﻿1
00:00:16,975 --> 00:00:20,020
‫آنچه گذشت...

2
00:00:20,020 --> 00:00:21,062
‫این دیگه چه وضعشه؟

3
00:00:22,439 --> 00:00:25,025
‫کنی!
‫باید بیای اینجا!

4
00:00:25,025 --> 00:00:28,445
‫اینجا واسه سیر کردن شکم
‫کل مردم شهر غذا هست!

5
00:00:28,445 --> 00:00:30,655
‫خیال کردی اینجا نمی‌تونه
‫تو رو از پا دربیاره؟

6
00:00:30,655 --> 00:00:32,032
‫خواهیم دید.

7
00:00:32,073 --> 00:00:33,033
‫نه، نه، نه.

8
00:00:33,033 --> 00:00:34,492
‫نه، نه، نه، نه، نه.

9
00:00:34,534 --> 00:00:36,995
‫تو با خودش و اون جونورها
‫تو طویله بودی.

10
00:00:36,995 --> 00:00:38,872
‫چه‌جوری هنوز زنده‌ای؟

11
00:00:38,872 --> 00:00:40,457
‫می‌خواستن تماشا کنم.

12
00:00:40,457 --> 00:00:43,293
‫- کنی.
‫- وایستین ببینم. مـ... مامانم کجاست؟

13
00:00:43,293 --> 00:00:44,169
‫رفیق، تسلیـ...

14
00:00:44,169 --> 00:00:45,754
‫نه! حرف نزنین! حرف نزنین.

15
00:00:50,383 --> 00:00:52,010
‫باید اطلاعات بیشتری کسب کنیم.

16
00:00:52,010 --> 00:00:53,178
‫- آره.
‫- فردا باید...

17
00:00:53,178 --> 00:00:54,179
‫سر یه کاری کمکم کنی.

18
00:00:54,179 --> 00:00:55,847
‫چه کاری؟

19
00:00:55,847 --> 00:00:57,849
‫یکی از این جونورهای عوضی رو می‌گیریم.

20
00:00:57,849 --> 00:00:59,559
‫قراره بچه‌ای رو که بهت گفت بودن...

21
00:00:59,559 --> 00:01:02,270
‫هیچ‌وقت باردار نمی‌شی
‫به دنیا بیاری!

22
00:01:02,270 --> 00:01:03,646
‫با این همه چیزهایی که دیدی،

23
00:01:03,646 --> 00:01:05,982
‫با یه معجزه کنار نمیای؟

24
00:01:05,982 --> 00:01:07,734
‫دچار سوتغذیه شدیدی.

25
00:01:07,734 --> 00:01:09,903
‫حتما باید یه کاری کنیم
‫دوباره غذا بخوری.

26
00:01:09,903 --> 00:01:11,362
‫محصولاتمون همون‌هان؟

27
00:01:11,362 --> 00:01:12,906
‫آره. با خودمون گفتیم کودشون کنیم...

28
00:01:12,906 --> 00:01:14,741
‫و ببینیم خاک حاصل‌خیز می‌شه یا نه.

29
00:01:14,741 --> 00:01:15,742
‫هوم.

30
00:01:17,243 --> 00:01:18,411
‫جید؟

31
00:01:18,453 --> 00:01:18,995
‫نمی...

32
00:01:19,037 --> 00:01:19,996
‫نمی‌فهمم.

33
00:01:20,413 --> 00:01:21,206
‫نمی‌فهمم.

34
00:01:21,456 --> 00:01:22,624
‫نمی‌فهمم.

35
00:01:23,917 --> 00:01:25,710
‫آماده‌ای بهم بگی جریان از چه قراره؟

36
00:01:25,710 --> 00:01:27,629
‫هنوز خودم کاملا نفهمیدم.

37
00:01:29,005 --> 00:01:30,840
‫دست‌بندی رو که برات درست کرده بودم یادته؟

38
00:01:30,840 --> 00:01:32,217
‫می‌گی دست‌بندی پیدا کردی...

39
00:01:32,217 --> 00:01:33,218
‫که شبیه دست‌بند دست‌ساز خودته؟

40
00:01:33,218 --> 00:01:34,928
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫شبیهش نیست.

41
00:01:34,928 --> 00:01:36,096
‫همون دست‌بنده.

42
00:01:36,096 --> 00:01:37,889
‫امکان نداره.

43
00:01:37,889 --> 00:01:39,933
‫به درخت بطری سر بزن.

44
00:01:39,933 --> 00:01:42,602
‫مادرم گفته بود
‫با این یکی به برجه...

45
00:01:42,602 --> 00:01:44,062
‫و بچه‌ها می‌رسه.

46
00:01:44,062 --> 00:01:46,689
‫میراندا کم‌کم یه‌چیزهایی می‌دید.

47
00:01:46,689 --> 00:01:49,067
‫هر چی می‌دید رو نقاشی می‌کرد.

48
00:01:49,067 --> 00:01:52,112
‫می‌گفت انگار برگزیده شده...

49
00:01:52,112 --> 00:01:54,531
‫که بچه‌ها رو آزاد کنه.

50
00:01:54,531 --> 00:01:57,951
‫گمون کنم تو هم برگزیده شدی.

51
00:01:57,951 --> 00:01:59,953
‫وقتی توماس مرد،
‫تو و مامان از هم پاشیدین...

52
00:01:59,953 --> 00:02:01,788
‫و کسی هوای ایتان رو نداشت.

53
00:02:01,788 --> 00:02:03,957
‫باید خودت رو جمع و جور کنی.

54
00:02:03,957 --> 00:02:05,125
‫باشه.

55
00:02:09,295 --> 00:02:10,547
‫الو؟

56
00:02:10,547 --> 00:02:12,966
‫بابا؟ منم، توماس.

57
00:02:21,391 --> 00:02:23,059
‫بابا، صدام رو داری؟

58
00:02:24,477 --> 00:02:26,980
‫تو پسر من نیستی.

59
00:02:26,980 --> 00:02:28,606
‫چرا گذاشتی مامان بره؟

60
00:02:30,275 --> 00:02:32,610
‫چرا گذاشتی بمیره؟

61
00:02:32,610 --> 00:02:34,028
‫بس کن!

62
00:02:34,028 --> 00:02:36,239
‫چون دیگه دوستش نداشتی
‫گذاشتی بره؟

63
00:02:37,657 --> 00:02:39,409
‫چی می‌خوای؟

64
00:02:39,409 --> 00:02:42,996
‫می‌خوام کمک کنم.
‫کمک لازم داری بابا.

65
00:02:42,996 --> 00:02:44,789
‫این‌قدر بابا صدام نکن.

66
00:02:44,789 --> 00:02:47,333
‫باید مواظب جولی و ایتان باشی.

67
00:02:47,333 --> 00:02:50,420
‫نباید بذاری الان که چیزی به تاریکی نمونده
‫بیرون بازی کنن.

68
00:02:54,174 --> 00:02:56,176
‫بابا، صدام رو داری؟

69
00:03:05,685 --> 00:03:06,686
‫ایتان!

70
00:03:11,024 --> 00:03:12,317
‫جولی!

71
00:03:15,862 --> 00:03:17,488
‫ایتان! جولی!

72
00:03:18,990 --> 00:03:20,200
‫ایتان!

73
00:03:22,202 --> 00:03:23,620
‫جولی!

74
00:03:23,620 --> 00:03:24,871
‫چیه؟

75
00:03:24,871 --> 00:03:26,372
‫چیکار می‌کنین؟

76
00:03:26,372 --> 00:03:27,957
‫به حیوانات غذا می‌دیم.

77
00:03:27,957 --> 00:03:30,376
‫بیاین تو ببینم!

78
00:03:30,376 --> 00:03:32,629
‫- ایتان!
‫- کارمون هنوز تموم نشده!

79
00:03:32,629 --> 00:03:34,255
‫آهای ایتان! گفتم زود باشین!
‫بیاین دیگه!

80
00:03:34,255 --> 00:03:36,049
‫- جیم!
‫- ها؟

81
00:03:36,049 --> 00:03:37,342
‫خوبی؟

82
00:03:37,342 --> 00:03:39,969
‫آره. ببین، دارم...
‫دارم با بچه‌هام حرف می‌زنم.

83
00:03:39,969 --> 00:03:42,180
‫بیا. ایتان.

84
00:03:42,180 --> 00:03:43,806
‫- بیاین. بیاین. بیاین.
‫- داریم میایم!

85
00:03:45,767 --> 00:03:46,851
‫چیزی به تاریکی نمونده.

86
00:03:46,851 --> 00:03:47,936
‫می‌دونم.

87
00:03:51,439 --> 00:03:53,441
‫- خوبن؟
‫- آره.

88
00:03:55,944 --> 00:03:57,403
‫ببخشید.

89
00:03:59,989 --> 00:04:02,450
‫اوضاعمون داره وخیم‌تر می‌شه، مگه نه؟

90
00:04:06,663 --> 00:04:07,705
‫آره.

91
00:04:28,851 --> 00:04:31,271
‫«منشأ»
‫«فصل سوم، قسمت سوم: تله‌موش»

92
00:04:32,647 --> 00:04:37,443
‫♪ وقتی پسرکی کم سن و سال بودم، ♪

93
00:04:37,443 --> 00:04:39,904
‫♪ از پدرم پرسیدم: ♪

94
00:04:39,904 --> 00:04:41,656
‫♪ «من چه‌کاره می‌شم؟» ♪

95
00:04:43,700 --> 00:04:46,035
‫♪ «خوش‌تیپ می‌شم؟» ♪

96
00:04:46,035 --> 00:04:48,454
‫♪ «ثروتمند می‌شم؟» ♪

97
00:04:48,454 --> 00:04:52,583
‫♪ اون هم بهم گفت: ♪

98
00:04:52,583 --> 00:04:55,503
‫♪ «که سرا، سرا» ♪

99
00:04:56,838 --> 00:05:00,091
‫♪ «هرچی بشه، همون می‌شه» ♪

100
00:05:01,718 --> 00:05:05,763
‫♪ «ما نمی‌تونیم آینده رو ببینیم» ♪

101
00:05:05,763 --> 00:05:08,641
‫♪ که سرا، سرا ♪

102
00:05:10,852 --> 00:05:13,813
‫♪ هرچی بشه، همون می‌شه ♪

103
00:05:23,156 --> 00:05:27,994
‫♪ حالا خودم ♪
‫♪ بچه‌دار شدم ♪

104
00:05:27,994 --> 00:05:30,455
‫♪ از پدرشون می‌پرسن: ♪

105
00:05:30,455 --> 00:05:34,125
‫♪ «من چه‌کاره می‌شم؟» ♪

106
00:05:34,125 --> 00:05:36,669
‫♪ «خوشگل می‌شم؟» ♪

107
00:05:36,669 --> 00:05:39,088
‫♪ «ثروتمند می‌شم؟» ♪

108
00:05:39,088 --> 00:05:42,216
‫♪ من هم مهرآمیز بهشون می‌گم: ♪

109
00:05:43,217 --> 00:05:46,054
‫♪ که سرا، سرا ♪

110
00:05:47,472 --> 00:05:51,309
‫♪ ما نمی‌تونیم آینده رو ببینیم ♪

111
00:05:51,309 --> 00:05:54,687
‫♪ که سرا، سرا ♪

112
00:05:56,522 --> 00:05:59,484
‫♪ هرچی بشه، همون می‌شه ♪

113
00:06:01,736 --> 00:06:04,614
‫♪ که سرا، سرا ♪

114
00:06:27,387 --> 00:06:28,930
‫چی شده؟

115
00:06:32,934 --> 00:06:34,435
‫اِم، سخت نگیر.
‫دستت رو می‌بری‌ها.

