﻿1
00:01:40,725 --> 00:01:45,063
« خاندان اژدها »

2
00:02:28,106 --> 00:02:29,065
چی؟

3
00:02:33,987 --> 00:02:35,822
متوجه نمیشم

4
00:02:43,454 --> 00:02:45,081
واضح صحبت کن

5
00:02:49,252 --> 00:02:50,587
تو باعث شدی من اینجوری بشم، دیمون

6
00:02:50,587 --> 00:02:51,671
بس کن

7
00:02:51,671 --> 00:02:52,714
با این حال، الان قصد داری نابودم کنی

8
00:02:52,714 --> 00:02:53,798
بس کن

9
00:02:55,550 --> 00:02:59,971
به این دلیل که برادرت
منو بیشتر از تو دوست داشت

10
00:03:12,692 --> 00:03:15,612
همیشه دلت می‌خواست همین‌کارو انجام بدی، نه؟

11
00:03:25,914 --> 00:03:27,248
یه پیغام بدست‌مون رسیده

12
00:03:32,295 --> 00:03:34,214
صبح بخیر، اعلیحضرت

13
00:03:35,131 --> 00:03:37,842
امیدوارم خوب خوابیده باشین

14
00:03:38,343 --> 00:03:40,762
همونجوری که گفتم، یه پیغام بدست‌مون رسیده

15
00:03:43,223 --> 00:03:46,517
ارتشِ اِگان دو هفته پیش
بارانداز پادشاه رو ترک کرده

16
00:03:46,517 --> 00:03:51,397
قلعه‌های رازبی و استوک‌ورث
بدون محاصره سقوط کرده‌ن

17
00:03:51,397 --> 00:03:53,775
…پرچم اگان رو برافراشتن

18
00:03:53,775 --> 00:03:57,278
و به ارتش سِر کریستون کول پیوستن

19
00:03:58,238 --> 00:04:00,865
…هر دو خاندان

20
00:04:00,865 --> 00:04:04,535
با قرار گرفتن در وضعیتی اسفبار
با پسر غاصب، رفتارشون رو توجیه کرده‌ن

21
00:04:05,620 --> 00:04:07,205
…تعداد سربازهای

22
00:04:07,914 --> 00:04:13,211
،ارتشِ سِر کریستون سه برابر شده
ممکنه بخواد به سمت قلعۀ هارن‌هال حرکت کنه

23
00:04:13,211 --> 00:04:16,589
حتی اگر بتونین ارتشی از
…سربازهای ریورلندز تشکیل بدین

24
00:04:16,589 --> 00:04:19,634
به موقع واسۀ مقابله با ارتشِ سِر کریستون
آماده نمیشن

25
00:04:25,848 --> 00:04:28,685
بهتره بریم ببینیم فرماندارت چند مرده حلاجـه

26
00:04:34,357 --> 00:04:37,568
شاهزادۀ من… اعلیحضرتِ من

27
00:04:37,568 --> 00:04:39,070
اعلیحضرت

28
00:04:39,988 --> 00:04:43,032
به‌نظر می‌رسه لرد گروور
از چیزی که انتظار داشتم، سالم و سر حال‌تره

29
00:04:43,032 --> 00:04:45,827
،ایشون سِر اسکار تالی
نَوۀ گروور تالی هستن

30
00:04:45,827 --> 00:04:47,495
…ایشون وارثِ ریوران

31
00:04:47,495 --> 00:04:50,623
و فرماندار آیندۀ ریورلندز هستن

32
00:04:50,623 --> 00:04:54,168
،ایشون هم اعلیحضرت
پادشاهِ هم‌نشین، دیمون تارگریان هستن

33
00:04:54,168 --> 00:04:56,921
ملاقات با شما باعث افتخاره، اعلیحضرت -
حتماً همینطوره -

34
00:05:03,344 --> 00:05:05,430
حالِ پدربزرگت چطوره؟

35
00:05:09,392 --> 00:05:12,645
متأسفانه همچنان کاملاً ناتوان‌ان

36
00:05:12,645 --> 00:05:15,356
…همه‌ش توی خواب و بیداری‌ان

37
00:05:15,356 --> 00:05:18,901
،قادر به انجام هیچ کاری نیستن
و فقط یکم مایعات می‌خورن

38
00:05:18,901 --> 00:05:21,154
به سختی و با مصرف این مایعات زنده موندن

39
00:05:21,571 --> 00:05:23,323
پس، زنده‌ست؟

40
00:05:23,323 --> 00:05:25,742
بله، خدایان رو شکر

41
00:05:25,742 --> 00:05:28,494
خب، وقتم کوتاهـه و به یه ارتش نیاز دارم

42
00:05:28,494 --> 00:05:30,788
امکانش هست بتونی یه بالشت بذاری روی صورتش
…و خفه‌ش کنی

43
00:05:30,788 --> 00:05:33,124
و پروسۀ رسیدنت به قدرت رو تسریع کنی؟

44
00:05:35,209 --> 00:05:38,880
پدربزرگم رو مثل پدرم دوست دارم

45
00:05:39,589 --> 00:05:43,217
پدرم در اوج جوانی و به صورت ناگهانی درگذشت

46
00:05:43,885 --> 00:05:46,471
لرد گروور بجای پدرم، منو بزرگ کرد

47
00:05:46,471 --> 00:05:47,847
حرفات خیلی منو تحت تأثیر قرار میده

48
00:05:47,847 --> 00:05:49,849
،الان که اومدی اینجا
حرفِ تو حرفِ پدربزرگتــه؟

49
00:05:49,849 --> 00:05:51,851
حرفِ خاندان تالی و ریورلندزه؟

50
00:05:51,851 --> 00:05:53,436
در حالیکه پدربزرگم هنوز زنده‌ست؟

51
00:05:56,105 --> 00:05:59,609
روشِ ما اینجوری نیست -
پس بدردم نمی‌خوری -

52
00:06:00,568 --> 00:06:02,278
حالا می‌فهمم که چرا
…خاندان‌های بِلَک‌وود و بِرَکِن

53
00:06:02,278 --> 00:06:05,990
،بدون توجه به خواستۀ ارباب‌هاشون
و بدون هیچ ترسی جنگ به‌راه انداختن

54
00:06:05,990 --> 00:06:08,284
خاندانِ تالی مثل یه ماهی بدون سَره

55
00:06:08,284 --> 00:06:12,288
میشه یه بار دیگه بهم بگی
کدوم یکی از هم هموطنانت به اگان ملحق شدن؟

56
00:06:12,288 --> 00:06:14,499
خاندان بِرَکِن بود یا خاندان بِلَک‌وود؟

57
00:06:14,499 --> 00:06:17,210
خاندانِ بِرَکِن
به جناح سبز ملحق شد، اعلیحضرت

58
00:06:17,210 --> 00:06:18,503
کی می‌تونه به یاد داشته باشه؟

59
00:06:19,629 --> 00:06:20,630
خاندانِ بِلَک‌وود رو احضار کن بیان اینجا

60
00:06:20,630 --> 00:06:23,800
به افراد قوی برای رهبریِ
سربازهای ریورلندز نیاز دارم

61
00:06:52,662 --> 00:06:54,080
بانوی من

62
00:06:57,625 --> 00:07:01,295
،اگر قراره عناوین رو در نظر بگیریم
«بهتره بهم بگی «شاهدخت

