﻿1
00:00:00,583 --> 00:00:02,002
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,002 --> 00:00:04,045
‫حس می‌کنم دیگه طاقتم به مو بنده.

3
00:00:04,838 --> 00:00:06,881
‫اون موجودات اصلا نمی‌دوئن.

4
00:00:06,881 --> 00:00:09,718
‫خودشون می‌دونن مخفیگاه‌هامون محدودن.

5
00:00:09,884 --> 00:00:12,262
‫گمون کنم دیگه داریم رو تخته‌مون
‫جا کم میاریم کلانتر.

6
00:00:12,262 --> 00:00:15,890
‫کاش تو هم می‌تونستی سوگواری کنی،
‫ولی نمی‌تونی بوید.

7
00:00:15,890 --> 00:00:17,559
‫این ملت بهت نیاز دارن.

8
00:00:17,559 --> 00:00:20,520
‫خودت باید این ملت رو
‫برگردونی خونه‌شون.

9
00:00:20,520 --> 00:00:23,440
‫آخه اگه چنین کاری نکنی،
‫یعنی مرگش بی‌دلیل بوده.

10
00:00:23,565 --> 00:00:26,443
‫دستم از چند هفته پیش به لرزش افتاده،

11
00:00:26,443 --> 00:00:28,903
‫یعنی فرصتم دیگه رسما محدود شده،

12
00:00:28,903 --> 00:00:32,949
‫ولی فکر جنون‌آمیزی به سرم زده
‫که احتمالش هست واقعا عملی بشه...

13
00:00:32,949 --> 00:00:34,367
‫و اگه بشه،

14
00:00:34,367 --> 00:00:37,495
‫شاید بتونم راه‌حل برگردوندن این ملت
‫به خونه‌شون رو پیدا کنم.

15
00:00:37,704 --> 00:00:40,665
‫یه چیزی رو از قلم انداختیم.
‫ولی هنوز نفهمیدیم چیه.

16
00:00:41,458 --> 00:00:42,959
‫یه چیزی بده که باهاش بنویسم.

17
00:00:42,959 --> 00:00:45,295
‫- [از تصادفه جون سالم به در بردیم یا نه؟]
‫- هر سوالی رو مطرح کنیم دیگه، نه؟

18
00:00:45,587 --> 00:00:47,422
‫من دست رو دست نمی‌ذارم...

19
00:00:47,422 --> 00:00:50,258
‫و شرایط دنیا رو قبول نمی‌کنم!

20
00:00:50,633 --> 00:00:52,052
‫یکی پشت این ماجراست،

21
00:00:52,052 --> 00:00:54,220
‫من هم تا نفهمم چیکار می‌کنه،
‫دست‌بردار نیستم.

22
00:00:55,388 --> 00:00:57,474
‫[پسره رو بکش.]

23
00:00:57,974 --> 00:00:59,684
‫خیلی ازت خوشم میاد،

24
00:00:59,684 --> 00:01:03,354
‫ولی اتفاقی که الان رخ می‌ده،
‫موجب نجات همگی می‌شه.

25
00:01:03,730 --> 00:01:05,774
‫مامانم کجاست؟ مامانم رو می‌خوام!

26
00:01:05,774 --> 00:01:07,525
‫این کارت به نفع خودش می‌شه!

27
00:01:07,609 --> 00:01:08,610
‫ولش کن.

28
00:01:08,610 --> 00:01:09,944
‫بهم گفتن این یکی آخریه...

29
00:01:09,986 --> 00:01:12,113
‫و بعدش همه می‌تونیم بریم خونه!

30
00:01:13,364 --> 00:01:15,283
‫- فرار کن ایتان!
‫- نه!

31
00:01:15,283 --> 00:01:16,785
‫تو متوجه نیستی!

32
00:01:16,785 --> 00:01:18,495
‫- ناتان!
‫- ناتان.

33
00:01:18,495 --> 00:01:20,330
‫ناتان، خواهش می‌کنم!

34
00:01:22,916 --> 00:01:24,250
‫کجاست؟

35
00:01:24,250 --> 00:01:25,710
‫فرار کرد تو جنگل.

36
00:01:25,919 --> 00:01:27,337
‫خب؟

37
00:01:27,378 --> 00:01:30,799
‫خب، اگه قبل از تاریک شدن هوا برگرده،
‫رسیدگی می‌کنیم.

38
00:01:31,007 --> 00:01:32,592
‫اگه برنگرده چی؟

39
00:01:33,009 --> 00:01:35,929
‫اگه برنگرده،
‫همه‌چی حل شده دیگه.

40
00:01:56,741 --> 00:01:59,661
‫دوگانگی هستی ما...

41
00:02:01,121 --> 00:02:04,541
‫از بدو حضورمون...

42
00:02:04,874 --> 00:02:07,293
‫از هرج و مرج و ایمان تشکیل شده،

43
00:02:08,461 --> 00:02:11,089
‫حضورمون تو این شهر رو نمی‌گم،

44
00:02:12,924 --> 00:02:16,386
‫حضورمون تو کل دنیا و زندگی رو می‌گم.

45
00:02:16,594 --> 00:02:19,347
‫همین که اولین بار تو دوران نوزادی
‫چشممون رو باز می‌کنیم،

46
00:02:19,556 --> 00:02:24,269
‫با هرج و مرجی مواجه می‌شیم
‫که درکش کاملا از توانمون خارجه.

47
00:02:24,936 --> 00:02:27,063
‫اون‌وقت چه واکنشی نشون می‌دیم؟

48
00:02:27,063 --> 00:02:30,567
‫اولین صدایی که از خودمون درمیاریم چیه؟

49
00:02:30,900 --> 00:02:32,694
‫بلند گریه می‌کنیم.

50
00:02:33,695 --> 00:02:36,281
‫حتی وقتی صدایی نداریم...

51
00:02:36,614 --> 00:02:40,201
‫که بخوایم سوالاتمون رو مطرح کنیم،
‫خواستار جوابشون هستیم.

52
00:02:40,785 --> 00:02:43,288
‫سفرمون رو تو این دنیا
‫همین شکلی آغاز می‌کنیم:

53
00:02:43,288 --> 00:02:44,831
‫وحشت‌زده...

54
00:02:45,665 --> 00:02:47,792
‫و گیج.

55
00:02:48,084 --> 00:02:51,337
‫از همین روی جست و جو می‌کنیم،
‫تقلا می‌کنیم...

56
00:02:51,337 --> 00:02:53,715
‫و وسط این هرج و مرج به پیش می‌ریم.

57
00:02:54,257 --> 00:02:56,885
‫بخشی از طرح سری خداونده.

58
00:02:57,844 --> 00:03:02,473
‫با ایمانمون درک می‌کنیم
‫هرج و مرجه همون معنای زندگیمونه.

59
00:03:03,349 --> 00:03:05,101
‫درک می‌کنیم که هدفمون رو...

60
00:03:05,101 --> 00:03:09,522
‫با همین تقلا و جست و جو پیدا می‌کنیم.

61
00:03:11,900 --> 00:03:14,819
‫«با تمام وجود به خداوند اعتماد داشته...»

62
00:03:15,028 --> 00:03:18,072
‫«و بر درک و فهم خود تکیه نکنید.»

63
00:03:20,408 --> 00:03:22,869
‫- آمین.
‫- آمین.

64
00:03:33,963 --> 00:03:37,884
‫همیشه... همیشه از مشاهده
‫اشخاص جدیدی تو کلیسا خوشحال می‌شم.

65
00:03:38,009 --> 00:03:41,512
‫آها، اِم... صرفا یه سر اومده بودم
‫این رو بهتون بدم.

66
00:03:42,680 --> 00:03:45,558
‫چند وقته که داریم وسایل
‫خانواده قبلیه رو جمع می‌کنیم.

67
00:03:46,100 --> 00:03:47,852
‫با خودم گفتم حتما مال شمان.

68
00:03:49,020 --> 00:03:50,772
‫آره.

69
00:03:51,856 --> 00:03:53,900
‫حال ایتان چطوره؟

70
00:03:54,609 --> 00:03:56,819
‫خب، اِم...

71
00:03:57,278 --> 00:04:00,031
‫ترسیده و گیج شده.

72
00:04:00,031 --> 00:04:02,450
‫درک نمی‌کنه سارا واسه چی
‫باید بخواد بلایی سرش بیاره.

73
00:04:02,450 --> 00:04:03,451
‫هوم.

