﻿1
00:00:12,595 --> 00:00:15,557
‫استالاگ لوفت 3
‫توسط نیروی هوایی آلمان اداره می‌شد

2
00:00:15,557 --> 00:00:18,601
‫و چون خلبان‌های ساقط شده‌شون
‫توی اردوگاه‌های ما بود

3
00:00:18,601 --> 00:00:20,812
‫رفتارشون با بچه‌های ما
‫به‌قدر کافی انسانی بود

4
00:00:21,813 --> 00:00:23,481
‫هواش سرد و فلاکت‌بار بود

5
00:00:23,481 --> 00:00:27,110
‫غذاشون در کل سال
‫فقط سیب‌زمینی و شلغم بود

6
00:00:27,110 --> 00:00:31,072
‫ولی به لوازم بهداشتی، امکانات رفاهی
‫کتاب و موسیقی دسترسی داشتن

7
00:00:31,698 --> 00:00:34,784
‫ولی تنها چیزی که واقعاً می‌خواستن
‫اخباری از خط مقدم بود که بهشون امید بده

8
00:00:34,784 --> 00:00:38,288
‫که به‌زودی یک‌ روز میرن خونه

9
00:00:38,288 --> 00:00:40,498
‫ممنون

10
00:00:40,498 --> 00:00:42,000
‫کمک می‌خوای؟

11
00:00:42,000 --> 00:00:44,210
‫جواب رد نمیدم

12
00:00:44,794 --> 00:00:45,962
‫ خبری از نامه‌ها نشد؟

13
00:00:45,962 --> 00:00:48,048
‫نه

14
00:00:48,048 --> 00:00:50,216
‫بازم رسیدنشون به تاخیر افتاده؟

15
00:00:50,216 --> 00:00:52,343
‫به‌خاطر جنگه

16
00:00:52,343 --> 00:00:55,138
‫صلیب سرخ توی آوردن نامه‌ها
‫داخل اردوگاه به مشکل برخورده

17
00:00:55,722 --> 00:00:57,932
‫بیا گربه‌جون، بیا

18
00:00:58,308 --> 00:00:59,642
‫داره میاد سمت تو، همی

19
00:00:59,642 --> 00:01:02,062
‫بیا گربه‌جون، بیا گربه‌جون، بیا

20
00:01:02,062 --> 00:01:03,813
‫آره، دیدمش

21
00:01:03,813 --> 00:01:06,024
‫بیا اینجا

22
00:01:10,904 --> 00:01:12,530
‫بیا

23
00:01:12,530 --> 00:01:14,741
‫آفرین

24
00:01:15,909 --> 00:01:18,119
‫یکم آب دارین بدین؟

25
00:01:25,376 --> 00:01:27,629
‫گفتی توی سوپ چیه؟

26
00:01:27,629 --> 00:01:29,839
‫نگفت

27
00:01:32,050 --> 00:01:34,344
‫خرگوشه؟

28
00:01:34,344 --> 00:01:35,720
‫آره، حتماً

29
00:01:35,720 --> 00:01:38,890
‫این مدت خرگوش‌های ولگرد زیادی
‫زیر اتاقک‌هامون میرن و میان

30
00:01:41,059 --> 00:01:43,269
‫توی سطل بالا بیار

31
00:01:45,230 --> 00:01:48,358
‫اگر می‌تونی بالا نیار، بنی
‫پروتئین داره

32
00:01:49,109 --> 00:01:52,445
‫تا بسته‌های صلیب سرخ نرسیدن
‫جز این پروتئین دیگه‌ای گیرمون نمیاد

33
00:01:53,238 --> 00:01:55,156
‫عجله کنین، بچه‌ها

34
00:01:55,156 --> 00:01:57,367
‫تقریباً وقت اخبار شده

35
00:02:00,411 --> 00:02:02,288
‫نیروهای بریتانیایی، هندی و نپالی

36
00:02:02,288 --> 00:02:04,582
‫به نبرد علیه ژاپنی‌ها در برمه ادامه می‌دهند

37
00:02:04,582 --> 00:02:08,086
‫و به عملیات نیروهای چیندیت‌ سرلشکر
‫اورد وینگیت

38
00:02:08,086 --> 00:02:10,130
‫در اعماق خط مقدم دشمن ملحق شدند

39
00:02:10,130 --> 00:02:13,675
‫در ایتالیا، باری دیگر حمله‌ی نیروهای بریتانیا
‫در مونته کاسینو دفع شد

40
00:02:13,675 --> 00:02:16,594
‫درحالی‌که نیروهای متفقین همچنان
‫در سواحل آنتسیو زمین‌گیر مانده‌اند

41
00:02:16,594 --> 00:02:18,054
‫- چی شده؟
‫- در جبهه‌ی شرقی...

42
00:02:18,054 --> 00:02:20,265
‫خبرهای خوبی نیست

43
00:02:23,101 --> 00:02:25,311
‫افسر ارشد داره میاد

44
00:02:26,813 --> 00:02:29,524
‫بریتانیایی‌ها بازم سعی کردن
‫به مونته کاسینو حمله کنن

45
00:02:30,483 --> 00:02:31,568
‫خوب پیش نرفت

46
00:02:31,568 --> 00:02:34,779
‫و آلمانی‌ها 9 یا 10 لشکر دیگه
‫ فرستادن آنتسیو

47
00:02:35,446 --> 00:02:36,990
‫به بقیه بگین

48
00:02:36,990 --> 00:02:39,284
‫باید انتظارات افراد واقع‌بینانه بمونه

49
00:02:40,243 --> 00:02:41,202
‫بچه‌ها، جمع کنین

50
00:02:41,202 --> 00:02:43,413
‫دارن میان

51
00:02:43,955 --> 00:02:46,249
‫زود باشین. بجنبین. جمع کنین

52
00:02:47,792 --> 00:02:50,003
‫زود باشین، بچه‌ها. سریع‌تر

53
00:02:51,337 --> 00:02:53,548
‫برو!

54
00:03:00,597 --> 00:03:02,807
‫سلیمان

55
00:03:03,266 --> 00:03:04,767
‫این اسم یهودیه، درسته؟

56
00:03:04,767 --> 00:03:06,978
‫بجنب. بجنب

57
00:04:12,502 --> 00:04:14,504
‫یک چیزی پیدا کردیم!

58
00:04:14,504 --> 00:04:16,756
‫یک چیزی پیدا کردیم!

59
00:04:16,756 --> 00:04:18,758
‫یک چیزی پیدا کردیم!

60
00:04:18,758 --> 00:04:20,760
‫یک چیزی پیدا کردیم!

61
00:04:22,053 --> 00:04:24,264
گندش بزنن

62
00:04:26,724 --> 00:04:28,935
‫ولی گوشی رو پیدا نکردن

63
00:04:29,978 --> 00:04:32,188
‫خب، بابت همین معجزات کوچیک خداروشکر

64
00:06:29,555 --> 00:06:32,016
‫« بر اساس کتابی از "دونالد ال میلر" »

65
00:06:51,327 --> 00:06:56,290
‫« بخش هفتم »

66
00:07:05,091 --> 00:07:09,762
‫در اوایل سال 1944 همه می‌دونستن
‫که حمله به اروپا نزدیکه

67
00:07:10,888 --> 00:07:13,224
‫گروه صدم بمب‌افکن نقش خودش رو
‫در این حمله ایفا می‌کرد

68
00:07:13,766 --> 00:07:15,309
‫چشم، قربان

69
00:07:15,309 --> 00:07:18,020
‫حملات بیشتر به خاک آلمان
‫به معنی تلفات بیشتر بود

70
00:07:18,020 --> 00:07:20,731
‫تلفات بیشتر به معنی جایگزین‌های بیشتر بود

71
00:07:20,731 --> 00:07:21,816
‫هی، تازه‌وارد!

