﻿1
00:00:07,924 --> 00:00:08,758
‫[دوربین ۶]

2
00:00:09,968 --> 00:00:13,138
‫خیلی خب. اصلاً کار سختی نیست وال.

3
00:00:16,891 --> 00:00:18,518
‫من از پسش برمیام.

4
00:00:29,195 --> 00:00:33,074
‫سلام. من والم. اسم تو چیه؟

5
00:00:34,034 --> 00:00:36,369
‫اسم نداری هان؟

6
00:00:36,870 --> 00:00:40,707
‫روبرت صدات می‌کنم.
‫شبیه روباته ولی «ـرت» داره.

7
00:00:41,958 --> 00:00:45,754
‫لابد خندوندنِ اوانی اتفاقی بود.

8
00:00:48,840 --> 00:00:53,720
‫پرونده‌ت خالی بود. وایستا ببینم!
‫ورزش موردعلاقه‌‌ت چیه؟

9
00:00:54,804 --> 00:00:59,350
‫ببین روبرت، من فوتبال بازی می‌کنم.
‫ما بهش می‌گیم «فوتبال».

10
00:01:04,397 --> 00:01:07,317
‫و حالا بسکتبال.
‫پرتاب می‌کنه!

11
00:01:08,401 --> 00:01:10,236
‫و دفاع انفرادی می‌کنه!

12
00:01:10,236 --> 00:01:13,490
‫مردم هیاهو می‌کنن! یوهو!
‫آره! آفرین وال!

13
00:01:15,575 --> 00:01:17,869
‫یه گزارش از موقعیت ۱۳۰۳ احتمالی بهم رسیده.

14
00:01:17,911 --> 00:01:20,789
‫بازم یه کپسول سوراخه؟
‫آهای اون چیه؟

15
00:01:20,789 --> 00:01:23,124
‫آخر هفته‌‌ست.
‫کسی نباید اون تو باشه.

16
00:01:23,124 --> 00:01:25,668
‫واقعاً آخر هفته‌ست،
‫ما نباید اینجا باشیم.

17
00:01:27,462 --> 00:01:29,255
‫حالا وسطی!

18
00:01:31,925 --> 00:01:34,052
‫من سوختم.

19
00:01:34,052 --> 00:01:38,681
‫بدون من ادامه بده.
‫چیزی که امروز اینجا دیدی رو فراموش نکن.

20
00:01:39,474 --> 00:01:41,476
‫هه. توی کلاس توئه؟

21
00:01:41,476 --> 00:01:44,395
‫هنوز نه. پس واسه همینه که
‫انقدر بانمکه نه؟

22
00:01:46,147 --> 00:01:48,650
‫وای روبرت. خیلی از ته دل داری می‌خندی.

23
00:01:51,569 --> 00:01:53,947
‫وای!

24
00:01:54,280 --> 00:01:57,117
‫وای خدا، روبرت رو کشتم!

25
00:01:57,367 --> 00:02:00,495
‫آقای سالیوان و آقای وازوسکی؟
‫نمی‌خواستم...

26
00:02:00,787 --> 00:02:03,248
‫من اصلاً نباید اینجا باشم!
‫شتر دیدین ندیدین!

27
00:02:03,248 --> 00:02:04,958
‫واقعاً متاسفم. بدرود!

28
00:02:07,168 --> 00:02:10,213
‫شنیده بودم از خنده روده‌بر می‌شن.
‫ولی این دیگه مسخره‌ست.

29
00:02:30,900 --> 00:02:34,154
« هیولاها در محل کار »
‫« فصل ۲، قسمت ۵»

30
00:02:42,162 --> 00:02:44,080
‫یه صبح خاکستری زمستونی بود.

31
00:02:44,414 --> 00:02:47,000
‫پنکه سقفی از کارمند دولت تو روز جمعه...

32
00:02:47,000 --> 00:02:49,210
‫قبل از سه روز تعطیلی آخر هفته هم کندتر بود.

33
00:02:49,460 --> 00:02:51,296
‫اما تنها چیزی که می‌تونستم بهش فکر کنم

34
00:02:51,296 --> 00:02:53,256
‫محافظ کپسول سوراخ بود.

35
00:02:53,840 --> 00:02:55,842
‫حتماً یه نفر دستکاریش کرده.

36
00:02:55,842 --> 00:02:57,886
‫یه معمای دیگه توی این شهر مریض

37
00:02:57,886 --> 00:03:00,513
‫و پر از فساد و رمز و راز.

38
00:03:01,514 --> 00:03:06,561
‫حالا این خرابکار کیه؟
‫و چرا اسمش تایلره؟

39
00:03:07,812 --> 00:03:09,814
‫تو نگران نباش، روتو قشنگه.

40
00:03:10,231 --> 00:03:14,194
‫ناسلامتی پرونده دستِ
‫ کارآگاه دانکن پی اندرسونه.
‫[تایلر تاسکمن]

41
00:03:15,069 --> 00:03:16,738
‫ببخشید مزاحم شدیم.

42
00:03:16,821 --> 00:03:18,281
‫فقط دنبال یه لامپ می‌گشتیم.

43
00:03:18,323 --> 00:03:19,365
‫اوه اوناهاش.

44
00:03:19,699 --> 00:03:23,411
‫ایول! هورا، شونه‌ی رایگان هم روشه.

45
00:03:23,453 --> 00:03:24,245
‫آره!

46
00:03:24,245 --> 00:03:25,872
‫نه نه، اون ابزار نورپردازی من برای جو دادنه!

47
00:03:25,914 --> 00:03:28,666
‫وای شما ابله‌ها
‫دکلمه‌ی پرشورم رو خراب کردین.

48
00:03:28,666 --> 00:03:30,376
‫به نظرم اونقدرها هم پرشور نبود.

49
00:03:30,376 --> 00:03:33,171
‫آره، محتواش واقعاً ناقص بود.

50
00:03:35,757 --> 00:03:37,091
‫[فروش لوازم خانه]

51
00:03:37,091 --> 00:03:39,260
‫- وای!
‫- مواظب باش بابا، مواظب باش.

52
00:03:39,260 --> 00:03:41,721
‫برنارد، تابلوت آدم رو گیج می‌کنه.

53
00:03:41,721 --> 00:03:44,307
‫انگار داری پله می‌فروشی.

