﻿1
00:00:00,588 --> 00:00:04,116
‫[این برنامه برای تمام رده‌های سنی
‫مناسب است.]

2
00:00:11,424 --> 00:00:14,112
‫صبح‌بخیر مانستروپلیس؛ من جک هستم.

3
00:00:14,112 --> 00:00:17,052
‫منم جیل هستم و به برنامه «من جیغ
‫می‌زنم»

4
00:00:17,052 --> 00:00:18,480
‫«شما جیغ می‌زنید» خوش آمدید.

5
00:00:18,480 --> 00:00:21,126
‫مهم‌ترین خبر امروز که قراره
‫درموردش بحث کنیم؛

6
00:00:21,126 --> 00:00:23,016
‫حمایتِ مردم شهر از انرژی خنده‌ست

7
00:00:23,016 --> 00:00:25,998
‫که همچنان مثلِ بدهکاری‌های جیل
‫داره بیشتر و بیشتر می‌شه.

8
00:00:25,998 --> 00:00:28,812
‫بر اساس یکی از نظرسنجی‌های جامع‌مون

9
00:00:28,812 --> 00:00:31,794
‫این حمایتِ مثل موهای جک
‫افزایش شدیدی پیدا کرده.

10
00:00:31,794 --> 00:00:34,566
‫و حالا داره با انرژی جیغ برابری می‌کنه.

11
00:00:34,566 --> 00:00:37,254
‫ظاهراً هیولاهای شهرمون یک به یک دارن

12
00:00:37,254 --> 00:00:41,328
‫حمایتِ خودشون از انرژی خنده
‫رو آغاز می‌کنن؛ تمام این مدت حق با من بود.

13
00:00:41,328 --> 00:00:43,680
‫بس کن توروخدا؛ هرچیزی می‌تونه به راحتی

14
00:00:43,680 --> 00:00:46,662
‫دوباره این آمار رو منفی کنه و مثل قبل بشه.

15
00:00:46,662 --> 00:00:51,156
‫امروز قراره به همراه شما یک نگاه
‫دقیق‌تر به این شرکت داشته باشیم

16
00:00:51,156 --> 00:00:53,172
‫به طور زنده قراره از کارخانه بازدید کنیم

17
00:00:53,172 --> 00:00:56,952
‫و مدیران این شرکت، یعنی جیـمز پی سالیوان
‫و مایک وازوفسکی رو در کنار خودمون داریم.

18
00:00:56,952 --> 00:00:58,968
‫سلام به مردم مانستروپلیس!

19
00:00:58,968 --> 00:01:00,816
‫به کارخانه هیولاها خوش آمدید.

20
00:01:00,816 --> 00:01:03,756
‫سلام به همگی! خوشحالم که
‫دوباره در خدمت شما عزیزان هستیم.

21
00:01:22,362 --> 00:01:26,352
« هیولاها در محل کار »
« فصل 2، قسمت 8»

22
00:01:32,778 --> 00:01:34,374
‫ممنون بابت مهمونی بچه‌ها.

23
00:01:34,374 --> 00:01:36,810
‫می‌دونم دیگه از این به بعد
‫همه‌ش باید کار کنم؛

24
00:01:36,810 --> 00:01:39,036
‫اما قول می‌دم این وسط‌ها حتماً
‫یه سر بیام این‌جا

25
00:01:39,204 --> 00:01:41,556
‫امیدوارم منظورت یکی‌شون باشه دیگه...

26
00:01:41,556 --> 00:01:45,756
‫خب با این حال که دیگه همکار نیستیم 
‫اما یه‌جا داریم کار می‌کنیم دیگه!

27
00:01:45,756 --> 00:01:48,822
‫فقط دلم می‌خواد بدونم کی قراره دستیار جدیدم باشه...

28
00:01:48,822 --> 00:01:51,006
‫و برات دونات بگیره
‫و با هم بـرین سرکار؟

29
00:01:51,006 --> 00:01:52,728
‫آره دیگه همین چیزها.

30
00:01:52,728 --> 00:01:53,862
‫ول؛ یادت نره‌ها

31
00:01:53,862 --> 00:01:55,374
‫حتماً برو دفترهای آقای کرامیهـام تا

32
00:01:55,374 --> 00:01:56,970
‫کارهای اداری‌ات رو انجام بدی.

33
00:01:56,970 --> 00:01:59,364
‫من عاشقِ «اسنیزکیک» ام.

34
00:01:59,364 --> 00:02:02,220
‫زنم تو خونه نمی‌ذاره چیزهای
‫شیرین بخورم.

35
00:02:02,220 --> 00:02:03,564
‫توروخدا بهش چیزی نگو.

36
00:02:03,564 --> 00:02:05,706
‫- 20 دلار بده که نگم.
‫- 20 دلار؟

37
00:02:05,706 --> 00:02:07,680
‫دیگه کافیه. کارم این‌جا تمومه.

38
00:02:07,680 --> 00:02:08,982
‫چی؟

39
00:02:08,982 --> 00:02:11,628
‫این نشتی کپسول‌ها دیگه واقعاً
‫کلافه‌ام کرده.

40
00:02:11,628 --> 00:02:13,770
‫شوخی کردم؛ عمراً بی‌خیال
‫حقوق بازنشستگی‌ام بشم.

41
00:02:13,770 --> 00:02:14,862
‫نشتی کپسول‌ها.

42
00:02:14,862 --> 00:02:17,088
‫نگران نباش تای تای.

43
00:02:17,088 --> 00:02:21,246
‫اون کپسول‌های بزرگ و خوشگلی
‫که شما باهاش سر و کار دارید رو نمی‌گه.

44
00:02:21,246 --> 00:02:23,640
‫بیشترِ یه بدبختـیه باحاله!