63
00:07:01,295 --> 00:07:04,006
معذرت می‌خوام، شاهدخت

64
00:07:05,383 --> 00:07:07,301
و تو باید آلین باشی

65
00:07:07,844 --> 00:07:10,054
بله، شاهدخت

66
00:07:11,431 --> 00:07:14,934
شنیدم که شوهرم جونش رو مدیون توئــه

67
00:07:21,357 --> 00:07:23,609
کارت تموم شده؟ -
نه، سرورم -

68
00:07:34,912 --> 00:07:36,956
با ناخداهات صحبت کردم

69
00:07:39,000 --> 00:07:42,336
این همون کسیه که جونت رو نجات داد؟

70
00:07:43,963 --> 00:07:46,883
نباید آلین رو به‌خاطر گذشته‌ش سرزنش کرد

71
00:07:47,633 --> 00:07:48,676
جونِ اربابش رو نجات داده

72
00:07:48,676 --> 00:07:51,220
،باید عزت و احترامش کرد
نه اینکه توی حاشیه باشه و بهش بی‌توجهی بشه

73
00:07:51,220 --> 00:07:53,306
واسۀ همین اومدی اینجا؟

74
00:07:54,432 --> 00:07:56,100
اومدی سؤال‌پیچم کنی؟

75
00:07:58,352 --> 00:08:02,148
اومدم بهت بگم که بِیلا
ازم خواسته برم دراگون‌استون

76
00:08:02,148 --> 00:08:03,483
بِیلا؟

77
00:08:04,609 --> 00:08:07,195
اعضای شورا، بِیلا و جِیس رو قورت میدن

78
00:08:07,195 --> 00:08:09,322
در غیابِ رینیرا، صبرشون لبریز شده

79
00:08:09,322 --> 00:08:12,783
اون زن کجا رفته؟

80
00:08:12,783 --> 00:08:15,953
فکر می‌کنم رفته تلاش کنه
نیافتیم توی این پرتگاه

81
00:08:38,059 --> 00:08:41,312
صبح بخیر، علیاحضرت -
صبح بخیر، استادِ اعظم -

82
00:08:45,107 --> 00:08:46,734
همونجوری که خواسته بودین

83
00:08:47,735 --> 00:08:50,363
خودم دَمِش کردم -
ممنونم -

84
00:08:51,364 --> 00:08:53,366
ترتیبی میدم با احتیاط تحویل داده بشه

85
00:08:59,997 --> 00:09:01,624
استادِ اعظم

86
00:09:07,630 --> 00:09:12,009
شما همیشه مرد عمل
و خدمتگزارِ وفادار پادشاه بودین

87
00:09:13,302 --> 00:09:15,805
و در بدترین شرایط به شوهرم خدمت کردین

88
00:09:16,973 --> 00:09:18,808
وظیفه‌م رو انجام دادم، علیاحضرت

89
00:09:20,601 --> 00:09:21,811
بهم بگین

90
00:09:24,105 --> 00:09:27,108
به‌نظرتون ویسریس دلش می‌خواست
اگان جانشینش بشه؟

91
00:09:31,654 --> 00:09:33,864
اطلاعی ندارم

92
00:09:35,783 --> 00:09:38,786
اعلیحضرت هیچ‌وقت دربارۀ این موضوع
باهام صحبت نکردن

93
00:10:37,678 --> 00:10:40,681
ارتشِ سِر کریستون کول
…واسۀ پنهان کردن حرکاتش

94
00:10:40,681 --> 00:10:41,974
از پوشش درخت‌ها استفاده کرده

95
00:10:41,974 --> 00:10:44,977
شب‌ها حرکت می‌کنن تا اژدهاهامون رو گیج کنن

96
00:10:44,977 --> 00:10:46,937
مقصد کول کجاست؟

97
00:10:46,937 --> 00:10:48,481
…به‌طور قطع نمیشه گفت، اما فکر می‌کنم

98
00:10:48,481 --> 00:10:51,567
که ارتشش در حال حرکت به سمت شمال غرب بود

99
00:10:51,567 --> 00:10:53,027
فکر می‌کنی؟

100
00:10:53,027 --> 00:10:55,112
،باید وقتی که فرصتش رو داشتی
همه‌شون رو می‌سوزوندی

101
00:10:55,112 --> 00:10:56,489
شاید دفعۀ بعد که
…سوار اژدها بودین و دیدین‌شون

102
00:10:56,489 --> 00:10:57,865
شما بتونین اینکارو انجام بدین، سِر آلفرد

103
00:10:59,116 --> 00:11:02,870
،اگر تلاش‌های بِیلا نبود
هیچ‌کدوم از این اطلاعات رو نداشتیم

104
00:11:02,870 --> 00:11:04,538
الان چه اطلاعاتی داریم، شاهزادۀ من؟

105
00:11:04,538 --> 00:11:06,916
،اگر از من می‌پرسین، باید بگم که
اطلاعاتِ زیادی نداریم

106
00:11:06,916 --> 00:11:09,669
می‌دونیم که کول یه ارتش داره
…و داره نیروهاش رو بیشتر می‌کنه

107
00:11:09,669 --> 00:11:10,961
و این یه مشکلــه

108
00:11:10,961 --> 00:11:13,881
دیمون می‌تونه نیروهاش رو به سرعت جمع کنه
تا به وقتش جلوی کول و ارتشش رو بگیره؟

109
00:11:13,881 --> 00:11:15,174
…بر اساس شناخت من از ریورلندز

110
00:11:15,174 --> 00:11:17,760
…کلی گِرهِ کور در انتظارشه

111
00:11:17,802 --> 00:11:20,388
بدتر از اتفاقتی که
توی مهمانی های لایس‌ها میافته

112
00:11:20,388 --> 00:11:23,933
از پدرت خبر داری؟

113
00:11:26,477 --> 00:11:29,980
نه -
…کلاغ‌ها رو فرستادیم هارن‌هال -

114
00:11:29,980 --> 00:11:33,150
تا از پیشرفتِ دیمون
با ارباب‌های ریورلندز اطلاعاتی بدست بیاریم

115
00:11:33,150 --> 00:11:35,611
هیچ‌کدوم از کلاغ‌ها هنوز برنگشته‌ن

116
00:11:35,611 --> 00:11:36,779
…باید بگم که

117
00:11:37,321 --> 00:11:39,699
…ارتشِ دشمن در حال قوی‌تر شدنــه

118
00:11:39,699 --> 00:11:44,578
،و یه جایی در سرزمین‌های پهناور این مملکت
در حال پیشرویــه

119
00:11:44,578 --> 00:11:48,249
،شاید اگر ما هم ارتشی داشتیم
می‌تونستیم یه کاری انجام بدیم

120
00:11:48,249 --> 00:11:49,750
یا اینکه کسی اینجا بود تا ما رو هدایت کنه

121
00:11:50,334 --> 00:11:52,211
حواست باشه چی میگی، سِر آلفرد

122
00:11:53,713 --> 00:11:56,090
حرف اشتباهی می‌زنم، شاهزادۀ من؟

123
00:11:56,090 --> 00:11:58,551
این شورا سمت و سویی نداره

124
00:11:58,551 --> 00:12:00,886
من دارم همۀ تلاشم رو می‌کنم تا
شورا رو به مسیر درست هدایت کنم، سِر آلفرد

125
00:12:02,471 --> 00:12:06,100
واسۀ چی باید به حرف شما گوش بدیم، شاهدخت؟

126
00:12:06,100 --> 00:12:08,018
ملکه شما رو
به عنوان دست راست‌شون انتخاب نکردن

127
00:12:08,018 --> 00:12:10,479
باید به حرف ملکه و
…پادشاه هم‌نشین گوش بدیم

128
00:12:10,479 --> 00:12:13,774
و با خاندان‌های دیگه اتحاد برقرار کنیم
و به نیروهامون فرمان بدیم

129
00:12:13,774 --> 00:12:16,736
اما هیچ‌کدوم‌شون اینجا نیستن -
چه بلایی سر شورا اومده؟ -