54
00:03:45,016 --> 00:03:47,936
‫هیچکس همچین فکری نمی‌کنه. مگه نه؟

55
00:03:48,186 --> 00:03:50,104
‫- خب...
‫- می‌دونی مامان،

56
00:03:50,104 --> 00:03:51,689
‫حالا این کار به خاطر اینم هست

57
00:03:51,731 --> 00:03:53,733
‫که برای تو جای بیشتری باز شه،
‫چرا نمیای پایین کمک؟

58
00:03:53,775 --> 00:03:56,277
‫اهم. من چیزهای باارزشم رو نمی‌فروشم.

59
00:03:56,527 --> 00:03:58,071
‫فقط موقتاً اینجام تا وقتی که...

60
00:03:58,112 --> 00:03:59,530
‫بتونم برگردم «کریکینگ ایکرز»

61
00:03:59,530 --> 00:04:01,199
‫و «چرخه‌ی بدشانسی» رو تماشا کنم

62
00:04:01,199 --> 00:04:03,493
‫بدون این که تو همه‌ی جواباش رو حدس بزنی.

63
00:04:03,493 --> 00:04:05,036
‫بهت که گفتم مامان،

64
00:04:05,078 --> 00:04:07,413
‫خانه‌ سالمندان نمی‌خواد برگردی.

65
00:04:07,413 --> 00:04:09,165
‫تو رو بیرون کردن.

66
00:04:09,165 --> 00:04:12,543
‫خب راستش یه چیزهایی پیدا کردم
‫که می‌تونیم از شرشون خلاص شیم.

67
00:04:12,543 --> 00:04:16,089
‫آهای، اون پاشنه‌کش منه.
‫دستمال‌های مونوگرامیم!

68
00:04:16,089 --> 00:04:19,509
‫داروی قلبم!

69
00:04:19,801 --> 00:04:22,762
‫من می‌خوام پله‌هات رو بخرم،
‫خیلی نازه.

70
00:04:23,012 --> 00:04:24,264
‫دیدی گفتم؟!

71
00:04:24,264 --> 00:04:25,556
‫ایش!

72
00:04:26,599 --> 00:04:30,228
‫وای اینو ببین. خیلی قشنگه.

73
00:04:30,603 --> 00:04:33,439
‫- اوه مریلین.
‫- صبح بخیر میلدرد.

74
00:04:33,439 --> 00:04:37,026
‫بسه چانسی، مودب باش.
‫خیلی سختگیری.

75
00:04:37,026 --> 00:04:38,903
‫اوه چانسی.

76
00:04:38,903 --> 00:04:40,780
‫وای اینو ببین. یه آخر هفته‌ی زیبای دیگه

77
00:04:40,780 --> 00:04:42,407
‫برای یه فروش لوازم خونه‌ی دیگه.

78
00:04:42,407 --> 00:04:44,784
‫خیلی ذوق دارم ببینم که امروز

79
00:04:44,784 --> 00:04:46,953
‫چه گنجینه‌های معرکه‌ای برامون آوردی.

80
00:04:47,662 --> 00:04:48,830
‫خب صبر کن، البته، می‌دونی،

81
00:04:48,871 --> 00:04:49,998
‫چانسی همیشه دنبالِ...

82
00:04:49,998 --> 00:04:53,584
‫قیمتای خیلی خیلی پایینه
‫ولی خب تو بهش توجه نکن.

83
00:04:53,876 --> 00:04:56,170
‫می‌شه شما دو تا یه کم دیگه
‫بهمون اجازه بدین تا چیدنمون تموم شه؟

84
00:04:56,170 --> 00:04:58,339
‫- وای، اینو ببین...
‫- یا هم صبر نکنید.

85
00:04:58,339 --> 00:04:59,716
‫جامعه‌ی ما که چهارچوب نداره،

86
00:04:59,716 --> 00:05:01,592
‫یا قانون و این چیزها.

87
00:05:01,592 --> 00:05:05,054
‫کارت ترسوندن. نگاه کن چانسی.

88
00:05:05,054 --> 00:05:08,558
‫گوشه‌هاشون تا نشده، چروک نیستن،

89
00:05:08,558 --> 00:05:11,227
‫و روی براقش به خوبی حفظ شده.

90
00:05:11,269 --> 00:05:12,770
‫اوه.

91
00:05:12,895 --> 00:05:16,107
‫اوه خب می‌دونی،
‫چانسی می‌گه از این بهترشو هم دیده

92
00:05:16,107 --> 00:05:18,401
‫ولی حقیقتاً به نظرم این کلکسیون
‫واقعاً دوست‌داشتنیه

93
00:05:18,401 --> 00:05:20,069
‫و دوست داریم برامون نگهش دارید، لطفاً.

94
00:05:20,069 --> 00:05:23,281
‫گفتم که، هنوز مغازه رو باز نکردیم
‫اما تایلر!

95
00:05:23,281 --> 00:05:26,075
‫خب، من بهتون

96
00:05:26,075 --> 00:05:28,536
‫- سه دلار براش می‌دم.
‫- سه دلار؟ همین؟

97
00:05:29,203 --> 00:05:31,622
‫خب بالاخره چانسی نون‌آور خونه‌ست دیگه.

98
00:05:31,622 --> 00:05:34,542
‫مامان... چیه...
‫اون کلکسیون کارت‌های ترسوندن منه؟

99
00:05:35,001 --> 00:05:37,545
‫- اوه!
‫- مامان، این فروشی نیست!

100
00:05:37,545 --> 00:05:39,547
‫گفتم یه چیزهای برای فروختن انتخاب کن
‫ولی نکردی.

101
00:05:39,547 --> 00:05:42,050
‫هنوز فرصت نکردم خب.
‫منتظر وال بودم.

102
00:05:42,050 --> 00:05:44,469
‫قرار بود زود بیاد اینجا
‫و کمکم کنه وسایلا رو بگردم.

103
00:05:44,594 --> 00:05:45,720
‫برو توی اتاقت...

104
00:05:45,762 --> 00:05:47,096
‫و تا وقتی اینو پر نکردی برنگرد.

105
00:05:47,096 --> 00:05:49,057
‫ما توی این خونه زیادی وسیله داریم.

106
00:05:49,724 --> 00:05:52,143
‫همم، فروشی یا غیرفروشی؟

107
00:05:52,143 --> 00:05:55,146
‫- من ۵۰ دلار بهت می‌دم.
‫- ۵۰ دلار؟ اوه.

