﻿1
00:00:00,875 --> 00:00:02,168
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,293 --> 00:00:04,170
‫اگه این صداها واقعی بودن،

3
00:00:04,295 --> 00:00:06,131
‫اگه یه چیزی داره باهات
‫ارتباط برقرار می‌کنه،

4
00:00:06,256 --> 00:00:07,841
‫یعنی تو بیشتر از هرکسی...

5
00:00:07,966 --> 00:00:09,342
‫با این شهر ارتباط داری.

6
00:00:09,467 --> 00:00:10,301
‫ولی باید مدرک جمع کنیم.

7
00:00:10,427 --> 00:00:11,803
‫اصلا این چیه؟

8
00:00:11,970 --> 00:00:14,097
‫گفتن موقعی که داشتی
‫ساکه رو دفن می‌کردی، دیدنت...

9
00:00:14,222 --> 00:00:16,725
‫و واقعی بودنشون از همین طریق اثبات می‌شه.

10
00:00:16,891 --> 00:00:18,309
‫می‌دونی چه معنایی پشتشه؟

11
00:00:18,435 --> 00:00:19,519
‫می‌شه بالشم رو پس بدی؟

12
00:00:19,644 --> 00:00:21,396
‫می‌خوای یه چرتی بزنم...

13
00:00:21,521 --> 00:00:23,481
‫و اگه با این بخوابم،
‫احساس امنیت بیشتری می‌کنم، متوجهی؟

14
00:00:23,606 --> 00:00:26,401
‫آره، کاملا درک می‌کنم.
‫باز هم عذر می‌خوام.

15
00:00:26,526 --> 00:00:29,446
‫راستش، می‌شه گفت بامزه است
‫که من هم لباسی همین شکلی دارم.

16
00:00:29,571 --> 00:00:31,489
‫می‌دونم بابا.
‫از تو چمدونت برداشتمش.

17
00:00:31,990 --> 00:00:34,409
‫از سیر تا پیاز طلاقتون خبر دارم
‫و می‌دونم قرار بود...

18
00:00:34,534 --> 00:00:35,785
‫آخرین سفر خوشمون رو تجربه کنیم...

19
00:00:35,952 --> 00:00:37,579
‫و بعدش بهمون بگین قراره طلاق بگیرین.

20
00:00:37,746 --> 00:00:40,999
‫توماس مرده!
‫دو تا بچه دیگه هم دارین‌ها!

21
00:00:41,124 --> 00:00:42,333
‫چرا به ما راضی نیستین؟

22
00:00:43,376 --> 00:00:44,419
‫اون چیه؟

23
00:00:44,586 --> 00:00:46,046
‫یه «درخت راه‌دور»ه.

24
00:00:46,171 --> 00:00:47,338
‫داشته باش.

25
00:00:48,548 --> 00:00:50,800
‫چطوری چنین کاری می‌کنه؟

26
00:00:50,925 --> 00:00:52,135
‫نمی‌دونم.
‫ولی اگه گفتی دیگه چیکار می‌کنه؟

27
00:00:52,260 --> 00:00:54,679
‫- چیکار می‌کنه؟
‫- آدم رو هم جابه‌جا می‌کنه.

28
00:00:54,804 --> 00:00:56,431
‫واقعا؟

29
00:00:56,556 --> 00:00:59,309
‫ولی مشکلش از این قراره
‫که آدم اصلا نمی‌دونه از کجا سر درمیاره.

30
00:00:59,434 --> 00:01:00,894
‫توش اصلا سیم نداره.

31
00:01:01,019 --> 00:01:02,228
‫چی؟

32
00:01:02,353 --> 00:01:05,065
‫روکش خالیه. حالا دوشاخه‌شون رو باش.

33
00:01:05,190 --> 00:01:08,109
‫داشته باش.
‫اصلا منطقی نیست.

34
00:01:11,196 --> 00:01:12,405
‫مامان!

35
00:01:12,530 --> 00:01:14,115
‫تمام اتفاقاتی
‫که تو این شهر می‌افته، غیرممکنه.

36
00:01:14,240 --> 00:01:16,659
‫ولی می‌تونیم بفهمیم
‫ته این سیم‌کشی‌ها به کجا ختم می‌شه.

37
00:01:23,625 --> 00:01:26,377
‫یه نماد عجیب و غریب
‫رو سقفش نقش بسته بود!

38
00:01:26,544 --> 00:01:28,671
‫حالا دنبال چی هستین؟ هوم؟

39
00:01:35,261 --> 00:01:37,305
‫فکر جنون‌آمیزی به سرم زده
‫که احتمالش هست واقعا عملی بشه...

40
00:01:37,430 --> 00:01:39,432
‫و اگه بشه،

41
00:01:39,557 --> 00:01:42,143
‫شاید بتونم راه‌حل برگردوندن این ملت
‫به خونه‌شون رو پیدا کنم.

42
00:01:44,479 --> 00:01:47,148
‫خیلی گل‌های قشنگی‌ان.

43
00:01:49,150 --> 00:01:51,444
‫خیلی خوشحالم دوستشون داری.

44
00:01:51,569 --> 00:01:54,155
‫کی می‌تونم بیام تو؟

45
00:02:06,793 --> 00:02:08,795
‫راستش، می‌شه گفت بی‌ادبی کرده بود.

46
00:02:08,920 --> 00:02:10,463
‫دقیقا.

47
00:02:10,588 --> 00:02:13,299
‫چی؟ اصلا قشنگ نبود.
‫امکان نداره.

48
00:02:20,014 --> 00:02:22,350
‫ای بابا، بیاین بزرگش نکنیم دیگه.

49
00:02:22,684 --> 00:02:25,019
‫- خیلی‌خب، یکیشون رو انتخاب کن.
‫- اِم، این یکی خوبه.

50
00:02:27,272 --> 00:02:29,440
‫چه بدونم، آخه به نظرم جشن گرفتن روزی...

51
00:02:29,566 --> 00:02:31,568
‫که آدم اینجا گیر افتاده
‫یه مقدار غیرعادیه.

52
00:02:31,734 --> 00:02:33,278
‫دیدگاهت درست نیست.

53
00:02:33,403 --> 00:02:35,321
‫بقا پیدا کردنمون رو جشن می‌گیریم.

54
00:02:36,739 --> 00:02:38,992
‫خیلی‌خب، دنبال چی می‌گردی؟

55
00:02:39,117 --> 00:02:41,744
‫دنبالش نمی‌گردم.
‫می‌دونم کجاست.

56
00:02:41,870 --> 00:02:44,831
‫آها! ایناهاش.

57
00:02:44,956 --> 00:02:46,457
‫ذخایر سریم اینجان.

58
00:02:49,252 --> 00:02:53,464
‫ترودی عاشق این پلیوره.

59
00:02:53,590 --> 00:02:55,508
‫تنها وسیله‌ام که نمی‌ذارم
‫دستش بهش برسه، همینه.

60
00:02:58,261 --> 00:02:59,721
‫چیه؟

61
00:02:59,846 --> 00:03:02,807
‫هیچی.
‫اِم...

62
00:03:02,932 --> 00:03:06,186
‫آخه... آدم با مشاهده رفتارت
‫حس می‌کنه شرایط اینجا عادیه.

63
00:03:06,311 --> 00:03:08,605
‫آدم خیلی خاصی هستی.

64
00:03:08,730 --> 00:03:10,940
‫مسخره‌بازی درنیار.
‫هر کسی خیلی خاصه.

65
00:03:11,065 --> 00:03:13,401
‫حتی ترودی هم خیلی خاصه.

66
00:03:13,526 --> 00:03:15,778
‫افراد خیلی خاص از همین حرف‌ها می‌زنن دیگه.

