﻿1
00:00:13,555 --> 00:00:15,890
‫[ یتیم‌خانه‌ی پسران سنت لوک ]

2
00:00:32,991 --> 00:00:35,910
‫بار چندمتـه؟ از خاک و خل بیرون بیا.

3
00:00:36,411 --> 00:00:37,495
‫ببخشید خواهر.

4
00:00:41,875 --> 00:00:45,962
‫یه روزی کنجکاویت تو رو به مسیری می‌کشونه که
‫دیگه نمی‌تونی ازش خارج بشی.

5
00:00:55,638 --> 00:00:58,641
‫«و به هنگام شب در آنی خواهی مرد.

6
00:00:59,809 --> 00:01:05,398
‫چشمانش بر منش انسان‌های فانیست.
‫تمام قدم‌هایشان را می‌بیند.»

7
00:01:07,442 --> 00:01:11,571
‫و این یک امتیاز منفی برای دیر اومدن
‫ کلوین اونز.

8
00:01:13,865 --> 00:01:16,201
‫خب، کجا بودیم؟

9
00:01:16,201 --> 00:01:17,744
‫«هیچ سایه‌ی عمیقی نیست،

10
00:01:17,744 --> 00:01:20,830
‫هیچ تاریکی مطلقی که
‫بدکاران بتوانند در آن مخفی شوند.

11
00:01:20,830 --> 00:01:24,292
‫خداوند نیازی به بررسی بیشتر انسان‌ها ندارد، که
‫[ درس انجیل ]
‫[ جزوه‌ی شیمی ]

12
00:01:24,292 --> 00:01:26,753
‫ آن‌ها برای قضاوت نزد او خواهند آمد.»

13
00:01:27,796 --> 00:01:29,422
‫لطفاً به تخته نگاه کنید.

14
00:01:29,422 --> 00:01:33,968
‫در آیه آمده که «خداوند خالق همه‌چیز است.»

15
00:01:34,552 --> 00:01:36,262
‫ببخشید مزاحم کلاس می‌شیم خواهر بث ان.

16
00:01:37,055 --> 00:01:38,056
‫بچه‌ها.

17
00:01:38,056 --> 00:01:40,600
‫همین الان جلسه‌مون با اسقف تموم شد.

18
00:01:40,600 --> 00:01:42,936
‫آقا و خانم اسمیت آماده‌ن که ببرنش خونه.

19
00:01:42,936 --> 00:01:43,895
‫جرمایا،

20
00:01:43,895 --> 00:01:47,816
‫دو تا آدم خاص دوباره اومدن که ببیننت.

21
00:01:52,445 --> 00:01:53,530
‫سلام کن.

22
00:01:53,530 --> 00:01:56,491
‫جرمایا. سلام. بیا بیرون قدم بزنیم.

23
00:01:56,491 --> 00:01:57,575
‫- ممنونم.
‫- رحمت خدا بر شما.

24
00:02:00,245 --> 00:02:01,830
‫به انجیل‌هاتون نگاه کنید.

25
00:02:08,586 --> 00:02:11,840
‫«خداوند خالق همه‌چیز است.»

26
00:03:14,736 --> 00:03:17,238
‫« درس‌های شیمی »
‫« فصل اول: قسمت هفتم »

27
00:03:27,665 --> 00:03:30,168
‫[ ستون‌های امید، شمع عبادت ]
‫خیلی‌خب پسرا. پرش کنید.

28
00:03:34,964 --> 00:03:36,382
‫همین سفارش برای هفته‌ی بعد؟

29
00:03:36,382 --> 00:03:38,885
‫اگه بتونید کار رو دوبرابر کنید،
‫مطمئن میشم براتون بصرفه باشه.

30
00:03:38,885 --> 00:03:39,886
‫ممنونم.

31
00:03:40,845 --> 00:03:43,723
‫مراقب باش. شیشه رو نریزی.
‫اسقف ما رو می‌کشه.

32
00:03:45,475 --> 00:03:47,435
‫- هی، یه ظرف خالی دیگه بده.
‫- باشه.

33
00:03:48,394 --> 00:03:49,395
‫اینو به عنوان صافی استفاده کن.

34
00:03:50,271 --> 00:03:51,731
‫بطری‌ها رو وقتی پر شدن می‌ذاریم اونجا.

35
00:03:54,692 --> 00:03:57,195
‫اوه، کلوین. اینجایی.

36
00:03:57,695 --> 00:04:00,531
‫همه از کاری که این پایین می‌کنی
‫حسابی خوش‌شون اومده.

37
00:04:01,282 --> 00:04:03,326
‫فکر می‌کنم وقتشه که تولید رو زیاد کنیم.

38
00:04:03,326 --> 00:04:04,494
‫نشانگر دمائـه که اوردین؟

39
00:04:04,494 --> 00:04:05,828
‫آره، همون که گفتی.

40
00:04:06,496 --> 00:04:07,455
‫عالیـه.

41
00:04:08,414 --> 00:04:10,124
‫خب، دیگه چی می‌خوای؟

42
00:04:13,544 --> 00:04:15,255
‫اونو بذار اینجا. مراقب باش.

43
00:04:17,090 --> 00:04:18,633
‫از دستت درش بیار.

44
00:04:44,909 --> 00:04:46,536
‫بذارش روی اجاق دومی.

45
00:04:53,835 --> 00:04:56,462
‫- داریم جا کم میاریم.
‫- آره، جعبه‌های بیشتری می‌خوایم.

46
00:05:02,510 --> 00:05:04,929
‫- لعنتی، لیموزینـه!
‫- با ادب باش.

47
00:05:08,349 --> 00:05:09,475
‫کادیلاکـه!

48
00:05:10,268 --> 00:05:13,604
‫شرط می‌بندم بازیکن حرفه‌ای بیسبالـه
‫یا ستاره‌ی سینما‌.

49
00:05:30,705 --> 00:05:31,998
‫فکر می‌کنی برای چی اینجاست؟

50
00:05:32,582 --> 00:05:35,126
‫خودت رو گول نزن.
‫شرط می‌بندم به خاطر من اومده.

51
00:05:35,126 --> 00:05:36,461
‫تو خواب ببینی.

52
00:06:16,084 --> 00:06:17,085
‫کلوین.

53
00:06:21,506 --> 00:06:25,593
‫کلوین، می‌خواستم چند لحظه وقت بذاریم که
‫در مورد آینده‌ت صحبت کنیم.

54
00:06:25,593 --> 00:06:28,846
‫تو برای من خیلی با ارزش شدی و
‫به خاطر این باید پاداش بگیری.

55
00:06:29,389 --> 00:06:32,850
‫برای همینـه که از
‫ بار کار‌های روزانه آزادت می‌کنم.

56
00:06:35,895 --> 00:06:36,896
‫چیزی شده؟

57
00:06:40,024 --> 00:06:41,776
‫اون مردی که امروز اومد کی بود؟

58
00:06:42,860 --> 00:06:47,115
‫حس می‌کردم که به خاطر من اومده.

59
00:06:48,991 --> 00:06:51,744
‫تو باعث شدی که بیاد اینجا.

60
00:06:51,744 --> 00:06:55,373
‫می‌دونستم. اون پدرمـه، مگه نه؟

61
00:06:55,373 --> 00:06:56,416
‫متاسفم کلوین.

62
00:06:58,126 --> 00:07:01,129
‫همه‌چی رو درباره‌ت بهش گفتم و اون دیدت.

63
00:07:03,256 --> 00:07:04,465
‫ولی تو رو نمی‌خواد.

64
00:07:06,843 --> 00:07:08,010
‫ببخشید کلوین.

65
00:07:09,720 --> 00:07:12,515
‫ولی اگه باهاش حرف بزنم چی؟

66
00:07:12,515 --> 00:07:13,724
‫- می‌فهمه که من...
‫- نه.

67
00:07:14,642 --> 00:07:17,353
‫ببین، برای من با ارزش‌تر از اینی که

68
00:07:18,020 --> 00:07:23,109
‫بذارم پیش اون آدم‌های خودخواه و سنگ‌دل باشی.

