﻿1
00:01:34,928 --> 00:01:38,932
‫[ خاندان اژدها ]

2
00:02:13,007 --> 00:02:15,301
‫امروز در مسند دریا گرد هم آمده‌ایم

3
00:02:15,677 --> 00:02:19,472
‫تا بانو لینا از خاندان ولاریون را

4
00:02:19,931 --> 00:02:26,896
‫به آب‌های جاوید، قلمروی مرلینگ کینگ
‫بسپاریم

5
00:02:27,021 --> 00:02:30,024
‫جایی که مرلینگ کینگ از او حفاظت ابدی
‫خواهد کرد

6
00:02:32,569 --> 00:02:36,531
‫بانو لینا برای آخرین سفر خویش
‫پا به دریا خواهد گذاشت

7
00:02:36,614 --> 00:02:43,329
‫وی دو دختر پاکزاد از خود
‫در ساحل برجای گذاشت

8
00:02:44,497 --> 00:02:51,504
‫گرچه مادرشان از سفرش بازنخواهد گشت

9
00:02:52,005 --> 00:02:56,009
آن دو پیوند خونی‌شان حفظ خواهد شد

10
00:02:56,759 --> 00:03:01,764
‫در خون ولاریون نمک جریان دارد

11
00:03:03,641 --> 00:03:06,686
‫خون ما پررنگ است

12
00:03:08,104 --> 00:03:11,107
‫خون ما حقیقی‌ست

13
00:03:14,235 --> 00:03:19,240
‫و خون ما هرگز نباید کم‌رنگ شود

14
00:03:30,752 --> 00:03:33,755
‫برادرزاده‌ی عزیز من

15
00:03:34,047 --> 00:03:39,552
‫باشد که بادها همانند پشتــت
‫پاینده باشند

16
00:03:40,053 --> 00:03:44,057
‫دریاها همانند روح تو
‫در آرامش باشند

17
00:03:44,057 --> 00:03:49,062
‫و تورهایت به بزرگی دلت باشند

18
00:03:49,604 --> 00:03:53,274
‫ما از دریا آمده‌ایم

19
00:03:53,483 --> 00:03:56,986
‫به دریا هم باز خواهیم گشت

20
00:04:56,421 --> 00:04:58,089
‫پدرت رو ندیدی؟

21
00:05:00,341 --> 00:05:03,261
‫عموزاده‌های کوچولوت
‫مادرشون رو از دست دادن

22
00:05:03,344 --> 00:05:05,013
‫برو باهاشون مهربونی کن

23
00:05:05,096 --> 00:05:06,931
‫من هم به همون اندازه
‫سزاوار هم‌دردی‌ام

24
00:05:07,015 --> 00:05:08,725
‫- جیس
‫- ما باید هارنهال باشیم

25
00:05:08,808 --> 00:05:10,727
‫و عزاداری لرد لایونل
‫و سرهاروین رو کنیم

26
00:05:12,103 --> 00:05:14,439
‫صورت خوشی نداره

27
00:05:15,398 --> 00:05:19,068
ولاریون‌ها بر خلاف استرانگ‌ها
قوم و خویش ما هستن

28
00:05:19,777 --> 00:05:20,903
‫من رو نگاه کن

29
00:05:20,903 --> 00:05:22,447
‫متوجه شدی؟

30
00:05:51,851 --> 00:05:53,436
‫دستان بافنده

31
00:05:53,519 --> 00:05:55,438
‫ریسمان‌ سبز و ریسمان‌ سیاه

32
00:05:55,521 --> 00:05:57,857
‫تن اژدهایان

33
00:05:57,940 --> 00:06:00,485
‫بافتن تارهای اژدهایی

34
00:06:00,568 --> 00:06:03,863
‫دستان بافنده
‫ریسمان سبز...

35
00:06:03,946 --> 00:06:07,200
‫- ما هیچ چیز مشترک نداریم
‫- اون خواهرمونه

36
00:06:07,283 --> 00:06:09,911
‫- پس خودت باهاش ازدواج کن
‫- من وظیفه‌ام رو انجام می‌دم

37
00:06:09,994 --> 00:06:12,622
‫- اگه مادر ما رو به نامزدی دربیاره
‫- اگه دربیاره

38
00:06:12,705 --> 00:06:14,374
‫باعث قوت خانواده‌مون می‌شه

39
00:06:14,457 --> 00:06:16,125
‫خون والریایی‌مون رو خالص
‫نگه می‌داره

40
00:06:16,209 --> 00:06:18,795
‫- اون احمقه
‫- ملکه‌ی آینده‌ته

41
00:06:21,214 --> 00:06:23,299
‫در واقع یه چیز

42
00:06:24,300 --> 00:06:25,885
‫مشترک داریم

43
00:06:25,968 --> 00:06:29,514
‫هردومون به موجودات پادراز
علاقه‌داریم

44
00:06:31,599 --> 00:06:33,059
‫دخترک!

45
00:06:33,851 --> 00:06:36,187
‫- یکی دیگه
‫- ایگان

46
00:06:36,854 --> 00:06:39,690
‫تن اژدهایان
‫بافتن تارهای اژدهایی

47
00:06:48,741 --> 00:06:52,078
‫از وقتی اومدیم، پسر لایونل استرانگ به شما
‫خیره شده، علیاحضرت

48
00:06:56,457 --> 00:06:58,000
‫بی‌شرمانه

49
00:06:59,502 --> 00:07:02,046
‫اون نگاه تکبرآمیزه، سر کریستون

50
00:07:02,964 --> 00:07:05,299
‫لاریس ارباب جدید هارنهاله

51
00:07:40,376 --> 00:07:42,170
‫هم مسند من، هم مسند های‌ تاید

52
00:07:42,253 --> 00:07:44,547
‫روزی به تو می‌رسه، لوسریس

53
00:07:45,673 --> 00:07:47,758
‫البته که برادرت پادشاه می‌شه

54
00:07:48,759 --> 00:07:51,679
‫اون در شوراها و مراسمات
‫بی‌شماری حضور خواهد داشت

