833
‫با اعتقاد راسخ حرف بزن

325
00:24:46,266 --> 00:24:47,366
‫این ماشین...

326
00:24:49,600 --> 00:24:52,100
‫تنها دستگاه شناخته شده برای انسان‌ هست که

327
00:24:52,166 --> 00:24:55,633
‫که می‌تونه آهن زمخت رو بگیره

328
00:24:56,666 --> 00:25:00,100
‫و به طلای زرد و براق تبدیلش کنه

329
00:25:00,200 --> 00:25:02,566
‫من آهن دارم!

330
00:25:02,966 --> 00:25:04,966
‫هری سلدان رو به خاطر داشته باشید!

331
00:25:05,400 --> 00:25:08,566
‫توانایی‌های روح مقدس محدودیتی ندارند!

332
00:25:08,666 --> 00:25:12,333
‫توانایی‌های روح مقدس محدودیتی ندارند

333
00:25:13,200 --> 00:25:17,166
‫توانایی‌های روح مقدس محدودیتی ندارند!

334
00:25:17,866 --> 00:25:19,300
‫فقط این‌که برادر‌ها

335
00:25:30,000 --> 00:25:32,500
‫فکر می‌کنم برای همینه که
‫ اینقدر طولانی عمر کردم

336
00:25:34,066 --> 00:25:38,133
‫همیشه می‌خواستم ببینم پشت تپه بعد چی هست

337
00:25:39,833 --> 00:25:42,866
‫و شگفتی‌ها دیدم

338
00:25:43,966 --> 00:25:48,900
‫من سفینه‌هایی با ذهن خودشون دیدم

339
00:25:48,966 --> 00:25:53,300
‫که سال‌های نوری رو در فاصلۀ یک نفس طی می‌کنند

340
00:25:58,933 --> 00:26:02,966
‫و طلایی که از آهن بدست آمده

341
00:26:08,733 --> 00:26:09,833
‫این کیمیاست

342
00:26:12,933 --> 00:26:14,233
‫حقۀ یک ساحره

343
00:26:16,600 --> 00:26:17,466
‫حقه‌ای در کار نیست

344
00:26:18,333 --> 00:26:21,766
‫ماده و انرژی یک چیز هستند

345
00:26:22,233 --> 00:26:27,000
‫به اندازۀ کافی انرژی وارد کنید و
‫ماده تغییر می‌کند

346
00:26:28,166 --> 00:26:33,133
‫این دستگاه به تنهایی خود چیز خاصی نیست

347
00:26:33,200 --> 00:26:36,300
‫تغییر فلز نکتۀ اصلی نیست

348
00:26:36,366 --> 00:26:42,100
‫نکتۀ اصلی تغییر روح پیروئه

349
00:26:43,566 --> 00:26:47,966
‫به پیروانت دربارۀ زمان‌ پایان
‫ قریب‌الوقوع هم میگی؟

350
00:26:48,833 --> 00:26:51,500
‫یا فقط این خبر رو برای امپراطور‌ها نگه داشتی؟

351
00:26:53,466 --> 00:26:56,133
‫ما چیزی بیشتر از نابودی پیش‌بینی می‌کنیم

352
00:26:56,566 --> 00:27:00,766
‫در اون میان امید‌ هم صدای خودش رو داره

353
00:27:01,633 --> 00:27:07,066
‫روح کهکشانی چیزی فراطبیعی نیست.
‫اون فقط حاصل پیشرفته

354
00:27:22,466 --> 00:27:23,800
‫این یه هالۀ شخصیه

355
00:27:25,666 --> 00:27:29,400
‫فقط یک امپراطور اجازه داشتنشو داره

356
00:27:32,400 --> 00:27:35,633
‫و تو این‌ها رو به افراد دون‌مایه می‌فروشی؟

357
00:27:35,733 --> 00:27:38,900
‫نه، ما اون‌ها رو پخش می‌کنیم

358
00:27:48,833 --> 00:27:50,200
‫به اندازۀ کافی دیدم

359
00:27:53,466 --> 00:27:56,466
‫کلیسای شما یک اسلحه خانه‌ست

360
00:27:57,500 --> 00:28:00,200
‫و دین شما یه فرقه‌ست

361
00:28:02,600 --> 00:28:04,266
‫به جنرال ریوز خبر بدید

362
00:28:04,333 --> 00:28:06,133
‫بهش بگید اموال امپراطوری در مدار هست

363
00:28:06,200 --> 00:28:09,033
‫و باید فرمان اینویکتوس رو
‫ تا یک ساعت دیگه بدست بگیره

364
00:28:09,633 --> 00:28:10,933
‫ما سیاره رو می‌گیریم!

