﻿1
00:00:09,092 --> 00:00:10,343
‫آنچه گذشت...

2
00:00:11,052 --> 00:00:12,345
‫بابا نمیاد خونه؟

3
00:00:12,470 --> 00:00:13,930
‫همین الان‌ها دیگه میاد.

4
00:00:14,055 --> 00:00:15,598
‫تو برو دعات رو بخون.

5
00:00:15,724 --> 00:00:17,517
‫من یه دقیقه دیگه میام پیشت.

6
00:00:17,642 --> 00:00:21,229
‫- مگان، داری چیکار می‌کنی؟
‫- شاید بتونی راهم بدی تو خونه.

7
00:00:21,396 --> 00:00:23,231
‫مگان، نه!

8
00:00:27,402 --> 00:00:29,195
‫می‌خوای نوشیدنی بخوری، ها؟

9
00:00:29,362 --> 00:00:30,780
‫- بیا ببینم...
‫- نه.

10
00:00:30,905 --> 00:00:32,282
‫مرد جماعت باید از خانواده‌اش
‫محافظت کنه فرانک.

11
00:00:32,449 --> 00:00:33,783
‫چشمت رو باز کن و ببین!

12
00:00:33,908 --> 00:00:34,117
‫ببین چیکار کردی.
‫ببینشون.

13
00:00:34,117 --> 00:00:36,119
‫ببین چیکار کردی.
‫ببینشون.

14
00:00:36,286 --> 00:00:37,454
‫نه!

15
00:00:37,579 --> 00:00:40,665
‫از طرف من از والدینم خداحافظی کن.

16
00:00:40,790 --> 00:00:43,251
‫مامان، جولی نورمن رو کشت.

17
00:00:43,376 --> 00:00:45,712
‫- نورمن چش شده؟
‫- هیولاها کشتنش.

18
00:00:45,837 --> 00:00:47,881
‫هیولاها واقعی نیستن عزیز دلم.

19
00:00:48,006 --> 00:00:49,841
‫چرا وسط جاده درخت افتاده؟

20
00:00:49,966 --> 00:00:52,177
‫حتما طوفان شده بوده
‫و از جا کنده شده دیگه.

21
00:00:52,343 --> 00:00:54,554
‫عه، امکان نداره همون‌جا باشه.

22
00:00:54,679 --> 00:00:57,307
‫ببخشید؟

23
00:00:57,432 --> 00:01:00,518
‫می‌خوایم برگردیم تو بزرگراه.
‫می‌شه...

24
00:01:00,643 --> 00:01:03,146
‫هنوز هم تو همون جاده‌ایم‌ها.

25
00:01:12,906 --> 00:01:15,784
‫بابا گمون کنم خون‌ریزی کرده.
‫یه چیزی رفته تو پاش.

26
00:01:15,909 --> 00:01:17,452
‫یعنی تو الان دکتری؟

27
00:01:17,577 --> 00:01:18,912
‫دانشجوی سال سوم پزشکی بودم.

28
00:01:19,037 --> 00:01:22,373
‫تو رو خدا بسه. درد داره. آخ!

29
00:01:22,499 --> 00:01:24,709
‫می‌تونیم خودمون رو
‫به خونه اجتماعات برسونیم.

30
00:01:24,834 --> 00:01:26,628
‫با تمام قوا بدوین.
‫هرچی هم که دیدین،

31
00:01:26,669 --> 00:01:28,755
‫هر چی هم که شنیدین،
‫واینستین.

32
00:01:28,880 --> 00:01:31,674
‫آهای، یکی بیاد کمک!

33
00:01:31,800 --> 00:01:34,219
‫دانا! دانا، بذار بیایم تو!

34
00:01:35,720 --> 00:01:37,514
‫تو هم توی یکی از اون دو تا ماشین بودی؟

35
00:01:37,639 --> 00:01:39,265
‫خیلی وقت بود چنین اتفاقی نیفتاده بود.

36
00:01:39,349 --> 00:01:41,893
‫به نظرت یعنی چی؟

37
00:01:42,018 --> 00:01:44,312
‫باید یه چیزهایی درمورد این شهر بهت بگم.

38
00:01:44,437 --> 00:01:47,107
‫شرمنده، ولی قراره بدترین...

39
00:01:47,232 --> 00:01:48,233
‫حرف‌های عمرت رو بشنوی.

40
00:01:48,316 --> 00:01:49,734
‫به نظرت هیولاها واقعی‌ان؟

41
00:01:49,859 --> 00:01:51,528
‫واسه چی من رو آوردی اینجا؟

42
00:01:51,653 --> 00:01:53,988
‫چون می‌خواستم ببینی
‫که اگه به اندازه کافی...

43
00:01:54,114 --> 00:01:57,659
‫بری بالا، حتی یه کابوس هم
‫می‌تونه شبیه خوابی قشنگ باشه.

44
00:01:57,784 --> 00:01:59,911
‫- تقصیر تو نیست.
‫- منظورت چیه؟

45
00:02:00,036 --> 00:02:02,372
‫صداهاشون رو می‌شنوم.

46
00:02:02,497 --> 00:02:04,457
‫ولی گفتن فقط این‌طوری
‫می‌تونیم برم خونه.

47
00:02:04,582 --> 00:02:05,834
‫سارا، می‌شه فقط بگی چیکار کردی؟

48
00:02:05,875 --> 00:02:07,961
‫در رو باز گذاشتم.

49
00:02:08,086 --> 00:02:10,380
‫اون موجودات... دائم راه می‌رن.

50
00:02:10,505 --> 00:02:12,423
‫هیچ‌وقت نمی‌دون.

51
00:02:12,549 --> 00:02:15,426
‫می‌دونن ما راه فراری نداریم.

52
00:02:15,552 --> 00:02:17,720
‫حس می‌کنم روانم به یه نخ بنده.

53
00:02:17,846 --> 00:02:22,559
‫دیگه تحمل جنازه ندارم.

54
00:02:22,684 --> 00:02:24,477
‫- به چی نگاه می‌کنی؟
‫- هیچی.

55
00:02:30,900 --> 00:02:34,070
‫- وای خدایا! وای خدایا!
‫- بجنبین! بجنبین!

56
00:02:34,237 --> 00:02:35,780
‫در رو باز کنین دیگه!

57
00:02:46,249 --> 00:02:47,917
‫خواب بد دیدی؟

58
00:02:48,042 --> 00:02:49,586
‫آره.

59
00:02:51,254 --> 00:02:53,131
‫آره. آره.

60
00:02:58,261 --> 00:03:01,055
‫توبی!

61
00:03:01,181 --> 00:03:03,141
‫یکی بیاد من رو باز کنه دیگه. آهای!

62
00:03:03,266 --> 00:03:05,143
‫- توبی، کجایی؟
‫- جریان چیه؟

63
00:03:05,268 --> 00:03:06,477
‫کسی نیست... عه.

64
00:03:06,603 --> 00:03:08,396
‫خفه خون مرگ بگیر.
‫ملت دارن سعی می‌کنن بخوابن‌ها.

65
00:03:08,479 --> 00:03:11,274
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟
‫- شرمنده.

66
00:03:11,399 --> 00:03:13,193
‫معمولا این‌جور مواقع
‫خیلی صمیمانه‌تر برخورد می‌کنم.

67
00:03:15,486 --> 00:03:18,156
‫واقعا خیلی بدموقع به هوش اومدی.

68
00:03:18,281 --> 00:03:20,033
‫ببین. من نمی‌دونم جریان از چه قراره،

69
00:03:20,158 --> 00:03:22,118
‫خب؟ ولی باید همین الان ...

70
00:03:22,243 --> 00:03:23,786
‫بازم کنین،
‫وگرنه به خدا قسم...

71
00:03:23,786 --> 00:03:25,496
‫چیکار می‌کنی؟

72
00:03:27,373 --> 00:03:28,708
‫اصلا خبر داری من کی هستم؟

73
00:03:28,875 --> 00:03:30,293
‫ای بابا. پس از اون جماعتی.

74
00:03:30,418 --> 00:03:32,003
‫کدوم جماعت؟

75
00:03:32,128 --> 00:03:33,171
‫خیلی‌خب.

76
00:03:35,173 --> 00:03:36,799
‫بذار از اول برات تعریف کنم.

77
00:06:58,584 --> 00:07:00,336
‫گرسنه‌ای فرانک؟

78
00:07:00,461 --> 00:07:01,921
‫چیزی لازم نداری؟

79
00:07:07,009 --> 00:07:09,262
‫ببین.

80
00:07:09,387 --> 00:07:11,347
‫حتما باید درک کنی...

81
00:07:11,472 --> 00:07:15,351
‫که جریان امشب...
‫سر خصومت نیست.

82
00:07:16,644 --> 00:07:18,438
‫خودم می‌دونم.

83
00:07:21,441 --> 00:07:23,901
‫ازت خوشش می‌اومد.

84
00:07:24,026 --> 00:07:26,446
‫لارن رو می‌گم.

85
00:07:26,571 --> 00:07:27,947
‫همیشه ازت خوشش می‌اومد.

86
00:07:30,616 --> 00:07:32,827
‫می‌گفت مجبوری به ملت سخت بگیری.

87
00:07:34,871 --> 00:07:37,582
‫می‌گفت بقیه از پس تصمیماتی
‫که باهاشون مواجه می‌شی برنمیان.

88
00:07:40,251 --> 00:07:42,128
‫می‌گفت قراره همگیمون رو
‫برگردونی خونه.