69
00:07:24,986 --> 00:07:28,739
‫همین که خرابی اون‌ها رو در درونت داری،
‫به اندازه‌ی کافی بد هست.

70
00:07:29,574 --> 00:07:31,117
‫این که بارش رو قراره به دوش می‌کشی.

71
00:07:31,117 --> 00:07:33,911
‫مهم نیست که چقدر کارت خوب باشه،
‫یا این‌که چقدر سخت تلاش کنی.

72
00:07:47,091 --> 00:07:49,844
‫سعی کنید طبیعی ولی برجسته باشید.

73
00:07:49,844 --> 00:07:51,596
‫چقدر قراره طول بکشه؟

74
00:07:51,596 --> 00:07:53,139
‫خوب نمیشه یکی با کل آزمایشگاه بگیریم؟

75
00:07:53,139 --> 00:07:55,725
‫تو فقط کاری کن که جلوی اون عوضی ها

76
00:07:55,725 --> 00:07:58,311
‫تو تیم جی‌پی‌ال مدال تنیس بگیریم.

77
00:07:59,020 --> 00:08:01,189
‫- بذار دکتر اونز کارش رو بکنـه.
‫- چشم جناب.

78
00:08:01,189 --> 00:08:03,941
‫سیم‌های اون دستگاه الکتروفورز جابه‌جاست.

79
00:08:03,941 --> 00:08:05,359
‫نه. فکر نمی‌کنم...

80
00:08:05,359 --> 00:08:07,820
‫دکتر اونز یکم به چپ خم شید.
‫تو عکس داره سایه میوفته.

81
00:08:07,820 --> 00:08:09,155
‫مطمئنم که چک کردم.

82
00:08:09,155 --> 00:08:10,281
‫لعنت بهتون!

83
00:08:12,909 --> 00:08:16,120
‫این نمونه‌ها بدرد نخورن.
‫این جوری نمیشه کار کرد.

84
00:08:16,120 --> 00:08:19,832
‫خیلی آدم اینجاست، خیلی سر و صدا،
‫خیلی حواس‌پرتی هست که لازم نیست اینجا باشن.

85
00:08:19,832 --> 00:08:22,043
‫- دکتر اونز بهتون اطمینان میدم...
‫- کاملاً حق با توئـه.

86
00:08:22,835 --> 00:08:23,878
‫بهم بگو چی می‌خوای.

87
00:08:23,878 --> 00:08:26,255
‫من فضای خودم رو می‌خوام.
‫نه شیمیستی باشه، نه متخصص آزمایشگاهی.

88
00:08:26,255 --> 00:08:30,009
‫هیچکدوم از این چیزا رو نمی‌خوام.
‫من سکوت می‌خوام.

89
00:08:30,009 --> 00:08:32,762
‫تا وقتی که از بوستون برگردی،
‫همه‌ی این چیز‌ها حل میشه.

90
00:08:33,346 --> 00:08:34,639
‫رابرت مطمئن شو که انجام بشه.

91
00:08:34,639 --> 00:08:35,681
‫بله جناب.

92
00:08:36,182 --> 00:08:39,268
‫هیستینگز رو سربند کن و بعد سریع برگرد.

93
00:08:39,268 --> 00:08:42,396
‫شهرت فقط تا زمانی ادامه داره که
‫بهشون چیزی برای نوشتن بدی.

94
00:08:46,692 --> 00:08:49,862
‫پس می‌بینید که تمام موجودات زنده‌ی کره‌ی ما،

95
00:08:49,862 --> 00:08:54,450
‫از گلسنگ‌ها گرفته تا موش‌ها و تا دانشجویان هاروارد،

96
00:08:54,951 --> 00:08:59,330
‫پروتئین‌هاشون رو از
‫ 20 مجموعه آمینو اسید مشخص تشکیل میدن.

97
00:09:00,331 --> 00:09:04,293
‫آر‌ان‌ای و دی‌ان‌ای شاید
‫ فقط شامل 4 نوکلئوتید بشن،

98
00:09:04,293 --> 00:09:11,175
‫ولی پروسه‌های پرهرج و مرج‌شون نشون میده که

99
00:09:11,175 --> 00:09:16,305
‫زندگی از جایگشت‌های تصادفی بی‌نهایت ساخته میشه،
‫نه از مجموعه‌ی ثابت و موثر آمینو.

100
00:09:21,435 --> 00:09:22,436
‫ممنونم.

101
00:09:28,859 --> 00:09:29,860
‫ممنونم.

102
00:09:30,444 --> 00:09:31,445
‫ممنون.

103
00:09:44,041 --> 00:09:47,086
‫دکتر اونز عزیز،
‫من پیش‌زمینه‌ای در شیمی ندارم.

104
00:09:47,086 --> 00:09:50,965
‫و با این حال بعد از شنیدن سخنرانی‌تون،
‫احساس کردم که باید براتون نامه بنویسم.
‫[ آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگز
‫دکتر کلوین اونز ]

105
00:09:51,215 --> 00:09:55,261
‫به نظر من کار شما شگفت‌انگیزه.
‫در واقعاً حتی شورانگیز.

106
00:09:56,012 --> 00:09:58,931
‫ولی فکر می‌کنم در تحقیقات‌تون از راز‌های الهی

107
00:09:58,931 --> 00:10:00,016
‫چشم پوشی کرده.

108
00:10:03,019 --> 00:10:06,522
‫اگه خدا زایش بی‌اختیار باشه چی؟

109
00:10:06,522 --> 00:10:10,401
‫اگه ارتباط نوکلئوتید‌ها و پیداش هستی،

110
00:10:10,401 --> 00:10:14,614
‫نیرویی باشه که علم قادر به توصیفش نیست، چی؟

111
00:10:14,905 --> 00:10:18,534
‫[ آزمایشگاه شیمی ]
‫من هم در علاقه‌ به زیر سوال بردن
‫ باور‌های عمومی با شما شریکم.

112
00:10:18,534 --> 00:10:20,536
‫با احترام، کرتیس ویکلی.

113
00:10:20,536 --> 00:10:22,913
‫اونو می‌تونید بذارید رو میز اونجا. ممنون.

114
00:10:32,590 --> 00:10:38,262
‫جناب ویکلی عزیز، کشیش ویکلی؟
‫[ مدرسه‌ی الهیات هاروارد ]
‫مطمئن نیستم که لقب کشیش
‫کی به شما تعلق می‌گیره.

115
00:10:38,262 --> 00:10:41,265
‫برای شفافیت بحث نیازه بگم که
‫من یک آتئیست قاطع هستم.

116
00:10:42,016 --> 00:10:46,145
‫ولی بدون درنظر گرفتن دیدگاه‌های شخصی،
‫فقط یک انسان نابکار می‌تونه

117
00:10:46,145 --> 00:10:49,815
‫پس‌چهره‌ی تقسیم سلولی یک کروموزوم رو ببینه و

118
00:10:49,815 --> 00:10:52,485
‫هنوز باور داشته باشه که مرد ریشوی قدرتمندی در

119
00:10:52,485 --> 00:10:54,362
‫آسمان به این شکل طراحیش کرده.

120
00:10:55,905 --> 00:10:58,074
‫ولی لطفاً، می‌تونید منو متقاعد کنید.

121
00:10:58,074 --> 00:11:00,409
‫من هیچوقت از مباحثه‌ها‌ی خوب فراری نبودم.

122
00:11:00,993 --> 00:11:02,536
‫با احترام، کلوین اونز.

123
00:11:05,456 --> 00:11:08,668
‫دکتر اونز عزیز، از پاسخ‌تون متشکرم.

124
00:11:09,293 --> 00:11:12,004
‫من هیچوقت فرصت لذت بردن از
‫مشاهده‌ی تقسیم سلولی کروموزوم رو نداشتم،

125
00:11:12,004 --> 00:11:14,048
‫پس بر تعصب خودم اعتراف می‌کنم.

126
00:11:16,801 --> 00:11:18,719
‫ولی من باور دارم که مواضع عرفانی و

127
00:11:18,719 --> 00:11:21,764
‫طبیعی از نظر اساس با هم مغایرت ندارن.

128
00:11:22,640 --> 00:11:28,396
‫جوری که من می‌بینمش،
‫علم، چگونگیـه و دین چرایی.

