﻿1
00:00:15,265 --> 00:00:17,183
‫بدون که همیشه به فکرتم

2
00:00:17,183 --> 00:00:20,770
‫از لحظه‌ای که بیدار میشم
‫تا لحظه‌ای که شب سر به بالشت می‌گذارم

3
00:00:22,522 --> 00:00:24,733
‫ولی حتی بعد از اون هم
‫رویاهام سراسر در مورد توئه

4
00:00:25,442 --> 00:00:27,652
‫تو همیشه تنها عشقم بودی و خواهی بود

5
00:00:28,945 --> 00:00:31,156
‫امیدوارم

6
00:00:34,701 --> 00:00:36,578
‫ماموریت رگنسبورگ-شواینفورت

7
00:00:36,578 --> 00:00:40,749
‫با فاصله‌ی زیاد بزرگ‌ترین
‫ و پرهزینه‌ترین نبرد تا اون زمان بود

8
00:00:40,749 --> 00:00:44,210
‫بیدیک، کلیتور، ون‌نوی
‫و خدمه‌شون رو از دست دادیم

9
00:00:45,086 --> 00:00:47,338
‫نمی‌دونستیم کی کشته
‫و کی اسیر شده

10
00:00:52,260 --> 00:00:54,471
‫نیروی هوایی دوازدهم داره میاد

11
00:01:00,643 --> 00:01:02,854
‫خب، دیر اومدن بهتر از هرگز نیومدنه، ها؟

12
00:01:03,021 --> 00:01:05,482
‫امیدوارم برای بچه‌ها
‫نوشیدنی خنک آورده باشن

13
00:01:07,150 --> 00:01:09,360
‫روش حساب نکن

14
00:01:10,236 --> 00:01:11,571
‫خیلی‌خب، بچه‌ها
‫عجله کنین

15
00:01:11,571 --> 00:01:13,865
‫آره. وسایلتون رو بردارین، بچه‌ها

16
00:01:15,158 --> 00:01:16,618
‫قراره بریم خونه

17
00:01:16,618 --> 00:01:18,828
‫زود باشین

18
00:01:19,913 --> 00:01:22,123
‫کمک گرفتن از دوستان خارجی‌مون

19
00:01:23,416 --> 00:01:25,293
‫اگر مچ کسی رو در حین کمک
‫به یک سرباز نیروی هوایی می‌گرفتن

20
00:01:25,293 --> 00:01:27,587
‫یا می‌فرستادنشون به اردوگاه کار اجباری

21
00:01:27,587 --> 00:01:29,798
‫یا اعدام می‌شدن

22
00:01:31,174 --> 00:01:33,384
‫خطرات بی‌اندازه بودن

23
00:01:53,571 --> 00:01:55,782
‫تو برو اونجا بشین. من الان میام

24
00:01:59,744 --> 00:02:01,955
‫پیست...

25
00:02:04,082 --> 00:02:06,376
‫پیست

26
00:02:06,376 --> 00:02:08,586
‫بیلی

27
00:02:08,878 --> 00:02:11,089
‫زنده‌ای

28
00:02:11,798 --> 00:02:13,550
‫کس دیگه‌ای زنده نمونده؟

29
00:02:13,550 --> 00:02:15,760
‫تو اولین قیافه‌ی آشنایی هستی که دیدم

30
00:02:18,346 --> 00:02:19,931
‫اون کیه؟

31
00:02:19,931 --> 00:02:21,057
‫این "باب"ـه

32
00:02:21,057 --> 00:02:23,268
‫گفتی عضو کدوم گروه بودی؟

33
00:02:23,726 --> 00:02:25,270
‫سیصد و ششم

34
00:02:25,270 --> 00:02:27,480
‫- مسلسل‌چی هستی؟
‫- آره

35
00:02:28,106 --> 00:02:30,650
‫هی، حتماً بدجوری
‫با دم شیر بازی کردین

36
00:02:31,192 --> 00:02:34,112
‫با چنان شدتی سرمون آوار شدن
‫که تابه‌حال ندیده بودم

37
00:02:34,612 --> 00:02:36,573
‫به ما هم حسابی حمله کردن

38
00:02:36,573 --> 00:02:38,783
‫خب؟

39
00:02:38,950 --> 00:02:41,161
‫از دیروز تا الان
‫از آبشخور آب می‌خوردم

40
00:02:41,661 --> 00:02:42,704
‫تو چی؟

41
00:02:42,704 --> 00:02:45,832
‫بیبی‌فیس چی شد؟ بقیه چی؟

42
00:02:50,420 --> 00:02:52,630
‫تو. همراهم بیا

43
00:03:05,310 --> 00:03:07,520
‫اسمت چیه؟

44
00:03:08,354 --> 00:03:10,565
‫گروهبان ویلیام کوئین

45
00:03:10,982 --> 00:03:14,444
‫شماره شناسایی 6391477

46
00:03:15,904 --> 00:03:18,114
‫لطفاً جواب‌هات رو بنویس

47
00:03:28,208 --> 00:03:30,210
‫ماموریتت چی بود؟

48
00:03:30,210 --> 00:03:32,420
‫بمباران کارخونه‌ی مسرشمیت

49
00:03:32,921 --> 00:03:34,422
‫مسئولیتت چی بود؟

50
00:03:34,422 --> 00:03:36,633
‫بی‌سیم‌چی بودم

51
00:03:36,925 --> 00:03:39,135
‫لطفاً جواب‌هات رو بنویس

52
00:03:44,557 --> 00:03:46,643
‫بیسبال دوست داری؟

53
00:03:46,643 --> 00:03:48,478
‫آره

54
00:03:48,478 --> 00:03:52,106
‫بیب روث قبل از داجرز
‫بازیکن چه تیمی بود؟

55
00:03:55,026 --> 00:03:57,904
‫بیب روث هیچوقت بازیکن داجرز نبوده

56
00:04:00,198 --> 00:04:02,408
‫بازیکن یانکی‌ها بود

57
00:04:02,825 --> 00:04:05,078
‫و قبل از اون... بازیکن رد ساکس بود

58
00:04:07,705 --> 00:04:09,916
‫مجسمه‌ی وسط میدان ترافالگار چیه؟

59
00:04:10,500 --> 00:04:12,710
‫نمی‌دونم این که گفتی کجاست، جناب

60
00:04:14,212 --> 00:04:16,339
‫تابه‌حال لندن نرفتی؟

61
00:04:16,339 --> 00:04:20,093
‫پایگاهمون توی انگلیای شرقیه

62
00:04:21,386 --> 00:04:23,596
‫برای رسیدن به لندن
‫حداقل مرخصی 2 روزه لازم داری

63
00:04:23,972 --> 00:04:26,182
‫من تابه‌حال مرخصی 2 روزه نداشتم

64
00:04:26,474 --> 00:04:28,685
‫تاریخ امروز رو بالای برگه‌ت بنویس

65
00:04:37,944 --> 00:04:40,154
‫سرود ملی‌تون چیه؟

66
00:04:40,571 --> 00:04:42,573
‫پرچم ستاره‌نشان

67
00:04:42,573 --> 00:04:43,783
‫می‌تونی بخونیش؟

68
00:05:07,307 --> 00:05:09,976
‫از امتحان پایان‌ترم مطالعات اجتماعیم
‫تا الان اینقدر سین جیم نشده بودم

69
00:05:09,976 --> 00:05:12,186
‫آره والا. فکر کردم نمره‌ی قبولی نگرفتم

70
00:05:26,326 --> 00:05:28,369
‫باب، فندک داری؟

71
00:05:28,369 --> 00:05:31,956
‫- آره، یه سیگار به منم میدی؟
‫- همم

72
00:05:31,956 --> 00:05:34,167
‫نه!