89
00:07:56,350 --> 00:07:58,227
‫راستش، من از اول چنین آدمی نبودم.

90
00:08:00,313 --> 00:08:02,857
‫هیچ‌کدوممون از اول این شکلی نبودیم.

91
00:08:04,484 --> 00:08:06,235
‫ببین.

92
00:08:06,360 --> 00:08:09,030
‫اگه چیزی می‌خوای،

93
00:08:09,197 --> 00:08:11,365
‫یا مثلا می‌خوای کسی رو ببینی...

94
00:08:11,491 --> 00:08:14,535
‫که حرفی تو دلت نمونه...

95
00:08:14,660 --> 00:08:16,871
‫ترجیح می‌دم یه کاری بکنم.

96
00:08:19,373 --> 00:08:21,667
‫یعنی منظورت اینه که الان...

97
00:08:21,792 --> 00:08:24,337
‫تو شهری‌ام که نمی‌تونم ازش خارج بشم...

98
00:08:24,462 --> 00:08:26,839
‫و هر شب بعد از غروب خورشید،

99
00:08:26,964 --> 00:08:31,135
‫هیولاها از جنگل میان شکارمون کنن؟

100
00:08:31,302 --> 00:08:33,262
‫همون هیولاها هم اتفاقی...

101
00:08:33,387 --> 00:08:34,597
‫دیشب دوستم رو کشتن؟

102
00:08:34,639 --> 00:08:36,098
‫آره.

103
00:08:41,354 --> 00:08:42,855
‫آره.

104
00:08:49,445 --> 00:08:52,782
‫این دفعه... کم چیزی نیست.

105
00:08:52,907 --> 00:08:54,367
‫شما رو... شما رو از کجا پیدا کرده؟

106
00:08:54,408 --> 00:08:55,993
‫کی رو می‌گی؟

107
00:08:56,118 --> 00:08:57,703
‫توبی رو می‌گم دیگه.
‫جدا جدا اجیرتون کرده...

108
00:08:57,828 --> 00:08:59,747
‫یا از اون گروه‌های دوره‌گردین؟

109
00:08:59,872 --> 00:09:02,166
‫آخه خودت خیلی خوب نقش بازی می‌کنی.

110
00:09:02,291 --> 00:09:04,544
‫بازیگریت باورپذیره.

111
00:09:04,669 --> 00:09:05,878
‫ولی ایشون زیاد خوب بازی نمی‌کنه. اصلا...

112
00:09:06,003 --> 00:09:07,880
‫به نظرم یه کم بیش از حد اغراق کردی.

113
00:09:07,964 --> 00:09:09,173
‫ولی در کل، اِم...

114
00:09:11,425 --> 00:09:13,719
‫احسنت. وای.
‫دستمزدتون نوش جونتون.

115
00:09:13,844 --> 00:09:15,680
‫خلاصه که، اِم، خیلی‌خب.

116
00:09:15,805 --> 00:09:17,974
‫خب، بعدش چی می‌شه؟
‫باید، اِم...

117
00:09:18,099 --> 00:09:20,268
‫باید یه‌جور معما حل کنم؟

118
00:09:20,434 --> 00:09:21,852
‫آها.

119
00:09:21,978 --> 00:09:23,688
‫اصلا می‌دونین چیه؟
‫ولش کنین.

120
00:09:23,813 --> 00:09:25,648
‫- لو ندین چی می‌شه.
‫- کجا می‌ری؟

121
00:09:28,109 --> 00:09:29,527
‫خب، اگه تا شب همین‌جا بشینم...

122
00:09:29,610 --> 00:09:30,820
‫که نمی‌تونم معماتون رو حل کنم.

123
00:09:30,945 --> 00:09:32,655
‫می‌رم تو شهرتون بگردم...

124
00:09:32,780 --> 00:09:34,532
‫و یه کمی کند و کاو کنم.

125
00:09:34,657 --> 00:09:37,451
‫امان از دستت توبی.

126
00:09:37,577 --> 00:09:38,786
‫حتما براش کلی خرج برداشته.

127
00:09:41,747 --> 00:09:42,999
‫می‌خوای حواسم بهش باشه؟

128
00:09:42,999 --> 00:09:45,001
‫نه.

129
00:09:45,126 --> 00:09:47,003
‫بذار یه کم تو شهر ول بچرخه.

130
00:09:47,128 --> 00:09:48,796
‫خودمون به قدر کافی مشکل داریم.

131
00:09:52,592 --> 00:09:54,093
‫هه.

132
00:09:57,513 --> 00:09:59,807
‫خیلی‌خب.

133
00:09:59,932 --> 00:10:01,267
‫در حد مجسمه جاکومتی خودم نیست،

134
00:10:01,392 --> 00:10:03,728
‫ولی بدک هم نیست.

135
00:10:03,853 --> 00:10:05,479
‫عه، چه عالی!

136
00:10:05,605 --> 00:10:07,607
‫واسه من آوردیش؟

137
00:10:07,732 --> 00:10:09,233
‫جانم؟

138
00:10:09,358 --> 00:10:12,486
‫سلام. اِم... وسیله نقلیه موتوری ندارین؟

139
00:10:12,612 --> 00:10:13,696
‫مثلا اسکوتری، چیزی ندارین؟

140
00:10:13,738 --> 00:10:14,739
‫چی؟ نه.

141
00:10:14,864 --> 00:10:16,490
‫ندارین؟ خیلی‌خب. همین خوبه. ممنون.

142
00:10:16,616 --> 00:10:18,868
‫اِم... نه، اون مال خودمه... اِم...

143
00:10:31,047 --> 00:10:34,008
‫سلام رفیق.

144
00:10:34,133 --> 00:10:35,718
‫می‌شه امروز برم بیرون؟

145
00:10:35,843 --> 00:10:37,887
‫وای عزیز دلم.

146
00:10:38,012 --> 00:10:39,847
‫باید یه کم دیگه هم استراحت کنی.

147
00:10:39,972 --> 00:10:42,558
‫از بس استراحت کردم خسته شدم.

148
00:10:42,683 --> 00:10:45,978
‫ضمنا، از این لباس خوابه خوشم نمیاد.

149
00:10:46,103 --> 00:10:47,938
‫تنم رو به خارش می‌اندازه،
‫اندازه‌ام هم نیست.

150
00:10:48,064 --> 00:10:49,273
‫وای، اذیت نکن دیگه.

151
00:10:49,398 --> 00:10:50,775
‫بابت رفته دم کاروانمون
‫که وسایلمون رو بیاره.

152
00:10:50,816 --> 00:10:53,694
‫یعنی امشب با لباس خواب خودمون می‌خوابیم.

153
00:10:53,819 --> 00:10:55,237
‫بهتر بود همگی می‌رفتیم.

154
00:10:55,363 --> 00:10:57,323
‫خب، گفتیم بهتره بابا تنها بره.

155
00:10:57,323 --> 00:10:59,241
‫خب، من خوشم نمیاد
‫ملت تو وسایلم سرک بکشن.

156
00:10:59,241 --> 00:10:59,450
‫کسی چنین کاری نمی‌کنه.

157
00:10:59,450 --> 00:11:00,368
‫کسی چنین کاری نمی‌کنه.

158
00:11:00,534 --> 00:11:01,702
‫باشه، حتما.

159
00:11:01,827 --> 00:11:03,871
‫قراره چند وقت اینجا بمونیم؟

160
00:11:03,996 --> 00:11:07,208
‫هنوز، اِم...
‫هنوز تصمیم نگرفتیم.

161
00:11:08,709 --> 00:11:11,462
‫راستی، گرسنه نیستی؟

162
00:11:11,587 --> 00:11:13,047
‫دیدم دارن تخم‌مرغ درست می‌کنن.
‫تخم‌مرغ می‌خوری؟

163
00:11:13,047 --> 00:11:15,549
‫ساندویچ تخم‌مرغیه؟

164
00:11:15,675 --> 00:11:16,801
‫نه. نه، نه، نه.
‫ساندویچ تخم‌مرغی ندارن.

165
00:11:16,926 --> 00:11:18,969
‫ولی بلغور جو دوسر دارن.

166
00:11:19,095 --> 00:11:21,013
‫خیلی‌خب.

167
00:11:21,138 --> 00:11:23,057
‫تو چی؟ گرسنه نیستی؟

168
00:11:23,182 --> 00:11:25,476
‫اِم، نه. به نظرم بهتره برم یه قدمی بزنم.

169
00:11:25,601 --> 00:11:26,852
‫- خیلی‌خب. جای دور نری.
‫- باشه.

170
00:11:29,897 --> 00:11:32,942
‫می‌رم برات بلغور جو دوسر بیارم.

171
00:11:33,067 --> 00:11:34,652
‫همین‌جا بمون.

172
00:11:48,207 --> 00:11:51,168
‫مامان، ببین چی می‌گم.

173
00:11:51,252 --> 00:11:52,837
‫واقعا لزومی نداره امروز بیای اینجا.

174
00:11:52,878 --> 00:11:55,339
‫خواهش می‌کنم، باید یه کم استراحت کنی.

175
00:11:55,381 --> 00:11:59,385
‫کلی کار داریم.
‫پنج دقیقه دیگه باز می‌کنیم.

176
00:11:59,427 --> 00:12:01,971
‫ببین چقدر ظرف ریخته. ای خدا.

177
00:12:03,472 --> 00:12:07,977
‫ببین. ای خدا. یه کاری کردم بشکنمش‌ها.

178
00:12:14,775 --> 00:12:16,318
‫اِم...

179
00:12:19,697 --> 00:12:21,240
‫وای خدا.

