﻿1
00:00:09,551 --> 00:00:14,305
‫تام ولینگ، برندن روث
‫هنری کویل، تایلر هوکلین.

2
00:00:15,390 --> 00:00:17,851
‫خیلی‌خب، حالا از بهترین به بدترین.

3
00:00:18,435 --> 00:00:20,562
‫کریستوفر ریو، تام ویلینگ

4
00:00:20,645 --> 00:00:22,313
‫برگشتم، ببخشید که دیر کردم.

5
00:00:22,397 --> 00:00:23,231
‫کجای کار بودیم؟

6
00:00:23,314 --> 00:00:24,899
‫دیگه نمی‌خوام سؤال و جواب مجله‌ای داشته باشیم.

7
00:00:24,899 --> 00:00:27,027
‫بی‌خیال، فقط چندتا سؤال دیگه.

8
00:00:28,403 --> 00:00:30,363
‫چرا کمر همت بستی که حواسم رو پرت کنی؟

9
00:00:30,447 --> 00:00:34,743
‫خب، یه مشکل کوچیک در مورد دین بزرگ داریم.

10
00:00:35,535 --> 00:00:38,163
‫دقیقاً مشکل قلبی‌ات چقدر بده؟

11
00:00:39,039 --> 00:00:41,708
‫اِما و من باید رآکتور هسته‌ای مینیاتوری رو پیدا کنیم.

12
00:00:41,791 --> 00:00:43,960
‫آلدن، رو، شما دین رو پیدا کنید

13
00:00:44,044 --> 00:00:46,588
‫برگردین زندان و جاش رو با بری عوض کنید.

14
00:00:53,344 --> 00:00:54,345
‫سروان برنر؟

15
00:00:54,387 --> 00:00:55,388
‫- بله.
‫- آره

16
00:00:55,764 --> 00:00:59,184
‫وزارت دفاع خیلی سریع
‫رد نشان هسته‌ای رآکتور رو پیدا کرده

17
00:00:59,267 --> 00:01:01,478
‫۲۰ کیلومتری شرق محل شما رو نشون داده.

18
00:01:01,978 --> 00:01:03,855
‫- الان مختصات رو می‌فرستم.
‫- دریافت شد

19
00:01:03,938 --> 00:01:05,398
‫محوطهٔ جستوجو اینجاست.

20
00:01:05,440 --> 00:01:08,568
‫کارت شناسایی نداره،
‫پس سمت فرودگاه نمیره.

21
00:01:08,651 --> 00:01:11,988
‫بندر هم نمیره، واسه این‌که قاچاقی
‫سوار کشتی بشه هم پول لازم داره.

22
00:01:12,072 --> 00:01:15,700
‫محاله اونی که انگشتم رو داغون کرد رو تا طلوع آفتاب پیدا کنیم.

23
00:01:15,784 --> 00:01:17,410
‫زنگ بزن سرویس امنیت ملی بیاد دیگه.

24
00:01:17,494 --> 00:01:18,912
‫واقعاً می‌خوای به دولت یونان اطلاع بدیم

25
00:01:18,912 --> 00:01:20,663
‫که یه رآکتور هسته‌ای به کشورشون قاچاق کردیم؟

26
00:01:20,663 --> 00:01:22,207
‫فقط از اون می‌ترسی.

27
00:01:22,290 --> 00:01:26,252
‫از اول تا آخر آهنگ فیلم «ماما میا» رو
‫توی پیغام صوتی برام خونده بود.

28
00:01:26,336 --> 00:01:27,837
‫پخشش می‌کنم برات. ۵۷ دقیقه‌ست.

29
00:01:27,921 --> 00:01:30,924
‫عاشق زن‌های دیوونه‌ام.
‫میشه شماره‌ام رو بهش بدی؟

30
00:01:31,007 --> 00:01:33,009
‫بندر رو خوب گفتی.
‫من دریا زده میشم.

31
00:01:33,093 --> 00:01:34,094
‫هی!

32
00:01:34,803 --> 00:01:35,804
‫عروسکه بابا!

33
00:01:37,347 --> 00:01:38,598
‫فکر کردیم خرده شیشه نداری، دین

34
00:01:38,640 --> 00:01:41,309
‫ندارم خب. فقط می‌دونستم که
‫قراره دوباره برگردم زندان.

35
00:01:41,392 --> 00:01:42,894
‫محاله که بری رو تو خطر بندازین

36
00:01:42,977 --> 00:01:46,147
‫منم جلسه رو ترتیب دادم از قبل،
‫پس خودتون دیگه از پسش بر میومدین، واسه همین رفتم.

37
00:01:47,023 --> 00:01:50,151
‫بعد به ذهنم اومد که...
‫این چه‌جور زندگی‌ای واسه خونواده‌ام میشه؟

38
00:01:50,235 --> 00:01:53,905
‫که از دست سرویس امنیت ملی، و اینترپل و سی‌آی‌ای فرار کنم؟

39
00:01:53,988 --> 00:01:57,742
‫بهتره که برگردم و حبسم رو بگذرونم
‫تا پسرم تا آخر عمرش مجبور باشه فرار کنه.

40
00:01:57,826 --> 00:01:59,536
‫هر چیزی که بخوام تو زندان گیرم میاد.

41
00:01:59,619 --> 00:02:01,371
‫ولی عجیبه تنها چیزی که نمی‌تونم گیر بیارم

42
00:02:01,454 --> 00:02:04,707
‫یه عروسک خرسیه که صداش در بیاد

43
00:02:06,543 --> 00:02:09,129
‫اگه تونستید اینو بدین به پسرم.

44
00:02:10,213 --> 00:02:11,214
‫با کمال میل.

45
00:02:11,297 --> 00:02:14,217
‫حس دل‌سوزی‌ام واسه تو با انگشتم از دست رفت.

46
00:02:14,717 --> 00:02:16,803
‫حالا یالا، باید برگردی ترکیه، احمق خان.

47
00:02:16,886 --> 00:02:18,179
‫یه مقاله‌ای خوندم که یه دکتره

48
00:02:18,221 --> 00:02:20,765
‫انگشت یکی رو روی دستش مجدد رشد داده بود.

49
00:02:20,849 --> 00:02:23,101
‫- شاید بتونه انگشتت رو...
‫- می‌کشمش

50
00:02:24,102 --> 00:02:26,104
‫خبر خوب، دین رو پیدا کردن.

51
00:02:26,187 --> 00:02:27,188
‫تو راهن.

52
00:02:30,817 --> 00:02:34,362
‫بهتره عجله کنن، چون سرشماری شروع شده.

53
00:02:35,530 --> 00:02:37,407
‫اونجاست، آخر خیابون.

54
00:02:37,490 --> 00:02:38,867
‫تینا، اطلاعات چی گفته؟

55
00:02:38,950 --> 00:02:40,743
‫آدرسش  و همه موارد مشکوک رو داره

56
00:02:40,827 --> 00:02:43,454
‫از ماشین‌های دزدی گرفته تا سلاح و آدمای دزدی.

57
00:02:43,538 --> 00:02:45,081
‫خلاصه که اوضاع خراب میشه.

58
00:02:45,165 --> 00:02:47,000
‫- مراقب باشید.
‫- پشتیبانی تو راهه.

59
00:02:47,083 --> 00:02:48,626
‫فقط اول باید ماشین رو بدزدیدم.

60
00:02:48,710 --> 00:02:50,128
‫جلسهٔ بورو نیم ساعت دیگه‌ست.

61
00:02:50,211 --> 00:02:50,253
‫- باید همین الان بریم داخل.
‫- دریافت شد.

62
00:02:50,253 --> 00:02:50,837
‫- باید همین الان بریم داخل.
‫- دریافت شد.

63
00:02:50,920 --> 00:02:52,505
‫اِما، مراقب باش.

64
00:02:52,589 --> 00:02:53,882
‫ردیفم.

65
00:02:53,965 --> 00:02:55,925
‫انگاری حسابی نگران امنیت دخترمی.

66
00:02:56,009 --> 00:02:57,010
‫چی؟

67
00:02:57,427 --> 00:02:59,345
‫صدا میاد؟‌ قطع و وصل میشه.

68
00:02:59,429 --> 00:03:01,806
‫همه اونجا مسلح هستن.
‫اول میرم.

69
00:03:01,890 --> 00:03:03,808
‫تو حواست به پشت و راست باشه

70
00:03:03,892 --> 00:03:05,560
‫و من به جلو و چپ.

71
00:03:05,643 --> 00:03:06,644
‫ولی مراقب باش.

72
00:03:06,728 --> 00:03:08,521
‫اونموقع که توی برنامه استعداد یابی پدر و دختری

73
00:03:08,605 --> 00:03:10,023
‫ «پیک‌نیک تدی خرسه» رو خوندیم یادته؟

74
00:03:10,106 --> 00:03:11,941
‫- آره.
‫- اون از این سخت‌تر بود.

75
00:03:14,319 --> 00:03:15,695
‫بریم بابا.

76
00:03:21,117 --> 00:03:22,827
‫شاید کامپیوتره.

77
00:03:23,578 --> 00:03:25,580
‫یا یه تیکه از موشکی چیزی.

78
00:03:30,001 --> 00:03:31,753
‫وای 

79
00:04:35,316 --> 00:04:37,568
‫- خوبی؟
‫- صحیح و سلامتم

80
00:04:38,361 --> 00:04:39,696
‫مثل این.

81
00:04:41,239 --> 00:04:44,075
‫آلدن، محموله تو دستمونه.
‫میایم دنبالت واسه جلسه.

82
00:04:44,659 --> 00:04:49,080
‫فکر نکنم این نقشه که آلدن خودش رو
‫جای راننده شخصی دین جا بزنه جواب بده.

83
00:04:49,664 --> 00:04:50,915
‫یعنی خب، بورو رو اون‌قدری می‌شناسم

84
00:04:50,957 --> 00:04:54,919
‫که می‌دونم اگه یکی مثل زک گالیفیناکیس نیاد اونجا

85
00:04:55,003 --> 00:04:56,421
‫گازش رو می‌گیره میره.

86
00:04:56,504 --> 00:04:57,338
‫باید بهش ثابت کنیم

87
00:04:57,422 --> 00:04:59,215
‫که دین بزرگ اونجاست.

88
00:05:01,509 --> 00:05:02,510
‫آهای

89
00:05:10,977 --> 00:05:13,354
‫شبیه یکی هستی که می‌شناسمت.

90
00:05:15,690 --> 00:05:16,733
‫خیلی‌خب.

91
00:05:18,151 --> 00:05:20,611
‫دست بجنبون، چون اگه یه مو از سر بری کم بشه

92
00:05:20,695 --> 00:05:23,614
‫تو رو به یه زندان ترکی بدتر منتقل می‌کنم.

93
00:05:23,698 --> 00:05:25,783
‫زندانی که پنجره نداره و فقط
‫شبکهٔ شوتایم رو نشون میدن.

94
00:05:25,867 --> 00:05:26,868
‫مفهومه.

95
00:05:27,535 --> 00:05:30,621
‫ولی اولش... می‌خوام اینو داشته باشی.

96
00:05:30,705 --> 00:05:32,790
‫توی فروشگاهی که عروسکه رو پیدا کردم خریدم.

97
00:05:32,832 --> 00:05:35,543
‫روی پات می‌شینه و باقی انگشتات رو تقویت می‌کنه.

98
00:05:36,753 --> 00:05:38,755
‫وای. اصلاً نمی‌دونم چی بگم.

99
00:05:40,214 --> 00:05:41,257
‫نیازی نیست بابا.

100
00:05:42,133 --> 00:05:43,551
‫مسخره‌ام کردی؟

101
00:05:43,634 --> 00:05:46,637
‫فکر کردی با همچین آشغال پلاستیکی‌ای قراره ببخشمت؟

102
00:05:46,721 --> 00:05:47,889
‫برو تو دریچه.

103
00:05:48,598 --> 00:05:50,933
‫می‌دونی، سری بعد که بخوام برات
‫هدیه بخرم، قبلش حسابی شک می‌کنم.

104
00:05:51,017 --> 00:05:52,101
‫تنت  رو بنداز تو دریچه.

105
00:06:04,322 --> 00:06:05,656
‫آروم باش.

106
00:06:08,701 --> 00:06:10,286
‫آقای پولونیا.

107
00:06:11,204 --> 00:06:13,081
‫- چه به موقع اومدی.
‫- تو دیگه کدوم خری هستی؟

108
00:06:13,164 --> 00:06:14,707
‫جانشین رفیق‌مون، دین

109
00:06:14,791 --> 00:06:16,584
‫مریض شده هنوز جواب آزمایشاش نیومده.

110
00:06:16,667 --> 00:06:19,170
‫واسه سلامت خودش و خودتون فاصله گرفته.

111
00:06:19,253 --> 00:06:22,048
‫اگه مهم‌ترین مشتری‌اش رو مریض کنه آبروش میره.