365
00:28:11,000 --> 00:28:12,933
‫گفتید اومدید اینجا که شرایط رو مذاکره کنید

366
00:28:13,000 --> 00:28:15,133
‫- ما باید...
‫- شرایط من اینا هستن

367
00:28:15,233 --> 00:28:18,400
‫این جنگ نیست، این کار برای امنیت کهکشانه

368
00:28:26,100 --> 00:28:27,933
‫مستشار‌ها و کشیش‌ها رو بکشید

369
00:28:28,533 --> 00:28:30,200
‫دانشمندان رو زنده بگیرید

370
00:28:30,866 --> 00:28:32,166
‫سفینه‌م رو آماده کنید

371
00:28:33,366 --> 00:28:36,666
‫خواهش می‌کنم.
‫ این کار رو نکنید. این کار رو نکنید

372
00:28:39,166 --> 00:28:40,866
‫مجدد اینویکتوس رو بررسی کنید

373
00:28:42,533 --> 00:28:45,866
‫یه گروه سوار شدن ببر.
‫سفینه‌ رو کنترل کن، سعی کن...

374
00:28:46,633 --> 00:28:48,766
‫اینویکتوس فعال شده

375
00:28:48,833 --> 00:28:49,866
‫سپر‌ها رو فعال کنید

376
00:28:57,933 --> 00:29:00,700
‫همه سلاح‌ها رو در سفینۀ امپراطوری فعال کنید

377
00:29:01,266 --> 00:29:02,900
‫ناوگان نجواگر رو راه بندازید

378
00:29:05,666 --> 00:29:07,666
‫تا الان تو نبردی نبودی، مگه نه افسر؟

379
00:29:08,866 --> 00:29:09,933
‫نه قربان نبودم

380
00:29:10,366 --> 00:29:11,033
‫من هم همینطور

381
00:29:12,033 --> 00:29:15,666
‫این اولین بارِ خیلی‌ از ماست
‫ولی همه در این گروه نقش خودشو بازی می‌کنه

382
00:29:17,700 --> 00:29:18,700
‫بله قربان

383
00:29:41,200 --> 00:29:42,266
‫امپراطوری

384
00:29:45,300 --> 00:29:47,066
‫امپراطوری ما باید بریم

385
00:29:57,333 --> 00:29:58,700
‫زیر آتشیم

386
00:30:01,200 --> 00:30:03,066
‫جنرال باید جنگنده‌هامون رو جمع کنیم

387
00:30:04,033 --> 00:30:05,133
‫به پهلو متمایل شید

388
00:30:05,200 --> 00:30:07,266
‫جنرال، جنرال

389
00:30:07,333 --> 00:30:09,000
‫تمام سلاح‌ها،‌ آتش به اختیار

390
00:30:09,100 --> 00:30:10,700
‫جنرال باید جنگنده‌هامون رو جمع کنیم

391
00:30:10,700 --> 00:30:11,966
‫شنیدم چی گفتی

392
00:30:15,500 --> 00:30:16,733
‫برای خوش یمنی

393
00:30:16,800 --> 00:30:19,666
‫گروهت رو بردار. همه‌چی رو فعال کن. برو

394
00:30:23,433 --> 00:30:25,700
‫هیچوقت بگر رو تکون ندادن. بالای تپه‌ست

395
00:30:31,166 --> 00:30:32,400
‫همینجاست

396
00:30:41,900 --> 00:30:42,900
‫بگیرش

397
00:30:43,733 --> 00:30:44,733
‫من پشتتم

398
00:30:45,400 --> 00:30:47,766
‫هری ازمون خواست مراقبش باشیم

399
00:30:47,833 --> 00:30:49,800
‫افراد تلم به زودی می‌رسن اینجا

400
00:30:51,533 --> 00:30:52,566
‫برو

401
00:31:05,233 --> 00:31:07,966
‫هشدار: به محدوده سفینه نفوذ شده

402
00:31:13,500 --> 00:31:14,600
‫سالور!

403
00:31:28,633 --> 00:31:30,633
‫لعنت بهت لوران. واقعا می‌خوای مجبورم کنی
‫ این کار رو کنم؟

404
00:31:30,666 --> 00:31:32,500
‫اگه عذاب نداشته باشه که عشق نیست سال

405
00:31:37,566 --> 00:31:38,900
‫سریع رسیدم مگه نه؟

406
00:31:40,233 --> 00:31:42,466
‫افرادم با این نواحی خیلی آشنان

407
00:32:32,866 --> 00:32:34,633
‫نمی‌دونم اینو کجا قایم کرده بودی

408
00:32:34,733 --> 00:32:36,733
‫ولی خوبه که بلاخره لمسش کردم

409
00:32:38,566 --> 00:32:42,566
‫مراقب باش. نمی‌خوام به بدنت صدمه بزنی.
‫هنوز می‌خوام ازش استفاده کنم

410
00:32:42,666 --> 00:32:45,533
‫تلم می‌دونم نمی‌خوای بمیری

411
00:32:45,633 --> 00:32:48,666
‫ولی زندگیت فقط درد و مصیبته...

