﻿1
00:00:00,959 --> 00:00:02,919
‫آنچه گذشت...

2
00:00:02,961 --> 00:00:04,337
‫جنگل مملو از تاریکیه.

3
00:00:04,379 --> 00:00:06,589
‫مملو از کابوس‌هاییه
‫که از تصورت هم خارجن.

4
00:00:09,050 --> 00:00:10,218
‫بس کن مارتین.

5
00:00:10,260 --> 00:00:13,054
‫خون من و تو دیگه یکی شده.

6
00:00:16,391 --> 00:00:20,103
‫هر موقع چیز عجیبی می‌بینم،
‫این نماد میاد جلوی چشمم.

7
00:00:24,482 --> 00:00:25,734
‫قبلا دیده بودمش.

8
00:00:25,775 --> 00:00:27,569
‫یعنی بهت الهام شده بود؟

9
00:00:27,610 --> 00:00:29,863
‫نه، روی دیوارهای تونل دیده بودمش.

10
00:00:29,904 --> 00:00:32,365
‫خب، ویکتور گفته بود مادرش
‫می‌خواست بچه‌های محبوس...

11
00:00:32,407 --> 00:00:33,616
‫تو فانوس دریایی رو نجات بده...

12
00:00:33,658 --> 00:00:35,785
‫و تنها راه بازگشت همه به خونه
‫از همین قراره.

13
00:00:35,827 --> 00:00:36,911
‫یعنی کل این مدت
‫خیال می‌کردم اون بچه‌ها...

14
00:00:36,911 --> 00:00:38,163
‫می‌خوان من رو بترسونن، ولی...

15
00:00:38,163 --> 00:00:40,415
‫اگه صرفا ازم کمک بخوان چی؟

16
00:00:40,457 --> 00:00:42,125
‫شما هم می‌شنوین؟

17
00:00:42,167 --> 00:00:44,044
‫کمک کنین!

18
00:00:44,085 --> 00:00:46,713
‫تو رو خدا! خواهشا کمک کنین!

19
00:00:46,713 --> 00:00:48,882
‫تو خواب حرف می‌زد.

20
00:00:48,923 --> 00:00:50,425
‫چی می‌گفت؟

21
00:00:50,467 --> 00:00:53,678
‫«دست می‌زنند، می‌شکنند و می‌ربایند.»

22
00:00:53,720 --> 00:00:55,805
‫«آزادی را زینجا می‌زدایند.»

23
00:00:55,847 --> 00:00:57,223
‫الان دیگه چیز دیگه‌ای به جون شهر افتاده.

24
00:00:57,265 --> 00:00:58,641
‫چیز جدیدی به جونش افتاده.

25
00:00:58,683 --> 00:01:00,435
‫امشب خوابیدن واسه همه خطرناکه.

26
00:01:00,477 --> 00:01:02,353
‫- تک تک شما...
‫- ببرش طبقه بالا.

27
00:01:02,395 --> 00:01:04,689
‫- همگی با هم می‌میریم!
‫- از اینجا ببرش، زود باش!

28
00:01:04,731 --> 00:01:05,982
‫خوابم یادم اومد.

29
00:01:06,024 --> 00:01:09,069
‫پسری رو دیده بودم
‫که لباس تمام سفید پوشیده بود...

30
00:01:09,069 --> 00:01:11,988
‫و چندین و چند بار جمله‌ای رو تکرار می‌کرد:

31
00:01:12,655 --> 00:01:14,074
‫«آنگاه که می‌آیند...»

32
00:01:14,115 --> 00:01:15,450
‫«سه مقصود دارند،»

33
00:01:15,492 --> 00:01:17,494
‫«گر ملودی تقطیع نیابد،
‫سلانه‌سلانه می‌شتابند.»

34
00:01:19,537 --> 00:01:20,580
‫من این رو شنیدم.

35
00:01:20,580 --> 00:01:22,123
‫یه شعر کودکانه قدیمیه.

36
00:01:22,165 --> 00:01:24,167
‫«دست می‌زنند، می‌شکنند...»

37
00:01:24,167 --> 00:01:26,920
‫«آنگاه که می‌آیند، سه مقصود دارند،»

38
00:01:26,961 --> 00:01:29,089
‫«گر ملودی تقطیع نیابد،
‫سلانه‌سلانه می‌شتابند.»

39
00:01:29,130 --> 00:01:30,298
‫جولی! بسه!

40
00:01:34,427 --> 00:01:39,849
‫[راهسرا]
‫[ظرفیت تکمیل است]

41
00:01:47,899 --> 00:01:49,442
‫طبقه بالان.

42
00:01:59,577 --> 00:02:01,412
‫مامانت و...

43
00:02:02,789 --> 00:02:05,583
‫ویکتور ایتان رو بردن غذاخوری.

44
00:02:08,461 --> 00:02:10,046
‫اِم، ببین بوید...

45
00:02:10,046 --> 00:02:11,965
‫بهتره بری طبقه بالا،
‫ممکنه به کمکت نیاز داشته باشن.

46
00:02:34,487 --> 00:02:38,032
‫اون بچه الان باید مشغول
‫انتخاب لباس مراسمش باشه،

47
00:02:38,032 --> 00:02:41,035
‫نباید اون شکلی تو اتاق دراز کشیده باشه...

48
00:02:43,121 --> 00:02:45,456
‫مشکلمون از این قراره
‫که از خیلی چیزها خبر نداریم.

49
00:02:47,709 --> 00:02:50,003
‫انگار کتابی رو باز کردیم
‫و داریم از وسطش می‌خونیم...

50
00:02:50,003 --> 00:02:53,339
‫یا سعی می‌کنیم شکل کلی جورچینی رو...

51
00:02:53,381 --> 00:02:55,633
‫با داشتن چند قطعه انگشت‌شمار
‫حدس بزنیم، درست نمی‌گم؟

52
00:02:55,633 --> 00:02:57,719
‫تازه قطعات به‌دردبخوری
‫مثل گوشه‌ها یا کناره‌هاش رو نداریم.

53
00:02:57,760 --> 00:03:01,639
‫مشتی قطعات مبهم داریم که...

54
00:03:03,725 --> 00:03:06,311
‫باید دو قطعه رو کنار هم بذاریم.

55
00:03:08,563 --> 00:03:10,857
‫حداقل در اون صورت
‫می‌تونیم از جایی شروع کنیم.

56
00:03:22,327 --> 00:03:24,245
‫آهای. آهای، کجا می‌ری؟

57
00:03:24,245 --> 00:03:25,914
‫باید با سارا صحبت کنیم.

58
00:03:41,346 --> 00:03:43,973
‫خب، اگه دیگه نمی‌شه خوابید،

59
00:03:44,015 --> 00:03:46,226
‫این کارها به چه دردی می‌خوره؟

60
00:03:46,267 --> 00:03:48,228
‫از من بشنوین،
‫بهتره همه‌مون بذاریم بریم.

61
00:03:48,269 --> 00:03:50,605
‫تجهیزات برمی‌داریم، می‌ریم
‫که ببینیم چی دستگیرمون می‌شه.

62
00:03:50,647 --> 00:03:52,190
‫بوید قبلا همین کار رو کرده.

63
00:03:52,232 --> 00:03:54,108
‫باشه، خب، شاید بوید در هر زمینه‌ای...

64
00:03:54,150 --> 00:03:56,236
‫ماهرترین آدم شهر نباشه.

65
00:03:56,694 --> 00:03:57,779
‫اصلا واسه چی اومدیم اینجا؟

66
00:03:57,820 --> 00:03:59,322
‫رندال که خیلی بی‌شعور بود.

67
00:03:59,364 --> 00:04:00,949
‫آره، خب، تو هم بی‌شعوری،

68
00:04:00,990 --> 00:04:02,742
‫ولی حاضر نیستم
‫بذارم جسدت اینجا بگنده.

69
00:04:02,784 --> 00:04:04,202
‫وای، 

70
00:04:04,202 --> 00:04:05,662
‫خیر سرم بالاخره از اتاقم بیرون اومدم،

71
00:04:05,703 --> 00:04:08,623
‫ولی باید جسد پیدا کنم.

72
00:04:08,623 --> 00:04:10,625
‫برو اون پایین رو بگرد.

73
00:04:10,625 --> 00:04:12,001
‫الجین، از این طرف بیا.

74
00:04:13,753 --> 00:04:15,421
‫ممنونم که اومدی.

75
00:04:15,463 --> 00:04:16,923
‫کار مفید حس خوبی به آدم می‌دم.

76
00:04:16,965 --> 00:04:18,216
‫تو که داری کلی کار مفید می‌کنی.

77
00:04:18,216 --> 00:04:19,759
‫این‌طور که پیداست،
‫راه‌حل این مشکل...

78
00:04:19,801 --> 00:04:22,136
‫با خواب خودت حل می‌شه.

79
00:04:22,804 --> 00:04:25,056
‫خودم می‌دونم خیلی عجیب جلوه می‌کنه.

80
00:04:25,098 --> 00:04:27,267
‫آره، شاید حل بشه.

81
00:04:27,767 --> 00:04:29,936
‫به نفعتونه خودتون هم این رو ببینین!

82
00:04:34,440 --> 00:04:36,734
‫گمون نکنم این بابا مرده باشه.

83
00:04:43,116 --> 00:04:44,951
‫وای.

84
00:04:45,159 --> 00:04:47,620
‫مگه نگفته بودی اینجا جسد هیولا افتاده؟

85
00:04:47,662 --> 00:04:49,914
‫چقدر به گلوله نقره‌ای دل بسته بودیم.