180
00:12:24,118 --> 00:12:25,786
‫بذار ببینم.

181
00:12:28,247 --> 00:12:34,879
‫مامان، فعلا مهم‌ترین کارت...
‫اینه که استراحت کنی. باید استراحت کنی.

182
00:12:34,920 --> 00:12:36,756
‫اگه دیشب پیشش بودم.

183
00:12:36,797 --> 00:12:40,009
‫اگه پیشش بودی هم هیچ فرقی نمی‌کرد.

184
00:12:41,177 --> 00:12:44,805
‫خب؟ در هر صورت کمکی از دستت برنمی‌اومد.

185
00:12:46,474 --> 00:12:47,892
‫خوبین؟

186
00:12:52,021 --> 00:12:54,231
‫بذارین خودم جمعش کنم.

187
00:13:21,175 --> 00:13:22,301
‫یک...

188
00:13:25,179 --> 00:13:26,555
‫سه...

189
00:13:26,722 --> 00:13:29,391
‫چهار، پنج.

190
00:13:35,147 --> 00:13:36,440
‫توت می‌خوری؟

191
00:13:36,607 --> 00:13:37,900
‫میل ندارم.

192
00:13:41,028 --> 00:13:43,531
‫اگه سیب دوست داری،
‫اونجا درخت سیب هم داریم.

193
00:13:45,950 --> 00:13:48,536
‫می‌بینم که خودتون مواد غذایی می‌کارین.

194
00:13:48,702 --> 00:13:50,788
‫سوپرمارکت‌های این حوالی افتضاحن، اینه که...

195
00:13:55,251 --> 00:13:56,919
‫آها.

196
00:13:57,044 --> 00:13:58,963
‫شوخی بود.

197
00:14:00,130 --> 00:14:01,799
‫الیس و بابات به زودی برمی‌گردن.

198
00:14:01,924 --> 00:14:03,217
‫یه سری از وسایل خودت...

199
00:14:03,342 --> 00:14:05,010
‫که به دستت برسه،
‫خیلی بهتر می‌شه.

200
00:14:05,135 --> 00:14:06,762
‫آره، لابد دیگه.

201
00:14:08,639 --> 00:14:09,682
‫ببین.

202
00:14:11,767 --> 00:14:13,310
‫حالت خوبه؟

203
00:14:15,688 --> 00:14:18,691
‫نه. زیاد خوب نیستم.

204
00:14:18,816 --> 00:14:20,484
‫بیا بغلم.

205
00:14:32,872 --> 00:14:33,914
‫خیلی‌خب.

206
00:14:34,039 --> 00:14:36,750
‫ببینیم چی توشه رفیق.

207
00:14:36,876 --> 00:14:39,128
‫شنیدم بدنت به خارش افتاده، اینه که...

208
00:14:39,253 --> 00:14:41,046
‫ممنون بابا.

209
00:14:41,171 --> 00:14:42,673
‫خواهش می‌کنم.

210
00:14:44,174 --> 00:14:47,177
‫اِم، چطور پیش رفت؟

211
00:14:47,303 --> 00:14:51,140
‫اِم... خوب بود.

212
00:14:51,265 --> 00:14:52,850
‫جدی؟

213
00:14:52,975 --> 00:14:54,768
‫کتاب‌هام هم اون توئن؟

214
00:14:54,894 --> 00:14:57,104
‫وای.

215
00:14:57,229 --> 00:14:59,940
‫کتاب! چرا کتاب‌ها رو جا گذاشتم؟

216
00:15:00,065 --> 00:15:01,150
‫بابا...

217
00:15:01,275 --> 00:15:03,235
‫وای، بذار ببینم.
‫شاید یه‌دونه باشه.

218
00:15:03,360 --> 00:15:04,987
‫شاید بتونم یه چیزی پیدا کنم.

219
00:15:05,112 --> 00:15:08,157
‫عه، وایستا ببینم.
‫کتاب هم داریم.

220
00:15:08,282 --> 00:15:11,118
‫کدومشون رو بخونیم؟

221
00:15:11,243 --> 00:15:14,788
‫«ماجراهای گولیگاگ اعظم» رو بخونیم؟

222
00:15:16,790 --> 00:15:18,000
‫«پرواز کرومینوکل» رو بخونیم؟

223
00:15:18,125 --> 00:15:20,044
‫وای. «کرومینوکل» رو بخونیم.

224
00:15:20,169 --> 00:15:21,629
‫از همه بیشتر دوستش دارم.

225
00:15:21,795 --> 00:15:23,380
‫صداش رو دربیار.

226
00:15:23,505 --> 00:15:27,843
‫صداش رو دربیارم؟ من که اصلا نمی‌فهم...

227
00:15:40,940 --> 00:15:43,609
‫صداش که این شکلی نیست.

228
00:15:43,776 --> 00:15:46,111
‫نیست؟ این شکلیه؟

229
00:15:48,155 --> 00:15:51,241
‫نه. بس کن. بس کن.

230
00:15:51,367 --> 00:15:53,118
‫خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

231
00:15:53,243 --> 00:15:54,620
‫صدای دو تا «کرومینوکل» رو برات درمیاریم.

232
00:15:54,620 --> 00:15:55,996
‫دو تا «کرومینوکل».

233
00:16:02,920 --> 00:16:04,630
‫دو تا «کرومینوکل» اومدن تو غار.

234
00:16:04,797 --> 00:16:07,007
‫دو تا «کرومینوکل» اومدن سراغت.

235
00:16:07,132 --> 00:16:09,259
‫پات رو بپا.

236
00:16:09,385 --> 00:16:12,554
‫سلام جولی، اینجا رو.
‫وسایلمون رو آورد.

237
00:16:12,680 --> 00:16:14,098
‫آره. خودم می‌بینم.

238
00:16:14,223 --> 00:16:16,976
‫- بیا اینجا ببینم.
‫- جولی!

239
00:16:17,101 --> 00:16:18,852
‫داریم «کرومینوکل» رو می‌خونیم.

240
00:16:18,978 --> 00:16:20,062
‫جولی!

241
00:16:23,565 --> 00:16:25,818
‫- آره. خیلی بامزه است.
‫- سلام.

242
00:16:25,943 --> 00:16:27,069
‫اِم، شرمنده که مزاحم شدم.

243
00:16:27,194 --> 00:16:28,404
‫پدر کاتری اومده...

244
00:16:28,529 --> 00:16:30,406
‫که راجع به مراسم گزینش
‫باهاتون صحبت کنه.

245
00:16:30,531 --> 00:16:32,616
‫مراسم گزینش چیه؟

246
00:16:32,783 --> 00:16:35,077
‫خودش بهتون توضیح می‌ده.

247
00:16:35,202 --> 00:16:37,413
‫هر تازه‌واردی باید
‫محل سکونتش رو انتخاب کنه.

248
00:16:37,538 --> 00:16:39,873
‫یا می‌تونین همین‌جا تو خونه اجتماعات
‫بمونین، یا تو شهر ساکن بشین.

249
00:16:39,999 --> 00:16:42,209
‫یکی از روندهای کاریمون این شکلیه.

250
00:16:42,334 --> 00:16:45,546
‫می‌خوام جفتتون رو ببرم
‫و شهر رو نشونتون بدم.

251
00:16:45,671 --> 00:16:47,798
‫شاید خونه احتمالیتون
‫در صورت سکونت شهر رو...

252
00:16:47,923 --> 00:16:48,924
‫نشونتون دادم.

253
00:16:48,966 --> 00:16:51,093
‫خب، من هم می‌خوام بیام.

254
00:16:51,218 --> 00:16:53,095
‫چیه؟
‫همگیمون تحت‌الشعاعیم دیگه، مگه نه؟

255
00:16:53,220 --> 00:16:54,430
‫من هم می‌خوام ببینم.

256
00:16:54,555 --> 00:16:56,181
‫باید اینجا بمونی
‫که پیش ایتان باشی.

257
00:16:56,223 --> 00:16:58,517
‫دانا می‌تونه مراقب ایتان باشه دیگه.

258
00:17:00,728 --> 00:17:02,021
‫خیلی‌خب. قبوله.

259
00:17:03,731 --> 00:17:06,066
‫راحت باشین.

260
00:17:06,191 --> 00:17:07,276
‫ببین.

261
00:17:07,401 --> 00:17:10,112
‫زود برمی‌گردیم.

262
00:17:10,237 --> 00:17:11,613
‫خیلی‌خب.

263
00:17:12,990 --> 00:17:14,283
‫می‌دونی چیه؟

264
00:17:14,408 --> 00:17:16,493
‫شاید بهتر باشه من بمونم.
‫بهتره تنهاش نذارم.

265
00:17:16,618 --> 00:17:19,163
‫به نظرم حتما باید جفتتون ببینین.

266
00:17:19,288 --> 00:17:20,873
‫چیزی نمی‌شه.

267
00:17:20,998 --> 00:17:22,666
‫بچه سرسختیه.

268
00:17:22,833 --> 00:17:24,001
‫به مادرش رفته.

269
00:17:24,126 --> 00:17:25,919
‫بیاین.

270
00:17:30,257 --> 00:17:36,764
‫[غذاخوری.]

271
00:17:44,146 --> 00:17:46,023
‫صبح همگی به خیر.

272
00:17:46,148 --> 00:17:48,776
‫امروز غذا چی داریم، ها؟

273
00:17:50,569 --> 00:17:52,029
‫سرنخ بعدیم رو همین‌جا قایم کردین؟

274
00:17:52,154 --> 00:17:53,489
‫الان قراره...