129
00:11:37,321 --> 00:11:38,948
‫به جای بحث کردن در مورد این موضوع،

130
00:11:38,948 --> 00:11:45,830
‫فکر کردم بهتره که کار رو
‫به چارلز داروین بسپرم،
‫[ خاستگاه گونه‌ها و تبار انسان ]
‫کسی که ثابت کرد علم هم چگونگی
‫و هم چراییـه.

131
00:11:52,211 --> 00:11:53,629
‫احتمالاً صدای آهنگ نمی‌ذاره بشنون.

132
00:12:02,388 --> 00:12:04,306
‫هر، باید برگردیم.

133
00:12:04,306 --> 00:12:05,391
‫مزخرف نگو.

134
00:12:05,391 --> 00:12:06,851
‫نه، اون سفید پوستـه...

135
00:12:07,852 --> 00:12:10,146
‫آره سفید‌پوستم. چطور می‌تونم کمک‌تون کنم؟

136
00:12:11,230 --> 00:12:12,940
‫به شوگر هیل خوش اومدی همسایه.

137
00:12:15,568 --> 00:12:16,569
‫مرسی.

138
00:12:18,821 --> 00:12:19,822
‫بیاین تو.

139
00:12:28,289 --> 00:12:30,332
‫- بفرمایید.
‫- ممنون.

140
00:12:32,626 --> 00:12:33,627
‫خب...

141
00:12:36,630 --> 00:12:38,132
‫پارکر بود که گذاشته بودی؟

142
00:12:38,716 --> 00:12:41,844
‫اوه آره، گوشات خوب کار می‌کنن.
‫راستش رو طرف دوم دیسکـه.

143
00:12:42,595 --> 00:12:46,974
‫تک آهنگ دان بایس. بیا. بگیرش. گوشش بده.

144
00:12:48,058 --> 00:12:49,268
‫نمی‌تونم قبول کنم.

145
00:12:49,268 --> 00:12:51,395
‫فقط وقتی اینو میگه که
‫قراره قطعاً اون کار رو بکنـه.

146
00:12:53,439 --> 00:12:58,402
‫نمی‌خوام دخالت کنم، ولی
‫چطور شده که اینجایی؟

147
00:12:59,111 --> 00:13:02,448
‫اینجا رو وقتی داشتم می‌دویدم پیدا کردم.

148
00:13:03,365 --> 00:13:04,450
‫برای چی می‌دویدی؟

149
00:13:05,951 --> 00:13:10,539
‫معمولی می‌دویدم. برای ورزش.

150
00:13:12,541 --> 00:13:14,251
‫احتمالاً ادا اصول سفید‌پوست‌هاست.

151
00:13:15,920 --> 00:13:19,381
‫از اینجا تا محل کارم 8 کیلومتر فاصله‌ست، پس...

152
00:13:19,381 --> 00:13:23,219
‫این کاری که 8 کیلومتر فاصله داره،
‫آزمایشگاه تحقیقاتی هیستینگزه؟

153
00:13:23,219 --> 00:13:24,929
‫آره. من اونجا شیمیستم.

154
00:13:26,138 --> 00:13:28,307
‫شما چیکار می‌کنید؟

155
00:13:28,307 --> 00:13:30,267
‫من توی بیمارستان کایزر کارآموز پزشکیم.

156
00:13:31,352 --> 00:13:32,311
‫آره.

157
00:13:34,522 --> 00:13:38,108
‫منم تو دفتر هالیس، موریسون و
‫ داگلاس کمک‌یار حقوقی‌ام.

158
00:13:40,194 --> 00:13:41,779
‫این عالیـه.

159
00:13:41,779 --> 00:13:45,658
‫عالیه. من... آره. می‌دونید من...

160
00:13:46,242 --> 00:13:49,745
‫درباره‌ی من یه خبر نوشتن،
‫و از اون موقع،

161
00:13:49,745 --> 00:13:51,580
‫و از اون موقع کلی نامه دریافت کردم..

162
00:13:51,580 --> 00:13:55,459
‫تهدید‌های مذهبی، پیشنهادات ازدواج.

163
00:13:55,459 --> 00:13:59,547
‫مردمی که تظاهر می‌کنن خانوادمن،
‫با این‌که پدر مادرم مردن.

164
00:14:00,464 --> 00:14:04,969
‫انگار شیمیست بودن رو
‫ با راکفلر بودن اشتباه گرفتن.

165
00:14:06,011 --> 00:14:09,098
‫چه کاری...می‌تونی... نمی‌دونم.
‫می‌تونی کمک کنی تو این موضوع؟

166
00:14:09,098 --> 00:14:11,684
‫اول از همه بگم،
‫ من کمک‌یار قانونیم، وکیل نیستم.

167
00:14:11,684 --> 00:14:13,686
‫باهوش‌ترین وکیلی که به عمرت قراره ببینی.

168
00:14:14,562 --> 00:14:17,314
‫ولی به نظر من که پیشنهاد حقوقی نیست،

169
00:14:18,566 --> 00:14:21,819
‫خب، می‌تونیم نامه‌های جداگانه توقف و
‫ انصراف بنویسیم.

170
00:14:22,695 --> 00:14:23,612
‫آره!

171
00:14:24,071 --> 00:14:28,325
‫کاملاً مایلم که متوقف بشن و
‫بعد انصراف بدن.

172
00:14:29,910 --> 00:14:30,911
‫باشه.

173
00:14:32,162 --> 00:14:34,081
‫دوست دارم با منشی جدیدم آشنا بشید...

174
00:14:34,081 --> 00:14:36,208
‫- خب، سلام همگی.
‫- سلام گریسی.

175
00:14:38,127 --> 00:14:41,171
‫پس تو دختری هستی که
‫هری مورتون دنبالشـه.

176
00:14:42,172 --> 00:14:43,757
‫گریسی، ایشون منشی هریـه.

177
00:14:44,341 --> 00:14:46,719
‫جدی؟ خب خیلی احمقی که دنبالشی.

178
00:14:46,719 --> 00:14:47,761
‫این خیلی خوشگل‌تره.

179
00:14:59,690 --> 00:15:01,483
‫- جدی؟
‫- یه‌هفته‌ست که

180
00:15:01,483 --> 00:15:02,401
‫باهات صحبت نکرده،

181
00:15:02,401 --> 00:15:04,111
‫احتمالاً فکر کرده که مُردی.

182
00:15:04,945 --> 00:15:06,655
‫اون زن رفتاراش همینـه.

183
00:15:06,655 --> 00:15:08,198
‫وقتی آماده باشم بهش زنگ می‌زنم. ببخشید.

184
00:15:08,908 --> 00:15:09,909
‫جواب رو گرفتم.

185
00:15:09,909 --> 00:15:11,994
‫به دکتر زنگ بزن.

186
00:15:12,494 --> 00:15:14,997
‫می‌بینی. نه!

187
00:15:22,463 --> 00:15:25,215
‫دکتر اونز عزیز، از هدیه‌تون متشکرم.

188
00:15:25,925 --> 00:15:27,051
‫من از مطالعه کتاب لذت بردم و

189
00:15:27,051 --> 00:15:30,512
‫دخترم دائم از من می‌دزدتش که
‫تصاویر پرنده‌ها رو رنگ کنه.

190
00:15:31,805 --> 00:15:34,850
‫با این‌که فکر نمی‌کنم داروین قصد نداشته که

191
00:15:34,850 --> 00:15:37,186
‫بزرگترین اثرش به
‫ عنوان کتاب رنگ‌آمیزی استفاده بشه،
‫[ علم ]

192
00:15:37,186 --> 00:15:39,355
‫خوش‌حالم که کل خانواده دارن ازش استفاده می‌کنن.

193
00:15:40,689 --> 00:15:42,608
‫شما خودتون بچه دارید؟

194
00:15:42,608 --> 00:15:45,945
‫عصبانیت‌های جزئی و آسیب به وسایل به کنار،

195
00:15:45,945 --> 00:15:46,862
‫من بچه‌دار شدن رو پیشنهاد می‌کنم.