130
00:12:22,116 --> 00:12:23,534
سرورم

131
00:12:26,537 --> 00:12:29,915
دشمن‌مون در حال پیشرویــه

132
00:12:29,915 --> 00:12:32,042
تنها کاری که در غیاب ملکه
…می‌تونین انجام بدین

133
00:12:32,042 --> 00:12:35,379
غرولند و شکایت
و تلاش برای کسب نفوذ بیشتره؟

134
00:12:41,510 --> 00:12:43,929
از کارهای ملکه اطلاعی نداریم

135
00:12:45,097 --> 00:12:49,685
اما باید اعتماد کنیم که ایشون هم
با همۀ اعضای این شورا هم‌هدف هستن

136
00:12:51,312 --> 00:12:53,731
پایان دادن به این درگیری

137
00:13:15,586 --> 00:13:18,047
!ای سربازهای خاندانِ دارک‌لین

138
00:13:18,047 --> 00:13:22,134
،همۀ افرادی که به پادشاه حقیقی، اگان
اعلام وفاداری کنن، زنده می‌مونن

139
00:13:23,302 --> 00:13:25,888
…می‌تونین با برافراشتنِ پرچمِ پادشاه اگان

140
00:13:25,888 --> 00:13:30,476
و مبارزه با دراگون‌استون
آبروی از دست رفته‌تون رو برگردونین

141
00:13:31,435 --> 00:13:33,437
…همۀ کسایی که از اینکار امتناع کنن

142
00:13:34,897 --> 00:13:36,899
کشته میشن

143
00:13:50,955 --> 00:13:52,498
صبح بخیر، لرد دارک‌لین

144
00:13:53,332 --> 00:13:56,752
توی این دنیا، دیگه شرافتی باقی نمونده، کول؟

145
00:13:56,752 --> 00:14:01,590
به قلعه‌های ملکه‌تون حمله می‌کنین
و مردمش رو می‌کشین؟

146
00:14:01,590 --> 00:14:03,300
«شاه‌نشان»

147
00:14:07,638 --> 00:14:09,974
لایق رَدای سفید نیستی

148
00:14:13,561 --> 00:14:16,564
،مرگی که برات انتخاب کردم
بهتر از مرگیــه که لایق یه خائن باشه

149
00:14:17,064 --> 00:14:19,191
باید به‌خاطر این موضوع ازم تشکر کنی

150
00:14:21,402 --> 00:14:23,654
نوبتِ شما هم میشه

151
00:14:38,961 --> 00:14:40,170
جناب دستِ پادشاه

152
00:14:55,644 --> 00:14:59,273
به سمت شمال شرق حرکت
و خط ساحلی رو دنبال می‌کنیم

153
00:15:00,816 --> 00:15:02,401
…تا جایی که می‌دونم، شما در هیچ‌کدوم

154
00:15:02,401 --> 00:15:05,779
از سرزمین‌های این مملکت بدنیا نیومده
و بزرگ نشدین، جناب دستِ پادشاه

155
00:15:05,779 --> 00:15:08,282
اما هارن‌هال در غرب واقع شده

156
00:15:12,328 --> 00:15:13,871
البته که همینطوره

157
00:15:18,334 --> 00:15:20,002
بهتون گفتم بهتره اژدهاهامون رو بفرستیم

158
00:15:20,002 --> 00:15:21,921
و حالا ببینین چه اتفاقی افتاده

159
00:15:22,338 --> 00:15:25,090
،از بین این همه آدم، دیمون
هارن‌هال رو تصرف کرده

160
00:15:25,090 --> 00:15:27,593
یه وظیفه بهت محول کردم
!و تو گرفتی نشستی سر جات

161
00:15:27,593 --> 00:15:30,095
!ناسلامتی اونجا قلعۀ توئــه

162
00:15:31,847 --> 00:15:35,809
خب، اون قلعه
از من هم بی‌خاصیت‌تره، اعلیحضرت

163
00:15:37,186 --> 00:15:39,980
،دیمون اگر بخواد از اون قلعه چیزی عایدش بشه
جون به لب میشه

164
00:15:39,980 --> 00:15:42,316
اینکار، فراتر از توانایی‌های دیمونــه

165
00:15:43,192 --> 00:15:47,154
،اون قلعه پولی هم در بساط نداره
چرا که اختیار همۀ طلاهای اونجا با منــه

166
00:15:47,154 --> 00:15:50,783
…پس، دیمون توی هارن‌هال چیزی بدست نمیاره

167
00:15:50,783 --> 00:15:53,243
…ملکۀ دروغین توی جزیره‌ش زمین‌گیر میشه

168
00:15:53,243 --> 00:15:56,580
و سِر کریستون
همچنان قلعه‌های مملکت رو یکی‌یکی فتح می‌کنه

169
00:15:59,124 --> 00:16:03,462
اگر قراره باشه آگاهانه تصمیم بگیرم و
فرمانروایی کنم، باید از این مسائل مطلع بشم

170
00:16:03,462 --> 00:16:05,381
…دلم نمی‌خواد دشمن‌هام و متحدهام

171
00:16:05,381 --> 00:16:08,050
فکر کنن من یه احمق‌ام -
تصاحب هارن‌هال باشه واسۀ بعد -

172
00:16:11,679 --> 00:16:14,014
سِر کریستون
در حال پیشروی به سمت روکس‌رِستــه

173
00:16:14,890 --> 00:16:16,600
روکس‌ر… پیروزیِ رقت‌انگیزیــه

174
00:16:16,600 --> 00:16:18,727
…من همچین دستوری ندا -
…قلعۀ کوچیکیــه -

175
00:16:19,979 --> 00:16:21,230
…و استحکامات درست و درمونی نداره

176
00:16:21,230 --> 00:16:24,358
و لرد استانتون توی شورای رینیرا حضور داره

177
00:16:24,358 --> 00:16:26,568
…وقتی که کول اونجا رو نابود کنه

178
00:16:26,568 --> 00:16:28,904
می‌تونیم مسیر زمینی به دراگون‌استون رو
به‌طور مؤثر قطع کنیم

179
00:16:30,698 --> 00:16:33,409
پیروزی در این جنگ
فقط با اژدها بدست نمیاد

180
00:16:33,409 --> 00:16:36,537
اژدهاها باید پشت سر ارتش پرواز کنن

181
00:16:36,537 --> 00:16:40,457
!نـه! بهش بگین برگرده
می‌خوام هارن‌هال رو پس بگیرم

182
00:16:41,625 --> 00:16:43,836
کول در حال آماده‌سازی واسۀ حمله‌ست

183
00:16:45,295 --> 00:16:47,256
تو از کجا می‌دونی؟

184
00:16:47,256 --> 00:16:49,341
بهم خبر داد

185
00:16:50,300 --> 00:16:51,510
به تو؟

186
00:16:54,304 --> 00:16:56,515
…شما دو تا

187
00:16:57,057 --> 00:17:01,020
بدون اجازۀ من نقشه کشیدین؟

188
00:17:05,065 --> 00:17:08,652
شما باید به مسائل مهم‌تری رسیدگی می‌کردین

189
00:17:09,361 --> 00:17:14,700
مثل برگزار کردن جلسه‌های دربار
…و انتخاب کردن عنوان واسۀ خودتون

190
00:17:15,242 --> 00:17:18,787
و انتخاب کردن آدمای بادمجان دور قاب چین
برای وارد شدن به گارد پادشاهی

191
00:17:23,250 --> 00:17:26,628
استراتژی عاقلانه‌تری دارین، پادشاهِ من؟

192
00:17:27,504 --> 00:17:31,800
،اگر اینطوره
بهتره با اعضای شورا در میون بذارین

