﻿1
00:00:12,429 --> 00:00:17,892
‫[آنتورپ]

2
00:00:47,213 --> 00:00:49,049
‫با آتش‌نشانی تماس گرفتین، امرتون؟

3
00:00:49,049 --> 00:00:52,135
‫سلام، ۱۰۰ متر شرق خیابون بلیخوف...

4
00:00:52,218 --> 00:00:54,846
‫آتش‌سوزی بزرگی رخ داده.

5
00:00:55,430 --> 00:00:56,639
‫الان ماشین اعزام می‌کنیم.

6
00:00:56,723 --> 00:00:58,099
‫می‌شه اسمتون رو بگین جناب؟

7
00:01:05,732 --> 00:01:07,442
‫بری، پشت خطی؟

8
00:01:07,525 --> 00:01:09,819
‫- گوشت رو تو خوراک ریختی؟
‫- گربه رو خوابوندم.

9
00:01:09,903 --> 00:01:10,737
‫«گیوالدیگ!»

10
00:01:10,820 --> 00:01:12,614
‫- به هلندی یعنی «عالیه».
‫- خودم بلدم.

11
00:01:12,697 --> 00:01:14,991
‫آزمون مهارت زبان داده بودم.
‫سطح شش شدم.

12
00:01:15,075 --> 00:01:17,285
‫به چه دردمون می‌خوره؟
‫کارمون امروز تموم می‌شه.

13
00:01:17,368 --> 00:01:18,453
‫به سمت راست بپیچید.

14
00:01:22,499 --> 00:01:24,000
‫سرعتت رو یازده کیلومتر افزایش بده.

15
00:01:25,752 --> 00:01:27,253
‫کوچه سمت چپته.

16
00:01:29,964 --> 00:01:30,965
‫بیست ثانیه مونده.

17
00:01:31,382 --> 00:01:32,383
‫سرعتش دوبرابر شد.

18
00:01:33,093 --> 00:01:34,094
‫پونزده ثانیه مونده.

19
00:01:35,970 --> 00:01:37,347
‫ده ثانیه مونده.

20
00:01:39,682 --> 00:01:40,517
‫پنج ثانیه مونده.

21
00:01:41,726 --> 00:01:42,936
‫برو!

22
00:01:49,734 --> 00:01:50,860
‫یا کامیونشون رو گرفتی،

23
00:01:50,944 --> 00:01:53,738
‫یا سریع‌ترین ۶۵ ساله روی زمینی.

24
00:02:14,884 --> 00:02:18,221
‫تونستیم به کمک آتش‌نشانی
‫وارد منطقه جواهرفروشی آنتورپ بشیم.

25
00:02:18,304 --> 00:02:21,099
‫از امنیتی‌ترین مناطق کل دنیاست.

26
00:02:24,102 --> 00:02:25,395
‫با شمارش معکوس از کنار هدفمون رد می‌شی:

27
00:02:25,478 --> 00:02:27,313
‫سه، دو،

28
00:02:27,397 --> 00:02:28,398
‫یک.

29
00:02:45,290 --> 00:02:47,333
‫این پایین بوی  خر می‌ده.

30
00:02:47,417 --> 00:02:51,087
‫چه عجیب. من تأکید کرده بودم
‫مجرای فاضلاب خوش‌بو رو برات کنار بذارن.

31
00:02:52,630 --> 00:02:55,091
‫خب، برنامه جمعه ساعت چنده؟

32
00:02:55,842 --> 00:02:57,010
‫ساعت ششه.

33
00:02:57,093 --> 00:02:59,429
‫- کیک بستنی هم هست؟
‫- آره.

34
00:02:59,512 --> 00:03:01,598
‫توی کیکش خرده شکلات هم داره؟

35
00:03:01,681 --> 00:03:04,851
‫معلومه که توش خرده شکلات داره.
‫نکنه خیال کردی بی‌شعورم؟

36
00:03:04,934 --> 00:03:08,229
‫واسه این پرسیدم که کیک مراسم رومی
‫خرده شکلات نداشت.

37
00:03:09,189 --> 00:03:10,190
‫وایستا.

38
00:03:11,441 --> 00:03:12,442
‫دقیقا بالای سرته.

39
00:03:35,215 --> 00:03:36,216
‫نون رو گذاشتی تو فر؟

40
00:03:37,383 --> 00:03:38,635
‫پادشاه وارد کاخ شد.

41
00:03:44,265 --> 00:03:45,350
‫آماده‌ام.

42
00:03:46,434 --> 00:03:47,435
‫دارم روشنش می‌کنم.

43
00:03:51,898 --> 00:03:54,567
‫وقتشه کثافت‌کاری کنی رفیق.

44
00:03:56,569 --> 00:03:59,447
‫ای «شمشیر فال‌ها»، کارم رو عملی کن.

45
00:03:59,530 --> 00:04:01,616
‫- چی؟
‫- مال سریال «تاندرکتس»ـه.

46
00:04:01,699 --> 00:04:04,535
‫وای، امان از دستت، ۳۸ سالته‌ها...

47
00:04:26,099 --> 00:04:27,517
‫زنبور رفت تو کلاه؟

48
00:04:28,059 --> 00:04:29,560
‫خامه قهوه رو ریختم.

49
00:04:38,528 --> 00:04:40,196
‫به‌به، روز به خیر.

50
00:04:40,280 --> 00:04:41,281
‫روز به خیر.

51
00:04:42,657 --> 00:04:43,825
‫هدیه آوردم.

52
00:05:01,634 --> 00:05:04,637
‫خیلی خوبه.

53
00:05:06,639 --> 00:05:09,600
‫زیاد آلمانی بلد نیستم.

54
00:05:10,143 --> 00:05:11,352
‫اشکال نداره انگلیسی صحبت کنیم؟

55
00:05:11,436 --> 00:05:12,687
‫انگلیسی هم بلدم.

56
00:05:18,735 --> 00:05:19,861
‫اوهوم.

57
00:05:21,738 --> 00:05:25,408
‫مختصات ۴۷.۲۹۸۸...

58
00:05:25,491 --> 00:05:28,536
‫و ۲۷.۷۴۹۹.

59
00:05:30,830 --> 00:05:33,249
‫وای! پسره واقعا آفتابی نشده بود.

60
00:05:36,961 --> 00:05:39,088
‫اسکن حرارتی رو فعال کردم.

61
00:05:39,839 --> 00:05:41,966
‫دالی، پشتش رو دیدم.

62
00:05:46,304 --> 00:05:47,597
‫هویت هدف تأیید شد.

63
00:05:47,680 --> 00:05:49,140
‫نیروی هوایی هدف گرفته.

64
00:05:49,223 --> 00:05:51,642
‫شمارش معکوس تا کباب کردن مارشمالوها: پنج...

65
00:05:52,393 --> 00:05:53,394
‫چهار،

66
00:05:53,811 --> 00:05:56,689
‫سه، دو، یک.

67
00:05:57,690 --> 00:06:00,234
‫موشک یک به صفر
‫قاچاقچی انسان رو شکست داد.

68
00:06:00,360 --> 00:06:02,362
‫می‌شه گفت همه‌جا هست.

69
00:06:05,782 --> 00:06:07,408
‫آخ! 

70
00:06:13,623 --> 00:06:15,208
‫واسه چی رو الماس‌ها گوله شده؟

71
00:06:17,710 --> 00:06:18,711
‫ای وای.

72
00:06:19,212 --> 00:06:21,297
‫خب، الماس نتراشیده است.

73
00:06:21,381 --> 00:06:23,132
‫- روشون پوسته داره.
‫- آره، ولی...

74
00:06:23,216 --> 00:06:24,217
‫بوی قطران می‌ده.

75
00:06:24,300 --> 00:06:26,177
‫این پس‌مونده...

76
00:06:27,887 --> 00:06:29,055
‫انفجاره.

77
00:06:29,138 --> 00:06:31,891
‫- نه، اشتباه می‌کنی.
‫- الماس‌ها مال خودت نیستن.

78
00:06:32,558 --> 00:06:34,185
‫سرقتی‌ان.

79
00:06:34,268 --> 00:06:36,020
‫واسه چی خودت رو به دروغ معرفی کرده بودی؟

80
00:06:36,104 --> 00:06:37,397
‫واقعا کی هستی؟!

81
00:06:43,277 --> 00:06:44,529
‫بگردینش.

82
00:06:46,072 --> 00:06:48,366
‫پشت تودوزی کتش یه چیزی هست.

83
00:06:51,285 --> 00:06:53,037
‫اون دیگه چیه؟

84
00:06:53,121 --> 00:06:55,206
‫سیانوره که اگه گرفتنم بخورمش.

85
00:06:55,289 --> 00:06:56,290
‫مأمور سی‌آی‌ای هستی؟

86
00:06:58,709 --> 00:06:59,710
‫بیرون رو بگردین.

87
00:07:02,880 --> 00:07:04,590
‫کسی بیرون نیست؟

88
00:07:04,674 --> 00:07:06,342
‫همه‌چی آرومه. خبری نیست.

89
00:07:07,844 --> 00:07:10,179
‫تنها اومدی؟ چه نقشه‌ای داشتی؟

90
00:07:11,973 --> 00:07:13,141
‫می‌خواستم مختصاتش رو پیدا کنم،

91
00:07:14,767 --> 00:07:17,395
‫همه‌تون رو بکشم
‫و بعدش برم.

92
00:07:17,478 --> 00:07:19,397
‫واسه چی بهشون گفتی؟

93
00:07:19,981 --> 00:07:21,899
‫خب، حالا که همگی تفنگ درآوردیم چی؟

94
00:07:23,276 --> 00:07:24,652
‫گمون کنم قرصه رو بخورم...

95
00:07:25,903 --> 00:07:27,447
‫و تمومش کنم.

96
00:07:33,453 --> 00:07:34,662
‫حال می‌ده.

97
00:08:01,522 --> 00:08:03,107
‫هیچی نشد.

98
00:08:03,900 --> 00:08:05,109
‫حالا که فکر می‌کنم،

99
00:08:06,194 --> 00:08:07,987
‫گمون کنم پادزهرش رو خوردم.

100
00:08:08,070 --> 00:08:10,072
‫بکشینش!

101
00:08:33,387 --> 00:08:35,598
‫- چوب ذرت علم شد.
‫- آب‌نبات چوبی ردیف شد.

102
00:08:35,681 --> 00:08:39,393
‫حالا بیا خونه. باید کیک بستنی رو ردیف کنیم.

103
00:08:40,102 --> 00:08:42,647
‫خب، لابد دیگه کارم تموم شد.

104
00:08:45,149 --> 00:08:46,776
‫تموم شد و رفت.

105
00:08:53,074 --> 00:08:54,909
‫درست می‌گی مأمور برونر.

106
00:09:00,790 --> 00:09:04,752
‫باید کل کارت‌های شناسایی جعلی رو
‫نابود کرده...

107
00:09:04,835 --> 00:09:08,339
‫و سریعا تحت نام لوک برونر
‫به ایالات متحده برگردی.

108
00:09:09,090 --> 00:09:11,842
‫[باشگاه بدن‌سازی مری]

109
00:09:14,387 --> 00:09:17,265
‫راستی، سازمان می‌خواد برات مهمونی بگیره.

110
00:09:17,348 --> 00:09:20,851
‫کارهای اداری و حذف هویت‌های جعلیت
‫چند ماه طول می‌کشه،

111
00:09:20,935 --> 00:09:22,937
‫بعدش رسما بازنشسته می‌شی.

112
00:09:25,439 --> 00:09:27,191
‫دل سی‌آی‌ای برات تنگ می‌شه.

113
00:09:28,943 --> 00:09:30,444
‫دل من هم برات تنگ می‌شه رفیق.

114
00:09:33,322 --> 00:09:34,949
‫«فوبار: فاجعه و بدبختی از ریشه»
‫«فصل یکم، قسمت یکم»

115
00:09:35,199 --> 00:09:37,868
‫[نیویورک، آرمونک]

116
00:09:41,205 --> 00:09:41,914
‫- سلام بابا.

117
00:09:41,914 --> 00:09:45,251
‫سلام بابا. خوبه، می‌خواستم باهات صحبت کنم.
‫خب، طرح پیشنهادیم رو خوندی؟

118
00:09:45,334 --> 00:09:46,961
‫طرح «میزلز» رو می‌گی؟

119
00:09:47,628 --> 00:09:49,797
‫اسمش «مای‌آیلز»ه.
‫ترکیب «مای» و «آیلز»ه.

