﻿1
00:00:11,886 --> 00:00:14,014
،من هیچ ثروتی ندارم

2
00:00:14,014 --> 00:00:19,728
اما لبریز از محبتم

3
00:01:06,649 --> 00:01:09,486
.تو یه بی‌عرضه‌ای
.تو یه بی‌عرضه‌ای

4
00:01:24,125 --> 00:01:28,546
« روزِ بعد از ترور »

5
00:01:30,173 --> 00:01:31,591
خبری از مریلند نشد؟

6
00:01:32,383 --> 00:01:34,094
پیام یا تماسی دریافت نکردیم

7
00:01:35,637 --> 00:01:37,639
خب، چی داریم؟

8
00:01:37,639 --> 00:01:39,933
،«ما از بازیگرهای نمایش «پسرعموی آمریکایی ما

9
00:01:39,933 --> 00:01:42,727
،کل کارکنانِ تئاتر فورد
،و خانواده‌ی سوارد بازجویی کردیم

10
00:01:42,727 --> 00:01:45,188
ولی هیچ سرنخی از جایی که
ممکنه مخفی شده باشه نداریم

11
00:01:45,188 --> 00:01:47,899
یکی یه جایی می‌دونه اون کجاست

12
00:01:49,692 --> 00:01:50,693
قربان

13
00:01:51,361 --> 00:01:53,863
ما شاهدی داریم که
به بوث اسب کرایه داده

14
00:01:53,863 --> 00:01:56,324
اونی که روی صورتش ستاره داره -
آره، احضارش کنید -

15
00:01:56,324 --> 00:01:59,869
پدر، فکر می‌کنیم بهتره
یه محافظ داشته باشی

16
00:02:03,081 --> 00:02:04,082
درسته؟

17
00:02:06,084 --> 00:02:07,502
من از خودم مراقبت می‌کنم

18
00:03:24,370 --> 00:03:27,874
« تـعـقـیـب »

19
00:03:39,802 --> 00:03:43,223
!گوش کنید! گوش کنید
،به دستورِ استنتون

20
00:03:43,223 --> 00:03:46,768
قاتلینِ رئیس جمهور باید فوراً دستگیر بشن

21
00:03:46,768 --> 00:03:48,353
یه جلسه‌ی امنیتی با شهردار ترتیب بده -
« وزارتِ جنگ آمریکا - شعبه نیویورک» -

22
00:03:48,394 --> 00:03:50,355
قطارها و بنادر رو بازرسی کنید -

23
00:03:50,355 --> 00:03:51,898
و همه، گوش می‌کنید؟

24
00:03:51,940 --> 00:03:55,193
همه در مورد بوث اطلاعات جمع کنید

25
00:03:55,193 --> 00:03:58,196
هر کاری که اون آشغال عوضی
،قبل از 14 آوریل انجام می‌داده

26
00:03:58,196 --> 00:04:00,114
اگه چیزی شنیدید، بگید

27
00:04:00,782 --> 00:04:03,243
ستوان بیکر، بیا قبل از این که
عازمِ واشنگتن شم صحبت کنیم

28
00:04:03,243 --> 00:04:05,245
،کارآگاه بیکر هستم
چه کمکی ازم برمیاد؟

29
00:04:05,245 --> 00:04:07,497
دوباره کارهای اداریت رو میندازی گردنم؟

30
00:04:07,497 --> 00:04:10,750
...خب، من مسئول

31
00:04:10,750 --> 00:04:14,879
استخدام بازرس‌های ارشدی هستم
که به دنبال دستگیریِ بوث هستن

32
00:04:15,880 --> 00:04:18,258
،و تو پسرعموی عزیزم

33
00:04:18,299 --> 00:04:21,469
چشم و گوشم داخل سواره‌نظامِ شانزدهم هستی

34
00:04:22,595 --> 00:04:24,264
...خب، صبر کن

35
00:04:24,305 --> 00:04:26,224
من خبرچینِ سواره‌نظام هستم؟

36
00:04:26,724 --> 00:04:29,352
،دارم میگم کلی پولِ پاداش وسطه

37
00:04:29,852 --> 00:04:33,398
و شک دارم صلاحیتش رو داشته باشم
چون خودم دارم استخدام رو انجام میدم

38
00:04:33,398 --> 00:04:38,528
،پس، من تحقیقات رو به تو می‌سپارم
و پاداش رو توی خانواده نگه می‌داریم

39
00:04:38,528 --> 00:04:40,863
هستی؟ -
از الان پاداش رو خرج می‌کنم -

40
00:04:42,740 --> 00:04:44,450
در واقع دو اسب بودن

41
00:04:44,450 --> 00:04:46,411
منظورت اینه که یه نفر همراه بوث بود؟

42
00:04:46,411 --> 00:04:48,538
درسته، آقا. دیوید هرولد

43
00:04:48,538 --> 00:04:50,790
اون وقتی میره شکار ازم اسب کرایه می‌کنه

44
00:04:51,499 --> 00:04:54,294
این دفعه، اونا اسب‌ها رو برنگردوندن

45
00:04:54,294 --> 00:04:55,336
قربان؟ -
بله؟ -

46
00:04:55,336 --> 00:04:58,131
دادگاه نیاز داره جانسون فوراً
توی کرکوود سوگند یاد کنه

47
00:04:58,131 --> 00:05:00,008
آره، خیلی خب. ممنون که اومدی

48
00:05:00,008 --> 00:05:01,968
پسرم اظهاراتت رو ثبت می‌کنه

49
00:05:02,552 --> 00:05:03,553
اوه، پدر

50
00:05:04,095 --> 00:05:06,931
یادت باشه قراره الن رو توی قبرستون ببینی

51
00:05:12,437 --> 00:05:13,563
بهش بگو متأسفم

52
00:05:15,481 --> 00:05:17,775
!قربان؟ قربان

53
00:05:18,818 --> 00:05:21,696
مشکل اینه که جانسون جواب نمیده

54
00:05:25,575 --> 00:05:26,576
قربان؟

55
00:05:26,576 --> 00:05:29,162
چیه؟ چی شده؟

56
00:05:31,998 --> 00:05:35,835
فکر کنم می‌دونم کی ممکنه
با بوث توطئه کرده باشه

57
00:05:35,835 --> 00:05:36,919
کی؟

58
00:05:37,503 --> 00:05:39,005
صاحب‌خونه‌ام

59
00:05:39,839 --> 00:05:41,674
داستانِ من حقیقته

60
00:05:41,716 --> 00:05:44,677
بازیگرهای دوره‌گرد لوازمِ آشپزی لازم دارن -
« مهمانسرای سورات - شعبه واشنگتن » -

61
00:05:44,719 --> 00:05:46,721
من یه سری لوازم به بوث قرض دادم

62
00:05:48,598 --> 00:05:49,932
مقامات؟

63
00:05:51,392 --> 00:05:52,393
درو باز کن

64
00:05:58,733 --> 00:06:01,611
دیگه نمی‌دونم کجا برم

65
00:06:01,611 --> 00:06:03,905
اتاق خالی نداریم. برو پی کارت، ولگرد

66
00:06:07,158 --> 00:06:10,036
کلاهم افتاد، خانم

67
00:06:13,289 --> 00:06:16,959
عه، اگه خانم سورات مشکل داره
بعداً برمی‌گردم

68
00:06:16,959 --> 00:06:18,961
ما از وزارتِ جنگ اومدیم

69
00:06:20,546 --> 00:06:21,547
تو کی هستی؟

70
00:06:22,757 --> 00:06:26,386
اون استخدامم کرد که یه چاله بکنم

71
00:06:26,386 --> 00:06:28,763
به خدا من این مرد رو نمی‌شناسم

72
00:06:28,805 --> 00:06:30,807
توی عمرم ندیدمش

73
00:06:31,557 --> 00:06:34,060
اونی که روی کُتته گِل نیست

74
00:06:41,109 --> 00:06:43,277
خانم سورات، همونجا وایسا

75
00:06:49,617 --> 00:06:53,287
.پدر، دعاهای ما را بشنو
.به ارواح ما رحم کن

76
00:06:53,287 --> 00:06:56,165
.قلب‌های آنان را روشن کن
.ما را با فروغت گرم کن

77
00:06:56,165 --> 00:06:59,127
.پدر، دعاهای ما را بشنو
.به ارواح ما رحم کن

78
00:06:59,127 --> 00:07:02,088
...قلب‌های ما را روشن کن -
حالا اینجا رو ببین -

79
00:07:02,088 --> 00:07:04,132
شما واقعاً باهم چاله کندید

80
00:07:04,132 --> 00:07:05,633
خدایا، دعاهای ما را بشنو

81
00:07:05,633 --> 00:07:06,717
به ارواح ما رحم کن

82
00:07:07,009 --> 00:07:10,888
« جیمز ام. استنتون »
« پسری عزیز - 1861 تا 1862 »

83
00:07:13,599 --> 00:07:17,895
پدرت اگه می‌تونست به اینجا می‌اومد

84
00:07:21,441 --> 00:07:26,779
اون دوباره سرگرمِ نجات دادن جمهوریه

85
00:07:28,656 --> 00:07:29,657
...وقتی کارش تموم شه

86
00:07:32,660 --> 00:07:34,162
میاد خونه پیش ما

87
00:07:46,507 --> 00:07:50,553
« هتل کرکوود »