74
00:04:05,119 --> 00:04:06,788
‫کسی ندیدتش؟

75
00:04:07,372 --> 00:04:09,249
‫از وقتی فرار کرد تو جنگل
‫دیگه کسی ندیدتش.

76
00:04:09,249 --> 00:04:10,291
‫هوم.

77
00:04:10,333 --> 00:04:12,293
‫من دنبالش کرده بودم، ولی...

78
00:04:12,669 --> 00:04:15,588
‫متأسفانه زانوم دیگه توان سابق رو نداره.

79
00:04:16,756 --> 00:04:18,633
‫به نظرتون هنوز زنده است؟

80
00:04:18,633 --> 00:04:21,052
‫احتمالش کمه بعد از یه شب زنده مونده باشه.

81
00:04:21,427 --> 00:04:23,888
‫اون متون «کتاب مقدس» رو...

82
00:04:23,888 --> 00:04:26,182
‫خودتون از حفظ نوشتین؟

83
00:04:27,392 --> 00:04:31,312
‫آره. همه‌شون رو از حفظ نوشتم.

84
00:04:31,396 --> 00:04:33,314
‫آدم معمولا زود حفظشون می‌کنه.

85
00:04:36,693 --> 00:04:40,697
‫اِم، در اصل اومده بودی
‫چه سوالی ازم بپرسی تابیتا؟

86
00:04:48,705 --> 00:04:50,999
‫از کجا می‌دونین این جریانات واقعیه؟

87
00:04:52,417 --> 00:04:54,836
‫یعنی...

88
00:04:55,128 --> 00:04:59,215
‫حرفم مسخره است، ولی الان مردیم؟
‫یا زنده‌ایم؟

89
00:05:01,175 --> 00:05:02,969
‫فرقی می‌کنه؟

90
00:05:03,845 --> 00:05:06,431
‫حالا جهت پیشبرد بحث،
‫فرض می‌کنیم مردیم...

91
00:05:07,390 --> 00:05:09,809
‫و همگی با همدیگه تو یه برزخ عذاب‌آور...

92
00:05:09,809 --> 00:05:11,227
‫گیر افتادیم.

93
00:05:11,227 --> 00:05:14,897
‫چه فرقی حاصل می‌شه؟
‫در اون حالت هم گیر افتادیم دیگه.

94
00:05:15,982 --> 00:05:17,984
‫در اون حالت هم باید
‫راه‌حل رفتن به خونه رو پیدا کنیم.

95
00:05:18,276 --> 00:05:21,738
‫تنها فرقش تو خونه‌ایه
‫که می‌خوایم بهش برگردیم.

96
00:05:21,988 --> 00:05:23,740
‫آره.

97
00:05:25,033 --> 00:05:26,576
‫بالاخره گمون نکنم اولین نفری باشم...

98
00:05:26,576 --> 00:05:28,411
‫که این سوال رو ازتون می‌پرسم.

99
00:05:28,411 --> 00:05:29,454
‫خب، در این حد بگم...

100
00:05:29,454 --> 00:05:31,789
‫که کلی فرصت داشتم
‫جواب این سوال رو تمرین کنم.

101
00:05:31,789 --> 00:05:32,957
‫باشه.

102
00:05:33,374 --> 00:05:35,668
‫ولی شاید با در نظر گرفتن این موضوع...

103
00:05:36,002 --> 00:05:38,755
‫که تصادفتون بعد از ورودتون به اینجا بوده،
‫خیالتون راحت‌تر بشه.

104
00:05:39,797 --> 00:05:42,800
‫تو زنده‌ای تابیتا.
‫خانواده‌ات هم زنده‌ان.

105
00:05:43,843 --> 00:05:46,471
‫خلاصه که می‌تونی
‫این سوالت رو خط بزنی.

106
00:05:49,057 --> 00:05:50,975
‫باشه.

107
00:05:51,100 --> 00:05:52,435
‫- خداحافظ.
‫- خداحافظ.

108
00:07:11,556 --> 00:07:13,599
باید حرف بزنیم

109
00:07:14,308 --> 00:07:17,311
منشاء
فصل اول - قسمت ششم

110
00:07:17,311 --> 00:07:18,688
«کتاب هفتاد و چهارم»

111
00:09:22,603 --> 00:09:23,896
‫حالت خوبه؟

112
00:09:23,896 --> 00:09:25,815
‫آره، اِم...

113
00:09:25,815 --> 00:09:30,069
‫گمون کنم هضمش یه مقدار برام دشواره.

114
00:09:30,069 --> 00:09:32,280
‫بالاخره ساراست دیگه، متوجهین؟

115
00:09:32,280 --> 00:09:35,950
‫همیشه خیلی باملاحظه و مهربون بود.

116
00:09:35,950 --> 00:09:38,869
‫- واکنش مامانت چی بود؟
‫- براش دشواره دیگه.

117
00:09:39,370 --> 00:09:42,999
‫راستش، می‌شه گفت سارا
‫عین دختر نداشته‌اش می‌مونه.

118
00:09:45,626 --> 00:09:48,421
‫چند وقته دارم به اون حرفت
‫که گفته بودی داریم...

119
00:09:48,838 --> 00:09:50,756
‫رو تخته‌مون جا کم میاریم
‫فکر می‌کنم.

120
00:09:50,756 --> 00:09:52,174
‫ناراحت بودم دیگه.

121
00:09:52,341 --> 00:09:54,218
‫خب، دلیل نمی‌شه اشتباه گفته بوده باشی.

122
00:09:54,635 --> 00:09:56,887
‫یه چیزی داره عوض می‌شه. انگار...

123
00:09:57,805 --> 00:09:59,807
‫یه چیزی داره از دستمون در می‌ره.

124
00:10:00,433 --> 00:10:03,019
‫طلسمه اون شب تو کاروانشون...

125
00:10:03,644 --> 00:10:05,479
‫عین خونه‌ها عمل کرده بود.

126
00:10:05,479 --> 00:10:06,772
‫خب؟

127
00:10:06,772 --> 00:10:09,609
‫من هم به این فکر افتادم که صرفا...

128
00:10:09,609 --> 00:10:13,279
‫چون نمی‌دونستم طلسم‌ها تو جنگل هم...

129
00:10:13,279 --> 00:10:14,905
‫عین شهر ازمون محافظت می‌کنن،

130
00:10:14,905 --> 00:10:17,742
‫تا حالا بیش از حد مشخصی
‫تو جنگل پیشروی نکردیم.

131
00:10:19,160 --> 00:10:20,703
‫خلاصه که...

132
00:10:20,703 --> 00:10:22,663
‫دارم یه مقدار تدارکات جمع می‌کنم.

133
00:10:22,663 --> 00:10:24,540
‫می‌خوام طلسمه رو بردارم،

134
00:10:24,540 --> 00:10:27,627
‫برم تو جنگل و ببینم...

135
00:10:28,252 --> 00:10:30,338
‫عه! عه، عه، عه، عه!

136
00:10:30,379 --> 00:10:31,881
‫کِنی، چیکار...

137
00:10:32,798 --> 00:10:34,842
‫آهای! نباید وقتی دارم باهات
‫صحبت می‌کنم، بذاری بری!

138
00:10:35,718 --> 00:10:37,053
‫می‌خواین تنها برین؟

139
00:10:37,053 --> 00:10:38,304
‫آره.

140
00:10:39,263 --> 00:10:40,806
‫خب، می‌خواین چقدر پیشروی کنین؟

141
00:10:40,806 --> 00:10:42,308
‫هرچقدر راه داشت می‌رم دیگه.

142
00:10:42,600 --> 00:10:44,810
‫می‌خوام این‌جوری
‫راه فرارمون رو پیدا کنم؛

143
00:10:44,852 --> 00:10:46,729
‫راه خونه‌مون رو پیدا کنم.
‫مگه هدفمون همین نیست؟

144
00:10:46,771 --> 00:10:47,980
‫مگه نمی‌خوایم همگی بریم خونه؟

145
00:10:47,980 --> 00:10:49,398
‫راستش رو بگم؟

146
00:10:50,191 --> 00:10:52,693
‫مطمئن نیستم دیگه هدف خاصی داشته باشیم.

147
00:10:53,277 --> 00:10:55,905
‫ولی اگه این‌قدر واسه
‫مردن عجله دارین،

148
00:10:55,905 --> 00:10:57,823
‫بهتره سریع‌تر عملیش کنین دیگه.

149
00:10:58,115 --> 00:10:59,825
‫خب؟

150
00:11:10,211 --> 00:11:11,379
‫همه‌چی رو بسته‌بندی کردم.

