﻿1
00:00:06,715 --> 00:00:09,509
‫آنچه در شهردار «کینگزتاون» دیدید...

2
00:00:09,551 --> 00:00:11,136
‫بانی اسحله جابجا می‌کنه

3
00:00:11,177 --> 00:00:13,096
‫سلاح‌های نظامی با ارزشِ میلیونی

4
00:00:13,513 --> 00:00:14,848
‫می‌خوای براش کمین کنم؟

5
00:00:16,474 --> 00:00:18,101
‫می‌خوام از اینجا بری

6
00:00:18,226 --> 00:00:19,728
‫برات یه زندگی می‌خرم

7
00:00:20,937 --> 00:00:23,189
‫من عاقبتم مثل یکی از اون دخترها نمیشه

8
00:00:23,189 --> 00:00:24,691
‫اون زنه چی داره؟

9
00:00:24,733 --> 00:00:26,651
‫نگاه مامانم دقیقاً عینِ اون بود

10
00:00:28,445 --> 00:00:30,822
‫از کجا می‌دونستن هدفشون توی حیاط بوده؟

11
00:00:35,118 --> 00:00:36,244
‫دو هفته وقت داری

12
00:00:36,536 --> 00:00:37,912
‫اگه استعفات به دستمون نرسه،

13
00:00:37,912 --> 00:00:39,748
‫- از کار برکنارت می‌کنیم
‫- نه، من...

14
00:00:39,748 --> 00:00:40,790
‫- من تلاش کردم...
‫- شرمنده‌ام

15
00:00:40,832 --> 00:00:42,667
‫- احساس می‌کنم...
‫- نه، نه، گند زدم توی شرمندگیت

16
00:00:42,667 --> 00:00:44,627
‫تو باید آروم بگیری.
‫الان خودت نیستی.

17
00:00:44,627 --> 00:00:46,963
‫- خفه خون بگیر!
‫- من پرونده موریسی رو ول نمی‌کنم

18
00:00:47,005 --> 00:00:48,506
‫یه نفر سعی کرد کار درست رو بکنه

19
00:00:48,548 --> 00:00:50,467
‫- رابرت کشتش
‫- ما این رو نمی‌دونیم

20
00:00:50,508 --> 00:00:52,969
‫اون تهاجم به خونه نبود

21
00:00:53,511 --> 00:00:54,929
‫کارت خوب بود، چارلی

22
00:00:55,513 --> 00:00:57,348
‫مرد روی ایوان چی؟

23
00:00:58,266 --> 00:00:59,684
‫اون لعنتی بهم حمله کرد

24
00:01:03,396 --> 00:01:06,441
‫- مایلو
‫- متأسفم، رومن، یه مدت زنده لازمت دارم

25
00:01:16,284 --> 00:01:19,162
‫روزی که محکوم شدم میریام به دادگاه اومد

26
00:01:20,288 --> 00:01:22,665
‫اتهاماتم سنگین‌تر از اون بودن که
‫خطر محاکمه رو به جون بخرم،

27
00:01:22,707 --> 00:01:24,709
‫پس اقرار به گناهکاری کردم

28
00:01:26,252 --> 00:01:28,671
‫میریام اون روز اومد

29
00:01:28,797 --> 00:01:32,258
‫و بعدش فقط یه بار توی زندان به ملاقاتم اومد

30
00:01:33,760 --> 00:01:35,470
‫اون فقط یه ملاقات لازم داشت

31
00:01:35,553 --> 00:01:37,764
‫چون فقط یه چیز برای گفتن داشت

32
00:01:39,557 --> 00:01:41,643
‫اون بهم گفت دوام بیارم

33
00:01:46,064 --> 00:01:47,982
‫میریام زندان‌ها رو می‌شناخت

34
00:01:48,024 --> 00:01:49,776
‫با هردو طرفِ اون دیوارها آشنا بود

35
00:01:50,318 --> 00:01:52,904
‫اون می‌دونست تلاش برای بقا یعنی چی

36
00:01:53,655 --> 00:01:56,741
‫اون بهم اجازه می‌داد براش غریبه بشم

37
00:01:56,866 --> 00:02:00,620
‫اون می‌گفت: «تبدیل به یه موجود ناشناس شو»

38
00:02:02,872 --> 00:02:04,582
‫من به اون نصیحت عمل کردم

39
00:02:07,043 --> 00:02:09,879
‫نمی‌دونستم آزاد کردن من اشتباه بود یا نه

40
00:02:12,048 --> 00:02:14,884
‫هیچکس نمی‌دونست داره
‫چه موجودی رو آزاد می‌کنه

41
00:02:14,884 --> 00:02:17,303
‫من توی زندان یه کارهایی کردم

42
00:02:18,638 --> 00:02:21,474
‫طبق بیشتر معیارهای اخلاقی، شر بودن

43
00:02:21,474 --> 00:02:24,060
‫طبق معیارهای اخلاقی مادرم

44
00:02:24,978 --> 00:02:27,147
‫ولی آیا اون کارها من رو شرور کردن؟

45
00:02:31,651 --> 00:02:34,320
‫روزی که از زندان اومدم بیرون،
‫خانواده‌ام به استقبالم اومدن.

46
00:02:34,404 --> 00:02:36,489
‫میریام به استقبالم اومد

47
00:02:37,657 --> 00:02:41,327
‫اون بغلم کرد انگار عملی برای آمرزش بود

48
00:02:43,538 --> 00:02:46,875
‫بخشش برای گناهکار

49
00:02:48,126 --> 00:02:49,961
‫و من فکر کردم شاید...

50
00:02:50,086 --> 00:02:52,505
‫شاید بتونم این پوست رو بندازم

51
00:02:57,969 --> 00:03:00,930
‫شاید بتونم به خودم برگردم

52
00:04:14,879 --> 00:04:17,548
‫امروز تمام کارها رو راست و ریس می‌کنیم، بانی

53
00:04:18,383 --> 00:04:19,926
‫آره

54
00:04:20,009 --> 00:04:23,805
‫شرایط به نفع ماست،
‫ولی بازم آدم‌هام رو به خطر میندازم.

55
00:04:23,805 --> 00:04:25,932
مسیرتون رو به روس‌ها خبر میدم

56
00:04:26,933 --> 00:04:29,060
‫ولی وانمود می‌کنم مقصد رو نمی‌دونم

57
00:04:29,185 --> 00:04:30,853
‫می‌دونی می‌خوای اون رو به کجا بکشونی؟

58
00:04:30,853 --> 00:04:32,772
‫آره. آره، یه جایی دارم

59
00:04:32,897 --> 00:04:34,941
‫یه کارخونه‌ی ذوب‌آهن پایین روده

60
00:04:36,317 --> 00:04:38,319
‫اون عوضی ها رو گیر میندازیم

61
00:04:38,319 --> 00:04:39,988
‫از سه جهت بهشون شلیک می‌کنیم

62
00:04:39,988 --> 00:04:41,239
‫خب، اگه اوضاع بهم ریخت،

63
00:04:41,406 --> 00:04:43,157
‫به پلیس خبر میدم کجا رو هدف بگیرن

64
00:04:43,157 --> 00:04:45,159
‫تمام خلافکارهای روس از پا در میان

65
00:04:45,159 --> 00:04:46,661
‫این غنیمته

66
00:04:46,661 --> 00:04:48,204
‫برای پلیس‌ها و برای دادستان

67
00:04:48,288 --> 00:04:50,206
‫کنستانتین؟

68
00:04:50,290 --> 00:04:51,541
‫من ترتیبش رو میدم

69
00:04:51,541 --> 00:04:54,127
‫چیه، دست‌هات رو کثیف می‌کنی، مایک؟

70
00:04:57,797 --> 00:05:00,717
‫هیچی نمی‌تونه خون رو
‫از این دست‌ها بشوره، بانی

71
00:05:07,056 --> 00:05:09,100
‫خیلی خب

72
00:05:09,225 --> 00:05:10,727
‫خب، بعدش عاقبتِ ما چی میشه،

73
00:05:10,727 --> 00:05:12,395
‫وقتی گرد و خاک خوابید؟

74
00:05:12,395 --> 00:05:13,730
‫ما؟

75
00:05:13,813 --> 00:05:15,440
‫آره

76
00:05:16,357 --> 00:05:17,692
‫این محدوده‌ی خیلی زیادیه

77
00:05:17,692 --> 00:05:19,819
کلی فرصت برای جاه‌طلبی اون بیرونه

78
00:05:19,902 --> 00:05:23,156
‫ولی دقیقاً فراتر از افق نیست، مگه نه، بانی؟

79
00:05:23,239 --> 00:05:25,491
حد و مرزهامون رو رعایت کن

80
00:05:26,576 --> 00:05:28,661
‫آره

81
00:05:29,495 --> 00:05:32,040
‫وقتی خطوط قرمز رو رد کنی...

82
00:05:32,165 --> 00:05:33,708
‫هیولاهایی منتظرت هستن

83
00:05:33,708 --> 00:05:37,086
‫هیولاهایی بزرگ‌تر از خودت که
‫می‌خوان دار و ندارت رو بگیرن

84
00:05:41,549 --> 00:05:44,052
‫به کینگزتاون راضی باش

85
00:05:50,058 --> 00:05:52,143
‫تو چی؟

86
00:05:53,061 --> 00:05:55,271
‫من به یه جور آرامش می‌رسم

87
00:05:56,189 --> 00:05:58,066
‫با این که پیچیده‌ست، ولی...

88
00:06:00,068 --> 00:06:02,528
‫عاقبتِ ما اینجوری میشه

89
00:07:31,367 --> 00:07:33,202
‫یعنی، خیلی مسخره بود

90
00:07:33,244 --> 00:07:36,038
‫یه لحظه غافل شدم
‫و اون بهم حمله کرد

91
00:07:36,038 --> 00:07:37,790
‫خب، شانس آوردی که
تفنگنت در دسترس بود

92
00:07:37,915 --> 00:07:39,876
‫اصلاً یادم نمیاد چجوری تفنگم رو کشیدم

93
00:07:39,876 --> 00:07:41,794
‫اون فقط از روی غریزه بود

94
00:07:41,919 --> 00:07:43,838
‫فقط همین بود، یعنی...

95
00:07:43,838 --> 00:07:45,715
‫من غفلت کردم

96
00:07:45,798 --> 00:07:48,551
‫ببین، ما چیزهایی رو که لازمه داریم

97
00:07:48,551 --> 00:07:50,761
‫تیراندازی از این تمیزتر نمیشه، درسته؟

98
00:07:50,845 --> 00:07:52,889
‫تا آخر هفته حل و فصلش می‌کنیم

99
00:07:52,889 --> 00:07:55,266
‫- خیلی خب، ممنون
‫- آره

100
00:08:04,942 --> 00:08:06,486
‫سلام، ایان

101
00:08:06,611 --> 00:08:08,404
‫- سلام
‫- یه لحظه وقت داری؟

102
00:08:08,488 --> 00:08:11,449
‫بله، خانم دادستان، کلی کاغذبازی دارم

103
00:08:11,699 --> 00:08:13,451
‫آره، می‌دونم چجوریه

104
00:08:14,619 --> 00:08:17,246
‫و چرا هر بار که می‌بینمت

105
00:08:17,288 --> 00:08:19,582
‫فکر می‌کنم باید به نماینده اتحادیه‌ام زنگ بزنم؟

106
00:08:23,085 --> 00:08:24,420
‫عه...