45
00:02:23,640 --> 00:02:25,698
‫- منظورت معماست دیگه؟
‫- آره همون.

46
00:02:25,698 --> 00:02:28,302
‫چندتا کپسول هستن که
‫گزارش شده نشتی دارن.

47
00:02:28,302 --> 00:02:30,486
‫روشون نوشـته پُر ان اما اینطور نیست.

48
00:02:30,486 --> 00:02:33,930
‫یکی پشت این ماجراست!

49
00:02:33,930 --> 00:02:35,148
‫از راجر خبر ندارید؟

50
00:02:35,148 --> 00:02:36,786
‫آره؛ کجاست اصلاً؟

51
00:02:36,786 --> 00:02:38,466
‫گفت یه شعر برام نوشته!

52
00:02:38,466 --> 00:02:41,784
‫اسمش رو گذاشته بود شعر باستانیِ
‫خنداننده‌ای در ای‌مـینور!

53
00:02:41,784 --> 00:02:45,774
‫خودم برات آهنگ می‌خونم ول؛ خودت
‫که می‌دونی من کارم حرف نداره.

54
00:02:55,602 --> 00:02:58,290
‫چی...وایسا ببینم. چی شده؟

55
00:02:58,290 --> 00:02:59,970
‫ول؟ ول؟

56
00:02:59,970 --> 00:03:02,196
‫یه مشکلی توی بخش خنده پیش اومده.

57
00:03:04,254 --> 00:03:05,934
‫حتماً دارم خواب می‌بینم!

58
00:03:11,100 --> 00:03:11,856
«انرژی خنده رو برگردونید»

59
00:03:11,898 --> 00:03:14,670
‫بچه‌ها؟ جک و جیل همین الان‌هاست که برسـن!

60
00:03:14,670 --> 00:03:17,064
‫باید قبل از این‌که این افتضاح
‫رو ببینن این‌جا رو تمیز کنیم

61
00:03:17,064 --> 00:03:18,576
و قبل از این‌که به‌طور زنده پخش بشه

62
00:03:18,576 --> 00:03:20,550
‫اگه این اتفاق بیـفته مانسـتروپلیس دیگه

63
00:03:20,550 --> 00:03:22,398
‫به ما توی تولید انرژی خنده
‫هیچ اعتمادی نمی‌کنه!

64
00:03:22,398 --> 00:03:23,868
‫و همه‌مون از کار بی‌کار می‌شیم.

65
00:03:23,868 --> 00:03:26,892
‫من نمی‌تونم برگردم با مامانم زندگی کنم.

66
00:03:26,892 --> 00:03:28,908
‫منکه خیلی خوشم میاد.

67
00:03:28,908 --> 00:03:30,210
‫کار کی می‌تونه بـاشه؟

68
00:03:30,210 --> 00:03:31,680
‫خیلی‌خب؛ وقت نداریم

69
00:03:31,680 --> 00:03:33,696
‫- سریع این‌جا رو تمیز کنید.
‫- به روی چشم.

70
00:03:33,696 --> 00:03:36,636
‫می‌رم به مایک و سالی بگم؛ می‌تونن
‫جیل و جک رو واسه یه مدت دست‌به سر کنن.

71
00:03:37,728 --> 00:03:40,080
‫این‌جا رو یادم رفته بود؛ 
‫الان عالی شد...

72
00:03:40,080 --> 00:03:42,474
‫کلاً یه کار بهت سپردیم‌ها کارتر!

73
00:03:42,474 --> 00:03:45,120
‫گریم، مو، فیلم‌برداری، دستـیاری و صدابرداری!

74
00:03:45,120 --> 00:03:46,842
‫خودت رو جمع و جور کن ببینم.

75
00:03:48,102 --> 00:03:49,992
‫باشه؛ پخش زنده از

76
00:03:49,992 --> 00:03:53,520
‫پنج؛ چهار؛ سه؛ دو...

77
00:03:53,520 --> 00:03:58,056
‫و به طور زنده با شما هستیم. سالی
‫به اون‌هایی که به کار شما باور ندارن

78
00:03:58,056 --> 00:04:00,828
‫مثل جیل؛ چه حرفی برای گفتن داری؟

79
00:04:00,828 --> 00:04:03,096
‫خب فکر کنم می‌تونم
‫بابت این شک ببخشم‌شون!

80
00:04:03,096 --> 00:04:05,784
‫نه؛ یکی دوتا که نیسـتن!

81
00:04:05,784 --> 00:04:08,892
‫مسیر موفقیت‌ ما با فراز
‫و نشیب‌های زیادی همراه بوده دوست من.

82
00:04:08,892 --> 00:04:11,622
‫تا جایی که یادمه؛ در تاریک ترین شب های زندگی‌ام،

83
00:04:11,622 --> 00:04:13,638
‫مردم انرژی خنده و حتی خود
‫من رو مسخره می‌کردن.

84
00:04:13,638 --> 00:04:15,822
‫- مایک...
‫- اما الان

85
00:04:15,822 --> 00:04:19,602
‫وقتشه جایی که جـادوی خنده
‫رخ می‌ده رو به‌تون نشون بدیم؛ بخش خنده.

86
00:04:19,602 --> 00:04:22,584
‫اما قبل از این‌جا کلی جاهای دیگه
‫هست که می‌تونیم نشون‌شون بدیم.

87
00:04:22,584 --> 00:04:24,138
‫از چی حرف می‌زنی؟

88
00:04:24,138 --> 00:04:26,154
‫چیزهای دیگه ای مثل این کاشی‌های
‫براقِ کف زمین.

89
00:04:26,154 --> 00:04:28,716
‫فکرکن کارمندهامون وقتی خودشون رو
‫توی این‌ها می‌بینن چقدر خوشحال می‌شن.

