﻿1
00:02:19,889 --> 00:02:22,308
خاندان والریون میاد سراغت

2
00:02:23,309 --> 00:02:25,728
مار آبی، سر آبله‌اییت رو
قطع می‌کنه

3
00:02:26,688 --> 00:02:29,023
نه، لطفا

4
00:02:42,579 --> 00:02:44,831
نه

5
00:03:09,272 --> 00:03:11,107
اژدهـــا

6
00:03:11,191 --> 00:03:13,234
درود بر شرفت، شاهزاده دیمون

7
00:03:27,373 --> 00:03:28,541
بیا شاهزاده

8
00:03:29,751 --> 00:03:31,419
نجاتم بده

9
00:03:40,094 --> 00:03:41,554
به سمت غارها

10
00:03:49,729 --> 00:03:51,356
به طرف غارها
عقب‌نشینی کنید

11
00:04:14,337 --> 00:04:15,713
کجایی؟

12
00:04:18,007 --> 00:04:20,343
بیا بیرون و باهام مواجه شو، دراهار

13
00:04:22,428 --> 00:04:24,138
بیا بیرون، دراهار

14
00:04:25,181 --> 00:04:26,808
کجایی؟

15
00:04:27,934 --> 00:04:30,353
به خورد خرچنگ‌هات می‌دمت

16
00:04:31,229 --> 00:04:32,689
کجایی؟

17
00:05:10,768 --> 00:05:12,145
موهاش به شما رفته، سرورم

18
00:05:13,646 --> 00:05:15,231
درسته

19
00:05:15,315 --> 00:05:17,442
چشم‌هاش هم همین‌طور -
این هم درسته -

20
00:05:19,402 --> 00:05:21,029
بینیت هم به من رفته، نه؟

21
00:05:21,112 --> 00:05:25,283
بچه‌مون هنوز دو سالشه، ولی با این‌حال
ببین چه حضور شاهانه‌ای به عمل آورده

22
00:05:25,366 --> 00:05:26,492
ممکنه، برادر

23
00:05:26,576 --> 00:05:28,494
ولی امروز صبح، مصّر بود

24
00:05:28,578 --> 00:05:30,330
که شوربا رو با دستش بخوره

25
00:05:32,040 --> 00:05:33,249
بزرگ می‌شه

26
00:05:34,667 --> 00:05:37,420
جشن مناسبی رو
به افتخارش برپا کردیم

27
00:05:38,379 --> 00:05:41,841
و یقیناً پس از اتمام این شکار
بسیار برای ضیافت خواهیم داشت

28
00:05:41,924 --> 00:05:44,010
چه چیزهایی؟

29
00:05:44,093 --> 00:05:46,220
تولد دو سالگی ایگانه

30
00:05:46,304 --> 00:05:47,889
طفولیتش داره به اتمام می‌رسه

31
00:05:47,972 --> 00:05:51,017
فقط مونده که ویسریس
اون رو وارث اعلام کنه

32
00:05:51,100 --> 00:05:53,102
خیلی مطمئن نباش

33
00:05:53,186 --> 00:05:54,729
اولین پسر پادشاهه

34
00:05:54,812 --> 00:05:57,815
فکرنکنم پادشاه، با چنین وضوحی
به این مسئله نگاه کنه

35
00:05:59,525 --> 00:06:02,111
این وظیفه که به دیدش وضوح بدی
بر دوش توئه

36
00:06:02,862 --> 00:06:04,781
لرد دست
[ مشاور اعظم ]

37
00:06:04,864 --> 00:06:06,783
...سرورم

38
00:06:08,076 --> 00:06:09,827
خبری مهم از استپ‌استونز دارم

39
00:06:11,079 --> 00:06:13,206
سیر کننده‌ی خرچنگ
تدارک حصر بلاداستون را مهیا کرده

40
00:06:13,289 --> 00:06:15,792
درحالی که افرادش، شبانه
ارتش ناوگان ما را نابود می‌کنند

41
00:06:15,875 --> 00:06:17,251
یه امروز رو بی‌خیال شو، تایلند

42
00:06:17,335 --> 00:06:20,380
امور استپ‌استونز، شوربختانه
بسی حائز اهمیت می‌باشد

43
00:06:20,463 --> 00:06:22,423
سه سال از این جریانات می‌گذره

44
00:06:22,507 --> 00:06:24,717
سه روز دیگه هم روش

45
00:06:28,930 --> 00:06:30,848
بیاید، میل کنید

46
00:06:30,932 --> 00:06:33,267
تا برای مسیر
جون بگیرید

47
00:06:34,519 --> 00:06:35,561
بفرما

48
00:06:36,354 --> 00:06:37,730
قافله آماده‌ست؟

49
00:06:37,814 --> 00:06:39,941
درحال حاضر در ریور گیته

50
00:06:40,024 --> 00:06:42,777
لرد جیسون انتظار دیدن‌مان را
تا قبل از نیمروز دارد

51
00:06:42,860 --> 00:06:46,072
رنیرا رو ندیدی؟ -
خیر، سرورم -

52
00:06:48,241 --> 00:06:51,369
حال که سه‌تن سالاری
در غارهای بلاد استون، مخفی گشته

53
00:06:51,452 --> 00:06:54,038
تهدید با اژدها، ثمری ندارد

54
00:06:54,122 --> 00:06:55,665
سرباز پیاده ندارن

55
00:06:56,249 --> 00:06:59,210
اما خیل عظیمی از مزدوران‌شون
دارن کناره گیری می‌کنن

56
00:06:59,293 --> 00:07:02,755
حتی مزدورها هم تشخیص دادن
که این یک اقدام شکست آمیزه