112
00:06:22,131 --> 00:06:23,466
‫تا حالا ندیده بودم دین این‌قدر برنزه بشه

113
00:06:23,549 --> 00:06:25,218
‫از دست سواحل یونان

114
00:06:26,469 --> 00:06:28,930
‫دین بزرگ، دوست من.

115
00:06:29,013 --> 00:06:30,640
‫وقتی حالت بهتر شد

116
00:06:30,723 --> 00:06:33,684
‫چطوره که دوباره مثل قدیما مهمونی بگیریم؟

117
00:06:35,770 --> 00:06:37,021
‫تظاهر کن که داری

118
00:06:37,647 --> 00:06:38,731
‫با انگشت شلیک می‌کنی.

119
00:06:42,235 --> 00:06:44,362
‫اونا علامت جاز هستن!

120
00:06:44,987 --> 00:06:46,447
‫شلیک کن با انگشتات.

121
00:06:51,661 --> 00:06:54,288
‫دین خودمی. دیوونه.

122
00:07:11,305 --> 00:07:12,306
‫چشه؟

123
00:07:15,059 --> 00:07:18,104
‫وکس مسخرهٔ پدرزنت جلوی زخمش رو نگرفته.

124
00:07:18,187 --> 00:07:19,188
‫خونریزی داره.

125
00:07:19,772 --> 00:07:21,149
‫جعبه رو باز نکن.

126
00:07:26,571 --> 00:07:28,030
‫بابا

127
00:07:36,164 --> 00:07:37,206
‫آلدن، تو راهیم.

128
00:07:38,541 --> 00:07:41,252
‫خودم حلش می‌کنم، برید پیش بورو

129
00:07:44,672 --> 00:07:46,174
‫نمیشه زدش.

130
00:07:54,891 --> 00:07:56,476
‫بذار ببینم چی تو چنته داری، گنده بک.

131
00:08:04,066 --> 00:08:05,067
‫تینا

132
00:08:05,401 --> 00:08:06,694
‫می‌خوام بدونی..

133
00:08:10,239 --> 00:08:12,783
‫- تو که دین بزرگ نیستی.
‫- همین دیگه

134
00:08:16,329 --> 00:08:17,914
‫چرا نمیفتی عوضی؟

135
00:08:27,882 --> 00:08:30,009
‫وای نه!

136
00:08:30,092 --> 00:08:33,262
‫وای خدا. بدنش رو صورتمه.

137
00:08:36,057 --> 00:08:37,058
‫چی؟

138
00:08:44,732 --> 00:08:45,733
‫دایانا؟

139
00:08:53,324 --> 00:08:54,909
‫می‌دونستم.

140
00:08:56,661 --> 00:08:59,497
‫بزن تو ساقش.
‫باید بفهمیم خریدارها کی هستن.

141
00:09:12,510 --> 00:09:14,053
‫دیدی؟

142
00:09:14,136 --> 00:09:15,805
‫مثل همون دختره تو مراسم 

143
00:09:16,472 --> 00:09:18,266
‫بورو رو با بی‌حس کنندهٔ حیوانات زدیم

144
00:09:18,349 --> 00:09:22,395
‫جنی پپرمن دو لیوان نوشیدنی ساده خورد
‫و با موتور رفت تو دریاچه ویلو.

145
00:09:22,478 --> 00:09:23,521
‫دقیقاً

146
00:09:31,571 --> 00:09:33,239
‫«نیلوفر سفید»

147
00:09:45,793 --> 00:09:47,837
‫با مرده‌ها ور نرو، چندشه.

148
00:09:48,421 --> 00:09:49,964
‫- قصد نداشتم.
‫- آروم باش

149
00:09:50,047 --> 00:09:52,800
‫کسی که دلش واسه کنستانتین خانِ تفتیش‌گر تنگ نمیشه.

150
00:09:53,384 --> 00:09:54,802
‫زود باش این جسد رو بده اینجا.

151
00:09:54,844 --> 00:09:57,221
‫پشت دریچه نزدیک سایرس، آدمخوار زندان قایمش می‌کنم.

152
00:09:57,305 --> 00:10:00,057
‫چند تیکه ازش می‌کنیم که بفروشیم.

153
00:10:01,851 --> 00:10:03,185
‫شوخی می‌کنم.

154
00:10:04,562 --> 00:10:07,565
‫ولی باید اون گنده‌بک رو توی این سوراخ کوچیک جا بدیم.

155
00:10:09,900 --> 00:10:10,901
‫تینا...

156
00:10:12,820 --> 00:10:14,739
‫کاملاً باهات رو راست نبودم.

157
00:10:15,239 --> 00:10:18,367
‫وقتی گفتم که چون تازه‌واردی می‌خوام
‫تحت تأثیر قرارت بدم

158
00:10:19,076 --> 00:10:20,202
‫دروغ بود.

159
00:10:20,953 --> 00:10:23,205
‫می‌خواستم تحت تأثیر قرارت بدم چون..

160
00:10:24,332 --> 00:10:25,333
‫ازت خوشم میاد.

161
00:10:25,833 --> 00:10:29,170
‫و مشکل اینه که خیلی آدم تحسین برانگیزی نیستم.

162
00:10:29,253 --> 00:10:31,172
‫من یه فلوت زن معمولی هستم

163
00:10:31,255 --> 00:10:34,050
‫که چهار بار واسه «چرخ شانس»
‫تست دادم و هیچ‌وقت قبولم نکردن.

164
00:10:34,050 --> 00:10:36,177
‫علی‌رغم اینا، تو این فکر بودم...

165
00:10:36,260 --> 00:10:38,638
‫که اگه بخوای وقتی برگشتیم...

166
00:10:40,556 --> 00:10:41,974
‫بخوای باهام بری سر قرار؟

167
00:10:43,643 --> 00:10:46,270
‫فکر می‌کردم نپرسی اصلاً.

168
00:10:47,480 --> 00:10:50,900
‫وقتی برگشتی می‌بینمت.
‫راستی بری، پت سیجک عوضیه

169
00:10:56,364 --> 00:10:58,199
‫می‌دونم امروز خیلی ترسیدی.

170
00:10:58,282 --> 00:11:00,201
‫می‌خواستم شجاع باشم، ولی می‌دونی...

171
00:11:01,202 --> 00:11:02,244
‫زندان ترکی‌ایه که دیگه.

172
00:11:02,328 --> 00:11:05,164
‫نمی‌فهمی چی داری میگم.
‫و کی شجاع‌تره؟

173
00:11:05,247 --> 00:11:07,958
‫کسی که کاری می‌کنه که ازش نمی‌ترسه

174
00:11:08,042 --> 00:11:10,336
‫کسی که علی‌رغم ترسش کار رو انجام میده؟

175
00:11:10,878 --> 00:11:12,546
‫امروز خیلی خفن بودی.

176
00:11:14,507 --> 00:11:15,716
‫بهت افتخار می‌کنم.

177
00:11:19,929 --> 00:11:20,930
‫ممنونم، لوک.

178
00:11:25,768 --> 00:11:26,769
‫این بوی چیه؟

179
00:11:28,896 --> 00:11:31,190
‫نیلوفر سفید اثر الیزابت دووری.

180
00:11:31,816 --> 00:11:33,609
‫گند می‌زنه به حس و حالمون.

181
00:11:38,781 --> 00:11:41,826
‫- زندانی در چه حاله؟
‫- رو انگشتش رو بهش نشون داد

182
00:11:41,909 --> 00:11:43,953
‫مطمئنم نقض پیمان ژنووه.

183
00:11:47,039 --> 00:11:48,082
‫- یارو گنده حسابی دهنت رو سرویس کرد.
‫- نه، نه، نه.

184
00:11:48,082 --> 00:11:49,125
‫- یارو گنده حسابی دهنت رو سرویس کرد.
‫- نه، نه، نه.

185
00:11:49,208 --> 00:11:50,793
‫شونه‌ام در رفته فقط.

186
00:11:50,876 --> 00:11:53,212
‫قبلاً همیشه وقتی فوتبال بازی می‌کردم این‌جوری میشد.

187
00:11:54,046 --> 00:11:55,172
‫باید دندون رو جیگر بذارم.

188
00:11:57,550 --> 00:11:59,218
‫بهتره روش یخ بذاری.

189
00:12:00,469 --> 00:12:02,346
‫- همین الان.
‫- چشم قربان

190
00:12:03,472 --> 00:12:04,765
‫خیلی‌خب.

191
00:12:05,266 --> 00:12:06,767
‫عالی. فکر خوبیه.

192
00:12:24,702 --> 00:12:27,204
‫باید اون مسابقهٔ استعداد یابی رو می‌بردیم.

193
00:12:27,288 --> 00:12:29,874
‫آخه ریچل دانلوپ با پدر شعبده باز مسخره‌ش؟

194
00:12:29,957 --> 00:12:32,460
‫- خیلی مسخره بود.
‫- مامانت خیلی عصبی بود.

195
00:12:32,543 --> 00:12:35,504
‫وقتی جایزه گرفتن پا شد و هو می‌کرد.

196
00:12:38,424 --> 00:12:43,053
‫قبلاً پرسیده بودی که حاضر بودم
‫یه کار اداری قبول کنم تا مادرت بمونه؟

197
00:12:43,637 --> 00:12:45,222
‫باید کار اداری رو قبول می‌کردم.

198
00:12:45,306 --> 00:12:48,017
‫باید دستشویی تمیز می‌کردم.
‫باید چال می‌کندم.

199
00:12:48,100 --> 00:12:51,979
‫باید هر کاری می‌کردم که مادرت رو نگه دارم.

200
00:12:55,232 --> 00:12:56,567
‫تو هم حاضری واسه کارتر همچین کاری رو کنی؟

201
00:12:57,401 --> 00:12:58,402
‫نیازی نیست.

202
00:12:59,862 --> 00:13:02,031
‫همون اشتباهی که تو و مامان کردین رو مرتکب نمیشم.

203
00:13:02,114 --> 00:13:03,657
‫نمی‌خوام بهش صدمه بزنم.

204
00:13:03,741 --> 00:13:07,286
‫یادته وقتی بچه بودی و اسکار رفته بود رو کولت

205
00:13:07,369 --> 00:13:10,623
‫و افتاد زد زیر گریه و جیغ و داد زد

206
00:13:10,706 --> 00:13:14,668
‫و دکتر ازم خواست که وقتی
‫داره بخیه‌ش می‌زنه نگهش دارم

207
00:13:16,462 --> 00:13:17,505
‫نمی‌تونستم.

208
00:13:17,588 --> 00:13:19,965
‫از پس فکر صدمه زدن بهش بر نمیومدم

209
00:13:20,049 --> 00:13:23,886
‫واسه همین تو ماشین نشستم وقتی مامانت جای من رفت.

210
00:13:23,969 --> 00:13:26,597
‫اسکار یه هفته بهش می‌گفت «مامان بدجنس»

211
00:13:27,181 --> 00:13:28,432
‫درد هم بخشی از عشقه.

212
00:13:28,516 --> 00:13:32,561
‫بری به‌خاطر تینا رفت زندان،
‫و تازه فقط ازش خوشش میاد.

213
00:13:32,645 --> 00:13:37,441
‫و دین برگشت زندان،
‫چون عاشق پسرشه.

214
00:13:38,192 --> 00:13:41,570
‫وقتی من و مامانت طلاق گرفتیم قلبم هزار تیکه شد.

215
00:13:42,154 --> 00:13:46,408
‫نمی‌خواست ازت طلاق بگیره.
‫فقط یه شوهری می‌خواست که پیشش باشه.

216
00:13:46,492 --> 00:13:47,868
‫و نمی‌تونستم باشم.

217
00:13:49,662 --> 00:13:50,663
‫پس...

218
00:13:52,414 --> 00:13:53,791
‫بی‌خیال ازدواجم شدم.

219
00:13:55,584 --> 00:13:56,585
‫به‌خاطر اون.

220
00:13:57,211 --> 00:14:01,006
‫و اگه کارتر رو دوست داری
‫دقیقاً همین‌کار رو می‌کنی.

221
00:14:01,090 --> 00:14:03,717
‫هر چی بیشتر کشش بدی،
‫بدتر بهش صدمه می‌زنی.

222
00:14:04,718 --> 00:14:05,970
‫فقط نظرم رو گفتم.

223
00:14:07,513 --> 00:14:08,514
‫ولی می‌دونم...

224
00:14:13,352 --> 00:14:14,603
‫تصمیمش با خودته

225
00:14:35,499 --> 00:14:36,917
‫وای

226
00:14:39,003 --> 00:14:40,629
‫- بورو به حرف نیومده هنوز؟
‫- نه

227
00:14:40,713 --> 00:14:43,382
‫ولی الان بیشتر نگران اینم که
‫چرا بهترین مأمورم

228
00:14:43,465 --> 00:14:46,135
‫فکر کرده ایدهٔ خوبیه که زن سابقش رو
‫واسه پوشش خودش بیاره.