88
00:07:58,561 --> 00:07:59,729
باید بلند شی

89
00:08:00,730 --> 00:08:02,523
آره

90
00:08:06,486 --> 00:08:10,323
می‌دونم همه می‌خوان این نمایش رو شروع کنن

91
00:08:13,868 --> 00:08:15,244
به جز تو، ادوین

92
00:08:16,746 --> 00:08:18,831
بیا

93
00:08:18,831 --> 00:08:19,916
این چیه؟

94
00:08:20,875 --> 00:08:25,963
اگه برات سؤاله چرا بوث
،قبل از ترور به دیدنم اومد

95
00:08:25,963 --> 00:08:27,256
نمی‌دونم

96
00:08:27,340 --> 00:08:28,257
« جان ویلکس بوث »

97
00:08:28,257 --> 00:08:30,843
اون... قبلاً هم به دیدنت اومده بود

98
00:08:32,803 --> 00:08:34,013
هرگز

99
00:08:37,558 --> 00:08:39,018
اون بازداشت شده؟

100
00:08:40,228 --> 00:08:41,521
ما یه مظنون داریم

101
00:08:42,939 --> 00:08:44,774
اون اینجا برات کمین کرده بود

102
00:08:50,613 --> 00:08:52,156
میگه اونم توی توطئه نقش داشت

103
00:08:55,409 --> 00:08:56,410
اوه

104
00:08:57,870 --> 00:09:02,792
برام سؤاله چرا من رو نکشت

105
00:09:03,376 --> 00:09:04,377
نمی‌دونم

106
00:09:05,920 --> 00:09:07,255
تو بهم بگو

107
00:09:16,180 --> 00:09:19,433
انگار بعد از چند کلمه صحبت 
جرأتش رو از دست داده

108
00:09:19,934 --> 00:09:20,935
اوه

109
00:09:23,813 --> 00:09:28,109
...پس حرف هایی که آبروم رو برد

110
00:09:28,109 --> 00:09:30,027
شاید جونم رو نجات داده باشه

111
00:09:32,029 --> 00:09:35,074
خب، قراره چیکار کنیم؟

112
00:09:36,284 --> 00:09:42,248
،خب، اقتصاد اولویتِ منه
نه حقوق سیاهپوستان

113
00:09:43,249 --> 00:09:49,130
و من اعتبارِ محبوبیت دوحزبی‌ام رو
خرج کارزارِ اخلاقی شما نمی‌کنم

114
00:09:50,006 --> 00:09:51,299
بوث کجاست؟

115
00:09:53,009 --> 00:09:54,218
فکر می‌کنیم رفته جنوب

116
00:09:54,885 --> 00:09:56,012
،خب، اگه اون رفته جنوب

117
00:09:56,679 --> 00:09:59,140
بذار مقاماتِ محلی تعقیبش کنن

118
00:09:59,974 --> 00:10:02,476
مقاماتِ محلی در جنوب مؤتلفه هستن

119
00:10:14,655 --> 00:10:18,117
حداقل، ظاهرِ مناسب و لازم رو داری

120
00:10:18,909 --> 00:10:21,162
من به عنوان یه خیاط کارآموزی کردم

121
00:10:24,206 --> 00:10:26,709
یکی رو بفرست اتاقم رو برای مراسم تمیز کنه

122
00:10:30,546 --> 00:10:34,800
می‌دونی، تو می‌تونی اولین مردی باشی که
من رو آقای رئیس جمهور صدا می‌کنه

123
00:10:36,469 --> 00:10:38,220
اول دست بذار روی انجیل، اندی

124
00:10:43,309 --> 00:10:45,603
چقدر طول می‌کشه به ریچموند برسیم؟

125
00:10:45,603 --> 00:10:48,147
در بهترین حالت چند روز

126
00:10:51,651 --> 00:10:53,194
اسب‌ها باید بچرن

127
00:10:53,194 --> 00:10:56,072
،اسب‌های شهری اگه غلات یا کاه بخورن
بهتر حرکت می‌کنن، دیوی

128
00:10:56,697 --> 00:10:58,449
آره، خب، ماد مایحتاج کم داره

129
00:10:59,450 --> 00:11:02,495
و نمی‌خواد کسی ببینه که بیشتر
از معمول به مغازه میره. خب؟

130
00:11:03,037 --> 00:11:05,706
تو... خب، احتمالاً بهتره
صورتت رو اصلاح کنی

131
00:11:05,706 --> 00:11:08,334
می‌خوای سبیلم رو بزنم؟
عقلت رو از دست دادی، لعنتی؟

132
00:11:08,334 --> 00:11:09,251
این نماد ظاهری منه

133
00:11:09,251 --> 00:11:11,212
می‌تونی بعد از فرار کردن
بازم سبیل بذاری، جانی

134
00:11:11,545 --> 00:11:13,839
چیه؟ می‌خوای توی زندان نگهش داری؟ -
...اگه یه بار دیگه حرف بزنی -

135
00:11:22,723 --> 00:11:24,684
یه کار مفید بکن و از جلوی چشمم دور شو

136
00:11:24,684 --> 00:11:27,520
بدون علوفه‌ی اسب
برنگرد اینجا. فهمیدی؟

137
00:11:32,858 --> 00:11:37,988
عکسِ چهره‌ی من اون بیرونه، دیوی، نه تو

138
00:11:40,157 --> 00:11:41,158
...فقط

139
00:11:43,202 --> 00:11:44,245
قهرمانِ من باش

140
00:11:48,165 --> 00:11:49,166
خواهش می‌کنم

141
00:12:30,958 --> 00:12:32,460
من دنبال دیوید هارولد می‌گردم

142
00:12:34,128 --> 00:12:36,630
خودم هستم. چه کمکی ازم برمیاد؟

143
00:12:38,466 --> 00:12:41,427
استعدادهات نظرِ ما رو جلب کردن

144
00:12:42,803 --> 00:12:43,804
منظورت چیه؟

145
00:12:44,847 --> 00:12:46,390
یکی از دوست‌هام باهات هم‌مدرسه بوده

146
00:12:47,850 --> 00:12:52,855
شنیدیم جنگل‌های مریلند رو
مثلِ کف دستت می‌شناسی

147
00:12:54,774 --> 00:12:57,860
همچنین شنیدیم کمک‌های درمانی
قابل توجهی به طرفِ ما کردی

148
00:12:59,570 --> 00:13:00,821
اسمت رو نفهمیدم

149
00:13:09,079 --> 00:13:11,165
جان جونیور سورات

150
00:13:12,041 --> 00:13:13,501
مثل سوراتسویل؟

151
00:13:13,501 --> 00:13:15,836
اسمِ پدرم رو روش گذاشتن
قبل از این که انقدر نوشیدنی بخوره که بمیره

152
00:13:15,836 --> 00:13:18,088
مادرم آخرین شامش رو براش درست کرد

153
00:13:18,839 --> 00:13:22,510
بگذریم، دیوید، دوست دارم
تو رو به یه دوست معرفی کنم

154
00:13:23,719 --> 00:13:25,763
،باید سرنوشت باشه
چون عکسش روی دیوارته

155
00:13:36,816 --> 00:13:39,652
جان ویلکس بوث؟ اون دوستته؟

156
00:13:40,444 --> 00:13:41,445
همم

157
00:13:42,655 --> 00:13:44,448
می‌خوام دوستِ تو هم باشه

158
00:13:48,410 --> 00:13:50,496
...اینجانب، اندرو جانسون

159
00:13:50,496 --> 00:13:52,456
...از صمیم قلب سوگند می‌خورم

160
00:13:52,456 --> 00:13:54,083
...از صمیم قلب سوگند می‌خورم

161
00:13:54,083 --> 00:13:58,546
که صادقانه وظایفِ رئیس جمهور
ایالات متحده را انجام دهم

162
00:13:58,754 --> 00:14:02,758
که صادقانه وظایفِ رئیس جمهور
ایالات متحده را انجام دهم

163
00:14:02,967 --> 00:14:04,051
ممنون که اومدی

164
00:14:04,051 --> 00:14:06,470
...و تا جایی که توان دارم

165
00:14:06,470 --> 00:14:09,139
...و تا جایی که توان دارم

166
00:14:09,139 --> 00:14:12,518
یادم نرفت -
...از قانون اساسی ایالت متحده -

167
00:14:12,518 --> 00:14:14,854
درک می‌کنم -
...از قانون اساسی ایالت متحده -

168
00:14:14,895 --> 00:14:16,522
قبلاً هیچوقت تولدش رو یادت نرفته

169
00:14:16,522 --> 00:14:18,732
پاسداری، حفاظت و دفاع کنم

170
00:14:19,233 --> 00:14:20,359
منم دلم براش تنگ میشه

171
00:14:20,359 --> 00:14:22,570
پاسداری، حفاظت و دفاع کنم

172
00:14:22,570 --> 00:14:24,113
بله -
آقای رئیس جمهور -

173
00:14:24,113 --> 00:14:26,907
تبریک میگم، آقای رئیس جمهور

174
00:14:30,327 --> 00:14:31,579
قیافه‌ات رو درست کن، عزیزم

175
00:14:33,330 --> 00:14:35,332
باید بهش یه فرصت بدی

176
00:14:36,500 --> 00:14:37,501
!مری

177
00:14:42,172 --> 00:14:43,966
این رو برای عصا درست کردن لازم دارم

178
00:14:44,008 --> 00:14:45,759
چی؟ نه، فقط اون رو دارم

179
00:14:45,759 --> 00:14:48,679
.دکتر میگه باید سریع درستش کنم
.کاملاً واضح گفت

