﻿1
00:00:11,386 --> 00:00:12,971
‫داره فردا اعزام میشه

2
00:00:12,971 --> 00:00:15,056
‫همه نیاز دارن اینجا یکی رو
‫برای نامه نوشتن داشته باشن

3
00:00:15,056 --> 00:00:17,267
‫مطمئن نیستم جان ایگن
‫اهل نامه نوشتن باشه

4
00:00:17,684 --> 00:00:19,728
‫همم

5
00:00:19,728 --> 00:00:23,773
‫خب، شاید اگر با دختری آشنا می‌شد
‫که ارزش نامه رو داشت، بنویسه

6
00:00:23,773 --> 00:00:26,609
‫خب، پیدا کردن دختری که
‫ارزش نامه نوشتن رو داشته باشه سخته

7
00:00:26,735 --> 00:00:28,903
‫خب، همین الانشم نوشتم

8
00:00:29,320 --> 00:00:30,572
‫برام نامه نوشتی؟

9
00:00:30,572 --> 00:00:32,449
‫خب، باید برای فهمیدنش صبر کنی

10
00:00:32,449 --> 00:00:34,784
‫خب، کی قراره بخونمش؟

11
00:00:34,784 --> 00:00:37,954
‫همم. وقتی اعزام شدم
‫گمونم دو تا سه هفته‌ی دیگه

12
00:00:40,123 --> 00:00:42,584
‫- به افتخار افسر عملیاتی جدیدمون، باکی
‫- زنده‌باد

13
00:00:42,584 --> 00:00:43,585
‫ایول، سرگرد

14
00:00:43,585 --> 00:00:44,961
‫بین تمام گردان صد ام 

15
00:00:44,961 --> 00:00:47,797
‫خب، بالاخره یکی باید بره
‫راهو برای شما احمق‌ها باز کنه

16
00:00:47,797 --> 00:00:48,256
‫- به افتخارت، سرگرد
‫- به افتخار گردان صدم

17
00:00:48,256 --> 00:00:50,842
‫- شماها میاین؟
‫- نه، باید فردا صبح زود برم

18
00:00:50,842 --> 00:00:53,053
‫- باک؟
‫- فکر نکنم، بچه‌ها

19
00:00:53,344 --> 00:00:55,180
‫خب پس، فردا می‌بینمت
‫خداحافظ، مارج

20
00:00:55,180 --> 00:00:56,973
‫باکی، توی انگلستان می‌بینمت

21
00:00:56,973 --> 00:01:00,018
‫و یادت باشه، پتوهای اضافی
‫و یک تخت با منظره‌ی خوب می‌خوام

22
00:01:00,018 --> 00:01:02,228
‫حله

23
00:01:03,563 --> 00:01:05,732
‫بهم نمیگه
‫قضیه‌ی این اسم مستعارها چیه؟

24
00:01:05,732 --> 00:01:06,816
‫بگو دیگه، مارج

25
00:01:06,816 --> 00:01:07,817
‫- بگم؟
‫- بگو. بگو

26
00:01:07,817 --> 00:01:09,360
‫- باشه
‫- بهت که گفتم، داستانش طولانیه

27
00:01:09,360 --> 00:01:13,114
‫خب، قبل از شروع جنگ
‫توی دوره‌ی آموزشی با هم آشنا شدن

28
00:01:13,990 --> 00:01:17,285
‫جان... جان رو از بچگی باکی صدا می‌کردن

29
00:01:17,285 --> 00:01:19,037
‫- آره؟
‫- درسته، آره

30
00:01:19,037 --> 00:01:23,416
‫و گیل... خب، گیل رو همیشه گیل صدا می‌کردن

31
00:01:25,001 --> 00:01:25,960
‫تا اینکه...

32
00:01:25,960 --> 00:01:29,297
‫اولین روز از دوره‌ی آموزشی
‫ایشون اومد سمتم

33
00:01:29,297 --> 00:01:33,343
‫و بهم گفت منو که می‌بینه
‫ یاد یکی از رفقاش توی ویسکانسن میفته

34
00:01:33,343 --> 00:01:35,637
‫که اسمش باکه

35
00:01:35,637 --> 00:01:38,181
‫من بهش گفتم اسمم "گیل"ـه
‫گیل کلون

36
00:01:38,181 --> 00:01:39,724
‫و...

37
00:01:39,724 --> 00:01:41,935
‫ولی این باکی خان، بیخیال نمی‌شد

38
00:01:41,935 --> 00:01:44,896
‫نه، اصلاً. مدام می‌گفت
‫"باک فلان، باک بهمان"

39
00:01:44,896 --> 00:01:48,608
‫"باک، کمکم می‌کنی بند کفشمو ببندم؟"
‫"باک، کمکم کن با این هواپیما پرواز کنم"

40
00:01:48,608 --> 00:01:49,984
‫تا به خودم اومدم

41
00:01:49,984 --> 00:01:52,654
‫دیدم تمام نیروی هوایی هشتم
‫منو باک صدا می‌کنن. پس...

42
00:01:52,654 --> 00:01:54,155
‫آخه گیل دیگه چه اسم مسخره‌ایه؟

43
00:01:54,155 --> 00:01:55,573
‫- اوه
‫- می‌دونی چیه؟

44
00:01:55,573 --> 00:01:58,701
‫می‌دونی... می‌دونی چیه؟
‫ اصلاً باید ازم تشکر کنی. بهت لطف کردم

45
00:01:58,701 --> 00:02:01,079
‫- که اسم خودتو روی من گذاشتی؟
‫- دقیقاً که اسم خودم نیست

46
00:02:01,079 --> 00:02:04,415
‫تقصیر من نیست که شبیه رفیقم باک

47
00:02:04,415 --> 00:02:06,459
‫- از منیتواک، ویسکانسن هستی
‫- منیتواک

48
00:02:06,459 --> 00:02:08,461
‫کدوم آدمی با بهترین رفیقش
‫همچین کاری می‌کنه؟

49
00:02:08,461 --> 00:02:11,005
‫- آخی، چه قشنگ
‫- همم. آهنگ لازم داریم

50
00:02:11,673 --> 00:02:13,550
‫خیلی‌خب. جایی نریا، گیل...

51
00:02:13,550 --> 00:02:18,138
‫همم. باک. باید قبل از تمام شدن امشب
‫حسابی باهام حرف بزنی

52
00:02:18,138 --> 00:02:20,849
‫اوه، مجبورم نکن حرف بزنم، مارج

53
00:02:20,974 --> 00:02:22,475
‫میگما، می‌دونی چیه

54
00:02:22,517 --> 00:02:25,395
‫واقعاً تعجب می‌کنم که با هم دوستیم

55
00:02:25,395 --> 00:02:27,814
‫دلت نمی‌خواد با یک خانم خوشگل حرف بزنی

56
00:02:27,814 --> 00:02:29,732
‫نوشیدنی نمی‌خوری
‫ریسک نمی‌کنی

57
00:02:29,732 --> 00:02:31,359
‫حتی از ورزش هم خوشت نمیاد

58
00:02:31,359 --> 00:02:33,570
‫خب، دوستی‌مون یکی از
‫بزرگترین معماهای زندگیه

59
00:02:43,913 --> 00:02:47,750
‫اوه، اینو خیلی دوست دارم. آره

60
00:02:47,750 --> 00:02:49,961
‫آره؟

61
00:02:54,382 --> 00:02:56,593
‫همم. پس دیگه وقتشه

62
00:02:57,260 --> 00:02:59,470
‫دیگه وقتشه

63
00:03:00,013 --> 00:03:02,223
‫چند هفته‌ی دیگه می‌بینمت

64
00:03:02,223 --> 00:03:04,559
‫اگر قبلش نمردم

65
00:03:04,559 --> 00:03:08,021
‫دلم نمی‌خواد بهت یادآوری کنم، باکی
‫ولی تو الان افسر عملیاتی گردان صدمی

66
00:03:08,605 --> 00:03:10,815
‫قرار نیست بری اونجا پرواز کنی

67
00:03:11,357 --> 00:03:15,111
‫ببین، رفتم... رفتم با افسر فرمانده‌ی
‫گردان 389 صحبت کردم

68
00:03:15,111 --> 00:03:17,530
‫و قراره تا شماها بیاین
‫با اونا پرواز کنم

69
00:03:18,031 --> 00:03:20,241
‫قراره خلبان هواپیمای شناسایی باشم

70
00:03:20,992 --> 00:03:23,536
‫- ای عوضی
‫- اوهوم، آره

71
00:03:23,536 --> 00:03:25,747
‫خب، بالاخره یکی باید
‫نبرد رو تجربه کنه

72
00:03:26,080 --> 00:03:28,291
‫که بتونه بهتون بگه
‫توی آسمون اونجا واقعاً چه خبره

73
00:03:28,291 --> 00:03:31,836
‫خب، تا من نیومدم نمیریا

74
00:03:33,379 --> 00:03:35,590
‫قولی نمیدم

75
00:03:36,758 --> 00:03:41,095
‫دماغه‌ت رو سمت پایین نگه دار!
‫بیا آتیش رو خاموش کنیم!

76
00:03:41,095 --> 00:03:43,890
‫بجنب، سریع‌تر!
‫باید بهمون کمک کنی!

77
00:03:49,812 --> 00:03:51,940
‫حالا شد! آتیش خاموش شد!

78
00:03:51,940 --> 00:03:55,693
‫بکش! بکش بالا! بکش!

79
00:03:56,945 --> 00:03:59,155
‫محکم‌تر!

80
00:04:05,536 --> 00:04:08,122
‫خیلی‌خب، داریم به شیب صفر می‌رسیم! نزدیکیم!

81
00:04:08,623 --> 00:04:11,334
‫جنگنده‌ها، ساعت 12! روبرومون!

82
00:04:16,214 --> 00:04:17,924
‫بالچه‌ی چهارم رو از دست دادیم

83
00:04:17,924 --> 00:04:19,592
‫از خلبان به ناوبر

84
00:04:19,592 --> 00:04:22,929
‫باید برگردیم
‫!یک مسیر جدید لازم داریم

85
00:04:24,514 --> 00:04:26,224
‫دووال هستم

86
00:04:26,224 --> 00:04:27,517
‫تیر خوردم

87
00:04:27,517 --> 00:04:29,852
‫دارم میام پایین پیشت، دووال

88
00:04:29,852 --> 00:04:30,937
‫باید به سمت غرب بریم

89
00:04:30,937 --> 00:04:34,315
‫دریافت شد! داریم فشار روغن
‫موتور دوم رو از دست میدیم!

90
00:04:34,315 --> 00:04:36,567
‫همینطور پیش برو
‫تا یک مسیر جدید گیر بیارم

91
00:04:41,155 --> 00:04:44,784
‫نفس بکش، پسر!
‫نفس بکش! دووم بیار!

92
00:04:46,244 --> 00:04:48,871
‫- دووال، کجات تیر خورده؟

93
00:04:49,872 --> 00:04:52,083
‫دووم بیار، دووال!

94
00:04:56,087 --> 00:04:58,006
‫من کنارتم

95
00:04:58,006 --> 00:05:01,301
‫- دووم نمیارم، باکی
‫- بس کن، دووال. دووم میاری

96
00:05:01,801 --> 00:05:03,511
‫دستتو بذار روی زخمت

97
00:05:03,511 --> 00:05:05,471
‫اینجا. خوبه

98
00:05:05,471 --> 00:05:08,057
‫- خیلی‌خب. خیلی‌خب
‫- خب؟ دووم بیاریا، لعنتی

99
00:05:08,766 --> 00:05:10,351
‫شنیدی چی گفتم؟

100
00:05:10,351 --> 00:05:12,895
‫منو نگاه کن!
‫چشماتو باز کن! چشماتو باز کن!

101
00:05:12,895 --> 00:05:15,982
‫نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش!

102
00:05:15,982 --> 00:05:18,192
‫جنگنده‌ها، ساعت 12!