57
00:07:02,839 --> 00:07:04,090
رنیرا کجاست؟

58
00:07:04,173 --> 00:07:06,134
درحال حاضر اطلاعی ندارم، سرورم

59
00:07:06,217 --> 00:07:09,345
تلفات انسانی والریایی‌ها
بی‌شمار بوده، سرورم

60
00:07:10,304 --> 00:07:12,932
آتش مخالفت بین‌شان
شعله گرفته

61
00:07:13,766 --> 00:07:15,726
دیمون شرایط رو براشون سخت کرده

62
00:07:15,810 --> 00:07:18,729
کم کم دارن فرماندهیش رو
زیرسوال می‌برن

63
00:07:19,355 --> 00:07:21,816
...اگر قرار بر مداخله‌ی سلطنت باشد

64
00:07:21,899 --> 00:07:23,151
...تایلند -
حال بهترین زمان است -

65
00:07:23,234 --> 00:07:25,486
دیمون و مار آبی
بدون رخصت پادشاهی

66
00:07:25,570 --> 00:07:27,738
جنگ خود را آغاز کردند

67
00:07:27,822 --> 00:07:30,324
مداخله‌ی سلطنت
بعد از گذر این همه زمان

68
00:07:30,408 --> 00:07:32,326
تنها خروجی‌اش؛
 ضعیف جلوه داده شدن پادشاهی‌ست

69
00:07:32,410 --> 00:07:34,036
یه نفر می‌شه بهم بگه

70
00:07:34,120 --> 00:07:36,831
این دختر من، رنیرا کجاست؟

71
00:07:36,914 --> 00:07:42,128
در انظار اژدها

72
00:07:43,337 --> 00:07:48,426
در انظار اژدها

73
00:07:49,135 --> 00:07:50,052
از اول

74
00:07:51,554 --> 00:07:53,556
شاید شاهدخت مایل باشند
قطعه‌ای دگر را بشنوند

75
00:07:53,639 --> 00:07:55,558
نخیر، از اول بنواز

76
00:08:01,689 --> 00:08:04,734
به همراه کشتی‌ها

77
00:08:04,817 --> 00:08:07,653
و مردمش، دست به فرار زد

78
00:08:07,737 --> 00:08:10,823
...قلبش از غم آنان شکست که

79
00:08:11,908 --> 00:08:13,242
سرورم

80
00:08:13,326 --> 00:08:14,702
بهت اجازه دادم
که ننوازی؟

81
00:08:19,665 --> 00:08:21,209
از اول

82
00:08:26,923 --> 00:08:29,926
به همراه کشتی‌ها

83
00:08:30,009 --> 00:08:32,887
رنیرا -
بله، ملکه‌ی من؟ -

84
00:08:33,638 --> 00:08:35,806
حضورت در محوطه بیرونی دربار، ضروریه

85
00:08:35,890 --> 00:08:38,184
قافله شکار سلطنتی
در شرف اعزامه

86
00:08:38,267 --> 00:08:41,020
تصمیم گرفتم که به‌جاش
اینجا بمونم و مطالعه کنم

87
00:08:43,189 --> 00:08:44,565
تو برو، سمول

88
00:08:45,358 --> 00:08:47,735
شاهدخت بهت دستور داده که بمونی

89
00:08:48,444 --> 00:08:51,572
به دستور ملکه؛ جنگل خدایان رو
سریعاً ترک کن

90
00:08:54,367 --> 00:08:55,159
شاهدخت

91
00:08:58,371 --> 00:08:59,288
سرورم

92
00:09:03,125 --> 00:09:04,752
پادشاه می‌خواد بهمون بپیوندی

93
00:09:04,835 --> 00:09:06,295
پادشاه بهانه‌های زیادی
برای ضیافت داره

94
00:09:06,379 --> 00:09:07,672
نیازی به من نیست

95
00:09:07,755 --> 00:09:09,298
می‌خواد همه دورهم باشیم

96
00:09:10,508 --> 00:09:13,427
شاید شکارمون... خوش بگذره

97
00:09:14,428 --> 00:09:16,347
فرمان پادشاه‌ست؟

98
00:09:17,473 --> 00:09:19,600
...آره، ولی -
پس اطاعت می‌شه، سرورم -

99
00:09:20,601 --> 00:09:22,228
ولی نیاز به دستور و فرمان نیست

100
00:09:22,770 --> 00:09:26,107
لازم نیست این‌طوری پیش بره، رنیرا

101
00:09:34,991 --> 00:09:36,909
به راستی که خارق‌العاده‌ست

102
00:09:36,993 --> 00:09:40,204
اینکه تمام اعضای خانواده جمع شدیم
تا یک ماجراجویی رو در جنگل پادشاهی

103
00:09:40,246 --> 00:09:41,330
حشن بگیریم

104
00:09:48,212 --> 00:09:50,256
جایزه که با این شرایطت
سفر کنی؟

105
00:09:50,339 --> 00:09:53,092
استاد بهم گفته که گردش در طبیعت
برام خوبه

106
00:09:53,676 --> 00:09:56,846
به زودی خودت هم بچه دار می‌شی

107
00:09:56,929 --> 00:09:58,931
و از من پدربزرگی مفتخر می‌سازی

108
00:10:00,641 --> 00:10:02,727
اون‌قدرها هم بد نیست

109
00:10:02,810 --> 00:10:06,147
دوران حاملگی سخت و طولانیه
ولی ایگان سریع و بدون تحمیل سختی، به دنیا اومد

110
00:10:14,155 --> 00:10:16,282
امروز بهتره باهام سوارکاری کنی

111
00:10:17,366 --> 00:10:18,409
و توی شکار همراهم باشی

112
00:10:19,285 --> 00:10:20,411
ترجیح می‌دم نیام

113
00:10:21,245 --> 00:10:24,415
گرازها به هنگام سلاخی
مثل بچه‌ها، ناله می‌کنن

114
00:10:24,498 --> 00:10:26,792
برام ناراحت کننده‌ست

115
00:10:26,876 --> 00:10:28,544
ناسلامتی شکاره، رنیرا

116
00:10:31,172 --> 00:10:33,924
دوست چطور مشارکت داشته باشی؟

117
00:10:34,008 --> 00:10:35,217
دلیلی برای مشارکت نمی‌بینم

118
00:10:35,301 --> 00:10:37,470
...دلیلش اینه که دخترمی

119
00:10:37,553 --> 00:10:38,471
و شاهدخت

120
00:10:39,680 --> 00:10:41,349
این یعنی وظایفی داری

121
00:10:41,432 --> 00:10:43,434
بی وقفه هم که بهم یادآوری می‌شه

122
00:10:43,517 --> 00:10:45,770
نشنیدم؟ -
بی وقفه هم که بهم یادآوری می‌شه -

123
00:10:45,853 --> 00:10:49,106
اگه به این وظایفت پایبند باشی
کسی بهت یادآوری نمی‌کنه

124
00:10:49,190 --> 00:10:51,108
کسی به خاطر من
نیومده اینجا

125
00:11:53,170 --> 00:11:56,173
درود بر ایگون، بچه فاتح
دوم از نام او

126
00:11:57,299 --> 00:12:00,052
به افتخار تولد دو سالگیش

127
00:12:46,557 --> 00:12:49,518
گزارشاتی از ربوده شدن بانو جوهانا

128
00:12:49,602 --> 00:12:52,730
درحالی که یکی از کشتی‌های لرد سوآن
از استپ‌استونز گذر می‌کرده، رسیده

129
00:12:52,813 --> 00:12:54,523
چه به سر بانو جوهانا میاد؟

130
00:12:54,607 --> 00:12:57,443
اگه شایعه‌ها درست باشن
به یک خانه‌ی عفاف

131
00:12:57,526 --> 00:12:59,445
در شهرهای آزاد، فروخته شده

132
00:13:00,988 --> 00:13:03,866
متاسفانه خدایان
من رو برای شکار خلق نکردن

133
00:13:03,949 --> 00:13:05,284
نزد شما بنشینم، بانوان عزیز؟

134
00:13:05,367 --> 00:13:07,119
حتما، بفرما

135
00:13:07,870 --> 00:13:11,373
لاریس استرانگ، پسر آخر ارباب قوانین
لرد لایونل

136
00:13:11,457 --> 00:13:12,875
شوهرِ لردم می‌گه

137
00:13:12,958 --> 00:13:15,669
هیچ پادشاهی نتونسته؛ استپ استونز رو
برای مدت زیادی، تحت سلطه دربیاره