275
00:17:53,614 --> 00:17:55,991
‫قراره هیولاها از زیر سایه حمله کنن؟

276
00:17:56,116 --> 00:17:59,453
‫اِم، «وای که چه عجایبی در این...»

277
00:17:59,578 --> 00:18:02,372
‫«غذاخوری جالب سرراهی...»

278
00:18:02,498 --> 00:18:05,959
‫«که بی‌احتیاط واردش شدم،
‫در انتظارم است؟»

279
00:18:07,086 --> 00:18:08,962
‫ها؟

280
00:18:09,088 --> 00:18:10,631
‫اون قدیم‌ها یه کم تئاتر بازی می‌کردم.

281
00:18:10,672 --> 00:18:12,758
‫بدک نبود، مگه نه؟
‫وای، ممنون. دارم از گرسنگی می‌میرم.

282
00:18:12,925 --> 00:18:15,135
‫- چی داریم؟
‫- عه. صف وایستادیم‌ها.

283
00:18:15,260 --> 00:18:16,470
‫ببینین. من عاشق رفتار صحیحم،

284
00:18:16,553 --> 00:18:17,763
‫ولی الان خیلی گرسنه ام...

285
00:18:17,930 --> 00:18:19,807
‫و از اون‌جایی که همگیتون
‫واسه خودم کار می‌کنین،

286
00:18:19,973 --> 00:18:21,016
‫زیاد اشکالی نداره.

287
00:18:21,141 --> 00:18:22,267
‫آخ. این دیگه چه...

288
00:18:28,107 --> 00:18:29,566
‫خیلی‌خب. ای خدا.

289
00:18:29,691 --> 00:18:31,610
‫ملت چقدر این جریان رو جدی گرفتن.

290
00:18:34,488 --> 00:18:37,533
‫واسه چی اومدی اینجا؟

291
00:18:37,658 --> 00:18:39,827
‫تو قول داده بودی خونه بمونی.

292
00:18:39,952 --> 00:18:42,204
‫اگه نمی‌اومدم،
‫مشکوک می‌شدن.

293
00:18:42,329 --> 00:18:44,414
‫چیزی نمی‌شه.
‫می‌خوام کمکشون کنم.

294
00:18:44,540 --> 00:18:47,334
‫- سارا...
‫- باید کمکشون کنم.

295
00:18:49,419 --> 00:18:51,755
‫بهتره برگردی انبارمون.

296
00:18:51,880 --> 00:18:54,299
‫- چیزی نمی‌شه.
‫- سارا...

297
00:18:54,424 --> 00:18:57,261
‫قول می‌دم.

298
00:19:06,019 --> 00:19:08,856
‫طلسم‌هامون جلوی ورودشون رو می‌گیرن.

299
00:19:08,981 --> 00:19:11,358
‫البته ملت به چند شکل دیگه هم
‫جانب احتیاط رو رعایت می‌کنن.

300
00:19:11,483 --> 00:19:13,360
‫مثلا پنجره‌هاشون رو میخکوب می‌کنن.

301
00:19:13,485 --> 00:19:15,404
‫اگه تو خونه بچه داشته باشن،
‫حتما باید میخکوبشون کنن.

302
00:19:15,529 --> 00:19:16,989
‫واسه چی؟

303
00:19:17,114 --> 00:19:19,616
‫خب، این... این موجودات
‫یه سری از شب‌ها...

304
00:19:19,741 --> 00:19:23,495
‫سعی می‌کنن ملت رو قانع کنن
‫راهشون بدن تو خونه.

305
00:19:23,620 --> 00:19:26,623
‫بچه‌ها هم معمولا زودتر قانع می‌شن.

306
00:19:26,748 --> 00:19:30,794
‫این ملت چطوری راحت راه می‌رن
‫و از این شرایط تعجب نمی‌کنن؟

307
00:19:30,919 --> 00:19:32,546
‫خب، هر کی خودش رو وقف بده،

308
00:19:32,671 --> 00:19:34,882
‫اینجا بقا پیدا می‌کنه.

309
00:19:35,007 --> 00:19:37,426
‫دقیقا چجوری خودشون رو وقف می‌دن؟

310
00:19:37,551 --> 00:19:41,096
‫مثلا عین ساکنین مرزهای گسلی
‫خودشون رو وقف می‌دن.

311
00:19:41,263 --> 00:19:42,306
‫خودشون رو با احتمال...

312
00:19:42,431 --> 00:19:43,432
‫دهن باز کردن زمین...

313
00:19:43,473 --> 00:19:45,642
‫و سقوط خودشون وقف می‌دن.

314
00:19:45,767 --> 00:19:47,436
‫به زندگی خودشون می‌رسن،

315
00:19:47,561 --> 00:19:50,981
‫آخه یکی از حقایق دنیاشون همینه دیگه.

316
00:19:51,106 --> 00:19:53,567
‫ببینین. کاش می‌تونستم
‫توضیحی بهتون ارائه بدم...

317
00:19:53,692 --> 00:19:55,319
‫که این شرایط رو راحت‌تر هضم کنین.

318
00:19:55,444 --> 00:19:57,487
‫ولی درست می‌شه.

319
00:19:57,613 --> 00:20:00,282
‫خب؟ فقط همیشه یادتون بمونه...

320
00:20:00,407 --> 00:20:02,743
‫که طلسمتون رو بذارین کنار در.
‫پنجره‌هاتون رو بپوشونین.

321
00:20:02,868 --> 00:20:04,912
‫پنجره‌هاتون رو میخکوب کنین.

322
00:20:05,037 --> 00:20:08,332
‫اگه این کارها رو بکنین،
‫مشکلی واسه خانواده‌تون پیش نمیاد.

323
00:20:08,457 --> 00:20:10,542
‫راستی، اِم، ببخشید. اون چیه؟

324
00:20:16,381 --> 00:20:19,218
‫اِم، اون جعبه‌مونه.

325
00:20:19,384 --> 00:20:23,013
‫تنها مجازاتی که تو شهرمون
‫اجرا می‌کنیم، همینه.

326
00:20:23,138 --> 00:20:27,559
‫هدف از قوانین شهرمون
‫محافظت از همدیگه...

327
00:20:27,684 --> 00:20:29,519
‫و تأمین امنیت همدیگه است.

328
00:20:29,645 --> 00:20:32,439
‫وقتی هم اعمال یا غفلت کسی...

329
00:20:32,564 --> 00:20:35,359
‫به مرگ یکی از ساکنین شهر منجر بشه،

330
00:20:35,484 --> 00:20:39,529
‫تنها مجازات جرمش اینه
‫که یه شب رو تو اون جعبه بگذرونه.

331
00:20:41,698 --> 00:20:43,158
‫یا خدا.

332
00:20:43,325 --> 00:20:45,702
‫ولی یکی از اون طلسم‌هاتون رو
‫هم توش می‌ذارین دیگه، نه؟

333
00:20:45,827 --> 00:20:47,120
‫نه.

334
00:20:49,706 --> 00:20:51,333
‫تا حالا چند بار به کار بردینش؟

335
00:20:53,502 --> 00:20:55,504
‫امشب اولین بارمونه.

336
00:20:57,547 --> 00:20:59,549
‫ببینین. بیاین.

337
00:20:59,675 --> 00:21:01,843
‫- خونه‌تون یه‌کم جلوتره.
‫- باشه.

338
00:21:06,932 --> 00:21:09,559
‫خب، خیلی بزرگ نیست،
‫ولی اگه بخواین تو شهر ساکن بشین،

339
00:21:09,685 --> 00:21:11,395
‫می‌تونین راحت توش زندگی کنین.

340
00:21:16,566 --> 00:21:18,193
‫ظاهرا یکی اینجا ساکنه.

341
00:21:22,948 --> 00:21:26,368
‫اِم، شب قبل از...

342
00:21:26,493 --> 00:21:30,414
‫شب قبل از اومدن شما،
‫سانحه‌ای رخ داده بود.

343
00:21:32,708 --> 00:21:34,584
‫چندین ماه بود که سانحه‌ای رخ نداده بود.

344
00:21:35,961 --> 00:21:37,838
‫چه‌جور سانحه‌ای رخ داده بود؟

345
00:21:37,963 --> 00:21:40,507
‫از اون سوانحی که حاصل بی‌احتیاطی ملته.

346
00:22:01,570 --> 00:22:04,156
‫بچه بوده؟

347
00:22:05,991 --> 00:22:08,160
‫مگان و مادرش، لارن، کشته شدن.

348
00:22:10,579 --> 00:22:13,290
‫پدر خانواده موقع مرگشون...

349
00:22:13,457 --> 00:22:15,083
‫اون سر شهر نوشیدنی خورده بود
‫و از هوش رفته بود.

350
00:22:17,044 --> 00:22:20,797
‫وقتی کسی قوانین رو زیر پا بذاره،
‫این شکلی می‌شه.

351
00:22:31,641 --> 00:22:32,768
‫تابیتا، وایستا.

352
00:22:32,893 --> 00:22:33,977
‫نه جیم، عذر می‌خوام.
‫طاقت ندارم.

353
00:22:34,061 --> 00:22:35,729
‫الان از پسش برنمیام.

354
00:22:35,854 --> 00:22:37,356
‫یه‌جوری می‌گی انگار حق انتخابی هم داریم.

355
00:22:37,481 --> 00:22:38,857
‫جیم.

356
00:22:38,982 --> 00:22:41,068
‫جیم، خیلی مسخره است!