86
00:04:50,873 --> 00:04:52,500
‫خیلی‌خب.
‫سوار ونش کنین.

87
00:04:53,960 --> 00:04:55,837
‫- سوار ونش کنین!
‫- باشه.

88
00:04:58,631 --> 00:05:00,216
‫ای خدا!

89
00:05:04,721 --> 00:05:06,389
‫ضربان قلبش خوب و محکمه،

90
00:05:06,431 --> 00:05:10,143
‫تنفسش هم خیلی خوب و عمیقه.

91
00:05:10,184 --> 00:05:11,811
‫چشمش رو ببینم.

92
00:05:14,522 --> 00:05:15,898
‫وای خدایا. وای خدایا.

93
00:05:15,898 --> 00:05:17,442
‫وای خدایا. چی شده؟
‫چی شده؟

94
00:05:17,442 --> 00:05:18,693
‫- وای، چی شده؟
‫- نمی‌دونم!

95
00:05:18,735 --> 00:05:20,320
‫- جریان چیه؟
‫- چی شده؟

96
00:05:20,320 --> 00:05:21,404
‫نمی... نمی‌دونم!

97
00:05:21,446 --> 00:05:23,323
‫کاری بکن! کاری بکن!

98
00:05:23,323 --> 00:05:24,532
‫وای، وای، وای، وای!

99
00:05:24,574 --> 00:05:26,701
‫- جولی! جولی!
‫- وای خدایا!

100
00:05:26,743 --> 00:05:28,703
‫- چش شده؟
‫- نمی‌دونم.

101
00:05:28,745 --> 00:05:30,621
‫ماریل!

102
00:05:32,415 --> 00:05:34,250
‫ماریل!
‫آروم باش، آروم باش.

103
00:05:34,292 --> 00:05:35,460
‫آروم باش، ببین من رو.

104
00:05:35,460 --> 00:05:37,628
‫ماریل، ماریل،
‫باهام صحبت کن!

105
00:05:43,593 --> 00:05:49,640
‫«منشأ»
‫«فصل دوم، قسمت دهم: یکی بود، یکی نبود؟»

106
00:07:38,958 --> 00:07:41,419
‫خب، این کارمون به چه دردی می‌خوره؟

107
00:07:41,461 --> 00:07:43,254
‫تو جنگل که بودیم،

108
00:07:43,254 --> 00:07:46,299
‫گفته بودی پسرکی سفیدپوش
‫بهت گفته بود وارد درخته بشی.

109
00:07:46,299 --> 00:07:48,968
‫همون درخت من رو
‫به اتاقکی رسوند...

110
00:07:48,968 --> 00:07:50,678
‫که کل این وقایع ازش شروع شد.

111
00:07:50,720 --> 00:07:52,346
‫- خب...
‫- خب، معلوم شد...

112
00:07:52,388 --> 00:07:55,308
‫الجین خواب پسرکی سفیدپوش رو دیده بود...

113
00:07:55,308 --> 00:07:57,310
‫که بخشی از شعری کودکانه رو
‫براش خونده بود...

114
00:07:57,351 --> 00:08:01,105
‫و پائولا هم قبل از مرگش
‫همون شعر رو تکرار می‌کرد.

115
00:08:01,147 --> 00:08:03,900
‫«دست می‌زنند، می‌شکنند و می‌ربایند،»

116
00:08:03,941 --> 00:08:05,943
‫«آزادی را از روزگار می‌زدایند.»

117
00:08:05,985 --> 00:08:07,612
‫«آنگاه که می‌آیند،
‫سه مقصود دارند،»

118
00:08:07,612 --> 00:08:09,572
‫«گر ملودی ادامه یابد،
‫سلانه‌سلانه می‌شتابند.»

119
00:08:09,572 --> 00:08:12,283
‫اصلا می‌فهمی یعنی چی؟

120
00:08:12,283 --> 00:08:13,826
‫نه.

121
00:08:14,702 --> 00:08:18,498
‫جزئیات دیگه از پسرکه یادت نیست
‫که بهم بگی؟

122
00:08:18,498 --> 00:08:20,333
‫داشت سعی می‌کرد کمکمون کنه.

123
00:08:21,667 --> 00:08:25,171
‫خیلی‌خب، یعنی بچه‌ای
‫همین‌جوری...

124
00:08:25,213 --> 00:08:27,590
‫تو جنگل می‌چرخه
‫و کار خیر می‌کنه؟

125
00:08:27,590 --> 00:08:29,509
‫یهو به خواب ملت میاد و...

126
00:08:29,550 --> 00:08:32,094
‫گمون نکنم واقعا پسرکی بوده باشه.

127
00:08:32,136 --> 00:08:33,513
‫بیا.

128
00:08:33,513 --> 00:08:35,014
‫ببین سارا، ببین چی می‌گم.

129
00:08:36,265 --> 00:08:38,226
‫فرصتت همین الانه.

130
00:08:38,267 --> 00:08:40,186
‫وقتی بهت گفته بودم
‫هنوز احتمالش هست...

131
00:08:40,186 --> 00:08:42,313
‫که بتونی کار خوبی بکنی
‫و به ساکنین اینجا کمک کنی،

132
00:08:43,356 --> 00:08:46,651
‫فرصتش همین الان پیش اومده، متوجهی؟

133
00:08:50,947 --> 00:08:52,448
‫خیلی‌خب.

134
00:08:53,241 --> 00:08:54,700
‫دقیقا همون‌جاست.

135
00:08:59,789 --> 00:09:02,959
‫خیلی‌خب.
‫همین‌جاست.

136
00:09:02,959 --> 00:09:07,171
‫اینجا کلا یه... یه...

137
00:09:07,213 --> 00:09:10,550
‫یکی رو همین‌جا به دیواری زنجیر کرده بودن.

138
00:09:10,550 --> 00:09:12,176
‫همین‌جا بود.
‫حفره‌ای هم...

139
00:09:12,218 --> 00:09:14,262
‫به عمق دوازده پونزده متر
‫اینجا بود،

140
00:09:14,303 --> 00:09:15,555
‫من هم باید...

141
00:09:17,515 --> 00:09:19,183
‫چی شده؟

142
00:09:19,183 --> 00:09:20,560
‫صداش رو می‌شنوم.

143
00:09:21,727 --> 00:09:23,062
‫صدای آهنگش رو می‌شنوم.

144
00:09:23,104 --> 00:09:25,022
‫همین‌جاست.

145
00:09:25,064 --> 00:09:27,483
‫- منظورت چیه؟
‫- جعبه موسیقیه رو می‌گم.

146
00:09:27,483 --> 00:09:29,360
‫- همـ... همین‌جاست.
‫- کجاست؟

147
00:09:30,736 --> 00:09:32,238
‫همون‌جاست.

148
00:09:35,616 --> 00:09:37,201
‫همین‌جاست.

149
00:09:37,201 --> 00:09:39,954
‫اینـ... اینجا که جعبه موسیقی نیست سارا.

150
00:09:39,954 --> 00:09:42,582
‫چرا، نه، هست.
‫هست.

151
00:09:42,623 --> 00:09:46,210
‫صـ... صداش رو می‌شنوم،
‫از من بشنوین، صـ...

152
00:09:48,337 --> 00:09:50,590
‫چی شده؟

153
00:09:54,552 --> 00:09:56,012
‫چی شده؟

154
00:09:57,430 --> 00:09:59,265
‫صدای جیغ و فریادشون رو می‌شنوم.

155
00:09:59,265 --> 00:10:00,558
‫چی؟

156
00:10:01,684 --> 00:10:04,770
‫پای... پای موجودی در میونه.

157
00:10:04,812 --> 00:10:06,480
‫پای موجودی در میونه.

158
00:10:06,480 --> 00:10:08,482
‫همین‌جاست.

159
00:10:08,482 --> 00:10:10,151
‫داره اذیتشون می‌کنه.

160
00:10:14,405 --> 00:10:16,282
‫بوید، جریان از چه قراره؟

161
00:10:16,324 --> 00:10:18,492
‫آروم باش سارا، سارا.
‫بـ... بـ... باهام صحبت کن.

162
00:10:18,492 --> 00:10:21,579
‫«آنگاه که می‌آیند،
‫سه مقصود دارند.»

163
00:10:22,371 --> 00:10:25,166
‫بهشون نیاز داره!

164
00:10:25,166 --> 00:10:28,169
‫نیاز داره همین‌جا بمونن.
‫نیاز داره...

165
00:10:28,210 --> 00:10:29,795
‫خیلی‌خب.

166
00:10:29,837 --> 00:10:31,464
‫خیلی‌خب، باید از اینجا ببریمش. بجنب.

167
00:10:31,505 --> 00:10:33,215
‫- کنی، کنی، بجنب!
‫- باشه.

168
00:10:33,257 --> 00:10:34,634
‫بیا، بیا، بیا رفیق.

169
00:10:34,634 --> 00:10:36,135
‫بلندش کن. آفرین.

170
00:10:36,177 --> 00:10:37,678
‫بیا.

171
00:10:37,720 --> 00:10:39,972
‫چیزی نیست. چیزی نیست.
‫ببخشید، ببخشید.

172
00:10:40,014 --> 00:10:42,642
‫نه، نریم! وایستین! وایستین!

173
00:10:42,642 --> 00:10:45,561
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

174
00:10:45,561 --> 00:10:47,897
‫خیلی‌خب. خیلی‌خب.

175
00:10:48,439 --> 00:10:50,066
‫خیلی‌خب.

176
00:10:51,359 --> 00:10:52,860
‫داره بهت می‌خنده.

177
00:10:52,902 --> 00:10:53,944
‫چی؟

178
00:10:53,944 --> 00:10:56,489
‫آخه به شهر برگردوندیش.