138
00:13:15,753 --> 00:13:18,798
جایی بی آب و علفه
که مناسب وحشیانه

139
00:13:18,881 --> 00:13:22,426
شاید شاهدخت بتونه
کمی بهمون اطلاعات بده

140
00:13:23,344 --> 00:13:25,012
فکرنکنم بتونم

141
00:13:25,095 --> 00:13:27,097
تاحالا به استپ‌استونز نرفتم

142
00:13:27,181 --> 00:13:30,184
عموی عزیزت، مغز متفکر پشت این جنگه

143
00:13:30,267 --> 00:13:32,061
این‌طور نیست؟ -
اطلاعی ندارم -

144
00:13:32,144 --> 00:13:33,646
سال‌هاست با دیمون حرف نزدم

145
00:13:33,729 --> 00:13:35,689
آخه به عنوان وارث
جای ایشون رو گرفتی

146
00:13:35,773 --> 00:13:37,858
دیمون تصمیم خودش رو گرفت، بانو کیرا

147
00:13:38,567 --> 00:13:40,236
شاهدخت برای این منصب
مناسب‌تر بود

148
00:13:41,445 --> 00:13:44,448
دیمون گندکاری عظیمی به بار آورده
و پادشاه باید بهش خاتمه بده

149
00:13:44,532 --> 00:13:48,619
می‌بایست کشتی بفرسته و این سه‌تن سالاری رو
 برای همیشه از بین ببره

150
00:13:49,912 --> 00:13:51,455
ولی سلطنت که در جنگ نیست

151
00:13:52,289 --> 00:13:55,376
هست، شاهدخت

152
00:13:55,459 --> 00:13:57,211
هرچند که پدرتون
از بیانش امتناع می‌کنن

153
00:13:57,294 --> 00:14:00,130
اما پامون توسط عموی عزیزتون
و مار آبی، به این جنگ باز شده

154
00:14:00,214 --> 00:14:03,551
اون‌وقت چطوری در این جنگ به قلمرو
خدمت کردید، بانو ردواین؟ با کیک خوردن؟

155
00:14:35,624 --> 00:14:37,710
...کنجکاوم شاهدخت

156
00:14:37,793 --> 00:14:40,337
آیا جشن تولد دوسالگی شما هم
چنین شکوه و عظمتی داشت؟

157
00:14:41,088 --> 00:14:43,632
حقیقتا نه من یادم میاد
و نه ایگان به یاد خواهد داشت

158
00:14:46,552 --> 00:14:47,887
لرد جیسون لنیستر هستم

159
00:14:49,054 --> 00:14:51,307
از شیرهای روی زره‌تون
متوجه خاندان‌تون شدم

160
00:14:51,390 --> 00:14:53,350
فکرنکنم درست حسابی
باهم آشنا شده باشیم

161
00:14:56,478 --> 00:14:59,398
برادر دوقلوتون، در شورای پدرم
به پادشاهی خدمت می‌کنه

162
00:14:59,982 --> 00:15:02,401
...تایلند

163
00:15:05,738 --> 00:15:08,824
جنگل پادشاهی، محل مناسبی برای شکاره

164
00:15:08,908 --> 00:15:11,368
ولی از اونجا بهتر کسترلی راک

165
00:15:11,452 --> 00:15:13,203
نزدیک خونه‌امه

166
00:15:13,287 --> 00:15:14,580
تاحالا تشریف آوردید؟

167
00:15:14,663 --> 00:15:16,749
یه بار، حالت تور داشت

168
00:15:16,832 --> 00:15:18,459
بچه بودم و با مادرم اومدم

169
00:15:18,542 --> 00:15:21,170
و حقیقتاً از اون موقع هم
چیزی به یاد ندارم

170
00:15:21,253 --> 00:15:24,048
ارتفاعش سه‌برابر های‌تاور اولدتاونه

171
00:15:24,131 --> 00:15:26,091
حتی از دیوار شمال هم بلندتره

172
00:15:26,175 --> 00:15:27,551
...می‌گن که

173
00:15:27,635 --> 00:15:31,013
اگه در یک روز که هوا صافه
روی برج بایستی

174
00:15:31,096 --> 00:15:33,891
می‌تونی سرتاسر دریای غروب رو ببینی

175
00:15:33,933 --> 00:15:37,102
...البته چاله‌ی اژدها که ندارم، ولی

176
00:15:37,186 --> 00:15:39,730
شرایط و هزینه ساختش رو هم ندارم

177
00:15:40,940 --> 00:15:42,858
چاله‌ی اژدها به چه کارت میاد؟

178
00:15:43,400 --> 00:15:45,361
برای نگه‌داری از اژدهایان دیگه

179
00:15:45,444 --> 00:15:47,446
برای ملکه‌م هرکاری می‌کنم

180
00:15:48,489 --> 00:15:50,991
یا شاید هم؛ همسر بانوم

181
00:16:12,680 --> 00:16:14,807
من برات چنین حکمی دارم؟

182
00:16:14,890 --> 00:16:17,434
یه جایزه که به خاندان‌های اعظم
عرضه کنی؟

183
00:16:22,272 --> 00:16:24,191
به سن ازدواج رسیدی، رنیرا

184
00:16:25,526 --> 00:16:27,027
و جیسون لنیستر
جفت بی‌نقصیه

185
00:16:27,111 --> 00:16:28,946
مغرور و افاده‌ایه

186
00:16:29,029 --> 00:16:30,614
با خودم گفتم
وجه مشترک‌تونه

187
00:16:32,282 --> 00:16:33,742
از اونجایی که به سن ازدواج رسیدی

188
00:16:33,826 --> 00:16:36,078
کلی نامه و درخواست

189
00:16:36,161 --> 00:16:38,038
از سرتاسر قلمرو به دستم رسیده

190
00:16:38,122 --> 00:16:39,957
همه‌شون درخواست ازدواجن

191
00:16:40,040 --> 00:16:41,500
و مدام سعی کردم

192
00:16:41,583 --> 00:16:43,085
تا درباره‌ش باهات حرف بزنم

193
00:16:43,168 --> 00:16:44,753
ولی هردفعه، سرباز زدی

194
00:16:44,837 --> 00:16:46,797
چون میل به ازدواج ندارم

195
00:16:46,880 --> 00:16:49,466
رنیرا، حتی من هم
از وظایف و رسوم، بالاتر نیستم

196
00:16:49,550 --> 00:16:51,427
ببخشید، سرورم

197
00:16:59,685 --> 00:17:00,936
باید ازدواج کنی

198
00:17:04,398 --> 00:17:05,816
بله؟ -
شکارگردانان سلطنتی -

199
00:17:05,899 --> 00:17:07,026
گزارشی فرستادن، سرورم

200
00:17:07,109 --> 00:17:10,112
گوزن سفیدی رو رؤیت کردن

201
00:17:11,655 --> 00:17:13,866
می‌گن «سلطان جنگل پادشاهیه» سرورم

202
00:17:13,949 --> 00:17:16,744
نمادی شاهانه برای ایگان
در روز تولدشه

203
00:17:39,099 --> 00:17:40,559
شاهدخت

204
00:17:47,149 --> 00:17:48,484
صبرکنید

205
00:18:08,378 --> 00:18:09,588
شاهدخت، آرام‌تر

206
00:18:19,223 --> 00:18:20,140
شاهدخت

207
00:18:23,018 --> 00:18:23,977
نه

208
00:18:26,063 --> 00:18:28,565
هوشه

209
00:18:36,782 --> 00:18:38,700
چی شد یهو؟

210
00:18:39,743 --> 00:18:41,995
...پدرم

211
00:18:42,079 --> 00:18:44,915
می‌خواد من رو به جیسون لنیستر
پیشکش کنه

212
00:18:47,251 --> 00:18:50,671
من رو وارث خودش کرد

213
00:18:50,754 --> 00:18:53,674
تا روزی همسر لردی

214
00:18:53,757 --> 00:18:55,676
از کسترلی راک بشم؟

215
00:18:59,012 --> 00:19:00,889
می‌خواید بکشمش؟

216
00:19:07,271 --> 00:19:09,523
باید به اردوگاه برگردیم، شاهدخت

217
00:19:12,609 --> 00:19:14,153
روز زیباییه

218
00:19:15,112 --> 00:19:17,030
توی جنگل پادشاهی، حرف زدن
و گذر کردن، می‌چسبه

219
00:19:22,744 --> 00:19:25,414
تاحالا کسی رو برات نشان کردن، سر کول؟

220
00:19:25,497 --> 00:19:28,041
تا جایی که یادمه؛ وقتی پدرم
توی بلک‌هیون خدمت می‌کرد