73
00:05:45,303 --> 00:05:46,888
‫چرا این‌کارو کردین؟

74
00:05:46,888 --> 00:05:49,098
‫نفوذی بود

75
00:05:50,600 --> 00:05:53,603
‫نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه، نه
‫من یک‌ساعت باهاش حرف زدم، خب؟

76
00:05:53,603 --> 00:05:56,105
‫کوئین؟ توام باهاش حرف زدی
‫آمریکایی بود

77
00:05:56,105 --> 00:05:59,901
‫آلمانی بود. به روش‌های زیادی سعی کردن
‫به سازمان‌مون نفوذ کنن

78
00:06:00,735 --> 00:06:02,945
‫ولی همیشه مچشون رو می‌گیریم

79
00:06:03,654 --> 00:06:05,907
‫ممکن بود اشتباه کرده باشین

80
00:06:05,907 --> 00:06:08,117
‫ما اشتباه نمی‌کنیم

81
00:08:12,700 --> 00:08:15,161
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر »

82
00:08:34,472 --> 00:08:39,435
‫« بخش چهارم »

83
00:08:44,690 --> 00:08:47,026
‫عدد جادویی 25 بود

84
00:08:48,653 --> 00:08:50,488
‫اگر از 25 ماموریت
‫جون سالم به‌در می‌بردی

85
00:08:50,488 --> 00:08:53,491
‫می‌فرستادنت خونه و می‌فرستادنت
‫شهرهای مختلف که اوراق قرضه‌ی جنگی بفروشی

86
00:08:53,783 --> 00:08:56,285
‫اگر "دای" برنگرده
‫بچه‌ها چه واکنشی نشون میدن؟

87
00:08:58,037 --> 00:09:02,750
‫یا بدجوری جشن می‌گیرن
‫یا بدجوری عزاداری می‌کنن

88
00:09:04,168 --> 00:09:05,962
‫در پاییز 1943

89
00:09:05,962 --> 00:09:08,923
‫سروان گلن دای و خدمه‌ش
‫اولین کسایی بودن که به این عدد نزدیک شدن

90
00:09:10,216 --> 00:09:12,426
‫« شونزدهم سپتامبر 1943 »

91
00:09:12,510 --> 00:09:13,344
‫- بچه‌ها
‫- سرگرد

92
00:09:13,344 --> 00:09:14,345
‫سرگرد

93
00:09:14,345 --> 00:09:15,680
‫تامی، اومدی تماشا کنی

94
00:09:15,680 --> 00:09:18,099
‫این پسرا حواسشون هست توی دردسر نیفتی؟

95
00:09:18,099 --> 00:09:21,936
‫خب، عمداً کاری می‌کنن
‫توی دردسر بیفتم، جان

96
00:09:21,936 --> 00:09:22,895
‫آره مطمئنم همینطوره

97
00:09:22,895 --> 00:09:25,731
‫هی، بیلی، سمی
‫حالا با این اراذل و اوباش دمخور شدین؟

98
00:09:25,731 --> 00:09:28,526
‫- مگه خودتون می‌خواین بهم کار بدین؟
‫- خب بیاین برای ما کار کنین

99
00:09:28,526 --> 00:09:30,027
‫- با کمال میل
‫- باشه

100
00:09:30,027 --> 00:09:32,488
‫این دو تا چقدرم مشتاقن

101
00:09:34,407 --> 00:09:35,616
‫لیل، نگران دای نباش

102
00:09:35,658 --> 00:09:38,536
‫بیست و پنج تا ماموریت رفته
‫به‌زودی میاد

103
00:09:39,537 --> 00:09:41,747
‫ممنون، جان

104
00:09:41,956 --> 00:09:44,166
‫می‌بینمتون، بچه‌ها

105
00:09:44,834 --> 00:09:46,669
‫سلام، سرگرد

106
00:09:46,669 --> 00:09:49,130
‫سلام

107
00:09:49,130 --> 00:09:51,966
‫مثل عکس روی اوراق قرضه‌ی
‫ جنگی شدی. خیلی خوشتیپی

108
00:09:51,966 --> 00:09:53,926
‫حسمم مثل اوراق قرضه‌ی جنگیه

109
00:09:53,926 --> 00:09:55,386
‫- سلام
‫- آقایون

110
00:09:55,386 --> 00:09:57,054
‫این حرف از دهن شما
‫ خیلی ارزش داره، سرگرد

111
00:09:57,054 --> 00:09:59,015
‫- حالت چطوره، راکی؟
‫- جک. چطوری؟

112
00:09:59,015 --> 00:10:00,391
‫- هوا آفتابیه. شکایتی ندارم
‫- کراز

113
00:10:00,391 --> 00:10:02,143
‫- سرگرد
‫- هی، هی، هی. نگاه کنین

114
00:10:02,143 --> 00:10:03,686
‫- دای داره میاد
‫- اوناهاش

115
00:10:03,686 --> 00:10:05,771
‫بیست و پنج ماموریت!

116
00:10:05,771 --> 00:10:07,982
‫قراره برگردی خونه!

117
00:10:10,526 --> 00:10:12,737
‫بیست و پنج!

118
00:10:19,785 --> 00:10:21,787
‫قراره برگردی خونه، خوش‌شانس!

119
00:10:21,787 --> 00:10:23,789
‫حرکتت رو دزدید

120
00:10:23,789 --> 00:10:26,000
‫دختر تو رو هم قاپید

121
00:10:26,000 --> 00:10:28,919
‫- بیخیال، باکی. این دیگه زیاده‌رویه
‫- این زیاده‌رویه؟ این زیاده‌رویه؟

122
00:10:28,919 --> 00:10:30,880
‫- ناسلامتی مامانش مرده
‫- ببین کی اومده

123
00:10:30,880 --> 00:10:33,341
‫چارلی رابرتسون خودمونه

124
00:10:34,800 --> 00:10:36,552
‫چارلی؟ چارلی کیه؟

125
00:10:36,552 --> 00:10:38,262
‫سال 1922. بازی واست‌ساکس و تایگرز

126
00:10:38,262 --> 00:10:40,848
‫نه اجازه داد حریف بدوه
‫نه ضربه بزنه، نه خطا بگیرن

127
00:10:40,848 --> 00:10:42,725
‫آره، آخرین کسی بود
‫که تمام پرتاب‌های بازیش بی‌نقص بود

128
00:10:42,725 --> 00:10:43,893
‫تا الان

129
00:10:43,893 --> 00:10:45,436
‫قبل از فلوریدا می‌تونی بری خونه؟

130
00:10:45,436 --> 00:10:47,396
‫آره. سه روز دیگه

131
00:10:47,396 --> 00:10:51,400
‫آره، شاید با مامانم رفتم شکار
‫اجازه بدم مامانم قربون صدقه‌م بره

132
00:10:51,400 --> 00:10:52,818
‫بعد به چند تا پایگاه سر می‌زنم

133
00:10:52,818 --> 00:10:56,155
‫تا اثبات کنم که واقعاً میشه
‫بیست و پنج تا ماموریت رو تموم کرد

134
00:10:56,155 --> 00:10:59,158
‫آره، به‌زحمت

135
00:11:00,034 --> 00:11:02,244
‫فقط ماها موندیم، مگه نه؟

136
00:11:04,789 --> 00:11:06,332
‫دوازده خدمه از بین...

