﻿1
00:00:01,126 --> 00:00:02,544
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,544 --> 00:00:03,878
‫باز هم پول قایق خریدن نداریم.

3
00:00:03,878 --> 00:00:05,964
‫خودتون می‌دونین لقبم
‫تو ارتش چی بود دیگه، نه؟

4
00:00:05,964 --> 00:00:08,675
‫- لقبت «جناب نان و ماهی» بود.
‫- احسنت! احسنت!

5
00:00:08,675 --> 00:00:09,843
‫عین حضرت عیسی
‫که با هفت قرص نان و ماهی...

6
00:00:09,843 --> 00:00:11,011
‫چهار هزار نفر رو سیر کرد،
‫ردیفش می‌کردم.

7
00:00:11,011 --> 00:00:13,054
‫- بابا!
‫- وای!

8
00:00:13,638 --> 00:00:15,432
‫به وحشتناک‌ترین کابوس عمرتون خوش اومدین.

9
00:00:17,017 --> 00:00:17,851
‫به خاطر مامان می‌گم.

10
00:00:17,892 --> 00:00:19,728
‫گمونم حالش به خاطر
‫این شهر به هم ریخته باشه.

11
00:00:19,728 --> 00:00:21,021
‫تو چند هفته است
‫هر روز می‌ری جنگل،

12
00:00:21,021 --> 00:00:22,480
‫واسه همین از اوضاع اینجا خبر نداری.

13
00:00:22,480 --> 00:00:25,108
‫به مامانت کمک کن بقیه رو
‫در امن و امان نگه داره.

14
00:00:25,108 --> 00:00:28,111
‫امشب هم که برگشتم،
‫صحبت می‌کنیم.

15
00:00:28,111 --> 00:00:29,362
‫قول می‌دم.

16
00:00:38,830 --> 00:00:40,540
‫فقط اگه همه رو بیدار کنیم،

17
00:00:40,540 --> 00:00:41,875
‫می‌تونیم بریم خونه‌مون.

18
00:00:41,875 --> 00:00:43,126
‫اَبی، نزن!

19
00:00:43,126 --> 00:00:45,336
‫یه چیزی پیدا کردم
‫که به گمونم به کارمون بیاد.

20
00:00:45,336 --> 00:00:46,796
‫مامان!

21
00:00:46,796 --> 00:00:48,089
‫نه، نه!

22
00:00:48,089 --> 00:00:49,466
‫اومدن تو خونه!

23
00:00:50,717 --> 00:00:53,053
‫کجا بریم؟ داریم کجا می‌ریم؟

24
00:00:53,053 --> 00:00:54,596
‫تو اول برو.

25
00:00:54,763 --> 00:00:56,306
‫من پشت سرت میام پایین.

26
00:00:56,306 --> 00:00:58,016
‫باید خودمون رو به شهر برسونیم.

27
00:00:58,933 --> 00:01:00,894
‫نه. باید بریم سمت درخت‌ها.

28
00:01:01,770 --> 00:01:03,146
‫باید بری توش.

29
00:01:03,146 --> 00:01:04,355
‫برم تو درخته؟ نه‌خیر!

30
00:01:04,355 --> 00:01:05,356
‫تو درخته در امان می‌مونی!

31
00:01:05,356 --> 00:01:06,524
‫- چی؟
‫- قول می‌دم.

32
00:01:06,524 --> 00:01:07,734
‫- برو، برو دیگه!
‫- نه، وایستا!

33
00:01:07,734 --> 00:01:10,070
‫برادرت رو پیدا کن.
‫من هم پشت سرت میـ...

34
00:01:12,113 --> 00:01:13,531
‫- عزیز دلم...
‫- جریان از چه قراره؟

35
00:01:13,531 --> 00:01:14,699
‫جریان چیه؟

36
00:01:14,699 --> 00:01:17,243
‫داریم چاله بزرگی تو زیرزمینمون حفر می‌کنیم.

37
00:01:17,285 --> 00:01:20,246
‫قراره منشأ برق اینجا رو کشف کنیم.

38
00:01:20,246 --> 00:01:21,664
‫کسی صدام رو نداره؟

39
00:01:22,040 --> 00:01:25,210
‫فقط خش‌خش دریافت کردم،
‫ولی کار می‌کرد.

40
00:01:25,210 --> 00:01:27,087
‫به نظرم اگه بتونیم
‫ارتفاعش رو از دارمرز بلندتر کنیم...

41
00:01:27,128 --> 00:01:28,296
‫و برق کافی بهش برسونیم،

42
00:01:28,296 --> 00:01:29,756
‫بتونیم سیگنالی ارسال کنیم.

43
00:01:29,756 --> 00:01:31,925
‫خودت می‌گی چطوری ارتفاعش رو
‫از دارمرز بیشتر کنیم؟

44
00:01:31,925 --> 00:01:33,760
‫اول می‌ریم رو ارتفاعات.

45
00:01:33,760 --> 00:01:35,261
‫اگه موجودی تو این شهر
‫باهات در ارتباط باشه،

46
00:01:35,261 --> 00:01:36,888
‫یعنی ارتباطت با این شهر فراتر...

47
00:01:36,888 --> 00:01:38,890
‫از باقی ساکنین شهره.

48
00:01:38,973 --> 00:01:40,433
‫ولی باید اثباتش کنیم.

49
00:01:40,433 --> 00:01:41,476
‫این چیه؟

50
00:01:41,476 --> 00:01:43,728
‫گفتن قوتی داشتی ساکه رو
‫چال می‌کردی، نظاره‌گر بودن...

51
00:01:43,728 --> 00:01:46,648
‫و از همین طریق ثابت می‌شه واقعی هستن.

52
00:01:46,648 --> 00:01:48,942
‫سارا رو تو زیرزمین کلیسا حبس کردم.

53
00:01:48,942 --> 00:01:50,110
‫بگو شوخی می‌کنی.

54
00:01:50,151 --> 00:01:52,570
‫ممکنه بتونیم به کمکش
‫کل این قضایا رو حل کنیم.

55
00:01:52,612 --> 00:01:54,405
‫شاید همگی بتونیم به کمکش بریم خونه‌مون.

56
00:01:54,405 --> 00:01:55,573
‫بریم یه قدمی بزنیم.

57
00:01:57,033 --> 00:01:58,910
‫کجا می‌ریم؟

58
00:01:58,910 --> 00:02:00,662
‫می‌ریم راه خونه‌مون رو پیدا کنیم.

59
00:02:20,807 --> 00:02:22,976
‫از کجا می‌دونین باید این‌طرفی بریم؟

60
00:02:23,309 --> 00:02:24,727
‫نمی‌دونم.

61
00:02:24,727 --> 00:02:26,271
‫صرفا طبق غریزه‌ام پیش می‌رم.

62
00:02:28,565 --> 00:02:30,191
‫غریزه‌تون بر چه اساسه؟

63
00:02:33,903 --> 00:02:35,738
‫بر اون اساسه.

64
00:02:51,546 --> 00:02:52,839
‫اون چیه؟

65
00:02:54,174 --> 00:02:55,800
‫نمی‌دونم.

66
00:02:56,551 --> 00:02:58,386
‫روحم هم خبر نداره.

67
00:02:58,845 --> 00:03:01,389
‫ولی... اِم، این‌ها رو اینجا پیدا کرده بودم.

68
00:03:01,848 --> 00:03:03,474
‫خیلی‌خب.

69
00:03:03,641 --> 00:03:06,269
‫امشب رو اینجا می‌خوابیم.

70
00:03:06,436 --> 00:03:07,896
‫ولی هوا که هنوز تاریک نشده.

71
00:03:07,896 --> 00:03:10,815
‫ببین، من تا حالا از اینجا جلوتر نرفتم.

72
00:03:11,274 --> 00:03:12,859
‫از اینجا که جلوتر بریم،

73
00:03:12,901 --> 00:03:14,819
‫اصلا نمی‌دونیم چی به چیه،

74
00:03:14,819 --> 00:03:17,155
‫من هم دو ساعت مونده به تاریکی
‫چنین کاری نمی‌کنم.

75
00:03:17,405 --> 00:03:20,283
‫شب همین‌جا می‌خوابیم.
‫برو تو.

