﻿1
00:01:33,968 --> 00:01:38,723
‫«خاندان اژدها»

2
00:01:38,765 --> 00:01:44,020
‫«فصل یکم، قسمت نهم»
‫«شورای سبز»

3
00:03:02,599 --> 00:03:03,766
‫مطمئنی؟

4
00:03:07,896 --> 00:03:10,231
‫به عینه شاهد بود علیاحضرت.

5
00:03:21,576 --> 00:03:23,703
‫همین‌جا بمون. به کسی نگو.

6
00:03:25,788 --> 00:03:27,373
‫کمکم کن لباسم رو بپوشم.

7
00:03:42,222 --> 00:03:43,765
‫کی خبر داره؟

8
00:03:47,310 --> 00:03:48,895
‫تالیا، ندیمه‌ام، خبر داره.

9
00:03:49,812 --> 00:03:51,397
‫برخی از خدمتکارها هم خبر دارن.

10
00:03:52,899 --> 00:03:54,943
‫دیشب، قبل از فوتش...

11
00:03:55,860 --> 00:03:57,403
‫دیده بودمش...

12
00:04:02,116 --> 00:04:04,244
‫بهم گفته بود دلش می‌خواد اگان پادشاه بشه.

13
00:04:13,294 --> 00:04:14,837
‫راست می‌گم.

14
00:04:15,755 --> 00:04:17,674
‫خودش با زبون خودش گفت.

15
00:04:18,758 --> 00:04:21,302
‫آخرین حرفش به من همین بود
‫و کسی جز من حرفش رو نشنید.

16
00:04:22,720 --> 00:04:24,055
‫الان هم که مرده.

17
00:04:46,577 --> 00:04:48,579
‫چی شده که نمی‌شد
‫یه ساعت دیرتر جمع بشیم؟

18
00:04:48,663 --> 00:04:50,206
‫به درن حمله کردن؟

19
00:04:53,793 --> 00:04:55,461
‫پادشاه از دنیا رفته.

20
00:05:05,513 --> 00:05:08,057
‫سوگوار ویسریس صلح‌طلب،

21
00:05:09,434 --> 00:05:10,977
‫پادشاه...

22
00:05:13,104 --> 00:05:14,272
‫و دوستمون هستیم.

23
00:05:18,276 --> 00:05:20,820
‫ولی ایشون هدیه‌ای برامون گذاشته.

24
00:05:23,656 --> 00:05:27,702
‫ایشون آخرین خواسته‌اش رو
‫با آخرین نفس‌هاش با ملکه‌اش در میون گذاشت:

25
00:05:27,785 --> 00:05:30,121
‫گفت پسرش، اگان،

26
00:05:31,331 --> 00:05:35,335
‫باید جانشینش باشه
‫و پادشاه هفت قلمرو بشه.

27
00:05:44,469 --> 00:05:46,846
‫پس می‌تونیم همین الان
‫با اطمینان خاطر از رضایت...

28
00:05:46,929 --> 00:05:49,599
‫کامل ایشون،
‫برنامه‌های قدیمیمون رو عملی کنیم.

29
00:05:49,682 --> 00:05:51,726
‫درسته.
‫طبق بحث‌های پیشینمون،

30
00:05:51,809 --> 00:05:53,269
‫کلی کار داریم.

31
00:05:53,353 --> 00:05:55,396
‫البته، دو تن از سروان‌های...

32
00:05:55,480 --> 00:05:58,149
‫نگهبانان شهر هنوز به دیمون وفادارن.

33
00:05:58,232 --> 00:06:00,777
‫تعویضشون می‌کنیم.
‫لرد لنیستر.

34
00:06:00,860 --> 00:06:02,320
‫خزانه تحت کنترله.

35
00:06:02,403 --> 00:06:04,364
‫طلاهامون رو جاهای مختلف
‫نگه می‌داریم که در امان باشن.

36
00:06:04,447 --> 00:06:07,575
‫به متحدینمون، ریورران و های‌گاردن،
‫غراب بفرستیم.

37
00:06:07,658 --> 00:06:09,452
‫درست فهمیدم که اعضای شورای خرد
‫بدون اطلاع خودم...

38
00:06:09,535 --> 00:06:13,081
‫و در خفا مشغول برنامه‌ریزی
‫جهت پادشاه کردن پسرم بودن؟

39
00:06:13,164 --> 00:06:17,710
‫ملکه گرامی، لزومی نداشت شما رو
‫به نقشه‌های خبیثانه آلوده کنیم.

40
00:06:17,794 --> 00:06:19,545
‫من قبول نمی‌کنم.

41
00:06:19,629 --> 00:06:21,672
‫باورم نمی‌شه که می‌شنوم
‫مشغول برنامه‌ریزی...

42
00:06:21,756 --> 00:06:25,093
‫واسه جایگزینی ولیعهد منتخب پادشاه
‫با فردی دغل‌باز بوده باشین!

43
00:06:25,176 --> 00:06:27,470
‫بزرگ‌ترین پسر ایشون
‫که دغل‌باز محسوب نمی‌شه.

44
00:06:27,553 --> 00:06:30,932
‫چند صد لرد و شوالیه مستقر
‫با شاهدخت بیعت کرده بودن.

45
00:06:31,015 --> 00:06:32,975
‫الان بیست سال از اون موقع گذشته.
‫اکثرشون از دنیا رفتن.

46
00:06:33,059 --> 00:06:34,310
‫خودتون که شنیدین جناب مشاور ارشد چی گفتن.

47
00:06:34,394 --> 00:06:36,604
‫چه نقشه کشیده بوده باشیم، چه نه،
‫نظر پادشاه عوض شد.

48
00:06:37,688 --> 00:06:40,274
‫من هفتاد و شش سال دارم.

49
00:06:40,358 --> 00:06:44,695
‫ویسریس رو مدت بیشتری از تک‌تک
‫حضار دور این میز می‌شناختم.

50
00:06:44,779 --> 00:06:49,242
‫من هم باور نمی‌کنم چنین حرفی رو
‫تک و تنها در بستر مرگش زده باشه...

51
00:06:49,325 --> 00:06:52,453
‫و کسی جز مادر پسره شاهد نباشه.

52
00:06:53,579 --> 00:06:55,456
‫چنین کاری غصب محسوب می‌شه!

53
00:06:55,540 --> 00:06:58,126
‫سرقت محسوب می‌شه!
‫خیانت محسوب می‌شه!

54
00:06:58,209 --> 00:07:01,629
‫- حداقل...
‫- حرف دهنت رو بفهم لایمن.

55
00:07:02,088 --> 00:07:04,590
‫حال پادشاه که دیشب...

56
00:07:04,674 --> 00:07:06,217
‫خیلی خوب بود.

57
00:07:08,261 --> 00:07:12,598
‫کدومتون می‌تونه سوگند بخوره
‫به مرگ طبیعی از دنیا رفته؟

58
00:07:12,682 --> 00:07:16,352
‫دارین به کدوممون اتهام
‫شاه‌کشی می‌زنین لرد بیس‌بری؟

59
00:07:16,436 --> 00:07:20,606
‫برام مهم نیست
‫کار یکیتون بوده یا کار همه‌تون.

60
00:07:20,690 --> 00:07:22,442
‫- من اصلا همکاری نمی...
‫- بگیر بشین!