229
00:14:46,218 --> 00:14:48,512
‫- خبر داری؟
‫- خیر سرم مدیر منطقه‌ای سی‌آی‌ای هستم

230
00:14:48,596 --> 00:14:51,390
‫قبل از این‌که به کاری فکر کنی ازش خبر دارم.

231
00:14:51,473 --> 00:14:54,685
‫و اینم می‌دونم که تالی توی
‫مدارک مری فیتنس فضولی می‌کنه.

232
00:14:54,768 --> 00:14:56,270
‫تالی می‌خواست بره سر کار

233
00:14:56,353 --> 00:14:58,188
‫منم می‌خواستم برش گردونم.

234
00:14:59,106 --> 00:15:01,233
‫واسه همین.. می‌دونم ایدهٔ هوشمندانه‌ای نیست

235
00:15:01,317 --> 00:15:02,526
‫نه، نبود.

236
00:15:02,610 --> 00:15:05,154
‫ولی انگاری خطر رفع شده.
‫دیگه سرک نمی‌کشه.

237
00:15:11,160 --> 00:15:12,786
‫خیلی مطمئن نیستم.

238
00:15:12,870 --> 00:15:14,288
‫باید صحبت کنیم.

239
00:15:22,421 --> 00:15:25,341
‫قبل از این‌که چیزی بگی...
‫بذار توضیح بدم...

240
00:15:25,424 --> 00:15:27,092
‫رومی‌ـه

241
00:15:29,345 --> 00:15:30,512
‫حالش بده.

242
00:15:39,021 --> 00:15:41,565
‫نمی‌دونم، انگاری شیمی‌درمانی بهش نساخته.

243
00:15:41,649 --> 00:15:43,734
‫خیلی زودتر از اون‌چه فکر می‌کردیم مغز استخوان می‌خواد.

244
00:15:43,817 --> 00:15:45,110
‫خیلی ناراحتم که من نمی‌تونستم اهدا کنم.

245
00:15:45,194 --> 00:15:47,905
‫- جمع‌آوری پول خیریه به کجا رسید؟
‫- با رئیس صحبت کردم

246
00:15:47,905 --> 00:15:49,490
‫هنوز جوابش رو نداده.

247
00:15:49,573 --> 00:15:53,494
‫می‌دونم که تو این موارد نگران مسئولیت و اینا هستن.

248
00:15:53,577 --> 00:15:54,954
‫یه بچه داره می‌میره.

249
00:15:55,037 --> 00:15:57,122
‫می‌دونم. گفتم واسه خواهر زادمه.

250
00:15:57,206 --> 00:15:59,541
‫التماسش کردم.
‫گفت باید با وکیل و اینا صحبت کنه

251
00:16:01,085 --> 00:16:03,504
‫ببین، اگه بخش آموزش و پرورش ازش حمایت کنه

252
00:16:03,587 --> 00:16:05,714
‫توی یه روز به ۱۰ هزار نفر میشه رسید.

253
00:16:05,798 --> 00:16:07,633
‫جون تو دارم نهایت سعی‌ام رو می‌کنم.

254
00:16:07,633 --> 00:16:09,885
‫خیلی‌خب، ببین... باید یه تماس دیگه رو جواب بدم. فقط تمومش کن.

255
00:16:09,969 --> 00:16:11,053
‫نهایت سعی‌ام رو می‌کنم.

256
00:16:11,095 --> 00:16:12,554
‫دوستت دارم...

257
00:16:13,055 --> 00:16:14,264
‫الو؟

258
00:16:17,601 --> 00:16:18,644
‫سلام، کایل

259
00:16:20,479 --> 00:16:21,480
‫من سامانتا هستم.

260
00:16:22,314 --> 00:16:23,983
‫- الان... چه‌خبره؟
‫- سلام، کایل

261
00:16:27,236 --> 00:16:28,821
‫آها، فهمیدم.

262
00:16:29,363 --> 00:16:33,742
‫تو بابا جونشی که دیگه روت نمیشه

263
00:16:33,826 --> 00:16:35,744
‫و الان دیگه دوست داری
‫بیای صحبت بقیه رو نگاه کنی؟

264
00:16:35,828 --> 00:16:37,413
‫به‌خاطر سندی یون اومدیم.

265
00:16:37,496 --> 00:16:39,581
‫همون زنه که یه بچه انداختی تو
‫شکمش و گذاشتی رفتی پی زندگیت.

266
00:16:40,541 --> 00:16:42,167
‫خیلی‌خب، در دفاع از خودم
‫باید بگم که من بجه نمیخواستم

267
00:16:42,251 --> 00:16:44,169
‫و تقصیر من نیست که خانوم بچه رو ننداخته.

268
00:16:44,253 --> 00:16:45,254
‫اون خانم نیست.

269
00:16:45,337 --> 00:16:48,215
‫عروس و مادر نوه‌امه.

270
00:16:48,298 --> 00:16:50,384
‫اسمش رومیه، و سرطان خون داره.

271
00:16:50,467 --> 00:16:52,720
‫پیوند مغز استخوان لازم داره.
‫ممکنه تطابق داشته باشی.

272
00:16:53,303 --> 00:16:57,182
‫ببین،‌ حتی اگه دروغ نگه و من بابای بچه بودم...

273
00:16:57,266 --> 00:16:58,600
‫نه، پسرم باباشه.

274
00:16:58,684 --> 00:17:00,853
‫از وقتی که سندی رو دیده بابای رومی بوده.

275
00:17:00,936 --> 00:17:02,396
‫هشت ماهه حامله و تنها بوده

276
00:17:02,479 --> 00:17:05,315
‫به لطف توئه خر، توی بخش
‫عاشقانه کتاب‌فروشی گریه می‌کرده.

277
00:17:05,399 --> 00:17:06,525
‫تو فقط اهدا کنندهای

278
00:17:06,608 --> 00:17:09,361
‫حالا، واسه اولین بار تو عمرت
‫باید مسئولیت‌پذیر باشی

279
00:17:09,445 --> 00:17:10,863
‫و باید به نوه‌ام کمک کنی.

280
00:17:10,863 --> 00:17:11,864
‫و برادرزاده‌ام.

281
00:17:13,490 --> 00:17:15,034
‫و نوهٔ برادریم.

282
00:17:17,202 --> 00:17:18,454
‫ممنون، کایل

283
00:17:18,537 --> 00:17:20,456
‫می‌برمش آزمایشگاه.

284
00:17:24,209 --> 00:17:26,170
‫اگه مطابقت داشتی خبرت می‌کنم.

285
00:17:33,427 --> 00:17:34,428
‫قبل از شروع

286
00:17:34,511 --> 00:17:37,306
‫متأسفانه همین الان خبر رسیده

287
00:17:37,389 --> 00:17:39,892
‫که هیچ‌کدوم از افراد این بخش
‫با رومی تطابق ندارن.

288
00:17:39,975 --> 00:17:42,186
‫ولی شخصاً با سازمان تماس گرفتم.

289
00:17:42,269 --> 00:17:43,771
‫نمونه‌های بیشتری برامون میاد.

290
00:17:43,771 --> 00:17:46,648
‫خیلی ممنون، رئیس.
‫از حمایت‌تون متشکرم.

291
00:17:47,316 --> 00:17:49,651
‫حالا... بیاید روی بورو تمرکز کنیم.

292
00:17:52,112 --> 00:17:54,698
‫بو!

293
00:17:54,782 --> 00:17:57,034
‫اون مرتیکه عوضیه 

294
00:17:57,117 --> 00:17:58,619
‫به عنوان رزمنده دشمن

295
00:17:58,702 --> 00:18:02,039
‫آقای پولونیا هیچ حقی طبق پیمان ژنو نداره.

296
00:18:02,122 --> 00:18:06,335
‫اساساً، چون حین انتقاله،
‫می‌تونیم تا ابد نگهش داریم.

297
00:18:06,418 --> 00:18:08,962
‫بورو با چندین گروه تروریستی

298
00:18:09,046 --> 00:18:10,547
‫که به خرید سلاح علاقه دارن در ارتباطه

299
00:18:10,631 --> 00:18:13,675
‫از خاورمیانه گرفته تا خاورِ دور،
‫تا همینجا در خونه

300
00:18:13,759 --> 00:18:15,928
‫کلی اطلاعات با ارزش داره.

301
00:18:16,011 --> 00:18:18,722
‫و باید هر چیزی که لازمه انجام بدیم
‫تا ازش بکشیمش بیرون.

302
00:18:18,806 --> 00:18:21,767
‫واسه همین، به وزارت دادگستری درخواست دادم

303
00:18:21,850 --> 00:18:24,478
‫که از روش‌های پیشرفته بازجویی استفاده کنیم.

304
00:18:24,561 --> 00:18:25,562
‫منتظر «ارج» هستیم

305
00:18:25,604 --> 00:18:27,689
‫- می‌دونی «ارج» چیه؟
‫- آره، منو که می‌شناسی.

306
00:18:27,773 --> 00:18:31,443
‫ابلاغیهٔ ریاست جمهوری واسه اجازهٔ شکنجه؟

307
00:18:31,527 --> 00:18:33,779
‫دولت این خط قرمز رو نمی‌شکنه.

308
00:18:33,862 --> 00:18:37,157
‫واسه همین مخالفشی،
‫یا چون روی بورو استفاده میشه مخالفی؟

309
00:18:37,241 --> 00:18:38,242
‫منظورت چیه؟

310
00:18:38,325 --> 00:18:42,871
‫فقط میگم هزینهٔ تحصیلاتش رو داشتی
‫از دور مراقبش بودی

311
00:18:42,955 --> 00:18:45,415
‫یعنی خب... دلت می‌سوزه براش.

312
00:18:45,499 --> 00:18:47,000
‫مسخره‌ست.

313
00:18:47,084 --> 00:18:49,545
‫یه بچه بود که کمک لازم داشت.
‫تموم شد و رفت.

314
00:18:49,628 --> 00:18:52,673
‫اون‌موقع آره، و الان یه مرد خطرناکه
‫که دوستان خطرناک داره.

315
00:18:53,298 --> 00:18:54,591
‫به‌نظرم باید شکنجه‌ش کنیم.

316
00:18:54,591 --> 00:18:56,677
‫همیشه راحته که از شکنجه حمایت کرد

317
00:18:56,760 --> 00:18:59,179
‫وقتی که مثل من از دو قدمی ندیدیش.

318
00:18:59,263 --> 00:19:01,682
‫با بابات موافقم، اِما.
‫یه‌ معیارهایی داریم.

319
00:19:01,765 --> 00:19:05,561
‫قانون کلی بیشتر ابر قهرمان‌ها
‫فقط وقتی چاره‌ای نباشه از شکنجه استفاده میشه.

320
00:19:05,644 --> 00:19:08,397
‫ولمون کن بابا مردک خرخون

321
00:19:08,480 --> 00:19:09,690
‫با لوک موافقم.

322
00:19:09,773 --> 00:19:12,025
‫به‌نظرم راه‌های بهتری واسه اطلاعات گرفتن از ملت هست.

323
00:19:12,568 --> 00:19:13,861
‫می‌خوای بورو رو اغفال کنی؟

324
00:19:13,944 --> 00:19:18,031
‫فقط میگم آدم عاقل همون اول نمیره سراغ شکنجه

325
00:19:18,115 --> 00:19:19,283
‫تصمیم بزرگیه.

326
00:19:19,366 --> 00:19:22,953
‫من چندین ماه روی مخفیگاه این یارو وقت گذاشتم
‫بهتر از هر کسی می‌شناسمش

327
00:19:23,036 --> 00:19:25,581
‫و بورو فقط حرف زور حالیشه.

328
00:19:25,664 --> 00:19:26,957
‫پس همینو بهش بدیم.

329
00:19:27,040 --> 00:19:29,418
‫گفتنش بدنم رو درد میاره

330
00:19:29,501 --> 00:19:31,044
‫ولی شاهدخت اِما درست میگه.

331
00:19:31,128 --> 00:19:35,299
‫این کره‌خر عملاً سعی کرد
‫همه افرادی که اینجان رو بکشه.

332
00:19:35,382 --> 00:19:38,051
‫چطوریه که فقط من و خانوم
‫جاسوس‌مون فقط این وسط موافقت داریم؟

333
00:19:38,135 --> 00:19:40,137
‫خب تا وقتی که ابلاغیه رو نگرفتیم
‫وجههٔ قانونی نداره.

334
00:19:40,179 --> 00:19:43,557
‫در این حین، به کارلسون میگم آماده باش باشه

335
00:19:44,141 --> 00:19:47,394
‫کارلسون؟ وای اون یارو خیلی چندشه.

336
00:19:49,313 --> 00:19:52,733
‫ببخشید جناب. ببخشید.
‫چرخ‌تون رو سر جاش نذاشتین.

337
00:19:53,442 --> 00:19:55,360
‫- چرخ‌ها باید برن تو صف.
‫- چی؟

338
00:19:55,444 --> 00:19:58,280
‫چرخ‌تون رو ول کردین همین جوری
‫ و خورد به ماشینم.