67
00:03:20,950 --> 00:03:23,036
‫عزیزان دلم رو پیدا کردم.

68
00:03:23,161 --> 00:03:24,829
‫اِم، پایه‌این قبل از مهمونی
‫سرمون رو گرم کنیم؟

69
00:03:24,954 --> 00:03:26,915
‫عزیز دلم، مهمونی که هنوز شروع نشده.

70
00:03:27,040 --> 00:03:30,668
‫خودم می‌دونم! خودم می‌دونم!
‫واسه همین گفتم قبل از مهمونی دیگه.

71
00:03:32,003 --> 00:03:32,879
‫چیه؟

72
00:03:34,881 --> 00:03:36,049
‫هیچی.

73
00:03:36,174 --> 00:03:38,801
‫فقط... زیاده‌روی نکن، خب؟

74
00:03:38,927 --> 00:03:40,094
‫آره بابا، بلدم.
‫خودم بلدم. بلدم.

75
00:03:41,888 --> 00:03:42,972
‫اِم، جولی؟

76
00:03:43,097 --> 00:03:44,974
‫تو چی؟

77
00:03:45,099 --> 00:03:47,894
‫اِم... نمی‌خواد، مرسی.

78
00:03:48,019 --> 00:03:49,812
‫خیلی‌خب.

79
00:03:49,938 --> 00:03:52,857
‫خیلی‌خب، باشه پس.
‫خیلی بی‌حالین.

80
00:03:52,982 --> 00:03:55,610
‫ویکتور؟
‫ویکتور، کجایی پسر؟

81
00:03:55,735 --> 00:03:57,195
‫بریم مهمونی رو شروع کنیم!

82
00:03:57,320 --> 00:03:59,113
‫حالش خوبه؟

83
00:04:00,156 --> 00:04:03,368
‫این‌جور شب‌ها یه کم بهش سخت می‌گذره.

84
00:04:03,534 --> 00:04:05,328
‫همون‌قدر که زنده موندن
‫یه عده رو گرامی می‌داریم،

85
00:04:05,495 --> 00:04:07,830
‫به یاد از دست رفتگانمون هم می‌افتیم.

86
00:04:11,125 --> 00:04:13,836
‫بیا، بهتره این رو بپوشی.
‫خیلی ناز می‌شی.

87
00:04:22,053 --> 00:04:23,304
‫خیلی‌خب، اذیتم نکن دیگه پسر.

88
00:04:23,471 --> 00:04:25,890
‫تو یه نفر که دیگه امروز
‫باید تا خرتناق نوشیدنی بخوری

89
00:04:26,015 --> 00:04:27,100
‫چند ساله که اینجایی؟

90
00:04:27,225 --> 00:04:28,935
‫خواهشا بذار به حال خودم باشم.

91
00:04:29,060 --> 00:04:30,979
‫- عجب...
‫- الیس!

92
00:04:35,650 --> 00:04:37,652
‫دانا، دیگه هلو نداریم.

93
00:04:37,777 --> 00:04:40,571
‫می‌دونم. اِم...

94
00:04:40,697 --> 00:04:42,699
‫تموم کردیم.

95
00:04:42,824 --> 00:04:44,867
‫تموم شده؟

96
00:04:44,993 --> 00:04:46,619
‫خیال می‌کردم چند قوطی دیگه
‫تو زیرزمین جاساز کردم،

97
00:04:46,744 --> 00:04:48,663
‫ولی...

98
00:04:48,788 --> 00:04:51,708
‫چند وقته یه سری چیز دیگه برات کنار گذاشتم.

99
00:04:51,833 --> 00:04:53,668
‫یه مقدار سالاد میوه هست.
‫توت خرس هم هست...

100
00:04:53,793 --> 00:04:56,004
‫هلو تموم کردیم.

101
00:04:56,129 --> 00:04:57,964
‫تنها چیزی که طی این همه سال...

102
00:04:58,089 --> 00:04:59,841
‫همیشه داشتیم، هلو بود،

103
00:04:59,966 --> 00:05:02,677
‫ولی الان دیگه تموم شده.

104
00:05:02,802 --> 00:05:04,804
‫شرمنده‌ام ویکتور.

105
00:05:04,929 --> 00:05:06,723
‫باشه.

106
00:05:16,524 --> 00:05:19,527
منشاء
فصل اول - قسمت هفتم

107
00:05:19,527 --> 00:05:22,530
«کل اتفاقات نیک...»

108
00:05:23,031 --> 00:05:25,491
‫کوین، بیا دیگه!
‫الان هوا تاریک می‌شه‌ها.

109
00:05:25,616 --> 00:05:26,659
‫اومدم.

110
00:07:56,517 --> 00:07:58,019
‫«از قیافه دوستان حیرت‌آور جدیدی...»

111
00:07:58,144 --> 00:08:00,980
‫«که پیدا کرده بود،
‫معلوم بود خیلی خوشحالن...»

112
00:08:01,105 --> 00:08:03,858
‫«و به جاهایی شگفت‌انگیز
‫و مملو از سحر و جادو سر زده بود.»

113
00:08:06,777 --> 00:08:08,988
‫«با این حال، کرومینوکل حس می‌کرد...»

114
00:08:09,113 --> 00:08:10,990
‫«هنوز هم وقایعی در راهه...»

115
00:08:11,115 --> 00:08:14,660
‫«و ماجراجوییش تو این دنیای جدید و غریب...»

116
00:08:14,785 --> 00:08:16,787
‫«تازه شروع شده.»

117
00:08:53,241 --> 00:08:54,992
‫جید؟

118
00:08:57,954 --> 00:08:59,830
‫من گفتم بیا تو؟

119
00:08:59,956 --> 00:09:01,874
‫مامانم می‌خواد کارهای شام رو ردیف کنیم.

120
00:09:01,999 --> 00:09:04,252
‫بیا ببینم.

121
00:09:04,418 --> 00:09:07,171
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- این دیگه چه کاریه پسر؟

122
00:09:07,296 --> 00:09:09,340
‫- داشتم می‌خوندمش‌ها!
‫- اینجا که دیگه کاغذ ندارین!

123
00:09:09,340 --> 00:09:11,133
‫این که دلیل نمی‌شه تو کتاب من نقاشی کنی.

124
00:09:13,010 --> 00:09:15,096
‫می‌خوای عین روان‌آزار جماعت...

125
00:09:15,263 --> 00:09:16,764
‫رو دیوار خونه‌تون بکشم؟!

126
00:09:29,026 --> 00:09:31,779
‫واسه چی اومدی اینجا؟

127
00:09:31,904 --> 00:09:34,949
‫اِم، به نظرم باید راجع به
‫یه سری مسائل صحبت کنیم.

128
00:09:36,033 --> 00:09:37,827
‫باید خصوصی صحبت کنیم.

129
00:09:37,952 --> 00:09:39,787
‫خیلی‌خب، صبح یه سر بیا.

130
00:09:39,912 --> 00:09:42,665
‫نه. به نظرم بهتره الان صحبت کنیم.

131
00:09:42,790 --> 00:09:44,542
‫مسئله مهمیه.

132
00:09:48,379 --> 00:09:50,590
‫پس لابد قراره شب مهمونم باشی دیگه.

133
00:09:52,800 --> 00:09:53,884
‫بفرما تو.

134
00:10:07,064 --> 00:10:08,983
‫ظاهرا عازم جایی هستی.

135
00:10:09,108 --> 00:10:13,863
‫آره. می‌خواستم یه سر بیام
‫و برات تعریف کنم.

136
00:10:13,988 --> 00:10:16,365
‫خب، خیال نمی‌کردم این‌قدر حرف داشته باشیم.