55
00:07:51,762 --> 00:07:53,973
‫اما ارباب تایدها حکمران دریاست

56
00:07:55,016 --> 00:07:56,142
‫ببخشید

57
00:07:56,225 --> 00:07:57,810
‫نمی‌خوامش

58
00:08:00,313 --> 00:08:02,231
‫حق طبیعی توئه، پسرک

59
00:08:06,110 --> 00:08:10,323
باید همه بمیرن
تا من ارباب دریفت‌مارک بشم

60
00:08:18,039 --> 00:08:20,958
‫- بسیار متأسفم
‫- ممنونم

61
00:08:33,054 --> 00:08:34,388
‫مادربزرگ

62
00:08:38,059 --> 00:08:39,894
‫نمی‌خوام مادر از پیش‌مون بره

63
00:09:50,047 --> 00:09:51,591
‫دوستت رو برگردون

64
00:09:55,886 --> 00:09:57,013
‫برادر

65
00:10:37,428 --> 00:10:39,972
‫دخترهات شمایل دقیق
‫مادرشون رو دارن

66
00:10:41,057 --> 00:10:43,225
‫باعث دلتنگی و آرامش‌خاطره

67
00:10:43,934 --> 00:10:45,853
‫من که چنین کشیدم

68
00:10:46,729 --> 00:10:48,606
‫خدایان ستمگر هم می‌شن

69
00:10:50,941 --> 00:10:52,985
‫انگار که با تو بدجوری ستم کردن

70
00:10:55,154 --> 00:10:56,113
‫بله

71
00:11:10,836 --> 00:11:13,547
‫باید باهامون برگردی
‫قدمگاه پادشاه

72
00:11:13,631 --> 00:11:15,257
‫وقتش رسیده که بیای خونه

73
00:11:15,341 --> 00:11:17,009
‫پنتوس خونه‌ی منه...

74
00:11:18,219 --> 00:11:20,763
‫- و خونه‌ی فرزندانم
‫- دیمون...

75
00:11:21,722 --> 00:11:24,308
‫می‌دونم اختلافات بین‌مون بوده

76
00:11:24,392 --> 00:11:26,310
‫اما بذار با گذر سال‌ها
‫فراموش بشن

77
00:11:27,937 --> 00:11:29,980
‫توی دربار من
‫برات جای خالی هست

78
00:11:30,064 --> 00:11:31,399
‫اگه این رو نیاز داری

79
00:11:31,482 --> 00:11:34,026
‫من به... هیچی نیاز ندارم

80
00:11:43,786 --> 00:11:45,246
‫برادر

81
00:11:49,875 --> 00:11:52,253
‫بهتون تسلیت می‌گم، شاهزاده‌ی من

82
00:11:52,962 --> 00:11:56,632
‫یه زالو هرچقدر هم که فربه شه
‫باز هم دلش هوای خوردن می‌کنه

83
00:12:07,893 --> 00:12:09,061
‫برین بخوابین

84
00:12:09,145 --> 00:12:11,063
‫- اما، مادر...
‫- برین بخوابین

85
00:12:22,116 --> 00:12:23,659
‫می‌رم بخوابم، اما

86
00:12:25,494 --> 00:12:28,414
‫باید از ملکه آلیسنت حفاظت کنم، اعلی‌حضرت؟

87
00:12:31,876 --> 00:12:33,461
‫نه، سر هرولد

88
00:12:33,544 --> 00:12:35,463
‫امشب شما نگهبانی، سر کریستون

89
00:12:37,715 --> 00:12:39,675
‫لرد فرمانده

90
00:13:12,666 --> 00:13:13,793
‫برادر؟

91
00:13:19,757 --> 00:13:21,258
‫برو بگیر بخواب

92
00:14:22,695 --> 00:14:25,281
‫دخترمون می‌خواست بیاد خونه

93
00:14:25,364 --> 00:14:27,116
‫اون نذاشت

94
00:14:28,200 --> 00:14:30,744
‫دیمون کاری رو کرد
‫که فکر می‌کرد درسته

95
00:14:32,413 --> 00:14:35,082
‫دیمون فقط کاری رو می‌کنه
‫که به نفع خودش باشه

96
00:14:36,667 --> 00:14:38,794
‫لینا به استادهای ما نیاز داشت

97
00:14:44,133 --> 00:14:46,719
‫جراحان پنتوس به خوبی اساتید ما

98
00:14:46,802 --> 00:14:48,345
‫زبده هستن

99
00:14:52,308 --> 00:14:57,313
‫دنبال کسی می‌گردی که به خاطر تصمیم خدایان
‫سرزنشش کنی

100
00:14:58,898 --> 00:15:00,900
‫شاید خدایان ما رو مذمت کرده باشن...

101
00:15:02,568 --> 00:15:05,696
‫به خاطر غرور افسارگسیخته‌مون

102
00:15:11,535 --> 00:15:13,495
تاج سلطنت متعلق به خودت بود

103
00:15:13,579 --> 00:15:17,833
‫تا اون احمق‌های شورای اعظم
‫از سرت دزدیدنش

104
00:15:20,544 --> 00:15:24,173
‫این قدر کار بدیه که شوهرت
‫بخواد پسش بگیره؟

105
00:15:24,256 --> 00:15:27,384
‫یه امشب رو بذار بدون این دروغ‌ها
‫بگذرونیم

106
00:15:30,930 --> 00:15:32,973
‫تو دنبال برقراری عدالت
‫برای همسرت نیستی

107
00:15:33,057 --> 00:15:34,725
‫بلکه دنبال جاه‌طلبی خودتی

108
00:15:35,601 --> 00:15:37,394
‫میل به سلطنته

109
00:15:37,478 --> 00:15:40,814
‫حالا که به خودت نمی‌رسه
‫واسه خاندانت می‌خوای

110
00:15:40,898 --> 00:15:43,442
‫من فکر تاج به سر کردن
‫رو یه نسل پیش از سرم بیرون کردم

111
00:15:43,525 --> 00:15:46,654
‫این تویی، همسر والامقام من
‫که از این تلاش دست نمی‌کشی

112
00:15:46,737 --> 00:15:49,281
‫حتی حالا که به قیمت جون
‫بچه‌هامون تموم شده

113
00:16:04,755 --> 00:16:07,091
چه ثمری توی این زندگی مختصر و کوتاه

114
00:16:08,342 --> 00:16:10,135
به جز برجاگذاشتن میراث هست؟

115
00:16:10,219 --> 00:16:13,055
‫میراث شاید دلیل زندگی کردن تو باشه، کورلیس

116
00:16:24,525 --> 00:16:28,070
‫من می‌خوام دریفت‌مارک از خانواده‌ی لینا
‫به بیلا برسه