137
00:11:06,332 --> 00:11:08,709
‫سی و پنج تا که از گریلند اومدیم

138
00:11:10,711 --> 00:11:12,922
‫درسته

139
00:11:13,255 --> 00:11:14,548
‫فقط برات خوشحالیم، دای

140
00:11:14,548 --> 00:11:17,218
‫آره، خوشحالیم
‫خیلی برات خوشحالیم. خیلی

141
00:11:17,218 --> 00:11:19,011
‫آقایون، میرم یه سر به بچه‌ها بزنم

142
00:11:19,011 --> 00:11:21,555
‫مطمئن بشم زیادی بدون من کیف‌و‌حال نمی‌کنن

143
00:11:22,181 --> 00:11:23,182
‫اینقدر خیره نشو

144
00:11:23,182 --> 00:11:24,433
‫- خیره نشدم
‫- خیره شدی

145
00:11:24,433 --> 00:11:25,976
‫واقعاً؟ نه بابا

146
00:11:25,976 --> 00:11:27,603
‫هیچکدومتون با این وضع جوش نمیارین؟

147
00:11:27,603 --> 00:11:29,230
‫آره چجورم داغ کردم

148
00:11:29,230 --> 00:11:32,274
‫- "نش"ـه دیگه، چه میشه کرد
‫- نه، منظورم این نیست

149
00:11:32,274 --> 00:11:33,943
‫منظورم اینه که بزن و بکوب راه انداختن

150
00:11:33,943 --> 00:11:36,195
‫فقط به‌خاطر اینکه یک خدمه
‫با تابوت برنمی‌گردن خونه

151
00:11:36,195 --> 00:11:38,906
‫چرا؟ چرا همیشه باید
‫همچین حرفایی بزنی؟

152
00:11:41,117 --> 00:11:42,702
‫خب، ببین کی اومده

153
00:11:42,827 --> 00:11:44,870
‫- پس هیچ کار خاصی نمی‌کردیم

154
00:11:44,870 --> 00:11:47,039
‫- همم؟
‫- باید بگی حس ‌و‌ حالتون رو خراب می‌کنه

155
00:11:47,039 --> 00:11:49,917
‫نه، نه. فقط گفتم نشونه‌ی خوبی برای ماها نیست

156
00:11:49,917 --> 00:11:52,962
‫برای دووم آوردن یک خدمه
‫باید همچین بزن و بکوبی راه بندازن؟

157
00:11:53,587 --> 00:11:55,506
‫تمام خلبان‌ها همین کارو می‌کنن

158
00:11:55,506 --> 00:11:57,717
‫- می‌دونی که حواسشون بهت هست، مگه نه؟
‫- امیدوارم باشه

159
00:11:58,592 --> 00:11:59,009
‫خواستم در جریان باشین

160
00:11:59,009 --> 00:12:01,512
‫منظورتون اینه که
‫با تی شرت‌ پرواز می‌کنیم، قربان؟

161
00:12:03,973 --> 00:12:05,099
‫متوجه نمیشم

162
00:12:05,224 --> 00:12:07,309
‫توی تگزاس، اون دژها اونقدر گرم میشن

163
00:12:07,309 --> 00:12:09,353
که ‫میشه روی صفحه‌ی نشانگرهاش
‫تخم‌مرغ نیمرو کرد

164
00:12:09,353 --> 00:12:12,440
‫واقعاً؟ قضیه‌ی...تی شرت رو نشنیده بودیم

165
00:12:12,440 --> 00:12:14,817
‫ولی... شنیدیم خلبان‌های ممتازی هستین

166
00:12:14,817 --> 00:12:17,027
‫خوشحالیم که در جنگ هستیم، قربان

167
00:12:17,695 --> 00:12:20,030
‫ماه‌ها درخواست می‌کردیم
‫وارد نبرد بشیم

168
00:12:21,157 --> 00:12:25,244
‫حالا که اینجاییم، حس می‌کنیم
‫واقعاً قراره یه‌کار مفید انجام بدیم

169
00:12:26,370 --> 00:12:28,581
‫آره، قراره یه‌کارایی انجام بدین

170
00:12:31,167 --> 00:12:32,626
‫
‫- سرگرد ایگن. سرگرد کلون

171
00:12:33,878 --> 00:12:37,089
‫شنیدم... شنیدم 20 تا ماموریت رفتین

172
00:12:37,089 --> 00:12:38,883
‫همین حدودا

173
00:12:38,883 --> 00:12:40,676
‫خب، اون 21 ماموریت رفته

174
00:12:40,676 --> 00:12:42,887
‫توصیه‌ای برام ندارین؟

175
00:12:44,013 --> 00:12:46,182
‫سعی کن زنده بمونی

176
00:12:46,182 --> 00:12:48,517
‫حداقل برای 11 ماموریت

177
00:12:48,517 --> 00:12:52,354
‫چشم، قربان. بعد از...
‫بعد از 11 ماموریت چی میشه؟

178
00:12:52,354 --> 00:12:54,565
‫احتمال زنده موندنت بیشتر میشه

179
00:12:55,191 --> 00:12:58,527
‫یا نمیشه. می‌گیری چی میگم؟

180
00:13:02,698 --> 00:13:04,408
‫ممنونم، سرگرد. سرگرد

181
00:13:04,408 --> 00:13:06,619
‫- شب خوبی داشته باشی
‫- همچنین

182
00:13:09,079 --> 00:13:11,290
‫تمام این، قیافه‌های جدید...

183
00:13:12,750 --> 00:13:16,295
‫اگر سقوط کنیم، ما رو هم یادشون نمی‌مونه
‫جوری که انگار هرگز وجود نداشتیم، باک

184
00:13:20,216 --> 00:13:22,426
‫چه اهمیتی داره؟

185
00:13:23,469 --> 00:13:25,679
‫گمونم هیچ اهمیتی

186
00:13:28,516 --> 00:13:31,477
‫الان یک صحبتی با دکتر استور داشتم
‫که حالمو گرفت

187
00:13:32,520 --> 00:13:35,397
‫فکر می‌کنه شما سوسول‌ها
‫ممکنه بی‌احتیاط شده باشین

188
00:13:35,397 --> 00:13:37,483
‫عمراً، قربان

189
00:13:37,483 --> 00:13:39,360
‫بهش گفتم جنگ جنگه

190
00:13:39,360 --> 00:13:42,196
‫و هرچی بیشتر توش باشی
‫بیشتر روان آدم رو نابود می‌کنه

191
00:13:43,239 --> 00:13:45,908
‫و از وقتی اولین غارنشین 
‫یک چماق برداشت

192
00:13:45,908 --> 00:13:48,118
‫و رفت سراغ اون یکی غارنشین
‫وضعیت همین بوده

193
00:13:48,786 --> 00:13:50,371
‫غارنشین‌ها رفتن پیش روان‌شناس؟

194
00:13:50,371 --> 00:13:52,331
‫- نه
‫- تا جایی که می‌دونم نه، قربان

195
00:13:52,331 --> 00:13:54,250
‫معلومه که نه

196
00:13:54,250 --> 00:13:59,630
‫مهم اینه که شما سربازها
‫به وقتش آماده‌ی نبرد باشین، همم؟

197
00:13:59,630 --> 00:14:02,550
‫این‌که بین نبردها چیکار می‌کنین...

