﻿1
00:00:10,385 --> 00:00:13,555
‫من و خانواده‌ام کلام خداوند
‫رو در سرتاسر دنیا...
‫[آلاباما سال 1934]

2
00:00:13,555 --> 00:00:15,223
‫منتشر کردیم،

3
00:00:15,223 --> 00:00:18,685
‫و نظاره‌گرِ خوشی‌ها
‫و عذاب‌های بزرگی بودیم.

4
00:00:19,769 --> 00:00:24,941
‫برخی از مردم معتقدن که دیگه
‫دوران معجزه به سر رسیده.

5
00:00:24,941 --> 00:00:25,734
‫[خداوند قادر است.]

6
00:00:25,775 --> 00:00:30,155
‫«از کار بی‌کار شدم آقای واعظ.
‫گرسنگی کشیدم آقای واعظ.

7
00:00:30,155 --> 00:00:33,450
‫بچه‌هام گرسنه‌ان.
‫اینجا معجزه‌ای وجود نداره.»

8
00:00:33,950 --> 00:00:38,705
‫ولی بچه‌هام، جان و الیزابت،
‫خودشون معجزۀ زندگی هستن.

9
00:00:38,705 --> 00:00:43,251
‫بودنـمون در اینجا خودش معجزه‌ست.
‫شما خودتون معجزه هستید.

10
00:00:43,251 --> 00:00:46,296
‫نشونه‌ای که تموم این مدت به دنبالش بودید،
‫خیلی وقته که جلوی چشمتونه.

11
00:00:46,296 --> 00:00:48,882
‫ابتدا باید ایمان بیارید
‫تا معجزه هم رخ بده.

12
00:00:48,882 --> 00:00:50,258
‫راهش فقط همینه.

13
00:00:50,258 --> 00:00:53,386
‫- پس ایمان دارید؟
‫- بله.

14
00:00:53,386 --> 00:00:54,846
‫گفتم ایمان دارید؟

15
00:00:54,846 --> 00:00:56,681
‫- بله.
‫- بله، باور داریم.

16
00:00:57,515 --> 00:01:00,935
‫حالا از شما می‌پرسم ای پروردگار،
‫اگه می‌تونم کالبدی در خدمتِ تو باشم،

17
00:01:00,935 --> 00:01:02,395
‫نشونه‌ای واسم بفرست.

18
00:01:07,275 --> 00:01:08,818
‫کار خدا حرف نداره‌ها.

19
00:01:13,073 --> 00:01:14,449
‫جان، وقتی که من بزرگ بشم،

20
00:01:14,449 --> 00:01:17,869
‫به نظرت می‌تونم مثل بابا با خدا صحبت کنم
‫و به مردم کمک بکنم؟

21
00:01:17,869 --> 00:01:19,954
‫تو دلت نمی‌خواد مثل بابایی باشی لیزی.

22
00:01:19,954 --> 00:01:21,039
‫منظورت چیه؟

23
00:01:21,956 --> 00:01:25,210
‫بابا که با خدا صحبت نمی‌کنه.
‫همش‌ فقط نمایشه.

24
00:01:26,878 --> 00:01:28,129
‫صرفاً یه دروغگوی ماهره.

25
00:01:28,630 --> 00:01:30,882
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.
‫آتیشه چی بود پس؟

26
00:01:44,562 --> 00:01:45,563
‫داری نگاه می‌کنی؟

27
00:01:53,029 --> 00:01:54,239
‫پسته‌ست.

28
00:01:54,739 --> 00:01:58,243
‫هروقت که بابا یه نشونه از سمت خدا
‫لازم داشته باشه، از این‌ها استفاده می‌کنم.

29
00:01:58,785 --> 00:02:01,746
‫جادوی واقعی شیمی‌ـه.

30
00:02:02,705 --> 00:02:06,126
‫بابا بخاطر دروغ گفتن می‌ره جهنم؟

31
00:02:07,085 --> 00:02:10,421
‫خب گمونم به این بستگی داشته باشه
‫که اصلاً به وجود جهنم اعتقاد داشته باشی یا نه.

32
00:02:11,256 --> 00:02:12,340
‫نظر خودت چیه؟

33
00:02:14,509 --> 00:02:15,760
‫به نظرم...

34
00:02:18,555 --> 00:02:20,890
‫زندگی با دروغ از درون نابودت می‌کنه.

35
00:02:23,476 --> 00:02:25,228
‫و جهنمم هرچی که باشه...

36
00:02:27,814 --> 00:02:29,190
‫حتماً چنین حسی رو بهت القا می‌کنه.

37
00:02:34,863 --> 00:02:36,865
‫الحمدالله. درورد بر خداوند.

38
00:04:02,533 --> 00:04:05,370
‫می‌دونی، از همون
‫لحظۀ اول که دیدمش شصتم خبردار شد.

39
00:04:05,370 --> 00:04:08,915
‫به والتر گفتم
‫که این خودِ ستاره‌ـمونه.

40
00:04:13,628 --> 00:04:16,381
‫ظاهراً قبل از تموم شدن برنامه
‫تنها دو دقیقه وقت داریم.

41
00:04:16,965 --> 00:04:19,592
‫نظرتون چیه با بیننده‌ها
‫پرسش و پاسخ کوتاهی داشته باشیم؟

42
00:04:24,389 --> 00:04:27,475
‫شلواره؟ چرا شلوار پاش کرده؟

43
00:04:27,475 --> 00:04:28,810
‫دوربین‌ها دنبالش حرکت کنید.

44
00:04:29,310 --> 00:04:30,311
‫شما بفرمایید.

45
00:04:31,396 --> 00:04:32,563
‫سلام خانم زات.

46
00:04:32,563 --> 00:04:33,690
‫سلام خانم...

47
00:04:33,690 --> 00:04:36,150
‫فیلیس. کارول فیلیس هستم.

48
00:04:36,901 --> 00:04:39,946
‫شاید خودم اشتباه بکنم.
‫همسرم همیشه می‌گه

49
00:04:39,946 --> 00:04:42,073
‫فقدانِ استعدادم رو با
‫تلاش جبران می‌کنم.

50
00:04:42,615 --> 00:04:43,616
‫ولی وقتی که گفتید

51
00:04:43,616 --> 00:04:46,411
‫«اسمز» حرکتِ یک حلال با غلظت کمتر

52
00:04:46,411 --> 00:04:49,330
‫از طریق یک غشای نیمه تراوا
‫به یک حلال با غلظت بیشتره،

53
00:04:49,330 --> 00:04:51,249
‫واسم سوال شده بود

54
00:04:51,249 --> 00:04:56,671
‫که شاید ورم پام بخاطر
‫نتیجۀ انتقال هیدرولیک معیوب

55
00:04:56,671 --> 00:04:58,006
‫توی پلاسمای خودم باشه.

56
00:04:58,006 --> 00:04:59,716
‫در چه حوزه‌ای از پزشکی فعالیت دارید؟

57
00:04:59,716 --> 00:05:02,552
‫اوه نه، من دکتر نیستم.
‫فقط یه خونه‌دار ساده‌ام.

58
00:05:02,552 --> 00:05:05,555
‫«فقط» یه کلمۀ ضعیفِ
‫جایگزینِ «درواقع» هست.

59
00:05:06,139 --> 00:05:08,016
‫دوست دارید دکتر باشید؟

60
00:05:08,016 --> 00:05:10,310
‫نه بابا، نه.

61
00:05:10,310 --> 00:05:13,604
‫باید از پیتر و پسرهام مراقبت کنم.

62
00:05:13,604 --> 00:05:16,190
‫پس بذارید یه سوال دیگه ازتون بپرسم.
‫اگه دکتر بودید، دوست داشتید چه دکتری می‌شدید؟

63
00:05:16,190 --> 00:05:17,358
‫جراح قلب باز.

64
00:05:21,321 --> 00:05:23,114
‫البته که شوخی می‌کنم. من...

65
00:05:24,365 --> 00:05:26,075
‫آخه آدمی مثل من چطوری می‌تونه شروع...