196
00:15:47,780 --> 00:15:49,073
‫در جواب سوال‌تون،

197
00:15:49,073 --> 00:15:52,993
‫من همسر، کودک و هیچ تعهدی ندارم.

198
00:15:52,993 --> 00:15:55,621
‫من با شغلم ازدواج کردم و همین رو ترجیح میدم.

199
00:15:57,748 --> 00:16:00,125
‫اگه یه موضوع باشه که درش من و
‫داروین توافق نظر داریم،

200
00:16:00,501 --> 00:16:04,129
‫می‌تونه نتیجه‌ای رو داشته باشه که
‫شما رو شگفت زده و خوش‌حال کنه.

201
00:16:05,631 --> 00:16:11,053
‫پس ازتون می‌خوام هیچ‌چیز و هیچ‌کس رو
‫فعلا از زندگی‌تون حذف نکنید.

202
00:16:12,096 --> 00:16:13,097
‫فقط غذایی برای ذهن بود رفیق.

203
00:16:14,807 --> 00:16:16,266
‫ببخشید یکم طول کشید.

204
00:16:16,767 --> 00:16:21,230
‫توی دستشویی به یه همکار برخوردم.
‫چه اتفاق بامزه‌ای.

205
00:16:21,230 --> 00:16:22,690
‫چه اتفاقی؟

206
00:16:23,524 --> 00:16:26,110
‫خب منظورم اینه‌ که
‫ دنیا بعضی وقت‌ها خیلی کوچیک میشه.

207
00:16:26,777 --> 00:16:30,322
‫این که ببینمش، وقتی منو تو امشب اینجاییم.

208
00:16:30,322 --> 00:16:34,368
‫بیشتر شبیه یه احتمال عادی آماریـه، نه؟

209
00:16:34,368 --> 00:16:36,203
‫خب، اکثر افراد،

210
00:16:36,203 --> 00:16:38,122
‫بین ساعت 6 و 8 شام می‌خورن،

211
00:16:38,122 --> 00:16:40,541
‫و تو این منطقه فقط چهارتا رستوران هست.

212
00:16:40,541 --> 00:16:42,876
‫اگه تو و دوستت این دور و بر زندگی کنید،‌ پس...

213
00:16:43,419 --> 00:16:46,255
‫احتمال تقریباً زیادی هست که بهم بربخورید.

214
00:16:46,255 --> 00:16:49,508
‫این‌که امشب دیدیش به خاطر کوچک بودن دنیا نیست،

215
00:16:49,508 --> 00:16:50,843
‫به خاطر قابل پیش‌بینی بودنشـه.

216
00:16:51,844 --> 00:16:52,845
‫درستـه.

217
00:16:53,554 --> 00:16:55,305
‫ببخشید. فکر کنم گستاخ بودم.

218
00:16:55,305 --> 00:16:57,599
‫نه، اصلاً.

219
00:17:01,437 --> 00:17:04,106
‫خیلی مشتاق بودم وقتی بالاخره زنگ زدی.

220
00:17:04,898 --> 00:17:07,026
‫لباس معرکه‌ای انتخاب کرده بودم.

221
00:17:07,026 --> 00:17:09,570
‫ولی خب روش لاک ریختم.

222
00:17:10,529 --> 00:17:12,781
‫پس این لباس کهنه رو تن کردم.

223
00:17:13,365 --> 00:17:15,576
‫توی پارچه نمک جوهر سرکه بوده؟

224
00:17:17,453 --> 00:17:18,412
‫مطمئن نیستم.

225
00:17:18,412 --> 00:17:20,706
‫چون اگه داشته باشه،
‫نباید از استون و آب استفاده کنید.

226
00:17:20,706 --> 00:17:23,208
‫پارچه رو خراب می‌کنه.
‫همیشه از یه واحد روغن نارگیل،

227
00:17:23,208 --> 00:17:24,877
‫و یه واحد حلال استفاده کن.

228
00:17:27,087 --> 00:17:28,297
‫خیلی تاثیرگذار بود.

229
00:17:29,548 --> 00:17:31,467
‫شاید تو این منطقه 5 تا رستوران باشه.

230
00:17:34,386 --> 00:17:37,556
‫تاریخچه شخصی ثابت کرده که
‫آزمایش زندگی من با متغیر‌های خارجی

231
00:17:37,556 --> 00:17:40,225
‫ ترکیب خوبی نمیشه، و

232
00:17:41,226 --> 00:17:44,396
‫نتایج همیشه بی‌فایده هستن.

233
00:17:46,148 --> 00:17:48,275
‫یه روزی یکی بهم گفت که من خرابم.

234
00:17:48,859 --> 00:17:51,695
‫شاید حق با اون‌ها بوده. بهتره تنها باشم.

235
00:17:55,074 --> 00:17:56,825
‫من رنج رو توی صدات می‌شنوم،

236
00:17:56,825 --> 00:17:57,993
‫حتی از روی کاغذ.

237
00:17:57,993 --> 00:18:00,245
‫خیلی متاسفم که کسی همچین چیزی بهت گفته.

238
00:18:00,245 --> 00:18:01,246
‫من مخالفم.

239
00:18:01,914 --> 00:18:05,125
‫ولی نمیشه انکار کرد که عشق،
‫این‌که درهای دل‌مون رو براش باز کنیم،

240
00:18:05,125 --> 00:18:08,921
‫از دست دادنش، کمبودش...
‫همگی ما رو آسیب‌پذیر می‌کنه.

241
00:18:08,921 --> 00:18:09,838
‫پدر.

242
00:18:09,838 --> 00:18:11,965
‫در شرایط عادی،
‫ ممکن بود اصرار کنم که ارزشش رو داره.

243
00:18:11,965 --> 00:18:15,177
‫ولی متاسفانه در این لحظه، در موقعیتی نیستم که
‫در مورد ایمان برای کسی سخنرانی کنم.

244
00:18:15,177 --> 00:18:17,763
‫دکتر گفت ژاکتت رو بپوشی.

245
00:18:17,763 --> 00:18:19,098
‫آره.

246
00:18:19,098 --> 00:18:20,974
‫پدرم سرطان کیسه صفرا داره و

247
00:18:20,974 --> 00:18:22,017
‫نمی‌خواد که درمان بشه.

248
00:18:22,643 --> 00:18:25,813
‫تصمیم گرفته با دعا کردن بیماری رو
‫از بدنش دور کنه.

249
00:18:26,480 --> 00:18:29,733
‫دوست ندارم اینو بگم ولی من از خدا عصبانی‌م.

250
00:18:30,400 --> 00:18:34,154
‫چطور می‌تونه خدپرست‌ترین بنده‌هاش رو
‫برای حتی نفس کشیدن دچار مشکل کنه؟

251
00:18:34,154 --> 00:18:36,490
‫در معصومیت او، و برای سوال‌هایی که چرا خدا...

252
00:18:42,496 --> 00:18:45,624
‫من واقعاً برای شرایط پدرت ناراحت شدم.

253
00:18:46,667 --> 00:18:48,836
‫من کاغدی از دانشگاه پزشکی ییل پیوست کردم که

254
00:18:48,836 --> 00:18:52,047
‫یک عامل شیمیایی پیدا کردن که
‫برای بعضی از بیمار‌هایی لنفوم هاجکین،

255
00:18:52,047 --> 00:18:54,174
‫می‌تونه درمانی موقت باشه.

256
00:18:57,803 --> 00:18:59,471
‫متاسفم اگه از حدم فراتر رفتم.

257
00:19:02,975 --> 00:19:04,643
‫از مهربونیت متشکرم.

258
00:19:05,394 --> 00:19:10,732
‫باید بگم، هرچقدر که من شک داشته باشم، و
‫هرچقدر که تو دربرابر ایمان مقاومت داشته باشی،

259
00:19:11,817 --> 00:19:14,820
‫نمی‌تونم دوستی‌مون رو به عنوان
‫مدرکی از موجودیت خدا نبینم.

260
00:19:16,446 --> 00:19:22,369
‫این ارتباط غیرمنتظره؟ خدا همینـه.