151
00:11:11,379 --> 00:11:13,172
‫می‌تونیم ببریمشون تو انبار.

152
00:11:13,172 --> 00:11:14,799
‫آها، خیلی‌خب.

153
00:11:17,468 --> 00:11:18,761
‫داری چیکار می‌کنی؟

154
00:11:22,056 --> 00:11:23,057
‫اینجا رو.

155
00:11:26,769 --> 00:11:28,062
‫توش اصلا سیم نداره.

156
00:11:29,063 --> 00:11:31,315
‫- چی؟
‫- روکش خالیه.

157
00:11:31,816 --> 00:11:33,317
‫موقع اتصال دو سیم،

158
00:11:33,317 --> 00:11:35,569
‫باید روکشش رو برید
‫و سیم وسطش رو چسبوند.

159
00:11:35,611 --> 00:11:38,030
‫ولی اصلا سیم نداره. صرفا...

160
00:11:38,239 --> 00:11:40,366
‫در واقع سیم محسوب نمی‌شه.

161
00:11:40,366 --> 00:11:42,284
‫حالا دوشاخه‌شون رو باش.

162
00:11:42,743 --> 00:11:43,953
‫داشته باش.

163
00:11:43,953 --> 00:11:45,413
‫داشته باش.

164
00:11:46,664 --> 00:11:50,167
‫پریزهاشون هم که اون شکلیه،
‫اصلا منطقی نیست.

165
00:11:50,167 --> 00:11:52,044
‫یعنی این چراغ‌ها نباید روشن باشن.

166
00:11:52,086 --> 00:11:53,129
‫سلام!

167
00:11:53,129 --> 00:11:55,423
‫اِم، سلام جناب آقای ترن هوایی دوست،

168
00:11:55,423 --> 00:11:57,591
‫- به کمکت نیاز دارم.
‫- در نمی‌زنی؟

169
00:11:57,591 --> 00:11:59,176
‫ببخشید، ترجیح می‌دین
‫کفشم رو هم دربیارم؟

170
00:11:59,176 --> 00:12:01,220
‫تو هم جریان سیم‌کشی رو فهمیدی، نه؟
‫خیلی غیرعادیه، مگه نه؟

171
00:12:01,220 --> 00:12:03,889
‫تو همونی
‫که داشتی به کشتنمون می‌دادی.

172
00:12:06,726 --> 00:12:09,311
‫خیلی‌خب، ببینین،
‫اولا، من پشت فرمون نبودم.

173
00:12:09,645 --> 00:12:10,730
‫دوما، بهترین دوستم...

174
00:12:10,730 --> 00:12:12,773
‫که از کلاس چهارم می‌شناختمش، مرده. خب؟

175
00:12:12,773 --> 00:12:14,650
‫با یه عصای گوگولی واسه خودش نمی‌گرده.

176
00:12:14,650 --> 00:12:16,444
‫پس نظرتون چیه که بگیم
‫بی‌حساب شدیم دیگه، ها؟

177
00:12:16,444 --> 00:12:20,781
‫حالا بگین ببینم، می‌خواین خونه بازی کنین؟
‫یا می‌خواین برین خونه؟

178
00:12:21,449 --> 00:12:23,367
‫آخه یه فکری به سرم زده.

179
00:12:26,120 --> 00:12:27,913
‫می‌دونستی یه نسخه «کتاب مقدس» هم...

180
00:12:27,955 --> 00:12:29,498
‫تو شهر نیست؟

181
00:12:31,333 --> 00:12:34,170
‫یعنی حداقل ده دوازده‌تا
‫رمان رابرت لودلوم...

182
00:12:34,211 --> 00:12:38,424
‫و جودی بلوم تو کتابخونه مسافرینمون
‫تو غذاخوری هست،

183
00:12:38,424 --> 00:12:39,842
‫ولی...

184
00:12:40,968 --> 00:12:44,180
‫یه نسخه از یه کتاب مقدس دنیا هم نداریم.

185
00:12:49,852 --> 00:12:52,271
‫حدس می‌زنم بخوای بدونی
‫واسه چی آوردمت اینجا.

186
00:12:54,023 --> 00:12:57,443
‫تو به اعمال توصیف‌ناپذیری دست زدی...

187
00:13:01,155 --> 00:13:04,450
‫و باید طبق قوانین شهرمون،
‫بذاریمتون تو جعبه.

188
00:13:13,876 --> 00:13:16,712
‫ناتان جریان شنیدن صداشون رو بهم گفته.

189
00:13:20,508 --> 00:13:22,009
‫چیزی نیست.

190
00:13:28,516 --> 00:13:32,978
‫سارا، اگه بهت بگم...

191
00:13:33,354 --> 00:13:35,898
‫هنوز هم می‌تونی علی‌رغم اعمال وحشتناکت،

192
00:13:37,608 --> 00:13:40,653
‫به مردم این شهر کمک کنی،
‫چی می‌گی؟

193
00:13:40,653 --> 00:13:42,863
‫هنوز هم می‌تونی کارهای خوبی بکنی.

194
00:13:44,406 --> 00:13:47,493
‫به نظرم ناتان از چنین کاری
‫خوشش میاد، موافق نیستی؟

195
00:13:49,203 --> 00:13:50,204
‫موافقی؟

196
00:13:52,581 --> 00:13:53,874
‫خوبه.

197
00:14:00,256 --> 00:14:01,674
‫چه خوشگلن.

198
00:14:01,674 --> 00:14:02,675
‫خیلی نازن، نه؟

199
00:14:02,675 --> 00:14:04,134
‫چه خوش‌سلیقه‌ای خانم متیوز.

200
00:14:04,176 --> 00:14:05,678
‫از اولش همین‌جوری بودن بابا.

201
00:14:05,678 --> 00:14:07,054
‫چه‌جوری بودن؟

202
00:14:07,471 --> 00:14:09,306
‫همین‌شکلی مرتب بودن.

203
00:14:09,306 --> 00:14:11,767
‫رو ایوان کنار خونه بودن.

204
00:14:12,518 --> 00:14:13,769
‫عجب.

205
00:14:13,769 --> 00:14:17,147
‫خب، ظاهرا یه شبح گلکار داریم دیگه.

206
00:14:17,439 --> 00:14:19,441
‫بیا. روز لباس‌شوییه.

207
00:14:21,110 --> 00:14:22,194
‫آخ!

208
00:14:23,362 --> 00:14:24,697
‫ دربیا دیگه!

209
00:14:25,072 --> 00:14:26,073
‫آخ!

210
00:14:27,908 --> 00:14:29,910
‫این ملت خنگولن‌ها.
‫ماشینه رو لخت کردن.

211
00:14:29,952 --> 00:14:32,079
‫ولی هر چی قطعه مهم بود، جا گذاشتن.

212
00:14:32,079 --> 00:14:33,497
‫همه‌شون هم خنگول نیستن.

213
00:14:33,497 --> 00:14:35,082
‫- باتریش رو بردن.
‫- چی؟

214
00:14:35,082 --> 00:14:37,042
‫گفتم باتریش رو بردن.

215
00:14:40,087 --> 00:14:42,006
‫یعنی باید برگردیم شهر.

216
00:14:42,006 --> 00:14:45,217
‫وایستا، قبلش این کابله رو دربیارم.

217
00:14:45,217 --> 00:14:46,635
‫ای بابا، دربیا دیگه.

218
00:14:47,469 --> 00:14:49,930
‫واسه چی این همه راه تا اینجا اومدیم؟

219
00:14:49,930 --> 00:14:53,142
‫ما که می‌تونستیم
‫از ماشین‌های تو شهر هم سیم بکنیم.

220
00:14:53,142 --> 00:14:57,688
‫دوست عزیزم، این آخرین مدل «آئودی کیو5»ـه.

221
00:14:57,688 --> 00:14:59,189
‫قطعاتش از...

222
00:14:59,189 --> 00:15:02,109
‫واقعا می‌خوای به یه ماشین
‫لگن ارزون دل ببندیم؟

223
00:15:03,360 --> 00:15:04,737
‫باشه.

224
00:15:05,404 --> 00:15:06,947
‫همه‌شون رو برداشتی؟

225
00:15:09,408 --> 00:15:12,036
‫یوهو! داری می‌ریم تو کارش!

226
00:15:12,036 --> 00:15:13,078
‫درود بر علم!

227
00:15:24,506 --> 00:15:26,050
‫صبحتون به خیر.

228
00:15:26,050 --> 00:15:28,928
‫اِم، اومدم این‌ها رو تحویل بدم
‫که بذارین تو انبار.