66
00:05:26,075 --> 00:05:30,496
‫از کتابخونۀ عمومی.
‫بعدشم کنکور پزشکی، دانشکده و دورۀ تخصصی.

67
00:05:34,083 --> 00:05:35,543
‫واقعاً از نظرت از پسش برمیام؟

68
00:05:36,544 --> 00:05:41,299
‫دکتر فیلیس، جراح قلب باز،
‫به نظرم کاملاً منطقی به نظر میاد.

69
00:05:48,306 --> 00:05:49,766
‫ظاهراً تنها نیستم.

70
00:05:52,560 --> 00:05:53,561
‫ممنونم.

71
00:05:57,148 --> 00:05:58,274
‫در سرتاسر منطقۀ جنوبی،

72
00:05:58,274 --> 00:06:01,402
‫جوانانـمون رو دیدیم که در فعالیتی
‫به نام «تحصن» شرکت کردن.

73
00:06:01,402 --> 00:06:03,279
‫بنده در دادگاه مونتگامری هستم،

74
00:06:03,279 --> 00:06:06,282
‫جایی‌که یکی از طرفداران
‫و پایه‌ریزان این رویه،

75
00:06:06,282 --> 00:06:11,120
‫کشیش مارتین لوتر کینگ جونیور،
‫به خاطر ولگردی دستگیر شده.

76
00:06:13,289 --> 00:06:15,208
‫هیچ کاری نکرده بود

77
00:06:15,208 --> 00:06:18,086
‫فقط توی روز روشن
‫یه گوشه ایستاده بود.

78
00:06:18,086 --> 00:06:21,255
‫حضورش خودش قدرتمنده،
‫و خودشونم اینو می‌دونن.

79
00:06:21,255 --> 00:06:23,508
‫تنها چیزی که بعد از
‫حضور سیاه‌پوست‌ها در انظار عمومی خطرناکه

80
00:06:23,508 --> 00:06:25,301
‫اینه که کم کم برای مردم الهام‌بخش باشی.

81
00:06:25,885 --> 00:06:30,306
‫- لیندا، جونیور برید طبقۀ بالا لطفاً.
‫- نه.

82
00:06:32,392 --> 00:06:33,684
‫اینام باید ببیننش.

83
00:06:34,185 --> 00:06:37,188
‫آره بابا.
‫کلادت کلوین هم‌سن منـه.

84
00:06:44,278 --> 00:06:45,321
‫بسیارخب.

85
00:06:46,489 --> 00:06:48,324
‫- مدرسه چطور بود؟
‫- خوب.

86
00:06:50,368 --> 00:06:52,161
‫همین؟ فقط همین رو بهم می‌گی؟

87
00:06:56,165 --> 00:06:58,709
‫نظرت چیه یکی از چیزهای
‫جدیدی که امروز یاد گرفتی رو واسم تعریف کنی؟

88
00:07:00,002 --> 00:07:03,798
‫می‌دونستی به خط بین صورت و مخرج

89
00:07:03,798 --> 00:07:05,216
‫می‌گن خط تیره؟

90
00:07:06,259 --> 00:07:07,635
‫اصلاً نمی‌دونستم.

91
00:07:07,635 --> 00:07:10,721
‫واسم سواله که اسمش از کجا اومده.
‫فرهنگ لغت رو میارم الان.

92
00:07:10,721 --> 00:07:14,225
‫من یکم خسته‌ام.
‫می‌شه صبح بهم بگی؟

93
00:07:15,309 --> 00:07:16,310
‫حتما.

94
00:07:19,230 --> 00:07:20,231
‫دوست دارم خرگوشک.

95
00:07:20,815 --> 00:07:23,317
‫منم دوست دارم.

96
00:07:53,055 --> 00:07:54,223
‫سلام بابا.

97
00:08:16,496 --> 00:08:20,875
‫از دیدنت خیلی لذت بردم.
‫خیلی الهام‌بخش بودی.

98
00:08:20,875 --> 00:08:21,834
‫خدا حفظتون کنه.

99
00:08:22,793 --> 00:08:23,794
‫متشکرم.

100
00:08:33,763 --> 00:08:36,349
‫امشب هفت دقیقۀ تموم
‫فقط داشتم نگاهت می‌کردم.

101
00:08:36,349 --> 00:08:38,476
‫خب، یه دقیقه دیگه هم وقت داری.

102
00:08:39,602 --> 00:08:40,811
‫برنامه‌هام کجان؟

103
00:08:50,446 --> 00:08:52,406
‫نمی‌تونم دست از فکر کردن
‫به اخبار بردارم.

104
00:08:53,491 --> 00:08:56,661
‫اون وضعیتی که اون مرد نجیب
‫و باذکاوت رو توی خیابون

105
00:08:56,661 --> 00:09:00,039
‫مثل مجرم‌ها با خودشون کشوندن.
‫باید...

106
00:09:01,832 --> 00:09:04,794
‫باید همۀ این اتفاقات رو در درونم
‫به یه جای خوب وصل کنم.

107
00:09:04,794 --> 00:09:06,504
‫تو کلاً همه‌چیزت خوبه عزیزم.

108
00:09:09,131 --> 00:09:10,633
‫باید توجه‌ها رو به خودمون جلب کنیم.

109
00:09:12,009 --> 00:09:14,303
‫دانشجوهای کالج جنوب
‫توی کلیساها سرگرمن،

110
00:09:14,303 --> 00:09:17,056
‫و توی کلیسا ناهار می‌خورن.
‫چرا من و تو نتونیم توی بزرگراه این کار رو بکنیم؟

111
00:09:17,056 --> 00:09:19,183
‫جدی که نمی‌گی هریت.

112
00:09:19,183 --> 00:09:21,602
‫نوعی از تظاهرات مسالمت‌آمیزـه.

113
00:09:21,602 --> 00:09:25,106
‫هردومون می‌دونیم با ظاهری که داریم
‫چنین چیزی اصلاً وجود نداره.

114
00:09:26,566 --> 00:09:29,694
‫می‌دونم که می‌خوای دنیا رو نجات بدی
‫ولی همینجوریشم به زور همدیگه رو

115
00:09:29,694 --> 00:09:30,778
‫می‌بینیم.

116
00:09:31,279 --> 00:09:32,655
‫حالا نگرانیت گل کرد.

117
00:09:33,406 --> 00:09:35,992
‫وقتی که اون شغل کایسر رو قبول کردی،
‫منم این حرف رو بهت زدم.

118
00:09:35,992 --> 00:09:37,535
‫درسته که هردومون مشاغل خودمون رو داریم،

119
00:09:37,535 --> 00:09:39,704
‫ولی باید مراقب بچه‌هامونم باشیم.

120
00:09:39,704 --> 00:09:41,706
‫بله. بله. بله. پس...

121
00:09:42,248 --> 00:09:45,251
‫ترس برت داشته که
‫حالا همکارهای سفیدپوستت درمورد

122
00:09:45,251 --> 00:09:47,295
‫همسر سرکش و افراطیت چه فکری می‌کنن.

123
00:09:47,295 --> 00:09:49,088
‫توی دهنـم حرف نذار.

124
00:09:49,088 --> 00:09:51,924
‫ببخشید شوهرجونم.
‫بدون اجازه حرف زدم؟

125
00:09:55,177 --> 00:09:56,178
‫منصفانه نیست.

126
00:10:05,396 --> 00:10:06,939
‫حرف‌هامون تموم نشده.

127
00:10:06,939 --> 00:10:08,983
‫موافقم. صبح می‌بینمت.

128
00:10:09,900 --> 00:10:10,943
‫دوستت دارم.

129
00:10:15,323 --> 00:10:17,783
‫- منزل اسلون.
‫- امروز برنامه رو تماشا کردی؟

130
00:10:19,452 --> 00:10:20,453
‫شرمنده، نه.

131
00:10:24,790 --> 00:10:26,125
‫نتونستم.