90
00:04:28,716 --> 00:04:29,934
‫سالی؛ داری آبرومون رو می‌بری.

91
00:04:29,934 --> 00:04:32,160
‫مطمئنم که دلت نمی‌خواد آبرومون
‫جلوی عالم و آدم بـره!

92
00:04:32,160 --> 00:04:34,302
‫- خیلی دیره احمق ها
‫- و حالا...

93
00:04:47,196 --> 00:04:49,044
‫- راجـر؟
‫- خیلی‌خب؛ نظرت چیـه؟

94
00:04:49,044 --> 00:04:50,220
‫تمیزکاری این قسمت رو شروع کنیم؟

95
00:04:50,220 --> 00:04:52,152
‫وقت نداریم؛ ول
‫باید باهام بیای!

96
00:04:52,152 --> 00:04:53,958
‫ماموریت دستگیری خراب‌کـار!

97
00:04:55,302 --> 00:04:56,478
‫هـی!

98
00:05:00,636 --> 00:05:01,560
مغازه‌ی تاسکمن‌ها؟

99
00:05:03,156 --> 00:05:07,062
‫وای خدایا؛ دست‌هام رنگی شده.

100
00:05:07,062 --> 00:05:09,708
‫باید برگردیم و به بقیه کمک
‫کنیم بخش خنده رو تمیز کنن.

101
00:05:09,708 --> 00:05:12,186
‫نه! باید بریم ببینیم می‌خواد چیکار کنه. زودباش.

102
00:05:15,336 --> 00:05:17,226
‫نـه.

103
00:05:17,226 --> 00:05:19,956
‫نه! دست‌هام قرمز شده. رنگی شدن.

104
00:05:20,838 --> 00:05:23,316
‫خیلی‌خب؛ باید یه‌کاری بکنم
‫باید یه‌کاری بکنم.

105
00:05:23,316 --> 00:05:26,550
‫زودباش. زودباش. چرا پاک نمی‌شه!

106
00:05:28,314 --> 00:05:30,162
‫چرا پاک نمی‌شه.

107
00:05:32,934 --> 00:05:35,412
‫نـه!

108
00:05:35,412 --> 00:05:37,932
‫دست‌هاش قرمز بود!

109
00:05:37,932 --> 00:05:39,654
خب حالا مگه دست‌های قرمز چشـه؟

110
00:05:39,654 --> 00:05:41,334
‫باید بفهمیم می‌خواد چیکار کنه.

111
00:05:41,334 --> 00:05:44,610
‫یعنی واقعاً برای خنده و سرگرمی همیشه
‫عکس می‌گیره و همه‌چی رو یادداشت می‌کنه؟

112
00:05:44,610 --> 00:05:47,802
‫و تازه؛ هیچوقت به‌مون نگفته اهل کجاست!

113
00:05:47,802 --> 00:05:49,902
‫زیاد دوست نداره از خودش حرف بزنه؛
‫قابل احترامه خب!

114
00:05:49,902 --> 00:05:53,094
‫اگه تمام این ماجراها زیر سر اون باشه چی؟

115
00:05:55,740 --> 00:05:57,042
‫سلام آقای کرامیهـام؛

116
00:05:57,042 --> 00:05:58,302
‫بعداً یه سر میام دفترتون.

117
00:05:58,302 --> 00:06:00,276
‫برای امضا کردن اون
‫برگه‌ها دل توی دلم نیست.

118
00:06:00,276 --> 00:06:03,216
‫این‌ها خودشون از ماشین خوراکی اومدن بیرون؛
‫خواهشاً به همسرم نگو!

119
00:06:04,476 --> 00:06:05,988
‫ول! بیا بریم دیگه. زودباش.

120
00:06:05,988 --> 00:06:09,432
‫اگه بالا رو نگاه کنید؛ چراغ‌ها رو می‌بینید.

121
00:06:09,432 --> 00:06:11,616
‫- آقای سالیوان؟
‫- آقای سالیوان؟

122
00:06:11,616 --> 00:06:13,128
‫از قضیه نشتی کپسول‌ها خبر دارید؟

123
00:06:13,128 --> 00:06:15,018
‫داده‌های ایستگاه دریافت رو بررسی کردم

124
00:06:15,018 --> 00:06:16,656
‫و از چیزی که فکر می‌کردیم خیلی بدترـه!

125
00:06:16,656 --> 00:06:19,092
‫بدجوری به مشکل برخوردیم!

126
00:06:19,092 --> 00:06:20,940
‫چی؟ چرا قیافه‌تون رو این‌شکلی می‌کنین؟

127
00:06:20,940 --> 00:06:22,872
‫سلام؛ درست متوجه نشدم

128
00:06:22,872 --> 00:06:25,476
‫چه اتفاقی برای ایستگاه
‫دریافت و کپسول این‌ها افتاده؟

129
00:06:25,476 --> 00:06:29,046
‫می‌شه بیشتر توضیح بدید؟

130
00:06:29,046 --> 00:06:31,944
‫من...می‌رم.

131
00:06:36,102 --> 00:06:37,278
‫عجب بی‌احترامی بزرگی.

132
00:06:38,874 --> 00:06:40,638
‫- خیلی دختر خوبیه نه؟
‫- چه عجیب غریب.

133
00:06:40,638 --> 00:06:44,628
‫خب می‌دونید؟ این جزو اولین دیوارهای کارخونه بود

134
00:06:44,628 --> 00:06:46,644
‫اولین دیواری که دیوارسازها
‫این‌جا درست کردن می‌دونید؟

135
00:06:46,644 --> 00:06:50,970
‫به‌به؛ عجب دیوار خفنیه
‫جیل بیا تو هم یه نگاه بنداز.

136
00:06:50,970 --> 00:06:52,188
‫کسی اره‌برقی نداره؟

137
00:06:52,188 --> 00:06:54,120
‫اره برقی؟ نـه.