116
00:06:34,435 --> 00:06:35,686
‫آخ!

117
00:06:35,686 --> 00:06:37,063
‫بهت که گفتم.

118
00:06:40,900 --> 00:06:42,485
‫شب تا صبح اون پایین بودی؟

119
00:06:42,485 --> 00:06:44,362
‫بایـ... باید بخوابی.

120
00:06:49,867 --> 00:06:52,703
‫بایـ... باید به جواب برسم.

121
00:06:52,703 --> 00:06:54,539
‫حتما یه چیزی تو اون زیرزمین هست،

122
00:06:54,539 --> 00:06:57,041
‫تو... تو... تو اون نقاشی‌ها هست
‫که از قلم انداختم.

123
00:06:57,041 --> 00:06:59,585
‫اینجاها یه کم بانداژ داشتم.

124
00:06:59,585 --> 00:07:01,003
‫آها.

125
00:07:01,838 --> 00:07:03,047
‫بفرما.

126
00:07:03,047 --> 00:07:04,590
‫اِم، نه. اِم، تو...

127
00:07:04,590 --> 00:07:06,509
‫- لطفا کمکم کنین.
‫- نه، نه بابا. چیزی نیست.

128
00:07:09,387 --> 00:07:12,306
‫خب، اون پسره....

129
00:07:12,306 --> 00:07:15,143
‫همون... همون پسر سفیدپوشه،

130
00:07:15,143 --> 00:07:17,395
‫گفتی تو رو کشوند...

131
00:07:17,395 --> 00:07:19,480
‫بالای برج فانوس...

132
00:07:19,480 --> 00:07:21,691
‫و... و بعدش هلت داد پایین؟

133
00:07:21,691 --> 00:07:23,192
‫نه، نه، نه، نه، نه.
‫اون من رو نکشوند.

134
00:07:23,192 --> 00:07:26,737
‫خودم به‌خاطر بچه‌ها رفته بودم اونجا.

135
00:07:26,737 --> 00:07:29,157
‫بچه‌های اسیر تو برج.

136
00:07:29,157 --> 00:07:32,618
‫آره. ببینین، اِم...

137
00:07:32,618 --> 00:07:35,246
‫برجه درواقع برج فانوس بود...

138
00:07:35,246 --> 00:07:36,998
‫و باید می‌رفتم تو یه درخت...

139
00:07:36,998 --> 00:07:38,624
‫که بهش می‌رسیدم.

140
00:07:38,624 --> 00:07:40,918
‫اِم، ویکتور من رو تا اونجا برد.

141
00:07:40,918 --> 00:07:44,255
‫گفت مامانش هم رفته بود
‫بچه‌ها رو نجات بده،

142
00:07:44,255 --> 00:07:47,425
‫همون شبی بود که... که...

143
00:07:47,425 --> 00:07:49,010
‫اشکالی نداره.

144
00:07:49,010 --> 00:07:50,428
‫می‌تونی بگی.

145
00:07:50,428 --> 00:07:53,598
‫اِم، من از خیلی وقت پیش...

146
00:07:53,598 --> 00:07:56,434
‫قبول کردم واقعا مرده.

147
00:07:56,434 --> 00:07:57,894
‫خیال می‌کردم همه‌شون مرده‌ان.

148
00:07:58,686 --> 00:08:01,898
‫همین که ویکتور هنوز زنده است...

149
00:08:01,898 --> 00:08:03,065
‫خیلی...

150
00:08:11,199 --> 00:08:12,366
‫شما هم می‌شنوین؟

151
00:08:13,784 --> 00:08:15,286
‫آها، صدای بطری‌هاست.

152
00:08:15,286 --> 00:08:17,288
‫معلومه که می‌شنوم.

153
00:08:17,288 --> 00:08:21,751
‫از درختی تو حیاط‌پشتیمون آویزونن.

154
00:08:21,751 --> 00:08:24,170
‫میراندا درخت بطری صداش می‌کرد.

155
00:08:28,841 --> 00:08:33,304
‫یک، دو، سه.

156
00:09:05,378 --> 00:09:07,505
‫اصلا از کجا می‌دونی ممکنه؟

157
00:09:07,505 --> 00:09:08,673
‫آره. نمی‌دونم،

158
00:09:08,673 --> 00:09:11,801
‫ولی طلسم‌ها...

159
00:09:11,801 --> 00:09:14,011
‫جلوی ورودشون به خونه‌هامون رو می‌گیرن.

160
00:09:14,011 --> 00:09:16,347
‫شاید بتونن جلوی خروجشون رو هم بگیرن.

161
00:09:16,347 --> 00:09:18,349
‫ببین. درک می‌کنم،
‫ولی بحث گرفتن سگ خیابونی...

162
00:09:18,349 --> 00:09:20,393
‫یا گرگ صحرایی نیست، خب؟

163
00:09:20,393 --> 00:09:22,645
‫مـ... ما هیچی از اون جونورها نمی‌دونیم.

164
00:09:22,645 --> 00:09:25,022
‫آره. خب، شاید وقتشه یاد بگیریم.

165
00:09:25,022 --> 00:09:27,692
‫دیگه نباید همین‌جوری دست رو دست بذاریم
‫و به فکر امنیتمون باشیم.

166
00:09:27,692 --> 00:09:29,068
‫«امنیت.»

167
00:09:30,570 --> 00:09:32,029
‫تو یه شب تو جنگل بودی...

168
00:09:32,029 --> 00:09:33,823
‫و چیزی نمونده بود به کشتنت بده.

169
00:09:33,823 --> 00:09:36,158
‫بعدش هم چیزی نمونده بود
‫همه رو به کشتن بده، ولی «امنیت.»

170
00:09:36,158 --> 00:09:38,035
‫جیم و کنی هم شب تو جنگل مونده بودن، مگه نه؟

171
00:09:38,035 --> 00:09:39,704
‫بعدش با غذا برگشتن...

172
00:09:39,704 --> 00:09:41,706
‫و الان دوباره واسه همه غذای کافی داریم!

173
00:09:41,706 --> 00:09:43,457
‫منظورم اینه که اوضاع همیشه...

174
00:09:43,457 --> 00:09:45,876
‫باب میل آدم پیش نمی‌ره،

175
00:09:45,876 --> 00:09:47,920
‫ولی دلیل نمی‌شه آدم خطر نکنه.

176
00:09:48,921 --> 00:09:50,339
‫من باهات موافقم، خب؟

177
00:09:50,339 --> 00:09:51,674
‫من...

178
00:09:53,718 --> 00:09:56,012
‫کنی و بقیه چی شدن؟

179
00:09:56,012 --> 00:09:59,056
‫خوبن. همگی قرعه‌کشی کردیم،
‫دیل عصبانی شد...

180
00:09:59,056 --> 00:10:01,517
‫و بعدش همگی راه افتادن.

181
00:10:01,517 --> 00:10:03,269
‫به احتمال زیاد تا وقت ناهار برسن اونجا.

182
00:10:05,062 --> 00:10:06,397
‫حال کنی چطور بود؟

183
00:10:07,481 --> 00:10:08,941
‫با احتساب شرایط، خوب بود.

184
00:10:10,234 --> 00:10:11,485
‫کریستی هم باهاشون رفته.

185
00:10:11,485 --> 00:10:14,113
‫خوبه. باشه.

186
00:10:17,575 --> 00:10:21,078
‫خیلی‌خب.
‫جریان از چه قراره؟

187
00:10:27,335 --> 00:10:28,919
‫خیلی‌خب. اگه تو بهش نگی،
‫خودم می‌گم.

188
00:10:33,341 --> 00:10:35,092
‫می‌خوام یکی از اون جونورها رو بگیرم.

189
00:10:37,011 --> 00:10:38,262
‫عذر می‌خوام. جانم؟

190
00:10:39,055 --> 00:10:41,098
‫هر شب سر و کله
‫اون جونورها پیدا می‌شه،

191
00:10:41,098 --> 00:10:43,059
‫هر شب پیداشون می‌شه،

192
00:10:43,059 --> 00:10:46,103
‫ولی هنوز روحمون هم خبر نداره
‫با چی طرفیم،

193
00:10:46,103 --> 00:10:48,939
‫چی هستن و از کجا اومدن.

194
00:10:48,939 --> 00:10:50,775
‫بوید، قبلا هم به فکر این کارها بودیم.

195
00:10:50,775 --> 00:10:52,109
‫تو که یکیشون رو گرفته بودی.

196
00:10:52,109 --> 00:10:53,861
‫نه. من یکیشون رو کشتم.

197
00:10:53,861 --> 00:10:54,945
‫فرق می‌کنه.

198
00:10:54,945 --> 00:10:57,073
‫باید ازشون اطلاعات کسب کنیم.

199
00:10:58,157 --> 00:10:59,784
‫خـ... خودمون می‌دونیم حرف می‌زنن،

200
00:10:59,784 --> 00:11:02,662
‫پس یکیشون رو می‌گیریم.
‫به حرفش میاریم.

201
00:11:02,662 --> 00:11:03,996
‫آها، می‌خوای به حرفش بیاری.

202
00:11:03,996 --> 00:11:05,164
‫چه‌جوری می‌خوای به حرفش بیاری؟

203
00:11:05,164 --> 00:11:06,916
‫می‌خوای شکنجه‌اش کنی؟

204
00:11:06,916 --> 00:11:11,253
‫ما با تفنگ ساچمه‌ای از فاصله نزدیک
‫به اون جونورها شلیک کردیم،

205
00:11:11,253 --> 00:11:13,381
‫ولی فقط لبخند زدن!

206
00:11:13,381 --> 00:11:14,674
‫اون‌ها انسان نیستن.

207
00:11:14,674 --> 00:11:16,884
‫خب، به نقل از کریستی،
‫قبلا بودن.

208
00:11:16,884 --> 00:11:18,761
‫آها، اون‌وقت خیالت با این حرف راحت می‌شه؟

209
00:11:18,761 --> 00:11:20,054
‫باید یه کاری بکنیم، خب؟

210
00:11:20,054 --> 00:11:21,555
‫- بابا.
‫- نمی‌شه...

211
00:11:21,555 --> 00:11:23,432
‫باید یه غلطی بکنیم.