120
00:09:49,797 --> 00:09:51,007
‫برنامه «مای‌آیلز»
‫تو هر شهر و هر سوپرمارکتی...

121
00:09:51,090 --> 00:09:53,926
‫به آدم می‌گه وسیله مد نظرش تو کدوم راهروئه.

122
00:09:54,010 --> 00:09:56,095
‫مگه رو تابلوهای سقفیشون
‫همین رو ننوشتن؟

123
00:09:56,178 --> 00:09:58,389
‫اذیت نکن دیگه. نمی‌خوام خانواده‌ام
‫تا آخر عمرشون بالای گاراژ زندگی کنن.

124
00:09:58,389 --> 00:09:59,932
‫من هم همین‌طور.

125
00:10:00,016 --> 00:10:02,768
‫براش «پاورپوینت» درست کردم.
‫می‌رم از واحدم بیارمش.

126
00:10:02,852 --> 00:10:05,896
‫نمی‌خوام رو شرکت نوپات سرمایه‌گذاری کنم.
‫ختم کلام.

127
00:10:05,980 --> 00:10:07,940
‫خب، حالا من می‌رم میارمش.

128
00:10:12,570 --> 00:10:13,613
‫ترسیدم.

129
00:10:14,155 --> 00:10:15,865
‫اصلا در زدن یاد نمی‌گیری، مگه نه؟

130
00:10:15,865 --> 00:10:17,199
‫ببخشید، می...

131
00:10:17,825 --> 00:10:21,370
‫می‌خواستم ببینم هدیه اِما رو کجا بذارم.

132
00:10:21,954 --> 00:10:23,205
‫رو پیشخون خوبه.

133
00:10:23,289 --> 00:10:24,290
‫خیلی‌خب.

134
00:10:26,125 --> 00:10:27,126
‫خیلی عذر می‌خوام که دیر کردم،

135
00:10:27,209 --> 00:10:31,422
‫ولی باید از همسایه حراف واحد ۳سی
‫کاغذ کادو قرض می‌گرفتم.

136
00:10:31,505 --> 00:10:32,715
‫اشکالی نداره.

137
00:10:33,215 --> 00:10:34,800
‫- وای، انگار خیلی خوشمزه است.
‫- واقعا خوشمزه است.

138
00:10:34,884 --> 00:10:36,719
‫- کمکی از دستم برنمیاد؟
‫- چرا که نه؟

139
00:10:36,802 --> 00:10:38,804
‫- دارم بروسکتا درست می‌کنم. بیا.
‫- خیلی‌خب.

140
00:10:38,888 --> 00:10:40,389
‫خب، سفرت چطور بود؟

141
00:10:40,473 --> 00:10:42,099
‫وای، بحثش رو پیش نکش.

142
00:10:42,183 --> 00:10:44,310
‫دیگه کسی دنبال بدن‌سازی نیست.

143
00:10:44,393 --> 00:10:47,104
‫همه دنبال دوچرخه‌سواری
‫با دوستان اینترنتیشون هستن.

144
00:10:48,481 --> 00:10:52,026
‫خیلی مشتاقم سهم خودم رو به بری بفروشم
‫و کلا ولش کنم.

145
00:10:54,570 --> 00:10:55,571
‫چیه؟

146
00:10:56,530 --> 00:10:57,406
‫جدی می‌گم.

147
00:10:57,490 --> 00:10:59,533
‫این‌دفعه واقعا بدن‌سازی رو کنار می‌ذارم.

148
00:10:59,575 --> 00:11:01,786
‫هرچی تو بگی.

149
00:11:01,869 --> 00:11:03,120
‫خب، اِما کی می‌رسه؟

150
00:11:03,204 --> 00:11:04,955
‫به زودی می‌رسه.
‫باید می‌رفت دنبال کارتر.

151
00:11:05,039 --> 00:11:06,707
‫ماشینش باز هم تعمیرگاهه.

152
00:11:09,835 --> 00:11:11,962
‫راستش، مرد جماعت
‫باید ماشین خودش رو تعمیر کنه.

153
00:11:12,046 --> 00:11:15,257
‫لوک، تا نرسیده خودت رو خالی کن.
‫از الان بهت گفتم‌ها.

154
00:11:16,217 --> 00:11:18,761
‫سعی می‌کنم، ولی به خاطر تو،
‫نه به خاطر خودش.

155
00:11:20,513 --> 00:11:23,516
‫مواظب باش. خوشم نمیاد بلندش کنی بارتولمو.
‫خواهش می‌کنم مواظب باش.

156
00:11:23,599 --> 00:11:24,642
‫سلام رومی.

157
00:11:24,725 --> 00:11:26,519
‫می‌خوام برم بغل بابابزرگ.

158
00:11:26,602 --> 00:11:30,773
‫«گربه جنگجو» در خدمت شماست رومنس خانم.

159
00:11:30,856 --> 00:11:31,899
‫وای!

160
00:11:32,858 --> 00:11:35,611
‫از اون اسم خوشش نمیاد.
‫از «رومی» خوشش میاد.

161
00:11:35,695 --> 00:11:36,987
‫- مگه نه؟
‫- اوهوم.

162
00:11:37,571 --> 00:11:39,573
‫- دلم برات تنگ شده بود.
‫- دل من هم برات تنگ شده بود.

163
00:11:39,657 --> 00:11:41,909
‫از سفرم برات هدیه آوردم، خب؟

164
00:11:41,992 --> 00:11:43,035
‫خیلی‌خب.

165
00:11:45,162 --> 00:11:46,580
‫- بفرمایین.
‫- وای.

166
00:11:47,164 --> 00:11:49,959
‫این رو تو جعبه جواهراتت قایم کن،
‫وقتی ۱۸ ساله شدی،

167
00:11:50,000 --> 00:11:51,961
‫کادوی خیلی قشنگی برات می‌خرم، خب؟

168
00:11:52,753 --> 00:11:54,922
‫- خیلی دوستت دارم.
‫- من هم خیلی دوستت دارم.

169
00:11:55,005 --> 00:11:58,676
‫اون الماس مال جنگ‌سالاری کنگوییه.
‫باید تو انبار مدارک باشه.

170
00:11:58,759 --> 00:11:59,802
‫یکی بود دیگه.

171
00:11:59,885 --> 00:12:02,263
‫- ببخشید که دیر کردیم.
‫- سلام، بالاخره اومدین.

172
00:12:02,304 --> 00:12:04,098
‫- جریان چیه؟
‫- سلام اِما.

173
00:12:05,349 --> 00:12:07,601
‫- سلام بابا.
‫- عزیز دلم.

174
00:12:08,894 --> 00:12:10,604
‫وای، دلم برات تنگ شده بود.

175
00:12:10,688 --> 00:12:11,981
‫دل من هم برات تنگ شده بود.

176
00:12:15,192 --> 00:12:16,068
‫الان دیگه خودت داری می‌ری.

177
00:12:16,152 --> 00:12:18,654
‫می‌دونم، ولی رفتنم این‌دفعه
‫دلیل بهتری داره.

178
00:12:18,738 --> 00:12:21,198
‫با مسئولین لا گواخیرا لابی کردم...

179
00:12:21,282 --> 00:12:23,409
‫و فهمیدم طرحمون رو تأیید کردن.

180
00:12:23,492 --> 00:12:25,745
‫یعنی آب شرب کلمبیایی‌ها پنج‌برابر می‌شه.

181
00:12:25,828 --> 00:12:27,621
‫وای، چه خارق‌العاده.

182
00:12:27,705 --> 00:12:29,498
‫تبریک می‌گم.

183
00:12:29,582 --> 00:12:31,375
‫باید آباره صداش کنن.

184
00:12:34,211 --> 00:12:35,838
‫آخه به همه آب می‌رسونه.

185
00:12:40,050 --> 00:12:42,636
‫- آماده‌ای مخت سوت بکشه؟
‫- خیلی‌خب.

186
00:12:42,720 --> 00:12:43,721
‫- همین‌جا بمون.
‫- باشه.

187
00:12:43,763 --> 00:12:44,805
‫خب؟ خیلی‌خب.

188
00:12:47,141 --> 00:12:48,642
‫- ببخشید.
‫- به نظر من که بامزه بود.

189
00:12:48,726 --> 00:12:49,852
‫- خودم خندیدم.
‫- ممنون.

190
00:12:49,935 --> 00:12:51,312
‫بفرمایین.

191
00:12:52,062 --> 00:12:52,938
‫وای.

192
00:12:53,022 --> 00:12:55,107
‫وای، اِم... آخ!

193
00:12:55,191 --> 00:12:56,442
‫- خوبی؟
‫- آره، آره.

194
00:12:56,484 --> 00:12:58,068
‫- شونه‌ات چیزی نشده؟
‫- نه بابا.

195
00:12:58,110 --> 00:13:01,739
‫نه، چیزی نشده.
‫موقع رول‌اسکیت سواری اذیت شده.

196
00:13:01,822 --> 00:13:04,408
‫ولی هنوز می‌تونم هدیه باز کنم.

197
00:13:05,034 --> 00:13:08,746
‫مخلوط‌کن ایستاده واسه مسابقات آشپزی
‫خانوادگی یکشنبه‌هاست.

198
00:13:08,829 --> 00:13:11,957
‫- عین قدیم می‌شه، مگه نه؟
‫- بابا، خیلی خوشم اومد.

199
00:13:12,041 --> 00:13:13,584
‫من هم خیلی دوستت دارم.

200
00:13:14,251 --> 00:13:17,421
‫همیشه بیست می‌گرفتی،
‫نوازنده ویولن ردیف اول بودی،

201
00:13:17,505 --> 00:13:20,049
‫نه سیگار می‌کشیدی، نه الکل می‌خوردی،
‫نه فحش می‌دادی.

202
00:13:20,132 --> 00:13:23,636
‫الان هم داری آب شرب
‫چندین میلیون نفر رو فراهم می‌کنی.

203
00:13:23,719 --> 00:13:26,347
‫یه دلیل دیگه به دلایل
‫افتخارم اضافه کردی.

204
00:13:26,931 --> 00:13:28,057
‫ولی باید بگم...

205
00:13:28,599 --> 00:13:31,185
‫کمی بابت جریان لا گواخیرا نگرانم.

206
00:13:31,268 --> 00:13:34,104
‫- بخش خیلی بی‌ثباتیه.
‫- تو از کجا می‌دونی؟

207
00:13:34,188 --> 00:13:37,024
‫وقتی دخترم گفت داره می‌ره کلمبیا،
‫تو «گوگل» جست‌وجو کردم.

208
00:13:37,608 --> 00:13:41,737
‫اِم، راستش، «صندوق جهانی»
‫جای خیلی امنی مستقرشون کرده و معمولا...

209
00:13:41,821 --> 00:13:46,242
‫مردان آمریکایی رو می‌دزدن آقای برونر.

210
00:13:46,325 --> 00:13:47,993
‫چه عالی. پس بهتره تو هم باهاش بری.

211
00:13:48,077 --> 00:13:49,078
‫لوک...

212
00:13:49,119 --> 00:13:52,039
‫خیلی خوشحال می‌شم برم،
‫ولی باید اینجا بمونم و کار کنم.

213
00:13:52,122 --> 00:13:55,125
‫آره، مربی مهدکودکی.
‫بدون مربی که نمی‌شه نقاشی انگشتی کشید.

214
00:13:55,209 --> 00:13:56,043
‫بابا.

215
00:13:56,126 --> 00:13:57,962
‫بی‌شوخی؟ خرده شکلات نداره؟

216
00:13:58,045 --> 00:14:00,005
‫هنوز وقت کیک خوردن نرسیده بری.

217
00:14:00,089 --> 00:14:02,174
‫یه برش بیشتر نخور عمو بری.
‫قلبت اذیت می‌شه.

218
00:14:02,258 --> 00:14:04,176
‫باز هم عین همون مراسم شد.

219
00:14:05,386 --> 00:14:06,929
‫این کیک خیلی مسخره است.

220
00:14:07,763 --> 00:14:09,306
‫بابا، چیزیم نمی‌شه.

221
00:14:09,390 --> 00:14:13,310
‫ضمنا، امیدوارم بدونی
‫اگه تو نبودی، اصلا موفق نمی‌شدم.

