﻿1
00:00:07,308 --> 00:00:09,240
‫اون عقب راحتی برنارد؟

2
00:00:09,240 --> 00:00:11,172
‫می‌دونم صندلی بالابرت رو فراموش کردم.

3
00:00:11,172 --> 00:00:13,902
‫نمی‌تونم ببینمت ولی هنوزم عاشقتم.

4
00:00:14,364 --> 00:00:15,330
‫دستتو بکش!

5
00:00:15,372 --> 00:00:19,278
‫کوکی‌های استینکرداودل موردعلاقه‌م
‫برای تایلر و دوستاشه.

6
00:00:19,320 --> 00:00:21,798
‫مرسی مامان‌بزرگ.
‫راستی مامان، مرسی که امروز منو می‌رسونی.

7
00:00:21,798 --> 00:00:24,192
‫نمی‌دونم چرا وال امروز صبح
‫ نتونست بیاد دنبالم.

8
00:00:24,192 --> 00:00:26,544
‫آخه هر روز صبح میاد دنبالم.
‫حتماً سرش شلوغه.

9
00:00:26,796 --> 00:00:28,980
‫- اوهوم؟
‫- چیه؟

10
00:00:28,980 --> 00:00:31,836
‫می‌گم شاید وال هنوز
‫ از بازی سافت‌بال عصبانیه.

11
00:00:31,836 --> 00:00:33,390
‫- چی؟
‫- آخه احتمالاً منم بودم ناراحت می‌شدم.

12
00:00:33,390 --> 00:00:35,448
‫ولی خب اینجوریم دیگه، گیر می‌دم.

13
00:00:35,448 --> 00:00:37,170
‫نه نه. آخه من فقط از بازی بیرونش کردم

14
00:00:37,170 --> 00:00:39,018
‫و باعث شدم اونیکی تیم برنده شه.

15
00:00:39,900 --> 00:00:42,924
‫خب، گمون نکنم به قدری دارچین
‫توش زده باشم که اینا رو حل کنه.

16
00:00:42,924 --> 00:00:45,570
‫ولی اون می‌دونه که جزئی از بازی بود.

17
00:00:45,570 --> 00:00:48,888
‫چیزی نمی‌شه. ببین، من کوکی دارم.

18
00:00:48,888 --> 00:00:50,526
‫می‌دونی بهترین کاری که می‌تونی بکنی

19
00:00:50,526 --> 00:00:53,382
‫تا یه نفر تو رو ببخشه اینه که بگی متاسفم.

20
00:00:53,508 --> 00:00:55,314
‫[ما دنبال خنده‌ایم.]

21
00:00:55,356 --> 00:00:57,624
‫- متاسفم عزیزم.
‫- می‌بخشمت.

22
00:00:57,918 --> 00:00:58,968
‫دیدی؟

23
00:01:16,146 --> 00:01:20,220
‫« هیولاها در محل کار »
‫« فصل ۲، قسمت ۷»

24
00:01:28,788 --> 00:01:31,938
‫خب، من یه فرصت فوق‌العاده
‫برای خنداننده شدن دارم

25
00:01:31,938 --> 00:01:34,836
‫که حسابی هیجان‌زده‌م می‌کنه! هورا!

26
00:01:34,836 --> 00:01:37,020
‫اما وقتی به بهترین دوستم تایلر گفتم،

27
00:01:37,062 --> 00:01:39,078
‫می‌خواستم اونم برای من ذوق کنه

28
00:01:39,078 --> 00:01:40,590
‫و اون ذوق نکرد.

29
00:01:40,590 --> 00:01:44,202
‫آخه من واسه خنداننده شدنش خیلی حمایتش کردم.

30
00:01:44,202 --> 00:01:45,756
‫چرا اون نمی‌تونه حمایتم کنه؟

31
00:01:47,688 --> 00:01:49,452
‫آره. بهش گفتم چه حسی داشتم.

32
00:01:49,452 --> 00:01:51,762
‫سلام. صبح بخیر وال.

33
00:02:00,876 --> 00:02:02,052
‫بفرما!

34
00:02:05,874 --> 00:02:09,402
‫یه چیزی برات آوردم.
‫کوکی استینکرداودل.

35
00:02:10,536 --> 00:02:13,224
‫مامان‌بزرگ تی برای تو
‫و کل بچه‌ها درست کرده.

36
00:02:13,350 --> 00:02:15,996
‫پس اون کوکی‌های برای عذرخواهی گروهین.

37
00:02:15,996 --> 00:02:18,852
‫ببخشید. چی... آخه زیر لب می‌گی. نمی‌تونم...

38
00:02:18,852 --> 00:02:20,238
‫- هیچی.
‫- هان؟

39
00:02:20,238 --> 00:02:21,540
‫پس چرا هنوز اینجایی؟

40
00:02:22,128 --> 00:02:24,774
‫مگه نامه رو نخوندی؟
‫برندا نامه رو بهت نداد.

41
00:02:24,774 --> 00:02:26,622
‫- دنبالم بیا.
‫- صبر کن. جریان چیه؟

42
00:02:26,622 --> 00:02:28,764
‫مایک و سالی یه چیز خیلی ویژه
‫ برنامه‌ریزی کردن.

43
00:02:28,764 --> 00:02:31,074
‫- منم همینطور.
‫- کوکی آوردم.

44
00:02:31,872 --> 00:02:34,392
‫- کجا داریم می‌ریم؟
‫- زیرزمین.

45
00:02:34,392 --> 00:02:37,626
‫در اصل زیرزمینِ زیرِ زیرزمین.

46
00:02:37,626 --> 00:02:40,314
‫اگه برندا نامه رو بهت داده بود، می‌دونستی.