357
00:22:41,193 --> 00:22:43,987
‫اون خانمه و دخترش رو
‫جرواجر کرده بودن.

358
00:22:44,112 --> 00:22:46,448
‫الان هم می‌خوان پدر خانواده‌شون رو
‫دم غروب بذارن تو اون جعبه...

359
00:22:46,573 --> 00:22:47,574
‫که اون موجودات...

360
00:22:47,657 --> 00:22:50,452
‫خودت که شنیدی کشیشه چی گفت.

361
00:22:50,577 --> 00:22:51,787
‫اگه از قوانینشون پیروی کرده بود،

362
00:22:51,870 --> 00:22:54,831
‫الان همگی زنده بودن.

363
00:22:54,956 --> 00:22:57,542
‫جیم؟ واسه چی...
‫واسه چی این‌قدر مشتاقی...

364
00:22:57,667 --> 00:22:59,836
‫حرف‌هاشون رو قبول کنی جیم؟

365
00:23:03,548 --> 00:23:05,425
‫آخه صدای زمزمه اون موجودات دم کاروانمون...

366
00:23:05,509 --> 00:23:06,760
‫هنوز هم تو گوشمه.

367
00:23:06,885 --> 00:23:09,930
‫صدای تق‌تقشون رو شیشه‌ها هنوز تو گوشمه.

368
00:23:10,055 --> 00:23:14,017
‫تابی، نمی‌دونم جریان از چه قراره،
‫ولی راست می‌گن، ما هم گیر افتادیم.

369
00:23:14,142 --> 00:23:16,395
‫درنتیجه، بهتره یه راه حلی پیدا کنیم
‫که نهایت استفاده رو از این شرایط ببریم.

370
00:23:18,230 --> 00:23:20,649
‫آخه ما که دلمون نمی‌خواد
‫آخر و عاقبتمون عین...

371
00:23:22,901 --> 00:23:24,653
‫نه، نه، نه. نه.

372
00:23:32,702 --> 00:23:34,621
‫مگان اینجا رو از همه‌جا بیشتر دوست داشت.

373
00:23:41,002 --> 00:23:42,587
‫این تاب رو خودم واسش انداختم،

374
00:23:42,712 --> 00:23:45,590
‫همیشه ازم می‌خواست که...

375
00:23:45,715 --> 00:23:49,428
‫محکم‌تر تابش بدم.

376
00:23:49,594 --> 00:23:51,680
‫ولی لارن می‌ترسید
‫یه وقت طنابش در بره.

377
00:23:58,061 --> 00:24:00,939
‫منو کنار خودشون دفن می‌کنین دیگه، نه؟

378
00:24:01,064 --> 00:24:02,607
‫آره.

379
00:24:04,401 --> 00:24:05,569
‫معلومه.

380
00:24:08,738 --> 00:24:10,740
‫خیلی‌خب.

381
00:24:10,866 --> 00:24:12,534
‫یه‌کم می‌خوام تنها باشم.

382
00:24:12,659 --> 00:24:14,661
‫باشه. اصلا عجله نکن.

383
00:24:38,977 --> 00:24:40,896
‫خیلی‌خب، آقا کوچولو.

384
00:24:41,021 --> 00:24:42,772
‫این یکی رو امتحان کن
‫بهم بگو چطوره.

385
00:24:45,525 --> 00:24:47,402
‫زیر بغلم رو اذیت می‌کنه.

386
00:24:47,527 --> 00:24:49,613
‫زیر بغلت؟ باشه.
‫وایستا یه لحظه.

387
00:24:49,738 --> 00:24:53,408
‫بفرما. بخش زیر بغلت رو
‫واست نرم‌تر می‌کنم.

388
00:24:53,533 --> 00:24:56,119
‫اگه راضی بودی،
‫بعدا می‌بندمش، باشه؟

389
00:24:56,244 --> 00:24:57,287
‫بیا. امتحان کن.

390
00:24:59,080 --> 00:25:00,499
‫حاضری؟

391
00:25:00,624 --> 00:25:02,209
‫آروم از پله‌ها بیا پایین.

392
00:25:02,334 --> 00:25:03,835
‫عجله نکن.
‫آفرین، پسر.

393
00:25:04,002 --> 00:25:06,755
‫همینه.
‫سه، دو، یک.

394
00:25:08,048 --> 00:25:09,049
‫بوم!

395
00:25:10,133 --> 00:25:11,218
‫خیلی نازه.

396
00:25:12,719 --> 00:25:14,471
‫هدفتون چیه؟

397
00:25:14,596 --> 00:25:16,014
‫یعنی چی؟

398
00:25:16,139 --> 00:25:17,766
‫شما که اصلا ما رو نمی‌شناسین.

399
00:25:20,727 --> 00:25:22,229
‫کارمون همینه دیگه.

400
00:25:26,983 --> 00:25:29,152
‫عین یه اتاق‌فرار تمام‌عیاره.

401
00:25:29,277 --> 00:25:31,821
‫انصافا نمی‌دونم چه طوری
‫درستش کردین.

402
00:25:31,905 --> 00:25:34,449
‫حدس می‌زنم...

403
00:25:34,574 --> 00:25:37,327
‫یه سرنخی توی تمام
‫ساختمون‌ها هست؟

404
00:25:37,494 --> 00:25:39,538
‫هوم؟ نزدیک شدم؟

405
00:25:39,663 --> 00:25:41,873
‫آخه معمولا، می‌دونی...

406
00:25:41,998 --> 00:25:43,833
‫باید یه نشونه‌ای باشه
‫که طرف بفهمه...

407
00:25:43,875 --> 00:25:45,752
‫کدوم سمتی باید بره.
‫این که دیگه...

408
00:25:45,877 --> 00:25:47,671
‫یه درجه هم خفن‌تره.

409
00:25:49,631 --> 00:25:51,550
‫هنوز...

410
00:25:51,675 --> 00:25:55,762
‫هنوز کسی باهات صحبت نکرده؟

411
00:25:55,887 --> 00:25:59,641
‫آره. همون خانمی که توی
‫خونه بزرگه بود. دانا.

412
00:25:59,766 --> 00:26:01,518
‫کل جزئیات شروع بازی رو بهم گفت.

413
00:26:01,643 --> 00:26:03,186
‫می‌دونی دیگه،
‫هیولاهای توی جنگل.

414
00:26:03,311 --> 00:26:06,147
‫توبی مُرده. فلان بیسار بهمان.
‫ولی بهم راهنمایی نکرد...

415
00:26:06,273 --> 00:26:07,816
‫که بعدش قراره کجا برم.
‫آخه یه چیزی هم هست.

416
00:26:07,857 --> 00:26:10,360
‫حالا هرچند همه چیز
‫تمام و کماله...

417
00:26:10,527 --> 00:26:12,737
‫یه چند تا عیب و ایراد
‫توی منطق بازی هست.

418
00:26:12,862 --> 00:26:15,365
‫این که نشستم توی غذاخوری
‫تخم‌مرغ می‌خورم...

419
00:26:15,532 --> 00:26:17,576
‫اونم توی شهری که مثلا...

420
00:26:17,701 --> 00:26:19,369
‫باید یه حالت ترسناک عرفانی داشته باشه.

421
00:26:19,536 --> 00:26:20,996
‫حالا شما رو نمی‌دونم،

422
00:26:21,121 --> 00:26:23,832
‫ولی من که توی کابوس‌هام
‫صبحونه نمی‌رم غذاخوری.

423
00:26:23,957 --> 00:26:25,875
‫لابد می‌خوای بگی مرغ‌هاتون...

424
00:26:25,917 --> 00:26:27,419
‫اطراف جنگل ترسناکه پرسه می‌زنن.

425
00:26:27,586 --> 00:26:28,837
‫آره. مرغ و گاوهامون...

426
00:26:28,878 --> 00:26:30,922
‫خودمون هم نمی‌دونیم
‫از کجا میان.

427
00:26:31,047 --> 00:26:32,549
‫هوم...

428
00:26:33,883 --> 00:26:35,844
‫راستش واسه یه صبحونه ترسناک
‫ایده جالبی بود.

429
00:26:39,097 --> 00:26:41,349
‫منم برم دنبال کارم.

430
00:26:45,020 --> 00:26:46,813
‫نکنه تو قراره یه چیزی بهم بگی؟

431
00:26:47,981 --> 00:26:49,733
‫چی؟

432
00:26:49,858 --> 00:26:51,943
‫چه بدونم. مثلا یه سرنخ...

433
00:26:52,068 --> 00:26:56,781
‫یا یه مسیر مرموز نشونم بدی؟

434
00:26:56,906 --> 00:26:59,826
‫اصلا می‌دونی؟ بی‌خیالش.
‫خودم حلش می‌کنم.

435
00:27:02,037 --> 00:27:04,831
‫مرسی.

436
00:27:12,964 --> 00:27:15,884
‫- طرف...
‫- خودشه. که توی اون یکی ماشین بود.

437
00:27:16,009 --> 00:27:18,970
‫خودش رو به کشتن می‌ده.

438
00:27:19,095 --> 00:27:21,681
‫اِم، گرسنه‌ای؟
‫هنوز چیزی نخوردی؟

439
00:27:21,806 --> 00:27:23,808
‫نه، گرسنه‌ام نیست.
‫اومدم بهتون یه سر بزنم.

440
00:27:23,933 --> 00:27:24,934
‫آها.

441
00:27:29,439 --> 00:27:31,566
‫باشه.

442
00:27:31,691 --> 00:27:33,652
‫حالش چطوره؟

443
00:27:33,777 --> 00:27:36,029
‫خب، حالش...