137
00:10:22,246 --> 00:10:25,041
‫داره هفت پادشاه رو خواب می‌بینه.

138
00:10:25,166 --> 00:10:27,001
‫خب، مطمئنم...

139
00:10:27,126 --> 00:10:29,003
‫امروز که مجبورش کردی
‫تا شب تو زیرزمین حفاری کنه،

140
00:10:29,128 --> 00:10:31,881
‫ده دوازده‌تا قانون
‫کودکان کار رو زیر پا گذاشتی.

141
00:10:32,006 --> 00:10:34,634
‫نه بابا، داشت حال می‌کرد.
‫صرفا می‌خواست کمک کنه.

142
00:10:38,554 --> 00:10:41,057
‫هر وقت جلوی چشمم نیست،
‫خیلی مضطرب می‌شم.

143
00:10:41,182 --> 00:10:43,851
‫آره.
‫آره، همچنین.

144
00:10:43,976 --> 00:10:48,022
‫ولی ببین، پنجره‌هامون رو که میخ‌کوب کردیم.

145
00:10:48,147 --> 00:10:51,067
‫درهامون رو هم قفل کردیم.

146
00:10:51,192 --> 00:10:52,985
‫اگه بخواد هم نمی‌تونه
‫اون موجودات رو راه بده.

147
00:10:53,110 --> 00:10:54,987
‫آره، آره.

148
00:10:57,490 --> 00:11:00,409
‫بعدش یاد جولی می‌افتم
‫که تو اون خونه ساکن شده.

149
00:11:00,534 --> 00:11:03,663
‫شاید دانا، مسئول اون خونه،
‫یه مقدار...

150
00:11:06,457 --> 00:11:08,668
‫ولی قطعا احمق نیست.

151
00:11:08,793 --> 00:11:09,585
‫آره.

152
00:11:11,045 --> 00:11:13,130
‫کارت چطور پیش می‌ره؟

153
00:11:13,255 --> 00:11:14,965
‫خب،

154
00:11:15,091 --> 00:11:16,926
‫اگه بتونم کلانتر رو قانع کنم...

155
00:11:17,051 --> 00:11:19,303
‫که بذاره کل مسالحشون رو به کار بگیرم،

156
00:11:19,470 --> 00:11:22,181
‫تک‌تک باتری‌هاشون رو خالی کنم...

157
00:11:22,306 --> 00:11:23,974
‫و دانا رو راضی کنم
‫بذاره رو ارتفاعات...

158
00:11:24,100 --> 00:11:25,810
‫کنار خانه اجتماعات بسازیمش،

159
00:11:25,935 --> 00:11:27,061
‫به احتمال زیاد همه...

160
00:11:27,186 --> 00:11:29,313
‫بعد از شکست خوردنم
‫ازم متنفر می‌شن.

161
00:11:29,438 --> 00:11:30,898
‫اذیت نکن دیگه،
‫از این حرف‌ها نزن.

162
00:11:31,023 --> 00:11:32,608
‫سیگنال دریافت کرده بودی دیگه.

163
00:11:32,733 --> 00:11:34,944
‫نه بابا.
‫خش‌خش دریافت کرده بودم.

164
00:11:35,069 --> 00:11:37,071
‫اصلا در حد سیگنال نبود.

165
00:11:37,196 --> 00:11:38,823
‫خب، از هیچی که بهتره.

166
00:11:40,241 --> 00:11:41,826
‫آره.

167
00:11:44,078 --> 00:11:45,705
‫تازه، نیمه پر لیوان رو ببین،

168
00:11:45,830 --> 00:11:47,540
‫حداقل می‌تونیم بعدش
‫بریم سراغ حفره زیرزمینمون.

169
00:11:47,665 --> 00:11:48,749
‫شاید هم افتادیم توش.

170
00:11:48,916 --> 00:11:51,377
‫شاید هم افتادیم توش.
‫من برمی‌گردم پایین.

171
00:11:53,587 --> 00:11:55,297
‫بهتره بریم تو کارش.

172
00:11:59,844 --> 00:11:59,885
‫خیلی‌خب.

173
00:12:00,010 --> 00:12:02,179
‫امشب اینجا جمع شدیم...

174
00:12:02,346 --> 00:12:05,683
‫که سالگرد خیلی خاصی رو گرامی بذاریم.

175
00:12:05,808 --> 00:12:07,059
‫احسنت.

176
00:12:07,184 --> 00:12:08,853
‫دقیقا یه سال پیش...

177
00:12:12,064 --> 00:12:14,692
‫فاطمه عزیز دلمون
‫وارد زندگیمون شد.

178
00:12:16,110 --> 00:12:17,737
‫یه سریتون از قبلش اینجا بودین،

179
00:12:17,862 --> 00:12:20,823
‫خیلی‌هاتون هم بعدش اومدین.

180
00:12:21,532 --> 00:12:25,035
‫ولی همگیتون باهاش آشنا شدین...

181
00:12:25,161 --> 00:12:26,829
‫و به خاطر مهربونیش،

182
00:12:26,954 --> 00:12:31,041
‫قدرتش و هوش بالاش...

183
00:12:31,167 --> 00:12:32,042
‫خیلی دوستش دارین.

184
00:12:32,168 --> 00:12:33,711
‫البته قطعا باغ بونیش هم بی‌تأثیر نبوده!

185
00:12:37,339 --> 00:12:39,925
‫قطعا استعداد باغبونیش
‫هم بی‌تأثیر نبوده.

186
00:12:41,510 --> 00:12:43,888
‫گلخانه‌مون قبلا این‌قدر خوشبو نبود.

187
00:12:46,182 --> 00:12:48,934
‫ولی... بی‌شوخی...

188
00:12:49,059 --> 00:12:52,313
‫حقیقت از این قراره...

189
00:12:52,480 --> 00:12:54,982
‫که تو باعث شدی
‫این چهاردیواری سرد و بی‌روح...

190
00:12:55,107 --> 00:12:56,192
‫یه کم بیشتر رنگ و روی خونه بگیره.

191
00:12:58,319 --> 00:13:01,030
‫سالگردت مبارک عزیز دلم.

192
00:13:02,239 --> 00:13:03,657
‫ممنون.

193
00:13:12,166 --> 00:13:13,959
‫خیلی خوشگله.

194
00:13:16,003 --> 00:13:18,047
‫امیدوارم جلوی کل خواب‌های بدت رو بگیره...

195
00:13:20,174 --> 00:13:22,843
‫و موجب بشه فقط خواب خوش ببینی.

196
00:13:24,887 --> 00:13:26,430
‫- بیا بغلم.
‫- ممنون.

197
00:13:28,224 --> 00:13:32,895
‫وای. خیلی خوش‌شانسیم که پیشمونی.

198
00:13:33,020 --> 00:13:34,772
‫خیلی خوش‌شانسیم که پیشـ...

199
00:13:35,648 --> 00:13:37,942
‫بروز احساسات دیگه بسه.

200
00:13:38,067 --> 00:13:40,694
‫خیلی‌خب بچه‌ها،
‫خودتون پروتکلمون رو از برین دیگه.

201
00:13:40,986 --> 00:13:43,280
‫خلاصه که چنین برنامه‌ای ریختم. آره دیگه.

202
00:13:43,405 --> 00:13:45,324
‫تا اینجا رو سرمون خراب نشده،

203
00:13:45,449 --> 00:13:48,577
‫یه بار برای همیشه
‫راه خروجش رو پیدا می‌کنم.

204
00:13:51,205 --> 00:13:52,748
‫نوبت توئه.

205
00:13:58,045 --> 00:14:00,965
‫روزی که اومده بودم اینجا،
‫این ساک رو دفن کرده بودم.