47
00:02:40,314 --> 00:02:43,254
‫- برندا کیه؟ می‌شناسمش؟
‫- دیگه سوال نپرس.

48
00:02:45,060 --> 00:02:48,168
‫صبر کن ببینم. این آسانسور به جای عمودی...

49
00:02:48,168 --> 00:02:50,730
‫افقی حرکت می‌کنه؟

50
00:03:02,154 --> 00:03:05,220
‫خب امروز صبح یه کم ساکتی.

51
00:03:05,262 --> 00:03:08,160
‫- حالت خوبه؟
‫- خوبم.

52
00:03:08,160 --> 00:03:10,134
‫خوبه. باشه. فقط می‌خوام مطمئن شم
‫که باهم خوبیم.

53
00:03:10,722 --> 00:03:11,646
‫آره.

54
00:03:14,628 --> 00:03:16,896
‫وای. چه جو سنگینی.

55
00:03:18,072 --> 00:03:21,516
‫باید از پله‌ها می‌رفتم.
‫خب برای این که بیشتر پیاده‌روی کرده باشم.

56
00:03:27,480 --> 00:03:29,202
‫هوم؟

57
00:03:29,874 --> 00:03:30,924
‫وال؟

58
00:03:35,292 --> 00:03:38,106
‫تایلر. بیا پیشمون تا شروع کنیم.

59
00:03:39,828 --> 00:03:42,012
‫آره، خیلی خوشحالیم که فرصت کردی...

60
00:03:42,012 --> 00:03:44,280
‫به یه گردهمایی الزامی بیای.

61
00:03:44,280 --> 00:03:46,170
‫چه عجب، پسر دانشگاهی!

62
00:03:46,170 --> 00:03:49,488
‫مطمئنم واسه همه‌تون سوال که
‫چرا امروز ازتون خواستیم بیاین اینجا.

63
00:03:49,488 --> 00:03:52,008
‫می‌دونی، من کل شب بیدار بودم
‫و هیجان داشتم...

64
00:03:52,008 --> 00:03:54,234
‫که امروز قراره چه چیزی برام سوال بشه.

65
00:03:54,234 --> 00:03:55,830
‫معرکه نیست؟

66
00:03:55,830 --> 00:03:58,140
‫فکر کردیم شاید بعد از باخت تیم توی سافت بال

67
00:03:58,266 --> 00:03:59,988
‫این کار بهتون دلگرمی بده.

68
00:04:00,996 --> 00:04:03,012
‫من... کوکی آوردم.

69
00:04:03,012 --> 00:04:05,742
‫آره خیلی پَکَر بودم که برنده نشدیم
‫اما می‌دونین چیه بچه‌ها؟

70
00:04:05,742 --> 00:04:07,758
‫فهمیدم اگه به قدر کافی
‫ توی بالشتتون زار بزنین

71
00:04:07,800 --> 00:04:09,312
‫از پس هر چیزی برمیاین.

72
00:04:09,354 --> 00:04:11,748
‫بگذریم، این شرکت واسه این کارش رو شروع کرد...

73
00:04:11,748 --> 00:04:14,730
‫که یه گروه هیولا مثل شما باهم کار کردن.

74
00:04:14,730 --> 00:04:15,864
‫اوهوم.

75
00:04:15,864 --> 00:04:17,670
‫بنابراین امروز می‌خوایم با فعالیت‌های تیمی

76
00:04:17,712 --> 00:04:19,392
‫باهم همکاری کنیم.

77
00:04:19,476 --> 00:04:22,290
‫- قراره خوش بگذره.
‫- مثل بازی سافت‌بال؟

78
00:04:22,332 --> 00:04:23,760
‫نه نه نه، بیشتر از اون.

79
00:04:23,802 --> 00:04:25,188
‫می‌دونم برای بعضی از شما...

80
00:04:25,230 --> 00:04:28,590
‫این بخش تاریخی کارخونۀ هیولاها
‫ممکنه یه کوچولو غیرعادی باشه.

81
00:04:28,968 --> 00:04:32,118
‫اما با توجه به گم شدن هیولاها
‫توی این تونل‌ها...

82
00:04:32,160 --> 00:04:33,756
‫به لطف کارلوف فریادکش،

83
00:04:33,756 --> 00:04:35,898
‫این واکنش کاملاً عادیه.

84
00:04:35,898 --> 00:04:37,326
‫فریادکش؟

85
00:04:37,368 --> 00:04:39,174
‫قبلاً مامان درموردش یه ماجراهایی
‫برام تعریف کرده.

86
00:04:39,216 --> 00:04:40,476
‫گفت افسانه‌ای بیش نبود.

87
00:04:40,476 --> 00:04:42,828
‫مامان‌ها هم که دروغ نمی‌گن، درسته؟
‫دروغ نمی‌گن مگه نه؟

88
00:04:42,870 --> 00:04:46,566
‫افسانه؟ نه نه نه نه.

89
00:04:47,364 --> 00:04:47,994
‫اوه!

90
00:04:48,036 --> 00:04:51,816
‫- بفرما.
‫- مرسی.

91
00:04:51,816 --> 00:04:55,638
‫مدت‌ها پیش، یکی از اولین ترساننده‌هایی که
‫در این راهروها کمین می‌کرد...

92
00:04:55,848 --> 00:05:00,048
‫هیولای وحشتناکی به اسم کارلوف فریادکش بود.

93
00:05:00,888 --> 00:05:03,618
‫تنها چیزی که حتی از بچه‌های آدمیزاد هم
‫بیشتر ازش متنفر بود...

94
00:05:05,004 --> 00:05:06,348
‫خنده بود.

95
00:05:06,432 --> 00:05:08,364
‫بزرگترین لذتش در زندگی...