444
00:27:36,154 --> 00:27:38,698
‫گفتم که، انکار کردن توی
‫خون خانواده‌ی ماست.

445
00:27:43,578 --> 00:27:45,455
‫بذار ببینم.

446
00:27:45,580 --> 00:27:46,623
‫دوازده.

447
00:27:46,748 --> 00:27:49,334
‫ده، دوازده.

448
00:27:50,502 --> 00:27:51,544
‫خیلی‌خب.

449
00:28:05,642 --> 00:28:07,936
‫چی کار می‌کنی؟

450
00:28:09,270 --> 00:28:11,314
‫انگار بدون اجازه اومدی بیرون.

451
00:28:11,439 --> 00:28:12,649
‫دنبال چیزی می‌گشتی؟

452
00:28:12,774 --> 00:28:14,150
‫ولم کن.

453
00:28:14,317 --> 00:28:18,029
‫می‌تونم کمکت کنم‌ها.
‫کارم توی پیدا کردن خوبه.

454
00:28:18,154 --> 00:28:20,490
‫دنبال چیزی نیستم.

455
00:28:20,615 --> 00:28:22,659
‫دارم بررسی می‌کنم.

456
00:28:22,784 --> 00:28:24,869
‫چی رو بررسی می‌کنی؟

457
00:28:28,456 --> 00:28:30,125
‫خیلی سوال می‌پرسی‌ها.

458
00:28:31,960 --> 00:28:33,586
‫کلا سه تا پرسیدم.

459
00:28:36,881 --> 00:28:39,384
‫- می‌تونم توی بررسی هم کمک کنم.
‫- نه.

460
00:28:39,509 --> 00:28:40,760
‫نه، تو فقط دردسری.

461
00:28:40,885 --> 00:28:42,011
‫مامان بابات برمی‌گردن...

462
00:28:42,137 --> 00:28:44,514
‫می‌بینن اومدی بیرون،
‫بعد می‌ندازن گردن کی؟

463
00:28:44,639 --> 00:28:47,475
‫بعدش آنا بیرونم می‌کنه و
‫دیگه نمی‌تونم هلو بخورم.

464
00:28:48,518 --> 00:28:52,105
‫- چی داری می‌گی؟
‫- فقط برو دیگه.

465
00:28:55,483 --> 00:28:57,193
‫پسری که این بیرون
‫زندگی می‌کنه رو دیدی؟

466
00:29:00,822 --> 00:29:02,198
‫چی؟

467
00:29:02,365 --> 00:29:03,408
‫ولش کن.

468
00:29:03,533 --> 00:29:05,785
‫نه، نه. وایستا.

469
00:29:05,910 --> 00:29:08,913
‫یعنی چی "این بیرون زندگی می‌کنه"؟

470
00:29:09,038 --> 00:29:11,583
‫همیشه این‌جا واسه خودش قدم می‌زنه.

471
00:29:11,708 --> 00:29:14,210
‫تا حالا ندیدم بیاد داخل.

472
00:29:14,377 --> 00:29:15,670
‫واسه همین گفتم
‫لابد خونه‌اش این اطرافه.

473
00:29:15,712 --> 00:29:18,548
‫جدی می‌گی؟

474
00:29:18,673 --> 00:29:20,049
‫با هم دوست شدیم.

475
00:29:23,511 --> 00:29:25,680
‫که این‌طور؟

476
00:29:25,805 --> 00:29:29,350
‫خب، دوست داشتن خوبه.

477
00:29:29,476 --> 00:29:31,102
‫خیلی‌خب.

478
00:29:31,227 --> 00:29:33,980
‫وایستا. هی، بیا این‌جا.

479
00:29:40,862 --> 00:29:43,114
‫می‌خوام ببینم تکون خوردن یا نه.

480
00:29:43,239 --> 00:29:45,074
‫چی‌ها تکون خوردن؟

481
00:29:45,200 --> 00:29:46,451
‫درخت‌ها.

482
00:29:46,576 --> 00:29:48,495
‫- واقعا؟
‫- آره.

483
00:29:48,620 --> 00:29:50,580
‫واقعا تکون خوردن؟

484
00:29:50,705 --> 00:29:53,082
‫هنوز مشخص نیست.
‫باید بیشتر بررسی کنم.

485
00:29:54,417 --> 00:29:55,627
‫ایتان.

486
00:29:55,752 --> 00:29:58,546
‫ایتان، چه مرگته؟

487
00:29:58,671 --> 00:30:00,298
‫برگرد تو خونه.
‫مامان گفته مراقبت باشم.

488
00:30:02,258 --> 00:30:03,676
‫دیگه باید برم.

489
00:30:03,802 --> 00:30:05,220
‫آره، پس بهتره بری دیگه.

490
00:30:05,386 --> 00:30:07,180
‫وقتی فهمیدی بهم می‌گی؟

491
00:30:07,347 --> 00:30:08,431
‫بهت خبر می‌دم.

492
00:30:08,556 --> 00:30:09,641
‫ایتان، زودباش.

493
00:30:09,641 --> 00:30:11,226
‫اگه بازم اون دوستت رو دیدی،

494
00:30:11,351 --> 00:30:14,354
‫بهش بگو ویکتور سلام رسوند.

495
00:30:22,195 --> 00:30:23,905
‫باهاش حرف نزن.

496
00:30:24,072 --> 00:30:25,198
‫چرا؟

497
00:30:25,323 --> 00:30:26,616
‫چون آدم ترسناکیه.

498
00:30:26,741 --> 00:30:27,909
‫- ترسناک نیست.
‫- بیا تو.

499
00:30:28,076 --> 00:30:30,161
‫می‌خواست ببینه درخت‌ها
‫حرکت کردن یا نه.

500
00:30:30,286 --> 00:30:32,789
‫آره، نه که این خیلی طبیعیه.

501
00:30:38,211 --> 00:30:41,214
‫یک، دو.

502
00:30:54,102 --> 00:30:57,605
‫ایول. خیلی‌خب، توبی.

503
00:30:57,730 --> 00:30:59,482
‫ببینم چی واسم داری.

504
00:31:44,485 --> 00:31:46,195
‫این دیگه چیه؟

505
00:32:03,504 --> 00:32:07,342
‫توبی، خیلی آدم زرنگی هستی!

506
00:32:40,708 --> 00:32:43,586
‫ببین کی مسیرش افتاده این‌جا.

507
00:32:43,711 --> 00:32:46,506
‫آره خب...

508
00:32:46,631 --> 00:32:49,258
‫دلت رو خوش نکن.

509
00:32:49,384 --> 00:32:51,511
‫چون هنوز هیچ جوابی نگرفتم.

510
00:32:53,638 --> 00:32:56,140
‫شاید چون خوب گوش نمی‌دی.

511
00:33:02,355 --> 00:33:04,649
‫نمی‌تونم.

512
00:33:07,235 --> 00:33:08,486
‫فرانک و جعبه رو می‌گم.

513
00:33:11,489 --> 00:33:12,991
‫از پس من بر نمیاد.

514
00:33:14,826 --> 00:33:17,537
‫اصلا قرار نبود...

515
00:33:17,662 --> 00:33:20,289
‫اون جعبه مسخره قرار بود
‫عامل بازدارنده باشه.

516
00:33:20,415 --> 00:33:22,166
‫قرار بود بقیه رو بترسونه.

517
00:33:22,333 --> 00:33:26,254
‫من... نمی‌تونم.

518
00:33:28,589 --> 00:33:30,091
‫خیلی‌خب.

519
00:33:32,510 --> 00:33:34,887
‫فرض کنیم عملی‌اش نکنی.

520
00:33:35,013 --> 00:33:38,349
‫فرض کنیم فرانک رو کاملا تبرئه کنی.

521
00:33:38,474 --> 00:33:40,268
‫بعدش چی می‌شه؟

522
00:33:42,270 --> 00:33:44,480
‫دفعه بعد چی می‌شه؟

523
00:33:44,605 --> 00:33:48,359
‫تو که چند بار بهش تذکر دادی.

524
00:33:48,484 --> 00:33:51,654
‫تازه اونم به صورت عمومی.

525
00:33:51,779 --> 00:33:53,448
‫به نظرت بعد تبرئه شدن فرانک...

526
00:33:53,573 --> 00:33:56,534
‫بقیه چه واکنشی نشون می‌دن؟

527
00:33:56,659 --> 00:33:58,411
‫به نظرت وزن قوانینی که...

528
00:33:58,536 --> 00:34:02,540
‫این شهر رو استوار نگه داشته چقدره؟

529
00:34:02,665 --> 00:34:04,709
‫مگه کار تو این نیست که درمورد...

530
00:34:04,834 --> 00:34:06,419
‫فضایل بخشش صحبت کنی؟

531
00:34:09,505 --> 00:34:12,133
‫که این‌طور.

532
00:34:12,300 --> 00:34:14,093
‫همین رو می‌خوای بشنوی؟

533
00:34:14,218 --> 00:34:18,347
‫من فقط نمی‌خوام یه مرد بدبخت رو
‫بذارم تو یه جعبه...

534
00:34:18,473 --> 00:34:20,725
‫که وقتی خورشید غروب کرد
‫تیکه و پاره بشه!

535
00:34:20,850 --> 00:34:23,770
‫من فقط این رو نمی‌خوام.

536
00:34:23,895 --> 00:34:26,355
‫منم نخواستم وانمود کنم...

537
00:34:26,481 --> 00:34:28,191
‫که گرفتن این تصمیم آسونه.