180
00:14:48,679 --> 00:14:49,763
!هی

181
00:14:52,474 --> 00:14:53,475
!مری

182
00:14:56,562 --> 00:14:58,898
صورتِ بیمار باید تر و تمیز اصلاح شه

183
00:14:58,898 --> 00:15:00,232
اوه، بهش اعتماد داری؟

184
00:15:01,233 --> 00:15:03,652
مری از وقتی چهار دست و پا راه رفتن
یاد گرفته زیر دست من بوده

185
00:15:04,236 --> 00:15:06,322
قبل از این که برگردم از اینجا برو

186
00:15:20,044 --> 00:15:23,422
نه، نه، نه. هنوز در مورد سبیلم
زیاد مطمئن نیستم

187
00:15:58,916 --> 00:16:01,794
!زنیکه‌ی سیاه احمق

188
00:16:01,794 --> 00:16:03,712
قصد نداشتم بهتون صدمه بزنم، آقا

189
00:16:10,135 --> 00:16:12,179
می‌دونی من کی هستم، زنیکه‌ی میمون؟

190
00:16:14,598 --> 00:16:18,978
اگه آدمِ مهمی هم باشی، من خبر ندارم

191
00:16:18,978 --> 00:16:21,438
...فقط یه دفعه از اینجا دور شدم

192
00:16:22,940 --> 00:16:24,400
داری نگرانم می‌کنی

193
00:16:25,442 --> 00:16:27,486
،می‌دونی، وقتی نگران بشم
کارِ مسبب نگرانی‌ام رو تموم می‌کنم

194
00:16:33,784 --> 00:16:35,619
تو که ورق‌های لازم رو نداری، مری

195
00:16:36,203 --> 00:16:38,831
من قبلاً کل پول‌ها رو بردم

196
00:16:38,831 --> 00:16:41,125
تو مثل یه پسر کوچولو رفتار می‌کنی

197
00:16:43,627 --> 00:16:45,045
!هنری

198
00:16:45,713 --> 00:16:48,632
هنری! آقای جی با مارشال‌ها اومده اینجا

199
00:16:53,595 --> 00:16:56,557
اونا ویلسون، جان، الکس و سم رو دزدیدن

200
00:16:59,601 --> 00:17:01,020
!از خودت محافظت کن، بیل. برو

201
00:17:01,020 --> 00:17:02,688
!تفنگ‌ها رو بیارید

202
00:17:08,777 --> 00:17:11,155
نورِ چراغ‌ها رو کم کنید و داخل بمونید

203
00:17:14,616 --> 00:17:15,868
می‌شنوی چی میگم، مری؟

204
00:17:16,368 --> 00:17:19,913
اونا من رو می‌دزدن و برمی‌گردونن مریلند؟
من دوباره قراره برده‌ی دکتر ماد بشم؟

205
00:17:19,913 --> 00:17:21,665
!یالا، دختر. قایم شو

206
00:17:26,462 --> 00:17:29,590
تو که اونجایی! بیا بیرون

207
00:17:44,897 --> 00:17:46,273
اینجا مریلند نیست

208
00:17:47,107 --> 00:17:49,276
من کاملاً حق دارم اموالم رو پس بگیرم

209
00:17:49,276 --> 00:17:51,695
حتی اگه در شمالِ خط میسون-دیکسون باشن

210
00:17:55,199 --> 00:17:57,159
برو پایین! برو پایین

211
00:17:57,159 --> 00:17:58,702
نمی‌تونم ببینم

212
00:17:58,702 --> 00:18:00,329
!مری! مری

213
00:18:00,788 --> 00:18:02,247
!مری، برگرد اینجا

214
00:18:10,422 --> 00:18:12,257
!سوارِ گاری شید. یالا

215
00:18:12,257 --> 00:18:14,551
شماها با بازی کردن
نقشِ مردم آزاد خوش‌گذرونی کردید

216
00:18:15,385 --> 00:18:16,553
وقتِ رفتنه

217
00:18:19,098 --> 00:18:20,808
جایزه‌بگیرها

218
00:18:21,433 --> 00:18:23,143
سعی دارن سم رو بگیرن

219
00:18:24,311 --> 00:18:25,854
همونجا بشین، آقا

220
00:18:33,445 --> 00:18:36,740
...آقایونِ عزیز، عذر می‌خوام

221
00:18:36,740 --> 00:18:40,869
که غلام‌های زنگی سرکشم
اینجا هیاهو به پا کردن

222
00:18:42,371 --> 00:18:43,664
ما طرفدار الغای بردگی هستیم

223
00:18:43,705 --> 00:18:45,707
شهرِ اشتباهی رو برای تخلف انتخاب کردید

224
00:18:46,250 --> 00:18:49,044
این قضیه رو تموم کنید و از اینجا برید

225
00:18:49,044 --> 00:18:49,962
بیخیال

226
00:18:49,962 --> 00:18:53,340
مارشال‌ها دنبالِ گرفتن جایزه‌ی سر
اون خواهرزاده‌ی کوچولوت هستن

227
00:18:55,217 --> 00:18:57,386
بهتره سرِ راهمون قرار نگیری

228
00:18:57,427 --> 00:18:59,429
تو رو هم می‌گیریم

229
00:19:33,046 --> 00:19:36,508
حالش چطوره؟ -
در مورد تمهیداتِ خاکسپاری تصمیم نمی‌گیره -

230
00:19:36,508 --> 00:19:37,843
حتی به ندرت حرف می‌زنه

231
00:19:37,843 --> 00:19:41,180
لیزی الان 20 تا خیاط داره
که براش کار می‌کنن

232
00:19:41,180 --> 00:19:43,432
هر زنی توی شهر یکی از لباس‌هاش رو می‌خواد

233
00:19:45,475 --> 00:19:48,312
،اگه لباسِ جدید خاکسپاری بخوام
توی لیستِ انتظار قرار می‌گیرم

234
00:19:48,312 --> 00:19:51,106
حالا، می‌دونی که همیشه
اولین نفرِ لیستم هستی

235
00:19:51,899 --> 00:19:53,692
من برای لباسِ جدید خاکسپاری وقت ندارم

236
00:19:55,027 --> 00:19:56,695
...فقط همونی رو می‌پوشم که

237
00:19:58,488 --> 00:20:00,991
،برای خاکسپاری ویلی پوشیدم
اگه بتونی تعمیرش کنی

238
00:20:02,868 --> 00:20:04,494
به یکی میگم پیداش کنه

239
00:20:08,290 --> 00:20:12,628
باید محل آرامگاهش رو انتخاب کنیم

240
00:20:14,296 --> 00:20:17,049
می‌تونم آرلینگتون رو پیشنهاد کنم؟

241
00:20:19,426 --> 00:20:21,011
می‌خوای توی زمین لی دفنش کنی؟

242
00:20:21,011 --> 00:20:23,055
اونجا دیگه زمینِ لی نیست

243
00:20:24,139 --> 00:20:29,937
من تبدیلش می‌کنم به آرامگاهی
برای قهرمانانِ درگذشته‌مون

244
00:20:29,937 --> 00:20:32,314
اونجا قبرستانِ نظامیه. درست نیست

245
00:20:33,148 --> 00:20:35,609
اون فرمانده کل قوا بود

246
00:20:35,609 --> 00:20:36,693
درست نیست

247
00:20:44,576 --> 00:20:47,371
می‌دونی دوست داری کدوم کت و شلوار تنش باشه؟

248
00:20:47,371 --> 00:20:50,832
.وقتی زنده بود براش مهم نبود چی می‌پوشه
فکر می‌کنی الان مهمه؟

249
00:20:55,587 --> 00:20:58,507
.تو همرزمش بودی
.خودت ترتیبش رو بده

250
00:21:13,105 --> 00:21:14,940
مطمئنی که نمی‌تونی بهمون علوفه‌ی اسب بدی؟

251
00:21:14,940 --> 00:21:17,317
نه، نمی‌تونم

252
00:21:17,317 --> 00:21:20,195
،همسایه‌ام، سوان
یه راهنمای روزمُزد طرفِ ماست

253
00:21:20,696 --> 00:21:22,698
کـمکتون می‌کنه مُرداب رو
دور بزنید و برید ریچل هیل

254
00:21:22,698 --> 00:21:26,201
اونجا دوستی روی خط جنوبی به دیکسی
پیدا می‌کنید که شما رو پوشش میده

255
00:21:26,785 --> 00:21:28,370
توی ریچل هیل؟ -
بله -

256
00:21:28,370 --> 00:21:29,955
مسیرِ امن‌تری به ریچموند می‌شناسی؟

257
00:21:32,916 --> 00:21:33,917
!مری

258
00:21:35,168 --> 00:21:36,169
!مری

259
00:21:37,587 --> 00:21:40,090
اون کتابی که همیشه
دور از چشمِ من می‌خونی کجاست؟