103
00:05:22,905 --> 00:05:24,699
‫یکیشون رو زدم!

104
00:05:24,699 --> 00:05:26,909
‫ایگن، مسیر لازم دارم!

105
00:05:28,369 --> 00:05:31,539
‫مسیر جدید: با زاویه‌ی 248 به چپ بپیچ

106
00:05:31,539 --> 00:05:33,750
‫دریافت شد!

107
00:05:36,794 --> 00:05:39,005
‫تو می‌تونی. دووم بیار

108
00:05:39,172 --> 00:05:41,382
‫- داریم میریم خونه
‫- باشه. باشه

109
00:05:41,591 --> 00:05:43,801
‫همینطور نفس بکش!

110
00:05:53,019 --> 00:05:55,355
‫عجب ماموریت شناسایی بود، سرگرد

111
00:05:55,355 --> 00:05:57,565
‫همه‌شون همینطورین؟

112
00:05:59,734 --> 00:06:01,944
‫تو فکری به دوستات چی بگی؟

113
00:06:03,321 --> 00:06:06,866
‫چیزی نگو. خودشون کم‌کم متوجه میشن

114
00:06:09,202 --> 00:06:11,412
‫همه‌مون کم‌کم متوجه میشیم

115
00:08:11,073 --> 00:08:13,534
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر »

116
00:08:32,845 --> 00:08:37,808
‫« بخش اول »

117
00:08:42,772 --> 00:08:46,817
‫گردان صدم بمب‌افکن‌ها در بهار
‫سال 1943 به انگلستان اعزام شد

118
00:08:46,817 --> 00:08:51,155
‫تا در نبرد علیه آلمان نازی
‫به نیروی هوایی هشتم آمریکا ملحق شود

119
00:08:52,031 --> 00:08:59,413
‫من که میگم اسم این هواپیما رو بذاریم
‫دژ آلیس اهل دالاس
‫آلیس اهل دالاس
‫توی دهن می‌‌چرخه

120
00:08:59,413 --> 00:09:02,375
‫آلیس اهل دالاس
‫آلیس، قصر ما

121
00:09:02,375 --> 00:09:04,168
‫به سرگرد کلون نشون بده

122
00:09:04,168 --> 00:09:06,379
‫لورچ، به سرگرد نشون بده

123
00:09:07,630 --> 00:09:09,840
‫پسش بدیا

124
00:09:10,967 --> 00:09:14,387
‫عجب دختری
‫زور بازوی بیشتری به این دژ میده

125
00:09:20,268 --> 00:09:23,604
‫اوه. حالا می‌بینم چرا می‌خوای
‫اسم این دخترو بذاری روی این دژ

126
00:09:23,604 --> 00:09:26,857
‫- آخ، خیلی دختر خاصیه
‫- پر ابهته

127
00:09:28,276 --> 00:09:31,362
‫امیسون، مطمئنی ما رو
‫بالای آبدره‌ی درستی آوردی؟

128
00:09:31,362 --> 00:09:33,239
‫دریافت شد. صددرصد

129
00:09:33,239 --> 00:09:35,283
‫ناتینگ، اون پشت اوضاع از چه قراره؟

130
00:09:35,283 --> 00:09:36,367
‫هشت‌تاشون دارن به‌خط میان، قربان

131
00:09:36,367 --> 00:09:38,035
‫دریافت شد

132
00:09:38,035 --> 00:09:40,371
‫بیشترمون تابه‌حال
‫چندان از خونه دور نشده بودیم

133
00:09:40,371 --> 00:09:42,582
‫چه برسه سوار هواپیما بشیم

134
00:09:43,124 --> 00:09:46,335
‫با یک هدف مشترک
‫از گوشه و کنار کشور اومدیم

135
00:09:47,795 --> 00:09:50,006
‫که جنگ رو به زمین هیتلر بکشونیم

136
00:09:50,506 --> 00:09:53,050
‫خلبان به خدمه. به‌زودی
‫در گرینلند به زمین می‌نشینیم

137
00:09:53,050 --> 00:09:54,719
‫که یکم غذا بخوریم و استراحت کنیم

138
00:09:54,719 --> 00:09:57,013
‫برج مراقب بلاندی، لشکر 233

139
00:09:57,054 --> 00:10:01,559
‫گروهی از بی-17ها به پایگاه
‫"بلویی وست وان" نزدیک میشن

140
00:10:01,559 --> 00:10:03,436
‫دستورالعمل فرود بدین، لطفاً

141
00:10:03,436 --> 00:10:05,980
‫لشکر 233، برج پرواز بلاندی

142
00:10:05,980 --> 00:10:08,858
‫به سمت باند 6 برید
‫می‌تونید فرود بیاید

143
00:10:11,485 --> 00:10:13,821
‫میدان دید نامحدوده. زاویه‌ی باد 330

144
00:10:13,863 --> 00:10:16,991
‫سرعت باد 64 کیلومتر
‫سرعت تندبادها 80 کیلومتره

145
00:10:16,991 --> 00:10:19,702
‫ ارتفاع سنج 0-9-9-2 رو نشون میده

146
00:10:19,702 --> 00:10:20,745
‫یخورده نسیم ملایم میاد

147
00:10:20,745 --> 00:10:24,415
‫نسیم ملایم؟
‫توی آلاباما به این میگیم طوفان

148
00:10:25,499 --> 00:10:29,086
‫دریافت شد، برج بلاندی
‫به سمت باند 6 میریم. میدان دید نامحدوده

149
00:10:29,962 --> 00:10:32,923
‫زاویه‌ی باد 330، سرعت باد 64 کیلومتر
‫سرعت تندبادها 80 کیلومتر

150
00:10:33,466 --> 00:10:34,592
‫باد ناهمسوی شدیدی میاد

151
00:10:34,634 --> 00:10:36,969
‫سرعت تندبادها داره بیشتر میشه، رفقا
‫مراقب باشید

152
00:10:36,969 --> 00:10:40,222
‫شاید بهتر باشه یه دوری بزنی، سرگرد
‫به گرینلند خوش اومدین

153
00:10:43,851 --> 00:10:46,479
‫ارابه‌ی فرود رو باز کردم
‫آماده‌ی بالا بردن بالچه‌ها باش

154
00:10:47,313 --> 00:10:49,523
‫ارابه‌ی فرود درحال باز شدنه

155
00:10:49,774 --> 00:10:51,984
‫قراره دست‌انداز داشته باشه
‫محکم بگیرین، بچه‌ها

156
00:10:56,197 --> 00:10:58,366
‫از خلبان به خدمه
‫برای فرود آماده بشید

157
00:10:58,366 --> 00:11:00,576
‫ارابه‌ی چپ باز شده

158
00:11:04,330 --> 00:11:06,540
‫ارابه‌ی راست باز شده

159
00:11:08,918 --> 00:11:11,128
‫بازبینی نهایی فرود
‫بالچه‌ها در حالت یک چهارمن؟

160
00:11:11,629 --> 00:11:13,839
‫آره. بالچه‌ها در حالت یک چهارمن

161
00:11:17,677 --> 00:11:19,887
‫- بالچه‌ها در حالت میانه
‫- بالچه‌ها در حالت میانه هستن

162
00:11:36,237 --> 00:11:38,447
‫بالچه‌ها رو بده بالا

163
00:11:41,575 --> 00:11:43,786
‫بردمشون بالا

164
00:11:52,128 --> 00:11:54,422
‫ارتفاع بگیر، ویل
‫دور بزن دوباره برگرد

165
00:12:02,388 --> 00:12:05,182
‫واحد ما متشکل از 4 گردان بود

166
00:12:06,016 --> 00:12:08,894
‫سرگرد گیل کلون فرمانده‌ی
‫گردان 350 بود

167
00:12:09,478 --> 00:12:11,772
‫اون و سرگرد ایگن
‫فرمانده‌های بی‌چون و چرای

168
00:12:11,772 --> 00:12:13,983
‫کل گروهمون بودن

169
00:12:14,358 --> 00:12:16,193
‫او بلیکلی خلبانی اهل سیاتل بود

170
00:12:16,193 --> 00:12:17,486
‫- ببین کی اومده
‫- بلیکلی

171
00:12:17,486 --> 00:12:19,238
‫و بنی دمارکوی خوش‌قلب
‫از فیلادلفیا

172
00:12:19,238 --> 00:12:20,489
‫- سرگرد
‫- دمارکو

173
00:12:20,489 --> 00:12:22,366
‫- عجب فرودی بود
‫- بدترش رو هم دیدم

174
00:12:22,366 --> 00:12:24,160
‫- دارین مبارزه رو گوش میدین؟
‫- آره

175
00:12:24,160 --> 00:12:25,911
‫- کلیتور، سرش شرط بستی مگه نه؟
‫- آره

176
00:12:25,911 --> 00:12:27,913
‫- ولی خوب آنتن نمیده
‫- آره، معلومه

177
00:12:27,913 --> 00:12:28,914
‫خب، بلندش کن

178
00:12:28,914 --> 00:12:32,626
‫بمب‌اندازها جیمز داگلس
‫و هاوارد همیلتون اهل غرب میانه بودن 

179
00:12:32,626 --> 00:12:33,586
‫همبون

180
00:12:33,586 --> 00:12:34,837
‫- سرگرد
‫- سلام

181
00:12:34,837 --> 00:12:35,921
‫آروم باش. خودم می‌تونم

182
00:12:35,921 --> 00:12:38,674
‫و چارلز کروکشنک، که کرنک
‫ صداش می‌کردن، اهل نیوانگلند بود

183
00:12:38,674 --> 00:12:41,844
‫سلام، کرنک
‫شنیدم فرود سختی داشتین

184
00:12:41,844 --> 00:12:45,431
‫بهترین دوستم
‫ جو "بابلز" پین و من ناوبر بودیم

185
00:12:45,431 --> 00:12:47,391
‫برای همین موقعیت مکانی برامون مهم بود

186
00:12:47,391 --> 00:12:50,811
‫سرگرد؟ ستوان کرازبی هستم

187
00:12:50,811 --> 00:12:53,522
‫اهل کجایی؟
‫آره، باید توی نقشه مشخصش کنیم

188
00:12:53,522 --> 00:12:56,901
‫من و بابلز... می‌دونی
‫داریم رسم و رسومات رو ادامه میدیم

189
00:12:56,901 --> 00:12:58,360
‫از تمام نقاط کشور یکیو داریم

190
00:12:58,360 --> 00:13:00,571
‫آره

191
00:13:00,988 --> 00:13:03,199
‫خب...

192
00:13:04,033 --> 00:13:05,409
‫کسپر، وایومینگ

193
00:13:05,409 --> 00:13:07,870
‫- ایالت گاوچرون‌ها، ها؟
‫- آره

194
00:13:07,870 --> 00:13:11,540
‫خب، ظاهراً اولین نفری
‫که اهل اونجایی، سرگرد

195
00:13:11,540 --> 00:13:13,751
‫عجب

196
00:13:21,008 --> 00:13:23,052
‫سرگرد. چی میل داری؟

197
00:13:23,052 --> 00:13:25,262
‫یکی از رفقام چند هفته پیش اینجا بوده

198
00:13:25,805 --> 00:13:29,767
‫افسر عملیاتی گروهشه
‫یک قضیه‌ای پیش اومده بوده

199
00:13:31,227 --> 00:13:35,022
‫دوست ایگنی؟ سرگرد جان ایگن؟ باکی؟

200
00:13:35,022 --> 00:13:37,233
‫آره. دوستشم

201
00:13:38,651 --> 00:13:40,444
‫هرچی گفته، من کار اشتباه نکردم

202
00:13:40,444 --> 00:13:42,655
‫نه، فقط... فقط ازم خواست
‫اینو بهت بدم

203
00:13:44,198 --> 00:13:46,408
‫گفت جایگزین قبلیه

204
00:13:47,243 --> 00:13:48,244
‫جایگزین قبلی؟

205
00:13:48,244 --> 00:13:50,454
‫آره

206
00:13:56,752 --> 00:14:00,714
‫و این چطوری قراره
‫جایگزین قبلی باشه؟

207
00:14:02,508 --> 00:14:04,718
‫گروهبان، نمی‌دونم قضیه چی بوده

208
00:14:05,135 --> 00:14:07,847
‫ولی بهم گفت
‫این جبرانش می‌کنه

209
00:14:10,432 --> 00:14:12,643
‫اونو می‌بینی؟

210
00:14:14,061 --> 00:14:18,649
‫اون عاج ناروال شکسته؟ اونو از دیوار برداشت
‫ادای اسب تک‌شاخ رو درآورد

211
00:14:19,316 --> 00:14:22,027
‫دو تا از مبل‌هامو پاره کرد
‫تقریباً تمام لیوان‌هام رو شکست

212
00:14:24,029 --> 00:14:25,531
‫که اینطور

213
00:14:25,531 --> 00:14:26,532
‫تا اینکه شروع کرد به آواز خوندن

214
00:14:27,157 --> 00:14:29,451
‫آره، کار همیشگیشه

215
00:14:29,994 --> 00:14:32,413
‫با تک‌تکتون بازی کردم...