61
00:07:23,443 --> 00:07:24,777
‫سر کریستون.

62
00:07:36,664 --> 00:07:40,084
‫شمشیرت رو بنداز
‫و شنلت رو در بیار سر کریستون.

63
00:07:42,879 --> 00:07:45,047
‫من فرمانده ارشدت هستم سر کریستون.

64
00:07:45,590 --> 00:07:47,091
‫شمشیرت رو بنداز.

65
00:07:47,175 --> 00:07:49,844
‫من طاقت ندارم کسی
‫به علیاحضرت ملکه توهین کنه.

66
00:07:49,927 --> 00:07:53,055
‫کسی به من توهین نکرد سر کریستون.
‫شمشیرت رو بذار کنار.

67
00:08:01,355 --> 00:08:04,150
‫- کار به اینجا کشیده؟
‫- فرمانده ارشد، بس کنین.

68
00:08:07,737 --> 00:08:11,073
‫- بذارین لرد بیس‌بری رو ببریم.
‫- نه.

69
00:08:12,492 --> 00:08:15,620
‫تا کارمون تموم نشده، در رو باز نمی‌کنیم.

70
00:08:32,512 --> 00:08:34,430
‫استورمز اند جای نگرانی داره.

71
00:08:35,181 --> 00:08:37,683
‫ممکنه لرد بوروس بهمون وفادار نباشه.

72
00:08:37,767 --> 00:08:40,478
‫ولی چهار دختر داره
‫که همگی مجرد هستن.

73
00:08:40,561 --> 00:08:43,689
‫- با خواستگاری صحیح...
‫- رینیرا چی می‌شه؟

74
00:08:43,773 --> 00:08:47,485
‫مسلما نباید بذاریم ولیعهد سابق
‫آزادانه بچرخه...

75
00:08:47,568 --> 00:08:50,488
‫و واسه ادعای سلطنتش حامیانی جمع کنه.

76
00:08:51,572 --> 00:08:53,991
‫- می‌خواین حبسش کنین.
‫- به خودش و خانواده‌اش...

77
00:08:54,075 --> 00:08:55,326
‫فرصت می‌دیم...

78
00:08:55,409 --> 00:08:59,622
‫در ملأ عام با پادشاه جدیدمون بیعت کنن.

79
00:08:59,705 --> 00:09:01,624
‫اون هرگز بیعت نمی‌کنه.

80
00:09:01,707 --> 00:09:03,543
‫دیمون هم نمی‌کنه،
‫خودتون هم می‌دونین.

81
00:09:09,006 --> 00:09:10,550
‫قصد دارین بکشینشون.

82
00:09:15,805 --> 00:09:17,390
‫همه‌تون هم با چنین کاری موافقین.

83
00:09:17,473 --> 00:09:19,684
‫پدرتون درست می‌گن علیاحضرت.

84
00:09:19,767 --> 00:09:23,354
‫اگه رقیب ایشون در قید حیات باشه،
‫موجب وقوع نبرد و خون‌ریزی می‌شه.

85
00:09:23,437 --> 00:09:25,898
‫درسته، چنین کاری ناخوش‌آینده.

86
00:09:26,399 --> 00:09:29,860
‫ولی باید جهت اطمینان حاصل کردن
‫از جانشینی اگان، چنین فداکاری‌ای کنیم.

87
00:09:29,944 --> 00:09:31,946
‫تازه، باید دیمون رو هم در نظر بگیریم.

88
00:09:32,029 --> 00:09:33,614
‫اگه پادشاه زنده بود،
‫اصلا نمی‌خواست اتفاق ناخوش‌آیندی...

89
00:09:33,614 --> 00:09:34,490
‫ولی پادشاه که نمی‌خواست...

90
00:09:34,574 --> 00:09:36,325
‫دختر خودش رو به قتل برسونیم.

91
00:09:37,535 --> 00:09:39,537
‫خیلی دوستش داشت.
‫نمی‌ذارم چنین مسئله‌ای رو انکار کنین.

92
00:09:39,620 --> 00:09:40,079
‫با این حال...

93
00:09:40,121 --> 00:09:41,497
‫اگه به کلمه دیگه حرف بزنین،
‫می‌گم از اینجا...

94
00:09:41,581 --> 00:09:43,499
‫ببرنتون و بفرستنتون سمت دیوار!

95
00:09:54,260 --> 00:09:56,887
‫خودتون چه پیشنهادی می‌دین علیاحضرت؟

96
00:10:00,391 --> 00:10:02,143
‫باید سریع دست به کار بشیم.

97
00:10:12,320 --> 00:10:14,238
‫فرمانده ارشد وسترلینگ،

98
00:10:15,906 --> 00:10:17,533
‫شوالیه‌هات رو ببر دراگن‌استون.

99
00:10:17,617 --> 00:10:19,535
‫سریع و بدون کثافت‌کاری تمومش کنین.

100
00:10:33,841 --> 00:10:36,177
‫من فرمانده ارشد گارد سلطنتی هستم.

101
00:10:39,347 --> 00:10:42,350
‫از کسی جز پادشاه دستور نمی‌گیرم.

102
00:10:43,392 --> 00:10:45,311
‫تا پادشاهی نداشته باشیم هم...

103
00:10:47,605 --> 00:10:49,523
‫جای من اینجا نیست.

104
00:11:01,494 --> 00:11:05,623
‫به نظرم سرنوشتمون از این قراره
‫که دنبال داشته‌های دیگران باشیم.

105
00:11:06,332 --> 00:11:10,252
‫اگه کسی چیزی داشته باشه،
‫اون یکی ازش می‌گیردش.

106
00:11:10,711 --> 00:11:11,837
‫درسته شاهدخت.

107
00:11:15,716 --> 00:11:17,051
‫اگان کجاست؟

108
00:11:19,428 --> 00:11:21,222
‫اینجا نیست.

109
00:11:21,305 --> 00:11:23,224
‫تو اتاق‌های خودش نیست.

110
00:11:28,104 --> 00:11:29,397
‫پدر.

111
00:11:38,864 --> 00:11:40,408
‫چی شده؟

112
00:11:54,588 --> 00:11:57,341
‫- پدرت...
‫- جانوری وحشی تو زیرزمینمون ساکنه.

113
00:11:57,925 --> 00:11:59,844
‫وای، عزیز دلم.

114
00:12:21,157 --> 00:12:22,700
‫سر اریک.

115
00:12:26,370 --> 00:12:27,997
‫شاهزاده کجاست؟

116
00:12:28,080 --> 00:12:30,875
‫عذر می‌خوام جناب مشاور ارشد. نمی‌دونم.

117
00:12:30,958 --> 00:12:33,461
‫ولی تو سوگند خوردی محافظش باشی.

118
00:12:33,544 --> 00:12:35,254
‫ایشون به اختیار خودشون
‫دستور می‌دن برم پی کار خودم...

119
00:12:35,337 --> 00:12:37,256
‫و ازم اجتناب می‌کنن سرورم.

120
00:12:41,385 --> 00:12:44,472
‫گمون می‌کنم در خفا
‫از کیپ خارج شدن...

121
00:12:44,555 --> 00:12:46,056
‫و رفتن شهر.