72
00:07:21,816 --> 00:07:25,570
‫داوطلب‌ها سمت راستم وایسن
‫و افسرها سمت چپم

73
00:07:25,570 --> 00:07:27,113
‫نگران نباش، عوضش می‌کنیم

74
00:07:27,113 --> 00:07:29,157
‫- جلوتو نگاه کن
‫- داوطلب‌ها سمت راستم

75
00:07:29,157 --> 00:07:31,742
‫- افسرها سمت چپم
‫- یه مشت بچه‌ن، پسر

76
00:07:31,742 --> 00:07:34,537
‫- حتماً شوخیت گرفته
‫- سلام، تازه‌وارد

77
00:07:34,537 --> 00:07:37,039
‫دلینی. آلبرت

78
00:07:38,374 --> 00:07:39,625
‫فولر

79
00:07:39,625 --> 00:07:42,628
‫چون تک‌تک‌مون حداقل
‫یک دوست صمیمی‌مون رو از دست داده بودیم

80
00:07:43,296 --> 00:07:45,923
‫بعضی از بچه‌ها دلشون نمی‌خواست
‫با افراد جدید آشنا بشن

81
00:07:47,717 --> 00:07:50,595
‫انتظار نمی‌رفت اکثرشون چندان زنده بمونن

82
00:07:51,429 --> 00:07:53,639
‫ولی بالاخره یکی باید
‫راه و چاه رو بهشون نشون می‌داد

83
00:07:55,016 --> 00:07:57,226
‫صبح به‌خیر، آقایون

84
00:07:57,768 --> 00:08:00,855
‫من سروان رابرت رزنثال هستم
‫خلبان گردان 418

85
00:08:00,855 --> 00:08:02,732
‫خوشحالم اینجا همراه ما هستین

86
00:08:02,732 --> 00:08:05,067
‫غذا سر ظهر داده میشه

87
00:08:05,067 --> 00:08:07,653
‫نظرتون چیه همون موقع برگردم؟
‫خودم می‌برمتون سالن غذاخوری

88
00:08:08,362 --> 00:08:09,447
‫به گروه صدم خوش اومدین

89
00:08:09,447 --> 00:08:11,657
‫ممنونم، قربان

90
00:08:11,824 --> 00:08:16,329
‫هرازگاهی، اتفاقی میفتاد
‫که تمام افراد پایگاه رو هیجان‌زده می‌کرد

91
00:08:16,329 --> 00:08:17,330
‫ببینین کی اومده!

92
00:08:17,330 --> 00:08:18,831
‫فکر می‌کردیم گروهبان کوئین
‫و گروهبان بیلی

93
00:08:18,831 --> 00:08:21,751
‫جزو تلفات بی‌شمار ماموریت رگنسبورگ بودن

94
00:08:21,751 --> 00:08:24,003
‫ولی به لطف جبهه‌های مقاومت
‫فرانسه و بلژیک

95
00:08:24,003 --> 00:08:26,547
‫برگشتن ثورپ ابوتس -
‫- کوئین و بیلی اومدن!

96
00:08:26,547 --> 00:08:29,884
‫چیزی بیشتر از برگشتن افرادی که فکر می‌کردیم
‫ کشته شدن، بهمون امید نمی‌داد

97
00:08:29,884 --> 00:08:31,177
‫به‌نظر سر و مر و قبراق میاین، آقایون

98
00:08:31,177 --> 00:08:34,305
‫از شانس‌شون، قانونی بود که می‌گفت
‫ اگر یک افسر هوایی ساقط شده

99
00:08:34,305 --> 00:08:37,767
‫از اروپای اشغالی فرار می‌کرد
‫دیگه اجازه نداشت پرواز کنه

100
00:08:38,351 --> 00:08:40,228
‫چون اگر یک افسر هوایی دوباره ساقط می‌شد

101
00:08:40,228 --> 00:08:43,564
‫و توسط گشتاپو دستگیر و شکنجه می‌شد
‫بیش از حد در مورد

102
00:08:43,564 --> 00:08:44,941
‫راه‌های فرار 

103
00:08:44,941 --> 00:08:47,777
‫و مردها و زن‌های فرانسوی و بلژیکی
‫که بهشون کمک کردن اطلاعات داشتن

104
00:08:48,361 --> 00:08:50,821
‫ خوش‌شانس ها تونستن برگردن خونه

105
00:08:52,782 --> 00:08:54,158
‫پرواز خوبی داشته باشین، بچه‌ها

106
00:08:54,158 --> 00:08:56,577
‫- به سلامت برسین خونه!
‫- فعلاً، بچه‌ها!

107
00:09:05,586 --> 00:09:07,046
‫یه نوشیدنی دیگه میدی، گوردن؟

108
00:09:07,046 --> 00:09:08,631
‫- بزنش به حسابم
‫- چشم، قربان

109
00:09:08,631 --> 00:09:10,341
‫بگذریم، تو چی؟

110
00:09:10,341 --> 00:09:13,135
‫می‌خوای درخواست بدی
‫بری فلوریدا؟ تگزاس؟

111
00:09:14,470 --> 00:09:16,681
‫قبل از اعزامم تگزاس رفتم

112
00:09:18,015 --> 00:09:20,601
‫آموزش خلبان‌ها توی فلوریدا بهتر به‌نظر میاد

113
00:09:20,601 --> 00:09:23,771
‫به‌علاوه، خوب میشه
‫که به افراد جدید نشون بدی

114
00:09:23,771 --> 00:09:26,732
‫انجام 25 عملیات واقعاً شدنیه

115
00:09:27,608 --> 00:09:30,069
‫آره. خیلی وقته کسی 25 عملیات نرفته

116
00:09:31,070 --> 00:09:33,364
‫"دیو ماینر" و افرادش هم رسیدن به 24 عملیات

117
00:09:33,364 --> 00:09:36,534
‫بعد از یک‌سال توی این جای مه‌گرفته
‫ حاضرم هرکاری بکنم

118
00:09:36,534 --> 00:09:38,744
‫که برم یک‌جای آفتابی خلبان آموزش بدم

119
00:09:40,496 --> 00:09:42,707
‫خب، بالاخره توام میری، کراز

120
00:09:43,499 --> 00:09:45,835
‫مشکل رفتن به بخش عملیات همینه

121
00:09:46,335 --> 00:09:48,421
‫به‌زحمت فرصت می‌کنی پرواز کنی

122
00:09:48,421 --> 00:09:49,922
‫شنیدم تنها خلبان

123
00:09:49,922 --> 00:09:52,091
‫از بین 18 خلبانی بوده که از برمن برگشته

124
00:09:52,091 --> 00:09:54,302
‫حتماً خوش‌شانس‌ترین آدم اینجاست، مگه نه؟

125
00:09:54,802 --> 00:09:56,596
‫عملیات مونستر بود

126
00:09:56,596 --> 00:09:58,889
‫و 13 هواپیما بود

127
00:09:58,889 --> 00:10:01,100
‫و ارتباط چندانی با شانس نداشت

128
00:10:02,184 --> 00:10:04,604
‫- اسمت "مالولی"ـه، درسته؟
‫- بله، قربان

129
00:10:04,604 --> 00:10:07,898
‫رزی بهترین خلبانیه که تابه‌حال
‫پشت یک بی-17 دیدم. در تمام عمرم

130
00:10:08,899 --> 00:10:11,110
‫دعا کنین مهارت خلبانی‌تون
‫در حد نصف اون باشه

131
00:10:11,110 --> 00:10:13,779
‫اونوقت شاید شما هم
‫بتونین به 25 ماموریت برسین

132
00:10:14,655 --> 00:10:16,699
‫نه، نه، نمی‌خواد بری. نمی‌خواد بری

133
00:10:16,991 --> 00:10:19,201
‫قرار نیست خدمه‌ت برای این ماموریت برن

134
00:10:29,295 --> 00:10:32,173
‫می‌دونی، وقتی بچه بودم
‫یک رادیوی کریستالی دست‌ساز ساختم

135
00:10:33,299 --> 00:10:35,426
‫تو فکرم سعی کنم
‫اینجا هم یکی بسازم

136
00:10:35,426 --> 00:10:39,013
‫به‌خوبی رادیوی قبلی‌مون نمیشه
‫ولی شاید به‌درد بخوره

137
00:10:40,056 --> 00:10:42,266
‫سیم مسی، گرافیت، سنجاق قفلی

138
00:10:43,184 --> 00:10:44,852
‫به‌نظرت می‌تونی برام گیرشون بیاری؟

139
00:10:44,852 --> 00:10:47,647
‫قراره مخترع در اسارتم باشی، ها؟

140
00:10:48,606 --> 00:10:50,816
‫ببینم چی می‌تونم گیر بیارم

141
00:10:53,194 --> 00:10:54,820
‫حمله‌ی روزانه اونم تا این حد شرق؟

142
00:10:54,820 --> 00:10:57,031
‫برگردین توی خوابگاه‌ها!