212
00:11:25,893 --> 00:11:27,144
‫چه‌جوری می‌خوای بگیریشون؟

213
00:11:27,978 --> 00:11:30,398
‫دارم بررسی می‌کنم.

214
00:11:30,398 --> 00:11:32,233
‫چه عالی.

215
00:11:32,233 --> 00:11:33,526
‫بیشتر بررسی کن.

216
00:11:44,829 --> 00:11:46,122
‫ببین.

217
00:11:46,956 --> 00:11:49,417
‫من هم دلتنگ تیان‌چنم،

218
00:11:49,417 --> 00:11:53,337
‫باور کنم من هم دلم می‌خواد بریم بیرون...

219
00:11:53,337 --> 00:11:54,922
‫و انتقاممون رو بگیریم؛

220
00:11:54,922 --> 00:11:56,966
‫ولی نمی‌خوام به‌خاطر
‫یه نقشه ناقص و مسخره...

221
00:11:56,966 --> 00:12:00,219
‫شاهد کشته شدنت باشم.

222
00:12:02,430 --> 00:12:05,099
‫تو هم تشویقش نکن.

223
00:12:07,518 --> 00:12:08,894
‫داری بچه‌دار می‌شی.

224
00:12:10,271 --> 00:12:13,190
‫دیگه نباید فقط به فکر خودت باشی.

225
00:12:20,030 --> 00:12:21,407
‫- بابا...
‫- نه.

226
00:12:24,118 --> 00:12:25,077
‫خیلی‌خب.

227
00:12:28,622 --> 00:12:30,875
‫- بعدا صحبت می‌کنیم.
‫- باشه. باشه.

228
00:12:45,181 --> 00:12:46,891
‫اون چیه؟

229
00:12:46,891 --> 00:12:49,560
‫باقی گاوه رو امروز صبح پخش کردن.

230
00:12:49,560 --> 00:12:51,437
‫اگه می‌خوای، خیلی داریم.

231
00:12:52,521 --> 00:12:53,606
‫گمون نکنم دلم بخواد.

232
00:12:54,648 --> 00:12:56,275
‫بچه‌ات گوشت‌خوار نیست، مگه نه؟

233
00:12:57,443 --> 00:12:58,944
‫گمون نکنم.

234
00:14:43,507 --> 00:14:45,342
‫عجب جای وحشتناکی.

235
00:14:45,342 --> 00:14:47,970
‫باورم نمی‌شه واقعا عده‌ای
‫اینجا زندگی می‌کردن.

236
00:14:47,970 --> 00:14:49,513
‫مطمئنیم آدم بودن؟

237
00:14:49,513 --> 00:14:51,515
‫آخه اینجا رو ببینین.

238
00:14:51,515 --> 00:14:53,434
‫محل استقرارشون رو ببینین.

239
00:14:53,434 --> 00:14:54,810
‫ممکنه تأثیرشون...

240
00:14:54,810 --> 00:14:56,604
‫عین طلسم‌های ما باشه...

241
00:14:56,604 --> 00:14:58,939
‫و اشباح خبیث رو دور کنن.

242
00:14:58,939 --> 00:15:01,358
‫آها، خیالم خیلی راحت‌تر شد.

243
00:15:03,068 --> 00:15:04,862
‫نمی‌دونیم چی شده،
‫ولی جریان مال خیلی وقت پیشه.

244
00:15:04,862 --> 00:15:07,281
‫الان کلی آدم تو شهر گرسنه‌ان.

245
00:15:07,281 --> 00:15:09,450
‫خیلی‌خب، من و جیم قبل از حرکتمون...

246
00:15:09,450 --> 00:15:11,994
‫تا می‌تونستیم محصولات رو جمع کردیم.

247
00:15:11,994 --> 00:15:13,245
‫همه‌شون تو اون آلونکن.

248
00:15:13,245 --> 00:15:16,373
‫خب، پس... دیل، جید و راجر.

249
00:15:16,373 --> 00:15:17,833
‫شما اونجا مشغول بشین.

250
00:15:17,833 --> 00:15:20,169
‫بقیه‌مون می‌ریم هرچی پیدا کردیم جمع کنیم.

251
00:15:21,211 --> 00:15:23,380
‫- بریم! آفتاب داره هدر می‌ره!
‫- چه عالی.

252
00:15:23,380 --> 00:15:25,049
‫- مواظب باشین.
‫- چه عالی.

253
00:15:25,049 --> 00:15:27,509
‫بیاین از کنار این سازه وودو رد بشیم...

254
00:15:27,509 --> 00:15:29,094
‫و بریم تره‌بار جمع کنیم.

255
00:15:40,981 --> 00:15:43,067
‫تمام تلاشم رو کردم با هرچی مونده بود
‫غذای خوبی درست کنم.

256
00:15:45,402 --> 00:15:47,321
‫خبر خوش از این قراره
‫که وقتی کنی و بقیه...

257
00:15:47,321 --> 00:15:49,239
‫برگردن و غذا بیارن،

258
00:15:49,239 --> 00:15:50,783
‫دیگه جیره‌بندی نداریم.

259
00:15:51,825 --> 00:15:52,952
‫خیلی خوب می‌شه، مگه نه؟

260
00:15:53,994 --> 00:15:55,579
‫لابد دیگه.

261
00:15:58,791 --> 00:16:01,543
‫ناهار درست کردم.
‫می‌خوری؟

262
00:16:01,543 --> 00:16:03,087
‫نه.

263
00:16:03,087 --> 00:16:04,129
‫خیلی‌خب.

264
00:16:07,341 --> 00:16:08,717
‫کی خاکش می‌کنه؟

265
00:16:10,135 --> 00:16:11,387
‫چی؟

266
00:16:11,387 --> 00:16:13,472
‫کی مامان رو خاک می‌کنه؟

267
00:16:14,431 --> 00:16:16,058
‫از این حرف‌ها نزن!

268
00:16:17,685 --> 00:16:20,354
‫ولی...

269
00:16:20,771 --> 00:16:23,023
‫ولی جسدش همین‌جوری
‫رو زمین افتاده باشه...

270
00:16:23,023 --> 00:16:24,858
‫و کلی حشره و عنکبوت روش باشن چی؟

271
00:16:24,858 --> 00:16:27,945
‫جسدش همون‌جا می‌مونه تا بپوسه؟

272
00:16:27,945 --> 00:16:29,405
‫ایتان.

273
00:16:30,364 --> 00:16:32,282
‫ولی اگه روزی یکی پیداش کنه...

274
00:16:32,282 --> 00:16:34,702
‫و فقط استخون‌هاش مونده باشه
‫و نفهمه کیه چی؟

275
00:16:34,702 --> 00:16:36,286
‫بس کن!

276
00:16:36,286 --> 00:16:38,872
‫امان از دستت! بس کن!

277
00:16:43,460 --> 00:16:44,920
‫- ببخشید. ببـ....
‫- آره.

278
00:16:44,920 --> 00:16:47,089
‫واقعا می‌خوای پدر برتر سال بشی، مگه نه؟

279
00:17:14,533 --> 00:17:16,410
‫اِم، میراندا هنرمند بود.

280
00:17:16,410 --> 00:17:19,913
‫سراسر شهر رو
‫به آثارش مزین می‌کرد.

281
00:17:19,913 --> 00:17:22,207
‫این همیشه از آثار محبوبش بود.

282
00:17:22,207 --> 00:17:24,418
‫می‌گی تو شهری که ازش اومدی...

283
00:17:24,418 --> 00:17:26,378
‫هم چنین چیزی بوده؟

284
00:17:26,378 --> 00:17:29,757
‫نه.
‫این یکی فرق می‌کرد.

285
00:17:29,757 --> 00:17:31,717
‫اینجا نیست.

286
00:17:34,011 --> 00:17:35,804
‫دنـ... دنبال چی می‌گردی؟

287
00:17:35,804 --> 00:17:37,431
‫درختی که ویکتور نشونم داده بود...

288
00:17:37,431 --> 00:17:42,186
‫یه دریچه داشت...

289
00:17:42,186 --> 00:17:46,648
‫که می‌شد رفت توش...

290
00:17:46,648 --> 00:17:49,818
‫و آدم رو جای دیگه‌ای می‌برد.

291
00:17:51,111 --> 00:17:54,990
‫یعنی آدم می‌رفت تو درخت...

292
00:17:54,990 --> 00:17:56,825
‫و دورنوردی می‌کرد؟

293
00:17:58,285 --> 00:18:01,038
‫مهم نیست.
‫درخت عادیه.

294
00:18:01,038 --> 00:18:03,290
‫خب، شاید برات مهم باشه...

295
00:18:03,290 --> 00:18:04,750
‫که بدونی نسخه اصلی نیست.

296
00:18:05,918 --> 00:18:07,878
‫- چی؟
‫- خب، همون‌طور که گفتم...

297
00:18:07,878 --> 00:18:10,047
‫سراسر شهر رو
‫به آثارش مزین می‌کرد.

298
00:18:10,047 --> 00:18:12,508
‫اون‌قدر از این یکی خوشش می‌اومد
‫که یه نسخه دیگه...

299
00:18:12,508 --> 00:18:15,719
‫تو حیاطمون ازش درست کرد.

300
00:18:15,719 --> 00:18:19,556
‫می‌گفت می‌خواد نزدیکش باشه.

301
00:18:19,556 --> 00:18:23,602
‫نسخه اصلیش تو پارکیه
‫که چند شهر با اینجا فاصله داره.

302
00:18:24,978 --> 00:18:26,021
‫راستش...

303
00:18:26,021 --> 00:18:28,190
‫چی؟ راستش چی؟

304
00:18:28,190 --> 00:18:32,361
‫خب، همون‌جا با همدیگه
‫مواد زده بودیم.

305
00:18:33,487 --> 00:18:35,489
‫می‌شه گفت اون درخت...

306
00:18:35,489 --> 00:18:37,783
‫نقطه شروع کل این ماجراها بود.

307
00:18:38,826 --> 00:18:41,245
‫وای خدایا، چقدر...
‫چقدر تا اونجا راهه؟

308
00:18:41,245 --> 00:18:42,621
‫سی چهل دقیقه.

309
00:18:42,621 --> 00:18:44,289
‫خیلی‌خب. باید همین الان من رو ببرین اونجا.

310
00:18:44,289 --> 00:18:45,999
‫- باید یه کم بخوابی.
‫- نه، نه، نه، نه، نه.

311
00:18:45,999 --> 00:18:47,626
‫باید من رو همین الان ببری اونجا هنری!

312
00:18:47,626 --> 00:18:49,670
‫اگه دوباره تو بیمارستان بستری بشی،

313
00:18:49,670 --> 00:18:51,004
‫به نفع هیچ‌کدوممون نیست!

314
00:18:51,004 --> 00:18:53,048
‫نمی‌رم... نمی‌رم بیمارستان.