221
00:19:28,125 --> 00:19:30,878
جوون بودم و ماجراجو

222
00:19:30,961 --> 00:19:32,296
ولی جایگاهم در حدی نبود

223
00:19:32,379 --> 00:19:33,714
که کسی رو به طور رسمی
برام نشان کنن

224
00:19:34,715 --> 00:19:36,425
قبل از عهد بستن
به عنوان محافظ پادشاه

225
00:19:36,508 --> 00:19:38,677
می‌تونستم با دختر رعیتی
که می‌خواستم، ازدواج کنم

226
00:19:38,760 --> 00:19:42,055
خوش به حالت
که اختیارت دست خودته

227
00:19:42,139 --> 00:19:45,309
خیلی‌ها ترجیح می‌دن
که جایگاه‌شون رو با شما عوض کنن

228
00:19:47,186 --> 00:19:50,105
چون هیچ‌کدوم‌شون
در جایگاه من نبودن

229
00:19:50,939 --> 00:19:52,691
ممکنه شاهدخت دراگون‌استون باشم

230
00:19:52,774 --> 00:19:54,276
ولی ناتوان و بی اختیارم

231
00:19:56,862 --> 00:19:57,988
...یه زمانی

232
00:19:58,989 --> 00:20:01,033
همین دو سه سال پیش

233
00:20:01,116 --> 00:20:04,786
اون‌قدر قدرتمند بودید
که اسمم رو در «کتاب سفید» بنویسید

234
00:20:04,870 --> 00:20:06,455
و زمانی که پدرتون
من رو محافظ پادشاه انتخاب کرد

235
00:20:06,538 --> 00:20:09,082
بزرگ‌ترین افتخاری بود
که یه «کول» کسب کرده بود

236
00:20:10,334 --> 00:20:12,252
تمامش رو مدیون شما هستم

237
00:20:14,421 --> 00:20:17,341
این بی‌توانی و بی‌اختیاری نیست، شاهدخت

238
00:20:49,414 --> 00:20:51,792
سرورم؟ -
فاصله‌ش چه‌قدره؟ -

239
00:20:51,875 --> 00:20:54,461
فضولاتش نیم فرسخ
به سمت شرق رؤیت شده

240
00:20:59,091 --> 00:21:02,261
همچنان داغه -
بین دو تا سه ساعت، سرورم -

241
00:21:02,344 --> 00:21:04,137
تحت نظر بهترین دیده‌بانانم بودن

242
00:21:04,221 --> 00:21:06,473
این چهارپا، 35 استون قد و بالاشه

243
00:21:06,556 --> 00:21:08,934
ردش رو گرفتیم

244
00:21:09,017 --> 00:21:12,187
قبل از فرمانروایی اژدهایان بر وستروس

245
00:21:12,271 --> 00:21:14,898
گوزن سفید، در این اراضی
نماد سلطنت بود

246
00:21:16,525 --> 00:21:18,443
اون هم توی چنین روزی

247
00:21:19,319 --> 00:21:22,155
بنده هیچ‌وقت اهل نمادگشایی نبودم

248
00:21:22,239 --> 00:21:25,450
ولی حس می‌کنم خدایان؛ با زبان بی‌زباتی
لطف‌شون رو بهمون نشون دادن

249
00:22:07,701 --> 00:22:09,286
...سرورم

250
00:22:12,039 --> 00:22:15,834
این رو به افتخار شاهزاده ایگان
در گالری طلایی، ساختم

251
00:22:27,846 --> 00:22:29,056
مجذوب کننده‌ست

252
00:22:30,515 --> 00:22:33,852
امید است تا در امر کشتن گوزن سفید
یاری‌تان دهد

253
00:22:36,772 --> 00:22:38,690
سلطان جنگل‌های چادشاهی

254
00:22:40,442 --> 00:22:42,986
گویا که هفت خدایان
امروز را برکت داده‌اند

255
00:22:43,528 --> 00:22:46,448
ممنون بابت سخاوت‌مندیت

256
00:22:49,368 --> 00:22:50,911
باعث افتخارم است

257
00:22:52,079 --> 00:22:55,082
که شاهدخت رنیرا را
به همسری درآورم، سرورم

258
00:22:56,458 --> 00:22:58,043
پیشنهاد من

259
00:22:58,126 --> 00:23:01,380
افزایش قوای سلطنت
و دخترتان می‌باشد

260
00:23:04,132 --> 00:23:08,261
به‌نظرت خاندان تارگرین
محتاج قوای کسیه؟

261
00:23:08,762 --> 00:23:11,640
اگر کسی به شما پیشنهاد اژدها می‌داد
دست رد به سینه‌اش می‌زدید؟

262
00:23:12,391 --> 00:23:14,935
اژدهایی برای پیشنهاد داری؟

263
00:23:17,479 --> 00:23:19,856
کسترلی راک، جایگاهی باشکوه است

264
00:23:19,940 --> 00:23:23,151
رنیرا می‌تواند بدون شرمساری
درکنار من، جایگاه‌اش را کسب نموده

265
00:23:23,235 --> 00:23:26,196
و در فقدان جایگاه‌اش
احساس کمبود نکند

266
00:23:26,947 --> 00:23:28,865
کدام فقدان جایگاه؟

267
00:23:29,783 --> 00:23:33,203
چنین رخ می‌دهد اگر شاهزاده ایگان را
به وراثت بخوانید، سرورم

268
00:23:33,286 --> 00:23:35,205
و کِی قراره چنین کاری کنم؟

269
00:23:36,665 --> 00:23:40,460
فرض بر این گرفتم
حال که وی اولین پسر شماست

270
00:23:40,544 --> 00:23:43,380
...همه‌مان فرض بر این گرفتیم -
همه‌تان؟ -

271
00:23:44,464 --> 00:23:47,050
نکنه پرچمدارانت، انتخاب وارث من رو
زیرسوال بردن؟

272
00:23:47,134 --> 00:23:48,343
البته که نه، سرورم

273
00:23:48,427 --> 00:23:50,595
سوگند یاد کردی که در قبال وجود هرگونه شورش

274
00:23:50,679 --> 00:23:52,848
بر علیه قلمروی من، بهم گزارش بدی -
شورش؟ -

275
00:23:52,931 --> 00:23:55,517
چنین چیزی اصلا رخ نداده، سرورم

276
00:23:55,600 --> 00:23:59,563
من الکی تصمیم نگرفتم
که رنیرا رو به عنوان وارث خودم انتخاب کنم