193
00:17:33,135 --> 00:17:35,971
همه‌مون منتظر راه‌حل‌تون هستیم

194
00:17:45,230 --> 00:17:47,524
…می‌تونم

195
00:17:48,984 --> 00:17:51,153
…اعلان

196
00:17:51,820 --> 00:17:53,155
جنگ کنم؟

197
00:18:02,706 --> 00:18:05,000
هارن‌هال یه باتلاقــه و
می‌تونه به نفع ما باشه

198
00:18:05,000 --> 00:18:07,961
در حالی که ما ارتش‌مون رو تقویت
…و حمایت‌ها از رینیرا رو در خشکی

199
00:18:07,961 --> 00:18:10,214
تضعیف می‌کنیم، به اندازۀ کافی
دیمون رو مشغول و سرگرم می‌کنه

200
00:18:10,214 --> 00:18:13,258
به موقعش میریم سراغ ریورلندز

201
00:18:13,258 --> 00:18:17,638
…اما الان، روکس‌رِست یه هدف آسونــه

202
00:18:17,638 --> 00:18:19,640
و ارزشش رو داره برای تصاحبش تلاش کنیم

203
00:18:20,766 --> 00:18:23,727
موافق نیستین، پادشاهِ من؟

204
00:18:38,700 --> 00:18:39,993
بیا داخل

205
00:18:44,164 --> 00:18:45,791
لرد لاریس

206
00:18:52,589 --> 00:18:54,967
موضوع مهمی در شورا مطرح نشد؟

207
00:18:54,967 --> 00:18:57,386
…دربارۀ تصاحب هارن‌هال توسط دیمون

208
00:18:57,427 --> 00:18:59,805
و نارضایتیِ واضح اعلیحضرت
از این موضوع صحبت شد

209
00:18:59,805 --> 00:19:03,684
فکر می‌کردم شما بیشتر از هر کسی
از این اتفاق ناراحت بشین، لردِ من

210
00:19:04,810 --> 00:19:07,646
به‌نظر من این اتفاق، ضایعه‌ایـه
که به هدف بزرگ‌تری منتهی میشه

211
00:19:08,564 --> 00:19:10,941
حواسِ همه توی دراگون‌استون به شدت پرت شده

212
00:19:10,941 --> 00:19:14,194
اولش به ریورلندز و گالِت
و حالا به سرزمین‌های مملکت

213
00:19:15,195 --> 00:19:17,072
سِر کریستون به هر چالشی
که می‌رسه، پیروز میشه

214
00:19:17,072 --> 00:19:20,576
این موضوع باعث عصبانیت رینیرا میشه

215
00:19:21,326 --> 00:19:23,954
سِر کریستون مطمئناً
افتخارات زیادی بدست آورده

216
00:19:24,746 --> 00:19:26,957
…محافظ قسم‌خورده‌تون

217
00:19:27,958 --> 00:19:30,878
،در حالی که در معرض تهدید اژدهاهاست
در حال پیشرویــه؟

218
00:19:30,878 --> 00:19:32,921
سفر خطرناکی در پیش داره

219
00:19:36,341 --> 00:19:38,343
سِر کریستون دستِ راستِ پادشاهــه

220
00:19:39,678 --> 00:19:42,306
همه‌مون باید دعا کنیم که پیروزی بشه
و سالم برگرده

221
00:19:43,390 --> 00:19:44,600
البته

222
00:19:54,568 --> 00:19:57,988
…منو به‌خاطر جسارتم ببخشین، ملکۀ من

223
00:20:03,702 --> 00:20:06,121
اما اخیراً یه جوری شدین

224
00:20:07,664 --> 00:20:09,958
…تا همین چند هفتۀ پیش شوهرم زنده

225
00:20:09,958 --> 00:20:12,044
و صلح در مملکت برقرار بود

226
00:20:12,502 --> 00:20:17,299
و حالا، در حالیکه عزاداریم واسۀ مصیبتِ
…قبلی تموم نشده، یه مصیبت دیگه رخ میده

227
00:20:17,299 --> 00:20:20,260
متأسفم که یه جوری شدم

228
00:20:25,599 --> 00:20:27,434
عاشق تاریخ هستین

229
00:20:28,852 --> 00:20:31,772
،اگر مثل شوهرم عاشق تاریخ هم نباشم
قطعاً علاقۀ شدیدی بهش دارم

230
00:20:33,607 --> 00:20:35,317
صدای تاریخ، ویسریس رو هدایت می‌کرد

231
00:20:35,317 --> 00:20:38,445
،می‌دونست اگر فقط به عقل و خردش اکتفا کنه
موفقیت چندانی عایدش نمیشه

232
00:20:38,820 --> 00:20:41,323
…به‌نظرتون به همین دلیل، در نهایت

233
00:20:42,699 --> 00:20:44,117
نظرشون رو تغییر دادن؟

234
00:20:45,327 --> 00:20:47,246
…صرف نظر از اینکه فکر می‌کردن رینیرا

235
00:20:47,287 --> 00:20:49,206
مناسب‌ترین فرد
…برای به ارث بردن تاج و تختــه

236
00:20:49,206 --> 00:20:53,835
…به قول شما، صدای تاریخ

237
00:20:53,835 --> 00:20:57,547
بهشون گفته بود که مملکت ممکنه
چه واکنشی نسبت به جانشینی رینیرا نشون بده؟

238
00:20:57,547 --> 00:20:59,174
…توی اون لحظه‌های آخر، نمی‌شد فهمید

239
00:20:59,174 --> 00:21:01,093
توی ذهنش چی می‌گذره

240
00:21:02,344 --> 00:21:04,554
الان به نیّت‌شون شک کردین؟

241
00:21:12,271 --> 00:21:14,898
حامیانِ رینیرا
چیزی که دل‌شون می‌خواد رو باور می‌کنن

242
00:21:15,524 --> 00:21:17,526
حامیانِ اگان هم همینطور

243
00:21:18,360 --> 00:21:21,655
…جنگ میشه، آدم‌های زیادی کشته میشن

244
00:21:22,906 --> 00:21:25,534
،و در نهایت، شخصی که برنده میشه
روی تخت پادشاهی می‌شینه

245
00:21:27,452 --> 00:21:30,455
نیّتِ ویسریس بعد از مرگش دیگه اهمیتی نداره

246
00:21:37,212 --> 00:21:38,672
بله، همینطوره

247
00:23:16,144 --> 00:23:18,814
‫الان واسه پرسه‌زدن توی یه قلعۀ غریبه

248
00:23:18,814 --> 00:23:20,899
‫و سلاخی کردنِ آدمای داخلش
‫یه‌خرده دیر وقتـه

249
00:23:20,899 --> 00:23:22,192
‫تو

250
00:23:23,360 --> 00:23:25,195
‫اسم من آلیس‌ـه

251
00:23:25,779 --> 00:23:27,239
‫استرانگ؟

252
00:23:27,239 --> 00:23:28,448
‫«ریورز»

253
00:23:31,243 --> 00:23:33,870
‫یکم منو بیشتر بشناسی،
‫می‌بینی که اونقدرم آدم بدی نیستم

254
00:23:34,621 --> 00:23:39,084
‫- پس چی هستی؟ استادی، چیزی؟
‫- می‌شه این‌طور گفت

255
00:23:39,084 --> 00:23:42,754
‫بعد از اینکه نفر قبلی شبونه فلنگـو بست،
‫وظایفش رو من برعهده گرفتم

256
00:23:42,754 --> 00:23:46,133
‫- فلنگو بست؟ چرا؟
‫- راستش هیچ‌وقت اینجا احساس راحتی نکرد