222
00:14:13,853 --> 00:14:14,854
‫هوم.

223
00:14:15,437 --> 00:14:18,774
‫تو همیشه تشویقم کردی
‫و بلندپروازی رو یادم دادی،

224
00:14:18,858 --> 00:14:19,859
‫من هم...

225
00:14:21,735 --> 00:14:23,529
‫تنهایی این‌قدر پیشرفت نکردم.

226
00:14:26,448 --> 00:14:30,411
‫فکر بکری به سرم زد. می‌رم از مغازه
‫پودر کیک فنجونی می‌خرم...

227
00:14:30,494 --> 00:14:32,246
‫و مخلوط‌کنه رو روشن می‌کنیم.

228
00:14:32,329 --> 00:14:34,331
‫- فاج شکلاتی هم درست کنیم؟
‫- زود برمی‌گردم، خب؟

229
00:14:34,331 --> 00:14:35,749
‫خیلی‌خب.

230
00:14:37,418 --> 00:14:40,880
‫بهش گفته بودم می‌خوای غذای هندی
‫درست کنی و هاون لازم داری.

231
00:14:42,089 --> 00:14:43,799
‫گوشش بدهکار نیست.

232
00:14:43,883 --> 00:14:46,594
‫یکی از دلایل متعدد طلاقمون همین بود.

233
00:14:49,388 --> 00:14:52,266
‫- آره، ولی همیشه تمام تلاشش رو می‌کنه.
‫- آره.

234
00:14:52,349 --> 00:14:54,476
‫خیلی خوشم اومد،
‫آخه کادوی خودشه.

235
00:14:57,563 --> 00:15:02,276
‫[نیویورک، آرمونک]
‫[پایگاه منطقه‌ای سری سی‌آی‌ای]

236
00:15:02,318 --> 00:15:05,487
‫[شش هفته بعد]

237
00:15:08,532 --> 00:15:09,533
‫هوم.

238
00:15:09,867 --> 00:15:10,993
‫آره، خوشمزه است.

239
00:15:11,493 --> 00:15:14,455
‫خب، می‌خوای سال‌های طلایی
‫زندگیت رو چطوری بگذرونی؟

240
00:15:14,538 --> 00:15:16,916
‫- می‌ری پاساژگردی؟
‫- کار با «فیس‌بوک» رو یاد می‌گیری؟

241
00:15:16,999 --> 00:15:19,084
‫واکسن استرپتوکوک پنومونیه می‌زنی؟

242
00:15:19,168 --> 00:15:20,502
‫تو فستیوال فیلم ویلفورد بریملی شرکت کن.

243
00:15:20,586 --> 00:15:22,087
‫می‌خوای واسه گروور کلیولند ستاد بزنی؟

244
00:15:22,087 --> 00:15:23,797
‫می‌خواین بدونین چه برنامه‌ای ریختم؟

245
00:15:23,881 --> 00:15:26,175
‫بیاین. اینجا رو باشین.

246
00:15:27,343 --> 00:15:29,845
‫اودن ۴۱۰ از برنامه سری پاناما رو یادتونه؟

247
00:15:29,929 --> 00:15:30,763
‫- آره.
‫- آره.

248
00:15:30,846 --> 00:15:32,932
‫خب، سی‌آی‌ای گفت مال خودم باشه.

249
00:15:33,015 --> 00:15:36,143
‫دادنش به خودت؟
‫واسه دفتر من یه رطوبت‌ساز هم نمی‌گیرن.

250
00:15:36,226 --> 00:15:40,689
‫چندین ساله من و تالی می‌گیم
‫سراسر دنیا رو با کشتی می‌گردیم.

251
00:15:41,357 --> 00:15:44,068
‫حالا که بازنشسته شدم، چی جلودارمونه؟

252
00:15:44,151 --> 00:15:46,820
‫- سند طلاق پونزده سال پیشتون؟
‫- از بین رفتن عشقش به تو؟

253
00:15:46,904 --> 00:15:48,697
‫دلیل طلاقمون کارم بود.

254
00:15:48,781 --> 00:15:51,617
‫دلیلش اون همه دروغ،
‫گوش به زنگ بودن...

255
00:15:51,700 --> 00:15:53,035
‫ عدم حضورم بود.

256
00:15:53,118 --> 00:15:55,371
‫سی‌آی‌ای روابط آدم رو نابود می‌کنه.

257
00:15:55,454 --> 00:15:59,458
‫پونزده سال منتظر بودم
‫دوباره دل همسرم رو به دست بیارم.

258
00:15:59,541 --> 00:16:03,587
‫من و تالی قبل از اتمام تابستون
‫رو عرشه کشتی ازدواج می‌کنیم.

259
00:16:03,671 --> 00:16:06,006
‫هوم. من که اصلا سوار قایقت نمی‌شم.

260
00:16:06,090 --> 00:16:07,633
‫قایق نیست. کشتیه.

261
00:16:07,716 --> 00:16:10,386
‫- لوک، می‌شه یه دقیقه باهات صحبت کنم؟
‫- چرا که نه؟

262
00:16:11,637 --> 00:16:14,848
‫راستی، آلدن، رو،
‫تو تفریحگاه ساحلی بهم سر بزنین.

263
00:16:15,432 --> 00:16:17,393
‫می‌تونین سرخاب‌های قایق نجاتم رو پاک کنین.

264
00:16:17,476 --> 00:16:18,477
‫ایشه.

265
00:16:18,978 --> 00:16:20,729
‫- بدبخت می‌شه.
‫- آره.

266
00:16:20,813 --> 00:16:22,648
‫طرف از حمله مافیای روسیه
‫جون سالم به در برد،

267
00:16:22,690 --> 00:16:24,316
‫ولی خودش رو در راه تالی به کشتن می‌ده.

268
00:16:24,942 --> 00:16:28,028
‫اگه واقعا به کشتن بده،
‫می‌رم دل همسر سابقش رو به دست بیارم.

269
00:16:28,112 --> 00:16:29,279
‫من هم همین‌طور.

270
00:16:29,863 --> 00:16:33,409
‫اگه بابت خرده شکلات ناراحتی،
‫به جون خودت موقع سفارش ذکر کرده بودم.

271
00:16:37,871 --> 00:16:39,873
‫قراره مأموری رو از دست بدیم.

272
00:16:40,457 --> 00:16:41,959
‫- کیه؟
‫- اسم رمزش پانداست.

273
00:16:42,042 --> 00:16:43,711
‫چند وقته که تو لاپه پا لانمو...

274
00:16:45,462 --> 00:16:48,340
‫تو گویان مستقر شده.

275
00:16:50,092 --> 00:16:51,969
‫این عزیز دل رو یادته؟

276
00:16:52,052 --> 00:16:53,053
‫عمر پولونیاست؟

277
00:16:53,137 --> 00:16:56,515
‫من که اون رو ۲۵ سال پیش
‫تو عملیات کتاب جنگل کشتم.

278
00:16:56,598 --> 00:16:58,225
‫خودش نیست، پسرشه.

279
00:16:58,308 --> 00:16:59,393
‫بوروئه؟

280
00:16:59,476 --> 00:17:01,687
‫ظاهرا با مرگ باباش انگیزه گرفته.

281
00:17:01,770 --> 00:17:04,064
‫عمرش رو وقف اتمام کار باباش کرده.

282
00:17:04,148 --> 00:17:07,943
‫امکان نداره. من تو مدرسه‌ای شبانه‌روزی
‫تو لندن ثبت‌نامش کرده بودم.

283
00:17:08,027 --> 00:17:10,279
‫- می‌دونم.
‫- قرار بود بازرگانی بخونه.

284
00:17:11,905 --> 00:17:13,574
‫قرار بود با باباش فرق کنه.

285
00:17:13,657 --> 00:17:14,950
‫به نیمی از خواسته‌ات رسیدی.

286
00:17:14,992 --> 00:17:16,869
‫شونزده سالگی از دبیرستان فارغ‌التحصیل شد،

287
00:17:16,952 --> 00:17:18,287
‫بیست سالگی از آکسفورد فارغ‌التحصیل شد،

288
00:17:18,370 --> 00:17:19,997
‫بیست و دو سالگی از وارتون
‫مدیریت ارشد کسب‌وکار گرفت،

289
00:17:20,080 --> 00:17:22,124
‫همه این‌ها رو در راستای تأمین مخارج،
‫ادامه کار و پرورش...

290
00:17:22,207 --> 00:17:24,460
‫بقایای سازمان نظامی‌نمای پدرش کرد.

291
00:17:24,543 --> 00:17:27,254
‫لاپه پا لانمو الان بیش از ۴۰۰ عضو داره،

292
00:17:27,337 --> 00:17:30,549
‫خیلی‌هاشون تو ملک بورو ساکنن
‫و خودشون رو وقف...

293
00:17:30,632 --> 00:17:32,718
‫بورو، پسر رهبر فقیدشون...

294
00:17:32,801 --> 00:17:35,512
‫و هدفش که افزایش ثروت، قدرت و نفوذشون...

295
00:17:35,596 --> 00:17:36,972
‫از طریق فروش غیرقانونی سلاحه، کردن.

296
00:17:38,891 --> 00:17:41,060
‫مخصوصا با فروش این بمب هسته‌ای کیفی.

297
00:17:41,143 --> 00:17:44,438
‫با بریلیم بازتابنده ترکیب شده
‫که حجم شکافا رو کاهش بده...

298
00:17:44,521 --> 00:17:45,355
‫و از همین روی...

299
00:17:45,439 --> 00:17:48,275
‫سلاح کشتارجمعی سیار شده،

300
00:17:48,859 --> 00:17:51,070
‫الان هم دست بوروئه.

301
00:17:51,153 --> 00:17:54,698
‫ظاهرا قتل والدین خیلی انگیزه‌بخشه.

302
00:17:54,782 --> 00:17:57,493
‫خلافکار شدن بچه‌اش که تقصیر من نیست.

303
00:17:57,576 --> 00:17:59,369
‫من حتی صبر کرده بودم
‫از پایگاهشون خارج بشه...

304
00:17:59,453 --> 00:18:01,455
‫و بعد پدرش رو از پرتگاه انداختم پایین.

305
00:18:02,247 --> 00:18:03,415
‫سعی کردم مهربون باشم.

306
00:18:04,333 --> 00:18:05,626
‫تروی یکی از افراد بوروئه.

307
00:18:05,709 --> 00:18:08,170
‫رفته یمن یکی از خریداران احتمالی
‫بمب هسته‌ای رو ببینه.

308
00:18:08,253 --> 00:18:09,671
‫ظاهرا بورو می‌خواد مزایده برگزار کنه...

309
00:18:09,755 --> 00:18:11,298
‫و قدرتمندترین افراد خبیث دنیا...

310
00:18:11,381 --> 00:18:13,550
‫می‌خوان سعی کنن صاحب بمبش بشن.

311
00:18:13,634 --> 00:18:16,095
‫طبق اطلاعاتمون،
‫تروی فهمیده پاندا مأمور مخفیه.

312
00:18:16,178 --> 00:18:17,763
‫- پس مأموره رو برگردونین.
‫- نمی‌تونیم.

313
00:18:17,846 --> 00:18:19,098
‫ارتباطمون قطع شده...

314
00:18:19,181 --> 00:18:22,893
‫و از اون‌جایی که بورو تماس از خاورمیانه رو
‫به دلایل امنیتی ممنوع کرده،

315
00:18:22,976 --> 00:18:26,438
‫تا تروی برگرده گویان
‫و پاندا رو لو بده، ۳۶ ساعت فرصت داریم.

316
00:18:26,522 --> 00:18:28,857
‫یکی از افراد معتمد بورو رو لازم داریم...

317
00:18:28,941 --> 00:18:30,526
‫که بتونه سریعا وارد اردوگاهش بشه.

318
00:18:33,487 --> 00:18:34,571
‫باید فین هاس رو اعزام کنیم.

319
00:18:34,655 --> 00:18:35,739
‫وای، راه نداره.

320
00:18:35,823 --> 00:18:37,491
‫بورو که خبر نداره فین باباش رو کشته.

321
00:18:37,491 --> 00:18:40,285
‫مزدور ثروتمند اروپایی‌ای رو...

322
00:18:40,369 --> 00:18:41,662
‫که مواظبش بوده و قهرمان کودکیشه...

323
00:18:41,745 --> 00:18:44,581
‫با آغوش باز راه می‌ده.