538
00:34:28,357 --> 00:34:29,984
‫چه خوب.

539
00:34:30,109 --> 00:34:32,236
‫ولی خودت بودی که یه گیوتین
‫گذاشتی وسط میدون شهر.

540
00:34:34,072 --> 00:34:36,199
‫اگه مردم بفهمن ایمانت برای
‫عملی کردن حرفت...

541
00:34:36,365 --> 00:34:38,242
‫به اون اندازه راسخ نبوده چی؟

542
00:34:40,995 --> 00:34:43,247
‫واقعا کشیش آشغالی هستی.

543
00:34:43,414 --> 00:34:44,415
‫خبر داری؟

544
00:34:49,253 --> 00:34:51,380
‫خیلی آشغالی.

545
00:34:51,506 --> 00:34:52,924
‫تو خونه خدا دهنمون
‫به فحش باز شد.

546
00:34:52,924 --> 00:34:54,675
‫این چه وضعیه؟

547
00:35:49,272 --> 00:35:50,648
‫لعنتی!

548
00:36:00,491 --> 00:36:02,326
‫صد متر اون طرف خط درخت...

549
00:36:02,493 --> 00:36:05,037
‫یه کلبه کوچیکی هست.

550
00:36:05,163 --> 00:36:08,332
‫برش‌دار، بذارش کنار در.

551
00:36:08,499 --> 00:36:10,710
‫به هر قیمتی هم شده
‫از زندگی‌ات محافظت کن.

552
00:36:24,473 --> 00:36:26,642
‫به بقیه چی می‌خوای بگی؟

553
00:36:35,818 --> 00:36:38,779
‫از همگی ممنون که اومدین.

554
00:36:38,905 --> 00:36:41,908
‫امروز، تازه‌واردان ما باید تصمیم بگیرن...

555
00:36:42,033 --> 00:36:43,701
‫که ترجیح می‌دن کجا ساکن بشن.

556
00:36:43,826 --> 00:36:45,578
‫اگر ترجیح می‌دید...

557
00:36:45,703 --> 00:36:47,747
‫پیش اهالی شهر بمونید...

558
00:36:47,872 --> 00:36:52,001
‫که برای صلاح جامعه
‫بر اساس قوانین زندگی کنید،

559
00:36:52,126 --> 00:36:54,045
‫تا وقتی که بتونیم
‫راه بازگشتی پیدا کنیم؛

560
00:36:54,170 --> 00:36:56,631
‫سنگ رو بردارید.

561
00:36:56,756 --> 00:36:59,008
‫اگه مایل هستین توی
‫خانه اجتماعات بمونید،

562
00:36:59,050 --> 00:37:03,679
‫که فقط در لحظه زندگی کنید،
‫چرا که ممکنه فردایی نباشه؛

563
00:37:03,804 --> 00:37:06,182
‫گُل رو بردارید.

564
00:37:06,307 --> 00:37:10,061
‫به محض این که انتخاب کنید،
‫نتیجه قطعی مشخص می‌شه.

565
00:37:10,186 --> 00:37:13,022
‫- مثل خیلی از ما...
‫- پدر کاتری؟

566
00:37:13,147 --> 00:37:15,650
‫ببخشید. می‌شه یه چیزی بگم؟

567
00:37:15,775 --> 00:37:17,693
‫آره. بفرما.

568
00:37:20,112 --> 00:37:23,532
‫حالا که همه این‌جا هستن...

569
00:37:23,658 --> 00:37:26,661
‫خواستم به مسئله مهم پیش‌رو اشاره کنم.

570
00:37:26,786 --> 00:37:31,916
‫کلی سوال درمورد فرانک، جعبه،

571
00:37:32,041 --> 00:37:34,961
‫و قوانین پرسیده شده.

572
00:37:35,086 --> 00:37:38,547
‫یه خط ظریفی بین...

573
00:37:38,673 --> 00:37:42,677
‫وحشی‌گری و تقاص پس دادن هست.

574
00:37:42,802 --> 00:37:45,137
‫و اگه ما مایل نباشیم تا...

575
00:37:48,891 --> 00:37:50,601
‫فرانک؟

576
00:37:53,145 --> 00:37:55,690
‫اگه اشکال نداره منم
‫می‌خواستم یه چیزی بگم.

577
00:38:07,285 --> 00:38:10,788
‫می‌دونید این چند روزی که
‫توی سلول خودم تنها بودم،

578
00:38:10,913 --> 00:38:13,666
‫به چی فکر می‌کردم؟

579
00:38:13,791 --> 00:38:15,293
‫به کریسمس.

580
00:38:17,712 --> 00:38:21,173
‫آخرین کریسمی که من و لارن و مگان
‫قبل این ماجرای...

581
00:38:26,012 --> 00:38:27,930
‫می‌دونید، من واقعا بابای خوبی بودم.

582
00:38:29,724 --> 00:38:31,475
‫بهترین بابای دنیا نبودم،

583
00:38:31,642 --> 00:38:35,271
‫ولی این‌طوری هم نبودم.

584
00:38:36,731 --> 00:38:40,318
‫آخرین کریسمس که دور هم بودیم،
‫واسه مگان یه خونه عروسکی گرفتیم.

585
00:38:43,195 --> 00:38:45,197
‫موقع دیدنش چشم‌هاش داشت برق می‌زد...

586
00:38:50,995 --> 00:38:52,747
‫من اجازه دادم این شهر...

587
00:38:52,872 --> 00:38:56,792
‫با اون موجودات توی جنگل...

588
00:38:56,917 --> 00:39:00,463
‫روی ذهنم تأثیر بذارن و...

589
00:39:00,629 --> 00:39:02,631
‫مسئله مهم رو یادم بره.

590
00:39:02,757 --> 00:39:07,011
‫یادم رفت که اگه...

591
00:39:07,136 --> 00:39:08,888
‫یه‌کم قوی‌تر می‌بودم...

592
00:39:12,683 --> 00:39:14,518
‫ممکن بود یه کریسمس دیگه...

593
00:39:14,643 --> 00:39:17,271
‫توی آینده انتظار ما رو بکشه.

594
00:39:20,733 --> 00:39:22,860
‫نذارید این شهر عقلتون رو ازتون بگیره.

595
00:39:24,862 --> 00:39:26,947
‫باشه؟

596
00:39:27,073 --> 00:39:30,701
‫پشت هم باشین.
‫مراقب هم باشین.

597
00:39:32,787 --> 00:39:34,747
‫انگیزه زندگی‌تون رو فراموش نکنین.

598
00:39:37,458 --> 00:39:39,877
‫کلانتر، واقعا لطف داری که
‫می‌خوای کمکم کنی.

599
00:39:40,002 --> 00:39:43,714
‫نه، جدی می‌گم.
‫واقعا می‌گم.

600
00:39:45,091 --> 00:39:48,386
‫ولی دو تا چیز ارزشمندی که من
‫توی این دنیا داشتم پرپر شدن.

601
00:39:51,138 --> 00:39:53,349
‫فقط می‌خوام یه بار دیگه
‫پیش خانواده‌ام باشم.

602
00:39:56,894 --> 00:40:00,022
‫وایستا! نه!
‫نرو، فرانک!

603
00:40:03,901 --> 00:40:06,195
‫دهنت سرویس، چقدر خفنه!
‫هم ترسناکه...

604
00:40:06,320 --> 00:40:09,156
‫هم هیجانیه، هم...

605
00:40:09,281 --> 00:40:11,700
‫خیلی‌خب، گنده‌بک. باشه.

606
00:40:11,826 --> 00:40:13,744
‫خیلی‌خب، باشه.
‫آروم، آروم.

607
00:40:13,869 --> 00:40:15,037
‫آروم باش.

608
00:40:15,162 --> 00:40:16,580
‫انتخاب کن.

609
00:40:16,747 --> 00:40:18,749
‫دستت هم بکشی بد نیست‌ها.
‫چه مرگته؟

610
00:40:18,874 --> 00:40:20,376
‫می‌گم انتخاب کن!

611
00:40:20,501 --> 00:40:23,212
‫ازت شکایت می‌کنم!
‫باشه، خیلی‌خب. باشه.

612
00:40:23,337 --> 00:40:24,922
‫- خوبه؟ خوب شد؟
‫- خوبه.

613
00:40:25,047 --> 00:40:26,590
‫برو.

614
00:40:31,887 --> 00:40:34,014
‫عمرا اگه بدونی
‫چه بلایی در انتظارته، خب؟

615
00:40:34,056 --> 00:40:35,307
‫گرفتی؟ عمرا اگه بدونی.

616
00:40:35,433 --> 00:40:38,310
‫می‌زنم... زندگی‌ات رو سیاه می‌کنم.

617
00:40:38,436 --> 00:40:40,229
‫خب؟ زندگی همه‌تون رو سیاه می‌کنم!

618
00:40:40,354 --> 00:40:43,065
‫جید، بیا یه چیزی نشونت بدم.

619
00:40:45,025 --> 00:40:46,694
‫بیا.

620
00:40:50,739 --> 00:40:52,908
‫فرانک، واقعا لازم نیست.

621
00:40:53,033 --> 00:40:54,326
‫وقتی حالت خوب نیست نباید...

622
00:40:54,326 --> 00:40:55,327
‫همچین تصمیمی بگیری.

623
00:40:55,411 --> 00:40:57,204
‫نه، گوش کنین.
‫خیلی وقته اندازه الآن...

624
00:40:57,329 --> 00:40:59,623
‫عقلم سر جاش نبوده.
‫باور کنین.