206
00:14:04,927 --> 00:14:06,512
‫بازش کن.

207
00:14:15,563 --> 00:14:17,231
‫مال خودته؟

208
00:14:19,900 --> 00:14:23,571
‫لباسه رو نمی‌گم.
‫خون خودته؟

209
00:14:23,696 --> 00:14:25,072
‫یه چیز دیگه هم تو ساکه هست.

210
00:14:30,035 --> 00:14:32,830
‫این دیگه... این دیگه چیه؟
‫این مسخره‌بازی‌ها دیگه چیه؟

211
00:14:36,584 --> 00:14:39,670
‫اصلا درست و حسابی نگفتیم
‫قبل از این که بیایم اینجا...

212
00:14:39,837 --> 00:14:43,340
‫چه‌جور آدمی بودیم.

213
00:14:52,850 --> 00:14:57,354
‫یکی از حضار کلیسام
‫پسر کم سن و سالی بود.

214
00:14:57,479 --> 00:15:01,650
‫پسر ساکت و حساسی بود.

215
00:15:03,569 --> 00:15:05,529
‫مادرش که می‌ذاشت یه دلار...

216
00:15:05,654 --> 00:15:07,531
‫تو بشقاب کمک‌هزینه‌هامون بذاره،
‫خیلی هیجان‌زده می‌شد.

217
00:15:11,535 --> 00:15:13,704
‫یه روز، بعد از برگزاری عشای ربانی،

218
00:15:13,871 --> 00:15:17,207
‫دیدم داره دم در اقامتگاهم می‌پلکه...

219
00:15:17,333 --> 00:15:20,377
‫و کارش غیرعادی بود.

220
00:15:22,630 --> 00:15:24,089
‫از اون بچه‌ها نبود که بخواد...

221
00:15:24,214 --> 00:15:25,507
‫زیاد از والدینش دور بشه.

222
00:15:25,633 --> 00:15:28,427
‫اِم، والدینش خیلی...

223
00:15:28,552 --> 00:15:30,471
‫سختگیر بودن...

224
00:15:32,514 --> 00:15:35,684
‫و سفت و سخت می‌گرفتن.

225
00:15:35,851 --> 00:15:39,772
‫من هم درک می‌کنم.
‫والدین نگران بچه‌هاشون می‌شن...

226
00:15:39,939 --> 00:15:42,566
‫و گاهی اوقات مجبور...

227
00:15:46,987 --> 00:15:51,492
‫بگذریم، اصل کلام این که...

228
00:15:51,617 --> 00:15:53,369
‫پسره ناراحت بود.

229
00:15:55,621 --> 00:15:57,623
‫ازم پرسید می‌شه
‫یه مدت اونجا بمونه یا نه.

230
00:15:57,748 --> 00:16:00,751
‫ولی من باید کارهای عشای ربانی
‫عصرگاهی رو می‌کردم...

231
00:16:00,876 --> 00:16:05,464
‫و نمی‌خواستم والدینش نگران بشن.

232
00:16:07,675 --> 00:16:11,470
‫این بود که...

233
00:16:11,595 --> 00:16:14,640
‫رفتم یه شکلات از تو کشوم برداشتم.

234
00:16:14,765 --> 00:16:19,353
‫اِم... همیشه کلی شکلات
‫واسه بچه‌های محله اونجا می‌ذاشتم.

235
00:16:22,314 --> 00:16:25,025
‫معلوم بود نمی‌خواد بره.

236
00:16:26,944 --> 00:16:31,991
‫ولی شکلاته رو بهش دادم
‫و فرستادمش بره خونه.

237
00:16:36,161 --> 00:16:40,582
‫دوباره همون شب، اِم...
‫رفتم دم خونه‌شون.

238
00:16:43,961 --> 00:16:45,838
‫کارم نسبتا غیرعادی بود.

239
00:16:45,963 --> 00:16:49,633
‫راستش، خیلی عادت ندارم
‫برم دم خونه ملت،

240
00:16:49,758 --> 00:16:52,720
‫ولی یه چیزی رو اعصابم رفته بود و صرفا...

241
00:16:55,514 --> 00:16:56,807
‫جلوی خونه‌شون که رسیدم،

242
00:16:56,932 --> 00:16:59,476
‫مادر خانواده وحشت‌زده...

243
00:16:59,601 --> 00:17:03,689
‫و بی‌قرار...

244
00:17:03,814 --> 00:17:06,316
‫فرار کرد بیرون.

245
00:17:06,442 --> 00:17:08,235
‫خیلی...

246
00:17:11,739 --> 00:17:13,282
‫وارد خونه هم که شدم،

247
00:17:13,407 --> 00:17:15,325
‫بوی بدی به مشامم رسید.

248
00:17:16,535 --> 00:17:19,705
‫پدر خانواده همین‌جوری...

249
00:17:19,830 --> 00:17:21,665
‫با چهره‌ای وحشت زده...

250
00:17:21,790 --> 00:17:23,792
‫و مات و مبهوت وایستاده بود.

251
00:17:23,917 --> 00:17:27,379
‫می‌گفت «بلند شو! بلند شو!»

252
00:17:31,133 --> 00:17:35,679
‫از کنارش رد شدم، رفتم تو اتاقشون و دیدمش.

253
00:17:38,766 --> 00:17:43,520
‫پسر معصوم و مهربونشون...

254
00:17:43,645 --> 00:17:48,567
‫لت و پار رو زمین افتاده بود.

255
00:17:48,692 --> 00:17:52,071
‫گردنش جوری ورم کرده بود که...
‫خیلی...

256
00:17:56,617 --> 00:18:00,412
‫نمی‌تونستم از جیبش
‫چشم بردارم...

257
00:18:00,537 --> 00:18:02,498
‫که همون شکلاته توش بود.

258
00:18:08,087 --> 00:18:11,131
‫«خوب می‌شه بابا.»

259
00:18:11,256 --> 00:18:13,592
‫پدرش گفت «خوب می‌شه بابا.»

260
00:18:14,927 --> 00:18:17,596
‫از لحنش عصبانی شدم.

261
00:18:17,721 --> 00:18:19,431
‫مملو از غفلت بود.

262
00:18:22,726 --> 00:18:26,855
‫یهو به خودم اومدم،
‫دیدم افتادم روش...

263
00:18:27,022 --> 00:18:29,775
‫و دارم با تمام قوا به صورتش مشت می‌کوبم.

264
00:18:29,900 --> 00:18:32,611
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم.

265
00:18:32,736 --> 00:18:34,696
‫همین‌طور داشتم کتکش می‌زدم.

266
00:18:34,822 --> 00:18:36,740
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم.

267
00:18:36,865 --> 00:18:39,618
‫حتی وقتی حس می‌کردم
‫استخون دستم داره می‌شکنه،

268
00:18:39,743 --> 00:18:40,702
‫نمی‌تونستم جلوی خودم رو بگیرم.

269
00:18:44,081 --> 00:18:47,960
‫خیر سرم باید به حرف ملت گوش می‌دادم.

270
00:18:48,127 --> 00:18:51,839
‫خیر سرم باید از جماعت بی‌دفاع
‫دفاع می‌کردم.

271
00:18:51,964 --> 00:18:55,801
‫اون پسرک مهربون اومده بود پیشم
‫و التماس می‌کرد کمکش کنم،

272
00:18:55,926 --> 00:18:58,428
‫ولی من صرفا
‫بهش شکلات دادم.

273
00:18:59,888 --> 00:19:02,432
‫خیر سرم بهش شکلات دادم!

274
00:19:10,899 --> 00:19:13,819
‫بعدش که به خودم اومدم،

275
00:19:13,944 --> 00:19:16,697
‫دیدم اون بطری دستمه
‫و رو پلی وایستادم.