257
00:23:48,427 --> 00:23:50,470
‫شما چطور، راحتی؟

258
00:23:51,138 --> 00:23:54,349
‫من دیگه چهره‌های خواب‌ندیده رو
‫خوب تشخیص میدم

259
00:23:54,933 --> 00:23:58,228
‫خوابیدن توی این قلعه...
‫به راحتی امکان‌پذیر نیست

260
00:23:59,354 --> 00:24:01,481
‫تو چمیدونی وضعیت خواب من چه‌جوریـه؟

261
00:24:02,566 --> 00:24:04,943
‫هارن‌هال رو از زمانی که
‫اولین خِشتش نهاده شد طلسم کردن

262
00:24:04,943 --> 00:24:05,986
‫هارن‌هال رو از زمانی که
‫اولین خِشتش نهاده شد طلسم کردن

263
00:24:05,986 --> 00:24:08,447
‫«هارنِ سیاه»، درخت‌های ویروودی که

264
00:24:08,447 --> 00:24:10,657
‫تو این زمین‌ها رشد می‌کرد رو قطع کرد

265
00:24:10,657 --> 00:24:12,868
‫درخت‌های قلبی که
‫مملوء از ارواحِ کسانی بودن

266
00:24:12,868 --> 00:24:14,995
‫که خیلی قبل‌تر از اون زندگی می‌کردند

267
00:24:14,995 --> 00:24:18,707
‫- میگن هنوزم گاهی زمزمه‌هاشون به گوش می‌رسه
‫- قصه‌ست

268
00:24:18,707 --> 00:24:22,377
‫خب همون تختی که شما روش می‌خوابی
‫هم با همین درخت‌های قلبی ساخته شده

269
00:24:24,087 --> 00:24:27,674
‫تا حالا چیز قابل‌توجهی تجربه نکردید؟

270
00:24:28,341 --> 00:24:30,760
‫الحق که زن عجیب‌وغریبی هستی

271
00:24:31,178 --> 00:24:33,972
‫نه، من زن نیستم.
‫من یه جغد هستم

272
00:24:33,972 --> 00:24:36,224
‫که طلسم شدم به شکل یک انسان زندگی کنم

273
00:24:38,685 --> 00:24:41,813
‫پس بعد از جرّ بحث با همسرت
‫پاشدی اومدی اینجا؟

274
00:24:41,813 --> 00:24:42,898
‫چی؟

275
00:24:44,232 --> 00:24:46,860
‫تک و تنها اومدی اینجا که
‫قلعه رو تصاحب کنی

276
00:24:46,860 --> 00:24:49,112
‫و بااین‌حال، هنوز کلاغ پیغام‌رسونی نفرستادی

277
00:24:51,364 --> 00:24:54,034
‫می‌خوای خودت ادعای تاج و تخت کنی؟

278
00:24:54,534 --> 00:24:56,703
‫- شاید واسه اینکه خودتـو به اون ثابت کنی
‫- با حرف‌های مزخرفت

279
00:24:56,703 --> 00:24:58,705
‫صبر منو لبریز نکن، ساحره

280
00:24:58,705 --> 00:25:00,582
‫به گمونم خیلی باید سخت باشه،

281
00:25:00,582 --> 00:25:03,752
‫تعظیم و تواضع دربرابر کسی که
‫به‌عنوان ولیعهد جایگزین تو شد.

282
00:25:06,213 --> 00:25:08,882
‫تازه فکر کن زن هم باشه.
‫یک...

283
00:25:08,882 --> 00:25:11,551
‫دختر بچه‌ای که قبلنا باهاش بازی می‌کردی

284
00:25:13,887 --> 00:25:16,681
‫میگم حالا که مشروعیتش رو
‫به چالش کشیدن، دلت خنک نشده؟

285
00:25:16,681 --> 00:25:18,767
‫درحالی‌که تو اینجایی...

286
00:25:18,767 --> 00:25:21,394
‫با یه قلعه و یه اژدها...

287
00:25:21,394 --> 00:25:23,605
‫و قصد داری یه ارتش
‫برای خودت جذب کنی

288
00:25:28,735 --> 00:25:30,320
‫بیا. اینو بنوش

289
00:25:32,239 --> 00:25:35,909
‫اگر می‌خوای این قلعه رو با خودت همراه کنی
‫به یه خواب خوب احتیاج داری

290
00:25:45,418 --> 00:25:47,212
‫از حالا به‌عنوان نایب‌السلطنه
‫برای خاندانم حکمرانی می‌کنم

291
00:25:47,254 --> 00:25:49,256
‫تا روزی که برادرزاده‌ام بنجیکات
‫به سن قانونی برسه

292
00:25:55,262 --> 00:25:57,305
‫و خیانت به پادشاهی

293
00:25:57,305 --> 00:25:58,890
‫تو کی هستی؟

294
00:25:58,890 --> 00:26:00,559
‫سِر ویلم بلک‌وود از خاندان بلک‌وود هستن،

295
00:26:00,559 --> 00:26:03,603
‫همون‌طور که بهتون گفتم، اعلیحضرت

296
00:26:07,440 --> 00:26:08,608
‫خوش‌وقتم

297
00:26:09,651 --> 00:26:11,486
‫چه کمکی از من ساخته‌ست؟

298
00:26:11,486 --> 00:26:15,156
‫شما بنده رو فرا خوندید، اعلیحضرت

299
00:26:15,156 --> 00:26:16,992
‫این‌طور به بنده تفهیم شده که

300
00:26:16,992 --> 00:26:18,827
‫شما یک ارتش می‌خواستید

301
00:26:18,827 --> 00:26:20,620
‫خب این روزا کی ارتش نمی‌خواد؟

302
00:26:20,620 --> 00:26:22,497
‫شما بلک‌وودها هم که هیچ‌وقت فرصتی برای

303
00:26:22,497 --> 00:26:25,959
‫خونی‌کردن شمشیرهاتون
‫رو از دست نمی‌دین، درست نمیگم؟

304
00:26:26,626 --> 00:26:27,794
‫حدود ۲۰ سال پیش،

305
00:26:27,794 --> 00:26:29,963
‫لردِ ما با شاه ویسریس بیعت کرد

306
00:26:29,963 --> 00:26:33,341
‫و شاهدخت رینیرا رو به‌عنوان
‫وارث برحق ایشون به رسمیت شناخت

307
00:26:33,341 --> 00:26:35,135
‫پس شما به‌خاطر اون سوگند قدیمی می‌جنگید؟

308
00:26:35,135 --> 00:26:38,138
‫و نه البته به‌خاطر دشمنیِ هزار ساله‌تون
‫با خاندان برَکن

309
00:26:39,848 --> 00:26:42,976
‫من یه دورانی در تلاش بودم
‫با ملکه رینیرا ازدواج کنم...

310
00:26:42,976 --> 00:26:45,312
‫قبل اینکه ایشون با سِر لینور ازدواج کنن

311
00:26:45,312 --> 00:26:47,647
‫همیشه دل و جرئتِ ایشون رو دوست داشتم

312
00:26:48,189 --> 00:26:50,150
‫واقعاً خون اژدها داخل رگ‌هاشون جاری بود

313
00:26:50,150 --> 00:26:54,154
‫و شما آمادگی اینو دارید که
‫بدون اجازۀ لُردتون به جنگ...

314
00:26:55,572 --> 00:26:56,990
‫و زمانی که شما و اژدهاتون

315
00:26:56,990 --> 00:27:00,160
‫عدالتِ ملکه رو برای برکن‌ها اجرا کردید...