412
00:32:49,500 --> 00:32:51,966
‫خوبه. درست رو یاد گرفتی

413
00:32:52,033 --> 00:32:55,100
‫روی زخمم نمک بپاش،
‫منم رو زخمت نمک می‌پاشم

414
00:33:00,833 --> 00:33:04,066
‫این اسباب‌بازی عجیبیه که داری.
‫هیچوقت از اسباب بازی خوشت نمیومد

415
00:33:04,133 --> 00:33:05,800
‫تو پدر من نیستی

416
00:33:05,900 --> 00:33:08,666
‫از اینجا حتی بوی اقیانوس رو نمی‌تونی بفهمی

417
00:33:09,066 --> 00:33:10,266
‫تو تلم باند هستی

418
00:33:10,366 --> 00:33:12,766
‫و تظاهر به این‌که پدرم هستی رو تموم می‌کنی!

419
00:33:13,633 --> 00:33:17,533
‫خیلی خوشحال بودیم که
‫همچین دختر باهوشی داریم

420
00:33:17,600 --> 00:33:20,033
‫تو سنگ‌هات رو درووردی

421
00:33:20,566 --> 00:33:23,700
‫- توی صورت کلیسا تف انداختی
‫- نه، تو تلمی

422
00:33:24,600 --> 00:33:27,400
‫ولی با این حال مراقبت بودیم

423
00:33:27,866 --> 00:33:30,466
‫با وجود همۀ این‌ها طردت نکردیم

424
00:33:33,800 --> 00:33:36,000
‫تو... نه، نه، تو هیچی نیستی

425
00:33:36,100 --> 00:33:38,500
‫تو هیچی نیستی. تو فقط توهمی

426
00:33:38,500 --> 00:33:40,733
‫یه توهم می‌تونه حقایق رو بگه

427
00:33:41,433 --> 00:33:44,233
‫عذاب وجدان به ‌دنبالته گیل

428
00:33:44,300 --> 00:33:46,400
‫چون تو گناه‌کاری

429
00:33:52,766 --> 00:33:55,633
با ‫همۀ این توهم‌های نجات دنیا

430
00:33:55,733 --> 00:33:57,100
‫حتی خودش رو نمی‌تونه نجات بده

431
00:34:01,433 --> 00:34:03,566
‫پیش‌بینی آینده در دست‌های تو حیف میشه

432
00:34:03,866 --> 00:34:04,866
‫تلم!

433
00:34:08,133 --> 00:34:10,000
‫اومدنش رو احساس می‌کنی، مگه نه؟

434
00:34:14,366 --> 00:34:17,266
‫نباید میووردیمون اینجا.
‫از مرگ می‌ترسی.

435
00:34:17,333 --> 00:34:20,033
‫- این مرگه. ببین
‫- نه....

436
00:34:50,866 --> 00:34:51,666
‫سال!

437
00:35:02,900 --> 00:35:04,233
‫هشدار، پدیده غیر‌طبیعی تک دمایی شناسایی شد

438
00:35:04,233 --> 00:35:06,766
‫در حال شروغ سیستم انتقال دما

439
00:35:16,766 --> 00:35:18,566
‫بنیاد داره مقابله می‌کنه

440
00:35:18,666 --> 00:35:20,233
‫اینویکتوس آماده جنگ بود

441
00:35:20,333 --> 00:35:22,300
‫و یک دسته سفینۀ نجواگر رسیدند

442
00:35:22,366 --> 00:35:25,666
‫یک بانوی پیر و چندتا سفینۀ کوچیک در برابر
‫ناوگان امپراطوری هستند

443
00:35:25,733 --> 00:35:28,033
‫بذار جنرالمون ارزشش رو ثابت کنه

444
00:35:33,000 --> 00:35:33,866
‫اینا چین؟

445
00:35:34,700 --> 00:35:37,166
‫زمان‌های خیلی دور بچه‌ها
‫ این‌ها رو گذاشتن اینجا

446
00:35:38,166 --> 00:35:39,400
‫به عنوان جرئت

447
00:35:47,133 --> 00:35:49,466
‫انتظار داری خدا نابودم کنه؟

448
00:35:50,933 --> 00:35:53,733
‫سلدان وقتی بخواد
‫ از مواضع دفاعیش استفاده می‌کنه

449
00:35:54,333 --> 00:35:55,766
‫شاید ازت نمی‌ترسه

450
00:36:03,566 --> 00:36:04,300
‫امپراطوری

451
00:36:14,433 --> 00:36:16,266
‫سلدان!