261
00:19:24,413 --> 00:19:27,833
‫امیدوارم که همچنان متغیر‌های ناشناخته رو
‫به زندگیت راه بدی،

262
00:19:28,750 --> 00:19:30,002
‫چون کلوین،

263
00:19:30,002 --> 00:19:31,795
‫هیچکس بهتر نیست تنها باشه.

264
00:19:46,560 --> 00:19:47,895
‫می‌تونم کنارتون بشینم؟

265
00:19:49,146 --> 00:19:50,230
‫بله می‌تونید.

266
00:19:51,273 --> 00:19:53,108
‫من کسی رو دیدم.

267
00:19:53,817 --> 00:19:57,237
‫کسی که انتظارش رو نداشتم.

268
00:20:00,449 --> 00:20:04,203
کسی ‫که خوشحالی اون بر
‫ اهداف زندگی قبلیم اولویت دارن.

269
00:20:07,122 --> 00:20:10,584
‫اون چطور و چرایی منـه.

270
00:20:16,340 --> 00:20:19,051
‫کلوین از شنیدن این موضوع بسیار خوشحال شدم و

271
00:20:19,718 --> 00:20:22,262
‫اینقدر هم متواضع نیستم که
‫نگم مقداریش به خاطر من بوده.

272
00:20:23,055 --> 00:20:25,766
‫راستی، من هم خبر خوب برای گفتن دارم.

273
00:20:26,391 --> 00:20:28,644
‫پدرم با درمان موافقت کرده.

274
00:20:34,483 --> 00:20:36,944
‫ عید تو و فرد خاصت مبارک باشه.

275
00:20:46,578 --> 00:20:48,080
‫می‌تونم کمک‌تون کنم جناب؟

276
00:20:49,081 --> 00:20:51,792
‫مطمئن نیستم. فقط دارم قدم می‌زنم.

277
00:20:53,585 --> 00:20:55,796
‫آره، راستش نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

278
00:20:55,796 --> 00:20:57,256
‫خب، همسرتون چطوریـه؟

279
00:20:57,839 --> 00:21:02,803
‫همسرم نیست. کاملاً یک چیز دیگه‌ست.

280
00:21:03,929 --> 00:21:06,306
‫خیلی‌خب. این یکی رو ببینید.

281
00:21:12,562 --> 00:21:15,440
‫این چیزیـه که همه‌ی خانم‌ها
‫ این روز‌ها می‌خوان. بهم اعتماد کنید.

282
00:21:19,444 --> 00:21:22,197
‫نه، الیزابت چیزی که همه بخوان رو نمی‌خواد.

283
00:21:22,197 --> 00:21:26,326
‫اون حتی به ازدواج اعتقاد هم نداره.
‫یا حداقل نداشت.

284
00:21:26,326 --> 00:21:27,411
‫ولی اون برای قبل بود.

285
00:21:27,411 --> 00:21:29,746
‫خب الان اوضاع فرق داره.

286
00:21:29,746 --> 00:21:31,665
‫همه‌چی از وقتی هم رو دیدیم متفاوتـه.

287
00:21:36,044 --> 00:21:38,588
‫ببخشید. نباید این چیز‌ها رو به یه غریبه بگم.

288
00:21:38,588 --> 00:21:40,340
‫نه، اصلاً اشکالی نداره.

289
00:21:40,966 --> 00:21:44,386
‫اکثر مرد‌هایی که میان اینجا فقط می‌خوان بدونن
‫ارزون‌ترین و گرون‌ترین حلقه چیه.

290
00:21:44,386 --> 00:21:46,388
‫احساس می‌کنم شما این طور نیستید.

291
00:21:49,474 --> 00:21:50,851
‫اون ساده‌‌ست.

292
00:21:52,185 --> 00:21:54,104
‫نه، چی دارم میگم. ساده نیست.

293
00:21:54,104 --> 00:21:59,026
‫اون از سادگی لذت می‌بره. از کاربردی بودن.

294
00:22:00,402 --> 00:22:02,529
‫معمولاً جواهر نمی‌ندازه.

295
00:22:02,529 --> 00:22:07,576
‫ولی اگه بندازه، چیزی می‌ندازه که
‫پیچیده‌ست ولی واضحـه.

296
00:22:17,878 --> 00:22:19,296
‫سنگ بزرگی نیست،

297
00:22:19,296 --> 00:22:22,466
‫ولی این واضح‌ترین الماس مغازه‌مونـه.

298
00:22:22,466 --> 00:22:23,884
‫بیشترین بند رو هم داره.

299
00:22:24,384 --> 00:22:27,137
‫بچرخونیدش. می‌بینید که
‫چطور نور رو جذب می‌کنـه.

300
00:22:29,389 --> 00:22:30,390
‫آره.

301
00:22:33,852 --> 00:22:34,936
‫آره، این خودشـه.

302
00:22:43,820 --> 00:22:45,739
‫به این زودی کریسمس رو داری جشن می‌گیری؟

303
00:22:53,497 --> 00:22:54,623
‫اون چیزه رو...

304
00:22:56,041 --> 00:22:59,211
‫الان جا خوردی؟
‫امروز خیلی عجیب شدی.

305
00:22:59,211 --> 00:23:03,757
‫فکر کنم عجیبـه که
‫فکر می‌کنی عجیبم.

306
00:23:03,757 --> 00:23:07,761
‫خیلی‌خب، خیلی خیلی عجیبی.

307
00:23:08,762 --> 00:23:10,389
‫زود باشید دیگه اسکروج‌ها.
‫(شخصیت خسیس داستان سرود کریسمس)

308
00:23:10,389 --> 00:23:13,767
‫اگه تو مراسم سرود وقت ناهار نبینم‌تون،
‫گزارش‌تون رو به بالاسری‌ها میدم.

309
00:23:17,229 --> 00:23:19,439
‫- بفرمایید.
‫- ترسو.

310
00:23:32,035 --> 00:23:35,205
‫[ شیش و نیم ]
‫فکر کردم شاید شش و نیم
‫بتونه رفیق خوبی برای دویدن‌هات باشه.

311
00:23:36,206 --> 00:23:38,083
‫چونکه من یکی که عمراً باهات بیام بدوم.

312
00:23:42,003 --> 00:23:43,213
‫معرکه‌ست.

313
00:23:48,009 --> 00:23:51,513
‫من یه چیز دیگه دارم. چیز کوچیکیـه.

314
00:24:00,230 --> 00:24:02,315
‫باید بیای پیش من زندگی کنی.

315
00:24:16,955 --> 00:24:19,040
‫- سلام؟
‫- یه لحظه.

316
00:24:19,040 --> 00:24:20,208
‫با کلیدم در رو باز کردم.

317
00:24:24,838 --> 00:24:28,049
‫- داری چیکار می‌کنی؟
‫- تمیز کاری می‌کنم.

318
00:24:29,009 --> 00:24:33,889
‫- تمیز‌کاری؟ چیز خاصی شده؟
‫- یکی داره میاد یه مدت بمونـه.

319
00:24:33,889 --> 00:24:35,098
‫یه مدت؟

320
00:24:35,098 --> 00:24:37,517
‫نباید بغلت کنم بیارمت تو خونه؟

321
00:24:37,517 --> 00:24:39,436
‫نه، اون برای ازدواجـه.

322
00:24:40,312 --> 00:24:42,314
‫مشتاق اینم که کتاب‌خونه‌مون رو بزرگ کنیم.

323
00:24:43,398 --> 00:24:46,026
‫مگه یه آدم چندبار می‌تونه
‫ آرزو‌های بزرگ رو بخونه؟

324
00:24:46,026 --> 00:24:49,988
‫تو تا الان 79 بار لازانیا درست کردی.

325
00:24:49,988 --> 00:24:51,448
‫این مقایسه‌ی منصفانه‌ای نیست.

326
00:24:51,448 --> 00:24:54,159
‫- غذا هردفعه یه مقدار فرق داره.
‫- کتاب خوب هم همینطوره.

327
00:24:54,159 --> 00:24:56,953
‫- چطور همچین چیزی ممکنه؟
‫- چون کتاب یکسان می‌مونه،

328
00:24:56,953 --> 00:24:57,871
‫ولی خواننده نه.

329
00:24:58,997 --> 00:25:01,541
‫خب بهم نگفته‌ بودی کتاب جادوییـه.