260
00:21:41,591 --> 00:21:42,426
قربان؟

261
00:21:42,426 --> 00:21:44,011
یالا. بدش به من، دختر

262
00:21:45,012 --> 00:21:46,179
خواهش می‌کنم... دکتر ماد، نه

263
00:21:46,179 --> 00:21:47,806
بدش به من

264
00:21:47,806 --> 00:21:49,599
!خواهش می‌کنم، دکتر ماد. قربان

265
00:21:50,350 --> 00:21:52,602
کتاب رو بده به من -
...دکتر ماد، خواهش می‌کنم -

266
00:22:03,363 --> 00:22:08,243
اینی که می‌بینی خطِ مخفی
به دیکسیه. دنبالش کنید

267
00:22:08,243 --> 00:22:11,621
آره -
اگه دستگیر شدید، قورتش بده -

268
00:22:11,621 --> 00:22:12,706
آره

269
00:22:20,380 --> 00:22:21,882
مایلو؟

270
00:22:48,700 --> 00:22:50,410
مأمورهامون این رو پیدا کردن

271
00:22:50,410 --> 00:22:53,622
بوث چهار جلسه
،با کله‌گُنده‌های وال‌استریت داشته

272
00:22:53,622 --> 00:22:57,000
ازشون می‌خواسته باهاش روی یه سکوی نفتی
توی پیتزبورگ سرمایه‌گذاری کنن

273
00:22:57,000 --> 00:22:58,085
یه سکوی نفتی؟

274
00:22:58,085 --> 00:23:01,421
شرط می‌بندم «نفت» اسمِ رمز
برای فرار بعد از تروره

275
00:23:01,421 --> 00:23:03,340
می‌تونم اون دفترچه حسابی رو
که پیدا کردی ببینم؟

276
00:23:03,382 --> 00:23:05,092
حتماً. چی فکر می‌کنی؟

277
00:23:05,592 --> 00:23:07,969
،خب، مسئله اینه

278
00:23:07,969 --> 00:23:10,097
بوث یکی از مشهورترین بازیگرهای دنیاست

279
00:23:10,097 --> 00:23:12,724
تو جایزه‌ی بزرگی برای سرش گذاشتی

280
00:23:12,724 --> 00:23:15,936
پس چرا هنوز هیچکس اون رو ندیده؟

281
00:23:15,936 --> 00:23:21,108
و تنها توضیحش اینه که بوث
توسط سرویسِ مخفی مؤتلفه محافظت میشه

282
00:23:22,150 --> 00:23:23,151
ادامه بده

283
00:23:23,735 --> 00:23:27,072
،خب، اگه بوث توسط مؤتلفه محافظت میشه

284
00:23:27,072 --> 00:23:28,907
یعنی اونا توی برنامه ریزی ترور دست داشتن؟

285
00:23:29,533 --> 00:23:31,118
رابطش کیه؟

286
00:23:31,118 --> 00:23:33,954
.بوث یه بدلکاره
کی بدلکاریش رو تهیه کرده؟

287
00:23:34,496 --> 00:23:36,832
کارِ مؤتلفه بوده؟
کارِ وال‌استریت بوده؟

288
00:23:36,832 --> 00:23:41,711
یا گوش کن، کارِ جانسون بوده؟

289
00:23:41,711 --> 00:23:42,879
بیکر

290
00:23:42,879 --> 00:23:45,882
کی بیشتر از همه نفع برد؟ جانسون

291
00:23:48,093 --> 00:23:50,804
پس داری میگی جانسون بوث رو فرستاد
،آبراهام رو بکشه

292
00:23:51,930 --> 00:23:55,892
و یه ترورِ ناموفق برای خودش ترتیب داد؟

293
00:24:02,023 --> 00:24:03,400
مثل مری لینکلن حرف می‌زنی

294
00:24:03,400 --> 00:24:05,527
جانسون رو منتفی ندون

295
00:24:05,569 --> 00:24:07,154
همه بهش فکر می‌کنن

296
00:24:07,154 --> 00:24:08,697
قربان -
بله؟ -

297
00:24:08,697 --> 00:24:12,617
،یه پرونده از پسرِ مری سورات
جان سورات جونیور پیدا کردم

298
00:24:13,160 --> 00:24:15,120
اون برای پُستِ منشی‌گری تقاضا داده

299
00:24:15,120 --> 00:24:17,330
کدوم بخش؟ -
بخشِ شما -

300
00:24:18,081 --> 00:24:19,458
سعی داشته به شما نزدیک

301
00:24:19,958 --> 00:24:23,587
و رئیس پستی بود که مشهور به
رسوندن تلگراف‌ها از ریچموند بوده

302
00:24:23,587 --> 00:24:24,754
پیکِ مؤتلفه؟

303
00:24:24,754 --> 00:24:26,214
یا حتی مأمورشون

304
00:24:26,840 --> 00:24:30,927
به راحتی می‌تونست از طریق اداره‌ی پستش
پول نقد و رمز جابجا کنه

305
00:24:30,927 --> 00:24:34,514
،در واقع یه بار با کلی پول گرفتیمش

306
00:24:34,556 --> 00:24:37,225
ولی مدرکی برای محکوم کردنش نبود

307
00:24:37,809 --> 00:24:39,186
پس، دستگیرش نکردیم؟ -
نه -

308
00:24:40,103 --> 00:24:41,104
متأسفم

309
00:24:41,104 --> 00:24:45,317
باید بلافاصله بین اون و مادرش
ارتباط برقرار می‌کردم

310
00:24:45,317 --> 00:24:46,401
بله، باید این کارو می‌کردی

311
00:24:48,653 --> 00:24:50,864
اداره‌ی پست کجا بود؟

312
00:24:50,864 --> 00:24:53,241
سوراتسویل. اونجا یه کافه داره

313
00:24:53,241 --> 00:24:55,869
،سواره‌نظام گشتنش
ولی هیچی پیدا نکردن

314
00:24:56,703 --> 00:24:57,787
درسته؟

315
00:25:00,332 --> 00:25:02,375
پدربزرگت توی خونه‌مون برده قایم می‌کرد

316
00:25:02,375 --> 00:25:05,712
،مارشال‌ها همیشه می‌ریختن توی خونه‌مون
و اونا هم هیچوقت هیچی پیدا نکردن

317
00:25:08,798 --> 00:25:12,344
واسه جان سورات جونیور جایزه بذارید

318
00:25:12,385 --> 00:25:14,387
نصفِ مبلغ جایزه‌ی بوث

319
00:25:14,846 --> 00:25:15,764
!اکرت

320
00:25:15,764 --> 00:25:18,808
و وایکمن رو پیدا کن

321
00:25:19,768 --> 00:25:21,645
اون ما رو می‌بره سوراتسویل

322
00:25:35,825 --> 00:25:38,036
« مهمانسرای سورات - شعبه مریلند »

323
00:25:40,705 --> 00:25:42,082
بعد از ظهر بخیر، آقایون

324
00:25:42,082 --> 00:25:44,251
،به من نگاه کنید
دست‌هاتون رو بذارید جایی که ببینم

325
00:25:44,960 --> 00:25:46,127
خیلی آروم و راحت

326
00:25:53,009 --> 00:25:55,428
همه چی ردیفه؟ -
آره، هیچی نیست -

327
00:25:55,428 --> 00:25:57,973
این پشت هیچکس نیست؟ -
خالیه -

328
00:25:58,807 --> 00:25:59,975
و اینجا چی؟

329
00:26:01,810 --> 00:26:03,228
حالا، همه آروم باشید

330
00:27:17,927 --> 00:27:20,221
!اکرت! وایکمن

331
00:27:21,181 --> 00:27:22,390
!اکرت

332
00:27:26,728 --> 00:27:28,063
باید این رو رمزگشایی کنیم

333
00:27:33,068 --> 00:27:34,778
اون چیه؟

334
00:27:34,778 --> 00:27:38,281
یه تلگرافه، ولی به رمزه

335
00:27:39,407 --> 00:27:42,369
،از جفرسون دیویس به دوستِ خوبت
،جان سورات جونیور

336
00:27:42,369 --> 00:27:43,578
بشین

337
00:27:43,578 --> 00:27:46,206
به نظر میاد پسرِ صاحبخونه‌ات دست داشته

338
00:27:46,706 --> 00:27:49,918
اون در هفته‌ی ترور پیامی
از مؤتلفه دریافت کرده

339
00:27:50,460 --> 00:27:53,171
آخرین بار کِی جان سورات رو دیدی؟

340
00:27:53,171 --> 00:27:54,297
...جان، عه

341
00:27:54,297 --> 00:27:59,094
.اون قبل از 14 آوریل از شهر رفت بیرون
گفت دنبال کار می‌گرده

342
00:27:59,094 --> 00:28:01,471
‫همچین آدمی هست که توطئه‌ی ترور بچینه؟

343
00:28:02,764 --> 00:28:04,140
‫نمی‌تونم بگم همچین کاری نمی‌کنه

344
00:28:04,140 --> 00:28:06,976
‫خودت شخصاً توی توطئه‌ای برای

345
00:28:06,976 --> 00:28:09,270
‫سرنگونی کابینه نقش نداشتی، وایکمن؟

346
00:28:10,188 --> 00:28:11,731
‫- خب، من... نه
‫- هان؟

347
00:28:11,731 --> 00:28:15,318
‫باورم نمی‌شد با آدمایی که قصد ترور دارن

348
00:28:15,318 --> 00:28:17,737
‫زیر یه سقف هستم...