339
00:19:58,864 --> 00:19:59,865
‫گمشو بابا

340
00:19:59,948 --> 00:20:02,618
‫پسر جون، رفتی رو مخم

341
00:20:07,247 --> 00:20:08,874
‫بله، نورم کارلسون هستم.

342
00:20:10,751 --> 00:20:12,085
‫ایولا.

343
00:20:13,545 --> 00:20:15,505
‫آره‌، تازه وسایلش رو هم خریدم.

344
00:20:27,476 --> 00:20:28,477
‫نگاش کن.

345
00:20:28,560 --> 00:20:29,603
‫تجدید دیدار.

346
00:20:29,686 --> 00:20:32,606
‫من، فین، دنیل

347
00:20:33,190 --> 00:20:34,441
‫حالا اسمای واقعی‌تون هر چی که هست.

348
00:20:35,025 --> 00:20:36,652
‫شما رو دعوت کردم خونه‌تون

349
00:20:37,277 --> 00:20:39,238
‫بهتون لباس دادم، سیرتون کردم.

350
00:20:41,281 --> 00:20:43,992
‫و فین،‌ یه بارم بهت دروغ نگفته بودم

351
00:20:45,661 --> 00:20:47,079
‫نه حتی وقتی گفتم دوستت دارم.

352
00:20:47,746 --> 00:20:49,039
‫تو رو الگوی خودم می‌دونستم

353
00:20:49,122 --> 00:20:51,208
‫و تنها پدری که داشتم رو کشتی.

354
00:20:52,876 --> 00:20:53,877
‫حالا هم منو قل و زنجیر کردی.

355
00:20:55,170 --> 00:20:57,631
‫بگو ببینم، آدم بده این وسط کیه؟

356
00:20:57,714 --> 00:21:00,384
‫اونی که سلاح اتمی به تروریست‌ها می‌فروشه؟

357
00:21:01,802 --> 00:21:04,304
‫- حالا گوش کن ببین چی میگم، بنگال...
‫- به من نگو بنگال

358
00:21:04,972 --> 00:21:06,181
‫بذار یه چیزی ازت بپرسم.

359
00:21:06,265 --> 00:21:07,933
‫اصلاً برات مهم بودم؟

360
00:21:08,016 --> 00:21:10,686
‫یا همه‌ش ادا بود که تو دل بابام جا وا کنی؟

361
00:21:10,769 --> 00:21:12,187
‫و وقتی که کشتیش

362
00:21:13,105 --> 00:21:16,858
‫ازم مراقبت کردی که عذاب وجدان نداشته باشی.

363
00:21:17,359 --> 00:21:20,028
‫اون‌موقع برام مهم بودی
‫الانم هستی.

364
00:21:20,112 --> 00:21:21,822
‫واسه همین می‌خوام بهت بگم

365
00:21:21,905 --> 00:21:24,908
‫که یکی میاد که درد زیادی بهت وارد کنه.

366
00:21:24,992 --> 00:21:26,994
‫درد غیر قابل تصوری...

367
00:21:27,077 --> 00:21:31,123
‫از روش‌هایی استفاده می‌کنه که
‫از کوچیک‌ترین روزنه‌های سیستم قانونی‌مون عبور کرده.

368
00:21:31,206 --> 00:21:33,083
‫دارم به هر دری میزنم
‫که جلوش رو بگیرم.

369
00:21:33,166 --> 00:21:35,419
‫منم از خدامه زودتر اتفاق بیفته
‫انگاری عروسیمه.

370
00:21:35,502 --> 00:21:37,421
‫واسه‌م مهم نیست
‫اگه فروشندهٔ چاقوی آشپزخونه بیاد

371
00:21:37,504 --> 00:21:40,799
‫و تک‌تک نمونه‌هاشو تو بدنت فروکنه
‫تا به حرف بیای.

372
00:21:40,882 --> 00:21:43,260
‫دنیل، آروم بگیر، باشه؟

373
00:21:43,343 --> 00:21:44,928
‫به حرف بابات گوش بده، دنی.

374
00:21:45,512 --> 00:21:46,680
‫من مثل کوسه‌ام.

375
00:21:48,724 --> 00:21:50,976
‫یه کوسه گرفتید.
‫آفرین.

376
00:21:52,936 --> 00:21:54,104
‫ولی اگه به روش من بازی کنید،

377
00:21:55,022 --> 00:21:57,316
‫می‌تونم نهنگ‌های آبی زیادی واستون بگیرم

378
00:21:57,399 --> 00:22:00,402
‫که از خداشونه دست‌شون
‫به سلاح اتمی سامسونتی من برسه.

379
00:22:00,485 --> 00:22:01,778
‫مزایده فعلا متوقف شده.

380
00:22:01,862 --> 00:22:05,741
‫ولی کافیه علامت بدم،
‫می‌تونم همه‌شون رو بیارم سمتتون.

381
00:22:06,908 --> 00:22:08,201
‫شرط و شروطت چیه؟

382
00:22:08,285 --> 00:22:09,786
‫بازداشت به شرط و شروط من.

383
00:22:09,870 --> 00:22:11,496
‫بازداشت خونگی تو جزیره بورا بورا،

384
00:22:12,372 --> 00:22:14,207
‫اموالم رو مصادره نمی‌کنید.

385
00:22:14,291 --> 00:22:16,835
‫پابند ضدآب که یه وقتایی
‫بزنم به عمق اقیانوس.

386
00:22:18,128 --> 00:22:19,546
‫بازم زندانـه،

387
00:22:19,629 --> 00:22:23,300
‫فقط دور و اطرافم ماسه سفیده
‫جای لوله‌های آهنی.

388
00:22:23,383 --> 00:22:25,802
‫و... اگه قبول نکنیم چی؟

389
00:22:27,179 --> 00:22:30,182
‫مشتری‌هام ناپدید می‌شن،
‫سلاح‌های اتمی‌شون رو از جای دیگه می‌خرن،

390
00:22:30,265 --> 00:22:33,477
‫و مرگ‌های بی‌شماری رو دستتون میفته.

391
00:22:35,145 --> 00:22:39,274
‫همین که شش تا هشت سال حکم
‫تو زندان لیون‌ورث واست بگیریم باید خدا رو شکر کنی.

392
00:22:48,867 --> 00:22:50,035
‫بهش فکر می‌کنیم.

393
00:22:51,495 --> 00:22:52,496
‫بیا.

394
00:22:59,586 --> 00:23:03,173
‫آهای. چی پیش خودت فکر می‌کنی؟
‫باهاش معامله نمی‌کنیم.

395
00:23:03,256 --> 00:23:04,549
‫کایل مطابقت داره.

396
00:23:04,800 --> 00:23:06,885
‫[ بری: کایل با رومی مطابقت داره. ]

397
00:23:12,974 --> 00:23:14,810
‫ظرف خامه.
‫خامه می‌خوایم.

398
00:23:15,310 --> 00:23:16,311
‫آره.

399
00:23:17,479 --> 00:23:18,855
‫مامانت وحشت‌زده‌ست.

400
00:23:21,400 --> 00:23:22,776
‫تو هم همچین سرحال نیستی.

401
00:23:24,152 --> 00:23:27,030
‫خب، بچهٔ مریض
‫و زن بی‌تابم بیمارستان هستن.

402
00:23:27,114 --> 00:23:29,533
‫- اگه قبول نکنه چی؟
‫- قبول می‌کنه.

403
00:23:29,616 --> 00:23:31,743
‫اگه بخواد رومی رو ببینه
‫یا حق دیدار بخواد چی؟

404
00:23:31,827 --> 00:23:33,829
‫اگه حضانت بخواد چی؟

405
00:23:33,912 --> 00:23:35,247
‫رومی دختر توئه.

406
00:23:35,872 --> 00:23:38,959
‫خودتو جمع و جور کن و آروم باش.
‫فهمیدی؟

407
00:23:40,794 --> 00:23:42,963
‫میرم آشپزخونه به مامان کمک کنم.

408
00:23:43,505 --> 00:23:44,548
‫مرتیکهٔ سوسول

409
00:23:45,590 --> 00:23:47,384
‫ببخشید دیر کردم.

410
00:23:47,467 --> 00:23:49,219
‫- سلام.
‫- عه...

411
00:23:49,302 --> 00:23:50,804
‫اما، بری، لوک.

412
00:23:50,887 --> 00:23:52,305
‫- دیپِ لوبیا.
‫- آره.

413
00:23:52,389 --> 00:23:54,850
‫خیلی ممنون.
‫لطف کردی اومدی تحویل بدی و بری.

414
00:23:54,933 --> 00:23:57,352
‫نه، صبر کن.
‫منو دعوت کردن.

415
00:23:57,436 --> 00:24:00,063
‫احتمالاً قاتی کردی.
‫چون فقط مخصوص اعضای خانواده‌ست.

416
00:24:00,605 --> 00:24:02,274
‫- بری هم اینجاست.
‫- خب، بری عضوی از خانواده‌ست.

417
00:24:02,357 --> 00:24:03,358
‫درسته.

418
00:24:03,942 --> 00:24:06,445
‫- جریان چیه؟
‫- اومده دیپِ لوبیا تحویل بده و بره.

419
00:24:06,528 --> 00:24:08,989
‫نه، نه، نه، نه.
‫من دانی رو دعوت کردم بیاد حمایت کنه.

420
00:24:09,072 --> 00:24:11,908
‫نمی‌خوام کایل با وجودِ این همه آدم

421
00:24:11,992 --> 00:24:13,493
‫بترسه و فرار کنه.

422
00:24:13,577 --> 00:24:15,203
‫فقط آدم‌های مفید و ضروری باید باشن.

423
00:24:15,287 --> 00:24:16,204
‫خیلی‌خب، لوک، لطفا...

424
00:24:16,288 --> 00:24:19,416
‫اصلا چطوری رابطهٔ دونالد
‫رو به رومی توضیح بدیم؟

425
00:24:19,499 --> 00:24:23,545
‫- شوهر مامان‌بزرگ یا بگم پدربزرگ ناتنی مثلا؟
‫- من درستش می‌کنم.

426
00:24:23,628 --> 00:24:27,090
‫تالی، ایرادی نداره.
‫نمی‌خوام شرایط رو سخت‌تر کنم.

427
00:24:27,174 --> 00:24:28,675
‫بزرگی به خرج میدم و میرم.

428
00:24:29,217 --> 00:24:30,385
‫- میشه تا دم در باهام بیای؟
‫- حتما.

429
00:24:34,848 --> 00:24:35,849
‫تو باید کایل باشی.

430
00:24:36,516 --> 00:24:37,601
‫آره. سلام.

431
00:24:38,435 --> 00:24:39,436
‫کار درست رو انجام بده.

432
00:24:41,646 --> 00:24:42,939
‫کایل، سلام.

433
00:24:43,023 --> 00:24:44,191
‫از دیدنت خوشحالم.

434
00:24:45,901 --> 00:24:46,943
‫لطفا بیا تو.

435
00:24:59,873 --> 00:25:01,791
‫- قبوله.
‫- ممنون.

436
00:25:02,375 --> 00:25:07,214
‫ولی... رفیقم دکتره
‫و از خطراتش بهم گفته.

437
00:25:07,297 --> 00:25:09,299
‫عفونت، آسیب عصبی...

438
00:25:09,382 --> 00:25:11,426
‫امرار معاشم ممکنه مختل بشه،

439
00:25:11,510 --> 00:25:16,014
‫پس فکر می‌کنم منصفانه‌ست
‫که دربارهٔ هزینه صحبت کنیم.

440
00:25:16,097 --> 00:25:17,557
‫بیمه همه‌چی رو پوشش میده.

441
00:25:17,641 --> 00:25:19,601
‫منظورم خرج عمل نیست.

442
00:25:19,684 --> 00:25:22,395
‫منظورم... هزینهٔ خودمه.

443
00:25:22,479 --> 00:25:24,481
‫نمی‌تونم سر کار برم،
‫دوران نقاهت...

444
00:25:24,564 --> 00:25:26,441
‫- چقدر؟
‫- ۱۵۰هزار تا.

445
00:25:27,400 --> 00:25:29,736
‫همچین پولی نداریم.

446
00:25:30,445 --> 00:25:34,074
‫همم.. خونه خیلی قشنگی دارید.
‫چند تا ماشین جلوی در پارکه.

447
00:25:34,157 --> 00:25:35,283
‫می‌تونید یه کاری کنید.

448
00:25:35,367 --> 00:25:39,246
‫حاضر نیستم مفت و مجانی زندگیم
‫رو واسه بچه‌ای که تو عمرم ندیدم به‌خطر بندازم.

449
00:25:39,329 --> 00:25:41,581
‫- آب‌زیرکاه.
‫- اما.

450
00:25:41,665 --> 00:25:44,709
‫اون به رومی اهمیت نمیده.
‫واسه پولش انجام میده.

451
00:25:44,793 --> 00:25:48,797
‫اما، بزنیش، میره و پشت‌سرشو نگاه نمی‌کنه
‫و رومی پیوند نمی‌گیره.