229
00:15:41,357 --> 00:15:42,691
‫عزیز دلم.

230
00:15:43,442 --> 00:15:46,487
‫اینجا نیست عزیز دلم.
‫قرار نیست بلایی سرت بیاره.

231
00:15:46,695 --> 00:15:48,155
‫قول می‌دی؟

232
00:15:48,656 --> 00:15:50,115
‫آره، قول می‌دم.

233
00:15:53,911 --> 00:15:55,371
‫بیا.

234
00:16:00,793 --> 00:16:01,961
‫کجا بذارمشـ...؟

235
00:16:03,587 --> 00:16:07,007
‫وای. چقدر وسیله دارن.

236
00:16:14,181 --> 00:16:15,599
‫عه.

237
00:16:15,766 --> 00:16:17,101
‫به چیزی دست نزن.

238
00:16:17,101 --> 00:16:18,268
‫واسه چی؟

239
00:16:18,268 --> 00:16:21,730
‫چون این‌ها... قبلا مال بقیه بودن.

240
00:16:22,189 --> 00:16:23,607
‫ساکن همین‌جا بودن؟

241
00:16:23,607 --> 00:16:24,817
‫اوهوم.

242
00:16:24,858 --> 00:16:26,068
‫عجب.

243
00:16:27,653 --> 00:16:30,739
‫عین غار اژدهای تنها می‌مونه.

244
00:16:31,073 --> 00:16:32,408
‫جدی؟

245
00:16:32,408 --> 00:16:35,327
‫«کرومینوکل» که تو آسمون
‫رنگین‌کمونی گم شده بود،

246
00:16:35,327 --> 00:16:38,455
‫غار محل سکونت اژدهای تنها رو
‫پیدا کرده بود...

247
00:16:38,998 --> 00:16:41,917
‫که توش پر از وسایلی بود
‫که ملت باهاشون کاری نداشتن.

248
00:16:42,793 --> 00:16:45,879
‫ولی اون وسایل از نظر اژدهای تنها...

249
00:16:45,879 --> 00:16:48,966
‫حکم گنجینه‌ای رو داشتن.
‫اگه گفتی بعدش چی شد؟

250
00:16:48,966 --> 00:16:50,259
‫چی شد؟

251
00:16:50,259 --> 00:16:52,553
‫نقشه آسمون رنگین‌کمونی...

252
00:16:52,553 --> 00:16:54,972
‫لای یکی از کپه‌های همون وسایل بود.

253
00:16:56,181 --> 00:16:59,893
‫خلاصه که اژدهای تنها
‫نقشه رو به «کرومینوکل» داد...

254
00:16:59,893 --> 00:17:02,438
‫و از گم شدن نجاتش داد.

255
00:17:02,563 --> 00:17:04,606
‫پس شاید ما هم اینجا
‫یه نقشه پیدا کردیم.

256
00:17:04,606 --> 00:17:07,443
‫آره، شاید پیدا کردیم.

257
00:17:16,535 --> 00:17:18,037
‫مامان؟

258
00:17:18,078 --> 00:17:19,288
‫چیه؟

259
00:17:19,872 --> 00:17:21,623
‫چی شده؟

260
00:17:23,917 --> 00:17:25,586
‫هیچی.

261
00:17:30,674 --> 00:17:34,678
‫آره، خودشه، همین یکیه.

262
00:17:38,974 --> 00:17:40,392
‫وای، اصلا عملی نمی‌شه.

263
00:17:40,434 --> 00:17:41,810
‫معلومه که عملی می‌شه.

264
00:17:42,394 --> 00:17:44,980
‫نه، ارتفاعش کافی نیست.

265
00:17:45,939 --> 00:17:47,149
‫شدت سیگنالش زیاد نمی‌شه.

266
00:17:47,149 --> 00:17:48,233
‫آها، ببین، می‌تونیم ردیفش کنیم، خب؟

267
00:17:48,233 --> 00:17:52,362
‫این دفعه صرفا آزمایشیه.
‫ببین، خودت مهندسی دیگه، نه؟

268
00:17:52,738 --> 00:17:54,031
‫- تو کار شهربازی بودی؟
‫- آره.

269
00:17:54,031 --> 00:17:56,867
‫خیلی‌خب. پس یعنی یکیمون سه شرکت...

270
00:17:56,867 --> 00:17:58,702
‫چندین میلیون دلاری تأسیس کرده...

271
00:17:58,702 --> 00:18:01,580
‫و اون یکی مسئول بررسی ایمنی
‫چرخ فلک فنجونیه؟

272
00:18:04,625 --> 00:18:07,252
‫می‌دونی چیه؟
‫خودت تنهایی ردیفش کن.

273
00:18:07,503 --> 00:18:11,715
‫ها؟ وایستا، نه، نه! ببین.
‫عذر می‌خوام، خب؟ عذر می‌خوام.

274
00:18:11,840 --> 00:18:13,675
‫ملت بهم می‌گن
‫بلد نیستم درست با بقیه...

275
00:18:13,675 --> 00:18:15,260
‫صحبت کنم‌ها. روحت هم خبر نداره
‫باهوش‌تر بودن...

276
00:18:15,260 --> 00:18:16,386
‫از کل آشناهات چه حسی داره.

277
00:18:16,386 --> 00:18:18,722
‫ببین، خیلی خب، ببین، حقیقت از این قراره...

278
00:18:19,681 --> 00:18:21,433
‫که اگه کمکم کنی، خیلی خوب می‌شه.

279
00:18:21,475 --> 00:18:23,435
‫آره، خیلی خوب می‌شه.

280
00:18:24,478 --> 00:18:27,397
‫باید این آنتن رو تو ارتفاع نصب کنیم.

281
00:18:27,397 --> 00:18:30,400
‫درختی بلندتر از اون پیدا نکردم،
‫ولی... خودم نمی‌تونم.

282
00:18:30,400 --> 00:18:32,820
‫سرگیجه می‌گیرم.

283
00:18:34,238 --> 00:18:36,698
‫یعنی من رو آوردی اینجا
‫که از درخت بالا برم؟

284
00:18:38,992 --> 00:18:40,619
‫آره.

285
00:18:42,037 --> 00:18:43,330
‫ببین، تو ازم خوشت نمیاد.

286
00:18:43,330 --> 00:18:45,124
‫خب؟ اشکالی نداره.

287
00:18:46,792 --> 00:18:49,294
‫ولی حتی اگه ذره‌ای احتمال عملی شدنش...

288
00:18:49,294 --> 00:18:53,465
‫وجود داشته باشه، دلت نمی‌خواد
‫از بابتش مطمئن بشی؟

289
00:18:55,926 --> 00:18:59,680
‫چرا. چرا، دلم می‌خواد.

290
00:19:02,099 --> 00:19:03,892
‫خیلی‌خب.

291
00:19:03,892 --> 00:19:05,185
‫ایول.

292
00:19:11,108 --> 00:19:13,277
‫خیلی‌خب. سیمش رو بهم می‌دی؟

293
00:19:33,714 --> 00:19:35,549
‫سلام کریستی، هستی؟

294
00:20:18,717 --> 00:20:20,344
‫کلانتر بوید؟

295
00:20:21,595 --> 00:20:23,513
‫کریستی، سلام.

296
00:20:24,181 --> 00:20:25,933
‫داشتم، اِم...

297
00:20:25,933 --> 00:20:27,434
‫طبقه بالا پیدات نکردم، اینه که...

298
00:20:27,476 --> 00:20:28,977
‫همه‌چی رو به راهه؟

299
00:20:28,977 --> 00:20:32,981
‫می‌دونم با کِنی صمیمی هستی،
‫صرفا می‌خواستم، اِم...

300
00:20:34,066 --> 00:20:35,817
‫حالش چطوره؟

301
00:20:36,151 --> 00:20:38,111
‫خب...

302
00:20:38,111 --> 00:20:42,282
‫به نظرم... چند وقته
‫که بهش سخت می‌گذره، آخه...

303
00:20:42,282 --> 00:20:44,117
‫درسته، درسته.

304
00:20:44,159 --> 00:20:45,702
‫ضمنا، نمی‌دونم حرفم منطقی باشه یا نه،

305
00:20:45,702 --> 00:20:47,871
‫ولی گمون می‌کنم خیلی
‫تلاش می‌کنه کسی باشه...

306
00:20:47,871 --> 00:20:50,332
‫که به کار مردم بیاد.

307
00:20:50,332 --> 00:20:51,792
‫آره.