122
00:12:46,432 --> 00:12:47,641
‫پیداشون کن.

123
00:12:52,688 --> 00:12:54,607
‫کسی جز برادرت رو
‫همراه خودت نبر.

124
00:12:55,399 --> 00:12:56,984
‫شنل سفیدتون رو هم نپوشین.

125
00:12:57,067 --> 00:12:59,236
‫کسی نباید از هویتتون
‫یا هدفتون خبردار بشه...

126
00:12:59,987 --> 00:13:02,198
‫ملکه هم نباید بفهمه.

127
00:13:02,281 --> 00:13:03,199
‫چشم سرورم.

128
00:13:05,201 --> 00:13:07,745
‫فقط بیارش پیش خودم سر اریک.

129
00:13:26,388 --> 00:13:28,140
‫این کارتون یعنی چی؟

130
00:13:40,569 --> 00:13:42,071
‫نگهبان. نگهبان!

131
00:13:56,752 --> 00:13:59,672
‫شاهزاده اگان رو تو قلعه
‫پیدا نکردن علیاحضرت.

132
00:13:59,755 --> 00:14:01,757
‫پدرتون سر اریک رو فرستاده شهر
‫که پیداش کنه.

133
00:14:04,677 --> 00:14:07,429
‫سر اریک اگان رو می‌شناسه.
‫بهمون برتری داره.

134
00:14:14,520 --> 00:14:19,233
‫من باز هم به خودت
‫و وفاداریت اعتماد می‌کنم سر کریستون.

135
00:14:19,316 --> 00:14:21,861
‫باید اگان رو پیدا کنیم
‫و بیاریمش پیش خودم.

136
00:14:22,862 --> 00:14:25,030
‫سرنوشت هفت قلمرو
‫به این اتفاق بستگی داره.

137
00:14:27,074 --> 00:14:30,119
‫هر حسی که به ملکه‌ات داری
‫به این اتفاق بستگی داره.

138
00:14:32,496 --> 00:14:34,039
‫ناامیدتون نمی‌کنم.

139
00:14:35,040 --> 00:14:36,834
‫من هم باهات میام.

140
00:14:36,917 --> 00:14:39,461
‫خوشم نمیاد بری ایموند.

141
00:14:40,212 --> 00:14:44,300
‫- اگه اتفاقی افتاده باشه...
‫- کول به حضورم نیاز داره مادر.

142
00:14:44,383 --> 00:14:47,511
‫فقط سر اریک از کارهای اگان خبر نداره.

143
00:15:03,903 --> 00:15:07,489
‫اگان من رو سیزدهمین روز نام‌گذاریم
‫به خیابون ابریشم آورده بود.

144
00:15:08,365 --> 00:15:10,743
‫گفته بود وظیفه برادرانه‌اشه...

145
00:15:10,743 --> 00:15:13,871
‫که حواسش باشه من هم
‫عین خودش مطلع باشم.

146
00:15:16,165 --> 00:15:19,418
‫حداقل درک خودم از حرفش
‫از این قرار بود.

147
00:15:21,754 --> 00:15:23,088
‫متوجه نمی‌شم.

148
00:15:23,756 --> 00:15:25,299
‫گفته بود: «وقتشه خیسش کنیم.»

149
00:15:26,342 --> 00:15:30,137
‫تمام زنان جلوه‌ای مادر آسمانی هستن
‫و باید با احترام خطابشون کرد.

150
00:15:36,268 --> 00:15:40,606
‫حوالی دیشب بود
‫که رفیقمون رو گم کردیم.

151
00:15:40,689 --> 00:15:44,109
‫از اون‌جایی که می‌دونیم قبلا
‫از مشتریان خوب تشکیلاتتون بوده،

152
00:15:44,193 --> 00:15:46,362
‫با خودمون گفتیم بیایم
‫اینجا بپرسیم و ببینیم کجاست.

153
00:15:46,946 --> 00:15:48,280
‫خب، بگین چه شکلیه.

154
00:15:49,239 --> 00:15:51,158
‫شکل و شمایلش مسئله حساسیه.

155
00:15:52,159 --> 00:15:56,288
‫آخه دنبال شاهزاده اگان جوان می‌گردیم.

156
00:15:56,372 --> 00:15:58,916
‫امیدوارم بتونم بهتون اعتماد کنم
‫و بین خودمون بمونه.

157
00:16:00,334 --> 00:16:02,252
‫شاهزاده اینجا نیستن.

158
00:16:03,295 --> 00:16:06,632
‫کلا اینجا نبودن؟
‫احیانا پیشتر اینجا نبودن؟

159
00:16:07,257 --> 00:16:09,969
‫خیلی پیشتر اینجا بودن.
‫در واقع، چند سال پیش بودن.

160
00:16:10,010 --> 00:16:11,178
‫ولی اخیرا نبودن؟

161
00:16:13,013 --> 00:16:15,557
‫ایشون زیاد نمیان خیابون ابریشم.

162
00:16:16,433 --> 00:16:18,560
‫اکثرا می‌دونن که ایشون...

163
00:16:19,895 --> 00:16:21,814
‫این‌قدر خوش‌سلیقه نیستن.

164
00:16:22,564 --> 00:16:23,691
‫یعنی چی؟

165
00:16:25,234 --> 00:16:30,155
‫امیدوارم موفق باشین جناب.
‫سلامم رو هم به دوستتون برسونین.

166
00:16:36,912 --> 00:16:38,455
‫چه بزرگ شدین.

167
00:16:43,419 --> 00:16:45,671
‫ویسریس خواسته‌هاش رو اصلاح کرد.

168
00:16:45,671 --> 00:16:47,464
‫به همین سادگی.

169
00:16:49,758 --> 00:16:51,760
‫شما قبلا با رینیرا بیعت کرده بودین.

170
00:16:51,844 --> 00:16:56,515
‫الان هم باید با پادشاه بعدیمون بیعت کنین.

171
00:17:03,439 --> 00:17:07,568
‫باید قبلش با خاندانم مشورت کنم.

172
00:17:08,777 --> 00:17:12,698
‫اگه قصدتون رو اعلام نکنین،
‫حق ندارین از اینجا خارج بشین.

173
00:17:22,374 --> 00:17:24,501
‫من بیعت‌شکن نیستم.

174
00:17:27,212 --> 00:17:29,131
‫بیعت نمی‌کنم.

175
00:17:37,306 --> 00:17:38,849
‫کس دیگه‌ای هم باهاش موافقه؟

176
00:17:50,778 --> 00:17:55,699
‫خاندان فل سر بیعتش با شاهدخت می‌مونه.

177
00:17:59,161 --> 00:18:00,287
‫خیلی‌خب.

178
00:18:20,474 --> 00:18:21,642
‫پادشاه زنده باد.

179
00:18:21,725 --> 00:18:23,560
‫پادشاه زنده باد.

180
00:18:55,217 --> 00:18:58,011
‫ظاهرا عادات اگان رو
‫اشتباه برداشت کرده بودی.

181
00:18:58,095 --> 00:19:00,722
‫ممکنه مزدوران گرفته باشنش...

182
00:19:00,806 --> 00:19:02,182
‫و سوار کشتی‌ای به مقصد یی تی باشه.

183
00:19:03,308 --> 00:19:05,018
‫ممکنه مرده باشه.

