﻿1
00:00:11,720 --> 00:00:13,722
« سوم فوریۀ ۱۹۴۵ »

2
00:00:22,355 --> 00:00:24,858
،در هفته‌های آغازینِ سال ۱۹۴۵

3
00:00:24,858 --> 00:00:27,402
داشتیم از تمام جهات به
رایش سوم نزیک می‌شدیم

4
00:00:28,153 --> 00:00:31,197
در غرب، متحدین به آلمانی‌ها یورش می‌بردن

5
00:00:31,239 --> 00:00:32,240
« آسمانِ برلین »

6
00:00:32,282 --> 00:00:35,493
در شرق، روس‌ها داشتن به
رودخونۀ اودر نزدیک می‌شدن

7
00:00:36,953 --> 00:00:41,583
و تو آسمون، نیروی هوایی هشتم
بی‌رقیب بود

8
00:00:42,542 --> 00:00:44,711
ما اربابان واقعیِ آسمون بودیم

9
00:00:47,297 --> 00:00:50,008
،از خلبان فرمانده به دُم
داریم به هدف نزدیک میشیم

10
00:00:50,008 --> 00:00:51,801
اون عقب اوضاع چطوره؟

11
00:00:51,801 --> 00:00:53,511
خوبه، سرگرد. همه سر جای خودشونن

12
00:00:54,012 --> 00:00:55,597
دریافت شد. بیاید بمب‌ها رو بریزیم

13
00:00:55,597 --> 00:00:56,931
بقیه‌اش با خودت، جین

14
00:00:56,931 --> 00:00:58,099
دریافت شد، سرگرد

15
00:01:03,480 --> 00:01:06,441
.دریچه‌های پرتاب بمب درحال باز شدن
.یک دقیقه تا پرتاب

16
00:01:13,615 --> 00:01:16,409
تیر خوردیم؟ -
موتورهای سمت راست سالمن -

17
00:01:17,327 --> 00:01:20,163
ولی داگ، بیا پایین و
یه نگاه به این بنداز

18
00:01:20,163 --> 00:01:21,498
یه چندتا از کپسول‌ها تیر خوردن

19
00:01:21,498 --> 00:01:22,957
بله، قربان. اومدم

20
00:01:26,127 --> 00:01:27,837
سرگرد، کسپول‌ها صدمه دیدن

21
00:01:27,837 --> 00:01:31,633
.بیشتر کسپول‌های اکسیژن ترکیدن
.فقط ۶تا ذخیره داریم

22
00:01:31,633 --> 00:01:33,718
دریافت شد. حواست بهشون باشه، داگ

23
00:01:35,470 --> 00:01:36,930
موشک‌ها دارن به سمت‌مون میان

24
00:01:39,724 --> 00:01:42,560
موتور یک آتیش گرفته. خاموشش می‌کنم

25
00:01:42,560 --> 00:01:45,855
.سوخت و روغن موتور یک رو قطع می‌کنم
اوضاعش چطوره؟

26
00:01:47,398 --> 00:01:49,859
تمومه. خاموش شد. خاموش شد -
خوبـه -

27
00:01:50,151 --> 00:01:53,905
.داریم به هدف می‌رسیم
.پنج ثانیه تا پرتاب بمب‌ها

28
00:01:56,616 --> 00:01:57,826
بمب‌ها رو بریزید

29
00:02:10,505 --> 00:02:12,966
...بنظر خوب بود، لوک. انگاری که

30
00:02:16,219 --> 00:02:19,264
از خلبان به خدمه. چقدر صدمه دیدیم؟
گزارش بدید

31
00:02:21,099 --> 00:02:22,600
جین، لوک، گزارش بدید

32
00:02:23,101 --> 00:02:27,313
.فشار روغن موتور ۲ و ۴ داره کم میشه
.موتور سه آتیش گرفته

33
00:02:28,231 --> 00:02:32,318
.سقوط می‌کنیم
.سقوط می‌کنیم

34
00:02:34,279 --> 00:02:37,532
،از خلبان فرمانده به معاون فرمانده
فرماندهی با شماست

35
00:02:37,532 --> 00:02:39,534
تکرار می‌کنم، فرماندهی با شماست

36
00:02:39,534 --> 00:02:41,744
دریافت شد. فرماندهی با ماست

37
00:02:42,245 --> 00:02:44,497
من کنترل رو به دست می‌گیرم، خب؟ -
دریافت شد -

38
00:02:44,497 --> 00:02:47,709
سعی می‌کنم هواپیما رو از مرزهای
روسیه رد کنم تا اونجا در امان باشیم

39
00:02:47,709 --> 00:02:50,461
بله، قربان. هواپیما تحت کنترل خودت، رُزی

40
00:02:59,053 --> 00:03:02,599
.یالا. یالا
.یکم دیگه دووم بیار

41
00:03:03,099 --> 00:03:05,810
داره سرعت‌مون کم میشه. بپریم بیرون؟

42
00:03:06,311 --> 00:03:09,355
هنوز نه. نباید بیفتیم تو برلین

43
00:03:13,610 --> 00:03:16,404
.یالا، یالا، یالا
.یکم دیگه

44
00:03:21,284 --> 00:03:23,494
سرگرد، بال چپ داره تیکه‌تیکه میشه

45
00:03:23,494 --> 00:03:25,121
چیزی نمونده

46
00:03:30,668 --> 00:03:32,879
تمومـه. الآنه که سقوط کنه

47
00:03:32,879 --> 00:03:35,256
بپر بیرون. آژیر رو بزن و بپر

48
00:03:35,298 --> 00:03:37,425
از اینجا می‌تونیم از رودخونه رد بشیم

49
00:03:37,425 --> 00:03:39,886
من سعی‌ام رو می‌کنم که تا می‌تونم
ثابت نگهش دارم

50
00:03:40,637 --> 00:03:43,514
برو. اینجا داره پُر از دود میشه -
بله، قربان -

51
00:03:48,102 --> 00:03:49,103
برو

52
00:03:49,103 --> 00:03:51,773
یالا، یالا. برو، برو -
برداشتیش؟ -

53
00:04:28,476 --> 00:04:29,477
یالا

54
00:04:46,744 --> 00:04:47,787
!جین

55
00:06:33,226 --> 00:06:36,646
« شرقِ رودخانۀ اودر »
« بین خطوط آلمان و روسیه »

56
00:07:43,588 --> 00:07:46,090
نه، نه! نه، نه، من آمریکایی‌ام

57
00:07:46,090 --> 00:07:50,386
آمریکایی. روزولت. استالین. کوکاکولا

58
00:07:51,471 --> 00:07:52,930
روزولت

59
00:10:24,332 --> 00:10:29,295
« قسمت نهُم »
« قسمت آخر »

60
00:10:32,715 --> 00:10:35,885
.گندش بزنن. ساعت ۲۳
یعنی نیم ساعت مونده؟ کمتر

61
00:10:36,385 --> 00:10:37,720
!برو! زود باش

62
00:10:38,262 --> 00:10:41,015
نیم ساعت وقت داریم. باید دمِ
درهای ورود باشیم. قراره منتقل شیم

63
00:10:41,015 --> 00:10:43,267
!برو به بچه‌ها بگو. برو -
بله، قربان. فهمیدم

64
00:10:53,986 --> 00:10:56,280
همه بیرون. بزنید بریم. نیم ساعت

65
00:10:58,240 --> 00:11:00,785
آدم‌کش‌ها بهمون سی دقیقه وقت دادن تا
دمِ درهای ورود باشیم

66
00:11:00,826 --> 00:11:04,705
.ساعت ۲۳ حرکت می‌کنیم
.نمیگن برای چه مدت و تا کجا باید بریم

67
00:11:06,248 --> 00:11:08,250
سی دقیقه. خدای من

68
00:11:09,085 --> 00:11:12,546
.خیلی‌خب، وسایل‌تون رو جمع کنید. بزنید بریم
.گرم‌ترین لباس‌تون رو بپوشید