308
00:20:52,292 --> 00:20:54,253
‫آخه زیردست شماست دیگه...

309
00:20:54,253 --> 00:20:56,838
‫ضمنا، می‌دونم خیلی براش مهمه...

310
00:20:56,838 --> 00:20:58,715
‫که شما رو روسیاه نکنه.

311
00:20:58,924 --> 00:21:01,301
‫خودم می‌دونم.
‫من هم دارم خیلی سعی می‌کنم...

312
00:21:01,343 --> 00:21:02,803
‫بیش از حد بهش فشار نیارم.

313
00:21:03,345 --> 00:21:04,930
‫حقیقت از این قراره
‫که باید آمادگی رهبری رو داشته باشه.

314
00:21:04,972 --> 00:21:06,348
‫می‌شه باهاتون روراست صحبت کنم؟

315
00:21:06,348 --> 00:21:07,724
‫راحت باش.

316
00:21:08,642 --> 00:21:10,727
‫درک می‌کنم که می‌خواین
‫واسه بدترین اتفاقات آماده‌اش کنین...

317
00:21:10,727 --> 00:21:13,730
‫که اگه احیانا اتفاقی افتاد،
‫آمادگیش رو داشته باشه که...

318
00:21:15,732 --> 00:21:17,901
‫ولی فعلا خیلی بهش سخت می‌گذره...

319
00:21:17,901 --> 00:21:19,820
‫و گمون نکنم کلانتر لازم داشته باشه.

320
00:21:19,820 --> 00:21:21,405
‫به نظرم بابا لازم داره.

321
00:21:24,574 --> 00:21:26,785
‫خاک بر سرم.

322
00:21:27,411 --> 00:21:28,704
‫عذر می‌خوام، اِم...

323
00:21:28,745 --> 00:21:29,746
‫نه، نه، نه.

324
00:21:29,746 --> 00:21:31,540
‫تو... تو کاری نکردی.
‫خودم کردم.

325
00:21:31,581 --> 00:21:33,750
‫اِم...

326
00:21:34,668 --> 00:21:36,378
‫اگه آدم از اشتباهاتش درس نگیره،

327
00:21:36,378 --> 00:21:37,838
‫حتما تکرارشون می‌کنه دیگه، نه؟

328
00:21:38,213 --> 00:21:40,799
‫واقعا منظورم این نبود که...

329
00:21:41,133 --> 00:21:43,427
‫منظوری نداشتی بابا.
‫نمی‌خواد عذرخواهی کنی.

330
00:21:46,430 --> 00:21:48,140
‫ممنون کریستی.

331
00:21:56,940 --> 00:21:59,609
‫مردم فکر می‌کنن کتاب مقدس
‫یه کتاب واحده،

332
00:22:00,736 --> 00:22:03,989
‫یه متن واحد و کامل.

333
00:22:05,741 --> 00:22:07,034
‫ولی مگه می‌شه شخصیت‌ها هنوز...

334
00:22:07,034 --> 00:22:09,536
‫روی صحنه باشن و نمایش تموم بشه؟

335
00:22:10,871 --> 00:22:13,290
‫اسمش رو گذاشتیم «کتاب فضایل»، ولی...

336
00:22:15,667 --> 00:22:18,837
‫ولی می‌دونستی متشکل از
‫هفتاد و سه کتاب بوده؟

337
00:22:19,379 --> 00:22:20,881
‫می‌دونستی؟

338
00:22:23,467 --> 00:22:26,219
‫متیو، مارک،

339
00:22:26,636 --> 00:22:28,680
‫رومیان، قرنتیان.

340
00:22:28,722 --> 00:22:30,807
‫هفتاد و سه کتاب.

341
00:22:31,600 --> 00:22:36,480
‫که همه پر از داستان‌های
‫شگفت‌انگیز و معجزه‌آسا بودن.

342
00:22:40,609 --> 00:22:43,487
‫ولی توی کتاب مقدس
‫بخش‌های تاریک هم هست.

343
00:22:44,905 --> 00:22:47,783
‫بخش‌های مهیب و هولناک هم هست.

344
00:22:49,159 --> 00:22:50,952
‫می‌دونی از اون...

345
00:22:50,952 --> 00:22:53,080
‫از اون شبی که اومدم این‌جا...

346
00:22:54,873 --> 00:22:58,001
‫انگار یه سوالی هست که
‫دائم از خودم می‌پرسم.

347
00:23:03,840 --> 00:23:06,551
‫هغتاد و سه تا کتاب.

348
00:23:08,053 --> 00:23:09,971
‫نکنه ما...

349
00:23:10,806 --> 00:23:13,058
‫ما یعنی اهالی این شهر...

350
00:23:14,643 --> 00:23:17,604
‫توی کتابی زندگی می‌کنیم
‫که داستانش هنوز نوشته نشده؟

351
00:23:19,398 --> 00:23:22,275
‫نکنه ما کتاب شماره هفتاد و چهار باشیم؟

352
00:23:24,861 --> 00:23:26,238
‫سارا...

353
00:23:26,238 --> 00:23:30,158
‫نکنه ما انتخاب شدیم؟

354
00:23:31,743 --> 00:23:33,370
‫برای چی؟

355
00:23:36,289 --> 00:23:38,417
‫نمی‌دونم.

356
00:23:41,920 --> 00:23:46,091
‫برای همین می‌خوام درمورد
‫این صداهای توی سرت بهم بگی.

357
00:23:50,137 --> 00:23:51,805
‫خواهش می‌کنم.

358
00:23:59,229 --> 00:24:01,523
‫بابا کِی میاد خونه؟

359
00:24:03,442 --> 00:24:05,026
‫زود میاد عزیزم.

360
00:24:05,026 --> 00:24:06,862
‫فکر نکنم بیشتر از این طول بکشه.

361
00:24:09,906 --> 00:24:11,199
‫چی شده؟

362
00:24:12,534 --> 00:24:14,995
‫هیچی، دارم این...

363
00:24:15,912 --> 00:24:19,207
‫دارم این گنجینه گم‌شده رو تحسین می‌کنم.

364
00:24:19,458 --> 00:24:21,334
‫خیلی قشنگه.

365
00:24:22,210 --> 00:24:23,753
‫آره.

366
00:24:26,381 --> 00:24:29,259
‫چرا اون چراغه هی خاموش روشن می‌شه؟

367
00:24:33,305 --> 00:24:35,015
‫نمی‌دونم.

368
00:24:36,516 --> 00:24:39,019
‫می‌خوای دو نفری بریم
‫ماجراجویی کنیم؟

369
00:24:39,019 --> 00:24:40,687
‫چه ماجراجویی‌ای؟

370
00:24:40,687 --> 00:24:42,439
‫مثلا بریم...

371
00:24:42,439 --> 00:24:44,900
‫دنبال گنج بگردیم.

372
00:24:45,108 --> 00:24:47,068
‫- واقعا؟
‫- اوهوم.

373
00:24:47,235 --> 00:24:49,029
‫اسم بازی هم می‌ذاریم؛

374
00:24:49,029 --> 00:24:51,323
‫«منشاء این نور از کجاست؟»

375
00:24:52,616 --> 00:24:53,742
‫قشنگه؟

376
00:24:53,783 --> 00:24:55,619
‫- آره.
‫- پس بریم دیگه.

377
00:24:56,578 --> 00:24:59,414
‫یه سری ابزار هم می‌خواییم، نه؟

378
00:24:59,414 --> 00:25:00,624
‫اوهوم.

379
00:25:00,624 --> 00:25:03,376
‫عه، این از ابزار تو.

380
00:25:03,793 --> 00:25:06,379
‫بذار ببینم این‌جا...

381
00:25:07,714 --> 00:25:09,466
‫اینم ابزار خودم.

382
00:25:10,133 --> 00:25:11,760
‫خیلی‌خب.

383
00:25:15,138 --> 00:25:16,515
‫این رو ببریم کنار.

384
00:25:16,765 --> 00:25:20,018
‫بیا عزیزم. کمکم کن
‫این رو هل بدم.

385
00:25:22,812 --> 00:25:24,856
‫خیلی‌خب دیگه.

386
00:25:24,981 --> 00:25:27,859
‫خب، ابزارت رو بردار.

387
00:25:27,859 --> 00:25:30,028
‫منم مال خودم رو بردارم. حاضری؟

388
00:25:31,404 --> 00:25:32,989
‫مامان!

389
00:25:35,283 --> 00:25:36,910
‫دست مریزاد.

390
00:25:43,542 --> 00:25:45,293
‫اینم از این.

