﻿1
00:00:26,100 --> 00:00:28,133
.تحت تاثیر قرار گرفتم

2
00:00:28,133 --> 00:00:31,600
.فکر کنم شما اولین انسان‌هایی هستین که به اینجا رسیدن

3
00:00:31,600 --> 00:00:33,133
.توی این هزارسال این اولین باره

4
00:00:33,133 --> 00:00:34,500
...چی؟ اون کیه

5
00:00:34,833 --> 00:00:35,666
یه انسان؟

6
00:00:35,666 --> 00:00:38,266
.بدون شک نیست. این اصلاً خوب نیست

7
00:00:40,800 --> 00:00:41,933
.ای وای من

8
00:00:42,200 --> 00:00:44,200
.نیازی نیست فرار کنی، نیازی به فرار نیست

9
00:00:44,200 --> 00:00:47,866
.قصد کشتنت رو ندارم... البته الان

10
00:00:48,400 --> 00:00:49,733
.اون قوی‌ـه

11
00:00:49,733 --> 00:00:51,066
اون کی از اونجا سر در آورد؟

12
00:00:51,066 --> 00:00:53,500
.متوجه‌م برای چی اون دختر می‌خواست فرار کنه

13
00:00:53,500 --> 00:00:57,200
.بدون شک اون قوی‌ترین هیولایی هست که تا الان باهاش درگیر شدیم

14
00:01:01,100 --> 00:01:03,933
.او-اون رو ول کن

15
00:01:03,933 --> 00:01:05,866
...ساگیرین

16
00:01:05,866 --> 00:01:10,066
.این‌جوری بهم زل نزن. فقط می‌خوام چند کلمه حرف بزنم

17
00:01:10,066 --> 00:01:11,900
تو کی هستی؟

18
00:01:11,900 --> 00:01:13,933
.تن ساما هست

19
00:01:14,666 --> 00:01:19,466
.و این روحیه‌ی خبیث، جیوجون آموگهاواراجیراست

20
00:02:47,966 --> 00:02:50,333
اون... یکی از اون‌هاست...؟

21
00:02:50,333 --> 00:02:56,133
هوکو سان، تو زنده‌ای؟
چتر و جوهره
.برای کشتن اون همچین چیزی کافی نیست

22
00:02:56,133 --> 00:02:59,733
این به سادگی تغییر شکلش رو تسریع می‌بخشه، و اون رو کاملاً
.به یک درخت تبدیل می‌کنه

23
00:02:59,733 --> 00:03:00,766
...ولی آخه

24
00:03:00,766 --> 00:03:03,700
.باعث سرافکندگی‌ـه، اما این سرنوشت منه

25
00:03:03,700 --> 00:03:08,366
.حداقل دعا می‌کنم روحم در هورای دعوت بشه

26
00:03:08,366 --> 00:03:15,133
.آره، راستش رو بخوای همه این چرت و پرت‌ها راجب روح و آب جیوجین دروغه

27
00:03:15,133 --> 00:03:16,100
چی؟

28
00:03:16,100 --> 00:03:20,866
.این دروغی بوده که ارباب‌ـِمون برای حفظ نظم و ثبات جزیره گفته بوده

29
00:03:21,200 --> 00:03:24,100
.این جزیره مکانی برای آزمایشات روی حیات هست

30
00:03:24,100 --> 00:03:29,166
.شما و بقیه تنها نمونه‌‌های اولیه‌ای به عنوان بخشی از این آزمایشات هستین

31
00:03:29,166 --> 00:03:30,766
...ولی

32
00:03:30,766 --> 00:03:36,266
.و انسان‌هایی که به این جزیره میان مواد تحقیقاتی هستن

33
00:03:36,466 --> 00:03:39,033
ساختی... با استفاده از انسان‌ها؟

34
00:03:39,033 --> 00:03:40,133
.درسته

35
00:03:40,133 --> 00:03:42,266
.در واقع اون‌ها انسان‌هایی بودن که به این جزیره اومدن

36
00:03:42,500 --> 00:03:44,566
...من عاشق بازی کردن با انسان‌ها هستم

37
00:03:44,566 --> 00:03:47,033
.برای همین همیشه این‌جوری باهاشون بازی می‌کنم...