216
00:14:32,413 --> 00:14:34,582
‫و شما ایرلندی‌ها مهارتتون
‫توی زدن به هدف

217
00:14:34,582 --> 00:14:38,002
‫به اندازه‌ی چکش زدنتونه

218
00:14:38,002 --> 00:14:40,254
‫نمی‌دونم چرا داری می‌خندی
‫شما انگلیسی‌ها هم چندان بهتر نیستین

219
00:14:40,254 --> 00:14:42,298
‫جک!

220
00:14:42,298 --> 00:14:46,051
‫ولی تامی که اینجاست
‫تامی بهترین بازیکن دارت

221
00:14:46,051 --> 00:14:48,137
‫- در تمام انگلیای شرقیه!
‫- چشمت کور میشه‌ها

222
00:14:48,137 --> 00:14:50,347
‫نه، نمیشه
‫به تامی اعتماد دارم

223
00:14:51,223 --> 00:14:54,018
‫اگر برنده شد، جفت دوچرخه‌ها مال من

224
00:14:54,018 --> 00:14:55,102
‫آره. قبوله، یانکی

225
00:14:55,102 --> 00:14:57,313
‫- جفتشون
‫- باشه، جفتشون

226
00:14:57,855 --> 00:14:59,940
‫و یک نوشیدنی هم بهم میدی

227
00:14:59,940 --> 00:15:03,569
‫خیلی‌خب، تامی. توی چشمم نزنیا
‫توی چشمم نزن، تامی. باشه؟

228
00:15:04,403 --> 00:15:07,239
‫تو می‌تونی، تامی

229
00:15:08,490 --> 00:15:11,702
‫اوف! خیلی‌خب، تامی

230
00:15:11,702 --> 00:15:14,496
‫هرموقع آماده بودی بنداز

231
00:15:19,084 --> 00:15:20,961
‫دو تا دوچرخه از دستم رفت، تامی

232
00:15:20,961 --> 00:15:24,256
‫- چه مرگته تو؟
‫- تامی!

233
00:15:24,882 --> 00:15:34,058
‫« انگلیای شرقی، انگلستان »
‫« هشتم ژوئن 1943 » 

234
00:15:35,976 --> 00:15:40,439
‫- شبت به‌خیر، سرگرد. اون دوچرخه فروشیه؟
‫- در ازای تمام پول‌های دنیا هم نمی‌فروشمش

235
00:15:42,107 --> 00:15:45,027
‫وظیفه‌ی من بود که سروان بریدی
‫و بقیه‌ی خدمه‌مون رو

236
00:15:45,027 --> 00:15:48,030
‫از گرینلند به پایگاهمون
‫در "ثورپ ابتس" انگلستان برسونم

237
00:15:48,030 --> 00:15:50,532
‫ولی به‌نحوی، توی ابرهای آسمان اقیانوس اطلس

238
00:15:50,532 --> 00:15:52,368
‫از بقیه‌ی گروهمون جدا شدیم

239
00:15:52,368 --> 00:15:54,161
‫اوضاع با میدان دید صفر
‫به‌قدر کافی سخت بود

240
00:15:54,161 --> 00:15:58,165
‫ولی یک مشکل دیگه هم داشتم
‫هوازدگی غیرقابل کنترل

241
00:15:59,541 --> 00:16:01,293
‫یک مشکل برقی داریم

242
00:16:01,293 --> 00:16:03,504
‫نیاز به یک مسیر جدید داریم

243
00:16:04,630 --> 00:16:06,840
‫کرازبی، صدامو داری؟

244
00:16:07,967 --> 00:16:10,260
‫ببخشید. میشه تکرار کنی؟

245
00:16:10,260 --> 00:16:12,304
‫مشکلی توی سیستم برقی‌مون پیش اومده

246
00:16:12,304 --> 00:16:14,640
‫یک مسیر ثابت بهمون بده
‫تا بتونیم مشکل رو حل کنیم، کراز

247
00:16:14,640 --> 00:16:16,850
‫دریافت شد. منتظر باش

248
00:16:22,189 --> 00:16:24,274
‫با زاویه‌ی 165 به راست بپیچ، تمام

249
00:16:24,274 --> 00:16:26,610
‫دریافت شد. با زاویه‌ی 165 به راست می‌پیچیم

250
00:16:28,862 --> 00:16:32,074
‫سیستم برقی رو خاموش و دوباره
‫راه‌اندازی می‌کنم، بیا درستش کنیم

251
00:16:32,074 --> 00:16:34,284
‫حتماً مشکل از
‫یکی از مدارهای کنترله

252
00:16:34,576 --> 00:16:36,453
‫فیوزها رو درمیارم
‫اینطوری مشکل مشخص میشه

253
00:16:36,453 --> 00:16:38,664
‫باشه. برو

254
00:16:39,665 --> 00:16:41,125
‫چطوری هنوز داری بالا میاری؟

255
00:16:41,125 --> 00:16:43,627
‫شکمت باید تا الان
‫مثل باک سوختمون خالی شده باشه

256
00:16:43,627 --> 00:16:45,838
‫باشه. باشه، باشه

257
00:16:54,013 --> 00:16:56,473
‫- اوه، خدا لعنتت کنه، کراز
‫- شرمنده

258
00:16:56,473 --> 00:16:58,851
‫سرتاپامو به کثافت کشیدی
‫یه پارچه بهم بده

259
00:16:59,351 --> 00:17:01,562
‫- شرمنده، شرمنده، شرمنده
‫- بجنب

260
00:17:05,357 --> 00:17:07,109
‫بوی گند میده

261
00:17:07,109 --> 00:17:08,819
‫بجنب. درستش کردی؟

262
00:17:08,819 --> 00:17:12,197
‫تا جایی که می‌بینم مشکلی نیست
‫شاید مشکل از موتور چرخ باشه

263
00:17:12,197 --> 00:17:14,408
‫باطری‌ها و ژنراتورها رو
‫دوباره راه‌اندازی می‌کنم

264
00:17:18,412 --> 00:17:20,622
‫راه افتادن

265
00:17:21,331 --> 00:17:23,542
‫چراغ‌های هشدار خاموش شد

266
00:17:24,668 --> 00:17:27,713
‫اون ساحل انگلستانه؟
‫کرازبی، این انگلستانه، آره؟

267
00:17:36,680 --> 00:17:38,891
‫نه، نباید... نباید الان روی آب باشیم، ستوان

268
00:17:48,901 --> 00:17:50,861
‫قربان، دارین با چه زاویه‌ای پیش میرین؟

269
00:17:50,861 --> 00:17:53,405
‫زاویه‌ی 165، همونطور که بهم گفتی

270
00:17:58,077 --> 00:18:00,120
‫اوه، یا خود خدا

271
00:18:00,120 --> 00:18:02,748
‫این فرانسه‌ست!

272
00:18:02,748 --> 00:18:06,251
‫خلبان به خدمه، توپ‌‌های ضدهوایی جلومونه
‫محکم بگیرین. گندش بزنن!

273
00:18:21,892 --> 00:18:24,103
‫خدا لعنتت کنه، کراز

274
00:18:37,449 --> 00:18:41,453
‫« پایگاه هوایی ثورپ ابتس »

275
00:18:50,087 --> 00:18:52,840
‫موریس. بابت دوچرخه‌ها ممنون

276
00:18:52,840 --> 00:18:55,050
‫دفعه‌ی بعد حالتو می‌گیرم

277
00:18:59,054 --> 00:19:02,015
‫برید. آفرین، عزیزدلم

278
00:19:02,015 --> 00:19:04,518
‫همینطوری برید. اوه. اوه
‫برو، دختر

279
00:19:06,311 --> 00:19:08,522
‫دارن میان

280
00:19:49,021 --> 00:19:50,105
‫بزن بریم، پسر

281
00:19:50,105 --> 00:19:52,191
‫دمارکو!

282
00:19:52,191 --> 00:19:53,650
‫سلام، سرگرد

283
00:19:53,650 --> 00:19:55,569
‫اون سگ رو از کجا آوردی، بنی؟

284
00:19:55,569 --> 00:19:57,446
‫توی بازی برنده شدم

285
00:19:57,446 --> 00:19:59,656
‫این جیگرو بردی ارتفاع 3 کیلومتری

286
00:20:00,282 --> 00:20:05,078
‫ماسک داره. سه دلار رو دستم خرج انداخت
‫ولی پسر، بدجوری عاشق پروازه

287
00:20:05,078 --> 00:20:06,997
‫مدام زوزه می‌کشید

288
00:20:06,997 --> 00:20:09,249
‫چون نصف نژادش گرگه

289
00:20:09,833 --> 00:20:11,460
‫این گرگت نصف نژادش سگه

290
00:20:11,460 --> 00:20:13,170
‫- اسم هم داره؟
‫- کوفته‌قلقلی

291
00:20:13,170 --> 00:20:15,005
‫به گردان صدم خوش اومدی، کوفته‌قلقلی

292
00:20:15,005 --> 00:20:16,173
‫بیا بریم، کوفته‌قلقلی

293
00:20:16,173 --> 00:20:18,008
‫دلت برام تنگ شده بود؟

294
00:20:18,008 --> 00:20:20,427
‫همونقدر که دلم برای
‫خرده سنگ توی کفشم تنگ میشه

295
00:20:20,469 --> 00:20:21,553
‫اوضاعت چطور بوده؟

296
00:20:21,553 --> 00:20:23,555
‫هنوز سروکله‌ی نصف تجهیزاتمون پیدا نشده

297
00:20:23,555 --> 00:20:26,183
‫مجبور شدم از بریتانیایی‌ها
‫ماسک و چتر قرض بگیرم

298
00:20:26,725 --> 00:20:28,143
‫افسر عملیاتی باید حلش کنه

299
00:20:28,143 --> 00:20:30,354
‫نظر منو بخوای
‫باید طرفو اخراج کنن

300
00:20:30,854 --> 00:20:32,940
‫به‌علاوه، به گل و لای عادت کن

301
00:20:32,940 --> 00:20:36,944
‫هی، میگما، مسئول... مسئول بی‌سیمت
‫چیزی از گردان 418 نشنید؟

302
00:20:37,444 --> 00:20:38,862
‫بریدی گم‌و‌گور شده

303
00:20:38,862 --> 00:20:39,988
‫نه

304
00:20:39,988 --> 00:20:42,115
‫راستی، یه دوچرخه برات گرفتم

305
00:20:42,115 --> 00:20:43,367
‫دوچرخه لازم دارم؟

306
00:20:43,367 --> 00:20:46,078
‫یا باید 20 دقیقه
‫از خوابگاه تا سالن غذاخوری راه بری