452
00:25:51,550 --> 00:25:53,510
‫بشینید فکر کنید.
‫شماره‌مو دارید،

453
00:25:54,511 --> 00:25:56,805
‫و واقعا هم شماره‌مو دارید.

454
00:26:01,810 --> 00:26:02,936
‫الان چی شد؟

455
00:26:03,019 --> 00:26:05,397
‫- حالا زبون باز کردی.
‫- یعنی چی؟

456
00:26:05,480 --> 00:26:08,024
‫بچه‌ات مریضه،
‫و ایستادی و هیچی نمیگی.

457
00:26:08,108 --> 00:26:10,694
‫- اما، با این حرف کمکی نمی‌کنی.
‫- بابا گفت آروم باشم.

458
00:26:10,777 --> 00:26:12,821
‫کی باشی با من اینطوری حرف بزنی؟
‫تو که بچه نداری.

459
00:26:12,821 --> 00:26:15,657
‫نمی‌دونی دارم چی می‌کِشم.
‫دهنتو ببند، اما.

460
00:26:15,740 --> 00:26:18,493
‫- با خواهرت اینطوری حرف نزن.
‫- معلومه پشت اونو می‌گیری.

461
00:26:18,493 --> 00:26:20,120
‫همون پسریـه که همیشه می‌خواستی.

462
00:26:21,746 --> 00:26:22,956
‫خوب میشه.

463
00:26:25,125 --> 00:26:27,919
‫لوک، باید قایق‌تو بفروشی.

464
00:26:28,503 --> 00:26:30,422
‫اون‌قدری که گفت نمی‌ارزه.

465
00:26:30,463 --> 00:26:32,924
‫- واقعا؟
‫- تازه ممکنه چند ماه زمان ببره یکی بخره.

466
00:26:34,092 --> 00:26:35,594
‫یه وام دیگه بگیریم چی؟

467
00:26:35,677 --> 00:26:38,305
‫- چند سال پیش گرفتیم.
‫- آها.

468
00:26:39,472 --> 00:26:40,807
‫چیکار کنیم؟

469
00:26:42,642 --> 00:26:43,560
‫نگران نباش.

470
00:26:43,643 --> 00:26:46,354
‫اجازه نمی‌دم
‫اتفاقی برای نوه‌مون بیفته.

471
00:26:48,398 --> 00:26:49,399
‫قول میدم.

472
00:26:51,026 --> 00:26:52,068
‫باشه.

473
00:26:59,451 --> 00:27:03,330
‫کدوم بچه‌ای که مهدکودک میره
‫یه الماس تراش‌نخورده چند میلیونی داره؟

474
00:27:03,413 --> 00:27:05,999
‫یه سوغاتی کوچولو بود
‫که از آنتورپ آوردم.

475
00:27:06,499 --> 00:27:08,251
‫عذاب وجدان داشتم
‫که نرسیدم بیام تک‌نوازیش.

476
00:27:08,335 --> 00:27:09,961
‫آنتورپ؟
‫الماس دعواست؟

477
00:27:10,045 --> 00:27:12,631
‫اگه اسم کشتن چند آدم توی انبار
‫رو بذاری دعوا، آره.

478
00:27:12,714 --> 00:27:14,341
‫چیز خاصی نیست.

479
00:27:14,424 --> 00:27:16,968
‫دقیقا مثل همون گردنبندیـه
‫که واسه فارغ التحصیلیت گرفتم.

480
00:27:16,968 --> 00:27:18,553
‫منظورت اینه که نیومدی فارغ التحصیلیم؟

481
00:27:18,637 --> 00:27:21,389
‫چون همه کادوهات
‫واسه عذرخواهی بود که نبودی.

482
00:27:21,473 --> 00:27:22,766
‫حالا فهمیدم.

483
00:27:23,224 --> 00:27:26,770
‫می‌خواستی بورو رو شکنجه بدی،
‫می‌خواستی کایل رو به باد کتک بگیری،

484
00:27:26,853 --> 00:27:29,481
‫و نتونستی،
‫برای همین عصبانیتت رو سر من خالی می‌کنی.

485
00:27:29,981 --> 00:27:31,816
‫کاملا در اشتباهی.

486
00:27:31,983 --> 00:27:33,526
‫ دلم برات می‌سوزه.

487
00:27:33,610 --> 00:27:35,320
‫همون اشتباه‌هایی
‫که سر من و اسکار مرتکب شدی،

488
00:27:35,403 --> 00:27:38,114
‫داری سر رومی هم میاری،
‫و حتی خودت متوجه نیستی.

489
00:27:38,156 --> 00:27:40,575
‫خدا نکنه واسه‌ش اتفاقی بیفته،
‫و اونوقت...

490
00:27:41,159 --> 00:27:43,995
‫فرصت دوباره‌ات رو خراب می‌کنی
‫تا درستش کنی.

491
00:27:54,422 --> 00:27:56,508
‫هی، هی!
‫ببین چی پیدا کردم.

492
00:27:56,591 --> 00:27:57,759
‫تو فروش خونگی پیدا کردم.

493
00:27:57,842 --> 00:27:59,886
‫دنبال یه‌چیزی بودم
‫تا رومی رو شاد کنه.

494
00:27:59,969 --> 00:28:03,807
‫اسب چوبی؟ کارتر، اون بچه
‫به‌زور سرشو از بالشت بلند می‌کنه.

495
00:28:03,890 --> 00:28:06,101
‫می‌دونم،
‫واسه وقتیـه که بهتر شد.

496
00:28:06,726 --> 00:28:08,478
‫- حالت خوبه؟
‫- نه راستش.

497
00:28:08,561 --> 00:28:11,481
‫گفتی کمک مالی جمع می‌کنی،
‫نه این‌که بزنی تو کار هنر و ساخت.

498
00:28:11,564 --> 00:28:13,191
‫باشه.
‫من... عجب.

499
00:28:13,274 --> 00:28:16,069
‫فکر کردم گفتی
‫کایل اهدا کننده پیدا کرده.

500
00:28:16,152 --> 00:28:19,197
‫نگفتم که طرف اومد اهدا کرد و رفت،
‫و حالا تا بهش پول ندیم نمیاد.

501
00:28:19,280 --> 00:28:21,074
‫نمی‌دونستم.

502
00:28:21,157 --> 00:28:23,535
‫موردی نداره. ما...
‫بازم به این و اون زنگ می‌زنم.

503
00:28:23,618 --> 00:28:25,120
‫کلی مشکل رو سرم ریخته،

504
00:28:25,203 --> 00:28:29,207
‫و فقط و فقط ازت می‌خوام
‫همین یه کار رو انجام بدی.

505
00:28:29,999 --> 00:28:32,085
‫باشه. باشه، باشه.
‫ببین، ببین.

506
00:28:32,168 --> 00:28:36,381
‫اِم، تو آدمی هستی
‫که دوست داره همه‌چی رو کنترل کنه.

507
00:28:36,464 --> 00:28:38,174
‫از درس گرفته تا حرفه‌ات،

508
00:28:38,258 --> 00:28:41,970
‫تا انتخابِ یه نامزد خوشتیپ
‫که راحت خودشو وفق میده.

509
00:28:42,053 --> 00:28:43,513
‫فکر می‌کنم واست قبول کردن

510
00:28:43,596 --> 00:28:46,099
‫این مسئله که نمی‌تونی بیماری رومی
‫رو کنترل کنی سخته.

511
00:28:46,182 --> 00:28:49,018
‫پس چرا نمیای...
‫با من این اسب رو رنگ بزنیم

512
00:28:49,060 --> 00:28:51,438
‫و فقط پنج دقیقه
‫به یه چیز دیگه فکر کنی؟

513
00:28:54,065 --> 00:28:55,066
‫باشه.

514
00:28:55,567 --> 00:28:56,401
‫خیلی‌خب، خوبه.

515
00:28:56,484 --> 00:28:59,821
‫چون همه بچه‌های مریض از خداشونه
‫یه اسباب‌بازی از دوره رنسانس گیرشون بیاد.

516
00:29:01,239 --> 00:29:05,285
‫فقط دنبال یه‌نفر بودم
‫که یه‌مقدار بار مسئولیتم رو کم کنه.

517
00:29:05,368 --> 00:29:08,705
‫نه، نه.
‫اِما، صبر کن...

518
00:29:11,708 --> 00:29:13,501
‫از دیدنتون خوشحالم، آقای پولونیا.

519
00:29:14,085 --> 00:29:15,211
‫نورم هستم.

520
00:29:16,045 --> 00:29:18,965
‫فروشگاه لوازم هنری کلی چیزهای مختلف
‫و کلی قفسه داشت.

521
00:29:19,048 --> 00:29:22,927
‫خیلی گشتم تا بتونم
‫چسب اکلیلی مناسب رو پیدا کنم.

522
00:29:23,011 --> 00:29:24,637
‫یه‌نفر باید واسش برنامه موبایل درست کنه.

523
00:29:27,182 --> 00:29:29,476
‫کرامکیکر نروژی.

524
00:29:29,559 --> 00:29:30,894
‫با دستور پخت مامان‌بزرگم.

525
00:29:32,520 --> 00:29:34,856
‫اگه خواستی بخوری
‫بگو 

526
00:29:37,233 --> 00:29:38,234
‫هر جور راحتی.

527
00:29:46,659 --> 00:29:50,705
‫این... ۳۰۰ هزار دلار می‌ارزه.

528
00:29:50,789 --> 00:29:54,542
‫فقط کافیه بری بیمارستان،
‫چند تا آزمایش بدی و مغز استخوون اهدا کنی،

529
00:29:54,626 --> 00:29:56,669
‫و این واسه خودت میشه.

530
00:29:57,879 --> 00:30:00,173
‫میرم نشون جواهر فروشی بدم.

531
00:30:00,173 --> 00:30:01,341
‫طرف بگه اصلـه...

532
00:30:03,426 --> 00:30:04,469
‫قبوله.

533
00:30:04,552 --> 00:30:05,887
‫نبینم عقب بکشی.

534
00:30:06,471 --> 00:30:07,931
‫اگه قبول کنی،

535
00:30:08,014 --> 00:30:10,600
‫دکترها همه‌چیز رو آماده می‌کنن،

536
00:30:10,683 --> 00:30:13,269
‫و سیستم ایمنی بدن رومی رو از بین می‌برن.

537
00:30:13,353 --> 00:30:17,148
‫و اگه در عرض ۲۴ ساعت آینده
‫پیوند نگیره، می‌میره،

538
00:30:17,732 --> 00:30:18,733
‫تو هم باهاش می‌میری.

539
00:30:23,279 --> 00:30:25,532
‫می‌دونم.
‫اون بچه هیچیـش نمی‌شه.

540
00:30:29,828 --> 00:30:31,371
‫می‌دونستم می‌تونیم بهت اعتماد کنیم.

541
00:30:34,999 --> 00:30:36,292
‫می‌دونم خیلی خوشگله،

542
00:30:36,334 --> 00:30:39,546
‫ولی یه ترکیب خاص چسب‌ها
‫از وسایل هنری وجود داره.

543
00:30:39,629 --> 00:30:41,589
‫حس می‌کنم یه صف مورچه آتشین

544
00:30:41,673 --> 00:30:43,091
‫از سر و کولِت بالا میرن.

545
00:30:44,592 --> 00:30:45,844
‫شروع می‌کنیم.

546
00:30:45,927 --> 00:30:47,804
‫دست نگه دار.
‫عملیات لغو شد.

547
00:30:47,887 --> 00:30:49,597
‫باید ۲۴ ساعت قبل لغو می‌کردین.

548
00:30:49,681 --> 00:30:51,516
‫هزینه‌ات تمام و کمال پرداخت می‌شه.

549
00:30:51,599 --> 00:30:52,600
‫بورو،

550
00:30:53,101 --> 00:30:54,519
‫بیا معامله کنیم.

551
00:31:02,277 --> 00:31:05,154
‫- یعنی چی؟
‫- از دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی حکم استرداد اومده.

552
00:31:05,238 --> 00:31:08,074
‫تا ۴۸ ساعت دیگه حضانت بورو رو از دست می‌دیم.
‫باید معامله کنم.

553
00:31:08,157 --> 00:31:11,244
‫دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی
‫برن گمشن.

554
00:31:11,327 --> 00:31:14,539
‫ببین، من مثل جنابعالی نیستم از کوره در برم،

555
00:31:14,622 --> 00:31:15,707
‫و غیر حرفه‌ای بازی دربیارم،

556
00:31:15,790 --> 00:31:17,834
‫و وقتی به خواسته‌ام نمیرسم
‫به مافوق‌هام فحش بدم.

557
00:31:17,834 --> 00:31:20,879
‫اون تو همین اتاقـه.
‫نمی‌تونیم...

558
00:31:20,962 --> 00:31:24,716
‫در جایگاهی نیست
‫برای من امر و نهی کنی، مامور برنر.