107
00:08:25,630 --> 00:08:29,217
‫چند دفعه چارلی ریوز رو به این اردوها بردی؟

108
00:08:29,300 --> 00:08:30,968
‫همین الان به این بچه‌ها گفتم

109
00:08:31,052 --> 00:08:33,012
‫می‌دونی، شاید شیش هفت باری شده؟

110
00:08:33,012 --> 00:08:35,097
‫- هفت بار
‫- خیلی خب

111
00:08:35,139 --> 00:08:37,058
‫تو هفت بار از انکر بی بردیش بیرون، آره

112
00:08:37,099 --> 00:08:39,477
‫شیش بار برای جستجو و پیدا کردن
‫بقایای قربانی‌ها

113
00:08:39,519 --> 00:08:41,729
‫- بار سوم بردیش دندون‌پزشک
‫- آره، آره

114
00:08:41,812 --> 00:08:43,189
‫دندون‌پزشک. آره، خودش ازم خواست

115
00:08:43,272 --> 00:08:44,982
‫مگه سازمان زندان‌ها برنامه دندانپزشکی نداره؟

116
00:08:44,982 --> 00:08:46,526
‫دندون‌هاش داغون بودن

117
00:08:46,526 --> 00:08:49,862
‫آره، یعنی، اون سنگ‌های حیاط رو می‌خورد

118
00:08:49,862 --> 00:08:51,405
‫اونا داغون بودن. اون ازم درخواست کرد

119
00:08:51,489 --> 00:08:53,199
‫من با این عوضی رابطه داشتم

120
00:08:53,324 --> 00:08:55,952
‫می‌دونی روزی که اون رو بردی دندون‌پزشک
‫چه اتفاقی افتاد؟

121
00:08:56,786 --> 00:08:59,622
‫چی. خبر ندارم. چی؟

122
00:09:00,790 --> 00:09:02,875
‫موریسی به قتل رسید

123
00:09:04,669 --> 00:09:06,379
‫خیلی خب، اولاً، بره پی کارش اِولین

124
00:09:06,379 --> 00:09:08,130
‫چند وقته همدیگه رو می‌شناسیم،
‫همچین فکری در موردم می‌کنی؟

125
00:09:08,214 --> 00:09:11,592
‫- من اصلاً سؤال نپرسیدم
‫- واقعاً انقدر تشنه‌ی مقام هستی؟

126
00:09:11,634 --> 00:09:12,760
‫چون این ناامیدکننده‌ست

127
00:09:12,802 --> 00:09:15,096
‫این تهمتِ مسخره رو بهم می‌زنی؟

128
00:09:15,137 --> 00:09:17,807
‫می‌دونی من چیکار می‌کنم؟
‫این خانواده‌ها رو از بلاتکلیفی در میارم.

129
00:09:17,974 --> 00:09:20,351
‫این کاری بود که کردم، باشه؟
‫پس لقِ این حرف‌ها.

130
00:09:52,425 --> 00:09:54,844
‫چیه؟ نیست؟ باشه

131
00:09:56,012 --> 00:09:57,763
‫- هی، ایان
‫- هوم؟

132
00:09:57,763 --> 00:09:59,599
‫هی، یه جسد کنار راه‌آهن داریم

133
00:09:59,599 --> 00:10:01,434
‫به نظر میاد آدمکشی بوده

134
00:10:01,434 --> 00:10:02,810
‫- عالی شد
‫- آره

135
00:10:02,810 --> 00:10:04,020
‫آره. کینو

136
00:10:04,103 --> 00:10:06,731
‫- خوبی؟
‫- آره

137
00:10:14,947 --> 00:10:17,033
اه

138
00:10:25,541 --> 00:10:26,834
‫اون مُرده؟

139
00:10:26,834 --> 00:10:29,754
‫خب، رومن اهل قطع ارتباط نیست

140
00:10:35,301 --> 00:10:37,386
‫شاید فرار کرده

141
00:10:38,220 --> 00:10:40,473
‫از چی؟ و به کجا؟

142
00:10:41,265 --> 00:10:43,976
‫یعنی، به تو بلیتِ طلایی پیشنهاد شد،
‫ولی تو موندی.

143
00:10:46,562 --> 00:10:49,231
‫رومن هیچوقت در بند من نبوده

144
00:10:50,191 --> 00:10:52,652
‫وفاداریش غیر قابل درک بود

145
00:10:55,655 --> 00:10:56,989
‫بیا

146
00:11:04,705 --> 00:11:06,666
‫اگه مُرده...

147
00:11:06,666 --> 00:11:08,501
‫فرار می‌کنیم؟

148
00:11:08,501 --> 00:11:10,378
‫می‌مونیم؟

149
00:11:11,337 --> 00:11:13,381
‫من کجا رو دارم برم؟

150
00:11:15,091 --> 00:11:16,509
‫یعنی، تو آزادی

151
00:11:16,509 --> 00:11:18,302
‫من در بندم

152
00:11:20,721 --> 00:11:25,101
‫مسئله مُردن یا نمردن رومن نیست،
‫مسئله اینه که کی اون رو کشته؟

153
00:11:25,267 --> 00:11:29,063
‫حالا، منطق میگه انتقامی بوده که گرفته شده

154
00:11:29,105 --> 00:11:32,191
‫می‌دونی، کارِ آریایی‌ها یا بانی واشنگتن بوده

155
00:11:32,191 --> 00:11:34,610
‫این منطقیه

156
00:11:37,863 --> 00:11:40,533
‫خودت چه احساسی می‌کنی؟

157
00:11:41,534 --> 00:11:43,828
‫احساس می‌کنم؟

158
00:11:44,537 --> 00:11:47,915
‫به خودم اجازه نمیدم
‫احساسی داشته باشم

159
00:11:50,334 --> 00:11:52,837
‫نه، باید به کارمون رسیدگی کنیم

160
00:11:54,130 --> 00:11:58,801
‫ما کارمون رو انجام می‌دیم
‫تا تمام کار تموم شه

161
00:12:00,261 --> 00:12:02,138
‫لعنتی

162
00:12:32,418 --> 00:12:33,502
‫سلام

163
00:12:34,503 --> 00:12:36,672
‫ببین، یه چیزی هست که باید باهات
‫در موردش حرف بزنم، مایک

164
00:12:36,756 --> 00:12:38,132
‫- پس حرف بزن
‫- اینجا نه

165
00:12:38,132 --> 00:12:40,509
‫ولی بذار ازت بپرسم...
‫از آیریس خبر داری؟

166
00:12:40,676 --> 00:12:41,552
‫از دیروز نه

167
00:12:41,677 --> 00:12:43,179
‫باید ردش رو بزنیم، مایکی

168
00:12:43,304 --> 00:12:47,308
‫من این عوضی رو میارم پایین،
‫ولی احساس می‌کنم آدمِ کنستانتینه.

169
00:12:47,433 --> 00:12:48,893
‫خدایا!

170
00:12:55,065 --> 00:12:57,610
‫این روزها بیشتر و بیشتر تلاش می‌کنن
‫تا خودشون رو نشون بدن

171
00:12:57,818 --> 00:12:59,820
‫این بدبختِ بیچاره رو شکنجه کردن

172
00:12:59,862 --> 00:13:02,364
‫حسابی براش وقت گذاشتن

173
00:13:09,455 --> 00:13:12,166
‫- انتقامِ آریایی‌هاست؟
‫- یعنی، فکر نکنم

174
00:13:12,249 --> 00:13:13,375
‫یعنی، ماسکِ گاز...

175
00:13:13,459 --> 00:13:15,002
‫اون تکنیکِ شکنجه‌ی گولاکه

176
00:13:15,002 --> 00:13:16,420
‫ماسک رو می‌زنن روی صورتش،

177
00:13:16,420 --> 00:13:18,088
‫دست‌هاش رو پشتش می‌بندن
‫و هوا رو قطع می‌کنن

178
00:13:18,130 --> 00:13:19,507
‫کارِ روس‌هاست

179
00:13:19,548 --> 00:13:23,219
‫آخه تو فکر می‌کنی کنستانتین
‫با آدمِ خودش همچین کاری می‌کنه؟

180
00:13:25,179 --> 00:13:27,556
‫نه، جسدهای دیگه‌ای که به جا گذاشته
‫تر و تمیز کشته شده بودن

181
00:13:27,640 --> 00:13:29,809
‫- آره
‫- یعنی، تمیز بودن

182
00:13:29,809 --> 00:13:31,519
‫این...

183
00:13:31,519 --> 00:13:33,687
‫این کارِ اون نبوده

184
00:13:38,567 --> 00:13:40,236
‫یالا، بیا بریم

185
00:14:12,726 --> 00:14:14,728
‫- مایک
‫- کنستانتین

186
00:14:17,439 --> 00:14:20,943
‫خب، آدمت مُرده

187
00:14:21,235 --> 00:14:22,444
‫رومن

188
00:14:23,529 --> 00:14:25,489
‫آره، گمون می‌کردیم

189
00:14:26,615 --> 00:14:27,908
‫کارِ آریایی‌ها بوده؟

190
00:14:29,201 --> 00:14:31,245
‫فکر نکنم

191
00:14:33,956 --> 00:14:36,959
‫ما یه دشمنِ مشترک داریم، مایک

192
00:14:37,084 --> 00:14:38,752
‫یه درموندگیِ مشترک

193
00:14:39,295 --> 00:14:41,463
‫یکی توی مراسم خاکسپاری مادرت بمب منفجر کرد

194
00:14:41,505 --> 00:14:43,799
‫یکی یه اتوبوس دختر رو انداخت توی رودخونه

195
00:14:43,841 --> 00:14:46,135
‫کی رو مسئول این اقدامات می‌دونیم...

196
00:14:46,176 --> 00:14:49,305
افراد مختلف یا یه فرد؟

197
00:14:49,388 --> 00:14:51,181
‫مادی یا غیرمادی؟

198
00:14:51,223 --> 00:14:54,560
‫- از چی حرف می‌زنی؟
‫- فکر کنم کارِ یه نفره

199
00:14:54,560 --> 00:14:58,272
همون موجود مادیِ لعنتی که برگشته

200
00:14:58,981 --> 00:15:02,026
‫کنستانتین، من مایلو رو توی اون قایق دیدم

201
00:15:02,109 --> 00:15:04,361
‫وقتی که منفجر شد. من اونجا بودم

202
00:15:04,403 --> 00:15:08,699
‫بهش هشدار داده بودن، زنده مونده
‫و حالا مایلو اینجاست

203
00:15:08,949 --> 00:15:10,534
‫باشه

204
00:15:12,161 --> 00:15:13,662
‫بذار بیاد

205
00:15:13,746 --> 00:15:16,540
‫و کارمون رو انجام می‌دیم

206
00:15:19,251 --> 00:15:20,794
‫آره

207
00:15:20,920 --> 00:15:22,212
‫هیچی عوض نمیشه

208
00:15:40,731 --> 00:15:42,316
‫خوبی؟

209
00:15:42,316 --> 00:15:44,151
‫اصلاً

210
00:15:45,069 --> 00:15:48,489
‫ببین مایکی، نمی‌خوام بار دیگه‌ای
‫روی دوشت بذارم ولی...

211
00:15:48,489 --> 00:15:50,366
‫من یه مشکلی دارم

212
00:15:50,532 --> 00:15:51,825
‫خب چیه... تیراندازی؟

213
00:15:51,825 --> 00:15:53,369
‫نه، تمیزه. امور داخلی حل و فصلش می‌کنه

214
00:15:53,410 --> 00:15:55,996
‫مشکلم با اِولینـه

215
00:15:57,539 --> 00:16:00,042
‫ببین، در مورد روزهایی تحقیق می‌کنه که...

216
00:16:00,167 --> 00:16:02,544
‫- آره؟
‫- اون چارلیِ روانی رو بردم بیرون، خب؟

217
00:16:02,628 --> 00:16:04,380
‫- آره؟ خب؟
‫- و خب،

218
00:16:04,546 --> 00:16:06,674
‫توی یکی از اون روزها بردمش دندون‌پزشک

219
00:16:06,674 --> 00:16:08,801
‫آره، خب که چی؟ و چی...