76
00:03:20,700 --> 00:03:22,577
‫می‌شه حداقل این رو باز کنین؟

77
00:03:22,744 --> 00:03:24,204
‫نه‌خیر.

78
00:03:24,579 --> 00:03:26,748
‫باید برم دست شویی.

79
00:03:26,748 --> 00:03:28,541
‫خب، واسه همین از جلو بهت دستبند زدم دیگه.

80
00:03:28,666 --> 00:03:30,293
‫دور نشی‌ها.

81
00:03:38,801 --> 00:03:44,057
‫سه پروژه مختلف تعریف کردیم.
‫یه گروه پرتعداد خود برج رو می‌سازن،

82
00:03:44,307 --> 00:03:49,646
‫دو گروه کم‌تعداد هم رو رادیوئه
‫و منبع انرژیش کار می‌کنن.

83
00:03:50,688 --> 00:03:53,107
‫می‌شه گفت گروه آخریه رو
‫فقط جید توشه.

84
00:03:53,399 --> 00:03:55,026
‫هنوز ویکتور رو پیدا نکرده؟

85
00:03:55,193 --> 00:04:02,408
‫نه. ولی گمون کنم جیم اگه جید باز هم
‫حرف نماده رو پیش بکشه، بکشدش.

86
00:04:04,160 --> 00:04:09,707
‫من از همین که بالاخره کار می‌کنه خوشحالم.
‫خیلی خودخواه و تنبله. ازش خوشم نمیاد.

87
00:04:09,791 --> 00:04:12,710
‫تو که همیشه هر کی رو بیش از همه
‫دوست داری، این‌طوری توصیف می‌کنی.

88
00:04:14,003 --> 00:04:19,008
‫برو زنگوله‌ات رو بزن.
‫کلانتر خوبی باش.

89
00:04:20,218 --> 00:04:22,262
‫خونه می‌بینمت.

90
00:04:25,640 --> 00:04:27,183
‫سلام.

91
00:04:27,558 --> 00:04:28,559
‫سلام.

92
00:04:28,559 --> 00:04:31,104
‫اِم، فصل ششم رو خوندم.

93
00:04:31,688 --> 00:04:32,689
‫نوبت توئه.

94
00:04:32,730 --> 00:04:34,190
‫نظرت فعلا چی بوده؟

95
00:04:34,190 --> 00:04:35,733
‫خب، کتاب محبوبم که نشده،

96
00:04:35,733 --> 00:04:37,986
‫ولی مشتاقم ببینم تهش چی می‌شه.

97
00:04:38,027 --> 00:04:40,154
‫به نظرت پایان خوشی در انتظارشونه؟

98
00:04:40,321 --> 00:04:42,824
‫چه بدونم. لابد می‌فهمیم دیگه.

99
00:04:43,616 --> 00:04:45,159
‫به سلامت برسی خونه کلانتر.

100
00:04:45,159 --> 00:04:46,744
‫همچنین.

101
00:04:53,751 --> 00:04:55,920
‫امروز کارتون حرف نداشت بچه‌ها.

102
00:04:56,629 --> 00:04:58,298
‫بیاین تو.

103
00:04:59,173 --> 00:05:01,175
‫سلام، خوبی؟

104
00:05:02,051 --> 00:05:03,803
‫ظاهرا یه کم ناراحتی.

105
00:05:03,803 --> 00:05:06,347
‫آها، اِم، مادرزادی همین شکلی بودم.

106
00:05:06,347 --> 00:05:06,514
‫آها، اِم، مادرزادی همین شکلی بودم.

107
00:05:06,514 --> 00:05:09,183
‫امشب درست و حسابی بخواب.
‫کار اصلیمون از فردا شروع می‌شه.

108
00:05:09,851 --> 00:05:11,227
‫چشم خانم.

109
00:05:13,271 --> 00:05:17,734
‫پس قراره تو سلول زندان ساکن بشیم، چه جالب.

110
00:05:17,734 --> 00:05:19,694
‫موقتیه.

111
00:05:19,694 --> 00:05:23,197
‫درسته. تا برج معجزه‌آسامون رو بسازیم
‫و وسط «ناکجاآباد»...

112
00:05:23,197 --> 00:05:26,117
‫سیگنال رادیویی بفرستیم،
‫اینجا ساکن می‌شیم.

113
00:05:26,117 --> 00:05:28,953
‫ببین. این‌قدر چرت نگو، خب؟

114
00:05:28,953 --> 00:05:31,372
‫یه سری از افرادی که اون توئن،
‫باید کاری کنن که حس خوبی بهشون دست بده.

115
00:05:31,372 --> 00:05:34,500
‫چه عالی. همگی وانمود می‌کنیم.
‫من که پایه‌ام.

116
00:05:41,215 --> 00:05:44,719
‫[یک شب بدون وقوع سانحه]

117
00:05:46,304 --> 00:05:49,349
‫تابی، گرسنه نیستی؟
‫شام درست کردم.

118
00:05:49,432 --> 00:05:50,600
‫الان میام بالا.

119
00:06:21,339 --> 00:06:24,342
منشاء
فصل اول - قسمت نُهم

120
00:06:24,342 --> 00:06:27,345
«در دل بیشه»

121
00:06:29,055 --> 00:06:32,600
‫ایتان، من که بهت گفته بودم
‫اسباب‌بازی‌هات رو جمع کنی!

122
00:06:44,529 --> 00:06:46,989
‫می‌شه لطفا یکی بطریه رو برداره؟

123
00:06:52,120 --> 00:06:53,704
‫جیم؟

124
00:06:58,459 --> 00:07:01,170
‫بچه‌ها رو بردار.
‫یه جای کار می‌لنگه.

125
00:07:03,005 --> 00:07:05,007
‫جیم، جواب بده دیگه!

126
00:07:06,342 --> 00:07:08,678
‫جیم؟

127
00:07:15,977 --> 00:07:17,228
‫وای خدایا.

128
00:10:08,107 --> 00:10:10,735
‫همه‌اش می‌گفت حالش خوبه.

129
00:10:11,694 --> 00:10:14,947
‫حرف برجمون بود و شوخی می‌کرد.

130
00:10:14,947 --> 00:10:17,617
‫داشت...

131
00:10:35,718 --> 00:10:38,262
‫عه، برعکسه. برگردونش.

132
00:10:38,262 --> 00:10:40,598
‫آره. حواسمون باشه روکش داشته باشه.

133
00:10:40,640 --> 00:10:41,974
‫ایول.

134
00:10:42,308 --> 00:10:43,768
‫سلام کِنی.

135
00:10:44,060 --> 00:10:46,687
‫سلام. جید باتری‌ها رو...

136
00:10:46,687 --> 00:10:47,980
‫تو آشپزخونه چیده و...

137
00:10:47,980 --> 00:10:49,857
‫فکر کنم سیم و کابل‌هامون
‫دیگه واسه کابلش کافی باشه.

138
00:10:49,857 --> 00:10:52,443
‫خیلی‌خب، اگه بخوایم ارتفاع برجه رو...

139
00:10:52,485 --> 00:10:54,445
‫به حد مورد نیازمون برسونیم،
‫باز هم مصالح لازم داریم.

140
00:10:54,487 --> 00:10:57,406
‫درسته. چند نفر رو می‌فرستم انبار.

141
00:10:57,448 --> 00:10:58,783
‫گمون کنم بتونن
‫از اونجا...

142
00:10:58,783 --> 00:10:59,784
‫کلی چوب جمع کنن.

143
00:10:59,784 --> 00:11:01,452
‫- خیلی‌خب.
‫- ایول.

144
00:11:01,452 --> 00:11:03,621
‫سلام، حالت چطوره؟

145
00:11:04,413 --> 00:11:07,208
‫صبح بهم سخت گذشته.

146
00:11:07,792 --> 00:11:09,877
‫اِم... اریک باهات نیومده؟

147
00:11:10,294 --> 00:11:12,046
‫باید بره تدارکات بیاره.

148
00:11:15,883 --> 00:11:17,551
‫اریک نمیاد.

