﻿1
00:00:00,709 --> 00:00:02,961
‫آنچه گذشت...

2
00:00:03,086 --> 00:00:04,129
‫صداشون رو می‌شنوم.

3
00:00:04,295 --> 00:00:06,589
‫گفته بودن فقط این‌طوری
‫می‌تونیم بریم خونه.

4
00:00:06,715 --> 00:00:08,341
‫سارا، بهم بگو چیکار کردی دیگه.

5
00:00:08,466 --> 00:00:10,218
‫در رو باز گذاشتم.

6
00:00:11,636 --> 00:00:13,388
‫تو شهر ساکن می‌شین،
‫یا تو خانه اجتماعات؟

7
00:00:13,513 --> 00:00:14,764
‫- تو شهر.
‫- جولی.

8
00:00:14,889 --> 00:00:16,349
‫خانه اجتماعات ساکن می‌شم.

9
00:00:16,474 --> 00:00:17,475
‫چرا چنین کاری می‌کنی؟

10
00:00:17,475 --> 00:00:18,977
‫
‫صرفا تصمیم می‌گیره،

11
00:00:18,977 --> 00:00:20,687
‫تک‌تک این سنجاق‌ها نشانگر...

12
00:00:20,687 --> 00:00:22,022
‫ساکنین این شهرن که...

13
00:00:22,022 --> 00:00:23,481
‫از جاهای مختلف واردش شدن.

14
00:00:24,190 --> 00:00:27,152
‫اصلا امکان نداره.

15
00:00:27,277 --> 00:00:31,156
‫من دست رو دست نمی‌ذارم
‫و شرایط دنیا رو قبول نمی‌کنم!

16
00:00:31,281 --> 00:00:33,283
‫یکی پشت این ماجراست،

17
00:00:33,408 --> 00:00:35,076
‫من هم تا نفهمم چیکار می‌کنه،
‫دست‌بردار نیستم!

18
00:00:35,201 --> 00:00:36,453
‫کاش می‌تونستی سوگواری کنی،

19
00:00:36,578 --> 00:00:38,121
‫ولی نمی‌تونی بوید.

20
00:00:38,246 --> 00:00:40,498
‫این ملت بهت نیاز دارن.

21
00:00:40,623 --> 00:00:43,376
‫خودت باید این ملت رو
‫برگردونی خونه‌شون.

22
00:00:43,501 --> 00:00:45,712
‫آخه اگه چنین کاری نکنی،
‫مرگش بی‌دلیل بوده.

23
00:00:46,755 --> 00:00:48,506
‫می‌خوای کمکم کنی
‫بقیه غذاها رو بیارم؟

24
00:00:48,631 --> 00:00:50,008
‫آره!

25
00:00:51,301 --> 00:00:54,679
‫حس می‌کنم بدجوری...
‫از هم پاشیدم.

26
00:00:54,804 --> 00:00:57,015
‫راه‌حلش رو با همدیگه پیدا می‌کنیم.

27
00:00:57,182 --> 00:00:58,391
‫نگران نباش.

28
00:00:58,516 --> 00:00:59,392
‫چی آوردی؟

29
00:00:59,517 --> 00:01:00,518
‫سیب‌زمینی شیرینه.

30
00:01:00,643 --> 00:01:01,936
‫وای!

31
00:01:07,692 --> 00:01:09,819
‫[پسره رو بکش.]

32
00:01:12,405 --> 00:01:13,698
‫سارا!

33
00:01:13,823 --> 00:01:14,991
‫عه.
‫وای! وای نه، نه، نه.

34
00:01:15,116 --> 00:01:16,618
‫خیلی‌خب، بگیرش،
‫بازوش رو بگیر، بازوش رو بگیر!

35
00:01:16,743 --> 00:01:18,203
‫طاقت بیار، طاقت بیار!

36
00:01:27,420 --> 00:01:30,465
‫سلام آلما. بیا ببینم.

37
00:01:30,590 --> 00:01:34,511
‫بفرما آلما،
‫این‌ها رو تازه واسه خودت آوردم.

38
00:01:34,636 --> 00:01:37,514
‫آفرین!
‫حواست باشه این دفعه به بقیه هم بدی.

39
00:01:37,639 --> 00:01:41,392
‫ناتان! ناتان!

40
00:01:41,518 --> 00:01:44,395
‫یه بلایی سر خواهرت اومده!
‫تو غذاخوری بود.

41
00:01:44,521 --> 00:01:45,647
‫دارن می‌برنش درمانگاه.

42
00:01:53,363 --> 00:01:55,073
‫واقعا حالم خیلی بهتره.

43
00:01:55,240 --> 00:01:57,909
‫همچنان به نظرم بهتره امشب رو بمونی
‫که حواسمون بهت باشه، خب؟

44
00:01:58,576 --> 00:01:59,661
‫مجبورم بمونم؟

45
00:01:59,786 --> 00:02:00,912
‫آخه بهتره آدم...

46
00:02:01,037 --> 00:02:03,915
‫تو این موارد اصلا خطر نکنه، متوجهی؟

47
00:02:04,040 --> 00:02:05,500
‫می‌تونم بگم یکی بره ناتان رو بیاره.

48
00:02:05,625 --> 00:02:07,418
‫می‌تونه پیشت بمونه.

49
00:02:07,544 --> 00:02:11,589
‫نه. نگران می‌شه.
‫می‌شه اگه اومد اینجا،

50
00:02:11,714 --> 00:02:15,385
‫بهش بگی...
‫بهش بگو خوابم.

51
00:02:15,510 --> 00:02:16,553
‫باشه، مشکلی نیست.

52
00:02:23,560 --> 00:02:24,686
‫اِم...
‫الان برمی‌گردم، خب؟

53
00:02:33,987 --> 00:02:36,906
‫سلام. حالش چطوره؟

54
00:02:37,031 --> 00:02:38,825
‫خب، با توجه به شرایط
‫که حالش خوبه.

55
00:02:38,950 --> 00:02:41,953
‫قبلا هم این‌طوری شده بود؟

56
00:02:42,078 --> 00:02:44,539
‫خب، به نقل از سارا که نشده بوده.

57
00:02:44,664 --> 00:02:46,666
‫ضمنا، فقط در صورتی
‫که یه دستگاه «اِم‌آرآی» این اطراف باشه،

58
00:02:46,791 --> 00:02:48,543
‫می‌تونیم بفهمیم جریان واقعا از چه قراره.

59
00:02:48,668 --> 00:02:50,211
‫- باشه.
‫- اِم...

60
00:02:50,378 --> 00:02:52,505
‫امشب اینجا نگهش می‌دارم
‫که ببینم شرایطش تغییر می‌کنه یا نه.

61
00:02:52,630 --> 00:02:54,841
‫خیلی‌خب. مطمئنی که آمادگیش رو داری؟

62
00:02:54,966 --> 00:02:56,885
‫ببین، نمی‌دونم در اینجا چطوری باز شده بود،

63
00:02:57,010 --> 00:02:58,803
‫ولی من نمی‌ذارم اون موجودات...

64
00:02:58,928 --> 00:03:00,805
‫اینجا رو ازم بگیرن.

65
00:03:00,930 --> 00:03:02,682
‫همین الانش هم خیلی چیزها رو ازمون گرفتن.

66
00:03:02,807 --> 00:03:05,935
‫آره. واقعا همین‌طوره.

67
00:03:06,060 --> 00:03:08,605
‫راستی، می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

68
00:03:08,730 --> 00:03:11,149
‫این نوع حمله...
‫اول به بچه خانواده متیوز دست داد،

69
00:03:11,191 --> 00:03:12,609
‫الان هم که به سارا دست داده.

70
00:03:12,734 --> 00:03:13,943
‫به نظرت امکانش هست...

71
00:03:14,068 --> 00:03:16,029
‫که عده‌ای به اینجا واکنش جسمانی نشون بدن؟

72
00:03:16,154 --> 00:03:18,990
‫شاید تشخیصت خارج از اینجا...

73
00:03:19,115 --> 00:03:20,867
‫فرق می‌کرد،
‫ولی اینجا که هستیم...

74
00:03:20,992 --> 00:03:23,870
‫ببین بوید، اگه شش ماه پیش
‫همین سوال رو می‌پرسیدی،

75
00:03:23,995 --> 00:03:25,914
‫بهت می‌گفتم کل وقایعی
‫که شاهدشون بودیم، غیرممکن هستن.

76
00:03:26,039 --> 00:03:28,583
‫ولی حقیقت از این قراره که...