316
00:27:00,577 --> 00:27:02,579
‫ارتش ما در خدمت شما خواهد بود

317
00:27:11,838 --> 00:27:14,132
‫لردهامون در سرزمین‌های پادشاهی
‫گله‌مند هستن

318
00:27:14,132 --> 00:27:16,092
‫گله‌های گاو و گوسفندشون پاسخگوی

319
00:27:16,092 --> 00:27:18,178
‫اشتهای سیری‌ناپذیرِ اژدهاهامون هستن

320
00:27:18,178 --> 00:27:21,014
‫- به‌خصوص اشتهای ویگار
‫- اونا یا باید نیازهای سلطنت رو

321
00:27:21,014 --> 00:27:23,808
‫برطرف کنند، یا که باید اموال‌شون رو ضبط کنیم

322
00:27:23,808 --> 00:27:25,852
‫خب این‌طوری خیلی خوب میشه،

323
00:27:25,852 --> 00:27:27,896
‫چون دیگه سکه‌ای برای
‫اختصاص دادن به این کار نداریم

324
00:27:27,896 --> 00:27:30,315
‫واقعاً منابع‌مون محدود شده

325
00:27:30,357 --> 00:27:31,650
‫به‌خاطر این محاصره

326
00:27:31,650 --> 00:27:33,568
‫تقاضا از آهنگران و اسلحه‌سازان و دباغ‌ها

327
00:27:33,568 --> 00:27:34,819
‫برای ساختن تجهیزات خیلی بیشتر شده،

328
00:27:34,819 --> 00:27:36,363
‫به‌خاطر ارتش سِر کریستون

329
00:27:36,363 --> 00:27:38,365
‫خب، حداقلش کول
‫کارش رو به نحو احسن انجام داده،

330
00:27:38,365 --> 00:27:40,367
‫و تمام قلعه‌ها و ارتش‌هایی که
‫سر راهش می‌بینه رو

331
00:27:40,367 --> 00:27:43,411
‫با ما همراه می‌کنه، از جمله «داسکندیل».
‫دستش درد نکنه.

332
00:27:43,411 --> 00:27:45,497
‫بهش لقبِ «شاه‌نشان» رو دادن

333
00:27:45,497 --> 00:27:47,707
‫و همچنین با وجود ایموند و ویگار،

334
00:27:47,707 --> 00:27:49,918
‫ما واقعاً رقیب سرسختی هستیم

335
00:27:51,211 --> 00:27:52,921
‫حوصله‌ام رو سر می‌بری

336
00:27:55,757 --> 00:27:57,759
‫همه‌تون حوصله‌مـو سر می‌برید

337
00:28:18,113 --> 00:28:19,572
‫شما اینجا چی‌کار می‌کنی؟

338
00:28:19,572 --> 00:28:21,157
‫کتاب‌های پدرت کجاست؟

339
00:28:21,157 --> 00:28:23,118
‫دستور دادم ببرن‌شون بیرون

340
00:28:23,118 --> 00:28:24,577
‫بدون اینکه هیچ اهمیتی برای قرن‌ها دانش

341
00:28:24,577 --> 00:28:26,037
‫و اطلاعات داخل اون صفحات، قائل بشی

342
00:28:26,579 --> 00:28:29,249
‫گفتم از اینجا ببرن‌شون،
‫نسوزوندم‌شون که.

343
00:28:31,876 --> 00:28:34,212
‫- کی‌ها، اگان؟
‫- اعضای شورام

344
00:28:34,212 --> 00:28:36,381
‫کول. ایموند.
‫خودشون به جنگ میرن،

345
00:28:36,381 --> 00:28:38,591
‫بدون اینکه کمک یا حتی نظرِ منو بخوان

346
00:28:42,053 --> 00:28:45,432
‫خیال می‌کنی صرفاً با تاج‌گذاری
‫تبدیل به یه آدم دانا میشی؟

347
00:28:50,103 --> 00:28:53,314
‫اون آدمایی که دور میز شورات نشستن...

348
00:28:54,274 --> 00:28:55,817
‫جایگاه‌شون رو با تلاش به‌دست آوردن

349
00:28:58,111 --> 00:29:00,530
‫- مراقب حرف‌هات باش
‫- وگرنه چی‌کار می‌کنی؟

350
00:29:02,282 --> 00:29:05,285
‫من رو هم مثل موش‌گیرهات اعدام می‌کنی؟

351
00:29:05,285 --> 00:29:08,288
‫یا مثل دست‌ات تبعیدم می‌کنی؟

352
00:29:09,414 --> 00:29:10,832
‫من داشتم حکمرانی می‌کردم

353
00:29:10,832 --> 00:29:13,251
‫در زمان غیبتِ پدرت
‫به‌خاطر بیماری طولانی‌اش،

354
00:29:13,251 --> 00:29:15,962
‫و اوتو های‌تاور زیرک‌ترین
‫سیاستمداری بود که بشر به خودش دیده

355
00:29:15,962 --> 00:29:21,176
‫تو باید از خداتم باشه که
‫از ما نظر و مشاوره بخوای

356
00:29:23,511 --> 00:29:25,513
‫روحت هم خبر نداره
‫چه فداکاری‌هایی صورت گرفته

357
00:29:25,513 --> 00:29:27,807
‫تا تو روی اون تخت بشینی

358
00:29:32,479 --> 00:29:33,480
‫چیه...

359
00:29:35,690 --> 00:29:38,359
‫می‌خوای من چی‌کار کنم، مادر؟

360
00:29:39,652 --> 00:29:42,071
‫فقط همون چیزی که ازت انتظار میره:

361
00:29:43,823 --> 00:29:45,200
‫هیچ‌کاری نکن

362
00:30:15,355 --> 00:30:17,398
‫بلند شید!

363
00:30:18,691 --> 00:30:20,693
‫همه به سوی قلعۀ روکس‌رست!

364
00:30:21,861 --> 00:30:23,279
‫به سوی نبرد!

365
00:30:28,409 --> 00:30:30,370
‫الان که هوا روشنـه

366
00:30:30,370 --> 00:30:33,873
‫باید همین‌جا اردو بزنیم و آماده بشیم
‫که شب محاصره‌شون کنیم

367
00:30:33,873 --> 00:30:35,875
‫باید همین‌الان حرکت کنیم
‫و توی روز حمله کنیم

368
00:30:35,875 --> 00:30:37,252
‫غافلگیر میشن

369
00:30:37,252 --> 00:30:38,586
‫غافلگیر میشن،

370
00:30:38,586 --> 00:30:40,755
‫چون‌که این کار خودِ دیوانگیـه

371
00:30:42,549 --> 00:30:43,883
‫یادت رفته توی راهِ رازبی

372
00:30:43,883 --> 00:30:45,593
‫به کی برخورد کردیم؟

373
00:30:46,261 --> 00:30:47,470
‫من که یادم نرفته

374
00:30:49,389 --> 00:30:52,392
‫قلعۀ دراگون‌استون و اژدهاهاشون
‫فاصله‌ای باهامون ندارن

375
00:30:53,810 --> 00:30:55,812
‫چیه؟ از زندگی خسته شدی؟

376
00:30:56,771 --> 00:30:58,398
‫ترسیدی، سِر؟

377
00:30:59,399 --> 00:31:01,734
‫بدتر. دارم منطقی فکر می‌کنم

378
00:31:03,778 --> 00:31:05,738
‫حرکت می‌کنیم

379
00:31:25,800 --> 00:31:27,594
‫من چارۀ دیگه‌ای نمی‌بینم

380
00:31:27,594 --> 00:31:30,096
‫- باید یه اژدها بفرستیم
‫- به کجا؟

381
00:31:35,143 --> 00:31:36,269
‫برای کمک به نبردی که

382
00:31:36,269 --> 00:31:39,439
‫هم‌پیمان‌هاتون داشتن در غیاب شما
‫درش می‌جنگیدن...