179
00:10:56,489 --> 00:10:58,115
‫آخه آزادش کردی.

180
00:10:59,742 --> 00:11:01,494
‫می‌خواد اذیتمون کنه.

181
00:11:03,954 --> 00:11:06,832
‫می‌خواد مایه عذابمون باشه.

182
00:11:08,542 --> 00:11:12,672
‫بازوت رو که لمس کرد،
‫خیلی هیجان‌زده شده بود.

183
00:11:13,422 --> 00:11:16,300
‫چطوری جلوی این وضع رو بگیرم؟
‫سارا؟

184
00:11:16,342 --> 00:11:17,510
‫چطوری جلوش رو بگیرم؟

185
00:11:17,551 --> 00:11:18,844
‫- جولی.
‫- جولی؟

186
00:11:18,886 --> 00:11:19,929
‫جولی.

187
00:11:19,929 --> 00:11:21,555
‫- جولی؟
‫- جولی.

188
00:11:21,555 --> 00:11:24,809
‫جـ... جولی.

189
00:11:24,809 --> 00:11:26,977
‫آخ! جولی.

190
00:11:27,019 --> 00:11:28,729
‫- جولی و بقیه.
‫- خب؟

191
00:11:28,729 --> 00:11:30,731
‫رو به موتن.

192
00:11:31,524 --> 00:11:33,401
‫رو به موتن.

193
00:11:33,818 --> 00:11:36,278
‫وقتی هم بمیرن،

194
00:11:36,696 --> 00:11:38,531
‫دیگه کار از کار گذشته.

195
00:11:40,324 --> 00:11:42,159
‫باید قطعش کنی!

196
00:11:42,201 --> 00:11:43,828
‫خیلی‌خب. چی رو قطع کنم؟

197
00:11:43,869 --> 00:11:45,621
‫آهنگش رو می‌گم!
‫آهنگش رو می‌گم!

198
00:11:45,663 --> 00:11:47,164
‫باید آهنگش رو قطع کنی!

199
00:11:47,164 --> 00:11:47,998
‫خیلی‌خب، چطوری؟

200
00:11:48,040 --> 00:11:50,376
‫چطوری آهنگ چیزی که نمی‌بینم رو قطع کنم؟

201
00:11:50,376 --> 00:11:51,961
‫- نمی‌دونم!
‫- خیلی‌خب، خیلی‌خب، خیلی‌خب.

202
00:11:51,961 --> 00:11:53,713
‫وای. خیلی‌خب. خیلی‌خب.

203
00:11:56,090 --> 00:11:57,466
‫خیلی‌خب.

204
00:12:02,513 --> 00:12:04,140
‫کافیه نفس بکشین.

205
00:12:04,390 --> 00:12:06,225
‫چشمتون رو ببندین.

206
00:12:06,267 --> 00:12:07,852
‫بیاین عبادت کنیم.

207
00:12:08,686 --> 00:12:11,147
‫آری، با این که در دره...

208
00:12:11,147 --> 00:12:13,566
‫سایه مرگ قدم برمی‌دارم،

209
00:12:14,608 --> 00:12:16,819
‫از هیچ اهریمنی نمی‌ترسم،

210
00:12:18,237 --> 00:12:22,116
‫چرا که تو یار و همراهمی.

211
00:12:22,158 --> 00:12:25,953
‫تکیه بر عصای تو
‫خاطرم را تسکین می‌دهد...

212
00:12:28,456 --> 00:12:30,207
‫ماتیاس؟

213
00:12:32,001 --> 00:12:34,211
‫تفنگ‌ها رو ببر تو انبار
‫و در کمدشون رو قفل کن.

214
00:12:34,253 --> 00:12:36,672
‫نمی‌خوام تو خونه باشن.

215
00:12:36,714 --> 00:12:38,340
‫تونستیم شب رو سالم صبح کنیم.

216
00:12:38,340 --> 00:12:40,050
‫حالا باید ببینیم امروز چه می‌کنیم.

217
00:12:40,301 --> 00:12:41,594
‫باشه.

218
00:12:54,565 --> 00:12:55,733
‫جیم.

219
00:12:56,734 --> 00:12:57,985
‫بیا.

220
00:13:12,166 --> 00:13:13,876
‫من باید کاری بکنم،

221
00:13:13,918 --> 00:13:15,503
‫ولی تو باید بگی اشکالی نداره.

222
00:13:16,962 --> 00:13:18,756
‫آخرین باری که ویکتور مادرش رو دیده بود،

223
00:13:18,756 --> 00:13:21,759
‫مادرش بهش گفته بود
‫بچه‌هایی تو برج فانوس محبوسن...

224
00:13:21,801 --> 00:13:24,929
‫و اگه کمکشون کنه،
‫همه می‌تونن برن خونه‌شون.

225
00:13:26,222 --> 00:13:27,598
‫متوجه نمی‌شم.

226
00:13:27,598 --> 00:13:30,267
‫من اخیرا کلی بچه...

227
00:13:30,309 --> 00:13:33,229
‫و خواب برج فانوسی رو می‌بینم...

228
00:13:34,772 --> 00:13:36,398
‫اگه درست گفته بوده باشه چی؟

229
00:13:37,316 --> 00:13:40,861
‫اگه تنها راه نجات جولی
‫پیدا کردن اون برج فانوس باشه چی؟

230
00:13:40,903 --> 00:13:42,404
‫- تابی...
‫- عزیزم، خودم می‌دونم،

231
00:13:42,446 --> 00:13:45,241
‫- خودم می‌دونم مسخره جلوه می‌کنه.
‫- من فرضیه‌ای راجع به اینجا داشتم...

232
00:13:45,282 --> 00:13:47,034
‫که چیزی نمونده بود به کشتنم بده.

233
00:13:47,618 --> 00:13:49,578
‫- خب، این دفعه فرق می‌کنه.
‫- چه فرقی می‌کنه؟

234
00:13:52,915 --> 00:13:54,250
‫فرق می‌کنه دیگه.

235
00:13:54,291 --> 00:13:55,584
‫جیم،

236
00:13:55,626 --> 00:13:57,378
‫دخترمون تو اون اتاق دراز کشیده...

237
00:13:57,419 --> 00:13:59,088
‫و حال و روزش عین کابوس می‌مونه.

238
00:14:00,422 --> 00:14:02,925
‫دیشب صدام کرد،

239
00:14:03,717 --> 00:14:06,512
‫ولی کمکی از دستم برنمی‌اومد.

240
00:14:08,472 --> 00:14:10,307
‫همون‌جوری کنارش وایستاده بودم...

241
00:14:12,017 --> 00:14:14,478
‫و تصویر توماس که کف اتاق افتاده بود...

242
00:14:14,520 --> 00:14:17,064
‫از ذهنم بیرون نمی‌رفت.

243
00:14:17,940 --> 00:14:20,317
‫نمی‌شه.
‫نمی‌شه جیم.

244
00:14:23,362 --> 00:14:26,365
‫نمی‌شه همین‌جا دست رو دست بذاریم
‫و امیدوار باشیم همه‌چی درست بشه.

245
00:14:30,202 --> 00:14:33,789
‫مادر ویکتور از اینجا رفت،
‫ولی اصلا برنگشت.

246
00:14:35,416 --> 00:14:40,296
‫نمی‌دونم رفت چیکار کنه،
‫ولی اصلا برنگشت.

247
00:14:41,422 --> 00:14:44,383
‫ویکتور مجبور بود اینجا تنهایی بزرگ بشه.

248
00:14:44,425 --> 00:14:46,260
‫اگه همون بلا سر تو بیاد چی؟

249
00:14:46,302 --> 00:14:48,053
‫خودم می‌دونم.

250
00:14:50,639 --> 00:14:54,310
‫واسه همین باید بهم بگی
‫رفتنم اشکالی نداره.

251
00:14:55,519 --> 00:14:58,397
‫باید امتحان کنم جیم.
‫خواهش می‌کنم.

252
00:15:00,816 --> 00:15:03,277
‫جولی که به هوش بیاد،
‫گرسنه‌اش می‌شه.

253
00:15:03,319 --> 00:15:05,112
‫غذای محبوبش رو درست کردیم.

254
00:15:05,154 --> 00:15:06,906
‫- سلام.
‫- با خودمون غذا آوردیم خونه.

255
00:15:06,947 --> 00:15:08,532
‫وای، چه خوب.

256
00:15:08,532 --> 00:15:12,119
‫اِم، ویکتور، می‌شه لطفا
‫یه دقیقه باهات صحبت کنم؟

257
00:15:12,161 --> 00:15:14,246
‫ویکتور تو دردسر افتاده؟

258
00:15:14,413 --> 00:15:16,081
‫نه، نه.

259
00:15:16,707 --> 00:15:19,001
‫تو بیام کمکم کن عزیز دلم.

260
00:15:23,923 --> 00:15:26,008
‫اِم...

261
00:15:26,383 --> 00:15:28,636
‫گفته بودی مادرت می‌خواست
‫بچه‌های محبوس...

262
00:15:28,677 --> 00:15:30,220
‫تو برج فانوسه رو نجات بده.

263
00:15:34,725 --> 00:15:36,894
‫مسیر برج فانوسه رو بلدی؟

264
00:15:38,604 --> 00:15:39,855
‫هوم.

265
00:15:43,317 --> 00:15:46,445
‫ولی مسیر...

266
00:15:47,112 --> 00:15:48,697
‫درخت بطری رو بلدم.

267
00:15:48,739 --> 00:15:49,907
‫مسیر چی رو؟

268
00:15:56,914 --> 00:15:57,957
‫از این...