307
00:20:46,078 --> 00:20:48,038
‫و این‌ها تا هفته‌ها پیش‌فروش شدن

308
00:20:48,038 --> 00:20:51,208
‫با خودم گفتم وقتی توی راه شام
‫مثل باد از کنار چند نفر که دارن

309
00:20:51,208 --> 00:20:52,542
‫ زیر بارون موش آب‌کشیده میشن رد شدی

310
00:20:52,542 --> 00:20:54,753
‫میای و میگی "قربون دستت، باکی"

311
00:20:55,796 --> 00:20:58,006
‫روش حساب نکن

312
00:21:08,392 --> 00:21:09,685
‫خب، بریدی هم اومد

313
00:21:09,685 --> 00:21:12,271
‫خیلی‌خب، بیا ارابه‌ی فرود رو چک کنیم
‫ببرش پایین

314
00:21:12,980 --> 00:21:15,190
‫دریافت شد

315
00:21:17,276 --> 00:21:19,486
‫چپ داره میاد پایین

316
00:21:20,737 --> 00:21:22,948
‫ارابه‌ی فرود پشتی اومد پایین

317
00:21:23,156 --> 00:21:24,366
‫سمت راست پایین نیومده

318
00:21:26,451 --> 00:21:28,036
‫چرخ سمت راست پایین نمیاد

319
00:21:28,036 --> 00:21:29,997
‫- بلام، برو سراغ اهرم دستی
‫- دارم میرم

320
00:21:29,997 --> 00:21:31,081
‫هیفر، برو کمکش کن

321
00:21:31,081 --> 00:21:33,041
‫دریافت شد، چشم

322
00:21:33,041 --> 00:21:34,876
‫اینو بگیر

323
00:21:34,876 --> 00:21:37,087
‫اهرم کجاست؟

324
00:21:37,879 --> 00:21:40,090
‫بجنب

325
00:21:48,765 --> 00:21:50,976
‫تکون نمی‌خوره

326
00:21:52,394 --> 00:21:54,604
‫- بجنب
‫- دارم سعی می‌کنم

327
00:21:55,480 --> 00:21:57,649
‫بجنب. برو کنار
‫بجنب. بده من

328
00:21:57,649 --> 00:22:00,944
‫- گرفتیش؟
‫- آره

329
00:22:00,944 --> 00:22:03,864
‫یا موتور ارابه سوخته
‫یا جک پیچ گیر کرده

330
00:22:04,656 --> 00:22:06,366
‫- مطمئنی؟
‫بله قربان -

331
00:22:06,366 --> 00:22:07,743
‫کاملاً گیر کرده

332
00:22:07,743 --> 00:22:09,953
‫پایین نمیاد

333
00:22:10,120 --> 00:22:12,289
‫ارابه‌ی فرود سمت چپ رو بیار بالا

334
00:22:12,289 --> 00:22:13,123
‫مطمئنی؟

335
00:22:13,123 --> 00:22:16,543
‫آره، اگر با شکم فرود بیایم
‫شانس زنده‌ موندن‌مون بیشتره

336
00:22:16,543 --> 00:22:18,754
‫تا فرود با یک چرخ

337
00:22:18,962 --> 00:22:23,675
‫برج مراقب، لشکر 071 صحبت می‌کنه
‫ارابه‌ی فرود کار نمی‌کنه

338
00:22:23,675 --> 00:22:25,594
‫تقاضای دستورالعمل فرود داریم، تمام

339
00:22:25,594 --> 00:22:28,013
‫دریافت شد، لشکر 071
‫می‌تونید فرود بیاید

340
00:22:28,722 --> 00:22:30,766
‫تیم نجات آماده‌ست. تمام

341
00:22:30,766 --> 00:22:32,184
‫دریافت شد، برج مراقبت

342
00:22:32,184 --> 00:22:34,728
‫خلبان به خدمه
‫آماده‌ی فرود اضطراری بشید

343
00:22:35,645 --> 00:22:37,856
‫شنیدین؟ بجنبین
‫زود باشین، زود باشین

344
00:22:53,747 --> 00:22:56,083
‫افراد تیم اورژانس آماده باشید

345
00:23:28,573 --> 00:23:31,493
‫- خیلی‌خب. برید بیرون! همه برید بیرون
‫- برید، برید، برید!

346
00:23:31,493 --> 00:23:32,661
‫گم شید بیرون!

347
00:23:32,661 --> 00:23:34,871
‫- برید! برید!
‫- برو، برو، برو، برو

348
00:23:41,211 --> 00:23:45,715
‫برید، برید! بجنبین! زود باشین
‫زود باشین وگرنه دخلتون اومده. برید، برید!

349
00:24:01,940 --> 00:24:04,693
‫- اوضاع امنه

350
00:24:08,822 --> 00:24:10,657
‫عین آب خوردنه

351
00:24:10,657 --> 00:24:13,285
‫- بلندش کنین و ببرینش
‫- باشه. بریم بچه‌ها

352
00:24:15,579 --> 00:24:17,581
‫تو ناوبری، کرازبی

353
00:24:17,581 --> 00:24:21,418
‫باید بتونی، نمی‌دونم والا
‫حداقل انگلستان رو پیدا کنی

354
00:24:22,419 --> 00:24:23,670
‫همه حالشون خوبه؟

355
00:24:23,670 --> 00:24:25,547
‫- بله قربان
‫- قربان

356
00:24:25,547 --> 00:24:27,299
‫بریدی

357
00:24:27,299 --> 00:24:29,509
‫بیا توی دفترم

358
00:24:31,595 --> 00:24:33,805
‫چطوری از بقیه‌ی گردان جدا شدی؟

359
00:24:34,222 --> 00:24:37,225
‫توی... توی ابرها از هم جدا شدیم

360
00:24:37,976 --> 00:24:40,353
‫بعد یکجور مشکل برقی برامون پیش اومد

361
00:24:40,353 --> 00:24:44,024
‫برای همین یک‌ساعت فقط داشتیم
‫سعی می‌کردیم چرخ‌ها رو بیاریم پایین

362
00:24:44,149 --> 00:24:45,650
‫خب، می‌دونی که همه چی میگن

363
00:24:45,650 --> 00:24:46,985
‫دو نوع خلبان داریم

364
00:24:46,985 --> 00:24:50,405
‫کسایی که قبلاً بدون چرخ فرود اومدن
‫و اونایی که در آینده میان

365
00:24:50,447 --> 00:24:52,407
‫سرگرد، اوضاعش بدتر از چیزیه
‫که به‌نظر میاد

366
00:24:52,407 --> 00:24:55,035
‫- خیلی‌خب، درستش کنین
‫- چشم، سرگرد

367
00:24:56,953 --> 00:24:59,080
‫لازم نبود ازم محافظت کنی، خب؟

368
00:24:59,080 --> 00:25:01,833
‫- مسئولیت من بود. باید...
‫- از تو محافظت نکردم

369
00:25:01,833 --> 00:25:04,044
‫مشکل مکانیکی داشتیم

370
00:25:04,252 --> 00:25:06,463
‫یه فکری به حال
‫حالت تهوعت بکن

371
00:25:08,298 --> 00:25:10,509
‫یا دیگه سوار هواپیمام نشو

372
00:25:12,052 --> 00:25:14,262
‫چشم، قربان

373
00:25:14,679 --> 00:25:17,349
‫کراز، می‌خوای با خط 11 بیای؟

374
00:25:22,771 --> 00:25:25,524
‫خب، می‌خوای داستان
‫اسب تک‌شاخ رو برام تعریف کنی؟

375
00:25:26,399 --> 00:25:28,610
‫خب، اسب تک‌شاخ
‫حیوون منقرض شده‌ی مورد علاقمه

376
00:25:32,948 --> 00:25:35,158
‫فرانسه؟

377
00:25:35,534 --> 00:25:38,328
‫- آخه چطوری ممکنه؟
‫- خودت چی فکر می‌کنی، بابلز؟

378
00:25:38,954 --> 00:25:41,122
‫داشتم دل و روده‌م رو بالا میاوردم

379
00:25:41,122 --> 00:25:42,457
‫فکر می‌کردم وقتی توی آسمونی

380
00:25:42,457 --> 00:25:44,292
‫- حالت تهوعت قطع میشه
‫- نه، آره، معمولاً قطع میشه

381
00:25:44,292 --> 00:25:47,921
‫ولی این‌دفعه به‌خاطر تلاطم‌ها... نمی‌دونم والا

382
00:25:47,921 --> 00:25:50,131
‫این‌دفعه قطع نشد

383
00:25:55,095 --> 00:25:57,931
‫حتماً بدترین ناوبر کل نیروی هواییم

384
00:25:57,931 --> 00:25:59,683
‫اوه، کرازبی
‫قطعاً یکی بدتر از توام هست

385
00:25:59,683 --> 00:26:01,351
‫- واو. هی
‫- حداقل یکی

386
00:26:01,351 --> 00:26:02,811
‫حواست باشه کجا میری، ستوان

387
00:26:02,811 --> 00:26:05,021
‫- چشم قربان
‫- به انگلستان خوش اومدین

388
00:26:06,565 --> 00:26:08,567
‫اگر نظر منو بخوای
‫اون دو تا بیش از حد

389
00:26:08,567 --> 00:26:09,985
‫فیلم "پرواز آزمایشی" رو دیدن

390
00:26:09,985 --> 00:26:12,195
‫خودتم بیش از حد
‫پرواز آزمایشی رو دیدی

391
00:26:12,195 --> 00:26:13,947
‫آره. کمکی بهم نکرد

392
00:26:13,947 --> 00:26:16,741
‫خب، حداقل می‌تونیم بهشون بگیم
‫نوک هواپیما رو کدوم سمت بگیرن

393
00:26:16,741 --> 00:26:18,243
‫- بعداً می‌بینمت، باک
‫- ممنون که رسوندیم

394
00:26:18,243 --> 00:26:21,454
‫معمولاً مسیر مستقیمه
‫ولی تو بردیشون یکم مناظر طبیعی رو ببینن

395
00:26:21,454 --> 00:26:24,082
‫اوه، بردم مناظر طبیعی رو ببینن؟
‫اوه، چقدر تو بامزه‌ای

396
00:26:32,465 --> 00:26:38,305
‫« دفتر سرهنگ هارولد کیو هاگلین »
‫« افسر عملیاتی گردان صدم بمب‌افکن‌ها »

397
00:26:38,388 --> 00:26:41,391
‫فکر نمی‌کردم باید برات توضیح بدم

398
00:26:41,391 --> 00:26:43,560
‫که مسئولیتت چقدر خطیره

399
00:26:43,560 --> 00:26:46,855
‫اطلاع که داری هدف فقط این نیست
‫که افرادت چقدر خوب تخت‌هاشون رو مرتب می‌کنن

400
00:26:46,855 --> 00:26:48,815
‫بله اطلاع دارم، قربان

401
00:26:48,815 --> 00:26:53,403
‫برای همین اولویتم پرواز کردنه
‫نه تخت مرتب کردنشون

402
00:26:53,403 --> 00:26:57,699
‫تو مسئول 35 هواپیما
‫و 350 خدمه‌ی پروازی

403
00:26:58,199 --> 00:27:00,410
‫پسربچه‌هایی که هنوز
‫تجربه‌ی نبرد رو نداشتن

404
00:27:00,994 --> 00:27:03,955
‫زندگیشون به نظم و انضباط
‫و الگویی که براشون می‌سازی بستگی داره

405
00:27:03,955 --> 00:27:06,166
‫بله قربان

406
00:27:08,001 --> 00:27:10,211
‫با کمال احترام...