77
00:03:28,708 --> 00:03:32,420
‫خیلی‌خب، چند وقته که چنین مشکلی داری؟

78
00:03:34,714 --> 00:03:36,841
‫اون‌قدری شده که باعث بشه
‫چنین سوالات احمقانه‌ای بپرسم.

79
00:03:36,966 --> 00:03:38,801
‫- بوید...
‫- خوبم بابا.

80
00:03:38,927 --> 00:03:41,638
‫فردا یه سر بیا اینجا.
‫می‌خوام یه نگاهی بهش بندازم.

81
00:03:41,763 --> 00:03:43,431
‫لزومی نداره.
‫خودم می‌دونم مشکلم چیه.

82
00:03:45,850 --> 00:03:47,810
‫ناتان اومده.

83
00:03:47,936 --> 00:03:49,312
‫نمی‌خواد ببیندش.

84
00:03:51,648 --> 00:03:52,774
‫آره، نمی... نمی‌دونم.

85
00:03:54,692 --> 00:03:56,819
‫اِم، خیلی‌خب.
‫برو به بیمارت برس.

86
00:03:56,945 --> 00:03:58,655
‫من ردیفش می‌کنم، خب؟

87
00:03:58,780 --> 00:04:01,741
‫ضمنا، حالم خوبه.

88
00:04:01,866 --> 00:04:03,993
‫عه، آروم باش! آروم باش!

89
00:04:04,118 --> 00:04:05,536
‫حالش خوبه؟

90
00:04:05,662 --> 00:04:07,288
‫خوبه.
‫خوابه.

91
00:04:08,873 --> 00:04:10,959
‫می‌خوام ببینمش.

92
00:04:11,084 --> 00:04:13,002
‫می‌بینیش، ولی فردا.

93
00:04:13,127 --> 00:04:14,671
‫کریستی امشب پیشش می‌مونه...

94
00:04:14,796 --> 00:04:15,838
‫که اطمینان حاصل کنه
‫هیچ مشکلی نیست.

95
00:04:15,964 --> 00:04:17,590
‫نه، نه. باید همین الان ببینمش،
‫خواهش می‌کنم.

96
00:04:17,715 --> 00:04:19,259
‫می‌بینیش دیگه. ببین، ببین.

97
00:04:19,384 --> 00:04:21,719
‫جریان دیگه‌ای هست
‫که بهتره ازش خبر داشته باشیم؟

98
00:04:21,844 --> 00:04:25,556
‫جریانی پیش نیومده که کریستی
‫با دونستنش بتونه بفهمه چش شده؟

99
00:04:25,682 --> 00:04:27,684
‫نه. صرفا نگرانم، همین.

100
00:04:27,809 --> 00:04:29,894
‫خواهر کوچک‌ترمه دیگه.

101
00:04:30,019 --> 00:04:34,607
‫درسته. ببین،

102
00:04:34,732 --> 00:04:38,611
‫امشب اولین باره که کریستی
‫بعد از اون... واقعه اینجا می‌مونه، خب؟

103
00:04:38,736 --> 00:04:40,154
‫به نفعمونه که نریم تو درمانگاه...

104
00:04:40,280 --> 00:04:43,533
‫و کاری نکنیم که امشب
‫استرسش افزایش پیدا کنه.

105
00:04:43,658 --> 00:04:45,618
‫سارا تحت نظر شخص مناسبیه. خب؟

106
00:04:45,743 --> 00:04:47,954
‫برو خونه.
‫یه کم بخواب.

107
00:04:48,079 --> 00:04:49,622
‫صبح می‌بینیش دیگه.

108
00:04:49,747 --> 00:04:50,999
‫باشه.

109
00:04:51,124 --> 00:04:52,625
‫ردیفه؟

110
00:05:08,850 --> 00:05:12,937
‫سارا خوب می‌شه؟

111
00:05:13,062 --> 00:05:14,981
‫خب، آره، الان درمانگاهه.

112
00:05:15,106 --> 00:05:16,566
‫حواسشون بهش هست.
‫نگران نباش.

113
00:05:16,691 --> 00:05:18,151
‫کریستی رو یادته؟

114
00:05:18,276 --> 00:05:21,195
‫همون خانم مهربونه رو می‌گم
‫که پات رو خوب کرده بود.

115
00:05:21,321 --> 00:05:24,532
‫قراره سارا رو هم عین تو خوب کنه.

116
00:05:24,657 --> 00:05:27,827
‫ما هم فعلا...

117
00:05:27,952 --> 00:05:30,413
‫قراره یه بازی کوچولو بکنیم.

118
00:05:30,580 --> 00:05:33,666
‫مال شما.

119
00:05:33,791 --> 00:05:35,626
‫خب، گفته بودیم قراره
‫راه‌حلش رو پیدا کنیم دیگه، نه؟

120
00:05:35,752 --> 00:05:37,837
‫بیاین راه‌حلش رو پیدا کنیم.
‫دنبالم بیاین.

121
00:05:45,928 --> 00:05:47,096
‫می‌خوایم یه سری معما رو حل کنیم،

122
00:05:47,221 --> 00:05:48,848
‫معما رو هم با طرح سوال...

123
00:05:48,973 --> 00:05:50,641
‫حل می‌کنن.

124
00:05:50,767 --> 00:05:53,853
‫هر سوالی رو که ممکنه
‫به معما مربوط بشه مطرح می‌کنن،

125
00:05:53,978 --> 00:05:56,105
‫مهم نیست چقدر مسخره
‫و بعید باشه.

126
00:05:56,230 --> 00:05:58,858
‫سوالاتشون رو روی تخته می‌نویسن،
‫جلوی خودشون می‌نویسن...

127
00:05:58,983 --> 00:06:00,777
‫که اطلاعاتی که دارن و ندارن رو...

128
00:06:00,902 --> 00:06:02,904
‫مشخص کنن.

129
00:06:03,029 --> 00:06:05,531
‫عین داستان تعریف کردن می‌مونه.

130
00:06:05,531 --> 00:06:06,908
‫
‫سوال شماره یک.

131
00:06:09,118 --> 00:06:11,037
‫بابا!

132
00:06:11,162 --> 00:06:13,790
‫چیه؟ تا حالا دلت نخواسته
‫رو دیوار چیزی بنویسی؟

133
00:06:19,629 --> 00:06:23,383
‫[اینجا کجاست؟]

134
00:06:23,383 --> 00:06:27,303
‫بفرما.
‫از همین سوال شروع می‌کنیم.

135
00:08:42,104 --> 00:08:46,108
منشاء
فصل اول - قسمت پنجم

136
00:08:46,150 --> 00:08:50,112
«نقاشی سیاه»

137
00:09:03,376 --> 00:09:04,502
‫[پسره رو بکش.]

138
00:09:05,253 --> 00:09:06,170
‫سلام.

139
00:09:11,634 --> 00:09:14,303
‫تو و کِنی خیلی به هم میاین.

140
00:09:14,428 --> 00:09:16,472
‫عه، اِم، نه بابا،
‫ما صرفا...

141
00:09:16,597 --> 00:09:17,932
‫دوست عادی هستیم.

142
00:09:18,099 --> 00:09:19,642
‫واسه چی؟

143
00:09:19,767 --> 00:09:23,104
‫اون که خیلی نازه و عاشقته.

144
00:09:23,229 --> 00:09:25,565
‫پیچیده است دیگه.

145
00:09:25,773 --> 00:09:27,733
‫یکی تو خونه منتظرمه.

146
00:09:29,193 --> 00:09:31,362
‫اسمش اریله.

147
00:09:31,487 --> 00:09:34,407
‫- مزدوج بودین؟
‫- نامزد بودیم.

148
00:09:34,532 --> 00:09:38,661
‫گاهی اوقات با خودم می‌گم...
‫راستی، همیشه می‌گم، اِم...

149
00:09:38,786 --> 00:09:43,332
‫که چه حسی داره که خیال می‌کنه ولش کردم.

150
00:09:43,457 --> 00:09:46,252
‫اِم، تو چی؟

151
00:09:46,377 --> 00:09:48,671
‫کسی شهرتون منتظرت نیست؟

152
00:09:48,796 --> 00:09:50,631
‫نه.

153
00:09:50,756 --> 00:09:53,175
‫با... با یکی بودم،

154
00:09:53,301 --> 00:09:57,471
‫ولی اصلا...

155
00:09:57,597 --> 00:10:02,268
‫الان که باهاش نیستم، بهتره.

156
00:10:02,518 --> 00:10:06,439
‫کل دار و ندارم ناتانه.