391
00:25:52,300 --> 00:25:54,803
‫می‌گم یه جایی گیر کرده.
‫می‌تونی ببینی کجاست؟

392
00:25:54,803 --> 00:25:56,638
‫عه، نه راستش. نمی‌دونم کجاست.

393
00:25:56,638 --> 00:25:59,808
‫خب سیم رو تکون بده،
‫ببین آزاد می‌شه یا نه.

394
00:26:02,686 --> 00:26:04,271
‫همینه، درست شد.

395
00:26:04,312 --> 00:26:05,605
‫- حله؟
‫- آره.

396
00:26:13,113 --> 00:26:14,447
‫خیلی‌خب.

397
00:26:14,781 --> 00:26:17,284
‫خب. اوضاع چطوره؟

398
00:26:17,284 --> 00:26:19,202
‫خوبه.

399
00:26:23,623 --> 00:26:25,375
‫وای خدا.

400
00:26:51,943 --> 00:26:54,029
‫نه، نه، نه! نه!

401
00:27:14,049 --> 00:27:16,009
‫نه، نه، نه! نه!

402
00:27:20,472 --> 00:27:21,973
‫نه، نه!

403
00:27:23,058 --> 00:27:26,186
‫آهای. آهای.

404
00:27:27,145 --> 00:27:28,980
‫جید چی شد...

405
00:27:29,272 --> 00:27:32,150
‫جید، من این‌جام. منم.

406
00:27:32,150 --> 00:27:35,111
‫ببین، اونی که دیدی واقعی نبود، خب؟

407
00:27:35,153 --> 00:27:37,238
‫هیچی این‌جا نیست.

408
00:27:38,406 --> 00:27:39,574
‫جید، بلند شو ببینم.

409
00:27:39,574 --> 00:27:41,242
‫بلند شو، زودباش.

410
00:27:41,451 --> 00:27:43,328
‫حالت خوبه؟ ها؟

411
00:27:43,328 --> 00:27:44,788
‫دستت رو بکش بابا!

412
00:27:44,788 --> 00:27:46,289
‫مگه چی دیدی؟

413
00:27:46,748 --> 00:27:48,583
‫می‌شه ولم کنی؟

414
00:27:53,755 --> 00:27:55,965
‫گفتن می‌خوان کمکمون کنن.

415
00:27:56,424 --> 00:27:58,593
‫که خیلی وقته این‌جا هستن...

416
00:27:59,469 --> 00:28:00,595
‫که منتظر بودن...

417
00:28:00,595 --> 00:28:03,390
‫یه نفر از راه برسه
‫که حرفشون رو گوش بده،

418
00:28:04,099 --> 00:28:05,517
‫یه نفر برسه که کمکشون کنه.

419
00:28:05,517 --> 00:28:06,685
‫توی چی کمکشون کنه؟

420
00:28:06,685 --> 00:28:08,687
‫کمک کنه فرار کنن.

421
00:28:09,020 --> 00:28:11,064
‫که برن خونه.

422
00:28:11,856 --> 00:28:14,150
‫گفتن اون‌ها هم مثل ما گیر افتادن.

423
00:28:14,150 --> 00:28:17,737
‫ولی چرا؟ چرا حرفشون رو باور کردی؟

424
00:28:18,863 --> 00:28:22,659
‫چون که... یه چیزهایی بهم می‌گفتن.

425
00:28:22,659 --> 00:28:25,203
‫چیزهایی که امکان نداشت بدونن.

426
00:28:25,995 --> 00:28:28,707
‫درمورد اون دو تا ماشین بهم گفته بودن.

427
00:28:29,374 --> 00:28:33,044
‫که اگه برم اطراف جاده می‌تونم
‫ببینم که دارن میان.

428
00:28:34,087 --> 00:28:36,464
‫گفتن قبلا هم همچین اتفاقی افتاده،

429
00:28:37,340 --> 00:28:40,135
‫که دو تا ماشین توی همچین روزی اومدن،

430
00:28:40,635 --> 00:28:42,637
‫و همه افتادن مُردن.

431
00:28:43,555 --> 00:28:46,099
‫گفتن به خاطر اون‌هاییه که
‫سوار اون ماشین‌ها بودن، ولی...

432
00:28:49,686 --> 00:28:51,646
‫گفتن اگه حرف گوش کن باشم،

433
00:28:52,814 --> 00:28:57,318
‫دیگه چیزی تهدیدمون نمی‌کنه،
‫که بعدش می‌تونیم بریم خونه.

434
00:28:58,236 --> 00:29:00,488
‫خیلی‌خب، ولی چطوری؟

435
00:29:01,030 --> 00:29:05,201
‫چطوری قراره بریم خونه؟

436
00:29:09,622 --> 00:29:12,041
‫- نمی‌دونم.
‫- خیلی‌خب.

437
00:29:12,041 --> 00:29:14,127
‫هنوز هم فکر می‌کنی...

438
00:29:14,169 --> 00:29:16,254
‫داشتن راستش رو می‌گفتن؟

439
00:29:16,254 --> 00:29:18,256
‫قول دادن که...

440
00:29:18,298 --> 00:29:21,176
‫حال ناتان خوب می‌شه.

441
00:29:22,469 --> 00:29:25,930
‫بهم قول داده بودن،
‫ولی الآن ناتان دیگه...

442
00:29:28,391 --> 00:29:29,517
‫سارا.

443
00:29:29,517 --> 00:29:31,311
‫سارا گوش کن چی می‌گم.
‫منو ببین.

444
00:29:31,311 --> 00:29:33,354
‫گوش کن چی می‌گم سارا.

445
00:29:33,688 --> 00:29:35,774
‫اگه این صداها واقعی بودن،

446
00:29:36,232 --> 00:29:38,109
‫اگه یه چیزی داره باهات
‫ارتباط می‌گیره،

447
00:29:38,109 --> 00:29:39,569
‫یعنی تو بیشتر از هرکسی...

448
00:29:39,569 --> 00:29:41,321
‫با این شهر ارتباط داری،

449
00:29:41,321 --> 00:29:44,032
‫که یعنی تو خیلی آدم مهمی هستی.

450
00:29:44,032 --> 00:29:45,408
‫متوجه‌ای چی می‌گم؟

451
00:29:45,700 --> 00:29:47,660
‫ولی باید مدرک جمع کنیم.

452
00:29:48,119 --> 00:29:50,038
‫باید بتونیم بریم پیش کلانتر بوید...

453
00:29:50,038 --> 00:29:53,333
‫تو هم با اطمینان کامل بهش بگی...

454
00:29:53,333 --> 00:29:54,542
‫بگم که دیوونه نشدم.

455
00:29:54,542 --> 00:29:57,545
‫نه، بهش می‌گی این صداها
‫هیچ ربطی به...

456
00:29:57,545 --> 00:29:59,339
‫مشکلات روانی ندارن.

457
00:29:59,881 --> 00:30:02,091
‫سارا، ازت می‌خوام...

458
00:30:02,091 --> 00:30:03,092
‫آخ!

459
00:30:03,343 --> 00:30:04,469
‫- سارا؟
‫- آخ.

460
00:30:04,469 --> 00:30:05,845
‫- چی شد؟
‫- نه!

461
00:30:05,845 --> 00:30:07,931
‫چی شد؟

462
00:30:08,681 --> 00:30:10,517
‫- سارا.
‫- نه! نه!

463
00:30:10,517 --> 00:30:12,560
‫- چیه؟
‫- نه، نه، نه!

464
00:30:12,560 --> 00:30:15,563
‫- چی شد؟
‫- توروخدا! نه، نه!

465
00:30:15,814 --> 00:30:17,315
‫- سارا چت شد؟
‫- نه!

466
00:30:17,315 --> 00:30:20,652
‫- چیه؟
‫- من... من...

467
00:30:20,985 --> 00:30:23,863
‫- چی می‌خوای؟
‫- کاغذ می‌خوام.

468
00:30:23,988 --> 00:30:25,490
‫کاغذ؟

469
00:30:28,660 --> 00:30:31,162
‫ازم می‌خوان یه چیزی نشونت بدم.

470
00:31:09,200 --> 00:31:12,161
‫الو؟ کسی صدام رو داره؟

471
00:31:16,291 --> 00:31:17,876
‫الو؟

472
00:31:20,795 --> 00:31:22,046
‫کسی می‌شنوه؟

473
00:31:41,900 --> 00:31:43,776
‫من نگفتم چایی می‌خوام!