276
00:19:16,822 --> 00:19:18,574
‫همون موقع اولین بار بود...

277
00:19:18,699 --> 00:19:20,450
‫که به عمرم صدای خدا رو شنیدم.

278
00:19:22,244 --> 00:19:23,954
‫بهم گفت سوار ماشینم بشم...

279
00:19:24,121 --> 00:19:26,456
‫و باید مسیر دیگه‌ای رو
‫در پیش بگیرم.

280
00:19:27,624 --> 00:19:29,960
‫من هم سوار شدم.

281
00:19:30,085 --> 00:19:31,628
‫سوار ماشینم شدم،
‫رانندگی کردم...

282
00:19:31,753 --> 00:19:33,589
‫و دو ساعت بعدش اینجا بودم.

283
00:19:39,094 --> 00:19:40,888
‫چرا داری این جریانات رو
‫الان برام تعریف می‌کنی؟

284
00:19:44,016 --> 00:19:46,685
‫آخه دست و پای سارا رو بستم
‫و تو زیرزمین کلیسا حبسش کردم.

285
00:19:48,979 --> 00:19:51,190
‫ببین، من از اولش می‌دونستم
‫بی‌دلیل نیومدیم اینجا...

286
00:19:51,315 --> 00:19:52,858
‫و باید مسیر خاصی رو در پیش بگیریم،

287
00:19:52,983 --> 00:19:53,859
‫خودم می‌دونم به نظرت...

288
00:19:55,694 --> 00:19:57,571
‫بگو شوخی می‌کنی.

289
00:19:57,696 --> 00:19:58,989
‫بوید...

290
00:19:59,114 --> 00:20:00,782
‫بگو شوخی می‌کنی میگم!

291
00:20:00,908 --> 00:20:02,367
‫می‌خوای بهم شلیک کنی؟

292
00:20:02,367 --> 00:20:03,410
‫آره، ممکنه بهت شلیک کنم عوضی!

293
00:20:03,410 --> 00:20:05,913
‫خودت بهم گفته بودی فرانک
‫قوانینمون رو زیر پا گذاشته.

294
00:20:06,246 --> 00:20:07,998
‫گفته بودی باید فرانک رو بفرستم تو جعبه!

295
00:20:08,123 --> 00:20:10,083
‫ولی الان خودت...
‫اون دختره...

296
00:20:10,250 --> 00:20:12,502
‫احتمالش هست بتونیم
‫کل این معماها رو به کمک دختره حل کنیم.

297
00:20:13,837 --> 00:20:15,047
‫احتمالش هست...

298
00:20:15,172 --> 00:20:17,633
‫همگی بتونیم به کمک
‫اون دختره بریم خونه‌مون.

299
00:20:19,009 --> 00:20:21,678
‫ادامه بده.

300
00:20:21,803 --> 00:20:23,055
‫باشه.

301
00:20:38,820 --> 00:20:39,905
‫جاسمین.

302
00:20:42,658 --> 00:20:43,742
‫جاسمین!

303
00:20:43,867 --> 00:20:45,452
‫چی شده؟

304
00:20:46,745 --> 00:20:48,705
‫صرفا اومدم خداحافظی کنم.

305
00:20:48,830 --> 00:20:50,707
‫چی؟
‫وایستا، وایستا، وایستا.

306
00:20:50,832 --> 00:20:54,544
‫متوجه نمی‌شم.
‫خواهشا باهام صحبت کن.

307
00:20:57,005 --> 00:20:58,757
‫چرا راهم نمی‌دی بیام تو؟

308
00:21:05,764 --> 00:21:09,268
‫خودت که می‌دونی چرا. نمی‌شه.

309
00:21:09,393 --> 00:21:11,645
‫خواهش می‌کنم،
‫بمون و باهام صحبت کن دیگه.

310
00:21:11,770 --> 00:21:13,730
‫تو که گفته بودی ازم خوشت میاد.

311
00:21:13,855 --> 00:21:15,941
‫واقعا خوشم میاد!

312
00:21:16,066 --> 00:21:18,318
‫نمی‌تونم مدام بیام این‌جا،

313
00:21:18,443 --> 00:21:21,655
‫فقط نگاهت کنم و
‫هیچ کاری نکنم.

314
00:21:21,780 --> 00:21:24,908
‫اونم با دونستن این که
‫تو از من می‌ترسی.

315
00:21:25,033 --> 00:21:26,743
‫این که حالت ازم بهم می‌خوره.

316
00:21:26,868 --> 00:21:28,578
‫نه...

317
00:21:28,704 --> 00:21:30,956
‫مگه خودت همیشه نمی‌گی
‫چقدر احساس تنهایی می‌کنی؟

318
00:21:31,081 --> 00:21:34,084
‫حتی یک‌ذره هم درک نمی‌کنی
‫این بیرون چقدر بیشتر احساس می‌کنم تنهام.

319
00:21:36,211 --> 00:21:38,672
‫من که خودم نخواستم این‌طوری بشه.

320
00:21:40,215 --> 00:21:41,883
‫خداحافظ کوین.

321
00:21:42,009 --> 00:21:43,927
‫وایستا، وایستا.

322
00:21:47,014 --> 00:21:50,976
‫طبقه پایین یه مهمونی گرفتن.

323
00:21:51,101 --> 00:21:54,855
‫همه حسابی داره بهشون خوش می‌گذره.

324
00:21:54,980 --> 00:21:57,149
‫ولی من فقط می‌خوام پیش تو باشم.

325
00:21:57,274 --> 00:21:59,860
‫فقط تویی که می‌تونم
‫از ته دل باهاش صحبت کنم.

326
00:22:05,532 --> 00:22:08,660
‫قول می‌دی فقط خودت بیای؟
‫و کس دیگه نیاد تو؟

327
00:22:09,661 --> 00:22:13,707
‫اگه پنجره رو ببندیم کسی نمیاد.
‫قول می‌دم.

328
00:22:16,835 --> 00:22:17,794
‫خیلی‌خب.

329
00:22:28,847 --> 00:22:31,516
‫خیلی‌خب، آروم باش.

330
00:22:32,934 --> 00:22:33,852
‫این چه...

331
00:22:33,977 --> 00:22:34,770
‫عه!

332
00:22:34,770 --> 00:22:36,355
‫الآن می‌خوای چی کار کنی؟ ها؟

333
00:22:36,355 --> 00:22:37,189
‫- آهای!
‫- می‌خوای چی کار کنی؟

334
00:22:37,856 --> 00:22:39,024
‫خیلی‌خب. بسه دیگه.

335
00:22:39,024 --> 00:22:41,485
‫قبل این‌که همه‌مون رو بفرسته هوا
‫ببرش طبقه بالا.

336
00:22:46,198 --> 00:22:47,991
‫- نه، نه، نه!
‫- هوی، هوی! بسه دیگه.

337
00:22:48,158 --> 00:22:50,035
‫بسه دیگه.
‫برین کنار.

338
00:22:52,162 --> 00:22:53,914
‫حالت خوبه؟

339
00:22:54,122 --> 00:22:55,832
‫به مامانش رفته دیگه.

340
00:22:59,753 --> 00:23:03,173
‫دیگه نبینم جلو چشمم باشی.

341
00:23:12,808 --> 00:23:13,850
‫چیه؟

342
00:23:15,936 --> 00:23:17,687
‫شام حاضره.

343
00:23:17,813 --> 00:23:19,981
‫گرسنه‌ام نیست.

344
00:23:20,107 --> 00:23:21,691
‫یه روز و نیمه که...

345
00:23:21,817 --> 00:23:23,026
‫زل زدی به اون کتابه.
‫می‌خوای اصلا...