157
00:10:06,564 --> 00:10:10,151
‫قبل از این که اینجا گیر بیفتیم، اِم...

158
00:10:10,276 --> 00:10:14,238
‫اوضاع چندان خوبی نداشتم.

159
00:10:14,363 --> 00:10:16,907
‫ناتان نجاتم داده بود.

160
00:10:19,160 --> 00:10:20,911
‫می‌شه یه سوالی ازت بپرسم؟

161
00:10:21,037 --> 00:10:23,456
‫آره. چرا که نه؟

162
00:10:23,581 --> 00:10:27,251
‫اگه کاری از دستت برمی‌اومد،

163
00:10:27,376 --> 00:10:32,048
‫اگه کاری از دستت برمی‌اومد
‫که بتونی بری باز اریل رو ببینی،

164
00:10:33,549 --> 00:10:37,303
‫که بتونی کاری کنی
‫که همه برن شهر خودشون،

165
00:10:37,428 --> 00:10:40,848
‫حتی اگه کار بدی باشه،

166
00:10:41,015 --> 00:10:42,433
‫حاضری انجامش بدی؟

167
00:10:43,184 --> 00:10:45,603
‫وایستا ببینم، منظورت چیه؟

168
00:10:45,728 --> 00:10:50,483
‫گاهی اوقات راجع به این شهر،

169
00:10:50,608 --> 00:10:53,944
‫معناش و دلیل اینجا بودنمون...

170
00:10:54,070 --> 00:10:55,988
‫فکر می‌کنم.

171
00:10:57,490 --> 00:11:01,118
‫اگه همین الان یکی می‌اومد سراغت
‫و بهت می‌گفت:

172
00:11:01,243 --> 00:11:03,996
‫«فلان کار بد رو بکن...»

173
00:11:04,121 --> 00:11:07,958
‫«که همه بتونن برن خونه‌شون»،

174
00:11:08,084 --> 00:11:10,086
‫حاضر بودی انجامش بدی؟

175
00:11:10,211 --> 00:11:13,589
‫خب، داریم...

176
00:11:13,714 --> 00:11:16,217
‫داریم فرض می‌کنیم دیگه، نه؟

177
00:11:16,342 --> 00:11:17,218
‫آره.

178
00:11:17,343 --> 00:11:18,219
‫خیلی‌خب.

179
00:11:18,344 --> 00:11:19,428
‫معلومه.

180
00:11:19,553 --> 00:11:21,097
‫خیلی‌خب.

181
00:11:21,222 --> 00:11:22,348
‫اِم...

182
00:11:25,059 --> 00:11:28,521
‫خب...

183
00:11:28,646 --> 00:11:31,107
‫آره، حاضرم... اِم...

184
00:11:31,232 --> 00:11:34,110
‫حاظرم هر کاری بکنم
‫که باز هم ببینمش...

185
00:11:34,235 --> 00:11:35,611
‫ضمنا، اگه...

186
00:11:35,736 --> 00:11:37,571
‫اگه اون‌جوری بقیه هم بتونن برن خونه‌شون،

187
00:11:37,697 --> 00:11:40,533
‫پس یه کار بدم...

188
00:11:40,658 --> 00:11:43,869
‫نتیجه خیلی خوبی داره دیگه.

189
00:11:46,622 --> 00:11:47,832
‫آره.

190
00:11:56,215 --> 00:11:57,133
‫هوم.

191
00:11:59,593 --> 00:12:01,095
‫بگو که راه‌حلش رو پیدا کردی.

192
00:12:01,220 --> 00:12:03,180
‫کردم بابا.

193
00:12:03,305 --> 00:12:05,433
‫جوابش دوازدهه.

194
00:12:05,558 --> 00:12:08,602
‫خیلی‌خب.

195
00:12:08,728 --> 00:12:11,397
‫خیلی‌خب، بیا مجددا مرور کنیم.

196
00:12:13,107 --> 00:12:17,027
‫همه از نقاط مختلف کشور،

197
00:12:17,153 --> 00:12:19,447
‫جاده‌های مختلف
‫و شهرهای مختلف وارد شدن...

198
00:12:19,572 --> 00:12:21,824
‫و به احتمال زیاد همه شاهد همون درخت...

199
00:12:21,949 --> 00:12:23,284
‫و کلاغ‌ها بودن.

200
00:12:23,409 --> 00:12:25,035
‫جیم، جیم...

201
00:12:25,161 --> 00:12:29,206
‫کل ساکنین اینجا بارها و بارها
‫همین سوالات رو مطرح کردن.

202
00:12:29,331 --> 00:12:32,168
‫نوشتنشون رو دیوار...

203
00:12:32,293 --> 00:12:33,753
‫چه تفاوتی حاصل می‌کنه؟

204
00:12:33,878 --> 00:12:36,130
‫تفاوتش اینه...

205
00:12:36,255 --> 00:12:38,632
‫که خیلی چیزها تو دنیا منطقی نیستن.

206
00:12:38,799 --> 00:12:39,967
‫آره.

207
00:12:40,092 --> 00:12:42,136
‫یه چیزی از قلم افتاده.

208
00:12:43,304 --> 00:12:45,765
‫صرفا هنوز متوجهش نشدیم.

209
00:12:45,890 --> 00:12:47,016
‫ولی می‌شیم.

210
00:12:47,141 --> 00:12:50,060
‫خب، هنوز یه سوالی رو مطرح نکردیم.

211
00:13:02,323 --> 00:13:03,866
‫نه.

212
00:13:03,991 --> 00:13:06,952
‫چرا مطرحش نمی‌کنی؟

213
00:13:07,620 --> 00:13:10,790
‫آخه خیلی جنون‌آمیزه.

214
00:13:15,044 --> 00:13:16,921
‫نمی‌خوام جوابش رو بدونم.

215
00:13:22,718 --> 00:13:24,386
‫عه، برادرت برگشته.

216
00:13:24,512 --> 00:13:27,431
‫اِم، خیلی ثابت‌قدمه.

217
00:13:27,556 --> 00:13:30,267
‫آره، همین‌طوره.

218
00:13:30,392 --> 00:13:31,811
‫مطـ... مطمئنی که مشکلی نداری؟

219
00:13:31,936 --> 00:13:34,605
‫آره، آره، مشکلی نیست.
‫صرفا... خیلی براش عزیزم.

220
00:13:34,730 --> 00:13:36,106
‫باشه.

221
00:13:36,273 --> 00:13:37,316
‫می‌بینمت.

222
00:13:39,735 --> 00:13:41,779
‫چه زود بیدار شدی.

223
00:13:41,904 --> 00:13:43,280
‫سارا، باید صحبت کنیم.

224
00:13:43,405 --> 00:13:44,532
‫راجع به چی صحبت کنیم؟

225
00:13:46,617 --> 00:13:48,744
‫خیلی عذر می‌خوام که نگرانت کردم.
‫نمی‌خواستم نگران بشی.

226
00:13:48,869 --> 00:13:51,664
‫اشکالی نداره. ولی باید بدونم
‫جریان از چه قرار بوده.

227
00:13:51,789 --> 00:13:53,457
‫واسه خودم...

228
00:13:53,582 --> 00:13:56,252
‫واسه خودم تو غذاخوری وایستاده بودم،

229
00:13:56,377 --> 00:13:57,628
‫ولی یهو افتادم رو زمین.

230
00:13:57,753 --> 00:13:59,713
‫واقعا چیز خاص دیگه‌ای یادم نمیاد.

231
00:13:59,839 --> 00:14:01,632
‫چرا یهو داری وانمود می‌کنی
‫همه‌چی رو به راهه؟

232
00:14:01,757 --> 00:14:02,591
‫باید برم غذاخوری.

233
00:14:02,716 --> 00:14:04,218
‫خانم لو نگرانم می‌شه.

234
00:14:04,343 --> 00:14:05,469
‫سارا!

235
00:14:05,594 --> 00:14:08,472
‫چیزیم نیست، قول می‌دم.

236
00:14:08,597 --> 00:14:10,140
‫خیلی دوستت دارم.

237
00:14:25,364 --> 00:14:26,407
‫سلام.

238
00:14:26,532 --> 00:14:28,367
‫سلام.

239
00:14:28,492 --> 00:14:31,370
‫امروز صبح دیگه کار بسه.

240
00:14:31,495 --> 00:14:33,455
‫اِم، داره فهرست می‌نویسه.

241
00:14:37,418 --> 00:14:39,587
‫به نظرم وقتشه که «دریاچه» رو نشونش بدیم.