38
00:03:47,033 --> 00:03:48,633
جالبه، مگه نه؟

39
00:03:49,900 --> 00:03:53,100
.ولی این روشی نیست که معمولاً از انسان‌ها استفاده می‌کنیم

40
00:03:53,100 --> 00:03:55,766
.انسان‌هایی که کیفیت بالایی دارن تبدیل به تان می‌شن

41
00:03:55,766 --> 00:03:58,600
تان... منظورت اکسیر جاودانگی هست؟

42
00:03:58,600 --> 00:04:00,200
اکسیر جاودانگی؟

43
00:04:00,200 --> 00:04:04,600
.در آخر همه‌ی انسان‌هایی که به این جزیره میان یه حرف مشابه رو می‌زنن

44
00:04:04,600 --> 00:04:06,933
...اکسیر جاودانگی و جوانی

45
00:04:06,933 --> 00:04:10,600
...اوچیمیزو، توکی‌جیکو-نو-کاگو-نی-می

46
00:04:10,600 --> 00:04:14,500
.ولی شرمنده، همچین چیزی اینجا نداریم

47
00:04:16,000 --> 00:04:18,266
...تان برای ما ضروری‌ـه

48
00:04:18,266 --> 00:04:21,100
.ولی اگه یه انسان‌ عادی ازش استفاده کنه، تبدیل به درخت می‌شه...

49
00:04:21,100 --> 00:04:24,933
هوکو و اون گل‌ها به نوعی زندگی ابدی رو به دست آوردن، ولی
.لزوماً جوانی ادبی رو در اختیار نگرفتن

50
00:04:25,233 --> 00:04:29,400
.هم‌کارام روی این موضوع دارن تحقیق می‌کن، اما هنوز کارشون کامل تکمیل نشده

51
00:04:29,400 --> 00:04:33,200
.در هر صورت، شی‌ء که به خاطرش به این جزیره اومدین اینجا نیست

52
00:04:33,800 --> 00:04:36,633
اکسیر جاودانگی نیست؟

53
00:04:37,033 --> 00:04:39,333
خب این‌جوری چه اتفاقی برای اون می‌افته؟

54
00:04:39,833 --> 00:04:43,200
.اون بدون اکسیر نمی‌تونه عفو رو بگیره

55
00:04:43,700 --> 00:04:46,766
.به هر حال، ماجراجویی شما اینجا به اتمام می‌رسه

56
00:04:46,766 --> 00:04:49,200
.الان بهتره آروم باشین و همراهم بیاین

57
00:04:49,200 --> 00:04:51,933
.کلی کار مختلف هست که دوست دارم باهاتون انجام بدم

58
00:04:53,700 --> 00:04:55,200
نینپو: جانشینی

59
00:05:02,300 --> 00:05:05,600
.به احتمال زیاد همین برای کشتن هر نوع هیولایی کافی‌ـه

60
00:05:05,866 --> 00:05:10,066
.الان فقط باید کار زیردست‌هاش رو تموو کنیم؟ انگار مات و مبهوت خشک‌ـِشون زده

61
00:05:10,066 --> 00:05:11,500
.بهتره تا وقتش رو داریم از اینجا بریم

62
00:05:12,300 --> 00:05:13,300
.ساگیری

63
00:05:13,300 --> 00:05:15,233
.ها؟ چی، باشه

64
00:05:18,500 --> 00:05:22,866
.خیلی ممنون که اونجا کمکم کردی، با این حال فرار کرده بودم

65
00:05:22,866 --> 00:05:25,500
به خاطر اکسیر شوکه شدی؟

66
00:05:25,500 --> 00:05:27,266
.می‌فهمم

67
00:05:27,733 --> 00:05:31,266
.ولی این بهترین موقعیت ما برای بقاء پیدا کردن‌ـه

68
00:05:31,266 --> 00:05:34,400
.تا وقتی زنده بمونیم، می‌تونیم یک کاری‌ش کنیم

69
00:05:34,400 --> 00:05:36,400
.اول از همه، باید به این فکر کنیم چه‌جوری زنده بمونیم

70
00:05:36,933 --> 00:05:39,200
.بهتره دیگه به خودت بیای. الان وقت فرار رسیده

71
00:05:40,000 --> 00:05:41,266
.بله

72
00:05:42,900 --> 00:05:44,600
.سنتا، با توئم. عجله کن

73
00:05:44,600 --> 00:05:45,133
.چشم

74
00:05:45,433 --> 00:05:48,133
.چه دختر خوبی. به نظر می‌رسه استعداد خوبی داری

75
00:05:49,966 --> 00:05:51,900
.البته، باید بگم راجب یک مورد اشتباه فکر کردین

76
00:05:52,300 --> 00:05:53,900
.کیوشی‌ها زیردست‌های من نیستن

77
00:05:59,400 --> 00:06:03,166
بلکه اسباب‌بازی‌هام هستن، مسخره‌ـست، مگه نه؟

78
00:06:04,700 --> 00:06:07,433
.جاخالی دادی. چشم‌های خیلی خوبی داری

79
00:06:07,500 --> 00:06:10,166
.ولی هنوز توی استفاده کردن ازش تسلط نداری

80
00:06:10,166 --> 00:06:12,400
...بذار بهت آموزش بدم

81
00:06:12,400 --> 00:06:13,533
.صبرکنین

82
00:06:13,900 --> 00:06:18,400
.اگه این زندگی یا مرگش رو تعیین می‌کنه، پس باید اول از من رد بشی