277
00:24:00,897 --> 00:24:04,568
تمام لردهای قلمرو
این رو به یاد خواهند داشت

278
00:24:07,362 --> 00:24:10,282
بابت هدیه‌ت ممنون

279
00:24:13,577 --> 00:24:14,703
سرورم

280
00:24:19,332 --> 00:24:22,878
شکارگردانان ردش رو گرفتن
و سگ‌های شکاری رو فرستادن

281
00:24:22,961 --> 00:24:25,255
به زوی گوزن سفید رو
خفت می‌کنن

282
00:24:25,338 --> 00:24:27,883
‫غنیمت‌تون در دسترسه

283
00:24:30,010 --> 00:24:32,929
‫نظرتون درباره پیشنهاد لرد جیسون چیه؟

284
00:24:33,597 --> 00:24:36,141
‫اون مرد غرق در غروره

285
00:24:39,603 --> 00:24:43,148
‫شما فقط پدر رنیرا نیستین
‫پادشاهین

286
00:24:43,899 --> 00:24:45,442
‫دخترتون از فرمان‌تون اطاعت می‌کنه

287
00:24:47,110 --> 00:24:50,405
‫دوست ندارم بهش فرمان بدم، آتو

288
00:24:50,489 --> 00:24:52,616
‫می‌خوام شاد باشه

289
00:24:58,371 --> 00:25:01,291
‫انتخاب دیگه‌ای فرای کسترلی راک
‫هم وجود داره

290
00:25:02,584 --> 00:25:05,754
‫انتخابی که ممکنه باهاش راحت‌تر باشین

291
00:25:05,837 --> 00:25:08,673
‫انتخابی... که به خانه نزدیک‌تره

292
00:25:09,382 --> 00:25:11,301
‫کی رو در نظر داری؟

293
00:25:14,804 --> 00:25:16,223
‫شاهزاده ایگان

294
00:25:25,357 --> 00:25:27,150
‫پسره تازه دوسالش شده، آتو

295
00:25:27,234 --> 00:25:31,738
‫بله، اما باعث پایان دادن
‫به خاستگاری‌های بی‌پایان از رنیرا می‌شه

296
00:25:33,657 --> 00:25:37,077
‫- نامزدشون کن
‫- اومدم شکار...

297
00:25:37,160 --> 00:25:41,081
‫نمی‌خوام توی دریای سیاست
‫غرق بشم

298
00:25:42,374 --> 00:25:44,292
‫دیگه حرف رو نخواهیم زد

299
00:26:14,155 --> 00:26:17,492
‫ما سوارکارانی فرستادیم
‫تا رنیرا را پیدا کنند،‌ اعلی‌حضرت

300
00:26:17,951 --> 00:26:20,787
‫سر کریستون رفته است دنبال‌شان
‫پس امید است که با هم باشند

301
00:26:20,870 --> 00:26:23,206
‫دختره یه خلاف‌گرای بی‌مبالاست

302
00:26:24,583 --> 00:26:27,252
‫اگه به جاش ازدواج با لنیسترها
‫رو ممنوع می‌کردم

303
00:26:27,335 --> 00:26:30,463
‫واسه‌ی مخالفت کردن، با لرد جیسون
‫پا به فرار می‌گذاشت

304
00:26:32,048 --> 00:26:34,593
‫چه پادشاه تارگرین واقعی‌ای هستم من

305
00:26:35,677 --> 00:26:39,014
‫که زورم به دختر 17 ساله خودم نمی‌رسه

306
00:26:39,806 --> 00:26:42,475
‫پادشاه جاهاریس نیم‌قرن در صلح و دوستی
‫فرمان‌روایی کردند

307
00:26:42,559 --> 00:26:46,021
‫در حالی که فرزندان‌شان او را
‫به مرز دیوانگی رساندند...

308
00:26:46,104 --> 00:26:48,315
‫علی‌الخصوص، دختران‌شان

309
00:26:48,398 --> 00:26:50,775
‫رسم همینه، اعلی‌حضرت

310
00:26:52,277 --> 00:26:54,279
‫مایلید نظر من را در این رابطه بدانید؟

311
00:26:57,073 --> 00:26:58,867
‫نکنه باید حدس بزنم؟

312
00:27:00,952 --> 00:27:02,662
‫معتقدی که پسرت

313
00:27:02,746 --> 00:27:05,248
‫سر هاروین استخوان‌شکسته

314
00:27:05,332 --> 00:27:08,543
‫قوی‌ترین شوالیه هفت پادشاهی

315
00:27:08,627 --> 00:27:10,920
‫بهترین انتخاب واسه رنیراست

316
00:27:12,672 --> 00:27:14,799
‫خجالت زده‌ام کردید، سرورم
‫اما نه

317
00:27:15,800 --> 00:27:18,053
‫به نظر من بهترین جفت برای رنیرا

318
00:27:18,136 --> 00:27:19,763
‫پسر مار آبی

319
00:27:19,846 --> 00:27:21,056
‫سر لینور است

320
00:27:22,182 --> 00:27:25,352
‫چند سال پیش، بهتون توصیه کردم
‫که خواهرش را به همسری بگیرید

321
00:27:25,435 --> 00:27:27,354
‫استدلالم تغییری نکرده است

322
00:27:28,396 --> 00:27:30,940
‫لینور رگ خالص والرینی دارد

323
00:27:31,858 --> 00:27:34,778
‫خون دخترعموی‌تان، شاهدخت رینیس
‫در رگ‌هایش جریان دارد

324
00:27:35,362 --> 00:27:38,698
‫و وارث ثروتمندترین خاندان قلمروست

325
00:27:39,824 --> 00:27:42,911
‫از آخرین باری که صحبت کردیم
‫اختلاف بین خاندان‌های‌تان کمتر نشده است

326
00:27:42,994 --> 00:27:45,205
‫این عمل نقش بسزایی برای آرامش دادن
‫به لرد کورلیس دارد

327
00:27:45,288 --> 00:27:48,166
‫از هر عمل ناسزاواری که انجام بدهد
‫یا ندهد

328
00:27:53,963 --> 00:27:56,257
‫البته که باید دعا کنیم
‫لینور از درگیری استپ‌استونز

329
00:27:56,341 --> 00:27:57,884
‫جان سالم به در ببرد

330
00:28:31,626 --> 00:28:34,546
‫شاهدخت، ملزم هستم برای آخرین بار
‫درخواست کنم که به اردوگاه برگردیم

331
00:28:36,005 --> 00:28:37,924
‫اینجا رو ترجیح می‌دم

332
00:28:39,926 --> 00:28:43,138
‫عالی‌جناب بدون‌شک در غیاب شما
‫نگران هستن

333
00:28:43,221 --> 00:28:47,142
‫عالی‌جناب اگه می‌خواد
‫می‌تونه از نگرانی دق کنه

334
00:28:57,527 --> 00:28:59,070
‫بگو ببینم،‌ سر کریستون

335
00:29:00,822 --> 00:29:03,742
‫به نظرت قلمرو من رو به عنوان ملکه
‫می‌پذیره؟

336
00:29:11,499 --> 00:29:14,043
‫چاره‌ی دیگری ندارن، شاهدخت

337
00:31:08,992 --> 00:31:10,910
‫همه‌چیز مرتبه، عالی‌جناب؟

338
00:31:14,789 --> 00:31:16,082
‫راستش...