184
00:19:05,394 --> 00:19:07,729
‫بیا به خاطر مادرت هم که شده،
‫امیدوار باشیم نمرده باشه.

185
00:19:22,870 --> 00:19:24,246
‫بذار ببینم.

186
00:19:24,329 --> 00:19:26,957
‫- بر.
‫- بیا ببینم. بیا ببینم!

187
00:19:27,040 --> 00:19:28,292
‫برو تو ببینم کوچولو...

188
00:19:36,133 --> 00:19:37,176
‫ایول!

189
00:19:38,510 --> 00:19:39,303
‫بزن دیگه!

190
00:19:47,853 --> 00:19:49,354
‫چند سالشونه؟

191
00:19:50,564 --> 00:19:53,233
‫گمون کنم حدود ده سالشون باشه.

192
00:19:53,317 --> 00:19:56,028
‫مجبورشون می‌کنن ناخنشون رو بلند
‫و دندونشون رو تیز کنن.

193
00:19:56,612 --> 00:19:57,905
‫این‌جوری قوی‌تر می‌شن.

194
00:19:59,239 --> 00:20:00,240
‫بزن دیگه!

195
00:20:00,324 --> 00:20:03,076
‫شاهزاده اگان شب‌های زیادی میاد اینجا.

196
00:20:03,160 --> 00:20:04,703
‫حالا فهمیدی چه‌جور آدمیه؟

197
00:20:05,621 --> 00:20:06,872
‫تازه کجاش رو دیدی.

198
00:20:15,380 --> 00:20:18,300
‫- بچه اگانه؟
‫- شرط می‌بندم بیشتر هم داره.

199
00:20:34,024 --> 00:20:37,194
‫من رو باش که عین سربازی حرف‌شنو
‫دارم شهر رو می‌گردم...

200
00:20:37,277 --> 00:20:40,739
‫تا فردی سهل‌انگار رو که اصلا
‫به حق مادرزادیش علاقه‌ای نداشته پیدا کنم.

201
00:20:42,699 --> 00:20:45,661
‫من که برادر کوچک‌ترش باشم
‫تاریخ و فلسفه می‌خونم،

202
00:20:45,744 --> 00:20:47,246
‫منم که شمشیربازی تمرین می‌کنم...

203
00:20:47,329 --> 00:20:49,206
‫و بزرگ‌ترین اژدهای دنیا رو سوار می‌شم.

204
00:20:49,289 --> 00:20:50,832
‫منم که باید...

205
00:20:55,128 --> 00:20:58,006
‫درک می‌کنم زحمت کشیدن
‫واسه داشته‌های رایگان بقیه چه حسی داره.

206
00:21:01,677 --> 00:21:03,595
‫ضمنا، نمی‌تونیم پیداش کنیم کول.

207
00:21:04,304 --> 00:21:07,182
‫تو آدم نجیبی هستی
‫و اصلا اهل فساد نیستی.

208
00:21:07,266 --> 00:21:09,226
‫اون رازهاش رو به کسی نمی‌گه...

209
00:21:09,309 --> 00:21:10,727
‫و حق داره که نگه.

210
00:21:10,811 --> 00:21:12,729
‫ولیعهد بعدی منم.

211
00:21:13,689 --> 00:21:15,983
‫قصد دارم اگه خواستن...

212
00:21:16,066 --> 00:21:17,859
‫دنبالم بگردن، پیدام کنن.

213
00:21:27,703 --> 00:21:30,664
‫باید کاری کنیم.
‫اگان صلاحیت حکمرانی نداره.

214
00:21:30,747 --> 00:21:32,791
‫تو سال‌ها تمایلات شاهزاده رو تحمل کردی.

215
00:21:32,874 --> 00:21:34,584
‫چون سوگند خورده بودم
‫و موظف بودم آریک.

216
00:21:34,668 --> 00:21:36,545
‫مشاور ارشد باید عاقلانه عمل کنه.

217
00:21:36,628 --> 00:21:38,839
‫ما سوگند خوردیم تا پای مرگ خدمت کنیم.

218
00:21:38,922 --> 00:21:40,841
‫یه لحظه وقت دارین آقایون؟

219
00:21:42,009 --> 00:21:44,720
‫ما خریدار اجناستون نیستیم.

220
00:21:48,307 --> 00:21:49,850
‫می‌تونم ببرمتون پیش شاهزاده اگان.

221
00:21:51,643 --> 00:21:54,813
‫در واقع از طرف کسی
‫که می‌دونه ایشونه کجاست اومدم.

222
00:21:54,896 --> 00:21:56,815
‫اگه بهاش رو بدین،
‫بهتون می‌گه کجاست.

223
00:21:58,442 --> 00:22:01,445
‫تحویلش بدین
‫تا شاید بهاش رو دادیم.

224
00:22:02,070 --> 00:22:06,033
‫خانم من علی‌رغم عالی‌رتبه بودن
‫خادمین کیپ،

225
00:22:06,116 --> 00:22:08,035
‫باهاشون تعاملی نداره.

226
00:22:09,077 --> 00:22:11,371
‫فقط به اطلاع خود مشاور پادشاه می‌رسونه.

227
00:22:11,455 --> 00:22:12,873
‫غیرممکنه.

228
00:22:14,333 --> 00:22:17,419
‫به نظرم خودشون بخوان
‫حرف‌های کرم سفید رو بشنون.

229
00:22:33,518 --> 00:22:35,395
‫وایستین! دروازه رو باز نکنین!

230
00:22:38,440 --> 00:22:39,649
‫ولم کنین!

231
00:22:39,733 --> 00:22:41,401
‫داشت از دروازه فرار می‌کرد.

232
00:22:41,485 --> 00:22:42,652
‫اصلا من رو می‌شناسین؟

233
00:22:42,736 --> 00:22:45,197
‫شرط می‌بندم می‌خواست
‫به شاهدخت هشدار بده.

234
00:22:47,115 --> 00:22:48,241
‫چه دفاعی داری؟

235
00:22:49,534 --> 00:22:52,454
‫حرف جناب اعتراف‌گیرنده فرض خودشونه.

236
00:22:54,081 --> 00:22:56,208
‫من علاقه‌ای به شاهدخت ندارم.

237
00:22:56,583 --> 00:22:59,711
‫پس با این عجله کجا می‌رفتی؟

238
00:23:05,759 --> 00:23:07,677
‫بدینش دست مجریان عدالت سلطنتی.

239
00:23:12,099 --> 00:23:13,892
‫ولم کنین!

240
00:23:13,975 --> 00:23:16,853
‫- نه! چنین کاری درست نیست!
‫- احسنت لرد لاریس.

241
00:23:16,937 --> 00:23:19,731
‫- برات...
‫- انجام وظیفه کردم جناب مشاور اعظم.

242
00:23:19,815 --> 00:23:21,108
‫خیال کردین کی هستین؟

243
00:23:21,191 --> 00:23:23,318
‫اخیرا زیاد با ملکه وقت می‌گذرونی.

244
00:23:30,200 --> 00:23:34,579
‫دلیلی نداره که وقت گذروندنمون
‫در نهایت به نفع شما تموم نشه.

245
00:24:58,747 --> 00:25:00,999
‫با حسن نیت در قبالتون فرض می‌کنم...