149
00:11:24,058 --> 00:11:25,351
‫جریان اریک رو شنیدی؟

150
00:11:25,351 --> 00:11:27,019
‫آره.

151
00:11:28,187 --> 00:11:30,189
‫آره.

152
00:11:30,690 --> 00:11:32,692
‫انتظار نداشتم چنین کاری کنه.

153
00:11:36,946 --> 00:11:41,283
‫حس عجیبی دارم،
‫واقعا ممکنه رادیومون کار کنه،

154
00:11:42,034 --> 00:11:44,787
‫خیلی هم شگفت‌انگیزه،

155
00:11:45,871 --> 00:11:47,623
‫ولی به نظرم تا حدی...

156
00:11:52,503 --> 00:11:55,256
‫به نظرم ممکنه کار کردنش...

157
00:11:55,256 --> 00:11:58,175
‫از کار نکردنش ترسناک‌تر باشه.

158
00:11:58,718 --> 00:12:00,261
‫منظورت چیه؟

159
00:12:01,011 --> 00:12:03,431
‫مدام با خودم می‌گم:

160
00:12:06,726 --> 00:12:08,477
‫«الان دیگه چطوری برگردیم خونه؟»

161
00:12:11,897 --> 00:12:14,692
‫چطوری می‌خوایم به همین سادگی
‫بعد از مشاهدات مختلف...

162
00:12:14,692 --> 00:12:16,068
‫و یه سری از اعمالمون...

163
00:12:18,696 --> 00:12:21,031
‫تازه، اصلا اگه بتونیم برگردیم، چطوری...

164
00:12:23,200 --> 00:12:25,828
‫مطمئن نیستم واقعا بتونیم برگردیم خونه.

165
00:12:27,955 --> 00:12:29,749
‫دیگه عین سابق نیستیم.

166
00:12:37,214 --> 00:12:38,924
‫راستش، وقتی بابام...

167
00:12:39,341 --> 00:12:41,927
‫از افغانستان برگشته بود خونه،

168
00:12:43,387 --> 00:12:47,767
‫می‌گفت وقتی آدم بعد از جنگ برمی‌گرده خونه،

169
00:12:47,975 --> 00:12:50,770
‫انگار از سیاره دیگه‌ای اومده.

170
00:12:51,812 --> 00:12:52,980
‫می‌گفت وقتی آدم برمی‌گرده،

171
00:12:52,980 --> 00:12:56,525
‫نمی‌فهمه همه‌چی نسبت به...

172
00:12:56,609 --> 00:12:59,528
‫قبل از جنگ عوض شده یا... یا...

173
00:13:00,821 --> 00:13:02,656
‫یا مشکل از خودشه؛

174
00:13:04,492 --> 00:13:06,577
‫یا مشکل از خودشه.

175
00:13:08,204 --> 00:13:10,706
‫خودمون چه حالی پیدا می‌کنیم؟

176
00:13:13,459 --> 00:13:16,170
‫ما که فقط همین‌جا با هم بودیم.

177
00:13:23,594 --> 00:13:25,805
‫الان برمی‌گردم.

178
00:13:26,096 --> 00:13:27,223
‫کجا می‌ری؟

179
00:13:29,975 --> 00:13:31,894
‫می‌رم چاقوی تیزتری پیدا کنم.

180
00:13:31,894 --> 00:13:33,562
‫با این یکی اصلا تموم نمی‌شه.

181
00:13:39,819 --> 00:13:41,612
‫ببین. یه لحظه وایستا.

182
00:13:46,242 --> 00:13:47,827
‫چیکار می‌کنین؟

183
00:13:50,162 --> 00:13:52,289
‫اطمینان حاصل می‌کنم
‫بتونیم برگردیم.

184
00:13:54,542 --> 00:13:56,085
‫خیلی‌خب، بریم.

185
00:14:09,306 --> 00:14:11,934
‫از کجا می‌دونین اینجا هم عین جاده نیست؟

186
00:14:12,560 --> 00:14:14,144
‫چی گفتی؟

187
00:14:14,478 --> 00:14:16,313
‫جاده عین حلقه بزرگی می‌مونه...

188
00:14:16,313 --> 00:14:19,191
‫که مجددا به شهر ختم می‌شه.

189
00:14:19,900 --> 00:14:22,486
‫از کجا می‌دونین اینجا هم
‫همون شکلی نیست؟

190
00:14:23,863 --> 00:14:26,198
‫از کجا بدونیم قرار نیست...

191
00:14:26,615 --> 00:14:28,117
‫کلی راه بریم...

192
00:14:28,117 --> 00:14:31,912
‫و بعدش باز سر از شهر دربیاریم؟

193
00:14:31,954 --> 00:14:33,539
‫نمی‌دونم.

194
00:14:34,415 --> 00:14:36,417
‫لابد می‌بینیم دیگه.

195
00:14:38,919 --> 00:14:40,754
‫بذار خودم سوالی ازت بپرسم.

196
00:14:41,589 --> 00:14:43,048
‫می‌گی صداهاشون بهت گفته بودن...

197
00:14:43,048 --> 00:14:46,552
‫اگه اون افراد رو بکشی،
‫همه می‌رن خونه‌شون.

198
00:14:47,094 --> 00:14:49,013
‫اصلا با خودت نگفتی
‫شاید دروغ بگن؟

199
00:14:49,054 --> 00:14:52,224
‫- نمی‌خوام حرفش رو بزنم.
‫- وایستا، وایستا، وایستا ببینم.

200
00:14:53,851 --> 00:14:55,811
‫به نظر من که اگه قراره
‫تصمیمات همدیگه رو...

201
00:14:55,811 --> 00:14:58,606
‫نقد کنیم، سوالم...

202
00:14:58,647 --> 00:15:00,566
‫کاملا منصفانه بوده.

203
00:15:00,983 --> 00:15:03,319
‫خب، چی شده بود؟
‫دقیقا چه حرفی...

204
00:15:03,360 --> 00:15:06,697
‫بهت زده بودن
‫که حاضر شدی اون پسرک رو بکشی؟

205
00:15:08,115 --> 00:15:09,491
‫شما درک نمی‌کنین.

206
00:15:09,658 --> 00:15:11,076
‫ببین می‌کنم یا نه.

207
00:15:12,328 --> 00:15:14,371
‫بهم گفته بودن...

208
00:15:15,122 --> 00:15:17,124
‫همون آدم‌ها میان اینجا.

209
00:15:17,166 --> 00:15:19,627
‫بهم گفته بودن دو ماشین وارد شهر می‌شه!

210
00:15:19,627 --> 00:15:23,297
‫بعدش هم گفتن اگه به حرفشون عمل نکنم...

211
00:15:24,214 --> 00:15:25,799
‫گفتن چی می‌شه؟

212
00:15:26,050 --> 00:15:27,927
‫گفتن اگه به حرفشون عمل نکنی، چی می‌شه؟

213
00:15:28,886 --> 00:15:32,306
‫ببین، بذار دوباره
‫قول و قرارمون رو برات توضیح بدم.

214
00:15:32,306 --> 00:15:34,642
‫اگه من بگم بپر، باید بپری.

215
00:15:34,642 --> 00:15:37,436
‫اگه ازت سوالی کردم،
‫باید جواب بدی...

216
00:15:37,436 --> 00:15:40,564
‫گفتن برادرم می‌میره، خب؟!

217
00:15:42,900 --> 00:15:45,402
‫گفتن اگه به حرفشون عمل نکنم،

218
00:15:45,402 --> 00:15:48,697
‫برادرم می‌میره؛
‫گفتن همه می‌میرن!

219
00:15:58,207 --> 00:16:00,668
‫چرا من رو ننداختین تو جعبه؟

220
00:16:00,668 --> 00:16:03,671
‫چه بدونم! خیال می‌کردم...

221
00:16:07,341 --> 00:16:08,634
‫ببین.

222
00:16:20,604 --> 00:16:24,984
‫خودم شاهد بودم که این شهر
‫موجب می‌شه افراد خوبی...

223
00:16:28,988 --> 00:16:30,572
‫دست به اعمال بدی بزنن.

224
00:16:35,911 --> 00:16:37,621
‫به راهمون ادامه بدیم.