269
00:16:04,380 --> 00:16:06,882
‫از این طریق به برج فانوسه می‌رسی.

270
00:16:06,924 --> 00:16:10,886
‫باید بری کنار درخت بطری.

271
00:16:14,515 --> 00:16:16,392
‫می‌شه من رو تا اونجا ببری؟

272
00:16:17,309 --> 00:16:19,269
‫گمون کنم بتونم.

273
00:16:19,687 --> 00:16:21,438
‫می‌شه یه لحظه تنهامون بذاری؟

274
00:16:29,113 --> 00:16:33,283
‫جیم، باید امتحان کنم.

275
00:16:36,036 --> 00:16:38,414
‫باید حداقل امتحان کنم.

276
00:16:41,417 --> 00:16:43,002
‫آخه اصلا...

277
00:16:44,712 --> 00:16:48,590
‫خودم می‌دونم. می‌دونم.
‫می‌دونم عزیزم. می‌دونم.

278
00:17:01,395 --> 00:17:03,188
‫خب، باید چیکار کنیم؟

279
00:17:07,401 --> 00:17:09,403
‫برمی‌گردیم شهر.

280
00:17:09,903 --> 00:17:11,739
‫وایستا، وایستا، وایستا ببینم، چی؟

281
00:17:12,239 --> 00:17:14,658
‫اون که گفت جعبه موسیقیه همین‌جاست.

282
00:17:14,700 --> 00:17:16,452
‫همین‌جاست.
‫باید پیداش کنیم، باید...

283
00:17:16,493 --> 00:17:17,870
‫آها، انتظار داری چطوری پیداش کنیم؟

284
00:17:17,911 --> 00:17:19,621
‫نمی‌دونم،

285
00:17:19,663 --> 00:17:21,874
‫ولی تقریبا مطمئنم با برگشتن به شهر
‫پیداش نمی‌کنیم!

286
00:17:22,708 --> 00:17:24,877
‫پای جون ملت وسطه!

287
00:17:24,918 --> 00:17:27,087
‫آهای، لزومی نداره جناب‌عالی
‫بهم یادآوری کنی چی وسطه!

288
00:17:32,009 --> 00:17:34,887
‫اینجا کاری از دستمون برنمیاد.
‫فعلا کاری برنمیاد.

289
00:17:35,095 --> 00:17:37,806
‫ببین، ما با مسائلی مواجه شدیم...

290
00:17:37,848 --> 00:17:39,725
‫که درکشون از توانمون خارجه و...

291
00:17:41,518 --> 00:17:44,480
‫اطلاعاتمون الان از امروز صبح بیشتره.

292
00:17:45,230 --> 00:17:46,440
‫موفقیت محسوب می‌شه دیگه.

293
00:17:46,440 --> 00:17:47,900
‫- خیلی‌خب.
‫- آره.

294
00:17:47,900 --> 00:17:49,860
‫خب، می‌خوایم...

295
00:17:49,902 --> 00:17:52,654
‫می‌خوایم به ملت چی بگیم؟

296
00:17:52,654 --> 00:17:54,615
‫به ملت می‌گیم
‫داریم حلش می‌کنیم.

297
00:17:54,656 --> 00:17:56,992
‫فعلا بهترین کاری
‫که از دستمون برمیاد...

298
00:17:57,034 --> 00:17:59,912
‫آروم‌تر کردن ملت...

299
00:17:59,953 --> 00:18:02,206
‫و کاستن ترسشونه.

300
00:18:02,247 --> 00:18:03,582
‫از پسش برمیای؟

301
00:18:05,959 --> 00:18:08,587
‫آره. آره.

302
00:18:09,046 --> 00:18:10,547
‫آدم خوبی هستی.

303
00:18:19,056 --> 00:18:20,432
‫سلام.

304
00:18:23,602 --> 00:18:25,145
‫حالت خوبه؟

305
00:18:26,730 --> 00:18:29,942
‫واسه چی وقتی جواب چنین سوالی تابلوئه،
‫ملت مدام ازم می‌پرسنش؟

306
00:18:34,071 --> 00:18:36,490
‫ببین پسر، بابت دیشب عذر می‌خوام.

307
00:18:37,366 --> 00:18:39,576
‫گفتیم بری اونجا که صرفا...

308
00:18:39,576 --> 00:18:40,994
‫تقصیر خودم بود.

309
00:18:43,122 --> 00:18:44,957
‫اعصابم خرد شد.

310
00:18:48,460 --> 00:18:50,546
‫مدیریت بحرانمون رو دوش پائولا بود.

311
00:18:55,092 --> 00:18:57,845
‫اصلا عمق شکنندگی انسان رو نفهمیده بودم.

312
00:18:59,555 --> 00:19:01,098
‫نفهمیده بودم چقدر ساده نابود می‌شه.

313
00:19:04,560 --> 00:19:07,604
‫من داشتم طبقه پایین
‫احمقانه شام درست می‌کردم.

314
00:19:12,526 --> 00:19:14,528
‫هیچ کاری از دستت برنمی‌اومد.

315
00:19:15,654 --> 00:19:17,573
‫تقصیر هیچ‌کس نبود.

316
00:19:21,743 --> 00:19:23,162
‫آره.

317
00:19:24,329 --> 00:19:26,248
‫تقصیر هیچ‌کس نبود.

318
00:19:26,290 --> 00:19:27,541
‫آره.

319
00:19:28,750 --> 00:19:29,918
‫آره.

320
00:19:35,716 --> 00:19:37,134
‫حالش چطوره؟

321
00:19:39,511 --> 00:19:43,140
‫از تصورم هم خارجه
‫اگه چنین اتفاقی رخ می‌داد...

322
00:19:44,808 --> 00:19:46,310
‫اگه تو او‌ن‌جوری می‌مردی،
‫چیکار می‌کردم.

323
00:20:01,533 --> 00:20:03,076
‫من نمردم.

324
00:20:08,081 --> 00:20:09,499
‫بیا ازدواج کنیم.

325
00:20:10,709 --> 00:20:11,960
‫امروز ازدواج کنیم.

326
00:20:12,002 --> 00:20:13,337
‫باشه.

327
00:20:13,337 --> 00:20:15,297
‫ببین، ما که اصلا خبر نداریم چی می‌شه،

328
00:20:15,339 --> 00:20:17,758
‫خبر نداریم بابات به طریقی
‫جلوش رو می‌گیره یا...

329
00:20:23,388 --> 00:20:25,474
‫اگه زندگیمون رو به اتمامه،

330
00:20:25,474 --> 00:20:27,184
‫می‌خوام زندگیم با تو به اتمام برسه.

331
00:20:29,811 --> 00:20:31,355
‫می‌خوام ازدواج کنیم.

332
00:20:51,541 --> 00:20:53,919
‫اِم...

333
00:21:12,521 --> 00:21:14,856
‫پس تو بارم مشغول این کارهایی؟

334
00:21:15,857 --> 00:21:17,526
‫دارم آزمایش فکری می‌کنم.

335
00:21:17,526 --> 00:21:18,860
‫آها.

336
00:21:18,902 --> 00:21:20,112
‫قبلا به کارم می‌اومد...

337
00:21:20,153 --> 00:21:21,947
‫و راحت‌تر توسعه شرکتم رو پیش می‌بـ...

338
00:21:25,200 --> 00:21:26,868
‫تو مرده بودی.

339
00:21:26,994 --> 00:21:28,620
‫درسته.

340
00:21:29,371 --> 00:21:31,123
‫خیلی‌خب.

341
00:21:31,248 --> 00:21:33,834
‫خب، صرفا می‌خواستم مطمئن بشم
‫در این زمینه توافق داریم.

342
00:21:36,461 --> 00:21:37,754
‫وای.

343
00:21:44,594 --> 00:21:48,015
‫خب، نمی‌خوای ازم بپرسی واقعی‌ام یا نه؟

344
00:21:48,015 --> 00:21:51,101
‫گمون کنم نوعی روان‌پریشی
‫متأثر از استرس باشه...

345
00:21:51,101 --> 00:21:54,938
‫و خودت به زودی محو بشی.

346
00:21:55,439 --> 00:21:57,024
‫خب، این کارها به چه دردت می‌خوره؟

347
00:21:57,024 --> 00:21:59,860
‫این‌طوری جهت‌گیری دیدگاهم رو تغییر می‌دم.

348
00:21:59,860 --> 00:22:01,445
‫دارم سعی می‌کنم...

349
00:22:01,445 --> 00:22:05,949
‫دید متفاوتی به این نماد داشته باشم.

350
00:22:05,949 --> 00:22:07,617
‫واسه چی؟

351
00:22:07,659 --> 00:22:09,536
‫واسه چی...

352
00:22:11,455 --> 00:22:14,291
‫آخه دیدم بهش اشتباه بود.

353
00:22:17,169 --> 00:22:18,628
‫باید راه‌حلی از توش پیدا بشه،
‫ولی من اصلا...

354
00:22:18,670 --> 00:22:20,172
‫متوجهش نمی‌شم.

355
00:22:27,679 --> 00:22:29,556
‫به نظرم داری بی‌جهت پیچیده‌اش می‌کنی.

356
00:22:31,600 --> 00:22:34,853
‫عه، واقعا مرحوم تام؟

357
00:22:35,395 --> 00:22:37,564
‫از چه نظر پیچیده‌اش می‌کنم؟ هوم؟

358
00:22:37,606 --> 00:22:40,317
‫خودت می‌دونی باید چیکار کنی.

359
00:22:40,317 --> 00:22:43,153
‫تابیتا بهت گفت این نماد رو
‫تو تونل‌های زیرزمینی دیده بود.