96
00:05:08,364 --> 00:05:12,858
‫این بود که بارها و بارها
‫ جیغ بچه‌ها رو دربیاره.

97
00:05:12,858 --> 00:05:17,016
‫با گذشت سال‌ها، نفرتش
‫به هیولاهای مثل خودش هم رسید.

98
00:05:17,814 --> 00:05:21,846
‫بعضیا می‌گن روحش هنوز
‫ توی این تونل‌ها پرسه می‌زنه

99
00:05:21,888 --> 00:05:24,450
‫و دنبال قربانی‌های تازه می‌کرده تا اونا رو
‫وحشت‌زده کنه

100
00:05:24,450 --> 00:05:28,692
‫و اونا رو به تاریکی ببره.

101
00:05:29,322 --> 00:05:32,178
‫وقتی کارلوف صدای خنده‌تون رو بشنوه،
‫ میاد سراغتون.

102
00:05:32,178 --> 00:05:34,824
‫چراغ سوسو می‌زنه، صدای فریاد می‌شنوید...

103
00:05:36,630 --> 00:05:41,040
‫اما دیگه خیلی دیر شده.
‫اون با چنگال‌هاش شما رو گرفته.

104
00:05:42,678 --> 00:05:44,904
‫اما اینا شایعات احمقانه‌ای بیش نیستن.

105
00:05:44,904 --> 00:05:48,054
‫تا وقتی که نخندین، هیچ جای نگرانی نیست.

106
00:05:48,054 --> 00:05:50,616
‫مشکلی نیست.

107
00:05:50,616 --> 00:05:53,346
‫خیلی خب. می‌خوام فوراً
‫به عنوان معاون سرپرست حکم بدم...

108
00:05:53,346 --> 00:05:54,816
‫که همگی فوراً اینجا رو ترک کنیم

109
00:05:54,816 --> 00:05:56,496
‫و بریم بالا، توی یه اتاق روشنی
‫ که روح نداشته باشه.

110
00:05:56,538 --> 00:05:59,016
‫آره. باورم نمی‌شه می‌خوام این رو بگم...

111
00:05:59,016 --> 00:06:01,410
‫اما شاید حق با دانکن باشه؟

112
00:06:01,410 --> 00:06:03,552
‫خوبه. حالا پشت دانکن درمیای.

113
00:06:04,056 --> 00:06:06,618
‫چیزی گفتی وال؟
‫دوباره زیر لب حرف زدی.

114
00:06:07,332 --> 00:06:09,306
‫همگی آروم باشین.

115
00:06:09,306 --> 00:06:11,322
‫کارلوف یه هیولای واقعی بود

116
00:06:11,322 --> 00:06:14,472
‫اما اون روح نیست و قرار نیست تسخیرتون کنه.

117
00:06:14,472 --> 00:06:16,740
‫که متوجه نگرانیاتون هستم و درک می‌کنم

118
00:06:16,740 --> 00:06:18,336
‫و این یه تحول عالی...

119
00:06:18,336 --> 00:06:20,352
‫برای اولین فعالیت سازنده‌ی تیمیه.

120
00:06:21,024 --> 00:06:23,544
‫واسه همین گفتیم شما رو
‫به ریشه‌ی شرکتمون ببریم.

121
00:06:23,586 --> 00:06:25,938
‫جایی که اولین ایستگاه در کارخانه‌ی هیولاها...

122
00:06:25,938 --> 00:06:27,492
‫احداث شد.

123
00:06:27,786 --> 00:06:30,516
‫حتی اگه یه تیکه آشغال قدیمی باشه
‫که سال‌هاست کار نکرده.

124
00:06:30,600 --> 00:06:32,910
‫- مایک.
‫- منظورم از قدیمی کلاسیکه.

125
00:06:33,414 --> 00:06:34,548
‫و منظورم از یه تیکه آشغال...

126
00:06:34,590 --> 00:06:36,228
‫یه تیکه آشغاله که ارزش معنوی داره.

127
00:06:36,228 --> 00:06:38,538
‫خیلی خب. کی خودکار می‌خواد؟ کی کاغذ؟

128
00:06:38,538 --> 00:06:41,730
‫همه بنویسن که چه چیز کارخانه‌ی هیولاها
‫جای بهتر شدن داره

129
00:06:41,772 --> 00:06:43,074
‫و توی کاسه بندازن.

130
00:06:43,116 --> 00:06:45,720
‫بعدش مایک اونا رو با صدای بلند
‫و بدون اسم می‌خونه.

131
00:06:45,804 --> 00:06:47,946
‫این در صورتیه که شکایتی داشته باشید.

132
00:06:49,248 --> 00:06:51,390
‫خیلی خب.
‫گمونم همه‌تون یه شکایاتی داشتین.

133
00:06:51,684 --> 00:06:53,658
‫رو می‌دی، سوارت می‌شن.

134
00:06:54,414 --> 00:06:56,178
‫برو بریم.«من فکر می‌کنم که همه...

135
00:06:56,220 --> 00:06:58,110
‫دارن تموم تلاششون رو می‌کنن.
‫دوستدار شما، فریتز.»

136
00:06:58,110 --> 00:07:01,386
‫محض یادآوری می‌گم،
‫قرار بود اسامی خونده نشه.

137
00:07:01,386 --> 00:07:03,150
‫- همه هم‌نظر بودن.
‫- موافقم.

138
00:07:03,990 --> 00:07:06,090
‫خیلی خب. اینا که برگه‌های ادارین.

139
00:07:06,090 --> 00:07:09,744
‫پس په جوری باید یه کاری می‌کردم
‫تا امضاشون کنی؟

140
00:07:10,752 --> 00:07:12,726
‫«اینجا دائماً همه چی گم می‌شه،

141
00:07:12,726 --> 00:07:13,986
‫مثل پاکت‌های شکر قهوه‌خوری...