108
00:05:55,146 --> 00:05:58,107
‫چانسی می‌گه قیمتش این نیست.

109
00:05:58,107 --> 00:06:00,193
‫اوه کاملاً حق با شماست.
‫۱۰۰ دلار می‌دم.

110
00:06:00,193 --> 00:06:01,194
‫چی؟

111
00:06:01,444 --> 00:06:03,488
‫آقا، مطمئن نیستم این رو بدونید

112
00:06:03,488 --> 00:06:05,448
‫ولی هدف از چونه زدن...

113
00:06:05,531 --> 00:06:07,742
‫پایین آوردن قیمته.

114
00:06:07,784 --> 00:06:10,036
‫آره، حداقل اون اینو می‌گه.

115
00:06:10,036 --> 00:06:13,164
‫خب، برای من که می‌ارزه.
‫من عاشق چیزهاییم که قبلاً عاشقشون بودن.

116
00:06:13,164 --> 00:06:16,793
‫اوه! منم همینطور!
‫اینجا همه چیز یه سرگذشتی داره.

117
00:06:16,793 --> 00:06:19,170
‫حتی این کتاب تاریخ هم سرگذشت داره.

118
00:06:19,170 --> 00:06:21,005
‫می‌دونی، منم سرگذشت عجیبی دارم.

119
00:06:21,047 --> 00:06:23,508
‫این چنده؟ هنوز حق بیمه‌م رو نگرفتم.

120
00:06:23,549 --> 00:06:25,843
‫برنامه‌ی بیمه‌ی سلامتمون خوب نیست.

121
00:06:26,094 --> 00:06:28,721
‫حالا مغازه باز شد.

122
00:06:29,889 --> 00:06:31,933
‫ببخشید دیر کردم.
‫دفتر بودم،

123
00:06:32,016 --> 00:06:35,728
‫اما حالا اینجام
‫و یه عالمه چیز واسه فروش آوردم.

124
00:06:35,812 --> 00:06:37,313
‫بیاین اینجا رو ببینیم.
‫- یه مت یوگا...

125
00:06:37,313 --> 00:06:38,898
‫واسه وقتی که مربی یوگا بودم،

126
00:06:38,898 --> 00:06:40,775
‫یه اره‌برقی واسه دورانی که
‫شعبده‌بازی می‌کردم،

127
00:06:40,775 --> 00:06:42,985
‫چاقو مال دوران چاقوفروشیم،

128
00:06:42,985 --> 00:06:45,238
‫- چاقو چنده؟
‫- این سکه رو از وسط نصف می‌کنه...

129
00:06:45,238 --> 00:06:47,782
‫و با ظرافت گوجه رو خرد می‌کنه.

130
00:06:47,782 --> 00:06:49,158
‫بده من بده من بده من!

131
00:06:49,158 --> 00:06:50,284
‫مامانی اینو لازمش داره.

132
00:06:50,284 --> 00:06:52,954
‫وسایل توی اون کارتن
‫به معنای واقعی کلمه شگفت‌انگیزن!

133
00:06:52,954 --> 00:06:55,581
‫اوه، مرسی که اینا رو آوردی عزیزم.
‫واقعاً ممنونتم.

134
00:06:55,581 --> 00:06:57,333
‫تایلر داخل با چنگ و دندون
‫چسبیده به خاطراتش.

135
00:06:57,333 --> 00:06:58,960
‫می‌شه لطفاً کمکش کنی رهاشون کنه؟

136
00:06:58,960 --> 00:07:00,670
‫حله، خانم تی.

137
00:07:00,795 --> 00:07:03,464
‫[ابزارفروشی تاسکمن]

138
00:07:11,931 --> 00:07:13,683
‫من از مرکز رفتم تا سرنخ خودم رو دنبال کنم

139
00:07:13,683 --> 00:07:15,935
‫که نشون می‌داد خرابکار تایلره.

140
00:07:16,227 --> 00:07:19,105
‫اون احمق با فروش لوازم خونه‌ش
‫باعث شد برم وسایلاش رو بگردم

141
00:07:19,105 --> 00:07:22,525
‫و ببینم که نه تنها وسایلش رو
‫بلکه روحش رو هم فروخته.

142
00:07:22,984 --> 00:07:25,486
‫می‌دونستم خطرناکه. معلومه خب.

143
00:07:25,820 --> 00:07:29,073
‫توی حلبی‌آبادِ شهر بودم.

144
00:07:30,241 --> 00:07:33,786
‫مامان همیشه عاشق دانکنه.

145
00:07:34,245 --> 00:07:37,832
‫واسه همین با یه تغییر قیافه‌ی هوشمندانه
‫ناشناس رفتم اونجا.

146
00:07:37,832 --> 00:07:41,210
‫از خوشحالی رو ابرها بودم.
‫هیچکس نمی‌تونست منو بشناسه.

147
00:07:41,502 --> 00:07:43,754
‫دانکن. اون کت مامانته؟

148
00:07:43,880 --> 00:07:46,549
‫- از دیدنت خوشحالم رفیق.
‫- لعنتی! لو رفتم.

149
00:07:48,092 --> 00:07:50,470
‫خیلی خب، من یه وسیله‌ رو برمی‌دارم

150
00:07:50,470 --> 00:07:52,763
‫و اگه از درون مورمور شدی، نگهش می‌داریم.

151
00:07:52,763 --> 00:07:54,932
‫وگرنه می‌ره توی کارتن.

152
00:07:54,932 --> 00:07:58,102
‫باشه فهمیدم. کاری نداره.
‫معمولاً هیچ‌وقت مورمورم نمی‌شه.

153
00:07:58,102 --> 00:08:01,230
‫- خیلی خب. این چطوره؟
‫- خب!

154
00:08:01,689 --> 00:08:06,027
‫- راستش یه کمی مورمورم شد. نگهش داریم.
‫- باشه.

155
00:08:06,027 --> 00:08:09,530
‫- این چطور؟ وای!
‫- تری ترسناک و تری پری،

156
00:08:09,530 --> 00:08:11,115
‫یکی از ده ترساننده‌ی برتر تمام دوران‌ها؟

157
00:08:11,115 --> 00:08:14,452
‫خیلی مورمورم می‌شه.
‫نگهش می‌داریم.