83
00:06:18,666 --> 00:06:22,166
.این وظیفه‌ی منه
تامشی-ایتو-سطح 5
یامادا آسائمون سنتا

84
00:06:22,366 --> 00:06:25,266
...به نظر می‌رسه دو نفر دیگه استعدادش رو دارن

85
00:06:25,266 --> 00:06:27,533
.ولی اگه این تنها چیزی‌ـه که قادر به انجام دادنش هستن، پس فراموشش کن...

86
00:06:27,533 --> 00:06:31,433
.شینوبی، بهت نشون میدم چه‌جوری از تائو استفاده کنی

87
00:06:31,733 --> 00:06:34,666
...اگه استعدادش رو داشته باشی، می‌تونم بهت بوچو جوتسو رو نشون بدم

88
00:06:34,666 --> 00:06:36,933
.یا تو رو تبدیل به یک تان باکیفیت می‌کنم...

89
00:06:37,166 --> 00:06:40,533
.به نظر می‌رسه مورد علاقه‌ش هستی

90
00:06:40,533 --> 00:06:41,300
.خفه شو

91
00:06:41,300 --> 00:06:43,766
.باورم نمی‌شه سنتا دونو شمشیرش رو کشیده

92
00:06:44,166 --> 00:06:46,933
.برای یه مجرم، نه کمتر

93
00:06:46,933 --> 00:06:50,500
شاید یه جور احساس خاصی نسبت به اون دختر داره؟

94
00:06:52,033 --> 00:06:54,266
.من به کسی جز این دختر شینوبی علاقه‌ای ندارم

95
00:06:54,266 --> 00:06:55,766
.از سر راهم برین کنار

96
00:07:00,400 --> 00:07:01,533
!ساگیرین

97
00:07:01,533 --> 00:07:03,766
.اون رو فراموش کن

98
00:07:03,766 --> 00:07:05,366
.اون یه ضربه‌ی از راه دور بود

99
00:07:05,366 --> 00:07:07,700
...باید از اصول پایه باهات شروع کنم

100
00:07:09,033 --> 00:07:10,000
چی؟

101
00:07:13,500 --> 00:07:15,366
.بهتره از سر راهم بری کنار، پسره‌ی خوک صفت

102
00:07:15,366 --> 00:07:18,566
.بهت که گفتم، اول باید از سد من عبور کنی

103
00:07:18,566 --> 00:07:19,400
...و اینکه

104
00:07:19,400 --> 00:07:21,000
.درسته. تو سد راهی

105
00:07:24,500 --> 00:07:26,233
نینپو: تارهای اسلایم

106
00:07:27,700 --> 00:07:32,133
نینجوتسوم این اجازه رو بهم میده هر مواد مغذی که مصرف می‌کنم
.متابولیزه‌ کرده و اون‌ها رو ترشح کنم

107
00:07:32,133 --> 00:07:34,300
.و این مثل محلول سم مار می‌مونه

108
00:07:35,466 --> 00:07:36,966
نینپو: زندان شهد

109
00:07:37,266 --> 00:07:38,466
...و در آخر

110
00:07:38,466 --> 00:07:39,966
نینپو: شریان وحشت

111
00:07:45,200 --> 00:07:47,966
توانایی‌ت یکی از کاربردهای تائو هست، مگه نه؟

112
00:07:47,966 --> 00:07:51,466
.متابولیزه کردن سم‌ها به تنهایی تو رو تبدیل به یک فرا انسان می‌کنه

113
00:07:51,800 --> 00:07:54,933
.ولی به طور خاص ازش استفاده نمی‌کنی

114
00:07:54,933 --> 00:07:57,366
.باید روش بهتری رو برای استفاده ازش یاد بگیری

115
00:07:57,966 --> 00:08:00,733
.اگه به دنیال یه فرصت مناسب باشم، می‌تونیم اون رو شکست بدیم

116
00:08:01,966 --> 00:08:02,866
.که این‌طور

117
00:08:03,133 --> 00:08:04,366
.باشه

118
00:08:04,366 --> 00:08:06,766
پس الان امتحانش کنیم؟

119
00:08:15,566 --> 00:08:17,166
.سنتا، توی دست و پام هستی

120
00:08:17,166 --> 00:08:18,933
.یوزوریهان سان، توئم همین‌طور

121
00:08:25,366 --> 00:08:27,166
.تائو یک احساس‌ـه

122
00:08:27,533 --> 00:08:31,700
.وقتی مثل یک لباس اون رو به تن کنی، متوجه حضورش از همه جهت می‌شی