220
00:16:08,842 --> 00:16:09,843
‫حرفت رو بزن

221
00:16:09,885 --> 00:16:12,721
‫مایکی، روزی بود که موریسی کشته شد

222
00:16:14,890 --> 00:16:16,350
فقط، من خیلی داغونم

223
00:16:16,350 --> 00:16:18,394
‫مایک، فقط...

224
00:16:19,395 --> 00:16:22,106
‫همه چی خراب شد، مایک.
‫خیلی هم خراب شد.

225
00:16:26,068 --> 00:16:27,820
‫لعنتی. چی... فکر می‌کنی؟

226
00:16:27,820 --> 00:16:31,240
‫من سعی داشتم بترسونمش، مایکی

227
00:16:31,365 --> 00:16:34,410
‫آره، آخه با یه قاتل سریالی، ایان؟

228
00:16:34,493 --> 00:16:37,121
‫یعنی... یعنی، اون انکار کرد

229
00:16:37,246 --> 00:16:38,747
‫و بعدش چارلی رو ناراحت کرد

230
00:16:38,747 --> 00:16:40,749
‫- و بعدش اوضاع از دستم در رفت
‫- خب، آره، نباید این کارو بکنی

231
00:16:40,791 --> 00:16:43,168
‫نباید روانی رو ناراحت کنی.
‫چه فکری می‌کردی؟

232
00:16:43,210 --> 00:16:45,462
‫هیچ ارتباطی نداره، خب؟

233
00:16:45,504 --> 00:16:47,715
‫به مرگِ چارلی ربط نداره.
‫اون مُرده.

234
00:16:47,756 --> 00:16:49,633
‫- پس چرا داری بهم میگی؟
‫- به خاطر اِولین

235
00:16:49,675 --> 00:16:51,760
‫چون اِولین من رو زهره ترک می‌کنه، مایک

236
00:16:51,760 --> 00:16:52,761
‫- آره، باشه
‫- من نگرانشم

237
00:16:52,886 --> 00:16:54,722
‫آره؟ خب، بایدم نگران باشی

238
00:16:59,184 --> 00:17:01,520
‫خیلی خب، ببین...

239
00:17:01,520 --> 00:17:03,147
‫فرض کن خودت روی پرونده کار می‌کنی، خب؟

240
00:17:03,188 --> 00:17:05,149
‫سعی داری این قاتل لعنتی رو پیدا کنی.
‫چیکار می‌کنی؟

241
00:17:05,190 --> 00:17:07,568
‫- پرس و جو می‌کنم
‫- پرس و جو از تمام خونه‌ها در شعاع 10 کیلومتری

242
00:17:07,609 --> 00:17:09,194
‫شاهدهای زیادی وجود داره

243
00:17:09,236 --> 00:17:10,446
‫کی تحقیقات پرونده رو انجام داد؟

244
00:17:10,487 --> 00:17:11,613
‫- کینو. کینو انجامش داد
‫- باشه

245
00:17:11,697 --> 00:17:13,282
‫تحقیقاتِ جامعی بود؟

246
00:17:13,407 --> 00:17:14,825
‫مایکی، اون یارو آدم‌فروش بود

247
00:17:14,867 --> 00:17:18,245
‫باشه، پس این یعنی نه. ایان...

248
00:17:18,245 --> 00:17:22,541
‫- می‌دونم
‫- اِولین قبلاً سوابق زندان رو بررسی کرده

249
00:17:22,541 --> 00:17:27,296
‫قبلاً یکی رو فرستاد اون بیرون
‫در این مورد تحقیق کنه، تضمین می‌کنم

250
00:17:27,421 --> 00:17:29,590
‫قراره دوربین‌های ترافیکی رو بررسی کنه.
‫سوارِ چارجر بودی؟

251
00:17:29,590 --> 00:17:31,091
‫پلاکم رو می‌پوشونم، ولی آره

252
00:17:31,091 --> 00:17:32,634
‫خب، داره بهتر و بهتر میشه

253
00:17:32,718 --> 00:17:34,887
‫ایان، می‌خوای چیکار کنم؟

254
00:17:34,928 --> 00:17:36,346
‫فقط باهاش حرف بزن

255
00:17:36,388 --> 00:17:37,806
‫- فقط باهاش حرف بزن
‫- و بهش چی بگم؟

256
00:17:37,848 --> 00:17:39,349
‫ناسلامتی اون همشهریِ ماست

257
00:17:39,475 --> 00:17:41,435
‫فقط بهش بگو منافع گروه رو در نظر بگیره

258
00:17:41,435 --> 00:17:43,937
‫- علاجش بدتر از مرضه
‫- هی، ببین، شرمنده‌ام

259
00:17:43,937 --> 00:17:45,272
‫ولی اون عینِ کوسه‌ست

260
00:17:45,272 --> 00:17:46,815
‫خودتم این رو می‌دونی

261
00:17:46,899 --> 00:17:50,611
‫- باید کمکم کنی. آره
‫- الان خون ریختی توی آب، خب؟

262
00:17:50,694 --> 00:17:54,656
‫- بله، رابرت
‫- مایک، یه مشکل خیلی بزرگ داریم، مرد

263
00:17:54,740 --> 00:17:55,824
‫گندش بزنن. یالا

264
00:17:55,949 --> 00:17:57,910
‫- بیا بریم
‫- دارم میام

265
00:19:37,718 --> 00:19:41,597
‫خب، حالا می‌دونم چرا دادستانی احضارم کرده

266
00:19:41,722 --> 00:19:43,265
‫خب، احضارت کردن چون موریسی...

267
00:19:43,390 --> 00:19:46,643
‫- بهت اتهامِ کشتار جمعی زده
‫- نه، چون ایان گند زده احضارم کردن

268
00:19:46,768 --> 00:19:50,105
‫هی، حرف دهنت رو بفهم. اگه من نبودم
‫که الان زندان بودی، عوضی

269
00:19:50,147 --> 00:19:51,106
‫و اِولین هیچ مدرکی نداره

270
00:19:51,148 --> 00:19:53,734
‫هنوز نداره. اگه ثابت کنه توی محله بودی...

271
00:19:53,734 --> 00:19:55,819
‫کایل، اون نمی‌تونه این کارو بکنه

272
00:19:55,903 --> 00:19:56,945
‫اون دنبال تو نیست، ایان

273
00:19:57,070 --> 00:19:58,780
‫اون به خاطر شورش دنبال منه

274
00:19:58,906 --> 00:20:00,616
‫موریسی یه آشغال عوضی و خائن بود،

275
00:20:00,782 --> 00:20:02,201
‫- به سزای عملش رسید
‫- آره، همینطوره

276
00:20:02,242 --> 00:20:03,744
‫و قابلت رو نداشت

277
00:20:03,785 --> 00:20:06,371
‫- من به خاطر انجام کارم نمیرم زندان
‫- هی، هی،

278
00:20:06,413 --> 00:20:08,290
‫هیچکس نمیره زندان، خب؟

279
00:20:08,415 --> 00:20:10,626
‫هنوز به اونجا نرسیدیم

280
00:20:13,420 --> 00:20:14,838
‫خب، چی... باید بدیهیات رو بگم؟

281
00:20:14,922 --> 00:20:17,007
‫مایک، باید جلوش رو بگیری

282
00:20:17,049 --> 00:20:18,926
‫امروز دخل روس‌ها رو میاریم

283
00:20:19,051 --> 00:20:20,177
‫اولویتِ اصلی اینه

284
00:20:20,219 --> 00:20:21,887
‫- پس بیاید روی اون تمرکز کنیم
‫- آره

285
00:20:21,929 --> 00:20:23,305
‫- من روی اون تمرکز می‌کنم
‫- عالیه

286
00:20:23,347 --> 00:20:24,514
‫تو روی اِولین تمرکز کن

287
00:20:24,556 --> 00:20:27,434
‫چون اون هیچ جوره دست برنمی‌داره
‫مگر این که تو وادارش کنی، پس...

288
00:20:27,476 --> 00:20:30,979
‫حلش کن، مایک، وگرنه خودم حلش می‌کنم

289
00:20:32,606 --> 00:20:34,274
‫تو هیچ غلطی نمی‌کنی

290
00:20:34,274 --> 00:20:35,609
‫خب، پس یکم اعمال فشار کن،

291
00:20:35,609 --> 00:20:37,319
‫وگرنه کاری رو که لازمه انجام میدم

292
00:20:37,361 --> 00:20:39,821
‫رابرت، محض رضای خدا!

293
00:20:39,947 --> 00:20:42,115
‫چیه؟ بحث اولویته لعنتی.
‫چه مرگته...

294
00:20:42,157 --> 00:20:44,159
‫حق نداری دستت رو به اون بزنی

295
00:20:44,201 --> 00:20:46,703
‫- ختم کلام
‫- لعنتی، تو باهاش دوستی، مگه نه؟

296
00:20:46,745 --> 00:20:48,497
‫- خیلی خب، بسه. این حرف‌ها رو نزن
‫- باهاش دوستی، آره؟

297
00:20:48,538 --> 00:20:50,791
‫جریان از این قراره. باهاش دوستی
‫و نمی‌تونی دهنش رو ببندی

298
00:20:50,832 --> 00:20:52,793
‫جریان از این قراره؟

299
00:20:52,918 --> 00:20:54,002
‫- لعنت بر شیطون، مایک
‫- یالا

300
00:20:54,086 --> 00:20:55,170
‫- یالا
‫- حلش کن

301
00:20:55,254 --> 00:20:56,797
‫صبر کن لعنتی

302
00:20:56,797 --> 00:20:58,924
‫با این کارهات اوضاع رو بهتر نمی‌کنی

303
00:20:59,591 --> 00:21:01,134
‫اون یه مشکله، مایک

304
00:21:01,134 --> 00:21:03,887
‫الان اِولین کمترین مشکل ماست

305
00:21:04,012 --> 00:21:06,640
‫و ما هوای کسایی رو داریم که
‫نمی‌تونن از خودشون محافظت کنن

306
00:21:06,640 --> 00:21:07,975
‫این کاریه که می‌کنیم، باشه؟

307
00:21:08,100 --> 00:21:10,894
‫- این اِولین رو شامل میشه
‫- آره

308
00:21:13,814 --> 00:21:15,691
‫چیکار کردی، مایک؟

309
00:21:15,816 --> 00:21:18,318
‫نمی‌دونم. باز چیکار کردم؟

310
00:21:18,318 --> 00:21:19,736
‫با اون نگهبانه؟

311
00:21:20,904 --> 00:21:22,906
‫تریسی بهم گفت. بیخیال

312
00:21:23,782 --> 00:21:24,992
‫چه غلطی کردی؟

313
00:21:24,992 --> 00:21:26,910
‫کاری رو کردم که تو هم بودی می‌کردی، خب؟

314
00:21:27,035 --> 00:21:29,997
‫آره، فقط من نتونستم هیچ کاری بکنم

315
00:21:30,122 --> 00:21:31,665
‫- چون تو انجامش دادی
‫- آره

316
00:21:31,707 --> 00:21:33,583
‫تریسی از من محافظت می‌کنه،
‫تو از تریسی محافظت می‌کنی.

317
00:21:33,709 --> 00:21:35,168
پس من باید مراقب کی باشم؟

318
00:21:35,294 --> 00:21:39,006
‫خانواده‌ات، شب و روز، همین

319
00:21:39,006 --> 00:21:40,132
‫اینطور فکر می‌کنی؟

320
00:21:40,215 --> 00:21:41,717
‫اینطور به نظر نمیاد، مایک

321
00:21:41,883 --> 00:21:43,677
‫خب، اینطوریه

322
00:21:45,137 --> 00:21:48,181
‫تو تنها چیز خوبی هستی
‫که توی این شهر مونده

323
00:21:48,307 --> 00:21:50,392
‫شاید همه‌مون فقط مراقب این هستیم

324
00:21:52,519 --> 00:21:54,229
‫من لایقش نیستم. من...