138
00:06:54,120 --> 00:06:57,648
‫اما یه رویا دارم؛ که یه روز
‫فیلم خودم رو بسازم.

139
00:06:57,648 --> 00:06:59,664
‫یه فیلم خوب! فیلمی که
‫برنده کلی جایـزه بشه.

140
00:06:59,664 --> 00:07:01,932
‫و اسم کارگردان بزرگ کارتر لـی
‫سر همه‌ی زبون‌ها باشه.

141
00:07:01,932 --> 00:07:05,838
‫کارتر! اینقدر با خودت حرف نزن
‫و بیا این‌جا

142
00:07:05,838 --> 00:07:09,156
‫بعد هم جک و جیل رو توی رستوران می‌بینم
‫و به‌شون محل سگ نمی‌دم.

143
00:07:21,882 --> 00:07:23,940
‫این‌جا نیست. می‌شه بریم؟

144
00:07:23,940 --> 00:07:26,838
‫هر ماموریتی که هست داره
‫وقت‌مون رو هدر می‌ده.

145
00:07:26,838 --> 00:07:29,820
‫نمی‌تونی بزنی زیـرش!

146
00:07:29,820 --> 00:07:32,340
‫خوب هم می‌دونی دارم
‫درمورد چی صحبت می‌کنم.

147
00:07:32,340 --> 00:07:35,028
‫همیشه‌ی خدا همین‌کار رو می‌کنی.

148
00:07:35,028 --> 00:07:38,094
‫نه‌خیر؛ همین الانش هم بهم شک دارن
‫همین رو می‌خوای؟

149
00:07:39,060 --> 00:07:40,110
‫باور نمی‌کنم.

150
00:07:47,754 --> 00:07:48,930
‫سر کی داشت داد می‌زد؟

151
00:07:48,930 --> 00:07:50,904
‫خیلی‌خب؛ داره یکوچولو
‫عجیب غریب رفتار می‌کنه.

152
00:07:50,904 --> 00:07:52,164
‫یکوچولو؟

153
00:07:52,164 --> 00:07:55,314
‫حالا؛ جادوی واقعی توی بخش خنده
‫رخ می‌ده.

154
00:07:55,314 --> 00:07:57,582
‫احتمالاً هیچ جایی توی این ساختمان
‫از این مهم‌تر نیست

155
00:07:57,582 --> 00:07:59,472
‫البته به‌جز دستشویی!
‫چون باید یه‌لحظه بریم.

156
00:07:59,472 --> 00:08:01,152
‫با مایک! چون همیشه با هم می‌ریم.

157
00:08:01,152 --> 00:08:02,706
‫اون یه‌جورایی مربی منـه.

158
00:08:02,706 --> 00:08:04,512
‫اما من دستشویی ندارم.

159
00:08:04,512 --> 00:08:06,402
‫چرا داری؛
‫ما رو ببخشید چند لحظه.

160
00:08:06,402 --> 00:08:08,460
‫چه مرگـت شده تـو؟

161
00:08:08,460 --> 00:08:10,560
‫- یکی گند زده به بخش خنده.
‫- چـی؟

162
00:08:12,366 --> 00:08:15,306
‫خب می‌دونید چیه؟ عجله‌ای برای
‫بازدید از بخش خنده نیست. اصلاً.

163
00:08:15,306 --> 00:08:17,406
‫کارخانه هیولاها مثلِ یه استخر آب سرده؛

164
00:08:17,406 --> 00:08:21,144
‫باید آروم آروم بری داخلش؛ مثلاً...

165
00:08:21,144 --> 00:08:24,840
‫این‌جا رختکنـه؛ جایی که کارمندهامون
‫وسایل‌شون رو نگه می‌دارن

166
00:08:24,840 --> 00:08:27,444
‫لولـاهای درشون رو ببینید؛
‫صدایی می‌شنوید؟

167
00:08:27,444 --> 00:08:29,712
‫نه! اصلاً.
‫آخ هم نگفته.

168
00:08:29,712 --> 00:08:33,954
‫وای این‌جا رو ببین! یه مـوز خوشمزه‌ی گندیده.

169
00:08:36,180 --> 00:08:37,566
‫کی ناهار می‌دن؟

170
00:08:37,566 --> 00:08:40,044
‫خیلی‌خب بچه‌ها؛
‫همه‌جا مرتب شده

171
00:08:40,044 --> 00:08:42,480
‫فقط رنگ‌های روی دیوار مونده.

172
00:08:42,480 --> 00:08:47,058
‫یه‌جوری دیوار رو بسـابید که انگار زندگی‌تون
‫به این‌کار بستگی داره؛ چون واقعاً هم داره.

173
00:08:47,058 --> 00:08:49,494
‫متوجه نمی‌شم آخه 
‫یعنی کار کیـه؟

174
00:08:51,384 --> 00:08:55,374
‫راجی، رفیق؟ کجا بودی؟ می‌بینی
‫که کمک لازم داریم!

175
00:08:55,374 --> 00:08:56,802
‫اوم...

176
00:08:56,802 --> 00:09:01,800
‫آره؛ ببخشید عـمو فریتز؛
‫الان کمک می‌دم این‌ها رو از روی دیوار پاک کنیم.

177
00:09:01,800 --> 00:09:03,480
‫احسنت.

178
00:09:03,480 --> 00:09:06,924
‫بعد از بازدید از تمام نقاطِ بی‌ارزش
‫کارخانه هیولاها،

179
00:09:06,924 --> 00:09:12,174
‫بلاخره داریم می‌ریم بخش خنده.

180
00:09:12,174 --> 00:09:14,610
‫این آدم برفـی جذاب رو داشته باشید!