349
00:28:17,737 --> 00:28:20,073
‫می‌دونستی سورات‌ها
‫هوادارِ ایالات مؤتلفه هستن

350
00:28:20,073 --> 00:28:21,199
‫اینو می‌دونستی

351
00:28:21,199 --> 00:28:24,703
‫وقتی واسه من کار می‌کنی،
‫چرا با جان رفیق بودی؟ هان؟

352
00:28:25,453 --> 00:28:27,122
‫- من نمی...
‫- صدات رو نمی‌شنوم!

353
00:28:27,122 --> 00:28:29,499
‫دوستی ِمن و جان به قبل از جنگ برمی‌گرده

354
00:28:29,499 --> 00:28:31,918
‫ولی روی همه چی که هم‌نظر نبودیم

355
00:28:33,128 --> 00:28:35,588
‫درمورد لینکلن یا برده‌داری هم‌نظر نبودیم

356
00:28:36,881 --> 00:28:40,802
‫ولی مگه همه‌مون قبل
‫از جنگ دوستانی نداشتیم؟

357
00:28:42,721 --> 00:28:45,265
‫اون‌وقت هیچ صحبتی، نقشه‌ای
‫به گوشِت نخورد؟

358
00:28:45,265 --> 00:28:48,560
‫من بوث رو به‌عنوان دوستِ جان می‌شناختم

359
00:28:49,144 --> 00:28:51,563
‫بعدش اونا توی مسافرخونه‌ی
‫واشنتن‌دی‌سی همدیگه رو می‌دیدن...

360
00:28:51,563 --> 00:28:52,647
‫موضوع جلسه‌شون چی بود؟

361
00:28:53,231 --> 00:28:54,232
‫نمی‌دونم

362
00:28:55,108 --> 00:28:56,484
‫نمی‌دونی؟

363
00:28:56,484 --> 00:28:58,361
‫خودم رو در حدی نمی‌دیدم که

364
00:28:58,361 --> 00:29:01,489
‫با یه بازیگر مشهور دوست باشم و

365
00:29:02,240 --> 00:29:03,533
‫اونا هیچ‌وقت منو وارد بازی‌شون نمی‌کردن

366
00:29:03,533 --> 00:29:06,619
‫وایکمن، تو اونجا زندگی می‌کردی.
‫بهشون نزدیک بودی.

367
00:29:07,620 --> 00:29:09,664
‫توقع داری باور کنم هیچی ندیدی؟

368
00:29:09,664 --> 00:29:11,666
‫باور نمی‌کنم. داری بهم دروغ میگی؟

369
00:29:11,666 --> 00:29:14,002
‫خانم سورات

370
00:29:14,002 --> 00:29:18,131
‫دیدم خانم سورات یه سری
‫بسته براشون می‌فرسته

371
00:29:18,131 --> 00:29:19,674
‫بسته؟ چجور بسته‌هایی؟

372
00:29:19,674 --> 00:29:21,259
‫اون خانم بیوه گفت که...

373
00:29:21,259 --> 00:29:26,306
‫وسایل آشپزی هستن،
‫که الان فکر می‌کنم اسلحه بودن

374
00:29:28,641 --> 00:29:33,980
‫من هیچ‌وقت وزارت جنگ رو به خطر ننداختم.
‫به اتحادیه وفادارم.

375
00:29:38,401 --> 00:29:39,402
‫برو بیرون

376
00:29:42,030 --> 00:29:43,031
‫یالا

377
00:29:52,165 --> 00:29:54,167
‫خب، خانم سورات...

378
00:29:54,167 --> 00:29:55,835
‫بابت فراهم کردنِ محل ملاقات

379
00:29:55,835 --> 00:29:57,045
‫ممکنه بابت همین اعدام بشی

380
00:29:57,045 --> 00:29:58,963
‫بابت فراهم کردنِ اسلحه.
‫ممکنه بابت همین اعدام بشی.

381
00:29:58,963 --> 00:30:01,800
‫بابت فاش نکردنِ توطئه‌ی قتل
‫هم می‌تونی اعدام بشی

382
00:30:01,800 --> 00:30:03,218
‫- یا می‌تونی...
‫- نه

383
00:30:03,218 --> 00:30:06,638
‫یا می‌تونی بهم بگی اون کجاست و
‫خودت بری خونه، مری

384
00:30:06,638 --> 00:30:08,056
‫- می‌تونی بری خونه
‫- نمی‌تونید این کار رو بکنید

385
00:30:08,056 --> 00:30:09,599
‫- می‌خوای بری خونه؟
‫- نگاهم کن

386
00:30:09,599 --> 00:30:11,726
‫- نمی‌تونید این بلا رو سرم بیارید. آره
‫- می‌خوای بری خونه؟

387
00:30:12,477 --> 00:30:14,979
‫خواهش می‌کنم، جناب، نمی‌تونید
‫این بلا رو سرم بیارید

388
00:30:14,979 --> 00:30:16,981
‫- آفرین. باریکلا
‫- خواهش می‌کنم

389
00:30:16,981 --> 00:30:18,942
‫- هیچ‌وقت همراه بوث روی صحنه نمیری
‫- خواهش می‌کنم، آقا

390
00:30:18,942 --> 00:30:21,486
‫ولی همراهش محاکمه میشی. کجاست؟

391
00:30:21,486 --> 00:30:23,530
‫من از این قضیه هیچی نمی‌دونم

392
00:30:23,530 --> 00:30:26,199
‫پسرت جان کجاست؟ همراهِ بوثـه؟

393
00:30:27,450 --> 00:30:31,120
‫اگه می‌دونستم هم بهتون نمی‌گفتم

394
00:30:31,830 --> 00:30:33,289
‫اون پسرمـه

395
00:30:33,289 --> 00:30:35,667
‫اون پسرمـه

396
00:30:35,667 --> 00:30:36,751
‫پس دیگه بهش غذا ندید

397
00:30:37,335 --> 00:30:38,711
‫- قربان؟
‫- نه! جناب!

398
00:30:38,711 --> 00:30:41,548
‫- گفتم دیگه بهش غذا ندید
‫- خواهش می‌کنم، خدایا

399
00:30:41,548 --> 00:30:47,804
‫خواهش می‌کنم! می‌خوام برم خونه!

400
00:30:56,980 --> 00:30:59,440
‫آقایون، بلند شید

401
00:30:59,440 --> 00:31:03,069
‫حالا چون جانسون رو نکُشتید
‫دلیل نمیشه لَم بدید. بلند شید!

402
00:31:05,154 --> 00:31:06,489
‫تکون بخور

403
00:31:06,489 --> 00:31:09,117
‫خیلی‌خب، آقای پاول،
‫عقل‌تون سر جاشـه؟

404
00:31:09,909 --> 00:31:12,287
‫دوباره امتحان می‌کنیم. بوث کجاست؟

405
00:31:24,465 --> 00:31:25,717
‫راه‌حلی پیدا کردی؟

406
00:31:26,718 --> 00:31:28,928
‫دارم از متن رمزگشایی که
‫توی هتل بوث پیدا کردیم استفاده می‌کنم

407
00:31:28,928 --> 00:31:31,598
‫ولی این دری‌وری و نامفهومـه

408
00:31:32,223 --> 00:31:34,058
‫این دستِ کم یه سیستم رمز دو کلمه‌ایـه

409
00:31:34,058 --> 00:31:36,394
‫یعنی، شاید هم سه تا باشه،
‫یا حتی چهار کلمه‌ای

410
00:31:36,394 --> 00:31:40,732
‫شروع کن حدس زدن. سرودِ «سرزمین
‫دیکسی». سکوی نفتی. رهبران مؤتلفه.

411
00:31:40,732 --> 00:31:44,235
‫صد نفر آدم لازم دارم که صد سال
‫روی این کار کنن تا رمزگشایی بشه

412
00:31:44,235 --> 00:31:45,987
‫خب، پس نفر پیدا کن

413
00:31:49,574 --> 00:31:52,368
‫- پسره اینجاست، می‌خواد باهات حرف بزنه
‫- راهنماییش کنید داخل

414
00:31:59,000 --> 00:32:01,377
‫- بادوم‌زمینی بودی دیگه؟
‫- بله، قربان

415
00:32:02,045 --> 00:32:03,046
‫سرت چطوره؟

416
00:32:03,546 --> 00:32:04,547
‫خوبه

417
00:32:06,424 --> 00:32:08,176
‫می‌خوای چیزی بهم بگی؟

418
00:32:08,760 --> 00:32:10,553
‫یه چیزی هست که باید راجع به بوث بدونید

419
00:32:10,553 --> 00:32:12,138
‫چی؟

420
00:32:12,805 --> 00:32:16,726
‫وقتی از تئاتر بیرون اومد،
‫پاهاش می‌لنگید

421
00:32:16,726 --> 00:32:20,772
‫با پای لنگ پرید روی اسبش.
‫آسیب شدیدی دیده بود.