143
00:10:59,325 --> 00:11:01,535
‫زود باشین برگردین توی خوابگاه‌ها!

144
00:11:11,962 --> 00:11:15,675
‫- حتماً دارن میرن برلین، مگه نه؟
‫- تشخیصش از آتش ضدهوایی سخته

145
00:11:15,675 --> 00:11:18,219
‫انگار دارن از نصف آلمان توپ ضدهوایی می‌زنن

146
00:11:19,887 --> 00:11:22,431
‫اینم صدای بمب‌ها. آره به‌نظر خودشه

147
00:11:23,599 --> 00:11:25,059
‫یا برلینه یا اطرافش

148
00:11:25,059 --> 00:11:27,269
‫می‌شنوین؟

149
00:11:27,770 --> 00:11:29,980
‫برلینه

150
00:11:30,523 --> 00:11:33,693
‫هی، دوشنبه‌ی کوفتیت مبارک، آدولف

151
00:11:33,693 --> 00:11:36,654
‫- به‌نظرتون گروه صدم باهاشونه؟
‫- باید باشه

152
00:11:36,654 --> 00:11:38,739
‫حتماً اون بالا اوضاع قاراشمیشه

153
00:11:38,739 --> 00:11:40,950
‫اولین حمله در طول روز به پایتخت آلمان

154
00:11:42,993 --> 00:11:45,246
‫این دیگه چه کوفتی بود؟

155
00:11:45,246 --> 00:11:47,540
‫- صداش خیلی نزدیک‌تر بود
‫- کمک!

156
00:11:47,540 --> 00:11:48,457
‫بیاین بریم

157
00:11:48,457 --> 00:11:50,584
‫دکتر لازم داریم!

158
00:11:50,584 --> 00:11:52,378
‫درها رو باز کنین. باز کنین

159
00:11:52,378 --> 00:11:54,463
‫- زود باشین برگردین داخل!
‫- چی شده؟

160
00:11:54,463 --> 00:11:55,881
‫هری رو با تیر زدن!

161
00:11:55,881 --> 00:11:58,384
‫- هی، یکی از افرادمون رو زدین؟
‫- از بلوکش اومده بود بیرون

162
00:11:58,384 --> 00:12:00,761
‫- گلمنیتس کجاست؟
‫- بی‌دلیل با تیر زدنش

163
00:12:00,761 --> 00:12:02,138
‫- برو گلمنیتس رو بیار!
‫- برید داخل!

164
00:12:02,138 --> 00:12:03,347
‫- گلمنیتس!
‫- داره بدجور ازش خون میره!

165
00:12:03,347 --> 00:12:04,932
‫باید ببریمش پیش دکتر

166
00:12:04,932 --> 00:12:07,143
‫برید داخل! برید داخل!

167
00:12:07,977 --> 00:12:10,187
‫برگردین داخل. زود باشین

168
00:12:13,357 --> 00:12:15,234
‫هی، هی! سگه رو بگیرین!

169
00:12:15,234 --> 00:12:18,195
‫به سگه بگین ولش کنه! بگین ولش کنه!

170
00:12:18,195 --> 00:12:20,406
‫برگردین داخل!

171
00:12:21,574 --> 00:12:23,909
‫هری توی بلوک بود
‫چرا بهش شلیک کردن؟

172
00:12:23,909 --> 00:12:26,120
‫زود باشین ببرینش درمانگاه

173
00:12:26,120 --> 00:12:28,330
‫- زود باشین!
‫- بیاین بریم

174
00:12:32,084 --> 00:12:34,462
‫- زود باشین! برگردین داخل!
‫- هی! برید داخل!

175
00:12:36,756 --> 00:12:38,966
‫برگردین داخل. همین الان

176
00:12:40,593 --> 00:12:43,304
‫این آدم‌کش‌های لعنتی
‫دونه‌دونه ما رو می‌کشن، باک

177
00:12:43,304 --> 00:12:45,514
‫برید داخل!

178
00:12:47,099 --> 00:12:49,018
‫- مثل قبلیا...
‫- آره

179
00:12:49,018 --> 00:12:51,020
‫به گفته‌ی ستوان

180
00:12:51,020 --> 00:12:53,230
‫- بچرخونش
‫- باشه

181
00:12:54,064 --> 00:12:56,609
‫با بیشتر شدن و خطرناک‌تر شدن ماموریت‌هامون

182
00:12:56,609 --> 00:12:59,779
‫به‌نظر میومد اون چراغ سرخ
‫ماموریت کوفتی، هیچوقت خاموش نمی‌شد

183
00:13:00,821 --> 00:13:03,032
‫همیشه مضطرب بودیم

184
00:13:03,282 --> 00:13:05,493
‫بعد بهمون گفتن
‫قراره برلین رو بمباران کنیم

185
00:13:06,368 --> 00:13:08,996
‫تک‌تک افراد پایگاه نفس در سینه حبس کردن

186
00:13:08,996 --> 00:13:11,540
‫و منتظر موندن ببینن
‫بهاش تا چه حد برامون سنگین بوده

187
00:13:14,210 --> 00:13:16,420
‫اوناهاش! اوناهاش! دیدمشون

188
00:13:17,755 --> 00:13:21,300
‫یک، دو، سه

189
00:13:21,842 --> 00:13:24,929
‫چهار، پنج

190
00:13:25,888 --> 00:13:28,265
‫شش، هفت

191
00:13:28,849 --> 00:13:32,394
‫هشت، نه، ده

192
00:13:34,396 --> 00:13:36,148
‫یازده

193
00:13:36,148 --> 00:13:41,070
‫دوازده، سیزده، چهارده

194
00:13:41,070 --> 00:13:44,156
‫پونزده، شونزده

195
00:13:47,618 --> 00:13:49,829
‫یا خدا

196
00:13:50,037 --> 00:13:52,248
‫پونزده تا رو ساقط کردن

197
00:13:55,376 --> 00:13:57,586
‫آره

198
00:14:00,172 --> 00:14:02,383
‫برو کنار!

199
00:14:09,056 --> 00:14:11,267
‫بریم!

200
00:14:11,767 --> 00:14:13,978
‫بیارینشون بیرون!

201
00:14:16,564 --> 00:14:19,900
‫هی! یکی بیاد مورفین بیاره

202
00:14:22,319 --> 00:14:24,989
‫آروم. جلیقه رو دربیار

203
00:14:29,285 --> 00:14:31,495
‫آروم. آروم

204
00:14:31,912 --> 00:14:34,206
‫حواستون به بال‌ها باشه!
‫حواستون به بال‌ها باشه!

205
00:14:36,500 --> 00:14:38,711
‫اولویت با بدترین مجروحیت‌‌هاست

206
00:14:39,295 --> 00:14:42,381
‫یکی دیگه داره میاد!
‫یه عده رو بفرستین سراغش!