242
00:14:42,923 --> 00:14:45,426
‫چه احمقیه
‫نسبیت خاصه دیگه.

243
00:14:45,551 --> 00:14:47,553
‫اِم... نظریه کلاین بود.

244
00:14:47,678 --> 00:14:50,556
‫نظریه هاردی بود.
‫نظریه کلاین بود. نظریه هاردی بود.

245
00:14:53,767 --> 00:14:55,311
‫پارادوکس اینشتین، پودولسکی، روزنه.

246
00:14:55,436 --> 00:14:57,104
‫کجا می‌بریش؟

247
00:14:59,440 --> 00:15:01,108
‫جانم؟

248
00:15:01,275 --> 00:15:03,485
‫رادیوئه؟

249
00:15:03,611 --> 00:15:07,406
‫اِم... آره.
‫می‌شه گفت.

250
00:15:07,531 --> 00:15:10,367
‫چرا دستت گرفتیش؟

251
00:15:11,702 --> 00:15:15,205
‫آخه این‌جوری راحت‌تر فکر می‌کنم.

252
00:15:15,331 --> 00:15:16,749
‫عذر می‌خوام، اِم...

253
00:15:16,874 --> 00:15:18,500
‫به هوش که هستی، بامزه می‌شی.

254
00:15:18,626 --> 00:15:20,294
‫جانم؟

255
00:15:20,419 --> 00:15:21,754
‫من وقتی خواب بودی مراقبت بودم.

256
00:15:22,421 --> 00:15:23,839
‫چه حیف که زندگی تو شهر رو انتخاب کردی.

257
00:15:25,966 --> 00:15:27,051
‫خداحافظ!

258
00:15:43,359 --> 00:15:44,985
‫صبح به خیر کلانتر.

259
00:15:45,110 --> 00:15:48,364
‫یه سر رفته بودم غذاخوری
‫که به مامانم بگم سارا خوبه،

260
00:15:48,489 --> 00:15:50,324
‫از این نون‌های محبوبتون
‫درست کرده بود،

261
00:15:50,449 --> 00:15:52,117
‫من هم دو تا براتون آوردم.

262
00:15:53,452 --> 00:15:55,955
‫اِم، کلانتر؟

263
00:15:59,625 --> 00:16:02,252
‫ازت می‌خوام یه مدتی
‫هوای کلانتری رو داشته باشی.

264
00:16:02,378 --> 00:16:05,214
‫همه‌چی رو به راهه؟

265
00:16:05,339 --> 00:16:08,384
‫همه‌چی رو به راهه.

266
00:16:08,509 --> 00:16:10,344
‫می‌خوام برم دیدن همسرم.

267
00:16:10,469 --> 00:16:11,804
‫چند وقتی می‌شه که نرفتم پیشش.

268
00:16:16,183 --> 00:16:17,267
‫خب؟

269
00:16:17,393 --> 00:16:19,269
‫باشه، چرا که نه؟

270
00:16:27,277 --> 00:16:28,445
‫این دیگه چه کاریه؟

271
00:16:28,570 --> 00:16:32,116
‫تو این خراب‌شده کافی شاپ ساختین؟

272
00:16:32,241 --> 00:16:33,242
‫آره.
‫وقتی آدم از چنین جایی سر در میاره،

273
00:16:33,367 --> 00:16:35,327
‫از خودش می‌پرسه
‫ملت چه نیازهایی دارن؟

274
00:16:36,203 --> 00:16:38,247
‫قراره خودت همه‌چی رو حل کنی.

275
00:16:38,372 --> 00:16:40,332
‫معلومه که می‌کنم.

276
00:16:40,457 --> 00:16:42,960
‫امثال من هزارتوئه رو طراحی می‌کنن...

277
00:16:43,085 --> 00:16:46,130
‫و پنیره رو جاساز می‌کنن.

278
00:16:46,255 --> 00:16:48,465
‫نمی‌دونم تو قبل از این که
‫بیای اینجا چیکاره بودی،

279
00:16:48,590 --> 00:16:51,218
‫ولی من اخیرا شرکتی رو
‫که با یه الگورتیم محاسبات...

280
00:16:51,343 --> 00:16:53,429
‫کوانتومی پایه‌گذاری کرده بودم
‫فروختم و کلی پول به جیب زدم،

281
00:16:53,554 --> 00:16:56,015
‫با اون الگوریتم می‌شه...

282
00:16:56,140 --> 00:16:59,393
‫من نباید اینجا باشم.

283
00:16:59,518 --> 00:17:02,396
‫قرار بود الان جشن بگیرم...

284
00:17:04,732 --> 00:17:06,442
‫ببین، منظورم اینه
‫که اگه ندونیم «اینجا» کجاست،

285
00:17:06,567 --> 00:17:08,694
‫نمی‌تونیم از اینجا خارج بشیم.

286
00:17:08,819 --> 00:17:11,447
‫خب؟ باید پارادوکس رو درک کنیم
‫که بتونیم حلش کنیم.

287
00:17:11,572 --> 00:17:13,323
‫باید شناساییش کنیم.
‫باید فرمول‌بندیش کنیم.

288
00:17:13,449 --> 00:17:16,285
‫- گربه شرودینگره.
‫- چی؟

289
00:17:16,410 --> 00:17:18,746
‫پارادوکسش عین گربه شرودینگر می‌مونه.

290
00:17:18,871 --> 00:17:21,582
‫گربه رو می‌ذارن تو جعبه و درش رو می‌بندن.

291
00:17:21,707 --> 00:17:23,125
‫تا دوباره درش رو باز نکنن...

292
00:17:23,250 --> 00:17:25,586
‫گربه از دید نظری، هم زنده است، هم مرده.

293
00:17:25,711 --> 00:17:28,505
‫خودم گربه شرودینگر رو بلدم.

294
00:17:28,630 --> 00:17:31,550
‫خیلی‌خب، ما در حکم همون گربه‌ایم.

295
00:17:31,675 --> 00:17:35,471
‫اینجا هم در حکم همون جعبه است،
‫درست نمی‌گم؟

296
00:17:35,596 --> 00:17:40,434
‫خلاصه که کل افرادی
‫که تو شهرمون تنها گذاشتیم،

297
00:17:40,559 --> 00:17:42,186
‫همگی دارن با خودشون می‌گن...

298
00:17:42,311 --> 00:17:44,313
‫الان زنده‌ایم یا مردیم.

299
00:17:44,438 --> 00:17:47,357
‫در نتیجه، از نظر اون‌ها
‫هم زنده‌ایم، هم مردیم.

300
00:17:50,569 --> 00:17:53,280
‫استاد مبانی فلسفه
‫دانشگاه کالیفرنیای جنوبی بودم.

301
00:17:53,405 --> 00:17:55,532
‫هوم.

302
00:17:55,657 --> 00:17:58,452
‫ببین، من که سر از
‫تکنولوژی در نمیارم.

303
00:17:58,577 --> 00:18:00,329
‫خودم هم قبول دارم.

304
00:18:00,454 --> 00:18:02,581
‫ولی اون... بی‌سیمی که
‫با خودت آوردی...

305
00:18:02,706 --> 00:18:05,250
‫اگه انقدر به هوشت می‌نازی،

306
00:18:05,375 --> 00:18:07,377
‫می‌خوای یه‌جوری پیدا کنی
‫که راهش بندازی؟

307
00:18:07,503 --> 00:18:09,588
‫ولی یه چیزی رو بهت می‌گم؛

308
00:18:09,713 --> 00:18:14,384
‫اگه گربه توی جعبه بی‌سیم رو روشن کنه،

309
00:18:14,510 --> 00:18:17,262
‫اون مردمی که بیرون جعبه هستن،

310
00:18:17,387 --> 00:18:19,890
‫حداقل می‌فهمن گربه‌هه زنده‌ست.

311
00:18:29,566 --> 00:18:31,485
‫مطمئنی دردت نمیاد؟

312
00:18:31,610 --> 00:18:34,029
‫فقط یه‌کم درد داره.

313
00:18:35,405 --> 00:18:37,116
‫هوم...

314
00:18:37,241 --> 00:18:38,200
‫چی شده؟

315
00:18:38,325 --> 00:18:40,035
‫هیچی. آخه...

316
00:18:43,580 --> 00:18:45,499
‫آخه فقط...

317
00:18:45,624 --> 00:18:48,418
‫خیلی زود داری خوب می‌شی.

318
00:18:48,544 --> 00:18:50,420
‫چیز بدیه؟

319
00:18:50,546 --> 00:18:53,090
‫نه. نه.