198
00:14:03,551 --> 00:14:06,262
‫- از طرز فکرت خوشم میاد، قربان
‫- بله، قربان

199
00:14:06,804 --> 00:14:10,057
‫نبردهای هوایی این شکلی
‫از زمان انسان‌های غارنشین وجود نداشته، قربان

200
00:14:10,057 --> 00:14:12,560
‫خب، معلومه که نبوده، "رد"
‫هر جنگی نوآوری‌های خودشو داره

201
00:14:15,396 --> 00:14:17,606
‫کی اینجا رو تزئین کرده؟

202
00:14:19,316 --> 00:14:21,235
‫خب، سپردمش به گروهی از بچه‌ها

203
00:14:21,235 --> 00:14:23,904
‫اون هواپیمای کوفتی انگار داره سقوط می‌کنه

204
00:14:24,572 --> 00:14:27,908
‫اخراجشون کن. کل گروه رو اخراج کن

205
00:14:29,118 --> 00:14:31,412
‫دفعه‌ی بعد دیگه به‌ خودم زحمت نمیدم

206
00:14:31,412 --> 00:14:33,873
‫بیاین، جمع بشید. بیاین اینجا
‫می‌خوام یه چیزی بهتون بگم

207
00:14:35,249 --> 00:14:37,459
‫می‌دونین چطوری می‌تونیم
‫همین امشب این جنگ رو تموم کنیم؟

208
00:14:38,294 --> 00:14:42,047
‫هرچقدر بمب 220 کیلویی جا میشه
‫توی یکی از دژهامون می‌ریزیم

209
00:14:43,215 --> 00:14:45,426
‫و میریم سوراخ موش هیتلر رو می‌فرستیم هوا

210
00:14:47,177 --> 00:14:51,599
‫مطمئنم رد و بابلز می‌تونن
‫اون عوضی سیبیلو رو پیدا کنن

211
00:14:51,599 --> 00:14:53,017
‫بله، قربان

212
00:14:53,017 --> 00:14:55,227
‫حالا کی بی‌احتیاط شده؟

213
00:14:57,271 --> 00:14:59,481
‫کی؟

214
00:14:59,732 --> 00:15:01,942
‫شما

215
00:15:03,360 --> 00:15:04,904
نخیر ‫خودت شدی

216
00:15:04,904 --> 00:15:08,407
‫نه، شما شدی. قربان

217
00:15:18,542 --> 00:15:20,961
‫فکر کنم سرهنگ بتونه
‫برات مرخصی آخرهفته جور کنه

218
00:15:22,588 --> 00:15:24,965
‫همم. توام باید بیای

219
00:15:26,258 --> 00:15:30,012
‫لندن. بزن بریم، باک
‫بریم شهر رو بترکونیم

220
00:15:32,139 --> 00:15:34,350
‫آره، شاید دفعه‌ی بعد اومدم

221
00:15:34,850 --> 00:15:37,061
‫بیا اینجا، کوفته‌‌قلقلی

222
00:15:38,479 --> 00:15:41,190
‫بریم برقصیم؟

223
00:15:48,822 --> 00:15:52,451
‫وقتی اومدم جنگ، از بین تمام چیزهایی
‫که احتمال می‌دادم اتفاق بیفته

224
00:15:53,202 --> 00:15:55,829
‫هیچکدومشون یک ماه موندن
‫توی یک مزرعه‌ی بلژیکی نبود

225
00:15:55,871 --> 00:15:57,289
‫سربازهای نیروی هوایی که سقوط کردن

226
00:15:57,331 --> 00:15:59,249
‫از افراد قابل اعتمادمون
که هدایتشون کنن کمتره

227
00:15:59,249 --> 00:16:01,752
‫آره، می‌دونم
‫من یکی از خوش‌شانس‌هام

228
00:16:09,218 --> 00:16:11,428
‫بجنب، رومئو

229
00:16:13,305 --> 00:16:15,516
‫سلام داداش

230
00:16:15,891 --> 00:16:18,227
‫به‌نظرت دارن ما رو کجا می‌برن؟
‫جایی به ذهنت نمی‌رسه؟

231
00:16:19,061 --> 00:16:23,649
‫نمی‌دونم. به‌نظرم
‫از فرانسه رد بشیم بریم اسپانیا

232
00:16:24,149 --> 00:16:25,693
‫آره، برای منم سواله

233
00:16:25,693 --> 00:16:28,070
‫و اینکه می‌تونیم بازم
‫بچه‌ها رو ببینیم یا نه

234
00:16:28,070 --> 00:16:30,698
‫جوری که آلیس داشت سقوط می‌کرد
‫بعید... بعید می‌دونم

235
00:16:34,785 --> 00:16:36,620
‫ولی هینتون پرید بیرون

236
00:16:36,620 --> 00:16:40,749
‫آره. آره، معلومه
‫مطمئنم بیبی‌فیس یجوری دراومده

237
00:16:41,500 --> 00:16:43,711
‫ساکت باشین

238
00:17:10,654 --> 00:17:12,781
‫سلام

239
00:17:12,781 --> 00:17:13,949
‫درود

240
00:17:13,991 --> 00:17:15,117
‫درود

241
00:17:17,703 --> 00:17:19,997
‫این دخترته؟

242
00:17:22,166 --> 00:17:24,376
‫میشو راهنمای شماست

243
00:17:25,044 --> 00:17:28,630
‫این که سنی نداره

244
00:17:29,882 --> 00:17:32,760
‫اون راهنمای شماست
‫و باید هرکاری میگه انجام بدین

245
00:17:45,064 --> 00:17:46,148
‫چی گفت؟

246
00:17:46,148 --> 00:17:48,358
‫نمی‌دونم

247
00:17:54,698 --> 00:17:56,992
‫بدش به من

248
00:17:56,992 --> 00:17:59,203
‫چی؟

249
00:17:59,536 --> 00:18:01,747
‫بیخیال. نیازی به این کارها نیست

250
00:18:19,890 --> 00:18:22,101
‫اگر آلمانی‌ها اینو پیدا کنن

251
00:18:22,726 --> 00:18:26,647
‫به‌نظرت با لوئیز و خانواده‌ش
‫چیکار می‌کنن، ها؟

252
00:18:28,357 --> 00:18:30,734
‫اونقدر شکنجه‌شون می‌کنن
‫تا به حرف بیان

253
00:18:30,734 --> 00:18:34,738
‫و وقتی اسم‌هایی که نیاز دارن رو
‫ ازشون کشیدن، تیربارون‌شون می‌کنن

254
00:18:36,281 --> 00:18:40,327
‫و بعد نفرات بعدی رو پیدا می‌کنن
‫و همین‌کارو با اونا هم می‌کنن

255
00:18:42,371 --> 00:18:44,581
‫مثل کشیدن نخ پولیور می‌مونه

256
00:18:57,052 --> 00:18:59,263
‫نمی‌دونستم...

257
00:18:59,513 --> 00:19:01,723
‫معذرت می‌خوام

258
00:19:02,808 --> 00:19:05,018
‫حماقت کردم

259
00:19:09,565 --> 00:19:11,400
‫این که گفتی یعنی چی؟

260
00:19:11,400 --> 00:19:13,694
‫اینجا...