315
00:18:53,048 --> 00:18:55,134
‫فقط باید به درخته برسم.
‫خواهش می‌کنم من رو ببر! بریم!

316
00:19:02,724 --> 00:19:05,102
‫خب، این هم بخشی از نقشه منفورته؟

317
00:19:11,024 --> 00:19:13,193
‫واقعا خیال کردی می‌تونی
‫یکی از اون جونورها رو بگیری؟

318
00:19:13,193 --> 00:19:14,570
‫شاید بتونم.

319
00:19:18,782 --> 00:19:22,369
‫بوید، چند وقته اینجایی؟
‫یه سال و نیم می‌شه؟

320
00:19:23,787 --> 00:19:26,498
‫راستش، از اکثر جهات کارت حرف نداشته.

321
00:19:26,498 --> 00:19:29,626
‫اکثر مردم رو زنده نگه داشتی
‫و بدون تو می‌مردن.

322
00:19:31,461 --> 00:19:33,338
‫البته خودم رو حساب نکردم.

323
00:19:35,257 --> 00:19:36,967
‫پس چرا الان شرایط رو عوض می‌کنی؟

324
00:19:39,219 --> 00:19:40,637
‫نگاهی به اطرافت بنداز.

325
00:19:40,637 --> 00:19:42,306
‫وقایع وحشتناک اخیر رو ببین.

326
00:19:42,306 --> 00:19:43,765
‫واقعا چنین سوالی ازم می‌پرسی؟

327
00:19:47,978 --> 00:19:49,813
‫خب، حداقل نقشه خوبی ریختی، مگه نه؟

328
00:19:49,813 --> 00:19:51,982
‫یکی از اون جونورها رو
‫تو یه خونه می‌کشونی.

329
00:19:51,982 --> 00:19:53,984
‫بیرون در خونه طلسم می‌ذاری.

330
00:19:53,984 --> 00:19:55,652
‫تو خونه گیر می‌اندازیش.

331
00:19:55,652 --> 00:19:57,321
‫فرداش می‌ری اونجا.
‫می‌ری تو.

332
00:19:57,321 --> 00:19:58,947
‫تو خونه می‌چرخی،

333
00:19:58,947 --> 00:20:01,241
‫همه اتاق‌ها رو دنبالش می‌گردی
‫تا بالاخره از یه جایی...

334
00:20:01,241 --> 00:20:03,660
‫بپره بیرون و تکه‌تکه‌ات کنه.

335
00:20:03,660 --> 00:20:05,412
‫آره، نه، می‌فهمم چرا ارتش
‫برنامه‌ریزی رو...

336
00:20:05,412 --> 00:20:06,663
‫بهت سپرده بود.

337
00:20:09,917 --> 00:20:11,376
‫نمی‌فهمی، مگه نه؟

338
00:20:12,753 --> 00:20:15,172
‫بوید، چیزی که دقیقا جلوی روته رو نمی‌فهمی.

339
00:20:15,172 --> 00:20:16,381
‫چی رو نمی‌فهمم؟

340
00:20:16,381 --> 00:20:18,675
‫اون جونورها گفتن
‫می‌خوان از پا دربیارنت،

341
00:20:18,675 --> 00:20:20,677
‫یعنی می‌خواستن عوضت کنن.

342
00:20:22,262 --> 00:20:24,431
‫فعلا که موفق شدن،
‫آخه بویدی که من می‌شناختم...

343
00:20:24,431 --> 00:20:26,308
‫عمرا چنین کار احمقانه‌ای می‌کرد.

344
00:20:26,308 --> 00:20:28,685
‫آره، خب، بویدی که تو می‌شناختی
‫تو رو به کشتن داد.

345
00:20:28,685 --> 00:20:30,520
‫راستش، شاید بد نباشه...

346
00:20:30,520 --> 00:20:32,689
‫هر از گاهی این‌قدر به فکر فداکاری نباشی.

347
00:20:32,689 --> 00:20:34,816
‫- متوجهی؟
‫- گور بابات.

348
00:20:34,816 --> 00:20:37,527
‫من می‌خواستم به مردم کمک کنم که مردم.

349
00:20:37,527 --> 00:20:40,822
‫تیان‌چن می‌خواست به مردم کمک کنه که مرد.

350
00:20:40,822 --> 00:20:43,033
‫اصلا می‌فهمی چقدر مغروری...

351
00:20:43,033 --> 00:20:46,536
‫که اون فداکاری رو نادیده می‌گیری
‫و می‌گی همه‌چی تقصیر خودته؟

352
00:20:46,536 --> 00:20:48,455
‫ولی واقعا از اثر هنریت خوشم میاد.

353
00:20:48,455 --> 00:20:49,748
‫قشنگه.

354
00:20:50,958 --> 00:20:52,501
‫تخته یادبوده.

355
00:20:54,586 --> 00:20:58,215
‫تو گورستان علامتی نیست،
‫سنگ قبری نیست، فقط جنازه هست.

356
00:20:58,215 --> 00:21:01,385
‫احتمالا همه‌جای اینجا جسد دفن شده.

357
00:21:01,385 --> 00:21:03,428
‫باید اسمشون رو یه جایی ثبت کنیم.

358
00:21:04,179 --> 00:21:07,224
‫اسم خودت و تیان‌چن رو ثبت کنیم.

359
00:21:09,476 --> 00:21:11,561
‫ببین، وقتی کار فنی می‌کنم،
‫مغزم بهتر کار می‌کنه،

360
00:21:11,561 --> 00:21:13,146
‫پس دست از سرم بردار، خب؟

361
00:21:47,764 --> 00:21:48,807
‫سلام.

362
00:21:49,599 --> 00:21:50,809
‫سلام.

363
00:21:52,728 --> 00:21:53,979
‫کاری داشتی؟

364
00:21:55,564 --> 00:21:56,648
‫آره.

365
00:21:59,526 --> 00:22:01,111
‫می‌خوای بیای تو؟

366
00:22:09,119 --> 00:22:12,539
‫خب، چه کمکی از دستم برمیاد؟

367
00:22:12,539 --> 00:22:13,749
‫اون چیه؟

368
00:22:16,918 --> 00:22:19,463
‫برادرم برام درست کرده بود.

369
00:22:19,463 --> 00:22:21,548
‫گمون نکنه هیچ‌وقت بتونم درستش کنم،

370
00:22:21,548 --> 00:22:24,801
‫ولی ترجیح می‌دم تلاشم رو بکنم.

371
00:22:27,220 --> 00:22:28,638
‫روتختی داری؟

372
00:22:30,140 --> 00:22:32,768
‫آره. طبقه بالا چندتایی دارم.
‫چطور مگه؟

373
00:22:33,727 --> 00:22:36,646
‫باید قلعه درست کنیم.

374
00:22:36,646 --> 00:22:38,440
‫بعدش یه داستان تعریف می‌کنم.

375
00:22:46,239 --> 00:22:48,033
‫منم، تیلی.

376
00:22:48,033 --> 00:22:49,618
‫می‌شه بیام تو؟

377
00:22:51,745 --> 00:22:54,664
‫اِم، الان حالم خیلی خوب نیست.

378
00:22:59,544 --> 00:23:01,588
‫من قبلا پوست تخم‌مرغ لیس می‌زدم.

379
00:23:04,508 --> 00:23:06,134
‫وقتی اولین بچه‌ام رو باردار بودم،

380
00:23:06,134 --> 00:23:08,887
‫توی پوست‌تخم‌مرغ رو لیس می‌زدم.

381
00:23:09,805 --> 00:23:10,722
‫آره.

382
00:23:10,722 --> 00:23:13,350
‫اِم، حالم از دیدن...

383
00:23:13,350 --> 00:23:15,852
‫غذاهای محبوبم به هم می‌خورد،

384
00:23:15,852 --> 00:23:19,189
‫ولی کافی بود یه تخم‌مرغ بشکنن
‫و رو پیشخون بذارن.

385
00:23:19,189 --> 00:23:22,109
‫حتی وقتی حواس شوهرم نبود،

386
00:23:22,109 --> 00:23:23,902
‫یواشکی از سطل آشغال برمی‌داشتم.

387
00:23:26,738 --> 00:23:28,865
‫اِم، تقریبا...

388
00:23:28,865 --> 00:23:32,786
‫تو سه ماه دوم بارداریم شروع شد.

389
00:23:32,786 --> 00:23:34,454
‫سه هفته ادامه داشت...

390
00:23:34,454 --> 00:23:38,208
‫و بعدش همون‌جوری بی‌دلیل تموم شد.

391
00:23:40,001 --> 00:23:41,878
‫نمی‌دونم چه حالی هستی،

392
00:23:41,878 --> 00:23:43,880
‫ولی قول می‌دم می‌گذره.

393
00:23:48,760 --> 00:23:50,262
‫آره، شاید.

394
00:24:00,647 --> 00:24:01,773
‫چیزی نیست.

395
00:24:02,649 --> 00:24:04,151
‫چیزی نیست.

396
00:24:04,151 --> 00:24:05,402
‫نمی‌تونم...

397
00:24:06,945 --> 00:24:09,030
‫نمی‌تونم با کسی صحبت کنم.

398
00:24:12,325 --> 00:24:13,702
‫خودت که می‌دونی چیکار می‌کنن.

399
00:24:13,702 --> 00:24:15,537
‫می‌ترسم خیال کنن...

400
00:24:19,666 --> 00:24:22,419
‫الیس هم...

401
00:24:24,754 --> 00:24:26,840
‫دوباره خیلی خوشحاله،

402
00:24:26,840 --> 00:24:28,592
‫واقعا خوشحاله.

403
00:24:30,719 --> 00:24:34,681
‫داره کلی تلاش می‌کنه...

404
00:24:34,681 --> 00:24:38,059
‫کلی تلاش می‌کنه مشوقم باشه،

405
00:24:38,059 --> 00:24:39,227
‫من هم نمی‌تونم...

406
00:24:42,272 --> 00:24:43,273
‫نمی‌تونی چیکار کنی؟

407
00:24:46,318 --> 00:24:49,404
‫نمی‌تونم بهش بگم چقدر می‌ترسم.

408
00:24:52,157 --> 00:24:55,285
‫اگه بچه‌مون مشکلی داشته باشه چی؟

409
00:24:55,285 --> 00:24:56,328
‫اگه...

410
00:24:57,787 --> 00:25:01,500
‫هر مادری سر اولین بچه‌اش
‫چنین احساساتی رو تجربه می‌کنه.

411
00:25:02,709 --> 00:25:04,794
‫من قرار نبود مامان بشم.

412
00:25:05,921 --> 00:25:07,297
‫اصلا قرار نبود مامان بشم!

413
00:25:07,297 --> 00:25:09,299
‫نمی...

414
00:25:09,299 --> 00:25:12,719
‫اصلا قرار نبود بتونم باردار بشم،

415
00:25:12,719 --> 00:25:16,097
‫ولی باز هم به دلیلی اینجا...