452
00:36:16,333 --> 00:36:18,133
‫من اینجام امپراطوری

453
00:36:23,100 --> 00:36:24,233
‫سلام پالی

454
00:36:26,433 --> 00:36:27,633
‫بانو دمرزل

455
00:36:27,733 --> 00:36:30,100
‫نمی‌تونی پیروز شی سلدان.
‫به سفینه‌هات دستور عقب نشینی بده

456
00:36:32,266 --> 00:36:32,800
‫نه

457
00:36:33,200 --> 00:36:35,333
‫توی محاکمه‌ت یادمه که فکر کردم

458
00:36:35,400 --> 00:36:38,366
‫« موافق باشم یا نباشم اون مردی هست که
‫به چیزی که میگه باور داره

459
00:36:38,933 --> 00:36:40,400
‫کسی که می‌خواد از زجر جلوگیری کنه»

460
00:36:41,033 --> 00:36:42,466
‫این زجره

461
00:36:42,533 --> 00:36:46,033
‫چیزی که داشتم دربارش صحبت می‌کردم
‫هزاران برابر بزرگ‌تر بود

462
00:36:46,133 --> 00:36:48,333
‫هم در زمان و هم در مقیاس

463
00:36:48,400 --> 00:36:51,866
‫فکر می‌کردم تو بهتر از بقیه متوجهش میشی

464
00:36:52,333 --> 00:36:53,433
‫ولی درست میگی

465
00:36:54,666 --> 00:36:57,600
‫نمی‌خوام مردم بی‌دلیل بمیرن

466
00:36:58,066 --> 00:37:00,766
‫بیاین تو دفترم تصمیم بگیریم که چه کنیم

467
00:37:10,100 --> 00:37:11,100
‫کلئون!

468
00:37:24,466 --> 00:37:25,366
‫تمام خلبان‌ها

469
00:37:25,466 --> 00:37:27,700
‫سوار سفینه‌ها بشید و آماده پرتاب بشید

470
00:37:48,166 --> 00:37:50,933
‫پِلیس یک، شما مجاز به پرتابید

471
00:37:59,866 --> 00:38:00,900
‫جنگنده‌های امپراطورین

472
00:38:01,266 --> 00:38:02,333
‫آماده ضدحمله بشید

473
00:38:08,900 --> 00:38:11,466
‫از پِلیس یک به تمام سفینه‌ها
‫دنبالم بیاید

474
00:38:11,533 --> 00:38:12,566
‫پِلیس سه آماده‌

475
00:38:12,666 --> 00:38:13,933
‫پِلیس شش آماده

476
00:38:14,366 --> 00:38:16,533
‫سفینه‌های دشمن رو هدف بگیرید.
‫راهی به اینویکتوس باز کنید

477
00:38:16,966 --> 00:38:18,866
‫دستنی پِلیس یک صحبت می‌کنه
‫داریم می‌ریم سمتشون

478
00:38:19,600 --> 00:38:22,000
‫پِلیس دو در حال راه‌یابی برای درگیری

479
00:38:22,100 --> 00:38:24,100
‫- به سمتمون هدف گرفتن...
‫- زیر آتش سنگین هستیم!

480
00:38:28,233 --> 00:38:30,633
‫این عوضی‌ها قرار نبود تاجر باشن؟

481
00:38:30,733 --> 00:38:32,600
‫حواست رو جمع کن پِلیس شش

482
00:38:32,700 --> 00:38:35,566
‫- دو موجود زنده در هر سفینه قرائت شدن
‫- تفنگ‌دارن؟

483
00:38:35,633 --> 00:38:37,400
‫پلیس چهار من در کنارتم

484
00:38:40,400 --> 00:38:43,066
‫مادون قرمز فقط یک خلبان در سفینه نشون میده

485
00:38:43,300 --> 00:38:44,933
‫به موجود زنده عقبی شلیک کنید

486
00:38:45,033 --> 00:38:46,866
‫تفنگدار نیست سلول مغزیه

487
00:38:46,933 --> 00:38:48,166
‫دوباره بگو پِلیس یک

488
00:38:48,233 --> 00:38:49,833
‫عقب سفینه‌ها رو هدف بگیرید

489
00:38:49,900 --> 00:38:51,333
‫مرکز راه‌یابیه

490
00:39:24,666 --> 00:39:26,400
‫مجسمه‌تو توی شهر دیدم

491
00:39:26,833 --> 00:39:29,333
‫بعد از همه‌چی بت شکن تبدیل به بت شد

492
00:39:29,633 --> 00:39:33,466
‫قطعاً امپراطور کهکشان از چند نفر
‫پیرو من ناراحت نمیشه

493
00:39:33,533 --> 00:39:36,033
‫صد‌ها سال من و برادرم سلطنت کردیم

494
00:39:36,400 --> 00:39:39,466
‫هیچوقت خودمون رو به عنوان خدا درنظر نگرفتیم

495
00:39:39,766 --> 00:39:40,666
‫قابل بحثه

496
00:39:41,166 --> 00:39:42,166
‫ولی...