123
00:08:32,766 --> 00:08:35,933
.اگه بهش مسلط نباشی، صرفاً یه انسان معمولی هستی

124
00:08:35,933 --> 00:08:38,933
.و دیگه در سطح ما نیستی

125
00:08:39,166 --> 00:08:43,566
.خیلی‌خب... به هورای خوش‌اومدی

126
00:08:43,566 --> 00:08:46,566
چه‌جوری می‌تونیم این هیولا رو شکست بدیم؟

127
00:08:49,700 --> 00:08:54,266
هوکو سان، تن سن ساما نقطه ضعفی نداره؟

128
00:08:54,266 --> 00:08:56,100
.اون خداست

129
00:08:56,100 --> 00:08:59,200
.اگه این یه مجازات الهی باشه، با کمال میل قبولش می‌کنم

130
00:08:59,566 --> 00:09:04,933
.احساساتتون رو درک می‌کنم، ولی این‌جوری، همه‌مون کشته می‌شیم

131
00:09:04,933 --> 00:09:07,000
.این‌جوری دیگه نمی‌تونی می ساما رو ببینی

132
00:09:09,100 --> 00:09:11,600
.هرچیزی می‌تونه باشه، فقط یک سرنخ بهم بده

133
00:09:12,766 --> 00:09:16,700
.اون جانشینی هم که ازش استفاده کردی یکی از کاربردهای تائو بود

134
00:09:16,700 --> 00:09:18,866
.فقط این نیست، همون نوعی هست که من استفاده می‌کنم

135
00:09:19,133 --> 00:09:20,333
.خیلی جالبه

136
00:09:20,333 --> 00:09:23,700
.شما می‌تونین با آموزه‌های خودتون یه چیزی مثل هوجوتسوی ما رو یاد بگیرین

137
00:09:24,233 --> 00:09:26,333
.خیلی‌خب، وقتش رسیده این پسره‌ی خوک رو بکشم

138
00:09:26,333 --> 00:09:27,300
.ای وای

139
00:09:27,300 --> 00:09:29,166
.خیلی سریع بهبود پیدا کردی

140
00:09:29,166 --> 00:09:31,133
.ولی کاری نمی‌تونی انجام بدی

141
00:09:31,366 --> 00:09:34,133
.مقدار تائویی که داری معمولی هست

142
00:09:36,366 --> 00:09:38,833
.حریف می‌تونه حرکات و نیت ما رو بخونه

143
00:09:38,833 --> 00:09:42,233
.درسته، ولی این مسیر بی‌هدفی نیست

144
00:09:44,166 --> 00:09:46,700
.حالا تاندن‌ش رو پاره کن

145
00:09:48,433 --> 00:09:52,433
...توی افسانه‌ها گفته شده که تان از تاندون‌های ما نشات می‌گیره

146
00:09:52,433 --> 00:09:55,600
.در سر تا سر بدن پخش می‌شه و دوباره به تاندن برمی‌گرده...

147
00:09:55,900 --> 00:09:58,400
...اگه تاندن اون رو برش بدی

148
00:09:59,166 --> 00:10:01,833
.ببخشید، کاری نیست که بتونی انجام بدی

149
00:10:02,200 --> 00:10:05,033
.قبل از هر چیزی، تائوی کافی نداری

150
00:10:05,033 --> 00:10:07,333
.مهم نیست چندبار اون قسمت رو ببری، دوباره ترمیم‌ش می‌کنم

151
00:10:07,833 --> 00:10:10,433
...در واقع، از جمله دختر شینوبی

152
00:10:10,433 --> 00:10:14,833
.هیچ انسانی به اندازه‌ی کافی به تائو مسلط نیست که بتونه من رو بکشه...

153
00:10:18,266 --> 00:10:20,566
.وقتی بهت نزدیک شدم مطمئن شدم

154
00:10:20,566 --> 00:10:22,366
.هرچی نباشه، توئم یکی از اون‌هایی

155
00:10:22,366 --> 00:10:23,366
چی؟

156
00:10:33,066 --> 00:10:34,766
.می‌تونه حرکات من رو بخونه

157
00:10:36,133 --> 00:10:37,933
اون چی بود؟

158
00:10:37,933 --> 00:10:40,666
.اندازه‌ی تائو توسط ذهن فرد کنترل می‌شه

159
00:10:40,666 --> 00:10:43,166
یا از اون مدلی‌ـه که فوراً خودش رو نشون میده؟

160
00:10:43,466 --> 00:10:46,300
.ولی چیزی که مهمه این نیست

161
00:10:46,300 --> 00:10:48,766
این زن... نکنه...؟

162
00:10:48,766 --> 00:10:50,133
.یوزوریها سان

163
00:10:50,133 --> 00:10:52,400
...متوجه شدم. اون زخم

164
00:10:53,233 --> 00:10:54,933
.در حال بازسازی شدن نیست

165
00:11:01,266 --> 00:11:05,166
.وقتی بهش نزدیک شدم یه هاله‌ی منحصر به فرد تشخیص دادم