69
00:11:12,755 --> 00:11:14,131
بنظرت کجا قراره بریم؟

70
00:11:14,131 --> 00:11:17,677
نمی‌دونم. حتماً متفقین نزدیکن

71
00:11:22,723 --> 00:11:24,266
گرم‌ترین لباس‌هاتون رو بردارید

72
00:11:31,232 --> 00:11:32,483
فقط چیزهای لازم

73
00:11:33,693 --> 00:11:34,860
بشکنش بابا

74
00:11:35,736 --> 00:11:36,737
بزنید بریم

75
00:11:37,196 --> 00:11:38,197
کبریت بردارید

76
00:11:43,703 --> 00:11:46,080
فقط غذایی بردارید که فاسد نمیشه

77
00:11:46,080 --> 00:11:48,999
آلمانی‌ها کنسروها رو سوراخ کردن

78
00:11:49,500 --> 00:11:51,252
اونا فاسد میشن

79
00:11:52,294 --> 00:11:54,171
!همه‌چی رو بسوزونید! همه‌چی رو

80
00:12:06,058 --> 00:12:08,728
!دستت رو بکش -
!مال منـه -

81
00:12:10,104 --> 00:12:11,230
!ولم کن

82
00:12:13,733 --> 00:12:14,734
اوضاع چطوره؟

83
00:12:15,234 --> 00:12:18,779
ترجیح میدادم روس‌ها اول برسن اینجا

84
00:12:22,867 --> 00:12:24,618
تو فکر فرار که نیستی، نه؟

85
00:12:26,829 --> 00:12:28,914
خودت تو فکر فرار که نیستی، نه؟

86
00:12:34,378 --> 00:12:35,921
نه تو این یخبندون

87
00:12:39,550 --> 00:12:40,551
هم

88
00:12:45,222 --> 00:12:48,976
همبون. من جای تو بودم اونو نمی‌خوردم

89
00:12:49,018 --> 00:12:50,352
جدی؟

90
00:12:50,436 --> 00:12:53,439
دیگه معلوم نیست کِی همچین غذایی گیرمون بیاد

91
00:12:57,777 --> 00:13:01,655
.هرکس سعی کنه فرار کنه بهش شلیک میشه
.لطفاً سعی نکنید

92
00:13:07,411 --> 00:13:09,622
اونا روس‌هان. نزدیکن

93
00:13:09,622 --> 00:13:11,123
حتماً روس‌هان

94
00:13:13,959 --> 00:13:18,631
!دهنت رو ببند، آشغال کثیف
!راه برو! زودتر! سریع‌تر

95
00:13:18,672 --> 00:13:21,217
.خیلی‌خب، داریم میریم
.داریم میریم. داریم میریم

96
00:13:22,259 --> 00:13:24,804
اینجوری باید با خلبان‌های تروریست و
قاتل برخورد کرد

97
00:13:24,804 --> 00:13:25,846
!باید زور بالا سرشون باشه

98
00:13:26,931 --> 00:13:28,307
خوبی، سولومن؟

99
00:13:28,307 --> 00:13:31,310
به خوبیِ یه یهودی که نیمه‌شب
داره تو آلمان قدم می‌زنه

100
00:13:50,496 --> 00:13:52,748
« مناطق برون شهریِ آلمان »

101
00:13:52,748 --> 00:13:55,251
‫« ۳۲ کیلومتریِ جنوب غربیِ اشتالاگ لوفت سوم »

102
00:14:31,745 --> 00:14:34,164
...باکی بهت هشدار داد که -
جرئت داری بگو -

103
00:14:41,964 --> 00:14:42,965
باشه

104
00:14:45,426 --> 00:14:46,427
آره

105
00:14:47,469 --> 00:14:50,389
،ببین، به محض اینکه خبر جدیدی داشتی
زود بهم خبر بده. باشه؟

106
00:14:50,890 --> 00:14:51,891
ممنون، بیل

107
00:14:54,602 --> 00:14:59,189
،هیچی. هنوز هیچ خبری از هیچ‌کدوم‌شون نیست
نه رُزی نه خدمه‌اش

108
00:15:01,066 --> 00:15:02,401
خبرش چی بود پس؟

109
00:15:02,401 --> 00:15:04,778
توی منطقۀ بی‌طرف در شرق برلین سقوط کردن

110
00:15:06,155 --> 00:15:07,406
خدای من

111
00:15:07,406 --> 00:15:08,741
سرگرد، قربان

112
00:15:09,617 --> 00:15:11,327
اینجا چیکار می‌کنی، پسر؟

113
00:15:11,327 --> 00:15:14,121
پنج دقیقۀ دیگه پرواز داریم و
درِ اتاق تجهیزات قفلـه

114
00:15:31,347 --> 00:15:34,058
راه بیفتید، بچه‌ها. حواس‌ها جمع. بزنید بریم

115
00:15:35,100 --> 00:15:37,353
هی، کلوتر -

116
00:15:37,353 --> 00:15:40,814
به چی می‌خندی؟ خودت هفتۀ پیش با
کلی غذا خوردی

117
00:15:45,194 --> 00:15:47,988
گمونم تابحال بدون چترنجات
بر فراز آلمان پرواز نکردی، نه؟

118
00:15:51,575 --> 00:15:53,327
خب، نمی‌دونم، کرازبی. تو کردی؟

119
00:15:55,704 --> 00:15:58,290
،خب، از الآن به بعد

120
00:15:58,290 --> 00:16:02,378
اتاق تجهیزات تا زمان شروع پرواز و
سی دقیقۀ بعدش باید باز باشه و

121
00:16:02,378 --> 00:16:04,880
یه نفر مسئول هم داخلش باشه. بله، سرگرد؟

122
00:16:04,922 --> 00:16:06,423
بله. سرگرد -
بله، سرگرد؟ -

123
00:16:06,423 --> 00:16:07,508
بله، سرگرد

124
00:16:12,221 --> 00:16:15,891
.خیلی‌خب. شنیدید چی گفت
.زود اینجا رو تمیز کنید. بزنید بریم

125
00:16:20,270 --> 00:16:21,522
« جادۀ منتهی به موسکاو »

126
00:16:21,522 --> 00:16:25,609
‫« ۷۷ کیلومتریِ جنوب غربیِ اشتالاگ لوفت سوم »

127
00:16:58,809 --> 00:17:02,229
ممنونم. متشکرم

128
00:17:09,695 --> 00:17:11,030
!از جاده برید بیرون

129
00:17:11,030 --> 00:17:12,489
برید کنار -
از سر راه برید کنار -

130
00:17:12,489 --> 00:17:14,742
!حرکت کنید -
شنیدید چی گفتم؟ -

131
00:17:14,742 --> 00:17:17,745
از جاده برید بیرون. الآن -
زود باشید -

132
00:17:32,801 --> 00:17:34,553
!برای خون و خاک

133
00:17:35,929 --> 00:17:39,391
بایستید و به سربازان قهرمانِ ما
!احترام بذارید

134
00:17:44,730 --> 00:17:45,731
زنده‌باد هیتلر

135
00:17:57,659 --> 00:17:59,411
افراد مُسن و بچه‌ها

136
00:18:00,829 --> 00:18:02,539
همه مُرده‌ان

137
00:18:26,939 --> 00:18:31,110
« کورۀ آجرپزیِ موسکاو، آلمان »

138
00:18:32,152 --> 00:18:33,987
ندویید، ندویید، ندویید

139
00:18:33,987 --> 00:18:35,781
هی، جا واسه همه هست

140
00:18:38,492 --> 00:18:40,619
یالا. برید نزدیک. نزدیک شید

141
00:19:03,642 --> 00:19:06,478
شایعه شده که اول صبح به سمتِ
یه ایستگاه قطار حرکت می‌کنیم

142
00:19:07,062 --> 00:19:08,897
این شایعه‌ها نگفتن کجا میریم؟

143
00:19:09,523 --> 00:19:12,609
نه. فقط دم صبح آماده باشه

144
00:19:17,531 --> 00:19:21,285
این خوب نیست. دارن می‌برن‌مون یه جا
تا بکشن‌مون، مگه نه؟

145
00:19:21,285 --> 00:19:22,369
پس چرا جابجامون کردن؟

146
00:19:24,413 --> 00:19:27,332
اگه می‌خواستن بکشن‌مون
تا الآن کلی فرصت داشتن

147
00:19:27,332 --> 00:19:30,377
نمی‌دونم. نازی‌ان دیگه -
چیزی نمیشه، سالی -

148
00:19:36,300 --> 00:19:40,095
دقیقاً اونطوری که انتظار داشتیم
پیش نرفت، مگه نه؟

149
00:19:42,806 --> 00:19:46,852
نه دقیقاً. با خودت میگی که ای کاش
یه کار دیگه می‌‌کردی؟

150
00:19:50,022 --> 00:19:52,733
نمیشه اینطور گفت. تو چی؟

151
00:19:54,985 --> 00:19:56,987
برنامه نداشتم تیر بخورم و سقوط کنم

152
00:20:01,950 --> 00:20:05,704
می‌دونی، واقعاً باور داشتم اگه آخرش
،دوتا بی۱۷ تو آسمون باقی مونده باشن

153
00:20:07,080 --> 00:20:08,332
هواپیماهای من و تو باشن

154
00:20:16,423 --> 00:20:19,134
اگه تو نبودی تحملِ این چند سال اخیر
خیلی سخت‌تر می‌بود، جان

155
00:20:23,096 --> 00:20:24,097
همچنین

156
00:20:26,099 --> 00:20:27,643
داره سرعت‌مون کم میشه، مگه نه؟

157
00:20:28,769 --> 00:20:30,229
ایده‌ای دارید که کجاییم؟

158
00:20:36,443 --> 00:20:37,694
« ایستگاه مرکزیِ نورنبرگ »