324
00:18:44,665 --> 00:18:45,582
‫گفتم نه‌خیر.

325
00:18:45,666 --> 00:18:46,750
‫عه، وایستا.

326
00:18:46,834 --> 00:18:49,920
‫نماینده خریداری می‌شی
‫که از همه بیشتر پول می‌ده.

327
00:18:50,003 --> 00:18:53,006
‫یه سر می‌ری اونجا، پاندا رو نجات می‌دی،
‫بمبه رو برمی‌داری و میای.

328
00:18:53,090 --> 00:18:56,218
‫به مرکز فرماندهی بگو من بازنشسته شدم.
‫ختم کلام.

329
00:18:57,594 --> 00:19:00,097
‫پرونده‌اش رو از مرکز فرماندهی
‫نیم‌کره غربی فرستادن.

330
00:19:08,313 --> 00:19:09,773
‫[سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا]
‫[اکس‌کی۷۴۲]

331
00:19:09,815 --> 00:19:11,984
‫[محرمانه]
‫[عملیات نجات پاندا]

332
00:19:20,784 --> 00:19:22,786
‫با پاسترامی‌فروشی پتسی تماس گرفتین، امرتون؟

333
00:19:22,870 --> 00:19:24,788
‫سلام، یه سینی غذا سفارش داده بودم.

334
00:19:25,414 --> 00:19:28,417
‫کد سفارشم اکس‌کی۷۴۲ـه.

335
00:19:30,794 --> 00:19:32,629
‫بله قربان، سفارشتون تأیید شده.

336
00:19:32,713 --> 00:19:35,716
‫خیلی داغه و باید در اسرع وقت تحویل بگیرین.

337
00:19:39,011 --> 00:19:40,012
‫گندش بزنن.

338
00:19:44,850 --> 00:19:45,851
‫کشتیم.

339
00:19:48,187 --> 00:19:49,188
‫تالی.

340
00:19:51,190 --> 00:19:55,027
‫ببین رفیق، من کلا طرف توئم.

341
00:19:55,110 --> 00:19:56,528
‫گور بابای دانی.

342
00:19:56,612 --> 00:19:59,406
‫بهت قول می‌دم وقتی برگردی،
‫کشتیت در انتظارته...

343
00:19:59,489 --> 00:20:01,950
‫و عملیات آشتی با همسر شروع می‌شه.

344
00:20:02,659 --> 00:20:04,077
‫دانی دیگه کیه؟

345
00:20:04,870 --> 00:20:06,622
‫چی؟ آها، من چنین حرفی نزدم.

346
00:20:07,915 --> 00:20:10,209
‫من می‌تونم به هزار طریق
‫زندگیت رو نابود کنم...

347
00:20:10,292 --> 00:20:12,127
‫و اصلا نمی‌فهمی کار من بوده.

348
00:20:14,046 --> 00:20:17,883
‫داناتلو که تو دفتر تالی
‫کار می‌کنه رو یادته؟

349
00:20:18,759 --> 00:20:19,760
‫با هم رابطه دارن.

350
00:20:20,594 --> 00:20:22,471
‫چند ماه پیش تو «کالر می ماین» دیده بودمشون،

351
00:20:22,554 --> 00:20:23,805
‫ولی قول دادم بهت نگم.

352
00:20:23,805 --> 00:20:24,806
‫ای خائن.

353
00:20:25,390 --> 00:20:27,559
‫اگه حواست در حین عملیات پرت می‌شد،
‫ممکن بود بلایی سرت بیاد.

354
00:20:27,559 --> 00:20:29,603
‫می‌خواستم به محض تأیید بازنشستگیت بهت بگم،

355
00:20:29,603 --> 00:20:32,272
‫ولی بعدش از مرکز فرماندهی گفتن
‫باید بری گویان.

356
00:20:32,356 --> 00:20:33,774
‫پرونده رو بده ببینم.

357
00:20:39,821 --> 00:20:42,741
‫اگه مشکلی پیش اومد،
‫رو و آلدن آماده‌باشن.

358
00:20:42,824 --> 00:20:45,202
‫راستی، شاید خوشحال بشی که بدونی
‫دانی لیوانش رو خیلی بد رنگ کرده بود.

359
00:20:47,246 --> 00:20:48,580
‫آدم‌برفی رو ارغوانی کرده بود.

360
00:20:49,790 --> 00:20:56,088
‫[گویان]

361
00:21:11,853 --> 00:21:14,106
‫اسمش کین خانه، دست‌راست بوروئه.

362
00:21:15,023 --> 00:21:16,817
‫مواظب باش، خیلی سرسخته.

363
00:21:17,693 --> 00:21:19,027
‫بهش نمیاد سرسخت باشه.

364
00:21:19,111 --> 00:21:21,196
‫معلومه ابروش رو موم می‌اندازه.
‫مرد جماعت با موچین می‌گیره.

365
00:21:21,280 --> 00:21:22,447
‫- سربه‌سرمون نذار.
‫- نمی‌ذارم.

366
00:21:22,447 --> 00:21:24,032
‫کار گروه ثانویه مشاهده و گزارشه.

367
00:21:24,116 --> 00:21:26,660
‫من هم دارم خصوصیات ظاهری هدفمون رو
‫مشاهده می‌کنم.

368
00:21:26,743 --> 00:21:29,621
‫من هم دارم خوشگل بودنش رو گزارش می‌کنم.

369
00:21:29,705 --> 00:21:31,290
‫عین زک افران لاتین می‌مونه.

370
00:21:31,373 --> 00:21:33,041
‫هندسه اقلیدسی بلدین،

371
00:21:33,125 --> 00:21:35,627
‫ولی نمی‌فهمین الان نباید
‫با دم شیر بازی کرد.

372
00:21:35,711 --> 00:21:38,255
‫- خودت رو شیر محسوب می‌کنی؟
‫- شاید توله شیر باشی.

373
00:21:38,338 --> 00:21:40,257
‫به خدا دیوانه شدم، بس کنین.

374
00:21:40,966 --> 00:21:42,759
‫ختم کلام.

375
00:21:43,343 --> 00:21:46,471
‫سلام فین هاس، کین هستم،
‫ستوان یکم بوروئم.

376
00:21:47,097 --> 00:21:48,932
‫- منتظر دیدارته.
‫- چه عالی.

377
00:21:49,933 --> 00:21:51,184
‫من که نگفتم می‌تونی بری.

378
00:22:05,282 --> 00:22:06,575
‫بورو می‌شناسدت.

379
00:22:06,658 --> 00:22:07,659
‫من که نمی‌شناسمت.

380
00:22:09,369 --> 00:22:10,370
‫بریم.

381
00:22:48,784 --> 00:22:51,870
‫وای، دارم خواب می‌بینم؟ باورم نمی‌شه.

382
00:22:51,953 --> 00:22:53,205
‫سلام بورو.

383
00:22:55,499 --> 00:22:57,209
‫همیشه تو فکرش بودم
‫که باز هم می‌بینمت یا نه.

384
00:22:57,292 --> 00:22:59,461
‫نگاهش کن، هنوز هم چهارشونه است.

385
00:22:59,544 --> 00:23:01,296
‫هنوز تمریناتی که یادم دادی رو انجام می‌دم.

386
00:23:01,380 --> 00:23:04,049
‫هیکلم رو مطابق میل خودم ساختم، مگه نه؟

387
00:23:04,132 --> 00:23:06,218
‫چه بزرگ شدی گربه بنگال.

388
00:23:06,802 --> 00:23:09,137
‫قبلا گربه بنگال صدام می‌کرد.

389
00:23:09,221 --> 00:23:11,098
‫- خیلی حقه‌بازه.
‫- درسته.

390
00:23:11,181 --> 00:23:14,184
‫خب، حقه‌بازمون خیلی پیشرفت کرده.

391
00:23:14,267 --> 00:23:15,310
‫خب، به لطف توئه.

392
00:23:16,269 --> 00:23:18,355
‫همه‌چی بعد از مرگ بابا فرو پاشید.

393
00:23:19,523 --> 00:23:20,774
‫ولی تو همیشه هوام رو داشتی.

394
00:23:20,857 --> 00:23:22,984
‫خیال کردی نمی‌دونم
‫کی هزینه تحصیلاتم رو می‌داد؟

395
00:23:23,068 --> 00:23:25,529
‫کلی بسته به لندن می‌فرستادی.
‫آب‌نبات بادوم‌زمینی می‌فرستادی.

396
00:23:25,612 --> 00:23:28,490
‫همون‌طور که می‌دونی، نوشتن آدرس فرستنده
‫واسه کار من خطرناکه.

397
00:23:28,573 --> 00:23:30,659
‫همیشه می‌دونستم
‫اگه بهت نیاز داشته باشم، هوام رو داری.

398
00:23:31,243 --> 00:23:32,244
‫بیا ببینم.

399
00:23:32,661 --> 00:23:35,455
‫خیلی شبیه پدرتی.

400
00:23:36,581 --> 00:23:37,749
‫دلم خیلی براش تنگ شده.

401
00:23:40,293 --> 00:23:42,003
‫با ادامه دادن کارش
‫یادش رو گرامی می‌دارم...

402
00:23:42,087 --> 00:23:45,715
‫و امیدوارم با دوست عزیزش
‫همکاری کنم، مگه نه؟

403
00:23:45,799 --> 00:23:46,800
‫شک نکن.

404
00:23:47,259 --> 00:23:49,052
‫- کی می‌تونم جنس رو ببینم؟
‫- آها.

405
00:23:49,136 --> 00:23:52,556
‫از طرف کسی اومدم
‫که با مزایده حال نمی‌کنه...

406
00:23:52,639 --> 00:23:53,974
‫و پیشنهاد هنگفتی بهت می‌ده.

407
00:23:53,974 --> 00:23:55,100
‫معلومه.

408
00:23:56,101 --> 00:23:59,312
‫ولی قبلش بیا نشونت بدم چی ساختم.

409
00:24:02,899 --> 00:24:04,734
‫چه بند و بساطی ردیف کردی.

410
00:24:04,818 --> 00:24:07,362
‫من غذا، سرپناه و درآمد
‫سربازانم رو تأمین می‌کنم،

411
00:24:08,363 --> 00:24:11,324
‫اون‌ها هم در ازاش بی چون و چرا بهم وفادارن.

412
00:24:11,908 --> 00:24:14,161
‫دارچین، زنجبیل و کاکائو پرورش می‌دیم...

413
00:24:14,244 --> 00:24:18,039
‫و درآمد فوق‌برنامه‌مون رو
‫با فروششون پول‌شویی می‌کنیم.

414
00:24:20,542 --> 00:24:21,585
‫زبونشون رو بلد نیستم.

415
00:24:22,461 --> 00:24:24,296
‫حرف اسپانیاییش رو ترجمه کن جناب زبان‌شناس.

416
00:24:24,379 --> 00:24:25,797
‫اسپانیایی نبود، به زبان کچوآ بود.

417
00:24:25,881 --> 00:24:26,923
‫چی گفت؟

418
00:24:27,007 --> 00:24:29,468
‫از رفیقش پرسید
‫می‌خواد بعدا برن تیراندازی یا نه.

419
00:24:29,551 --> 00:24:33,597
‫ای بابا، من هم می‌خوام باهاش برم تیراندازی.
‫سربازان خودمون هنوز چنین تجهیزاتی ندارن.

420
00:24:34,681 --> 00:24:38,101
‫صرفا با تصور شلیکشون ذوق می‌کنم.

421
00:24:38,185 --> 00:24:39,478
‫ضمنا، با «چشم‌طلایی» عزیزم
‫متوجه شدم...

422
00:24:39,561 --> 00:24:42,522
‫خال‌کوبی‌های طرف مال نیروی ویژه اکوادوره.

423
00:24:42,606 --> 00:24:44,232
‫یعنی حتی کشاورزهاشون هم خطرناکن.

424
00:24:44,274 --> 00:24:45,567
‫این حرف‌ها رو بذار واسه بعد، خب؟

425
00:24:45,650 --> 00:24:47,486
‫اوضاع قراره به زودی...

426
00:24:48,528 --> 00:24:49,571
‫خراب بشه.

427
00:24:50,989 --> 00:24:52,657
‫درآمد پارسالمون هشت‌رقمی شد.

428
00:24:52,699 --> 00:24:55,785
‫بمب‌گذاری فرودگاه مانیل رو
‫ما تأمین کرده بودیم.