166
00:11:05,600 --> 00:11:09,566
.اگه تائو باشه، متوجه شدم چه‌جوری می‌شه برشش داد

167
00:11:09,800 --> 00:11:12,800
.گاهی گابیمارو هم همین هاله رو ساطع می‌کرد

168
00:11:12,966 --> 00:11:17,333
.همین‌طور روکوروتا، غول بیزن

169
00:11:17,566 --> 00:11:20,633
اون دو نفر از تائو استفاده می‌کردن؟

170
00:11:20,633 --> 00:11:21,966
.فقط حدس منه

171
00:11:22,300 --> 00:11:26,866
.پس برای آسیب رسوندن به دشمن‌ـِمون به بیش از مقدار معینی تائو نیاز داریم

172
00:11:26,866 --> 00:11:30,833
.ساگیری می‌تونه موقف با استفاده از تکنیک تنفسی‌ش تائوش رو تقویت کنه

173
00:11:31,400 --> 00:11:32,966
.ولی فقط این نیست

174
00:11:32,966 --> 00:11:35,566
برای چی تن سن نمی‌تونه خودش رو بازسازی کنه؟

175
00:11:37,533 --> 00:11:39,966
.این رو به من بسپارین

176
00:11:39,966 --> 00:11:42,600
.یه تائوی غیرعادی

177
00:11:43,000 --> 00:11:46,333
.فقط این نیست، برای من سمه

178
00:11:47,000 --> 00:11:48,700
.فوق‌العاده‌ـست

179
00:11:49,100 --> 00:11:51,266
.چه‌جور تانی می‌تونی تولید کنی

180
00:11:51,266 --> 00:11:54,733
یا نکنه من رو می‌کشی؟

181
00:11:56,233 --> 00:11:57,966
.صبرکن، ساگیری سان

182
00:11:58,466 --> 00:11:59,966
.دشمن قدرتمنده

183
00:11:59,966 --> 00:12:01,866
.باید هر سه‌تایی با هم کار کنیم

184
00:12:05,366 --> 00:12:09,333
هوجوتسو: زائر شب یین زمین

185
00:12:09,733 --> 00:12:10,700
.ناپدید شد

186
00:12:13,633 --> 00:12:15,166
.ناپدید نشد

187
00:12:15,166 --> 00:12:18,466
.تا جایی که می‌تونست تائوش رو کم کرد که قادر به شناسایی نشه

188
00:12:18,466 --> 00:12:20,700
.مثل جانشینی من عمل می‌کنه

189
00:12:20,700 --> 00:12:22,333
.همین الان اون رو ببر

190
00:12:23,200 --> 00:12:25,766
.ذهنم باید هم آرام و هم فعال باشه

191
00:12:26,500 --> 00:12:28,666
.کیوشی، اون شینوبی زن رو بکشین

192
00:12:34,666 --> 00:12:35,966
.خیلی ممنون، سنتا

193
00:12:35,966 --> 00:12:37,300
یادت میاد، قراره با هم هم‌کاری کنیم؟

194
00:12:42,500 --> 00:12:45,500
.کار تیمی خوبی بود، خیلی ممنون، سنتا

195
00:12:45,500 --> 00:12:46,466
.خواهش می‌کنم

196
00:12:49,033 --> 00:12:50,566
...می‌تونم حرکات شمشیرت رو بخونم

197
00:12:50,566 --> 00:12:52,733
.و تاخیر توی این حرکات به راحتی باعث می‌شه ازشون جاخالی داد...

198
00:12:52,933 --> 00:12:55,533
.نحوه‌ی تنفس کردنم خسته کننده‌ـست

199
00:12:55,533 --> 00:12:56,733
.نمی‌تونم بیش‌تر از این ادامه بدم

200
00:13:01,333 --> 00:13:03,366
.کار تیمی‌تون همچین بدک نیست

201
00:13:10,066 --> 00:13:11,433
.الان شانس باهام یاره

202
00:13:11,433 --> 00:13:12,433
.من رو دستکم گرفتی

203
00:13:14,433 --> 00:13:16,466
.پرید

204
00:13:16,966 --> 00:13:20,066
هوجوتسو: زائر شب یین زمین

205
00:13:20,500 --> 00:13:22,633
...با مخلوط کردن تائو با اتمسفر

206
00:13:22,633 --> 00:13:25,300
.حتی یک نفر می‌تونه توی هوا معلق بمونه...