360
00:22:43,195 --> 00:22:45,489
‫سوال اینجاست...

361
00:22:45,530 --> 00:22:47,282
‫که حاضری چقدر واسه کشف راه‌حل خطر کنی؟

362
00:22:47,282 --> 00:22:49,326
‫ورود به اون تونل‌ها خیلی احمقانه است.

363
00:22:50,786 --> 00:22:52,287
‫حتی اگه به نجات جون جولی منجر بشه؟

364
00:22:54,414 --> 00:22:56,958
‫ببین، من که اصلا نمی‌دونم
‫اون پایین چیزی دستگیرم می‌شه یا نه!

365
00:22:57,000 --> 00:22:59,252
‫معلومه که می‌دونی.
‫طراحی طبیعیه دیگه.

366
00:22:59,920 --> 00:23:02,172
‫مغزت واسه همین تو جمجمه‌اته،

367
00:23:02,339 --> 00:23:04,091
‫قلبت هم واسه همین
‫پشت دنده‌هاته.

368
00:23:05,217 --> 00:23:07,135
‫طبیعت همیشه ارزشمندترین بخش‌ها رو...

369
00:23:07,135 --> 00:23:09,096
‫جاهایی می‌ذاره که دسترسی بهشون دشوار باشه.

370
00:23:09,846 --> 00:23:13,600
‫هیچ‌کدوم از خصوصیات این شهر طبیعی نیست.

371
00:23:13,642 --> 00:23:15,268
‫اشتباه می‌کنی.

372
00:23:15,268 --> 00:23:17,354
‫هیچ‌کدوم از خصوصیات این شهر آشنا نیست.

373
00:23:18,814 --> 00:23:20,399
‫آشنا با طبیعی فرق می‌کنه.

374
00:23:21,733 --> 00:23:23,944
‫اگه قرار باشه راه‌حلی کشف کنی...

375
00:23:26,279 --> 00:23:29,282
‫که واقعا معلوم نیست بکنی یا نه...

376
00:23:30,242 --> 00:23:31,701
‫باید همون‌جا دنبالش بگردی.

377
00:23:31,701 --> 00:23:33,578
‫خیلی‌خب، یعنی باید چیکار کنم؟

378
00:23:33,578 --> 00:23:35,414
‫باید به نصیحت کسی گوش کنم که...

379
00:23:36,456 --> 00:23:40,252
‫تو واسه نجات تابیتا
‫وارد خونه‌ای...

380
00:23:40,293 --> 00:23:44,047
‫رو به فروپاشی شدی،
‫ولی اصلا اونجا نبود.

381
00:23:44,089 --> 00:23:45,715
‫خب، می‌دونی چیه؟

382
00:23:45,757 --> 00:23:47,968
‫اگه باز هم حق انتخاب داشته باشم،
‫دوباره همون کار رو می‌کنم.

383
00:23:48,009 --> 00:23:51,471
‫خب، پس واقعا خیلی احمقی. انگار...

384
00:23:56,476 --> 00:23:58,270
‫آدم که طبق نتایج مد نظرش...

385
00:23:58,311 --> 00:24:00,230
‫تصمیمات درست نمی‌گیره.

386
00:24:00,772 --> 00:24:02,232
‫اگه از نظر خودش کار درستی باشه،

387
00:24:02,274 --> 00:24:03,650
‫تصمیم به انجامش می‌گیره.

388
00:24:04,901 --> 00:24:07,821
‫وقتی با عجله وارد اون خونه شدم،
‫اصلا به فکر...

389
00:24:07,821 --> 00:24:10,657
‫مسئله تراموا یا تعین‌گرایی...

390
00:24:11,533 --> 00:24:13,368
‫و این حرف‌ها نبودم.

391
00:24:14,744 --> 00:24:17,831
‫دختر شونزده ساله‌ای اون سر شهره
‫که به کمکت نیاز داره.

392
00:24:24,463 --> 00:24:26,089
‫پائولا رو دفن کردین؟

393
00:24:29,593 --> 00:24:31,136
‫چی؟

394
00:24:31,261 --> 00:24:33,096
‫پرسیدم هنوز پائولا رو دفن نکردین؟

395
00:24:33,763 --> 00:24:35,807
‫ای خدا.

396
00:24:36,016 --> 00:24:37,767
‫خودم می‌کنم.

397
00:24:37,851 --> 00:24:39,603
‫از چند نفر می‌خوام که کمکم کنن.

398
00:24:48,320 --> 00:24:49,529
‫بوید.

399
00:24:49,696 --> 00:24:51,072
‫بله؟

400
00:24:51,656 --> 00:24:53,575
‫داری تمام تلاشت رو می‌کنی.

401
00:25:29,819 --> 00:25:31,571
‫تفنگ‌ها رو دور از دسترس می‌ذارین؟

402
00:25:31,571 --> 00:25:34,241
‫آره، دانا نگران بود که
‫تفنگ‌ها رو توی خونه ول نکنیم.

403
00:25:34,282 --> 00:25:36,785
‫نه، هوشمندانه است. کمک نمی‌خوای؟

404
00:25:36,826 --> 00:25:38,245
‫نه، همین الان کارم تموم شد.

405
00:25:42,290 --> 00:25:43,667
‫چیزی نیست.

406
00:25:43,708 --> 00:25:45,043
‫اشکال نداره، اشکال نداره.

407
00:25:45,043 --> 00:25:47,796
‫صرفا کمی زودتر از بقیه ما قراره بمیری.

408
00:25:58,557 --> 00:26:01,101
‫همه‌چی سیستم داره.

409
00:26:01,142 --> 00:26:02,769
‫همه‌چی ارتباط داره.

410
00:26:17,242 --> 00:26:18,827
‫همه‌چی درست می‌شه.

411
00:26:19,494 --> 00:26:21,079
‫همه‌چی درست می‌شه.

412
00:27:13,131 --> 00:27:14,966
‫نه، نه، نه، نه، نه!

413
00:27:49,042 --> 00:27:50,460
‫خیلی‌خب.

414
00:27:51,461 --> 00:27:53,004
‫خیلی‌خب، ردیفش می‌کنم.

415
00:27:54,047 --> 00:27:55,507
‫عین آب خوردنه.

416
00:27:56,883 --> 00:27:58,593
‫اصلا راحت‌تر از این نمی‌شه.

417
00:28:27,497 --> 00:28:29,290
‫اون بالا کسی صدام رو می‌شنوه؟

418
00:28:32,001 --> 00:28:35,922
‫اگه کاتری اینجا بود می‌گفت:

419
00:28:35,964 --> 00:28:39,259
‫«کسی سر از کار خداوند در نمیاره.»

420
00:28:39,300 --> 00:28:42,887
‫آره، آره. چون کاتری برنامه‌ای داشت.

421
00:28:44,347 --> 00:28:49,018
‫به خیالش دلیلی داشت که منصوبش کردی.

422
00:28:49,060 --> 00:28:51,563
‫خیال می‌کرد قراره بریم تو دل جنگل...

423
00:28:51,563 --> 00:28:54,607
‫انگار واسه خودمون بوچ کسیدی
‫و اون ساندنس کیدیم!

424
00:28:54,649 --> 00:28:56,443
‫تا لحظه‌ای چنین خیالی داشت،

425
00:28:56,443 --> 00:28:59,195
‫که یکی از اون جانورها،
‫گلوش رو عین آب خوردن برید!

426
00:28:59,195 --> 00:29:02,407
‫اون‌وقت با آخرین نفس‌های زندگیش چیکار کرد؟

427
00:29:03,992 --> 00:29:05,618
‫دعا کرد.

428
00:29:09,664 --> 00:29:13,418
‫با نفسش اون دعا رو تلاوت کرد،

429
00:29:13,418 --> 00:29:15,086
‫که به اطلاع جنابعالی برسونه.

430
00:29:17,380 --> 00:29:22,218
‫که بهت بگه هیچ‌وقت ایمانش متزلزل نشد.

431
00:29:22,218 --> 00:29:25,972
‫چرا کاری کردی که فکر کنم
‫می‌تونم اوضاع رو درست کنم؟

432
00:29:25,972 --> 00:29:29,893
‫انگار خیر سرم قهرمانی هستم
‫که می‌تونم ملت رو به خونه برگردونم،

433
00:29:29,934 --> 00:29:32,312
‫در حالی که صرفا احمق نفهمی‌ام،

434
00:29:32,353 --> 00:29:34,481
‫که مدام ملت رو به کشتن می‌ده!

435
00:29:36,065 --> 00:29:37,901
‫زود... جوابم رو بده! جواب بده!

436
00:29:37,942 --> 00:29:41,279
‫ها؟ دهن وا کن!

437
00:29:41,321 --> 00:29:43,031
‫راستش...

438
00:29:43,740 --> 00:29:46,785
‫دستکاری جعبه نامه‌ی ملت
‫جرم فدرالی محسوب می‌شه.

439
00:29:57,212 --> 00:29:58,588
‫بیا تو.

440
00:30:05,053 --> 00:30:07,430
‫حالش چطوره؟

441
00:30:07,472 --> 00:30:09,057
‫داره بدتر می‌شه.

442
00:30:10,517 --> 00:30:13,019
‫داره... سردش می‌شه.

443
00:30:23,488 --> 00:30:25,073
‫واقعا همین؟

444
00:30:30,370 --> 00:30:32,080
‫تهش این شکلی تموم می‌شه؟

445
00:30:35,917 --> 00:30:38,086
‫نمی‌دونم.

446
00:30:38,419 --> 00:30:42,382
‫راستش از وقتی که از اتوبوس پیاده شد،

447
00:30:42,423 --> 00:30:45,802
‫به خودم اجازه دادم تا باور کنم...