117
00:16:30,114 --> 00:16:32,032
‫به خون خالص ولاریونی

118
00:16:33,701 --> 00:16:35,285
‫حالا که همه اینجا جمعن
‫اعلام کن

119
00:16:35,369 --> 00:16:37,746
‫و می‌گیم که از این رو
‫می‌خوایم یاد لینا رو زنده نگه داریم

120
00:16:37,830 --> 00:16:40,040
‫و پسرمون رو از ارث محروم کنیم؟

121
00:16:40,124 --> 00:16:42,334
‫اون زوجه‌ی ملکه می‌شه

122
00:16:42,418 --> 00:16:44,420
‫پسرش فقط بر تخت آهنی
‫می‌نشینه

123
00:16:44,503 --> 00:16:47,172
‫ازم می‌خوای سایه‌‌ی تاریک‌تری
‫از اینی که هست

124
00:16:47,256 --> 00:16:49,133
‫بر سر اون پسر کوچولوها بندازم

125
00:16:49,216 --> 00:16:50,467
‫اینجا که کسی نیست، همسرم

126
00:16:50,551 --> 00:16:53,554
‫می‌تونیم حقیقتی که هردو ازش باخبریم
‫رو راحت بگیم:

127
00:17:00,853 --> 00:17:03,022
‫بچه‌های رنیرا از خون تو نیستن

128
00:17:10,904 --> 00:17:12,823
‫اما بچه‌های لینا چرا

129
00:17:16,326 --> 00:17:18,245
‫اونا میراث دخترمونن

130
00:17:19,538 --> 00:17:23,083
‫تاریخ نسبت‌های خونی رو ثبت نمی‌کنه

131
00:17:27,796 --> 00:17:29,715
‫اسامی رو ثبت می‌کنه

132
00:17:50,903 --> 00:17:53,489
‫لینور سال‌هاست بی‌قراره

133
00:17:53,572 --> 00:17:58,035
‫اما از حالا به بعد، بی‌مصرفه

134
00:17:58,118 --> 00:17:59,244
‫یا بدتر

135
00:18:01,997 --> 00:18:04,750
‫من بهتر از هرکسی می‌دونم
‫که ازدواج‌مون یه دروغ مسخره‌ست

136
00:18:06,085 --> 00:18:09,797
‫اما حداقل من سعی دارم که ظاهر رو
‫حفظ کنم

137
00:18:11,131 --> 00:18:12,674
‫چون تو بیشتر در خطری

138
00:18:13,967 --> 00:18:17,513
‫بله، از وقتی پدرم من رو وارث خطاب کرده
وضعیتم همین بوده

139
00:18:20,224 --> 00:18:21,767
‫ما سعی کردیم...

140
00:18:23,477 --> 00:18:24,853
‫تا بچه‌دار بشیم

141
00:18:24,937 --> 00:18:29,066
‫به نحو احسن وظیفه‌مون رو انجام دادیم

142
00:18:31,777 --> 00:18:33,320
‫اما فایده نداشت

143
00:18:40,536 --> 00:18:42,412
‫لذتی درش نبود

144
00:18:46,500 --> 00:18:48,418
‫لذت رو جای دیگه پیدا کردم

145
00:18:51,505 --> 00:18:53,173
‫خواستنی بودن حس خوبی داشت

146
00:18:56,593 --> 00:18:59,138
‫من می‌دونم که سر هاروین بهت بسیار...

147
00:19:01,390 --> 00:19:03,142
‫علاقمند بوده

148
00:19:05,352 --> 00:19:06,854
‫بله، بود

149
00:19:08,689 --> 00:19:10,232
‫و من بهش اعتماد داشتم

150
00:19:15,445 --> 00:19:18,615
‫نباید اجازه می‌دادم سر هاروین
‫به ریورلندز برگرده

151
00:19:20,367 --> 00:19:23,662
‫می‌گن الان نفرین هارنهال حتی از زمان
‫فتح هفت پادشاهی هم قوی‌تر شده

152
00:19:23,745 --> 00:19:25,164
‫داستان بی‌پایه و اساسیه

153
00:19:25,247 --> 00:19:28,625
‫داستانی که سر آتو و ملکه
‫با کمال میل ازش سؤاستفاده می‌کنن

154
00:19:28,709 --> 00:19:32,254
بعید می‌دونم از آلیسنت
چنین قتل بی‌رحمانه‌ای بربیاد

155
00:19:36,466 --> 00:19:39,011
از هرکدوم‌مون شرارت برمیاد

156
00:19:40,637 --> 00:19:42,556
‫بیشتر از اونی که بدونی

157
00:19:46,059 --> 00:19:47,978
‫درمورد تو قبول دارم

158
00:19:50,314 --> 00:19:52,399
اگه می‌خوای اتهام شرارت
بهم بزنی

159
00:19:52,482 --> 00:19:54,109
باید واضح‌تر حرف بزنی

160
00:19:56,195 --> 00:19:58,030
‫من تنها بودم

161
00:19:59,281 --> 00:20:01,450
‫- تو ترکم کردی
‫- بهت رحم کردم

162
00:20:01,533 --> 00:20:04,119
‫- تو بچه بودی
‫- آره

163
00:20:04,203 --> 00:20:05,954
‫آره، بچه بودم

164
00:20:06,038 --> 00:20:08,582
‫و ببین که زندگیم بدون تو
‫چطوری شده

165
00:20:10,459 --> 00:20:12,336
‫یه تراژدی مضحک

166
00:20:12,419 --> 00:20:15,047
‫فکر کردی زندگی من در مقایسه با تو
‫چطور بوده؟

167
00:20:15,130 --> 00:20:16,673
‫زیاد ازش نمی‌دونم

168
00:20:22,554 --> 00:20:24,097
‫عاشق لینا بودی؟

169
00:20:26,767 --> 00:20:28,518
‫به اندازه کافی خوشبخت بودیم

170
00:20:30,062 --> 00:20:32,606
‫خب، همین به خودی خودش
‫دستاورد بزرگیه

171
00:20:38,487 --> 00:20:40,405
‫- متأسفم
‫- نباش

172
00:20:42,532 --> 00:20:45,077
‫حداقل من اجازه دارم
‫که واسه‌ش سوگواری کنم

173
00:23:31,785 --> 00:23:33,703
‫دوهاراس!