422
00:32:21,940 --> 00:32:23,983
‫به نظر می‌اومد احتمالاً پاش شکسته

423
00:32:24,734 --> 00:32:26,486
‫آخه، داشت بدجور می‌لنگید

424
00:32:26,486 --> 00:32:27,904
‫مطمئنی؟

425
00:32:28,988 --> 00:32:30,740
‫اینطور به نظر می‌اومد

426
00:32:33,242 --> 00:32:38,581
‫اگه پاش شکسته باشه،
‫پس به دکتر نیاز پیدا می‌کنه

427
00:32:58,267 --> 00:33:01,437
‫پس فقط یه پای شسکته رو آتل بستی؟

428
00:33:02,647 --> 00:33:03,648
‫بیمارِ من ریشش رو تراشیده بود

429
00:33:03,648 --> 00:33:09,529
‫یعنی، شاید همین یارو بوث باشه،
‫ولی من اون موقع نشناختمش

430
00:33:10,571 --> 00:33:12,865
‫فهمیدید اسمش چیه یا نه؟

431
00:33:14,117 --> 00:33:17,203
‫گفت از اینجا رد می‌شده،
‫واسه همین براش پرونده تشکیل ندادم

432
00:33:20,957 --> 00:33:22,917
‫کِی ماجرای قتل رو شنیدید؟

433
00:33:24,627 --> 00:33:26,337
‫توی روزنامه‌ی صبح خوندم

434
00:33:27,463 --> 00:33:29,799
‫روزنامه رو کِی خوندید؟
‫قبل یا بعد از اینکه...

435
00:33:29,799 --> 00:33:31,634
‫بیمارتون بره؟ که احتمالاً بوث هم بوده

436
00:33:31,634 --> 00:33:33,761
‫نمی‌تونم تأیید کنم اون بوث بوده

437
00:33:33,761 --> 00:33:38,016
‫ضمناً یادم نمیاد دقیقاً روزنامه رو کِی خوندم

438
00:33:38,016 --> 00:33:41,144
‫عجیبـه همچین چیزی رو فراموش کردید

439
00:33:41,644 --> 00:33:43,271
‫بیمارتون هم اون روزنامه رو خوند؟

440
00:33:43,271 --> 00:33:45,523
‫کسی که ساق پاش شکسته باشه

441
00:33:45,523 --> 00:33:48,526
‫جز برچسب آرام بخش هیچی نمی‌تونه بخونه

442
00:33:49,610 --> 00:33:52,697
‫حالا اگه ایرادی نداره،
‫باید برم یه دو قلو به دنیا بیارم

443
00:33:53,573 --> 00:33:54,574
‫صحیح

444
00:34:01,372 --> 00:34:04,876
‫ترجیح میدم بدون حضورِ من
‫اهالی خونه رو سین‌جیم نکنید

445
00:34:04,876 --> 00:34:06,335
‫پس نباید جایی بری

446
00:34:06,335 --> 00:34:09,047
‫- تو!
‫- بله قربان؟ چه کمکی ازم برمیاد؟

447
00:34:09,047 --> 00:34:10,882
‫این فقط نجارمـه

448
00:34:10,882 --> 00:34:12,633
‫به دکتر ماد وفاداری

449
00:34:12,633 --> 00:34:14,469
‫یا می‌تونم بهت اعتماد کنم که
‫کلِ حقیقت رو میگی؟

450
00:34:14,469 --> 00:34:16,012
‫- من...
‫- من...نمی‌دونم

451
00:34:16,012 --> 00:34:17,430
‫نمی‌دونم قضیه چیه، قربان

452
00:34:17,430 --> 00:34:21,225
‫ولی من و برادرم... ما اصلاً
‫دنبالِ دردسر نیستیم، آقا

453
00:34:22,185 --> 00:34:24,312
‫هر چی می‌خواید ازشون بپرسید

454
00:34:24,312 --> 00:34:27,356
‫پسره به اندازه‌ی دختره باهوش نیست

455
00:34:27,356 --> 00:34:31,486
‫شما در جریان بودید که دکتر ماد بیماری
‫به اسم جان ویلکس بوث رو مداوا کرده؟

456
00:34:32,820 --> 00:34:34,906
‫اسم بیمار رو نمی‌دونیم

457
00:34:35,448 --> 00:34:40,036
‫می‌دونستید بیمار دکتر ماد، جان ویلکس بوث،
‫رئیس‌جمهور رو به قتل رسوند؟

458
00:34:44,874 --> 00:34:46,084
‫نمی‌دونستیم، الان از شما شنیدیم

459
00:34:46,751 --> 00:34:48,294
‫می‌دونید بوث کجا رفت؟

460
00:34:50,129 --> 00:34:53,758
‫حالا نه اینکه قرار بود
‫برامون کارت پستال بفرسته...

461
00:34:53,758 --> 00:34:55,134
‫البته

462
00:34:55,134 --> 00:34:57,428
‫- چقدر خبر بدیـه. افتضاحـه
‫- آره

463
00:34:57,428 --> 00:34:58,638
‫آره. خب، ممنون

464
00:35:01,015 --> 00:35:03,726
‫اگه اسب‌هاتون آب می‌خوان، بفرمایید

465
00:35:03,726 --> 00:35:05,478
‫لطف دارید

466
00:35:06,437 --> 00:35:09,524
‫خیلی‌خب. برگردید سر کار.
‫هنوز عید پاک نشده.

467
00:35:17,490 --> 00:35:22,453
‫عمو هنری؟ عمو هنری؟ عمو هنری؟

468
00:35:26,499 --> 00:35:27,542
‫عمو هنری؟

469
00:35:39,554 --> 00:35:41,013
‫نه!

470
00:35:41,013 --> 00:35:43,599
‫نه!

471
00:35:57,822 --> 00:35:59,282
‫مسیر ریچ هیل همینه یا نه؟

472
00:36:01,742 --> 00:36:02,743
‫مطمئن نیستم

473
00:36:04,579 --> 00:36:09,750
‫قربان، یه نگاهی به این بندازید

474
00:36:10,668 --> 00:36:14,213
‫- چیه؟
‫- دومین مراسم تحلیفـه

475
00:36:14,213 --> 00:36:19,218
‫- خیلی‌خب
‫- و فکر کنم این بوثـه

476
00:36:25,224 --> 00:36:26,392
‫اونجا بوده

477
00:36:36,986 --> 00:36:41,490
‫«یک‌هشتم کل جمعیت بردگان رنگین‌پوست بودند
‫[شش هفته قبل از ترور]

478
00:36:41,490 --> 00:36:47,663
‫در کل قسمت‌های اتحادیه پخش نشدند،
‫بلکه در قسمت‌های جنوبی متمرکز شده‌اند.»

479
00:36:47,663 --> 00:36:49,498
‫حالا، این چی؟

480
00:36:50,208 --> 00:36:54,629
‫«با این حال، اگر خدا بخواهد که این روال
‫تا زمانی که تمام ثروت انباشته شده

481
00:36:54,629 --> 00:37:00,259
‫توسط 250 سال زحمات یک‌طرفه‌ی
‫بردگان غرق شود، ادامه یابد،

482
00:37:01,135 --> 00:37:05,473
‫و تا زمانی که هر قطره خونی که
‫با شلاق ریخته شده،

483
00:37:05,473 --> 00:37:10,853
‫باید با شمشیر تلافی شود،
‫همان‌گونه که سه هزار سال پیش گفته شده،

484
00:37:10,853 --> 00:37:13,522
‫هنوز هم باید گفته شود،

485
00:37:13,522 --> 00:37:18,986
‫قضاوت خداوند تماماً صحیح و عادلانه‌ است.»

486
00:37:18,986 --> 00:37:20,363
‫زیادی افراطی نیست؟

487
00:37:20,905 --> 00:37:24,492
‫نه. نه، به حقیقتِ این نبرد اشاره کن

488
00:37:25,117 --> 00:37:26,118
‫اوهوم

489
00:37:27,662 --> 00:37:31,916
‫آبراهام، تابحال اینقدر
‫مورد محبت بقیه نبودی

490
00:37:31,916 --> 00:37:35,044
‫اگه الان قدرتش رو نداشته باشی
‫که حقیقت رو بگی، پس...

491
00:37:35,753 --> 00:37:36,963
‫هیچکس هرگز قدرتش رو نخواهد داشت

492
00:37:38,839 --> 00:37:39,840
‫آره

493
00:37:40,466 --> 00:37:42,260
‫به همین منظور، گفتم شاید
‫این رو هم اضافه کنم

494
00:37:42,260 --> 00:37:46,389
‫اگه یه وقت کسی تصمیم‌مون رو
‫زیر سؤال ببره...

495
00:37:48,766 --> 00:37:54,689
‫«این برده‌ها منافع ویژه و
‫مهمی در بر داشتند.

496
00:37:55,189 --> 00:38:01,028
‫همه می‌دانستند که این منافع
‫به نوعی علت واقعی جنگ بودند.»

497
00:38:10,621 --> 00:38:16,502
‫پدر، نمی‌خواستم...
‫تقصیر تو نیست.

498
00:38:17,211 --> 00:38:18,337
‫آره

499
00:38:19,922 --> 00:38:20,923
‫طوری نیست

500
00:38:34,186 --> 00:38:38,858
‫یه دکتر توی مریلند پای
‫شکسته‌ی بوث رو مداوا کرده

501
00:38:40,234 --> 00:38:41,360
‫گرفتیمش؟

502
00:38:42,778 --> 00:38:45,031
‫امروز صبح رفته بود

503
00:38:47,867 --> 00:38:49,660
‫مرد دیگه‌ای همراهش بوده؟

504
00:38:51,495 --> 00:38:52,872
‫نمی...نمی‌دونم

505
00:39:08,679 --> 00:39:10,264
‫- اِدوین
‫- اِلیزابت

506
00:39:14,185 --> 00:39:16,687
‫خانواده‌ی رئیس‌جمهور کجا رفتن؟

507
00:39:17,730 --> 00:39:19,148
‫شیکاگو

508
00:39:20,316 --> 00:39:21,400
‫که اینطور

509
00:39:21,400 --> 00:39:26,405
‫ولی راستش رو بخوای، خانم لینکلن
‫خانواده رو به بدهی کشوند

510
00:39:28,866 --> 00:39:31,535
‫- آبراهام خبر داشت؟
‫- نه، و خدا رو شکر که هیچ‌وقت خبردار نمیشه

511
00:39:33,371 --> 00:39:36,874
‫می‌تونه بعضی از لباس‌ها و
‫جواهراتم رو بفروشه، ولی...