261
00:19:13,694 --> 00:19:15,904
‫حماقت کردن برابره با مردن

262
00:19:18,448 --> 00:19:22,161
‫« لندن، انگلستان »
‫« هشتم اکتبر 1943 »

263
00:19:26,039 --> 00:19:28,667
‫خب، چی شد سر از لندن درآوردی؟ همم؟

264
00:19:28,667 --> 00:19:31,837
‫با این نوشیدنی، داری یک گپ ساده می‌خری
‫نه داستان‌های غم‌انگیز

265
00:19:31,837 --> 00:19:33,922
‫خب، نمی‌دونستم دارم چیزی می‌خرم

266
00:19:33,922 --> 00:19:36,133
‫پس قصد نداری
‫منو بکشونی توی دام؟

267
00:19:36,508 --> 00:19:39,011
‫اوه، هنوز به اونجاش فکر نکردم

268
00:19:40,053 --> 00:19:42,139
‫- گمونم اگر می‌خواستی بخری...
‫- اوهوم

269
00:19:42,139 --> 00:19:44,349
‫می‌تونستی توی خیابون
‫پیکدیلی هم بخری

270
00:19:44,766 --> 00:19:46,310
‫لازم نبود این همه راه
‫تا همرسمیت بیای

271
00:19:47,769 --> 00:19:50,814
‫سرگرد نیروی هوایی هستی
‫ولی ناوبر نیستی

272
00:19:50,814 --> 00:19:53,025
‫نه، خلبانم

273
00:19:53,400 --> 00:19:55,986
‫می‌دونی از کجا میشه تشخیص داد
‫یکی خلبانه یا نه؟

274
00:19:56,612 --> 00:19:58,739
‫چطوری؟

275
00:19:58,739 --> 00:20:02,117
‫خودش بهت میگه

276
00:20:05,871 --> 00:20:08,665
‫- چند وقته سرباز بودی؟
‫- از قبل از جنگ

277
00:20:08,665 --> 00:20:11,501
‫- تو چند وقته از لهستان دراومدی؟
‫- از زمان حمله‌ی آلمان

278
00:20:11,501 --> 00:20:13,712
‫آره، فیلم‌های خبری رو دیدم

279
00:20:14,463 --> 00:20:16,673
‫برای همین نام‌نویسی کردم
‫حتی قبل از پرل‌هاربر

280
00:20:17,925 --> 00:20:19,426
‫پس یه قهرمان آمریکایی هستی

281
00:20:19,426 --> 00:20:21,637
‫شاید دلم ماجراجویی می‌خواسته

282
00:20:25,599 --> 00:20:27,809
‫شوهرت کجاست؟

283
00:20:29,561 --> 00:20:31,772
‫بعضی خلبان‌ها زنده می‌‌مونن
‫تا به جنگیدن ادامه بدن

284
00:20:32,606 --> 00:20:33,774
‫اون موند

285
00:20:33,774 --> 00:20:35,984
‫می‌خواست مثل تو
‫یک قهرمان باشه

286
00:20:37,027 --> 00:20:39,238
‫پارسال یکی از اعضای
‫گردانش رو پیدا کردم

287
00:20:39,529 --> 00:20:43,075
‫گفت همون هفته‌ی اول
‫هواپیمای پاول رو توی آسمون "سیلزی" زدن

288
00:20:44,034 --> 00:20:47,329
‫یا اسیر جنگیه
‫تا داره توی مزرعه‌ی سیب‌زمینی می‌پوسه

289
00:20:56,672 --> 00:20:58,882
‫می‌خوای منو بندازی توی دام؟

290
00:21:02,719 --> 00:21:04,805
‫اول منو ببر خرید

291
00:21:11,144 --> 00:21:13,897
‫تابه‌حال هیچوقت اونی نبودم
‫که در معرض بمبه

292
00:21:15,023 --> 00:21:17,776
‫معرض بمب
‫معادل جالبی برای کلمه‌ی مرگه

293
00:21:21,196 --> 00:21:23,156
‫بمب‌های زیادی انداختم

294
00:21:23,156 --> 00:21:25,367
‫احتمالاً خیلیا رو کشتم

295
00:21:27,077 --> 00:21:29,288
‫عجب شغلیه

296
00:21:29,955 --> 00:21:32,165
‫عذاب وجدان نداری؟

297
00:21:36,628 --> 00:21:40,674
‫نیازی نیست داشته باشی، آلمانی‌ها حقشون بوده
‫ تک‌تک اون بمب‌ها روی سرشون بریزه

298
00:21:42,134 --> 00:21:45,595
‫از نظر بعضیا جنگ
‫ با قتل بی‌دلیل فرق می‌کنه

299
00:21:47,264 --> 00:21:49,474
‫فرقی ندارن

300
00:21:53,020 --> 00:21:55,230
‫نظر تو چیه؟

301
00:21:58,525 --> 00:22:00,569
‫به‌نظر من باید با همون بی‌رحمی و خشونتی

302
00:22:00,610 --> 00:22:02,863
‫که با مردم من رفتار کردن باهاشون رفتار کنیم

303
00:22:04,031 --> 00:22:06,241
‫همچین کاری عادلانه‌ست

304
00:22:09,703 --> 00:22:11,913
‫آره، ولی...

305
00:22:12,873 --> 00:22:16,877
‫اگر توازنی توی این مسائل وجود داشت...

306
00:22:16,877 --> 00:22:20,005
‫من باید خیلی وقت پیش می‌مردم

307
00:22:22,007 --> 00:22:24,217
‫توازنی وجود نداره

308
00:22:25,719 --> 00:22:27,929
‫فقط اتفاق پشت اتفاق میفته

309
00:22:30,766 --> 00:22:32,976
‫بدترین‌ها بدون یک خراش زنده می‌مونن

310
00:22:33,560 --> 00:22:35,771
‫بی‌گناه‌ها می‌میرن

311
00:22:41,860 --> 00:22:43,195
‫اون بالا می‌بینمت، باک

312
00:22:43,195 --> 00:22:45,030
‫- سالم بریم و برگردیم
‫- آره

313
00:22:45,030 --> 00:22:46,948
‫موفق باشی، رفیق

314
00:22:46,948 --> 00:22:49,159
‫همچنین

315
00:22:51,578 --> 00:22:53,205
‫دونات می‌خوای؟

316
00:22:53,205 --> 00:22:55,415
‫نه

317
00:22:56,416 --> 00:22:58,627
‫- ممنون
‫- داغه. مراقب باش

318
00:23:00,462 --> 00:23:02,672
‫- سلام
‫- سلام

319
00:23:11,890 --> 00:23:14,101
‫- همراهش قهوه می‌خوای، ستوان؟
‫- آره لطفاً

320
00:23:15,519 --> 00:23:18,814
‫- دلت برام تنگ شده؟
‫- توی این 4 ساعتی که از هم دور بودیم؟

321
00:23:19,564 --> 00:23:21,274
‫خب، این‌دفعه بیشتر طول می‌کشه

322
00:23:21,274 --> 00:23:23,485
‫چطور می‌تونم دووم بیارم؟

323
00:23:27,155 --> 00:23:28,156
‫چیه؟

324
00:23:28,156 --> 00:23:30,450
‫شاید آخرین قیافه‌ی خوشگلی باشی که می‌بینم

325
00:23:31,368 --> 00:23:32,994
‫این حرفو نزن

326
00:23:32,994 --> 00:23:35,205
‫و حقیقتاً خوشگل‌ترینی

327
00:23:38,250 --> 00:23:40,460
‫بعداً می‌بینمت

328
00:23:40,460 --> 00:23:42,671
‫شک نکن

329
00:23:46,883 --> 00:23:49,594
‫- عه، ببین، ادونیس خودمونه
‫- بسه دیگه

330
00:23:49,594 --> 00:23:52,639
‫- اوه
‫- نه

331
00:24:02,899 --> 00:24:05,610
‫اولین تلاش‌مون
‫ برای بمباران "برمن" فاجعه‌بار بود

332
00:24:06,403 --> 00:24:08,613
‫ولی انگار مدت‌ها از اون زمان گذشته بود

333
00:24:08,780 --> 00:24:11,158
‫آماده بودیم دوباره
‫به پناهگاه زیردریایی‌ها حمله کنیم