142
00:07:13,986 --> 00:07:15,918
‫و دستکش شانسم...»

143
00:07:15,918 --> 00:07:18,060
‫یعنی... «دستکش شانس مایک.»

144
00:07:18,060 --> 00:07:21,210
‫گمونم یه نفر یادش رفته
‫ که کلید اتاق انتظارمو بهم برگردونه.

145
00:07:21,210 --> 00:07:23,604
‫می‌دونین، خیلی وقته ازم قرض کردنش.

146
00:07:23,604 --> 00:07:26,796
‫منم کاسه‌ای که دماغ‌های باحالم رو
‫توش نگه می‌داشتم پیدا نمی‌کنم.

147
00:07:26,880 --> 00:07:27,804
‫اوناهاش.

148
00:07:30,156 --> 00:07:32,634
‫«یه نفر باید به خاطر این که
‫ دوستِ حمایتگری نبوده

149
00:07:32,634 --> 00:07:34,440
‫بهتر عذرخواهی کنه.»

150
00:07:34,440 --> 00:07:37,968
‫شاید بهتره ناهار مهمونش کنه.
‫بهش بگه چه حسی داره.

151
00:07:38,556 --> 00:07:41,538
‫- اینجا فقط نوشته تایلر.
‫- بله. مشکل من تایلره.

152
00:07:41,538 --> 00:07:44,772
‫- ناشناس!
‫- مشکل ناشناس من تایلره.

153
00:07:44,772 --> 00:07:46,410
‫آره، رفتارش توی بازی...

154
00:07:46,410 --> 00:07:48,426
‫با ارزش‌های گروهی ما همخونی نداشت.

155
00:07:48,426 --> 00:07:50,568
‫خیلی خب. واستین ببینم.
‫انقدر گازشو نگیرین.

156
00:07:50,568 --> 00:07:52,164
‫تقصیر من نبود که جانی منو انتخاب کرد...

157
00:07:52,164 --> 00:07:54,012
‫و بازی رو به نفع شرکت ترس بردم.

158
00:07:54,012 --> 00:07:56,154
‫تازه، من برای جبرانش کوکی درست کردم.

159
00:07:56,154 --> 00:07:58,632
‫- آخ.
‫- مامان‌بزرگ تی اونا رو درست کرده.

160
00:07:58,632 --> 00:08:00,816
‫قهوه‌ی مناسب اون کوکی‌ها رو هم آوردی؟

161
00:08:00,816 --> 00:08:04,470
‫مثلاً موکای فلفلی؟
‫حواسم بهت هست، بچه دانشگاهی.

162
00:08:04,470 --> 00:08:08,880
‫- نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.
‫- منو نخندون.

163
00:08:10,812 --> 00:08:13,164
‫وای نه. الان فریادکش میاد سراغم.

164
00:08:13,164 --> 00:08:15,096
‫فریادکش نمیاد سراغت.

165
00:08:15,096 --> 00:08:17,616
‫بهت که گفتم. روحی در کار نیست.

166
00:08:24,168 --> 00:08:27,444
‫هه! خیلی بامزه بود سالی.
‫حالا می‌تونی برگردی.

167
00:08:27,444 --> 00:08:30,048
‫همه‌مون داریم به جوک خیلی خنده‌دارت می‌خندیم.

168
00:08:32,232 --> 00:08:33,828
‫کجا رفتن؟

169
00:08:33,870 --> 00:08:36,096
‫- فریادکش بردشون!
‫- الانم میاد سراغ ما!

170
00:08:39,960 --> 00:08:42,522
‫برید کنار! من مهمم!

171
00:08:43,446 --> 00:08:45,294
‫خب، بعدی قطعاً منم.

172
00:08:45,294 --> 00:08:47,604
‫بلوندهای جذاب
‫هیچ‌وقت تا آخر قصه دووم نمیارن.

173
00:08:49,620 --> 00:08:50,586
‫آهای آروم باشید.

174
00:08:50,628 --> 00:08:53,022
‫باید ترسیدن رو بس کنیم
‫و فکرامونو روی هم بریزیم

175
00:08:53,022 --> 00:08:56,424
‫تا فریادکش کس دیگه‌ای رو نبرده.

176
00:08:56,424 --> 00:08:59,574
‫ما یه تیم جستجو می‌خوایم تا آقای وازوسکی
‫و آقای سالیوان رو پیدا کنیم.

177
00:08:59,574 --> 00:09:02,640
‫- نمی‌تونیم هیچ هیولایی رو جا بذاریم.
‫- اوه، من داوطلب می‌شم.

178
00:09:02,640 --> 00:09:04,740
‫من این تونل‌های رو مثل کف دستام بلدم.

179
00:09:05,286 --> 00:09:07,218
‫من تمام نقشه‌های زیرزمینی رو مطالعه کردم.

180
00:09:07,722 --> 00:09:08,646
‫چی؟

181
00:09:09,528 --> 00:09:10,536
‫واسه سرگرمی.

182
00:09:10,620 --> 00:09:13,182
‫اما باید قول بدی که زنده برگردی، راجی.

183
00:09:13,686 --> 00:09:14,820
‫خیلی خب بریم.

184
00:09:18,642 --> 00:09:20,910
‫- من با تو میام.
‫- مهم نیست.

185
00:09:20,910 --> 00:09:22,842
‫خیلی خب. شماها که رفتین،

186
00:09:22,842 --> 00:09:24,984
‫بقیه‌مون سعی می‌کنیم
‫در قدیمی رو به کار بندازیم

187
00:09:24,984 --> 00:09:27,924
‫تا بتونیم از اینجا بریم... و رفتین که.