225
00:16:53,303 --> 00:16:55,180
‫متوجه نمی‌شم.

226
00:16:55,180 --> 00:16:57,224
‫ایتان گفته بود به نظرش قطعات پازلن.

227
00:16:57,224 --> 00:16:58,976
‫نه‌خیر، قطعات پازل نیستن.

228
00:16:58,976 --> 00:17:00,477
‫داستانی رو روایت می‌کنن.

229
00:17:00,477 --> 00:17:02,855
‫همگیشون داستانی رو روایت می‌کنن.

230
00:17:02,855 --> 00:17:04,898
‫وقتی هم بفهمیم داستانش از چه قراره،

231
00:17:04,898 --> 00:17:06,984
‫می‌فهمیم بعدش چیکار کنیم.

232
00:17:06,984 --> 00:17:09,069
‫این شکلیه دیگه.

233
00:17:09,528 --> 00:17:12,865
‫آها، اِم، به نظرم بهتره دیگه نگاهشون نکنیم.

234
00:17:12,865 --> 00:17:14,408
‫ولی مجبوریم بکنیم.

235
00:17:14,408 --> 00:17:15,868
‫اگه نفهمیم داستانش از چه قراره...

236
00:17:15,909 --> 00:17:18,037
‫که نمی‌تونیم ماجراجوییمون رو
‫به اتمام برسونیم.

237
00:17:18,078 --> 00:17:20,664
‫من نمی‌ترسم، قول می‌دم.

238
00:17:20,664 --> 00:17:22,124
‫خودم می‌دونم.

239
00:17:24,001 --> 00:17:25,669
‫به نظرت برج بابا نتیجه می‌ده؟

240
00:17:25,669 --> 00:17:29,006
‫نمی‌دونم. یعنی باید صبر کنیم
‫و ببینیم چی می‌شه دیگه.

241
00:17:30,466 --> 00:17:32,384
‫به نظرتون این یکی
‫کجای داستان رو روایت می‌کنه؟

242
00:17:32,384 --> 00:17:34,803
‫ایول بابا، این کارمون خیلی مفیده.

243
00:17:34,803 --> 00:17:35,971
‫وای نه، نه، نه، نه، نه. خیلی‌خب.

244
00:17:35,971 --> 00:17:38,432
‫خیلی‌خب. بهتره... بهتره بس کنیم.

245
00:17:39,016 --> 00:17:41,477
‫اِم، شاید بهتر باشه بازی دیگه‌ای بکنیم.

246
00:17:41,477 --> 00:17:43,353
‫چه‌جور بازی‌ای بکنیم؟

247
00:17:44,396 --> 00:17:46,148
‫اِم...

248
00:17:46,148 --> 00:17:47,816
‫خیلی‌خب.

249
00:17:48,442 --> 00:17:51,445
‫اسم بازیش «وقتی رسیدم خونه، می‌خوام...»ـه.

250
00:17:51,445 --> 00:17:53,363
‫بعدش می‌گیم
‫واسه چی مشتاقیم...

251
00:17:53,363 --> 00:17:55,032
‫که برگردیم خونه.

252
00:17:55,282 --> 00:17:56,784
‫من اول می‌گم.

253
00:17:57,534 --> 00:18:00,079
‫وقتی رسیدم خونه، می‌خوام...

254
00:18:01,121 --> 00:18:04,374
‫می‌رم رستوران «جیوولی»...

255
00:18:04,374 --> 00:18:06,752
‫و کل غذاهای...

256
00:18:07,503 --> 00:18:09,379
‫منوشون رو سفارش می‌دم.

257
00:18:09,379 --> 00:18:11,590
‫شاید از هرکدومشون دوتا سفارش بدم.

258
00:18:12,257 --> 00:18:13,801
‫نوبت توئه جولز.

259
00:18:14,051 --> 00:18:15,135
‫خیلی مسخره است.

260
00:18:15,177 --> 00:18:17,137
‫بگو دیگه جولز.

261
00:18:17,179 --> 00:18:18,347
‫قبوله.

262
00:18:18,347 --> 00:18:22,893
‫وقتی رسیدم خونه، می‌خوام...

263
00:18:24,645 --> 00:18:28,649
‫می‌خوام با دوستانم تماس بگیرم و...

264
00:18:29,775 --> 00:18:31,610
‫صرفا باهاشون تماس می‌گیرم دیگه.

265
00:18:33,570 --> 00:18:35,322
‫تو چی؟

266
00:18:36,115 --> 00:18:39,076
‫وقتی رسیدم خونه، می‌خوام...

267
00:18:39,076 --> 00:18:42,538
‫می‌خوام عین همین‌جا خوشحال باشیم.

268
00:18:42,830 --> 00:18:45,999
‫خونه خودمون اصلا دور میز بازی نمی‌کنیم.

269
00:18:53,674 --> 00:18:55,384
‫خیلی‌خب، ببین،

270
00:18:55,384 --> 00:18:59,221
‫تاریخ انقضای خیلی از این باتری‌ها گذشته.

271
00:18:59,388 --> 00:19:01,431
‫خیلی‌خب، باتری جدید ماشین خودم...

272
00:19:01,431 --> 00:19:05,352
‫و ظرف غذای غول‌پیکری
‫که شما سوارش بودین رو درآوردیم، ولی...

273
00:19:06,854 --> 00:19:08,438
‫حتی اون‌ها هم دو ساعته خالی می‌شن.

274
00:19:08,438 --> 00:19:11,567
‫باید چیزی جور کنیم
‫که تا چند روز یا چند هفته...

275
00:19:11,608 --> 00:19:14,903
‫روشنش نگه داره، مگه نه؟
‫چند ساعت که به درد نمی‌خوره.

276
00:19:14,903 --> 00:19:16,947
‫باید باتری‌ها رو برداریم،

277
00:19:16,989 --> 00:19:18,740
‫بذاریم تو ماشین‌ها
‫و با روشن کردن ماشین‌ها...

278
00:19:18,740 --> 00:19:19,741
‫مجددا شارژشون کنیم.

279
00:19:19,783 --> 00:19:21,702
‫خب، بعدش چی؟ چقدر سوخت بسوزونیم؟

280
00:19:21,702 --> 00:19:23,495
‫ببین، منظورم اینه که در هر صورت...

281
00:19:23,495 --> 00:19:24,830
‫باید منبعی حیاتی رو مصرف کنیم...

282
00:19:24,830 --> 00:19:27,207
‫و اگه نتیجه کارمون قطعی بود، اشکالی نداشت،

283
00:19:27,207 --> 00:19:28,917
‫ولی بیا روراست باشیم دیگه،
‫احتمالا نتیجه نمی‌ده!

284
00:19:28,959 --> 00:19:30,544
‫عه. صدات رو بلند نکن.

285
00:19:40,179 --> 00:19:41,805
‫کسی ویکتور رو ندیده؟

286
00:19:42,598 --> 00:19:45,726
‫ببین، کاش یه نگاهی به نماده می‌انداختی.

287
00:19:45,726 --> 00:19:47,352
‫دفترچه رو باز کن دیگه!

288
00:19:47,352 --> 00:19:48,979
‫چه مرگته؟

289
00:19:50,272 --> 00:19:53,108
‫احتمالش زیاده که بتونیم
‫از این طریق بریم خونه‌مون، ولی تو داری...

290
00:19:55,319 --> 00:19:57,237
‫می‌دونی چیه؟ برو دیگه.

291
00:19:57,237 --> 00:19:59,865
‫برو. برو، برو ویکتور رو پیدا کن.

292
00:19:59,865 --> 00:20:01,867
‫هر کاری می‌خوای بکن.

293
00:20:01,867 --> 00:20:05,287
‫من اینجا می‌مونم
‫و خودم راه‌حلش رو پیدا می‌کنم.

294
00:20:05,454 --> 00:20:07,623
‫راه‌حلی نداره.
‫منبع انرژی نداریم.

295
00:20:10,000 --> 00:20:11,376
‫جیم، اینجا که عین «جزیره گیلیگن» نیست.

296
00:20:11,376 --> 00:20:13,587
‫قرار نیست با برگ نخل و نارگیل
‫رادیو درست کنی.