181
00:09:14,610 --> 00:09:16,458
‫بیاین یه‌چیزی بخورید!

182
00:09:16,458 --> 00:09:19,524
‫سلام؛ یخ در بهشت میل دارید؟

183
00:09:19,524 --> 00:09:21,120
‫- نه.
‫- من می‌خوام. آره.

184
00:09:21,120 --> 00:09:23,850
‫- آره می‌خوان
‫- سلام بیننده‌ها

185
00:09:23,850 --> 00:09:27,588
‫من آدم برفی جذاب هستم و این‌ها
‫هم یخ در بهشت‌های من‌ان.

186
00:09:27,588 --> 00:09:30,276
‫چرا برای بیننده‌هامون از هنر درست کردن
‫یخ در بهشت نمی‌گی؟

187
00:09:30,276 --> 00:09:32,124
‫هیچی رو از قلم ننداز!

188
00:09:32,124 --> 00:09:36,240
‫یادتون باشه موضوع برنامه امروز
‫اهمیتِ کمیـته؛ نه کیفیت.

189
00:09:36,240 --> 00:09:40,902
‫خب ببینید؛ میانگین دمای مناسبِ 
‫هر یخ در بهشت 18 درجه‌ست،

190
00:09:40,902 --> 00:09:43,464
‫از رنگ خیلی قوی‌ای استفاده کردن؛
‫اصلاً پاک نمی‌شه.

191
00:09:44,472 --> 00:09:46,236
‫آره.

192
00:09:46,236 --> 00:09:48,924
‫اما من یه محلول جادویی دارم که
‫توی وان حموم درستش کردم.

193
00:09:48,924 --> 00:09:50,436
‫وایسا ببینم؛ راستش وان حموم‌ام رو ذوب کرد.

194
00:09:52,158 --> 00:09:53,460
‫نه؛ بهتره از این استفاده نکنیم.

195
00:09:57,366 --> 00:09:59,298
‫تنها راه‌مون اینه که مخفی‌اش کنیم.

196
00:09:59,298 --> 00:10:02,070
‫خب حالا می‌رسیم به 
‫اندازه یخ در بهشت‌هامون؛

197
00:10:02,070 --> 00:10:03,750
‫این سوال خیلی بحث‌برانگیزیه.

198
00:10:03,750 --> 00:10:05,682
‫من خود شخصاً

199
00:10:05,682 --> 00:10:11,352
‫من خودم نیمه‌بزرگ و بزرگ‌ش رو ترجیح می‌دم.

200
00:10:11,352 --> 00:10:14,838
‫کپسول‌ها رو جمع کنید و درها
‫رو بذارید جلوی متن‌های روی دیوار.

201
00:10:19,794 --> 00:10:21,936
‫کلید اتاق کپسول‌ها هنوز پیدا نشده.

202
00:10:21,936 --> 00:10:24,750
‫مطمئنم راجر دزدیده‌تـش

203
00:10:24,750 --> 00:10:27,270
‫تا به کپسول‌ها دسترسی 
‫داشته باشه و خرابشون کنه.

204
00:10:27,270 --> 00:10:29,160
‫بابا گفت باید بره یه کلید از روی اون بسازه.

205
00:10:29,160 --> 00:10:32,226
‫فریتز پرونده‌ی شخصی تمام اعضای
‫میفت رو این‌جا داره.

206
00:10:32,226 --> 00:10:34,536
‫پرونده راجر هم باید یه جایی
‫همین جاها باشه.

207
00:10:36,888 --> 00:10:39,660
‫- ایناهاش
‫- دیگه داریم زیاده‌روی می‌کنیم

208
00:10:39,660 --> 00:10:44,406
‫اون داره نظم کارخانه هیولاها رو بهم می‌ریزه.

209
00:10:44,406 --> 00:10:47,136
‫خیلی‌خب؛ بذار ببینم چه‌خبره این‌جا...

210
00:10:49,110 --> 00:10:53,268
‫سورپرایز؛ اینم یه یخ در بهشت با طعم
‫خودِ برف برای شمـا.

211
00:10:53,268 --> 00:10:57,174
‫- بده‌ش بیاد؛ بده‌ش بیاد!
‫- اه نـه! مغزم یخ زد.

212
00:10:57,174 --> 00:11:00,576
‫- خوشمزه‌ست!
‫- برگردیم سروقت موضوع اصلی‌مون

213
00:11:00,576 --> 00:11:03,096
‫به عنوان صاحبان کارخانه هیولاها، نظرتون درباره

214
00:11:03,096 --> 00:11:07,086
‫این پیام ناشناسی که درموردِ نشتی
‫برخی کپسول‌هاتون دریافت کردم چیـه؟

215
00:11:07,086 --> 00:11:09,438
‫پیام ناشناس؟
‫نشتی کپسول‌های جدید؟

216
00:11:09,438 --> 00:11:12,126
‫نشتی کپسول‌ها...
‫آهان؛ آره اون‌ها..

217
00:11:12,126 --> 00:11:15,570
‫تنها چیزی که این وسط نشـت کرده
‫اخبارهایِ مربوط به کپسول‌هامـونه

218
00:11:15,570 --> 00:11:17,502
‫عاشقِ کپسول‌های جدیدمون می‌شه.

219
00:11:17,502 --> 00:11:21,156
‫خب می‌دونید؛ داریم درمورد کپسول‌های
‫جدیدمون یه فیلم موزیکال می‌سازیم

220
00:11:21,156 --> 00:11:22,752
‫قصدمون از این‌کار تقویتِ

221
00:11:22,752 --> 00:11:24,012
‫روحیه بچه‌هامون و...

222
00:11:24,012 --> 00:11:27,120
‫سالی توضیحات بیشتر رو در اختیارتون
‫می‌ذاره چون اون کارگردان فیلمه

223
00:11:27,120 --> 00:11:29,808
‫آره؛ آره.