207
00:14:44,008 --> 00:14:46,635
‫یک تخت روان دیگه لازم داریم!
‫زود، زود!

208
00:14:47,803 --> 00:14:49,763
‫تلفات داریم!

209
00:14:49,763 --> 00:14:51,891
‫بجنبین. زود باشین

210
00:14:51,891 --> 00:14:53,893
‫آروم باش، آروم باش، باشه؟

211
00:14:53,893 --> 00:14:56,020
‫حالت خوب میشه. هواتو داریم، باشه؟

212
00:14:56,020 --> 00:14:58,939
‫- حالت خوب میشه
‫- بگو حداقل 3 تای دیگه بیارن

213
00:14:58,939 --> 00:15:01,025
‫لمنز، کسی رفت سراغ اطاقک خلبان؟

214
00:15:01,025 --> 00:15:03,235
‫پزشک لازم دارم، سریع!

215
00:15:11,368 --> 00:15:13,913
‫پاهاشو بگیر! پاهاشو بگیر، بجنب!

216
00:15:15,456 --> 00:15:16,790
‫خوب میشی، رفیق. داریمت

217
00:15:16,790 --> 00:15:18,417
‫آروم. همینطوری

218
00:15:18,417 --> 00:15:19,835
‫باید آرومش کنیم

219
00:15:19,835 --> 00:15:22,838
‫بیاین از اینجا ببریمش
‫یک، دو، سه

220
00:15:25,007 --> 00:15:28,510
‫ششم مارس 1944
‫به عنوان دوشنبه‌ی سیاه شناخته شد

221
00:15:29,303 --> 00:15:31,513
‫به‌خاطر تعداد افرادی
‫که اون روز از دست دادیم

222
00:15:32,097 --> 00:15:34,308
‫صد و پنجاه تاشون از گروه صدم بودن

223
00:15:39,188 --> 00:15:41,398
‫یک توپ مستقیماً اصابت کرد به اطاقک خلبان

224
00:15:42,024 --> 00:15:44,234
‫ماینر و کینسلا حتماً در جا کشته شدن

225
00:15:45,235 --> 00:15:46,946
‫حداقل به‌خاطر خودشونم شده
‫امیدوارم درجا مرده باشن

226
00:15:46,946 --> 00:15:48,072
‫هواپیماشون کاملاً از کنترل خارج شد

227
00:15:48,364 --> 00:15:51,450
‫مستقیم رفت بالا، سمت دسته‌ی بالاتر

228
00:15:52,326 --> 00:15:54,912
‫هریسون مجبور شد تغییر جهت بده
‫تا بهش نخوره

229
00:15:56,497 --> 00:15:59,667
‫بعد با کله سقوط کرد

230
00:15:59,667 --> 00:16:01,877
‫اونم توی ماموریت بیست و پنجم‌شون

231
00:16:02,211 --> 00:16:06,966
‫رفتن سراغ افرادمون
‫که با چتر فرود میومدن

232
00:16:09,093 --> 00:16:11,303
‫همه‌شون رو کشتن...

233
00:16:11,971 --> 00:16:14,181
‫تک‌تکشون

234
00:16:17,768 --> 00:16:19,979
‫با جوون‌تر شدن افرادمون

235
00:16:20,396 --> 00:16:23,315
‫تلفاتمون بیشتر و روحیه‌ی افراد پایگاه کمتر شد

236
00:16:25,401 --> 00:16:28,028
‫همه‌مون نیاز داشتیم
‫حواس‌مون رو از جنگ پرت کنیم

237
00:17:34,720 --> 00:17:36,930
‫بیا

238
00:17:50,069 --> 00:17:51,278
‫خوبه؟

239
00:17:51,278 --> 00:17:53,489
‫عالیه

240
00:17:55,783 --> 00:17:57,993
‫نامه اومده!

241
00:18:00,537 --> 00:18:02,456
‫خیلی‌خب. مورفی؟

242
00:18:02,456 --> 00:18:04,666
‫- چه عجب
‫- مورفی

243
00:18:04,958 --> 00:18:07,169
‫همیلتون

244
00:18:07,169 --> 00:18:08,003
‫ممنون

245
00:18:08,003 --> 00:18:10,339
‫و کلون

246
00:18:10,339 --> 00:18:12,132
‫- ممنون
‫- دیگه نیست، بچه‌ها

247
00:18:12,132 --> 00:18:13,509
‫شاید دفعه‌ی بعد گیر شما هم بیاد

248
00:18:13,509 --> 00:18:15,719
‫نامه اومده!

249
00:18:16,303 --> 00:18:18,514
‫از طرف مامانمه

250
00:18:20,057 --> 00:18:21,809
‫مال تو از طرف کیه، باک؟

251
00:18:21,809 --> 00:18:24,144
‫- مارج
‫- مارج

252
00:18:27,940 --> 00:18:31,026
‫توی آخرین نامه‌ای که قبل از برمن فرستادم
‫ازش خواستگاری کردم

253
00:18:34,863 --> 00:18:37,074
‫واقعاً؟

254
00:18:38,700 --> 00:18:40,911
‫جواب مثبت داده

255
00:18:43,455 --> 00:18:45,582
‫خب؟

256
00:18:45,582 --> 00:18:47,793
‫عالیه

257
00:18:49,002 --> 00:18:51,213
‫تبریک میگم

258
00:18:55,175 --> 00:18:57,886
‫حتی تو فکر بودم
‫شاید بتونی ساقدوشم بشی

259
00:19:05,561 --> 00:19:07,771
‫ساقدوشت میشم

260
00:19:18,949 --> 00:19:22,286
‫« هفتم مارس 1944 »

261
00:19:22,286 --> 00:19:23,370
‫« خانم "هال" عزیز »

262
00:19:23,370 --> 00:19:25,372
‫« خبری از سرنوشت پسرتون نداریم »

263
00:19:25,372 --> 00:19:28,167
‫« ولی این نامه رو می‌نویسم
‫که بهتون بگم پسرتون دوست من بود »

264
00:19:30,502 --> 00:19:32,754
‫هنوز داره می‌نویسه؟

265
00:19:32,754 --> 00:19:34,965
‫هنوز چند تا نامه‌ی دیگه مونده، قربان

266
00:19:46,226 --> 00:19:49,396
‫- حالت چطوره؟
‫- خوبم

267
00:19:53,609 --> 00:19:55,819
‫ماموریت فردا

268
00:19:56,361 --> 00:19:58,572
‫بازم برلین؟

269
00:20:04,244 --> 00:20:07,414
‫جک، این که همون مسیره
‫دقیقاً مثل دیروزیه

270
00:20:10,542 --> 00:20:12,753
‫براشون مهم نیست
‫همه‌مون رو به کشتن بدن، مگه نه؟

271
00:20:37,527 --> 00:20:39,571
‫خیلی‌خب

272
00:20:39,571 --> 00:20:41,782
‫خیلی‌خب

273
00:21:05,639 --> 00:21:08,308
‫- گندش بزنن
‫- یانکی‌ها دی‌ماجیو رو مبادله کردن؟

274
00:21:08,892 --> 00:21:11,103
‫کار نمی‌کنه

275
00:21:13,730 --> 00:21:15,315
‫بریم یکم هوا بخوریم

276
00:21:15,315 --> 00:21:17,526
‫وقتی این آب‌و‌هوا بهتر شد

277
00:21:18,193 --> 00:21:20,487
‫نظرت چیه من و تو یه حرکتی بزنیم؟

278
00:21:20,487 --> 00:21:22,823
‫حواست نبوده؟

279
00:21:22,823 --> 00:21:25,075
‫احتمال صحیح و سالم
‫بیرون رفتن از اینجا...