297
00:20:13,587 --> 00:20:16,089
‫شاید جناب‌عالی اون‌قدری
‫که خیال می‌کنی، باهوش نیستی.

298
00:20:20,761 --> 00:20:22,137
‫خب حالا.

299
00:20:28,936 --> 00:20:31,230
‫چیکار داری؟

300
00:20:31,313 --> 00:20:33,690
‫اِم... شنیدم چی شده.

301
00:20:34,107 --> 00:20:36,068
‫حالت خوبه؟

302
00:20:36,068 --> 00:20:38,612
‫مردک خودش رو
‫تو دست شویی من دار نزده بود که.

303
00:20:41,823 --> 00:20:43,659
‫مگه الان نباید بیرون...

304
00:20:43,659 --> 00:20:45,827
‫مشغول جمع‌آوری تدارکات
‫یا ساخت سفینه...

305
00:20:45,869 --> 00:20:46,870
‫یا تو این مایه ها باشی؟

306
00:20:46,870 --> 00:20:48,747
‫صرفا خواستم بگم...

307
00:20:48,956 --> 00:20:50,916
‫اگه خواستی با کسی صحبت کنی...

308
00:20:51,458 --> 00:20:53,377
‫آها، یعنی الان که کلانتر شدی،

309
00:20:53,377 --> 00:20:55,629
‫می‌خوای همه رو نصیحت کنی؟

310
00:20:55,879 --> 00:20:58,048
‫به نظرم یکی از خصوصیات خوب بوید...

311
00:20:58,048 --> 00:20:59,883
‫این بود که سرش تو کار خودش بود.

312
00:21:01,885 --> 00:21:04,513
‫خب، من چند نفر رو می‌برم انبار...

313
00:21:04,554 --> 00:21:06,556
‫که باز هم واسه برجمون چوب جمع کنیم.

314
00:21:06,848 --> 00:21:08,558
‫شاید دلت بخواد...

315
00:21:08,558 --> 00:21:11,061
‫باهامون بیای یا... چه بدونم.

316
00:21:11,103 --> 00:21:11,645
‫چوب می‌خواین؟

317
00:21:11,770 --> 00:21:13,230
‫کجا می‌ری؟

318
00:21:13,563 --> 00:21:15,357
‫بریم چوب بیاریم!

319
00:21:16,525 --> 00:21:18,068
‫دانا!

320
00:21:18,443 --> 00:21:19,820
‫یالا!

321
00:21:19,820 --> 00:21:21,697
‫دارم کارت رو راحت می‌کنم!

322
00:21:21,697 --> 00:21:23,156
‫دانا!

323
00:21:28,412 --> 00:21:29,746
‫آهای!

324
00:21:29,746 --> 00:21:31,331
‫دانا!

325
00:21:31,623 --> 00:21:33,250
‫دانا! عه!

326
00:21:33,250 --> 00:21:34,668
‫عه، عه، عه، عه!

327
00:21:34,668 --> 00:21:35,794
‫دانا آروم باش، آروم!

328
00:21:35,836 --> 00:21:38,088
‫اروم بگیر بابا!
‫من که روانی نیستم.

329
00:21:38,088 --> 00:21:40,924
‫گفتی چوب می‌خواییم؟
‫اینم از چوب.

330
00:21:40,924 --> 00:21:42,426
‫باشه خب.

331
00:21:44,761 --> 00:21:46,596
‫دانا بسه دیگه.

332
00:21:46,596 --> 00:21:49,182
‫چوب اینجا از اون چوب‌های
‫پوسیده‌ای که...

333
00:21:49,182 --> 00:21:51,310
‫می‌خوایین از توی انبار بیارین بهتره.

334
00:21:52,894 --> 00:21:55,188
‫خودت جلوش رو می‌گیری یا من بگیرم؟

335
00:21:55,230 --> 00:21:57,899
‫دانا بسه! باید...
‫باید اینجا دست نخورده بمونه.

336
00:21:57,899 --> 00:21:59,901
‫واسه چی؟ ها؟

337
00:22:00,277 --> 00:22:02,154
‫مگه نگفتین می‌ریم خونه؟

338
00:22:02,154 --> 00:22:04,531
‫اینجا به کارمون نمیاد.

339
00:22:04,531 --> 00:22:07,659
‫اون برج باشکوهتون قراره
‫همه‌مون رو ببره خونه.

340
00:22:07,784 --> 00:22:10,370
‫دلیلی نداره اینجا رو نگه‌داریم.

341
00:22:10,829 --> 00:22:14,541
‫اینجا دیگه خونه نیست.
‫یه قبرستونه!

342
00:22:23,175 --> 00:22:24,885
‫خواهشا می‌شه...

343
00:22:24,885 --> 00:22:26,595
‫خواهشا می‌شه چند دقیقه...

344
00:22:58,835 --> 00:23:02,214
‫چه خوب شد الیس
‫قبل اینکه برین اومد دیدنتون.

345
00:23:02,923 --> 00:23:05,133
‫مطمئنم این کارتون خیلی واسش باارزشه.

346
00:23:08,261 --> 00:23:10,722
‫داستان خانمتون رو قبلا شنیده بودم.

347
00:23:11,515 --> 00:23:12,766
‫که مجبور شدین چی کار کنین.

348
00:23:12,766 --> 00:23:14,684
‫قرار نیست درموردش حرف بزنیم.

349
00:23:15,477 --> 00:23:16,895
‫اشکال نداره.

350
00:23:17,104 --> 00:23:19,231
‫لازم نیست حرف بزنیم.

351
00:23:20,232 --> 00:23:22,776
‫آخه از یه سری جهات...

352
00:23:23,944 --> 00:23:26,446
‫من رو یاد ناتان می‌ندازین.

353
00:23:27,906 --> 00:23:30,742
‫یعنی اندازه شما که خشن نبود.

354
00:23:30,742 --> 00:23:32,327
‫ولی شما هم همیشه...

355
00:23:32,327 --> 00:23:34,704
‫نیاز بقیه واستون توی اولویته.

356
00:23:34,955 --> 00:23:36,706
‫اونم همین‌جوری اینجا گرفتار شد.

357
00:23:37,707 --> 00:23:39,960
‫فکر نکنم اگه ناتان بود
‫دلش می‌خواست بیاییم توی جنگل.

358
00:23:40,252 --> 00:23:41,670
‫اونوقت چرا؟

359
00:23:41,670 --> 00:23:44,256
‫ناتان یه نظریه‌هایی درمورد اینجا داشت.

360
00:23:44,548 --> 00:23:46,299
‫می‌گفت اگه بخواییم بریم،

361
00:23:46,341 --> 00:23:48,385
‫اگه خیلی بهش فشار وارد کنیم،

362
00:23:48,969 --> 00:23:51,096
‫حتما کارمون یه فشار متقابل هم داره.

363
00:23:58,061 --> 00:23:59,354
‫صدای چیه؟

364
00:24:02,816 --> 00:24:04,151
‫نمی‌دونم.

365
00:24:16,955 --> 00:24:18,165
‫چی کار می‌کنی؟

366
00:24:18,165 --> 00:24:21,084
‫نگاه کن.
‫یه چیزی داخلشون هست.

367
00:24:21,877 --> 00:24:25,130
‫باید یکیشون رو بکشیم پایین. همین...

368
00:24:25,755 --> 00:24:27,507
‫مطمئنی فکر خوبیه؟

369
00:24:28,175 --> 00:24:29,384
‫اصلا می‌خوای...

370
00:24:31,595 --> 00:24:33,138
‫چی شد؟

371
00:24:34,848 --> 00:24:36,099
‫سارا.

372
00:24:37,642 --> 00:24:40,687
‫عه، عه، عه. چیزی نیست.

373
00:24:40,687 --> 00:24:41,938
‫چیزی نیست.

374
00:24:41,938 --> 00:24:43,231
‫ببین منو سارا. چیزیت نیست.

375
00:24:43,231 --> 00:24:44,900
‫نه! نه!

376
00:24:44,900 --> 00:24:46,610
‫چی شده؟

377
00:24:46,610 --> 00:24:47,611
‫سارا! سارا!