325
00:21:54,354 --> 00:21:56,356
‫می‌دونی، نمی‌خوامش. بهش نیاز ندارم

326
00:21:56,356 --> 00:21:57,733
‫خب، من بهش نیاز دارم

327
00:21:57,774 --> 00:21:59,568
‫این رو چی میگی؟

328
00:22:00,569 --> 00:22:02,738
‫من برادرتم و ازت مراقبت می‌کنم،

329
00:22:02,821 --> 00:22:04,906
‫خوشت بیاد یا نیاد

330
00:22:04,990 --> 00:22:06,533
‫همین و بس

331
00:22:08,869 --> 00:22:10,120
‫باشه؟

332
00:22:10,996 --> 00:22:12,205
‫آره؟

333
00:22:12,331 --> 00:22:13,999
‫آره

334
00:22:13,999 --> 00:22:15,417
‫خیلی خب

335
00:22:28,889 --> 00:22:30,223
‫صبح بخیر، قربان

336
00:22:32,476 --> 00:22:33,894
‫صبح بخیر

337
00:22:33,894 --> 00:22:36,563
‫- اون ساختمون رو می‌شناسی؟
‫- آره

338
00:22:36,563 --> 00:22:38,565
‫محل سکونتِ قدیمی رئیس زندان

339
00:22:38,648 --> 00:22:41,151
‫آخرین رئیس زندان
‫توی دهه‌ی 80 اونجا زندگی می‌کرد

340
00:22:41,276 --> 00:22:43,236
‫اون کاملاً فاسد بود

341
00:22:43,236 --> 00:22:47,407
‫برای کسب سود از زندانی‌ها کار می‌کشید،

342
00:22:47,491 --> 00:22:49,576
‫و تمام پول‌ها رو به جیب می‌زد

343
00:22:49,659 --> 00:22:50,952
‫چه اتفاقی براش افتاده؟

344
00:22:51,078 --> 00:22:55,290
‫آره، مثل همه‌مون به سزای اعمالش رسید

345
00:22:56,500 --> 00:22:59,628
‫سود بردن از مجازات گناهه

346
00:23:01,671 --> 00:23:05,425
‫مگه کل سیستم بر همین اساس بنا نشده؟

347
00:23:06,676 --> 00:23:08,553
‫نه، پسرم

348
00:23:09,304 --> 00:23:12,516
‫بر این اساس بنا نشده

349
00:23:12,641 --> 00:23:14,893
‫فساد سیستم رو این شکلی کرده

350
00:23:14,893 --> 00:23:21,149
‫کار اشتباه رو به خاطر پول
‫یا وفاداری به خانواده توجیه می‌کنی؟

351
00:23:21,316 --> 00:23:24,820
‫باید لطف کسایی رو که کمکت کردن جبران کنی

352
00:23:24,820 --> 00:23:25,946
‫این وفاداری رو بهشون مدیونی

353
00:23:25,946 --> 00:23:27,864
‫به چه قیمتی؟

354
00:23:29,116 --> 00:23:30,992
‫کوین، تو قراره تا آخر عمرت...

355
00:23:31,118 --> 00:23:33,995
‫«لطف دیگران رو جبران کنی»
‫و بعدش یه روزی

356
00:23:33,995 --> 00:23:37,999
‫دور و برت رو نگاه می‌کنی
‫و می‌بینی تک و تنهایی

357
00:23:39,501 --> 00:23:42,504
‫و اون موقع است که می‌فهمی

358
00:23:42,587 --> 00:23:45,132
‫همیشه تنها بودی

359
00:23:46,383 --> 00:23:49,553
‫بانی واشنگتن خانواده‌ی تو نیست، پسرم

360
00:23:49,678 --> 00:23:53,515
‫اون ازت استفاده می‌کنه
‫و مثل آشغال میندازتت دور

361
00:24:15,579 --> 00:24:17,205
‫کجایی؟

362
00:24:17,330 --> 00:24:19,207
‫شروع شده

363
00:24:20,375 --> 00:24:21,960
‫خیلی خب، حله

364
00:24:28,675 --> 00:24:30,177
‫مایک

365
00:24:30,302 --> 00:24:32,095
‫اونا راه افتادن

366
00:24:32,220 --> 00:24:33,597
‫خیلی خب؟ بزرگراه 44،

367
00:24:33,680 --> 00:24:35,599
‫پل خیابون ششم توی راه خروج از شهر

368
00:24:36,391 --> 00:24:37,434
‫مقصدشون رو نمی‌دونی؟

369
00:24:37,601 --> 00:24:39,519
‫خب، اگه این رو می‌دونستم، می‌گفتم

370
00:24:39,519 --> 00:24:41,730
‫فقط... تعقیبشون کن

371
00:24:41,813 --> 00:24:43,732
‫منتظر فرصتِ مناسب باش

372
00:24:43,732 --> 00:24:45,400
‫ما کاملاً آماده‌ایم، مایک

373
00:24:45,400 --> 00:24:47,486
‫نیرو همراهت داری؟

374
00:24:47,527 --> 00:24:50,614
‫آره، رومن رو جایگزین کردم. در امانم

375
00:24:52,782 --> 00:24:54,493
‫تحت تأثیر قرار گرفتم که برات مهمه

376
00:24:55,869 --> 00:24:57,913
‫وقتی کارت تموم شد بهم زنگ بزن

377
00:25:01,500 --> 00:25:04,628
‫- این نیروی زیادی برای یه تریلی خالیه
‫- آره

378
00:25:06,630 --> 00:25:09,007
‫گرگ‌ها رو از گوسفندها دور کنید، پسرعمو

379
00:25:09,883 --> 00:25:11,635
کاری کنید واقعی به نظر بیاد

380
00:25:12,427 --> 00:25:14,221
‫اونا رو بکشید توی منطقه‌ی کشتار،

381
00:25:14,221 --> 00:25:17,098
‫بعدش اون آشغالا رو قتل عام کنید

382
00:25:23,230 --> 00:25:25,941
‫این شهرِ کوفتی مال ماست

383
00:25:25,941 --> 00:25:27,400
‫شنیدید؟

384
00:25:33,365 --> 00:25:35,158
‫هوای همدیگه رو داشته باشید، حله، داداش؟

385
00:25:35,242 --> 00:25:37,327
‫خیلی خب؟

386
00:26:10,652 --> 00:26:11,861
‫اِولین

387
00:26:11,987 --> 00:26:13,863
‫- سلام
‫- خب، چی علیه ایان داری؟

388
00:26:14,990 --> 00:26:18,577
‫خب، زیاد طول نکشید. لعنتی

389
00:26:18,702 --> 00:26:20,537
‫همش ازت می‌خوام کوتاه بیای،

390
00:26:20,704 --> 00:26:22,163
تو همش اصرار می‌کنی. لعنتی

391
00:26:22,163 --> 00:26:24,207
‫مگه من بهت گفتم قراره کوتاه بیام، مایک؟

392
00:26:24,332 --> 00:26:26,710
‫من همچین چیزی بهت گفتم؟

393
00:26:26,793 --> 00:26:27,877
‫نمی‌دونم

394
00:26:27,961 --> 00:26:29,629
‫خب...

395
00:26:30,964 --> 00:26:31,923
‫به اینجا رسیدیم

396
00:26:32,048 --> 00:26:33,800
‫آره، به اینجا رسیدیم

397
00:26:33,800 --> 00:26:35,260
‫بیخیال

398
00:26:37,053 --> 00:26:38,722
‫ما آدم خوب‌ها هستیم، درسته؟

399
00:26:38,805 --> 00:26:40,265
‫رابرت سویر رو اینجوری توصیف می‌کنی؟

400
00:26:40,390 --> 00:26:41,558
‫واقعاً، با قیافه‌ی بی‌تفاوت؟

401
00:26:41,683 --> 00:26:43,143
‫- خب، ایان دوستِ خوبیه
‫- آره

402
00:26:43,268 --> 00:26:44,352
‫ما همه باهم بزرگ شدیم

403
00:26:44,352 --> 00:26:45,645
‫- آره
‫- این هیچ اهمیتی نداره

404
00:26:45,645 --> 00:26:48,064
‫خب، باید اهمیت داشته باشه، اِولین

405
00:26:49,316 --> 00:26:50,734
‫راست میگم

406
00:26:50,900 --> 00:26:52,611
‫باید یه راه دیگه باشه

407
00:26:52,652 --> 00:26:55,530
‫من حاضرم هر کاری بکنم
‫تا رابرت سویر رو گیر بندازم

408
00:26:55,530 --> 00:26:57,532
‫اگه مجبورم ایان رو به خاطرش قربانی کنم،
‫عیبی نداره،

409
00:26:57,616 --> 00:26:58,908
چون رابرت شرِ بزرگ‌تره

410
00:26:58,992 --> 00:27:01,036
‫پس ایان خسارتِ جانبیه

411
00:27:01,036 --> 00:27:03,038
‫خب، می‌دونی، اونم معصوم نیست

412
00:27:03,038 --> 00:27:06,541
‫- من سویر رو می‌خوام، مایک
‫- آره

413
00:27:06,541 --> 00:27:09,586
‫اگه راه دیگه‌ای به ذهنت می‌رسه،
‫استقبال می‌کنم.

414
00:27:10,712 --> 00:27:12,297
‫ولی هیچ راهی نمی‌بینم

415
00:27:12,380 --> 00:27:14,257
‫خب، هیچ شری بزرگ‌تر از دیگری نیست،

416
00:27:14,341 --> 00:27:16,468
‫- توی این شهر اینطور نیست
‫- این چرت و پرت محضه

417
00:27:16,593 --> 00:27:19,095
‫من این رو قبول ندارم

418
00:27:19,220 --> 00:27:20,180
‫من خوبی رو می‌بینم

419
00:27:20,180 --> 00:27:21,890
‫- اوه، واقعاً؟
‫- آره، همه جا

420
00:27:21,973 --> 00:27:23,141
‫اوه

421
00:27:24,017 --> 00:27:26,394
‫من خوبی رو می‌بینم که جلوم وایساده

422
00:27:27,562 --> 00:27:29,898
‫و من تنها کسی نیستم که اون رو می‌بینه

423
00:27:30,023 --> 00:27:31,399
‫بیخیال

424
00:27:43,536 --> 00:27:47,207
‫نمی‌دونستم آزاد کردن من اشتباه بود یا نه

425
00:27:48,875 --> 00:27:51,336
‫هیچکس نمی‌دونست داره
‫چه موجودی رو آزاد می‌کنه

426
00:27:53,838 --> 00:27:56,007
‫من توی زندان یه کارهایی کردم

427
00:27:56,966 --> 00:28:00,011
‫طبق بیشتر معیارهای اخلاقی، شر بودن

428
00:28:01,805 --> 00:28:03,348
‫طبق معیارهای اخلاقی مادرم

429
00:28:05,809 --> 00:28:08,395
‫ولی کاری رو که بهم گفتی انجام دادم

430
00:28:11,523 --> 00:28:13,108
دوام آوردم

431
00:28:13,191 --> 00:28:15,902
‫می‌خوای چی بگم، مایک؟

432
00:28:15,902 --> 00:28:17,404
‫می‌خوای ازم چی بشنوی؟

433
00:28:17,404 --> 00:28:18,613
‫هیچی

434
00:28:20,615 --> 00:28:22,117
‫هیچی

435
00:28:24,994 --> 00:28:27,122
‫فقط روز افتضاحیه، همین

436
00:28:27,205 --> 00:28:29,416
‫- می‌دونی
‫- خب، روزی رو نشونم بده که افتضاح نباشه

437
00:28:29,416 --> 00:28:32,127
‫آره، خب کاری رو که بهم گفت انجام دادم

438
00:28:32,127 --> 00:28:34,921
‫دوام آوردم و...