320
00:18:53,215 --> 00:18:55,592
‫اِم، راستش خیلی هم خوبه.

321
00:18:55,717 --> 00:18:58,470
‫به‌نظرم این شهر جای خاصیه.

322
00:18:58,595 --> 00:19:01,473
‫می‌دونم مردم رو اذیت می‌کنه،

323
00:19:01,598 --> 00:19:04,643
‫ولی شاید سعی می‌کنه
‫خوبشون هم بکنه.

324
00:19:04,768 --> 00:19:08,397
‫شاید این سوال هم باید
‫روی دیوار بنویسیم.

325
00:19:08,522 --> 00:19:10,149
‫چه سوالی؟

326
00:19:10,274 --> 00:19:13,610
‫«نکنه کسی می‌خواد کمکمون کنه؟»

327
00:19:16,446 --> 00:19:18,615
‫خیلی سوال قشنگی پرسیدی.

328
00:19:18,740 --> 00:19:20,701
‫ایتان! یکی اومده ببینت!

329
00:19:20,826 --> 00:19:24,246
‫عه. ببینیم کی اومده.

330
00:19:26,582 --> 00:19:28,167
‫سارا!

331
00:19:28,292 --> 00:19:30,085
‫مشتری مورد علاقه‌ام چطوره؟

332
00:19:30,210 --> 00:19:32,129
‫دیوارها رو نقاشی کردیم.

333
00:19:32,254 --> 00:19:34,631
‫دارم می‌بینم.

334
00:19:34,756 --> 00:19:37,176
‫ولی خونه خودمون اجازه نداشتیم
‫روی دیوار نقاشی کنیم.

335
00:19:39,386 --> 00:19:41,221
‫حالت چطوره؟

336
00:19:41,346 --> 00:19:42,556
‫خیلی بهترم، ممنون.

337
00:19:42,681 --> 00:19:44,558
‫خوبه. کریستی متوجه شد قضیه چی بود؟

338
00:19:44,683 --> 00:19:47,519
‫فعلا نه. گمونم...

339
00:19:47,644 --> 00:19:49,396
‫گمونم از اون اتفاق‌های عجیب باشه.

340
00:19:49,521 --> 00:19:50,689
‫آره.

341
00:19:50,814 --> 00:19:52,191
‫بیرون حیاط بازی هم داریم.

342
00:19:52,316 --> 00:19:54,193
‫می‌خوای ببینی؟

343
00:19:54,318 --> 00:19:56,153
‫عزیزم، سارا تازه از بیمارستان اومده.

344
00:19:56,278 --> 00:19:57,446
‫اشکالی نداره.

345
00:19:57,571 --> 00:19:58,488
‫خیلی‌خب.

346
00:19:58,614 --> 00:20:00,157
‫آره.

347
00:20:00,282 --> 00:20:02,242
‫جدی می‌گم مشکلی نیست.

348
00:20:02,367 --> 00:20:03,535
‫- بجنب دیگه!
‫- مراقب باش.

349
00:20:23,805 --> 00:20:26,016
‫آهای؟

350
00:20:29,937 --> 00:20:31,355
‫پدر کاتری؟

351
00:20:40,447 --> 00:20:42,407
‫دیدی؟ اگه چشم‌هات رو ببندی...

352
00:20:42,532 --> 00:20:44,034
‫و فقط گوش بدی،

353
00:20:44,201 --> 00:20:48,121
‫حس می‌کنی انگار این‌جا هم
‫یه جای معمولی توی دنیاست.

354
00:20:48,247 --> 00:20:49,248
‫ولی آخه چطوری؟

355
00:20:50,332 --> 00:20:51,250
‫چی چطوری؟

356
00:20:52,668 --> 00:20:55,671
‫چطوری یه جوری رفتار می‌کنی
‫انگار این‌جا اصلا...

357
00:20:55,796 --> 00:20:57,631
‫آخه خیلی خوش‌بینی.

358
00:20:58,924 --> 00:21:01,468
‫گمونم بستگی به دید خود آدم داره.

359
00:21:02,636 --> 00:21:04,471
‫یعنی چی؟

360
00:21:06,181 --> 00:21:08,392
‫یه روز که تولدم بود...

361
00:21:08,517 --> 00:21:13,063
‫داشتیم حاضر می‌شدیم
‫بریم خونه عموم.

362
00:21:13,188 --> 00:21:17,234
‫چند نفر پیداشون شد.
‫داد و بیداد می‌کردن.

363
00:21:17,359 --> 00:21:20,028
‫یادمه مامانم بهم گفت قایم بشم.

364
00:21:21,238 --> 00:21:25,367
‫خیلی گیج شده بودم،
‫چون وسط بگو بخند بودیم.

365
00:21:25,492 --> 00:21:27,369
‫بابام این خاطره رو تقریبا...

366
00:21:32,332 --> 00:21:34,584
‫خیلی قشنگ خاطره می‌گفت.

367
00:21:34,710 --> 00:21:38,255
‫گمونم واسه همین بود
‫که واعظ خوبی هم شد.

368
00:21:38,380 --> 00:21:42,342
‫بگذریم، مشخص بود مامانم وحشت کرده.

369
00:21:42,467 --> 00:21:45,137
‫داداش‌هام می‌دویدن سمت در،
‫اونا هم جیغ و داد می‌کردن،

370
00:21:45,262 --> 00:21:49,099
‫مامانم هم مدام می‌گفت؛
‫"قایم شین. قایم شین."

371
00:21:49,224 --> 00:21:52,352
‫من خشکم زده بود،
‫نمی‌تونستم تکون بخورم.

372
00:21:52,477 --> 00:21:55,105
‫چون خیلی واسم عجیب بود.

373
00:21:55,230 --> 00:21:59,443
‫آخه قبلش داشتیم از ته دل
‫می‌گفتیم و می‌خندیدم.

374
00:21:59,568 --> 00:22:02,154
‫انگار بهترین تولد عمرم بود.

375
00:22:02,279 --> 00:22:04,323
‫نور خورشید که از در
‫داشت می‌اومد انقدر زیاد بود...

376
00:22:04,448 --> 00:22:07,034
‫که وقتی بابام رو بردن بیرون،

377
00:22:07,159 --> 00:22:09,619
‫واسم شبیه یه نقاشی
‫تیره و تاریک شده بود.

378
00:22:14,624 --> 00:22:18,337
‫بعد یه صدای انفجار اومد.

379
00:22:18,462 --> 00:22:21,465
‫عین صدای ترقه.

380
00:22:21,590 --> 00:22:23,842
‫بعدش هم اون مرد توی نقاشی
‫افتاد روی زمین.

381
00:22:26,136 --> 00:22:27,846
‫وای خدا.

382
00:22:30,432 --> 00:22:33,643
‫کل حرفم اینه که...

383
00:22:33,769 --> 00:22:36,438
‫توی زندگی همیشه قراره
‫یه هیولا جلوت سبز بشه.

384
00:22:36,563 --> 00:22:38,440
‫فرقی نمی‌کنه کجا زندگی کنی.

385
00:22:38,565 --> 00:22:40,609
‫ولی من به خودم قول دادم...

386
00:22:40,734 --> 00:22:43,612
‫که نذارم ترس باعث بشه
‫زندگی رو فراموش کنم.

387
00:22:47,157 --> 00:22:48,200
‫بعد اون تصادف اولین باریه...

388
00:22:48,325 --> 00:22:50,077
‫که می‌بینم ایتان عین قدیم‌ها شده.

389
00:22:52,412 --> 00:22:54,414
‫چند وقته این‌جا زندگی می‌کنین؟

390
00:22:54,539 --> 00:22:56,666
‫چند ماهی می‌شه.

391
00:22:56,666 --> 00:22:58,668
‫مامان و بابام می‌خوان بفهمن
‫الآن کجاییم...

392
00:22:58,794 --> 00:23:00,462
‫که بعدش بتونیم بریم خونه.

393
00:23:00,587 --> 00:23:02,839
‫دقیقا عین کرومینوکل.

394
00:23:02,964 --> 00:23:04,758
‫کرومینوکل چیه؟

395
00:23:04,883 --> 00:23:08,428
‫دختر خوبیه.

396
00:23:11,556 --> 00:23:13,392
‫عزیزدلم. مجبورش نکن اون‌جا بشینه.

397
00:23:13,517 --> 00:23:15,102
‫خیلی کثیفه.

398
00:23:15,227 --> 00:23:18,271
‫مشکلی نیست.
‫خیلی هم بهم خوش گذشت.