174
00:23:34,413 --> 00:23:37,666
‫دوهاراس، ویگار!
‫لیکیری!

175
00:23:38,959 --> 00:23:40,293
‫لیکیری!

176
00:23:45,298 --> 00:23:46,425
‫لیکیری

177
00:24:35,223 --> 00:24:36,349
‫سووز

178
00:24:39,603 --> 00:24:43,148
‫دوهاراس، ویگار!
‫سووز

179
00:26:32,757 --> 00:26:34,426
‫ایول!

180
00:26:57,991 --> 00:26:59,868
‫جیس، جیس

181
00:26:59,951 --> 00:27:02,495
‫جیس، پاشو.
‫پاشو

182
00:27:04,331 --> 00:27:07,334
‫- ویگار رو دزدیدن
‫- چی؟

183
00:27:17,469 --> 00:27:18,637
‫اون کیه؟

184
00:27:43,078 --> 00:27:45,246
‫جیس، چی‌کار داری می‌کنی؟

185
00:27:45,330 --> 00:27:47,415
‫- خودشه
‫- خودمم

186
00:27:47,499 --> 00:27:50,669
‫- ویگار اژدهای مادرمه
‫- مادرت مُرده

187
00:27:50,752 --> 00:27:53,129
‫- و ویگار سوارکار جدیدی پیدا کرده
‫- حق من بود تصاحبش کنم

188
00:27:53,213 --> 00:27:54,923
‫می‌خواستی تصاحبش کنی!

189
00:27:55,006 --> 00:27:57,217
‫بگو فامیل‌هات برات یه خوک پیدا کنن
‫سوارش شی

190
00:27:57,300 --> 00:27:58,385
‫بهت میاد

191
00:28:04,516 --> 00:28:06,518
‫یه بار دیگه بیای سمتم
‫به خورد اژدهام می‌دمت!

192
00:28:38,508 --> 00:28:41,886
‫توی آتش جیغ می‌زنین و می‌میرین
‫درست مثل پدرتون!

193
00:28:41,970 --> 00:28:42,971
لعنتیا

194
00:28:43,054 --> 00:28:44,889
‫پدرم هنوز زنده‌ست

195
00:28:45,807 --> 00:28:48,351
‫خبر نداره، مگه نه، لرد استرانگ؟

196
00:28:50,979 --> 00:28:51,896
‫جیس!

197
00:29:12,125 --> 00:29:13,376
‫فوراً تمومش کنین!

198
00:29:14,961 --> 00:29:16,087
‫برید کنار!

199
00:29:18,757 --> 00:29:21,676
‫شاهزاده‌ی من. بذارین ببینم

200
00:29:25,388 --> 00:29:27,307
‫خدایان رحم کنن

201
00:29:28,641 --> 00:29:31,186
‫چطور اجازه دادین
‫چنین اتفاقی بیفته؟

202
00:29:33,480 --> 00:29:35,064
‫جوابم رو بدین

203
00:29:35,148 --> 00:29:37,692
شاهزاده‌ها قرار بود در رختخواب باشن
‫اعلی‌حضرت

204
00:29:38,401 --> 00:29:39,944
‫نگهبانی با کی بوده؟

205
00:29:40,570 --> 00:29:43,198
‫پسرهای شاهدخت به شاهزاده‌ی جوان
‫حمله کردن، اعلی‌حضرت

206
00:29:43,281 --> 00:29:47,410
‫شما قسم خوردین تا از نسل من
‫دفاع و حفاظت کنین!

207
00:29:47,494 --> 00:29:49,078
‫واقعاً متأسفم، علیاحضرت

208
00:29:49,162 --> 00:29:51,372
‫محافظان پادشاهی تا به حال مجبور نبودن
‫جلوی درگیری شاهزاده‌ها با هم رو بگیرن

209
00:29:51,456 --> 00:29:53,416
‫- اعلی‌حضرت
‫- این نشد جواب!

210
00:29:53,500 --> 00:29:55,710
‫خوب می‌شه، مگه نه، استاد؟

211
00:29:57,879 --> 00:29:59,214
‫روش التیام پیدا می‌کنه

212
00:30:02,342 --> 00:30:04,511
‫اما چشم از دست رفته، علیاحضرت

213
00:30:06,930 --> 00:30:09,098
‫- تو کجا بودی؟
‫- من؟

214
00:30:09,182 --> 00:30:11,017
‫- واسه چی زدی؟
‫- در مقایسه با

215
00:30:11,100 --> 00:30:12,811
رنج خفت‌باری که برادرت
متحمل شد

216
00:30:12,894 --> 00:30:14,854
‫در حالی که غرق نوشیدن بودی
‫چیزی نبود، ابله

217
00:30:14,938 --> 00:30:17,315
‫معنی این کار چیه؟

218
00:30:17,398 --> 00:30:19,776
‫بیلا، رینا!
‫چی شده؟

219
00:30:19,859 --> 00:30:20,985
‫چی شده؟

220
00:30:25,949 --> 00:30:27,116
‫جیس؟

221
00:30:27,826 --> 00:30:29,035
‫لوک!

222
00:30:30,829 --> 00:30:33,081
‫ببینم. ببینم

223
00:30:33,164 --> 00:30:34,791
‫- کی این‌طوریت کرده؟
‫- اونا بهم حمله کردن!

224
00:30:34,874 --> 00:30:36,960
‫- اون به بیلا حمله کرد!
‫- اون دماغ لوک رو شکست!

225
00:30:42,382 --> 00:30:44,551
‫اون اژدهای مادرم رو دزدید!

226
00:30:44,634 --> 00:30:46,678
‫- بسه
‫- اون می‌خواست جیس رو بکشه!

227
00:30:46,761 --> 00:30:47,804
‫- من کاری نکردم
‫- بسه

228
00:30:47,887 --> 00:30:49,222
‫پسر من باید قضیه رو بگه!

229
00:30:49,305 --> 00:30:51,224
‫- اون بهمون...
‫- ساکت!