378
00:24:47,903 --> 00:24:48,820
‫نه، نه. صحبت کن.

379
00:24:49,237 --> 00:24:50,447
‫باهام حرف بزن. حرف بزن.

380
00:24:50,447 --> 00:24:52,240
‫نه، نه، نه، نه!

381
00:24:54,284 --> 00:24:56,661
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫نکن، نکن! نه، نه!

382
00:24:56,661 --> 00:24:58,997
‫نه سارا. نه، نه، نه. باشه.

383
00:24:59,873 --> 00:25:02,042
‫نه سارا! سارا! آروم!

384
00:25:02,042 --> 00:25:03,919
‫می‌شه یه‌کم تنهامون بذاری؟

385
00:25:04,711 --> 00:25:06,129
‫آره.

386
00:25:07,172 --> 00:25:08,882
‫اینم می‌ذارم همینجا.

387
00:25:09,132 --> 00:25:11,343
‫اگه چیزی خواستین صدام کنین.

388
00:25:17,182 --> 00:25:19,100
‫حالت خوبه؟

389
00:25:22,229 --> 00:25:23,897
‫دانا، می‌دونم بابت اریک ناراحتی،

390
00:25:23,897 --> 00:25:25,690
‫ولی از دست تو هیچ...

391
00:25:25,690 --> 00:25:28,235
‫ولم کن بابا.
‫مسئله اون نیست.

392
00:25:30,403 --> 00:25:33,073
‫خودش خودشو به باد داد.

393
00:25:33,990 --> 00:25:36,910
‫پسره حق داشت اون‌جوری که
‫دلش می‌خواد بمیره.

394
00:25:38,703 --> 00:25:41,248
‫برگرد همون سرزمین رویاهای خودتون.

395
00:25:41,706 --> 00:25:44,251
‫پس فکر می‌کنی برجه کارساز نیست.

396
00:25:45,585 --> 00:25:47,003
‫تو فکر می‌کنی هست؟

397
00:25:47,003 --> 00:25:51,466
‫به نظرم ممکنه باشه.
‫حداقل ارزش تلاش کردن که داره.

398
00:25:51,508 --> 00:25:53,843
‫بعدش که شکست بخوری چی می‌شه؟

399
00:25:55,679 --> 00:25:58,056
‫- یه بار دیگه تلاش می‌کنیم.
‫- نه!

400
00:25:58,265 --> 00:26:01,017
‫نه خیر پسرک نفهم.

401
00:26:01,017 --> 00:26:03,353
‫مسئله همینه.
‫چون بعدش نمی‌شه تلاش کرد.

402
00:26:03,770 --> 00:26:05,939
‫چون به مردم وعده دادی.

403
00:26:05,939 --> 00:26:07,440
‫امیدوارشون کردی.

404
00:26:07,566 --> 00:26:10,277
‫اگه اون رو ازش بگیری
‫دیگه امیدی نمی‌مونه.

405
00:26:10,277 --> 00:26:13,989
‫همه‌شون جا می‌زنن
‫بعد می‌میرن.

406
00:26:15,323 --> 00:26:19,286
‫چون اینجا تیم سافتبال مدرسه نیست...

407
00:26:19,286 --> 00:26:21,538
‫که به همه شرکت کننده‌ها مدال بدن.

408
00:26:21,830 --> 00:26:23,665
‫تو که نمی‌فهمی!

409
00:26:24,082 --> 00:26:26,459
‫یادت نیست اینجا قبلا چطوری بوده.

410
00:26:26,459 --> 00:26:28,920
‫چون جنابعالی اینجا تشریف نداشتی.

411
00:26:31,381 --> 00:26:33,508
‫می‌خوای بدونی واسه چی دلم گرفته؟

412
00:26:34,175 --> 00:26:38,430
‫دلم واسه خونه‌ای گرفته که
‫تقریبا تونستیم واسه مردم اینجا بسازیم.

413
00:26:39,222 --> 00:26:42,392
‫دلم واسه این گرفته که
‫فقط یه مدت کوتاهی...

414
00:26:42,392 --> 00:26:45,395
‫مردم می‌تونستن حس کنن
‫اینجا هم می‌تونه خونه‌شون باشه.

415
00:26:45,395 --> 00:26:49,065
‫بابت این دلم گرفته که شماها...

416
00:26:49,065 --> 00:26:51,901
‫انقدر توی نقش آقای جادوگر فرو رفتین...

417
00:26:51,901 --> 00:26:54,738
‫که نمی‌فهمین بعد شکستتون
‫چه بلایی سر اینجا و مردمش میاد.

418
00:27:04,331 --> 00:27:06,333
‫پس می‌گی چی کار کنیم؟

419
00:27:09,127 --> 00:27:10,211
‫دقیقا چی کار کنیم؟

420
00:27:10,253 --> 00:27:12,547
‫دست رو دست بذاریم و
‫برای خونه رفتن تلاش نکنیم؟

421
00:27:13,757 --> 00:27:15,467
‫توی شهری زندگی کنیم که هر شب خدا...

422
00:27:15,467 --> 00:27:17,010
‫یه موجودی میاد شکارمون کنه؟

423
00:27:17,469 --> 00:27:19,804
‫ای ولم کن بابا...

424
00:27:19,804 --> 00:27:21,222
‫مگه چیه؟

425
00:27:21,264 --> 00:27:23,683
‫حداقل اون هیولاها انقدر شرافت دارن...

426
00:27:23,683 --> 00:27:25,894
‫که خود واقعی‌شون رو نشون بدن.

427
00:27:31,191 --> 00:27:33,610
‫می‌دونم به نظر شما شهری‌ها...

428
00:27:33,652 --> 00:27:36,029
‫خانه اجتماعات صرفا یه جایی...

429
00:27:36,029 --> 00:27:39,449
‫واسه خوش گذرونیه.

430
00:27:40,659 --> 00:27:42,994
‫ولی بیشتر از این حرف‌ها بود.

431
00:27:43,745 --> 00:27:45,538
‫یه جای خاص بود.

432
00:27:46,915 --> 00:27:51,211
‫اون همه آدم،
‫از اقصی نقاط جهان،

433
00:27:51,211 --> 00:27:53,922
‫که زندگی‌هاشون فرق داشت،
‫زیر یه سقف بودن.

434
00:27:54,214 --> 00:27:56,591
‫با اینکه ترس به دلشون بود،

435
00:27:56,591 --> 00:27:59,511
‫با وجود ترس از هیولاهای جنگلی مسخره،

436
00:28:00,053 --> 00:28:02,931
‫مثل اکثر چیزهای زندگی...

437
00:28:02,931 --> 00:28:06,601
‫تا وقتی که داشتیمش
‫هیچ‌کس قدرش رو نمی‌دونست.

438
00:28:14,651 --> 00:28:15,777
‫شرمنده‌ام.

439
00:28:17,445 --> 00:28:19,489
‫آره.

440
00:28:20,657 --> 00:28:21,950
‫منم شرمنده‌ام.

441
00:28:25,412 --> 00:28:29,040
‫ببین، روز که از نو دربیاد...

442
00:28:29,040 --> 00:28:30,917
‫منم دوباره انرژیم برمی‌گرده.

443
00:28:32,085 --> 00:28:34,379
‫بعد واسه اون برجه تلاش می‌کنیم.

444
00:28:38,174 --> 00:28:42,178
‫ولی اگه شکست خورد،
‫از الآن واسه سقوط بعدش آماده شو.

445
00:28:42,721 --> 00:28:44,764
‫اگه هم موفق شدیم...

446
00:28:47,600 --> 00:28:50,603
‫به نظرم بعدش می‌فهمی
‫بیشتر از چیزی که فکر می‌کنی...

447
00:28:50,603 --> 00:28:53,231
‫دلت برای این شهر تنگ می‌شه.

448
00:29:10,790 --> 00:29:12,500
‫از اون روزهاست که خسته‌ات می‌کنه، نه؟

449
00:29:16,254 --> 00:29:19,466
‫فقط به یه مشکل کوچیک خوردم. همین.

450
00:29:19,466 --> 00:29:20,759
‫آره.