474
00:31:49,908 --> 00:31:52,076
‫خبر داری نمی‌فهمم چی می‌گی دیگه؟

475
00:31:55,663 --> 00:31:56,998
‫باشه پس.

476
00:32:05,089 --> 00:32:06,549
‫خوشمزه‌ست.

477
00:32:07,258 --> 00:32:08,801
‫مرسی.

478
00:32:15,099 --> 00:32:17,936
‫دائم این رو می‌بینم.
‫دائم...

479
00:32:19,103 --> 00:32:21,856
‫همه‌اش واسه خودم...

480
00:32:25,026 --> 00:32:27,403
‫عه، کجا می‌ری؟

481
00:32:31,240 --> 00:32:32,700
‫آهای؟

482
00:32:33,785 --> 00:32:34,911
‫کجا رفتی؟

483
00:32:48,800 --> 00:32:50,802
‫این‌ها همه‌شون...

484
00:32:50,802 --> 00:32:53,054
‫عجب. وایستا بیام! وایستا.

485
00:32:53,262 --> 00:32:54,847
‫برو عقب تیان. خودم دارمش.

486
00:33:00,478 --> 00:33:02,271
‫حالا...

487
00:33:02,271 --> 00:33:04,065
‫حالا دنبال چی هستیم؟

488
00:33:08,403 --> 00:33:10,571
‫این چیه دیگه؟ سالنامه دبیرستانه؟

489
00:33:10,571 --> 00:33:14,117
‫سال 1972؟ چند نفر بودن؟

490
00:33:17,286 --> 00:33:18,830
‫خیلی‌خب.

491
00:33:19,539 --> 00:33:22,500
‫حالا می‌خوای بگی اومدیم دنبال چی؟

492
00:33:22,500 --> 00:33:24,377
‫هیس.

493
00:33:27,255 --> 00:33:28,631
‫این چیه؟

494
00:33:33,052 --> 00:33:34,178
‫هوم؟

495
00:33:52,196 --> 00:33:52,905
اوه

496
00:34:09,213 --> 00:34:10,590
‫توروخدا...

497
00:34:11,090 --> 00:34:12,967
‫نمی‌تونم...

498
00:34:33,154 --> 00:34:34,906
‫نمی‌...

499
00:34:35,656 --> 00:34:37,283
‫این اصلا چیه؟

500
00:34:37,408 --> 00:34:38,785
‫اون‌ها گفتن...

501
00:34:40,578 --> 00:34:45,124
‫گفتن روزی که اومدی این‌جا
‫تو رو زیر نظر داشتن.

502
00:34:46,084 --> 00:34:48,544
‫گفتن موقعی که داشتی
‫کیسه رو دفن می‌کردی دیدنت.

503
00:34:48,544 --> 00:34:51,631
‫اینم مدرکیه که ثابت کنن واقعی هستن.

504
00:34:56,344 --> 00:34:58,471
‫می‌دونی این یعنی چی؟

505
00:35:16,030 --> 00:35:17,031
‫عه!

506
00:35:22,411 --> 00:35:24,372
‫آها! یافتم.

507
00:35:27,917 --> 00:35:29,335
‫ایول.

508
00:35:29,669 --> 00:35:32,922
‫یافتم. همینه.

509
00:35:35,424 --> 00:35:36,425
‫سلام.

510
00:35:41,764 --> 00:35:42,765
‫سلام خانم‌ها.

511
00:35:53,568 --> 00:35:54,610
‫بیا تو.

512
00:35:55,945 --> 00:35:56,988
‫سلام.

513
00:36:02,952 --> 00:36:06,956
‫داشتم خرت و پرت‌های توی
‫دفتر رو می‌گشتم،

514
00:36:06,956 --> 00:36:10,543
‫بعد یهو فهمیدم خیلی وقته
‫یه دل سیر بازی نکردم.

515
00:36:11,085 --> 00:36:12,545
‫بیا با هم بریم.

516
00:36:12,545 --> 00:36:14,964
‫یه دست با منِ پیری بازی کن.

517
00:36:15,006 --> 00:36:16,799
‫نمی‌خوام.

518
00:36:20,178 --> 00:36:22,305
‫می‌گم، تا حالا بهت گفته بودم...

519
00:36:22,847 --> 00:36:24,974
‫وقتی دانشکده بودم،
‫جایگاه اول بازی می‌کردم؟

520
00:36:25,349 --> 00:36:26,684
‫نه.

521
00:36:26,684 --> 00:36:28,227
‫آره بابا، کارم هم خیلی درست بود.

522
00:36:28,686 --> 00:36:30,813
‫باشگاه‌های دیگه افتاده بودن دنبالم.

523
00:36:31,731 --> 00:36:33,774
‫تو 18 سالگی با خودم می‌گفتم؛

524
00:36:33,774 --> 00:36:36,152
‫"پسر، چه آینده‌ای در انتظارمه"

525
00:36:37,153 --> 00:36:39,155
‫"قراره بشم بیلی مک‌کاوی جدید بیس‌بال."

526
00:36:40,740 --> 00:36:42,533
‫بعدش چی شد؟

527
00:36:44,160 --> 00:36:47,288
‫عه... می‌دونی دیگه،

528
00:36:48,706 --> 00:36:50,458
‫روزگار باهام سازگار نبود.

529
00:36:53,878 --> 00:36:56,505
‫روزگار همیشه برنامه آدم رو عوض می‌کنه.

530
00:37:04,972 --> 00:37:06,265
‫کِنی من مریضم.

531
00:37:10,394 --> 00:37:11,812
‫یعنی چی...؟

532
00:37:12,480 --> 00:37:14,649
‫به کریستی هم گفتی؟

533
00:37:14,649 --> 00:37:16,484
‫منظورم اون‌جور مریضی نیست.

534
00:37:17,735 --> 00:37:19,904
‫پدرم هم وقتی تو سن من بود...

535
00:37:19,904 --> 00:37:21,864
‫دچار پارکینسون شد.

536
00:37:21,864 --> 00:37:24,200
‫هرچند بیماری ارثی نیست.

537
00:37:24,200 --> 00:37:25,868
‫همه دکترها دائم می‌گفتن...

538
00:37:25,868 --> 00:37:28,788
‫که موارد ارثی خیلی نادره.

539
00:37:28,788 --> 00:37:31,332
‫گمونم جای اشتباهی جزو
‫موارد نادر بودم.

540
00:37:32,166 --> 00:37:35,836
‫ولی آخه از کجا می‌دونی که...
‫اصلا از کجا مطمئنی؟

541
00:37:35,836 --> 00:37:37,880
‫آخه ممکنه چیزهای دیگه هم باشه، نه؟

542
00:37:37,880 --> 00:37:39,173
‫همینه که هست.

543
00:37:40,925 --> 00:37:42,802
‫گوش کن...

544
00:37:44,262 --> 00:37:47,014
‫من که دیگه آب از سرم گذشته.

545
00:37:48,641 --> 00:37:51,352
‫درنهایت به جایی می‌رسه
‫که دیگه نمی‌تونم...

546
00:37:51,394 --> 00:37:56,357
‫که دیگه نمی‌تونم از مردم
‫این شهر محافظت کنم.

547
00:37:56,816 --> 00:38:00,945
‫پس تا وقتی سالمم،
‫باید یه راه فرار پیدا کنم.

548
00:38:01,195 --> 00:38:02,780
‫متوجه‌ای چی می‌گم؟

549
00:38:03,197 --> 00:38:05,574
‫به این دلیل خیالم راحته...

550
00:38:05,574 --> 00:38:08,703
‫چون می‌دونم وقتی من نباشم،
‫مردم این شهر...

551
00:38:08,703 --> 00:38:10,246
‫پشتشون به آدم درستی گرمه.

552
00:38:12,456 --> 00:38:13,916
‫کلی آدم توی این شهر هست...

553
00:38:13,916 --> 00:38:18,004
‫که به‌خاطر تو الآن زنده‌ان.

554
00:38:18,879 --> 00:38:21,841
‫می‌دونم خود بابات نیست
‫که از دهن خودش بشنوی،

555
00:38:21,841 --> 00:38:23,759
‫ولی حاضرم قسم بخورم...

556
00:38:24,593 --> 00:38:26,887
‫که بدجوری بهت افتخار می‌کنه.

557
00:38:27,847 --> 00:38:29,682
‫منم بهت افتخار می‌کنم.

558
00:38:30,766 --> 00:38:33,102
‫ولی اگه الآن برگردی بگی...