407
00:27:10,629 --> 00:27:13,089
‫به‌نظرم اگر فرمانده‌ی گردان باشم
‫بیشتر از افسر عملیاتی

408
00:27:13,673 --> 00:27:16,468
‫به درد اون‌ها و شما می‌خورم

409
00:27:16,468 --> 00:27:19,012
‫فقط به‌خاطر اینکه
‫باتومت رو جلوی صف تکون میدی

410
00:27:19,012 --> 00:27:20,764
‫دلیل نمیشه رهبر گروه موسیقی باشی

411
00:27:20,764 --> 00:27:23,600
‫فقط به‌نظرم برای پشت میزنشینی ساخته نشدم

412
00:27:23,600 --> 00:27:26,478
‫باید توی آسمون باشم
‫و به افرادم کمک کنم

413
00:27:26,478 --> 00:27:29,814
‫سرهنگ له‌می بدجوری حواسش به ما هست

414
00:27:30,440 --> 00:27:34,027
‫و منتظر بهونه‌ست که
‫در گردان صدم بمب‌افکن‌ها رو تخته کنه

415
00:27:34,402 --> 00:27:36,613
‫تا من هستم همچین اجازه‌ای نمیدم

416
00:27:36,780 --> 00:27:40,158
‫و از تمام افسرهام انتظار دارم
‫در این راه بهم کمک کنن

417
00:27:40,992 --> 00:27:43,203
‫که شامل توام میشه، سرگرد ایگن

418
00:27:44,371 --> 00:27:46,581
‫مرخصی

419
00:27:59,844 --> 00:28:01,638
‫حالتون خوبه، قربان؟

420
00:28:01,638 --> 00:28:03,848
‫دکتر خبر کنم؟

421
00:28:05,392 --> 00:28:08,228
‫خوبم

422
00:28:08,311 --> 00:28:13,358
‫« ساعت 3 صبح، 25 ژوئن 1943 »

423
00:28:25,620 --> 00:28:28,498
‫چند روز بعد
‫ما رو برای اولین ماموریت‌مون بیدار کردن

424
00:28:29,999 --> 00:28:32,252
‫با صدها ساعت تمرین پرواز در آمریکا

425
00:28:32,252 --> 00:28:34,462
‫باید باور می‌کردیم
‫که آمادگیش رو داریم

426
00:28:35,004 --> 00:28:38,967
‫مجبور بودیم
‫چون الان دیگه وقت ماموریت واقعی بود

427
00:28:38,967 --> 00:28:41,261
‫قربان. قربان، قراره امروز پرواز کنین

428
00:28:42,512 --> 00:28:44,723
‫سرگرد کلون، قربان

429
00:28:48,017 --> 00:28:50,770
‫همیشه توی روزهای ماموریت
‫صبحانه‌ی خاصی می‌دادن

430
00:28:51,271 --> 00:28:54,774
‫تخم‌مرغ، نون تست تازه، پنکیک جو
‫دو وعده گوشت 

431
00:28:54,774 --> 00:28:58,069
‫آب‌میوه‌ی گریپ‌فروت تازه
‫و دو لیوان قهوه‌ی ارتشی

432
00:28:59,821 --> 00:29:02,031
‫افراد میومدن و اسمشو می‌ذاشتن شام آخر

433
00:29:08,663 --> 00:29:11,291
‫امیدوارم همه‌مون سالم برگردیم از...

434
00:29:11,291 --> 00:29:13,501
‫چاک، میشه لطفاً نمک رو بدی بیاد؟

435
00:29:15,795 --> 00:29:18,256
‫- آخ آخ
‫- اوه، گندش بزنن. نمک ریخت

436
00:29:18,256 --> 00:29:20,467
‫میشه لطفاً نمکو پرت کنی پشت سرت

437
00:29:20,467 --> 00:29:23,136
‫تا بتونیم صبحونه‌مون رو بخوریم؟

438
00:29:26,514 --> 00:29:28,141
‫- این کار کی بود؟
‫- ای بابا

439
00:29:28,141 --> 00:29:30,894
‫- نگفت کلشو پرت کن، چاک
‫- برامون بدشانسی نمیاره

440
00:29:30,894 --> 00:29:31,978
‫گفت نمک رو پرت کن

441
00:29:31,978 --> 00:29:34,189
‫احمق

442
00:29:35,273 --> 00:29:37,484
‫گفت نمک رو پرت کن

443
00:29:41,237 --> 00:29:43,698
‫- کورت، امروز من همراه شما میام
‫- بفرما

444
00:29:44,365 --> 00:29:46,034
‫- چی؟
‫- شرمنده، دک

445
00:29:46,034 --> 00:29:48,536
‫می‌دونم اینجوری مجبوری توی دم بشینی
‫ولی حداقل می‌تونی بهشون شلیک کنی

446
00:29:48,536 --> 00:29:51,247
‫- اشکال نداره
‫- کوفته‌قلقلی هم میاد؟

447
00:29:51,247 --> 00:29:53,166
‫لمنز یا وینک ازش مراقبت می‌کنن

448
00:29:53,166 --> 00:29:55,543
‫دلت نمی‌خواد برای این ماموریت بیای، رفیق
‫بهم اعتماد کن

449
00:29:56,377 --> 00:29:58,963
‫خب، بهتره برم تخم‌مرغ بردارم
‫تا همه‌ش تموم نشده

450
00:29:58,963 --> 00:30:00,715
‫نه، به‌ خودت زحمت نده، باک

451
00:30:00,715 --> 00:30:03,051
‫این تخم‌مرغ‌ها مال دوران 
‫قبل از به‌دنیا اومدنمه

452
00:30:03,051 --> 00:30:05,553
‫خیلی‌خب. پس تخم‌مرغ نمی‌خورم

453
00:30:07,055 --> 00:30:09,516
‫- صبح به‌خیر، بچه‌ها
‫- سرگرد ویل. صبح‌ به‌خیر، قربان

454
00:30:10,391 --> 00:30:11,518
‫خوب خوابیدین؟

455
00:30:11,518 --> 00:30:13,728
‫- حرف نداشت
‫- توی خواب ناز بودم

456
00:30:14,729 --> 00:30:16,314
‫افسر فرمانده‌ی جدید همراهمون میاد؟

457
00:30:16,314 --> 00:30:18,233
‫افسر فرمانده‌ی جدید
‫یا افسر فرمانده‌ی جدید جدید؟

458
00:30:18,233 --> 00:30:19,859
‫به فکر افسر فرمانده نباشین

459
00:30:19,859 --> 00:30:21,069
‫به فکر پروازتون باشین

460
00:30:21,069 --> 00:30:22,821
‫می‌خوام آرایش پروازمون اونقدر جمع باشه

461
00:30:22,821 --> 00:30:24,906
‫که نشه یک سکه هم
‫از بین بال‌هامون رد کرد

462
00:30:24,906 --> 00:30:27,116
‫- چشم، قربان، سرگرد ویل
‫- چشم، قربان

463
00:30:27,784 --> 00:30:29,994
‫خبردار

464
00:30:32,121 --> 00:30:34,332
‫آزاد باشید

465
00:30:40,630 --> 00:30:44,300
‫هدف امروزمون "برمن"ـه

466
00:30:48,429 --> 00:30:51,099
‫قراره پناهگاه‌های زیردریایی‌های
‫رودخونه‌ی "وزر" رو بمباران کنیم

467
00:30:52,725 --> 00:30:57,188
‫خب، هرچقدر هم در مورد
‫اهمیت این اهداف بگم کم گفتم

468
00:30:58,064 --> 00:31:02,277
‫فقط در یک ماه اخیر زیردریایی‌ها
‫تقریباً هفتاد کشتی باری‌مون رو غرق کردن

469
00:31:02,277 --> 00:31:05,780
‫و اگر نتونیم از آمریکا 
‫مواد اولیه برسونیم به بریتانیای کبیر

470
00:31:05,780 --> 00:31:07,991
‫پامون هم به قاره‌ی اروپا نمی‌رسه

471
00:31:08,408 --> 00:31:12,453
‫گردان 350 به رهبری سرگرد کلون
‫در ارتفاع بالاتر قرار می‌گیره

472
00:31:13,329 --> 00:31:16,291
‫و گردان 349 به رهبری سرگرد ویل
‫در ارتفاع پایین‌تر پرواز می‌کنه

473
00:31:16,291 --> 00:31:19,586
‫من با ستوان "دای" در گردان 351
‫جلوتر از شما حرکت می‌کنم

474
00:31:20,211 --> 00:31:23,923
‫بعد از شکل‌گیری آرایش پرواز
‫گردان 100 به 94 و 95

475
00:31:23,923 --> 00:31:26,217
‫و 96 بمب‌افکن‌ها ملحق میشه

476
00:31:26,217 --> 00:31:28,887
‫ما در پشت سرشون قرار می‌گیریم

477
00:31:29,721 --> 00:31:31,389
‫بخش پشتی آرایش پرواز

478
00:31:31,389 --> 00:31:34,267
‫با مجموع 78 بمب‌افکن سنگین

479
00:31:34,267 --> 00:31:37,270
‫- سرگرد بومن، افسر اطلاعاتی‌مون

480
00:31:37,270 --> 00:31:38,521
‫بقیه‌ش رو توضیح میده

481
00:31:38,521 --> 00:31:41,316
‫و سروان بکر جلسه رو
‫با گزارش آب‌و‌هوا به اتمام می‌رسونه

482
00:31:41,316 --> 00:31:42,650
‫سرگرد

483
00:31:42,650 --> 00:31:44,027
‫ممنونم، قربان

484
00:31:44,027 --> 00:31:46,237
‫چراغ‌ها، لطفاً

485
00:31:49,908 --> 00:31:52,118
‫بفرما

486
00:31:52,410 --> 00:31:55,914
‫حواستون به موقعیت
‫ توپ‌های ضدهوایی واقع در دریا و خشکی

487
00:31:55,914 --> 00:31:59,834
‫در جزایر فریسی
‫ از نردرنای تا لانگه‌اوگ باشه

488
00:31:59,834 --> 00:32:04,297
‫در ساحل اصلی
‫می‌تونین از ویلهلمزهافن تا برمن

489
00:32:04,881 --> 00:32:06,758
‫انتظار آتش سنگین
‫توپ‌های ضدهوایی رو داشته باشین

490
00:32:06,758 --> 00:32:10,887
‫توپ‌هایی که شناسایی کردیم
‫شامل 88 و 105 میلی‌متریه

491
00:32:10,887 --> 00:32:14,641
‫که توسط رادار وورتسبورگ هدایت میشه
‫پس ردتون رو می‌گیرن

492
00:32:14,641 --> 00:32:17,477
‫ناوبر‌ها، بمب‌اندازها
‫بعد از تمام شدن این جلسه

493
00:32:17,477 --> 00:32:20,104
‫حتماً به مقر برید
‫تا توضیحات تخصصی بهتون داده بشه

494
00:32:20,104 --> 00:32:24,859
‫خب، هدفتون در 
‫شمال‌غربی برمن قرار داره، در اینجا

495
00:32:25,652 --> 00:32:27,528
‫نقشه‌ی اهداف رو نشون بدین، لطفاً

496
00:32:27,528 --> 00:32:28,738
‫از اون نقطه‌ی اولیه

497
00:32:28,738 --> 00:32:30,949
‫تا هدف 14.5 کیلومتر مستقیم راهه

498
00:32:31,491 --> 00:32:34,535
‫این‌ها پناهگاه‌ها هستن
‫که در شرق رودخونه قرار دارن

499
00:32:35,119 --> 00:32:39,082
‫خب، این پناهگاه‌ مرکزی
‫ نقطه‌ی میانی هدف‌گیریتونه

500
00:32:39,082 --> 00:32:43,586
‫و زاویه‌ی حرکتتون 
‫به سمت هدف، 218 درجه‌ی شمالی خواهد بود

501
00:32:43,586 --> 00:32:47,423
‫سریعاً بعد از چرخیدن
‫مسیر رودخونه رو دنبال کنید

502
00:32:48,216 --> 00:32:50,093
‫- بفرما، سرگرد
‫- ممنون

503
00:32:50,093 --> 00:32:53,221
‫بجنب، کورت
‫بگو ببینم نقل‌قول امروزت چیه؟

504
00:32:53,221 --> 00:32:56,099
‫قراره امروز مثل یک فرشته پرواز کنم
‫ولی مثل یک فرشته نمی‌میرم

505
00:32:58,893 --> 00:33:02,021
‫سرگرد، فکر کنم زیادی کوچیکه
‫نمی‌تونم بپوشمش

506
00:33:04,107 --> 00:33:05,900
‫- ممنون
‫- بفرما

507
00:33:05,900 --> 00:33:08,111
‫باک، کمکم کن این کاپشن رو بپوشم

508
00:33:08,736 --> 00:33:10,697
‫باشه

509
00:33:10,697 --> 00:33:13,533
‫خوبی؟ از پسش برمیای
‫از پسش برمیایم

510
00:33:15,785 --> 00:33:17,996
‫از بوی افترشیوت خوشم میاد

511
00:33:18,329 --> 00:33:21,499
‫خوبه. می‌خوام امروز
‫ فاصله‌ی بال‌هامون به همین نزدیکی باشه

512
00:33:21,499 --> 00:33:23,584
‫- همونطوری که آموزش دیدیم
‫- بله، قربان

513
00:33:23,584 --> 00:33:25,837
‫صبح به‌خیر، آقایون

514
00:33:25,837 --> 00:33:28,256
‫برای کسایی که منو نمی‌شناسن
‫من پدر تسکا هستم

515
00:33:28,256 --> 00:33:30,550
‫ما همینجاییم...