399
00:23:18,271 --> 00:23:19,272
‫سارا گفت می‌تونه من رو ببره
‫مرغ‌ها و بزهای مزرعه رو ببینم.

400
00:23:19,398 --> 00:23:20,899
‫جدی؟

401
00:23:21,024 --> 00:23:22,984
‫داداشم از همه حیوون‌های
‫توی شهر مراقبت می‌کنه.

402
00:23:23,110 --> 00:23:24,736
‫گفتم لابد ایتان هم
‫دوست داره ببینشون.

403
00:23:24,861 --> 00:23:26,738
‫پایین همین خیابونه.

404
00:23:26,863 --> 00:23:29,533
‫دلت می‌خواد بریم؟
‫بذار به بابات خبر بدم.

405
00:23:29,658 --> 00:23:31,618
‫خودم می‌تونم ببرمش.

406
00:23:31,743 --> 00:23:32,702
‫دلم نمی‌خواد شما رو...

407
00:23:32,828 --> 00:23:34,538
‫از برنامه‌هاتون عقب بندازم.

408
00:23:34,663 --> 00:23:36,748
‫ما هم برنامه‌ای نداریم.
‫آهای جیم.

409
00:23:36,873 --> 00:23:38,542
‫زود برمی‌گردم.

410
00:23:38,667 --> 00:23:40,460
‫خیلی‌خب.

411
00:23:53,390 --> 00:23:55,225
‫سلام عزیزم.

412
00:23:56,810 --> 00:23:59,438
‫یه مدت سر نزده بودم بهت.

413
00:23:59,563 --> 00:24:02,899
‫اوضاع چند روز اخیر...

414
00:24:03,024 --> 00:24:06,319
‫خیلی قر و قاطی شده بود.

415
00:24:06,445 --> 00:24:09,614
‫اون موجودات...

416
00:24:09,739 --> 00:24:12,951
‫اونا...

417
00:24:13,076 --> 00:24:16,830
‫رفتن توی خونه دختر کوچیکه.

418
00:24:16,955 --> 00:24:19,583
‫رفتن توی کلینیک.

419
00:24:20,834 --> 00:24:23,378
‫یه مدت خیلی خوب
‫هماهنگ شده بودیم،

420
00:24:23,503 --> 00:24:24,963
‫همه چیز روی نظم بود.

421
00:24:25,088 --> 00:24:26,756
‫دیگه یه جوری شد که انگار...

422
00:24:38,477 --> 00:24:40,979
‫عه...

423
00:24:41,104 --> 00:24:45,525
‫چند هفته پیش لرزش دستم شروع شد،

424
00:24:45,650 --> 00:24:48,445
‫عین لرزش دست بابام.

425
00:24:48,570 --> 00:24:51,364
‫که یعنی رسما دارم
‫به آخرش نزدیک می‌شم.

426
00:24:52,616 --> 00:24:56,536
‫ولی می‌دونی...

427
00:24:56,661 --> 00:24:59,289
‫یه ایده مسخره‌ای دارم
‫که ممکنه کارساز نباشه،

428
00:24:59,456 --> 00:25:01,583
‫ولی اگه کارساز بود،

429
00:25:01,708 --> 00:25:05,921
‫احتمالا بتونم یه راهی پیدا کنم
‫همه رو برگردونم خونه.

430
00:25:06,046 --> 00:25:10,550
‫اِلیس رو هم برگردونم خونه.

431
00:25:10,675 --> 00:25:14,471
‫البته اگه کارساز نباشه،
‫اگه اشتباه کنم یا خراب بشه،

432
00:25:14,596 --> 00:25:16,723
‫بعدش، عه...

433
00:25:16,848 --> 00:25:18,850
‫وضعیت اهالی این شهر
‫بدتر از چیزی می‌شه...

434
00:25:18,975 --> 00:25:21,228
‫که همین الآنش هست.

435
00:25:24,898 --> 00:25:28,693
‫خودت همیشه می‌گفتی...

436
00:25:28,818 --> 00:25:30,820
‫همیشه تصمیمات سخت با خودت بود.

437
00:25:30,946 --> 00:25:33,448
‫می‌گفتی «باید دل به دریا بزنی عزیزم».

438
00:25:33,573 --> 00:25:35,784
‫یادته؟

439
00:25:37,827 --> 00:25:40,330
‫خدایا چقدر...

440
00:25:45,710 --> 00:25:48,713
‫اگه انجامش بدم...

441
00:25:48,838 --> 00:25:50,966
‫یعنی عملا دل به وسیع‌ترین
‫دریای ممکن زدم.

442
00:25:51,091 --> 00:25:53,843
‫و اینکه، اِم...

443
00:25:53,969 --> 00:25:56,221
‫ببین، خودم می‌دونم
‫همیشه هم گفتم...

444
00:25:56,346 --> 00:26:00,642
‫که به نشونه‌ها و
‫این مسائل باور ندارم، ولی...

445
00:26:03,144 --> 00:26:05,730
‫الآن واقعا دلم یه نشونه می‌خواد، خب؟

446
00:26:08,024 --> 00:26:11,861
‫چون عزیزم، مسئولیت زیادی گردنمه...

447
00:26:11,987 --> 00:26:14,364
‫اگه تو بهم بگی
‫دل به دریا می‌زنم‌ها، فقط...

448
00:26:19,160 --> 00:26:20,745
‫عزیزدلم می‌خوام یه کمکی بهم برسونی.

449
00:26:20,870 --> 00:26:22,330
‫زودباش دیگه.

450
00:26:23,707 --> 00:26:25,584
‫یه نشونه‌ای بهم بده.

451
00:26:33,592 --> 00:26:35,385
‫پدر کاتری؟

452
00:26:37,846 --> 00:26:39,848
‫سلام ناتان.

453
00:26:39,973 --> 00:26:42,517
‫زیاد میای این‌جا؟

454
00:26:42,642 --> 00:26:44,686
‫نه. راستش زیاد نمیام.

455
00:26:44,811 --> 00:26:46,396
‫عجیبه، مگه نه؟

456
00:26:46,563 --> 00:26:49,899
‫یه همچین منظره‌ای...

457
00:26:50,025 --> 00:26:53,320
‫توی همچین شهری باشه.

458
00:26:55,864 --> 00:26:58,908
‫اِم...

459
00:26:59,034 --> 00:27:02,996
‫می‌خواستم بپرسم روندش چه‌طوریه؟

460
00:27:03,121 --> 00:27:07,667
‫همین اعتراف کردن رو می‌گم.

461
00:27:07,792 --> 00:27:11,046
‫اگه یه اعترافی بکنم...

462
00:27:11,171 --> 00:27:12,797
‫یعنی بین خودمون می‌مونه؟

463
00:27:12,922 --> 00:27:15,425
‫هرچیزی بهم بگی
‫بین خودمون و خدا می‌مونه.

464
00:27:16,760 --> 00:27:18,637
‫اگه کار بدی کرده باشم چی؟

465
00:27:20,805 --> 00:27:22,682
‫اگه یه کار ناجور کرده باشم چی؟

466
00:27:24,976 --> 00:27:25,935
‫اسم اون‌یکی آلماست.

467
00:27:26,061 --> 00:27:27,020
‫سلام آلما.

468
00:27:29,189 --> 00:27:30,899
‫واقعا خیلی جالبه.
‫دستت درد نکنه.

469
00:27:31,024 --> 00:27:33,068
‫باعث افتخاره.

470
00:27:33,193 --> 00:27:35,779
‫واقعا خیلی بچه نازیه.

471
00:27:37,739 --> 00:27:39,032
‫آره.

472
00:27:39,157 --> 00:27:41,409
‫خانواده شما واقعا مهربونن.

473
00:27:41,576 --> 00:27:43,536
‫هوم...

474
00:27:45,038 --> 00:27:47,624
‫می‌دونی، حق دارین ناراحت باشین.

475
00:27:49,876 --> 00:27:51,378
‫حق هم دارین بترسین.

476
00:27:55,090 --> 00:27:56,675
‫آره، انگار کل شهر فقط...

477
00:27:56,800 --> 00:27:58,802
‫روی این یه مورد
‫تفاهم نظر دارن.

478
00:28:01,012 --> 00:28:02,972
‫واقعا خیلی زود...

479
00:28:03,098 --> 00:28:05,642
‫همه این مسائل واستون عادی می‌شه.

480
00:28:09,854 --> 00:28:13,608
‫نمی‌خوام واسم عادی بشه.