334
00:24:11,867 --> 00:24:14,077
‫هیچکس مشتاق‌تر از سرگرد کلون نبود

335
00:24:21,543 --> 00:24:23,753
‫درست شد؟

336
00:24:24,754 --> 00:24:26,006
‫نه

337
00:24:30,802 --> 00:24:33,430
‫سرگرد، قربان، دینام چپ
‫موتور شماره‌ی 2 مشکل داره

338
00:24:33,430 --> 00:24:34,890
‫موقع روشن شدن خیلی کم میاره

339
00:24:34,890 --> 00:24:37,100
‫مطمئنم مشکل فقط از نقاط تماسشه

340
00:24:37,476 --> 00:24:39,186
‫می‌تونم موقع حرکت درستشون کنم

341
00:24:39,186 --> 00:24:41,188
با ‫سه موتور؟

342
00:24:41,188 --> 00:24:42,230
‫از پسش برمیام، قربان

343
00:24:42,230 --> 00:24:44,441
‫این دیوونگیه
‫می‌خوای روی چرخ وایسی؟

344
00:24:47,068 --> 00:24:48,612
‫یه امتحانی بکن

345
00:24:48,612 --> 00:24:50,822
‫چشم، قربان

346
00:24:56,411 --> 00:24:58,622
‫مطمئن نیستم فکر خوبی باشه، باک

347
00:24:59,080 --> 00:25:02,584
‫درست کردن دینام روی باند
‫این یه چیزه

348
00:25:03,460 --> 00:25:05,337
‫ولی موقع حرکت؟

349
00:25:05,337 --> 00:25:07,547
‫اگر لمنز میگه درستش می‌کنه
‫پس درستش می‌کنه

350
00:25:07,923 --> 00:25:10,133
‫باور داشته باش
‫باور داشته باش

351
00:25:10,800 --> 00:25:13,053
‫باشه، باشه

352
00:25:13,053 --> 00:25:15,055
‫اوضاع چطوره، لمنز؟

353
00:25:15,055 --> 00:25:16,723
‫باید این گردان رو رهبری کنیما

354
00:25:16,723 --> 00:25:19,059
‫مشغولم، سرگرد
‫دارم با تمام سرعت کار می‌کنم

355
00:25:39,204 --> 00:25:41,081
‫دو تا هواپیما مونده، باک

356
00:25:41,081 --> 00:25:43,166
‫دو تا هواپیما جلومون مونده

357
00:25:43,166 --> 00:25:45,377
‫چشم، قربان

358
00:25:52,342 --> 00:25:54,553
‫خیلی‌خب، یکی مونده، باک
‫یا الان یا هرگز

359
00:25:54,928 --> 00:25:57,764
‫- یکی مونده، لمنز
‫- هنوز برای کنار کشیدن دیر نشده، باک

360
00:25:57,764 --> 00:26:00,600
‫- می‌تونیم بریم روی اون باند سمت راست
‫- بعدی ماییم

361
00:26:01,393 --> 00:26:04,437
‫- بعدی ماییم
‫- آخراشه، سرگرد

362
00:26:17,659 --> 00:26:19,911
‫بجنب، لمنز
‫بجنب. بیا

363
00:26:21,121 --> 00:26:23,331
‫برو، برو، برو

364
00:26:29,754 --> 00:26:31,965
‫باید درست شده باشه

365
00:26:34,384 --> 00:26:36,511
‫بجنب

366
00:26:36,511 --> 00:26:37,512
‫آره

367
00:26:37,512 --> 00:26:39,514
‫ایول

368
00:26:39,514 --> 00:26:41,725
‫برید حالشونو بگیرین، بچه‌ها

369
00:26:43,852 --> 00:26:45,437
‫دمارکو، اعتراف کن
‫اشتباه کردی

370
00:26:45,437 --> 00:26:46,938
‫باشه، اشتباه کردم. بزن بریم

371
00:26:46,938 --> 00:26:49,149
‫ایول جیگر

372
00:26:49,524 --> 00:26:50,859
‫برو، برو

373
00:26:50,859 --> 00:26:51,985
‫آره!

374
00:26:51,985 --> 00:26:54,279
‫برو، برو، برو، برو، برو، برو، برو

375
00:26:55,864 --> 00:26:59,075
‫یوهو!

376
00:26:59,075 --> 00:27:01,286
‫بجنب، برو!
‫تو می‌تونی، جیگر

377
00:27:09,753 --> 00:27:14,424
‫« پاریس، فرانسه »

378
00:27:14,507 --> 00:27:18,470
‫داریم به ایستگاه می‌رسیم
‫پس آلمانی‌های زیادی اونجا هستن

379
00:27:19,304 --> 00:27:20,889
‫هرکاری من کردم انجام بدین

380
00:27:20,889 --> 00:27:24,476
‫اگر مدارک شناساییم رو درآوردم
‫شما هم مدارک شناساییتون رو دربیارین

381
00:27:24,476 --> 00:27:26,686
‫اگر به ساعتم نگاه کردم
‫شما هم به ساعتتون نگاه کنین

382
00:27:27,395 --> 00:27:30,523
‫و هرکاری می‌کنین، فقط صحبت نکنین

383
00:27:31,941 --> 00:27:34,152
‫باشه؟

384
00:27:39,324 --> 00:27:40,992
‫باید بریم؟

385
00:27:40,992 --> 00:27:43,203
‫نه، میرم دستشویی

386
00:27:43,828 --> 00:27:44,871
‫الان؟

387
00:27:44,871 --> 00:27:47,082
‫آره

388
00:27:52,128 --> 00:27:54,339
‫عالی شد

389
00:27:59,135 --> 00:28:01,346
‫به‌نظرت ما رو از هم جدا می‌کنن؟

390
00:28:02,931 --> 00:28:05,141
‫نمی‌دونم، بیلی

391
00:28:09,771 --> 00:28:12,899
‫باید... باید یه چیزی
‫ازت بپرسم، کوئین

392
00:28:13,942 --> 00:28:16,152
هرکاری می‌کنم از ذهنم بیرون نمیره

393
00:28:17,570 --> 00:28:19,614
‫در مورد سقوطه

394
00:28:19,614 --> 00:28:21,825
‫- بیبی‌فیس...
‫- بیلی، من...

395
00:28:26,079 --> 00:28:28,289
‫بیبی‌فیس مرده؟

396
00:28:30,166 --> 00:28:33,128
‫نتونستم بیارمش بیرون

397
00:28:35,255 --> 00:28:37,298
‫دریچه گیر کرده بود

398
00:28:37,298 --> 00:28:39,509
‫واقعاً سعی کردم

399
00:28:42,137 --> 00:28:44,347
‫همون‌جا ولش کردم

400
00:28:52,313 --> 00:28:54,524
‫بیبی‌فیس کوچولو

401
00:28:57,277 --> 00:28:59,487
‫سعی... سعی کردم

402
00:29:02,824 --> 00:29:05,034
‫نمی‌دونم

403
00:29:05,535 --> 00:29:07,746
‫منم بودم همون‌کارو می‌کردم

404
00:29:15,170 --> 00:29:17,297
‫بلیط، لطفاً

405
00:29:17,297 --> 00:29:20,800
‫و لطفاً مدارکتون رو
‫ برای مسئولان ایستگاه آماده کنین

406
00:29:32,562 --> 00:29:34,647
‫نه، جناب، اینو بده به مسئول ایستگاه

407
00:29:34,647 --> 00:29:36,983
‫بلیط رو بده لطفاً

408
00:29:36,983 --> 00:29:39,194
‫یک لحظه، آقا

409
00:29:40,236 --> 00:29:42,071
‫ببخشید

410
00:29:42,071 --> 00:29:44,491
‫- سلام، آقا
‫- سلام، خانم. بلیط لطفاً

411
00:29:46,034 --> 00:29:48,244
‫- بفرما
‫- ممنون

412
00:29:49,954 --> 00:29:52,165
‫بلیطت، آقا!