439
00:28:34,921 --> 00:28:37,507
‫وقتی اومدم بیرون،
‫انگار من رو نمی‌دید.

440
00:28:41,636 --> 00:28:43,847
‫انگار یه غریبه بودم

441
00:28:43,930 --> 00:28:46,015
‫نه، اون پسرش رو می‌دید

442
00:28:47,308 --> 00:28:49,060
‫تو دوام آوردی و مادرت...

443
00:28:49,185 --> 00:28:50,562
‫براش مهم نبود چطور انجامش دادی

444
00:28:50,687 --> 00:28:53,481
‫اگه پسرِ منم بود برام مهم نبود

445
00:28:55,275 --> 00:28:57,152
‫تو تونستی دوباره خودت رو پیدا کنی

446
00:29:00,113 --> 00:29:02,532
‫شک ندارم که مامانت این رو می‌دید

447
00:29:02,657 --> 00:29:05,034
‫منم وقتی باهات آشنا شدم دیدمش

448
00:29:06,035 --> 00:29:07,495
‫اگه من می‌تونم ببینمش...

449
00:29:09,164 --> 00:29:12,167
‫تو دنبال جبرانی ولی قبلاً جبران کردی

450
00:29:14,252 --> 00:29:16,379
‫تو حبست رو گذروندی، مایک

451
00:29:18,298 --> 00:29:20,258
‫تو حبست رو گذروندی

452
00:29:38,109 --> 00:29:39,486
‫من خانواده‌ام رو دوست دارم، کایل

453
00:29:39,611 --> 00:29:42,030
‫ولی وقتی یونیفرمم تنمه،
‫این حیوون‌های لعنتی خانواده‌ام هستن.

454
00:29:46,785 --> 00:29:48,870
‫وقتی برخلاف میلم تو رو
‫آوردم توی گروه ضربت،

455
00:29:48,912 --> 00:29:50,663
‫این تو رو عضو این خانواده کرد

456
00:29:52,749 --> 00:29:54,626
‫آره، می‌دونم. می‌فهمم

457
00:29:56,044 --> 00:29:58,630
‫اگه مایک نتونه این مشکل رو حل کنه،

458
00:29:58,755 --> 00:30:00,840
‫و اگه دادستان کوتاه نیاد،

459
00:30:00,840 --> 00:30:03,301
‫قراره شما رو سؤال پیچ کنن

460
00:30:03,426 --> 00:30:05,970
‫از ایان می‌پرسن روزی که موریسی مُرد
‫چه اتفاقی براش افتاد

461
00:30:06,012 --> 00:30:08,306
‫و از تو می‌پرسن توی شورش چه اتفاقی افتاد

462
00:30:08,431 --> 00:30:10,934
‫آره و منم همون چیزی رو میگم
‫که همیشه بهشون گفتم

463
00:30:10,975 --> 00:30:13,520
‫- آره
‫- تو جونِ ما رو نجات دادی. همین

464
00:30:14,646 --> 00:30:17,440
‫و اگه ایان رو تحتِ فشار بذارن
‫و دیگه این حرف رو نزنه چی؟

465
00:30:17,565 --> 00:30:19,651
‫خب، ایان هیچوقت آدم‌فروشی نمی‌کنه.
‫امکان نداره.

466
00:30:19,734 --> 00:30:22,695
‫همه قبل از بازداشت شدن این رو میگن

467
00:30:23,738 --> 00:30:25,657
‫پلیس میره زندان و از بقیه جداش می‌کنن

468
00:30:25,740 --> 00:30:27,116
‫و بعدش دیر یا زود اوضاع عوض میشه

469
00:30:27,283 --> 00:30:29,077
‫قدرت دست به دست میشه،

470
00:30:29,077 --> 00:30:30,328
‫نگهبان‌ها آسمون رو نگاه می‌کنن

471
00:30:30,411 --> 00:30:32,247
تا بگیرن اذیتت کنن

472
00:30:33,289 --> 00:30:35,166
‫فکر می‌کنی ایان می‌تونه
‫چنین شرایطی رو تحمل کنه؟

473
00:30:35,250 --> 00:30:37,252
‫می‌دونم که توانش رو داره

474
00:30:37,335 --> 00:30:38,837
‫چون ایان واسش مهم نیست

475
00:30:38,962 --> 00:30:41,005
‫اون مثل آب خوردن حبس رو تحمل می‌کنه

476
00:30:41,965 --> 00:30:43,466
‫خیلی خب

477
00:30:44,342 --> 00:30:46,719
‫مایک چی، اون نظرش چیه؟
‫اون من یا دادستان رو انتخاب می‌کنه؟

478
00:30:46,719 --> 00:30:47,846
‫گُم شو بابا، رابرت

479
00:30:47,971 --> 00:30:49,138
‫- خدایا
‫- خب،

480
00:30:49,264 --> 00:30:50,598
‫نظر تو چیه؟

481
00:30:50,723 --> 00:30:53,226
‫یعنی، تیمت رو به برادرت ترجیح میدی؟

482
00:30:53,226 --> 00:30:55,645
‫این چیزیه که ازش حرف می‌زنیم

483
00:30:56,437 --> 00:31:00,066
‫اگه اِولین به کارش ادامه بده
‫و مایک نتونه یا جلوش رو نگیره، اون موقع...

484
00:31:00,066 --> 00:31:02,485
‫چه غلطی می‌کنی؟

485
00:31:04,404 --> 00:31:06,114
‫هیچ ربطی به من نداره

486
00:31:06,114 --> 00:31:08,157
‫نه، مرد، کاملاً به تو ربط داره

487
00:31:08,283 --> 00:31:11,160
‫چون ما توی اون نقطه هستیم، کایل،

488
00:31:11,244 --> 00:31:13,788
‫وقتی باید انتخاب کنیم کدوم طرفیم

489
00:31:18,001 --> 00:31:22,380
‫گذاشتی من عضو گروه ضربت بشم
‫تا علیه مایک اهرمِ فشار داشته باشی؟

490
00:31:23,631 --> 00:31:26,175
‫نه. نه، تو پلیس خوبی هستی

491
00:31:27,510 --> 00:31:28,469
‫آره

492
00:31:40,857 --> 00:31:43,192
‫از روانشناسه خوشت اومد؟

493
00:31:44,027 --> 00:31:45,486
‫بهت افتخار می‌کنم

494
00:31:45,486 --> 00:31:48,031
‫تو با ترس‌هات روبرو شدی
‫و حرفِ دلت رو زدی،

495
00:31:48,114 --> 00:31:50,325
‫و اینجوری...

496
00:31:51,659 --> 00:31:53,244
‫و اینجوری بهبود پیدا می‌کنی، درسته؟

497
00:31:53,244 --> 00:31:55,371
با اعتماد

498
00:31:57,373 --> 00:31:59,751
هیچوقت اعتمادت رو از دست نده، باشه؟

499
00:32:03,046 --> 00:32:04,631
‫بذار با مامان حرف بزنم

500
00:32:04,631 --> 00:32:06,466
‫دوستت دارم، عزیزم

501
00:32:09,010 --> 00:32:10,553
‫آره، خوبم

502
00:32:12,430 --> 00:32:14,265
‫روزِ خوبیه

503
00:32:16,142 --> 00:32:19,479
‫راسل رو برام بغل کن.
‫میشه بهش بگی...

504
00:32:22,857 --> 00:32:24,776
‫بهش بگو بهش افتخار می‌کنم

505
00:32:28,988 --> 00:32:30,990
‫تو رو هم دوست دارم

506
00:33:00,603 --> 00:33:02,105
‫زندانی از پا در اومده

507
00:33:03,898 --> 00:33:05,274
‫توی بند دی زندانی از پا در اومده

508
00:33:11,197 --> 00:33:14,450
‫درخواست پشتیبانی.
‫درخواست پشتیبانی.

509
00:33:14,534 --> 00:33:15,743
‫- توی بند دی زندانی از پا در اومده
‫- لعنتی

510
00:33:15,910 --> 00:33:17,745
‫- زندانی از پا در اومده
‫- چی؟

511
00:33:17,870 --> 00:33:18,871
‫رئیس

512
00:33:18,871 --> 00:33:20,373
‫- رئیس
‫- برید عقب

513
00:33:20,373 --> 00:33:21,582
‫برید عقب لعنتی‌ها

514
00:33:24,043 --> 00:33:25,628
‫برید عقب لعنتی‌ها!

515
00:33:26,713 --> 00:33:27,588
‫الان!

516
00:33:27,714 --> 00:33:29,132
‫ما توی راهیم

517
00:33:29,257 --> 00:33:30,967
‫داریم میایم. بریم

518
00:33:31,926 --> 00:33:33,636
‫تو، برو عقب

519
00:33:34,470 --> 00:33:35,722
‫هی، داریم میایم لعنتی

520
00:33:35,722 --> 00:33:36,764
‫بیاید بریم

521
00:33:36,931 --> 00:33:39,559
‫برید عقب، لعنتی‌ها!

522
00:33:39,684 --> 00:33:40,935
‫همین الان!

523
00:33:47,150 --> 00:33:50,028
‫بیشعور احمق

524
00:34:32,361 --> 00:34:34,655
‫برید عقب! برید عقب!

525
00:34:34,781 --> 00:34:36,616
‫برید عقب!

526
00:34:44,832 --> 00:34:47,585
‫عوضی ها!

527
00:36:04,245 --> 00:36:06,414
‫هنوز داستانِ مادرش رو برات نگفته؟

528
00:36:07,790 --> 00:36:11,460
‫کنستانتین برای هر گُلش
‫داستان متفاوتی داره

529
00:36:11,586 --> 00:36:13,546
‫حتی یکی‌شون هم حقیقت نداره

530
00:36:14,839 --> 00:36:17,884
‫لازم نیست بهت شلیک کنه،
‫می‌تونه انقدر حرف بزنه که بمیری.

531
00:36:28,186 --> 00:36:29,437
حالا ما می‌تونیم حرف بزنیم

532
00:36:33,399 --> 00:36:34,817
‫بشین

533
00:36:36,611 --> 00:36:38,779
‫الکس لطف کرد راهنمایی‌ام کرد داخل

534
00:36:39,322 --> 00:36:42,450
‫این زن‌ها که رفیق روزهای خوبن چشونه؟

535
00:36:44,660 --> 00:36:46,996
‫آیریس

536
00:36:48,122 --> 00:36:51,792
‫نشسته راحت‌تر از ایستاده‌ست، پرنده کوچولو

537
00:36:51,918 --> 00:36:54,962
‫در هر صورت برای گلوله اهمیتی نداره

538
00:36:57,965 --> 00:37:00,259
‫من نمی‌خوام نزدیکِ اون باشم

539
00:37:00,259 --> 00:37:03,012
‫لازم نیست زیاد پیشم بمونی

540
00:37:04,722 --> 00:37:07,391
‫ولی می‌خوام یه کاری برام بکنی

541
00:37:08,476 --> 00:37:10,436
‫به مایک زنگ بزن

542
00:37:11,270 --> 00:37:13,773
‫با گوشی‌ای که بهت داده بهش زنگ بزن

543
00:37:19,654 --> 00:37:22,490
‫همه‌شون رفیق روزهای خوبن، کانی

544
00:37:22,615 --> 00:37:25,201
‫واقعاً فکر می‌کردی
‫برای راحتی برگشته پیشت؟

545
00:37:25,326 --> 00:37:29,038
‫اون از وقتی که فرستادمش
‫عاشق مایک بود

546
00:37:29,163 --> 00:37:31,290
‫به خاطر اون برگشت پیشت

547
00:37:31,290 --> 00:37:33,626
‫خودم تصمیم گرفتم برگردم

548
00:37:33,626 --> 00:37:36,337
‫توهمِ انتخاب

549
00:37:36,337 --> 00:37:38,464
‫نه. توهم نبود

550
00:37:38,464 --> 00:37:40,258
‫واقعیتی بود که انتخاب کردم

551
00:37:42,260 --> 00:37:44,053
‫زبونت تیز شده

552
00:37:44,178 --> 00:37:45,346
‫این تأثیر توئه، کنستانتین

553
00:37:45,471 --> 00:37:47,265
‫همیشه از دوست پیدا کردن خوشت می‌اومد

554
00:37:47,390 --> 00:37:49,475
‫ما آدم‌های متفاوتی هستیم، مایلو

555
00:37:49,475 --> 00:37:51,018
‫این تأثیرِ مایکه

556
00:37:51,018 --> 00:37:52,812
‫آهان

557
00:37:52,812 --> 00:37:54,480
‫مایک

558
00:37:56,107 --> 00:37:57,566
هنوز ولت نکرده؟

559
00:37:59,068 --> 00:38:02,863
‫من قصد ندارم به مایک صدمه بزنم

560
00:38:02,989 --> 00:38:05,324
‫اگه می‌خواستم بمیره، می‌مرد

561
00:38:11,956 --> 00:38:13,541
‫پس گوشی رو در بیار

562
00:38:13,666 --> 00:38:17,712
‫و به اون عوضی زنگ بزن

563
00:38:44,697 --> 00:38:46,407
لعنت بهش

564
00:39:25,279 --> 00:39:27,406
‫این عوضی رو بزن!