132
00:10:26,125 --> 00:10:29,211
‫امشب توی شبکۀ ملی شلوار پام کردم.

133
00:10:29,211 --> 00:10:32,632
‫واقعاً می‌تونستم منقبض شدنِ
‫رگ‌های فیل رو احساس کنم.

134
00:10:35,468 --> 00:10:36,510
‫عالیه.

135
00:10:36,510 --> 00:10:38,679
‫چند هفته‌ست که با گروهـم
‫داشتیم برنامه‌اش رو می‌ریختیم.

136
00:10:38,679 --> 00:10:40,473
‫باورم نمی‌شه که موفق شدیم.

137
00:10:40,973 --> 00:10:44,018
‫بالاخره دارم احساس می‌کنم
‫که تونستم یه تغییری توی استودیو ایجاد کنم.

138
00:10:44,018 --> 00:10:46,270
‫تا حالا انقدر خسته نبودم...

139
00:10:52,151 --> 00:10:53,903
‫دوتاییتون سرجاتون وایسید.
‫صبر کنید.

140
00:10:54,236 --> 00:10:55,154
‫تبریک می‌گم.

141
00:10:55,154 --> 00:11:00,034
‫برنامۀ عصرانۀ ساعت 6 دیگه به صورت
‫انحصاری از طرف «سوئیفت اند کریسپ» حمایت می‌شه.

142
00:11:00,660 --> 00:11:04,830
‫الیزابت زات و بهترین روغن قنادیِ آمریکا.

143
00:11:05,331 --> 00:11:07,500
‫ظرف های من کجان؟

144
00:11:07,500 --> 00:11:09,752
‫شری! ظرف های من کجان؟

145
00:11:09,752 --> 00:11:13,214
‫نه، سوئیفت اند کریسپ اصلاً
‫بهترین مارکِ روغن قنادی نیست.

146
00:11:13,214 --> 00:11:15,883
‫اصلاً تا حالا پراکندگی لیپید
‫رو در سطح میکروسکوپی

147
00:11:15,883 --> 00:11:17,593
‫بررسی کردی؟

148
00:11:17,593 --> 00:11:19,720
‫دلیل اینکه
‫خمیر خیلی سریع و زود میاد

149
00:11:19,720 --> 00:11:22,181
‫بخاطر روغن نباتیِ صنعتی
‫و هیدروژنه‌ست.

150
00:11:22,181 --> 00:11:23,724
‫مزه‌اش دیگه به کنار.

151
00:11:23,724 --> 00:11:26,060
‫آره. بررسی کردنِ لیپیدها
‫توی برنامه‌ام هست

152
00:11:26,060 --> 00:11:27,853
‫درست بعد از اینکه بهش اهمیت ندم.

153
00:11:27,853 --> 00:11:28,938
‫والتر.

154
00:11:29,563 --> 00:11:30,815
‫اینم از ما.

155
00:11:31,315 --> 00:11:33,693
‫نخیر. من به بیننده‌هام دروغ نمی‌گم.

156
00:11:33,693 --> 00:11:37,363
‫برنامه رو تماشا می‌کنن چون صادقانه اجرا می‌کنم
‫و با احترام باهاشون رفتار می‌کنم.

157
00:11:38,864 --> 00:11:39,699
‫لیز.

158
00:11:40,908 --> 00:11:43,911
‫می‌دونی که چرا مردم
‫تلویزیون تماشا می‌کنن؟

159
00:11:44,954 --> 00:11:46,747
‫چون روشنـه.

160
00:11:47,331 --> 00:11:50,084
‫اگه با این مسئله مشکل داری،
‫پس ما یه خانم شیمیدانِ دیگه پیدا می‌کنیم

161
00:11:50,084 --> 00:11:55,131
‫تا فردا واسه‌ـمون گوشت آب‌پز درست کنه،
‫اسم برنامه رو هم «ضیافت ساعت 5» می‌کنیم.

162
00:11:55,131 --> 00:11:58,384
‫- خیله‌خب، دیگه همگی نفس عمیق بکشن...
‫- خفه‌خون بگیر والتر.

163
00:12:01,220 --> 00:12:04,098
‫یا با سوئیفت اند کریسپ پیش می‌ری
‫یا اخراجی.

164
00:12:05,683 --> 00:12:07,435
‫برنامه خوش بگذره به همه.

165
00:12:11,564 --> 00:12:12,648
‫بسیارخب خانم‌ها.

166
00:12:12,648 --> 00:12:14,859
‫کم کم دیگه باید اخبار
‫مربوط به اعتراضات رو پخش کنیم.

167
00:12:14,859 --> 00:12:17,611
‫مارج باید با همکارمون توی برنامۀ
‫ال‌ای تایمز تماس بگیری.

168
00:12:17,611 --> 00:12:19,947
‫اگه منتشرش کنن،
‫واشنگتن پست هم منتشرش می‌کنه.

169
00:12:19,947 --> 00:12:22,074
‫شایرلی یه چندتا
‫آگهی واسم آماده کن

170
00:12:22,074 --> 00:12:23,868
‫و حداقل تا 300 تا کپی ازشون بگیر.

171
00:12:23,868 --> 00:12:27,580
‫با محوطه‌های دانشگاهی شروع کنید و بعدش
‫همه‌شون رو به فروشگاه‌های محلی،

172
00:12:27,580 --> 00:12:29,874
‫دفاتر و غذاخوری‌ها بدید.
‫چی رو از قلم انداختم؟

173
00:12:29,874 --> 00:12:31,292
‫- پمپ بنزین.
‫- آره.

174
00:12:31,292 --> 00:12:34,336
‫و باید با الا بیکر صحبت کنم.
‫به دانشجوها خیلی نزدیکه،

175
00:12:34,336 --> 00:12:36,964
‫و می‌خوام گروه‌هایی که قبلاً
‫دست به چنین کاری زدن رو درگیر کنم.

176
00:12:37,548 --> 00:12:38,924
‫بسیارخب. ممنون خانم‌ها.

177
00:12:43,179 --> 00:12:45,014
‫به برنامۀ عصرانۀ ساعت 6 خوش آمدید.

178
00:12:47,850 --> 00:12:49,977
‫امروز روز هیجان‌انگیزی
‫برای برنامه هست،

179
00:12:49,977 --> 00:12:53,230
‫چون قراره یکی از مواد موردعلاقه‌ام
‫رو بهتون معرفی کنم.

180
00:13:04,450 --> 00:13:07,912
‫اخیراً علاقۀ شدیدی
‫به روغن جامد قنادی ایجاد شده.

181
00:13:07,912 --> 00:13:10,623
‫همچنین به اسم
‫روغن پنبه‌دانۀ هیدروژنه هم می‌شناسنش.

182
00:13:12,124 --> 00:13:17,004
‫ولی من برنامه دارم که
‫کیک تو‌‌ت‌فرنگی رو...

183
00:13:19,131 --> 00:13:21,175
‫با استفاده از چربیِ گاو
‫به عنوان منبع چربی درست کنم.

184
00:13:22,843 --> 00:13:25,429
‫چربی گاو با کیفیت بالا،
‫شدیداً مغذی است.

185
00:13:25,429 --> 00:13:28,224
‫- با اینحال، اگه مسئلۀ مالی در میونه...
‫- با اولین تبلیغات باهاش صحبت می‌کنم.

186
00:13:35,648 --> 00:13:38,108
‫چربی گاو نه تنها بسیار مغذیـه،

187
00:13:38,108 --> 00:13:40,361
‫بلکه در دمای 240 درجۀ سانتیگراد،
‫نقطۀ دود...

188
00:13:40,361 --> 00:13:42,321
‫بسیار بالایی داره...

189
00:13:52,122 --> 00:13:54,583
‫- یتیم‌خانۀ پسران سینت لوک.
‫- سلام.

190
00:13:54,583 --> 00:14:01,465
‫من تماس گرفتم تا پدرم کلوین اوانز
‫رو که در سال 1931 اونجا زندگی می‌کرده رو پیدا کنم.