625
00:40:59,790 --> 00:41:00,833
‫خیلی‌خب.

626
00:41:00,958 --> 00:41:02,751
‫بیایین تمومش کنیم دیگه.

627
00:41:05,754 --> 00:41:07,089
‫توی شهر می‌مونی،
‫یا خونه اجتماعات؟

628
00:41:07,131 --> 00:41:09,049
‫شهر.

629
00:41:09,175 --> 00:41:11,010
‫ببخشید.

630
00:41:11,135 --> 00:41:12,887
‫همتون باید بگین.

631
00:41:13,012 --> 00:41:14,597
‫آها، پس شهر.

632
00:41:14,763 --> 00:41:16,974
‫ایتان.

633
00:41:17,099 --> 00:41:18,476
‫شهر.

634
00:41:18,601 --> 00:41:20,644
‫خیلی‌خب.

635
00:41:20,811 --> 00:41:21,937
‫جولی.

636
00:41:22,062 --> 00:41:24,148
‫خونه اجتماعات.

637
00:41:24,273 --> 00:41:27,735
‫- چی؟ نه، نه.
‫- نه، جدی نگفت.

638
00:41:27,860 --> 00:41:28,986
‫دختره تصمیمش رو گرفت.

639
00:41:29,111 --> 00:41:30,988
‫- وایستا ببینم.
‫- تموم شد.

640
00:41:31,113 --> 00:41:32,656
‫- مراسم تمومه.
‫- نه، نه، ببخشید.

641
00:41:32,823 --> 00:41:34,575
‫اجازه تصمیم‌گیری نداره.
‫زیر سن قانونیه.

642
00:41:34,658 --> 00:41:36,410
‫- نه.
‫- مامان، اشکال نداره.

643
00:41:36,535 --> 00:41:38,996
‫خیلی هم اشکال داره.
‫بیا پیش خانواده‌ات بمون.

644
00:41:39,121 --> 00:41:40,498
‫هیچ اجباری روت نیست، جولی.

645
00:41:40,623 --> 00:41:42,625
‫کسی با تو نبود.
‫با دختر خودم بودم.

646
00:41:42,625 --> 00:41:44,585
‫امکان نداره جدی بخوایین ما...

647
00:41:44,752 --> 00:41:46,128
‫تو نمی‌خوای چیزی بگی؟

648
00:41:46,253 --> 00:41:47,963
‫خیلی‌خب، همه دست نگه‌دارن. باشه؟

649
00:41:48,088 --> 00:41:49,757
‫یه نفس عمیق بکشین.

650
00:41:49,882 --> 00:41:52,801
‫جو... جولی، جولی.

651
00:41:52,927 --> 00:41:55,012
‫می‌خوای توی خونه اجتماعات زندگی کنی؟

652
00:41:58,390 --> 00:42:00,309
‫آره.

653
00:42:00,434 --> 00:42:02,686
‫این کارت یعنی چی؟

654
00:42:02,853 --> 00:42:06,232
‫انتخاب خودشه.
‫قانون رو که من نذاشتم.

655
00:42:06,357 --> 00:42:07,608
‫نه، می‌دونی چیه؟ باشه.

656
00:42:07,775 --> 00:42:09,401
‫نظرم عوض شد.
‫منم می‌رم خونه اجتماعات.

657
00:42:09,401 --> 00:42:10,569
‫- تابیتا...
‫- چیه؟

658
00:42:10,694 --> 00:42:12,196
‫فکر نکن می‌شینم یه گوشه
‫ببینم دخترم می‌ره...

659
00:42:12,238 --> 00:42:15,157
‫- توی اون خراب‌شده.
‫- چیزی نمی‌شه.

660
00:42:15,282 --> 00:42:16,534
‫- نه! بهت گفتم نه.
‫- خب ببینین.

661
00:42:16,534 --> 00:42:17,618
‫- باید حلش کنیم.
‫- حل کردن نمی‌خواد.

662
00:42:17,618 --> 00:42:20,496
‫می‌شه خفه‌خون بگیری؟

663
00:42:23,499 --> 00:42:28,254
‫لطفا، خواهش کردم.
‫الآن و این‌جا وقت نیست.

664
00:42:28,379 --> 00:42:31,006
‫پسر خودم اون‌جاست.

665
00:42:31,131 --> 00:42:33,551
‫قول می‌دم مراقب دخترتون باشه.

666
00:42:37,054 --> 00:42:38,264
‫خیلی‌خب.

667
00:42:38,389 --> 00:42:42,685
‫دوستان، خورشید دیگه داره غروب می‌کنه.

668
00:42:42,851 --> 00:42:44,937
‫پس... ممنون که اومدین.

669
00:42:45,062 --> 00:42:46,021
‫چیزی نیست.
‫خودم حواسم هست.

670
00:42:55,197 --> 00:42:57,366
‫من دیگه نیستم.

671
00:42:57,491 --> 00:42:59,493
‫گرفتی؟ اون رفیق کلانترت
‫از حد گذرونده...

672
00:42:59,535 --> 00:43:01,912
‫پس زودتر واسم
‫یه ماشینی چیزی بگیر،

673
00:43:02,079 --> 00:43:05,291
‫چون من که دیگه نیستم. 

674
00:43:05,416 --> 00:43:08,711
‫باید یه چیزی رو بهت بگم.

675
00:43:08,836 --> 00:43:11,714
‫کسی نمی‌خواد باهات بدرفتاری کنه.

676
00:43:11,839 --> 00:43:13,841
‫ولی باید شرایط رو درک کنی.

677
00:43:13,966 --> 00:43:16,176
‫حواست هست؟
‫شنیدی چی گفتم؟

678
00:43:16,302 --> 00:43:18,345
‫می‌گم دیگه نیستم.
‫باشه؟ کل این بازی...

679
00:43:18,470 --> 00:43:20,764
‫وقتی اون عوضی روم دست دراز کرد...

680
00:43:20,889 --> 00:43:22,891
‫دیگه جذابیتش رو از دست داد و...

681
00:43:35,738 --> 00:43:38,532
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟
‫دیگه اصلا جالب نیست.

682
00:43:38,657 --> 00:43:40,242
‫این...

683
00:43:43,329 --> 00:43:44,705
‫شنیدین چی گفتم؟

684
00:43:44,830 --> 00:43:49,043
‫دیگه اصلا جالب نیست!

685
00:43:49,209 --> 00:43:50,502
‫این...

686
00:44:01,263 --> 00:44:02,556
‫وای خدا.

687
00:44:05,351 --> 00:44:06,393
‫وای خدا.

688
00:44:08,687 --> 00:44:10,481
‫وای خدا، خداجون.

689
00:44:13,150 --> 00:44:14,151
‫توبی؟

690
00:44:25,454 --> 00:44:26,789
‫خیلی‌خب، بیا بریم.

691
00:44:28,332 --> 00:44:30,334
‫اوناهاش.

692
00:45:23,721 --> 00:45:26,265
‫بقیه رو ببر خونه، کلانتر.

693
00:45:26,390 --> 00:45:28,517
‫هر کاری بتونم می‌کنم.

694
00:45:28,642 --> 00:45:31,145
‫قول می‌دی؟

695
00:45:31,311 --> 00:45:33,105
‫آره، فرانک.

696
00:45:33,272 --> 00:45:34,565
‫قول می‌دم.

697
00:45:50,789 --> 00:45:52,374
‫من آماده‌ام.

698
00:46:12,811 --> 00:46:14,188
‫خیلی‌خب.

699
00:47:50,868 --> 00:47:54,621
‫ایشون... اسمش جیده.

700
00:47:57,291 --> 00:48:00,127
‫[یه چند روزی پیش ما می‌مونه.]

701
00:48:01,378 --> 00:48:02,754
‫[باشه.]

702
00:48:03,881 --> 00:48:05,215
‫بریم خونه رو نشونت بدم.

703
00:48:14,975 --> 00:48:17,728
‫هممون کنار هم می‌خوابیم.

704
00:48:17,853 --> 00:48:20,772
‫جولی بعدا می‌تونه برگرده؟

705
00:48:20,898 --> 00:48:23,483
‫عزیزدلم، رفته بالای تپه.

706
00:48:23,609 --> 00:48:25,611
‫هر موقع که بخوای
‫می‌تونی ببینیش.

707
00:48:25,736 --> 00:48:27,487
‫- باشه.
‫- باشه؟

708
00:48:30,407 --> 00:48:31,783
‫قصه بخونیم؟

709
00:48:31,909 --> 00:48:33,619
‫آره!

710
00:48:41,501 --> 00:48:42,920
‫خیلی‌خب.

711
00:48:43,045 --> 00:48:45,380
‫اگه درست یادم باشه
‫فصل سوم بودیم.

712
00:48:45,505 --> 00:48:47,215
‫از اولش بخون.

713
00:48:49,468 --> 00:48:51,762
‫آره. خیلی وقته نخوندیمش.

714
00:48:53,513 --> 00:48:57,351
‫خب، قصه‌ی ما در یک صبح آفتابی شروع شد،

715
00:48:57,476 --> 00:49:00,646
‫قصه‌ی گربه‌ای که با آرامش کامل،
‫در یک زمین سبز و زیبا...

716
00:49:00,771 --> 00:49:02,356
‫زیر نور خورشید دراز کشیده بود.

717
00:49:02,481 --> 00:49:03,523
‫مرسی.

718
00:49:03,690 --> 00:49:05,484
‫خوش‌اومدی، دختر.

719
00:49:05,651 --> 00:49:07,694
‫خیلی خوش‌حالم اومدی پیشمون.