207
00:13:25,800 --> 00:13:29,433
...البته برای کسایی که نمی‌دونن چه‌جوری کار می‌کنه

208
00:13:29,500 --> 00:13:31,366
.اینم یکی دیگه از کاربردهای تائو هست

209
00:13:31,366 --> 00:13:34,000
سنجیتسو: تراشه‌ی قلع

210
00:13:39,700 --> 00:13:42,066
.این دیگه فراتر از توانایی‌های ماست

211
00:13:43,066 --> 00:13:44,233
!سنتا دونو

212
00:13:48,666 --> 00:13:50,266
.دیدم داره تار می‌شه

213
00:13:50,566 --> 00:13:54,233
.این تکنیک نفس‌زنی چیزی به جز استقامتم رو هم مصرف می‌کنه

214
00:13:54,600 --> 00:13:56,866
.نمی‌تونم... بیش‌تر از این ادامه بدم

215
00:13:56,866 --> 00:13:59,600
.برای تسلیم شدن خیلی زوده، ساگیرین

216
00:13:59,600 --> 00:14:03,233
.فکر می‌کنم این یه نشونه‌ای از اینه که دشمن‌ـِمون مضطرب شده

217
00:14:03,233 --> 00:14:06,266
.اون به طور خاص از همه‌ی حملاتت جاخالی میده

218
00:14:06,266 --> 00:14:11,566
.احتمالاً تائو با هم تطابق داره، و نقطه ضعف تو نقطه ضعف اونم هست

219
00:14:11,566 --> 00:14:13,666
...ولی اون هیولا

220
00:14:13,666 --> 00:14:17,066
.درسته. اون هیولاست. خدا نیست

221
00:14:17,066 --> 00:14:18,266
.پس می‌شه اون رو کشت

222
00:14:18,833 --> 00:14:21,566
.من حرکاتش رو کند می‌کنم، توئم ساگیرین اون رو بکش

223
00:14:22,033 --> 00:14:24,633
.انگار نسبت به قبل انگیزه‌ت بیش‌تر شده

224
00:14:25,000 --> 00:14:26,133
.طبیعی‌ـه

225
00:14:26,133 --> 00:14:28,633
.من نمی‌خوام اینجا بمیرم

226
00:14:28,633 --> 00:14:30,100
.جدّی می‌گم، به هیچ وجه

227
00:14:32,300 --> 00:14:33,600
.بی‌فایده‌ـست

228
00:14:34,233 --> 00:14:35,266
!یوزوریها

229
00:14:36,766 --> 00:14:39,666
.جاخالی نمی‌خوای بدی؟ این‌جوری می‌میری

230
00:14:46,666 --> 00:14:50,200
.بیا اینجا ببینم، مثلاً خدا

231
00:14:51,133 --> 00:14:54,633
.هرکسی که توی زندگی‌م دخالت ایجاد کنه رو می‌کشم

232
00:14:54,633 --> 00:14:57,533
.حتی یه خدای واقعی رو هم می‌کشم

233
00:14:59,500 --> 00:15:00,766
.ساگیری، الان

234
00:15:01,700 --> 00:15:02,500
.فهمیدم

235
00:15:05,700 --> 00:15:08,633
.چه زن مزاحمی هست

236
00:15:08,633 --> 00:15:10,766
.یوزوریها سان، فوق‌العاده بود

237
00:15:14,266 --> 00:15:17,400
.الان دیگه بدون توجه به بازسازی کردن خودت نمی‌تونی حرکت کنی

238
00:15:17,400 --> 00:15:20,333
نکنه می‌خوای با من تیکه تیکه بشی؟

239
00:15:20,333 --> 00:15:23,200
!زندگی من به یک تار موی تو بنده، ساگیری سان

240
00:15:23,200 --> 00:15:24,300
.می‌تونین روی من حساب کنین

241
00:15:39,833 --> 00:15:41,800
.تکون نمی‌خوره

242
00:15:42,200 --> 00:15:44,900
.همون‌جور که فکرش رو می‌کردیم، باید نقطه ضعفش بوده باشه