158
00:08:14,911 --> 00:08:18,623
‫باشه. این قطره‌های خلط تاریخ‌گذشته چی؟

159
00:08:20,041 --> 00:08:25,254
‫اوه! حالم به هم خورد!

160
00:08:25,838 --> 00:08:28,382
‫- البته بطور مورمورکننده‌ای. نگهش داریم.
‫- چی؟

161
00:08:29,383 --> 00:08:30,885
‫ابزارفروشی تاسکمن؟

162
00:08:30,927 --> 00:08:33,554
‫ابزارآلات دسته‌ی مورده‌علاقه‌م
‫توی خرده‌فروشی‌هاست.

163
00:08:33,888 --> 00:08:36,682
‫البته به جز اکسسوری‌های لوازم یدکی ماشین.

164
00:08:36,807 --> 00:08:39,393
‫می‌شه لطف کنید اجازه بدید
‫یه نگاهی به دور و بر بندازم؟

165
00:08:39,519 --> 00:08:42,021
‫- معلومه عزیزم.
‫- بیا، من می‌برمت.

166
00:08:42,063 --> 00:08:44,440
‫اوه، امروز همینطور داره بهتر و بهتر می‌شه.

167
00:08:44,524 --> 00:08:49,862
‫خیلی خب، پله‌ها صیقلین. محکمن.
‫این پله‌ها چند؟

168
00:08:49,862 --> 00:08:52,156
‫اینم دومیش.

169
00:08:54,534 --> 00:08:57,119
‫به خودم گفتم «خیلی خب دانکن»
‫[تعطیل]

170
00:08:57,161 --> 00:08:59,288
‫خرابکار کپسول رو دستکاری کرده

171
00:08:59,288 --> 00:09:00,748
‫و غرایزم بهم گفتن...

172
00:09:00,748 --> 00:09:02,583
‫که تنها راه دسترسی بهش...

173
00:09:02,583 --> 00:09:04,877
‫کلید اتاق انتظاره.

174
00:09:05,169 --> 00:09:08,923
‫وقتی فهمیدم که والدین تایلر
‫مغازه‌ی ابزارفروشی دارن

175
00:09:08,923 --> 00:09:12,635
‫و می‌تونه بعد دزدیدن کلید
‫اونجا از روش بزنه،

176
00:09:12,927 --> 00:09:14,720
‫گیرش انداختم، آره.
‫مثل وقتی که مامانم با بابام که

177
00:09:14,720 --> 00:09:18,391
‫از لحاظ عاطفی غیرقابل‌دسترس
‫و از لحاظ فیزیکی کاملاً حاضر بود

178
00:09:18,432 --> 00:09:20,768
‫من رو توی گرمای خرماپزون تیر ماه
‫ به دنیا آوردن.

179
00:09:21,143 --> 00:09:26,232
‫اما باید مطمئن می‌شدم. یه نشونه لازم داشتم.
‫آیا اونا کلیدسازی هم می‌کنن؟

180
00:09:26,315 --> 00:09:30,695
‫چی؟ با من بودی؟
‫اگه بودی آره، کلیدسازی هم می‌کنیم.
‫[کلید می‌سازیم]

181
00:09:30,695 --> 00:09:31,904
‫آره آره حله.

182
00:09:31,904 --> 00:09:33,864
‫وای خدا، نگو که اسپری رنگ دارین.

183
00:09:33,864 --> 00:09:37,493
‫- وای دارین. این آرزوی منه!
‫- واقعاً؟

184
00:09:37,743 --> 00:09:40,955
‫خب، وقتشه یه ماجرایی رو
‫برام تعریف کنی برنارد.

185
00:09:40,955 --> 00:09:42,790
‫همه چی از ده‌ها سال پیش شروع شد

186
00:09:42,790 --> 00:09:44,875
‫که نیازِ توی بازر رو دیدم

187
00:09:44,875 --> 00:09:46,168
‫و با خودم گفتم «کلید»...

188
00:09:46,210 --> 00:09:47,920
‫خب، تا حالا این کلید رو دیدی؟

189
00:09:48,254 --> 00:09:50,131
‫اوه پسر، نمی‌دونم. خب...

190
00:09:50,131 --> 00:09:52,049
‫راستش من خیلی کلید یدکی می‌زنم.

191
00:09:52,049 --> 00:09:54,927
‫حتی از روی اینایی که روش نوشته
‫«از روش کلید یدکی نزنید»؟

192
00:09:54,927 --> 00:09:58,598
‫نه، من هرگز این سوگند مقدسِ
‫کلید یدکی زدن رو نمی‌شکنم.

193
00:09:58,598 --> 00:10:02,184
‫پسرت تایلر هم انقدر جدی
‫ پایبند قوانین هست؟ هان؟

194
00:10:02,518 --> 00:10:06,105
‫خیلی خب، فکر کنم آماده‌م که ببینم.
‫صبر کن...

195
00:10:08,316 --> 00:10:09,317
‫خب حالا آماده‌م.

196
00:10:09,900 --> 00:10:12,486
‫وای، کلیدسازی هم می‌کنید؟

197
00:10:12,486 --> 00:10:14,864
‫- من کلی کلید دارم که باید از روش بزنم.
‫- منگنه هم می‌خوای؟

198
00:10:14,864 --> 00:10:16,824
‫باباش خوب همه چی رو لو داد

199
00:10:16,824 --> 00:10:18,743
‫و تردید هوشمندانه‌ی من رو تایید کرد.

200
00:10:18,743 --> 00:10:20,620
‫حتماً تایلر کلید رو دزدیده.

201
00:10:20,911 --> 00:10:23,956
‫اگه بتونم کلید مذکور رو پیدا کنم
‫کلید حل این پرونده‌ می‌شه.

202
00:10:24,582 --> 00:10:27,001
‫حالا کاش کلید خونه‌ش رو داشتم،

203
00:10:27,001 --> 00:10:29,295
‫تا می‌تونستم دنبال کلید بگردم.

204
00:10:29,629 --> 00:10:31,130
‫وای انقدر کلمه‌ی کلید رو تکرار کردم

205
00:10:31,172 --> 00:10:33,007
‫که داره خنده‌دار می‌شه.‌

206
00:10:33,007 --> 00:10:36,135
‫خنده‌دار. کلید. کلید؟

207
00:10:36,135 --> 00:10:38,929
‫برنارد! این تلفن کار نمی‌کنه.