246
00:25:01,082 --> 00:25:05,003
‫دلیل خوبی داشتین که امروز صبح
‫با بی‌حرمتی باهام رفتار کردین.

247
00:25:06,546 --> 00:25:09,466
‫از صمیم قلب پشیمونم
‫که تشریفاتش رو به جا نیاوردیم.

248
00:25:12,135 --> 00:25:13,261
‫پادشاه از دنیا رفته.

249
00:25:19,392 --> 00:25:21,186
‫شما هم دارین تخت پادشاهی رو غصب می‌کنین.

250
00:25:21,269 --> 00:25:23,146
‫خواسته پیش از مرگ شوهرم بود.

251
00:25:23,230 --> 00:25:26,942
‫چه باور کنین، چه نکنین،
‫عواقبی نداره.

252
00:25:27,025 --> 00:25:28,318
‫اگان پادشاه می‌شه.

253
00:25:31,988 --> 00:25:33,615
‫اومدم اینجا که بخوام ازمون حمایت کنین.

254
00:25:34,741 --> 00:25:37,410
‫خب، باید بابت شجاعتتون
‫تحسینتون کنم.

255
00:25:38,245 --> 00:25:40,288
‫مدت‌هاست که خاندان ولاریون...

256
00:25:40,372 --> 00:25:43,542
‫با شاهدخت رینیرا متحد شده،
‫ولی چی نصیبتون شده؟

257
00:25:44,834 --> 00:25:47,963
‫دخترتون تک و تنها
‫تو پنتوس از دنیا رفت.

258
00:25:49,005 --> 00:25:50,882
‫پسرتون بی‌غیرتی کرد.

259
00:25:50,966 --> 00:25:53,134
‫وارثین رینیرا از نسل شما نیستن.

260
00:25:54,761 --> 00:25:58,890
‫شوهر خودتون همه‌جوره
‫دنبال تاج و تخته.

261
00:25:59,641 --> 00:26:01,309
‫ولی حتی ایشون هم ترکتون کرده:

262
00:26:01,393 --> 00:26:04,062
‫شش سال آزگار رفته بود
‫تا در نبردی وخیم مبارزه کنه،

263
00:26:04,145 --> 00:26:07,232
‫بعدش هم با جراحات شدید
‫و حتی کشنده‌ای برگشت...

264
00:26:07,315 --> 00:26:09,943
‫و کاری کرد بانوی دریفت‌مارک
‫کارش رو تنهایی پیش ببره.

265
00:26:12,779 --> 00:26:15,699
‫خاندان من سر حرفش می‌مونه.

266
00:26:17,742 --> 00:26:20,870
‫درسته. ولی فامیل عزیزم...

267
00:26:22,622 --> 00:26:26,835
‫کسی بهتر از تو این حرف من رو درک نمی‌کنه.

268
00:26:26,918 --> 00:26:28,920
‫شاهدخت رینیس،
‫من شوهرم رو خیلی دوست داشتم،

269
00:26:28,920 --> 00:26:31,339
‫ولی حقیقتی که جفتمون
‫ازش خبر داریم رو بیان می‌کنم.

270
00:26:32,340 --> 00:26:33,925
‫تو باید ملکه می‌شدی.

271
00:26:36,428 --> 00:26:38,597
‫احتمال خیلی کمی می‌دادم
‫که چنین حرفی رو از زبون تو بشنوم.

272
00:26:38,680 --> 00:26:41,516
‫تخت آهنین هم از نظر نسبت خانوادگی،
‫هم از نظر مزاج انسانی، سزاوار تو بود.

273
00:26:41,600 --> 00:26:44,227
‫ویسریس در اون صورت
‫لردی عادی می‌شد...

274
00:26:44,311 --> 00:26:46,354
‫که به شکار و مطالعه تاریخ راضی بود،

275
00:26:46,438 --> 00:26:48,565
‫ولی الان شرایط از این قراره.

276
00:26:50,984 --> 00:26:54,821
‫ما حکمران نیستیم،
‫ولی می‌تونیم راهنمای مردان حکمران باشیم.

277
00:26:55,363 --> 00:26:56,281
‫با ملایمت راهنماییشون می‌کنیم...

278
00:26:57,115 --> 00:27:00,744
‫از خشونت و نابودی قطعی دورشون می‌کنیم
‫و می‌گیم در راه صلح قدم بردارن.

279
00:27:01,494 --> 00:27:04,581
‫من رو در راه صلح حبس کردی؟

280
00:27:04,664 --> 00:27:06,833
‫- خب، اژدهام چی شده؟
‫- اگه قدرت نظامی رینیرا بیشتر باشه،

281
00:27:06,916 --> 00:27:09,294
‫وسوسه می‌شه بهمون حمله کنه
‫و جنگ رخ می‌ده.

282
00:27:11,296 --> 00:27:14,424
‫شاید اگه اژدهات در اختیارش نباشه،
‫ترغیب بشه مذاکره کنه.

283
00:27:16,885 --> 00:27:19,846
‫اگه دنبال دریفت‌مارکی،
‫مال خودت باشه...

284
00:27:19,929 --> 00:27:23,391
‫و هر کدوم از نوه‌هات رو
‫که خواستی وارث خودت کن.

285
00:27:28,229 --> 00:27:30,774
‫گمون نمی‌کردم این‌قدر عاقل باشی...

286
00:27:34,152 --> 00:27:36,071
‫الیسنت های‌تاور.

287
00:27:36,571 --> 00:27:40,116
‫ملکه راستین بهایی که مردمش
‫می‌پردازن رو حساب می‌کنه.

288
00:27:41,326 --> 00:27:44,537
‫با این حال تو هنوز هم
‫واسه خدمت به مرد جماعت زحمت می‌کشی.

289
00:27:45,038 --> 00:27:47,957
‫واسه خدمت به پسرت،
‫شوهرت و پسرت.

290
00:27:49,793 --> 00:27:51,378
‫دلت نمی‌خواد رها باشی،

291
00:27:51,461 --> 00:27:54,506
‫فقط می‌خوای پنجره‌ای
‫تو دیوار زندانت بسازی.

292
00:27:55,799 --> 00:27:59,052
‫تا حالا تصور کردی...

293
00:27:59,135 --> 00:28:00,845
‫خودت رو تخت آهنین بشینی؟

294
00:28:13,400 --> 00:28:15,318
‫می‌رم که راحت فکرهات رو بکنی.

295
00:28:18,154 --> 00:28:20,073
‫تصمیمت رو که گرفتی، زنگ رو به صدا در بیار.

296
00:28:43,012 --> 00:28:44,139
‫شاهزاده گرامی.

297
00:28:54,399 --> 00:28:58,319
‫گمون می‌کنم کرم سفید مرموز خودت باشی.

298
00:28:59,904 --> 00:29:03,700
‫یا شاید هم لایه دیگه‌ای
‫از این پیاز گندیده باشی؟

299
00:29:05,702 --> 00:29:08,621
‫درگذشت پادشاهتون رو تسلیت می‌گم.

300
00:29:23,678 --> 00:29:25,638
‫شاهزاده اگان کجاست؟

301
00:29:25,722 --> 00:29:31,770
‫خیال می‌کردم شاهزاده رفتن فلی باتم
‫که ساکنینش اصلا قابل اعتماد نیستن.