559
00:31:25,300 --> 00:31:26,426
‫و بذار شیر فهمت کنم

560
00:31:26,509 --> 00:31:30,221
‫یه‌بار دیگه تو ادارهٔ من صداتو بالا ببری،

561
00:31:30,722 --> 00:31:33,558
‫تا مجبوری بشی بین پشتیبانی فنی
‫و بیکاری یکی رو انتخاب کنی.

562
00:31:33,641 --> 00:31:34,642
‫مفهومه؟

563
00:31:36,936 --> 00:31:37,937
‫بله.

564
00:31:43,484 --> 00:31:44,485
‫حالت خوبه؟

565
00:31:49,157 --> 00:31:52,619
‫به دفتر کنترل سرمایه‌های خارجی چه ربطی داره

566
00:31:52,619 --> 00:31:54,412
‫که یه تروریست اهل آمریکای جنوبی رو

567
00:31:54,495 --> 00:31:56,581
‫که دولت آمریکا
‫توی یونان دستگیر کرده

568
00:31:56,664 --> 00:31:58,666
‫از بین این همه جا، بفرسته زیمباوه؟

569
00:31:58,750 --> 00:32:00,293
‫بورو تامین‌کننده مواد منفجره‌ای بوده

570
00:32:00,376 --> 00:32:03,630
‫که چهار سال پیش
‫توی حمله تروریستی شهر هراره استفاده شده.

571
00:32:03,713 --> 00:32:04,923
‫اون‌جا فساد خیلی زیادی هست.

572
00:32:04,923 --> 00:32:08,176
‫به احتمال زیاد بتونه در عرض چند هفته
‫آزادی‌شو بخره.

573
00:32:08,259 --> 00:32:11,471
‫ولی آمریکا می‌خواد
‫با دولت زیمباوه ارتباط دو طرفه داشته باشه

574
00:32:11,554 --> 00:32:14,807
‫تا به معدن‌های لیتیوم
‫استان مزوینگو دسترسی پیدا کنه.

575
00:32:16,434 --> 00:32:18,144
‫همیشه بحث پولـه، نه؟

576
00:32:18,227 --> 00:32:20,229
‫اگه مشتری‌های بورو رو می‌خوایم،
‫نباید وقت تلف کنیم.

577
00:32:20,313 --> 00:32:22,357
‫اگه قبول کنیم
‫به خاطر جرم‌های علنی و غیر علنیش،

578
00:32:22,440 --> 00:32:25,860
‫که قبل از تاریخ توافق معامله صورت گرفته
‫محاکمه نمی‌شه

579
00:32:25,944 --> 00:32:27,362
‫باهامون همکاری می‌کنه.

580
00:32:27,445 --> 00:32:31,115
‫یعنی اگه بفهمیم یک سال پیش
‫یه یتیم‌خونه رو منفجر کرده،

581
00:32:31,199 --> 00:32:32,241
‫نمی‌تونیم محکومش کنیم؟

582
00:32:32,325 --> 00:32:33,493
‫درسته.

583
00:32:33,576 --> 00:32:37,038
‫اما مجبور نیستیم
‫جریان حکم استرداد زیمباوه رو بهش بگیم.

584
00:32:37,705 --> 00:32:41,501
‫همین که مقامات آفریقایی
‫همه اتهاماتشو بردارن، آزاد میشه.

585
00:32:41,584 --> 00:32:43,503
‫می‌تونه مثل سابق به کار و تجارتش ادامه بده.

586
00:32:43,586 --> 00:32:47,215
‫و می‌تونیم به خاطر نقشهٔ
‫مجرمانهٔ بعدیش دستگیرش کنیم.

587
00:32:47,715 --> 00:32:49,008
‫خیلی‌خب، عالی نیست،

588
00:32:49,092 --> 00:32:52,303
‫ولی دارم تلاش می‌کنم
‫یه سودی از این مسئله عایدمون بشه.

589
00:32:53,721 --> 00:32:55,348
‫شاید بتونی به دخترت توضیح بدی.

590
00:32:55,348 --> 00:32:57,183
‫اما روز سختی داره.

591
00:32:57,266 --> 00:33:01,312
‫از دست بورو عصبانیـه
‫و به‌خاطر رومی ناراحته.

592
00:33:01,396 --> 00:33:02,271
‫بهونه مناسب نیست.

593
00:33:02,355 --> 00:33:05,775
‫به‌عنوان مامور ارشدش بهت دستور میدم،
‫نه پدرش،

594
00:33:05,858 --> 00:33:06,859
‫اونو تحت کنترل بگیر.

595
00:33:06,901 --> 00:33:07,735
‫چشم.

596
00:33:07,819 --> 00:33:11,656
‫ولی امیدوارم که بدونی
‫مامور خوب و مفیدیـه.

597
00:33:11,739 --> 00:33:13,282
‫عضو غیر قابل جایگزین تیمـه.

598
00:33:13,366 --> 00:33:17,036
‫گره‌گشاست. دل و جرئت داره.
‫غرایز خیلی خوبی داره،

599
00:33:17,120 --> 00:33:20,456
‫و اینو رو به‌عنوان مامور ارشد
‫و پدرش میگم.

600
00:33:21,040 --> 00:33:22,583
‫از ارزیابیـت ممنونم.

601
00:33:24,419 --> 00:33:25,420
‫خواهش می‌کنم.

602
00:33:26,170 --> 00:33:29,382
‫و... ممنون که طرف منو گرفتی،

603
00:33:29,465 --> 00:33:31,175
‫این‌که شکنجه رو لغو کردی.

604
00:33:32,051 --> 00:33:33,886
‫من طرف کسی رو نگرفتم.

605
00:33:35,930 --> 00:33:38,391
‫راستش، توی این اداره من تنها آدمی هستم

606
00:33:38,474 --> 00:33:41,310
‫که حق این رو داره
‫دربارهٔ شکنجه نظر بده.

607
00:33:45,481 --> 00:33:47,942
‫به‌خاطر مواد منفجره نیست، درسته؟

608
00:33:50,528 --> 00:33:54,157
‫هر کاری که باهات کردن،
‫مشخصه ایستادگی کردی.

609
00:33:55,700 --> 00:33:56,951
‫تو وظیفه‌ات رو انجام دادی.

610
00:34:00,413 --> 00:34:02,540
‫هر اتفاقی واست افتاده
‫به خودت مربوط می‌شه،

611
00:34:03,416 --> 00:34:06,335
‫اما این صحبتِ ما...
‫اصلا انجام نشده.

612
00:34:08,671 --> 00:34:09,672
‫ممنون.

613
00:34:10,631 --> 00:34:11,632
‫یکی طلبت.

614
00:34:20,266 --> 00:34:23,770
‫استیکِ رستوران مسترو،
‫و میلک‌شیک باب بیگ‌بوی.

615
00:34:23,853 --> 00:34:25,688
‫حالا شروع کن حرف زدن.

616
00:34:26,314 --> 00:34:30,359
‫من و مشتری‌ها از طریق انجمن گفتگویِ
‫رمزگذاری شدهٔ دارک‌وب صحبت می‌کنیم.

617
00:34:31,944 --> 00:34:34,781
‫وقتی ویدیوی اصالت
‫از خودم و بمب آپلود می‌کنم

618
00:34:34,864 --> 00:34:37,700
‫که نشون بدم کار می‌کنه
‫اون‌موقع جای بمب رو پیدا می‌کنن.

619
00:34:38,284 --> 00:34:40,036
‫چطور نشون میدی کار می‌کنن؟

620
00:34:42,955 --> 00:34:44,290
‫ماهوارهٔ دولتی،

621
00:34:44,373 --> 00:34:47,752
‫یکی از دشمن‌های بسیار آمریکا،
‫و یکی از متحدین من.

622
00:34:47,835 --> 00:34:50,922
‫می‌تونه رد نشانِ هسته‌ای مخصوص بمب رو بگیره

623
00:34:51,005 --> 00:34:52,840
‫و تاییدیه رو به مشتری‌ها می‌فرسته.

624
00:34:53,966 --> 00:34:55,009
‫فقط و فقط به سلاحـم نیاز دارم.

625
00:34:55,093 --> 00:34:56,886
‫سلاح اتمی سامسونتی‌ـت خنثی شده،

626
00:34:57,470 --> 00:34:59,806
‫ولی هنوز ماده هسته‌ای فعال داره.

627
00:34:59,889 --> 00:35:02,725
‫اما اجازه نمی‌دیم دشمن
‫مقر اصلی‌مون رو پیدا کنه.

628
00:35:02,809 --> 00:35:04,977
‫- یه‌جای دور فیلمبرداری می‌کنیم.
‫- مشکلی ندارم.

629
00:35:05,561 --> 00:35:06,854
‫همین که ویدیو آپلود شده،

630
00:35:07,605 --> 00:35:11,234
‫مشتری‌های علاقه‌مند
‫با شکلک قالب یخ تایید می‌کنن،

631
00:35:11,317 --> 00:35:12,652
‫یعنی همه‌چیز مرتبه.

632
00:35:13,236 --> 00:35:17,115
‫آدرس آی‌پی‌شون رو ردیابی کنید،
‫به خونه‌شون میرسید، بعد می‌تونید دستگیرشون کنید.

633
00:35:18,074 --> 00:35:19,408
‫قول نهنگ داده بودم.

634
00:35:19,492 --> 00:35:20,952
‫لیست مشتری‌های من

635
00:35:21,577 --> 00:35:24,288
‫شامل بدنام‌ترین نهنگ‌های دنیا می‌شه.

636
00:35:28,793 --> 00:35:31,712
‫ببخشید که عاقبتت این شد.

637
00:35:32,296 --> 00:35:36,259
‫عاقبتم به اینجا رسید...
‫چون عمر پولونیا رو کشتی.

638
00:35:36,342 --> 00:35:38,469
‫اون آدم خطرناکی بود.

639
00:35:38,553 --> 00:35:42,223
‫اما با کشتنِ اون، یه پسر بچهٔ معصوم
‫از پدر داشتن محروم کردم.

640
00:35:42,306 --> 00:35:45,810
‫فکر می‌کردم
‫با شکلات بادوم‌زمینی و کادو

641
00:35:45,893 --> 00:35:47,270
‫و فرستادنـت به مدرسه
‫می‌تونم این خلا رو پر کنم،

642
00:35:47,353 --> 00:35:49,647
‫ولی هر بچه‌ای
‫به پدر احتیاج داره.

643
00:35:49,730 --> 00:35:52,316
‫یعنی اگه به من وقت اختصاص می‌داد
‫آدم دیگه‌ای می‌شدم؟

644
00:35:52,400 --> 00:35:56,154
‫اختصاص دادن وقت دروغیـه که والدینی که وقت ندارن میگن
‫تا عذاب وجدان‌شون رو تسکین بدن.

645
00:35:56,237 --> 00:35:57,655
‫کیفیت کنار بچه بودن مهمه.

646
00:35:57,738 --> 00:36:01,576
‫مثلا وقتی زانوت زخم می‌شه پیشت باشن،
‫یا موقع انجام پروژهٔ علوم،

647
00:36:01,659 --> 00:36:04,537
‫موقع کارتون دیدن خوابتون ببره.

648
00:36:04,620 --> 00:36:08,291
‫ببخشید که
‫تو رو از این چیزهای فوق العاده محروم کردم.

649
00:36:10,126 --> 00:36:12,044
‫از کشتن بابام پشیمونی؟

650
00:36:12,712 --> 00:36:15,590
‫نه، ولی از کاری که با تو کردم پشیمونـم.

651
00:36:22,305 --> 00:36:24,599
‫- هنوز فکر می‌کنم این معامله یه اشتباهه.
‫- می‌دونم.

652
00:36:24,682 --> 00:36:26,350
‫برای همین می‌خوام
‫توی این ماموریت شرکت نکنی.

653
00:36:26,434 --> 00:36:30,021
‫برو بیمارستان و از خانواده حمایت کن.
‫بهت احتیاج دارن.

654
00:36:30,104 --> 00:36:33,566
‫تازه، خیلی ناراحت و حواس‌پرت هستی
‫که بخوای توی عملیات شرکت کنی.

655
00:36:33,649 --> 00:36:35,860
‫من چندین ماه
‫روی پرونده بورو کار کردم.

656
00:36:35,943 --> 00:36:38,779
‫مگه خودِ تو درباره
‫ارجحیت شغل به خانواده حرف نمیزدی؟

657
00:36:39,530 --> 00:36:41,282
‫برای من خیلی دیر شده،
‫ولی برای تو نه.

658
00:36:41,365 --> 00:36:42,950
‫با آلدن برید بیمارستان.

659
00:36:43,034 --> 00:36:44,785
‫آلدن، بگو شونه‌ات رو معاینه کنن.

660
00:36:44,869 --> 00:36:46,412
‫با وضع مصدوم به دردم نمی‌خوری.

661
00:36:46,495 --> 00:36:47,496
‫چشم قربان.

662
00:36:47,538 --> 00:36:49,707
‫و من و رو،
‫بورو رو می‌بریم بالا شهر.