208
00:10:38,929 --> 00:10:40,723
‫اگه یه وقت از «کریکینگ ایکرز» زنگ بزنن

209
00:10:40,765 --> 00:10:43,351
‫و بخوان برگردم چی؟

210
00:10:43,351 --> 00:10:44,810
‫چند بار باید بهت بگم که...

211
00:10:44,810 --> 00:10:47,480
‫بعدش یه دفعه، اون اونجا بود.

212
00:10:47,980 --> 00:10:51,901
‫از پله‌ها خرامان خرامان اومد
‫و وارد زندگیم شد،

213
00:10:51,901 --> 00:10:56,238
‫پوستش روزهای زیادی آویزون مونده بود.

214
00:10:56,656 --> 00:10:58,783
‫اینم خرابه که.

215
00:10:58,824 --> 00:11:00,910
‫یه ابزار نداری درستش کنی؟

216
00:11:00,910 --> 00:11:03,871
‫مامان، الان درگیر یه مشتری خیلی مشتاقم.

217
00:11:04,205 --> 00:11:07,375
‫وقتی حواس برنارد پرت شد
‫فرصتش برای من پیش اومد.

218
00:11:08,542 --> 00:11:12,630
‫می‌دونین، من به تعمیر چیز میزها معروفم.

219
00:11:12,630 --> 00:11:14,882
‫منم به شکستن چیز میزها معروفم.

220
00:11:15,007 --> 00:11:16,342
‫مثلاً دل بقیه.

221
00:11:16,342 --> 00:11:21,013
‫- و استخون هام.
‫- بذارید یه دستی به سر و روش بکشم خب؟

222
00:11:21,013 --> 00:11:22,056
‫هه!

223
00:11:22,473 --> 00:11:23,933
‫اینجا رو ببین!

224
00:11:23,933 --> 00:11:27,520
‫چه خوبه که یه هیولای به دردبخور اینجا باشه.

225
00:11:27,520 --> 00:11:28,521
‫بیا عزیزم.

226
00:11:28,896 --> 00:11:31,732
‫بذار ببینیم چی داریم. خب.

227
00:11:32,066 --> 00:11:34,193
‫راستش وقتی نامه‌ی پذیرشم
‫از دانشکده‌ی ترسوندنِ...

228
00:11:34,193 --> 00:11:36,362
‫دانشگاه هیولاها اومد اینو پوشیده بودم.

229
00:11:36,362 --> 00:11:37,655
‫- پس...
‫- نگهش می‌داریم.

230
00:11:37,655 --> 00:11:39,323
‫دارم یه الگویی می‌بینم.

231
00:11:39,448 --> 00:11:42,827
‫خیلی از این وسایل برای ترسوندنن.

232
00:11:44,078 --> 00:11:46,372
‫زمان زیادی آرزوم بوده.

233
00:11:46,372 --> 00:11:49,959
‫از بچگی همیشه دلم می‌خواست ترساننده بشم.

234
00:11:51,085 --> 00:11:53,462
‫فقط دل کندن ازشون سخته.

235
00:11:53,796 --> 00:11:55,715
‫من کل پول ناهارم رو پس‌انداز کردم

236
00:11:55,756 --> 00:11:58,134
‫تا این کارت‌های جانی و سالی رو بگیرم.

237
00:11:58,426 --> 00:12:01,679
‫و تنهایی توی آبفشان‌ها و «هات اسنات‌ها»
‫دووم آوردم.

238
00:12:01,679 --> 00:12:05,266
‫باید بگم که واقعاً متمرکز بودنت رو
‫ تحسین می‌کنم.

239
00:12:05,266 --> 00:12:08,269
‫من همیشه از این شاخه به اون شاخه پریدم

240
00:12:08,269 --> 00:12:10,521
‫اما هیچ‌وقت واقعاً علاقه‌م رو پیدا نکردم.

241
00:12:10,521 --> 00:12:12,481
‫یعنی خب شاید تازه همین امروز صبح...

242
00:12:12,481 --> 00:12:14,400
‫فهمیده باشم که توی چه کاری خوبم،

243
00:12:15,401 --> 00:12:18,028
‫اما می‌ترسم جواب نده.

244
00:12:18,863 --> 00:12:19,947
‫آره، درکت می‌کنم.

245
00:12:25,077 --> 00:12:28,831
‫ولی من و افکار کسل‌کننده‌م رو بیخیال مگه نه؟

246
00:12:28,831 --> 00:12:30,374
‫من برای کمک به تو اینجام.

247
00:12:30,458 --> 00:12:33,878
‫وای اینو نگاه.
‫خاویر ریوسِ نعره‌کش.

248
00:12:37,089 --> 00:12:39,467
‫تلفنه خرابه هان؟

249
00:12:39,508 --> 00:12:42,011
‫باشه، بذار ببینیم چی داریم.

250
00:12:42,303 --> 00:12:44,930
‫خیلی خب. بذار یه چیزی رو امتحان کنم.

251
00:12:44,930 --> 00:12:48,350
‫اوه بله بله.

252
00:12:48,350 --> 00:12:53,439
‫اوه، انقدر زحمت کشیدم
‫دارم شر شر عرق می‌ریزم.

253
00:12:53,773 --> 00:12:56,317
‫الان دیگه نباید نشکلی باشه، بانوی جوان.

254
00:12:56,859 --> 00:13:01,071
‫بانوی جوان؟ ویرجینیا صدام کن.

255
00:13:01,071 --> 00:13:04,909
‫ویرجینیا. وای، چه اسم ملکوتی‌ای.

256
00:13:05,451 --> 00:13:07,411
‫می‌گم حالا که اینجام...

257
00:13:07,453 --> 00:13:09,497
‫چه چندتا سوال درمورد نوه‌ت دارم.

258
00:13:09,497 --> 00:13:14,335
‫می‌خوای از تایلر بدونی؟
‫همه چی رو درموردش بهت می‌گم.

259
00:13:15,836 --> 00:13:19,006
‫اینجا تایلر سه ماهش بود،
‫ عین فرشته‌ها می‌موند.

260
00:13:19,131 --> 00:13:22,551
‫اینجا تایلر شیش ماهش بود،
‫یه فرشته‌ی دوست‌داشتنی.