565
00:39:41,504 --> 00:39:43,130
‫لعنتی

566
00:39:46,175 --> 00:39:47,718
‫بله، آیریس؟

567
00:39:47,802 --> 00:39:50,179
‫اون دخترِ قوی‌ایه، مایک

568
00:39:53,641 --> 00:39:56,685
‫با این که سعی کردم متقاعدش کنم
‫قبول نکرد زنگ بزنه

569
00:39:59,772 --> 00:40:01,190
‫کجایی؟

570
00:40:01,315 --> 00:40:02,691
‫نزدیک جایی که آخرین بار من رو دیدی

571
00:40:02,733 --> 00:40:05,403
‫توی رود، روی یه قایق دیگه

572
00:40:06,362 --> 00:40:09,156
‫کنستانتین همیشه آب رو دوست داشت

573
00:40:19,875 --> 00:40:21,293
‫- آره؟
‫- مایک،

574
00:40:21,293 --> 00:40:22,962
‫روی پل خیابون ششم جنگ شده

575
00:40:22,962 --> 00:40:24,296
‫کریپ‌ها و روس‌ها درگیر شدن

576
00:40:24,296 --> 00:40:26,674
‫مردمِ عادی هم روی پل هستن

577
00:40:26,799 --> 00:40:27,800
‫خدای بزرگ

578
00:40:27,925 --> 00:40:31,011
‫آره، گوش کن، مایک،
‫راهی برای خاموش کردن این آتیش داری؟

579
00:40:31,178 --> 00:40:34,807
‫فکر نکنم بشه اوضاع رو
‫به حالت عادی برگردوند، ایان

580
00:40:34,932 --> 00:40:35,891
‫مایک، یعنی چی؟

581
00:40:36,016 --> 00:40:38,561
‫این که نشد راه حل!

582
00:40:39,395 --> 00:40:41,814
‫مایلو برگشته. پیش آیریسه

583
00:40:41,814 --> 00:40:44,442
‫اصلاً چطور چنین چیزی ممکنه؟ کجا؟

584
00:40:44,525 --> 00:40:46,068
‫توی قایق کنستانتین

585
00:40:46,193 --> 00:40:47,445
‫خدای بزرگ. باشه، باشه

586
00:40:47,570 --> 00:40:48,821
‫بذار یه واحد جمع کنم

587
00:40:48,821 --> 00:40:50,281
‫من و استیوی الان میایم اونجا

588
00:40:51,115 --> 00:40:52,658
‫من تمومش می‌کنم

589
00:41:00,791 --> 00:41:04,336
‫حداقل 12 تا جنگجوی مسلح
‫و تعداد نامشخص مردم عادی داریم،

590
00:41:04,378 --> 00:41:06,464
‫پس شاید ندونیم کی به کیه

591
00:41:06,589 --> 00:41:08,716
‫شناسایی هدف مهمه

592
00:41:08,841 --> 00:41:09,967
‫حواستون رو جمع کنید

593
00:41:10,050 --> 00:41:12,887
‫این جنگِ شهریه، بچه‌ها

594
00:42:07,566 --> 00:42:09,401
‫شلیک کن، پسر!

595
00:42:16,742 --> 00:42:17,868
‫لعنتی!

596
00:42:17,993 --> 00:42:19,954
‫پلیس از دو طرف محاصره‌مون کرده

597
00:42:20,079 --> 00:42:21,288
‫چه غلطی بکنیم؟

598
00:42:23,290 --> 00:42:26,168
‫بکشید، بمیرید یا شیرجه بزنید توی آب

599
00:42:46,146 --> 00:42:47,982
‫چه فانتزی‌هایی توی ذهنت پرورش میدی؟

600
00:42:50,150 --> 00:42:53,654
‫- تو مرد بی‌رحمی هستی، مایلو
‫- آره. کمتر از تو نیستم

601
00:42:54,530 --> 00:42:56,574
‫فقط سلیقه‌هامون فرق می‌کنه

602
00:42:56,699 --> 00:42:58,701
‫کوکائین و پسرهات

603
00:42:58,742 --> 00:43:01,036
‫از دخترهایی مثل آیریس کمک میگیری 

604
00:43:01,078 --> 00:43:03,747
‫همونطور که قصد داشتی از دخترهایی
‫که توی رودن کمک بگیری

605
00:43:03,831 --> 00:43:06,333
‫تو بیشتر گناه‌خواری تا قاتل،

606
00:43:06,333 --> 00:43:08,252
‫ولی بازم بی‌رحمی

607
00:43:08,377 --> 00:43:11,714
‫گناه‌خوارها گناهانِ مُرده‌ها رو می‌خورن،
‫نه گناهانِ زنده‌ها رو.

608
00:43:11,797 --> 00:43:14,717
‫پس تو فقط یه انگلی

609
00:43:15,676 --> 00:43:18,512
‫می‌خوای گناهان خودت رو در میون بذاری؟

610
00:43:19,972 --> 00:43:21,265
‫اونا واضحن

611
00:43:21,390 --> 00:43:23,851
‫می‌دونی،

612
00:43:23,851 --> 00:43:26,061
‫باید میذاشتی برم

613
00:43:26,186 --> 00:43:27,896
‫نباید فرار می‌کردی

614
00:43:28,564 --> 00:43:30,190
‫می‌تونستی برای خروج مذاکره کنی

615
00:43:30,316 --> 00:43:33,193
‫عوارضم رو پرداخت می‌کردم؟ نه

616
00:43:33,277 --> 00:43:34,695
‫من به خاطرت حبس کشیدم

617
00:43:34,737 --> 00:43:37,031
‫نه. تو به خاطر خودت حبس کشیدی

618
00:43:37,031 --> 00:43:40,367
چون گند زدی حبس کشیدی

619
00:43:40,367 --> 00:43:42,578
‫چون گند زدی و شکست خوردی

620
00:43:42,661 --> 00:43:46,123
‫گند زدی، شکست خوردی
‫و مثل یه احمق تسلیم شدی

621
00:43:46,206 --> 00:43:47,791
‫- تو کارِ دیگه‌ای می‌کردی؟
‫- من فرستادمت اینجا

622
00:43:47,791 --> 00:43:50,544
‫تا به یه گذرگاه مرزی نظارت کنی،

623
00:43:50,544 --> 00:43:53,922
‫نه این که مثل یه گانگستر نصفه‌نیمه
‫توی این فیلم‌ها، نمایش راه بندازی،

624
00:43:54,006 --> 00:43:56,550
‫- و از ماشین‌های زرهی سرقت کنی
‫- اون کار برای خودم بود

625
00:43:56,634 --> 00:43:57,718
‫مطمئنم واسه خودت بود

626
00:43:57,843 --> 00:44:00,429
‫من هنوزم اون گذرگاه رو می‌خوام

627
00:44:00,554 --> 00:44:02,056
‫دیگه دیره

628
00:44:02,181 --> 00:44:03,599
‫من رو بکش، اشکالی نداره

629
00:44:03,724 --> 00:44:06,977
‫ولی اونا هرگز نمیذارن زنده بمونی

630
00:44:07,853 --> 00:44:10,397
‫پدرها هیچ وفاداری یا محبتی به تو ندارن

631
00:44:10,481 --> 00:44:13,609
‫رومن این رو اعتراف کرد

632
00:44:13,692 --> 00:44:16,362
‫رومن به چیزهای زیادی اعتراف کرد

633
00:44:30,959 --> 00:44:31,919
‫سلام، مایک

634
00:44:32,044 --> 00:44:34,088
‫دلت برام تنگ شده بود؟

635
00:44:35,589 --> 00:44:38,300
‫چطور می‌تونستم دلتنگت بشم، مایلو،
‫وقتی هیچوقت نرفته بودی؟

636
00:44:42,805 --> 00:44:44,348
‫انگار رویام به حقیقت تبدیل شده

637
00:44:45,099 --> 00:44:48,477
‫اتفاقی که افتاد، تمام اتفاقاتی که افتاد...

638
00:44:48,644 --> 00:44:52,523
‫توی رود شسته شد و از بین رفت.
‫می‌تونیم از اونجا شروع کنیم، مایک؟

639
00:44:53,482 --> 00:44:55,484
‫چی می‌خوای، مایلو؟

640
00:44:56,527 --> 00:44:58,779
‫بازگشت به شرایط قبلی

641
00:44:59,655 --> 00:45:01,448
‫می‌خوام شهرم رو پس بگیرم

642
00:45:01,448 --> 00:45:02,783
‫ولی تو فراری هستی

643
00:45:02,783 --> 00:45:06,036
‫من یه مرد مُرده‌ام که در برابرِ دستگیری
‫و محاکمه مصونیت دارم

644
00:45:06,078 --> 00:45:10,165
‫من کینگزتاون رو از گوشی‌ام می‌گردوندم.
‫می‌تونم از قبر هم بگردونمش.

645
00:45:12,126 --> 00:45:13,460
‫تنها نبودی

646
00:45:14,837 --> 00:45:15,963
‫نه

647
00:45:16,088 --> 00:45:18,298
‫ما رابطه‌ی خوبی داشتیم، مایک

648
00:45:18,465 --> 00:45:20,342
‫میچ، من و تو

649
00:45:23,637 --> 00:45:26,432
‫باید الان بهم شلیک کنی، مایلو

650
00:45:26,432 --> 00:45:29,351
‫لحظه‌ای که بتونم یه گلوله خرجت می‌کنم

651
00:45:31,854 --> 00:45:33,647
‫می‌خوای بدونی پدر و مادرم
‫چجوری مُردن، مایک؟

652
00:45:33,689 --> 00:45:36,775
‫چون به قشنگی قصه‌های کنستانتین نیست

653
00:45:36,775 --> 00:45:38,610
‫هرچی دلت می‌خواد بگو

654
00:45:38,610 --> 00:45:39,903
‫هیچی برای پیشنهاد بهم نداری

655
00:45:39,987 --> 00:45:41,697
‫یه چیزی هست

656
00:45:41,780 --> 00:45:43,157
‫همیشه یه چیزی هست

657
00:45:44,158 --> 00:45:45,951
‫کاری رو که کنستانتین شروع کرد تموم می‌کنم

658
00:45:45,951 --> 00:45:47,369
‫آیریس رو آزاد می‌کنم

659
00:45:47,411 --> 00:45:49,037
‫اون مالِ تو نیست
‫که آزادش کنی، مایلو

660
00:45:49,079 --> 00:45:51,373
‫یا همینجا جلوی چشمت می‌کشمش

661
00:45:52,291 --> 00:45:55,252
‫- تو قدرتش رو داری
‫- بذار بره، مایک

662
00:45:55,252 --> 00:45:57,421
‫این تنها نتیجه‌ی خوبیه
‫که از این کار حاصل میشه

663
00:46:03,635 --> 00:46:05,095
‫- آیریس
‫- هوم؟

664
00:46:05,763 --> 00:46:07,097
‫می‌خوای چیکار کنی؟

665
00:46:10,559 --> 00:46:12,352
‫می‌خوام با تو اینجا بمونم

666
00:46:12,436 --> 00:46:13,604
‫این جزو گزینه‌ها نیست

667
00:46:13,729 --> 00:46:16,774
‫اگه بمونی، می‌میری

668
00:46:16,857 --> 00:46:18,692
‫اگه بری، زنده می‌مونی

669
00:46:18,692 --> 00:46:22,154
‫ولی اینم یه بهایی داره

670
00:46:22,154 --> 00:46:23,447
‫مایلو

671
00:46:25,282 --> 00:46:27,659
‫آیریس گناه‌خوار رو می‌کشه

672
00:46:41,298 --> 00:46:43,175
ردیفی جلو برید

673
00:46:46,512 --> 00:46:49,097
‫از ماشین‌هاتون بیاید بیرون!
‫از ماشین‌هاتون پیاده شید!