346
00:23:23,860 --> 00:23:24,694
‫اصلا می‌دونی چیه؟

347
00:23:29,032 --> 00:23:29,574
‫باشه! باشه! باشه! باشه!

348
00:23:29,616 --> 00:23:31,660
‫اومدم دیگه! ای خدا!

349
00:23:32,744 --> 00:23:36,331
‫عه، اگه جات بودم زیاد
‫لفتش نمی‌دادم.

350
00:23:41,670 --> 00:23:43,213
‫توی مهمونی که انقدر نباید
‫لب و لوچه‌ات آویزون باشه.

351
00:23:44,756 --> 00:23:46,883
‫چرا یه گوشه واسه خودت نشستی؟

352
00:23:49,219 --> 00:23:52,055
‫آخه...

353
00:23:52,180 --> 00:23:54,182
‫خیلی مهمونی قشنگیه.

354
00:23:54,307 --> 00:23:56,935
‫یه روزی واسه تو هم می‌گیرن.

355
00:23:58,103 --> 00:23:59,271
‫نه.

356
00:24:00,480 --> 00:24:01,690
‫فکر نکنم بگیرن.

357
00:24:12,367 --> 00:24:13,785
‫پیرهنت رو در بیار.

358
00:24:13,910 --> 00:24:16,037
‫چی؟

359
00:24:16,163 --> 00:24:18,790
‫حالا دروغ نگم بعضی موقع‌ها
‫بدجوری رو مخم می‌ری.

360
00:24:21,042 --> 00:24:22,669
‫ولی باید کنار هم باشیم.

361
00:24:27,090 --> 00:24:28,717
‫تو هم تنها نیستی.

362
00:24:28,842 --> 00:24:30,760
‫واقعا؟

363
00:24:35,348 --> 00:24:36,975
‫فرض کن زودتر بابت...

364
00:24:37,476 --> 00:24:39,102
‫سالگردت هدیه دادم.

365
00:24:42,397 --> 00:24:44,191
‫می‌دونی چیه؟

366
00:24:44,357 --> 00:24:47,027
‫با این‌که خوشم نمیاد همچین چیزی بگم؛
‫ولی به تو بیشتر میاد.

367
00:24:47,152 --> 00:24:50,071
‫این یکی رو دیگه دروغ گفتی.

368
00:24:51,865 --> 00:24:53,617
‫ولی ممنون.

369
00:24:58,538 --> 00:25:00,832
‫منم می‌گردم دنبال یه چیزی
‫که بهت هدیه بدم.

370
00:25:04,377 --> 00:25:07,380
‫حالا این دختره یه صداهایی تو سرش هست
‫تو هم برگشتی...

371
00:25:07,881 --> 00:25:10,842
‫ببین، منم شک داشتم.
‫عین تو شک داشتم، خب؟

372
00:25:12,385 --> 00:25:15,472
‫ولی بعدش...

373
00:25:15,597 --> 00:25:17,974
‫این رو بهم نشون داد.

374
00:25:18,099 --> 00:25:19,935
‫نگاهش کن.

375
00:25:21,102 --> 00:25:22,187
‫این لوگوی...

376
00:25:22,312 --> 00:25:23,438
‫خودم می‌دونم چیه.

377
00:25:23,605 --> 00:25:25,357
‫ماجراش مال سه سال پیشه.

378
00:25:25,482 --> 00:25:28,276
‫سارا و ناتان چند وقته اومدن؟
‫چهار یا پنج ماه؟

379
00:25:28,401 --> 00:25:31,154
‫خیلی‌خب، لابد به یکی گفتی.
‫یه نفر هم به سارا گفته.

380
00:25:31,279 --> 00:25:32,739
‫من به هیچ‌کس چیزی نگفتم.

381
00:25:32,864 --> 00:25:37,452
‫بوید، اصلا امکان نداره
‫خبر داشته باشه.

382
00:25:37,577 --> 00:25:39,287
‫اون روز یه چیزی من رو
‫زیر نظر گرفته بود.

383
00:25:39,412 --> 00:25:41,289
‫دقیقا همون موجودی که به سارا گفت...

384
00:25:41,414 --> 00:25:43,458
‫تو هم فکر کردی این موجود
‫می‌خواد کمکمون کنه؟

385
00:25:43,625 --> 00:25:46,378
‫اونم با کشتن یه پیرمرد و یه بچه؟

386
00:25:46,503 --> 00:25:50,590
‫هر چی که باشه،
‫یه چیزی از دل همین‌جاست.

387
00:25:50,757 --> 00:25:52,634
‫خب؟ حالا هر ارتباطی که
‫سارا باهاش داره،

388
00:25:52,759 --> 00:25:55,345
‫باعث می‌شه یه قدرتی داشته باشه
‫که ما هنوز درکش نکردیم.

389
00:25:55,470 --> 00:25:57,597
‫اگه می‌خوای بذاریش تو جعبه که باشه.

390
00:25:57,722 --> 00:25:59,474
‫منم جلوت رو نمی‌گیرم.

391
00:25:59,599 --> 00:26:03,228
‫ولی اگه واقعا دنبال یه جوابی...

392
00:26:03,353 --> 00:26:06,356
‫تازه با این‌که همزمان با
‫آشکار شدن این مسئله،

393
00:26:06,481 --> 00:26:09,442
‫تو هم می‌خواستی بری دنبال جواب...

394
00:26:09,568 --> 00:26:11,361
‫امکان نداره تصادفی باشه.

395
00:26:11,486 --> 00:26:15,198
‫خواست خدا بوده.

396
00:26:15,323 --> 00:26:18,201
‫حالا پیشنهادت چیه؟

397
00:26:18,326 --> 00:26:21,496
‫که ما هم باهات بیاییم.
‫من و سارا هم باشیم، خب؟

398
00:26:21,621 --> 00:26:23,164
‫این ارتباط می‌شه برتری ما.

399
00:26:24,374 --> 00:26:25,667
‫عین جوک «یه کشیش و کلانتر...»

400
00:26:25,792 --> 00:26:28,253
‫«...و یه قاتل دیوونه
‫وارد یه دنیای دیگه می‌شن.»

401
00:26:28,378 --> 00:26:31,256
‫آره، عین همون. آره.

402
00:26:31,381 --> 00:26:33,174
‫چیه؟

403
00:26:42,767 --> 00:26:46,021
‫اگه بخواییم عمیق‌تر بکَنیم،
‫یه نردبون بلندتر می‌خواییم.

404
00:26:46,187 --> 00:26:50,400
‫خب، تا هرچقدر لازم باشه
‫عمیق‌تر می‌کَنیم.

405
00:26:57,657 --> 00:27:00,619
‫بیا ببینم.

406
00:27:00,744 --> 00:27:01,703
‫ببینم چی شده.

407
00:27:01,828 --> 00:27:02,787
‫خوبم بابا، جدی می‌گم.

408
00:28:30,542 --> 00:28:32,585
‫می‌شه بیام تو؟

409
00:28:32,711 --> 00:28:34,379
‫ترجیح می‌دم نیای.

410
00:28:34,504 --> 00:28:36,464
‫خواهش کردم.

411
00:28:36,589 --> 00:28:39,092
‫فقط این‌جا آدم می‌تونه یه‌کم تنها باشه.

412
00:28:39,217 --> 00:28:40,802
‫حالا یه جورایی تنها باشه.

413
00:28:42,887 --> 00:28:44,556
‫- انگار ناراحتی.
‫- می‌شه بیام تو؟

414
00:28:44,681 --> 00:28:46,433
‫واقعا امشب دارم اذیت می‌شم.

415
00:28:52,522 --> 00:28:55,608
‫داری جایی می‌ری؟
‫انگار وسایلت رو جمع کردی.