261
00:13:23,135 --> 00:13:27,723
‫و این نه ماهگی تایلر توی یه نمایشه
‫که نقش فرشته داشت.

262
00:13:27,723 --> 00:13:31,602
‫وای. چه معجزه‌‌ی ارزشمندی نه؟

263
00:13:32,269 --> 00:13:34,855
‫گذاشتم ویرجینیا خیلی صمیمی بشه.

264
00:13:35,022 --> 00:13:37,733
‫داره سرمستم می‌کنه و این
‫روی قضاوتم تاثیر می‌ذاره.

265
00:13:37,858 --> 00:13:41,570
‫وای، واقعاً حیف که تایلر ترساننده نیست.

266
00:13:41,570 --> 00:13:42,905
‫کارش خیلی خوب بود.

267
00:13:42,988 --> 00:13:45,908
‫امیدوارم قرار مجلل شامش
‫درمورد همین موضوع باشه.

268
00:13:45,950 --> 00:13:47,785
‫قرار شام؟ کی؟ با کی؟

269
00:13:47,827 --> 00:13:50,287
‫تایلر کت شلوار شوهرم رو قرض کرد.

270
00:13:50,412 --> 00:13:52,289
‫- شوهر؟
‫- شوهر مرحومم.

271
00:13:52,456 --> 00:13:55,918
‫- خب دوباره برمی‌گردیم تو بازی.
‫- قرار بود با یه کله‌گنده‌ای حرف بزنه.

272
00:13:56,001 --> 00:13:58,504
‫دیگه برو پی کارت!
‫باید یه زنگ بزنم.

273
00:14:00,673 --> 00:14:03,551
‫و همینجوری لنگان لنگان از زندگیم رفت.

274
00:14:04,093 --> 00:14:06,303
‫گمونم می‌شه گفت از همدیگه استفاده کردیم.

275
00:14:07,429 --> 00:14:09,348
‫اما دیگه دیر شده بود.
‫دلمو دزدید.

276
00:14:09,348 --> 00:14:11,308
‫بدجوری هم دزدید.

277
00:14:12,351 --> 00:14:16,647
‫از درون گریه می‌کردم
‫مثل بارونی که از پنجره سر می‌خوره.

278
00:14:16,939 --> 00:14:19,024
‫ولی هنوز ماموریتی داشتم.

279
00:14:21,569 --> 00:14:24,572
‫من این کراوات رو می‌شناسم.

280
00:14:25,239 --> 00:14:27,116
‫البته، جشن فریتز.

281
00:14:27,241 --> 00:14:28,701
‫کپسول سوراخ، فنجون،

282
00:14:28,742 --> 00:14:30,703
‫کلید گمشده، قرار مرموز شام،

283
00:14:30,703 --> 00:14:34,164
‫و حالا این کراوات.
‫همه‌شون من رو به اینجا رسوندن.

284
00:14:34,164 --> 00:14:37,334
‫اما کراوات برای ربط دادن تایلر
‫به جرم کفایت نمی‌کنه.

285
00:14:37,334 --> 00:14:41,255
‫من مدرک محکم لازم داشتم،
‫مدرکی به شکل یه کلید.

286
00:14:41,463 --> 00:14:46,552
‫چی؟ نه، نمی‌دونستم برنارد!

287
00:14:47,636 --> 00:14:50,556
‫- ای دروغگو!
‫- باز چی شد مامان؟

288
00:14:50,556 --> 00:14:53,058
‫الان داشتم با کریکینگ ایکرز صحبت می‌کردم.

289
00:14:53,183 --> 00:14:55,102
‫مامان، اینجا جاش نیست.

290
00:14:55,102 --> 00:14:56,937
‫تو گفتی واسه این بیرونم کردن...

291
00:14:57,021 --> 00:14:58,689
‫که خیلی پرسرو صدا و خودرای بودم،

292
00:14:58,814 --> 00:15:02,192
‫اما این حقیقت نداره.
‫خب جفتش صفات منن،

293
00:15:02,192 --> 00:15:04,069
‫اما دلیل بیرون شدنم این نبود.

294
00:15:04,069 --> 00:15:06,280
‫بابا؟ مامان‌بزرگ؟ چی شده؟

295
00:15:06,280 --> 00:15:10,284
‫بابای خسیست منو از خونه‌ی سالمندانم دزدیده.

296
00:15:10,284 --> 00:15:12,286
‫- اینطور نیست.
‫- پس چرا؟

297
00:15:12,286 --> 00:15:13,621
‫بهت که گفتم مامان،

298
00:15:13,662 --> 00:15:15,581
‫خونه‌ی سالمندان نمی‌خواد برگردی.

299
00:15:15,581 --> 00:15:18,500
‫- چرا؟
‫- چون از پس هزینه‌ش برنمیایم.

300
00:15:25,466 --> 00:15:28,010
‫بفرما. حالا راضی شدی مامان؟

301
00:15:28,302 --> 00:15:30,888
‫ما از پس اجاره‌خونه هم به زور برمیایم.

302
00:15:33,515 --> 00:15:36,435
‫یه ۲۰ دلاری براشون می‌ذارم.

303
00:15:47,237 --> 00:15:50,658
‫حالا دیدم که رفتن و با احتیاط...

304
00:15:53,911 --> 00:15:55,913
‫نه، حق با توئه چانسی.

305
00:15:56,121 --> 00:15:58,624
‫باید می‌رفتیم حراجی وسایل خونه‌ی مرده‌ها.

306
00:15:58,749 --> 00:16:02,169
‫پولدارهای مرده واقعاً بهترین چیزها رو دارن.

307
00:16:02,169 --> 00:16:04,672
‫گمون نکنم اینجا چیز خوبی پیدا کنیم.

308
00:16:04,672 --> 00:16:07,967
‫می‌خوای برو ماشین رو بیار، من منتظرم.

309
00:16:07,967 --> 00:16:09,510
‫- امم...
‫- بله؟

310
00:16:10,511 --> 00:16:15,641
‫گفتین این رو چند می‌خرین؟

311
00:16:16,183 --> 00:16:17,977
‫عزیزم چی کار می‌کنی؟

312
00:16:18,060 --> 00:16:20,104
‫گفتی نمی‌خوای اونا رو بفروشی.

313
00:16:22,815 --> 00:16:24,608
‫اوه میلدرد جان.