191
00:14:02,132 --> 00:14:03,259
‫گوشی دستتون باشه لطفاً.

192
00:14:03,259 --> 00:14:04,927
‫بله، منتظر می‌مونم.

193
00:14:05,761 --> 00:14:07,930
‫به تموم یتیم‌خونه‌های سینت لوک

194
00:14:07,930 --> 00:14:10,683
‫از دلاور گرفته تا وایومینگ زنگ زدم.

195
00:14:10,683 --> 00:14:13,519
‫پنجاه و شش تا یتیم‌خونۀ سینت لوک داشتیم.

196
00:14:13,519 --> 00:14:17,314
‫چهل تاشون گفتن بابام اونجا نبوده.
‫هفت تا اصلاً جواب ندادن.

197
00:14:17,314 --> 00:14:20,860
‫و نُه تا هم حاضر نشدن چیزی بهم بگن،
‫چون سیاست کاریشون اینه.

198
00:14:22,403 --> 00:14:25,197
‫به نظر میاد که دیگه
‫این پرونده بی‌ثمر باشه.

199
00:14:25,698 --> 00:14:27,074
‫یعنی چی؟

200
00:14:27,867 --> 00:14:29,869
‫یعنی به بن‌بست خورده.

201
00:14:30,911 --> 00:14:32,037
‫پس اصطلاحه.

202
00:14:32,538 --> 00:14:33,414
‫همینطوره.

203
00:14:33,414 --> 00:14:35,916
‫از اصطلاح متنفرم.

204
00:14:44,508 --> 00:14:45,593
‫می‌تونم یه رازی رو بهت بگم؟

205
00:14:48,095 --> 00:14:49,096
‫من...

206
00:14:50,055 --> 00:14:53,809
‫من فقط دوبار انجیل
‫رو کامل خوندم.

207
00:14:53,809 --> 00:14:55,394
‫چرا باید راز بمونه؟

208
00:14:55,394 --> 00:14:56,520
‫بخاطر اینکه کشیشم.

209
00:14:56,520 --> 00:14:59,398
‫و بخاطر اینکه کتاب
‫«قتل راجر اکروید» رو

210
00:14:59,398 --> 00:15:01,150
‫حداقل 20 باری خوندم.

211
00:15:01,650 --> 00:15:04,403
‫کتاب موردعلاقه‌ام از
‫نویسندۀ موردعلاقه‌ام آگاتا کریستی‌ـه.

212
00:15:04,904 --> 00:15:07,907
‫کارآگاهش هرکول پوآرو،
‫اعتقادی به بن‌بست نداره.

213
00:15:08,407 --> 00:15:11,327
‫از نظرش،
‫حقیقت در درون ما نهفته‌ست،

214
00:15:11,327 --> 00:15:14,788
‫یک جایی در درون ذهنِ ماست
‫که ما باید پیداش کنیم.

215
00:15:14,788 --> 00:15:18,542
‫چطوری می‌شه یه چیزی توی ذهن من باشه
‫وقتی که هنوز یاد نگرفتمش؟

216
00:15:19,209 --> 00:15:23,088
‫باید با دانشی که داری شروع کنی.
‫بهت قول می‌دم که غافلگیر بشی.

217
00:15:32,431 --> 00:15:33,557
‫سلام لیز.

218
00:15:33,557 --> 00:15:35,351
‫یه تکه کیک می‌خوری فیل؟

219
00:15:35,351 --> 00:15:36,477
‫بله، ممنون.

220
00:15:37,603 --> 00:15:40,564
‫امروز برنامۀ خفنی داشتی.
‫واسه سه روز تعلیق می‌شی.

221
00:15:41,857 --> 00:15:43,567
‫می‌شه بهم گوش بدید همگی؟

222
00:15:44,485 --> 00:15:47,905
‫توی سه روز آینده،
‫برنامه‌های ضبط‌شدۀ قبلی رو پخش می‌کنیم.

223
00:15:47,905 --> 00:15:51,784
‫همۀ کارمندهای غیرضروری
‫بدون حقوق تعلیق می‌شن.

224
00:15:51,784 --> 00:15:55,829
‫اگه سوالی دارید،
‫از ستاره‌تون بپرسید.

225
00:16:07,800 --> 00:16:10,844
‫تا حالا توی خاندانـمون
‫یه هنرپیشه نداشتیم.

226
00:16:11,428 --> 00:16:13,347
‫پدرتون موهبتی در درونش داره.

227
00:16:13,347 --> 00:16:15,182
‫خب موهبت که نیست.

228
00:16:15,766 --> 00:16:18,268
‫من فقط کالبدی هستم
‫برای خداوندگار.

229
00:16:19,061 --> 00:16:20,813
‫دعا می‌خونید کشیش؟

230
00:16:20,813 --> 00:16:21,897
‫حتماً.

231
00:16:37,204 --> 00:16:40,040
‫ممکن بود کلاً
‫زندگیِ کاریم رو به خطر بندازی.

232
00:16:40,541 --> 00:16:42,710
‫حالم ازت به هم می‌خوره.
‫خیلی چندشی.

233
00:16:43,210 --> 00:16:46,296
‫و بخدا قسم اگه یه بار دیگه ببینم با یه پسری
‫هستی، خودم می‌کشمت!

234
00:16:46,296 --> 00:16:49,133
‫کافیه! دیگه خسته شدم!

235
00:16:50,634 --> 00:16:53,721
‫بعداً به حسابت می‌رسم.
‫حالا پاشو، باید به برنامه‌ـمون برسیم.

236
00:17:01,103 --> 00:17:03,105
‫حس می‌کنم تاریکی رو به رشده.

237
00:17:03,105 --> 00:17:05,858
‫و شیطانی در میان ماست.

238
00:17:08,402 --> 00:17:09,403
‫به اینجا بیا.

239
00:17:11,405 --> 00:17:15,034
‫یا روح‌القدس! روح‌القدس مرا رها ساز!

240
00:17:15,034 --> 00:17:16,869
‫روح این بچه را نجات ده!

241
00:17:19,413 --> 00:17:20,539
‫یا عیسی مسیح!

242
00:17:20,539 --> 00:17:25,294
‫الحمدالله! کار خدا حرف نداره.
‫خدا بخشنده‌ست.

243
00:17:44,021 --> 00:17:45,981
‫- ببخشید.
‫- متاسفم.

244
00:17:45,981 --> 00:17:50,778
‫وای الیزابت، خدای من.
‫باورم نمی‌شه تویی.

245
00:17:50,778 --> 00:17:52,863
‫گمونم از دیدنت شوکه شدم.

246
00:17:54,323 --> 00:17:56,241
‫حالت چطوره؟ هنوزم توی هیستینگزی؟

247
00:17:56,825 --> 00:17:59,161
‫نه، یکم بعد تو منم از اونجا رفتم.

248
00:17:59,161 --> 00:18:02,372
‫دنبال کار گشتم ولی
‫هنوز شغل مناسبی پیدا نکردم.

249
00:18:03,582 --> 00:18:06,043
‫از آخرین دیدارمون متنفرم.

250
00:18:06,877 --> 00:18:09,004
‫فکر کردم بهت زنگ بزنم‌ها،
‫ولی با خودم گفتم که خب...

251
00:18:09,004 --> 00:18:10,464
‫احتمالا ازم متنفری.

252
00:18:11,840 --> 00:18:14,635
‫هیستینگز جای خوبی برای
‫هیچکدوم از ما نبوده.

253
00:18:15,260 --> 00:18:18,472
‫ولی بهونۀ خوبی هم نیست، مگه نه؟

254
00:18:19,223 --> 00:18:23,185
‫در هر صورت، خیلی خوشحال شدم
‫وقتی دیدم که انقدر تو کارت موفقی و...

255
00:18:23,185 --> 00:18:25,437
‫می‌دونی، اونم بعد از همۀ قضایایی
‫که پشت‌سر گذاشتی.

256
00:18:27,064 --> 00:18:28,565
‫خب عادت که نمی‌شه کرد،
‫ولی ممنون.