663
00:36:50,291 --> 00:36:52,376
‫ای جان.
‫تیم دو نفره باز به‌پا شد.

664
00:36:52,960 --> 00:36:54,128
‫منو بی‌خبر نذار، باشه؟

665
00:36:54,754 --> 00:36:55,755
‫باشه.

666
00:36:56,464 --> 00:36:57,965
‫- بیا.
‫- باشه.

667
00:37:25,993 --> 00:37:28,496
‫خیلی‌خب بورو،
‫نوبت نمایش توئه.

668
00:37:29,121 --> 00:37:31,540
‫به محض پست شدنِ این ویدیو،

669
00:37:32,124 --> 00:37:36,545
‫منابع ما تایید خواهند کرد که این دستگاه
‫شامل ماده هسته‌ای اصل هست.

670
00:37:37,296 --> 00:37:39,674
‫افراد علاقه‌مند،
‫روال کار رو می‌دونید.

671
00:37:40,258 --> 00:37:41,259
‫موفق باشید.

672
00:37:46,639 --> 00:37:51,519
‫خیلی‌خب، ویدیو تا یک دقیقه دیگه
‫توی تاریک‌ترین نقطه اینترنت بارگزاری می‌شه.

673
00:37:58,609 --> 00:37:59,443
‫چی شده؟

674
00:37:59,527 --> 00:38:01,195
‫کایل فرار کرده.
‫پیداش نمی‌کنیم.

675
00:38:01,279 --> 00:38:03,197
‫می‌دونستم اون عوضی قابل اطمینان نیست.

676
00:38:03,281 --> 00:38:05,449
‫به مرکز عملیاتی زنگ بزن.
‫می‌دونن کجاست.

677
00:38:05,533 --> 00:38:06,367
‫باشه.

678
00:38:06,450 --> 00:38:09,120
‫اِما، توی کنترل کردنش باهوش بود.

679
00:38:09,203 --> 00:38:12,081
‫آرامش خودتو حفظ کن.
‫هنوز به کمکش نیاز داریم.

680
00:38:12,665 --> 00:38:13,666
‫باشه.

681
00:38:18,462 --> 00:38:21,215
‫رئیس، ویدیوی بورو
‫توی دنیای زیرزمین پخش شده.

682
00:38:21,299 --> 00:38:23,217
‫تا یه‌کم دیگه
‫ردِ عوضی‌ها رو می‌گیریم.

683
00:38:24,176 --> 00:38:25,177
‫دریافت شد.

684
00:38:25,761 --> 00:38:27,138
‫دات تو راهه.

685
00:38:28,681 --> 00:38:29,682
‫کایل چی شد؟

686
00:38:31,058 --> 00:38:32,059
‫پیداش کردم.

687
00:38:34,979 --> 00:38:36,522
‫ماشینش دم یه کافه تو چاپاکواست.

688
00:38:36,605 --> 00:38:37,815
‫کافهٔ رانداِبات.

689
00:38:37,898 --> 00:38:40,067
‫- اولین بار همون‌جا دیدیمش.
‫- ممنون، تینا.

690
00:38:40,860 --> 00:38:43,154
‫خدای من، یه دختر بچه داره می‌میره،
‫و طرف رفته عشق و حال؟

691
00:38:43,237 --> 00:38:44,488
‫گاز بده.

692
00:38:50,202 --> 00:38:54,540
‫خواستم بگم
‫ممنون که کمک می‌کنی کایل رو پیدا کنیم،

693
00:38:55,583 --> 00:38:58,669
‫و ببخشید قرار دوم‌مون
‫افتاد یه تاریخ دیگه.

694
00:38:58,753 --> 00:38:59,754
‫قرار دوم؟

695
00:39:00,546 --> 00:39:03,674
‫قرار اول‌مون در حدِ دو گاز پیتزا بود
‫که بعدش گفتن حال رومی بد شده.

696
00:39:03,758 --> 00:39:07,970
‫ولی اگه بگم قرار دوم،
‫رابطه‌مون جلوتر میره.

697
00:39:08,054 --> 00:39:11,766
‫و می‌خوام جلوتر بره.

698
00:39:12,350 --> 00:39:13,351
‫منم.

699
00:39:13,851 --> 00:39:15,895
‫هر وقت واسه قرار دوم آماده بودی،

700
00:39:15,978 --> 00:39:17,229
‫جامو که بلدی.

701
00:39:21,400 --> 00:39:22,777
‫قالب یخ تو یمن.

702
00:39:24,904 --> 00:39:26,864
‫همه‌چیز توی سوریه مرتبه.

703
00:39:32,912 --> 00:39:34,663
‫- جای اشتباه اومدی.

704
00:39:35,873 --> 00:39:37,208
‫بابام یه‌چیز ارزشمند بهت داده.

705
00:39:37,208 --> 00:39:38,834
‫حالا نوبت توئه
‫یه‌چیز ارزشمند به ما بدی.

706
00:39:38,834 --> 00:39:40,711
‫راستش، مجبور نیستم کاری کنم، خب؟

707
00:39:40,795 --> 00:39:43,631
‫رفیق، آفرین داری که رفتی آزمایش.
‫جرئت می‌خواد.

708
00:39:44,131 --> 00:39:46,008
‫ولی حدس میزنم وقتی دکترها

709
00:39:46,092 --> 00:39:48,427
‫از خطرهای محتمل و بعید عمل بهت گفتن،

710
00:39:48,511 --> 00:39:50,221
‫حسابی ترسیدی و فرار کردی.

711
00:39:50,304 --> 00:39:52,681
‫و خجالت نداره، رفیق.
‫تو هم آدمی.

712
00:39:52,765 --> 00:39:54,141
‫ولی اون بچه مسئولیت توئه...

713
00:39:54,141 --> 00:39:56,602
‫من فقط اهداد کننده‌ام،
‫خودِ باباش گفت.

714
00:39:56,685 --> 00:39:59,271
‫و به همین دلیل، وظیفهٔ قانونی ندارم
‫کاری انجام بدم.

715
00:39:59,355 --> 00:40:03,150
‫رفیقم دو سال دانشکده حقوق تورو رفته
‫و اون بهم گفت، پس...

716
00:40:03,234 --> 00:40:05,486
‫رفیقت در مورد دزدیدن الماس چیزی نگفته؟

717
00:40:05,569 --> 00:40:07,863
‫تصرف یا تصاحب شرط عمده مالکیته.

718
00:40:07,947 --> 00:40:10,991
‫- عه...
‫- ببینید، من از اینجا تکون نمی‌خورم، خب؟

719
00:40:11,075 --> 00:40:12,451
‫می‌خواید چیکار کنید؟

720
00:40:15,788 --> 00:40:18,833
‫با مشت میزنم تو خرخره‌ات،
‫باعث می‌شه نتونی حرف بزنی.

721
00:40:18,916 --> 00:40:20,292
‫سرت به‌طور غیر ارادی میفته،

722
00:40:20,376 --> 00:40:22,962
‫و از اینجا می‌بریمت بیرون، و همه فکر می‌کنن
‫از غم جدایی زیادی خوردی و بیهوش شدی.

723
00:40:22,962 --> 00:40:25,381
‫تا سی ثانیهٔ دیگه،
‫تو صندوق عقب ماشینی،

724
00:40:25,464 --> 00:40:27,842
‫تا پنج ثانیه دیگه،
‫آرزو می‌کنی به خواستِ خودت قبول می‌کردی،

725
00:40:27,925 --> 00:40:29,593
‫و تا دو ثانیه دیگه، میزنمت.

726
00:40:29,677 --> 00:40:31,303
‫خیلی جدی‌ای، نه عزیزدل؟

727
00:40:31,387 --> 00:40:33,180
‫خیلی‌خب، بریم.

728
00:40:34,640 --> 00:40:36,976
‫- مختصات مکلا رو می‌فرستم.
‫- و مختصات دمشق.

729
00:40:37,059 --> 00:40:39,687
‫واحدهای التنف و لمونیه راه افتادن.

730
00:40:40,604 --> 00:40:42,231
‫یگان ویژه نیروی دریایی
‫توی اسلام آباد فرود اومدن.

731
00:40:43,566 --> 00:40:46,444
‫تا زمان مستقر شدن همهٔ واحدها
‫دست نگه دارید.

732
00:40:50,781 --> 00:40:51,615
‫چی شده؟

733
00:40:51,699 --> 00:40:53,117
‫دوست‌مون رو سوار کردیم.

734
00:40:53,117 --> 00:40:54,827
‫هنوز یه‌مقدار مردده.

735
00:40:54,910 --> 00:40:56,829
‫- هی، منو بیارید بیرون!
‫- آ...

736
00:40:56,912 --> 00:41:00,374
‫فکر کردم... یه‌کمی ورزش
‫ممکنه ذهنش رو خالی کنه.

737
00:41:00,458 --> 00:41:02,042
‫واسش یه مربی شخصی بگیرم.

738
00:41:02,126 --> 00:41:03,127
‫نورم؟

739
00:41:08,549 --> 00:41:09,383
‫هر چی تو بگی.

740
00:41:09,467 --> 00:41:11,010
‫به غریزه‌ات اعتماد دارم.

741
00:41:11,093 --> 00:41:13,387
‫ممنون.

742
00:41:16,056 --> 00:41:17,516
‫بیاریدم بیرون!

743
00:41:22,146 --> 00:41:23,898
‫- برونر.
‫- یادته گفتی یکی طلبم؟

744
00:41:23,981 --> 00:41:25,024
‫سریع می‌خوای تسویه کنی.

745
00:41:25,107 --> 00:41:27,568
‫باید به دلیل شخصی
‫از مری فیتنس استفاده کنیم.

746
00:41:27,651 --> 00:41:29,570
‫ازت می‌خوام چشم‌پوشی کنی.

747
00:41:29,653 --> 00:41:31,071
‫اجازه می‌خوای؟

748
00:41:32,031 --> 00:41:33,032
‫بخشش.

749
00:41:34,283 --> 00:41:35,326
‫به‌خاطر رومیه.

750
00:41:37,286 --> 00:41:38,871
‫هیچ‌وقت در این باره صحبت نکردیم.

751
00:41:41,415 --> 00:41:43,918
‫نبینم جا بزنی.
‫در رو باز می‌کنیم،

752
00:41:43,918 --> 00:41:46,962
‫پرونده‌های فروش رو پیدا می‌کنیم
‫که اثبات کنیم اون‌ها دروغگوان،

753
00:41:47,588 --> 00:41:50,049
‫و بعدش پرونده‌ها
‫رو می‌بریم اتاق بازرگانی.

754
00:41:50,132 --> 00:41:51,175
‫همم.

755
00:41:51,258 --> 00:41:52,843
‫- حاضری؟
‫- آره.

756
00:41:53,469 --> 00:41:54,386
‫- فکر کنم.
‫- باشه.

757
00:41:55,804 --> 00:41:56,639
‫بخواب!

758
00:42:07,316 --> 00:42:08,317
‫جریان چیه؟

759
00:42:27,920 --> 00:42:30,297
‫یا خدا

760
00:42:30,381 --> 00:42:32,883
‫فکر می‌کنم فقط معامله نمی‌کنن.

761
00:42:33,717 --> 00:42:34,718
‫و ضبط کردیم.

762
00:42:38,055 --> 00:42:39,723
‫آخرین دسته به موقعیت رفتن.

763
00:42:39,807 --> 00:42:41,058
‫با علامت من...

764
00:42:43,936 --> 00:42:44,937
‫ببخشید، چی؟

765
00:42:45,020 --> 00:42:46,605
‫نمی‌شنوم.
‫داد بزن.

766
00:42:53,070 --> 00:42:54,321
‫نورم، سلام.
‫بیا تو.

767
00:42:54,405 --> 00:42:56,615
‫رفیق، زنگ که می‌زنید عشق می‌کنم.

768
00:42:56,699 --> 00:42:59,285
‫- خیلی حس خوبیه که بدونی بهت نیاز دارن.
‫- هی نورم.

769
00:42:59,368 --> 00:43:01,662
‫به‌نظرت می‌تونه از این کثافت
‫نمونه مغز استخوون دربیاری؟

770
00:43:01,704 --> 00:43:03,247
‫رو هوا.

771
00:43:03,330 --> 00:43:05,833
‫تو ویکی‌پدیا نوشته
‫عملش کاری نداره.

772
00:43:05,916 --> 00:43:07,084
‫ویکی‌پدیا؟

773
00:43:07,167 --> 00:43:08,711
‫نگران نباش، شوخی می‌کنم.

774
00:43:08,794 --> 00:43:11,422
‫توی مقالهٔ نشریه پزشکی نیوانگلند خوندم.

775
00:43:11,505 --> 00:43:12,798
‫بیشتر مقاله رو خوندم.

776
00:43:13,465 --> 00:43:15,509
‫طبق درخواست‌تون واسه پروپوفول،

777
00:43:15,593 --> 00:43:17,928
‫تامین‌کننده‌ام، دین بزرگ،
‫غیب شده رفته تو زمین،

778
00:43:18,012 --> 00:43:20,598
‫پس باید به روش قدیمی انجام بدیم.