339
00:31:17,166 --> 00:31:21,296
‫من وارثش کردم
‫تا قلمرو رو از شر دیمون نجات بدم

340
00:31:24,007 --> 00:31:25,550
‫رنیرا تنها فرزندم بود

341
00:31:27,343 --> 00:31:29,262
‫«دلخوشی قلمرو»

342
00:31:30,263 --> 00:31:32,181
‫از سر علاقه وارث خوندمش

343
00:31:33,391 --> 00:31:35,602
‫چون اعتقاد داشتم که دیگه...

344
00:31:37,103 --> 00:31:38,771
‫به چی اعتقاد داشتی، عشق من؟

345
00:31:47,155 --> 00:31:50,074
‫در خاندان ما خیلی‌ها اژدهاسوار بودن

346
00:31:52,243 --> 00:31:54,662
‫کمتر کسی بین‌مون
‫روشن‌بین بوده

347
00:31:59,125 --> 00:32:00,835
‫اژدها در مقابل تقدیر

348
00:32:01,711 --> 00:32:03,671
‫چه قدرتی داره؟

349
00:32:03,755 --> 00:32:05,214
‫دیروقته، همسر من

350
00:32:05,298 --> 00:32:07,300
‫وقتی رنیرا بچه بود...

351
00:32:08,384 --> 00:32:10,303
‫توی خواب دیدم...

352
00:32:11,554 --> 00:32:13,890
‫به وضوح همین شعله‌ها دیدم

353
00:32:15,725 --> 00:32:18,645
‫که صاحب یه فرزند مذکر شدم

354
00:32:19,395 --> 00:32:21,314
‫که تاج فاتح رو به سر داشت
‫[ ایگان فاتح ]

355
00:32:23,733 --> 00:32:26,319
‫چنان دوست داشتم که به حقیقت دربیاد

356
00:32:26,402 --> 00:32:28,321
‫که خودم هم روشن‌بین باشم

357
00:32:30,698 --> 00:32:33,618
‫شب‌ها پس از دیگری
‫دنبال اون رویا بودم...

358
00:32:35,078 --> 00:32:36,996
‫اما دیگه نیومد سراغم

359
00:32:38,748 --> 00:32:41,668
‫تمام افکار و اراده‌ام رو وقفش کردم

360
00:32:44,504 --> 00:32:46,673
‫و اصرارم باعث مرگ مادر رنیرا شد

361
00:32:46,756 --> 00:32:48,383
‫ویسریس

362
00:32:49,634 --> 00:32:54,222
‫فکر می‌کردم رنیرا راه بیرون آمدن من
‫از اعماق ناراحتی و پشیمانی باشه

363
00:32:56,432 --> 00:32:58,893
‫و وارث خوندنش کم‌کم همه چیز
‫رو درست کنه

364
00:32:58,977 --> 00:33:01,896
‫- درست کرد
‫- هرگز تصور نمی‌کردم دوباره ازدواج کنم

365
00:33:02,897 --> 00:33:04,482
‫که پسردار بشم

366
00:33:09,529 --> 00:33:11,447
‫اگه اشتباه کرده باشم چی؟

367
00:34:13,092 --> 00:34:14,427
‫چپ

368
00:34:22,894 --> 00:34:25,146
‫شاید سفید نباشه، اعلی‌حضرت

369
00:34:25,229 --> 00:34:26,230
‫اما خیلی سرسخته

370
00:34:33,780 --> 00:34:36,741
‫اعلی‌حضرت
‫بفرمایید باهاش بکشین

371
00:35:02,391 --> 00:35:03,935
‫بفرمایید، اعلی‌حضرت

372
00:35:34,423 --> 00:35:36,259
‫یک بار دیگه، اعلی‌حضرت

373
00:35:36,717 --> 00:35:37,885
‫کمی به سمت چپ‌تون

374
00:37:08,643 --> 00:37:10,228
‫نه

375
00:38:33,269 --> 00:38:34,562
‫بیا، شاهزاده خوشگله

376
00:38:34,645 --> 00:38:36,731
‫بذار مادرت یه‌کم آرامش داشته باشه

377
00:38:51,746 --> 00:38:53,289
‫از شکار لذت بردید، سرورم؟

378
00:38:54,749 --> 00:38:58,127
‫- به قدر کافی
‫- نوه‌ام چطوره؟

379
00:38:59,337 --> 00:39:01,922
‫بانوان لنیستر و ردواین
‫حسابی بهش علاقه‌مند شدن

380
00:39:02,006 --> 00:39:03,924
‫باید هم بشن

381
00:39:04,925 --> 00:39:06,844
‫آینده‌ی قلمروئه

382
00:39:08,512 --> 00:39:11,515
‫خودت عظمت این بزرگداشت رو دیدی

383
00:39:11,599 --> 00:39:13,934
‫که چطور مردم رو متحد کرد

384
00:39:14,018 --> 00:39:15,353
‫با پسردار کردن پادشاه

385
00:39:15,436 --> 00:39:18,689
‫به 15 سال شک و تردید
‫خاتمه دادی

386
00:39:19,648 --> 00:39:21,067
‫ایگان، مثل هم‌نامش
‫[ ایگان فاتح ]

387
00:39:21,150 --> 00:39:23,694
‫متولد شده تا به هفت پادشاهی حکم‌رانی کنه

388
00:39:24,195 --> 00:39:28,115
‫اگه ویسریس بخواد وارث خطابش کنه
‫قلمرو استقبال می‌کنه

389
00:39:34,080 --> 00:39:35,623
‫و این موضوع راضیت نمی‌کنه؟

390
00:39:36,374 --> 00:39:39,919
‫- نمی‌خوای پسرت پادشاه شه؟
‫- کدوم مادره که نخواد؟

391
00:39:40,920 --> 00:39:42,880
‫نباید این حقیقت رو نادیده بگیری

392
00:39:42,963 --> 00:39:46,092
‫که اگه رنیرا بخواد برای رسیدن به تخت
‫از ایگان عبور کنه

393
00:39:46,175 --> 00:39:48,302
‫قلمرو متلاشی می‌شه

394
00:39:50,471 --> 00:39:53,682
‫همه باهاش پیمان وفاداری بستن
‫من‌جمله خاندان ما

395
00:39:53,766 --> 00:39:55,684
‫قضیه مال قبل از تولد ایگانه

396
00:39:57,103 --> 00:39:58,854
‫رینیرا ملکه خوبی می‌شه

397
00:39:58,938 --> 00:40:03,275
‫حتی اگه جاهاریس دوباره در کالبد رنیرا
‫زنده بشه هم فایده نداره

398
00:40:04,985 --> 00:40:07,988
‫- رینیرا زنه
‫- پسر من چی؟

399
00:40:08,072 --> 00:40:10,908
‫نکنه می‌خوای مردی رو تربیت کنم
‫تا حق طبیعی خواهرش رو بخوره؟