330
00:25:01,541 --> 00:25:04,544
‫- راز‌هات رو بهم بگو کتاب جادویی.
‫- نه، فقط با من صحبت می‌کنه.

331
00:25:04,878 --> 00:25:07,672
‫ترس از این‌ که به درست لحظه‌ای که

332
00:25:07,672 --> 00:25:10,675
‫ازش بخوام بقیه‌ی عمرش رو با من باشه،
‫طلسم شکسته بشه و

333
00:25:10,675 --> 00:25:12,260
‫متوجه بشه من براش
‫ به اندازه کافی خوب نیستم.

334
00:25:12,260 --> 00:25:13,345
‫صبحونه؟

335
00:25:15,055 --> 00:25:19,059
‫شاید کلیسا بهتر از چیزی که
‫فکرش رو می‌کردم عشق و ترس رو

336
00:25:19,059 --> 00:25:20,227
‫در وجود من تنیده.

337
00:25:21,186 --> 00:25:25,106
‫کلوین عزیز، بهترین توصیه‌ اینه که
‫خیلی درباره‌ش فکر نکن.

338
00:25:25,607 --> 00:25:28,193
‫تمام کاری که می‌تونیم تو این کره‌ انجام بدیم
‫اینه که با دست و دل‌بازی عشق بورزیم و

339
00:25:28,193 --> 00:25:30,529
‫امیدوار باشیم که همون عشق رو به ما بدن.

340
00:25:30,529 --> 00:25:31,530
‫هیچ‌کدوم‌مون کامل نیستیم.

341
00:25:31,530 --> 00:25:35,700
‫برای همینـه توی سوگند‌های ازدواج میگن که
‫«در شرایط خوب و شرایط بد.»

342
00:25:36,243 --> 00:25:39,621
‫کتاب مقدس بهمون میگه که
‫«بیش از همه‌چیز، عمیقاً یک‌دیگر را دوست بدارید.»

343
00:25:39,621 --> 00:25:42,415
‫چون عشق تعداد زیادی از گناهان رو پوشش میده.»

344
00:25:42,958 --> 00:25:44,709
‫ولی شاید یه چیزی رو جا انداخته.

345
00:25:44,709 --> 00:25:50,298
‫برای دادن یا گرفتن عشق واقعی،
‫باید تمام یک نفر رو دوست داشته باشی،

346
00:25:51,299 --> 00:25:57,180
‫که شامل سخت‌ترین حقایق درباره‌ی اون‌ها میشه.
‫شاید حتی مخصوصا اون حقایق رو.

347
00:25:57,180 --> 00:25:58,306
‫داری روی خطبه‌ت کار می‌کنی؟

348
00:26:00,308 --> 00:26:03,603
‫بیشتر خطبه‌ی شخصی‌ برای یه نفره.
‫دارم برای یه دوستی نامه می‌نویسم.

349
00:26:05,063 --> 00:26:09,317
‫بذار حدس بزنم. مرد بی‌خدای علم؟

350
00:26:09,859 --> 00:26:11,945
‫همونی که شیمی‌درمانی رو با جمله‌ی

351
00:26:12,862 --> 00:26:17,158
‫« این روش خداست برای مرمت خلق اصلیش
‫با نابود کردن سلول‌های نافرمان.»

352
00:26:17,158 --> 00:26:19,077
‫- تو پاچه‌ی من کرد؟
‫- «سلول‌های نافرمان.» آره خودشه.

353
00:26:25,083 --> 00:26:26,418
‫عجب اتفاقی بود...

354
00:26:28,628 --> 00:26:30,755
‫زمان‌بندی این دوستی‌تون.

355
00:26:31,673 --> 00:26:33,633
‫خب «وقتی اتفاقات رخ میدن،

356
00:26:33,633 --> 00:26:36,845
‫به خارق‌العاده‌ترین روش‌ها رخ میدن.»

357
00:26:37,554 --> 00:26:38,805
‫خودت اینو گفتی؟

358
00:26:38,805 --> 00:26:41,975
‫نه، جمله‌ی آگاتا کریستیـه.

359
00:26:41,975 --> 00:26:44,311
‫پسر باید این کارات رو بس کنی.

360
00:26:46,896 --> 00:26:48,064
‫کرتیس عزیز.

361
00:26:48,648 --> 00:26:53,194
‫باور به این که عشق بر همه‌چیز
‫چیره میشه، چیز قشنگی برای رویا پردازیـه.

362
00:26:53,194 --> 00:26:54,571
‫همچین چیزی رو ازت می‌پذیرم.

363
00:26:55,947 --> 00:26:59,284
‫متاسفانه، برای من، اوضاع متفاوتـه.

364
00:27:00,994 --> 00:27:04,497
‫من تمام عمرم رو صرف پنهان کردن
‫بدترین جنبه‌های خودم کردم.

365
00:27:05,915 --> 00:27:09,377
‫از تصور این‌که کس دیگه‌ای
‫شاهد نواقص من باشه، وحشت دارم.

366
00:27:09,377 --> 00:27:10,545
‫[ کلوین اونز ]

367
00:27:10,587 --> 00:27:12,964
‫مخصوصاً کسی که عمیقاً بهش اهمیت میدم.

368
00:27:24,017 --> 00:27:25,185
‫پمپ سوختش خراب شده.

369
00:27:25,727 --> 00:27:27,062
‫به تعمیرکار زنگ بزنم؟

370
00:27:27,062 --> 00:27:29,814
‫ازمون انتظار دارن با این شرایط برای
‫بنیاد رمسن آماده شیم؟

371
00:27:30,565 --> 00:27:32,067
‫واقعاً مسخره‌ست.

372
00:27:34,069 --> 00:27:34,986
‫ممنونم.

373
00:27:37,072 --> 00:27:38,323
‫چندبار باید بگم؟

374
00:27:39,032 --> 00:27:41,660
‫من مخصوصاً این مکاتبات رو
‫به وکیلم ارجاع دادم.

375
00:27:41,660 --> 00:27:47,791
‫من وقتی که غرق این دروغ‌های تموم‌نشدنی و
‫تجاوز‌کننده شدم نمی‌تونم کار کنم.

376
00:27:47,791 --> 00:27:49,000
‫متاسفم دکتر اونز.

377
00:27:49,000 --> 00:27:52,629
‫- به من نگفتن که چیزی رو مرتب...
‫- غیرقابل قبوله! سرپرستت کیـه؟

378
00:27:52,629 --> 00:27:53,713
‫کلوین.

379
00:27:54,297 --> 00:27:55,465
‫ممنون.

380
00:27:58,635 --> 00:27:59,636
‫چرا همچین کاری کردی؟

381
00:27:59,636 --> 00:28:01,221
‫فقط می‌خوام که بس کنن.

382
00:28:03,515 --> 00:28:06,601
‫انگار هیچکس قدردان چیزی که
‫دارم تلاش می‌کنم بهش برسم نیست.

383
00:28:10,772 --> 00:28:14,025
‫باشه. خب، می‌ذارم به کار مهمت برسی.

384
00:28:54,023 --> 00:28:55,525
‫فکر نمی‌کردم اینجا باشی.

385
00:28:56,860 --> 00:28:57,861
‫البته که اینجام.

386
00:29:03,450 --> 00:29:05,201
‫هنوز می‌خوای کنارم باشی؟

387
00:29:06,077 --> 00:29:07,245
‫آره می‌خوام.

388
00:29:08,204 --> 00:29:09,289
‫من از کوره در رفتم.

389
00:29:10,498 --> 00:29:15,336
‫آدم‌ها از کوره در میرن.
‫بیشتر می‌خوام بدونم چرا؟

390
00:29:22,093 --> 00:29:24,929
‫کلوین جوری نیست که
‫بگیم منو توی شرایط بدم ندیدی.

391
00:29:26,347 --> 00:29:28,099
‫باعث نمیشه کمتر دوستت داشته باشم.

392
00:29:29,893 --> 00:29:32,854
‫خب، اگه بگم منم همچین حسی بهت دارم چی؟

393
00:29:37,442 --> 00:29:38,443
‫امتحانم کن.