314
00:16:24,608 --> 00:16:28,487
‫واقعاً بابت وضعیت خانواده‌ت متاسفم.

315
00:16:29,363 --> 00:16:30,823
‫واسه همینم ما...

316
00:16:30,823 --> 00:16:32,741
‫پیشنهادمون رو از سه دلار...

317
00:16:32,741 --> 00:16:37,746
‫می‌کنیم... آره چانسی.
‫سه شونزده.

318
00:16:37,997 --> 00:16:41,750
‫سه هفده.

319
00:16:41,750 --> 00:16:45,337
‫وای چه پسر خوبی.
‫داره یاد می‌گیره.

320
00:16:45,337 --> 00:16:47,047
‫دیدی، قیمتمون پایین نیست.

321
00:16:47,047 --> 00:16:49,717
‫چه سنگدل!
‫ظاهراً تایلر کمک لازم داره.

322
00:16:50,009 --> 00:16:51,927
‫وای!

323
00:16:51,927 --> 00:16:54,054
‫این کارتای ترسوندن کمیاب رو ببین.

324
00:16:54,054 --> 00:16:55,931
‫ارل وحشتناک! کارت بازی!

325
00:16:55,931 --> 00:16:57,266
‫هنک نپ گنده‌بک!

326
00:16:57,266 --> 00:16:58,434
‫همینه!

327
00:16:58,434 --> 00:16:59,601
‫خاویر ریوس نعره‌کش!

328
00:16:59,601 --> 00:17:01,520
‫من کارت ترسوندن جمع نمی‌کنم ولی اینا...

329
00:17:01,520 --> 00:17:03,439
‫به طرز فجیعی معرکه‌ن.

330
00:17:03,689 --> 00:17:06,275
‫- من شروع می‌کنم.
‫- اگه من اول بخرم نمی‌تونی.

331
00:17:06,316 --> 00:17:07,484
‫از سر راهم برید کنار پسرها.

332
00:17:07,484 --> 00:17:09,528
‫کارت شرکتی فریتز از همه‌تون بالاتره.

333
00:17:09,570 --> 00:17:11,905
‫- خدای من!
‫- وقتی «میفتی» باشی...

334
00:17:12,448 --> 00:17:13,615
‫همیشه «میفتی» باقی می‌مونی.

335
00:17:13,615 --> 00:17:14,700
‫خیلی خب!

336
00:17:14,700 --> 00:17:16,535
‫مزایده رو از ۱۰۰ دلار شروع می‌کنم.

337
00:17:16,535 --> 00:17:18,537
‫۱۰۰ دلار. کی ۱۰۰ دلار داره؟

338
00:17:18,537 --> 00:17:21,457
‫من صد دلار پول خرد دارم.

339
00:17:21,457 --> 00:17:23,709
‫اوه، چانسی رو نخندون لطفاً.

340
00:17:23,709 --> 00:17:26,295
‫خب حیف شد خانم
‫چون من ۲۰۰ دلار می‌دم.

341
00:17:26,378 --> 00:17:28,505
‫- دویست دلار؟
‫- خب ۲۰۰ دلار شد. مرسی خانم.

342
00:17:28,505 --> 00:17:29,757
‫ولی این از پولی که...

343
00:17:29,757 --> 00:17:31,467
‫برای عمل بایپس معده‌ی چانسی دادم هم بیشتره.

344
00:17:31,467 --> 00:17:33,177
‫- دویست دلار، دویست...
‫- می‌کنیمش...

345
00:17:33,177 --> 00:17:34,386
‫کسی ۲۵۰ داره؟

346
00:17:34,386 --> 00:17:36,305
‫من دارم! منو انتخاب کن!

347
00:17:36,305 --> 00:17:37,556
‫دویست و پنجه اینجا. مرسی آقا.

348
00:17:37,556 --> 00:17:39,641
‫همه‌ی دست‌هات رو بلند کردی.
‫کسی ۳۰۰ تا می‌ده؟

349
00:17:39,641 --> 00:17:42,186
‫- کسی ۳۰۰ تا می‌خره؟
‫- ۳۰۰!

350
00:17:42,186 --> 00:17:43,645
‫- ۳۵۰!
‫- اوه آره!

351
00:17:43,645 --> 00:17:46,482
‫۳۵۰! ۳۵۰!
‫کسی ۴۰۰ دلار می‌خواد؟

352
00:17:46,482 --> 00:17:48,650
‫- یک، دو...
‫- هزار دلار!

353
00:17:48,650 --> 00:17:50,319
‫خدای من.

354
00:17:54,073 --> 00:17:55,657
‫کس دیگه‌ای می‌خره؟ نبود؟ فروخته شد!

355
00:17:55,657 --> 00:17:58,911
‫به خانمی که سه ساعت
‫قبل آغاز فروش اینجا بود.

356
00:17:59,536 --> 00:18:01,747
‫- خب، مرسی.
‫- آره آره آره.

357
00:18:02,081 --> 00:18:05,292
‫خیلی خب. خیلی خب. بده. ولش کن.
‫- ببخشید.

358
00:18:05,584 --> 00:18:09,213
‫فقط باید انگشتام رو از روش بردارم.

359
00:18:11,090 --> 00:18:14,510
‫بفرمایید.

360
00:18:14,802 --> 00:18:17,054
‫امیدوارم به اندازه‌ی من عاشقش باشید.

361
00:18:17,054 --> 00:18:19,014
‫رو چشممون می‌ذاریم عزیزم.

362
00:18:19,014 --> 00:18:20,891
‫و می‌‌بریم می‌ذاریمش بانک.

363
00:18:21,475 --> 00:18:24,645
‫امروز چیز خوبی پیدا کردیم. آره.

364
00:18:25,729 --> 00:18:26,522
‫اممم...

365
00:18:26,563 --> 00:18:28,440
‫بهت افتخار می‌کنم که رهاش کردی، تی تی.

366
00:18:28,899 --> 00:18:31,151
‫خب یه کم طول کشید اما بازم تونستیم.

367
00:18:31,151 --> 00:18:33,070
‫فرصت‌طلب کوچولوی من کیه چانسی؟

368
00:18:33,070 --> 00:18:35,030
‫فرصت‌طلب کوچولوی من کیه؟ تویی!