302
00:29:31,853 --> 00:29:37,066
‫با خودم گفتن بهتره جای امنی مخفیش کنم،
‫آخه ممکنه کسی بیاد دنبالش بگرده.

303
00:29:37,150 --> 00:29:39,235
‫شاهزاده کجاست؟

304
00:29:39,319 --> 00:29:41,863
‫جای امنی مخفی شده.

305
00:29:44,199 --> 00:29:48,912
‫می‌خوام به بهره‌وری وحشیانه
‫از کودکان تو فلی باتم خاتمه بدین.

306
00:29:48,995 --> 00:29:51,790
‫مجبورشون می‌کنن مبارزه
‫و کارهای بدتری بکنن...

307
00:29:52,373 --> 00:29:56,294
‫طلاپوشان شما هم رشوه می‌گیرن
‫و باهاشون کاری ندارن.

308
00:29:57,212 --> 00:30:03,593
‫کارشون وقاحت داره و یا دربار چشم‌پوشی کرده،
‫یا خبر داره و کاری نکرده.

309
00:30:05,345 --> 00:30:06,888
‫بررسی می‌کنم.

310
00:30:07,388 --> 00:30:08,932
‫بهت قول می‌دم.

311
00:30:14,312 --> 00:30:15,980
‫وقتی نقشه‌هات عملی شد...

312
00:30:16,064 --> 00:30:20,235
‫و نوه‌ات رو بر تخت پادشاهی نشوندی،

313
00:30:20,318 --> 00:30:23,488
‫یادت باشه که من اونجا نشوندمش.

314
00:30:23,571 --> 00:30:27,742
‫می‌تونستم عین آب خوردن بکشمش.

315
00:30:27,826 --> 00:30:32,747
‫آدم به هر قدرتی که می‌رسه،
‫یکی بهش اجازه داده به اونجا برسه.

316
00:30:35,416 --> 00:30:37,335
‫یادم می‌مونه.

317
00:31:01,734 --> 00:31:03,111
‫گوش کن.

318
00:31:11,452 --> 00:31:13,288
‫نه... نه!

319
00:31:14,247 --> 00:31:15,206
‫نه!

320
00:31:23,840 --> 00:31:26,009
‫کرم سفید کجاست؟

321
00:31:26,092 --> 00:31:27,427
‫بهاش رو گرفت و تو رو فروخت.

322
00:31:27,510 --> 00:31:29,429
‫خب، شما واسه چی بهاش رو دادین؟

323
00:31:30,805 --> 00:31:32,724
‫می‌خوام مادرم رو ببینم.

324
00:31:33,558 --> 00:31:37,145
‫می‌بریمت دم دیوار شهر
‫که پدربزرگت، مشاور ارشد، رو ببینی.

325
00:31:45,361 --> 00:31:47,655
‫داری از خواسته باقی مردم فرار می‌کنی اگان.

326
00:32:04,547 --> 00:32:06,466
‫واقعا متأسفم دوست عزیزم.

327
00:32:36,621 --> 00:32:39,165
‫نه! بس کنین! نه.

328
00:32:43,711 --> 00:32:46,673
‫- امیدوار بودم غیبت زده بوده باشه.
‫- واقعا پدرمون از دنیا رفته؟

329
00:32:46,756 --> 00:32:49,801
‫آره... اون‌ها هم می‌خوان تو رو پادشاه کنن.

330
00:32:51,886 --> 00:32:53,930
‫- نه!
‫- کمکم نمی‌کنی؟!

331
00:32:56,683 --> 00:32:59,060
‫نه! ولم کن!

332
00:32:59,143 --> 00:33:00,186
‫برادرت کجاست، ها؟

333
00:33:02,271 --> 00:33:03,398
‫ولم کن!

334
00:33:03,940 --> 00:33:05,066
‫برادر!

335
00:33:12,407 --> 00:33:13,950
‫ولم کن!

336
00:33:15,118 --> 00:33:16,661
‫من اصلا نمی‌خوام حکمرانی کنم!

337
00:33:16,744 --> 00:33:19,414
‫خوشم نمیاد موظف باشم!
‫صلاحیتش رو ندارم.

338
00:33:19,497 --> 00:33:21,040
‫من که باهات مخالفتی ندارم.

339
00:33:21,833 --> 00:33:24,669
‫اگه ولم کنی،
‫کشتی‌ای پیدا می‌کنم و سوارش می‌شم...

340
00:33:24,752 --> 00:33:25,878
‫که دیگه پیدام نکنن.

341
00:33:29,841 --> 00:33:31,384
‫ملکه منتظرته.

342
00:34:02,248 --> 00:34:05,501
‫- قشنگ بازی کردی.
‫- این اتفاقات که بازی نیست.

343
00:34:05,585 --> 00:34:07,712
‫با این حال عین بازی عمل کردی.

344
00:34:08,921 --> 00:34:10,423
‫مسابقه‌ای دل‌انگیز بود...

345
00:34:10,506 --> 00:34:14,469
‫که جایزه‌اش کیسه‌ای نقره بود.

346
00:34:19,223 --> 00:34:21,392
‫ما این همه سال به همدیگه تکیه کردیم.

347
00:34:21,476 --> 00:34:25,396
‫الان هم موقیعتی رخ داده
‫که طبق خواسته جفتمون به صلاح خاندانمونه.

348
00:34:26,355 --> 00:34:29,484
‫هر اختلاف نظری هم که داشته باشیم،
‫دلمون با همه.

349
00:34:31,652 --> 00:34:33,488
‫دلمون اصلا با هم نبوده.

350
00:34:33,571 --> 00:34:35,239
‫تازه متوجه شدم.

351
00:34:35,323 --> 00:34:37,950
‫من صرفا یکی از مهره‌های بازیت بودم.

352
00:34:38,034 --> 00:34:42,371
‫پس اگه این‌طور باشه، خودم کاری کردم
‫ملکه هفت قلمرو بشی.

353
00:34:43,539 --> 00:34:47,085
‫- دلت می‌خواست ملکه نباشی؟
‫- از کجا بدونم؟

354
00:34:47,919 --> 00:34:50,838
‫خواسته‌های من رو خودت
‫بهم تحمیل می‌کردی.

355
00:34:52,256 --> 00:34:53,800
‫الان هم باید تقاصش رو پس بدیم.

356
00:34:55,009 --> 00:34:57,929
‫- تو که با کمال میل راضی بودی پس بدی.
‫- فداکاری محسوب می‌شه.

357
00:34:58,805 --> 00:35:02,600
‫در راه ثبات سرزمینمون فداکاری می‌کنیم.

358
00:35:02,683 --> 00:35:04,894
‫کل پادشاهان تاریخ
‫هز از گاهی مجبور بودن...

359
00:35:04,977 --> 00:35:07,063
‫واسه محافظت از جون اکثریت،
‫جون عده اندکی رو بگیرن.

360
00:35:07,146 --> 00:35:09,273
‫البته نازک‌نارنجی بودنت رو درک می‌کنم.

361
00:35:09,357 --> 00:35:12,944
‫اکراه از قتل که نقطه ضعف محسوب نمی‌شه!

362
00:35:16,697 --> 00:35:18,366
‫اگان پیش منه.