416
00:28:55,775 --> 00:28:59,154
‫نه، فقط...

417
00:28:59,279 --> 00:29:01,448
‫نمی‌تونم توضیح بدم.

418
00:29:03,700 --> 00:29:05,368
‫واسه چی اون قبرها رو کندی؟

419
00:29:07,829 --> 00:29:09,789
‫نمی‌خوام درموردش صحبت کنم.

420
00:29:14,002 --> 00:29:16,337
‫این‌ها مال ماشین‌هاییه که
‫اومدن توی شهر؟

421
00:29:16,463 --> 00:29:18,214
‫آره، خودشه.

422
00:29:22,469 --> 00:29:23,470
‫شب اولی که اومدم این‌جا،

423
00:29:23,595 --> 00:29:25,555
‫کنار انباری بودم،

424
00:29:25,680 --> 00:29:27,849
‫گفتی خیلی وقته که دوتا ماشین...

425
00:29:27,974 --> 00:29:32,061
‫همزمان نیومدن توی شهر،
‫و گفتی که اتفاق خاصیه.

426
00:29:32,187 --> 00:29:33,605
‫چرا؟

427
00:29:33,730 --> 00:29:36,649
‫تو بیشتر از همه این‌جا بودی.

428
00:29:36,816 --> 00:29:39,527
‫می‌دونی این‌جا دقیقا چیه؟

429
00:29:48,912 --> 00:29:51,664
‫واقعا نمی‌فهمم چرا دائم
‫زل زدی به اون کتابه.

430
00:29:51,790 --> 00:29:53,541
‫ببخشید. یه لحظه وایستا.

431
00:29:55,460 --> 00:29:58,129
‫این صفحه...

432
00:29:59,297 --> 00:30:01,090
‫چیه؟

433
00:30:01,216 --> 00:30:03,885
‫این‌جا دو تا صفحه به‌هم چسبیده.

434
00:30:13,561 --> 00:30:15,313
‫خیلی‌خب.

435
00:30:15,438 --> 00:30:17,482
‫آها.

436
00:30:17,607 --> 00:30:19,526
‫حالا شد یه چیزی.

437
00:30:26,324 --> 00:30:27,283
‫ویکتور!

438
00:30:41,548 --> 00:30:44,676
‫خیلی هم خوب ازت مراقبت می‌کنه.

439
00:30:51,015 --> 00:30:52,725
‫به چی می‌خندی؟

440
00:31:02,652 --> 00:31:03,945
‫سلام ترودی.

441
00:31:04,070 --> 00:31:05,905
‫از کجا اسم منو بلدی؟

442
00:31:06,030 --> 00:31:07,824
‫بقیه اسم‌هاتم بلدیم.

443
00:31:24,674 --> 00:31:28,011
‫اومدن توی خونه!
‫اومدن داخل!

444
00:31:34,475 --> 00:31:36,227
‫اِلیس؟
‫اِلیس رو ندیدین؟

445
00:31:41,441 --> 00:31:42,358
‫اِلیس!

446
00:31:44,569 --> 00:31:45,570
‫طبق پروتکل!

447
00:31:45,695 --> 00:31:47,280
‫ون کجاست؟

448
00:31:47,405 --> 00:31:47,906
‫قایم شو!

449
00:31:47,906 --> 00:31:48,907
‫چی شده؟

450
00:31:49,073 --> 00:31:50,241
‫شروع شد.

451
00:31:50,658 --> 00:31:51,826
‫چی؟ چی شروع شد؟

452
00:31:51,951 --> 00:31:52,785
‫باید بریم.

453
00:31:52,911 --> 00:31:54,203
‫آخه کجا بریم؟

454
00:31:54,370 --> 00:31:56,706
‫کجا بریم؟

455
00:31:56,831 --> 00:31:58,833
‫می‌گم کجا بریم؟ آهای.

456
00:31:59,918 --> 00:32:01,628
‫جواب بده دیگه!

457
00:32:06,215 --> 00:32:09,802
‫اول تو برو.

458
00:32:09,928 --> 00:32:11,971
‫منم میام دنبالت.

459
00:32:12,096 --> 00:32:14,182
‫بگیر. اینم ببر.

460
00:32:21,856 --> 00:32:22,982
‫حاضری؟

461
00:32:31,115 --> 00:32:32,784
‫طبق پروتکل!

462
00:32:32,909 --> 00:32:34,744
‫همراه یه نفر برین توی ون!
‫زود باشین!

463
00:32:34,994 --> 00:32:36,829
‫وایستا دانا!
‫چی کار می‌کی؟

464
00:32:36,955 --> 00:32:39,123
‫- اِلیس و جولی کجان؟
‫- نمی‌دونم.

465
00:32:39,248 --> 00:32:40,792
‫- دانا!
‫- من فرار نمی‌کنم.

466
00:32:40,917 --> 00:32:42,168
‫باشه. ولی بقیه رو ببر تو شهر.

467
00:32:42,293 --> 00:32:43,544
‫هر نفر که می‌تونی با خودت ببر.

468
00:32:43,670 --> 00:32:44,837
‫- طبق پروتکل.
‫- باشه، باشه.

469
00:32:46,297 --> 00:32:47,882
‫خیلی‌خب همگی.
‫برین کنار.

470
00:32:48,007 --> 00:32:49,425
‫سوار ون بشین!

471
00:32:57,350 --> 00:32:59,811
‫وای خدا.

472
00:33:00,436 --> 00:33:02,730
‫وای خدا، بجنب دیگه!

473
00:33:09,237 --> 00:33:10,738
‫باید تا شهر بریم.

474
00:33:15,284 --> 00:33:17,745
‫- نه. باید بریم تو جنگل.
‫- خُل شدی؟

475
00:33:17,870 --> 00:33:18,913
‫اون موجودات خونه‌شون اون‌جاست.

476
00:33:19,038 --> 00:33:20,081
‫- خواهش می‌کنم!
‫- می‌کشنمون!

477
00:33:20,248 --> 00:33:22,041
‫بهم اعتماد کن.

478
00:33:22,208 --> 00:33:23,751
‫اگه می‌خوای خانواده‌ات رو ببینی،

479
00:33:23,876 --> 00:33:24,752
‫باید بریم توی جنگل.

480
00:33:38,933 --> 00:33:40,893
‫نه!

481
00:34:27,023 --> 00:34:28,066
‫نه.

482
00:34:34,781 --> 00:34:36,949
‫نه.

483
00:34:37,075 --> 00:34:38,951
‫نه عزیزدلم.

484
00:35:00,223 --> 00:35:01,974
‫زود باشین!

485
00:35:09,982 --> 00:35:10,942
‫اِلیس!

486
00:35:12,318 --> 00:35:13,069
‫بدو، بدو، بدو!

487
00:35:13,194 --> 00:35:15,238
‫بدو، بدو، بدو! برگردیم تو خونه.

488
00:35:15,363 --> 00:35:17,031
‫باید بریم داخل!
‫یه فکری دارم. بجنب.

489
00:35:18,741 --> 00:35:20,118
‫توروخدا!

490
00:35:20,284 --> 00:35:21,911
‫توروخدا، توروخدا، توروخدا!

491
00:35:23,412 --> 00:35:24,831
‫اذیت نکن دیگه.

492
00:35:24,956 --> 00:35:28,042
‫این‌همه داره خوش می‌گذره.

493
00:36:02,660 --> 00:36:04,787
‫از کجا می‌دونستی نمی‌تونن بیان؟

494
00:36:04,912 --> 00:36:06,122
‫نمی‌دونستم.

495
00:36:09,000 --> 00:36:10,751
‫با بابات که توی کاروان بودیم...