224
00:11:29,808 --> 00:11:32,286
‫و بخش مورد علاقه‌ی من از فیلم وقتیـه که

225
00:11:32,286 --> 00:11:35,856
‫مایکِ رقص کپسولی رو اجرا می‌کنه.

226
00:11:35,856 --> 00:11:37,956
‫چرا رقص خاصت رو به بیننده‌هامون
‫نشون نمی‌دی؟

227
00:11:40,266 --> 00:11:44,130
‫رقص کپسولی؟ همین الان؟

228
00:11:44,130 --> 00:11:48,540
‫خیلی‌خب؛ داریم یه‌جورایی فیلم
‫رو لو می‌دیم ولی باشه

229
00:11:48,540 --> 00:11:51,144
‫این رو یه پیش‌نمایشی چیزی در نظر بگیرید.

230
00:11:51,144 --> 00:11:53,286
‫خب ببینید اینطوریه...

231
00:11:53,286 --> 00:11:54,000
‫پنج؛ شیش؛ هفت؛ هشت...

232
00:11:54,000 --> 00:11:55,386
‫کپسول‌های جدید.

233
00:11:55,386 --> 00:11:57,528
‫منتقدها که خیلی باهاش حال کردن؛

234
00:11:57,528 --> 00:11:59,376
‫باید حتماً توی مراسم افتتاحیه شرکت کنید.

235
00:11:59,376 --> 00:12:02,694
‫خیلی‌خب؛ ساعت رو نگاه کنید.
‫وقتشه که کم کم بریم

236
00:12:02,694 --> 00:12:04,500
‫خیلی‌خب؛ اون قطعاً چیزیه که

237
00:12:04,500 --> 00:12:06,306
‫مخاطب‌هامون دوست دارن ببینن

238
00:12:08,238 --> 00:12:11,976
‫اگه قرار باشه اینطوری بدَوم باید
‫بیشتر پول بگیرم‌ها!

239
00:12:11,976 --> 00:12:14,076
‫تا لحظاتی دیگه وارد بخش خنده می‌شیم

240
00:12:14,076 --> 00:12:18,360
‫و بلاخره می‌فهمیم کارخانه هیولاها
‫داره چی رو ازمون مخفی می‌کنه!

241
00:12:18,360 --> 00:12:21,174
‫چی؟ اما...
‫اما...

242
00:12:21,174 --> 00:12:22,224
‫می‌تونیم توضیح بدیم.

243
00:12:23,778 --> 00:12:26,508
‫که چطوری بخش خنده رو این‌قدر
‫تمیز نگه می‌داریم و کنترل می‌کنیم.

244
00:12:26,508 --> 00:12:28,692
‫اما نمی‌گیم چون این یـه رازه!

245
00:12:28,692 --> 00:12:30,624
‫و واقعاً برات متاسفم جیلیان؛

246
00:12:30,624 --> 00:12:34,110
‫واقعاً فکر کردی تو این برنامه تلوزیونی
‫آبروی خودمون رو می‌بریم؟

247
00:13:03,048 --> 00:13:04,980
‫انرژی تـرس رو برگردونید؟

248
00:13:06,576 --> 00:13:09,894
‫ظاهراً حتی کارکنان کارخانه هیولاها هم

249
00:13:09,894 --> 00:13:12,036
‫موافقـن که انرژی خنده یه‌مشکلی داره!

250
00:13:12,036 --> 00:13:14,766
‫اون متن...اون متن ناقصه!

251
00:13:14,766 --> 00:13:16,530
‫انرژی ترس رو برگردونید

252
00:13:16,530 --> 00:13:19,722
‫تا ببینید در مقایسه با انرژی خنده
‫چطوری کم‌ میـاره!

253
00:13:19,722 --> 00:13:21,402
‫- درسته.
‫- عالی نیست؟

254
00:13:21,402 --> 00:13:24,258
‫واقعاً؟ من فکر می‌کردم یکی از
‫قصد این‌جا رو اینطوری کرده.

255
00:13:24,258 --> 00:13:27,576
‫آره؛ توسط هیولاهایی که از ما بدشون میاد - 
‫- حالا بعید می‌دونم...

256
00:13:28,794 --> 00:13:32,868
‫بچه‌ها! من می‌دونم کـار کی بوده!

257
00:13:34,968 --> 00:13:37,740
‫کارِ هنری واترنوزـه!

258
00:13:37,740 --> 00:13:40,932
‫نه؛ نه؛ نه؛ اونی که توی زندانه نـه.

259
00:13:40,932 --> 00:13:43,872
‫اون‌یکی هنری واترنوز!

260
00:13:43,872 --> 00:13:46,938
‫پسرش! هنری واترنـوز چهارم.

261
00:13:46,938 --> 00:13:50,550
‫کسی که به اسم راجر راجرز می‌شناسیمش!

262
00:13:50,550 --> 00:13:53,070
‫نه! گوش کنید
‫من می‌تونم توضیح بدم.

263
00:13:53,070 --> 00:13:55,884
‫آره؛ اون همه‌ی ما رو گول زده

264
00:13:55,884 --> 00:13:58,404
‫عشقی که ادعا می‌کنه نسبت
‫به کارخانه هیولاها داره همه‌ش الکیـه!

265
00:13:58,404 --> 00:14:00,672
‫از اول قدش این‌بوده که
‫کارخانه هیولاها رو از بین ببره.

266
00:14:00,672 --> 00:14:03,108
‫نه؛ صبر کنید. اینطور نیست.

267
00:14:03,108 --> 00:14:04,368
‫پخش زنده‌ست؟

268
00:14:04,872 --> 00:14:06,846
‫بگو که همه‌ش رو ضبط کردی!