413
00:29:52,540 --> 00:29:55,752
‫جناب، جناب
‫بلیطت رو بده ببینم

414
00:29:56,127 --> 00:29:58,797
‫اونا کر هستن
‫صدات رو نمی‌شنون

415
00:29:59,881 --> 00:30:02,091
‫توی جیب‌هاتون رو بگردین!

416
00:30:03,718 --> 00:30:05,720
‫چرا اینطوری می‌کنی؟ بهت که گفتم کر هستن
‫متوجه نمیشه چی میگی

417
00:30:05,720 --> 00:30:09,015
‫- بیخیال. چرا داره فرار می‌کنه؟
‫- ترسیده. خودتو بذار جای اون

418
00:30:09,140 --> 00:30:11,017
‫صبر کن

419
00:30:11,017 --> 00:30:13,228
‫وایسا. وایسا. وایسا

420
00:30:13,394 --> 00:30:15,605
‫فرار نکن

421
00:30:16,606 --> 00:30:20,235
‫بچرخ و آروم برگرد توی کابین

422
00:30:20,985 --> 00:30:23,196
‫باشه؟

423
00:30:24,989 --> 00:30:26,658
‫بلیطت همراهته؟

424
00:30:26,658 --> 00:30:28,326
‫آره

425
00:30:28,326 --> 00:30:30,537
‫بیارش بیرون

426
00:30:33,832 --> 00:30:36,042
‫بلیطت رو پیدا کردی؟

427
00:30:36,459 --> 00:30:37,919
‫- آقا
‫- بله، خانم؟

428
00:30:37,919 --> 00:30:39,921
‫آقا! یکی چمدون یک خانم بیچاره رو دزدیده

429
00:30:39,921 --> 00:30:42,131
‫باشه، باشه
‫الان میام خدمتت، خانم

430
00:30:42,590 --> 00:30:44,717
‫بشین و آروم باش

431
00:30:44,717 --> 00:30:46,010
‫نمی‌خوای کاری بکنی؟

432
00:30:46,010 --> 00:30:47,387
‫آروم می‌شینه. باشه

433
00:30:47,387 --> 00:30:50,098
‫اونجاست. دزده!
‫بری می‌بینیش، موهاش قرمزه

434
00:30:58,648 --> 00:31:00,483
‫دیگه این‌کارو نکن

435
00:31:00,483 --> 00:31:02,694
‫فهمیدی؟

436
00:31:02,986 --> 00:31:05,196
‫تمام این مدت اینجا بودی؟

437
00:31:05,488 --> 00:31:07,448
‫این "منون"ـه

438
00:31:07,448 --> 00:31:09,576
‫راه درازی در پیش داریم

439
00:31:09,576 --> 00:31:11,786
‫شما رو می‌رسونیم اسپانیا
‫و بعد برتون می‌گردونیم انگلستان

440
00:31:12,996 --> 00:31:15,206
‫ولی باید خونسردیتون رو حفظ کنین

441
00:31:25,174 --> 00:31:29,262
‫اگر بازم همچین کاری بکنی
‫چنان می‌زنمت که دیگه بلند نشی

442
00:31:32,932 --> 00:31:34,642
‫زیاد سفتش نکن

443
00:31:34,642 --> 00:31:36,227
‫باند رو خالی کنین

444
00:31:36,227 --> 00:31:38,104
‫اوه، خدا. بیخیال بابا!

445
00:31:38,104 --> 00:31:39,314
‫آماده باشین، بچه‌ها

446
00:31:39,314 --> 00:31:41,524
‫باند رو خالی کنین

447
00:31:49,157 --> 00:31:51,367
‫بریم، بچه‌ها. وقتشه

448
00:31:51,868 --> 00:31:54,078
‫یازده، دوازده

449
00:31:54,370 --> 00:31:56,581
‫- سیزده
‫- سیزده

450
00:31:58,374 --> 00:32:00,585
‫سیزده‌تان

451
00:32:02,086 --> 00:32:04,297
‫کجایی، باک؟

452
00:32:14,307 --> 00:32:15,892
‫- فقط همینان
‫- فقط همینان، قربان

453
00:32:15,892 --> 00:32:17,477
‫بیست و چهار دژ فرستادیم

454
00:32:17,477 --> 00:32:18,561
‫سیزده تا برگشتن

455
00:32:18,561 --> 00:32:20,563
‫سه تا به‌خاطر مشکل فنی برگشتن

456
00:32:20,563 --> 00:32:22,774
‫یعنی 8 تا از دست دادیم

457
00:32:22,941 --> 00:32:24,859
‫یعنی 80 نفر

458
00:32:24,859 --> 00:32:27,278
‫- قربان
‫- بعضی از افراد جدید

459
00:32:28,154 --> 00:32:30,365
‫کید و بلیکلی

460
00:32:32,450 --> 00:32:34,661
‫و همچنین دمارکو و باک کلون

461
00:32:35,662 --> 00:32:37,872
‫قربان

462
00:32:37,872 --> 00:32:40,083
‫ستوان کرازبی؟

463
00:32:40,583 --> 00:32:42,794
‫متاسفم، پسرجون

464
00:32:43,378 --> 00:32:45,463
‫لعنت به این برمن

465
00:32:45,463 --> 00:32:47,674
‫باک

466
00:32:55,473 --> 00:32:57,809
‫چی شده؟

467
00:33:00,520 --> 00:33:02,772
‫برنگشتن

468
00:33:02,772 --> 00:33:04,983
‫پس کی از کوفته‌قلقلی مراقبت می‌کنه؟

469
00:33:22,709 --> 00:33:24,460
‫بذار کمکت کنم، دکتر

470
00:33:24,460 --> 00:33:26,671
‫هواپیمای پرچ‌کن‌های رزی، گردان 418

471
00:33:26,879 --> 00:33:27,880
‫- بفرما
‫- ممنون

472
00:33:27,880 --> 00:33:29,924
‫- حالتون خوبه؟
‫- خوشحالیم برگشتین

473
00:33:29,924 --> 00:33:32,260
‫- اگر می‌خواین قهوه اینجا هست
‫- قهوه اونجاست

474
00:33:32,969 --> 00:33:35,179
‫سلام

475
00:33:36,431 --> 00:33:38,891
‫انگار داشتیم از پرده‌ی
‫ گلوله‌های ضدهوایی می‌گذشتیم

476
00:33:38,891 --> 00:33:41,144
‫- ادامه بده
‫- یک جنگنده‌ی فوکه-وولف خودشو کوبید بهشون

477
00:33:41,144 --> 00:33:42,145
‫جفت هواپیما منفجر شدن

478
00:33:42,145 --> 00:33:44,981
‫شرایط چطور بود؟
‫می‌تونستین هدف رو ببینید؟

479
00:33:44,981 --> 00:33:48,026
‫- نه، ازش گذشتیم
‫- رهبر گردان ساقط شد

480
00:33:48,026 --> 00:33:50,778
‫کسی خارج شد؟ چتری ندیدین؟

481
00:33:51,404 --> 00:33:53,614
‫فقط 4 تا چتر دیدم. همین

482
00:33:54,657 --> 00:33:55,908
‫که اینطور

483
00:33:55,908 --> 00:33:58,119
‫چی شد که تک و تنها موندین؟

484
00:33:59,120 --> 00:34:03,499
‫بعد از اینکه... رهبر گردان 305 ساقط شد
‫خیلی هرج و مرج شد