230
00:30:54,978 --> 00:30:57,105
‫اون بهمون گفت بی پدر

231
00:31:03,444 --> 00:31:05,321
‫ایموند

232
00:31:05,405 --> 00:31:07,240
‫حقیقت رو باید بشنوم

233
00:31:09,367 --> 00:31:11,369
‫- همین الان
‫- چی مونده که بشنوی؟

234
00:31:11,452 --> 00:31:13,538
‫چشم پسرت رو کور کردن.
کار پسر اونه

235
00:31:13,621 --> 00:31:15,790
‫- حادثه‌ای تأسف‌آور بوده
‫- حادثه؟

236
00:31:15,874 --> 00:31:18,084
‫شاهزاده لوسریس با خودش
خنجر اورده دعوا

237
00:31:18,167 --> 00:31:19,752
‫می‌خواسته پسرم رو بکشه

238
00:31:19,836 --> 00:31:22,338
‫پسر تو بود که به پسرهای من
‫حمله کرد

239
00:31:22,422 --> 00:31:25,049
‫و اونا مجبور شدن از خودشون دفاع کنن

240
00:31:25,133 --> 00:31:27,969
‫توهین‌هایی زننده بهشون نسبت داده شده

241
00:31:28,052 --> 00:31:29,596
‫چه توهین‌هایی؟

242
00:31:33,308 --> 00:31:36,728
مشروعیت پسرم رو زیر سوال بردن

243
00:31:36,811 --> 00:31:39,355
چی؟ -
بی هویت خطاب‌مون کرد -

244
00:31:44,402 --> 00:31:48,656
پسران من ولیعهد تخت آهنین هستن، سرورم

245
00:31:48,740 --> 00:31:51,034
این خیانت بزرگیه

246
00:31:52,452 --> 00:31:54,412
باید از شاهزاده ایموند بپرسید

247
00:31:54,495 --> 00:31:57,415
که این تهمت‌ها رو از کی شنیده

248
00:31:58,917 --> 00:32:00,460
به خاطر یک توهین ساده؟

249
00:32:01,461 --> 00:32:03,755
پسرم یک چشمش رو از دست داده

250
00:32:06,341 --> 00:32:09,302
.بگو ببینم پسر
این دروغ رو از کجا شنیدی؟

251
00:32:09,385 --> 00:32:10,970
این حرف توی محوطه تمرینی

252
00:32:11,054 --> 00:32:13,431
ورد زبون همه پسرها شده. چیز جدی‌ای نیست -
ایمون -

253
00:32:13,514 --> 00:32:15,058
ازت یک سوال پرسیدم

254
00:32:18,227 --> 00:32:21,230
سر لینور، پدر بچه کجاست؟

255
00:32:21,314 --> 00:32:23,358
شاید اون هم حرفی
برای گفتن داشته باشه

256
00:32:23,441 --> 00:32:24,817
آره. سر لینور کجاست؟

257
00:32:25,860 --> 00:32:29,489
.نمی‌دونم سرورم
خوابم نمی‌برد

258
00:32:29,572 --> 00:32:31,449
رفته بودم بیرون قدم بزنم

259
00:32:31,532 --> 00:32:33,826
ریسکش رو به جون می‌خرم
و می‌گم رفته خوشگذرونی کنه

260
00:32:37,872 --> 00:32:38,998
...ایموند

261
00:32:40,541 --> 00:32:41,668
نگاه‌م کن

262
00:32:44,087 --> 00:32:46,130
پادشاهت یک جواب درست حسابی می‌خواد

263
00:32:46,214 --> 00:32:48,341
این دروغ‌ها رو از کی شنیدی؟

264
00:33:05,817 --> 00:33:07,151
از ایگان

265
00:33:09,904 --> 00:33:10,905
من؟

266
00:33:13,574 --> 00:33:15,702
تو چی، پسر؟

267
00:33:18,746 --> 00:33:21,290
تو از کجا این تهمت‌ها رو شنیدی؟

268
00:33:22,125 --> 00:33:25,670
ایگان! راستش رو بگو

269
00:33:27,463 --> 00:33:30,008
می‌دونیم دیگه پدر

270
00:33:31,759 --> 00:33:33,886
همه می‌دونیم

271
00:33:35,430 --> 00:33:36,973
نگاه‌شون کن

272
00:33:53,906 --> 00:33:57,076
این دشمنی بی‌پایان
باید تموم بشه

273
00:33:57,160 --> 00:33:58,494
با همه‌تونم

274
00:34:01,164 --> 00:34:03,082
ما یک خانواده‌ایم

275
00:34:07,712 --> 00:34:10,882
حالا عذرخواهی کنید
و حسن نیت‌تون رو به همدیگه نشون بدید

276
00:34:11,799 --> 00:34:15,720
پدرتون، پدربزرگ‌تون
این رو ازتون می‌خواد

277
00:34:30,985 --> 00:34:32,528
کفایت نمی‌کنه

278
00:34:35,531 --> 00:34:37,700
ایموند تا ابد چشمش معیوب می‌مونه

279
00:34:37,784 --> 00:34:39,327
حس نیت چشمش رو خوب نمی‌کنه

280
00:34:39,410 --> 00:34:43,081
می‌دونم آلیسنت، ولی نمی‌تونم
چشمـش رو شفا بدم که

281
00:34:43,164 --> 00:34:44,832
نه، چون کور شده

282
00:34:44,916 --> 00:34:48,461
می‌خوای چی کار کنم؟ -
یک تاوانی باید داده بشه -

283
00:34:51,380 --> 00:34:55,301
باید چشم یکی از پسرهای خودش هم کور بشه

284
00:34:56,886 --> 00:35:00,264
همسر عزیزم -
اون پسرته، ویسریس -

285
00:35:00,348 --> 00:35:01,766
از خون خودته

286
00:35:01,849 --> 00:35:03,226
...اجازه نده

287
00:35:03,309 --> 00:35:06,646
عصبانیتـت بر قضاوتت
تاثیر بذاره

288
00:35:12,401 --> 00:35:15,238
اگه پادشاه عدالت رو برقرار نمی‌کنه
پس ملکه می‌کنه

289
00:35:15,321 --> 00:35:16,447
...سر کریستون

290
00:35:17,865 --> 00:35:19,784
چشم «لوسریس والریون» رو برام دربیار

291
00:35:20,993 --> 00:35:22,161
مادر -
آلیسنت -

292
00:35:22,245 --> 00:35:24,914
می‌تونه انتخاب کنه که کدوم چشمش
سالم بمونه. حق انتخابی که پسرم نداشت