429
00:24:56,369 --> 00:24:59,998
‫کلاشینکف‌های جفت جناح‌های اتیوپی رو
‫خودمون تأمین کرده بودیم.

430
00:25:00,081 --> 00:25:01,625
‫خیلی تحت‌تأثیر قرار گرفتم.

431
00:25:01,708 --> 00:25:02,918
‫وقتی سلاحم رو بفروشم،

432
00:25:03,960 --> 00:25:07,047
‫وقتی خطرناک‌ترین و سیارترین
‫سلاح روی زمین رو بفروشم،

433
00:25:07,881 --> 00:25:09,758
‫کل دنیا می‌فهمن چقدر کله‌گنده‌ام.

434
00:25:09,758 --> 00:25:13,178
‫روسیه، چین، آمریکا و همه کشورها
‫باید بهم احترام بذارن.

435
00:25:13,261 --> 00:25:15,639
‫بورو پولونیا صدام می‌کنن. پولونیا.

436
00:25:17,015 --> 00:25:18,934
‫قدرتمندترین افراد روی زمین...

437
00:25:19,017 --> 00:25:20,685
‫فامیلی پدرم رو به زبون میارن.

438
00:25:22,521 --> 00:25:24,481
‫در اون صورت، یادش زنده می‌مونه.

439
00:25:32,239 --> 00:25:33,240
‫بیا.

440
00:25:33,573 --> 00:25:35,158
‫بچه‌ها دارن خودشون رو خالی می‌کنن.

441
00:25:42,499 --> 00:25:44,209
‫بجنب دیگه دنی!

442
00:25:44,292 --> 00:25:45,293
‫یه کاری بکن!

443
00:25:45,377 --> 00:25:47,879
‫خوبه، دنی داره مبارزه می‌کنه.

444
00:25:50,799 --> 00:25:53,802
‫عجب. پسره جثه کوچکی داره،
‫ولی خیلی محکم مشت می‌زنه.

445
00:25:53,885 --> 00:25:55,095
‫فقط یادت باشه...

446
00:25:55,887 --> 00:25:56,972
‫خیلی دوستت دارم رفیق.

447
00:25:57,055 --> 00:25:59,140
‫دنی پسر نیست.

448
00:26:54,738 --> 00:26:55,739
‫لطفی در حقم بکن.

449
00:26:59,200 --> 00:27:00,201
‫دنی...

450
00:27:02,412 --> 00:27:04,414
‫فین هاس، ایشون دنیل دی‌روساست،

451
00:27:04,497 --> 00:27:05,790
‫قبلا سرباز آمریکایی بود،

452
00:27:05,874 --> 00:27:09,127
‫ولی با خودش گفت حالا که با مبارزه
‫پول درمیاره، بهتره پولدار بشه.

453
00:27:13,673 --> 00:27:14,883
‫خوش‌وقتم.

454
00:27:17,010 --> 00:27:18,595
‫از حرکت شونه‌ات خوشم اومد.

455
00:27:18,678 --> 00:27:20,597
‫آها، شش ماهه دارم روش کار می‌کنم.

456
00:27:20,680 --> 00:27:21,681
‫مواظب باش.

457
00:27:22,015 --> 00:27:24,392
‫شونه یکی از آشناهام
‫در حین رول‌اسکیت سواری اذیت شد.

458
00:27:24,893 --> 00:27:25,894
‫اصلا خوب نشد.

459
00:27:26,394 --> 00:27:28,438
‫دنی سرسخت‌ترین سرباز پایگاهمونه.

460
00:27:29,939 --> 00:27:30,940
‫فین هم...

461
00:27:31,941 --> 00:27:34,235
‫خفن‌ترین آشنای بابامه.

462
00:27:34,736 --> 00:27:37,197
‫همیشه به خاطرات بابات
‫حسودیم می‌شه.

463
00:27:38,281 --> 00:27:39,949
‫احتمالا واسه اینه
‫که بابای خودم دروغگوی آشغالی بود.

464
00:27:43,036 --> 00:27:45,080
‫جلسه عمومی تو پاویون برگزار می‌شه.

465
00:27:45,080 --> 00:27:47,082
‫- باید به کارم برسم.
‫- راحت باش.

466
00:27:47,165 --> 00:27:49,000
‫دنی، می‌شه باقی جاها رو به فین نشون بدی؟

467
00:27:49,793 --> 00:27:52,087
‫امروز رسیدنت رو جشن می‌گیریم.

468
00:27:52,879 --> 00:27:54,589
‫- فردا می‌ریم تو کار خرید و فروش، خب؟
‫- باشه.

469
00:27:56,633 --> 00:27:57,676
‫باهام بیا.

470
00:28:01,346 --> 00:28:03,848
‫به نفعته واسه فروش دستگاه بدن‌سازی
‫به بورو اومده باشی.

471
00:28:03,932 --> 00:28:06,142
‫با منی؟ پس سامانه آبیاریت کو؟

472
00:28:06,226 --> 00:28:07,769
‫آها، نکنه اینجا کلمبیاست؟

473
00:28:08,645 --> 00:28:12,482
‫بری، گوشیت رو جواب بده دیگه.
‫خودم می‌دونم صدامون رو می‌شنوی.

474
00:28:12,524 --> 00:28:14,442
‫[تماس تصویری از طرف رئیس خان]

475
00:28:17,237 --> 00:28:21,783
‫خبر داشتی دختر لوک برونر مأمور مخفیه،
‫ولی بهش نگفته بودی؟

476
00:28:22,867 --> 00:28:24,244
‫اون ویدیوی «یوتیوب» رو دیدی...

477
00:28:24,327 --> 00:28:26,996
‫که گوریله داره گرمک خرد می‌کنه؟

478
00:28:27,622 --> 00:28:28,665
‫تو در حکم گرمکه‌ای.

479
00:28:28,748 --> 00:28:30,291
‫واسه چی بهش نگفته بودی پاندا دخترشه؟

480
00:28:30,333 --> 00:28:32,669
‫نمی‌شد بذارم لوک موقع ورود
‫به فکر بچه‌اش باشه.

481
00:28:32,669 --> 00:28:34,337
‫ممکن بود حواس‌پرتی به مرگش ختم بشه.

482
00:28:34,379 --> 00:28:36,339
‫تقریبا مطمئنم حواسش الان پرت شده.

483
00:28:38,842 --> 00:28:39,968
‫[تماس تصویری از طرف رئیس خان]

484
00:28:40,719 --> 00:28:42,303
‫دخترم مأمور سی‌آی‌ایه؟

485
00:28:42,387 --> 00:28:43,763
‫سلام رفیق.

486
00:28:43,847 --> 00:28:44,973
‫عمو بری؟

487
00:28:45,056 --> 00:28:46,349
‫سلام عزیز دلم.

488
00:28:46,433 --> 00:28:47,559
!!!چه خبره

489
00:28:47,642 --> 00:28:50,812
‫عه، عفت کلام داشته باش.
‫صدات رو بلند نکن.

490
00:28:51,521 --> 00:28:54,274
‫اولا، الان چهارصد متر
‫با پایگاهشون فاصله داریم.

491
00:29:00,029 --> 00:29:02,240
‫- گمون کنم ناراحت شده.
‫- باید جریمه فحش دادنت رو بدی.

492
00:29:02,323 --> 00:29:04,200
‫لطفا ساکت باشین
‫و بذارین خودم صحبت کنم.

493
00:29:04,284 --> 00:29:06,661
‫لوک، وقتی اِما
‫تو دانشگاه جرج واشینگتن قبول شد،

494
00:29:06,745 --> 00:29:08,913
‫محل سکونتش کنار مرکز فرماندهی سی‌آی‌ای بود.

495
00:29:08,997 --> 00:29:10,665
‫بخش آموزشی طاقت نیاورد.

496
00:29:11,207 --> 00:29:12,625
‫مرکز فرماندهی شاهد بزرگ شدنش بود.

497
00:29:12,709 --> 00:29:16,212
‫آمادگی جسمانی و ذهنیش عین خودت بالا بود،
‫واسه همین با حقه جذبش کردن.

498
00:29:16,296 --> 00:29:18,757
‫واسه آزمون دانشجویی
‫تو بخش روان‌شناسی ۲۰۰ دلار جایزه گذاشتن،

499
00:29:18,840 --> 00:29:20,008
‫اون هم شرکت کرد.

500
00:29:20,091 --> 00:29:22,010
‫رکورد نمرات سی‌آی‌ای رو شکست.

501
00:29:22,093 --> 00:29:24,220
‫نمره‌اش حتی از خودم و خودت
‫هم بیشتر شده بود،

502
00:29:24,304 --> 00:29:26,514
‫البته قلبش مشکل نداره.

503
00:29:26,598 --> 00:29:28,057
‫چون خوشتون نمی‌اومد
‫که از پس کارتون بر نمیاین،

504
00:29:28,099 --> 00:29:30,602
‫جون دختر من رو به خطر انداختین؟

505
00:29:30,602 --> 00:29:35,315
‫امتیاز حافظه، حل مسئله
‫و بهره هوشیش خیلی زیاد بود.

506
00:29:35,398 --> 00:29:36,900
‫این کار خوراک خودشه.

507
00:29:36,983 --> 00:29:38,443
‫فرزند لوک برونره دیگه.

508
00:29:38,526 --> 00:29:41,279
‫بعد از دانشگاه، درجا مشغول به کار شد.

509
00:29:41,362 --> 00:29:44,491
‫مدیریت ارشد مأمورها سه سال
‫جوری اعزامتون کرد که اصلا همدیگه رو نبینین.

510
00:29:44,574 --> 00:29:46,075
‫الان چهار سال عملیات میدانی انجام می‌ده.

511
00:29:46,159 --> 00:29:48,244
‫«صندوق مالی جهانی»
‫در حکم «بدن‌سازی مری» خودشه.

512
00:29:50,121 --> 00:29:52,457
‫شما مأمور سی‌آی‌ای هستین؟

513
00:29:54,042 --> 00:29:56,419
‫آره، چهل ساله مأمور سی‌آی‌ای هستم.

514
00:29:56,503 --> 00:29:58,171
‫عمو بری هفده ساله مأموره.

515
00:29:58,254 --> 00:29:59,506
‫عمو بری؟ چی...

516
00:29:59,589 --> 00:30:01,800
‫- واسه چی عمو صدات می‌کنن؟
‫- آره، تو که خیلی جوانی.

517
00:30:01,841 --> 00:30:04,177
‫وقتی با لوک همکار شدم، ۲۱ ساله بودم
‫و خودش ۱۱ ساله بود.

518
00:30:04,260 --> 00:30:05,970
‫همین اسم روم موند.
‫سیاه‌پوست‌ها هم اصلا پیر نمی‌شن.

519
00:30:06,054 --> 00:30:07,514
‫خیلی‌خب، مگه اصلا شدنیه؟

520
00:30:07,597 --> 00:30:09,474
‫سی‌آی‌ای مانعی ایجاد کرد...

521
00:30:09,557 --> 00:30:12,727
‫که اصلا نفهمی من یا بابات
‫هم اونجا کار می‌کنیم.

522
00:30:12,811 --> 00:30:16,606
‫هماهنگ کردم که اصلا همدیگه رو نبینیم،
‫البته تقریبا غیرممکن بود،

523
00:30:16,689 --> 00:30:19,567
‫آخه پایگاه منطقه‌ای جفتتون یکسانه.

524
00:30:19,651 --> 00:30:22,654
‫افراد انگشت‌شماری خبر دارن
‫جفتتون تو همین کارین.

525
00:30:22,737 --> 00:30:24,197
‫محض اطلاعتون بگم که ما خبر نداشتیم.

526
00:30:24,280 --> 00:30:25,865
‫واسه چی اومده اینجا؟

527
00:30:25,949 --> 00:30:27,283
‫لو رفتی.

528
00:30:27,367 --> 00:30:29,828
‫تروی که چهار صبح برسه، لوت می‌ده.

529
00:30:30,328 --> 00:30:33,289
‫بابات اومده نجاتت بده
‫و بمبه رو تحویل بگیره.

530
00:30:33,373 --> 00:30:34,374
‫چی؟

531
00:30:34,958 --> 00:30:37,794
‫من این همه مدت خودم رو
‫واسه این پرونده پاره کردم...

532
00:30:37,877 --> 00:30:38,711
‫عفت کلام داشته باش.