188
00:09:27,924 --> 00:09:29,646
‫وای. چه سرعتی دارن.

189
00:09:32,208 --> 00:09:34,308
‫- سالی؟
‫- آقای وازوسکی؟

190
00:09:34,308 --> 00:09:36,534
‫- آقای سالیوان؟
‫- مایک؟

191
00:09:37,038 --> 00:09:38,718
‫آقای سالیوان؟ آهای؟

192
00:09:38,718 --> 00:09:40,440
‫- مایک.
‫- از این طرف.

193
00:09:40,440 --> 00:09:42,708
‫- سالی؟
‫- اینجایین؟

194
00:09:43,044 --> 00:09:45,396
‫سالی؟ مایک؟

195
00:09:45,396 --> 00:09:47,580
‫این قسمت سیستم تونل رو یادم نمیاد.

196
00:09:47,580 --> 00:09:49,428
‫گوش کنین.
‫یه دقیقه اجازه بدین تا بو بکشم.

197
00:09:51,444 --> 00:09:53,250
‫- به نظرم باید از اون طرف بریم.
‫- باید از اون طرف بریم.

198
00:09:53,250 --> 00:09:55,434
‫اه، چرا همیشه باید
‫کاری که تو می‌گی رو انجام بدیم؟

199
00:09:55,434 --> 00:09:57,912
‫چی داری می‌گی؟ این ایده‌ی خودت بود.

200
00:09:57,954 --> 00:10:00,936
‫- من دنبال تو اومدم توی این تونل ترسناک.
‫- اونقدرها هم ترسناک نیست.

201
00:10:01,692 --> 00:10:03,498
‫می‌دونین، حس می‌کنم میونه‌ شما دوتا

202
00:10:03,540 --> 00:10:05,346
‫یه کمی شکرآبه.

203
00:10:05,430 --> 00:10:06,942
‫نمی‌دونم از چی حرف می‌زنی.

204
00:10:06,942 --> 00:10:09,546
‫می‌شه اینا رو بذاریم واسه بعد؟
‫جون هیولاها در خطره.

205
00:10:09,546 --> 00:10:12,276
‫یه زمانی یه مربی زندگی تحول‌آفرین داشتم

206
00:10:12,318 --> 00:10:14,502
‫که اسمش دکتر کلودیا کلپرکلاو بود.

207
00:10:14,544 --> 00:10:17,316
‫اون چند تا نکنیک ارتباطی خردمندانه یادم داد

208
00:10:17,316 --> 00:10:20,004
‫که ممکنه براتون راهگشا باشه.

209
00:10:20,004 --> 00:10:22,062
‫انگار همه‌ش رو از خودت درآوردی.

210
00:10:22,062 --> 00:10:24,330
‫حالا این چراغ‌قوه‌ی حرف زدنه.

211
00:10:24,330 --> 00:10:27,144
‫شبیه یه چراغ‌قوه‌ی عادیه ولی نیست.

212
00:10:27,144 --> 00:10:29,160
‫هر کی نگهش داره باید با «من» جمله بگه...

213
00:10:29,160 --> 00:10:30,798
‫تا احساسی که داره رو توضیح بده.

214
00:10:30,840 --> 00:10:33,906
‫مثلاً من به این تمرین حس خیلی خوبی دارم.

215
00:10:33,906 --> 00:10:35,880
‫- کی می‌خواد یه امتحانی بکنه؟
‫- خیلی احمقانه‌ست.

216
00:10:35,880 --> 00:10:37,056
‫نه نه نه.

217
00:10:37,056 --> 00:10:39,702
‫- «من احساس می‌کنم...»
‫- اه باشه.

218
00:10:39,702 --> 00:10:41,844
‫من احساس می‌کنم این احمقانه‌ست.

219
00:10:41,844 --> 00:10:44,952
‫خوبه خوبه. و این باعث می‌شه
‫تو چه احساسی داشته باشی؟

220
00:10:44,952 --> 00:10:46,926
‫خب، من دیگه احساس می‌کنم خسته شدم...

221
00:10:46,926 --> 00:10:48,690
‫چون کل روز به این امیدوار بودم...

222
00:10:48,690 --> 00:10:50,412
‫که جنابعالی ازم یه عذرخواهی کنی. اما نخیر.

223
00:10:50,412 --> 00:10:52,344
‫هی. واقعاً داریم به نتیجه می‌رسیم...

224
00:10:52,344 --> 00:10:56,418
‫احساس می‌کنم الانش هم
‫بابت اون بازی مسخره عذرخواهی کردم.

225
00:10:56,418 --> 00:10:57,762
‫یعنی واسه همینه که رفتارت عجیبه...

226
00:10:57,762 --> 00:10:59,568
‫و کل روز زیر لب حرف می‌زدی؟

227
00:10:59,610 --> 00:11:01,164
‫احساس می‌کنم زیر لب حرف نمی‌زنم،

228
00:11:01,206 --> 00:11:02,172
‫و آوردن کوکی‌های عذرخواهی...

229
00:11:02,214 --> 00:11:03,516
‫با معذرت‌خواهی یکی نیست.

230
00:11:03,600 --> 00:11:06,708
‫- اونا کوکی معمولی نبودن.
‫- اوه، با من احساس می‌کنم شروع کن.

231
00:11:06,708 --> 00:11:08,850
‫- آره. به مامان‌بزرگ تی گفتی درست کنه.
‫- خودش خواست درست کنه.

232
00:11:08,850 --> 00:11:10,740
‫منم می‌خواستم حمایتگر باشی.

233
00:11:10,740 --> 00:11:11,790
‫خب بهم که نگفتی.

234
00:11:11,832 --> 00:11:13,554
‫من که نمی‌تونم ذهنت رو بخونم وال.