243
00:15:45,366 --> 00:15:46,766
.مثل یک شانس بود

244
00:15:47,100 --> 00:15:48,700
.اما این پیروزی مال ما دوتاست

245
00:15:48,700 --> 00:15:49,833
پس من چی؟

246
00:15:53,000 --> 00:15:55,900
...هوکو سان، تبدیل شدن شما

247
00:15:55,900 --> 00:15:58,933
.به نظر می‌رسه همه چیز خوبه

248
00:15:58,933 --> 00:16:00,300
.خدا رو شکر

249
00:16:00,300 --> 00:16:04,266
.باورم نمی‌شه هنوز شش تای دیگه مثل این هیولاست

250
00:16:05,166 --> 00:16:07,433
.تائو، قدرت اسرار‌آمیز

251
00:16:07,433 --> 00:16:11,100
.این حتی فراتر از درک چیزی که هوکو سان گفت بود

252
00:16:11,733 --> 00:16:13,633
این خستگی عجیب چیه؟

253
00:16:14,133 --> 00:16:17,533
یعنی به راحتی می‌تونیم یه تن‌سن رو این‌جوری شکست بدیم؟

254
00:16:18,366 --> 00:16:23,066
.مشکل اصلی ما اینه که اکسیر جاودانگی وجود نداره

255
00:16:23,900 --> 00:16:26,200
حالا باید چی کار کنیم؟

256
00:16:27,033 --> 00:16:29,233
.باید به فکر یک راه دیگه باشیم

257
00:16:29,233 --> 00:16:31,033
.اگه وجود نداره، پس نداره دیگه

258
00:16:31,033 --> 00:16:32,566
.باید دنبال یک راه دیگه باشیم

259
00:16:32,900 --> 00:16:36,200
.وای، پوستم خیلی خشک شده

260
00:16:36,200 --> 00:16:38,866
.چیزه، همه این‌ها از طلاست

261
00:16:38,866 --> 00:16:41,366
این باید نبود اکسیر رو جبران کنه، مگه نه؟

262
00:16:41,366 --> 00:16:44,366
می‌شه یه خورده استراحت کنیم؟-
چه قیافه‌ی عجیبی داره. این دماغش هست؟-

263
00:16:44,366 --> 00:16:45,900
.باشه

264
00:16:47,733 --> 00:16:50,233
.یوزوریها سان خیلی انرژی داره

265
00:16:52,000 --> 00:16:56,266
.سنتا دونو، انگار نسبت به اون دختر احساس خاصی داری

266
00:16:56,766 --> 00:17:00,666
...چی؟ ها، نه... من... چیزه

267
00:17:00,666 --> 00:17:05,266
.حس حسادت از آزاد بودنش دارم

268
00:17:05,466 --> 00:17:08,766
.برای من یه مفهموم خارجی هست

269
00:17:08,766 --> 00:17:10,400
منظورتون چیه؟

270
00:17:12,566 --> 00:17:16,266
.وقتی بچه بودم، می‌خواستم یک هنرمند بشم

271
00:17:16,266 --> 00:17:21,400
.ولی توی خانواده‌ی من، پسرها زیر نظر قبیله‌ی یامادا درس می‌خوندن

272
00:17:21,900 --> 00:17:24,333
.اجازه نداشتم از سنت سرپیچی کنم

273
00:17:25,066 --> 00:17:29,100
.در واقع من از قبیله‌ی یامادا یا آزمایش کننده‌ی شمشیر بودن خوشم نمی‌اومد

274
00:17:29,700 --> 00:17:32,133
.از کشتن مردن متنفر بودم

275
00:17:33,633 --> 00:17:37,166
.من زمان زیادی صرف یک توجیه عقلانی برای کشتن مردم کردم

276
00:17:37,166 --> 00:17:40,766
.به همین دلیل راجب ادیان مختلف اطلاعات دارم

277
00:17:41,100 --> 00:17:46,300
.از قضا به عنوان یه دانش‌آموز کوشا ازم یاد می‌شد و رتبه‌م بالاتر می‌رفت

278
00:17:46,966 --> 00:17:49,900
.در نهایت، تسلیم شدم و در قلبم رو بستم

279
00:17:50,500 --> 00:17:53,133
.به راحتی فقط مسئولیتی که بهم داده می‌شد رو اجرا می‌کردم

280
00:17:54,333 --> 00:17:59,066
در واقع تو این کار یا قبیله‌ت برات مهم نیست، مگه نه؟

281
00:17:59,066 --> 00:18:00,366
...راستش، من

282
00:18:00,366 --> 00:18:03,033
.می‌تونی مخفی‌ش کنی، ولی متوجه می‌شم، تانوکی کن

283
00:18:03,133 --> 00:18:05,100
...ولی به دلایلی

284
00:18:05,100 --> 00:18:11,266
...به عنوان کسی که به خودش دروغ می‌گه، همون‌طور که اون به بقیه دروغ می‌گه...

285
00:18:12,700 --> 00:18:14,566
.اون به طور خارق‌العاده‌ای آزاده...