533
00:30:38,795 --> 00:30:41,381
‫اون‌وقت ایشون می‌خواد نجاتم بده؟

534
00:30:41,464 --> 00:30:43,299
‫واسه چی این‌قدر عصبانی‌ای؟

535
00:30:44,050 --> 00:30:45,385
‫من باید از دستت عصبانی باشم.

536
00:30:45,468 --> 00:30:47,762
‫ده ساله که داری بهم دروغ می‌گی.

537
00:30:47,846 --> 00:30:50,431
‫تازه، سیگار هم می‌کشی.

538
00:30:50,515 --> 00:30:52,016
‫ده ساله؟

539
00:30:52,767 --> 00:30:55,937
‫خودت که کل عمرم بهم دروغ گفتی.

540
00:30:56,437 --> 00:30:57,939
‫ختم کلام.

541
00:31:04,279 --> 00:31:06,364
‫واقعا بهم گفت «ختم کلام».

542
00:31:09,534 --> 00:31:11,494
‫چرا اون شکلی شده بود؟

543
00:31:11,578 --> 00:31:14,706
‫این دیگه چه طرز حرف زدنه؟

544
00:31:14,789 --> 00:31:17,584
‫لوک، اِما معمولا کار خودش رو...

545
00:31:17,667 --> 00:31:19,502
‫هر موقع که بخواد
‫باب میل خودش پیش می‌بره...

546
00:31:19,586 --> 00:31:21,212
‫و گوشش همیشه بدهکار نیست.

547
00:31:21,212 --> 00:31:23,298
‫آخه معلومه بابای خوبی نداشته.

548
00:31:23,882 --> 00:31:26,634
‫چطور تونستین پای دخترم رو
‫به این دنیا باز کنین؟

549
00:31:26,718 --> 00:31:28,386
‫مسئولین ارشد شیفته‌اش شده بودن...

550
00:31:28,386 --> 00:31:31,472
‫و تهدیدم کردن اگه هویتش رو به کسی،
‫از جمله خودت لو بدم،

551
00:31:31,556 --> 00:31:32,473
‫برام حکم خیانت می‌برن.

552
00:31:32,557 --> 00:31:34,809
‫دلیل زخم معده و مشکلات گوارشیم...

553
00:31:34,893 --> 00:31:36,102
‫همین بود.

554
00:31:36,185 --> 00:31:39,022
‫مشکلات گوارشیت واسه اینه
‫که مدام «ساور پچ» آشغال می‌خوری.

555
00:31:39,105 --> 00:31:42,567
‫ببین، خلاصه، کسی که قراره اِما رو لوده بده
‫ساعت چهار صبح می‌رسه...

556
00:31:42,650 --> 00:31:43,776
‫و باید به خدمتش برسیم.

557
00:31:43,860 --> 00:31:47,071
‫ولی قبلش باید تو مهمونی بورو
‫به افتخار خودم شرکت کنم.

558
00:31:47,739 --> 00:31:48,865
‫بعدا صحبت می‌کنیم.

559
00:31:52,201 --> 00:31:54,037
‫خیال می‌کردم دوستمی بری.

560
00:31:55,204 --> 00:31:57,248
‫احساساتی شده.

561
00:31:57,916 --> 00:31:58,917
‫جدی نگفت.

562
00:31:59,500 --> 00:32:00,335
‫آره.

563
00:32:00,418 --> 00:32:03,588
‫ببین، بورو به افتخار همه مهمونی گرفته،
‫صرفا به افتخار لوک نیست.

564
00:32:03,671 --> 00:32:04,505
‫آره.

565
00:32:04,589 --> 00:32:07,216
‫البته این داشت
‫حرفش راجع به دوستی رو می‌گفت.

566
00:32:07,300 --> 00:32:09,010
‫- خیلی دردناکه.
‫- واقعا خیلی دردناکه.

567
00:32:10,470 --> 00:32:11,471
‫عذر می‌خوام.

568
00:32:17,477 --> 00:32:19,604
‫حرف نداشت، مگه نه؟ بزنین به افتخارشون.

569
00:32:20,271 --> 00:32:22,273
‫امشب واقعا شب خوبیه، مگه نه؟

570
00:32:23,524 --> 00:32:25,276
‫آخه دوست عزیز پدرم...

571
00:32:25,902 --> 00:32:28,154
‫که عین پدر دوم خودم می‌مونه...

572
00:32:28,237 --> 00:32:31,908
‫وقتی بچه بودم، تو همین پایگاه
‫بهم رانندگی یاد داده بود.

573
00:32:32,492 --> 00:32:35,411
‫موقع پیشرفت لاپه پا لانمو یارمون بود،

574
00:32:35,995 --> 00:32:37,080
‫هنوز هم یارمونه.

575
00:32:37,956 --> 00:32:41,042
‫همگی به افتخار فین هاس.

576
00:32:51,469 --> 00:32:54,263
‫وقتی پدرم واسه گسترش تشبکلاتمون
‫تجهیزات لازم داشت،

577
00:32:55,473 --> 00:32:56,474
‫فین کمکش کرد.

578
00:32:57,809 --> 00:32:58,810
‫از روی عشق...

579
00:32:59,978 --> 00:33:00,979
‫و وفاداری کمکش کرد.

580
00:33:01,479 --> 00:33:04,232
‫حالا که بحث وفاداری شد،

581
00:33:04,315 --> 00:33:07,527
‫می‌خوام یکی از قدیمی‌ترین
‫سربازانمون رو معرفی کنم:

582
00:33:09,362 --> 00:33:10,363
‫جاکومو نگرینو.

583
00:33:11,030 --> 00:33:12,407
‫بیا بالا جاکو، بیا.

584
00:33:15,159 --> 00:33:16,327
‫ایول.

585
00:33:17,412 --> 00:33:18,413
‫ایول، داره میاد.

586
00:33:21,624 --> 00:33:26,254
‫بیش از ۱۵ ساله که جاکومو عضو خانواده‌مونه.

587
00:33:28,297 --> 00:33:31,342
‫اجناسمون رو جابه‌جا می‌کنه،
‫به گسترش تشکیلاتمون کمک می‌کنه...

588
00:33:33,011 --> 00:33:34,345
‫و حواسش به درآمدمون هست.

589
00:33:35,805 --> 00:33:37,974
‫خلاصه، تنها سوالم از این قراره...

590
00:33:40,184 --> 00:33:41,185
‫که پولم کجاست؟

591
00:33:50,528 --> 00:33:51,529
‫متوجه نمی‌شم.

592
00:33:53,990 --> 00:33:55,324
‫پول من کجاست جاکو؟

593
00:33:55,450 --> 00:33:56,659
‫اوضاع خراب شد.

594
00:33:58,244 --> 00:33:59,495
‫مدیریتش با خودته.

595
00:34:00,079 --> 00:34:01,956
‫پول آخرین فروشمون کجاست؟
‫نیست.

596
00:34:02,331 --> 00:34:05,001
‫اصلا بهش دست نزدم.
‫من هیچ‌جوره ازت دزدی نمی‌کنم.

597
00:34:05,084 --> 00:34:05,960
‫بورو، نه!

598
00:34:21,768 --> 00:34:25,438
‫وقتی کسی به خانواده‌مون خیانت کنه،
‫این‌جوری می‌شه.

599
00:34:29,901 --> 00:34:30,902
‫آهنگ بزنین.

600
00:34:35,031 --> 00:34:36,491
‫آهنگ بزنین دیگه.

601
00:34:42,246 --> 00:34:45,291
‫یا خدا، بری، جیم جونز کنار بورو
‫در حد جیم هنسنه.

602
00:34:45,374 --> 00:34:47,251
‫تو پرونده‌اش نوشته بود کمی غیرمنطقیه.

603
00:34:47,335 --> 00:34:50,046
‫همین الان بعد از اجرای آهنگ
‫«کول اند د گنگ»، مغز یکی رو پاشوند.

604
00:34:50,129 --> 00:34:52,924
‫- این رو هم تو پرونده‌اش نوشته بودن؟
‫- نه، این کارش غافلگیرکننده بود.

605
00:34:53,007 --> 00:34:55,510
‫پس با آدم عشق قدرت بدگمان باهوشی طرفیم...

606
00:34:55,593 --> 00:34:56,969
‫و مخفی نگه داشتن دو مأمور مخفی...

607
00:34:57,053 --> 00:34:59,055
‫تحت نظر چنین آدمی خیلی دشواره.

608
00:34:59,138 --> 00:35:01,224
‫- باید اعزاممون کنی.
‫- عجله کردن خطرناکه.

609
00:35:01,224 --> 00:35:03,434
‫دست رو دست گذاشتن هم خطرناکه.

610
00:35:03,518 --> 00:35:04,727
‫بذارین فکر کنم دیگه.

611
00:35:06,312 --> 00:35:08,272
‫نمی‌ذارم بلایی سر خانواده برونر بیاد.

612
00:35:08,314 --> 00:35:09,482
‫از کجا این‌قدر مطمئنی؟

613
00:35:10,066 --> 00:35:12,151
‫آخه اعضای خانواده
‫نه همدیگه رو فراموش می‌کنن،

614
00:35:12,193 --> 00:35:13,444
‫نه همدیگه رو تنها می‌ذارن.

615
00:35:14,904 --> 00:35:16,489
‫این که دیالوگ «لیلو و استیچ» بود.

616
00:35:17,073 --> 00:35:18,074
‫برو بابا.

617
00:35:18,157 --> 00:35:19,450
‫این یکی دیالوگ «یخ‌زده» بود.

618
00:35:21,828 --> 00:35:24,163
‫می‌بینم به خانم دی‌روسا علاقمند شدی.

619
00:35:24,247 --> 00:35:26,624
‫نه بابا. من که پیرمردم.

620
00:35:26,707 --> 00:35:28,000
‫خیر سرت فین هاسی.

621
00:35:28,084 --> 00:35:30,128
‫پدرم می‌گفت روش برش گلوی عمودی...

622
00:35:30,211 --> 00:35:33,172
‫ابداع کردی که طرف زودتر خون‌ریزی کنه.

623
00:35:34,340 --> 00:35:37,009
‫اگه از پس چنین کاری بربیای،
‫به دست آوردن دخترها که کاری نداره.

624
00:35:37,093 --> 00:35:39,303
‫پدرت گفته بود چقدر براش پول درآوردم؟

625
00:35:39,303 --> 00:35:40,888
‫می‌تونم واسه تو هم دربیارم.

626
00:35:41,389 --> 00:35:44,267
‫کافیه چمدونی رو
‫که نقل محافل اروپا شده، نشونم بدی.

627
00:35:44,851 --> 00:35:48,521
‫هیچ‌وقت اون‌قدر درگیر کار نشو
‫که زندگیت رو از یاد ببری.

628
00:35:49,105 --> 00:35:50,273
‫خودت بهم یاد داده بودی.

629
00:35:50,857 --> 00:35:51,858
‫کار مال فرداست.

630
00:35:52,775 --> 00:35:55,069
‫امشب برو سراغ دنی.

631
00:36:03,494 --> 00:36:04,287
‫ببخشید. عذر می‌خوام.

632
00:36:12,628 --> 00:36:14,630
‫- بی‌سیم بری رو قطع کردم.
‫- واسه چی؟

633
00:36:15,339 --> 00:36:18,593
‫خب، شاید مجبور بشیم بداهه عمل کنیم،
‫ولی سی‌آی‌ای از چنین کاری خوشش نمیاد.

634
00:36:20,469 --> 00:36:22,805
‫بریتانیایی موقرمزه رو می‌شناسی؟

635
00:36:23,389 --> 00:36:24,974
‫ویلیام رو می‌گی. چیکار کرده؟

636
00:36:25,057 --> 00:36:26,309
‫یواشکی یادداشتی بهم داد.

637
00:36:27,101 --> 00:36:30,563
‫می‌دونه فین هاس مزدوره.

638
00:36:31,063 --> 00:36:33,941
‫نوشته بود در ازای خارج کردن
‫خودش و خانواده‌اش از اینجا بهم پول می‌ده.

639
00:36:34,775 --> 00:36:36,402
‫- بدجوری از اینجا می‌ترسه.
‫- نه.

640
00:36:37,403 --> 00:36:39,405
‫- واسه چی یهو می‌گی «نه»؟
‫- نه.

641
00:36:39,488 --> 00:36:41,741
‫تقریبا از همه قدیمی‌تره.