235
00:11:13,596 --> 00:11:15,528
‫ولی تو بهترین دوستمی و باید این کارو بکنی!

236
00:11:18,342 --> 00:11:19,644
‫اوه اونجا رو ببین.

237
00:11:19,686 --> 00:11:21,156
‫چراغ‌قوه‌ی حرف زدن

238
00:11:21,198 --> 00:11:23,256
‫به چراغ‌قوه‌ی پرت کردن تبدیل شد.

239
00:11:23,298 --> 00:11:25,146
‫تا وقتی برنگشتم حرف نزنین.

240
00:11:25,146 --> 00:11:28,086
‫- بیخیال وال.
‫- بدون چراغ‌قوه‌ی حرف زدن نه.

241
00:11:29,934 --> 00:11:31,698
‫آره.

242
00:11:31,698 --> 00:11:33,714
‫هی. این عجیبه. حتی برای من.

243
00:11:38,376 --> 00:11:41,064
‫اونا چیه؟ ردیه که از کسی به جا مونده؟

244
00:11:41,064 --> 00:11:43,500
‫یا رد چنگاله؟

245
00:11:43,500 --> 00:11:47,658
‫- بازش کنیم؟
‫- نه. ممکنه فریادکش اونجا باشه.

246
00:11:47,658 --> 00:11:49,296
‫آره ولی آقای سالیوان...

247
00:11:49,296 --> 00:11:50,934
‫و وازوسکی هم ممکنه اونجا باشن.
‫باید بازش کنیم.

248
00:11:50,934 --> 00:11:52,488
‫باشه. با شمارش سه.

249
00:11:52,530 --> 00:11:53,202
‫[مخصوص کارکنان]

250
00:11:53,244 --> 00:11:55,302
‫یک... دو...

251
00:11:55,848 --> 00:11:58,242
‫سه!

252
00:12:00,930 --> 00:12:04,416
‫آهای. مایک و سالی رو پیدا کردین؟
‫فقط یه جارو پیدا کردین نه؟

253
00:12:04,752 --> 00:12:06,264
‫خب، خبرهای بد بیشتری دارم.

254
00:12:06,642 --> 00:12:08,826
‫درسته اینجل یه عالمه در هست

255
00:12:08,868 --> 00:12:11,640
‫ولی تنها در سالمی که پیدا کردیم اون بود.

256
00:12:11,682 --> 00:12:13,320
‫بفرمایید. اینی که اینجاست...

257
00:12:13,320 --> 00:12:15,294
‫در تبعیدی استاندارد شماست.

258
00:12:15,294 --> 00:12:17,604
‫شن‌هایی که دور چهارچوبشن رو می‌بینین؟

259
00:12:17,604 --> 00:12:20,880
‫کلاسیکه. این جیگر مستقیم
‫به کویر برهوت می‌ره.

260
00:12:20,880 --> 00:12:22,392
‫آره، جایی که به جز شما...

261
00:12:22,392 --> 00:12:24,492
‫و تنهایی عمیق در اونجا نیست.

262
00:12:24,492 --> 00:12:27,138
‫من نمی‌تونم برم تو یه کویر کوفتی.

263
00:12:27,138 --> 00:12:28,776
‫و اصلاً دلم نمی‌خواد...

264
00:12:28,818 --> 00:12:30,498
‫که با یه روح جانی توی زیرزمین گیر بیفتم.

265
00:12:30,498 --> 00:12:33,480
‫یا هم می‌تونیم سعی کنیم روح رو بگیریم.

266
00:12:33,480 --> 00:12:35,580
‫- یه روح بگیریم؟
‫- نه، شدنی نیست.

267
00:12:35,580 --> 00:12:37,848
‫- مگه دیوونه‌این؟
‫- هه.

268
00:12:37,848 --> 00:12:39,696
‫ترجیح می‌دم همه به جز خودم بمیرن

269
00:12:39,696 --> 00:12:42,090
‫تا این که به نظر خائنانه‌ی تو گوش بدم.

270
00:12:42,090 --> 00:12:44,316
‫گوش کنید. فکر کنم تایلر می‌خواد بگه...

271
00:12:44,316 --> 00:12:45,492
‫که اگه بتونیم از طریق در تبعید...

272
00:12:45,492 --> 00:12:46,500
‫فریادکش رو بگیریم،

273
00:12:46,500 --> 00:12:47,592
‫می‌تونیم اونو به دام بندازیم.

274
00:12:47,634 --> 00:12:50,112
‫- آره، منظورم همین بود...
‫- باشه. من طعمه می‌شم.

275
00:12:50,112 --> 00:12:53,052
‫یکی واسه‌م کره بیاره. یه عالمه کره.

276
00:12:53,052 --> 00:12:56,202
‫یا هم می‌تونیم با چیزی که بیشتر از همه چی
‫ازش متنفره بکشونیمش بیرون.

277
00:12:57,294 --> 00:12:58,176
‫خنده.

278
00:12:58,260 --> 00:13:00,612
‫و بعد ازش بخوایم مایک و سالی رو برگردونه.

279
00:13:00,612 --> 00:13:03,594
‫به هر نحوی که شده.

280
00:13:03,594 --> 00:13:05,904
‫- آره نه، منم همینو...
‫- خب بچه‌ها.

281
00:13:05,904 --> 00:13:09,138
‫بیاین همگی به کمک هم
‫در تبعید رو سر جاش قرار بدیم.

282
00:13:09,138 --> 00:13:10,986
‫این بچه کارش درسته.

283
00:13:15,438 --> 00:13:17,664
‫وصل شد. آماده‌ی حرکته.