257
00:18:29,983 --> 00:18:31,777
‫به هر حال، دخترم دیگه کم کم
‫از مدرسه به خونه برمی‌گرده.

258
00:18:31,777 --> 00:18:33,112
‫البته. برو. برو. برو.

259
00:18:35,823 --> 00:18:39,493
‫اگه بخوای به برنامم بیای،
‫می‌تونم بهت بلیط بدم.

260
00:18:40,494 --> 00:18:43,914
‫خیلی خوشحال می‌شم.
‫آره ممنون.

261
00:18:44,873 --> 00:18:45,707
‫باشه.

262
00:18:47,918 --> 00:18:48,961
‫خدافظ.

263
00:19:02,099 --> 00:19:03,642
‫بازم دنبال یتیم‌خونۀ پسرهایی؟

264
00:19:03,642 --> 00:19:05,853
‫نه، به بن‌بست خوردم.

265
00:19:06,687 --> 00:19:09,106
‫می‌شه لطفا کمکم کنید
‫تموم اسنادی که به کلوین اوانز

266
00:19:09,106 --> 00:19:11,275
‫مرتبط هست رو پیدا کنیم؟

267
00:19:11,275 --> 00:19:14,194
‫بررسی اطلاعات فردی
‫یکی از سخت‌ترین کارهاست.

268
00:19:14,695 --> 00:19:17,072
‫اگه به دردتون می‌خوره،
‫باید بگم که شیمیدانِ معروفی بوده.

269
00:19:18,073 --> 00:19:21,034
‫اسمش رو اینجا بنویس،
‫و دوباره چند روز دیگه یه سر بزن.

270
00:19:21,785 --> 00:19:23,120
‫ببینم چه کاری از دستم برمیاد.

271
00:19:24,538 --> 00:19:26,415
‫باورم نمیشه نمی‌خواد این کار رو بکنه.

272
00:19:26,415 --> 00:19:28,250
‫اگه اونقدری که بهش میدن رو به من می‌دادن،

273
00:19:28,250 --> 00:19:30,169
‫هر چی که می‌خواستن رو می‌گفتم.

274
00:19:33,005 --> 00:19:34,006
‫عذر می‌خوام.

275
00:19:41,054 --> 00:19:43,265
‫خب، نمایش جانی چطور بود؟

276
00:19:43,891 --> 00:19:45,142
‫خیلی مطمئن نیستم.

277
00:19:46,435 --> 00:19:47,769
‫باید می‌ذاشتمش پیش خواهرم.

278
00:19:47,769 --> 00:19:49,980
‫و خودم واسه جبران خسارات این هفته

279
00:19:49,980 --> 00:19:51,440
‫اینجا رو جارو می‌زدم.

280
00:19:53,275 --> 00:19:56,820
‫خیلی متاسفم.
‫ نمی‌دونستم فیل قرار بود همچین کاری کنه.

281
00:19:57,988 --> 00:19:59,907
‫این تصمیم‌ها رو بالا سری‌های من باید بگیرن.

282
00:20:04,494 --> 00:20:07,247
‫ولی شاید بهتر باشه دفعه‌ی بعدی که
خواستی ‫بزنی تو دک و پوز یارو،

283
00:20:07,915 --> 00:20:10,626
‫به آدم‌هایی فکر کنی که
‫شاید واقعاً به اون پول نیاز داشته باشن.

284
00:20:12,169 --> 00:20:13,170
‫ببخشید.

285
00:20:22,596 --> 00:20:25,724
‫برنامه‌ی امشب نسبت به شب‌های دیگه،
‫یم مقدار متفاوت شروع میشه.

286
00:20:26,475 --> 00:20:27,476
‫به دوربین بی نگاه کن.

287
00:20:28,810 --> 00:20:36,318
‫مفتخرم که همکاری جدیدمون با
‫[ عصرانۀ ساعت
سوئیفت اند کریسپ ]
‫شرکت سوئیفت اند کریسپ اعلام کنم.

288
00:20:36,318 --> 00:20:41,198
‫برند برگزیدۀ مردم آمریکا و
‫البته بنده در روغن شیرینی.

289
00:20:43,075 --> 00:20:45,452
‫خب برنامه رو شروع می‌کنیم،
‫ قصد دارم صدف خوراکی درست کنم.

290
00:20:45,452 --> 00:20:47,454
‫دستور پخت خودم از صدف راکفلر که

291
00:20:47,454 --> 00:20:50,999
‫با تنها سلاح مخفی پخت و پزم،

292
00:20:50,999 --> 00:20:53,502
‫یعنی سویفت اند کریسپ آماده میشه.

293
00:21:03,428 --> 00:21:06,473
‫و این بود خوراک صدف.

294
00:21:09,726 --> 00:21:11,687
‫انگار وقت برای چند تا سوال داریم.

295
00:21:16,191 --> 00:21:18,110
‫من می‌‌خوام وزن کم کنم.

296
00:21:18,110 --> 00:21:21,238
‫آیا سوئیفت اند کریسپ راز لاغری شما هم هست؟

297
00:21:21,822 --> 00:21:25,909
‫نه. وزن من احتمالاً به خاطر ژنتیکـه.
‫و خب استرس.

298
00:21:25,909 --> 00:21:28,537
‫آیا قبل از خوابیدن مرطوب‌کننده می‌زنید
‫ یا اول صبح؟

299
00:21:28,537 --> 00:21:31,164
‫هیچ جایگزینی برای روغن طبیعی نیست.

300
00:21:32,499 --> 00:21:33,792
‫خیلی سوال دارید.

301
00:21:33,834 --> 00:21:35,711
‫و اون سوال و جواب، هوشمندانه بود.

302
00:21:35,711 --> 00:21:38,964
‫یه چند تا نظر دارم، نظر‌های کوچیک،
‫اگه امکان پاسخگویی داری.

303
00:21:38,964 --> 00:21:40,048
‫بفرمایید.

304
00:21:40,549 --> 00:21:43,468
‫لازم نیست همه سوال‌ها رو جواب بدی. همین.

305
00:21:44,177 --> 00:21:46,013
‫ولی خب این هدف سوال و جواب رو زیر سوال می‌بره.

306
00:21:46,513 --> 00:21:48,223
‫سوال جواب توی برنامه‌ی خودتـه.

307
00:21:48,223 --> 00:21:50,559
‫باید به یکی بگی که سوال‌ها رو
‫زودتر از یه فیلتری رد کنـه.

308
00:21:50,559 --> 00:21:52,769
‫که دیگه درباره‌ی روتین مرطوب‌کننده زدنت
‫ازت سوال نپرسن.

309
00:21:52,769 --> 00:21:54,938
‫این نکته‌ها رو می‌تونن از
‫ مجله‌ی «روزمرگی‌های زنانه» یاد بگیرن.

310
00:21:54,938 --> 00:21:57,399
‫و رک بگم حداقل من برای
‫ ترفند‌های زیبایی، پیش تو نمیام.

311
00:21:57,399 --> 00:21:59,192
‫ولی خب من چه بدونم؟

312
00:21:59,192 --> 00:22:02,112
‫بازم ممنون برای بلیط.
‫خیلی خوش گذشت.

313
00:22:05,574 --> 00:22:08,785
‫فرن. گفتی دنبال کاری؟

314
00:22:09,828 --> 00:22:10,912
‫یه لحظه وقت داری؟

315
00:22:11,705 --> 00:22:16,335
‫والتر، می‌خوام با رئیس خدمه‌ی جدیدم،
‫فرن فرسک آشنا بشی.

316
00:22:17,961 --> 00:22:21,006
‫- سلام.
‫- سلام. اینجا یکم بهم‌ریخته‌ست.

317
00:22:21,006 --> 00:22:23,592
‫اوه، خب آره، اداره‌ست دیگه.

318
00:22:23,592 --> 00:22:26,636
‫خب بیشتر افراد بیشتر وقت‌شون رو
‫با همکاراشون سپری می‌کنن تا با خانواده.