481
00:28:13,733 --> 00:28:15,777
‫فقط می‌خوام برگردم خونه.

482
00:28:16,903 --> 00:28:17,904
‫منم همین‌طور.

483
00:28:20,949 --> 00:28:22,826
‫حداقل طلسم‌ها رو داریم دیگه.

484
00:28:22,951 --> 00:28:24,661
‫پدر کاتری همیشه می‌گه...

485
00:28:24,786 --> 00:28:25,995
‫که واسه بقیه چقدر سخت بوده.

486
00:28:26,121 --> 00:28:28,707
‫که بعد تاریکی قایم می‌شدن،

487
00:28:28,832 --> 00:28:31,668
‫به امید این‌که
‫هیولاها پیداشون نکنن.

488
00:28:31,793 --> 00:28:33,211
‫مخفی‌گاه‌هایی که توی شهر هست...

489
00:28:33,336 --> 00:28:35,922
‫خیلی جاهای خوبی هستن،

490
00:28:36,047 --> 00:28:38,591
‫محض این می‌گم که یه وقت
‫بعد تاریکی بیرون گیر کردین.

491
00:28:38,717 --> 00:28:40,760
‫آره ممکنه.

492
00:28:40,885 --> 00:28:43,012
‫یه‌دونه نزدیک طویله هست
‫که می‌تونم نشونت بدم.

493
00:28:43,138 --> 00:28:44,973
‫واقعا؟

494
00:28:45,098 --> 00:28:47,225
‫آره... همین داخله.

495
00:28:47,434 --> 00:28:50,353
‫عزیزم الآن برمی‌گردم، باشه؟
‫جایی نرو.

496
00:28:50,478 --> 00:28:51,646
‫این طرفیه.

497
00:28:54,524 --> 00:28:58,403
‫ناتان، باید خیلی زودتر بهم می‌گفتی.

498
00:28:58,528 --> 00:29:00,905
‫من که...
‫وایستا، وایستا.

499
00:29:01,030 --> 00:29:02,282
‫می‌خوایین چی‌کارش کنین؟

500
00:29:02,407 --> 00:29:04,117
‫من نمی‌خوام بذارنش توی جعبه.

501
00:29:04,242 --> 00:29:05,827
‫تو که قول دادی.

502
00:29:05,952 --> 00:29:07,537
‫سر قولم هم می‌مونم.

503
00:29:07,662 --> 00:29:10,039
‫ولی الآن اهالی شهر مهم‌ترن.

504
00:29:10,165 --> 00:29:11,332
‫گفت می‌ره غذاخوری.

505
00:29:11,458 --> 00:29:13,877
‫خیلی‌خب. بیا.
‫بیا بریم.

506
00:29:31,853 --> 00:29:33,354
‫مردم شب این‌جا می‌مونن؟

507
00:29:34,939 --> 00:29:36,524
‫چی کار می‌کنی؟ سارا!

508
00:29:36,649 --> 00:29:38,568
‫- ببخشید تابیتا.
‫- در رو باز کن!

509
00:29:38,693 --> 00:29:40,403
‫ببخشید. ولی واسه خوبی خودته.

510
00:29:40,528 --> 00:29:41,780
‫واسه خوبی همه‌ست.

511
00:29:41,905 --> 00:29:44,491
‫پس چرا می‌گی ببخشید؟
‫تو رو خدا در رو باز کن!

512
00:29:44,616 --> 00:29:46,534
‫- ببخشید.
‫- سارا!

513
00:29:46,659 --> 00:29:49,704
‫سارا! سارا!

514
00:29:53,625 --> 00:29:55,418
‫برو پیش خواهرت.

515
00:29:57,754 --> 00:29:59,255
‫پدر کاتری!

516
00:30:02,759 --> 00:30:06,221
‫یه سوال عجیبی می‌خواستم بپرسم.

517
00:30:06,387 --> 00:30:09,516
‫اگه...

518
00:30:09,641 --> 00:30:13,812
‫اگه یه نفر دنبال یه نشونه باشه،

519
00:30:13,937 --> 00:30:16,773
‫از کجا باید بگرده دنبالش؟

520
00:30:20,985 --> 00:30:22,362
‫سارا؟

521
00:30:22,487 --> 00:30:23,738
‫دنبال خواهرتی؟

522
00:30:23,863 --> 00:30:24,906
‫آره.

523
00:30:25,031 --> 00:30:26,699
‫این‌جا نیست.

524
00:30:26,825 --> 00:30:28,576
‫دیدم با زن و بچه متیوز...

525
00:30:28,701 --> 00:30:29,661
‫رفتن سمت انبار.

526
00:30:45,176 --> 00:30:46,886
‫مامانم کجاست؟

527
00:30:47,387 --> 00:30:48,805
‫بیا این‌جا.

528
00:30:50,473 --> 00:30:51,891
‫می‌خوام یه چیزی بهت بگم.

529
00:30:53,059 --> 00:30:54,352
‫سارا!

530
00:30:54,477 --> 00:30:57,438
‫ایتان! سارا!

531
00:30:57,564 --> 00:31:00,024
‫واقعا ازت خوشم میاد.

532
00:31:00,149 --> 00:31:02,318
‫کاری که قراره بکنم...

533
00:31:02,443 --> 00:31:05,613
‫همه رو نجات می‌ده.

534
00:31:05,738 --> 00:31:09,325
‫عین همون قصه‌هایی که می‌گفتی.

535
00:31:09,450 --> 00:31:11,286
‫قراره قهرمان داستان تو باشی.

536
00:31:13,663 --> 00:31:14,831
‫مامانم کجاست؟
‫مامانم رو می‌خوام!

537
00:31:14,998 --> 00:31:18,293
‫- به‌خاطر خوبی خودشه!
‫- سارا!

538
00:31:18,418 --> 00:31:20,253
‫- سارا چی کار می‌کنی؟
‫- تنها راه خونه رفتن همینه.

539
00:31:20,378 --> 00:31:21,546
‫دستش رو ول کن.

540
00:31:21,671 --> 00:31:23,464
‫بهم گفتن این نفر آخره،

541
00:31:23,590 --> 00:31:25,091
‫بعدش می‌ذارن بریم خونه.

542
00:31:25,216 --> 00:31:27,343
‫ایتان! سارا!

543
00:31:29,220 --> 00:31:31,055
‫ایتان فرار کن!

544
00:31:31,180 --> 00:31:33,433
‫نه! ولم کن!

545
00:31:33,558 --> 00:31:35,894
‫تو نمی‌فهمی چی می‌گم!

546
00:31:37,645 --> 00:31:40,356
‫وای خدا، ایتان! ایتان!

547
00:31:40,481 --> 00:31:42,150
‫ناتان؟

548
00:31:43,526 --> 00:31:45,403
‫ناتان؟

549
00:31:45,528 --> 00:31:47,196
‫ناتان!

550
00:31:48,364 --> 00:31:50,450
‫نه!

551
00:31:50,575 --> 00:31:52,118
‫ناتان نه!

552
00:31:52,243 --> 00:31:53,912
‫- ناتان.
‫- ناتان توروخدا!

553
00:31:54,078 --> 00:31:55,455
‫ناتان!

554
00:31:55,580 --> 00:31:57,248
‫ناتان! ناتان!

555
00:31:59,250 --> 00:32:00,168
‫نه ناتان!

556
00:32:00,293 --> 00:32:03,046
‫خدایا لطفا!

557
00:32:03,171 --> 00:32:04,881
‫توروخدا ناتان...

558
00:32:13,473 --> 00:32:14,766
‫عه. ایتان؟

559
00:32:14,891 --> 00:32:15,975
‫- عه.
‫- جولی!

560
00:32:16,100 --> 00:32:17,727
‫عه، عه، چی شده؟

561
00:32:17,852 --> 00:32:19,395
‫مامان بابا کجان؟

562
00:32:19,520 --> 00:32:20,813
‫چی شده؟

563
00:32:20,939 --> 00:32:22,273
‫چیزی نیست. گریه نکن.

564
00:32:22,440 --> 00:32:25,526
‫بیا بغلم. بیا بغلم.
‫چیزی نیست. هیس.

565
00:32:26,486 --> 00:32:28,863
‫وای خدا! وای خدا!

566
00:32:28,988 --> 00:32:30,239
‫وای خدا! ایتان!

567
00:32:30,406 --> 00:32:31,616
‫تابیتا!

568
00:32:31,741 --> 00:32:32,700
‫ایتان!

569
00:32:33,868 --> 00:32:35,578
‫کمک!