159
00:20:37,694 --> 00:20:42,157
.نورنبرگ. نورنبرگـه
...نورنبرگ من

160
00:20:42,658 --> 00:20:44,243
آروم بگیر، سالی -
آروم باش -

161
00:20:45,202 --> 00:20:47,079
دیگه فاتحه‌ام خونده‌ست -
چیزی نیست، سالی -

162
00:21:00,592 --> 00:21:02,761
الآن دیگه تو قلبِ وطنِ‌شون هستیم، پسرها

163
00:21:30,080 --> 00:21:35,085
« اشتالاگ لوف سیزدهم »
« نورنبرگ، آلمان »

164
00:21:50,684 --> 00:21:53,395
!گیل؟ گیل

165
00:21:54,855 --> 00:21:56,106
گیل کلون

166
00:21:56,106 --> 00:21:57,774
خدایا

167
00:21:58,734 --> 00:22:01,445
جرج. حالت چطوره؟

168
00:22:01,445 --> 00:22:02,612
حسابی دور از خونه‌ام

169
00:22:02,612 --> 00:22:05,324
خدای من. ایشون جرج نیتهَمره

170
00:22:05,324 --> 00:22:07,534
جان -
تنها کسیـه که می‌شناسم و -

171
00:22:07,534 --> 00:22:09,828
اطلاعاتش راجع‌به بیسبال از تو بیشتره -
راست میگه؟ -

172
00:22:09,828 --> 00:22:11,913
طرفدار کدوم تیمی؟ -
یانکیز. تو چی؟ -

173
00:22:11,913 --> 00:22:14,082
کابز -
اشکال نداره ایشالا سال بعد قهرمان میشید -

174
00:22:14,791 --> 00:22:17,753
برم ببینم چندتا چادر که آتیش داشته باشه
می‌تونم براتون پیدا کنم یا نه

175
00:22:18,128 --> 00:22:20,255
،از الآن بهتون هشدار بدم
بیشترشون آتیش ندارن

176
00:22:20,464 --> 00:22:23,550
.اشکال نداره
.همین که از زیر برف بریم بیرون راضی‌ام

177
00:22:24,426 --> 00:22:26,678
« لهستان، جادۀ منتهی به پوزنان »

178
00:22:32,225 --> 00:22:38,648
ژنرال میگه می‌تونه ببرتت به
،یه فرودگاه تو باراناویچی

179
00:22:39,274 --> 00:22:41,026
که از اونجا با هواپیما بری مسکو

180
00:22:42,235 --> 00:22:44,154
از اونجا هم بری انگلیس

181
00:22:47,407 --> 00:22:50,702
داره بهت هشدار میده که
راهِ خیلی خطرناکی در پیش داری

182
00:22:52,162 --> 00:22:53,914
احتمالاً از طریق تهران

183
00:23:03,256 --> 00:23:04,383
بخاطر بو

184
00:23:13,558 --> 00:23:16,561
یه واگن اون جلو لاستیکش در رفته

185
00:23:16,561 --> 00:23:17,938
باید درستش کنن

186
00:23:19,940 --> 00:23:24,111
...پاهام خواب رفتن
اشکالی نداره یکم قدم بزنم؟

187
00:23:49,428 --> 00:23:51,721
« زابیکوو »

188
00:26:15,407 --> 00:26:22,247
« هرچه بکاری همان نصیب تو گردد »

189
00:26:43,852 --> 00:26:45,979
کلی از این اردوگاه‌ها پیدا کردیم

190
00:26:45,979 --> 00:26:48,940
همه قبل از اینکه ما برسیم
مُرده‌ان و سوخته‌ان

191
00:26:50,692 --> 00:26:52,277
هنوزم هستن؟

192
00:26:52,277 --> 00:26:56,072
بله. هم‌رزم‌هامون اردوگاه‌های بزرگ‌تر از
این هم پیدا کرده‌ان

193
00:26:56,072 --> 00:26:59,326
،واسه کُشتن مردم ساخته شدن
کُشتن کلی آدم به صورت همزمان

194
00:27:00,076 --> 00:27:02,787
لهستانی، روسی. بیشتر یهودیی

195
00:27:07,459 --> 00:27:10,128
واگن تعمیر شد. می‌تونیم راه بیفتیم

196
00:27:22,057 --> 00:27:23,725
« پایگاه نیروی هوایی روسیه »
« بیرونِ پوزنان، لهستان »

197
00:27:23,767 --> 00:27:26,686
همینجا بمون، سرگرد، برم ببینم
پرواز بعدی به مسکو کِی حرکت می‌کنه

198
00:27:26,686 --> 00:27:27,854
ممنون، ستوان

199
00:27:40,033 --> 00:27:42,452
کجا می‌رید؟
دارید می‌رید خونه؟

200
00:27:43,578 --> 00:27:44,579
خونه؟ خانواده؟

201
00:28:00,970 --> 00:28:05,392
،میگه همۀ خانواده‌اش مُرده‌ان
تو روستاش دفن شده‌ان

202
00:28:10,689 --> 00:28:13,608
میگه خودش اونا رو به همراهِ

203
00:28:13,608 --> 00:28:16,778
بقیۀ روستایی‌هایی که
آلمانی‌ها کُشتن دفن کرده

204
00:28:17,904 --> 00:28:22,033
آلمانی‌ها بهش دستور دادن
سوراخ رو پُر کنه

205
00:28:22,158 --> 00:28:27,914
زن و دختر و نوه‌اش هم داخلش بودن

206
00:28:32,836 --> 00:28:34,421
پس، بیل رو برداشته

207
00:28:44,222 --> 00:28:48,476
گاهی آدم واسه زنده موندن
باید تصمیماتی بگیره

208
00:28:57,068 --> 00:28:59,863
حالا کجا میره؟

209
00:29:08,496 --> 00:29:11,624
سرگرد، هواپیمای مسکو داره مسافرگیری می‌کنه

210
00:29:14,961 --> 00:29:16,629
خدا به همراهت

211
00:29:20,967 --> 00:29:23,094
،میگه اگر هم خدایی وجود داشته باشه
منو فراموش کرده

212
00:29:30,602 --> 00:29:34,355
حتی زمینی که استخون‌هامون رو
می‌پوشونه هم ما رو به یاد نمیاره

213
00:29:38,067 --> 00:29:42,238
سرگرد! سرگرد، باید بریم. بیا، زود باش

214
00:29:46,242 --> 00:29:47,410
بیا بریم

215
00:30:03,885 --> 00:30:05,887
« اشتالاگ لوفت سیزدهم »
« نورنبرگ، آلمان »

216
00:30:05,887 --> 00:30:08,348
« دوم آپریل ۱۹۴۵ »

217
00:30:14,020 --> 00:30:15,021
چی گفت؟

218
00:30:16,731 --> 00:30:18,817
آلمانی‌ها می‌خوان جلوتر از متفقین بمونن

219
00:30:18,817 --> 00:30:22,487
نگرانن که خیلی داریم بهشون
نزدیک میشیم، پس دوباره باید راه بریم

220
00:30:22,487 --> 00:30:24,405
ساعت ۱۹ راه میفتیم

221
00:30:24,405 --> 00:30:25,532
دوباره تو شب قراره راه بریم؟

222
00:30:26,032 --> 00:30:29,285
‫آره، ولی بهشون گفتم شبی بیشتر از
‫۲۰ کیلومتر نمی‌ریم و

223
00:30:29,869 --> 00:30:30,870
اونا هم قبول کردن

224
00:30:31,955 --> 00:30:33,039
خبرش رو پخش کن

225
00:30:38,127 --> 00:30:41,422
« جادۀ منتهی به برشینگ »
« بایرن، آلمان »

226
00:30:42,465 --> 00:30:45,301
ملوان زبل میگه فردا می‌خوان از
رودِ دانوب ردمون کنن

227
00:30:46,135 --> 00:30:47,887
اگه امشب فرار نکنیم دیگه نمیشه

228
00:30:48,888 --> 00:30:49,889
امشب؟ -
امشب -

229
00:30:50,682 --> 00:30:53,017
بعد از اون نمی‌تونیم فرار کنیم، گیل

230
00:30:53,518 --> 00:30:55,645
رودخونه اینقدر بزرگـه که
دیگه نمی‌شه برگشت این سمت

231
00:30:56,813 --> 00:30:58,982
گوش کنید، بچه‌ها دارن دسته‌دسته میشن

232
00:30:59,482 --> 00:31:02,402
...باک، اگه ما پیش هم بمونیم
...من، تو، جرج، ارینگ

233
00:31:03,152 --> 00:31:05,613
می‌دونی، اگه مخفیانه فرار کنیم
خیلی شانس‌مون بیشتره

234
00:31:12,161 --> 00:31:15,498
!پی۵۱ -
!سیگارها و مشعل‌هاتون رو خاموش کنید -

235
00:31:17,792 --> 00:31:18,877
!خاموش‌شون کنید

236
00:31:31,264 --> 00:31:34,684
گلمنیتز! بهت گفتم شب‌ها نباید راه بریم

237
00:31:34,684 --> 00:31:36,769
هواپیماهای خودمون بهمون حمله کردن

238
00:31:36,769 --> 00:31:39,564
امن نیست. بهت گفتم امن نیست -
!باکی، آروم بگیر -