451
00:29:21,092 --> 00:29:22,927
‫جید کجاست؟

452
00:29:23,428 --> 00:29:27,223
‫جید... نمی‌دونم.

453
00:29:27,390 --> 00:29:28,808
‫خیلی‌خب.

454
00:29:29,559 --> 00:29:31,436
‫دانا زمین رو سوراخ کرد.

455
00:29:31,853 --> 00:29:33,188
‫آره.

456
00:29:33,188 --> 00:29:35,940
‫پس اعتراف می‌کنم
‫خوب بلده تبر بزنه.

457
00:29:44,282 --> 00:29:47,035
‫خب، برگردم سر کارم دیگه.

458
00:29:47,368 --> 00:29:50,497
‫اون سیم‌پیچی که واسه
‫رادیو می‌خواستی رو جور کردیم،

459
00:29:50,497 --> 00:29:53,249
‫به اندازه کافی هم واسش سیم داریم.

460
00:29:53,750 --> 00:29:55,585
‫خوبه دیگه.

461
00:29:55,585 --> 00:29:56,753
‫جدی؟

462
00:29:56,753 --> 00:29:59,214
‫آره دیگه. یعنی حالا...

463
00:29:59,214 --> 00:30:01,633
‫منم نمی‌خوام تظاهر کنم
‫امروز خیلی خوب پیش رفت.

464
00:30:02,467 --> 00:30:05,470
‫صرفا موجب تأخیر برنامه می‌شن.
‫فقط همین.

465
00:30:06,137 --> 00:30:08,139
‫وسیله‌های لازم رادیو رو که پیدا کردین،

466
00:30:08,139 --> 00:30:10,350
‫کار برج هم که تموم شده،

467
00:30:10,350 --> 00:30:12,310
‫اینش هم درست می‌کنم.

468
00:30:12,435 --> 00:30:13,812
‫چطوری؟

469
00:30:13,812 --> 00:30:15,730
‫چطوریش رو نمی‌دونم.

470
00:30:15,730 --> 00:30:17,732
‫ولی هر مهندسی به یه اصلی واقفه؛

471
00:30:17,732 --> 00:30:19,734
‫اونم اینه که همیشه یه راهی هست.

472
00:30:20,985 --> 00:30:22,570
‫ما هم یه راهی واسش پیدا می‌کنیم.

473
00:30:53,268 --> 00:30:54,477
‫سلام.

474
00:30:57,730 --> 00:30:59,315
‫سلام.

475
00:30:59,315 --> 00:31:00,984
‫حالت خوبه؟

476
00:31:04,988 --> 00:31:06,990
‫اریک دوستم بود.

477
00:31:08,449 --> 00:31:11,452
‫ای خدا... واقعا شرمنده‌ام.

478
00:31:11,452 --> 00:31:14,455
‫نمی‌دونستم با هم صمیمی بودین.

479
00:31:15,957 --> 00:31:18,501
‫سلیاک داشت.

480
00:31:19,127 --> 00:31:21,588
‫واسه همین زیاد می‌اومد درمونگاه.

481
00:31:21,588 --> 00:31:23,840
‫همیشه دچار نفخ و کم‌آبی بدن می‌شد.

482
00:31:25,174 --> 00:31:27,302
‫منم هی بهش می‌گفتم انقدر نون نخور.

483
00:31:28,011 --> 00:31:29,804
‫اونم همیشه یه حرفی می‌زد مثل؛

484
00:31:29,804 --> 00:31:31,598
‫«من که این مشکل رو دارم،»

485
00:31:31,598 --> 00:31:34,309
‫«انتظار داری دیگه کربوهیدرات نخورم؟»

486
00:31:34,934 --> 00:31:37,228
‫کلا همچین آدمی بود دیگه، می‌دونی؟

487
00:31:37,437 --> 00:31:41,524
‫از اون آدم‌هایی بود که
‫وقتی اولین بار اومدم اینجا...

488
00:31:43,234 --> 00:31:45,278
‫خیلی کنارم بود.

489
00:31:47,655 --> 00:31:52,035
‫الآنم که مُرده. پس...

490
00:32:00,001 --> 00:32:01,294
‫ببین کریستی...

491
00:32:01,294 --> 00:32:05,840
‫گوش کن، می‌دونم اخیرا خیلی
‫بهت سخت گذشته،

492
00:32:05,840 --> 00:32:09,177
‫می‌دونم هم که این برجه
‫واسه همه خیلی مهمه.

493
00:32:09,218 --> 00:32:11,804
‫احساس مسئولیتش هم روی توئه...

494
00:32:11,804 --> 00:32:12,805
‫کریستی...

495
00:32:12,805 --> 00:32:15,391
‫فقط می‌خوام یه قولی بهم بدی، خب؟

496
00:32:17,018 --> 00:32:18,770
‫اگه شکست خورد،

497
00:32:18,770 --> 00:32:21,272
‫اگه خودت شکست خوردی،

498
00:32:21,814 --> 00:32:25,443
‫فقط قول بده میای پیش خودم.

499
00:32:26,486 --> 00:32:28,363
‫با خودم حرف می‌زنی.

500
00:32:28,363 --> 00:32:30,073
‫که من کمکت کنم.

501
00:32:33,993 --> 00:32:35,703
‫قول می‌دم.

502
00:32:39,082 --> 00:32:41,042
‫ملت هم کلا نمی‌فهمن قضیه از چه قراره.

503
00:32:42,377 --> 00:32:44,754
‫آخه عین اینه یه پنج سنتی رو بگیری...

504
00:32:44,754 --> 00:32:48,132
‫یهویی یه کاری کنی
‫که بشه 10 سنت.

505
00:32:49,592 --> 00:32:51,427
‫اصلا مهم نیست. می‌دونی چرا؟

506
00:32:51,427 --> 00:32:56,349
‫چون جید نابغه‌ست.
‫جید یه کاریش می‌کنه. تو...

507
00:32:56,641 --> 00:32:57,642
‫بذار یه چیزی واست بگم،

508
00:32:57,642 --> 00:33:00,520
‫عمرا اگه بدونی چه حسی داره...

509
00:33:00,520 --> 00:33:01,729
‫که اون آدمی باشی که همه...

510
00:33:01,729 --> 00:33:04,482
‫فکر می‌کنن فقط اون می‌تونه...

511
00:33:05,900 --> 00:33:07,485
‫یه مشکل حل نشدنی رو حل کنه.

512
00:33:08,194 --> 00:33:10,029
‫بعدش هم که...

513
00:33:10,029 --> 00:33:12,365
‫بعدش هم آقای عصاقورت‌داده میاد...

514
00:33:12,365 --> 00:33:15,868
‫با اون اسب سفید و بزرگش و...

515
00:33:15,868 --> 00:33:18,246
‫اون چشم‌های آبیش...

516
00:33:18,579 --> 00:33:22,959
‫می‌گه «وای! مواد نکش! ای آدم فاسد.»

517
00:33:24,252 --> 00:33:26,212
‫باشه، قبوله. می‌دونی چیه؟ اصلا قبول.

518
00:33:26,212 --> 00:33:28,381
‫فکر کردی خودت بلدی؟
‫رو کن ببینم! درستش کن!

519
00:33:28,381 --> 00:33:31,342
‫منم نشستم ببینم چطوری درستش می‌کنی!

520
00:33:33,136 --> 00:33:34,679
‫چقدر نق می‌زنی!

521
00:33:35,013 --> 00:33:36,806
‫همش نق، نق!

522
00:33:36,889 --> 00:33:38,516
‫انقدر نق نزن!

523
00:33:38,516 --> 00:33:41,561
‫ببخشید. ببخشید.

524
00:33:42,228 --> 00:33:44,230
‫برق می‌خوای؟

525
00:33:44,856 --> 00:33:46,482
‫آره.

526
00:33:58,703 --> 00:34:01,581
‫مشکل اینه نمی‌شه بهش
‫چیزی تو برق زد.

527
00:34:03,750 --> 00:34:05,334
‫آخه مثل یه ماهیتابه هم نیست...

528
00:34:05,334 --> 00:34:08,588
‫که مثلا بذاریمش رو گاز.