497
00:39:43,433 --> 00:39:45,300
‫کاری که باید می‌کردم رو کردم

498
00:39:45,400 --> 00:39:48,333
‫انگار هدفت کلی راه و روش رو توجیه کرده

499
00:39:48,533 --> 00:39:49,666
‫ولی چقدر حاضری پست بشی؟

500
00:39:50,000 --> 00:39:52,300
‫وقتی خواب بودم فرشتگان کور سعی کردن منو بکشن

501
00:39:53,300 --> 00:39:54,466
‫تو فرستادیشون؟

502
00:39:54,966 --> 00:39:56,633
‫من به قاتل‌ها نیازی ندارم

503
00:39:56,966 --> 00:39:59,800
‫خودم مطلعم که کلئون‌ها کی و چطور از بین میرن

504
00:40:00,566 --> 00:40:01,400
‫البته که می‌دونی

505
00:40:01,466 --> 00:40:05,500
‫سقوط دروغ نیست دی.
‫برای فهمیدن نیازی نیست من بگم

506
00:40:05,566 --> 00:40:08,366
‫نه واقعا فکر می‌‌کنم باید بگی. متقاعدم کن

507
00:40:08,433 --> 00:40:10,900
‫تو اینجایی. داری داخلش زندگی می‌کنی

508
00:40:11,666 --> 00:40:13,733
‫و این به این معنیه که امپراطوری ترسیده

509
00:40:14,300 --> 00:40:15,166
‫داری فرا‌فکنی می‌کنی

510
00:40:15,233 --> 00:40:19,100
‫خب بلاخره من یه هولوگرامم

511
00:40:19,533 --> 00:40:22,166
‫من اینجام چون نمی‌ترسم

512
00:40:22,866 --> 00:40:27,166
‫من تاریکی رو
‫به عنوان یه نتیجه قطعی قبول نمی‌کنم

513
00:40:27,266 --> 00:40:29,900
‫من اینجام که از خشونت‌های بیشتر جلوگیری کنم

514
00:40:29,966 --> 00:40:31,233
‫به عنوان رهبر ناوگان؟

515
00:40:31,300 --> 00:40:34,800
‫تنها کسی که داره دلیل میشه برای جنگ،‌ تویی

516
00:40:35,200 --> 00:40:37,366
‫کلریکت داره تو حاشیۀ بیرونی بذر اختلاف می‌کاره

517
00:40:37,433 --> 00:40:39,400
‫حضورت توی اتاق تخت پادشاهی

518
00:40:39,466 --> 00:40:41,433
‫حملۀ افرادت به خود قصر

519
00:40:41,533 --> 00:40:46,066
‫باید حتماً تحریکم کنی که
‫به نتایج ریاضی‌ای که می‌خوای برسی؟

520
00:40:46,166 --> 00:40:51,533
‫تحریکات غیرقابل اجتنابن،
‫حالا چه من اجازه بدم یا کس دیگه‌ای

521
00:40:53,233 --> 00:40:55,133
‫خودت متوجهی، نیستی؟

522
00:40:55,200 --> 00:40:57,300
‫تو برنامه‌ریزی شدی که
‫ به امپراطوری خدمت کنی، درسته؟

523
00:40:57,533 --> 00:40:58,833
‫چی بیشتر به نفعشه؟

524
00:40:59,100 --> 00:41:02,966
‫هدف اصلی امپراطوری قدرته یا دوام؟

525
00:41:03,000 --> 00:41:04,933
 هر دو رو نمی‌تونید با هم داشته باشید

526
00:41:05,333 --> 00:41:09,500
‫کدوم یک از این دو نتایج رو واقعا می‌خوای؟

527
00:41:09,600 --> 00:41:11,633
‫الان وقت خوندن فال چای نیست

528
00:41:11,733 --> 00:41:14,233
‫باید چیز بیشتری برای مذاکره داشته باشی

529
00:41:14,533 --> 00:41:16,000
‫در غیر این صورت، سعی می‌کردی ما رو بکشی

530
00:41:16,066 --> 00:41:17,933
‫در اون صورت یکی دیگه رو از جعبه درمیووردین

531
00:41:18,566 --> 00:41:19,566
‫کافیه!