485
00:34:03,499 --> 00:34:05,960
‫هواپیمای "جیگر" با باک کلون و دمارکو

486
00:34:05,960 --> 00:34:08,087
‫کل دسته‌ی اول

487
00:34:08,087 --> 00:34:10,298
‫نش و اسپیز هم ساقط شدن

488
00:34:11,466 --> 00:34:13,676
‫چتری ندیدم

489
00:34:23,811 --> 00:34:26,022
‫میرم یکم دیگه بیارم

490
00:34:26,939 --> 00:34:29,150
‫یک دقیقه بهم مهلت بده، پپی

491
00:34:30,068 --> 00:34:31,903
‫هلن

492
00:34:31,903 --> 00:34:34,113
‫بله؟

493
00:34:35,656 --> 00:34:37,992
‫امروز آسمون مثل جهنم بود

494
00:34:37,992 --> 00:34:40,203
‫ستوان نش زنده نموند

495
00:34:40,536 --> 00:34:42,747
‫متاسفم

496
00:34:47,919 --> 00:34:49,670
‫- کرنک
‫- سلام

497
00:34:49,670 --> 00:34:52,006
‫دیدی چه اتفاقی برای دژ
‫بلیکلی و کراز افتاد؟

498
00:34:52,006 --> 00:34:54,258
‫کی؟ کجا؟ چند تا چتر؟

499
00:34:54,258 --> 00:34:57,178
‫نه، یه جایی توی آسمون هدف
‫از آرایش پرواز خارج شدن

500
00:34:57,178 --> 00:34:59,388
‫باک چی؟

501
00:35:00,681 --> 00:35:02,892
‫کی می‌خواد به ایگن بگه؟

502
00:35:15,446 --> 00:35:17,657
‫صبح به‌خیر

503
00:35:18,658 --> 00:35:21,327
‫صبح به‌خیر؟ از ظهر هم گذشته

504
00:35:23,746 --> 00:35:25,832
‫باید برم

505
00:35:25,832 --> 00:35:28,042
‫جایی کار داری؟

506
00:35:30,795 --> 00:35:33,047
‫نباید قضیه رو گنده‌تر از چیزی کنیم که بود

507
00:35:33,589 --> 00:35:37,426
‫خب، خیلی خوش گذشت
‫مگه چقدر دیگه می‌تونیم گنده‌ترش کنیم؟

508
00:35:44,058 --> 00:35:47,937
‫ببین، امروز میرم بیرون و غذا می‌خورم

509
00:35:48,896 --> 00:35:50,773
‫می‌خوام یکم خوش بگذرونم

510
00:35:50,773 --> 00:35:52,441
‫می‌خوام با تو این‌کارو بکنم

511
00:36:14,922 --> 00:36:17,466
‫ببخشید، خانم
‫می‌دونی کجا می‌تونم روزنامه بخرم؟

512
00:36:17,466 --> 00:36:18,885
‫اونجاست. سر نبش

513
00:36:18,885 --> 00:36:22,722
‫اوه، خدایا

514
00:36:22,722 --> 00:36:24,891
‫بذارین ببینمش. تو رو خدا

515
00:36:24,891 --> 00:36:27,101
‫- ممنونم
‫- فقط بذارین ببینمش

516
00:36:28,019 --> 00:36:32,106
‫فقط بذارین ببینمش! مرده؟
‫نه، امکان نداره!

517
00:36:39,822 --> 00:36:42,533
‫مرده...؟ بهم بگین... مرده؟

518
00:36:42,533 --> 00:36:45,953
‫مرده... نه، امکان نداره!

519
00:36:57,673 --> 00:37:00,927
‫« نیروی هوایی هشتم برمن را درهم کوبید »

520
00:37:01,010 --> 00:37:03,012
‫یکی بهم میدی؟

521
00:37:03,012 --> 00:37:05,223
‫- بقیه‌ش رو نگه دار
‫- ممنون

522
00:37:10,561 --> 00:37:13,856
‫« سی بمب‌افکن از دست رفت »
‫« پایگاه زیردریایی‌های نازی‌ها نابود شد »

523
00:37:24,867 --> 00:37:27,161
‫نورفک 7322، لطفاً

524
00:37:35,503 --> 00:37:37,713
‫- بومن هستم
‫- رد، منم ایگن

525
00:37:38,172 --> 00:37:40,383
‫بازی دیروز چطور بود؟

526
00:37:41,300 --> 00:37:43,511
‫به اون خوبی که انتظار داشتیم نبود

527
00:37:44,053 --> 00:37:46,264
‫باک توی زمین بود؟

528
00:37:46,764 --> 00:37:48,975
‫آره

529
00:37:49,267 --> 00:37:51,477
‫خوب بازی کرد؟

530
00:37:53,604 --> 00:37:55,815
‫وسط بازی خورد زمین، جان

531
00:38:02,822 --> 00:38:04,448
‫دیگه کیا؟

532
00:38:04,448 --> 00:38:06,659
‫اکثر بازیکن‌های اصلی

533
00:38:11,247 --> 00:38:12,957
‫فردا هم بازی داریم؟

534
00:38:12,957 --> 00:38:13,958
‫آره

535
00:38:13,958 --> 00:38:18,296
‫خیلی‌خب، به مربی بگو
‫تا قبل از بازی برمی‌گردم

536
00:38:19,005 --> 00:38:21,090
‫درضمن، رد...

537
00:38:21,090 --> 00:38:23,301
‫می‌خوام خودم بازی رو شروع کنم

538
00:38:28,222 --> 00:38:30,433
‫خودتون می‌تونین تصور کنین
‫چرا زودتر برگشتم

539
00:38:30,433 --> 00:38:31,934
‫یک ماموریت دیگه داریم

540
00:38:31,934 --> 00:38:34,520
‫هدف شرق مرکز شهره

541
00:38:34,520 --> 00:38:36,230
‫قطعاً مردم زیادی
‫توی اون کلیسای جامع هستن

542
00:38:36,230 --> 00:38:37,565
‫تابه‌حال هدفی نداشتیم

543
00:38:37,565 --> 00:38:39,817
‫- که اینقدر به مرکز شهر نزدیک باشه
‫- خدا لعنتت کنه، کرنک

544
00:38:39,817 --> 00:38:42,403
‫جنگه دیگه. اومدیم بمب بریزیم سرشون

545
00:38:45,489 --> 00:38:47,742
‫دیروز اومده. ولی پرواز می‌کنه

546
00:38:47,742 --> 00:38:48,826
‫ مایه‌ی امیدواریه

547
00:38:48,826 --> 00:38:49,952
‫جنگنده‌ها ساعت 12

548
00:38:49,952 --> 00:38:51,245
‫یا خدا

549
00:38:51,245 --> 00:38:53,080
‫موتور شماره 1 از کار افتاد

550
00:38:53,080 --> 00:38:55,291
‫یا خدا، موتور 4 از بین رفته!

551
00:38:56,584 --> 00:38:58,586
‫باید سریعاً از اینجا بزنیم به چاک

552
00:38:58,586 --> 00:39:00,796
‫می‌دونی گروهم قراره کجا فرود بیاد؟

553
00:39:02,256 --> 00:39:04,467
‫افرادمون کجان، چیک؟