400
00:40:10,991 --> 00:40:13,911
‫این ایگانه که داره حقش خورده می‌شه

401
00:40:13,994 --> 00:40:15,955
‫اون پسر ارشد پادشاهه

402
00:40:16,038 --> 00:40:18,124
‫رد کردن وراثتش به تاج و تخت

403
00:40:18,207 --> 00:40:20,626
‫دست بردن به قوانین
‫انسان‌ها و خدایانه

404
00:40:22,795 --> 00:40:26,757
‫مسیر پیش‌رو نامشخصه
‫اما پایانش معینه

405
00:40:26,841 --> 00:40:28,759
‫ایگان پادشاه می‌شه

406
00:40:29,427 --> 00:40:32,430
‫باید ویسریس رو سر عقل بیاری

407
00:40:34,056 --> 00:40:36,058
‫سریع به دوارف‌استون برس، سر آدام

408
00:40:36,142 --> 00:40:38,477
‫شخصاً این نامه
‫رو به دست شاهزاده دیمون بده

409
00:40:38,561 --> 00:40:40,104
‫الساعه، اعلی‌حضرت

410
00:40:48,654 --> 00:40:51,574
‫- دوارف‌استون؟
‫- دارم واسه دیمون نامه می‌فرستم

411
00:40:52,158 --> 00:40:54,577
‫کمک در راه استپ‌استونزه

412
00:40:55,619 --> 00:40:59,415
‫- اون تقاضای کمک کرده؟
‫- به زودی کُشته می‌شه

413
00:40:59,498 --> 00:41:01,667
‫اما پادشاهش نمی‌خواد اجازه بده

414
00:41:06,338 --> 00:41:08,549
‫به نظرت تصمیم من صحیح نیست؟

415
00:41:08,632 --> 00:41:11,135
‫همون‌طور که اغلب بهم خاطرنشان شده

416
00:41:11,218 --> 00:41:13,095
‫مهم نیست چه نظری دارم

417
00:41:15,598 --> 00:41:18,142
‫همین‌طوریش دیمون مثل خاری
‫در بدن من فرو رفته

418
00:41:18,976 --> 00:41:20,853
‫تو هم می‌خوای مثل اون باشی؟

419
00:41:22,271 --> 00:41:23,939
‫باید سر هر چیز
‫مجادله کنیم؟

420
00:41:24,023 --> 00:41:27,276
‫اگه منظور تلاش‌تون برای
‫شوهر دادن من به کسترلی راک باشه

421
00:41:28,819 --> 00:41:30,404
‫ببخشید، رنیرا

422
00:41:31,572 --> 00:41:33,866
‫سعی داشتم کمکت کنم

423
00:41:33,949 --> 00:41:35,117
‫کمک نمی‌خوای؟

424
00:41:36,327 --> 00:41:39,705
‫چرا باید هر تلاشی
‫از جانب تو

425
00:41:39,788 --> 00:41:42,708
‫- تا سرحد مرگ مقاومت بشه؟
‫- چون می‌خواین من رو جایگزین کنین...

426
00:41:43,626 --> 00:41:45,920
‫با پسر آلیسنت های‌تاویر

427
00:41:46,003 --> 00:41:48,380
‫همون پسری که همیشه دنبالش بودین

428
00:41:49,089 --> 00:41:50,758
‫حالا نصیب‌تون شده

429
00:41:50,841 --> 00:41:53,385
‫من دیگه براتون استفاده‌ای ندارم

430
00:41:53,469 --> 00:41:55,763
‫دیگه وقتش رسیده
‫من رو ارزون بفروشین

431
00:41:55,846 --> 00:41:59,391
‫به یه قلعه‌ی کوهستانی
‫یا ناوگان کشتی

432
00:41:59,475 --> 00:42:01,519
‫تو درموردم قضاوت اشتباه کردی
‫رنیرا

433
00:42:01,602 --> 00:42:03,395
‫همه می‌دونن

434
00:42:03,479 --> 00:42:05,564
‫جیسون لنیستر می‌دونه

435
00:42:05,648 --> 00:42:07,149
‫خودتون گفتین

436
00:42:07,233 --> 00:42:10,069
‫که اربابان قلمرو
‫مانند لاشخورها میان بالا سرم

437
00:42:10,152 --> 00:42:12,154
‫تا استخون‌هام رو تکه‌پاره کنن

438
00:42:14,949 --> 00:42:18,827
‫حقیقتی هست که ما به عنوان حکم‌رانان
‫باید ازدواج مصلحتی بکنیم

439
00:42:18,911 --> 00:42:21,997
‫برای شکل‌گیری اتحادها
‫و تقویت نیرومون

440
00:42:22,081 --> 00:42:24,542
‫همیشه متوجه این موضوع بودی

441
00:42:25,042 --> 00:42:27,628
‫خود من رو هم به مادرت
‫وعده داده بودن، وقتی فقط...

442
00:42:27,711 --> 00:42:29,380
‫هفده سال‌تون بوده

443
00:42:29,463 --> 00:42:31,465
‫ویل ارتشی داشت که شمال رو به چالش بکشه

444
00:42:31,549 --> 00:42:34,093
‫از زمانی که گوش‌هام دراومدن
‫این داستان رو دارم می‌شنوم

445
00:42:35,386 --> 00:42:37,304
‫من عاشقش بودم

446
00:42:38,013 --> 00:42:39,431
‫اون من رو مرد کرد

447
00:42:43,143 --> 00:42:45,396
‫من دنبال این نیستم
‫که جایگزینت کنم،‌ فرزندم

448
00:42:47,022 --> 00:42:49,275
‫این چند سال اخیر
‫خیلی تنها بودی

449
00:42:49,358 --> 00:42:51,277
‫تنها و خشمگین

450
00:42:52,861 --> 00:42:54,572
‫من عمر همیشگی ندارم

451
00:42:54,655 --> 00:42:56,657
‫می‌خوام رضایتت رو ببینم

452
00:42:56,740 --> 00:42:58,242
‫حتی خوشبختیت رو

453
00:42:58,325 --> 00:42:59,577
‫به نظرت یه مرد خوشبختم می‌کنه؟

454
00:42:59,660 --> 00:43:01,704
‫- خانواده می‌کنه
‫- من خانواده داشتم

455
00:43:01,787 --> 00:43:03,330
‫انتظار داری چی‌کار کنم؟!

456
00:43:03,414 --> 00:43:06,250
‫اگه واسه مصلحت بود،
‫با لینا ولاریون ازدواج می‌کردین!

457
00:43:11,338 --> 00:43:12,881
‫دروغ نیست

458
00:43:15,634 --> 00:43:17,761
‫باید ازدواج کنی

459
00:43:18,470 --> 00:43:21,098
‫ادعای خودت رو تقویت کنی

460
00:43:21,181 --> 00:43:23,392
‫جانشینی خودت رو محکم کنی

461
00:43:23,475 --> 00:43:24,810
‫و تولید مثل کنی

462
00:43:26,312 --> 00:43:27,938
‫حالا جفت خودت رو

463
00:43:29,732 --> 00:43:31,108
‫خودت انتخاب کن

464
00:43:32,192 --> 00:43:33,944
‫پیداش کن

465
00:43:34,028 --> 00:43:37,615
‫یکی رو پیدا کن که راضیت کنه
‫مثل من

466
00:43:53,172 --> 00:43:54,298
‫رینیرا...