516
00:33:30,550 --> 00:33:32,802
‫سروان فیلیپس هم همینطور

517
00:33:32,802 --> 00:33:35,013
‫اگر کسی بهمون نیاز داشت

518
00:33:37,140 --> 00:33:39,350
‫ممنونم، پدر
‫حتماً یادمون می‌مونه

519
00:33:40,435 --> 00:33:42,645
‫همم

520
00:33:51,487 --> 00:33:53,656
‫باک

521
00:33:53,656 --> 00:33:55,450
‫- سلام
‫- حالت خوبه؟

522
00:33:55,450 --> 00:33:57,660
‫آره

523
00:33:59,537 --> 00:34:01,039
‫این چیه؟

524
00:34:01,039 --> 00:34:02,331
‫داری بدهی‌هات رو میدی؟

525
00:34:02,331 --> 00:34:03,833
‫طلسم خوش‌شانسیمه

526
00:34:03,833 --> 00:34:05,460
‫طلسم...

527
00:34:05,460 --> 00:34:07,670
‫- از دست تو، جان
‫- بیا. بگیرش

528
00:34:09,130 --> 00:34:12,300
‫تابه‌حال دو تا ماموریت باهاش رفتم
‫جفت چرخام باز شدن

529
00:34:12,300 --> 00:34:15,970
‫ببین، دو تا گوشه‌ش جدا شده
‫یکی به ازای هر ماموریت. می‌بینی که سالمم

530
00:34:17,513 --> 00:34:19,766
‫بگیرش

531
00:34:19,766 --> 00:34:21,517
‫سوار شو

532
00:34:21,517 --> 00:34:23,728
‫برای خوش‌‌شانسی

533
00:34:23,895 --> 00:34:26,105
‫باشه

534
00:34:29,484 --> 00:34:31,694
‫بعداً می‌بینمت

535
00:34:36,032 --> 00:34:37,033
‫خیلی‌خب

536
00:34:37,033 --> 00:34:39,077
‫بعداً می‌بینمتون

537
00:34:39,077 --> 00:34:41,287
‫دارم میرم آسمون

538
00:35:04,685 --> 00:35:06,896
‫جمع بشید

539
00:35:12,110 --> 00:35:13,986
‫همونطور که می‌دونین
‫این اولین ماموریتمون در اینجاست

540
00:35:13,986 --> 00:35:18,241
‫اعتماد دارم که تعلیماتتون یادتونه
‫و کارهاتون رو بلدین

541
00:35:19,033 --> 00:35:23,871
‫بریم ماموریت رو انجام بدیم
‫و بمب‌هامون رو بریزیم سر اون نازی‌های کثافت

542
00:35:23,871 --> 00:35:25,164
‫و بعدش می‌تونیم زودتر از موعد بریم خونه

543
00:35:25,164 --> 00:35:27,250
‫چشم، قربان!

544
00:35:27,250 --> 00:35:29,794
‫سرگرد قراره با ما پرواز کنه
‫سرگرد؟

545
00:35:30,878 --> 00:35:33,131
‫اولین باره میریم توی میدون نبرد، بچه‌ها

546
00:35:38,177 --> 00:35:39,971
‫بریم حالشونو جا بیاریم

547
00:35:39,971 --> 00:35:41,389
‫چشم، قربان

548
00:35:41,389 --> 00:35:43,724
‫خیلی‌خب
‫پس چرا هنوز اینجا وایسادیم؟

549
00:35:45,768 --> 00:35:48,354
‫- این پشت همه‌چی مرتبه، دکی؟
‫- شوخی می‌کنی؟

550
00:35:49,105 --> 00:35:50,648
‫مثل سوئیت هتل می‌مونه

551
00:35:50,648 --> 00:35:52,859
‫ممنون

552
00:35:55,194 --> 00:35:56,904
‫- آقایون
‫- قربان

553
00:35:56,904 --> 00:35:59,115
‫خدا بهمون لطف کرده که همراه ما هستین، قربان

554
00:35:59,532 --> 00:36:01,826
‫روح خدا رو درون شما حس می‌کنم

555
00:36:01,826 --> 00:36:04,036
‫آره، در همه‌مون هست، رفیق

556
00:36:09,292 --> 00:36:10,877
‫جامو نگه داشتی

557
00:36:10,877 --> 00:36:12,003
‫آره

558
00:36:12,003 --> 00:36:15,089
‫ترجیح میدم اینجا رو بهت بدم
‫تا اینکه تمام راه روی پاهام بشینی

559
00:36:15,798 --> 00:36:18,009
‫برای لیست پرواز آماده‌م

560
00:36:18,843 --> 00:36:19,886
‫فرم 1 الف؟

561
00:36:19,886 --> 00:36:22,013
‫بررسی شد

562
00:36:22,013 --> 00:36:24,056
‫دریچه‌ها و دکمه‌های انتقال سوخت؟

563
00:36:24,056 --> 00:36:26,475
‫جفت دریچه‌های انتقال بسته‌ن
‫و دکمه‌ها خاموشن

564
00:36:26,475 --> 00:36:28,060
‫سردکن سیال موتور سرده

565
00:36:28,060 --> 00:36:30,271
‫چرخش‌سنج‌ها؟

566
00:36:30,855 --> 00:36:33,065
‫دکمه‌های قطع مسیر سوخت؟

567
00:36:34,150 --> 00:36:35,359
‫هر چهار تاشون بازن

568
00:36:35,359 --> 00:36:37,570
‫بالچه‌های موتور؟

569
00:36:37,570 --> 00:36:38,946
‫باز و قفل شدن

570
00:36:38,946 --> 00:36:41,365
‫- دریچه‌های کنترل هوا؟
‫- دریچه‌ها بسته‌ن

571
00:36:41,365 --> 00:36:43,576
‫دکمه‌های اصلی و احتراق؟

572
00:36:43,784 --> 00:36:45,077
‫باطری‌ها روشن هستن

573
00:36:45,077 --> 00:36:46,454
‫و بررسی شد

574
00:36:46,454 --> 00:36:48,664
‫تلمبه‌های تقویتی، میزان فشار؟

575
00:36:48,664 --> 00:36:49,790
‫تلمبه‌ها روشن شدن

576
00:36:49,790 --> 00:36:52,251
‫مقدار سوخت، مناسبه

577
00:36:52,251 --> 00:36:54,629
‫خیلی‌خب، ستوان
‫آماده‌ای موتور رو روشن کنی؟

578
00:36:54,629 --> 00:36:55,630
‫بله، قربان

579
00:36:55,630 --> 00:36:57,131
‫موتور یک رو روشن کن

580
00:36:57,131 --> 00:36:59,342
‫خوشحالم همراه ما هستین، سرهنگ

581
00:37:11,812 --> 00:37:14,023
‫- موتور دوم رو روشن کن
‫- موتور دوم رو روشن می‌کنم

582
00:37:19,528 --> 00:37:22,156
‫فشار سوخت و روغن به‌نظر مناسب میاد

583
00:37:23,574 --> 00:37:25,785
‫موتور شماره سه رو روشن کن

584
00:37:29,789 --> 00:37:33,793
‫بوئینگ بی-17، دوازده مسلسل داشت
‫که از هر طرف از ما محافظت می‌کردن

585
00:37:33,793 --> 00:37:36,003
‫بهش می‌گفتیم دژ پرنده

586
00:37:36,587 --> 00:37:39,090
‫ولی کلید بقامون این بود
‫که کنار همدیگه بمونیم

587
00:37:39,090 --> 00:37:42,635
‫با ایجاد یک چهارچوب آتش دفاعی
‫ناشی از یک آرایش پرواز متراکم

588
00:37:43,427 --> 00:37:45,721
‫خیلی مهم بود
‫چون اگر از هم جدا می‌شدیم

589
00:37:45,721 --> 00:37:48,432
‫جنگنده‌های آلمانی می‌تونستن
‫دونه دونه نابودمون کنن

590
00:37:50,518 --> 00:37:52,728
‫پدرشونو دربیارین، بچه‌ها!

591
00:38:08,411 --> 00:38:10,621
‫بهشون چراغ سبز نشون بده

592
00:38:12,623 --> 00:38:14,834
‫وقت رفتنه، بچه‌ها

593
00:38:29,140 --> 00:38:31,350
‫شصت

594
00:38:33,811 --> 00:38:36,022
‫نود

595
00:38:36,772 --> 00:38:38,482
‫صد

596
00:38:38,482 --> 00:38:40,693
‫صد و ده

597
00:39:18,022 --> 00:39:20,232
‫خیلی‌خب، بچه‌ها
‫بزنین بریم

598
00:39:26,280 --> 00:39:27,448
‫چهل

599
00:39:27,448 --> 00:39:29,200
‫پنجاه

600
00:39:29,200 --> 00:39:31,410
‫شصت

601
00:39:37,416 --> 00:39:39,585
‫نود

602
00:39:39,585 --> 00:39:40,669
‫صد

603
00:39:40,711 --> 00:39:41,796
‫صد و ده

604
00:39:54,183 --> 00:39:57,353
‫هنوزم داریم ارتفاع می‌گیریم، بچه‌ها
‫سه ساعت تا هدف فاصله داریم

605
00:39:58,729 --> 00:40:00,940
‫لیست بررسی بعد از پرواز

606
00:40:02,775 --> 00:40:04,985
‫قدرت افزایش ارتفاع مناسبه

607
00:40:05,277 --> 00:40:07,154
‫بالچه‌های موتور کار می‌کنن

608
00:40:07,154 --> 00:40:09,198
‫ارابه‌ی فرود سمت راست جمع شده

609
00:40:09,198 --> 00:40:10,866
‫ارابه‌ی فرود سمت چپ جمع شده

610
00:40:10,866 --> 00:40:12,076
‫ارابه‌ی فرود عقب جمع شد

611
00:40:12,076 --> 00:40:14,620
‫خیلی‌خب، باسر
‫برو توی سوراخت

612
00:40:32,721 --> 00:40:34,890
‫خیلی‌خب، کورت
‫کنترل دست منه

613
00:40:34,890 --> 00:40:37,101
‫از خلبان به خدمه، ارتفاع‌مون 3 کیلومتره

614
00:40:37,893 --> 00:40:39,562
‫ماسک بزنین و گزارش بدین

615
00:40:39,562 --> 00:40:41,188
‫مسلسل‌چی تحتانی، دریافت شد

616
00:40:41,188 --> 00:40:43,023
‫مسلسل‌چی دم، دریافت شد

617
00:40:43,023 --> 00:40:45,067
‫مسلسل‌چی راست، دریافت شد

618
00:40:45,067 --> 00:40:46,235
‫مسلسل‌چی چپ، حله

619
00:40:46,235 --> 00:40:47,486
‫بی‌سیم، دریافت شد

620
00:40:47,486 --> 00:40:49,363
‫مکانیک، دریافت شد

621
00:40:49,363 --> 00:40:50,823
‫ناوبر، دریافت شد

622
00:40:50,823 --> 00:40:52,533
‫بمب‌انداز، دریافت شد

623
00:40:52,533 --> 00:40:54,326
‫بست، منور بنداز

624
00:40:54,326 --> 00:40:57,163
‫ببینیم می‌تونیم آرایش پرواز رو 
‫جمع‌و‌جور کنیم یا نه