642
00:36:41,824 --> 00:36:43,451
‫بچه‌اش همین‌جا بزرگ شده.

643
00:36:43,534 --> 00:36:44,744
‫ممکنه تله باشه.

644
00:36:44,827 --> 00:36:47,288
‫شاید هم بابایی باشه
‫که می‌ترسه بلایی سر خانواده‌اش بیاد.

645
00:36:47,371 --> 00:36:49,957
‫شرمنده، ولی الان زیاد...

646
00:36:50,041 --> 00:36:51,667
‫به مفهوم خانواده اعتقاد ندارم.

647
00:36:51,751 --> 00:36:55,171
‫نه. خیال کردی کار من
‫با خانواده راحت بود؟

648
00:36:56,005 --> 00:36:58,090
‫حفظ زندگی مشترکم راحت بود؟

649
00:36:58,174 --> 00:37:01,093
‫خودت همه این‌ها رو تجربه می‌کنی.

650
00:37:03,596 --> 00:37:05,389
‫فرصت این حرف‌ها رو نداریم.

651
00:37:06,098 --> 00:37:08,559
‫تروی هفت ساعت دیگه می‌رسه
‫و بعدش من می‌میرم.

652
00:37:08,643 --> 00:37:10,603
‫امشب باید چندین کیلومتر
‫مسیر جنگلی رو طی کنیم.

653
00:37:10,686 --> 00:37:14,106
‫اگه قبل از دو صبح بریم،
‫فرصت بیشتری داریم...

654
00:37:14,190 --> 00:37:16,067
‫و احتمال بو رفتنمون کاهش می‌یابه.

655
00:37:16,651 --> 00:37:18,569
‫یادت باشه، من مافوقت هستم.

656
00:37:20,529 --> 00:37:23,282
‫بهت خبر دادن لو رفتم.
‫تو دیگه بازنشسته شدی.

657
00:37:23,366 --> 00:37:25,076
‫خودم بلدم از پس تروی بربیام.

658
00:37:25,159 --> 00:37:26,619
‫جای بمبه رو بلدم،

659
00:37:26,702 --> 00:37:28,955
‫پس یا طبق برنامه من پیش برو
‫یا سد راهم نشو.

660
00:37:50,434 --> 00:37:52,186
‫گمون کنم یکی از کشاورزان
‫باهاش تصادف کرده.

661
00:37:52,728 --> 00:37:54,897
‫تو شاخش رو بگیر،
‫من پاش رو می‌گیرم.

662
00:38:09,870 --> 00:38:11,247
‫می‌تونستی لای بوته‌ها قایم بشی دیگه.

663
00:38:13,040 --> 00:38:15,209
‫من که نمی‌دونستم کی می‌خواد ببردش.

664
00:38:15,293 --> 00:38:18,004
‫شاید هفتاد کیلو از خودم سنگین‌تر می‌بود.

665
00:38:18,963 --> 00:38:21,132
‫قرار بود غافلگیرشون کنیم.

666
00:38:21,215 --> 00:38:22,967
‫بیا، خودت رو تمیز کن
‫و لباست رو عوض کن.

667
00:38:23,759 --> 00:38:25,594
‫باید اجسادشون رو بار بزنیم
‫و گاوه رو جابه‌جا کنیم.

668
00:38:25,678 --> 00:38:27,513
‫عه، واقعا؟ خیال می‌کردم
‫باید همین‌جا ولشون کنیم.

669
00:38:27,513 --> 00:38:28,639
‫چی؟

670
00:38:29,598 --> 00:38:30,433
‫هیچی.

671
00:38:32,226 --> 00:38:35,104
‫بی‌سیمتون در حین دعوا افتاد
‫و دوربینتون شکست.

672
00:38:35,104 --> 00:38:37,815
‫خوشم نمیاد باقی کارها رو
‫بی‌اطلاع پیش ببرین.

673
00:38:37,898 --> 00:38:41,027
‫من که نمی‌تونه همه‌جای پایگاه
‫گوشی دستم بگیرم.

674
00:38:41,110 --> 00:38:43,070
‫بعدا باهات صحبت می‌کنم، خب؟

675
00:38:43,863 --> 00:38:44,697
‫آروم‌تر برو.

676
00:38:44,780 --> 00:38:47,074
‫- بهتر بود خودم می‌روندم.
‫- عه، واقعا؟

677
00:38:47,158 --> 00:38:49,493
‫لازمه جریان هاپوی خانم برنستین رو
‫یادآوری کنم؟

678
00:38:51,037 --> 00:38:52,371
‫شاید اگه به من هم عین بورو...

679
00:38:52,455 --> 00:38:56,000
‫رانندگی یاد می‌دادی،
‫با راسکو تصادف نمی‌کردم.

680
00:38:56,083 --> 00:38:59,128
‫پدرش رو کشته بودم،
‫واسه همین عذاب وجدان داشتم.

681
00:38:59,211 --> 00:39:00,671
‫بابای بورو رو تو کشتی؟

682
00:39:01,255 --> 00:39:03,382
‫روان چندتا بچه رو نابود کردی؟

683
00:39:06,052 --> 00:39:07,261
‫تروی برگشته.

684
00:39:07,345 --> 00:39:09,555
‫تندتر برو.
‫معطل کردنش فکر خوبی نیست.

685
00:39:09,638 --> 00:39:11,098
‫خب، حالا که بحثش پیش اومد،

686
00:39:11,182 --> 00:39:13,559
‫با خودت چی خیال کردی
‫که با بورو رابطه داشتی؟

687
00:39:13,642 --> 00:39:16,395
‫چی؟ من با اون چندش رابطه نکردم.

688
00:39:16,479 --> 00:39:17,480
‫خوبه.

689
00:39:17,897 --> 00:39:20,149
‫خب، خودت که می‌دونی
‫زیاد از کارتر خوشم نمیاد،

690
00:39:20,900 --> 00:39:22,401
‫ولی اگه رابطه‌تون داره جدی می‌شه،

691
00:39:23,652 --> 00:39:27,448
‫بهتره اول ازدواج کنین... بعدش...

692
00:39:27,948 --> 00:39:28,949
‫چیکار کنیم؟

693
00:39:29,492 --> 00:39:30,451
‫هیچی.

694
00:39:30,451 --> 00:39:31,577
‫وای خدایا، ۲۸ سالمه‌ها.

695
00:39:31,660 --> 00:39:34,622
‫خیلی‌خب، سنتی‌ام دیگه.
‫وقتی خودم ازدواج کردم،

696
00:39:34,705 --> 00:39:36,624
‫حس خاصی داشتم که مادرت
‫فقط با خودم بوده.

697
00:39:41,212 --> 00:39:43,214
‫پونزده ساله طلاق گرفتین.
‫خیال می‌کردی چی می‌شه؟

698
00:39:43,214 --> 00:39:44,924
‫اون داناتلوی عوضی رو می‌گی؟

699
00:39:45,007 --> 00:39:45,925
‫آره.

700
00:39:46,008 --> 00:39:48,552
‫خیر سرت دخترمی.
‫باید این مسائل رو بهم بگی.

701
00:39:48,636 --> 00:39:49,470
‫چی بگم؟

702
00:39:49,553 --> 00:39:52,723
‫بگم یه حسابدار ایتالیایی
‫داره نیازهای مامان رو برطرف می‌کنه؟

703
00:39:55,768 --> 00:39:57,311
‫اصلا واسه چی از اون بدبخت خوشش میاد؟

704
00:39:57,395 --> 00:39:59,480
‫شاید از این که واقعا پیششه خوشش میاد.

705
00:40:02,024 --> 00:40:03,776
‫خب، تو که می‌دونی من واسه چی پیشش نبودم.

706
00:40:06,529 --> 00:40:09,031
‫واسه چی کل زنان زندگیم
‫مردان مزخرفی رو انتخاب می‌کنن؟

707
00:40:09,115 --> 00:40:10,449
‫کارتر خیلی مهربونه.

708
00:40:10,533 --> 00:40:12,451
‫خیلی متشخص...

709
00:40:14,912 --> 00:40:16,080
‫و قابل اعتماده.

710
00:40:16,163 --> 00:40:17,039
‫دانی هم همین‌طور.

711
00:40:17,123 --> 00:40:19,583
‫وای، یعنی چرا من و مامان
‫جذب چنین مردانی می‌شیم؟

712
00:40:21,836 --> 00:40:24,255
‫- خیلی‌خب، حالا چیکار کنیم؟
‫- باهاش کنار بیا.

713
00:40:24,338 --> 00:40:25,423
‫مامان از طرف خوشش میاد.

714
00:40:25,506 --> 00:40:27,007
‫نه بابا، اجسادشون رو می‌گم.

715
00:40:27,716 --> 00:40:29,802
‫می‌خوای طبق برنامه‌ات پیش بریم؟
‫پس بگو چیکار کنیم دیگه.

716
00:40:29,885 --> 00:40:33,013
‫باشه. می‌اندازیمشون اون پشت
‫و تو شالیزار ولشون می‌کنیم.

717
00:40:33,097 --> 00:40:35,182
‫الان فصل شالی نیست.
‫کسی این وقت سال اونجا نمی‌ره.

718
00:40:36,851 --> 00:40:39,061
‫بیشتر طول می‌کشه.
‫بارون از سرعتمون می‌کاهه.

719
00:40:39,145 --> 00:40:40,146
‫ببین.

720
00:40:40,187 --> 00:40:41,564
‫ببخشید که بد صحبت کردم.

721
00:40:42,148 --> 00:40:44,400
‫بابا، برام مهم هم نیست.

722
00:40:50,156 --> 00:40:52,867
‫بمبه تو این زمین شمالیه
‫که از باقی مناطق پایگاه جداست.

723
00:40:52,867 --> 00:40:54,869
‫بمبه تو این زمین شمالیه
‫که از باقی مناطق پایگاه جداست.

724
00:40:54,952 --> 00:40:57,872
‫بهترین راه ورودیش همین زمینه.
‫اصلا معلوم نمی‌شیم.

725
00:40:57,955 --> 00:41:00,166
‫- سازه‌اش چطوره؟
‫- پناهگاه فولادیه.

726
00:41:00,249 --> 00:41:05,171
‫چهار نگهبان در چهار جهت جغرافیایی داره
‫و پنج ساعت یه بار جاشون رو عوض می‌کنن.

727
00:41:05,254 --> 00:41:07,047
‫همه‌شون کلاشینکف و ام‌پی۷ دارن.

728
00:41:07,131 --> 00:41:08,799
‫ولی من هم دارم...

729
00:41:09,300 --> 00:41:10,885
‫و تیراندازیشون در حد من نیست.

730
00:41:12,219 --> 00:41:13,762
‫نمی‌دونن این دست منه.

731
00:41:14,221 --> 00:41:16,348
‫یعنی جاکومو به خاطر دزدی تو کشته شد؟

732
00:41:17,600 --> 00:41:18,601
‫ظاهرا همین‌طوره.

733
00:41:19,935 --> 00:41:22,730
‫چیه؟ جاکومو تو فروش سلاح‌های غیرقانونی
‫به بورو کمک می‌کرد.

734
00:41:26,442 --> 00:41:28,819
‫- این چیه؟
‫- تفنگ خانمانه «چارتر آرمز»ه.

735
00:41:28,903 --> 00:41:31,906
‫کوچکه، راحت تونستم موقع ورودم
‫با خودم بیارمش.

736
00:41:33,657 --> 00:41:35,159
‫خب، به نظرم بهتره تفنگ خودکار دست من باشه.

737
00:41:35,242 --> 00:41:37,077
‫من شاگرد اول کلاس تیراندازیمون بودم.

738
00:41:37,161 --> 00:41:40,539
‫من هم بودم. اصلا از کجا معلوم
‫اون موقع خواب نباشی؟

739
00:41:40,623 --> 00:41:42,625
‫مگه من این‌جوری تربیتت کرده بودم؟

740
00:41:42,750 --> 00:41:44,418
‫این‌قدر به وسایلم دست نزن. وای خدایا.

741
00:41:44,502 --> 00:41:46,003
‫قبل از اومدن بابات
‫وسایلت رو مرتب کن.

742
00:41:46,003 --> 00:41:48,214
‫من که خبر نداشتم
‫قراره بیای اینجا، یادت رفته؟

743
00:41:48,881 --> 00:41:50,925
‫نیم‌ساعت دیگه فرود میاد.