467
00:44:00,387 --> 00:44:03,140
‫یه دوره دودل شدم

468
00:44:04,850 --> 00:44:08,187
‫اما الان به جان تو قسم
‫به جان مادرت قسم

469
00:44:09,355 --> 00:44:11,273
‫که تو جایگزین نمی‌شی

470
00:44:54,900 --> 00:44:58,153
‫ما 16 یا شاید 18 کشتی دریارو داریم

471
00:44:58,237 --> 00:45:00,489
‫هفتصد پیاده نظام
‫حدود 60 شوالیه

472
00:45:00,572 --> 00:45:04,326
‫غذامون خیلی زود تموم می‌شه
‫بجز ماهی‌هایی که می‌تونیم از دریا صید کنیم

473
00:45:04,410 --> 00:45:05,744
‫به نظرم دو هفته فرصت داریم

474
00:45:05,828 --> 00:45:08,539
‫با جیره‌بندی سفت و سخت
‫شاید یه‌کم بیشتر

475
00:45:08,622 --> 00:45:10,624
‫از دریفت‌مارک درخواست
‫کشتی‌های بیشتری کردم

476
00:45:10,708 --> 00:45:13,293
‫اما چند هفته باهامون فاصله دارن

477
00:45:13,377 --> 00:45:16,130
‫در حال تزتزل هستیم
‫و سه تن سالاری از این موضوع باخبره

478
00:45:16,213 --> 00:45:19,717
‫باید حمله رو شدید کنیم
‫به فرستادن اژدهایان ادامه بدیم

479
00:45:19,800 --> 00:45:22,261
‫بی‌فایده‌ست، پدر

480
00:45:22,344 --> 00:45:24,763
‫خرچنگ سیرکن در این نقطه
‫یه گلوگاه استراتژیکی ساخته

481
00:45:24,847 --> 00:45:26,515
‫پشت این تپه‌ها

482
00:45:27,015 --> 00:45:28,392
‫کمان‌داران ارتفاعات رو تصاحب کردن

483
00:45:28,475 --> 00:45:30,144
‫و سربازان پیاده زمین رو

484
00:45:30,227 --> 00:45:32,396
‫بارها و بارها با اژدها بهشون هجوم بردیم

485
00:45:32,479 --> 00:45:34,606
‫اما همه‌ش عقب‌نشینی می‌کنن توی غارها

486
00:45:34,690 --> 00:45:38,527
‫اژدهایان این‌قدر توی هوا می‌مونن
‫تا از آسمون سقوط کنن

487
00:45:38,610 --> 00:45:39,862
‫خرچنگ سیرکن و افرادش

488
00:45:39,945 --> 00:45:41,697
‫دلیلی ندارن که از غارها بیان بیرون

489
00:45:41,780 --> 00:45:43,657
‫باید براشون دلیلی بتراشیم

490
00:45:43,741 --> 00:45:46,618
‫طعمه‌ی گوشت
‫برای به چنگال انداختن خرچنگ

491
00:45:46,702 --> 00:45:48,078
‫چه کسی؟

492
00:45:48,162 --> 00:45:50,038
‫بازگشت اژدها!

493
00:45:57,463 --> 00:45:58,964
‫بله. چه کسی؟

494
00:45:59,047 --> 00:46:01,550
‫چه کسی با اشتیاق
‫خودش رو به کام مرگ می‌فرسته؟

495
00:46:01,633 --> 00:46:03,510
‫اون شوالیه‌ای که داخل
‫اون سیاه‌چاله قدم می‌گذاره رو نشونم بده

496
00:46:03,594 --> 00:46:05,345
‫برادرزاده، تا بهت نشون بدم دیوانه کیه

497
00:46:05,429 --> 00:46:08,015
‫- دیمون
‫- به‌خاطر دیمونه که داریم شکست می‌خوریم!

498
00:46:08,098 --> 00:46:10,768
‫حداقل داره توی جنگل شرکت می‌کنه

499
00:46:10,851 --> 00:46:13,520
‫نقش تو توی این شورا چی بوده، عمو

500
00:46:13,604 --> 00:46:15,355
‫- به غیر از ارباب اعتراضات بودن؟
‫- بسه، لینور

501
00:46:15,439 --> 00:46:18,317
‫اگه قدم‌گاه پادشاه دیمون رو حمایت نکنه

502
00:46:18,400 --> 00:46:20,068
‫چرا ما باید بکنیم؟

503
00:46:26,408 --> 00:46:30,412
‫ویموند، چه فامیل باشیم چه نباشیم
‫نمی‌گذارم مسبب شورش بشی

504
00:46:51,975 --> 00:46:54,394
‫اگه کنترل این جنگ رو به دست نگیرید
‫سرورم

505
00:46:54,478 --> 00:46:57,231
‫همه‌مون به زودی خوراک خرچنگ‌ها می‌شیم

506
00:47:13,330 --> 00:47:14,706
‫شاهزاده دیمون

507
00:47:14,790 --> 00:47:17,584
‫پیغام اعلی‌حضرت
‫ویسریس تارگرین را آوردم

508
00:47:17,668 --> 00:47:19,419
‫نخست از نام او
‫پادشاه آندال‌ها

509
00:47:19,503 --> 00:47:21,380
‫روینارها
‫و مردان نخستین

510
00:47:21,463 --> 00:47:24,383
‫ارباب هفت پادشاهی
‫و محافظ قلمرو

511
00:48:07,259 --> 00:48:10,846
‫بسه! ولش کن!

512
00:48:26,069 --> 00:48:27,654
‫برادر...

513
00:48:27,738 --> 00:48:29,615
‫دستور دادم 10 کشتی

514
00:48:29,698 --> 00:48:32,743
‫و 2000 نفر از قدم‌گاه پادشاه راه بیفتند

515
00:48:32,826 --> 00:48:34,953
‫تا به حمایت است‌استونز بیایند

516
00:48:36,496 --> 00:48:40,125
‫هرچند زمانه و شرایط
‫ما را از هم بیگانه کرده

517
00:48:40,208 --> 00:48:44,671
‫این را بدان که تمایل ندارم
‫که در کارت شکست بخوری

518
00:48:44,755 --> 00:48:47,382
‫در عوض امید دارم که این کمک فرستادن
‫پیروزی‌ای را برای‌مان به ارمغان بیاورد

519
00:48:47,466 --> 00:48:49,343
‫که تا به حال ما را ترک کرده بود

520
00:48:52,512 --> 00:48:55,891
‫هرشب به درگاه خدایان دعا خواهم کرد
‫که سلامت برگردی

521
00:50:49,504 --> 00:50:50,422
‫زه کنید

522
00:51:15,155 --> 00:51:16,323
‫بکشید

523
00:51:56,279 --> 00:51:57,197
‫پرتاب!

524
00:52:05,789 --> 00:52:06,915
‫پرتاب!

525
00:52:22,722 --> 00:52:23,682
‫پرتاب!

526
00:52:42,951 --> 00:52:44,286
‫پرتاب!

527
00:55:25,363 --> 00:55:26,781
‫دراکاریس!

528
00:55:42,839 --> 00:55:44,382
‫اژدها!

529
00:57:04,587 --> 00:57:05,672
‫دراکاریس!