559
00:38:33,352 --> 00:38:35,646
‫که هنوز واسش آمادگی نداری،

560
00:38:35,980 --> 00:38:38,190
‫که زمان بیشتری می‌خوای،

561
00:38:40,234 --> 00:38:42,445
‫منم هیچ‌جا نمی‌رم.

562
00:38:43,029 --> 00:38:44,572
‫خب؟

563
00:39:00,963 --> 00:39:03,132
‫حالا میای بازی یا نه؟

564
00:39:05,134 --> 00:39:06,969
‫معلومه که میام.

565
00:39:10,222 --> 00:39:13,184
‫سلام. کسی خونه نیست؟

566
00:39:14,477 --> 00:39:16,937
‫این رادیوئه ممکنه واقعا یه کارهایی بکنه.

567
00:39:17,146 --> 00:39:19,774
‫ولی باید ببریمش بالاتر،
‫ولی احتمالش هست...

568
00:39:23,361 --> 00:39:24,612
‫یعنی چی؟

569
00:39:28,657 --> 00:39:29,825
‫سلام بابا.

570
00:39:29,825 --> 00:39:30,993
‫سلام آقا کوچولو.

571
00:39:31,077 --> 00:39:32,203
‫چی کار می‌کنین؟

572
00:39:32,203 --> 00:39:33,996
‫داریم ماجراجویی می‌کنیم.

573
00:39:33,996 --> 00:39:35,122
‫زمین کلی خاکی شده،

574
00:39:35,122 --> 00:39:37,249
‫واسه همین مامان گفت
‫جمعشون کنم بریزم بیرون.

575
00:39:37,291 --> 00:39:39,335
‫آها. حالا خود مامان کجاست؟

576
00:39:39,335 --> 00:39:41,128
‫رفته زیرزمین.

577
00:40:03,484 --> 00:40:04,860
‫تابیتا؟

578
00:40:05,111 --> 00:40:08,406
‫سلام. اوضاع چطور بود؟

579
00:40:08,948 --> 00:40:10,074
‫خوب بود.

580
00:40:10,074 --> 00:40:11,242
‫جدی؟

581
00:40:11,784 --> 00:40:13,452
‫چی کار می‌کنی؟

582
00:40:13,452 --> 00:40:15,246
‫خودت امروز برگشتی گفتی،

583
00:40:15,246 --> 00:40:18,582
‫از یه جایی تأمین می‌شه دیگه؟
‫برق شهر رو می‌گم.

584
00:40:18,958 --> 00:40:21,877
‫سیم برقی که در کار نیست،
‫تمام سیم‌ها و...

585
00:40:21,877 --> 00:40:23,504
‫سیم‌کشی‌ها همه‌شون...

586
00:40:23,504 --> 00:40:26,340
‫این زیره، تو دل زمینه.

587
00:40:26,382 --> 00:40:27,883
‫خیلی عجیبه.

588
00:40:30,594 --> 00:40:32,805
‫خیلی‌خب. می‌شه یه لحظه...

589
00:40:32,805 --> 00:40:34,598
‫دیگه بیل نزنی؟

590
00:40:35,474 --> 00:40:36,475
‫آره.

591
00:40:39,353 --> 00:40:40,604
‫این کارت یعنی چی؟

592
00:40:41,397 --> 00:40:42,398
‫خیلی‌خب.

593
00:40:43,399 --> 00:40:45,609
‫اون دست‌بندی که واست
‫درست کردم رو یادته؟

594
00:40:45,609 --> 00:40:46,235
‫چی‌چی؟

595
00:40:46,235 --> 00:40:49,321
‫دست‌بندی که بعد چند تا
‫قرار اولمون واست درست کردم،

596
00:40:49,321 --> 00:40:51,157
‫که از بند چکمه‌های بابات بود.

597
00:40:51,198 --> 00:40:52,867
‫آره معلومه که یادمه.

598
00:40:52,867 --> 00:40:53,951
‫خب. یادته که...

599
00:40:53,993 --> 00:40:56,745
‫وقتی جولی به دنیا اومد،
‫توی بیمارستان گمش کردی؟

600
00:40:56,787 --> 00:40:58,330
‫خب.

601
00:40:59,290 --> 00:41:01,709
‫برگرد یه نگاه بنداز.
‫ببین چی اون‌جاست.

602
00:41:15,181 --> 00:41:16,932
‫خب من که گیج‌تر شدم.

603
00:41:17,808 --> 00:41:19,059
‫یعنی یه دست‌بندی پیدا کردی...

604
00:41:19,059 --> 00:41:20,060
‫شبیه اونی که وقتی...

605
00:41:20,060 --> 00:41:21,562
‫نه، نه، نه، نه. شبیه‌اش نیست.

606
00:41:21,604 --> 00:41:23,856
‫این همون دست‌بنده.
‫اون‌ها هم بند...

607
00:41:23,856 --> 00:41:24,857
‫چکمه‌های باباته!

608
00:41:24,857 --> 00:41:27,234
‫نه، بند چکمه‌هاش چرمی بود...

609
00:41:27,234 --> 00:41:29,320
‫عین تمام چکمه‌های دیگه.

610
00:41:29,320 --> 00:41:32,114
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫ببین. این‌جا رو ببین.

611
00:41:32,740 --> 00:41:34,408
‫- این‌جا رو ببین.
‫- چیه؟

612
00:41:34,408 --> 00:41:37,745
‫این‌جا رو اشتباهی خراب کردم.
‫خودم درستش بودم.

613
00:41:38,120 --> 00:41:40,706
‫خیلی بابتش هم شرمنده بودم،
‫ولی وقتی دادمش بهت...

614
00:41:40,706 --> 00:41:42,666
‫- تو گفتی «خرابی‌هاش...»
‫- «خرابی‌هاش قشنگ‌ترین بخشش هستن»

615
00:41:42,666 --> 00:41:44,418
‫آره. حالا چرا اینو گفتی؟

616
00:41:44,418 --> 00:41:46,754
‫«چون باعث می‌شه توی دنیا تک باشه.»

617
00:41:46,754 --> 00:41:48,214
‫دقیقا.

618
00:41:52,676 --> 00:41:54,512
‫اصلا امکان نداره.

619
00:41:54,553 --> 00:41:57,598
‫جیم، تمام اتفاقاتی که توی
‫این شهر میفته غیرممکنه.

620
00:41:58,140 --> 00:41:59,558
‫که اصلا با عقل جور در نمیان.

621
00:41:59,558 --> 00:42:01,685
‫حتی سیم‌کشی این‌جا هم
‫با عقل جور در نمیاد.

622
00:42:02,311 --> 00:42:04,647
‫شاید نتونیم بفهمیم این
‫از کجا اومده پیشمون،

623
00:42:04,688 --> 00:42:08,150
‫ولی می‌تونیم بفهمیم
‫این ته این سیم‌کشی کجاست.

624
00:42:10,861 --> 00:42:12,404
‫بیل رو بده خودم.

625
00:43:09,253 --> 00:43:10,879
‫[شکلات شیری «کازمو»]

626
00:43:23,350 --> 00:43:24,602
‫دستکش خودت کو؟

627
00:43:24,643 --> 00:43:26,478
‫بازیکن جایگاه اولم.
‫دستکش لازم ندارم.

628
00:43:27,730 --> 00:43:29,648
‫مطمئنی؟ خیلی محکم پرت می‌کنم‌ها.

629
00:43:29,648 --> 00:43:31,400
‫پرت کن ببینم بابا.

630
00:43:31,400 --> 00:43:32,985
‫پشیمون می‌شی‌ها.

631
00:43:32,985 --> 00:43:35,112
‫دیگه کُری خوندن بسه، بنداز...

632
00:43:35,112 --> 00:43:36,447
‫بگیر که اومد.

633
00:43:41,368 --> 00:43:43,287
‫من می‌رم یه...

634
00:43:43,287 --> 00:43:46,582
‫یه چوب بیس‌بال درست کنم.

635
00:43:47,374 --> 00:43:50,336
‫که وقتی برگشتی بتونیم
‫درست حسابی بازی کنیم.

636
00:43:50,794 --> 00:43:52,921
‫وقتی برگشتم؟

637
00:43:53,964 --> 00:43:56,175
‫آره، وقتی برگشتی.

638
00:44:07,770 --> 00:44:09,313
‫همینه.

639
00:44:59,822 --> 00:45:02,282
‫خیلی گل‌های قشنگی‌ان.

640
00:45:04,118 --> 00:45:05,994
‫خیلی خوشحالم دوستشون داری.

641
00:45:07,663 --> 00:45:09,957
‫کِی می‌تونم بیام داخل؟