319
00:22:26,678 --> 00:22:29,348
‫پس نباید جو گرم و دلپذیرتر باشه؟

320
00:22:30,515 --> 00:22:31,808
‫شما دو تا فامیل‌ید؟

321
00:22:34,603 --> 00:22:35,437
‫جون، میشه...

322
00:22:35,437 --> 00:22:36,563
‫- جون کمکت می‌کنه.
‫- آره.

323
00:22:36,563 --> 00:22:37,689
‫- سلام.
‫- چرا شما با هم...

324
00:22:37,689 --> 00:22:39,524
‫- از آشنایی باهات خوش‌بختم.
‫- ببین می‌تونه کمکت...

325
00:22:42,694 --> 00:22:43,695
‫والتر؟

326
00:22:46,490 --> 00:22:49,034
‫چیزی شده؟ خیلی عرق کردی.

327
00:22:49,034 --> 00:22:54,039
‫نه، چیزی نیست. من- من- تو چطوری؟

328
00:22:54,539 --> 00:22:59,169
...‫می‌دونم کاری که کردی
‫کار سختی بود.

329
00:22:59,920 --> 00:23:01,088
‫زجرآور بود.

330
00:23:01,588 --> 00:23:04,800
‫خب، از همین معلومه که
‫داری توی صنعت برنامه‌های تلویزیونی موفق میشی.

331
00:23:08,553 --> 00:23:10,639
‫کار درستی رو کردی الیزابت.

332
00:23:13,183 --> 00:23:15,602
‫انتخاب بین بد و بدتر بود.
‫ولی بازم انتخابِ بد، بده.

333
00:23:27,906 --> 00:23:30,867
‫چندین گزارش خبری و
‫ یه اخطاریه عمومی توقف فعالیت

334
00:23:30,867 --> 00:23:33,328
‫به اسم کلوین اوانز توی مدارک بود.

335
00:23:33,829 --> 00:23:36,623
‫ولی همش همین بود.
‫ببخشید که نتونستم کمک بیشتری بکنم.

336
00:23:37,666 --> 00:23:40,836
‫صبر کن. همینـه.

337
00:23:41,920 --> 00:23:43,672
‫باید به لیندا و جونیور بگم.

338
00:23:44,589 --> 00:23:46,174
‫بیدار شید خانم واترهاوس.

339
00:23:46,174 --> 00:23:48,385
‫- وقت رفتنـه.
‫- خدای من.

340
00:23:49,761 --> 00:23:51,596
‫[ دفتر حقوقی هالیس، موریسون و داگلاس ]
‫[ اخطاریه توقف فعالیت ]

341
00:23:51,596 --> 00:23:53,598
‫دفتر حقوقی هالیس، موریسون و داگلاس.

342
00:23:54,182 --> 00:23:55,600
‫یک لحظه. بذارید امتحان کنم.

343
00:24:00,897 --> 00:24:02,691
‫و مشکل اصلی همینـه.

344
00:24:02,691 --> 00:24:05,652
 ‫مسئولان راه و ترابری بهمون این نقشه رو دادن که

345
00:24:05,652 --> 00:24:09,531
‫سعی کنن بهمون بگن،
‫ساخت آزادراه در محله‌ی آدامز غربی،

346
00:24:09,531 --> 00:24:11,616
‫مفیدتر واقع میشه.

347
00:24:11,616 --> 00:24:12,617
‫ولی در واقعیت،

348
00:24:12,617 --> 00:24:15,871
‫- هرکس به این نقشه نگاه کنه...
‫- سلام جناب.

349
00:24:21,001 --> 00:24:22,210
‫[ اوانز، کلوین ]

350
00:24:22,252 --> 00:24:23,628
‫- پیداش کردم.
‫- بذار ببینم.

351
00:24:24,337 --> 00:24:26,756
‫جونیور فکر نمی‌‌کنی مد اول باید ببینتش؟

352
00:24:28,508 --> 00:24:29,509
‫بریم.

353
00:24:34,556 --> 00:24:37,684
‫لیندا و چارلز اسلون جونیور،
‫بهتره همونجا که هستید بمونید.

354
00:24:42,606 --> 00:24:44,024
‫کارتون رو توضیح بدید.

355
00:24:47,027 --> 00:24:50,572
‫اگه مد درباره‌ی کلوین سوال داشت،
‫چرا ازم نپرسید؟

356
00:24:51,072 --> 00:24:54,451
‫چه جوابی می‌خوای؟
‫گُنگ، حمایت‌کننده یا صادقانـه؟

357
00:24:55,619 --> 00:24:56,995
‫احتمالاً ازت نپرسیده چون...

358
00:24:56,995 --> 00:24:59,247
‫می‌دونه دوست نداری درباره‌ش حرف بزنی.

359
00:24:59,247 --> 00:25:02,459
‫من از وقتی که بچه بوده
‫باهاش درباره‌ی کلوین صحبت می‌کردم.

360
00:25:03,627 --> 00:25:05,295
‫ولی دیگه بچه نیست.

361
00:25:10,008 --> 00:25:11,218
‫خدا، چقدر خستم.

362
00:25:12,052 --> 00:25:14,137
‫چارلی اومد تو اعتراضات؟

363
00:25:15,597 --> 00:25:16,515
‫نه کاملاً.

364
00:25:16,515 --> 00:25:22,187
‫ولی الان رسماً یه فراخوان داریم.

365
00:25:22,187 --> 00:25:24,481
‫می‌تونی اینا رو توی استودیو پخش کنی؟

366
00:25:24,481 --> 00:25:27,359
‫[ با آزادراه مبارزه کنید
‫ترافیک را تمام کنید، تحصنی صلح آمیز ]

367
00:25:29,152 --> 00:25:32,239
‫هریت من نمی‌تونم بیام تو اعتراضات.
‫خیلی متاسفم.

368
00:25:33,114 --> 00:25:36,117
‫می‌دونی میومدم. اگه می‌تونستم میومدم.

369
00:25:39,829 --> 00:25:40,956
‫بازم همین شکلی شد.

370
00:25:40,956 --> 00:25:44,042
‫به خاطر استودیوئـه.
‫فقط من رو توبیخ نکردن.

371
00:25:44,042 --> 00:25:46,336
‫همه‌ رو توبیخ کردن.
‫و دوباره هم می‌کنن.

372
00:25:46,336 --> 00:25:48,171
‫ولی نگران نباش. برات جبران می‌کنم.

373
00:25:48,171 --> 00:25:49,256
‫خدای من.

374
00:25:50,465 --> 00:25:52,551
‫موضوع من نیستم. موضوع...

375
00:25:54,553 --> 00:25:57,889
‫موضوع الیزابت و هریت نیستن.

376
00:26:02,978 --> 00:26:06,898
‫این اعتراضات برای تمام مردم این کشوره که
‫دارن تلاش می‌کنن دیده بشن.

377
00:26:06,898 --> 00:26:09,067
‫التماس می‌کنن که
‫ با احترام باهاشون برخورد بشه.

378
00:26:10,235 --> 00:26:13,071
‫همیشه درباره‌ی چیزایی صحبت می‌کنی که
‫باعث پیشرفت نکردن زن‌ها میشه.

379
00:26:13,071 --> 00:26:14,406
‫ولی این چیز‌ا شامل کی میشه؟

380
00:26:14,990 --> 00:26:16,741
‫اخیراً به حضار برنامه‌ت نگاه کردی؟

381
00:26:17,325 --> 00:26:20,328
‫من دارم به اندازه‌ی خودم تلاش می‌کنم.

382
00:26:20,328 --> 00:26:24,708
‫ولی تو...
‫تو چیزی داری که تقریباً هیچکس نداره.

383
00:26:25,500 --> 00:26:29,045
‫تو یه سکو و جایگاه داری.
‫حرف‌هایی که می‌زنی مهم‌ن.

384
00:26:30,797 --> 00:26:32,966
‫و حرف‌هایی که نمی‌زنی هم
‫همونقدر مهم‌ن.