416
00:25:19,809 --> 00:25:22,270
‫فقط می‌خوام بدونم بچه‌ام سالمه یا نه.

417
00:25:26,483 --> 00:25:28,693
‫خب، پس بیا بفهمیم سالمه یا نه.

418
00:25:37,410 --> 00:25:39,204
‫عه، درش قفل نیست.

419
00:25:44,501 --> 00:25:45,585
‫خیلی‌خب.

420
00:25:55,303 --> 00:25:57,597
‫بعضی وقت‌ها این‌طوری می‌شه.

421
00:25:57,639 --> 00:25:59,766
‫این نواره چند ساله این تو داخل پخش می‌شه.

422
00:26:00,767 --> 00:26:02,811
‫«آبی» آهنگ مورد علاقه میراندا بود.

423
00:26:05,438 --> 00:26:06,690
‫♪ آبی... ♪

424
00:26:06,731 --> 00:26:09,609
‫تابیتا؟ حالت خوبه؟

425
00:26:09,651 --> 00:26:12,320
‫آره، فقط جا خوردم چون...
‫آهنگ من و شوهرم هم این بود.

426
00:26:14,072 --> 00:26:15,323
‫چه دنیای کوچیکیه.

427
00:26:15,323 --> 00:26:18,493
‫♪ آهنگ‌ها عین خالکوبی می‌مونن. ♪

428
00:26:18,535 --> 00:26:23,456
‫♪ تو که می‌دونی قبلا ♪
‫♪ دریا رو از نزدیک دیدم. ♪

429
00:26:25,500 --> 00:26:27,877
‫♪ من رو با تاج و لنگر ببند. ♪

430
00:26:28,295 --> 00:26:29,921
‫از ما گفتن بود؛ تقلب شده.

431
00:26:30,922 --> 00:26:34,050
‫دانا از قبل می‌دونست
‫کدوممون قراره بدبخت بشه.

432
00:26:37,804 --> 00:26:39,889
‫اگه یه کمک بکنی نمی‌میری‌ها!

433
00:26:39,931 --> 00:26:41,224
‫مرتیکه بی‌شعور.

434
00:26:41,683 --> 00:26:43,393
‫این یارو اخیرا تا مرز جنون رفته بود.

435
00:26:43,435 --> 00:26:44,769
‫نه که ما خیلی سالمیم.

436
00:26:44,769 --> 00:26:46,271
‫به درد جرز دیوار نمی‌خوره.

437
00:26:47,480 --> 00:26:49,107
‫اگه می‌خواین زیر لب غیبت کنین...

438
00:26:49,274 --> 00:26:51,484
‫بد نیست واقعا زیر لب صحبت کنین.

439
00:26:53,194 --> 00:26:56,114
‫ببین. هر کسی که اینجاست
‫داره عذاب می‌کشه.

440
00:26:56,156 --> 00:26:57,240
‫فقط جنابعالی نیستی.

441
00:26:57,240 --> 00:26:58,658
‫همه اینجا گیر افتادیم،

442
00:26:58,908 --> 00:27:00,493
‫اون‌وقت تو خیال کردی صرفا چون...

443
00:27:00,535 --> 00:27:02,203
‫یه شرکت دره‌پیت و زپرتی داشتی...

444
00:27:02,245 --> 00:27:04,706
‫باعث می‌شه از بقیه ما مهمتر باشی.

445
00:27:04,831 --> 00:27:07,292
‫آخی، می‌بینی چقدر حیفه
‫که تو اینجا گیر افتادی،

446
00:27:07,334 --> 00:27:08,168
‫با اینکه بقیه ما اندازه تو...

447
00:27:08,668 --> 00:27:11,087
‫وای، خفه‌خون مرگ می‌گیری یا نه؟!

448
00:27:12,005 --> 00:27:14,007
‫تو اصلا نمی‌دونی من اینجا چی کشیدم...

449
00:27:14,007 --> 00:27:16,343
‫یا چی به چشم دیدم!

450
00:27:18,303 --> 00:27:22,182
‫پس خواهشا می‌شه...
‫جهنم بابا.

451
00:27:22,223 --> 00:27:23,600
‫کجا می‌ری؟

452
00:27:23,600 --> 00:27:25,185
‫به تو هیچ ربطی نداره!

453
00:27:26,478 --> 00:27:27,687
‫بی‌شعور.

454
00:27:28,355 --> 00:27:29,397
‫مرتیکه گاو.

455
00:28:15,610 --> 00:28:17,987
‫ولم کن بابا!

456
00:28:19,406 --> 00:28:21,324
‫معلومه چه مرگته؟

457
00:28:25,286 --> 00:28:27,414
‫وای. گم شید بابا!

458
00:28:34,462 --> 00:28:36,506
‫تقریبا مطمئنم پر شده.

459
00:28:39,384 --> 00:28:40,844
‫آره، ولی باید حواسمون باشه...

460
00:28:40,844 --> 00:28:43,888
‫تو سفر اولمون تا حد امکان جمع کنیم.

461
00:28:45,098 --> 00:28:46,057
‫کنی؟

462
00:28:48,977 --> 00:28:50,061
‫کنی، من رو ببین.

463
00:28:50,061 --> 00:28:51,312
‫چیه؟

464
00:28:51,604 --> 00:28:54,023
‫ببین، حتی ذره‌ای نمی‌تونم تصور کنم...

465
00:28:54,023 --> 00:28:55,358
‫که الان چقدر داری اذیت می‌شی.

466
00:28:55,400 --> 00:28:57,235
‫نمی‌خوام وانمود کنم انگار...

467
00:28:57,277 --> 00:28:58,945
‫می‌دونم چی باید بگم
‫که اوضاع به طرز معجزه...

468
00:28:58,945 --> 00:29:00,113
‫کیسه‌ات کو؟

469
00:29:00,613 --> 00:29:02,031
‫چی؟

470
00:29:02,157 --> 00:29:04,242
‫کیسه‌ات رو می‌گم.
‫همون که قرار بود توش...

471
00:29:04,284 --> 00:29:05,493
‫محصولات رو بریزی. پر شد؟

472
00:29:07,495 --> 00:29:09,122
‫این‌همه راه اومدی نقش دایه‌ام رو بازی کنی؟

473
00:29:09,164 --> 00:29:11,541
‫نه کنی. علت اینکه اومدم
‫این بود که حالت برام مهمه.

474
00:29:11,583 --> 00:29:13,084
‫دستت درد نکنه.
‫فقط می‌شه حین نگرانیت...

475
00:29:13,126 --> 00:29:14,961
‫به وظیفه‌ات هم عمل کنی؟
‫چون دو ساعت وقت مونده و...

476
00:29:15,170 --> 00:29:16,838
‫اگه تا حد امکان نتونیم مواد خوراکی...

477
00:29:16,838 --> 00:29:17,756
‫نمی‌شه که بذاری و بری.

478
00:29:17,756 --> 00:29:20,800
‫هر کاری دلم بخواد می کنم
‫الان هم فقط می‌خوام برم.

479
00:29:20,842 --> 00:29:23,845
‫- آهای! جریان چیه؟
‫- برمی‌گردم شهر!

480
00:29:23,845 --> 00:29:26,556
‫جید، الان که امکان نداره
‫قبل تاریکی بتونی برسی.

481
00:29:26,973 --> 00:29:28,600
‫ولی غلط بکنم اینجا بمونم!

482
00:29:28,600 --> 00:29:30,310
‫همه یه نفس عمیق بکشین، خب؟

483
00:29:31,895 --> 00:29:34,105
‫من طبق این مسخره‌بازی
‫«بیاین قرعه‌کشی کنیم...»

484
00:29:34,147 --> 00:29:35,774
‫«ببینیم کی بره غذا بیاره» همراهیتون کردم.

485
00:29:35,815 --> 00:29:37,275
‫- خیر سرم اومده بودم اینجا کمک کنم!
‫- باشه.

486
00:29:37,525 --> 00:29:38,777
‫از اینجا خوشم نمیاد.

487
00:29:38,818 --> 00:29:40,111
‫هیچ‌کس از هیچ‌جای اینجا خوشش نمیاد.

488
00:29:40,111 --> 00:29:41,321
‫این جنگل کابوس همه است!

489
00:29:41,362 --> 00:29:43,198
‫نه، ولی فرق داره.
‫می‌گم فـ... ببین.

490
00:29:43,239 --> 00:29:45,867
‫می‌خوام کمک کنم، جدی می‌گم. خب؟
‫دلم می‌خواد کمک کنم، ولی...

491
00:29:45,867 --> 00:29:47,744
‫اگه تو شهر باشم کار بیشتری ازم بر میاد.

492
00:29:47,786 --> 00:29:49,704
‫عه، عه، عه، عه!
‫دارم می‌گم نمی‌تونی به شهر برسی.

493
00:29:49,746 --> 00:29:51,831
‫خب؟ شاید حتی نتونی
‫به کلسه طلسم‌دار برسی،

494
00:29:51,831 --> 00:29:53,500
‫پس فقط نفس عمیق بکش، خب؟

495
00:29:53,541 --> 00:29:54,709
‫اگه بدوئم می‌رسم.

496
00:29:54,709 --> 00:29:57,295
‫فقط بس کنین، خب؟
‫بس کنین، بسه.

497
00:29:57,629 --> 00:29:58,963
‫اینجا سر پناه داریم.

498
00:29:59,172 --> 00:30:00,799
‫حتی...
‫حتی طلسم داریم...

499
00:30:00,799 --> 00:30:02,300
‫این مواد خوراکی هم لازم داریم.

500
00:30:02,342 --> 00:30:04,511
‫جید، اگه دست خالی برگردیم شهر...

501
00:30:04,552 --> 00:30:05,929
‫مردم از گرسنگی می‌میرن.

502
00:30:07,388 --> 00:30:08,556
‫موفق باشین.

503
00:30:09,098 --> 00:30:10,350
‫- جید!
‫- راست می‌گه.

504
00:30:10,391 --> 00:30:11,976
‫اگه بدونه احتمالا تا قبل تاریکی...

505
00:30:11,976 --> 00:30:13,019
‫به کلبه طلسم‌دار برسه.

506
00:30:13,311 --> 00:30:14,687
‫- جید!
‫- کریستی!

507
00:30:14,687 --> 00:30:16,523
‫جید، وایستا!
‫داری اشتباه می‌ری!

508
00:30:16,564 --> 00:30:18,191
‫جید!

509
00:30:19,359 --> 00:30:20,318
‫کریستی!

510
00:30:21,528 --> 00:30:22,862
‫جید، وایستا دیگه!

511
00:30:22,904 --> 00:30:24,405
‫تو که اصلا راه رو بلد نیستی!

512
00:30:24,447 --> 00:30:25,824
‫می‌شه دو دقیقه وایستی...

513
00:30:25,865 --> 00:30:27,200
‫و روی تصمیمت فکر کنی؟

514
00:30:27,200 --> 00:30:28,535
‫وای، به جون تو قسم،
‫تنها کاری که این مدت کردم...