239
00:31:39,564 --> 00:31:42,984
امن نیست لعنتی. بهت گفته بودیم -
جان، منو ببین. منو ببین -

240
00:31:43,484 --> 00:31:46,112
منو ببین. هستم

241
00:31:46,613 --> 00:31:48,740
امشب فرار می‌کنیم

242
00:31:48,740 --> 00:31:51,117
حالا آروم بگیر قبل از اینکه
یه گلوله خالی کنن تو مُخت

243
00:31:56,623 --> 00:31:58,666
!راه بیفتید! حرکت کنید، حرکت کنید

244
00:31:59,417 --> 00:32:03,087
‫باب، برو به سیمولت بگو که
‫۲۰ کیلومترمون رو انجام دادیم

245
00:32:03,087 --> 00:32:04,297
همینجا توقف می‌کنیم

246
00:32:04,297 --> 00:32:05,381
بله، قربان

247
00:32:06,424 --> 00:32:08,676
،کورلسکی، تیلر
می‌خوام سربازها رو اسکان بدید

248
00:32:08,676 --> 00:32:12,347
.ساختمون‌های متروکه، کلیسا، مدرسه
.هرجا که پیدا کردید

249
00:32:19,896 --> 00:32:23,983
،طبق نقشۀ جفرسون
یه جنگ چند کیلومتریِ شمال غربی اینجاست

250
00:32:23,983 --> 00:32:27,028
،اگه تا اونجا برسیم
اونجا پوشش خوبی داریم

251
00:32:27,028 --> 00:32:28,655
تا اونجا می‌رسیم

252
00:32:33,743 --> 00:32:35,078
،من میگم از اون سمت بریم

253
00:32:35,078 --> 00:32:37,664
تا وقتی که می‌تونیم از این سردرگمی‌شون
سوءاستفاده کنیم

254
00:32:37,664 --> 00:32:38,831
از بالای اون دیوار

255
00:32:39,624 --> 00:32:41,250
خیلی‌خب. کی می‌خواد اول بره؟

256
00:32:44,379 --> 00:32:45,380
من میرم

257
00:32:53,221 --> 00:32:55,390
خیلی‌خب، بیل. برو

258
00:32:58,184 --> 00:32:59,185
خیلی‌خب

259
00:32:59,185 --> 00:33:01,562
راه بیفت. من پُشتتم -
خیلی‌خب -

260
00:33:09,028 --> 00:33:10,822
!ایست! ایست

261
00:33:10,822 --> 00:33:12,240
هی، شلیک نکن

262
00:33:15,535 --> 00:33:18,287
برو، باک. از اینجا برو -
!ایست -

263
00:33:31,426 --> 00:33:33,261
اون مرد رو آزاد کن. الآن

264
00:33:34,012 --> 00:33:35,555
ولش کن

265
00:33:36,222 --> 00:33:39,308
،لعنتی. اگه یه مو از سرش کم بشه
شورش می‌کنیم

266
00:33:39,809 --> 00:33:40,935
گلمنیتز

267
00:33:42,145 --> 00:33:45,273
ایشون یکی از افسران ارشد منه و
...نقش خیلی حیاتی‌ای

268
00:33:46,357 --> 00:33:49,777
گروهان، به سربازت دستور بده که
سرگرد ایگن رو ول کنه

269
00:33:50,361 --> 00:33:51,612
الآن

270
00:34:10,715 --> 00:34:12,133
قضیه چی بود؟

271
00:34:14,594 --> 00:34:18,639
،جرج، بیل و باک
از بالای اون دیوار فرار کردن

272
00:34:39,660 --> 00:34:40,661
شنیدید؟

273
00:34:41,621 --> 00:34:42,705
بنظر جی‌ام‌سی هستن

274
00:35:21,077 --> 00:35:22,703
انگار دارن عقب‌نشینی می‌کنن

275
00:36:52,251 --> 00:36:53,419
!خوک کثیف

276
00:37:01,802 --> 00:37:02,929
لطفاً

277
00:37:05,348 --> 00:37:06,766
لطفاً

278
00:37:08,226 --> 00:37:09,518
!برو

279
00:37:10,102 --> 00:37:11,145
برو

280
00:37:21,739 --> 00:37:23,532
بچه‌های به درد نخور

281
00:37:36,337 --> 00:37:37,463
باید بریم، باک

282
00:37:47,556 --> 00:37:48,557
باک

283
00:37:55,314 --> 00:37:57,650
اصلاً گلوله نداشتن

284
00:38:02,655 --> 00:38:03,656
بیا بریم

285
00:38:14,125 --> 00:38:16,544
!ایناهاشش. موفق شد

286
00:38:16,544 --> 00:38:17,753
!خوش برگشتی، سرگرد

287
00:38:17,753 --> 00:38:18,796
سلام

288
00:38:18,838 --> 00:38:21,716
حال‌تون چطوره، پسرها؟ -
!زنده برگشتی، رُزی -

289
00:38:21,716 --> 00:38:23,926
اون برگشتـه. سرگرد رُزنتال زنده‌ست

290
00:38:24,969 --> 00:38:25,970
!یالا

291
00:38:25,970 --> 00:38:27,138
سلام، بچه‌ها

292
00:38:27,638 --> 00:38:29,890
اگی، چطوری، دوست من؟ -
موفق شدی -

293
00:38:29,890 --> 00:38:32,059
هی، زیر نشید یه وقت -
می‌خوای وایسم؟ -

294
00:38:32,893 --> 00:38:33,894
نه، نه، نه

295
00:38:33,894 --> 00:38:35,563
!خوش برگشتی، رزی

296
00:38:35,563 --> 00:38:36,731
!ایول، رُزی

297
00:38:38,357 --> 00:38:40,609
!رُزی! آره

298
00:38:46,032 --> 00:38:50,036
و بعدش از پولتاوا با یه سی۴۶ رفتیم ایران و

299
00:38:50,619 --> 00:38:51,787
...بعدش

300
00:38:52,204 --> 00:38:56,083
با همون سی۴۶ رفتیم یه جایی به اسم عدن که
یکی از پایگاه‌های انگلیسیـه و

301
00:38:56,083 --> 00:39:00,379
بعدشم رفتیم آتن و بعدش رُم و بعدش هم ناپل

302
00:39:00,880 --> 00:39:03,507
،تازه اینجاش جالبـه

303
00:39:04,967 --> 00:39:11,557
منتقل‌مون کردن به هواپیمای بی۱۴ لیبراتور
تغییر یافتۀ شخصیِ وینستون چرچیل

304
00:39:11,599 --> 00:39:12,808
...جدی میگم

305
00:39:13,059 --> 00:39:14,852
با اون هواپیما برگشتیم سنت ماگان

306
00:39:18,147 --> 00:39:19,273
حال خودت چطوره؟

307
00:39:19,690 --> 00:39:20,733
جین چطوره؟

308
00:39:23,152 --> 00:39:24,362
بارداره

309
00:39:28,282 --> 00:39:29,575
قراره پدر بشم

310
00:39:32,161 --> 00:39:33,162
شوخیت گرفته؟

311
00:39:33,954 --> 00:39:34,955
کراز

312
00:39:36,082 --> 00:39:38,918
!کراز، تبریک میگم

313
00:39:38,918 --> 00:39:40,669
خدایا، خیلی برای جفت‌تون خوش‌حالم

314
00:39:41,837 --> 00:39:44,048
آره. آره

315
00:39:45,049 --> 00:39:48,177
خوش‌حالی دیگه. آره؟

316
00:39:48,177 --> 00:39:50,429
آره -
خیلی‌خب -

317
00:39:52,014 --> 00:39:53,182
مطمئنی؟

318
00:39:54,725 --> 00:39:56,352
...آره. می‌دونی، این

319
00:39:59,438 --> 00:40:00,689
...نمی‌دونم، این

320
00:40:05,444 --> 00:40:08,572
،می‌دونی، این همه آدمی که می‌کُشیم

321
00:40:09,698 --> 00:40:12,868
...می‌دونی، هر روزِ خدا

322
00:40:17,665 --> 00:40:18,958
روی آدم تأثیر می‌ذاره

323
00:40:21,419 --> 00:40:22,420
...باعث میشه که

324
00:40:24,922 --> 00:40:25,923
...تغییر کنه

325
00:40:27,967 --> 00:40:29,176
نه از نوع خوبش

326
00:40:32,430 --> 00:40:34,682
...می‌دونی، رُزی، بعضی‌وقت‌ها که بیدار میشم

327
00:40:36,892 --> 00:40:38,978
‫انگار یه آدم دیگه
‫توی آینه داره بهم نگاه می‌کنه

328
00:40:41,897 --> 00:40:45,192
‫باعث میشه یادِ یکی از
‫نوشته‌های نیچه بیفتم که توی دانشکده خوندم

329
00:40:45,943 --> 00:40:46,944
‫می‌گفت...

330
00:40:50,573 --> 00:40:52,908
‫«هر آنکه که در پیکار با هیولاهاست...