385
00:26:35,218 --> 00:26:36,595
‫می‌خوای برام جبران کنی؟

386
00:26:37,387 --> 00:26:39,639
‫به این فکر کن که چه جور آدمی می‌خوای باشی.

387
00:26:59,451 --> 00:27:00,910
‫همونجا که هستی بمون.

388
00:27:11,921 --> 00:27:12,922
‫کافیت بود؟

389
00:27:14,633 --> 00:27:15,842
‫قراره چی‌کار کنیم ها؟

390
00:27:16,635 --> 00:27:18,803
‫بسِ‌ت شد هرچقد آبروی این خانواده رو بردی؟

391
00:27:19,387 --> 00:27:20,555
‫بله جناب.

392
00:27:20,555 --> 00:27:21,931
‫فکر کنم هنوز نشده.

393
00:27:21,931 --> 00:27:24,309
‫نه، بابا، خواهش می‌کنم.
‫نه، بابا، خواهش می‌کنم!

394
00:27:24,309 --> 00:27:27,729
‫بابا! بابا، خواهش می‌کنم!

395
00:27:28,313 --> 00:27:33,526
‫بابا، خواهش می‌کنم! تو رو خدا!
‫تو رو خدا بابا. بابا خواهش می‌کنم.

396
00:27:39,699 --> 00:27:40,617
‫خدای من!

397
00:27:41,993 --> 00:27:42,827
‫اوه خدا...

398
00:27:42,827 --> 00:27:45,163
‫جان. نه. نه.

399
00:27:49,668 --> 00:27:52,379
‫نه. جان.

400
00:27:55,090 --> 00:27:55,924
‫بابا؟

401
00:27:56,925 --> 00:27:58,093
‫بابا چی‌شد؟

402
00:27:59,761 --> 00:28:00,970
‫تصمیمش رو گرفت.

403
00:28:06,351 --> 00:28:11,022
‫فکر می‌کنم تو دروغ زندگی کردن،
‫از درون آدم رو می‌خوره.

404
00:28:13,775 --> 00:28:15,276
‫و جهنم هم...

405
00:28:18,113 --> 00:28:19,614
‫احتمالاً چیزی شبیه اینـه.

406
00:28:29,541 --> 00:28:33,336
‫الیزابت، بیا به جیمیسون از
‫شرکت سوئیفت اند کریسپ سلام کن.

407
00:28:33,837 --> 00:28:37,590
‫بدون دخترمون نمی‌تونستیم انجامش بدیم.
‫و این تازه شروع کاره.

408
00:28:37,590 --> 00:28:41,886
‫خیلی‌خب، مستقر شید افراد.
‫مستقر شید!

409
00:28:42,387 --> 00:28:46,641
‫با شمارش من، 5، 4، 3... 2، 1.

410
00:28:49,310 --> 00:28:50,437
‫قبل این‌که شروع کنیم،

411
00:28:50,437 --> 00:28:53,440
‫دوست دارم تغییری در برنامه‌ی
‫عصرانۀ ساعت 6 اعلام کنم.

412
00:28:57,652 --> 00:29:00,947
‫دوشنبه‌ی بعدی، قراره به جای برنامه‌ای جدید،
‫تکرار برنامه‌‌های قبل رو داشته باشیم.

413
00:29:03,074 --> 00:29:05,785
‫من اینجا با شما نخواهم بود،

414
00:29:05,785 --> 00:29:09,038
‫چون قراره به اعتراضی صلح‌آمیز
‫ در خصوص ساخت آزاد‌راه بپیوندم.

415
00:29:09,038 --> 00:29:12,959
‫آزادراهی که تهدیدی برای تخریب
‫یک جامعه‌ی برجسته و شکوفا از رنگین پوستان است.

416
00:29:12,959 --> 00:29:15,044
‫این چه کوفتیـه والتر؟

417
00:29:19,382 --> 00:29:22,302
‫پس در اتحاد با هزاران فرد دیگه که

418
00:29:22,302 --> 00:29:25,430
‫قراره صلح‌آمیز برای حقوق‌شان اعتراض کنند،
‫من با شما خواهم بود.

419
00:29:26,431 --> 00:29:28,224
‫اد، میشه دوربین رو بیاری نزدیک‌تر؟

420
00:29:29,017 --> 00:29:31,352
‫اون دوربین رو تکون نده.

421
00:29:33,938 --> 00:29:34,939
‫اد، برو نزدیک.

422
00:29:35,440 --> 00:29:36,941
‫عقلت رو از دست دادی؟

423
00:29:43,323 --> 00:29:46,868
‫امیدوارم که به من ملحق شید.
‫و حالا برنامه رو شروع می‌‌کنیم.

424
00:29:49,412 --> 00:29:50,497
‫تبریک میگم.

425
00:29:50,497 --> 00:29:52,373
‫- خیلی‌خب.
‫- ستاره‌تون همین الان

426
00:29:52,373 --> 00:29:55,126
‫- آفتابه رو گرفت روی حرفه‌ی جفت‌تون.
‫- خب، برای برنامه‌ی امروز،

427
00:29:55,126 --> 00:29:57,212
‫قراره دنده‌ی خوک با
‫ ادویه‌ی روباه خشک درست کنیم.

428
00:29:58,213 --> 00:30:01,132
‫دقت کنید که چطور مزه‌ها ترکیب میشن،
‫با این حال ماهیت جدا دارن.

429
00:30:12,811 --> 00:30:14,687
‫چهار روز توبیخی.

430
00:30:16,189 --> 00:30:17,440
‫22،300 دلار.

431
00:30:19,275 --> 00:30:20,443
‫ببخشید، چی گفتی؟

432
00:30:20,443 --> 00:30:23,321
‫دقیقاً مقداریه که 4 روز توبیخ برات آب می‌خوره.

433
00:30:23,822 --> 00:30:26,157
‫و حالا که با شرکت سوئیفت اند کریسپ
‫ قرارداد داریم.

434
00:30:26,157 --> 00:30:28,326
 برای برنامه‌ی تکراری هم ‫تبلیغ نمی‌تونی بذاری.

435
00:30:28,618 --> 00:30:30,829
‫در کنارش دقیقاً می‌دونم چقدر
‫برای من هزینه داره که

436
00:30:30,829 --> 00:30:35,625
‫دستمزد تمام خدمه رو برای 4 روز،
‫6 روز، یا حتی یک ماه بدم.

437
00:30:36,626 --> 00:30:37,877
‫ولی تو اونقدر‌ها دووم نمیاری.

438
00:30:37,877 --> 00:30:40,421
‫تا اون موقع دیگه سود و
‫ زیان استودیو منفی میشه.

439
00:30:40,421 --> 00:30:42,340
‫البته اگه تحقیقاتم درست باشه.

440
00:30:42,340 --> 00:30:45,176
‫- گوش کن، تو نمی‌تونی...
‫- پس راحت باش توبیخم کن.

441
00:30:45,677 --> 00:30:48,721
‫من به اندازه‌ی تو ضررش رو حس نمی‌‌کنم.

442
00:30:57,230 --> 00:31:01,985
‫خانه‌هایمان را نجات دهید!
‫با آزادراه مبارزه کنید!

443
00:31:15,832 --> 00:31:18,793
‫- با آزادراه مبارزه کنید!
‫- خانه‌هایمان را نجات دهید!

444
00:31:18,793 --> 00:31:27,552
‫- خانه‌هایمان را نجات دهید!
‫- با آزادراه مبارزه کنید!

445
00:31:44,319 --> 00:31:46,195
‫این تجمع غیر قانونیـه.

446
00:31:49,324 --> 00:31:52,660
‫متفرق شید وگرنه قانون رو زیر پا گذاشتید.

447
00:31:53,995 --> 00:31:55,204
‫قوی بمونید.

448
00:32:13,056 --> 00:32:14,933
‫فوراً متفرق شید.

449
00:32:48,883 --> 00:32:49,884
‫ببرین‌شون!