779
00:43:20,681 --> 00:43:23,726
‫آماده شو، پسر جون.

780
00:43:23,809 --> 00:43:25,811
‫ببین، وقتی کارمون تموم شد

781
00:43:25,894 --> 00:43:27,855
‫غریزه‌ات میگه بری پیش پلیس،

782
00:43:28,355 --> 00:43:29,690
‫ولی اگه جیکت دربیاد،

783
00:43:29,773 --> 00:43:32,359
‫دوباره پیدات می‌کنیم،
‫و باز می‌دزدیدمت.

784
00:43:32,443 --> 00:43:34,987
‫اون‌زمان بلایی که سرت میاد
‫در مقایسه با الان

785
00:43:35,070 --> 00:43:36,488
‫هیچی نیست.

786
00:43:36,530 --> 00:43:38,240
‫غلط کردم.

787
00:43:38,324 --> 00:43:39,617
‫مسئله اینه...

788
00:43:41,201 --> 00:43:42,828
‫باید می‌رفتی بیمارستان.

789
00:43:45,789 --> 00:43:49,460
‫سلام. من نورم هستم.
‫امروز قراره با همدیگه کار کنیم.

790
00:43:49,543 --> 00:43:52,546
‫امیدوارم موردی نداشته باشه،
‫ولی همیشه دوست دارم آهنگ گوش بدم.

791
00:43:56,967 --> 00:43:58,844
‫حالا باید لباس‌تو دربیاریم.

792
00:43:59,470 --> 00:44:00,763
‫حالا!
‫شروع کنید! وارد عمل بشید!

793
00:44:03,474 --> 00:44:05,934
‫کسی اینجا نیست.
‫خالیه.

794
00:44:06,018 --> 00:44:06,894
‫همه‌جا خالیه.

795
00:44:24,161 --> 00:44:25,079
‫من حواسم هست!

796
00:44:25,162 --> 00:44:26,413
‫کیف رو بردار!

797
00:44:27,748 --> 00:44:28,666
‫مرده!

798
00:45:02,074 --> 00:45:04,118
‫بیا به حساب اون عوضی‌ها برسیم.

799
00:45:48,120 --> 00:45:50,497
‫ممنون.
‫تا چند دقیقه دیگه تخلیه هوایی صورت می‌گیره.

800
00:45:50,581 --> 00:45:53,542
‫- عالیه. بریم دنبالش.
‫- هلی‌کوپتر رفت.

801
00:45:53,625 --> 00:45:55,377
‫تا چند ثانیه دیگه،
‫سوار هواپیما میشن،

802
00:45:55,461 --> 00:45:57,588
‫و در عرض چند دیگه،
‫رو آب‌های بین‌المللی هستن.

803
00:45:57,588 --> 00:45:59,631
‫- شاید هنوز وقت باشه.
‫- شاید.

804
00:45:59,715 --> 00:46:02,468
‫قطعا به‌قدری زمان هست
‫که بتونم رومی رو ببینم.

805
00:46:02,551 --> 00:46:03,927
‫خانواده‌ام بهم نیاز دارن.

806
00:46:04,011 --> 00:46:05,053
‫باید برم.

807
00:46:22,696 --> 00:46:26,617
‫- هی. شنیدم عمل خوب پیش رفته.
‫- تا اینجا خیلی خوب بوده.

808
00:46:28,744 --> 00:46:31,121
‫- بچه سرسختیه.
‫- خب، درست مثل عمه‌اش.

809
00:46:31,789 --> 00:46:33,999
‫- بیمارستان که چیزی نفهمید؟
‫- نه.

810
00:46:34,082 --> 00:46:35,709
‫بری عاشق فرم اورژانس

811
00:46:35,793 --> 00:46:37,878
‫و رانندگی آمبولانس شده
‫که سازمان بهش داده.

812
00:46:37,961 --> 00:46:39,379
‫پس آره،
‫دو سر برده.

813
00:46:39,463 --> 00:46:40,547
‫خوش‌به‌حالش.

814
00:46:42,424 --> 00:46:43,258
‫خلاصه گزارش رو خوندی؟

815
00:46:43,342 --> 00:46:45,636
‫بورو از عمد دستگیر شده بود
‫تا دوباره سلاح هسته‌ای رو بدزده،

816
00:46:45,719 --> 00:46:48,388
‫و ظاهرا همه آدرس آی‌پی‌های الکی
‫زیر سر کین بوده.

817
00:46:48,472 --> 00:46:49,890
‫دستمون به جایی بند نیست.

818
00:46:50,557 --> 00:46:52,893
‫نظریه اینه که بورو موقع تماس دین مشکوک شده،

819
00:46:52,976 --> 00:46:54,478
‫برای همین یه ردیاب به خودش وصل کرده،

820
00:46:54,520 --> 00:46:56,688
‫تا تیمش بتونن توی فاصلهٔ نزدیک باشن.

821
00:46:57,689 --> 00:46:59,900
‫کاش می‌تونستیم اونجا باشم،
‫می‌تونستیم یه کاری کنیم.

822
00:46:59,983 --> 00:47:02,152
‫اون‌موقع پیوند رومی جور نمی‌شد.

823
00:47:03,028 --> 00:47:05,989
‫و حق با تو بود،
‫باید از روش خشن پیش می‌رفتیم.

824
00:47:06,073 --> 00:47:07,991
‫شاید،
‫ولی بابام هم درست گفت.

825
00:47:08,075 --> 00:47:11,078
‫شکنجه خیلی واقعیـه
‫وقتی که یک متریش باشی.

826
00:47:15,499 --> 00:47:16,500
‫آلدن، من...

827
00:47:18,001 --> 00:47:19,920
‫برای همه کارهایی که کردی،
‫ازت ممنونم،

828
00:47:20,754 --> 00:47:21,755
‫از صمیم قلب میگم.

829
00:47:22,381 --> 00:47:23,924
‫روز سختی داشتی.

830
00:47:24,007 --> 00:47:26,635
‫فهمیدم بد نیست یکی باشه
‫که بتونی بار دوشتو روی کولِ اون بندازی.

831
00:47:37,813 --> 00:47:39,231
‫- سلام.
‫- سلام.

832
00:47:40,232 --> 00:47:42,860
‫شما... با همدیگه اومدین؟

833
00:47:42,943 --> 00:47:45,946
‫نه، تو پارکینگ همدیگه رو دیدیم.

834
00:47:50,367 --> 00:47:51,785
‫میرم قهوه بگیرم.

835
00:47:52,411 --> 00:47:54,413
‫- خوشحالم می‌بینمت، کارتر.
‫- آره، منم

836
00:47:54,413 --> 00:47:56,206
‫و چه اسب قشنگی.

837
00:47:56,290 --> 00:47:57,291
‫آره، ممنون.

838
00:48:01,295 --> 00:48:02,129
‫ببین.

839
00:48:02,212 --> 00:48:04,631
‫بابت رفتار دیروزم عذر می‌خوام.

840
00:48:05,924 --> 00:48:08,302
‫- اسبه خیلی قشنگ شده.
‫- تموم نشده.

841
00:48:08,385 --> 00:48:11,638
‫قوطی رنگی که واسه ساعتِ
‫مامان‌بزرگ پت خریده بودی رو ریختم زمین.

842
00:48:11,722 --> 00:48:13,682
‫بعد زنگ زدم به همون مغازه‌ای
‫که گفتی از اونجا خریدی.

843
00:48:13,765 --> 00:48:15,017
‫گفتن نداریم.

844
00:48:15,100 --> 00:48:16,727
‫گفتن هیچ‌جا نداره

845
00:48:16,810 --> 00:48:19,771
‫چون آژانس حفاظت محیط زیست کشور ممنوع کرده.

846
00:48:19,855 --> 00:48:22,566
‫و فقط تو آسیای مرکزی پیدا می‌شه.

847
00:48:23,567 --> 00:48:26,111
‫- منظورت چیه؟
‫- خودمم نمی‌دونم.

848
00:48:26,194 --> 00:48:27,362
‫تو... تو بهم بگو.

849
00:48:28,447 --> 00:48:31,074
‫فکر می‌کنی میان پشت تلفن اعتراف کنن
‫که جنس غیر قانونی می‌فروشن؟

850
00:48:31,116 --> 00:48:33,577
‫نمی‌دونم،
‫به فروشنده‌شون گفتم بهترین جنس رو بدن،

851
00:48:33,660 --> 00:48:34,870
‫از پشت این رنگ رو آورد.

852
00:48:34,953 --> 00:48:37,956
‫همینـه.
‫داستانِ پشت رنگ چوب مرموز همینیـه که میگم.

853
00:48:39,708 --> 00:48:41,585
‫باشه، اگه تو بگی.

854
00:48:42,961 --> 00:48:45,589
‫خیلی‌خب، می‌دونی چیه؟
‫کارتر، من سعی کردم یه کار قشنگ انجام بدم.

855
00:48:45,672 --> 00:48:47,382
‫اگه قراره عجیب‌غریب بازی دربیاری...

856
00:48:47,883 --> 00:48:49,051
‫میرم پیش رومی.

857
00:48:55,140 --> 00:48:56,141
‫سلام.

858
00:48:57,601 --> 00:48:58,435
‫سلام.

859
00:49:00,812 --> 00:49:04,232
‫- جریان این اسب چیه؟
‫- برای رومی درست می‌کردم.

860
00:49:05,943 --> 00:49:07,402
‫فکر می‌کنم...

861
00:49:08,612 --> 00:49:10,030
‫اما بی‌وفا بوده.

862
00:49:10,989 --> 00:49:12,240
‫چرا همچین حرفی میزنی؟

863
00:49:12,324 --> 00:49:13,575
‫ازم فاصله می‌گیره،

864
00:49:13,617 --> 00:49:16,119
‫بهونه میاره فرار کنه.

865
00:49:18,246 --> 00:49:19,998
‫به‌نظرت ممکنه
‫پای یکی دیگه وسط باشه؟

866
00:49:23,669 --> 00:49:24,795
‫راستش...

867
00:49:29,424 --> 00:49:30,509
‫نمی‌دونم.

868
00:49:31,677 --> 00:49:34,846
‫فقط می‌دونم که اِما
‫این چند روزه خیلی سختی کشیده.

869
00:49:36,640 --> 00:49:38,558
‫و می‌دونم که دوستت داره.

870
00:49:39,142 --> 00:49:40,143
‫منم دوستش دارم.

871
00:49:41,019 --> 00:49:43,230
‫و نمی‌خوام از دستش بدم.

872
00:49:44,731 --> 00:49:49,111
‫سر و پا گوشم، آقای برونر.
‫چیکار کنم؟

873
00:49:49,194 --> 00:49:52,072
‫می‌دونم از دست دادن
‫زنی که دوستش داری چه حسی داره.

874
00:49:52,990 --> 00:49:54,866
‫اگه احساس می‌کنی
‫داره از دستت میره...

875
00:49:57,536 --> 00:49:58,537
‫واسش بجنگ.

876
00:50:25,355 --> 00:50:27,107
‫- فرشته کوچولومون چطوره؟
‫- بهتره.

877
00:50:27,190 --> 00:50:29,317
‫باید چند هفته‌ای زیر نظر باشه،

878
00:50:29,401 --> 00:50:32,237
‫دکترها میگن رفته‌رفته
‫داره قوی‌تر می‌شه.

879
00:50:32,821 --> 00:50:35,824
‫- خوبه.
‫- به اسکار و سندی گفتم برن خونه استراحت کنن.

880
00:50:35,907 --> 00:50:38,118
‫تا بهوش بیاد همین‌جا می‌مونم.

881
00:50:40,120 --> 00:50:41,246
‫منم می‌مونم.

882
00:50:41,329 --> 00:50:43,623
‫می‌خوام وقتی بهوش میاد
‫اول بابابزرگش رو ببینه.

883
00:50:49,046 --> 00:50:50,047
‫حالش خوبه؟

884
00:50:54,176 --> 00:50:55,177
‫نمی‌دونم.

885
00:51:06,063 --> 00:51:07,147
‫خیلی خسته‌ای.

886
00:51:08,440 --> 00:51:09,775
‫اتفاقات زیادی رو پشت‌سر گذاشتی.

887
00:51:11,234 --> 00:51:12,444
‫باید استراحت کنی.

888
00:51:15,238 --> 00:51:17,365
‫چرا یه‌کمی چشم‌هاتو نمی‌بندی؟

889
00:51:22,537 --> 00:51:23,663
‫خوبه.

890
00:51:29,961 --> 00:51:33,006
‫[ باید حرف بزنیم. ]

891
00:51:49,397 --> 00:51:52,901
‫خواستم بدونی،
‫چطوری پول کایل رو دادی؟

892
00:51:53,652 --> 00:51:54,653
‫پول ندادم.

893
00:51:56,363 --> 00:51:57,906
‫نظرشو عوض کردم.

894
00:51:58,490 --> 00:51:59,491
‫همم...