674
00:46:49,223 --> 00:46:51,016
‫از ماشین‌هاتون پیاده شید.
‫برید اون طرف، همین الان!

675
00:46:51,016 --> 00:46:53,644
‫خیلی خب، پشت سرم بیاید، سریع

676
00:46:53,727 --> 00:46:54,770
‫از این طرف، از این طرف

677
00:46:54,895 --> 00:46:56,563
‫از ماشین‌هاتون پیاده شید!
‫دست‌ها بالا!

678
00:46:56,563 --> 00:46:58,565
‫برید اون طرف!
‫برید اون طرف، زود، زود!

679
00:46:58,690 --> 00:47:01,235
‫- حرکت کنید، حرکت کنید
‫- از ماشین‌هاتون پیاده شید

680
00:47:01,318 --> 00:47:02,528
‫پشتِ سرم، سریع، سریع

681
00:47:02,528 --> 00:47:04,238
‫پشتِ سرم، پشتِ سرم

682
00:47:04,321 --> 00:47:06,782
‫- یالا!
‫- از ماشینت پیاده شو. یالا، مرد

683
00:47:10,786 --> 00:47:12,913
‫- بچه داری. خیلی خب. بیارش بیرون
‫- بریم

684
00:47:13,038 --> 00:47:15,249
‫بجنبید، بجنبید، بجنبید!
‫دست‌ها بالا! یالا!

685
00:47:15,374 --> 00:47:17,417
‫بجنبید، بجنبید، بجنبید!

686
00:47:51,910 --> 00:47:53,704
‫توی یه ردیف پیش‌روی کنید!

687
00:48:01,837 --> 00:48:03,255
‫چیزی نیست، آیریس

688
00:48:03,255 --> 00:48:04,548
‫نه

689
00:48:05,424 --> 00:48:08,594
‫این تنها نتیجه‌ی خوبیه
‫که می‌تونه حاصل شه

690
00:48:08,594 --> 00:48:09,970
‫نه

691
00:48:10,095 --> 00:48:12,514
‫اوه، الان توی خشونت کارکشته شدی

692
00:48:12,514 --> 00:48:13,932
‫کاری که با جوزف کردی

693
00:48:14,099 --> 00:48:15,559
‫جوزف حقش بود بمیره

694
00:48:15,684 --> 00:48:17,311
‫منم حقمه بمیرم

695
00:48:17,644 --> 00:48:20,480
‫چندین و چند بار. خودتم می‌دونی

696
00:48:20,480 --> 00:48:22,274
‫خودت این رو گفتی

697
00:48:22,274 --> 00:48:23,817
‫عیب نداره

698
00:48:23,942 --> 00:48:26,403
‫عیب نداره، آیریس. من می‌بخشمت

699
00:48:29,781 --> 00:48:31,950
‫مایک، در هر صورت این اتفاق می‌افته،

700
00:48:31,992 --> 00:48:34,036
‫پس چرا اینجوری نشه؟

701
00:48:34,161 --> 00:48:36,246
‫یه حسِ شاعرانه داره، مایکل

702
00:48:36,288 --> 00:48:37,998
‫اون کثافت‌کاریت رو انجام نمیده، مایلو

703
00:48:38,040 --> 00:48:39,791
‫ولی کِی این کارو نکرده؟

704
00:48:39,791 --> 00:48:41,710
‫دیگه این کارو نمی‌کنه

705
00:48:41,793 --> 00:48:44,212
‫خیلی خب، بیا معامله رو چربش کنیم

706
00:48:44,379 --> 00:48:46,006
‫من یه چیز دیگه دارم که لازم داری

707
00:48:46,006 --> 00:48:48,258
‫- آره؟
‫- یا بانی داره

708
00:48:48,300 --> 00:48:50,135
‫- مایلوی لعنتی
‫- می‌دونم تفنگ‌ها کجان

709
00:48:50,177 --> 00:48:51,178
‫در واقع می‌دونم کجا نیستن

710
00:48:51,219 --> 00:48:54,556
‫و اونا توی اون کامیونِ لعنتی نیستن، مگه نه؟

711
00:49:08,570 --> 00:49:09,571
‫خوبی؟

712
00:49:09,571 --> 00:49:11,281
‫خیلی خب، یالا. برو

713
00:49:17,704 --> 00:49:19,831
‫دست‌ها بالا! لعنت بهش. لعنتی

714
00:49:19,957 --> 00:49:21,166
‫دست‌هات رو بهم نشون بده

715
00:49:21,208 --> 00:49:22,626
‫واسه چی تفنگ داری؟

716
00:49:22,751 --> 00:49:23,752
‫نه، نه، ببین مرد،

717
00:49:23,794 --> 00:49:25,796
‫- باید از خانواده‌ام محافظت کنم، خب؟
‫- یعنی چی؟!

718
00:49:25,921 --> 00:49:27,923
‫من بچه دارم، مرد.
‫باید از خانواده‌ام محافظت کنم، خب؟

719
00:49:27,965 --> 00:49:31,760
‫باشه، خیلی خب. فقط تفنگ رو بذار زمین

720
00:49:31,885 --> 00:49:34,221
‫نمی‌تونم...

721
00:49:43,605 --> 00:49:45,524
‫یالا!

722
00:49:53,699 --> 00:49:54,700
‫اون تیر خورده لعنتی!

723
00:49:54,825 --> 00:49:57,577
‫بکشش عقب!

724
00:49:57,577 --> 00:49:59,663
‫- یالا!
‫- خودشه، خودشه!

725
00:50:21,518 --> 00:50:23,687
‫چه غلطا؟!

726
00:50:24,521 --> 00:50:27,315
‫لعنتی. دست‌هام رو بلند کردم

727
00:50:27,357 --> 00:50:28,650
‫- دست‌هام بالان!
‫- حالا بخواب روی زمین!

728
00:50:28,734 --> 00:50:30,652
‫- بخواب روی زمین لعنتی
‫- شلیک نکنید

729
00:50:30,736 --> 00:50:32,237
‫- بخواب روی زمین!
‫- دست‌هام رو بردم بالا!

730
00:50:32,237 --> 00:50:33,989
‫- همین الان بخواب روی زمین!
‫- دست‌هام بالان!

731
00:50:35,282 --> 00:50:36,908
‫رابرت، لعنت بهت 

732
00:50:39,745 --> 00:50:40,954
‫- تفنگِ لعنتیت رو بنداز
‫- چیزی نیست

733
00:50:40,996 --> 00:50:43,457
‫- هی، تفنگِ لعنتیت رو بنداز
‫- رابرت، نه!

734
00:50:43,457 --> 00:50:44,666
‫سلاحت رو بنداز لعنتی!

735
00:50:44,708 --> 00:50:47,002
‫گفتم سلاحت رو بنداز لعنتی!

736
00:50:47,044 --> 00:50:48,086
‫نه، اونا بی‌گناهن!

737
00:50:48,128 --> 00:50:49,337
‫من بچه دارم. بچه دارم!

738
00:50:49,379 --> 00:50:51,465
‫- گفتم تفنگِ لعنتیت رو بنداز!
‫- من بچه دارم!

739
00:50:51,506 --> 00:50:53,633
‫- بندازش
‫- نه!

740
00:51:10,150 --> 00:51:12,152
‫من معامله‌ی اسلحه رو
‫واسه بانی جوش میدم

741
00:51:12,152 --> 00:51:15,155
‫می‌تونم درست مثل قدیم‌ها سهمت رو بدم،

742
00:51:15,280 --> 00:51:16,823
‫مثل کاری که با میچ می‌کردیم

743
00:51:16,823 --> 00:51:19,951
‫قلمروی بانی رو در اختیارش میذارم
‫و توازنِ بهم خورده رو برمی‌گردونیم

744
00:51:19,951 --> 00:51:22,537
‫و گذشته‌ها رو فراموش می‌کنیم

745
00:51:22,662 --> 00:51:24,164
‫ولی اول...

746
00:51:25,707 --> 00:51:27,209
‫آیریس

747
00:51:34,508 --> 00:51:35,801
‫تفنگ رو بگیر، آیریس

748
00:51:36,760 --> 00:51:38,637
‫من همچین غلطی نمی‌کنم

749
00:51:40,972 --> 00:51:42,724
برو بابا

750
00:51:42,808 --> 00:51:44,351
‫تفنگِ لعنتی رو بگیر، آیریس

751
00:51:44,351 --> 00:51:46,144
‫نه

752
00:51:46,144 --> 00:51:49,648
‫تا هر سه تامون رو نکشته
‫تفنگِ لعنتی رو بگیر!

753
00:51:57,322 --> 00:51:59,574
‫آیریس

754
00:52:17,717 --> 00:52:19,427
‫انجامش بده

755
00:52:19,594 --> 00:52:21,847
‫- آیریس
‫- همین الان انجامش بده

756
00:52:21,847 --> 00:52:25,433
‫انجامش بده. انجامش بده

757
00:52:26,393 --> 00:52:28,145
‫همین الان انجامش بده!

758
00:52:31,064 --> 00:52:32,816
‫هانا

759
00:52:33,775 --> 00:52:35,735
‫هانا، ماشه‌ی لعنتی رو بکش!

760
00:52:45,078 --> 00:52:47,664
‫فقط یه گلوله لازم داشتی

761
00:52:49,708 --> 00:52:51,877
‫خیلی خب

762
00:52:53,795 --> 00:52:56,214
‫بذار بره

763
00:52:56,840 --> 00:52:58,884
‫نارو زدن نداریم

764
00:52:59,968 --> 00:53:03,471
‫الکس طبقه‌ی بالاست.
‫یه پاکت با مدارکِ زندگی جدیدت دستشه.

765
00:53:03,597 --> 00:53:05,432
‫پاسپورت، گواهینامه

766
00:53:05,432 --> 00:53:08,310
‫بلیت اتوبوس به هر مقصدی که دلت می‌خواد

767
00:53:08,435 --> 00:53:12,647
‫چیزی رو که کنستانتین وعده داده بود،
‫من برات فراهم می‌کنم.

768
00:53:17,068 --> 00:53:19,112
‫خیلی خب

769
00:53:20,238 --> 00:53:22,115
‫وقتِ رفتنه

770
00:53:22,240 --> 00:53:23,867
‫نه

771
00:53:26,077 --> 00:53:27,078
‫نمی‌خوام برم

772
00:53:27,204 --> 00:53:29,080
‫اینجا اوضاع خوبی داشتی

773
00:53:29,998 --> 00:53:32,667
‫ولی دلیلی نداره به خاطر من بیشتر بمونی

774
00:53:32,792 --> 00:53:34,794
‫- باشه؟
‫- نه

775
00:53:34,794 --> 00:53:36,338
‫پس از اینجا میری...