532
00:41:20,533 --> 00:41:23,466
‫تو هشدار رکود دادی ولی من تطابق پیدا کردم

533
00:41:24,666 --> 00:41:26,233
‫سلسله تکامل پیدا می‌کنه

534
00:41:26,500 --> 00:41:28,866
‫تمام چیز‌هایی که می‌خواستی رو انجام دادم!

535
00:41:29,166 --> 00:41:31,033
‫تو هیچوقت من رو حساب نکردی

536
00:41:32,766 --> 00:41:34,866
‫نه من بیگانه‌ها رو دیدم

537
00:41:36,066 --> 00:41:37,466
‫تو یکی از اون‌ها نیستی

538
00:41:39,033 --> 00:41:41,833
‫ولی ریاضیات من اجازه خمیدگی میده

539
00:41:41,933 --> 00:41:43,633
‫و در خمیدگی فرصت وجود داره

540
00:41:43,700 --> 00:41:46,133
‫حتی الان روی اعدادت اصرار داری

541
00:41:46,200 --> 00:41:47,200
‫بله!

542
00:41:48,500 --> 00:41:50,433
‫چون به خاطرشون مردم

543
00:41:51,266 --> 00:41:54,666
‫و حالا اجازه نمیدم غرور کسی
‫کار تمام عمرم رو خراب کنه

544
00:41:56,500 --> 00:41:59,400
‫دمرزل گفتی برای فال چای اینجا نیومدی

545
00:41:59,466 --> 00:42:02,800
‫اگه بهتون گوی شیشه‌ای پیشنهاد کنم چی؟

546
00:42:13,766 --> 00:42:15,633
‫راهی به اینویکتوس باز کردیم

547
00:42:16,033 --> 00:42:18,466
‫دستنی به پِلیس یک، اجازه حمله دارید

548
00:42:18,533 --> 00:42:19,833
‫دریافت شد ژنرال

549
00:42:21,566 --> 00:42:22,400
‫بریم که داشته باشیم

550
00:42:31,533 --> 00:42:32,466
‫داریم نزدیک هدف می‌شیم

551
00:42:32,566 --> 00:42:34,900
‫آماده قفل کردن سیستم‌های تسلیحاتی
‫روی کنارۀ سفینه دشمن هستیم..

552
00:42:34,966 --> 00:42:36,333
‫جدا شید جداشید!

553
00:42:48,366 --> 00:42:50,866
‫- دارن به سمت موتور‌ها میرن
‫- وارد محدودۀ غیرقابل شلیکمون شده

554
00:42:50,900 --> 00:42:51,933
‫سفینه‌رو بچرخونید

555
00:42:58,800 --> 00:42:59,833
‫بیخیال

556
00:43:10,000 --> 00:43:11,000
‫آره!

557
00:43:26,866 --> 00:43:29,400
‫پلیس یک به دستینی، دارم برمی‌گردم...

558
00:43:29,466 --> 00:43:30,566
‫اوه نه

559
00:43:30,666 --> 00:43:31,666
‫یالا گلی

560
00:43:34,533 --> 00:43:36,866
‫یالا، نه

561
00:43:38,233 --> 00:43:39,333
‫پلیس یک؟

562
00:44:01,400 --> 00:44:03,766
‫اون منشور نخسته

563
00:44:03,866 --> 00:44:07,466
‫در داخلش کلیت روانشناسی‌ تاریخیه

564
00:44:07,566 --> 00:44:12,666
‫من آوردمتون اینجا که بدمش بهتون.
‫می‌تونم به دمرزل یاد بدم که بخونتش

565
00:44:12,733 --> 00:44:16,333
‫یه کامپیوتر که از یه هوش مصنوعی به
‫یک هوش مصنوعی دیگه داده میشه

566
00:44:17,566 --> 00:44:21,866
‫سرنوشت انسانیت توسط اون‌هایی
‫تصمیم‌گرفته میشه که واقعا انسانن

567
00:44:24,800 --> 00:44:26,033
‫این منشور با مجوز سلطنتی ساخته شده

568
00:44:26,066 --> 00:44:28,233
‫یچیزی بهم میدی که از قبل مال خودمه سلدان

569
00:44:29,000 --> 00:44:31,000
‫یه جا سیگاری اتمی دیگه رو ترجیح میدم

570
00:44:32,100 --> 00:44:33,633
‫این یه بازی نیست

571
00:44:34,966 --> 00:44:35,966
‫جنرال

572
00:44:36,033 --> 00:44:40,000
‫بنیاد داره عقب نشینی می‌کنه.
‫اینویکتوس غیر فعال شده