284
00:13:17,664 --> 00:13:18,966
‫پس این درو روی فریادکش میندازیم

285
00:13:19,008 --> 00:13:20,436
‫و اون تا ابد به دام میفته.

286
00:13:20,436 --> 00:13:23,754
‫هر اتفاقی که افتاد فقط به خنده
‫ادامه بدین و پیش هم بمونین.

287
00:13:23,922 --> 00:13:26,022
‫من نگهبانی می‌دم و بهتون علامت می‌دم.

288
00:13:26,568 --> 00:13:29,172
‫همه بخندین. همین حالا!

289
00:13:37,572 --> 00:13:39,420
‫جواب نمی‌ده.

290
00:13:40,638 --> 00:13:43,788
‫آهای. اون موقعی رو یادتونه
‫که دستگاه خوراکی‌فروشی پیشرفته رو گرفته بودیم

291
00:13:43,914 --> 00:13:46,056
‫و اون خبیث شد؟

292
00:13:46,056 --> 00:13:48,912
‫- «من خبیثم».
‫- وای «وندی دو».

293
00:13:48,912 --> 00:13:52,860
‫- وای اون خیلی عصبانی بود.
‫- چیزی نمونده بود دانکن رو بخوره.

294
00:13:56,346 --> 00:14:00,126
‫آره، این که داشتم می‌مردم
‫خیلی خنده‌دار بود. مرسی وال.

295
00:14:00,126 --> 00:14:03,276
‫بعدش بهم «صدای مصنوعی» اضافه داد

296
00:14:03,276 --> 00:14:07,266
‫که دقیقاً همون کاری رو باهات می‌کنه که می‌گن.

297
00:14:07,266 --> 00:14:09,240
‫آره، یه هفته طول کشید
‫تا بقایای ظرف غذا رو...

298
00:14:09,240 --> 00:14:12,432
‫از دیوار تمیز کنیم، یادتونه؟

299
00:14:25,158 --> 00:14:26,880
‫اومد. همه به جای خود.

300
00:14:29,652 --> 00:14:31,584
‫کاتر، نوبت توئه! برو!

301
00:14:32,382 --> 00:14:34,146
‫چراغ‌قوه‌ی حرف زدن و پرت کردن...

302
00:14:34,146 --> 00:14:36,456
‫الان به چراغ‌قوه‌ی «بخند تا نمیری»
‫تبدیل شده.

303
00:14:37,086 --> 00:14:40,236
‫سلام گنده‌‌بک. از این طرف بیا. آره.

304
00:14:43,386 --> 00:14:44,562
‫فریتز نوبت نوئه!

305
00:14:44,562 --> 00:14:46,452
‫اوه!

306
00:14:46,452 --> 00:14:48,972
‫من اینجام، ای هیولای خیلی گنده‌تر از من!

307
00:14:51,954 --> 00:14:53,886
‫بگیر دانکن!

308
00:14:54,180 --> 00:14:57,078
‫اون دنبال خنده‌ست.

309
00:14:57,120 --> 00:14:59,934
‫دانکن! اینجا! بده اینجا! گرفتم!

310
00:15:02,118 --> 00:15:04,008
‫راجر! داره میاد.

311
00:15:04,008 --> 00:15:06,906
‫اوه، می‌‎دونی...
‫یه چیزی لای دندونت گیر کرده.

312
00:15:06,906 --> 00:15:08,754
‫امیدوارم از آشناهام نباشه.

313
00:15:12,660 --> 00:15:13,752
‫گیر کرده!

314
00:15:28,662 --> 00:15:29,712
‫وای!

315
00:15:30,804 --> 00:15:31,728
‫تایلر!

316
00:15:38,406 --> 00:15:41,388
‫آهای. آهای درو باز کنید.
‫درو باز کنید.

317
00:15:41,430 --> 00:15:43,404
‫تا وقتی بهمون نگی دوستامون کجان
‫درو باز نمی‌کنیم.

318
00:15:43,446 --> 00:15:46,218
‫ما همینجاییم. ماییم. بذارید بیایم تو.

319
00:15:54,114 --> 00:15:55,752
‫بله. عالی شد.

320
00:15:55,752 --> 00:15:57,054
‫وای.

321
00:15:57,054 --> 00:15:58,566
‫- مایک!
‫- وازوسکی!

322
00:15:58,566 --> 00:15:59,700
‫نه.

323
00:15:59,700 --> 00:16:00,708
‫سالی!

324
00:16:02,178 --> 00:16:03,732
‫خب، پایانش غیرمنتظره بود.

325
00:16:04,026 --> 00:16:07,680
‫همگی کارتون عالی بود.
‫با موفقیت از پسش براومدین.

326
00:16:08,184 --> 00:16:10,704
‫چه جوری کاری کردین فریادکش
‫لباس کاستومش رو بده به شما؟

327
00:16:10,704 --> 00:16:13,182
‫لباس کاستوم همه‌ش جزو نقشه‌م بود.

328
00:16:13,266 --> 00:16:15,660
‫می‌دونستم اگه یه کوچولو تحت فشار باشین

329
00:16:15,744 --> 00:16:18,306
‫متحد می‌شین و تیمی کار می‌کنین.
‫همین کارو هم کردین.

330
00:16:18,348 --> 00:16:20,532
‫فقط یه اجرای شگفت‌انگیز بود

331
00:16:20,574 --> 00:16:22,338
‫تعریف از خود نباشه، که البته بود.

332
00:16:22,422 --> 00:16:24,648
‫دوباره! دوباره!

333
00:16:24,690 --> 00:16:28,344
‫متاسفم رفقا. این تنها ارائه‌ی
‫«هیولاها در تاریکی» بود.

334
00:16:28,554 --> 00:16:31,788
‫کل این داستان می‌تونست مکاتبه‌ی اداری بشه.