512
00:39:38,167 --> 00:39:42,338
‫نه، درک می‌کنم. اون لج‌بازه،
‫صریحـه، ول‌خرجـه.

513
00:39:42,963 --> 00:39:45,049
‫همون ویژگی‌هایی که هر سناتوری داره

514
00:39:45,049 --> 00:39:47,426
‫آره

515
00:39:48,010 --> 00:39:50,638
‫و اگه زن‌ها فرصتی داشتن،
‫شاید سناتور هم می‌شد

516
00:39:51,555 --> 00:39:52,598
‫شاید

517
00:39:55,393 --> 00:40:00,147
‫متأسفانه بدون آقای لینکلن،
‫وضعیت مالیش وخیمـه

518
00:40:02,900 --> 00:40:05,319
‫نمیشه کنگره یه بودجه واسه زن‌های
‫بیوه‌ی رئیس‌جمهورها تصویب کنه؟

519
00:40:05,319 --> 00:40:09,073
‫نه. الان که کنگره تعطیلـه...

520
00:40:11,742 --> 00:40:13,160
‫بذار ببینم چه کاری ازم برمیاد

521
00:40:14,120 --> 00:40:15,121
‫ممنون

522
00:40:16,580 --> 00:40:22,211
‫- حالت خوبه؟
‫- چیزی نمونده بود بگیرمش

523
00:40:25,673 --> 00:40:29,677
‫«منزل وزیر جنگ، ادوین استنتون»

524
00:40:31,470 --> 00:40:32,680
‫شنیدی؟

525
00:41:11,260 --> 00:41:12,261
‫لابد حیوونی چیزیـه

526
00:41:15,890 --> 00:41:19,602
‫تبریک میگم، آقای رئیس‌جمهور.
‫ایالت جورجیا مشتاقه باهاتون کار کنه.

527
00:41:19,602 --> 00:41:21,228
‫به اتحادیه خوش برگشتید

528
00:41:21,228 --> 00:41:23,147
‫مگه چاره‌ای هم داشتیم؟

529
00:41:23,189 --> 00:41:28,277
‫هیچکس دلش نمی‌خواد این شکلی که
‫من رئیس‌جمهور شدم، رئیس‌جمهور بشه

530
00:41:28,277 --> 00:41:33,866
‫پس موضوع مقام گرفتنِ من نیست،
‫بلکه التیام پیدا کردنِ ماست.

531
00:41:34,950 --> 00:41:36,827
‫به افتخار اتحاد، دوستانِ من

532
00:41:36,827 --> 00:41:38,787
‫به افتخار ایالات متحده

533
00:41:38,787 --> 00:41:42,541
‫آدم بزرگ‌های حاضر در جمع
‫می‌خوان رو به جلو حرکت کنیم

534
00:41:42,541 --> 00:41:45,669
‫تا برای رفاه آینده‌مون برنامه بریزیم

535
00:41:49,256 --> 00:41:53,010
‫خب، به نظر من اگه
‫واسه قتل یه رئیس‌جمهور

536
00:41:53,010 --> 00:41:55,763
‫حد و مرز تعیین نکنیم، اون‌وقت

537
00:41:55,763 --> 00:41:59,141
‫باید قبول کنیم که دیگه
‫هیچ خط قرمزی باقی نمی‌مونه

538
00:42:02,520 --> 00:42:06,315
‫به افتخار رئیس‌جمهور
‫جدیدمون، اندرو جانسون

539
00:42:06,899 --> 00:42:08,901
‫من دارم دنبالِ بوث می‌گردم،
‫بپا چوب لای چرخم نذاری،

540
00:42:08,901 --> 00:42:13,739
‫مگه اینکه بخوای کل کشور بپرسن کی
‫از مرگِ آبراهام بیشترین نفع رو برده

541
00:42:32,883 --> 00:42:35,302
‫- پدر، میشه باهات صحبت کنم؟
‫- آره

542
00:42:35,803 --> 00:42:36,804
‫آره

543
00:42:40,099 --> 00:42:41,809
‫الن، وحشت‌زده شده

544
00:42:41,809 --> 00:42:46,272
‫نگهبان‌ها رد کفش یه مرد رو پیدا کردن،
‫به ایوان پشتی منتهی می‌شده

545
00:42:52,987 --> 00:42:54,989
‫ادی؟ وقتی سورات درخواست داد...

546
00:42:54,989 --> 00:42:58,117
‫تا بهمون نفوذ کنه، تقاضانامه‌اش هم
‫توی اون پرونده هست؟

547
00:42:58,117 --> 00:43:00,369
‫- آره. چطور؟
‫- سایز کفش

548
00:43:02,788 --> 00:43:05,165
‫یه کاری برات دارم

549
00:43:05,165 --> 00:43:07,501
‫البته اگه بتونی ویراستارت رو راضی کنی

550
00:43:07,501 --> 00:43:10,004
‫هر چقدر کارم سخت‌تر باشه،
‫بهتر انجامش میدم

551
00:43:10,004 --> 00:43:11,964
‫خب، از این نظر شبیهیم

552
00:43:13,215 --> 00:43:15,634
‫قضیه اطلاع‌رسانیـه یا تبلیغات؟

553
00:43:15,634 --> 00:43:19,179
‫توی مونترآل یه جاسوس می‌خوام،
‫در اسرع وقت

554
00:43:19,179 --> 00:43:20,431
‫چی می‌خوای بدونی؟

555
00:43:20,431 --> 00:43:24,018
‫هر چی که انجمن مخفی مؤتلفه‌ی مونترآل

556
00:43:24,018 --> 00:43:28,647
‫از ترور می‌دونه،
‫تأمین هزینه‌ی توطئه‌ها علیه آمریکا

557
00:43:28,647 --> 00:43:31,275
‫خب، هم بوث و هم اون یارو
‫سورات رو اونجا دیدم

558
00:43:31,275 --> 00:43:34,653
‫خب، از «دوستات» بپرس
‫ببین می‌دونن کجا رفتن یا نه

559
00:43:35,279 --> 00:43:39,450
‫این پیش‌پرداختت. در ضمن اگه
‫گیرت انداخت، فقط میگی خبرنگاری.

560
00:43:39,450 --> 00:43:41,744
‫از وزارت جنگ آمریکا نیستی

561
00:43:43,787 --> 00:43:45,414
‫هر وقت چیزی دستگیرم شد، بهت میگم

562
00:43:45,414 --> 00:43:47,583
‫خب، روی زبون فرانسوی‌ت تمرین کن و

563
00:43:47,583 --> 00:43:50,628
‫ببین می‌تونی واسم سرنخی پیدا کنی

564
00:43:50,628 --> 00:43:53,714
‫از هر کسی که داره به
‫سورات و بوث کمک می‌کنه

565
00:43:54,298 --> 00:43:55,674
‫بهتر از این

566
00:43:57,343 --> 00:43:58,677
‫خودشون رو پیدا کن

567
00:45:00,322 --> 00:45:01,907
‫هنوزم خیلی خوشگلی

568
00:45:03,701 --> 00:45:05,911
‫جان، از دیدنت خوشحالم

569
00:45:05,911 --> 00:45:07,705
‫امشب چه کاری
‫از دستمون واست ساخته‌ست؟

570
00:45:07,705 --> 00:45:12,459
‫خب، ای‌کاش اون رو به من فروخته بودی،
‫ولی لینکلن همه چی رو خراب کرد

571
00:45:12,459 --> 00:45:13,669
‫علائم خاصی نداری؟

572
00:45:14,420 --> 00:45:15,963
‫مثل همیشه‌ام، دکتر

573
00:45:15,963 --> 00:45:18,257
‫مری، اتاق بالا رو آماده کن، خب؟

574
00:45:18,257 --> 00:45:20,259
‫باورت نمیشه کی رو مداوا کردم

575
00:45:20,759 --> 00:45:22,636
‫- خرگوش عید پاک
‫- نه، مهم‌تر از اون

576
00:45:24,388 --> 00:45:26,515
‫- دوستِ مشترکمون
‫- اون اینجا بود؟

577
00:45:26,515 --> 00:45:30,144
‫بود. خب، مسیح رو نمیگم‌ها

578
00:45:33,897 --> 00:45:35,357
‫می‌دونستی نقشه عوض شده؟

579
00:45:37,067 --> 00:45:38,068
‫تو می‌دونستی؟

580
00:45:38,861 --> 00:45:39,862
‫اول تو جواب بده

581
00:45:41,739 --> 00:45:44,992
‫می‌دونم باید تا چه حد بدونم و
‫بیشتر از این سؤال نمی‌پرسم