383
00:31:39,439 --> 00:31:40,690
‫علیاحضرت

384
00:31:41,983 --> 00:31:45,236
‫سپاه کول هر روز داره بزرگ‌تر میشه

385
00:31:45,236 --> 00:31:47,780
‫اون سربازهای قلعه‌های
‫رازبی و استوک‌ورث رو جذب کرده

386
00:31:47,780 --> 00:31:50,325
‫و با ادغام قدرت‌شون،
‫موفق شدن داسکندیل رو نابود کنن

387
00:31:50,325 --> 00:31:51,951
‫داسکندیل؟

388
00:31:51,951 --> 00:31:53,995
‫اون شهر سقوط کرده

389
00:31:53,995 --> 00:31:55,955
‫خیلی از اعضای خاندان دارک‌لین
‫اِگان رو به رسمیت شناختن

390
00:31:55,955 --> 00:31:57,665
‫کسانی که مقاومت کردن هم کُشته شدن

391
00:31:57,665 --> 00:31:59,542
‫پدرم، چی؟

392
00:31:59,542 --> 00:32:01,419
‫اون سوگندش رو زیر پا نذاشت

393
00:32:01,628 --> 00:32:03,504
‫و به همین خاطر کول اون رو گردن زد.

394
00:32:05,715 --> 00:32:08,426
‫شما این چند روز اخیر کجا بودید؟

395
00:32:08,426 --> 00:32:11,137
‫بدون هیچ حرفی گذاشتی رفتی

396
00:32:11,846 --> 00:32:14,974
‫خب به‌خاطر غیبت و پنهان‌کاریم
‫عذر می‌خوام،

397
00:32:14,974 --> 00:32:16,976
‫اما ضروری بود

398
00:32:17,810 --> 00:32:19,812
‫رفته بودم به «بارانداز پادشاه»

399
00:32:20,813 --> 00:32:22,315
‫دقیقاً با چه هدفی؟

400
00:32:22,315 --> 00:32:24,901
‫برای ملاقات با ملکه آلیسنت
‫و مذاکره برای صلح

401
00:32:25,068 --> 00:32:27,612
‫- رفتی آلیسنت رو دیدی؟
‫- بله

402
00:32:27,612 --> 00:32:29,989
‫ممکن بود اسیر یا حتی کُشته شی!

403
00:32:29,989 --> 00:32:33,868
‫من ۸۰ سال صلح و آرامش
‫از پدرم به ارث بردم

404
00:32:33,868 --> 00:32:35,536
‫قبل اینکه بخوام همه‌ش رو به باد بدم،

405
00:32:35,536 --> 00:32:38,581
‫می‌خواستم مطمئن بشم که
‫راه دیگه‌ای وجود نداره

406
00:32:41,167 --> 00:32:42,752
‫و حالا مطمئن شدم

407
00:32:46,214 --> 00:32:48,466
‫الان فقط یک حق انتخاب دارم:

408
00:32:48,466 --> 00:32:51,886
‫یا باید بر مسند قدرت بشینم،
‫یا می‌میرم

409
00:32:54,222 --> 00:32:56,516
‫ما آماده و گوش به فرمان‌ایم

410
00:32:57,392 --> 00:32:59,686
‫پیروزی‌هایی که کول به‌دست آورده
‫اون رو جسورتر کرده

411
00:32:59,686 --> 00:33:01,562
‫حرکت کرده به سمت قلعۀ روکس‌رست

412
00:33:01,562 --> 00:33:03,398
‫وقتی کلاغ‌های لرد استاونتون راه افتادن

413
00:33:03,398 --> 00:33:06,526
‫- سپاهش فقط چند ساعت با اونجا فاصله داشت
‫- حالا چرا قلعۀ روکس‌رست؟

414
00:33:06,526 --> 00:33:07,902
‫اونم بعد از داسکندیل؟

415
00:33:07,902 --> 00:33:10,071
‫اون که یه قلعۀ کوچیک ساحلی بیشتر نیست

416
00:33:10,071 --> 00:33:13,866
‫به‌خاطر اینه که لرد استاونتون عضو این شوراست

417
00:33:13,866 --> 00:33:17,829
‫و چون قلعۀ ایشون کوچیک و آسیب‌پذیره
‫و راحت قابل تصاحبـه

418
00:33:17,829 --> 00:33:20,248
‫کول خوب می‌دونه که ما
‫توی خشکی‌ها سرباز نداریم

419
00:33:20,248 --> 00:33:22,834
‫- خیلی گستاخ شده
‫- داره ما رو به جنگ دعوت می‌کنه

420
00:33:22,834 --> 00:33:25,962
‫باید یه اژدها بفرستیم اونجا

421
00:33:32,802 --> 00:33:36,806
‫گویا یک‌سری احتیاطِ من رو با ضعف اشتباه گرفتن

422
00:33:41,436 --> 00:33:43,438
‫بذارید براشون درس بشه

423
00:33:44,313 --> 00:33:46,566
‫- من خودم میرم
‫- ملکۀ من...

424
00:33:46,566 --> 00:33:49,402
‫- نمی‌شه
‫- من حاضر نیستم توی کاخم قایم بشم

425
00:33:49,402 --> 00:33:50,778
‫و اژدهاهام رو توی جنگ از دست بدم

426
00:33:50,778 --> 00:33:53,948
‫متحدین ما برای شما
‫پرچم برافراشته می‌کنن، مادر

427
00:33:53,948 --> 00:33:56,200
‫بله، درسته

428
00:33:56,242 --> 00:33:58,828
‫اگر شما بمیرید، همه‌چیز از دست میره

429
00:33:59,120 --> 00:34:00,747
‫- من رو بفرست
‫- نه

430
00:34:00,747 --> 00:34:02,707
‫میرم سپاه کول رو به آتش می‌کشم
‫و برمی‌گردم، قبل اینکه اصلاً

431
00:34:02,707 --> 00:34:05,460
‫- آژیر خطر تو بارانداز پادشاه به صدا دربیاد
‫- تو تجربۀ کافی نداری

432
00:34:07,628 --> 00:34:09,922
‫باید من رو اعزام کنید، علیاحضرت

433
00:34:12,175 --> 00:34:13,926
‫ملیس بزرگ‌ترین اژدهای شماست

434
00:34:13,926 --> 00:34:15,636
‫و با جنگ هم غریبه نیست

435
00:34:18,431 --> 00:34:20,266
‫من به دیدارِ کول میرم

436
00:35:01,307 --> 00:35:03,142
‫من فقط می‌خوام برای شما بجنگم،

437
00:35:03,142 --> 00:35:05,228
‫برای حق پادشاهی شما و خودم

438
00:35:05,228 --> 00:35:06,687
‫من...

439
00:35:07,146 --> 00:35:08,856
‫یه چیزی رو باید بهت بگم، جیس

440
00:35:11,359 --> 00:35:14,821
‫موضوعی که... باید همون اول که

441
00:35:14,821 --> 00:35:17,031
‫وارثِ سلطنت شدی، بهت می‌گفتم

442
00:35:18,157 --> 00:35:21,285
‫رازی که ویسریس وقتی من رو

443
00:35:21,285 --> 00:35:24,372
‫جانشین خودش اعلام کرد،
‫بهم گفت.

444
00:35:24,372 --> 00:35:27,750
‫و تمام پادشاه‌ها این راز رو
‫به ولیعهد خودشون گفتن...