496
00:36:24,599 --> 00:36:25,850
‫ببخشید.

497
00:36:31,105 --> 00:36:33,399
‫دوستت دارم.

498
00:36:36,194 --> 00:36:38,112
‫منم دوستت دارم.

499
00:36:55,004 --> 00:36:57,006
‫- کجا می‌ریم؟
‫- یکی دیگه این‌جاست.

500
00:36:57,131 --> 00:36:58,758
‫- چی این‌جاست؟
‫- زودباش.

501
00:36:58,883 --> 00:37:00,301
‫باید بری داخلش.

502
00:37:00,468 --> 00:37:02,553
‫- توی درخت؟ نه! نه!
‫- چیزیت نمی‌شه!

503
00:37:02,678 --> 00:37:04,222
‫- چی؟
‫- قول می‌دم.

504
00:37:04,388 --> 00:37:06,098
‫برو دنبال داداشت.
‫بهش هشدار بده.

505
00:37:06,224 --> 00:37:07,850
‫بهش بگو شروع شد.

506
00:37:07,975 --> 00:37:09,018
‫داری چرت و پرت می‌گی.

507
00:37:09,143 --> 00:37:10,811
‫خودش می‌فهمه.

508
00:37:10,937 --> 00:37:12,605
‫- بدو، بدو، بدو!
‫- نه، وایستا!

509
00:37:12,730 --> 00:37:14,899
‫منم زود میام.

510
00:37:24,283 --> 00:37:25,660
‫اگه موافقت کنم...

511
00:37:25,701 --> 00:37:27,036
‫تازه گفتم «اگه»...

512
00:37:27,161 --> 00:37:29,830
‫حتی اگه نگاه چپ بکنه...

513
00:37:29,956 --> 00:37:32,333
‫هرکاری لازمه انجام بده.

514
00:37:32,458 --> 00:37:35,836
‫ولی خودمون می‌ریم اون بیرون.
‫یه جوابی پیدا می‌کنیم.

515
00:37:35,962 --> 00:37:37,505
‫یه راهی پیدا می‌کنیم، بوید.

516
00:37:37,630 --> 00:37:40,258
‫همین، واسه همین بهم گفتن برگردم توی ماشین.

517
00:37:40,383 --> 00:37:43,344
‫که خودم و خودت...

518
00:37:43,469 --> 00:37:47,056
‫بتونیم یه راهی پیدا کنیم
‫که بتونیم بقیه رو ببریم خونه.

519
00:37:47,139 --> 00:37:48,933
‫بدجوردیوونه شدی.
‫خبر داری دیگه؟

520
00:37:49,100 --> 00:37:51,227
‫توی کتاب مقدس پر از امثال منه.

521
00:37:59,110 --> 00:37:59,986
‫چی شده؟

522
00:38:01,237 --> 00:38:02,947
‫چی... چی شده؟

523
00:38:03,072 --> 00:38:04,198
‫اومدن داخل...

524
00:38:04,323 --> 00:38:05,449
‫- اِلیس کو؟
‫- نمی‌دونم!

525
00:38:05,574 --> 00:38:07,159
‫- می‌گم اِلیس کو؟
‫- نمی‌دونم! ببخشید!

526
00:38:07,285 --> 00:38:08,953
‫همه برن تو.
‫همه برن تو.

527
00:38:09,078 --> 00:38:10,538
‫- برو، بدو!
‫- همه زود برن داخل!

528
00:38:10,663 --> 00:38:13,040
‫- برین! برین! برین!
‫- زود! زود!

529
00:38:13,165 --> 00:38:15,209
‫- بجنب! بجنب پسر!
‫- زود، زود، زود! داخل!

530
00:38:15,334 --> 00:38:17,086
‫- تموم شد؟ تموم؟
‫- همه برن داخل!

531
00:38:17,211 --> 00:38:18,337
‫چی کار می‌کنین؟

532
00:38:18,462 --> 00:38:19,797
‫حالتون خوبه؟

533
00:38:19,922 --> 00:38:21,090
‫پدر...

534
00:38:21,215 --> 00:38:23,050
‫نه!

535
00:38:23,175 --> 00:38:24,969
‫نه، بیا این‌جا!

536
00:38:27,388 --> 00:38:28,973
‫ببندش!

537
00:38:29,098 --> 00:38:30,808
‫بجنب. می‌تونی.

538
00:38:30,933 --> 00:38:33,185
‫بجنب!

539
00:38:33,311 --> 00:38:34,937
‫سرشو بگیر بالا.

540
00:38:35,062 --> 00:38:37,023
‫یه چیزی بیار جلوی خون‌ریزی رو بگیرم!

541
00:38:37,148 --> 00:38:38,441
‫- توروخدا نه.
‫- چیزی نیست.

542
00:38:38,566 --> 00:38:40,151
‫- توروخدا.
‫- بذار جلوی خون‌ریزی رو بگیرم!

543
00:38:40,276 --> 00:38:41,861
‫توروخدا... نه.

544
00:38:41,986 --> 00:38:43,070
‫- چیزی نیست.
‫- نه...

545
00:38:43,195 --> 00:38:44,905
‫- چیزی نیست.
‫- نه...

546
00:38:45,031 --> 00:38:47,908
‫خوب می‌شی.
‫خوب می‌شی.

547
00:38:48,034 --> 00:38:49,952
‫این‌جوری تموم نمی‌شه.

548
00:38:50,077 --> 00:38:51,078
‫آره.

549
00:38:51,203 --> 00:38:52,997
‫مسیر زندگیم... توروخدا!

550
00:38:53,122 --> 00:38:54,999
‫بجنب دیگه!

551
00:38:55,958 --> 00:38:57,126
‫خیلی‌خب.

552
00:38:57,251 --> 00:38:58,878
‫دارمش.

553
00:38:59,003 --> 00:39:00,004
‫یک...

554
00:39:01,172 --> 00:39:02,923
‫همینه. همینه.

555
00:39:03,049 --> 00:39:03,841
‫چشم‌هاتو باز کن.
‫بیدار بمون.

556
00:39:03,966 --> 00:39:05,176
‫بیدار بمون.

557
00:39:05,301 --> 00:39:07,511
‫باهام دعا کن.

558
00:39:07,636 --> 00:39:09,096
‫- چی؟ باشه.
‫- باهام دعا کن.

559
00:39:09,221 --> 00:39:11,140
‫- باشه.
‫- باهام دعا کن.

560
00:39:11,265 --> 00:39:12,850
‫باشه، باشه.

561
00:39:12,975 --> 00:39:14,185
‫ای پدر ما،

562
00:39:14,310 --> 00:39:18,147
‫که در آسمانی...

563
00:39:18,272 --> 00:39:20,316
‫نام تو مقدس باد.

564
00:39:20,483 --> 00:39:24,403
‫زندگی اخروی و زندگی دنیوی...

565
00:39:24,570 --> 00:39:27,323
‫به همانند آسمان و بهشت از آن توست.

566
00:39:27,448 --> 00:39:30,326
‫رزق و روزی‌مان را نسیبمان کن،

567
00:39:32,119 --> 00:39:34,205
‫و گناهان ما را ببخش و بیامرز...

568
00:39:34,330 --> 00:39:37,958
‫چنان که ما نیز آنان که
‫در حق ما جفا کردند را می‌بخشیم.

569
00:39:38,084 --> 00:39:40,127
‫ما را مورد آزمودن قرار مده،

570
00:39:40,252 --> 00:39:44,882
‫بلکه از شر شیطان رهایی ده.

571
00:39:46,425 --> 00:39:48,177
‫آمین.

572
00:39:48,302 --> 00:39:50,846
‫آمین.

573
00:39:50,971 --> 00:39:52,390
‫آمین.