582
00:45:44,992 --> 00:45:46,618
‫پیشنهاد میدم تو هم همین کار رو بکنی

583
00:46:13,729 --> 00:46:15,314
‫توشه لازم داری؟

584
00:46:16,023 --> 00:46:17,649
‫واسه یکی دو روز

585
00:46:19,318 --> 00:46:21,570
‫مری، صبح اول وقت برو بازار و

586
00:46:21,570 --> 00:46:23,614
‫واسه جان لوازم و توشه‌ی مناسب بگیر

587
00:46:30,287 --> 00:46:31,914
‫شنیدم دارن دنبالم می‌گردن

588
00:46:34,875 --> 00:46:38,128
‫شنیدم وزارت جنگ از هیچکس سرنخی نداره

589
00:46:47,012 --> 00:46:49,181
‫همیشه از مهمون‌نوازیت ممنونم، دکتر

590
00:46:59,650 --> 00:47:01,652
‫می‌دونم چقدر بهش نزدیک بودی...
‫[منزل وزیر امور خارجه، ویلیام سوارد]

591
00:47:03,987 --> 00:47:05,906
‫و موقعی که نیومد بهم سر بزنه

592
00:47:07,866 --> 00:47:09,701
‫می‌دونستم چه اتفاقی افتاده

593
00:47:10,744 --> 00:47:13,664
‫به همه چی... فکر کرده بودم

594
00:47:16,834 --> 00:47:20,504
‫ولی حق با تو بود. اونا افراطی هستن

595
00:47:21,630 --> 00:47:22,965
‫مراقب باش، ادوین

596
00:47:23,924 --> 00:47:25,968
‫به نظرت دوباره میان سراغم؟

597
00:47:26,552 --> 00:47:27,636
‫حتماً میان

598
00:47:29,346 --> 00:47:30,681
‫بذار بیان

599
00:47:37,729 --> 00:47:41,441
‫صبح بخیر، پدر. یه فکری دارم

600
00:47:41,441 --> 00:47:46,947
‫به جای دفن کردنِ لینکلن، چطوره جسدش رو
‫توی کشور بگردونیم؟

601
00:47:47,739 --> 00:47:48,907
‫چطور؟

602
00:47:48,907 --> 00:47:53,620
‫جسدش رو با قطار حمل می‌کنیم،
‫توی چندین شهر نشونش می‌دیم،

603
00:47:53,620 --> 00:47:57,332
‫تا آمریکایی‌ها بتونن خوب براش عزاداری کنن

604
00:47:58,625 --> 00:48:02,129
‫هرچقدر آمریکایی‌ها از نزدیک‌تر
‫ببینن که کی رو از دست دادن

605
00:48:02,713 --> 00:48:06,341
‫واسه عملی کردنِ رویای آبراهام
‫حمایت بیشتری جلب می‌کنی

606
00:48:11,430 --> 00:48:12,598
‫خوبه

607
00:48:14,516 --> 00:48:18,020
‫محل دفنش کجا باشه؟
‫همینجا توی پایتخت؟

608
00:48:18,020 --> 00:48:20,689
‫نه، مری لینکلن این اجازه رو نمیده

609
00:48:22,149 --> 00:48:23,567
‫بیا ببریمش خونه

610
00:48:25,235 --> 00:48:29,406
‫توقف آخر، اسپرینگ‌فیلدز، ایلینوی

611
00:48:30,324 --> 00:48:32,117
‫خوب اومدی

612
00:48:33,285 --> 00:48:35,287
‫خوبه، ادی. خوبه!

613
00:48:36,288 --> 00:48:38,248
‫- هماهنگی‌هاش رو انجام میدم...
‫- نه، خودم ردیفش می‌کنم

614
00:48:38,248 --> 00:48:39,750
‫این آبراهام رو تیتر اخبار نگه می‌داره

615
00:48:39,750 --> 00:48:43,211
‫و چون آینده‎‌ی بازسازی مشخص نیست،
‫می‌خوام سایه‌ی لینکلن روی بوث بیفته

616
00:49:04,274 --> 00:49:06,276
‫[جایزه‌ی 30هزار دلاری
‫برای یافتن جان ویلکس بوث]

617
00:49:15,619 --> 00:49:16,745
‫به نظر دوستانه میان

618
00:49:20,791 --> 00:49:22,501
‫هوی، هوی، هوی!
‫یواش، یواش!

619
00:49:22,501 --> 00:49:24,294
‫آهای، آهای!
‫دست از پا خطا نکنی!

620
00:49:24,294 --> 00:49:26,129
‫برو داخل. بگو صاحبت بیاد

621
00:49:27,339 --> 00:49:28,465
‫صاحبم جلوتون وایستاده

622
00:49:29,633 --> 00:49:32,552
‫آره، این ملکِ منـه،
‫پس می‌تونید خفه خون بگیرید

623
00:49:33,845 --> 00:49:35,263
‫من آزاد به دنیا اومدم

624
00:49:36,848 --> 00:49:38,100
‫داریم دنبال ریچ هیل می‌گردیم

625
00:49:39,476 --> 00:49:40,686
‫دو دلار بدید راه رو نشون‌تون بدم

626
00:49:41,269 --> 00:49:43,021
‫دو دلار بدیم باید خودت ما رو ببری اونجا

627
00:49:43,021 --> 00:49:44,147
‫اون براتون پنج دلار آب می‌خوره

628
00:49:45,023 --> 00:49:46,316
‫یا می‌تونم راه رو نشون‌تون بدم

629
00:49:46,817 --> 00:49:48,819
‫ولی خرجش میشه سه دلار حالا که
‫دو دلارم رو قبول نکردید

630
00:49:48,819 --> 00:49:50,737
‫اگه راه رو نشون‌مون نده چی؟

631
00:49:50,737 --> 00:49:52,072
‫نه، فراموشش کن

632
00:49:52,072 --> 00:49:53,657
‫خودمون راه ریچ هیل رو پیدا می‌کنیم

633
00:49:54,366 --> 00:49:58,453
‫وایسا. ببین، نقشه‌ی ماد
‫جزئیاتِ منطقه رو خوب نشون نداده

634
00:49:58,453 --> 00:50:02,457
‫راهنمایی می‌خواید یا نه؟
‫دارید وقتم رو تلف می‌کنید

635
00:50:33,572 --> 00:50:37,743
‫میشه این رو به شما بسپرم؟
‫حقوق سفر برای مری

636
00:50:39,036 --> 00:50:40,287
‫همراهت داشته باشش

637
00:50:41,204 --> 00:50:44,207
‫امیدوارم اینو خرج تجملات نکنه
‫که حواسش پرت بشه

638
00:50:44,708 --> 00:50:46,835
‫خیلی لطف کردی. ممنون

639
00:50:49,671 --> 00:50:50,881
‫الیزابت

640
00:50:52,466 --> 00:50:53,800
‫نمی‌تونیم به عقب‌ برگردیم

641
00:50:54,676 --> 00:51:00,640
‫29 سال طول کشید که آزادیم رو بخرم.
‫دیگه برده‌ی کسی نمیشم.

642
00:51:00,640 --> 00:51:02,809
‫نه. نه

643
00:51:05,937 --> 00:51:09,107
‫سلامت باشی، ادوین.
‫اگه آبراهام بود همین رو می‌خواست.

644
00:51:22,954 --> 00:51:28,293
‫مری، اون شب من...
‫صدام رو بردم بالا...

645
00:51:28,293 --> 00:51:29,836
‫هردومون دوستش داشتیم

646
00:51:33,173 --> 00:51:35,217
‫مردی رو که شوهرم رو کُشت پیدا کن

647
00:51:42,557 --> 00:51:43,809
‫رابرت

648
00:51:48,355 --> 00:51:49,648
‫سلامت برگرد خونه

649
00:52:41,032 --> 00:52:42,450
‫نمی‌تونیم از اونجا عبور کنیم

650
00:52:45,203 --> 00:52:46,288
‫از اون راه برید می‌خورید به مُرداب

651
00:52:46,288 --> 00:52:48,665
‫از اون راه هم می‌خورید
‫به پاسگاه سربازهای اتحادیه

652
00:52:49,708 --> 00:52:52,752
‫از من گفتن، این تنها
‫راه رسیدن به ریچ هیلـه

653
00:52:53,503 --> 00:52:55,672
‫حالا، هفت‌تیرهاتون رو می‌خوام

654
00:52:55,672 --> 00:52:57,215
‫حالا اسلحه‌هامون رو می‌خوای؟

655
00:52:57,716 --> 00:52:59,384
‫تا دردسر درست نکنید

656
00:53:02,179 --> 00:53:03,930
‫عبادت‌شون داره تموم میشه

657
00:53:03,930 --> 00:53:06,349
‫باید الان که همه توی کلیسا مشغولن
‫پا به فرار بذاریم

658
00:53:06,850 --> 00:53:09,102
‫- حاضرید؟
‫- می‌دونی، ما احمق نیستیم

659
00:53:09,102 --> 00:53:10,145
‫من هم نیستم

660
00:53:11,021 --> 00:53:12,856
‫اسلحه داشته باشید راهنمایی‌تون نمی‌کنم

661
00:53:18,612 --> 00:53:20,822
‫وقت تلف کردنه

662
00:53:22,324 --> 00:53:23,533
‫وایسا

663
00:53:32,626 --> 00:53:35,629
‫شاید این کاکاسیاه راه خلاصی‌مون باشه