286
00:18:15,000 --> 00:18:17,966
.بهش حسودی‌م می‌شه، خیلی دردناکه

287
00:18:17,966 --> 00:18:20,633
.احتمالاً تحت تاثیر نینجوتسوش قرار گرفتم

288
00:18:21,000 --> 00:18:24,466
.وقتی دارم یه جنایتکار رو تحسین می‌کنم انگار دارم به قبیله‌ی آسائمون پشت می‌کنم

289
00:18:27,500 --> 00:18:28,433
.این‌جوری نیست

290
00:18:28,933 --> 00:18:30,266
...یه جورایی منم

291
00:18:32,200 --> 00:18:35,533
.فقط یه کوچولو هست، ولی می‌تونم احساسی که داری رو درک کنم...

292
00:18:35,900 --> 00:18:43,700
چرا به دنبال راهی برای نجات همه‌ی کسایی که به این جزیره اومدن نباشیم؟

293
00:18:44,333 --> 00:18:45,900
...ساگیری سان

294
00:18:46,500 --> 00:18:47,333
.بله

295
00:18:51,966 --> 00:18:57,266
.الان می‌تونم تائو رو حس کنم، ولی احساس نمی‌کنم بهش مسلط شدم

296
00:18:57,900 --> 00:19:01,500
.اگه اون‌ها بکشی که نمی‌تونیم راجب اکسیر جاودانگی ازشون بپرسیم

297
00:19:02,733 --> 00:19:06,333
.البته، طبق اون گفت و گو، احتمالاً اون چیزی می‌دونه

298
00:19:06,366 --> 00:19:09,500
...این حتماً ظالمانه می‌شه اگه بهش بگیم راه رو نشون‌ـیمون بده

299
00:19:09,500 --> 00:19:13,233
.آخه معلوم نبود که اون هیولاها می‌خواستن باهاش چی کار کنن...

300
00:19:16,266 --> 00:19:20,100
ولی دنبال من اومدی، مگه نه؟

301
00:19:21,100 --> 00:19:24,900
.اگه هدف یا درخواستی داری، بهم بگو

302
00:19:25,433 --> 00:19:27,600
.می‌خوام برای اینکه دوباره جونم رو نجات دادی ازت تشکر کنم

303
00:19:28,633 --> 00:19:30,533
...طبق گفته‌های ساگی

304
00:19:31,133 --> 00:19:34,100
.این آدم هیچ احساسی نداره...

305
00:19:34,100 --> 00:19:39,433
.اما وقتی صحبت از یک شخص خاص می‌شه انسان بودن برای اون معنا پیدا می‌کنه...

306
00:19:39,666 --> 00:19:43,633
.در بقیه‌‌ی شرایط، اون بی احساس‌ـه

307
00:19:43,633 --> 00:19:46,666
.ولی این اطلاعات با چیزی که دارم می‌بینم فرق می‌کنه

308
00:19:47,100 --> 00:19:51,200
این نرم بودن چه تاثیری روی کارش می‌ذاره؟

309
00:19:52,966 --> 00:19:53,900
.هوی

310
00:19:55,300 --> 00:19:56,633
...چی شده

311
00:19:59,000 --> 00:19:59,966
.می‌گم

312
00:20:01,133 --> 00:20:04,666
اینجا همیشه این‌قدر گل بود؟

313
00:20:05,666 --> 00:20:06,466
!یوزوریها

314
00:20:20,033 --> 00:20:28,100
.سرنوشت یک قاتل بی‌احتیاط، بی‌رحم و گناهکاره

315
00:20:31,433 --> 00:20:32,833
.دیگه نمی‌تونم نزدیک‌تر بشم

316
00:20:33,700 --> 00:20:35,533
...اشکالی نداره که دیگه نتونم نزدیک‌تر بشم

317
00:20:36,233 --> 00:20:40,300
.تا وقتی که بتونیم اون رو از نزدیک تماشا کنم...

318
00:20:44,400 --> 00:20:47,766
چی؟ الان اجازه دارم نقاشی بکشم؟

319
00:20:47,766 --> 00:20:51,966
.البته الان احساس می‌کنم وسط یک کار مهم دیگه بودم

320
00:20:51,966 --> 00:20:55,100
.خب، مهم نیست، یکبار دیگه می‌کشم

321
00:20:57,533 --> 00:21:02,700
...یکبار... دیگه... می‌کشم

322
00:21:21,000 --> 00:21:23,933
.من رو بکشین؟ بکشین

323
00:21:24,766 --> 00:21:28,233
یوزوریها، حالا باید چی کار کنیم؟

324
00:21:28,233 --> 00:21:32,533
یکبار دیگه باید با این هیولا مبارزه کنیم؟

325
00:21:33,233 --> 00:21:35,933
.غیرممکنه