331
00:40:56,328 --> 00:40:59,915
‫باید اطمینان حاصل کند که
خود نیز تبدیل به هیولا نشود

332
00:41:04,712 --> 00:41:06,922
...زیرا هرکس نگاهی به این ورطه بیندازد

333
00:41:09,133 --> 00:41:11,844
«غرق در ظلمات آن می‌شود

334
00:41:17,808 --> 00:41:20,186
‫اومدیم که با هیولاها بجنگیم، کراز

335
00:41:21,020 --> 00:41:22,021
‫آره

336
00:41:23,147 --> 00:41:24,482
‫و خب...

337
00:41:26,442 --> 00:41:28,569
‫همینه که باعث شده
‫دست به کارهای سختی بزنیم...

338
00:41:30,696 --> 00:41:32,198
‫ولی بخاطر اینکه مجبور بودیم

339
00:41:33,908 --> 00:41:35,326
‫راه دیگه‌ای نداریم

340
00:41:41,499 --> 00:41:43,292
‫با کارهایی که از این جماعت برمیاد...

341
00:41:51,133 --> 00:41:52,551
‫هرچی سرشون اومده، حقشون بوده

342
00:41:55,513 --> 00:41:56,514
‫باور کن

343
00:41:58,557 --> 00:41:59,558
‫حقشون بوده

344
00:42:03,229 --> 00:42:07,733
‫« حومۀ بایرن »
‫« جنوبِ نورنبرگ »

345
00:42:25,334 --> 00:42:26,669
‫تکون نخورید!

346
00:42:26,669 --> 00:42:29,213
‫- هی! آمریکایی هستیم!
‫- ما آمریکایی هستیم!

347
00:42:29,213 --> 00:42:31,423
‫آمریکایی! خلبان آمریکایی هستیم!

348
00:42:31,423 --> 00:42:32,633
‫دست‌ها بالا!

349
00:42:33,175 --> 00:42:35,511
دو نفر اینجان. میگن که از خودمون‌ان

350
00:42:36,095 --> 00:42:37,137
‫به نظر از اُسرای جنگی میان

351
00:42:37,137 --> 00:42:38,597
‫خیلی‌خب، بیاریدشون اینجا

352
00:42:38,597 --> 00:42:39,682
‫بسیارخب. آزاد باشید

353
00:42:51,860 --> 00:42:57,658
‫« اشتالاگ هفتم »
‫« موسبورگ، آلمان »

354
00:43:41,452 --> 00:43:43,912
‫باب، یه سرپناهی براشون پیدا کن

355
00:43:43,912 --> 00:43:44,997
‫چشم، قربان

356
00:43:51,045 --> 00:43:53,213
‫خب، گمونم قرار نیست
‫بازخواست‌مون بکنن

357
00:43:53,213 --> 00:43:54,298
‫اینطور به نظر نمیاد

358
00:44:01,555 --> 00:44:02,556
‫بریم

359
00:44:25,996 --> 00:44:27,122
‫« مایک »

360
00:44:27,206 --> 00:44:28,791
‫مرسی ما رو رسوندید، بچه‌ها

361
00:44:30,209 --> 00:44:32,628
‫خوش برگشتید، سرگرد

362
00:44:33,587 --> 00:44:35,506
‫هنوزم توی این سگدونی‌ای، کرازبی؟

363
00:44:35,506 --> 00:44:36,799
‫معلومه که آره

364
00:44:36,799 --> 00:44:38,133
‫- سرگرد
‫- رزی

365
00:44:38,133 --> 00:44:40,260
‫- خوشحالم که برگشتید، قربان!
‫- خوش اومدید، سرگرد!

366
00:44:40,260 --> 00:44:41,387
‫لمونز

367
00:44:41,387 --> 00:44:43,430
‫- سلام آقایون
‫- خوش‌حالم که برگشتید پیش‌مون

368
00:44:43,430 --> 00:44:45,182
‫کیف ندارید، سرگرد؟

369
00:44:45,182 --> 00:44:47,768
‫نه، توی یکی از خوابگاه‌های
اشتالاگ جا گذاشتمش

370
00:44:48,352 --> 00:44:49,895
‫فقط خودم رو آوردم

371
00:44:51,105 --> 00:44:54,608
‫باید از افسر فرمانده تشکر کنم که
‫اجازه داد هنک بیاد پاریس دنبالم

372
00:44:54,942 --> 00:44:58,153
یکی دو هفتۀ گذشته چندتا
عملیاتِ کوتاهِ رفت و برگشتی انجام دادیم

373
00:44:58,987 --> 00:45:00,406
‫این واسه چیه؟

374
00:45:00,406 --> 00:45:02,157
‫هلندی‌ها دارن از گرسنگی می‌میرن،

375
00:45:02,157 --> 00:45:06,704
‫برای همین هم متفقین دارن کُلی آذوقه توی
‫جنوب و جنوب غربی خلیجِ زایدرزی پخش می‌کنن

376
00:45:06,704 --> 00:45:08,747
‫ظاهراً با آلمانی‌ها آتش‌بس اعلام کردن،

377
00:45:08,747 --> 00:45:10,958
‫بخاطر همین هم خبری
‫از ضدهوایی و تیراندازی نیست

378
00:45:10,958 --> 00:45:14,128
‫تا الآن قبول نکردن،
‫ولی خب ما داریم کارمون رو پیش می‌بریم

379
00:45:27,599 --> 00:45:31,854
‫« سرگرد گیل کلون »

380
00:45:36,024 --> 00:45:38,402
‫ایگن نذاشت بفرستیمش برای خونواده‌ات

381
00:45:42,281 --> 00:45:44,241
‫همیشۀ خدا می‌گفت:
‫«منتظرم برگرده»

382
00:45:44,241 --> 00:45:46,952
‫یا «رفیقم فقط گم شده»

383
00:45:58,380 --> 00:45:59,673
،‫خب، سرگرد

384
00:46:00,424 --> 00:46:05,262
‫بخش عملیات امیدواره قبول کنی برای مأموریتِ
جهادی‌ای ‫که بهت گفتم ‫حضور داشته باشی

385
00:46:07,306 --> 00:46:09,391
بی‌دردسر می‌ریم و میایم ولی

386
00:46:09,558 --> 00:46:11,435
‫نمی‌شه گفت واکنش آلمانی‌ها چیه

387
00:46:16,023 --> 00:46:18,108
‫خوبه که دوباره برم برای پرواز

388
00:46:27,034 --> 00:46:29,036
‫پس باکی نتونست باهات فرار کنه؟

389
00:46:29,620 --> 00:46:33,332
‫نه. نه، باکی مجبور شد...
‫با بقیه اونجا بمونه

390
00:46:35,209 --> 00:46:36,585
‫حالش که خوبه دیگه، نه؟

391
00:46:37,753 --> 00:46:40,130
‫آره بابا، کِی دیدید که سرحال نباشه؟

392
00:46:50,682 --> 00:46:53,435
‫گمونم بعد از همۀ این ماجراها، الکس

393
00:46:53,435 --> 00:46:57,606
‫احتمالاً ما رو از «مارسِی» یا «لو آور»
‫راهیِ وطن‌مون بکنن

394
00:46:58,482 --> 00:47:00,901
‫فکر نکنم از انگلیس راهی‌مون کنن

395
00:47:00,901 --> 00:47:02,069
‫هی، هی!

396
00:47:04,196 --> 00:47:05,823
‫میکن، پی۵۱ـه‌ها

397
00:47:06,949 --> 00:47:08,283
‫آمریکایی‌هان!

398
00:47:09,660 --> 00:47:10,994
‫پی۵۱ـه

399
00:47:13,038 --> 00:47:14,414
‫دارن میان!

400
00:47:32,266 --> 00:47:33,392
‫داره برمی‌گرده

401
00:47:34,226 --> 00:47:35,477
‫داره برمی‌گرده!

402
00:47:40,858 --> 00:47:42,067
‫بخوابید! بخوابید روی زمین!

403
00:47:46,697 --> 00:47:49,908
‫ایول! ایول!

404
00:47:54,413 --> 00:47:55,956
‫خیلی‌خب، وقت رفتنـه!

405
00:47:55,956 --> 00:47:57,040
‫یالا!

406
00:47:59,918 --> 00:48:01,670
‫همه بخوابید روی زمین!

407
00:48:05,424 --> 00:48:07,885
‫تکون بخورید! از سر راه برید کنار!

408
00:48:32,075 --> 00:48:33,827
‫رفقا! برج رو بگیرید!

409
00:48:40,375 --> 00:48:41,710
‫تسلیم شو، آلمانی کثیف!

410
00:48:47,716 --> 00:48:50,177
‫هی رفقا، پرچم دست شماست؟
‫پرچم دست کیه؟

411
00:48:50,177 --> 00:48:51,261
‫دست ما نیست، قربان

412
00:48:55,849 --> 00:48:57,684
‫- شما اینجا پرچم دارید؟
‫- پرچم نداریم، قربان!