625
00:40:57,163 --> 00:40:59,373
‫دریافت شد

626
00:41:09,675 --> 00:41:11,427
‫این منوره؟

627
00:41:11,427 --> 00:41:13,929
‫از مسلسل‌چی دماغه به خدمه
‫فکر کنم یک منور زیر پامون دیدم

628
00:41:13,929 --> 00:41:16,015
‫دریافت شد. دیدی از کجا اومد؟

629
00:41:16,015 --> 00:41:18,225
‫نه. نمی‌تونم هیچی ببینم

630
00:41:19,560 --> 00:41:23,606
‫یا خدا! یک بی-17 مستقیم زیر پامونه
‫دقیقاً زیر پامونن

631
00:41:23,606 --> 00:41:25,816
‫!روی، بکش بالا

632
00:41:27,485 --> 00:41:29,695
‫گندش بزنن! یک دژ بالای سرمونه

633
00:41:30,946 --> 00:41:33,157
‫دریافت شد. دیدمش

634
00:41:33,407 --> 00:41:35,117
‫مسلسل‌چی عقب، باهام صحبت کن

635
00:41:35,117 --> 00:41:36,827
‫لعنتی، اطرافمون خالیه؟

636
00:41:36,827 --> 00:41:39,038
‫از مسلسل‌چی به خلبان، اطرافمون خالیه

637
00:41:39,747 --> 00:41:42,708
‫- یا خدا. نزدیک بودا
‫- اون دژ "کلون"ـه

638
00:41:43,209 --> 00:41:44,877
‫بوی اون افترشیو رو هرجا بفهمم می‌شناسم

639
00:41:44,877 --> 00:41:47,171
‫خدایی؟

640
00:41:47,171 --> 00:41:49,256
‫خب، خودت بهش گفتی نزدیکت بمونه

641
00:41:49,256 --> 00:41:51,383
‫نه اینقدر نزدیک

642
00:41:51,383 --> 00:41:54,512
‫از خلبان به خدمه، باید یک ساعت دیگه 
‫توی این منجلاب پیش بریم

643
00:41:54,512 --> 00:41:56,722
‫حواستون به اطرافتون باشه

644
00:42:00,100 --> 00:42:02,478
‫یا خدا. باید برسیم به بقیه‌ی گروه

645
00:42:02,978 --> 00:42:05,648
‫خیلی ازشون عقبیم
‫آرایش پرواز داغونه

646
00:42:07,191 --> 00:42:09,401
‫موتور شماره‌ی یک مشکل پیدا کرده

647
00:42:10,986 --> 00:42:13,197
‫- داریم از دستش میدیم

648
00:42:15,533 --> 00:42:18,327
‫از خلبان به مسلسل‌چی دم
‫اون پشت چی می‌بینی؟

649
00:42:18,327 --> 00:42:22,122
‫مسلسل‌چی دم به کلون، از گروه ما
‫شش دژ توی آرایش هستن

650
00:42:22,122 --> 00:42:27,336
‫گردان 351 سر جاشونن
‫ولی 349 خیلی عقب‌تره. هر 6 تاشون

651
00:42:27,336 --> 00:42:29,421
‫ظاهراً هواپیمای رهبرشون، ویل
‫داره دود می‌کنه

652
00:42:29,421 --> 00:42:30,548
‫دریافت شد

653
00:42:30,548 --> 00:42:32,758
‫رهبر ردمیت، رهبر سورفیس صحبت می‌کنه

654
00:42:32,758 --> 00:42:34,218
‫اون عقب چه خبره، ویل؟

655
00:42:34,218 --> 00:42:35,386
‫رهبر سورفیس صحبت می‌کنه

656
00:42:35,386 --> 00:42:37,721
‫موتورمون به مشکل برخورده
‫داریم روش کار می‌کنیم

657
00:42:37,721 --> 00:42:39,974
‫دریافت شد. باید تصمیم بگیری، ویل

658
00:42:39,974 --> 00:42:41,850
‫داری گردانت رو توی خطر می‌اندازی

659
00:42:41,850 --> 00:42:44,061
‫رهبر پیسر، دریافت شد

660
00:42:46,021 --> 00:42:47,940
‫قربان، کیلومترها از گروه عقب‌ افتادیم

661
00:42:47,940 --> 00:42:50,818
‫هرچه بیشتر صبر کنیم
‫بیشتر طول می‌کشه تا به بقیه برسن

662
00:42:51,485 --> 00:42:54,196
‫خدا لعنتش کنه
‫خاموشش کن

663
00:42:55,447 --> 00:42:56,532
‫سوخت رو قطع می‌کنم

664
00:42:56,532 --> 00:42:58,784
‫پره‌ها رو بچرخون

665
00:43:00,703 --> 00:43:03,163
‫رهبر پیسر، رهبر ردمیت صحبت می‌کنه

666
00:43:03,163 --> 00:43:05,374
‫موتور 1 رو از دست دادیم

667
00:43:05,374 --> 00:43:07,585
‫نمی‌تونیم با این سرعت پیش بیایم
‫برمی‌گردیم

668
00:43:08,210 --> 00:43:09,712
‫دریافت شد، رهبر سورفیس

669
00:43:09,712 --> 00:43:12,214
‫معاون ردمیت، به مشکل مکانیکی برخوردیم

670
00:43:12,214 --> 00:43:14,425
‫دارم برمی‌گردم
‫رهبری گردان دست خودته

671
00:43:14,883 --> 00:43:16,969
‫دریافت شد، چشم

672
00:43:16,969 --> 00:43:19,680
‫از خلبان به خدمه
‫داریم جای رهبر ردمیت رو می‌گیریم

673
00:43:19,680 --> 00:43:21,890
‫با نهایت قدرت پیوسته پیش برید

674
00:43:22,266 --> 00:43:23,434
‫حواستون به میزان سوخت مصرفی باشه

675
00:43:23,434 --> 00:43:26,520
‫قراره برای رسیدن به بقیه‌ی گروه
‫سوخت زیادی بسوزونیم

676
00:43:39,158 --> 00:43:41,368
‫- آتش! آتش!
‫- آتش!

677
00:43:46,582 --> 00:43:50,085
‫شروع شد. توپ‌های ضدهوایی دارن شلیک می‌کنن
‫محکم بگیرین، بچه‌ها

678
00:43:50,586 --> 00:43:53,464
‫مسلسل‌چی تحتانی به خدمه
‫توپ ضدهوایی، ساعت 11، زیر پامون

679
00:43:54,256 --> 00:43:57,343
‫توپ ضدهوایی ساعت 10 بالای سرمون
‫ساعت 4 بالای سرمون

680
00:43:58,135 --> 00:44:00,346
‫همه‌جا پر از آتش ضدهواییه

681
00:44:02,806 --> 00:44:05,225
‫خداوندا، عاجزانه از تو می‌خواهیم
‫شیطان را از ما دور گردانی

682
00:44:05,225 --> 00:44:07,353
‫و تو، ای شاهزاده‌ی ارتش بهشتی

683
00:44:07,353 --> 00:44:09,563
‫به قوه‌ی الهی، شیطان را به جهنم افکن

684
00:44:13,525 --> 00:44:15,861
‫ناوبر، چقدر تا هدف مونده؟

685
00:44:15,861 --> 00:44:17,279
‫حدوداً 11 دقیقه

686
00:44:17,279 --> 00:44:19,490
‫- دریافت شد
‫- یازده دقیقه؟

687
00:44:26,372 --> 00:44:29,750
‫ارتش بهشتی، و تمام شیاطین جهنمی...

688
00:44:29,750 --> 00:44:32,336
‫یا خدا!

689
00:44:33,754 --> 00:44:36,882
‫که در زمین پرسه زده
‫و به‌دنبال فاسد کردن بندگان هستند. آمین

690
00:44:52,856 --> 00:44:55,693
‫از بمب‌انداز به خلبان ارشد
‫الان باید بالای سر هدف باشیم

691
00:44:55,693 --> 00:44:58,237
‫ولی هیچی نمی‌بینم
‫بمب‌ها رو بندازم؟

692
00:45:01,115 --> 00:45:02,991
‫فایده‌ای نداره

693
00:45:02,991 --> 00:45:04,243
‫فایده‌ای نداره

694
00:45:04,243 --> 00:45:06,370
‫- قربان؟
‫- اگر نتونیم هدف رو ببینیم

695
00:45:06,370 --> 00:45:08,122
‫بمب‌ها رو نمی‌اندازم

696
00:45:08,122 --> 00:45:10,332
‫ناوبر، هدف دوم رو می‌بینی؟

697
00:45:11,166 --> 00:45:13,293
‫ناوبر به خلبان ارشد، همون وضعه

698
00:45:13,293 --> 00:45:14,878
‫اصلاً دیده نمیشه، قربان

699
00:45:14,878 --> 00:45:18,298
‫از خلبان ارشد به خدمه
‫ماموریت رو لغو می‌کنم

700
00:45:18,298 --> 00:45:20,592
‫- ناوبر، یک مسیر جدید آماده کن
‫دریافت شد -

701
00:45:20,592 --> 00:45:23,637
‫رهبر زوت‌سوت 2 به زوت‌سوت 2

702
00:45:23,637 --> 00:45:27,015
‫راجر. آنکل. فاکس. اکس‌ری

703
00:45:27,015 --> 00:45:30,477
‫تکرار می‌کنم. راجر. آنکل. فاکس. اکس‌ری

704
00:45:30,477 --> 00:45:32,896
‫- لعنتی. افسر فرمانده داره لغوش می‌کنه

705
00:45:32,896 --> 00:45:35,899
‫رهبر سورفیس به رهبر پیسر
‫دریافت شد، چشم

706
00:45:36,442 --> 00:45:40,320
‫از خلبان به خدمه، ماموریت لغو شد
‫تکرار می‌کنم، ماموریت لغو شد

707
00:45:55,210 --> 00:45:57,421
‫توپ‌های ضدهوایی قطع شدن

708
00:45:58,505 --> 00:45:59,923
‫می‌دونین این یعنی چی‌، بچه‌ها

709
00:45:59,923 --> 00:46:02,134
‫خیلی‌خب. آماده باشین، دوستان

710
00:46:02,301 --> 00:46:04,511
‫دریافت شد، سرگرد

711
00:46:04,803 --> 00:46:07,681
‫خلبان ارشد به مسلسل‌چی دم
‫اون پشت چی می‌بینی؟

712
00:46:07,681 --> 00:46:10,893
‫نمی‌تونم گردان 349 رو ببینم
‫هنوزم خیلی عقب‌ترن

713
00:46:11,435 --> 00:46:13,645
‫گروه کلون بهمون نزدیکه

714
00:46:13,812 --> 00:46:16,273
‫دریافت شد
‫مراقب جنگنده‌های دشمن باشین

715
00:46:17,733 --> 00:46:21,028
‫الاناست که پیداشون بشه، بچه‌ها
‫چشماتون رو خوب باز کنین

716
00:46:21,987 --> 00:46:24,198
‫از مسلسل‌چی فوقانی به خدمه
‫ساعت 12 بالای سرمون، جنگنده‌ها!

717
00:46:26,742 --> 00:46:28,952
‫یا خدا، چه سرعتی دارن

718
00:46:29,244 --> 00:46:31,455
‫داره میره سراغ گروه ویل

719
00:46:32,790 --> 00:46:35,000
‫جنگنده‌ها، ساعت 12 بالای سرمون!