269
00:14:06,846 --> 00:14:09,702
‫معلومه که آره جیل؛ الکی که
‫این دوربین رو دستم نگرفتم.

270
00:14:09,702 --> 00:14:11,550
‫نه؛ ببینید. می‌تونم توضیــ...

271
00:14:11,550 --> 00:14:14,952
‫کارخانه هیولاها چطور می‌تونه انرژی موردنیاز
‫مانستروپلیس رو تامین کنه

272
00:14:14,952 --> 00:14:16,968
‫حتی وقتی کارکنان خودش رو نمی‌شناسه؟

273
00:14:16,968 --> 00:14:18,270
‫حرفی برای گفتن نداری جک؟

274
00:14:18,270 --> 00:14:19,572
‫من...

275
00:14:21,168 --> 00:14:25,410
‫من جیل ام و مثل همیشه حق با من بود
‫خدانگهدار.

276
00:14:25,410 --> 00:14:29,442
‫آمار بیننده‌هـام کُلی زیاد می‌شه.

277
00:14:29,442 --> 00:14:33,096
‫شبکه قراره تا صبح تکرار این فاجعه
‫رو پخش کنه؛ ممنونم.

278
00:14:33,978 --> 00:14:36,414
‫همگی؛ دفتر من
‫همین الان!

279
00:14:38,472 --> 00:14:39,942
‫باورم نمی‌شه همچین کاری کردی.

280
00:14:39,942 --> 00:14:41,370
‫واقعاً. ما بهت اعتماد کردیم!

281
00:14:41,370 --> 00:14:44,310
‫- باورم نمی‌شه راجر!
‫- نه؛ منظورم تو بودی!

282
00:14:44,310 --> 00:14:47,964
‫من؟ اما راجر اونی بود هویت 
واقعی‌ش رو مخفی کرد

283
00:14:47,964 --> 00:14:50,190
‫و جلوی عالم و آدم توی تلوزیون آبرومون رو برد

284
00:14:50,190 --> 00:14:52,206
‫مایک؛ مایک؛ صبر کن
‫از اولین روزی که اومده

285
00:14:52,206 --> 00:14:54,180
‫از همه‌چی و همه‌کس عکس می‌گیره!

286
00:14:54,432 --> 00:14:56,238
‫آخه واسه چی؟

287
00:14:56,238 --> 00:14:59,094
‫برای من. 
‫اون این رو برام درست کرده.

288
00:14:59,094 --> 00:15:02,118
‫هربار که بهش نگاه می‌کنم علاقه‌ام
‫به کارخانه هیولاها چندبرابر می‌شه

289
00:15:02,118 --> 00:15:04,260
‫و کمک می‌کنه اسم کسی
‫رو یادم نره.

290
00:15:05,604 --> 00:15:06,948
‫تایلر.

291
00:15:06,948 --> 00:15:09,216
‫ببینید؛ می‌دونم راجر کارمند خوبی بوده
‫و از این حرف‌ها.

292
00:15:09,216 --> 00:15:12,072
‫- اما من با مدرک به‌تون ثابت کردم.
‫- تایلر؟ تایلر؟

293
00:15:12,072 --> 00:15:14,592
‫بی‌خیال جدی سالی؛ چطور می‌تونی
‫اینقدر ساده باشی؟

294
00:15:18,288 --> 00:15:21,060
‫من راجر رو وقتی این‌جا استخدامش کردیم
‫می‌شناختم. اون پسر خوبیه.

295
00:15:21,060 --> 00:15:25,260
‫اما...اگه راست می‌گی پشت تلفن داشتی
‫سر کی داد می‌زدی؟

296
00:15:25,260 --> 00:15:28,746
‫بابام! فکر می‌کردم اون یکی رو فرستاده
‫تا همچین بلایی سر این‌جا بیاره.

297
00:15:28,746 --> 00:15:30,678
‫و بعد هم من رو مقصر جلـوه بدن.

298
00:15:30,678 --> 00:15:34,374
‫اون مثل باباش نیست؛ و این حق رو
‫داره که خودش رو ثابت کنه

299
00:15:34,374 --> 00:15:36,684
‫بی‌خیال؛ من می‌دونم اون یه نقشه‌ای
تو سرش داره

300
00:15:37,860 --> 00:15:38,784
‫فریـتز؟

301
00:15:40,254 --> 00:15:42,900
‫راستش من اصلاً پرونده‌ش رو 
‫بررسی نکرده بودم تای‌تای.

302
00:15:42,900 --> 00:15:46,260
‫من به اعتماد در نگاه اول و بدون سوال‌جواب
‫باور دارم.

303
00:15:46,260 --> 00:15:48,024
‫من این‌جا برای بقیه مثل یه بابا ام.

304
00:15:48,024 --> 00:15:51,510
باید هرجوری که بچه‌هام هستن
‫قبول‌شون کنم.

305
00:15:51,510 --> 00:15:53,652
‫حتی اسمیتی رو!

306
00:15:53,652 --> 00:15:56,088
‫من واقعاً دلم می‌خواست توی
‫کارخانه هیولاها کار کنم

307
00:15:56,088 --> 00:16:00,582
‫چون به شما و تولید انرژی خنده‌تون ایمان داشتم.

308
00:16:00,582 --> 00:16:04,824
‫راجر به ماموریت‌مون ایمان داره؛
‫همونی که بـو الهام‌بخشش بوده.

309
00:16:04,824 --> 00:16:07,974
‫نقاشی...بو کجاست؟
‫نقاشی بو کجاست؟

310
00:16:07,974 --> 00:16:09,276
‫آره!

311
00:16:09,276 --> 00:16:12,090
‫خراب‌کـار اصلی رو پیدا کردیم.

312
00:16:12,090 --> 00:16:14,904
‫این رو توی کمد تایلر پیدا کردیم.