413
00:48:57,726 --> 00:48:59,353
‫- پرچم! پرچمی در کار نیست کلاً؟
‫- پرچم نداریم

414
00:48:59,353 --> 00:49:00,520
‫- کلاً پرچم نداریم؟
‫- پرچم‌مون رو بیار!

415
00:49:00,520 --> 00:49:03,190
‫- هی، هی، شما پرچم دارید؟
‫- من دارم! بگیر

416
00:49:03,190 --> 00:49:04,274
‫سرگرد!

417
00:49:05,651 --> 00:49:06,777
‫بیا

418
00:49:38,433 --> 00:49:39,643
‫کمکم کنید برم بالا!

419
00:49:44,147 --> 00:49:45,983
‫- شلیک نکنید
‫- چرا نه؟

420
00:49:45,983 --> 00:49:47,067
‫با عقل پیش برید

421
00:49:48,235 --> 00:49:49,987
‫داریم می‌ریم خونه!

422
00:49:49,987 --> 00:49:51,905
‫آزادی!

423
00:49:51,905 --> 00:49:53,448
‫چه احساسی داره؟

424
00:50:00,789 --> 00:50:03,500
‫- ایول!
‫- آره! بکشش پایین!

425
00:50:06,044 --> 00:50:07,671
‫ایول، باکی!

426
00:50:14,052 --> 00:50:15,178
‫باکی! بجنب. آره!

427
00:50:19,349 --> 00:50:22,477
‫آره! پاره‌اش کنید!

428
00:50:22,477 --> 00:50:24,563
‫آره! پاره‌اش کنید! آره!

429
00:50:39,036 --> 00:50:40,120
‫ایول، باکی!

430
00:51:12,819 --> 00:51:14,237
‫آمریکا!

431
00:51:41,890 --> 00:51:44,643
‫اردوگاه و روستا در اختیار شماست، سرهنگ

432
00:51:45,769 --> 00:51:48,772
‫تا ۳۰ دقیقۀ دیگه،
‫افرادم رو غیرمسلح تحویل‌تون میدم

433
00:51:50,232 --> 00:51:51,233
‫مرخصید

434
00:51:59,699 --> 00:52:01,493
‫بریم که برگردونیم‌شون، سرهنگ کلارک

435
00:52:10,752 --> 00:52:11,962
‫آره!

436
00:52:58,508 --> 00:52:59,509
‫رزی

437
00:53:01,678 --> 00:53:02,679
‫سرگرد

438
00:53:08,059 --> 00:53:11,146
‫آدامس، شکلات و...

439
00:53:11,146 --> 00:53:12,647
‫هی، اینجا رو نگاه کن

440
00:53:12,647 --> 00:53:15,275
‫اولین پرتقال تازه‌ای که تو چند ماه اخیر دیدیم.
‫احتمالاً هلندی‌ها سال‌هاست ندیدن.

441
00:53:15,275 --> 00:53:16,401
‫خوبه

442
00:53:18,111 --> 00:53:19,821
‫- عه، سرگرد
‫- سرگرد

443
00:53:19,821 --> 00:53:20,906
‫کراز

444
00:53:21,656 --> 00:53:22,824
‫بریم شکم ملت رو سیر کنیم

445
00:53:22,824 --> 00:53:24,367
‫بله، قربان. موافقم

446
00:53:44,387 --> 00:53:47,599
‫امیدوارم مشکلی نداشته باشی،
‫چون من معمولاً روی صندلی چپ می‌شینم

447
00:53:48,350 --> 00:53:49,893
‫خب راستش، همیشه همینطوریـه

448
00:53:51,102 --> 00:53:53,271
‫الآن زنگ می‌زنم ژنرال

449
00:53:55,106 --> 00:53:56,358
‫شوخی می‌کنم بابا

450
00:53:59,653 --> 00:54:00,654
‫باعث افتخارمـه

451
00:54:05,575 --> 00:54:07,160
آمادۀ بررسی‌های قبل پرواز؟

452
00:54:07,911 --> 00:54:09,246
آمادۀ آماده‌ام

453
00:54:10,330 --> 00:54:11,498
فُرم ۱ای؟

454
00:54:11,498 --> 00:54:12,582
تأیید

455
00:54:13,583 --> 00:54:15,126
فرمان و صندلی‌ها؟

456
00:54:15,877 --> 00:54:16,962
تأیید

457
00:54:16,962 --> 00:54:18,046
‫کن؟

458
00:54:20,548 --> 00:54:21,925
‫اینجا چه غلطی می‌کنی؟

459
00:54:22,634 --> 00:54:25,512
‫صدتا شرط می‌بندم که
‫مهندس بهتر از من پیدا نمی‌کنید

460
00:54:25,845 --> 00:54:27,347
‫بعلاوه، خب،

461
00:54:27,347 --> 00:54:30,558
‫با خودم گفتم پرواز کردن
تو اینا واقعاً باید باحال باشه

462
00:54:30,725 --> 00:54:32,894
‫- تا حالا سوار هواپیما نشدی؟
‫- نه، قربان

463
00:54:34,479 --> 00:54:36,273
‫- چی... هیچوقت؟
‫- هیچوقت

464
00:54:36,314 --> 00:54:40,694
‫سال ۴۳ با قایق اومدم اینجا،
بعد از اونم دلیلی برای پرواز نداشتم

465
00:54:44,406 --> 00:54:45,657
موتور یک روشن

466
00:55:12,517 --> 00:55:13,810
‫منظره چطوره، کنی؟

467
00:55:14,602 --> 00:55:15,603
‫محشر

468
00:55:16,396 --> 00:55:17,856
‫فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟

469
00:55:34,372 --> 00:55:37,334
‫« هلند »
‫« اول مِی سال ۱۹۴۵ »

470
00:55:37,417 --> 00:55:40,503
‫از مسیریاب به خلبان،
‫به سمت دالان هوایی ۰۹۰ می‌ریم، تمام

471
00:55:40,503 --> 00:55:42,630
‫از خلبان به مسیریاب، دریافت شد

472
00:55:54,851 --> 00:55:56,227
‫برو که رفتیم

473
00:55:56,770 --> 00:55:58,104
‫همه آماده باشید

474
00:55:58,104 --> 00:55:59,647
‫به فالکن‌بورخ نزدیک می‌شیم

475
00:56:01,858 --> 00:56:06,071
‫اگه خواستید دعایی چیزی بخونید
که ‫مبادا ما رو بترکونن، اگه دوست داشتید

476
00:56:26,966 --> 00:56:28,510
‫ظاهراً مشکلی وجود نداره، پسرها

477
00:56:29,386 --> 00:56:31,805
‫آلمانی‌ها تصمیم گرفتن
‫به آتش‌بس احترام بذارن

478
00:56:33,306 --> 00:56:35,266
‫آلمانی‌های باهوش

479
00:56:35,266 --> 00:56:36,643
‫هی، اینجا رو نگاه کن

480
00:56:51,741 --> 00:56:52,867
‫میشه دیدشون

481
00:56:58,540 --> 00:57:00,291
‫هرجا دلت خواست بنداز، داگ

482
00:57:00,291 --> 00:57:01,418
‫دریافت شد، سرگرد

483
00:57:04,212 --> 00:57:05,505
‫دریچه‌های بمب دارن باز میشن

484
00:57:09,050 --> 00:57:10,135
‫تخلیه کنید

485
00:57:24,399 --> 00:57:26,526
اینم از این، انجامش دادیم

486
00:57:37,829 --> 00:57:39,330
‫هی، نگاه کن. نگاه کن

487
00:57:39,956 --> 00:57:41,416
‫«ممنون، آمریکایی‌ها»

488
00:57:44,836 --> 00:57:46,004
‫اونجا رو نگاه کن

489
00:57:56,598 --> 00:58:00,518
‫برج کلیرآپ، ‫چاوهاوند یک هستم
لطفاً دستورالعمل فرود رو بدید. تمام

490
00:58:01,019 --> 00:58:03,646
‫چاوهاوند یک،
‫مُجازید از بالای برج پیشروی کنید

491
00:58:03,646 --> 00:58:07,650
‫به سمت باند ۲۸۱ در
‫۱۹۰۰ کیلومتری‌تون حرکت کنید

492
00:58:07,650 --> 00:58:10,570
‫باد با زاویۀ ۳۰۰ و
‫سرعت ۲۲ کیلومتر بر ساعت می‌وزه

493
00:58:10,570 --> 00:58:13,072
‫فشار هوا، ۲۹.۹۶. تمام

494
00:58:15,366 --> 00:58:17,619
‫لطفاً تکرار کنید، برج کلیرآپ. تمام

495
00:58:17,619 --> 00:58:20,371
‫همون دفعۀ اول شنیدی چی گفتم، گیل

496
00:58:22,332 --> 00:58:23,666
خب، جلل الخالق

497
00:58:37,972 --> 00:58:39,182
‫ببین کی اینجاست

498
00:58:39,182 --> 00:58:41,142
‫موی دماغِ من

499
00:58:42,393 --> 00:58:43,603
‫من برگشتم

500
00:58:46,940 --> 00:58:48,775
‫چه حسی داری دوباره پرواز کردی؟

501
00:58:49,150 --> 00:58:50,235
‫حس خوب

502
00:58:50,235 --> 00:58:51,528
‫ببین کی برگشته

503
00:58:51,528 --> 00:58:53,530
‫- هری
‫- جان ایگن

504
00:58:53,530 --> 00:58:54,989
‫- حالت چطوره؟
‫- خیلی خوبم، قربان

505
00:58:55,031 --> 00:58:56,407
‫- از دیدنت خوشحال شدم
‫- من هم همینطور

506
00:58:56,449 --> 00:58:58,034
‫- دیگه بالا نمیاری که؟
‫- نه

507
00:58:58,034 --> 00:58:59,410
‫- خوشحالم که برگشتی پیش‌مون
‫- حالت چطوره، کنی؟

508
00:58:59,410 --> 00:59:02,455
‫عجب افتخاری، رزی. از دیدنت خوشحالم.
‫حالت چطوره؟

509
00:59:02,455 --> 00:59:05,875
‫اواخر جنگ،
‫چند باری آذوقه‌رسانی داشتیم

510
00:59:07,168 --> 00:59:08,920
‫بعدش، یه روز...