280
00:21:25,075 --> 00:21:27,286
‫یک سیم، یک چهلم، یک پنجاهمه؟

281
00:21:27,703 --> 00:21:29,413
‫خب، هنوز نقشه‌ای ندارم

282
00:21:29,413 --> 00:21:32,040
‫ولی یکی پیدا می‌کنم

283
00:21:32,666 --> 00:21:35,335
‫خب، شاید بهتر باشه نقشه‌ای پیدا کنی
‫که احتمال موفقیتش بیشتر باشه

284
00:21:35,335 --> 00:21:37,546
‫باشه، وقتی پیدا کردم، همراهم میای؟

285
00:21:37,838 --> 00:21:39,965
‫نقشه‌م اینه که صحیح و سالم
‫برگردم خونه پیش مارج

286
00:21:39,965 --> 00:21:42,175
‫خب، اگر اینجا بمونی

287
00:21:42,801 --> 00:21:45,053
‫صحیح و سالم همین‌جا می‌میری

288
00:21:45,053 --> 00:21:47,264
‫از بیماری...

289
00:21:49,016 --> 00:21:51,226
‫یا اگر زیادی نزدیک اون حصار کوفتی قدم بزنی

290
00:21:52,936 --> 00:21:55,147
‫نمی‌خوای چیزی جز سیب‌زمینی بخوری؟

291
00:21:56,732 --> 00:21:59,526
‫خب، می‌تونیم همین‌جا بمونیم
‫هیچ‌کاری نکنیم

292
00:22:01,737 --> 00:22:03,989
‫این‌ کاریه که می‌خوای بکنی؟

293
00:22:03,989 --> 00:22:06,325
‫نه، منم مثل تو تحمل اینجا رو ندارم

294
00:22:17,210 --> 00:22:20,088
‫« هشتم مارس 1944 »

295
00:22:31,475 --> 00:22:33,685
‫خبردار!

296
00:22:34,436 --> 00:22:36,646
‫بشینید

297
00:22:44,279 --> 00:22:47,783
‫خب، کسایی که نمی‌دونن
‫من سرهنگ دوم "بنت" هستم

298
00:22:47,783 --> 00:22:49,993
‫فرمانده‌ی جدید گردان 349

299
00:22:50,994 --> 00:22:53,789
‫به‌خاطر سفر امروز صبح
‫سرهنگ هاردینگ به لندن

300
00:22:53,789 --> 00:22:57,793
‫فرماندهی کل گروه صدم
‫موقتاً به من داده شده

301
00:23:00,587 --> 00:23:02,798
‫هدف امروزتون...

302
00:23:03,465 --> 00:23:05,550
‫برلینه

303
00:23:05,550 --> 00:23:07,719
‫به‌طور خاص، کارخونه‌ی بلبرینگ ارکنر

304
00:23:07,719 --> 00:23:10,180
‫یا خدا. این که دقیقاً همون مسیر دوشنبه‌ست

305
00:23:13,475 --> 00:23:15,685
‫کی بود حرف زد؟

306
00:23:16,603 --> 00:23:18,814
‫سرگرد شونز، دقیقاً حق با شماست

307
00:23:20,065 --> 00:23:24,236
‫ولی من کسی نیستم که به بقیه دستور بدم
‫برن ماموریتی که خودم نمیرم

308
00:23:25,529 --> 00:23:27,948
‫برای همین قراره فرمانده‌ی ارشد کل بال باشم

309
00:23:31,201 --> 00:23:33,412
‫سرگرد بومن؟

310
00:23:39,918 --> 00:23:44,631
‫محل اصابت بمب‌هاتون اینجا خواهد بود
‫در قلب برلین

311
00:23:55,934 --> 00:23:58,395
‫فقط 15 هواپیما داشتیم که بفرستیم

312
00:23:59,187 --> 00:24:02,065
‫دقیقاً همون تعدادی که آلمانی‌ها
‫دو روز قبل‌تر ساقط کردن

313
00:24:03,442 --> 00:24:05,110
‫لازم نبود ریاضی‌دان باشی تا بفهمی

314
00:24:05,110 --> 00:24:07,863
‫احتمال اینکه رزی و خدمه‌ش
‫از ماموریت بیست و پنجم‌شون

315
00:24:07,863 --> 00:24:10,115
‫ برگردن خیلی کمه

316
00:24:10,115 --> 00:24:11,908
‫چیزی هست که لازم باشه بدونم، کن؟

317
00:24:11,908 --> 00:24:13,910
‫اوضاعش عالیه، قربان

318
00:24:13,910 --> 00:24:16,246
‫و مطمئنم همین شکلی برش می‌گردونین پیشم

319
00:24:21,001 --> 00:24:23,211
‫خیلی‌خب، بچه‌ها. جمع بشین

320
00:24:32,804 --> 00:24:35,015
‫خودتون دیگه کارو بلدین

321
00:24:35,348 --> 00:24:37,851
‫شما حواستون به مسلسل‌ها باشه
‫من حواسم به هواپیماست

322
00:24:38,977 --> 00:24:41,188
‫- باشه؟
‫- چشم، قربان

323
00:24:43,106 --> 00:24:45,317
‫بزنین بریم برلین

324
00:25:09,132 --> 00:25:12,427
‫برای ما گنه‌کاران دعا بفرما
‫اکنون و در لحظه‌ی مرگمان

325
00:25:12,427 --> 00:25:14,638
‫ای مریم مقدس، ای بانوی بخشنده

326
00:25:15,597 --> 00:25:17,849
‫شانس‌مون برای شکست دادن لوفت‌وافه

327
00:25:17,849 --> 00:25:21,436
‫با اومدن پی-51 ماستنگ
‫به جنگ افزایش پیدا کرد

328
00:25:23,063 --> 00:25:26,191
‫بدون شک، بهترین جنگنده‌ی جنگ بود

329
00:25:28,735 --> 00:25:31,071
‫با محافظت ماستنگ‌ها از ما در کل ماموریت

330
00:25:31,821 --> 00:25:34,324
‫ورق داشت کم‌کم به سمت ما برمی‌گشت

331
00:25:49,464 --> 00:25:51,800
‫یه عالمه جنگنده دارن
‫ از سمت ساعت 2 هم‌ارتفاع‌مون میان

332
00:25:51,800 --> 00:25:54,553
‫- خودی هستن؟
‫- تشخیص نمیدم

333
00:25:56,721 --> 00:25:59,140
‫کسی می‌تونه این جنگنده‌ها رو شناسایی کنه؟ تمام

334
00:26:00,433 --> 00:26:03,019
‫آلمانی هستن. آلمانی هستن!

335
00:26:04,229 --> 00:26:07,482
‫توی تیررسم نیستن
‫دارن بال چهل و پنجم رو می‌زنن!

336
00:26:12,362 --> 00:26:15,282
‫دریافت شد. پی-51 رو می‌بینم
‫که دارن میرن کمک کنن

337
00:26:19,786 --> 00:26:20,870
‫از مسلسل‌چی تحتانی به خلبان

338
00:26:20,870 --> 00:26:23,832
‫منور سبز از هواپیمای سرهنگ بنت می‌بینم، تمام

339
00:26:27,002 --> 00:26:28,962
‫از ناوبر به خلبان. توی آسمون برلین هستیم

340
00:26:28,962 --> 00:26:30,714
‫ولی فکر کنم فرصت‌مون رو
‫برای بمباران از دست دادیم

341
00:26:30,714 --> 00:26:33,174
‫دریافت شد، ناوبر
‫باید کدوم سمت بریم؟ تمام

342
00:26:33,174 --> 00:26:36,970
‫باید به سمت 253 بریم. تکرار می‌کنم، 253

343
00:26:36,970 --> 00:26:39,639
‫دریافت شد. به سمت 253 میریم. تمام

344
00:26:39,639 --> 00:26:42,851
‫حواستون به جنگنده‌های آلمانی باشه
‫می‌دونن داریم کدوم سمت میریم

345
00:26:42,851 --> 00:26:46,354
‫ثبت کن که بال چهل و پنجم
‫فرصتش رو برای بمباران هدف از دست داد

346
00:26:46,354 --> 00:26:49,566
‫تحت فرماندهی سرهنگ بنت هستیم
‫و داریم همراهش به سمت هدف می‌چرخیم. تمام

347
00:26:49,566 --> 00:26:51,776
‫دریافت شد

348
00:26:58,283 --> 00:27:00,952
‫از بمب‌انداز به خلبان
‫جنگنده‌ها دارن از سمت ساعت 11 میان

349
00:27:01,661 --> 00:27:04,539
‫دریافت شد. پی-51‌ها دارن 
‫به سرعت میرن سمتشون

350
00:27:05,123 --> 00:27:07,334
‫آماده باشین، بچه‌ها

351
00:27:08,209 --> 00:27:10,420
‫واو!