313
00:16:14,904 --> 00:16:15,828
‫ببخشید بچه‌جون.

314
00:16:18,978 --> 00:16:20,700
‫چی؟

315
00:16:20,700 --> 00:16:24,354
‫بسته‌های شکر!
‫دستکش خوش‌شانسی من.

316
00:16:24,354 --> 00:16:27,378
‫اسپری رنگ از مغازه تاسکمن‌ها!

317
00:16:27,378 --> 00:16:31,158
‫کلید اتاق کپسول‌ها؟
‫تای‌تای...

318
00:16:31,158 --> 00:16:33,972
‫چی؟ هیچ‌کدوم از این‌ها واسه من نیست.

319
00:16:33,972 --> 00:16:35,946
‫اولین باره داریم این‌ها رو می‌بینم.

320
00:16:38,340 --> 00:16:41,952
‫چی؟ نه! بی‌خیال.
‫کار من نیست.

321
00:16:41,952 --> 00:16:46,824
‫حق با تو بود تایلر؛ من شاید آدم
‫ساده‌ای باشم

322
00:16:46,824 --> 00:16:49,848
‫- من...
‫- تایلر برای شرکت ترس کار می‌کنه!

323
00:16:49,848 --> 00:16:54,468
‫- نه؛ حقیقت نداره
‫- که تمام این مدت قصد داشته کارخانه ما رو نابود کنه

324
00:16:54,468 --> 00:16:56,148
‫چی؟ نـه!
‫اینطور نیست.

325
00:16:56,148 --> 00:16:59,844
‫مدرکی دارم که اسم تایلر روش نوشته شده.

326
00:17:02,994 --> 00:17:06,564
‫خیلی‌خب؛ خیلی‌خب
‫من رفته بودم شرکت ترس

327
00:17:06,564 --> 00:17:08,916
‫جانی کارت ترس‌ش رو موقع شام
‫جا گذاشت و رفتم اون رو بهش برگردونم

328
00:17:08,916 --> 00:17:11,394
‫تو با جانی ورثینگتون شام خوردی؟

329
00:17:11,394 --> 00:17:13,032
‫فقط یه‌بـار!

330
00:17:13,032 --> 00:17:15,090
‫چرا با اون مرتیکه‌ی به‌دردنخور
‫شام خوردی؟

331
00:17:15,090 --> 00:17:16,938
‫خب اون...

332
00:17:16,938 --> 00:17:19,038
‫بهم یه پیشنهاد کاری داد.

333
00:17:19,038 --> 00:17:21,810
‫- که براش جاسوسی کنی و ما رو نابود کنی
‫- نه! نه.

334
00:17:21,810 --> 00:17:26,178
‫گفت به عنوان ترساننده براش کار کنم؛
‫اما من قبول نکردم.

335
00:17:26,178 --> 00:17:27,858
‫آره؛ می‌تونین از ول بپرسید.

336
00:17:29,706 --> 00:17:32,352
‫تایلر بهم گفت که درخواست‌شون
‫رو قبول نکرده.

337
00:17:32,352 --> 00:17:34,158
‫و حرفش رو باور داری؟

338
00:17:37,014 --> 00:17:40,668
‫ول؛ زودباش دیگه منتظر چی هستی؟
‫ما دوست‌های صمیمی هستیم.

339
00:17:42,432 --> 00:17:46,506
‫واقعاٌ؟ آخه من همیشه هوای تو رو داشتم
‫اما تو یه‌بـارم پشت من در نیومدی!

340
00:17:46,506 --> 00:17:47,766
‫چـی؟

341
00:17:47,766 --> 00:17:49,320
‫قبل از تمام این ماجراها؛

342
00:17:49,320 --> 00:17:51,798
‫امروز قرار بود اولین روز کاری من به عنوان
‫یه خنداننده باشه،

343
00:17:51,798 --> 00:17:54,108
‫اما باز هم من رو درگیر کارهای خودت کردی

344
00:17:54,108 --> 00:17:56,124
‫دوستی‌مون یک‌طرفه بود تایلر.

345
00:17:56,754 --> 00:17:59,064
‫واقعاً نمی‌دونم...

346
00:17:59,064 --> 00:18:03,222
‫خیلی‌خب باشه؛ تو هم
‫می‌خوای مثل بقیه بهم پشت کنی؟

347
00:18:03,222 --> 00:18:05,784
‫نه؛ فقط نمی‌دونم چه خبره

348
00:18:10,866 --> 00:18:12,084
‫باشه.

349
00:18:14,730 --> 00:18:17,670
‫پرونده بسته شد.

350
00:18:51,522 --> 00:18:55,302
‫تبریک می‌گم؛ تو الان دیگه رسماً یه خنداننده‌ای.

351
00:18:55,302 --> 00:18:58,494
‫حالا بیا این اتفاق رو با چندتا شیرینی‌ که

352
00:18:58,494 --> 00:19:01,056
‫زنم قرار نیست بفهمه جشن بگیریم.

353
00:19:01,056 --> 00:19:02,400
‫ممنونم

354
00:19:19,452 --> 00:19:22,266
‫سلام جانی؛ ببخشید مزاحمت شدم
‫یکی زنگ زده با تو کار داره.

355
00:19:23,610 --> 00:19:26,046
‫کیـه؟ برای تماشای بازی امشب
‫با خانواده‌ام حسابی دیرم شده

356
00:19:26,046 --> 00:19:27,810
‫فکرکنم دلـتون می‌خواد این یکی
‫رو جواب بدید قربان.

357
00:19:31,590 --> 00:19:33,648
‫الـو؟ تایلر؟

358
00:19:35,034 --> 00:19:38,310
‫چه کمکی از دستم برمیاد؟
‫چیزی شده؟