335
00:16:32,670 --> 00:16:34,308
‫آره، آخرین باری که دیدم یه نفر

336
00:16:34,350 --> 00:16:35,946
‫از اون ارتفاع افتاد، دیگه نتونست راه بره.

337
00:16:36,030 --> 00:16:38,928
‫بیشتر شبیه خزیدنِ خیلی کند بود.
‫جسارت نباشه.

338
00:16:38,970 --> 00:16:41,952
‫اوه، راستی عذرخواهیت
‫با کوکی استینکرداودلت رو می‌پذیرم.

339
00:16:41,994 --> 00:16:43,968
‫- بالاخره! وای!
‫- چه خوبن.

340
00:16:43,968 --> 00:16:45,480
‫حسابی بودی گند می‌دن!

341
00:16:45,480 --> 00:16:47,202
‫شاید بقیه یعنی همون احمق‌ها...

342
00:16:47,202 --> 00:16:50,016
‫گول قهرمان‌بازی
‫و کوکی‌های حال‌به‌هم‌زنت رو خورده باشن

343
00:16:50,436 --> 00:16:53,502
‫- اما بنده نه.
‫- من نپختم. مامان‌بزرگم پخته.

344
00:16:54,006 --> 00:16:57,450
‫ویرجینیا جون؟
‫وای بده بیاد، بده بده!

345
00:16:58,248 --> 00:17:01,482
‫یه دونه مونده. فقط مال تو.

346
00:17:06,354 --> 00:17:10,470
‫نقشه‌ی خوبی بود.
‫کارت هم عالی بود می‌دونی؟

347
00:17:10,470 --> 00:17:12,360
‫همه رو آروم کردی و خندوندی.

348
00:17:12,360 --> 00:17:14,376
‫مرسی. تو هم کارت عالی بود.

349
00:17:15,552 --> 00:17:18,492
‫گوش کن. می‌خواستم بگم متاسفم...

350
00:17:18,492 --> 00:17:20,172
‫که چراغ‌قوه‌ی حرف زدن رو پرت کردم...

351
00:17:20,214 --> 00:17:21,642
‫و انتظار داشتم که ذهنم رو بخونی.

352
00:17:21,726 --> 00:17:23,322
‫آره، می‌دونی... بعد این که حرف زدیم

353
00:17:23,364 --> 00:17:26,430
‫کاملاً درک کردم که چرا ناراحتی.

354
00:17:26,724 --> 00:17:28,278
‫و می‌خوام بگم بابت اتفاقی...

355
00:17:28,320 --> 00:17:30,336
‫که توی بازی سافت‌بال افتاد متاسفم.
‫ من...

356
00:17:30,336 --> 00:17:31,764
‫تو فکر بودم می‌دونی؟

357
00:17:31,764 --> 00:17:34,158
‫ولی باید بیشتر حمایتت می‌کردم.

358
00:17:34,452 --> 00:17:36,636
‫و می‌ذاشتم تو ضربه رو بزنی تا برنده بشی.

359
00:17:38,316 --> 00:17:38,988
‫وای.

360
00:17:39,366 --> 00:17:40,878
‫بی‌صبرانه منتظرم که
‫با بهترین دستیار خنداننده‌

361
00:17:41,088 --> 00:17:43,272
‫دوباره برگردم اونجا.

362
00:17:44,112 --> 00:17:45,204
‫اوه.

363
00:17:48,060 --> 00:17:51,042
‫راستش، من دیگه آماده‌م
‫که خودم تنهایی یه کاری بکنم.

364
00:17:52,050 --> 00:17:53,520
‫می‌خوام به شغل خندانندگی مشغول شم.

365
00:17:54,990 --> 00:17:57,720
‫اوه آره. پیشنهاد کاری خنداننده شدن.

366
00:17:57,804 --> 00:18:00,450
‫البته، حتماً باید قبول کنی. می‌دونی؟

367
00:18:00,450 --> 00:18:04,272
‫یعنی... خب منم بودم همین کارو می‌کردم.
‫راستش خب قبلاً کردم.

368
00:18:05,532 --> 00:18:09,018
‫پس... آره. تبریک می‌گم درخشش تک‌شاخ.

369
00:18:10,026 --> 00:18:12,630
‫گمونم توی طبقه‌ی خنده می‌بینمت.

370
00:18:12,672 --> 00:18:15,234
‫مگر این که اول من اون بالا ببینمت.

371
00:18:16,956 --> 00:18:19,980
‫خیلی خب. من... بعداً می‌بینمت.

372
00:18:21,408 --> 00:18:24,222
‫اوه. این پاکت شکر این پایین چی کار می‌کنه؟

373
00:18:24,390 --> 00:18:26,280
‫همه جا رو دنبال اینا گشتم.

374
00:18:26,490 --> 00:18:28,968
‫نگهش می‌دارم برای قهوه‌ی موقع خوابالودگیم.

375
00:18:29,136 --> 00:18:30,774
‫می‌دونستی زیاده‌روی توی نوشیدن این چیزها...

376
00:18:30,816 --> 00:18:32,412
‫تو رو عصبی‌تر از حالت عادی می‌کنه؟

377
00:18:32,412 --> 00:18:34,554
‫نخیرم، بنفشک به‌درد‌نخور!

378
00:18:34,554 --> 00:18:36,528
‫اوه راستی، برای نورپردازی‌ها...

379
00:18:36,528 --> 00:18:38,880
‫و فریادها و رد چنگال‌ها کارت عالی بود.

380
00:18:38,880 --> 00:18:41,022
‫واقعاً باعث شد جریان روح وحشتناک رو باور کنن.

381
00:18:41,064 --> 00:18:43,080
‫رد چنگال؟ کار من نبود.