369
00:18:35,697 --> 00:18:39,409
‫اه بیخیال. این آت و آشغالا چین؟

370
00:18:39,409 --> 00:18:41,120
‫کجایی؟

371
00:18:41,120 --> 00:18:42,621
‫توی کشو! کشو! هیچی نیست!

372
00:18:42,621 --> 00:18:45,040
‫نه نه نه نه... یالا.

373
00:18:45,040 --> 00:18:47,501
‫یالا. کجایی؟ آهان!

374
00:18:47,835 --> 00:18:52,005
‫نه نه نه!
‫اینا دیگه چه جوری کلیدین؟
‫[از روی این کلید نزنید. گمشده]

375
00:18:52,381 --> 00:18:56,343
‫اه! حتی یه دونه‌ش هم با نقاشی بی‌نقص من
‫مطابقت نداره.

376
00:18:56,593 --> 00:18:59,638
‫لعنت بهت تاسکمن!
‫[نگه می‌داریم]

377
00:19:01,265 --> 00:19:03,058
‫وای، هیچی مثل گوشت هیولای خونگی...

378
00:19:03,058 --> 00:19:05,602
‫بعد از یه روز سخت کاری نیست.

379
00:19:05,602 --> 00:19:07,354
‫خب، بخوریم ببینیم...

380
00:19:07,396 --> 00:19:09,356
‫که ارزش دندونای مخصوص جویدنم رو داره یا نه.

381
00:19:15,737 --> 00:19:17,823
‫چاقوتیزکن نداریم؟

382
00:19:17,865 --> 00:19:20,075
‫فروختمش. با قیمت عالی!

383
00:19:20,159 --> 00:19:21,994
‫- مامان.
‫- بله؟

384
00:19:22,035 --> 00:19:24,997
‫متاسفم که درمورد کریکینگ ایکرز دروغ گفتم.

385
00:19:25,038 --> 00:19:29,042
‫- نمی‌خواستم نگرانت کنم.
‫- اوه، عیب نداره پسرم.

386
00:19:29,168 --> 00:19:32,296
‫آدم برای مراقبت از خانواده‌ش
‫هر کاری می‌کنه.

387
00:19:32,296 --> 00:19:34,506
‫ممنون هم هستم.

388
00:19:34,756 --> 00:19:38,260
‫حتی وقتی قید شغل ترسانندگیم رو زدم

389
00:19:38,260 --> 00:19:41,138
‫تا ۱۱ ماه تو رو توی شکمم حمل کنم

390
00:19:41,138 --> 00:19:44,474
‫و بزرگت کنم تا به این هیولا کوچولو
‫ تبدیل بشی.

391
00:19:44,474 --> 00:19:46,476
‫اوه... مرسی؟

392
00:19:46,476 --> 00:19:50,480
‫- صبر کن ببینم چی؟ تو ترساننده بودی؟
‫- آره بابا.

393
00:19:50,856 --> 00:19:53,817
‫قبل ننه‌بزرگ شدن کار و زندگی داشتم.

394
00:19:54,568 --> 00:19:56,945
‫فکر کردی این نعره‌ت رو
‫از بابات به ارث بردی؟

395
00:19:56,987 --> 00:19:59,156
‫ناراحت نشی‌ها عزیزم.

396
00:19:59,198 --> 00:20:00,908
‫ای بابا! قاتی کردم کجا بودم.

397
00:20:01,116 --> 00:20:03,285
‫وای، چه جوری بود مامانبزرگ تی؟

398
00:20:03,452 --> 00:20:06,288
‫لذت بزرگی بود و خوشحالم که انجامش دادم.

399
00:20:06,288 --> 00:20:08,373
‫وای. اون‌وقت قید همه‌ش رو زدی؟

400
00:20:08,373 --> 00:20:11,168
‫نمی‌ترسیدی؟
‫از چیزی پشیمون نشدی؟

401
00:20:11,168 --> 00:20:14,755
‫تنها چیز ترسناک زندگی کردن با حسرته.

402
00:20:15,297 --> 00:20:18,133
‫و فابیان عزیزم همیشه
‫از انتخابای من حمایت می‌کرد.

403
00:20:18,592 --> 00:20:21,595
‫هنوزم حمایتم می‌کنه.

404
00:20:21,595 --> 00:20:23,764
‫آخی، یعنی بابابزرگ تی توی قلبتونه؟

405
00:20:23,847 --> 00:20:26,642
‫نه، عاجش شده عصای من.

406
00:20:26,683 --> 00:20:28,393
‫آخی! چه قشنگ.

407
00:20:28,393 --> 00:20:31,271
‫آقای تی، چرا هیولاها دلقک نمی‌‌خورن؟

408
00:20:31,396 --> 00:20:33,815
‫- چرا؟
‫- چون بانمکن.

409
00:20:34,358 --> 00:20:36,109
‫قشنگ بود وال.

410
00:20:36,360 --> 00:20:39,613
‫باید خنداننده بشی.

411
00:20:39,988 --> 00:20:42,032
‫تایلر، به لطف کلکسیون کارت‌هات

412
00:20:42,032 --> 00:20:43,909
‫حالا حالاها پول داریم.

413
00:20:43,909 --> 00:20:47,162
‫ولی دفعه‌ی دیگه چی مامان؟
‫یعنی شاید می‌شد من...

414
00:20:47,454 --> 00:20:50,832
‫- نمی‌دونم، شاید بتونم بیشتر پول دربیارم.
‫- اوه عزیزم.

415
00:20:50,832 --> 00:20:53,877
‫شاید بازار ابزارفروشی یه کم کساد باشه
‫ولی از پسش برمیایم.

416
00:21:05,347 --> 00:21:07,349
‫[لپتیت]

417
00:21:07,891 --> 00:21:12,521
‫تنها چیز ترسناک زندگی کردن با حسرت‌هاست.

418
00:21:13,730 --> 00:21:16,775
‫این شهر هیولاها پر از فساده...

419
00:21:16,942 --> 00:21:21,071
‫و متاسفانه به نظر میاد که تایلر
‫از کارش قسر در رفت.

420
00:21:21,488 --> 00:21:25,492
‫درسته که پرونده‌ی کپسول سوراخ
‫فعلاً بسته شده،

421
00:21:26,034 --> 00:21:31,206
‫اما در قلب من به روی یک نفر باز شده.

422
00:21:33,041 --> 00:21:35,711
‫یادت باشه برای مامان تخم‌مرغ بخری.