445
00:35:27,750 --> 00:35:28,292
‫از دوران پادشاهی «اِگان فاتح»

446
00:35:28,292 --> 00:35:30,503
‫از دوران پادشاهی «اِگان فاتح»

447
00:35:35,508 --> 00:35:37,844
‫هیچ‌وقت این راز رو بهت نگفتم
‫چون‌که خودم هم

448
00:35:37,844 --> 00:35:40,263
‫نمی‌دونستم بهش باور دارم یا نه

449
00:35:40,847 --> 00:35:44,016
‫اون تارگرینی که روی تخت آهنین می‌شینه

450
00:35:44,016 --> 00:35:46,519
‫صرفاً یک پادشاه یا ملکه نیست

451
00:35:46,519 --> 00:35:48,980
‫اون فرد یک محافظـه

452
00:35:49,397 --> 00:35:52,900
‫باز داریم به جنگ می‌ریم، دختر پیر

453
00:35:53,401 --> 00:35:55,653
‫کسی که منصوب میشه
‫تا هفت پادشاهی رو رهبری کنه،

454
00:35:55,653 --> 00:35:57,572
‫و تقویت‌شون کنه...

455
00:35:59,490 --> 00:36:03,494
‫و اونا رو برای نبرد با
‫یک دشمن مشترک متحد کنه.

456
00:36:08,040 --> 00:36:12,295
‫ویسریس من رو به‌عنوان جانشین خودش انتخاب کرد

457
00:36:12,295 --> 00:36:15,006
‫و تمام عمرش به این عهد پایبند موند

458
00:36:20,553 --> 00:36:24,182
‫پدرم باور داشت که من، و فقط من،

459
00:36:24,182 --> 00:36:26,893
‫قرار بوده که اون «محافظ» باشم

460
00:36:26,893 --> 00:36:29,979
‫اونا حداقل ۱۴۰۰-۵۰۰ تا سرباز دارن، سرورم

461
00:36:31,480 --> 00:36:32,982
‫اما من برای متحد کردنِ این قلمرو،

462
00:36:32,982 --> 00:36:35,568
‫چاره‌ای نداشتم جز اینکه
‫اژدهاها رو به جنگ بفرستم

463
00:36:41,157 --> 00:36:44,785
‫اتفاقات وحشتناکی که قراره بیفته
‫نمی‌تونه صرفاً به‌خاطر یک تاج باشه

464
00:36:46,871 --> 00:36:48,956
‫به همین خاطر من باید چیزی که ویسریس

465
00:36:48,956 --> 00:36:52,126
‫بهم گفت وقتی منو ولیعهد خودش اعلام کرد
‫رو باور کنم.

466
00:36:52,126 --> 00:36:55,129
‫و چیزی که جهریس به اون گفته بود.

467
00:36:55,129 --> 00:36:57,590
‫و چیزی که من الان می‌خوام به تو بگم

468
00:37:00,301 --> 00:37:01,344
‫چیه؟

469
00:37:07,683 --> 00:37:09,894
‫رؤیای اگان فاتح

470
00:37:12,063 --> 00:37:15,733
‫بهش می‌گفت «نغمۀ یخ و آتش»

471
00:37:25,493 --> 00:37:27,495
‫پرتاب کنید! گروه بعدی!

472
00:37:28,663 --> 00:37:31,707
‫پرتاب کنید! گروه بعدی!

473
00:37:32,833 --> 00:37:35,169
‫پرتاب کنید! گروه بعدی!

474
00:37:39,840 --> 00:37:40,883
‫هل بدین!

475
00:37:42,051 --> 00:37:43,886
‫اژدها!

476
00:37:43,886 --> 00:37:45,513
‫اژدها!

477
00:37:50,017 --> 00:37:52,687
‫ایشالا بری به هفت جهنم، کول!

478
00:37:53,104 --> 00:37:55,606
‫فقط مونده بود برای اعلام حضورمون
‫یه شیپور بزنی!

479
00:37:55,606 --> 00:37:57,525
‫به سپاه دارک‌لین بگو
‫جدا بشن و جلوتر حرکت کنن

480
00:37:57,525 --> 00:37:59,402
‫باید حواس اژدهاها رو پرت و گیج‌شون کنیم

481
00:37:59,402 --> 00:38:01,654
‫- علامت رو بفرست
‫- کدوم علامت؟

482
00:38:01,654 --> 00:38:03,864
‫همه‌چیز داره طبق نقشه پیش میره

483
00:39:00,504 --> 00:39:01,756
‫احمق

484
00:39:04,300 --> 00:39:06,594
‫صبر داشته باش، ویگار

485
00:39:06,927 --> 00:39:08,763
‫هنوز وقتش نیست

486
00:39:35,456 --> 00:39:37,124
‫برو، سان‌فایر!

487
00:39:37,124 --> 00:39:39,335
‫سریع‌تر!

488
00:39:40,211 --> 00:39:41,962
‫اژدها!

489
00:39:41,962 --> 00:39:43,839
‫اون اژدهای کیه؟

490
00:39:43,839 --> 00:39:45,925
‫اعلیحضرت، مال پادشاهـه

491
00:39:46,801 --> 00:39:48,803
‫نقشۀ پنهانیت این بود، کول؟

492
00:39:48,803 --> 00:39:50,763
‫که خود حضرت پادشاه براشون کمین کنه

493
00:39:50,763 --> 00:39:53,099
‫- و شاید در این راه جون بده!؟
‫- نه!

494
00:39:53,099 --> 00:39:54,975
‫باز با تیرهای بیشتر علامت بفرستید!

495
00:39:58,354 --> 00:40:00,648
‫مردانِ باوفای خاندان تارگرین،

496
00:40:01,899 --> 00:40:05,277
‫پادشاه‌تون با شما همراه شده!

497
00:40:05,277 --> 00:40:08,072
‫شجاعانه و باهوش عمل کنید!

498
00:40:08,406 --> 00:40:10,825
‫چرا که هفت پادشاهی
‫این سپاه رو موردِ رحمت و حفاظت خودش

499
00:40:10,825 --> 00:40:13,369
‫قرار داده با هدفی الهی!

500
00:40:13,411 --> 00:40:16,205
‫برای یگانه پادشاه حقیقی، اِگان!

501
00:40:16,580 --> 00:40:18,874
‫حمله کنید!

502
00:40:27,007 --> 00:40:29,093
‫پس کجایی، ایموند؟

503
00:40:40,896 --> 00:40:43,107
‫حمله کن، ملیس!

504
00:40:44,191 --> 00:40:45,693
‫دراکاریس

505
00:41:24,648 --> 00:41:26,692
‫یکی دیگه اونجاست!

506
00:41:26,692 --> 00:41:28,944
‫به اون مردهای خاندان رازبی شلیک کنید!

507
00:41:28,944 --> 00:41:30,988
‫بهشون امون ندید!

508
00:41:40,414 --> 00:41:42,416
‫بهتره که ببریم‌تون به پناهگاه، سرورم

509
00:42:31,090 --> 00:42:33,008
‫خدا رو شکر!

510
00:42:34,510 --> 00:42:35,761
‫دراکاریس

511
00:42:41,308 --> 00:42:43,394
‫نه!

512
00:43:02,955 --> 00:43:04,790
‫اعلیحضرت!

513
00:43:20,889 --> 00:43:22,850
‫حمله کن، ملیس!

514
00:48:10,804 --> 00:48:12,973
‫جمع شید پشت سر من!

515
00:48:13,974 --> 00:48:15,976
‫حمله می‌کنیم!

516
00:48:47,507 --> 00:48:50,010
‫پادشاه سقوط کردن. باید پیداشون کنیم

517
00:49:39,977 --> 00:49:41,269
‫ایموند!

518
00:49:56,868 --> 00:49:58,912
‫اعلیحضرت کجاست؟