744
00:41:51,008 --> 00:41:52,760
‫می‌شه لطفا حواسمون به کارمون باشه؟

745
00:41:52,843 --> 00:41:53,677
‫باشه، خوشحال می‌شم.

746
00:41:53,761 --> 00:41:54,303
‫خوبه، آخه باید.

747
00:42:02,102 --> 00:42:04,355
‫اصلا نمی‌دونستم این‌قدر ازم متنفری.

748
00:42:09,109 --> 00:42:10,528
‫من ازت متنفر نیستم،

749
00:42:11,111 --> 00:42:13,447
‫ولی حالا که فهمیدم شکم...

750
00:42:13,531 --> 00:42:16,200
‫از اولش درست بود،
‫کاملا حق دارم عصبانی باشم.

751
00:42:16,283 --> 00:42:18,118
‫شک داشتی من مأمورم؟

752
00:42:18,202 --> 00:42:21,914
‫نه، شک داشتم طلاق تو و مامان
‫کاملا تقصیر خودت بوده.

753
00:42:21,997 --> 00:42:24,375
‫ولی عزیز دلم، الان که فهمیدی
‫واسه چی اون همه خونه نبودم.

754
00:42:24,458 --> 00:42:28,170
‫سعی می‌کردم خودم رو قانع کنم
‫که «بابا باید واسه کارش سفر کنه».

755
00:42:28,254 --> 00:42:29,922
‫«مشغول کسب‌وکار خرده.»

756
00:42:30,005 --> 00:42:33,342
‫«معلومه اصلا کارش رو بلد نیست،
‫ولی بالاخره...»

757
00:42:35,553 --> 00:42:36,971
‫«داره تمام تلاشش رو می‌کنه.»

758
00:42:39,682 --> 00:42:41,767
‫می‌خواستم التماست کنم
‫اون شرکت رو بفروشی...

759
00:42:42,726 --> 00:42:43,852
‫و خونه باشی.

760
00:42:45,938 --> 00:42:49,608
‫ولی وضع خانواده‌مون با غم دائمی مامان
‫همون‌جوریش خیلی خراب بود.

761
00:42:50,859 --> 00:42:51,902
‫غمگین بود؟

762
00:42:53,529 --> 00:42:56,448
‫- خیال می‌کردم عصبانی بود.
‫- می‌تونستی کار دفتری بگیری.

763
00:42:56,532 --> 00:42:58,534
‫می‌تونستی تو بخش تحلیلی،
‫لجستیک یا آموزشی کار کنی.

764
00:42:59,785 --> 00:43:02,580
‫می‌تونستی خونه باشی.
‫ولی نه‌خیر، کار دفتری نمی‌خواستی،

765
00:43:02,663 --> 00:43:05,791
‫می‌خواستی سراسر دنیا بچرخی
‫و پرونده‌های خفن و جذاب رو حل کنی.

766
00:43:05,874 --> 00:43:08,168
‫- این‌طور نیست.
‫- چرا، هست. می‌دونی از کجا می‌دونم؟

767
00:43:08,252 --> 00:43:10,379
‫آخه خودم هم از حل پرونده‌های
‫خفن و جذاب خوشم میاد.

768
00:43:10,462 --> 00:43:12,047
‫فرقش اینه که من خانواده ندارم.

769
00:43:13,257 --> 00:43:16,218
‫تمام تلاشم رو کردم
‫که دلت بخواد پیشمون بمونی.

770
00:43:16,302 --> 00:43:18,387
‫ورزش کردم، ویولن نواختم...

771
00:43:18,887 --> 00:43:20,681
‫تو مسابقات ریاضی شرکت کردم.

772
00:43:20,764 --> 00:43:24,101
‫ولی تو همه اون کارها رو دوست داشتی
‫و خیلی ماهر بودی.

773
00:43:24,184 --> 00:43:26,145
‫ماهر نبودم. بی‌نقص بودم.

774
00:43:26,228 --> 00:43:28,022
‫خیال می‌کردم اگه همه کارهام رو
‫درست انجام بدم،

775
00:43:28,105 --> 00:43:30,566
‫بدون احتساب مشکلاتت با مامان،

776
00:43:32,067 --> 00:43:33,777
‫چطور می‌تونی بچه بی‌نقصی رو ول کنی؟

777
00:43:37,406 --> 00:43:40,951
‫الان هم که بزرگ شدم،
‫همچنان وانمود می‌کنم بی‌نقصم،

778
00:43:41,035 --> 00:43:44,538
‫آخه دیگه عادت کردم.

779
00:43:44,622 --> 00:43:46,415
‫ولی می‌دونی چیه؟ حرف نداره.

780
00:43:46,498 --> 00:43:47,833
‫خیلی خوشحالم که شغلم رو فهمیدی،

781
00:43:47,916 --> 00:43:50,377
‫آخه شاید دیگه مجبور نباشم
‫جلوت فیلم بازی کنم.

782
00:43:51,712 --> 00:43:52,254
‫عزیز دلم...

783
00:43:52,296 --> 00:43:53,964
‫نه. باید خودمون رو
‫سریعا به چمدونه برسونیم.

784
00:43:54,048 --> 00:43:56,383
‫بورو بیدار می‌شه،
‫دنبال تروی می‌گرده...

785
00:43:56,467 --> 00:43:58,677
‫و خیلی زود می‌فهمه چه خبر شده.

786
00:43:58,761 --> 00:44:00,554
‫فین هاس، بیا بیرون!

787
00:44:01,930 --> 00:44:05,434
‫- به نظرت چی شده؟
‫- بورو فهمیده چه خبر شده.

788
00:44:11,106 --> 00:44:12,191
‫دیشب کجا بودی؟

789
00:44:12,274 --> 00:44:15,694
‫تروی پیشنهادی میلیونی واسه سلاحمون
‫دریافت کرده بود، ولی الان گم شده.

790
00:44:15,778 --> 00:44:17,029
‫تروی دیگه کدوم خریه؟

791
00:44:17,112 --> 00:44:18,322
‫من اهل بازی‌ام.

792
00:44:18,405 --> 00:44:19,782
‫به نظرت اگه خودمون
‫تا حالا تقلب نکرده باشیم...

793
00:44:19,782 --> 00:44:23,035
‫و یهو با ورود بازیکن جدیدی
‫از پول روی میز کاسته بشه،

794
00:44:23,118 --> 00:44:24,244
‫به کی شک می‌کنیم؟

795
00:44:24,286 --> 00:44:26,538
‫معمولا به کسی که بیشتر
‫حرف می‌زنه شک می‌کنن.

796
00:44:27,039 --> 00:44:28,415
‫تو هم الان خیلی حراف شدی.

797
00:44:28,499 --> 00:44:30,209
‫خودم دیدم با همدیگه از جنگل بیرون اومدین.

798
00:44:31,543 --> 00:44:33,295
‫به نصیحتت راجع به دنی گوش دادم.

799
00:44:33,796 --> 00:44:35,547
‫خیلی وحشیه.

800
00:44:35,631 --> 00:44:37,466
‫واسه همین رفته بودیم جنگل.

801
00:44:48,644 --> 00:44:51,814
‫شاید مردم به خاطر بالا اومدن آب...

802
00:44:51,897 --> 00:44:53,148
‫این‌وقت سال سمت شالیزار نمی‌رن.

803
00:44:55,401 --> 00:44:56,485
‫گمون کنم درست می‌گی.

804
00:44:56,610 --> 00:44:57,611
‫برین کنار. برین کنار.

805
00:45:06,328 --> 00:45:09,164
‫زخم گردن مارکوس...

806
00:45:09,957 --> 00:45:11,041
‫عمودیه؟

807
00:45:13,001 --> 00:45:14,336
‫فین!

808
00:45:15,129 --> 00:45:17,589
‫بری، باید همین الان از فرودگاه نجاتمون بدن.

809
00:45:17,673 --> 00:45:19,383
‫برین! پیداشون کنین!

810
00:45:19,466 --> 00:45:21,385
‫نباید از این پایگاه خارج بشن!

811
00:45:21,885 --> 00:45:24,221
‫پیداش کن و بیارش پیش من. برو!

812
00:45:24,304 --> 00:45:26,265
‫نباید از این پایگاه خارج بشن!

813
00:45:36,483 --> 00:45:39,570
‫نه. قبل از این که بریم سراغ تروی،
‫زیر درش یادداشت انداخته بودم.

814
00:45:43,157 --> 00:45:45,743
‫- اگه به بورو وفادار باشه چی؟
‫- در اون صورت تا الان ما رو کشته بود.

815
00:45:45,784 --> 00:45:47,119
‫نباید باهامون بیان.

816
00:45:47,202 --> 00:45:48,287
‫ما طرف بورو نیستیم.

817
00:45:49,288 --> 00:45:51,165
‫دارن نزدیک می‌شن.
‫باید همین الان بریم.

818
00:45:51,206 --> 00:45:53,834
‫دیگه دنبال جلب رضایتت نیستم.

819
00:45:56,044 --> 00:45:57,129
‫تفنگم همراهم نیست.

820
00:45:57,629 --> 00:45:59,381
‫- باید تن‌به‌تن مبارزه کنم.
‫- نه.

821
00:46:02,384 --> 00:46:05,012
‫بری، احتمالا هفت هشت گوشی همراه...

822
00:46:05,095 --> 00:46:06,889
‫تو فاصله چهل و پنج متری ما باشه.

823
00:46:06,972 --> 00:46:09,975
‫ضعیف‌ترین آنتن مال گوشی متصل به بمبه است...

824
00:46:10,058 --> 00:46:11,852
‫که زیر سقفی فولادی قرار داره.

825
00:46:11,935 --> 00:46:14,062
‫شمارش معکوس جعلی راه بنداز.

826
00:46:14,146 --> 00:46:15,314
‫رو چشمم.

827
00:46:15,397 --> 00:46:16,398
‫چیکار می‌کنی؟

828
00:46:16,982 --> 00:46:18,066
‫دو گاو نر...

829
00:46:18,150 --> 00:46:21,779
‫نوک تپه وایستادن و دارن
‫به کلی گاو ماده خوشگل نگاه می‌کنن.

830
00:46:22,362 --> 00:46:23,572
‫گاو جوان‌تر به گاو مسن‌تر می‌گه:

831
00:46:23,614 --> 00:46:24,907
‫«واسه چی ندویم پایین
‫که با یکیشون صحبت کنیم؟»

832
00:46:24,907 --> 00:46:26,492
‫«واسه چی ندویم پایین
‫که با یکیشون صحبت کنیم؟»

833
00:46:26,992 --> 00:46:28,160
‫گاو مسن‌تر می‌گه:

834
00:46:29,036 --> 00:46:31,705
‫«واسه چی آروم نریم پایین
‫که با همه‌شون صحبت کنیم؟»

835
00:46:32,456 --> 00:46:33,582
‫می‌دونی درس این داستان چیه؟

836
00:46:33,665 --> 00:46:35,709
‫درسش عجله نکردنه.

837
00:46:36,335 --> 00:46:37,961
‫ظاهرا درسش گاوهای ماده است.

838
00:47:10,285 --> 00:47:11,286
‫بیا بریم دیگه.

839
00:47:26,009 --> 00:47:28,470
‫پیدامون کردن. سرتون رو پایین بگیرین.

840
00:47:32,099 --> 00:47:34,601
‫- اِما.
‫- چیزیم نیست. بزنش دیگه.

841
00:47:36,353 --> 00:47:38,313
‫خیلی دست‌انداز داره.
‫نمی‌تونم هدف بگیرم.

842
00:47:38,313 --> 00:47:39,731
‫اون‌ها که تونستن من رو بزنن.

843
00:48:04,673 --> 00:48:08,927
‫با اون دستش ویولن می‌زد.

844
00:48:13,390 --> 00:48:14,391
‫چیه؟

845
00:48:17,144 --> 00:48:18,478
‫ویل درک می‌کنه.

846
00:48:34,578 --> 00:48:35,787
‫کدوم گوری‌ان؟

847
00:48:36,622 --> 00:48:37,706
‫الان به بری زنگ می‌زنم.

848
00:48:38,373 --> 00:48:39,666
‫کارش خیلی زشته.

849
00:48:53,597 --> 00:48:56,433
‫جهت اطلاعت بگم
‫که حالم از مخلوط‌کنه به هم خورده بود.