352
00:27:17,177 --> 00:27:19,387
‫جنگنده‌هامون راه رو برامون باز می‌کنن

353
00:27:34,110 --> 00:27:35,862
‫سی ثانیه تا هدف

354
00:27:35,862 --> 00:27:36,946
‫دریافت شد

355
00:27:36,946 --> 00:27:39,074
‫از خلبان به بمب‌انداز
‫آماده‌ی پرتاب بمب‌ها هستی؟

356
00:27:39,074 --> 00:27:41,201
‫از بمب‌انداز به خلبان. دریافت شد

357
00:27:41,201 --> 00:27:42,661
‫خیلی‌خب. هواپیما در اختیار توئه

358
00:27:42,661 --> 00:27:44,871
‫دریافت شد. هواپیما در اختیار منه

359
00:27:48,416 --> 00:27:50,627
‫درحال پرتاب بمب

360
00:28:22,158 --> 00:28:24,369
‫اونجا! شرق به جنوب شرقی!

361
00:28:24,703 --> 00:28:25,704
‫چهارده! یکی سقوط کرده!

362
00:28:25,704 --> 00:28:27,414
‫کسی می‌بینه کی سقوط کرده؟

363
00:28:27,414 --> 00:28:29,624
‫یا کسی رزی رو دیده؟

364
00:28:32,335 --> 00:28:33,461
‫نظرت چیه، پپی؟

365
00:28:33,461 --> 00:28:36,005
‫موفق شدی، رزی. موفق شدیم

366
00:28:36,005 --> 00:28:38,341
‫بیست و پنج ماموریت
‫قراره بریم خونه

367
00:28:59,654 --> 00:29:01,865
‫آخرین فرصت برای پرواز کنار برج مراقبته

368
00:29:02,240 --> 00:29:04,200
‫رزی! ایول، ایول، ایول!

369
00:29:04,200 --> 00:29:05,952
‫فرود بیا!

370
00:29:05,952 --> 00:29:08,246
‫- دوباره داره میاد!
‫- می‌خواد از کنار برج بگذره!

371
00:29:14,002 --> 00:29:16,212
‫امان از دست این آدم!

372
00:29:17,088 --> 00:29:19,174
‫ایول!

373
00:29:19,174 --> 00:29:21,384
‫ایول! رزی!

374
00:29:32,896 --> 00:29:34,773
‫رزی! رزی! رزی!

375
00:29:34,773 --> 00:29:36,608
‫رزی! رزی! رزی!

376
00:29:36,733 --> 00:29:37,734
‫چی گفت؟

377
00:29:37,734 --> 00:29:40,570
‫خب، چیزی نگفت
‫چون مامانشم پای تلفن کوفتی بود

378
00:29:43,740 --> 00:29:45,950
‫قراره اینقدر دلت برامون تنگ بشه؟

379
00:29:47,744 --> 00:29:49,954
‫جک، حالت خوبه؟

380
00:29:51,122 --> 00:29:53,208
‫مقامات می‌خوان تعداد ماموریت‌ها
‫برای پایان خدمت رو

381
00:29:53,208 --> 00:29:55,460
‫از 25 بکنن 30

382
00:29:55,460 --> 00:29:57,670
‫- جدی میگی؟
‫- چی؟

383
00:29:59,714 --> 00:30:02,050
‫فقط برای جایگزین‌های جدید
‫که بعد از هفته‌ی آینده میان

384
00:30:03,134 --> 00:30:05,970
‫خدمه‌های بعد از شما و قبل از اونا
‫ باید به 28 تا برسن

385
00:30:05,970 --> 00:30:08,014
‫شامل تو و افرادت نمیشه، رزی

386
00:30:08,014 --> 00:30:10,266
‫بیست و هشت؟

387
00:30:10,266 --> 00:30:14,479
‫یا خدا، جک، میشه چند تا؟
‫ده تا ماموریت دیگه باید بریم؟

388
00:30:15,396 --> 00:30:17,482
‫هلمیک جای 5 تا باید 8 تای دیگه بره

389
00:30:22,403 --> 00:30:24,906
‫خب، تبریک میگم، رزی

390
00:30:27,242 --> 00:30:29,619
‫حداقل زنده از این جنگ کوفتی درمیای

391
00:30:31,621 --> 00:30:33,915
‫وسط کار قانون رو واسه‌مون عوض کردن؟

392
00:30:34,707 --> 00:30:36,918
‫این‌کار واقعاً مزخرفه، جک

393
00:30:37,794 --> 00:30:42,340
‫می‌خوان همه‌مون مثل سگ توی آسمون بمیریم
‫و هیچکس براش مهم نیست

394
00:30:43,675 --> 00:30:45,343
‫هیچکس!

395
00:30:45,343 --> 00:30:48,179
‫- منظورم کار تو بود
‫- آره. منم حسابی سرم شلوغ بوده

396
00:30:50,056 --> 00:30:54,727
‫می‌دونی، این چند هفته‌ی اخیر
‫بدجوری دلتنگت شدم

397
00:30:57,313 --> 00:30:59,691
‫و فقط می‌خوام بدونم کجا بودی

398
00:31:03,027 --> 00:31:05,238
‫می‌خوای بدونی کجا بودم؟

399
00:31:05,822 --> 00:31:09,951
‫یا می‌خوای بدونی 20 دقیقه‌ی دیگه
‫قراره کجا باشم؟

400
00:31:14,831 --> 00:31:16,457
‫بیست دقیقه؟

401
00:31:17,333 --> 00:31:19,502
‫باک؟

402
00:31:19,502 --> 00:31:21,754
‫من... کارت شماره هشت رو می‌ذارم

403
00:31:23,131 --> 00:31:25,049
کارت شماره ده

404
00:31:25,049 --> 00:31:27,260
‫کرنک؟

405
00:31:29,095 --> 00:31:30,889
‫رساناست

406
00:31:30,889 --> 00:31:35,393
‫شاید چسبی روغنی خاکی چیزی مونده

407
00:31:35,393 --> 00:31:37,812
‫که جلوی جریان برق رو می‌گیره

408
00:31:56,623 --> 00:31:58,833
‫فکر کنم...