448
00:30:45,802 --> 00:30:48,471
‫که اتفاقات اخیر حکمتی داشته.

449
00:30:52,475 --> 00:30:56,312
‫که اینجا بودن ما هدفی داره.

450
00:30:56,980 --> 00:30:58,648
‫ولی هیچ...

451
00:31:01,192 --> 00:31:03,319
‫هیچ حکمت فرزانه‌ای در کار نیست.

452
00:31:04,195 --> 00:31:06,447
‫همگی اینجا می‌میریم.

453
00:31:07,448 --> 00:31:09,450
‫تمام سختی‌هامون هم بابت هیچی بود.

454
00:31:13,288 --> 00:31:16,165
‫بابام همیشه می‌گفت:

455
00:31:16,624 --> 00:31:18,042
‫«سخته که وقتی آدم خودش نخه،»

456
00:31:18,084 --> 00:31:19,627
‫«بخواد پلیوری که بهش بافته شده رو ببینه.»

457
00:31:22,005 --> 00:31:24,591
‫تا الان مفهومش برای خودم هم گنگ بود.

458
00:31:26,467 --> 00:31:29,262
‫از بین تمام کسایی که اینجا گرفتار شدن،

459
00:31:32,932 --> 00:31:37,186
‫شاید ما اون عده‌ای نیستیم
‫که قراره به خونه برگردن.

460
00:31:37,186 --> 00:31:41,107
‫ولی شاید تلاش‌هایی که الان کردیم،

461
00:31:42,609 --> 00:31:45,653
‫کار رو برای کسایی که بعد ما میان، ساده کنه.

462
00:31:46,571 --> 00:31:49,449
‫شاید ما علت به خونه برگشتن اون‌ها بشیم.

463
00:31:54,287 --> 00:31:57,457
‫صرفا چون نخ هستیم،
‫دلیل نمی‌شه فایده‌ای نداشته باشیم.

464
00:32:08,718 --> 00:32:10,303
‫بفرما.

465
00:32:10,345 --> 00:32:12,513
‫همین رو کم داشتی که با وجود تمام هیولاها،

466
00:32:12,513 --> 00:32:14,390
‫روح کاتری گریبان‌گیرت بشه.

467
00:32:15,767 --> 00:32:17,769
‫دیگه خیلی دیر شده.

468
00:32:22,190 --> 00:32:24,734
‫جولی و ماریل رو می‌گم.

469
00:32:24,859 --> 00:32:26,361
‫با رندال.

470
00:32:29,322 --> 00:32:31,157
‫سارا می‌گه دارن می‌میرن.

471
00:32:32,951 --> 00:32:34,744
‫اگه بمیرن دیگه هیچ‌جوره...

472
00:32:34,786 --> 00:32:36,663
‫نمی‌شه آب ریخته رو جمع کرد.

473
00:32:36,663 --> 00:32:38,998
‫این موجود هر چی که هست،

474
00:32:39,040 --> 00:32:41,542
‫منتظره که به خواب بریم تا بعدش...

475
00:32:42,502 --> 00:32:43,795
‫عین پائولا بشیم.

476
00:32:44,379 --> 00:32:46,089
‫آره.

477
00:32:48,508 --> 00:32:51,344
‫بهم گفت جعبه موسیقی رو دیده.

478
00:32:51,344 --> 00:32:53,596
‫درست وسط جنگل دیدش.

479
00:32:53,638 --> 00:32:55,348
‫ولی در واقعیت وجود نداشت.

480
00:32:56,933 --> 00:32:59,519
‫انگار قراره راهنمای دستورالعملی رو بخونیم،

481
00:32:59,560 --> 00:33:00,895
‫که کلی از صفحاتش گم شده.

482
00:33:00,895 --> 00:33:03,648
‫آخه چطور...
‫خیر سرم چطوری...

483
00:33:05,358 --> 00:33:07,443
‫دیشب زنم رو دیدم.

484
00:33:09,404 --> 00:33:11,197
‫چطور بود؟

485
00:33:14,784 --> 00:33:16,494
‫حتما قانونی داره دانا.

486
00:33:17,996 --> 00:33:22,792
‫حتما می‌شه به نوعی کنترلش کرد.

487
00:33:22,834 --> 00:33:24,377
‫شک ندارم که...

488
00:33:27,422 --> 00:33:28,840
‫کار من بود.

489
00:33:30,550 --> 00:33:32,760
‫من بودم که این موجود رو برگردوندم.

490
00:33:33,344 --> 00:33:35,680
‫آره. مسلما کار خودت بود.

491
00:33:37,640 --> 00:33:40,601
‫همچنین به کلی آدم فرصت بیشتری
‫برای زنده موندن دادی،

492
00:33:40,601 --> 00:33:42,854
‫که اگه نبودی، تا الان مرده بودن.

493
00:33:43,771 --> 00:33:45,606
‫به من هم فرصت بیشتری دادی.

494
00:33:47,692 --> 00:33:50,236
‫پسرت قراره ازدواج کنه.

495
00:33:50,903 --> 00:33:52,655
‫گمون نمی‌کنم ازدواج رسمی باشه.

496
00:33:52,697 --> 00:33:54,866
‫چون دیگه کشیشی نداریم.

497
00:33:56,325 --> 00:34:00,079
‫دارن از عمری که براشون مونده،
‫حداکثر استفاده رو می‌کنن.

498
00:34:01,497 --> 00:34:03,833
‫تو هم باید چنین کاری کنی.

499
00:34:04,375 --> 00:34:06,544
‫بیا با هم به خانه اجتماعات برگردیم.

500
00:34:10,715 --> 00:34:12,133
‫من دست نمی‌کشم.

501
00:34:12,175 --> 00:34:14,969
‫مگه من گفتم بکشی؟

502
00:34:17,138 --> 00:34:21,184
‫بوید، این چند ساعت آتی
‫ممکنه لحظات آخر همه‌ی ما باشه.

503
00:34:21,184 --> 00:34:23,770
‫پس خواهشا دست از فدایی بودن بکش،

504
00:34:23,770 --> 00:34:27,565
‫و بیا عروسی پسرت رو تماشا کن.

505
00:34:27,607 --> 00:34:29,734
‫بعد اینکه مراسم عروسی تموم شد،

506
00:34:29,776 --> 00:34:31,736
‫همچنان وقت می‌کنی به پایان دنیا برسی.

507
00:35:10,942 --> 00:35:12,819
‫آنکویی.

508
00:35:13,653 --> 00:35:16,447
‫- آنکویی.
‫- آنکویی.

509
00:35:16,489 --> 00:35:17,698
‫آنکویی.

510
00:35:17,740 --> 00:35:19,575
‫آنکویی. آنکویی.

511
00:35:19,617 --> 00:35:23,287
‫آنکویی. آنکویی.
‫آنکویی. آنکویی. آنکویی.

512
00:35:23,287 --> 00:35:26,833
‫آنکویی. آنکویی.

513
00:35:26,833 --> 00:35:28,960
‫آنکویی. آنکویی.

514
00:35:28,960 --> 00:35:35,299
‫آنکویی. آنکویی...

515
00:35:35,424 --> 00:35:39,512
‫آنکویی. آنکویی...

516
00:35:39,512 --> 00:35:41,264
‫آنکویی!

517
00:36:11,002 --> 00:36:14,130
‫مادرت حرف دیگه‌ای درمورد بچه‌ها نزده بود؟

518
00:36:14,380 --> 00:36:16,007
‫چطوری می‌خواست نجاتشون بده؟

519
00:36:17,258 --> 00:36:21,137
‫نمی‌دونم. فقط گفت به کمکش نیاز دارن.

520
00:36:22,096 --> 00:36:26,517
‫فکر کنم... همین جا بود.

521
00:36:26,893 --> 00:36:29,645
‫نه، نه، نه، این...
‫این درخت‌ها که اینجا...

522
00:36:29,687 --> 00:36:31,981
‫ببین، ببین، ببین.
‫آخه خیلی وقته اینجا نیومدی ویکتور.

523
00:36:31,981 --> 00:36:35,818
‫شاید... شاید اشتباهی اومدیم.

524
00:36:37,236 --> 00:36:39,363
‫بیا... بیا اینجا.

525
00:36:43,159 --> 00:36:44,952
‫کی این بطری‌ها رو اینجا گذاشته؟

526
00:36:45,620 --> 00:36:47,455
‫نمی‌دونم.

527
00:36:53,044 --> 00:36:55,296
‫اینجا بود که پیداش کردم.

528
00:36:56,631 --> 00:36:58,507
‫مادرت رو می‌گی؟

529
00:36:58,716 --> 00:37:02,386
‫آره، بعد اینکه همه مردن،
‫اومدم دنبال مامانم بگردم.

530
00:37:02,386 --> 00:37:03,721
‫جنازه‌اش افتـ...

531
00:37:08,392 --> 00:37:11,103
‫نتونست به درخت برسه.

532
00:37:14,190 --> 00:37:16,567
‫یعنی چی نتونست به درخت برسه؟

533
00:37:17,026 --> 00:37:18,236
‫عه.

534
00:37:18,861 --> 00:37:20,404
‫بیا اینجا.

535
00:37:25,368 --> 00:37:27,245
‫درخت راه‌دوره.

536
00:37:36,295 --> 00:37:38,464
‫شبی که هیولاها وارد خانه اجتماعات شدن،

537
00:37:38,464 --> 00:37:42,593
‫جولی گفت جفتتون فرار کردین
‫و وارد درختی شدین.