293
00:35:24,997 --> 00:35:26,415
چنین کاری نمی‌کنی

294
00:35:26,499 --> 00:35:29,043
کاری نمی‌کنی -
نه تو برای من سوگند یاد کردی -

295
00:35:34,048 --> 00:35:36,175
تا محافظ‌تون باشم، ملکه

296
00:35:39,220 --> 00:35:44,225
آلیسنت، این ماجرا دیگه تمومه

297
00:35:44,308 --> 00:35:45,852
فهمیدی؟

298
00:35:57,196 --> 00:35:58,823
و همه بدونن

299
00:35:58,906 --> 00:36:00,908
هرکس به خودش جرأت این رو بده

300
00:36:00,992 --> 00:36:03,161
که مشروعیت پسران شاهزاده رنیرا رو
ببره زیر سوال

301
00:36:03,244 --> 00:36:05,371
زبونش رو از حلقش درمیارم

302
00:36:08,207 --> 00:36:09,750
ممنون پدر

303
00:36:20,636 --> 00:36:22,555
سرورم -
آلیسنت، پیش پادشاهت بمون -

304
00:36:22,638 --> 00:36:24,307
نزدیک نشو

305
00:36:24,390 --> 00:36:26,100
دست نگه دار، سر کریستون -
آلیسنت -

306
00:36:26,184 --> 00:36:27,852
نکن، سر کریستون

307
00:36:27,935 --> 00:36:29,061
آلیسنت

308
00:36:29,937 --> 00:36:31,480
نه

309
00:36:32,064 --> 00:36:33,983
دخالت نکن، کول

310
00:36:35,359 --> 00:36:36,861
خیلی زیاده روی کردی دیگه

311
00:36:36,944 --> 00:36:38,279
من؟

312
00:36:38,362 --> 00:36:40,573
به جز وظیفه‌م مگه چی کار کردم؟

313
00:36:41,782 --> 00:36:45,203
سرلوحه زندگیم محافظت از قلمرو
خانواده و قانون بوده

314
00:36:46,954 --> 00:36:49,999
درحالی که تو همه‌ش رو فدای خوشگذرونیت می‌کنی -
آلیسنت، ولش کن -

315
00:36:50,082 --> 00:36:52,585
حس انجام وظیفه و وفاداریت کجاست؟

316
00:36:52,668 --> 00:36:54,420
باز هم زیر پای خوشگلت لگدمال شده

317
00:36:54,503 --> 00:36:56,339
چاقوت رو بنداز، آلیسنت

318
00:36:56,839 --> 00:36:59,008
حالا چشم پسرم رو هم کور کردی

319
00:36:59,091 --> 00:37:00,676
و با این‌حال حس شایستگی می‌کنی

320
00:37:00,760 --> 00:37:02,803
خسته کننده‌ست، نه؟

321
00:37:02,887 --> 00:37:05,806
اینکه زیر پوشـش درست کاری خودت
قایم بشی؟

322
00:37:06,891 --> 00:37:09,685
ولی حالا دیگه خود واقعیت رو می‌بینن

323
00:37:47,640 --> 00:37:49,308
به‌خاطر من ناراحت نباش، مادر

324
00:37:49,767 --> 00:37:51,519
مبادله منصفانه‌ای بود

325
00:37:52,687 --> 00:37:54,605
...شاید یک چشمم رو از دست داده باشم

326
00:37:56,148 --> 00:37:58,067
ولی یک اژدها به دست آوردم

327
00:38:06,450 --> 00:38:08,577
ختم جلسه

328
00:38:46,657 --> 00:38:48,200
جناب «دست» اومدن، علیاحضرت

329
00:39:05,426 --> 00:39:07,303
حرفت رو بزن

330
00:39:07,386 --> 00:39:09,513
چه حرفی؟

331
00:39:12,516 --> 00:39:15,311
...رفتاری از خودم نشون دادم

332
00:39:15,394 --> 00:39:17,521
که در شأن خودم و مقامم نبوده

333
00:39:19,065 --> 00:39:20,399
و کلاً در شأن هیچ مقامی نبوده

334
00:39:23,861 --> 00:39:25,404
...تسلط بر نفسم رو از دست دادم

335
00:39:27,448 --> 00:39:28,991
و به شاهدخت حمله کردم

336
00:39:31,327 --> 00:39:34,789
همین الانش شایعه شده
که دیوونه شدم

337
00:39:36,582 --> 00:39:38,167
همه‌ش درسته

338
00:39:38,250 --> 00:39:39,794
آبروی خودم رو بردم

339
00:39:42,004 --> 00:39:45,549
و رنیرا تا ابد توی چشم شوهرم، مظلوم
 باقی می‌مونه و لطف پادشاه شامل حاش می‌شه

340
00:39:47,134 --> 00:39:48,511
...و با این‌حال

341
00:39:50,221 --> 00:39:52,973
هیچ‌وقت چنین رویی ازت ندیده بودم، دخترم

342
00:39:55,935 --> 00:39:57,645
اصلا فکر نمی‌کردم قادر
به چنین کارهایی باشی

343
00:39:57,728 --> 00:40:01,273
کار زشتی بود. بابتش پشیمونم -
آخه بازیش از اساس زشته -

344
00:40:03,150 --> 00:40:04,527
و برای اولین بار

345
00:40:04,610 --> 00:40:07,905
دیدم که عزمت رو جزم کردی
تا پیروز این بازی باشی

346
00:40:11,784 --> 00:40:14,912
...رنیرا -
تو اون رو جوری که هست می‌بینی -

347
00:40:14,995 --> 00:40:17,915
چیزی که ناشی از یک‌دندگی پادشاه‌ست

348
00:40:22,086 --> 00:40:24,630
چی می‌خوای بگی؟ -
می‌بخشـتـت

349
00:40:26,674 --> 00:40:28,217
مگه چی کار می‌تونه بکنه؟

350
00:40:29,510 --> 00:40:32,179
برو پیشـش، جوری جلوه کن
که انگار پشیمونی

351
00:40:32,263 --> 00:40:34,932
و معیوب شدن پسرت رو
بهانه بکن

352
00:40:35,015 --> 00:40:36,934
و احساساتـت رو کنترل کن

353
00:40:37,935 --> 00:40:41,981
و بهت قول می‌دم که به مرور زمان
من و تو پیروز بازی خواهیم بود