570
00:32:35,703 --> 00:32:37,872
‫توروخدا کمک کنین!

571
00:32:37,997 --> 00:32:39,457
‫توروخدا باز کنین!

572
00:32:39,582 --> 00:32:40,750
‫تابیتا!

573
00:32:40,875 --> 00:32:41,834
‫تابیتا!

574
00:32:41,960 --> 00:32:43,753
‫جیم! جیم من اینجام!

575
00:32:43,878 --> 00:32:45,713
‫حالت خوبه؟

576
00:32:45,838 --> 00:32:46,881
‫ایتان... ایتان کجاست؟

577
00:32:47,006 --> 00:32:48,299
‫- چی؟
‫- ایتان کجاست؟

578
00:32:48,466 --> 00:32:50,301
‫برو دنبالش!

579
00:32:51,636 --> 00:32:54,222
‫ایتان! ایتان!

580
00:32:54,389 --> 00:32:55,598
‫جیم!

581
00:32:55,723 --> 00:32:56,933
‫- مامان!
‫- جیم، ایتان کجاست؟

582
00:32:57,058 --> 00:32:58,476
‫- بابا!
‫- نمی‌دونم.

583
00:32:58,601 --> 00:32:59,686
‫- ایتان کجاست؟
‫- مامان!

584
00:32:59,811 --> 00:33:01,813
‫خدایاشکرت! ایتان.

585
00:33:01,938 --> 00:33:03,398
‫- وای خدا!
‫- چیزی نیست.

586
00:33:03,523 --> 00:33:04,482
‫وای خدایا!

587
00:33:34,929 --> 00:33:36,264
‫- دیر رسیدم.
‫- وایستا.

588
00:33:36,389 --> 00:33:37,473
‫- ببخشید.
‫- هی.

589
00:33:37,598 --> 00:33:39,017
‫جیم. تابیتا.

590
00:33:41,936 --> 00:33:43,312
‫- حالش چطوره؟
‫- خوبه. حالش خوبه.

591
00:33:43,479 --> 00:33:45,648
‫- می‌برمش خونه.
‫- شما جلوتر برین، خب؟

592
00:33:46,065 --> 00:33:48,401
‫اِم... فرار کرد توی جنگل.

593
00:33:49,485 --> 00:33:51,738
‫خب؟

594
00:33:51,863 --> 00:33:55,158
‫اگه قبل تاریکی برگشت
‫خودمون ترتیبش رو می‌دیم.

595
00:33:55,283 --> 00:33:58,327
‫اگه نیومد چی؟

596
00:33:58,453 --> 00:34:00,455
‫اگه نیومد که یعنی
‫ترتیبش داده شده.

597
00:34:03,708 --> 00:34:05,418
‫اومد تو خونه من.

598
00:34:06,419 --> 00:34:08,337
‫با بچه من بازی کرد.

599
00:34:08,463 --> 00:34:10,381
‫می‌دونم.

600
00:34:10,506 --> 00:34:11,758
‫ببین، اگه کاری هست که ما...

601
00:34:11,758 --> 00:34:13,509
‫شما چه مرگتونه؟

602
00:34:14,385 --> 00:34:16,721
‫یه جوری می‌گفتین انگار
‫این‌جا شهر آرزوهاست.

603
00:34:16,846 --> 00:34:19,474
‫مگه نگفتی این‌جا همه
‫مثل خانواده پشت همن؟

604
00:34:19,599 --> 00:34:21,309
‫خودت بودی باور می‌کردی؟

605
00:34:43,748 --> 00:34:45,458
‫کجا پیداش کردی؟

606
00:34:45,583 --> 00:34:50,254
‫اِم، داشتیم برمی‌گشتیم که...

607
00:34:50,379 --> 00:34:52,298
‫اینش حالا مهم نیست.

608
00:34:52,423 --> 00:34:54,592
‫داشت از تپه می‌اومد
‫سمت خونه اجتماعات.

609
00:34:54,717 --> 00:34:56,594
‫کارت خوب بود جولی.

610
00:35:04,727 --> 00:35:06,604
‫می‌شه یه دقیقه ببریش طبقه بالا؟

611
00:35:07,021 --> 00:35:08,231
‫هوم؟

612
00:35:09,440 --> 00:35:11,359
‫بیا دیگه آقا زشته!

613
00:35:11,484 --> 00:35:15,113
‫بریم اون قصه کروم‌فلان‌بیسار رو بخونیم.

614
00:35:15,238 --> 00:35:16,489
‫قصه کرومینوکل.

615
00:35:16,614 --> 00:35:18,282
‫همون. خیلی‌خب.

616
00:35:18,407 --> 00:35:20,284
‫منم همین رو گفتم دیگه.
‫کروم‌فلان‌بیسار.

617
00:35:20,409 --> 00:35:22,954
‫بجنب دیگه.
‫آروم برو.

618
00:35:22,954 --> 00:35:24,372
‫آفرین. دیدی تونستی؟

619
00:35:33,297 --> 00:35:34,966
‫می‌خوام یه چیزی بنویسم.

620
00:35:43,641 --> 00:35:45,893
‫گفتی هر سوالی بپرسیم؟

621
00:35:46,018 --> 00:35:47,562
‫آره.

622
00:36:07,039 --> 00:36:10,918
‫[اصلا از تصادف زنده بیرون اومدیم؟]

623
00:36:37,904 --> 00:36:39,363
‫می‌شه بشینم؟

624
00:36:39,363 --> 00:36:40,364
‫اره.

625
00:36:43,242 --> 00:36:45,578
‫نه یعنی می‌خواستم بگم مشکلی نیست.

626
00:36:45,703 --> 00:36:47,330
‫خودم فهمیدم.

627
00:36:55,296 --> 00:36:57,590
‫مدام ازم سوال می‌پرسید،

628
00:36:57,715 --> 00:37:00,551
‫مثلا؛

629
00:37:00,676 --> 00:37:01,886
‫حاضرم واسه خونه رفتن چی کار کنم.

630
00:37:01,886 --> 00:37:03,137
‫هوم...

631
00:37:06,098 --> 00:37:08,059
‫آخه من...

632
00:37:08,184 --> 00:37:10,645
‫اصلا به ذهنم هم خطور نکرد که...

633
00:37:10,770 --> 00:37:12,438
‫گوش کن چی می‌گم.

634
00:37:14,982 --> 00:37:16,567
‫تو هیچ تقصیری نداری.

635
00:37:25,076 --> 00:37:26,786
‫کل شب پیشش مونده بودم،

636
00:37:26,911 --> 00:37:30,039
‫فقط نشسته بودیم و...

637
00:37:30,164 --> 00:37:33,918
‫حرف می‌زدیم و...

638
00:37:34,043 --> 00:37:36,963
‫خیلی بهمون خوش گذشت و...

639
00:37:37,088 --> 00:37:39,924
‫اون چاقویی که دستش بود،
‫از کلینیک من برداشته بود.

640
00:37:40,049 --> 00:37:41,175
‫پس اگه...

641
00:37:41,217 --> 00:37:43,094
‫تقصیر من نباشه،

642
00:37:43,219 --> 00:37:46,847
‫پس...

643
00:37:46,973 --> 00:37:49,600
‫پس تقصیر کیه؟

644
00:37:50,893 --> 00:37:52,561
‫تو نبودی که ما رو کشوندی این‌جا.

645
00:37:54,814 --> 00:37:57,483
‫هر فکری که توی کله‌اش بود رو
‫تو توی سرش ننداخته بودی.

646
00:37:59,777 --> 00:38:02,947
‫فقط زور می‌زدی یه کار مفید بکنی.

647
00:38:03,072 --> 00:38:05,616
‫همین چند شب پیش هم...

648
00:38:05,741 --> 00:38:10,162
‫جون یه پسر کوچولو رو نجات دادی.

649
00:38:10,288 --> 00:38:14,458
‫قبل تموم شدن این ماجرا هم
‫قراره جون کلی آدم دیگه رو نجات بدی.

650
00:38:17,753 --> 00:38:20,631
‫می‌خوام یه لطفی بهم بکنی.

651
00:38:20,756 --> 00:38:25,720
‫انقدر به خودت سخت نگیر. خب؟

652
00:38:34,687 --> 00:38:36,564
‫چه عجیب.

653
00:38:38,524 --> 00:38:39,817
‫چرا؟

654
00:38:40,985 --> 00:38:42,695
‫مگه چیه؟

655
00:38:46,073 --> 00:38:47,992
‫همون نشونه‌ایه که دنبالش بودم.