511
00:59:10,505 --> 00:59:15,802
‫دیروز صبح ساعت ۲:۴۱ صبح

512
00:59:16,886 --> 00:59:19,722
‫در مرکز فرماندهی ژنرال آیزنهاور...

513
00:59:19,722 --> 00:59:20,848
‫...به پایان رسید

514
00:59:20,848 --> 00:59:22,517
‫...ژنرال جودل،

515
00:59:23,476 --> 00:59:26,479
‫نمایندۀ فرماندهی عالی آلمان و

516
00:59:27,397 --> 00:59:30,316
،بزرگ دریابد کارل دونیتس

517
00:59:30,733 --> 00:59:34,696
‫رئیس جمهور موقت کشور آلمان،

518
00:59:35,613 --> 00:59:39,200
‫سند تسلیم بی‌قیدوشرط تمام نیروهای زمینی،

519
00:59:39,701 --> 00:59:44,872
‫دریایی و هوایی در اروپا

520
00:59:45,790 --> 00:59:48,501
‫برای نیروهای اعزامی متفقین و

521
00:59:49,419 --> 00:59:53,590
‫همچنین فرماندهی عالی شوروی امضا کرد

522
00:59:53,590 --> 01:00:00,221
‫یک دقیقه بعد از نیمه‌شب امشب،
‫این جنگ رسماً در روز سه‌شنبه،

523
01:00:00,221 --> 01:00:01,973
‫هشتم مِی به پایان می‌رسد

524
01:00:02,765 --> 01:00:07,812
‫اما برای حفظ جان مردم،
‫از دیروز آتش‌بسی...

525
01:00:08,479 --> 01:00:14,861
‫در سرتاسر جبهه‌های جنگ و
‫جزایر مانش عزیزمان اعلام گردید

526
01:00:17,697 --> 01:00:18,948
‫بزن!

527
01:00:27,749 --> 01:00:29,083
‫ببندیدش، پسرها

528
01:00:30,084 --> 01:00:31,085
‫بریم

529
01:00:34,547 --> 01:00:36,215
‫اولش، احساسی غیرواقعی،

530
01:00:36,924 --> 01:00:39,510
‫غیرممکن و غیرقابل‌تصور داشت

531
01:00:40,637 --> 01:00:42,722
‫اما بعدش، اجتناب‌ناپذیر شد

532
01:00:44,682 --> 01:00:46,142
‫داشتیم می‌رفتیم خونه‌هامون

533
01:00:46,142 --> 01:00:47,602
‫ماشین منتظرتونـه، سرگرد

534
01:00:47,602 --> 01:00:48,686
‫همۀ ما

535
01:00:50,063 --> 01:00:51,773
‫باید به دیدن همسرم می‌رفتم

536
01:00:51,773 --> 01:00:52,857
‫ممنون، رفیق

537
01:00:52,857 --> 01:00:53,941
‫پسرم

538
01:00:55,443 --> 01:00:56,861
‫زندگی‌ای برای شروع

539
01:00:59,781 --> 01:01:01,699
‫دوست دارم وقتی برگشتم،
‫توی مینتون ببینمت

540
01:01:01,699 --> 01:01:02,784
‫میام

541
01:01:04,619 --> 01:01:06,120
‫می‌تونی کوچولوتم بیاری

542
01:01:07,038 --> 01:01:09,666
‫می‌خوای بچۀ تازه به دنیا اومده‌ام
‫رو بیارم کافه؟

543
01:01:09,666 --> 01:01:11,668
‫هی، هرچی زودتر بهتر

544
01:01:17,715 --> 01:01:19,509
‫عجب بابای خفنی بشی، کراز

545
01:01:22,387 --> 01:01:23,596
‫واقعاً همچین فکری می‌کنی؟

546
01:01:24,430 --> 01:01:25,431
‫شک ندارم

547
01:02:01,759 --> 01:02:04,762
‫« هاندرد پروف »

548
01:02:12,395 --> 01:02:13,604
‫پیروز شدن!

549
01:02:54,103 --> 01:02:55,104
‫هی

550
01:02:57,982 --> 01:02:58,983
‫تموم شد

551
01:02:59,776 --> 01:03:00,777
‫تموم شد

552
01:03:00,777 --> 01:03:02,069
‫آماده‌ای بریم خونه؟

553
01:03:02,069 --> 01:03:03,780
‫واسه دیدن مارج آماده‌ای؟

554
01:03:07,533 --> 01:03:08,534
می‌فهمم

555
01:03:09,494 --> 01:03:10,536
فُرم ۱ای؟

556
01:03:10,536 --> 01:03:11,746
تأیید

557
01:03:11,746 --> 01:03:13,331
فرمان و صندلی‌ها؟

558
01:03:14,123 --> 01:03:16,417
تأیید -
دریچه‌های هوا و کلیدهای انتقال سوخت؟ -

559
01:03:17,043 --> 01:03:18,377
دریچه‌ها بسته، کلیدها روشن

560
01:03:20,880 --> 01:03:22,507
‫کلی از خوب‌ها رو داریم جا می‌ذاریم

561
01:03:24,467 --> 01:03:25,635
‫جمعی از شجاع‌ترین‌ها

562
01:03:29,222 --> 01:03:30,223
‫آره

563
01:03:30,640 --> 01:03:32,058
خنک‌کنندۀ داخلی سرده

564
01:03:56,457 --> 01:03:57,583
‫آماده باش

565
01:04:10,388 --> 01:04:13,391
‫هر از گاهی،
‫دنیا باید به خودش بیاد و

566
01:04:14,308 --> 01:04:16,686
‫به این سؤال جواب بده:
‫«ما چی و کی هستیم؟»

567
01:04:19,689 --> 01:04:21,023
‫داشتم می‌رفتم خونه

568
01:04:22,441 --> 01:04:24,277
‫فقط ای کاش بیشتر بودیم

569
01:04:27,280 --> 01:04:29,490
‫دل‌مون براتون تنگ میشه. خداحافظ!

570
01:04:30,700 --> 01:04:32,702
‫فعلاً خداحافظ! خدافظ!

571
01:05:01,272 --> 01:05:03,566
‫- بسیارخب
‫- خیلی‌خب، تموم شد

572
01:05:03,566 --> 01:05:04,650
‫هفتاد

573
01:05:06,235 --> 01:05:07,361
‫هشتاد

574
01:05:08,654 --> 01:05:10,031
‫نود

575
01:05:16,621 --> 01:05:17,914
‫برو که رفتیم

576
01:05:24,879 --> 01:05:26,130
‫چرخ فرود رو ببند

577
01:05:33,804 --> 01:05:35,139
قدرت صعود رو ببر بالا

578
01:06:29,527 --> 01:06:35,282
‫« هری کرازبی »

579
01:06:35,282 --> 01:06:38,828
‫«هری کرازبی در سال ۱۹۴۵ با عنوان سرهنگ دوم
‫از نیروهای هوایی خارج شد و

580
01:06:38,828 --> 01:06:40,705
‫نزد جین و پسر خود، استیو بازگشت.

581
01:06:40,705 --> 01:06:43,666
‫وی در سال ۱۹۵۳، دکترای ادبیات خود را
‫از دانشگاه استنفورد گرفت.»

582
01:06:43,708 --> 01:06:49,797
‫«پس از چندین سال تدریس در دانشگاه آیووا،
‫با جین و چهار فرزندش به ماساچوست نقل مکان کرد.»

583
01:06:51,799 --> 01:06:54,427
‫«کرازبی بیش از ۳۰ سال،
‫در دانشگاه‌های بوستون و هاروارد تدریس کرد.

584
01:06:54,427 --> 01:06:56,262
‫هری و جین در تمامی مدارس فرزندان خود،

585
01:06:56,262 --> 01:06:59,557
‫دستیار مدیریتی آن مجموعه را بعهده می‌گرفتند.»