394
00:29:40,695 --> 00:29:43,740
‫همه‌ی این چیزا درنهایت مشخص میشه،
‫چه بخوایم چه نخوایم.

395
00:29:54,292 --> 00:29:55,752
‫نمی‌دو... نمی‌دونم از کجا شروع کنم.

396
00:29:58,379 --> 00:30:01,508
‫آهسته شروع کن. بهم بگو امروز چیشد.

397
00:30:14,604 --> 00:30:19,025
‫پدر مادرم قبل از مرگ‌شون من رو طرد کردن.

398
00:30:23,696 --> 00:30:29,452
‫اون نامه‌ها، این که مردم تظاهر می‌کنن
‫براشون مهمم، ادعا می‌کنن خانواده‌من...

399
00:30:32,997 --> 00:30:37,001
‫فقط مثل نمک روی زخمم می‌مونن.

400
00:30:42,507 --> 00:30:44,259
‫خوشحالم که پدر مادرم مردن.

401
00:30:50,390 --> 00:30:52,684
‫گذر کردن رو راحت‌تر می‌کنـه.

402
00:30:58,606 --> 00:31:02,861
‫بلند گفتن چیز‌هایی که
‫به زحمت می‌تونیم به خودمون بگیم سختـه.

403
00:31:10,034 --> 00:31:12,078
‫خیرِ سرم قرار بود آهسته شروع کنم.

404
00:31:44,652 --> 00:31:45,653
‫ویکلی عزیز،

405
00:31:46,321 --> 00:31:48,698
‫متاسفم که یه مدتی نامه ننوشتم.

406
00:31:52,076 --> 00:31:55,371
‫حس می‌کنم از زمان نامه‌ی قبلیم
‫چندین زندگی رو پشت سر گذاشتم.

407
00:31:56,289 --> 00:31:58,207
‫دست چپ بالای دست راست. خوبـه.

408
00:31:59,167 --> 00:32:02,921
‫همیشه چپ بالای راست. چطوره؟
‫خوبـه. آفرین.

409
00:32:02,921 --> 00:32:05,298
‫غریضه‌ت بهت میگـه که شصتت رو ته پارو بذاری.

410
00:32:07,926 --> 00:32:09,552
‫می‌دونی چرا؟ آره.

411
00:32:12,680 --> 00:32:13,556
‫فردی.

412
00:32:13,556 --> 00:32:17,143
‫سلام. می‌خواستم به خاطر اون روز عذزخواهی کنم.

413
00:32:19,896 --> 00:32:20,897
‫بازم میگم، متاسفم.

414
00:32:24,275 --> 00:32:27,779
‫نمی‌خوام ازدواج کنم و بچه‌دار بشم.

415
00:32:28,529 --> 00:32:31,991
‫مرسی که گفتی. حالا می‌دونم.

416
00:32:33,326 --> 00:32:34,327
‫چیو می‌دونی.

417
00:32:36,663 --> 00:32:37,664
‫که چی می‌خوای.

418
00:32:40,792 --> 00:32:44,754
‫تا وقتی که دارمت و خوش‌حالی،
‫همین کافیه برای من.

419
00:32:53,471 --> 00:32:56,683
‫سلام رفیق، آماده‌ای بریم قدم بزنیم؟ خوبـه.

420
00:33:00,061 --> 00:33:01,062
‫الان دیگه می‌ریم.

421
00:33:02,772 --> 00:33:04,315
‫می‌خوای این تمبر رو لیس بزنی؟

422
00:33:05,149 --> 00:33:06,526
‫خیلی‌خب.

423
00:33:06,734 --> 00:33:09,153
‫[ کرتیس ویکلی ]

424
00:33:09,445 --> 00:33:10,989
‫خیلی‌خب. بریم. بریم.

425
00:33:13,533 --> 00:33:15,910
‫همونطور که می‌دونی، من ازدواج نمی‌خواستم.

426
00:33:16,035 --> 00:33:17,286
‫داشتم چیزی که
‫ در درونم خراب بود رو جبران می‌کردم.

427
00:33:17,286 --> 00:33:19,831
‫- آره، داریم می‌ریم.
‫- برای چیزی کامل و

428
00:33:19,831 --> 00:33:21,374
‫بی‌نقصی که بهش بدم، دست و پا می‌زدم.

429
00:33:22,000 --> 00:33:25,253
‫چون با تمام وجود می‌خواستم براش کامل باشم.

430
00:33:30,883 --> 00:33:35,179
‫خیلی‌خب، شیش و نیم. آماده‌ای؟
‫بیا بریم. یالا.

431
00:33:36,764 --> 00:33:39,350
‫ولی مثل همیشه، منو شگفت‌زده کرد.

432
00:33:39,934 --> 00:33:42,937
‫اون بدترین قسمت‌های من رو دیده و
‫هنوز دوستم داره.

433
00:33:43,896 --> 00:33:46,691
‫ازدواج، اون همه اقدام سنتی،

434
00:33:47,692 --> 00:33:50,236
‫شاید مناسب ما نباشن، ولی
‫ما مناسب هم‌دیگه‌ایم.

435
00:34:04,584 --> 00:34:06,419
‫ما برای همدیگه هستیم.

436
00:34:07,795 --> 00:34:10,423
‫همین خلاصه‌ی کل جهان میشه،
‫به نظرت این‌طور نیست؟

437
00:34:24,812 --> 00:34:25,897
‫کلوین عزیز،

438
00:34:26,814 --> 00:34:28,483
‫چطور می‌تونی بگی
‫ به معجزه اعتقاد نداری وقتی که

439
00:34:28,483 --> 00:34:32,904
‫مردی مثل تو که اینقدر به تنهایی مطمئن بود،
‫عشقی مثل عشق خودت پیدا می‌کنه؟

440
00:34:33,613 --> 00:34:36,074
‫به نظر من که فلسفه‌ی خودت رو نقض کردی.

441
00:34:37,658 --> 00:34:39,160
‫من برات خیلی خوشحالم.

442
00:34:40,244 --> 00:34:43,581
‫خانواده‌م دارن آماده میشن که
‫همراه پدرم به کالیفرنیا برگردن.

443
00:34:43,581 --> 00:34:45,500
‫و شاید بتونیم حضوری جشن بگیریم.

444
00:34:50,379 --> 00:34:52,340
‫یالا. هی. زود باش.

445
00:34:53,466 --> 00:34:55,259
‫شیش و نیم. چیزی نیست.

446
00:34:55,968 --> 00:34:59,889
‫هی، شیش و نیم. یالا. هی، بس کن.

447
00:35:20,910 --> 00:35:23,329
‫ نامه‌های دکتر اونز رو باید چیکار کنم؟

448
00:35:37,718 --> 00:35:39,762
‫عزیزم یچیزی برات اومده.

449
00:35:44,100 --> 00:35:47,562
‫[ بازگشت به فرستنده ]

450
00:35:59,073 --> 00:36:01,075
‫مامان! اون اومده!

451
00:36:03,661 --> 00:36:05,121
‫- آقای ویکیلی.
‫- سلام.

452
00:36:06,497 --> 00:36:09,667
‫به یتیم‌خانه‌ی پسران مودستو زنگ زدیم و
‫هفته‌ی بعد می‌ریم می‌بینم‌شون.

453
00:36:09,667 --> 00:36:10,751
‫باورت میشه؟

454
00:36:12,170 --> 00:36:13,880
‫سلام. خوشحالم دوباره می‌بینمت.

455
00:36:14,463 --> 00:36:18,509
‫وای. اصلاً نمی‌دونستم تو الیزابتِ کلوینی.

456
00:36:20,261 --> 00:36:24,223
‫فوق‌العاده‌ست. اینا رو هم آوردم،
‫نامه‌هایی که برام نوشته بود.

457
00:36:24,223 --> 00:36:25,266
‫ممنون.

458
00:36:26,392 --> 00:36:27,393
‫باهام بیا.

459
00:36:34,942 --> 00:36:37,028
‫خب. برنامه‌ت چیه؟

460
00:36:37,612 --> 00:36:40,781
‫حقیقتاً این قضایای مربوط به گذشته‌ی کلوین،

461
00:36:40,781 --> 00:36:42,658
‫زیر و رو کردن گذشته‌ش...