515
00:30:28,576 --> 00:30:30,036
‫این بوده که فکر کردم.

516
00:30:30,078 --> 00:30:32,413
‫نباید اینجا می‌اومدم!
‫باید تو بار می‌موندم...

517
00:30:32,455 --> 00:30:33,915
‫به این فکر می‌کردم که چطوری...

518
00:30:33,957 --> 00:30:36,167
‫- وای! کثافت!
‫- کریستی!

519
00:30:36,167 --> 00:30:37,085
‫- وای!
‫- کریستی!

520
00:30:37,085 --> 00:30:38,419
‫وای! پام...

521
00:30:38,461 --> 00:30:40,797
‫آهای! گمشو! بزن به چاک!

522
00:30:40,797 --> 00:30:42,799
‫- چه غلطی کردی؟
‫- این چه کاریه؟

523
00:30:42,799 --> 00:30:44,551
‫تقصیر جید نبود!
‫فقط این وامونده رو باز کن!

524
00:30:46,678 --> 00:30:48,888
‫احتمالا از یه جا بشه آزادش کرد. نمی‌دونم.

525
00:30:50,056 --> 00:30:51,307
‫- آخ!
‫- پیدا کردم.

526
00:30:51,307 --> 00:30:52,809
‫وامونده رو باز کنین.

527
00:30:52,809 --> 00:30:54,477
‫باشه، باشه، باشه، باشه، باشه.

528
00:30:55,979 --> 00:30:57,438
‫چیزی نشد. نفس عمیق بکش.

529
00:30:58,523 --> 00:30:59,357
‫چرا این‌جوریه؟

530
00:30:59,399 --> 00:31:00,358
‫خیلی‌خب، پیداش کردم.

531
00:31:00,400 --> 00:31:01,317
‫چیزی نیست.

532
00:31:05,405 --> 00:31:06,406
‫بدبخت شدیم.

533
00:31:19,752 --> 00:31:20,670
‫این چطوره؟

534
00:31:20,920 --> 00:31:22,213
‫به نظر من که خوبه.

535
00:31:22,505 --> 00:31:24,340
‫می‌خوای این‌ها رو اون پشت بذاری...

536
00:31:24,340 --> 00:31:25,675
‫و تمیزشون کنی؟

537
00:31:25,675 --> 00:31:27,010
‫باشه.

538
00:31:29,429 --> 00:31:30,847
‫سلام آقا پسر.

539
00:31:31,139 --> 00:31:32,348
‫سلام کلانتر.

540
00:31:32,599 --> 00:31:34,183
‫شما دارین چیکار می‌کنین؟

541
00:31:34,183 --> 00:31:36,436
‫می‌خوایم همه‌چی رو اون‌طوری که...

542
00:31:36,436 --> 00:31:38,730
‫تیان‌چن دوست داشت
‫تمیز و مرتب می‌کنیم.

543
00:31:40,231 --> 00:31:41,566
‫عجب. واقعا...

544
00:31:44,444 --> 00:31:46,321
‫مطمئنم خیلی خوشحالش می‌کنین.

545
00:31:47,447 --> 00:31:48,489
‫امیدوارم.

546
00:31:53,620 --> 00:31:55,455
‫اومده بودم یه دیگ سوپ دیگه...

547
00:31:55,455 --> 00:31:56,998
‫واسه خانه اجتماعات ببرم.

548
00:31:56,998 --> 00:31:59,918
‫اومدم دیدم تک و تنها
‫داره اینجا تمیزکاری می‌کنه.

549
00:32:01,294 --> 00:32:02,503
‫طفلکی.

550
00:32:03,046 --> 00:32:05,340
‫همین‌طوریش کم اذیت نشده بود.

551
00:32:07,383 --> 00:32:09,052
‫خودت چی؟

552
00:32:09,052 --> 00:32:10,053
‫حالت چطوره؟

553
00:32:12,013 --> 00:32:13,473
‫جز اینکه سعی دارم...

554
00:32:13,473 --> 00:32:15,600
‫کل اتفاقات اخیر رو هضم کنم؟

555
00:32:16,059 --> 00:32:17,810
‫ضمنا اینکه بفهمم چطور...

556
00:32:17,810 --> 00:32:20,104
‫یه آهنگ بچه‌گونه‌ای
‫که مادربزرگم برام می‌خوند یهو...

557
00:32:22,941 --> 00:32:23,816
‫را... راستش رو بگم،

558
00:32:23,858 --> 00:32:25,735
‫نمی‌دونم چه حالی دارم.

559
00:32:26,486 --> 00:32:27,695
‫تو می‌دونی؟

560
00:32:28,947 --> 00:32:30,323
‫اوضاع پرمشقتی شده.

561
00:32:31,616 --> 00:32:32,909
‫همیشه این‌طوری بوده؟

562
00:32:33,910 --> 00:32:35,286
‫بدتر هم می‌شه؟

563
00:32:35,828 --> 00:32:37,497
‫من هم اگه بخوام راستش رو بگم،

564
00:32:37,872 --> 00:32:38,915
‫نمی‌دونم.

565
00:32:39,666 --> 00:32:42,168
‫ولی...
‫ولی این رو می‌دونم...

566
00:32:42,168 --> 00:32:44,420
‫که این شهر هر مانعی برامون بتراشه،

567
00:32:44,754 --> 00:32:46,881
‫در نهایت ما پیروز می‌شیم، خب؟

568
00:32:47,382 --> 00:32:49,258
‫مهم نیست اینجا چی بشه،

569
00:32:49,258 --> 00:32:51,219
‫راه خونه رو پیدا می‌کنیم.

570
00:32:52,303 --> 00:32:53,805
‫اگه راهی نباشه چی؟

571
00:32:54,889 --> 00:32:56,224
‫معلومه که هست.

572
00:32:56,849 --> 00:32:58,476
‫به اینجا که راه بود، نه؟

573
00:32:58,935 --> 00:33:01,270
‫اگه به اینجا راهی بوده،
‫پس به خونه هم راه داره.

574
00:33:01,270 --> 00:33:02,689
‫شما که مطمئن نیستین.

575
00:33:02,689 --> 00:33:04,899
‫فقط امیدوارین که این‌طور باشه.

576
00:33:05,066 --> 00:33:08,403
‫تیان‌چن فکر می‌کرد قراره برگرده خونه.
‫مامانم هم همین‌طور.

577
00:33:08,403 --> 00:33:12,156
‫ما هنوز داریم دنبال مامانت می‌گردیم، خب؟

578
00:33:13,282 --> 00:33:14,450
‫شاید بهتره دیگه نگردین.

579
00:33:19,789 --> 00:33:20,999
‫آره خلاصه.

580
00:33:27,130 --> 00:33:28,297
‫معذرت می‌خوام.

581
00:33:30,967 --> 00:33:33,302
‫انگار حداقل ده بیست ساله اینجا بوده.

582
00:33:33,302 --> 00:33:35,388
‫اتفاقا از شانس ما بوده،
‫چون این زنگ‌زده بودنش...

583
00:33:35,430 --> 00:33:37,140
‫- احتمالا باعث شد پات رو بدتر نگیره.
‫- عجب شانسی دارم!

584
00:33:37,181 --> 00:33:38,558
‫ببینم می‌شه این رو
‫اون وسط اهرم کرد یا نه.

585
00:33:38,558 --> 00:33:40,059
‫- جلو نیا، برو عقب.
‫- دارم کمک می‌کنم.

586
00:33:40,059 --> 00:33:41,477
‫کمک کردی! بده من.

587
00:33:41,561 --> 00:33:43,396
‫مگه نمی‌خواستی برگردی شهر؟ برو!
‫برو بذار باد بیاد.

588
00:33:43,438 --> 00:33:45,106
‫کنی، باید قبل اینکه هوا تاریک بشه...

589
00:33:45,106 --> 00:33:46,691
‫تله رو از دور پاش باز کنیم!

590
00:33:46,733 --> 00:33:48,735
‫واقعا جید؟ مرسی که گفتی!
‫حالا بزن به چاک دیگه!

591
00:33:48,776 --> 00:33:51,320
‫بسه! تقصیر هیچ‌کس نبود،

592
00:33:51,362 --> 00:33:53,489
‫پس انقدر سر هم غر نزنید
‫ببینیم باید چیکار کنیم.

593
00:33:53,489 --> 00:33:55,074
‫نمی‌شه زنجیرش رو پاره کنیم؟

594
00:33:55,116 --> 00:33:56,909
‫حداقل می‌تونیم ببریمش داخل.

595
00:33:56,951 --> 00:33:59,287
‫- با چی زنجیر رو پاره کنیم؟
‫- من چه بدونم بچه خرخون؟

596
00:33:59,287 --> 00:34:00,913
‫جنابعالی قرار بود نابغه ما باشی.

597
00:34:03,416 --> 00:34:04,876
‫ببخشید. معذرت می‌خوام.

598
00:34:07,462 --> 00:34:08,671
‫ببخشید.

599
00:34:09,422 --> 00:34:10,339
‫گندش بزنن!

600
00:34:10,965 --> 00:34:13,259
‫باید یه چیزی پشتش بذاریم
‫که اهرم قوی‌تری باشه.

601
00:34:13,468 --> 00:34:14,594
‫یعنی باید...

602
00:34:17,180 --> 00:34:19,098
‫تو. بیا بریم.

603
00:34:19,098 --> 00:34:20,183
‫چی شد؟

604
00:34:20,808 --> 00:34:23,186
‫تا برنگشتیم هیچ‌کاری نکن!

605
00:34:29,609 --> 00:34:31,861
‫مطمئنم همین اطراف بود.

606
00:34:33,112 --> 00:34:35,323
‫بیچاره خسته و کوفته بود.

607
00:34:35,615 --> 00:34:38,034
‫خداروشکر بالاخره تونست بخوابه.

608
00:34:40,369 --> 00:34:42,622
‫عه. پیدا کردم.

609
00:34:50,088 --> 00:34:51,714
‫همونه که فکر می‌کنم؟

610
00:34:51,714 --> 00:34:53,966
‫اگه فکر می‌کنی کارت تاروته،
‫درست حدس زدی.

611
00:34:54,008 --> 00:34:55,384
‫لابد شوخیت گرفته.

612
00:34:55,384 --> 00:34:58,554
‫عه، مگه نمی‌خواستی ببینی
‫حال بچه‌ات خوبه یا نه؟

613
00:34:58,554 --> 00:35:00,473
‫این کارت‌ها قراره بهمون بگن.

614
00:35:04,060 --> 00:35:05,311
‫اصلا فکر خوبی نبود.

615
00:35:05,311 --> 00:35:06,854
‫آهای! کجا می‌ری؟

616
00:35:07,939 --> 00:35:09,315
‫یعنی چی کجا می‌رم؟

617
00:35:09,982 --> 00:35:11,526
‫من سفره دلم رو پیشت باز کردم.

618
00:35:11,734 --> 00:35:13,569
‫تو رو محرم اسرارم دونستم، بعد...