776
00:53:36,504 --> 00:53:38,465
‫و هیچوقت پشت سرت رو نگاه نمی‌کنی

777
00:53:38,465 --> 00:53:40,717
‫می‌خوام بهم قول بدی

778
00:53:42,886 --> 00:53:45,055
‫قول بده

779
00:53:47,140 --> 00:53:49,184
‫- قول میدم
‫- دیگه هیچوقت...

780
00:53:49,309 --> 00:53:50,727
‫نمی‌خوای من رو ببینی

781
00:53:50,810 --> 00:53:53,146
‫بگو

782
00:53:56,858 --> 00:53:58,818
‫آیریس؟

783
00:53:58,902 --> 00:54:01,071
‫بگو

784
00:54:03,990 --> 00:54:06,243
‫دیگه هیچوقت نمی‌خوام ببینمت

785
00:54:07,244 --> 00:54:09,537
‫توی این شهر هیچ چیز خوبی نیست، آیریس

786
00:54:11,831 --> 00:54:14,042
‫من هیچ چیز خوبی ندارم

787
00:54:15,835 --> 00:54:17,295
‫می‌شنوی؟

788
00:54:46,366 --> 00:54:48,034
‫مایکی؟

789
00:54:48,159 --> 00:54:49,619
‫- مایک؟
‫- بله

790
00:54:49,619 --> 00:54:51,413
‫مایک

791
00:54:52,330 --> 00:54:53,373
‫لعنتی

792
00:54:53,373 --> 00:54:55,333
‫یه واحد توی راهه

793
00:54:55,333 --> 00:54:57,210
‫بفرستشون برن

794
00:55:00,463 --> 00:55:03,800
‫باید اون رو ببری ایستگاه اتوبوس

795
00:55:04,884 --> 00:55:06,678
‫خوبی؟ یالا

796
00:55:06,678 --> 00:55:08,722
‫بیا بریم

797
00:55:08,847 --> 00:55:10,432
‫باشه

798
00:55:23,987 --> 00:55:26,364
‫گذشته‌های بدردنخور!

799
00:55:27,615 --> 00:55:30,827
‫نمی‌تونی کار رو شخصی کنی، مایک

800
00:55:31,661 --> 00:55:34,122
‫می‌دونی که نباید این کارو بکنی

801
00:55:34,247 --> 00:55:35,915
‫تو مثل برادرت نیستی

802
00:55:35,915 --> 00:55:39,419
‫- نه
‫- ما از این نظر عینِ همیم

803
00:55:39,544 --> 00:55:41,421
‫تو توی قبرستون بمب گذاشتی

804
00:55:41,546 --> 00:55:43,298
‫یه تسریع‌کننده لازم داشتم

805
00:55:43,423 --> 00:55:47,260
‫اون دختربچه‌ها رو انداختی توی رود، مایلو

806
00:55:47,385 --> 00:55:49,763
‫چی بیشتر آزارت میده، مایک؟

807
00:55:49,763 --> 00:55:52,515
‫جنسیتشون یا سنشون؟

808
00:55:55,101 --> 00:55:58,605
‫یه نقطه‌ی بدون بازگشت هست،

809
00:55:58,646 --> 00:56:01,066
‫و فکر کنم ما ردش کردیم

810
00:56:01,066 --> 00:56:02,067
‫واقعاً؟

811
00:56:02,067 --> 00:56:04,152
‫آره، ردش کردیم

812
00:56:04,277 --> 00:56:06,112
‫انقدر شلوغش نکن

813
00:56:06,237 --> 00:56:07,947
‫هیچی تو رو ناراحت نمی‌کنه

814
00:56:09,240 --> 00:56:10,825
‫تو گناه کردی،

815
00:56:10,909 --> 00:56:13,161
‫انجام گناه‌ها رو دیدی،

816
00:56:13,244 --> 00:56:16,206
‫و بعدش حتی کَکت هم نگزیده

817
00:56:17,290 --> 00:56:20,668
‫می‌دونم چه کارهایی ازت برمیاد
‫چون همون کارها از منم برمیاد

818
00:56:20,752 --> 00:56:22,087
‫می‌دونم چی رو فرو می‌خوری

819
00:56:22,087 --> 00:56:27,300
‫چون هر روز همون زهر رو می‌خورم
‫و زنده می‌مونم

820
00:56:27,300 --> 00:56:30,428
‫ما سر و ته یه کرباسیم، مایک

821
00:56:31,679 --> 00:56:34,099
‫و مادرت به خاطر من نمرده.
‫اون مُرده...

822
00:56:34,099 --> 00:56:36,476
لعنتی

823
00:56:38,645 --> 00:56:41,815
گندت بزنن عوضی!

824
00:56:41,898 --> 00:56:43,983
‫داشتی یه چیزی در مورد مادرم می‌گفتی؟

825
00:56:43,983 --> 00:56:46,403
‫چی بود؟

826
00:56:47,946 --> 00:56:49,406
‫اون به خاطر تو مُرده

827
00:56:49,489 --> 00:56:51,116
‫تو اون رو کُشتـ...

828
00:58:58,952 --> 00:59:00,078
‫چه اتفاقی افتاد؟

829
00:59:00,078 --> 00:59:02,455
‫توی تیراندازی متقابل
‫به رابرت شلیک کرده

830
00:59:02,580 --> 00:59:04,290
‫چی؟ چیکار کرده؟

831
00:59:04,415 --> 00:59:05,625
‫کایل به رابرت شلیک کرده

832
00:59:05,750 --> 00:59:07,627
‫حالش خوبه. یکی به جلیقه‌اش خورده

833
00:59:07,710 --> 00:59:09,546
‫یکی هم به گردنش خورده.
‫شرایطش پایداره، خب؟

834
00:59:09,629 --> 00:59:11,339
‫ولی تصادفی بوده، درسته؟

835
00:59:11,422 --> 00:59:13,049
‫آره، باید حواست رو جمع کنی، مایکی

836
00:59:13,132 --> 00:59:14,968
‫شاهدهایی دارن که خلافش رو میگن،

837
00:59:14,968 --> 00:59:17,637
‫میگن: «اقدام به قتل» بوده.
‫اوضاع قمر در عقربه، مایک.

838
00:59:17,762 --> 00:59:19,806
‫بچه‌های گروه ضربت،
‫مردم عادی توی ماشین‌هاشون،

839
00:59:19,806 --> 00:59:21,432
‫یه عده با دوربین از همه چی فیلم گرفتن...

840
00:59:21,432 --> 00:59:22,642
برام مهم نیست

841
00:59:22,725 --> 00:59:23,935
‫- می‌فهمم
‫- وایسا. باید با اِولین حرف بزنم

842
00:59:23,935 --> 00:59:25,687
‫ندیدیش؟ اِولین کجاست؟ اِولین؟

843
00:59:26,020 --> 00:59:27,397
‫اِولین؟

844
00:59:32,777 --> 00:59:34,654
‫باید آزادش کنی، اِولین

845
00:59:34,654 --> 00:59:36,864
‫- مایک، نمی‌تونم
‫- ببین، ناسلامتی اون پلیسه

846
00:59:36,906 --> 00:59:38,283
‫که به یه پلیس دیگه شلیک کرده، مایک

847
00:59:38,283 --> 00:59:40,034
‫آره، حادثه بوده، نه جرم

848
00:59:40,118 --> 00:59:41,077
‫من که این رو نمی‌دونم

849
00:59:41,160 --> 00:59:43,204
‫من می‌دونم. اون برادرمه، اِولین

850
00:59:43,288 --> 00:59:45,248
‫اون برادرمه

851
00:59:45,248 --> 00:59:47,208
‫بهت هشدار دادم، مایک

852
00:59:47,333 --> 00:59:49,335
‫- چیکار کردی؟
‫- بهت هشدار دادم لعنتی

853
00:59:49,460 --> 00:59:51,588
‫هیچکس مصونیت نداره

854
00:59:53,047 --> 00:59:55,174
‫کایل بازداشت شده،
‫تفهیم اتهامش می‌کنم.

855
00:59:59,178 --> 01:00:00,346
‫نمی‌تونی نگهش داری

856
01:00:00,346 --> 01:00:01,598
‫- چاره‌ای ندارم، مایک
‫- واقعاً؟

857
01:00:01,681 --> 01:00:02,849
‫هیچ چاره‌ای ندارم. شرمنده

858
01:00:02,849 --> 01:00:04,517
‫واقعاً؟

859
01:00:04,642 --> 01:00:06,436
‫چرا به خودمون زحمت بدیم؟
‫نمی‌تونه نگهش داره.

860
01:00:06,477 --> 01:00:07,895
‫نه. فقط حواست رو جمع کن

861
01:00:08,021 --> 01:00:10,273
‫باید آروم باشی. به آتیش دامن نزن

862
01:00:10,315 --> 01:00:12,066
‫- باشه. باشه
‫- خیلی خب؟

863
01:00:42,805 --> 01:00:45,767
‫اونا وسایلم رو گذاشتن جلوم

864
01:00:47,602 --> 01:00:50,480
یه کیسه‌ی کاغذی روی میزِ استیل

865
01:00:53,149 --> 01:00:55,234
‫لباس‌های خیابونیم رو پوشیدم،

866
01:00:55,234 --> 01:00:58,237
‫خونِ خشک روی پیراهنم بود،

867
01:00:58,321 --> 01:01:01,741
‫یکم پول خُرد و یه چاقوی جیبی

868
01:01:06,454 --> 01:01:10,458
‫وقتی از زندان میای بیرون
‫آفتاب یه جور دیگه می‌تابه

869
01:01:12,585 --> 01:01:14,921
‫من وارد اون نور شدم

870
01:01:15,797 --> 01:01:18,383
‫کایل رو دیدم

871
01:01:18,383 --> 01:01:20,927
‫به سختی شناختمش

872
01:01:22,887 --> 01:01:26,766
‫بعدش میچ، بعدش میریام

873
01:01:29,727 --> 01:01:32,480
‫می‌خواستم از اونجا برم

874
01:01:33,648 --> 01:01:35,566
‫ولی گذاشتم بغلم کنن

875
01:01:36,442 --> 01:01:39,612
‫با این که می‌تونستم زندان رو احساس کنم،

876
01:01:39,737 --> 01:01:44,617
‫مثل موجودی که بیخ گوشم نفس می‌کشید
‫و من رو به سمت خودش می‌کشید

877
01:01:47,787 --> 01:01:49,997
‫پونزده دقیقه وقت دارید

878
01:01:50,123 --> 01:01:52,333
‫تا چهار ساعت دیگه نگه نمی‌داریم

879
01:02:26,117 --> 01:02:28,870
‫وقتی رفتم زندان دیگه اون آدم سابق نبودم

880
01:02:32,039 --> 01:02:34,584
‫پوستِ قبلی‌ام رو انداختم تا دوام بیارم

881
01:02:35,752 --> 01:02:39,213
‫نمی‌دونستم آزاد کردن
‫من اشتباه بود یا نه

882
01:02:40,131 --> 01:02:43,301
‫هیچکس نمی‌دونست داره
‫چه موجودی رو آزاد می‌کنه

883
01:02:45,303 --> 01:02:49,515
‫من طبق بیشتر معیارهای اخلاقی
‫کارهای شری کرده بودم،

884
01:02:49,640 --> 01:02:51,350
‫طبق معیارهای اخلاقی مادرم

885
01:02:52,518 --> 01:02:54,979
‫ولی آیا این من رو شرور کرد؟

886
01:02:56,397 --> 01:02:59,192
‫می‌تونستم اون پوست رو هم بندازم...

887
01:03:02,904 --> 01:03:04,405
‫و به خودم برگردم؟