409
00:31:59,584 --> 00:32:01,794
‫آره، آره، یه چیزی می‌شنوم

410
00:32:04,297 --> 00:32:06,507
‫آلمانیه

411
00:32:08,134 --> 00:32:10,345
‫آهنگه

412
00:32:14,057 --> 00:32:16,267
‫صبر کنین

413
00:32:17,268 --> 00:32:19,729
‫آره. آره، آره، اخباره

414
00:32:20,229 --> 00:32:22,440
‫کاغذ برام بیار

415
00:32:24,400 --> 00:32:27,153
‫نیروهای شوروی ارتشبد مانشتاین رو
‫...تا هشتاد کیلومتری

416
00:32:27,153 --> 00:32:30,073
‫دیروز برلین هدف سنگین‌ترین
‫بمباران خود در طول جنگ قرار گرفت

417
00:32:30,657 --> 00:32:31,658
‫و اینو گوش کنین

418
00:32:31,658 --> 00:32:36,704
‫روس‌های عمو جو (استالین) توی جایی به اسم
‫موهیلیف-پودیلسکیی، سرپلی رو گرفتن

419
00:32:36,704 --> 00:32:38,915
‫و نیروهای آلمان رو دو دسته کردن

420
00:32:48,758 --> 00:32:52,303
‫حملات متعدد به برلین
‫هزینه‌ی وحشتناکی رو به گروه صدم تحمیل کرد

421
00:32:53,471 --> 00:32:54,472
‫مشخص بود

422
00:32:54,472 --> 00:32:57,892
‫که دیگه بمب انداختن روی هدف‌مون کافی نیست

423
00:32:58,393 --> 00:33:01,646
‫باید لوفت‌وافه‌ی آلمان رو کاملاً نابود کنیم
‫(نیروی هوایی)

424
00:33:02,313 --> 00:33:04,315
‫« آمبولانس »

425
00:33:09,362 --> 00:33:12,281
‫دوستم رزی اینو به خوبی درک می‌کرد

426
00:33:13,116 --> 00:33:15,451
‫ولی ماموریت بیست و پنجمش رو تکمیل کرده بود

427
00:33:18,329 --> 00:33:20,164
‫وظیفه‌ش رو انجام داده بود

428
00:33:20,164 --> 00:33:22,625
‫و حالا می‌تونست بره خونه

429
00:33:36,472 --> 00:33:40,768
‫« بیست و چهارم مارس 1944 »

430
00:33:42,770 --> 00:33:44,981
‫ای بابا

431
00:33:46,858 --> 00:33:49,068
‫کدوم گوری دارن میرن؟

432
00:34:00,663 --> 00:34:02,790
‫خبرهایی آوردم، بچه‌ها

433
00:34:02,790 --> 00:34:06,294
‫بریتانیایی‌های اردوگاه شمالی
‫سه تا تونل ساختن

434
00:34:06,294 --> 00:34:09,714
‫سه تا؟ یا خدا، چجوری؟

435
00:34:09,714 --> 00:34:11,924
‫بیش از یک‌ساله داشتن تونل می‌کندن

436
00:34:12,675 --> 00:34:15,595
‫در عمق 9 متری تا لرزه نگار‌های 
‫این آدم‌کش‌ها تشخیص‌شون ندن

437
00:34:16,804 --> 00:34:18,723
‫هفتاد یا هشتاد نفر تونستن فرار کنن

438
00:34:18,723 --> 00:34:20,433
‫هشتاد نفر؟

439
00:34:20,433 --> 00:34:22,393
‫تابه‌حال همچین اتفاقی نیفتاده بود

440
00:34:22,393 --> 00:34:25,396
‫سرهنگ فکر می‌کنه
‫بعد از اینکه افسرهای ارشد بیشتری

441
00:34:25,396 --> 00:34:28,858
‫در اس‌اس و گشتاپو 
‫از مقیاس عملیات فرار باخبر شدن

442
00:34:28,858 --> 00:34:31,277
‫به‌شدت تلافی می‌کنن

443
00:34:36,657 --> 00:34:37,658
‫به‌نظرم حق با تو بود

444
00:34:37,658 --> 00:34:40,161
‫باید وقتی دنبال بریتانیایی‌ها می‌گشتن
‫سعی می‌کردیم فرار کنیم

445
00:34:40,161 --> 00:34:44,207
‫شاید، ولی به‌نظر من حق با تو بود
‫بهتره بی‌گدار به آب نزنیم

446
00:34:44,207 --> 00:34:46,292
‫چرا اینقدر عجله دارم برگردم خونه؟

447
00:34:46,292 --> 00:34:49,670
‫بقیه نامه می‌گیرن. تو نامه می‌گیری

448
00:34:51,172 --> 00:34:54,175
‫اگر قرار باشه نامه بگیری
‫باید یکی باشه برات نامه بنویسه

449
00:34:56,385 --> 00:34:58,596
‫گمونم هیچوقت فکری
‫ به حال اون بخشش نکردم

450
00:35:00,932 --> 00:35:03,226
‫این حرفات به‌خاطر فضای اینجاست

451
00:35:03,226 --> 00:35:04,310
‫خسته شدی

452
00:35:04,310 --> 00:35:06,521
‫منم خسته شدم

453
00:35:06,896 --> 00:35:09,732
‫آره، خب، وقتی از اینجا خلاص شدی
‫حسابی برای این‌کارا وقت داری

454
00:35:10,942 --> 00:35:13,152
‫دفعه‌ی بعد یک آدم درست و حسابی پیدا می‌کنی

455
00:35:13,986 --> 00:35:17,698
‫هرکی رو پیدا کنم، فقط کسی که الان هستم
‫رو می‌شناسه، نه کسی که قبلاً بودم

456
00:35:18,908 --> 00:35:21,119
‫کسی که قبل از اومدن به اینجا بودم

457
00:35:22,578 --> 00:35:24,247
‫البته اگر بتونیم از اینجا زنده دربیایم

458
00:35:24,247 --> 00:35:28,209
‫زنده درمیایم. و این کسی که الان هستی
‫کسیه که ارزش آشنایی رو داره

459
00:35:28,209 --> 00:35:30,419
‫هی، سرگردها!

460
00:35:30,920 --> 00:35:33,506
‫- سیمولیت گفته بیاین دفترش. همین الان
‫- فقط ما؟

461
00:35:33,506 --> 00:35:35,716
‫آره، شما و سرهنگ

462
00:35:36,843 --> 00:35:39,262
‫به‌خاطر این فرار بزرگ

463
00:35:39,929 --> 00:35:42,932
‫فرمانده "وان لینداینر"
‫از مقامش برکنار شده

464
00:35:43,891 --> 00:35:46,102
‫اکثر فراری‌ها دستگیر شدن

465
00:35:47,353 --> 00:35:49,564
‫ولی متاسفانه باید به اطلاعتون برسونم

466
00:35:50,314 --> 00:35:52,316
‫شدیداً متاسفم اینو به اطلاعتون می‌رسونم

467
00:35:52,316 --> 00:35:55,945
‫که 50 نفر از فراری‌های دستگیر شده
‫اعدام شدن

468
00:35:57,196 --> 00:35:58,281
‫اعدام شدن؟

469
00:35:58,281 --> 00:36:02,535
‫بهتون هشدار میدم که به افرادتون اجازه ندین
‫به هیچ شکلی تلافی کنن

470
00:36:02,535 --> 00:36:05,246
‫یا از دستورات سرپیچی کنن
‫یا تلاش کنن...