462
00:36:43,659 --> 00:36:45,453
‫من هیچوقت سوال‌های مد رو بی‌جواب نمی‌ذارم،

463
00:36:45,453 --> 00:36:49,749
‫ولی از این‌که آدم‌هایی رو بیارم تو زندگیش که
‫نمی‌تونم بهشون اعتماد کنم می‌ترسم.

464
00:36:51,709 --> 00:36:54,921
‫می‌فهمم. از متغیر‌های نامعلوم می‌ترسی.

465
00:36:56,088 --> 00:36:58,674
‫کلوین جدی روت تاثیر گذاشته، نه؟

466
00:36:58,674 --> 00:37:02,303
‫- شاید هم من روش تاثیر گذاشتم.
‫- حالا خیلی منطقی‌تر شد.

467
00:37:04,472 --> 00:37:07,767
‫حقیقت‌ اینه که، جفت‌مون همدیگه‌ رو
‫تبدیل به آدم بهتری کردیم.

468
00:37:10,937 --> 00:37:14,690
‫خب، یه کشیش و یه شیمیست.

469
00:37:15,316 --> 00:37:17,151
‫فکر می‌کنی چی شما رو بهم رسوند؟

470
00:37:17,777 --> 00:37:19,153
‫جفت‌مون می‌دونستیم که هیچی نمی‌دونیم و

471
00:37:19,153 --> 00:37:20,947
‫سوال پرسیدن رو به جواب دادن ترجیح می‌دادیم.

472
00:37:22,573 --> 00:37:23,824
‫شما دو تا چطور؟

473
00:37:25,326 --> 00:37:29,247
‫فکر می‌کنم درون همدیگه ایمان رو پیدا کردیم.

474
00:37:29,914 --> 00:37:31,958
‫کلمه‌ی جالبیـه که ازت می‌شنوم.

475
00:37:31,958 --> 00:37:33,000
‫چطور؟

476
00:37:34,001 --> 00:37:36,671
‫می‌دونی که دین برپایه ایمانـه؟

477
00:37:36,671 --> 00:37:39,173
‫و شما می‌دونی که ایمان بر پایه‌ی دین نیست، آره؟

478
00:37:41,634 --> 00:37:45,263
‫بله قطعاً. شما دو تا برای هم ساخته شدید.

479
00:37:49,517 --> 00:37:51,185
‫مدت زیادی نبود که می‌شناختمش.

480
00:37:53,062 --> 00:37:54,021
‫نه نبود.

481
00:38:01,445 --> 00:38:03,823
‫[ یتیم‌خانه‌ی پسران سنت لوک ]

482
00:38:05,992 --> 00:38:09,328
‫[ خدا روزی رسان است‌ ]

483
00:38:14,917 --> 00:38:17,503
‫می‌دونی انتظارات رو سرکوب کردن یعنی چی؟

484
00:38:17,503 --> 00:38:18,587
‫یعنی اندازه‌شون بگیرم؟

485
00:38:19,213 --> 00:38:24,135
‫نزدیک بود. یعنی این‌که پایین نگه‌شون داری،
‫شاید نشد چیزی که خواستیم رو بدست بیاریم.

486
00:38:24,135 --> 00:38:26,137
‫باشه، سرکوب می‌کنم.

487
00:38:27,972 --> 00:38:32,435
‫این موضوع هرجور که تموم بشه،
‫من دوستت دارم، و پدرتم همینطور.

488
00:38:32,435 --> 00:38:34,645
‫مامان، همیشه همین رو میگی.

489
00:38:35,146 --> 00:38:38,024
‫ولی وقتی بابا تا الان منو ندیده،
‫ چطور می‌تونه دوستم داشته باشه،

490
00:38:38,566 --> 00:38:42,737
‫خانم مدلین اونز زات، چون بعضی‌چیز‌ها
‫شواهد تجربی رو رد می‌کنن.

491
00:38:51,912 --> 00:38:53,622
‫چطور می‌تونم کمک‌تون کنم خانم زات؟

492
00:38:54,415 --> 00:38:58,878
‫دوشیزه زات، نه خانم.
‫پدر و مادرم ازدواج نکردن.

493
00:39:00,588 --> 00:39:02,715
‫شما اینجا پسری به نام کلوین اونز داشتید.

494
00:39:04,133 --> 00:39:05,509
‫اون پدر من بود.

495
00:39:06,469 --> 00:39:09,847
‫و پدرت می‌دونه که امروز اومدی اینجا؟

496
00:39:09,847 --> 00:39:11,390
‫فوت شده.

497
00:39:13,267 --> 00:39:16,562
‫که اینطور. خیلی متاسف شدم از شنیدنش.

498
00:39:17,313 --> 00:39:19,231
‫دختر من در وسایل شخصی پدرش متوجه

499
00:39:19,231 --> 00:39:22,109
‫چندین ناشایستگی در این موسسه شد.

500
00:39:29,158 --> 00:39:30,743
‫اسمش برام آشنا نیست.

501
00:39:31,660 --> 00:39:36,624
‫حتماً اینجا یه سیستمی دارید.
‫گزارش‌ها یا پرونده‌هایی که بهش سر بزنید.

502
00:39:36,624 --> 00:39:39,502
‫خوش‌حال میشم بررسی کنم.
‫گفتی چه سالی پدرت اینجا بوده؟

503
00:39:40,127 --> 00:39:44,673
‫1921 تا تقریباً 1939،
‫چند سالی اینور اونور.

504
00:39:46,884 --> 00:39:48,177
‫قبل از آتش‌سوزی بوده.

505
00:39:49,387 --> 00:39:54,934
‫متاسفانه باید بگم که
‫خیلی از پرونده‌های قدیمی‌مون سوختن.

506
00:39:55,893 --> 00:39:57,812
‫مطمئنید که یادتون نمیاد کی بوده؟

507
00:39:58,562 --> 00:40:02,733
‫اون عاشق علم و کتاب بوده.
‫خیلی باهوش و دونده‌ی سریعی بوده.

508
00:40:02,733 --> 00:40:06,737
‫می‌تونم پیشنهاد کنم که
‫ به پدر مقدس مراجعه کنید تا

509
00:40:07,321 --> 00:40:09,448
‫مرهمی برای غم از دست‌رفته‌تون باشه؟

510
00:40:11,909 --> 00:40:15,663
‫مد. خیلی متاسفم خرگوشم.

511
00:40:15,663 --> 00:40:20,835
‫- خرگوش من، می‌دونم چقد ناامیدکننده...
‫- اصلاً منطقی نیست! داره دروغ میگه!

512
00:40:20,835 --> 00:40:21,919
‫مد.

513
00:40:52,825 --> 00:40:53,826
‫خرگوش.

514
00:40:54,785 --> 00:40:56,454
‫یه بن‌بست دیگه نمی‌خوام.

515
00:40:57,329 --> 00:40:59,457
‫- ببخشید خرگوشم، من...
‫- می‌دونم که اینجا بوده.

516
00:40:59,457 --> 00:41:01,167
‫باید یه مدرکی باشه.

517
00:41:02,835 --> 00:41:04,378
‫خیلی‌خب. بهت کمک می‌کنم.

518
00:41:31,280 --> 00:41:32,281
‫مامان، ببین.

519
00:41:35,451 --> 00:41:38,412
‫[ جویی سوریانو، کلوین اونز، کریستوفر شوت...]

520
00:41:47,379 --> 00:41:51,050
‫[ کتاب اهدایی بنیاد حمایتی رمسن ]

521
00:41:51,926 --> 00:41:52,885
‫این چیه؟

522
00:41:54,261 --> 00:41:57,389
‫یه سرنخ. حق با تو بود.

523
00:41:58,974 --> 00:42:01,352
‫[ بنیاد حمایتی رمسن ]

524
00:42:07,775 --> 00:42:09,735
‫- من دارم میرم.
‫- شبت بخیر.

525
00:42:09,735 --> 00:42:11,529
‫- خیلی نمونی‌ها.
‫- باشه.

526
00:42:14,031 --> 00:42:21,747
‫[ مجله‌ی علمی آمریکایی ]