538
00:37:42,635 --> 00:37:44,595
‫مقصدشون همیشه متفاوته.

539
00:37:44,637 --> 00:37:47,598
‫آدم نمی‌دونه ممکنه مقصدش کجا باشه،

540
00:37:47,640 --> 00:37:51,519
‫ولی مادرم گفته بود این درخت خاصه،

541
00:37:51,560 --> 00:37:53,187
‫که مقصدش به برج فانوس دریایی،

542
00:37:53,229 --> 00:37:55,398
‫پیش بچه‌ها می‌رسه.

543
00:37:55,439 --> 00:37:56,524
‫بعدش چی؟

544
00:37:56,565 --> 00:37:58,317
‫عه...

545
00:38:00,361 --> 00:38:02,321
‫فقط همین رو یادمه.

546
00:38:07,451 --> 00:38:10,371
‫آره. بگیر.

547
00:38:12,581 --> 00:38:13,958
‫برات...

548
00:38:15,084 --> 00:38:18,629
‫این داخل کمی خوراکی گذاشتم.

549
00:38:20,006 --> 00:38:21,382
‫بگیر.

550
00:38:24,468 --> 00:38:26,679
‫- دستت درد نکنه ویکتور.
‫- آره.

551
00:38:29,098 --> 00:38:31,225
‫رد شدن ازش درد نداره؟

552
00:38:31,392 --> 00:38:33,686
‫نه، عین رد شدن از در می‌مونه.

553
00:38:35,521 --> 00:38:38,566
‫- باشه. باشه.
‫- هوم...

554
00:38:38,899 --> 00:38:40,651
‫دستت درد نکنه.

555
00:38:46,490 --> 00:38:48,701
‫الان هم برگرد شهر.

556
00:38:48,701 --> 00:38:50,161
‫مواظب باش.

557
00:38:51,329 --> 00:38:52,830
‫هستم.

558
00:39:28,199 --> 00:39:30,159
‫وای خدا.

559
00:39:51,555 --> 00:39:53,849
‫خودت همیشه می‌گفتی این نما
‫شبیه خواب آدم می‌مونه،

560
00:39:53,849 --> 00:39:57,478
‫واسه همین با خودم گفتم...

561
00:39:58,771 --> 00:40:01,190
‫بد که نشده؟

562
00:40:01,273 --> 00:40:02,733
‫بهتر از این نمی‌شه.

563
00:40:10,324 --> 00:40:13,202
‫می‌خوای خودمون بریم دنبالش؟

564
00:40:13,494 --> 00:40:15,913
‫آخه الان خیلی ذهنش درگیره.

565
00:40:17,206 --> 00:40:19,041
‫سلام کلانتر استیونز!

566
00:40:19,667 --> 00:40:20,876
‫واقعا اومدی.

567
00:40:20,876 --> 00:40:23,003
‫شوخی می‌کنی دیگه؟

568
00:40:23,003 --> 00:40:24,964
‫عمرا اگه از مراسم جا می‌موندم.

569
00:40:26,257 --> 00:40:28,884
‫خیلی‌خب.

570
00:40:28,884 --> 00:40:30,302
‫بریم که ترتیب نمایش رو بدیم.

571
00:40:30,344 --> 00:40:30,386
‫خب، وایستین. اِم...

572
00:40:30,428 --> 00:40:32,805
‫می‌شه شما رسم میزبانی رو به جا بیارین؟

573
00:40:39,395 --> 00:40:41,730
‫- باشه، حاضری؟
‫- آره.

574
00:40:41,730 --> 00:40:44,942
‫ضمنا دیگه لازم نیست
‫کلانتر استیونز صدام کنی.

575
00:40:46,318 --> 00:40:48,487
‫خیلی‌خب.

576
00:40:48,821 --> 00:40:50,072
‫بریم؟

577
00:40:51,532 --> 00:40:52,825
‫آره.

578
00:41:10,259 --> 00:41:12,344
‫خانم‌ها مقدمن.

579
00:41:13,345 --> 00:41:14,889
‫خیلی‌خب. اِم...

580
00:41:17,808 --> 00:41:19,935
‫پدرم تیکه کلامی داشت.

581
00:41:21,479 --> 00:41:24,565
‫در واقع کلی تیکه کلام داشت، ولی...

582
00:41:25,941 --> 00:41:28,903
‫اِم، تیکه کلام مورد علاقه‌ام
‫ازش این بود که...

583
00:41:30,362 --> 00:41:34,408
‫«زندگی مثل سفری به دل ناشناخته‌هاست،»

584
00:41:34,700 --> 00:41:38,704
‫«با اینکه چشم و ذهن آدم
‫هر از گاهی گولش می‌زنه،»

585
00:41:38,746 --> 00:41:42,666
‫«ولی دلش هیچ‌وقت دروغ نمی‌گه.»

586
00:41:44,251 --> 00:41:47,421
‫دقیقا از لحظه‌ای که دیدمت،
‫دلم پیش تو بود.

587
00:41:50,799 --> 00:41:52,968
‫مادامی که زندگیم ادامه داشته باشه،

588
00:41:53,010 --> 00:41:55,971
‫فقط خودت عشق زندگیم هستی.

589
00:41:57,306 --> 00:42:01,268
‫پس الیس استیونز، آیا...

590
00:42:01,644 --> 00:42:04,813
‫افتخار می‌دی که شوهرم بشی؟

591
00:42:05,898 --> 00:42:07,441
‫بله.

592
00:42:10,444 --> 00:42:11,987
‫برات هدیه‌ای درست کردم.

593
00:42:23,374 --> 00:42:25,626
‫نوبت توئه.

594
00:42:26,794 --> 00:42:29,046
‫آخ، شاید دیگه به چنین سعادتی نرسم.

595
00:42:29,046 --> 00:42:30,256
‫اِم...

596
00:42:38,430 --> 00:42:41,642
‫روزی که من و خانواده‌ام
‫اون درخت وسط جاده رو دیدیم،

597
00:42:41,642 --> 00:42:43,686
‫زندگی‌هامون دگرگون شد.

598
00:42:48,023 --> 00:42:50,734
‫ولی روزی که دیدم از ماشین پیاده شدی،

599
00:42:51,151 --> 00:42:54,488
‫روزی بود که زندگی اصلیم شروع شد.

600
00:42:57,032 --> 00:42:59,493
‫خیلی از اوقات...

601
00:42:59,577 --> 00:43:02,288
‫پیش اومده که به روال زندگیم...

602
00:43:03,622 --> 00:43:05,874
‫مثل تلو خوردن توی تاریکی نگاه کنم.

603
00:43:08,419 --> 00:43:11,755
‫ولی تک‌تک اون دفعات،

604
00:43:12,131 --> 00:43:15,050
‫تو نوری بودی که جلوی پام رو نشونم دادی.

605
00:43:16,927 --> 00:43:18,887
‫عشق زندگیم تویی.

606
00:43:20,472 --> 00:43:22,266
‫خونه و سرپناهم تویی.

607
00:43:24,518 --> 00:43:27,271
‫نوری که به تاریکی‌هام می‌تابه تویی.

608
00:43:29,273 --> 00:43:30,816
‫پس...

609
00:43:32,192 --> 00:43:37,114
‫فاطمه حسن رستمی، آیا...

610
00:43:38,449 --> 00:43:41,160
‫افتخار می‌دی که همسرم بشی؟

611
00:43:43,662 --> 00:43:45,706
‫بله.

612
00:43:47,958 --> 00:43:49,460
‫بوید.

613
00:43:51,253 --> 00:43:53,047
‫حواست کجاست؟

614
00:43:53,088 --> 00:43:55,299
‫حالت خوبه بابا؟

615
00:43:55,549 --> 00:43:58,135
‫نوری که به تاریکی می‌تابه...

616
00:43:59,470 --> 00:44:01,805
‫باید برم. معذرت می‌خوام.

617
00:44:01,805 --> 00:44:03,974
‫- بیا بغلم.
‫- اشکال نداره.

618
00:44:04,266 --> 00:44:05,559
‫خیلی‌خب.

619
00:44:05,976 --> 00:44:07,436
‫وای خدا.

620
00:44:08,687 --> 00:44:10,814
‫دوستتون دارم‌ها.

621
00:44:11,148 --> 00:44:12,399
‫خب؟

622
00:44:12,441 --> 00:44:14,026
‫ما هم دوستت داریم.

623
00:44:20,658 --> 00:44:22,993
‫می‌تونیم باز هم توماس رو ببینیم؟

624
00:44:26,705 --> 00:44:28,707
‫- چی؟
‫- در صورتی که بمیریم،

625
00:44:29,375 --> 00:44:31,377
‫می‌تونیم توماس رو ببینیم؟

626
00:44:44,473 --> 00:44:45,933
‫آره.

627
00:44:47,059 --> 00:44:48,602
‫آره، می‌بینیم.

628
00:44:50,521 --> 00:44:52,231
‫بابابزرگ هم می‌بینیم؟

629
00:44:52,356 --> 00:44:53,691
‫بابابزرگ هم می‌بینیم.

630
00:44:56,235 --> 00:44:58,529
‫پس شاید مرگ اونقدر هم بد نباشه.

631
00:45:04,910 --> 00:45:07,496
‫عادت داره با دو تا بالش بخوابه.

632
00:45:11,667 --> 00:45:13,669
‫بذار کمکت کنم.

633
00:45:23,971 --> 00:45:26,098
‫عه، رجی.

634
00:45:26,140 --> 00:45:29,059
‫کار خودت بود.
‫تا وقتی به جنگل نرفته بودی،

635
00:45:29,101 --> 00:45:30,352
‫همه‌چی عادی بود.