619
00:35:15,571 --> 00:35:18,241
‫می‌دونی، این شخصیت الکی
‫تیلی عجیب و دیوانه‌ات...

620
00:35:18,241 --> 00:35:21,536
‫اکثر اوقات برام قابل هضمه،
‫ولی خجالت هم خوب چیزیه.

621
00:35:21,869 --> 00:35:23,996
‫اجازه بده. وایستا ببینم.

622
00:35:25,206 --> 00:35:26,457
‫واقعا من رو این فرض کردی؟

623
00:35:27,333 --> 00:35:28,918
‫تو ذهنت تیلی عجیب و روان‌پریشم...

624
00:35:28,918 --> 00:35:32,922
‫که حتی با مسئله‌ای
‫به این مهمی شوخی می‌کنه؟

625
00:35:32,922 --> 00:35:34,924
‫واقعا چنین تصوری ازم داری؟

626
00:35:34,924 --> 00:35:36,592
‫نمی‌دونم.

627
00:35:37,009 --> 00:35:40,388
‫من که اصلا تو رو نمی‌شناسم.
‫ببین، فقط...

628
00:35:40,388 --> 00:35:43,766
‫اجازه بده، گوش کن.
‫می‌گی باور نداری.

629
00:35:43,766 --> 00:35:45,268
‫اشکال نداره.

630
00:35:45,268 --> 00:35:47,603
‫ولی قبل اینکه اون درخت تو جاده رو ببینی،

631
00:35:47,603 --> 00:35:50,565
‫شک ندارم نصف چیزهایی که به طور روزمره...

632
00:35:50,565 --> 00:35:53,901
‫اینجا داری می‌بینی هم
‫باور نمی‌کردی، مگه نه؟

633
00:35:53,901 --> 00:35:58,114
‫این کارت‌ها تو مقطع بحرانی زندگیم...

634
00:35:58,114 --> 00:36:00,158
‫نقش مهمی برام داشتن.

635
00:36:01,492 --> 00:36:03,411
‫فقط می‌خوام این تجربه رو باهات شریک بشم.

636
00:36:09,041 --> 00:36:12,378
‫دختری به اسم گرتی
‫این کارت‌ها رو بهم داده بود.

637
00:36:13,671 --> 00:36:16,424
‫با شوهرم تو یه آسایشگاه بستری بود.

638
00:36:18,384 --> 00:36:22,138
‫بعد اینکه شوهرم فوت شد،
‫یه بار فالم رو گرفت.

639
00:36:22,138 --> 00:36:23,806
‫لطفا بر بزن.

640
00:36:23,806 --> 00:36:27,268
‫اون زمان با خودم می‌گفتم چقدر مسخره است،

641
00:36:27,310 --> 00:36:32,148
‫ولی الان می‌فهمم که این کارت‌ها...

642
00:36:33,191 --> 00:36:34,984
‫سرطانم رو پیش‌بینی کرده بودن.

643
00:36:34,984 --> 00:36:36,986
‫در مورد این شهر هم بهم گفته بودن.

644
00:36:36,986 --> 00:36:38,946
‫البته تا اون حد با جزئیات نگفتن،

645
00:36:38,988 --> 00:36:43,409
‫ولی اگه بصیرت درستش رو داشتم
‫می‌تونستم نشونه‌هاش رو موشکافی کنم.

646
00:36:45,328 --> 00:36:46,245
‫لطف می‌کنی؟

647
00:36:46,954 --> 00:36:47,872
‫ممنون.

648
00:36:47,914 --> 00:36:51,250
‫الان یاد گرفتی چطور
‫علائمش رو موشکافی کنی؟

649
00:36:51,250 --> 00:36:54,212
‫آره، از قبل که خیلی بهتر شدم.

650
00:37:02,428 --> 00:37:03,679
‫حالا نیت کن.

651
00:37:05,056 --> 00:37:06,891
‫ببینیم جواب کارت‌ها چیه.

652
00:37:06,933 --> 00:37:08,434
‫در بدترین حالت وقتی تموم شد...

653
00:37:08,434 --> 00:37:10,561
‫با خودت می‌گی چه کار مسخره‌ای بود.

654
00:37:17,276 --> 00:37:18,861
‫حال بچه‌ام خوبه؟

655
00:37:21,280 --> 00:37:22,740
‫حالا جواب کارت‌ها رو ببین.

656
00:37:26,702 --> 00:37:27,745
‫این چی بود؟

657
00:37:42,510 --> 00:37:43,594
‫وای!

658
00:37:46,973 --> 00:37:48,182
‫یا خدا!

659
00:37:52,061 --> 00:37:53,813
‫اصلا فکر خوبی نبود.

660
00:37:53,813 --> 00:37:56,482
‫هیچی اونقدر قوی نیست
‫که بتونه دهن تله رو باز کنه.

661
00:37:56,482 --> 00:37:58,067
‫واقعا می‌خوای بزنی...

662
00:37:58,067 --> 00:38:01,028
‫درخت باستانی ترسناک جنگلی رو نصف کنی؟

663
00:38:01,946 --> 00:38:03,990
‫مطمئنم کسی که درستش کرده ناراحت نمی‌شه.

664
00:38:06,492 --> 00:38:08,286
‫وای خدایا. گندش بزنن!

665
00:38:12,081 --> 00:38:13,249
‫پس کجا موندن؟

666
00:38:13,249 --> 00:38:14,250
‫کنی، گوش کن چی می‌گم.

667
00:38:14,250 --> 00:38:15,418
‫بله؟

668
00:38:15,418 --> 00:38:16,919
‫اگه اوضاع خراب شد...

669
00:38:16,919 --> 00:38:18,879
‫نگو، نگو.
‫چیزیت نمی‌شه، خب؟

670
00:38:18,879 --> 00:38:20,047
‫- ببین کنی...
‫- هنوز کلی مونده...

671
00:38:20,047 --> 00:38:21,173
‫- تا هوا بخواد تاریک بشه.
‫- کنی!

672
00:38:21,215 --> 00:38:23,092
‫گفتم بسه دیگه، خب؟

673
00:38:23,551 --> 00:38:24,510
‫الان تله رو باز می‌کنیم،

674
00:38:24,552 --> 00:38:25,386
‫بعدش هم خوب می‌شی.

675
00:38:25,386 --> 00:38:27,096
‫بوید تعریف کرد مامانت چی گفته بود.

676
00:38:29,015 --> 00:38:31,559
‫هر اتفاقی اینجا بیفته،
‫بدون که تنها نیستی.

677
00:38:31,892 --> 00:38:33,185
‫متوجه حرفم می‌شی؟

678
00:38:34,312 --> 00:38:35,980
‫هیچ‌وقت تنها نمی‌مونی، خب؟

679
00:38:37,023 --> 00:38:38,441
‫چیزیت نمی‌شه.

680
00:38:38,441 --> 00:38:39,483
‫می‌دونم.

681
00:38:40,109 --> 00:38:42,069
‫فقط بگو حرفم رو فهمیدی.

682
00:38:43,321 --> 00:38:45,031
‫- بگو متوجه منظورم شدی.
‫- باشه، باشه.

683
00:38:45,031 --> 00:38:47,450
‫شنیدم. متوجه شدم که...

684
00:38:47,450 --> 00:38:49,201
‫پس کجا بودین؟ بیاین دیگه!

685
00:38:49,243 --> 00:38:50,870
‫اهرم محکم آوردیم!
‫خیلی‌خب، شروع کنیم.

686
00:38:50,870 --> 00:38:52,121
‫- تو برو پشتش.
‫- باشه، باشه.

687
00:38:52,121 --> 00:38:53,497
‫تو اون‌طرف باش. خیلی‌خب.

688
00:38:53,539 --> 00:38:55,750
‫همین که دهنش باز شد،
‫بکشش بیرون، خب؟

689
00:38:56,375 --> 00:38:57,752
‫حاضری؟ خیلی‌خب.
‫شروع می‌کنیم.

690
00:38:57,793 --> 00:38:58,961
‫- خب.
‫- بکش!

691
00:38:59,503 --> 00:39:01,714
‫حاضری؟ بازش کن!

692
00:39:02,715 --> 00:39:04,091
‫بکش! بکش!

693
00:39:04,216 --> 00:39:05,426
‫گندش بزنن.

694
00:39:06,302 --> 00:39:08,095
‫- چی شد؟ خوبی؟
‫- مچ پام...

695
00:39:08,137 --> 00:39:09,347
‫- در رفته.
‫- چی شده؟

696
00:39:09,347 --> 00:39:10,723
‫- باید جا بندازیمش.
‫- باشه.

697
00:39:10,765 --> 00:39:12,224
‫آخ! خیلی‌خب.

698
00:39:12,224 --> 00:39:13,642
‫کنی، پام رو نگه دار.

699
00:39:13,684 --> 00:39:15,186
‫دیل، تو بیا پشتم باش.

700
00:39:15,311 --> 00:39:16,896
‫جید، تو هم اون‌یکی پام رو محکم بگیر.

701
00:39:16,896 --> 00:39:18,481
‫- باشه، باشه، باشه.
‫- خیلی‌خب.

702
00:39:19,023 --> 00:39:21,817
‫کنی، یه دستت بالای...
‫بالای پام باشه...

703
00:39:21,817 --> 00:39:23,611
‫اون‌یکی دستت زیر مچ پام باشه.

704
00:39:27,198 --> 00:39:28,783
‫باشه؟ خیلی‌خب.

705
00:39:43,422 --> 00:39:45,174
‫جید! آهای!

706
00:39:46,550 --> 00:39:48,260
‫- تمرکز کن، خب؟
‫- باشه.

707
00:39:48,260 --> 00:39:50,554
‫خیلی‌خب. متوجه شدی؟

708
00:39:50,554 --> 00:39:52,390
‫- باشه.
‫- خیلی‌خب.

709
00:39:52,390 --> 00:39:55,893
‫یک، دو، سه!

710
00:39:57,728 --> 00:39:59,313
‫خوبی؟

711
00:39:59,313 --> 00:40:00,898
‫- حالت خوبه؟
‫- وای!

712
00:40:00,898 --> 00:40:02,233
‫- خوبی؟
‫- کثافت.

713
00:40:02,233 --> 00:40:03,526
‫آره؟

714
00:40:03,567 --> 00:40:05,194
‫- خوبی؟
‫- خدایا...

715
00:40:05,194 --> 00:40:06,404
‫- خب، بریم...
‫- وای!

716
00:40:06,737 --> 00:40:08,114
‫بریم سمت اردوگاه باشیم.
‫الان هوا تاریک می‌شه.

717
00:40:08,114 --> 00:40:09,240
‫آره، راست می‌گی.

718
00:40:09,240 --> 00:40:11,784
‫خب، بلندش کنیم. حاضری؟

719
00:40:11,784 --> 00:40:13,285
‫- وای، کثافت!
‫- از این‌طرف بریم.