354
00:40:45,276 --> 00:40:47,319
ایموند سرکش با کاری که کرد

355
00:40:47,403 --> 00:40:49,947
ویـگار رو برامون به ارمغان آورد

356
00:40:51,907 --> 00:40:53,492
پسرت راست می‌گفت

357
00:40:53,576 --> 00:40:56,704
ارزشـش هزاربرابرِ یک چشمه

358
00:41:24,023 --> 00:41:27,359
جاش می‌مونه، ولی زخم‌تون خوب می‌شه

359
00:41:28,527 --> 00:41:31,030
خنجر والریایی شوخی نداره

360
00:41:38,579 --> 00:41:39,497
پناه بر خدایان

361
00:41:41,665 --> 00:41:43,459
حال همه خوبه؟

362
00:41:43,542 --> 00:41:45,211
بدترین اتفاقی که افتاد
شکسته شدن دماغش بود

363
00:41:45,294 --> 00:41:46,629
ممنون استاد

364
00:41:47,296 --> 00:41:48,422
تنهامون بذار

365
00:41:52,635 --> 00:41:54,220
شما هم همین‌طور

366
00:41:54,303 --> 00:41:57,139
امروز به اندازه کافی
دردسر درست کردین

367
00:41:57,223 --> 00:41:58,349
چشم مادر

368
00:42:06,357 --> 00:42:07,983
باید پیشـت می‌بودم

369
00:42:08,067 --> 00:42:09,985
این باید به عنوان شعار خاندان‌مون ثبت بشه

370
00:42:13,072 --> 00:42:15,783
با دشمنان بیمناکی جنگیدم

371
00:42:15,866 --> 00:42:18,494
ولی نتونستم از خواهر عزیزم
دفاع کنم

372
00:42:18,577 --> 00:42:20,704
دور از خانه و در رنج

373
00:42:22,206 --> 00:42:25,125
نتونستم ازت دفاع کنم -
بشین -

374
00:42:35,886 --> 00:42:38,430
ایمون به پسران‌مون گفته بی هویت

375
00:42:45,062 --> 00:42:46,730
...توی زندگی زناشویی‌مون

376
00:42:47,731 --> 00:42:49,066
مایوست کردم

377
00:42:50,568 --> 00:42:51,735
سعی‌م رو کردم

378
00:42:54,071 --> 00:42:55,406
...عاشق پسران‌مون

379
00:42:57,116 --> 00:42:58,659
هستم -
می‌دونم -

380
00:42:58,742 --> 00:43:00,035
عمیقا دوست‌شون دارم

381
00:43:04,039 --> 00:43:05,958
...ولی شاید

382
00:43:07,585 --> 00:43:08,919
به اندازه کافی نبوده باشه

383
00:43:14,383 --> 00:43:17,428
امیدوار بودم که بچه ای از تو گیرم بیاد

384
00:43:18,929 --> 00:43:20,222
و بیشتر باهم وقت بگذرونیم

385
00:43:24,893 --> 00:43:26,812
اون‌جوری اوضاع فرق می‌کرد

386
00:43:30,399 --> 00:43:33,527
از خدایان، متنفرم
که من رو این‌جوری خلق کردن

387
00:43:34,695 --> 00:43:36,238
من نیستم

388
00:43:37,031 --> 00:43:38,490
تو یک مرد شرافتمندی

389
00:43:39,700 --> 00:43:41,243
قلب رئوفی هم داری

390
00:43:42,828 --> 00:43:44,955
این هم که کمیابه اصلا

391
00:43:50,502 --> 00:43:52,880
سال‌ها پیش یک عهدی بستیم

392
00:43:52,963 --> 00:43:55,299
...تا وظایف‌مون رو به جا بیاریم

393
00:43:56,592 --> 00:43:58,510
ولی به دنبال خوش‌حالی خودمون هم باشیم

394
00:44:06,435 --> 00:44:07,853
ولی یک سری مواقع

395
00:44:07,936 --> 00:44:11,065
فکرمی‌کنم که این دو مقوله
باهمدیگه ممکن نیستن

396
00:44:14,151 --> 00:44:18,072
سر کارل، به زودی برای ادامه جنگ
به استپ‌استون برمی‌گرده

397
00:44:19,865 --> 00:44:21,992
ولی دوباره به تو متعهد می‌شم

398
00:44:23,827 --> 00:44:28,123
و مادامی که تو رو برای عروجت آماده می‌کنیم
به خاندان‌مون قوت می‌بخشیم

399
00:44:28,207 --> 00:44:31,377
پسران‌مون رو جوری بزرگ می‌کنم
که شاهزاده‌های قلمرو باشن

400
00:44:31,460 --> 00:44:34,004
...لینور -
تو لیاقتـت بیش‌تر از منه -

401
00:44:36,757 --> 00:44:38,676
لیاقتـت یک شوهره

402
00:44:58,987 --> 00:45:01,824
گفتم برات کشتی
 رو آماده کنن

403
00:45:01,907 --> 00:45:03,033
که راحت بخوابی

404
00:45:11,625 --> 00:45:13,168
به شدت متاسفم

405
00:45:16,171 --> 00:45:17,339
...ویسریس

406
00:45:17,423 --> 00:45:19,341
دیگه حرفی ازش نباشه

407
00:46:35,459 --> 00:46:37,586
آتیش قدرت عجیبیه

408
00:46:42,007 --> 00:46:45,385
خاندان تارگرین، هرچی داره رو
با آتیش به دست آورده

409
00:46:47,554 --> 00:46:49,807
ولی برای جفت‌مون
به قیمت چیزی که دوست داشتیم تموم شده

410
00:46:51,767 --> 00:46:53,477
احتمالا والریون‌ها حقیقت رو می‌دونستن

411
00:46:53,560 --> 00:46:55,479
دریا هم‌پیمان بهتریه

412
00:46:56,855 --> 00:46:58,982
آتیش یک زندانه

413
00:46:59,066 --> 00:47:01,610
دریا راه فرار

414
00:47:10,828 --> 00:47:13,080
...بلایی که

415
00:47:13,163 --> 00:47:15,040
سر شاهزاده جوان اومد

416
00:47:15,123 --> 00:47:16,250
...مصداق بارز بی‌عدالتی

417
00:47:17,793 --> 00:47:18,961
و یک عمل شنیع بود

418
00:47:21,088 --> 00:47:22,297
دقیقا

419
00:47:25,968 --> 00:47:30,347
اگر برای برقراری عدالت
به چشمش نیاز دارید، من در خدمتم