363
00:35:18,449 --> 00:35:20,159
‫طبق صلاح‌دید من پیش می‌ریم.

364
00:35:27,041 --> 00:35:30,169
‫شرایطمون رو به رینیرا
‫و دراگن‌استون ابلاغ می‌کنیم.

365
00:35:30,253 --> 00:35:33,256
‫شرایط حقیقیمون رو ابلاغ می‌کنیم
‫که شاید بدون شرمی قبولشون کنه.

366
00:35:33,339 --> 00:35:37,135
‫اگه زنده بمونه، متحدینش ازش حمایت می‌کنن...

367
00:35:37,218 --> 00:35:39,846
‫- و انتظار بازگشتش رو می‌کشن.
‫- پس نباید برگرده.

368
00:35:41,180 --> 00:35:42,765
‫اگه شوهرم زنده بود،
‫می‌خواست به همین طریق...

369
00:35:42,849 --> 00:35:44,600
‫- به دخترش رحم کنیم.
‫- شوهرت می‌خواست؟

370
00:35:45,601 --> 00:35:48,354
‫یا خودت که دوست دوران کودکی
‫دخترش بودی، می‌خوای؟

371
00:35:52,942 --> 00:35:56,070
‫فرماندهی ارشد گارد سلطنتی رو
‫به کریستون کول می‌سپاریم.

372
00:35:57,530 --> 00:35:59,657
‫پسرم سپیده‌دم فردا تاج‌گذاری می‌کنه.

373
00:36:00,324 --> 00:36:02,869
‫کل ساکنین کینگز لندینگ
‫باید شاهد تاج‌گذاریش باشن.

374
00:36:03,786 --> 00:36:06,789
‫خودش حکمرانی رو به دست می‌گیره.
‫دیگه دست دست نمی‌کنیم.

375
00:36:07,582 --> 00:36:10,001
‫پسرم تاج هم‌نامش،
‫شاه فاتح، رو به سر می‌ذاره...

376
00:36:10,084 --> 00:36:12,253
‫و شمشیرش، بلک‌فایر، رو به دست می‌گیره.

377
00:36:12,336 --> 00:36:15,590
‫این‌جوری ملت قدرت باستانی
‫خاندان تارگرین رو به خاطر میارن.

378
00:36:19,719 --> 00:36:22,847
‫از زوایای خاصی، خیلی شبیه مادرت می‌شی.

379
00:36:33,983 --> 00:36:35,193
‫هر طور خودت بخوای.

380
00:36:36,944 --> 00:36:38,863
‫سلام علیاحضرت.

381
00:36:41,532 --> 00:36:44,076
‫خیلی دیروقته لرد لاریس.

382
00:36:45,161 --> 00:36:48,831
‫اطلاعاتی دستگیرم شده
‫که بهتره خبر داشته باشین.

383
00:37:00,635 --> 00:37:03,888
‫کنجکاوم بدونم تا حالا
‫از خودتون پرسیدین...

384
00:37:03,971 --> 00:37:06,224
‫چی شد...

385
00:37:06,307 --> 00:37:08,851
‫که پدرتون، مشاور ارشد،

386
00:37:10,269 --> 00:37:12,396
‫اگان رو زودتر پیدا کرد؟

387
00:37:34,543 --> 00:37:38,297
‫شبکه‌ای جاسوسی تو رد کیپ فعاله.

388
00:37:38,381 --> 00:37:42,593
‫این شبکه اخبار کل اعمالمون رو منتقل می‌کنه.

389
00:37:43,344 --> 00:37:47,431
‫پدرتون خبر داره،
‫ولی گذاشته به حال خودشون باشن.

390
00:37:48,849 --> 00:37:53,104
‫بارها ثابت شده افرادی که حاضرن
‫به صاحب این شبکه...

391
00:37:53,938 --> 00:37:56,232
‫هزینه بدن، ازش نفع می‌برن.

392
00:37:57,608 --> 00:37:59,527
‫یعنی صاحب شبکه‌شون
‫من رو تحت نظر داره؟

393
00:38:14,792 --> 00:38:19,338
‫یکی از جاسوس‌هاشون
‫ندیمه خودتونه.

394
00:38:21,299 --> 00:38:24,135
‫- تالیا رو می‌گی؟
‫- افراد دیگه‌ای هم هستن.

395
00:38:24,218 --> 00:38:26,345
‫حتی من هم از تعدادشون خبر ندارم.

396
00:38:31,017 --> 00:38:34,353
‫می‌شه به طریقی برتریش رو از بین برد.

397
00:38:35,271 --> 00:38:38,274
‫باید صاحب شبکه رو خلاص کنیم.

398
00:38:40,067 --> 00:38:44,989
‫با مرگ زنبور ملکه،
‫باقی زنبورها بی‌هدف پرواز می‌کنن.

399
00:38:46,657 --> 00:38:49,577
‫بابت انتخاب کلماتم عذر می‌خوام علیاحضرت.

400
00:38:51,579 --> 00:38:54,373
‫فرض می‌کنم خودت در این زمینه
‫تخصص داشته باشی.

401
00:38:55,041 --> 00:38:56,584
‫اگه شما بخواین...

402
00:38:58,502 --> 00:38:59,962
‫عملیش می‌کنم.

403
00:39:45,549 --> 00:39:47,093
‫برین کنار!

404
00:39:55,476 --> 00:39:57,061
‫باهام بیاین شاهدخت.

405
00:39:57,144 --> 00:39:58,854
‫طاقت تحمل این خیانت رو ندارم.

406
00:40:39,311 --> 00:40:42,398
‫- اینجا کجاست؟
‫- جنوب مسیر سلطنتیه.

407
00:40:43,482 --> 00:40:45,401
‫بلک‌واتر از این طرفه.

408
00:41:13,596 --> 00:41:15,514
‫من ملیس رو تنها نمی‌ذارم.

409
00:41:16,223 --> 00:41:18,267
‫- اگه بتونم وارد سرای اژدهایان بشم...
‫- نه.

410
00:41:18,350 --> 00:41:20,060
‫انتظار دارن برین اونجا شاهدخت.

411
00:41:20,144 --> 00:41:22,062
‫از دروازه‌اش هم رد نمی‌شین.

412
00:41:22,938 --> 00:41:24,273
‫دیگه بیاین.

413
00:41:24,356 --> 00:41:26,525
‫باید تا نفهمیدن نیستین،
‫خودتون رو دم رودخونه برسونین...

414
00:41:26,609 --> 00:41:28,277
‫و کشتی‌ای پیدا کنین.

415
00:41:28,360 --> 00:41:30,529
‫تکون بخورین! بجنبین! بجنبین!

416
00:41:30,613 --> 00:41:32,156
‫از این طرف!

417
00:41:32,239 --> 00:41:34,700
‫تکون بخورین! آفرین.

418
00:41:34,783 --> 00:41:36,118
‫آفرین!

419
00:41:37,953 --> 00:41:40,122
‫- برین جلو!
‫- از این طرف.

420
00:41:40,206 --> 00:41:42,124
‫وایستین! وایستین!

421
00:41:44,668 --> 00:41:46,545
‫تکون بخورین!

422
00:41:51,509 --> 00:41:54,053
‫با همه‌تونم، برین جلو!