720
00:46:42,299 --> 00:46:46,345
‫- آدامز رو زدن
‫- اوه، نه، نه. باید بپرن بیرون

721
00:46:46,887 --> 00:46:49,598
‫آدامز، بپرین بیرون
‫کسی چتر می‌بینه؟

722
00:46:50,224 --> 00:46:52,392
‫از مسلسل‌چی دم به خلبان
‫چتری نمی‌بینم

723
00:46:52,392 --> 00:46:54,603
‫دریافت شد. بازم موقعیت جنگنده‌ها رو بگین

724
00:46:55,270 --> 00:46:57,481
‫جنگنده‌ها! ساعت 12 بالای سرمون!

725
00:47:07,115 --> 00:47:09,117
‫اشمالنباخ رو زدن

726
00:47:09,117 --> 00:47:11,787
‫اوه، خدا
‫اشمالنباخ هم از دست رفت

727
00:47:12,871 --> 00:47:16,625
‫یا خدا
‫دارن مستقیم میان سراغ ما

728
00:47:21,004 --> 00:47:22,589
‫مولینز

729
00:47:22,589 --> 00:47:23,131
‫مولینز

730
00:47:33,433 --> 00:47:35,686
‫کلیون به مسلسل‌چی دم
‫اون پشت چی می‌بینی؟

731
00:47:36,395 --> 00:47:39,523
‫مسلسل‌چی دم به کلون
‫گردان 349 توی ابرها هستن

732
00:47:39,523 --> 00:47:41,775
‫نمی‌بینمشون، قربان

733
00:47:41,775 --> 00:47:43,902
‫جنگنده‌های 190 دارن برمی‌گردن سمتمون

734
00:47:43,902 --> 00:47:46,113
‫جنگنده‌ها، ساعت 6
‫ساعت 8

735
00:47:47,155 --> 00:47:50,450
‫اوه، پسر. لعنتی گیر کرده

736
00:47:58,500 --> 00:48:00,711
‫بجنب! بجنب!

737
00:48:01,420 --> 00:48:05,507
‫خدایا!

738
00:48:08,802 --> 00:48:10,470
‫مسلسل‌چی دم، گزارش بده. دکی

739
00:48:10,470 --> 00:48:14,725
‫مسلسل‌چی دم به کلون
‫جنگنده‌ها رفتن

740
00:48:15,267 --> 00:48:18,937
‫فقط 2 تا از گردان 349 رو می‌بینم، قربان
‫سه دژ رو از دست دادیم

741
00:48:21,607 --> 00:48:23,817
‫دکی، تکرار کن

742
00:48:24,860 --> 00:48:27,613
‫فقط دو دژ از گردان 349 مونده، قربان

743
00:48:29,239 --> 00:48:31,450
‫یا خدا

744
00:48:40,500 --> 00:48:43,253
‫از مسلسل‌چی تحتانی به خلبان
‫قربان، محفظه‌ رو سوراخ کردن

745
00:48:43,253 --> 00:48:46,089
‫دارم از سرما یخ می‌زنم
‫میشه یکی منو از اینجا بیاره بیرون؟

746
00:48:46,089 --> 00:48:48,634
‫هی، بچه‌ها، باسر رو
‫ بیارین بیرون و گرمش کنین

747
00:48:55,390 --> 00:48:56,892
‫باسر حالش خوبه؟

748
00:48:56,892 --> 00:48:58,518
‫داریم روش کار می‌کنیم، قربان

749
00:48:58,518 --> 00:49:01,647
‫لباست سوراخ سوراخ شده. معلومه یخ می‌زنی

750
00:49:01,647 --> 00:49:03,649
‫یک پتو براش بیار

751
00:49:03,649 --> 00:49:05,025
‫دووم بیارین، بچه‌ها

752
00:49:05,025 --> 00:49:07,945
‫بعد از اینکه بمب‌ها رو انداختیم توی کانال
‫برمی‌گردیم پایگاه

753
00:49:11,281 --> 00:49:14,493
‫داشت جون می‌کند و یهویی کامل از کار افتاد

754
00:49:15,160 --> 00:49:17,663
‫توی ماموریت اولت
‫عجب شانسی داشتی، سرگرد

755
00:49:17,663 --> 00:49:20,916
‫به‌خاطر حلقه‌ی ترکیب کاربراتور 
‫به شمع فشار اومده و سوخته

756
00:49:20,916 --> 00:49:24,252
‫درست کردنش نباید بیشتر از چند ساعت طول بکشه

757
00:49:40,394 --> 00:49:46,858
‫هفت، هشت، نه، ده
‫یازده، دوازده، سیزده، چهارده، پونزده

758
00:49:51,571 --> 00:49:53,782
‫- داریمت. داریمت
‫- بریم. بریم

759
00:49:54,324 --> 00:49:56,702
‫بیا

760
00:50:04,126 --> 00:50:06,336
‫نزدیکم بمون

761
00:50:12,801 --> 00:50:14,845
‫سرهنگ؟

762
00:50:14,845 --> 00:50:17,055
‫سرهنگ، حالت خوبه؟

763
00:50:17,889 --> 00:50:20,100
‫یا خدا. حالت خوبه، قربان؟

764
00:50:20,475 --> 00:50:21,893
‫افسر فرمانده کمک لازم داره!

765
00:50:21,893 --> 00:50:24,104
‫همه‌شون همینان

766
00:50:24,688 --> 00:50:26,273
‫- پونزده تا شمردم
‫- منم همینطور

767
00:50:26,273 --> 00:50:29,484
‫نوزده تا رفتن، یکی برگشت
‫سه‌تاشون نیومدن

768
00:50:29,484 --> 00:50:31,862
‫- همه‌شون از گردان "ویل" بودن
‫- بیا بریم

769
00:50:31,862 --> 00:50:33,780
‫- اینم اعداد و ارقامش، قربان
‫- الان وقتش نیست

770
00:50:33,780 --> 00:50:36,033
‫خیلی‌خب. گم‌ شین برید سوار کامیون

771
00:50:41,830 --> 00:50:44,875
‫ون نوی! هی! گلن! گلن!

772
00:50:44,875 --> 00:50:46,418
‫هی، ویل. ویل، آروم باش

773
00:50:46,418 --> 00:50:48,211
‫خفه‌خون بگیرین. سوار کامیون بشین

774
00:50:48,211 --> 00:50:51,798
‫دیگه چیزی نگین. دیگه چیزی نگین
‫حرفاتونو بذارین برای جلسه‌‌ی بازجویی

775
00:50:51,798 --> 00:50:54,634
‫- ون نوی. هیچی نگو. سوار شو
‫- زود باشید برید برای بازجویی

776
00:50:54,634 --> 00:50:56,803
‫- دیگه هیچی نگو
‫- فقط دارم سعی می‌کنم بفهمم

777
00:50:56,803 --> 00:50:58,805
‫- چه بلایی سر افرادم اومده
‫- دهنشون رو ببند و ببر برای بازجویی

778
00:50:58,805 --> 00:51:00,849
‫زود باش! این یه دستوره

779
00:51:00,849 --> 00:51:03,060
‫بجنب. سوار شو، پسر

780
00:51:05,145 --> 00:51:07,773
‫به چی نگاه می‌کنین؟
‫برید دژ رو تعمیر کنین

781
00:51:07,773 --> 00:51:09,649
‫- برگردین سر کارتون، بچه‌ها
‫- زود باشین!

782
00:51:09,649 --> 00:51:11,902
‫بریم سراغ کارمون. زود باشین

783
00:51:11,902 --> 00:51:14,780
‫کامیون راه بیفت ببینم
‫تا زمان بازجویی حرف نباشه!

784
00:51:28,376 --> 00:51:31,338
‫آره. معجزه‌ست که سقوط نکرده

785
00:51:32,130 --> 00:51:34,341
‫- این بیچاره رو ببین
‫- آره

786
00:51:37,302 --> 00:51:39,513
‫تکه‌پاره شده

787
00:51:39,971 --> 00:51:42,265
‫- درست کردنش خیلی طول می‌کشه
‫- بریم درستش کنیم

788
00:51:44,601 --> 00:51:46,812
‫هیچکس نیومد

789
00:51:53,068 --> 00:51:55,278
‫باید تعویضش کنیم...

790
00:51:57,739 --> 00:51:59,950
‫نمی‌دونم. مطمئن نیستم

791
00:52:07,165 --> 00:52:09,376
‫بدون بالچه‌ها فرود اومدی

792
00:52:10,377 --> 00:52:12,587
‫موتورمون رو زدن

793
00:52:13,380 --> 00:52:16,383
‫ازت می‌خوام بری برای بازجویی، باک
‫بیا بریم

794
00:52:19,553 --> 00:52:21,763
‫یک دونه بمب هم ننداختیم

795
00:52:23,557 --> 00:52:25,767
‫مجبور شدم بریزمشون توی کانال

796
00:52:27,519 --> 00:52:28,520
‫می‌دونم

797
00:52:28,520 --> 00:52:30,897
‫بیا بریم

798
00:52:40,031 --> 00:52:42,242
‫چرا بهم نگفتی؟

799
00:52:44,619 --> 00:52:46,663
‫چیو؟

800
00:52:46,663 --> 00:52:48,874
‫پرواز کرده بودی

801
00:52:50,834 --> 00:52:53,044
‫دو ماموریت

802
00:52:53,795 --> 00:52:56,006
‫بهم نگفتی اینجوریه

803
00:52:56,256 --> 00:52:58,466
‫نمی‌دونستم چی بگم

804
00:53:00,427 --> 00:53:02,637
‫الان خودت دیدیش

805
00:53:04,139 --> 00:53:06,349
‫نمی‌دونم چی دیدم

806
00:53:11,980 --> 00:53:14,191
‫سی نفر...

807
00:53:15,567 --> 00:53:17,777
‫به همین راحتی...

808
00:53:20,280 --> 00:53:22,490
‫باید همراهتون میومدم اون بالا

809
00:53:26,161 --> 00:53:29,331
‫راه خیلی طولانی در پیش داریم

810
00:53:33,168 --> 00:53:35,378
‫آره

811
00:53:44,846 --> 00:53:47,307
‫شما آمریکایی‌ها رو تحسین می‌کنم
‫توی روز روشن پرواز می‌کنین

812
00:53:47,307 --> 00:53:49,059
‫ولی بمباران در طول روز خودکشیه

813
00:53:49,059 --> 00:53:51,228
‫ظاهراً ترجیح میدی شب‌ها درگیر بشی، برایان

814
00:53:51,228 --> 00:53:54,231
‫کی می‌تونه شبم هدفشو بزنه!

815
00:53:54,231 --> 00:53:58,318
‫چیزی حس می‌کنی؟ چون من؟
‫من... من چیزی حس نمی‌کنم

816
00:54:00,862 --> 00:54:02,155
‫یه مشکلی پیش اومده، سرگرد

817
00:54:02,155 --> 00:54:04,407
‫- می‌تونم پرواز کنم
‫- عمراً نمی‌تونی

818
00:54:04,407 --> 00:54:06,660
‫- امروز رهبری بال با ماست
‫- نمی‌تونم یک بال رو رهبری کنم

819
00:54:07,285 --> 00:54:09,371
‫یوهو!

820
00:54:09,371 --> 00:54:11,581
‫توپ ضدهوایی، ساعت 12 ‌هم‌ارتفاع ما

821
00:54:13,959 --> 00:54:15,543
‫موتور سه بدجوری صدمه دیده

822
00:54:15,543 --> 00:54:17,837
‫از مسلسل‌چی دم به کلون
‫بیدیک رو زدن

823
00:54:19,756 --> 00:54:22,259
‫برای فرود اضطراری آماده باشین -
‫- ارتفاع خیلی کمه. خیلی کمه

824
00:54:22,259 --> 00:54:24,469
‫از خلبان به خدمه
‫محکم بگیرین