529
00:34:09,255 --> 00:34:10,339
‫فقط خدا می‌دونه،

530
00:34:10,339 --> 00:34:13,051
‫برقی که از توی سیم‌ها میاد هنوز...

531
00:34:23,644 --> 00:34:24,812
‫فهمیدم راهش چیه.

532
00:34:28,900 --> 00:34:29,984
‫سلام.

533
00:34:30,026 --> 00:34:31,986
‫این پایینیم!

534
00:34:36,115 --> 00:34:37,575
‫سلام.

535
00:34:37,575 --> 00:34:39,494
‫قضیه برج چطور پیش رفت؟

536
00:34:39,952 --> 00:34:41,037
‫خوب بود.

537
00:34:41,287 --> 00:34:43,122
‫گمونم اوضاع داره روبه‌راه می‌شه.

538
00:34:43,748 --> 00:34:45,666
‫چه دروغگوی بدی هستی.

539
00:34:46,334 --> 00:34:49,170
‫مرسی. یادم باشه تمرین کنه.

540
00:34:49,545 --> 00:34:51,047
‫درست می‌شه.

541
00:34:51,964 --> 00:34:54,509
‫برجه رو می‌گم.
‫درست می‌شه.

542
00:34:55,259 --> 00:34:57,720
‫چی شده تو انقدر خوش‌بین شدی؟

543
00:34:57,720 --> 00:34:59,847
‫نمی‌دونم.

544
00:34:59,847 --> 00:35:02,266
‫اون حرفی که ایتان زد تو سرم بود.

545
00:35:02,266 --> 00:35:03,935
‫چی گفت؟

546
00:35:03,935 --> 00:35:05,853
‫گفت نکنه ما قرار بوده بیاییم اینجا؟

547
00:35:06,521 --> 00:35:08,564
‫نمی‌دونم، عجیبه‌ها ولی بازم...

548
00:35:10,191 --> 00:35:12,610
‫وقتی خونه بودیم،
‫اصلا صحبت نمی‌کردیم.

549
00:35:12,610 --> 00:35:13,611
‫همه‌مون فقط...

550
00:35:15,029 --> 00:35:16,489
‫ولی الآن دوباره دور هم جمع شدیم.

551
00:35:16,489 --> 00:35:18,366
‫دوباره با هم صمیمی شدیم.

552
00:35:18,366 --> 00:35:21,410
‫عین...

553
00:35:21,452 --> 00:35:24,038
‫عین همون حرفیه که فاطمه
‫شب اول که اومدم بهم زد؛

554
00:35:24,330 --> 00:35:26,165
‫«اگه به اندازه کافی بری بالا...»

555
00:35:26,165 --> 00:35:27,917
‫«حتی یه کابوس هم می‌تونه
‫شبیه خواب قشنگ باشه.»

556
00:35:28,668 --> 00:35:30,503
‫چه حرف خردمندانه‌ای.

557
00:35:32,672 --> 00:35:37,009
‫خب، حالا می‌خوای یه‌کم
‫بی‌خیال اون برجه بشی،

558
00:35:37,009 --> 00:35:39,220
‫کمک کنی باغ خودمون رو بیل بزنیم؟

559
00:35:42,014 --> 00:35:42,974
‫قبوله.

560
00:36:05,246 --> 00:36:09,500
‫چیزی نیست. نترس. نترس.

561
00:36:11,586 --> 00:36:15,089
‫چیزی نیست. هیچی نیست. بیا.

562
00:36:15,089 --> 00:36:17,049
‫بفرما. آفرین.

563
00:36:17,049 --> 00:36:18,634
‫آفرین.

564
00:36:19,385 --> 00:36:21,179
‫مطمئن نبودم به‌هوش بیای.

565
00:36:24,390 --> 00:36:25,808
‫کجاییم؟

566
00:36:26,225 --> 00:36:28,686
‫نگران نباش. جامون امنه.

567
00:36:31,939 --> 00:36:33,107
‫این همون...

568
00:36:33,566 --> 00:36:34,567
‫آها، آره.

569
00:36:34,567 --> 00:36:38,946
‫تونستم... یکی‌شون رو بندازم پایین.

570
00:36:38,946 --> 00:36:41,949
‫اینم... داخلش بود.

571
00:36:43,492 --> 00:36:45,328
‫چی نوشته؟

572
00:36:45,328 --> 00:36:47,997
‫سال 1864

573
00:36:49,290 --> 00:36:50,416
‫همین.

574
00:36:50,666 --> 00:36:53,211
‫تا جایی که اطلاع دارم...

575
00:36:53,878 --> 00:36:56,005
‫همه بطری‌ها یه چیزی عین همین...

576
00:36:56,005 --> 00:36:57,798
‫داخلشون هست.

577
00:36:58,883 --> 00:37:00,635
‫به نظرم باید برگردیم.

578
00:37:01,802 --> 00:37:03,554
‫چی؟

579
00:37:05,181 --> 00:37:06,933
‫اون صدایی که شنیدم،

580
00:37:06,933 --> 00:37:09,268
‫این بار فرق می‌کرد.

581
00:37:09,810 --> 00:37:13,397
‫صدای یه خانمی بود که...

582
00:37:13,397 --> 00:37:15,441
‫که داشت جیغ می‌کشید.

583
00:37:15,524 --> 00:37:17,401
‫بهم گفت...

584
00:37:19,654 --> 00:37:22,198
‫بهم گفت اشتباه می‌کرد.

585
00:37:22,198 --> 00:37:26,369
‫که نباید می‌اومدیم اینجا،
‫که موجودات اینجا...

586
00:37:26,786 --> 00:37:28,579
‫از هیولا هم بدترن.

587
00:37:28,579 --> 00:37:31,582
‫همش می‌گفت...

588
00:37:31,916 --> 00:37:33,626
‫چی می‌گفت؟
‫همش چی می‌گفت؟

589
00:37:34,126 --> 00:37:36,003
‫نمی‌دونم.

590
00:37:36,712 --> 00:37:39,090
‫اصلا منطقی نیست.

591
00:37:40,508 --> 00:37:41,509
‫همش می‌گفت...

592
00:37:41,509 --> 00:37:43,302
‫«به جناب نان و ماهی بگو...»

593
00:37:43,678 --> 00:37:45,304
‫«که اشتباه می‌کردم.»

594
00:37:47,890 --> 00:37:49,517
‫چیه؟

595
00:37:55,606 --> 00:37:57,316
‫صدای چی بود؟

596
00:37:57,608 --> 00:37:59,068
‫نمی‌دونم.

597
00:38:15,584 --> 00:38:17,128
‫چی شده؟

598
00:38:17,253 --> 00:38:18,462
‫نمی‌دونم.

599
00:38:30,766 --> 00:38:33,477
‫نقاشی مترسک و...

600
00:38:33,477 --> 00:38:36,772
‫لولو خورخوره و عنکبوت‌های گنده‌ داریم.

601
00:38:36,772 --> 00:38:39,066
‫دیگه شد یه ماجراجویی حسابی.

602
00:38:43,988 --> 00:38:44,989
‫چی زیرشه؟

603
00:38:45,698 --> 00:38:47,158
‫بیل بزن، بیل بزن!

604
00:38:47,450 --> 00:38:49,076
‫گمونم دارم تهش رو می‌بینم.

605
00:38:49,076 --> 00:38:50,369
‫وای خدا.

606
00:38:50,411 --> 00:38:51,662
‫بیا کنار، بذار کمک کنم.

607
00:38:51,829 --> 00:38:53,205
‫آهای!

608
00:38:55,666 --> 00:38:57,251
‫بیا تو!

609
00:39:04,050 --> 00:39:05,760
‫حالت... حالت...

610
00:39:18,105 --> 00:39:20,399
‫وایستا، طلسمه کو؟

611
00:39:23,569 --> 00:39:24,779
‫ایناهاش!

612
00:39:40,252 --> 00:39:42,338
‫- نباید می‌اومدم اینجا.
‫- هیس.

613
00:39:42,838 --> 00:39:45,633
‫چیزیمون نشد. چیزیمون نشد.

614
00:39:45,633 --> 00:39:47,343
‫نه.

615
00:39:48,219 --> 00:39:49,929
‫فکر کنم یه چیزی شده.