471
00:36:06,205 --> 00:36:08,416
‫یا تلاش کنن در آینده فرار کنن

472
00:36:09,542 --> 00:36:11,711
‫بهم دستور دادن که لیستی از

473
00:36:11,711 --> 00:36:14,964
‫تمام اسیران جنگی یهودی
‫ "استالاگ لوفت 3" تهیه کنم

474
00:36:17,967 --> 00:36:20,928
‫در استالاگ لوفت 3 فقط آمریکایی‌ها هستن
‫سرگرد سیمولیت

475
00:36:22,346 --> 00:36:24,557
‫فقط و فقط آمریکایی‌ها

476
00:36:30,688 --> 00:36:34,066
‫آره، خب، صحبت‌هایی در برلین در جریانه

477
00:36:34,066 --> 00:36:36,527
‫که تمام اسیران رایش

478
00:36:37,028 --> 00:36:40,823
‫از کنترل لوفت‌وافه خارج 
‫و به ا‌س‌اس و گشتاپو تحویل داده بشن

479
00:36:42,742 --> 00:36:45,995
‫به‌نظرم همه‌مون ترجیح میدیم
‫از همچین پیامدی اجتناب کنیم، درسته؟

480
00:36:48,581 --> 00:36:51,250
‫بسیار قدردان رفتار خوبتون خواهیم بود

481
00:36:55,087 --> 00:36:56,839
‫خب، به‌نظرت الان احتمال‌مون چقدره؟

482
00:36:56,839 --> 00:36:59,091
‫احتمال اینکه زنده برگردیم خونه؟

483
00:36:59,091 --> 00:37:01,219
‫کمه. خیلی، خیلی کمه

484
00:37:16,567 --> 00:37:18,778
‫می‌خوای دوباره داوطلب بشی؟

485
00:37:19,820 --> 00:37:23,449
‫سروان، می‌دونی که دوره‌ی خدمت
‫به 30 ماموریت افزایش پیدا کرده

486
00:37:24,200 --> 00:37:26,410
‫بله قربان، می‌دونم

487
00:37:37,255 --> 00:37:39,465
‫درسته که نمی‌تونم جلوت رو بگیرم، سروان

488
00:37:40,424 --> 00:37:42,635
‫ولی نمی‌خوای بری خونه؟

489
00:37:43,177 --> 00:37:46,806
‫و به‌خدا، اگر کسی باشه
‫که حقش باشه بره فلوریدا، تویی

490
00:37:48,975 --> 00:37:51,185
‫خب، قربان...

491
00:37:54,480 --> 00:37:56,691
‫گمونم من...

492
00:37:59,777 --> 00:38:01,988
‫شونز و هلمیک

493
00:38:04,782 --> 00:38:06,993
‫چطور می‌تونم با این فکر 
‫چشم رو هم بذارم که من میرم خونه

494
00:38:06,993 --> 00:38:09,996
‫درحالی‌که فرماندهان، وسط خدمت
‫تعداد ماموریت‌های اونا رو افزایش دادن؟

495
00:38:12,331 --> 00:38:14,542
‫و به‌علاوه...

496
00:38:14,834 --> 00:38:17,753
‫نمی‌تونم تصور کنم 
‫که یک تازه‌وارد بیاد جای منو بگیره

497
00:38:19,672 --> 00:38:22,591
‫و خودش و خدمه‌ش رو
‫توی اولین ماموریت‌شون به کشتن بده

498
00:38:26,095 --> 00:38:28,055
‫بعد یک جایگزین دیگه میاد سرجاش

499
00:38:28,055 --> 00:38:30,266
‫و همینطور میان و میرن و میان و میرن

500
00:38:34,520 --> 00:38:36,731
‫نه، قربان

501
00:38:39,400 --> 00:38:41,610
‫نمی‌تونم برم خونه

502
00:38:43,321 --> 00:38:45,531
‫هنوز نمی‌تونم

503
00:38:46,699 --> 00:38:48,909
‫نه تا وقتی کارم تمام نشده

504
00:38:50,828 --> 00:38:53,039
‫حالا به هر شکلی که شد

505
00:38:58,961 --> 00:39:01,172
‫که اینطور

506
00:39:03,132 --> 00:39:07,219
‫خب، به‌نظرم باید حداقل تصمیمت رو

507
00:39:07,219 --> 00:39:09,472
‫بر اساس تمام اطلاعاتی که داریم بگیری

508
00:39:11,474 --> 00:39:14,894
‫ژنرال دولیتل دستور داده
‫استراتژی هوایی شدیداً تغییر کنه

509
00:39:16,312 --> 00:39:20,900
‫تا لوفت‌وافه نابود نشده
‫و برتری هوایی کامل رو بدست نیاوردیم

510
00:39:21,776 --> 00:39:24,779
‫تهاجم زمینی نه صورت می‌گیره
‫نه می‌تونه که صورت بگیره

511
00:39:25,071 --> 00:39:27,948
‫و می‌تونیم این‌کارو بکنیم
‫حالا که پی-51ها رو داریم

512
00:39:27,948 --> 00:39:30,326
‫که میزان و نحوه‌ی پروازش
‫ از تمام هواپیماهایی

513
00:39:30,326 --> 00:39:32,119
‫که لوفت‌وافه داره بیشتر و بهتره

514
00:39:35,331 --> 00:39:39,210
‫ولی برای ساقط کردن‌شون
‫باید کاری کنیم پرواز کنن

515
00:39:41,295 --> 00:39:44,090
‫با استفاده از بمب‌افکن‌ها به عنوان طعمه

516
00:39:45,341 --> 00:39:47,551
‫بمب‌افکن‌های ما

517
00:39:49,261 --> 00:39:51,430
‫استراتژی جدید اینه

518
00:39:51,430 --> 00:39:54,016
‫ماموریت اینه. طعمه بودن

519
00:39:57,978 --> 00:40:00,189
‫متوجهم

520
00:40:06,612 --> 00:40:08,823
‫خیلی‌خب

521
00:40:10,324 --> 00:40:13,285
‫« ر. رزنثال »

522
00:40:13,285 --> 00:40:19,375
‫می‌دونی، یک افسر فرمانده‌ی جدید
‫برای گردان 350 لازم داریم

523
00:40:22,837 --> 00:40:25,131
‫توانشو داری؟

524
00:40:25,131 --> 00:40:27,216
‫آره، توانشو دارم

525
00:40:27,216 --> 00:40:29,427
‫خب پس

526
00:40:33,889 --> 00:40:36,100
‫ممنونم، سرهنگ

527
00:40:42,857 --> 00:40:46,235
‫« در قسمت بعد اربابان آسمان »

528
00:40:46,235 --> 00:40:47,528
‫منتظر چی هستیم؟

529
00:40:47,528 --> 00:40:49,738
‫باید فوراً آماده‌سازی رو شروع کنیم

530
00:40:50,531 --> 00:40:50,614
‫ژان ماموریتت رو بهت میگه
‫فردا راه میفتی

531
00:40:50,614 --> 00:40:52,366
‫ژان ماموریتت رو بهت میگه
‫فردا راه میفتی

532
00:40:52,366 --> 00:40:54,577
‫از کل ساختمون عکس گرفتم

533
00:40:55,077 --> 00:40:57,037
‫کی قراره ماموریت‌های جدی‌تر بهمون بدن؟

534
00:40:57,037 --> 00:40:59,248
‫نقشه‌ها در راهن

535
00:41:00,791 --> 00:41:03,294
‫چند ساعت تا حمله به اروپا فاصله داریم

536
00:41:04,462 --> 00:41:06,672
‫ماموریت شما چیزیه
‫که این حمله رو ممکن می‌کنه

537
00:41:07,715 --> 00:41:09,467
‫ما بچه‌های تاسکیگی هستیم یا نه؟

538
00:41:09,467 --> 00:41:10,634
‫بله، قربان!

539
00:41:10,634 --> 00:41:12,928
‫سابالترن وستگیت
‫این شماره رو داد که باهاش تماس بگیرم

540
00:41:14,305 --> 00:41:16,474
‫کشور دیگه‌ای رو می‌شناسی
‫که بهتر باشه؟

541
00:41:16,474 --> 00:41:19,894
‫و می‌دونم داره به‌سختی تلاش می‌کنه
‫تبدیل به چیزی بشه که میگه هست

542
00:41:19,894 --> 00:41:22,646
‫جوری که شما عوضیا دارین جون می‌کنین
‫شبیه اردوگاه کار اجباری شده

543
00:41:22,646 --> 00:41:25,149
‫تو پادشاه جدید اردوگاهی
‫و من سد راهتم؟

544
00:41:25,691 --> 00:41:27,443
‫چیه، تحمل...؟

545
00:41:27,443 --> 00:41:29,862
‫صدها هواپیما. هزاران نفر

546
00:41:30,946 --> 00:41:33,157
‫تابه‌حال مثلشو ندیدی