720
00:40:13,285 --> 00:40:15,371
‫- برو، برو، برو.
‫- کثافت!

721
00:40:15,371 --> 00:40:16,455
‫مواظب جلوی پاتون باشین.

722
00:40:53,742 --> 00:40:54,660
‫آهای.

723
00:40:57,163 --> 00:40:58,205
‫منم بابا.

724
00:41:00,166 --> 00:41:01,500
‫احیانا...

725
00:41:02,751 --> 00:41:03,669
‫جریان چیه؟

726
00:41:03,669 --> 00:41:04,920
‫عه...

727
00:41:06,005 --> 00:41:07,798
‫هیچی. فکر کردم...

728
00:41:08,883 --> 00:41:10,634
‫- مطمئنی حالت خوبه؟
‫- آره.

729
00:41:11,343 --> 00:41:13,345
‫آخه اون روز سر حیوان‌ها...

730
00:41:15,764 --> 00:41:17,308
‫کارت رو زودتر بگو.

731
00:41:18,350 --> 00:41:19,310
‫چیه؟

732
00:41:21,020 --> 00:41:24,982
‫تو فکرم بود امشب...
‫جاهامون رو عوض کنیم.

733
00:41:26,025 --> 00:41:27,026
‫یعنی چی؟

734
00:41:27,026 --> 00:41:28,486
‫محل اقامتمون رو می‌گم.

735
00:41:28,486 --> 00:41:29,862
‫تو امشب توی کلانتری بمون.

736
00:41:29,862 --> 00:41:31,197
‫من توی اتوبوس می‌مونم.

737
00:41:31,197 --> 00:41:32,781
‫چرا؟

738
00:41:32,781 --> 00:41:34,366
‫چون می‌خوام وقتی رفقامون...

739
00:41:34,366 --> 00:41:36,202
‫شب از تاریکی بیرون اومدن،
‫زیر نظر بگیرمشون.

740
00:41:36,202 --> 00:41:37,495
‫ببینم چه برنامه‌ای دارن.

741
00:41:40,456 --> 00:41:41,540
‫می‌خوای زیر نظر بگیریشون؟

742
00:41:41,540 --> 00:41:42,917
‫آره.

743
00:41:43,459 --> 00:41:44,502
‫که چی بشه؟

744
00:41:45,544 --> 00:41:47,713
‫خب، به نظرم وقتشه...

745
00:41:47,713 --> 00:41:49,715
‫تو رویکردمون تغییر رویه بدیم.

746
00:41:56,305 --> 00:41:57,556
‫حالت خوبه؟

747
00:41:59,308 --> 00:42:01,852
‫آره، انقدر تو ماشین بودم
‫حالت تهوع گرفتم. همین.

748
00:42:03,312 --> 00:42:04,730
‫چقدر دیگه مونده؟

749
00:42:04,772 --> 00:42:06,774
‫ته همین جاده می‌شه.

750
00:42:06,774 --> 00:42:09,860
‫فکر کنم تو داشبورد بیسکوئیت کراکر باشه.

751
00:42:09,860 --> 00:42:11,654
‫بخوری حالت تهوعت بهتر می‌شه.

752
00:42:11,904 --> 00:42:12,947
‫خیلی‌خب.

753
00:42:32,007 --> 00:42:33,384
‫این رو از کجا آوردی؟

754
00:42:35,344 --> 00:42:38,681
‫عه، میراندا برام درستش کرده بود.

755
00:42:42,017 --> 00:42:43,185
‫چی شد؟

756
00:42:43,185 --> 00:42:46,063
‫عه... واقعا احمقم.

757
00:42:48,524 --> 00:42:49,608
‫خیلی احمقم. خیلی احمقم.

758
00:42:49,608 --> 00:42:51,026
‫خیلی... خیلی احمقم.

759
00:42:51,026 --> 00:42:52,194
‫- امـ... امکان نداره.
‫- هوم؟

760
00:42:52,194 --> 00:42:53,445
‫امکان نداره واقعی باشه.

761
00:42:57,866 --> 00:42:59,159
‫من...

762
00:43:00,119 --> 00:43:01,870
‫من از تو یه درخت جادویی رد شدم،

763
00:43:01,870 --> 00:43:03,247
‫بعد عین قصه‌های خیالی...

764
00:43:03,247 --> 00:43:04,957
‫از یه فانوس دریایی به اینجا رسیدم.

765
00:43:04,957 --> 00:43:09,253
‫توی بیمارستانی بیدار شدم
‫که دست بر قضا اینجا بود.

766
00:43:09,628 --> 00:43:11,630
‫تو هم خیلی اتفاقی اینجا بودی.

767
00:43:11,880 --> 00:43:14,550
‫نه. نه، نه، نه، نه، نه، نه.

768
00:43:14,550 --> 00:43:16,468
‫نه، نه.

769
00:43:16,468 --> 00:43:19,138
‫نه، ولی این اشتباه...
‫از جانب تو بود.

770
00:43:19,555 --> 00:43:22,141
‫- یهو زیاده‌روی کردی.
‫- متوجه نمی‌شم.

771
00:43:22,141 --> 00:43:23,726
‫دقیقا این چه ربطی به...

772
00:43:23,726 --> 00:43:25,394
‫من این رو خیلی وقت پیش...

773
00:43:25,436 --> 00:43:27,354
‫واسه شوهرم درست کرده بودم که گمش کرد.

774
00:43:27,354 --> 00:43:31,942
‫بعدش همین رو توی...
‫غذاخوری پیدا کردم.

775
00:43:31,984 --> 00:43:33,360
‫خیلی‌خب.

776
00:43:38,032 --> 00:43:40,326
‫واقعا تو کمدن و مین نیستیم، نه؟

777
00:43:41,327 --> 00:43:42,661
‫جان؟

778
00:43:43,162 --> 00:43:45,205
‫یکی دیگه از نقاط شهره...

779
00:43:46,624 --> 00:43:48,542
‫دارین شکنجه‌ام می‌دین،
‫مجازاتم می‌کنین، نه؟

780
00:43:48,584 --> 00:43:50,669
‫چی داری می‌گی؟

781
00:43:51,170 --> 00:43:52,588
‫همین الان بزن کنار!

782
00:43:52,588 --> 00:43:53,797
‫چی؟ آخه کجا...

783
00:43:53,797 --> 00:43:55,382
‫تو رو خدا همین الان بزن کنار!

784
00:43:55,424 --> 00:43:57,259
‫باشه، خیلی‌خب. اجازه بده.

785
00:44:01,388 --> 00:44:03,265
‫آخه متوجه نمی‌شم. ببین، عه...

786
00:44:03,265 --> 00:44:06,101
‫چی می‌شه اگه از این ماشین پیاده شم؟

787
00:44:06,101 --> 00:44:07,603
‫- از ماشین...
‫- چی می‌شه...

788
00:44:07,603 --> 00:44:09,313
‫اگه نخوام همراهیت کنم؟

789
00:44:09,313 --> 00:44:11,190
‫دوباره تو بیمارستان بیدار می‌شم؟

790
00:44:11,190 --> 00:44:12,816
‫همه‌چی از اول شروع می‌شه؟

791
00:44:12,816 --> 00:44:15,152
‫نمی‌دونم الان دقیقا جریان چیه،

792
00:44:15,152 --> 00:44:18,113
‫ولی، ولی پارکه، درخته...
‫دقیقا ته همین خیابونه!

793
00:44:18,113 --> 00:44:19,448
‫- نه، نه، نه، نه.
‫- خواهش کردم!

794
00:44:19,448 --> 00:44:22,534
‫- نه، نه، نه، نه!
‫- نمی‌ذارم بری!

795
00:44:22,534 --> 00:44:24,370
‫نمی‌ذارم بعد اینکه یهو پیدات شد،

796
00:44:24,370 --> 00:44:28,457
‫برگشتی کلی ماجرا از پسرم تعریف کردی
‫و گفتی که زنده است، بذارم بری!

797
00:44:28,457 --> 00:44:30,834
‫- نه، نه، نه.
‫- گفتی پسرم یه جایی زنده است!

798
00:44:30,834 --> 00:44:32,211
‫- نه!
‫- بعد یهو تصمیم گرفتی...

799
00:44:32,211 --> 00:44:33,962
‫بی‌خیال همه‌چی بشی؟!

800
00:44:33,962 --> 00:44:35,214
‫- نمی‌تونم.
‫- نه، نه! نه!

801
00:44:35,214 --> 00:44:37,132
‫نکن، نکن! خدایا!

802
00:44:37,424 --> 00:44:38,676
‫باید بریم!

803
00:44:49,812 --> 00:44:51,188
‫اینجا کجاست؟

804
00:44:51,980 --> 00:44:52,898
‫بلند نشین.

805
00:44:52,940 --> 00:44:54,233
‫- جیم؟
‫- حالتون خوبه.

806
00:44:55,317 --> 00:44:57,861
‫چیزیتون نشد.
‫تصادف کرده بودین.

807
00:44:57,903 --> 00:44:59,530
‫وای خدا.

808
00:45:01,824 --> 00:45:04,743
‫پس شما اون خانمه‌ای
‫که ظرف غذا همراهش بود.

809
00:45:06,578 --> 00:45:07,621
‫چی؟

810
00:45:07,663 --> 00:45:09,832
‫تو گزارش بیمارستان شما نوشته بود.

811
00:45:10,207 --> 00:45:13,001
‫وای خدا. حالش خوبه؟

812
00:45:13,043 --> 00:45:15,462
‫یه‌خرده دچار مشکل شدن.
‫ولی علائمشون رو زیر نظر داریم.

813
00:45:16,213 --> 00:45:17,756
‫- خیلی‌خب.
‫- کارکنان بیمارستان...

814
00:45:17,756 --> 00:45:19,758
‫نگران شما بودن.
‫چند تا ماشین گشت رو...

815
00:45:19,758 --> 00:45:21,552
‫روزی که از بیمارستان فرار کردین...

816
00:45:21,552 --> 00:45:23,178
‫حالت آماده‌باش گذاشتیم.
‫ولی چیزیتون نمی‌شه.

817
00:45:23,178 --> 00:45:25,347
‫نه، نه، نه، نه...
‫نمی... نمی‌خوام برم بیمارستان.

818
00:45:25,389 --> 00:45:26,974
‫- از جاتون بلند نشین.
‫- خانم.

819
00:45:27,558 --> 00:45:30,060
‫- خواهش کردم. حالم خوبه.
‫- خانم، خواهشا بلند نشید.

820
00:45:30,060 --> 00:45:31,562
‫بزنین کنار می‌خوام پیاده شم.

821
00:45:32,646 --> 00:45:34,106
‫آهای، چیزی شده؟

822
00:45:34,356 --> 00:45:36,358
‫وسط جاده تنه درخت افتاده.

823
00:45:41,196 --> 00:45:43,157
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه.

824
00:45:44,324 --> 00:45:47,161
‫نه، نه، نه. وای خدا.