423
00:41:58,766 --> 00:41:59,808
‫تکون بخورین!

424
00:42:11,195 --> 00:42:12,488
‫برین کنار!

425
00:42:13,781 --> 00:42:15,115
‫برین کنار!

426
00:42:36,345 --> 00:42:38,430
‫حداقل نجابت داشته باش
‫و قدردان جلوه کن.

427
00:42:39,682 --> 00:42:42,226
‫می‌دونی چقدر زحمت کشیدیم
‫که امروز رو برات رقم بزنیم؟

428
00:42:45,604 --> 00:42:47,398
‫تو یه ساعت دیگه پادشاه می‌شی.

429
00:42:47,481 --> 00:42:50,276
‫- ولی پدرم اصلا نمی‌خواست پادشاه بشم.
‫- این‌طور نیست.

430
00:42:50,359 --> 00:42:53,445
‫بیست سال فرصت داشت
‫ولیعهدیم رو اعلام کنه، ولی اصلا نکرد.

431
00:42:53,529 --> 00:42:55,864
‫استوارانه ولیعهدی رینیرا رو
‫برقرار نگه داشت.

432
00:42:56,448 --> 00:42:57,533
‫تجدید نظر کرد.

433
00:43:00,619 --> 00:43:01,537
‫نه...

434
00:43:02,204 --> 00:43:05,374
‫می‌تونست بکنه،
‫ولی اصلا نکرد،

435
00:43:05,457 --> 00:43:06,792
‫آخه از من خوشش نمی‌اومد.

436
00:43:08,168 --> 00:43:10,462
‫با این حال، با آخرین نفسش...

437
00:43:10,546 --> 00:43:11,505
‫در گوشم زمزمه کرد...

438
00:43:11,505 --> 00:43:13,591
‫که تو باید جانشینش باشی
‫و به تاج و تخت برسی.

439
00:43:34,069 --> 00:43:37,239
‫- من رو به بازی نگیر مادر.
‫- راستش رو می‌گم.

440
00:43:51,879 --> 00:43:53,422
‫ببین چی می‌گم اگان.

441
00:43:54,340 --> 00:43:56,508
‫پدربزرگت، مشاور اعظم،
‫بهت می‌گه خیلی مهمه...

442
00:43:56,592 --> 00:43:58,469
‫که رینیرا رو بکشیم.

443
00:43:58,552 --> 00:44:00,721
‫نباید مشاوره‌اش رو قبول کنی.

444
00:44:01,764 --> 00:44:03,641
‫نباید بی‌عاطفه و بی‌رحمانه حکومت کنیم.

445
00:44:03,724 --> 00:44:06,685
‫بالاخره با کل نقص‌هاش خواهرته
‫و دختر پدرته...

446
00:44:06,769 --> 00:44:08,062
‫من رو دوست داری؟

447
00:44:11,649 --> 00:44:13,359
‫ای خرفت.

448
00:44:13,442 --> 00:44:15,986
‫برین کنار که کالسکه سلطنتی رد بشه!

449
00:44:32,169 --> 00:44:34,088
‫آهای، آهای، برین جلو.

450
00:44:35,839 --> 00:44:38,175
‫بجنبین، تکون بخورین! بجنبین!

451
00:45:36,859 --> 00:45:39,445
‫ای ساکنین کینگز لندینگ،

452
00:45:39,528 --> 00:45:42,156
‫امروز روز به شدت غم‌انگیزیه.

453
00:45:43,282 --> 00:45:45,325
‫پادشاه محبوبمون،

454
00:45:46,034 --> 00:45:48,746
‫ویسریس صلح‌طلب،

455
00:45:50,038 --> 00:45:51,373
‫از دنیا رفته.

456
00:45:57,713 --> 00:46:01,258
‫اما روز به شدت فرح‌بخشی هم هست،

457
00:46:02,509 --> 00:46:05,053
‫چرا که ایشون به هنگام...

458
00:46:07,139 --> 00:46:09,433
‫ترک دنیا آخرین خواسته‌شون رو گفتن:

459
00:46:09,516 --> 00:46:13,854
‫گفتن بزرگ‌ترین پسرشون، اگان،

460
00:46:15,063 --> 00:46:17,399
‫باید جانشینشون بشه.

461
00:46:28,202 --> 00:46:29,536
‫نگهبان‌ها!

462
00:46:30,996 --> 00:46:33,332
‫برین کنار! تکون بخورین!

463
00:46:41,840 --> 00:46:43,217
‫وایستین!

464
00:46:43,300 --> 00:46:44,426
‫بچرخین!

465
00:46:53,727 --> 00:46:55,687
‫شمشیرها...

466
00:46:55,771 --> 00:46:56,897
‫بالا!

467
00:47:30,430 --> 00:47:32,599
‫از بخت و اقبال خوش شماست...

468
00:47:32,683 --> 00:47:36,812
‫و مایه افتخارتونه
‫که شاهد چنین اتفاقی هستین:

469
00:47:37,980 --> 00:47:40,399
‫روز جدیدی در شهرمون آغاز شده...

470
00:47:41,525 --> 00:47:44,319
‫روز جدیدی در قلمرومون آغاز شده.

471
00:47:44,403 --> 00:47:48,615
‫پادشاهی جدیدی داریم
‫که رهبریمون می‌کنه.

472
00:48:44,004 --> 00:48:46,924
‫باشد که جنگجوی آسمانی
‫به ایشان قدرت بخشد.

473
00:48:49,718 --> 00:48:54,264
‫باشد که آهنگر آسمانی
‫به شمشیر و سپرشان قدرت بخشد.

474
00:48:56,475 --> 00:48:59,394
‫باشد که پدر آسمانی
‫به هنگام نیاز مدافعشان باشد.

475
00:49:02,773 --> 00:49:06,610
‫باشد که پیرزن آسمانی
‫چراغ نورانی خود را افروخته...

476
00:49:06,652 --> 00:49:09,279
‫و مسیر فضیلت را
‫برایشان روشن کند.

477
00:49:31,593 --> 00:49:35,138
‫تاج شاه فاتح
‫پس از چند نسل به ارث رسیده.

478
00:49:53,365 --> 00:49:55,784
‫هفت خدا شاهد باشند:

479
00:49:55,867 --> 00:49:59,454
‫اگان تارگرین ولیعهد راستین تخت آهنین است.

480
00:50:32,696 --> 00:50:37,409
‫درود همگان بر اعلی‌حضرت اگان،

481
00:50:37,492 --> 00:50:39,286
‫دومین پادشاه با این نام،

482
00:50:39,369 --> 00:50:43,123
‫پادشاه آندال‌ها، روینارها
‫و نخستین انسان‌ها،

483
00:50:43,206 --> 00:50:45,459
‫حکمران هفت قلمرو...

484
00:50:45,542 --> 00:50:48,086
‫و محافظ سرزمین.

485
00:50:51,423 --> 00:50:52,883
‫پادشاه اگان!

486
00:51:52,943 --> 00:51:56,071
‫پادشاه اگان!
‫زنده باد اگان!

487
00:52:58,717 --> 00:53:00,635
‫در رو باز کنین!

488
00:53:07,976 --> 00:53:09,895
‫در رو باز کنین!

489
00:53:14,941 --> 00:53:16,067
‫هلنا رو ببر.