586
01:06:59,598 --> 01:07:03,352
‫«در سال ۱۹۹۳، شرح وقایع تجربیات
‫هری کرازبی در خلال جنگ جهانی دوم منتشر شد.

587
01:07:03,352 --> 01:07:06,522
‫در سال ۲۰۱۰،
‫هری در سن ۹۱ سالگی درگذشت.»

588
01:07:08,065 --> 01:07:12,153
‫« الکساندر جفرسون »

589
01:07:12,153 --> 01:07:17,783
‫«الکساندر جفرسون تا دسامبر سال ۱۹۴۷،
‫ در نیروی هوایی مشغول به خدمت بود.

590
01:07:17,783 --> 01:07:20,161
‫تا اینکه به ذخیرۀ نیروی هوایی پیوست.»

591
01:07:20,161 --> 01:07:21,954
‫«در همان سال، به همراه همسرش آدلا،

592
01:07:21,954 --> 01:07:23,748
‫به دیترویت بازگشت و آموزگار علوم گردید.

593
01:07:23,748 --> 01:07:27,418
‫به مدت ۳۰ سال،
‫در مدارس دولتی دیترویت خدمت کرد.»

594
01:07:30,004 --> 01:07:33,591
‫«جفرسون با عنوان سرهنگ دوم از
‫ذخیرۀ نیروی هوایی بازنشست شد.

595
01:07:33,591 --> 01:07:35,593
‫وی از اعضای افتخاری
هوانوردان توسکگی

596
01:07:35,634 --> 01:07:37,470
‫در دیترویت و همچنین
‫شعبات ملی بود.»

597
01:07:38,846 --> 01:07:44,226
‫«الکساندر جفرسون در ژوئنِ ۲۰۲۲،
‫در سن ۱۰۰ سالگی درگذشت.»

598
01:07:46,604 --> 01:07:53,444
‫« ریچارد میکن »

599
01:07:54,070 --> 01:07:56,655
‫«ریچارد میکن پس از آزادی‌اش از موسبورگ،
‫به درجۀ سروانی ارتقا یافت.

600
01:07:56,697 --> 01:07:58,616
‫در سال ۱۹۴۵، نیروی هوایی را ترک گفت.

601
01:07:58,657 --> 01:08:01,702
‫زمانی که میکن به بیرمنگهامِ آلاباما بازگشت،
یک ‫مدرسۀ آموزش پرواز تأسیس نمود.»

602
01:08:01,702 --> 01:08:04,288
‫«پس از کسب مدرک کارشناسی ارشد
،ریاضیات از دانشگاه ایندیانا

603
01:08:04,288 --> 01:08:07,500
‫به آلاباما برگشت تا در دانشکدۀ مایلز
‫مشغول به خدمت گردد.»

604
01:08:08,626 --> 01:08:12,213
‫«در سال ۱۹۵۵،
‫میکن به دوستش، الکساندر جفرسون ملحق گردید و

605
01:08:12,213 --> 01:08:16,050
‫آموزگار مدرسۀ دولتی شد.»

606
01:08:17,218 --> 01:08:19,887
‫«دوستیِ ریچارد میکن و الکساندر جفرسون تا
.لحظۀ مرگ ادامه داشت

607
01:08:19,887 --> 01:08:21,514
‫میکن در سن ۸۶ سالگی در ۲۰۰۷ درگذشت.

608
01:08:21,555 --> 01:08:24,934
‫مقبرۀ سروان بازنشسته، ریچارد میکن،
‫در گورستان ملی آرلینگتون می‌باشد.»

609
01:08:28,270 --> 01:08:34,693
‫« رابرت رزنتال، ملقب به رزی »

610
01:08:34,735 --> 01:08:37,905
‫«هنگامی که در اقیانوس آرام آموزش خلبانیِ بی۲۹ می‌دید،
‫ژاپنی‌ها در آگوست ۱۹۴۵ تسلیم شدند.

611
01:08:37,905 --> 01:08:40,950
‫پس از جنگ، رزی در محاکمۀ جنایتکاران نازی در
.دادگاه نورنبرگ مشارکت داشت

612
01:08:40,950 --> 01:08:44,995
‫وی از شخصیت‌های برجستۀ فرماندهی عالی ارتش آلمان
‫از جمله ژنرال ۵ ستاره هرمان گورینگ،

613
01:08:45,037 --> 01:08:46,831
‫فرماندۀ نیروهای هوایی آلمان بازجویی کرد.»

614
01:08:46,831 --> 01:08:51,377
،‫«در مسیر بازگشت‌ رزی به نورنبرگ، وی با فیلیس هلر
.یک وکیل مدافع دولت آشنا شد

615
01:08:51,418 --> 01:08:54,171
‫کمتر از دو هفته بعد از آشنایی
با هم ازدواج کردند ‫و صاحب سه فرزند شدند.»

616
01:08:54,171 --> 01:08:54,839
‫«به پاس خدمات ایشان، رابرت رزنتال دو نشان ستارۀ نقره‌ای،
‫(نشان شجاعت)

617
01:08:54,880 --> 01:08:56,173
‫دو نشان صلیب پرواز ممتاز،
‫(نشان شجاعت در نبرد هوایی)

618
01:08:56,173 --> 01:08:58,008
‫دو مدال پرپل هارتز،
‫(مدال مجروحین جنگی)

619
01:08:58,008 --> 01:09:01,679
‫یک نشان صلیب پرواز ممتاز بریتانیا و
‫مدال صلیب جنگ فرانسه را دریافت نمود.»
‫(مدال شجاعت)

620
01:09:03,222 --> 01:09:08,644
‫«۵۲‏ عملیاتی که وی در خلال جنگ خلبانی کرد،
‫اکثریت اعضای گردان ۱۰۰ام درش شرکت داشتند.

621
01:09:08,686 --> 01:09:10,688
‫سال ۲۰۰۷،
‫رزی در سن ۸۹ سالگی درگذشت.»

622
01:09:12,648 --> 01:09:18,571
‫« گیل کلون، ملقب به باک »

623
01:09:18,571 --> 01:09:23,325
‫«گیل کلون در نیروهای هوایی ماند و
.در جنگ‌های کره و ویتنام خدمت کرد

624
01:09:23,325 --> 01:09:25,786
‫وی با درجۀ سرهنگ تمام بازنشسته شد.»

625
01:09:25,786 --> 01:09:32,209
‫«کلون هم از هارواد کارشناسی ارشد مدیریت کسب‌وکار و
‫هم از از دانشگاه جورج‌تاون دکترای خود را دریافت نمود.»

626
01:09:35,087 --> 01:09:39,675
‫«باک ظرف یک ماه پس از بازگشت از ایالت متحده بعد از جنگ،
‫با مارجری اسپنسر ازدواج کرد.

627
01:09:39,675 --> 01:09:41,719
‫جان ایگن ساقدوش او بود.»

628
01:09:43,053 --> 01:09:47,057
‫« در سال ۱۹۵۳، مارج پس از هشت سال
‫زندگی مشترک با گیل، به‌طور ناگهانی درگذشت.

629
01:09:47,099 --> 01:09:50,811
‫عکس مارج ۵۳ سال بعد، زمانی که گیل
‫در سن ۸۷ سالگی درگذشت، بر روی طاقچه قرار داشت.»

630
01:09:53,981 --> 01:10:00,738
‫« جان ایگن، ملقب به باکی »

631
01:10:00,738 --> 01:10:04,241
‫«جان ایگن پس از جنگ، در نیروی هوایی ماند.
‫یک روز بعد از بازگشت وی به مینتواک،

632
01:10:04,283 --> 01:10:07,161
‫به‌طور اتفاقی به یکی از هم‌کلاسی‌های
‫دوران دبیرستان خود، جوزفین پیتز برخورد که

633
01:10:07,161 --> 01:10:10,998
‫او هم لباس فرم نیروهای هوایی خلبانان خانم را به تن داشت.
‫چند ماه بعد، با یکدیگر ازدواج کردند.»

634
01:10:12,333 --> 01:10:15,169
‫«سرهنگ ایگن در خلال جنگ کره،
‫در مأموریت‌های جنگی حضور یافت.

635
01:10:15,211 --> 01:10:17,630
‫در نهایت، وی مدیر عملیات‌های نیروی هوایی
‫کل منطقۀ اقیانوس آرام گردید.»

636
01:10:17,630 --> 01:10:21,592
‫«در سال ۱۹۶۱، هم‌زمان که در پنتاگون مشغول به کار بود،
‫در اثر سکتۀ قلبی در سن ۴۵ سالگی فوت کرد.

637
01:10:21,592 --> 01:10:23,510
‫جوزفین در سال ۲۰۰۶ از دنیا رفت.

638
01:10:23,510 --> 01:10:27,264
‫آن‌ها در کنار هم در گورستان ملی آرلینگتون دفن شده‌اند.»

639
01:10:27,306 --> 01:10:30,726
‫« پایان »
‫[سپاس از نگاه شما همراهان همیشگی]