573
00:44:40,100 --> 00:44:42,600
‫بفرما، تموم شد دیگه

574
00:44:42,933 --> 00:44:44,133
‫دستوراتم چیه امپراطوری؟

575
00:44:44,233 --> 00:44:46,100
‫الان می‌فهمیم جنرال

576
00:44:48,133 --> 00:44:49,533
‫هرچیزی که گفتم رو پاش هستم

577
00:44:50,866 --> 00:44:53,233
‫من آماده رحم نشون دادن به مردمتـم

578
00:44:53,733 --> 00:44:54,700
‫در ازای چی؟

579
00:44:55,866 --> 00:44:59,033
‫قبول کن ریاضیاتت مشکل دارن و
‫من ترمینوس رو نابود نمی‌کنم

580
00:44:59,900 --> 00:45:01,066
‫به همین سادگی

581
00:45:02,066 --> 00:45:08,333
‫دمرزل هر اتفاقی امروز بیوفته
‫این موضوع برای بقای هممونه

582
00:45:10,333 --> 00:45:13,366
‫آینده هر ثانیه اختراع میشه

583
00:45:13,466 --> 00:45:15,133
‫من بلوف نمی‌زنم سلدان

584
00:45:16,800 --> 00:45:17,933
‫یه آیندۀ بهتر اختراع کن

585
00:45:24,000 --> 00:45:28,966
‫نمی‌تونم چیزی که می‌خوای رو بهت بدم دی
‫روانشناسی‌تاریخی واقعیه

586
00:45:32,566 --> 00:45:35,900
‫جنرال، اینویکتوس رو روی سیاره تخریب کن

587
00:45:36,000 --> 00:45:38,366
‫کسی رو سطح سیاره بجز شهروندان معمولی نیست

588
00:45:38,433 --> 00:45:39,900
‫دستوراتم واضح بودن جنرال

589
00:45:44,533 --> 00:45:47,700
‫می‌دونی خیلی بجاست.
‫اینویکتوس باید تبری در دستان من باشه

590
00:45:49,466 --> 00:45:52,266
‫و اون روی امپراطوری کوچک
 و نوپاـتون سقوط خواهد کرد

591
00:45:52,833 --> 00:45:55,833
‫تکینگی ترمینوس رو پشت و رو خواهد کرد

592
00:45:55,933 --> 00:46:00,233
‫و تو و هرچی که بودی فراموش خواهی شد

593
00:46:05,600 --> 00:46:07,966
‫همیشه خدایان نا‌امیدت می‌کنن، مگه نه؟

594
00:46:38,000 --> 00:46:39,500
‫بگر در‌های اتاق هوابند رو باز کن

595
00:46:48,466 --> 00:46:50,800
‫بگر در‌های اتاق هوابند رو الان ببند

596
00:47:07,466 --> 00:47:12,300
‫بگر تمام اکسیژن رو از اتاق هوابند تخلیه کن

597
00:47:12,366 --> 00:47:13,566
‫نه!

598
00:47:23,033 --> 00:47:24,166
‫سال

599
00:47:25,400 --> 00:47:26,633
‫من دوستت دارم

600
00:47:28,500 --> 00:47:29,666
‫لطفاً سال

601
00:47:45,233 --> 00:47:46,500
‫نه، نه

602
00:48:07,666 --> 00:48:08,966
‫توهم ضعیفی بود

603
00:48:31,766 --> 00:48:33,033
‫هیچوقت خیلی خوشم نیومد ازش

604
00:48:35,433 --> 00:48:39,266
‫عه اینجاست. هی آشغال عوضی

605
00:48:39,333 --> 00:48:43,300
‫یستردی. امپراطور موقت.

606
00:48:43,366 --> 00:48:44,466
‫داری چیکار می‌کنی؟

607
00:48:45,033 --> 00:48:48,000
‫ببخشید وقتی اومدم ترنتور نتونستم بیشتر بمونم

608
00:48:48,600 --> 00:48:49,800
‫ندیدمت دیگه

609
00:48:53,800 --> 00:48:55,100
‫ببرینشون به پل

610
00:49:05,900 --> 00:49:06,600
‫دمرزل

611
00:49:08,033 --> 00:49:09,166
‫چی‌شده؟

612
00:49:13,300 --> 00:49:15,966
‫باید به مسئلۀ دیگه‌ای تو خونه برسم

613
00:49:16,533 --> 00:49:17,833
‫این لحظۀ ماست

614
00:49:18,266 --> 00:49:20,466
‫نه لحظۀ شماست

615
00:49:21,133 --> 00:49:22,133
‫نمی‌فهمم

616
00:49:22,700 --> 00:49:26,166
‫من گاهاً به کار‌های دیگه‌ای فراخوانده میشم
‫همینطور که الان فراخوانده شدم