450
00:32:53,429 --> 00:32:56,432
‫- خیلی‌خب.
‫- بهش دست نزن.

451
00:32:57,517 --> 00:32:59,060
‫بلند شو. برو اون ور.

452
00:32:59,060 --> 00:33:00,687
‫هی، بهش دست نزن!

453
00:33:01,187 --> 00:33:03,439
‫سنفورد! سنفورد!

454
00:33:09,028 --> 00:33:10,822
‫کاری نکرده.

455
00:33:12,991 --> 00:33:14,909
‫ما فقط می‌خوایم تو خونه‌مون بمونیم.

456
00:33:15,535 --> 00:33:16,953
‫ما فقط می‌خوایم تو خونه‌مون...

457
00:33:21,874 --> 00:33:23,584
‫خواهش می‌کنم.

458
00:33:25,086 --> 00:33:26,713
‫بیا اینجا ببینم. یالا.

459
00:33:26,713 --> 00:33:27,714
‫تو عوضی. بیا اینجا.

460
00:33:27,714 --> 00:33:30,717
‫- می‌خوایم تو خونه‌مون بمونیم!
‫- یالا. بیا بریم.

461
00:33:30,717 --> 00:33:33,136
‫- یالا.
‫- وای، نه.

462
00:33:34,137 --> 00:33:36,014
‫هی! این یکی.

463
00:33:36,973 --> 00:33:40,727
‫- اونو ببرید.
‫- یالا. یالا.

464
00:34:24,312 --> 00:34:26,481
‫وقتی بیرون بازداشتگاه نشسته بودم...

465
00:34:30,234 --> 00:34:35,948
‫داشتم فکر می‌کردم اگه جای سنفورد،
‫با تو خشن رفتار می‌کردن چی میشد.

466
00:34:35,948 --> 00:34:37,784
‫- ولی نکردن.
‫- ولی ممکن بود.

467
00:34:40,703 --> 00:34:44,207
‫اعتراض بعدی چی؟ تحصن بعدی؟

468
00:34:47,543 --> 00:34:51,130
‫نگران کارمم آره مشخصاً.

469
00:34:53,341 --> 00:34:56,344
‫برای این زندگی که ساختیم خیلی تلاش کردیم.

470
00:34:58,179 --> 00:35:04,018
‫هر خوشحالی و موفقیتی که
‫می‌تونیم بدست بیاریم رو لایق‌شیم.

471
00:35:05,269 --> 00:35:06,896
‫و این‌که می‌تونیم به مردم چیزی ببخشیم.

472
00:35:08,981 --> 00:35:13,402
‫ولی اینا چه فایده دارن وقتی تو اینجا نباشی؟

473
00:35:16,531 --> 00:35:22,370
‫«او باید یک نهان...بین، نهان‌بین باشه.»

474
00:35:25,790 --> 00:35:26,791
‫آره. دقیقاً.

475
00:35:27,792 --> 00:35:29,210
‫میشه تو بخونی؟

476
00:35:32,255 --> 00:35:33,256
‫می‌تونم.

477
00:35:36,843 --> 00:35:38,803
‫ولی دوست دارم باهات
‫ درباره‌ی یه چیزی صحبت کنم.

478
00:35:39,887 --> 00:35:42,807
‫کار من اینـه که از تو در مقابل هرچیزی که
‫ممکنه بهت آسیب بزنه محافظت کنم.

479
00:35:43,432 --> 00:35:47,520
‫ولی ازت درمقابل احساساتت یا
‫احساسات خودم نمی‌تونم محافظت کنم.

480
00:35:48,855 --> 00:35:51,941
‫پس، باید بگم...

481
00:35:55,695 --> 00:35:59,574
‫دلم برای پدرت تنگ شده.

482
00:36:01,868 --> 00:36:06,372
‫اینقدر دلم براش تنگ شده که
‫بعضی وقت‌ها صحبت کردن برام سختـه.

483
00:36:08,040 --> 00:36:12,795
‫ولی از تو دارم یاد می‌گیرم که
‫صحبت نکردن درباره‌ی آدم‌هایی که

484
00:36:12,795 --> 00:36:14,338
‫دلتنگ‌شونیم، حال‌مون رو بهتر نمی‌‌کنه.

485
00:36:15,047 --> 00:36:16,757
‫فکر کنم... فکر کنم بدتر هم می‌کنه.

486
00:36:18,426 --> 00:36:20,219
‫ببخشید دروغ گفتم مامان.

487
00:36:22,638 --> 00:36:24,932
‫اشکال نداره خرگوشک. اشکال نداره.

488
00:36:28,978 --> 00:36:33,858
‫یادته قبلاً درباره‌ی مبنای زندگی تحقیق می‌کردی؟

489
00:36:35,818 --> 00:36:39,405
‫منم می‌خواستم این کار رو بکنم، ولی برای خودم.

490
00:36:41,240 --> 00:36:45,161
‫می‌خوام نازیس-

491
00:36:46,746 --> 00:36:48,456
‫نازست-

492
00:36:48,456 --> 00:36:49,957
‫نازیست‌زاییت رو بدونی؟

493
00:36:57,173 --> 00:37:00,384
‫اگه حس می‌کنی آماده‌ای،
‫می‌خوای نشونم بدی چی فهمیدی درباره‌ی پدرت؟

494
00:37:03,262 --> 00:37:05,014
‫خیلی خوشحال میشم.

495
00:37:20,947 --> 00:37:22,865
‫این جوریه که بابا رو یادمـه.

496
00:37:27,161 --> 00:37:29,705
‫این مجله رو توی اتاق مطالعه‌ی بابا پیدا کردم.

497
00:37:29,705 --> 00:37:32,291
‫بعضی وقت‌ها قبل خواب می‌خونمش.

498
00:37:33,251 --> 00:37:34,252
‫یه لحظه وایسا.

499
00:37:46,722 --> 00:37:50,184
‫من وقتی سن تو بودم دایی جانت رو
‫اینجوری به یاد می‌اوردم.

500
00:38:00,027 --> 00:38:01,070
‫پوست پسته.

501
00:38:01,988 --> 00:38:03,239
‫چرا؟

502
00:38:04,865 --> 00:38:08,160
‫من و دایی جانت، قبلاً آتیش‌شون می‌زدیم.

503
00:38:12,206 --> 00:38:16,127
‫مد، نشونم میدی دیگه چیا پیدا کردی؟

504
00:38:17,128 --> 00:38:19,839
‫این اسباب‌بازی کوچولو رو
‫توی یکی از کشو‌های میزش پیدا کردم.

505
00:38:19,839 --> 00:38:21,048
‫اینو قبلاً ندیده بودم.

506
00:38:21,048 --> 00:38:24,176
‫باید سعی کنی توپ رو
‫بندازی تو اون سوراخ کوچولو.

507
00:38:25,177 --> 00:38:26,929
‫راحت نیست.

508
00:38:26,929 --> 00:38:30,308
‫- تو می‌تونی.
‫- ویکلی، پرونده هنوز بازه.

509
00:38:34,145 --> 00:38:35,146
‫بخونش.

510
00:38:35,730 --> 00:38:38,733
‫لیندا و جونیور این نامه‌ها رو
‫از اداره‌ی مامان‌شون دزدیدن.

511
00:38:39,317 --> 00:38:42,653
‫اکثراً از بابام درخواست پول دارن.
‫به جز این آدمـه.

512
00:38:42,653 --> 00:38:44,613
‫یه نفره که اسمش ایوری پارکره.

513
00:38:45,698 --> 00:38:48,868
‫تا اونجا که نوشته سینت لوک تو مودستو بخون.

514
00:38:48,868 --> 00:38:51,912
‫این یارو چطور می‌تونه درباره سینت لوک بدونه.

515
00:38:56,125 --> 00:39:00,004
‫[ آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگز
‫برسد به دست کلوین اوانز ]

516
00:39:02,381 --> 00:39:03,382
‫مد...

517
00:39:06,385 --> 00:39:07,595
‫پدرت کلوین اوانزه؟