636
00:45:30,394 --> 00:45:31,603
‫- ببین.
‫- تمام این اتفاقات...

637
00:45:31,603 --> 00:45:33,522
‫فقط و فقط گردن خودته.
‫- باشه، ببین. ببین.

638
00:45:33,522 --> 00:45:34,982
‫ببین، گوش کن.

639
00:45:34,982 --> 00:45:36,692
‫گوش کن چی می‌گم.

640
00:45:36,734 --> 00:45:39,236
‫می‌دونم متوجه منظورم نمی‌شی،
‫درک می‌کنم،

641
00:45:39,236 --> 00:45:43,115
‫ولی به نظرم این مشعل که دستمه،

642
00:45:43,157 --> 00:45:45,451
‫می‌تونم به کمکش اوضاع رو درست کنم.

643
00:45:47,244 --> 00:45:48,954
‫ببخشید بوید.

644
00:45:49,121 --> 00:45:50,622
‫همیشه ازت خوشم می‌اومد.

645
00:45:52,541 --> 00:45:53,834
‫خدایا!

646
00:46:31,371 --> 00:46:34,374
‫زود باش.

647
00:46:45,636 --> 00:46:46,887
‫زود باش دیگه.

648
00:46:59,107 --> 00:47:00,943
‫چی شد؟

649
00:47:15,916 --> 00:47:19,086
‫جولی! آهای، جولی!

650
00:47:19,127 --> 00:47:21,213
‫ببین جولی. ببین جولی.

651
00:47:21,839 --> 00:47:23,632
‫صدام رو می‌شنوی؟

652
00:47:23,674 --> 00:47:25,050
‫صدام...

653
00:47:26,218 --> 00:47:27,886
‫از اینجا می‌برمت.

654
00:47:27,928 --> 00:47:29,888
‫خودم از اینجا می‌برمت.

655
00:47:31,223 --> 00:47:33,559
‫همین الان از اینجا می‌برمت.

656
00:47:34,476 --> 00:47:37,145
‫با همدیگه می‌ریم.

657
00:47:41,525 --> 00:47:43,110
‫بوید!

658
00:47:44,444 --> 00:47:46,572
‫خواهشا نکن. نابود کردن اون جعبه،

659
00:47:46,613 --> 00:47:47,781
‫رنج و عذابشون رو تموم نمی‌کنه.

660
00:47:47,823 --> 00:47:49,199
‫بلکه طولانی‌ترش می‌کنه.

661
00:47:49,199 --> 00:47:50,409
‫نه...

662
00:47:50,450 --> 00:47:53,745
‫رنج و عذاب مردم این شهر،

663
00:47:53,745 --> 00:47:55,873
‫جوریه که حتی به مخیله‌ات هم نمی‌گنجه.

664
00:47:55,873 --> 00:47:58,542
‫همه‌شون قراره با داد و فریاد بمیرن.

665
00:48:06,466 --> 00:48:08,051
‫چرا این‌جوری می‌کنه؟

666
00:48:08,051 --> 00:48:09,553
‫آهای! چیزی نیست.

667
00:48:09,553 --> 00:48:10,762
‫چی شده؟

668
00:48:10,762 --> 00:48:12,055
‫چرا این‌جوری می‌کنه؟

669
00:48:12,055 --> 00:48:13,974
‫قربونت برم! عزیزم. خواهشا آروم باش.

670
00:48:15,809 --> 00:48:19,021
‫فکر می‌کنی باید قهرمان باشی.

671
00:48:19,062 --> 00:48:21,899
‫فکر می‌کنی مسئولیت جونشون با خودته.

672
00:48:21,940 --> 00:48:24,109
‫دیگه لازم نیست این رنج رو تحمل کنی.

673
00:48:24,151 --> 00:48:25,569
‫لازم نیست از چیزی بترسی.

674
00:48:25,611 --> 00:48:27,988
‫اشکال نداره. هیچ‌کدوم مهم نیستن.

675
00:48:27,988 --> 00:48:29,865
‫می‌تونیم با هم باشیم.

676
00:48:29,865 --> 00:48:31,575
‫خیلی دلم برات تنگ شده.

677
00:48:32,117 --> 00:48:36,204
‫وایستا، ببین... وایستا.

678
00:48:36,330 --> 00:48:39,291
‫پس این شهر و موجودات هر چی که هستن،

679
00:48:39,333 --> 00:48:42,628
‫بهت اجازه می‌دن واسه گپ زدن اینجا بیای؟

680
00:48:42,669 --> 00:48:45,797
‫می‌دونه که گوشت بدهکار نیست.
‫ازت می‌خواد که بجنگی.

681
00:48:45,839 --> 00:48:48,175
‫ازت می‌خواد امید واهی به پیروزی داشته باشی.

682
00:48:48,216 --> 00:48:49,051
‫چرا؟

683
00:48:49,092 --> 00:48:51,595
‫چون فقط با امید داشتن
‫میل به رنج کشیدن میاد.

684
00:48:52,721 --> 00:48:55,474
‫چون فقط با امید داشتن بود
‫که اون روز به دل جنگل زدی.

685
00:48:55,474 --> 00:48:59,478
‫چون فقط امیدت باعث شد
‫توی اوج نیازم بهت، تنهام بذاری.

686
00:49:00,729 --> 00:49:04,316
‫این جنگل از ترست تغذیه نمی‌کنه بوید.

687
00:49:04,358 --> 00:49:06,360
‫از امیدت می‌کنه.

688
00:49:19,706 --> 00:49:21,875
‫بی‌خیالش بشو بوید.

689
00:49:21,917 --> 00:49:26,672
‫اگه امروز نمیرن، فوقش فردا می‌میرن.

690
00:49:29,257 --> 00:49:30,842
‫نه.

691
00:49:51,905 --> 00:49:53,615
‫جولی.

692
00:49:53,615 --> 00:49:56,034
‫چیزی نیست. وای.

693
00:50:01,164 --> 00:50:03,458
‫ببینمت ماریل.

694
00:50:03,583 --> 00:50:05,085
‫سلام!

695
00:50:05,085 --> 00:50:07,379
‫چی شده؟

696
00:50:17,556 --> 00:50:19,516
‫وای عزیزم.

697
00:50:21,101 --> 00:50:22,436
‫حالش خوبه.

698
00:50:22,477 --> 00:50:24,521
‫- وای خدا.
‫- حال خواهرت خوبه.

699
00:50:25,522 --> 00:50:27,274
‫سلام عزیزم. چیزی نیست.

700
00:50:27,315 --> 00:50:28,942
‫چیزی نیست. می‌دونم.

701
00:50:55,844 --> 00:50:57,929
‫من از اون بیدها نیستم.

702
00:51:00,599 --> 00:51:02,059
‫شنفتی چی شد؟

703
00:51:04,770 --> 00:51:08,106
‫من بیدی نیستم با این بادها بلرزم!

704
00:51:34,049 --> 00:51:35,383
‫این رو بخور.

705
00:51:35,383 --> 00:51:36,802
‫حالم خوبه.

706
00:51:36,843 --> 00:51:38,011
‫می‌دونم خوبی.

707
00:51:38,011 --> 00:51:39,262
‫به خاطر من بخور.

708
00:51:58,281 --> 00:52:00,075
‫دیگه صدای جیرجیر نمیاد.

709
00:52:12,254 --> 00:52:14,047
‫یعنی تموم شد؟

710
00:52:16,383 --> 00:52:18,051
‫امیدوارم شده باشه.

711
00:52:21,972 --> 00:52:23,223
‫بابا.

712
00:52:26,393 --> 00:52:28,061
‫مامان کجاست؟

713
00:52:41,449 --> 00:52:43,034
‫آنکویی.

714
00:52:44,703 --> 00:52:46,246
‫آهای.

715
00:53:09,060 --> 00:53:10,520
‫آنکویی.

716
00:53:29,331 --> 00:53:30,832
‫آنکویی.

717
00:53:35,754 --> 00:53:37,297
‫آنکویی.

718
00:54:10,705 --> 00:54:12,415
‫معذرت می‌خوام.

719
00:54:12,540 --> 00:54:14,709
‫واقعا می‌گم.

720
00:54:15,043 --> 00:54:17,045
‫ولی چاره دیگه‌ای نداره.

721
00:54:45,490 --> 00:54:46,658
‫عه.

722
00:54:47,284 --> 00:54:48,868
‫اجازه بدین.

723
00:55:02,465 --> 00:55:03,800
‫آخ.

724
00:55:08,638 --> 00:55:21,818
‫[بیمارستان سن‌آنتونی]

725
00:55:30,452 --> 00:55:32,162
‫اینجا کجاست؟

726
00:55:32,203 --> 00:55:35,373
‫اینجا بیمارستان سن‌آنتونیه.
‫من دکتر برودی هستم.

727
00:55:35,373 --> 00:55:39,002
‫سه روز پیش زوج کوهنوردی
‫توی جنگل پیداتون کردن.

728
00:55:39,002 --> 00:55:42,047
‫بیهوش کنار مسیری دراز کشیده بودین.

729
00:55:42,964 --> 00:55:44,424
‫نه.

730
00:55:45,300 --> 00:55:47,719
‫یادتون میاد اونجا چیکار داشتین؟

731
00:55:47,761 --> 00:55:49,429
‫نه.

732
00:55:50,305 --> 00:55:51,931
‫نه.

733
00:55:51,973 --> 00:55:54,017
‫نه، نه، نه، نه، نه.

734
00:55:55,643 --> 00:55:57,812
‫نه، نه، نه، نه، نه.

735
00:56:04,944 --> 00:56:06,738
‫نه، نه، نه.