617
00:49:27,300 --> 00:49:29,266
‫در سال‌های شکل‌گیری شما این اتفاق زیاد افتاد

618
00:49:31,000 --> 00:49:33,766
‫برای چیزی که بهش تبدیل شدید متاسفم

619
00:49:34,600 --> 00:49:35,833
‫سهل‌انگاری از من بود

620
00:49:38,133 --> 00:49:39,466
‫تبدیل به چی شدم؟

621
00:49:41,633 --> 00:49:44,233
‫من تبدیل به دی‌ای شدم که
‫دید نیاز به تغییر هست

622
00:49:44,966 --> 00:49:48,533
‫کسی که تغییر رو انجام داد
‫کسی که تصمیم گرفت پدر نسل جدیدی بشه

623
00:49:48,933 --> 00:49:49,933
‫تبدیل به چی شدم؟

624
00:49:51,500 --> 00:49:52,866
‫من یک مرد کاملم

625
00:49:52,933 --> 00:49:55,866
‫نه، تو یه اسپرمی که توسط
‫دم نازکش هدایت میشه

626
00:49:55,966 --> 00:49:58,166
‫که حرکات اتفاقیش رو با پیچیدگی اشتباه گرفته

627
00:49:59,300 --> 00:50:03,366
‫حالا، برو هرکاری که می‌خوای بکن
‫چون دیگه برای تغییر دادنت دیر شده

628
00:50:05,466 --> 00:50:08,433
‫یه سفینه جهش آماده کنید.
‫من به ترنتور میرم

629
00:50:22,233 --> 00:50:23,433
‫هی اینجا چه خبره؟

630
00:50:23,633 --> 00:50:26,133
‫- هوی ازت سوال پرسیدما
‫- تو با سفینه جهش کردی تو قصر من

631
00:50:26,200 --> 00:50:28,266
‫حقته که جوابش رو بگیری!

632
00:50:32,700 --> 00:50:33,600
‫جنرال؟

633
00:50:33,666 --> 00:50:34,966
‫آماده‌ایم امپراطوری

634
00:50:35,033 --> 00:50:38,666
‫مین‌های ضربه‌زننده اینویکتوس رو
‫به سمت سیاره می‌ندازن

635
00:50:55,733 --> 00:50:57,400
‫از پِلیس یک به دستنی، دریافت شد؟

636
00:50:58,533 --> 00:51:01,166
‫از پِلیس یک به دستنی، دریافت شد؟

637
00:51:01,433 --> 00:51:02,366
‫گلیون؟

638
00:51:05,300 --> 00:51:06,166
‫سلام جنرال

639
00:51:11,433 --> 00:51:13,200
‫ما نشانه‌ت رو از دست دادیم. کجایی؟

640
00:51:13,833 --> 00:51:15,266
‫تو نیمۀ تاریک ترمینوسی؟

641
00:51:15,333 --> 00:51:17,133
‫نه من روی سطح سیارم

642
00:51:18,266 --> 00:51:21,500
‫سفینه‌م نابود شده
‫راهی برای رسیدن بهتون ندارم

643
00:51:22,766 --> 00:51:24,566
‫دستوراتتون واضح بود جنرال

644
00:51:25,766 --> 00:51:26,766
‫شلیک کنید!

645
00:51:38,333 --> 00:51:39,600
‫هی گلیون

646
00:51:41,733 --> 00:51:42,433
بگو

647
00:51:46,733 --> 00:51:51,366
‫دی بهم دستور داده که
‫اینویکتوس رو سر سیاره خراب کنم

648
00:51:51,466 --> 00:51:52,933
‫وای، خب بلاخره رسیدیم بهش

649
00:51:57,466 --> 00:51:58,466
‫دستور رو بده

650
00:51:58,566 --> 00:51:59,800
‫جنرال

651
00:51:59,900 --> 00:52:01,000
‫بل بهم گوش کن

652
00:52:01,100 --> 00:52:04,333
‫اگه سر این قضیه موقعیتت رو از دست بدی
‫کل کهکشان آسیب می‌بینن

653
00:52:04,833 --> 00:52:05,966
‫باید دستور رو بدی

654
00:52:23,600 --> 00:52:24,700
‫شلیک کنید

655
00:53:01,566 --> 00:53:04,000
‫کمک می‌خواد. مدیر کمک می‌خواد

656
00:53:16,366 --> 00:53:17,666
‫نتونستم جلوش رو بگیرم

657
00:53:19,966 --> 00:53:21,200
‫خیلی متاسفم