420
00:47:35,477 --> 00:47:37,312
لزومی نداره

421
00:47:40,232 --> 00:47:42,526
ولی فداکاریت رو از یاد نمی‌برم

422
00:47:44,194 --> 00:47:46,238
دوران خطرناکی شده

423
00:47:50,868 --> 00:47:53,996
یک روزی می‌رسه که به دوستی مثل تو
نیاز پیدا می‌کنم

424
00:47:55,414 --> 00:47:58,959
نه تنها باهوش و ماهری
بلکه محتاط هم هستی

425
00:48:01,837 --> 00:48:04,965
منتظر فرمان‌تون هستم، ملکه

426
00:48:21,064 --> 00:48:22,983
عمو بهت نیاز دارم

427
00:48:31,867 --> 00:48:35,162
تنهایی نمی‌تونم
 از پس خاندان سبزپوشِ های‌تاور بربیام

428
00:48:37,205 --> 00:48:40,876
بیا یک عهد خونین ببندیم

429
00:48:41,752 --> 00:48:45,672
مثل کاری که ایگان فاتح
با خواهرش کرد

430
00:48:47,591 --> 00:48:51,887
وقتی شوهر و شاهزاده زوجه‌ی ملکه باشی

431
00:48:52,888 --> 00:48:56,433
دیگه زیرسوال بردن ولیعهدیم سخت می‌شه

432
00:49:02,064 --> 00:49:04,942
والریون‌ها مالِ دریائن

433
00:49:06,026 --> 00:49:09,696
...ولی من و تو

434
00:49:10,656 --> 00:49:13,617
زاده‌ی آتشیم

435
00:49:17,079 --> 00:49:21,166
همیشه سرنوشت‌مون این بوده
که باهم بسوزیم

436
00:49:25,420 --> 00:49:28,340
نمی‌تونیم باهم ازدواج کنیم
مگه اینکه لینور مُرده باشه

437
00:49:33,762 --> 00:49:35,055
می‌دونم

438
00:49:48,902 --> 00:49:52,447
جریانِ ماجراجویی‌هات توی استپ‌استونز
به اطلاعم رسیده

439
00:49:52,531 --> 00:49:53,865
سر کارل

440
00:49:54,491 --> 00:49:57,327
می‌گن شوالیه‌ی ماهری هستی

441
00:49:57,411 --> 00:49:59,121
شرمنده‌م می‌کنید، سرورم

442
00:49:59,204 --> 00:50:01,289
ولی حیف شد که رعیت زاده‌ای

443
00:50:01,999 --> 00:50:05,585
شوالیه‌ی بی‌سرزمینی هستی
که درونیات لردگونه‌ای داره

444
00:50:05,669 --> 00:50:07,379
سر لینور در حقم لطف داشته

445
00:50:09,089 --> 00:50:10,424
...می‌دونی که

446
00:50:13,010 --> 00:50:15,762
...توی دریای باریکف جاهایی هست

447
00:50:16,805 --> 00:50:19,725
که نامِ انسان‌ها توش مهم نیست؟

448
00:50:20,684 --> 00:50:23,228
فقط میزان ثروتش مهمه

449
00:50:26,773 --> 00:50:28,692
چه درخواستی دارید، سرورم؟

450
00:50:30,235 --> 00:50:31,778
یک مرگ سریع

451
00:50:32,654 --> 00:50:34,197
افرادی هم شاهدش باشن

452
00:50:43,123 --> 00:50:44,666
نمی‌خوام ستمگر باشم

453
00:50:46,084 --> 00:50:47,669
و نمی‌خوام ارکان حکمرانیم
رعب و وحشت باشه

454
00:50:48,628 --> 00:50:50,547
ارکان حکمرانی یک ستمگر
همون رعب و وحشته

455
00:50:57,304 --> 00:50:59,848
اگه کسی از پادشاه نترسه
دیگه قدرتی نداره

456
00:51:00,932 --> 00:51:03,977
درسته، برای ملکه‌ی خوبی بودن
باید عشق و محبت مردم رو جلب کنی

457
00:51:04,061 --> 00:51:06,772
ولی زیردست‌هات باید ازت بترسن

458
00:51:06,855 --> 00:51:08,398
کی تو رو به اینجا راه داده؟

459
00:51:12,069 --> 00:51:14,279
چرا توی تالار پدرمی؟

460
00:51:19,367 --> 00:51:21,286
همیشه من رو حقیر شمردی

461
00:51:22,454 --> 00:51:24,748
لینور رو دوست دارم

462
00:51:24,831 --> 00:51:26,917
پس در حقش لطف

463
00:51:27,918 --> 00:51:29,086
و آزادش کن

464
00:51:29,169 --> 00:51:30,712
حد و حدودت رو سریع از یاد می‌بری‌ها

465
00:51:32,964 --> 00:51:34,883
سرورم لطفا

466
00:51:41,139 --> 00:51:42,224
محافظ‌ها رو خبر می‌کنم

467
00:51:52,275 --> 00:51:54,736
این برای لرد کورلیس
و شاهدخت رینیس

468
00:51:54,820 --> 00:51:56,738
به قیمت تنها بچه‌شون تموم می‌شه

469
00:51:59,908 --> 00:52:03,036
و بین مردم قلمرو جا می‌افته
که من یک دستی توی ماجرا داشتم

470
00:52:06,873 --> 00:52:08,625
نه

471
00:52:08,708 --> 00:52:10,085
بذار جا بیفته

472
00:52:10,168 --> 00:52:11,711
نه

473
00:52:14,214 --> 00:52:15,549
چطور تونستی اجازه دادی
این اتفاق بیفته؟

474
00:52:15,632 --> 00:52:17,592
اون هم توی تالارمن؟

475
00:52:17,676 --> 00:52:18,885
بگو ببینم

476
00:52:18,969 --> 00:52:22,347
ما حقیقتش رو می‌دونیم
ولی دشمنان‌مون نه

477
00:52:23,140 --> 00:52:26,059
از توانایی‌هامون خواهند ترسید
