﻿1
00:00:20,311 --> 00:00:26,568
‫فصل یکم — قسمت دوم
‫«شیفت شب»

2
00:00:36,578 --> 00:00:39,456
‫♪ اگه می‌خوای پول توی جیبت باشه ♪

3
00:00:39,497 --> 00:00:42,500
‫♪ و کلاه سیلندری روی سرت باشه ♪

4
00:00:42,542 --> 00:00:45,336
‫♪ سر سفره‌ات غذای گرم باشه ♪

5
00:00:45,378 --> 00:00:48,214
‫♪ و پتوی گرمی روی تختت باشه ♪

6
00:00:48,256 --> 00:00:51,176
‫♪ امروز که هوا ابریه ♪

7
00:00:51,217 --> 00:00:53,845
‫♪ و فردا روز بارشه ♪

8
00:00:53,887 --> 00:00:57,640
‫♪ باید صبر کنی تا دیروز از راه برسه ♪

9
00:01:00,101 --> 00:01:02,479
‫♪ می‌خوام برم نیویورک ♪

10
00:01:02,520 --> 00:01:05,565
‫♪ قراره با قطار برم اونجا ♪

11
00:01:06,066 --> 00:01:09,069
‫♪ باید صبر کنی تا دیروز از راه برسه ♪

12
00:01:11,696 --> 00:01:14,783
‫♪ اگه می‌خوای بری اونجا... ♪

13
00:01:14,824 --> 00:01:16,993
‫♪ که مقصد هر رنگین‌کمونیه، ♪

14
00:01:17,035 --> 00:01:20,997
‫♪ باید خداحافظی‌هات رو بکنی ♪

15
00:01:22,665 --> 00:01:25,627
‫♪ رویاهامون محقق می‌شن ♪

16
00:01:25,668 --> 00:01:28,129
‫♪ عزیزم، جلوی پامونه ♪

17
00:01:28,171 --> 00:01:32,133
‫♪ باید از خاطراتت فاصله بگیری ♪

18
00:01:33,176 --> 00:01:36,012
‫♪ فقط ازت می‌خوام یادت بمونه، ♪

19
00:01:36,054 --> 00:01:38,932
‫♪ که امروز هوا ابریه ♪

20
00:01:38,973 --> 00:01:41,559
‫♪ و فردا روز بارشه ♪

21
00:01:41,601 --> 00:01:43,770
‫♪ باید صبر کنی تا دیروز از راه برسه ♪

22
00:01:49,234 --> 00:01:50,902
‫به‌به.

23
00:01:50,944 --> 00:01:52,570
‫آخرین‌باری که بهتون یاد دادم چطوری...

24
00:01:52,612 --> 00:01:54,072
‫ساندویچ ترکیبی‌تون رو بسازید
‫خیلی استقبال کردید.

25
00:01:54,114 --> 00:01:56,825
‫برای همین امشب می‌خوام
‫دوباره بهتون نشون بدم.

26
00:01:56,866 --> 00:01:59,869
‫اول باید با نان پنیر گیاهی
‫ایتالیایی‌تون شروع کنید.

27
00:01:59,911 --> 00:02:02,413
‫بعد فلفل دودی و سس سیرتون رو اضافه کنید.

28
00:02:02,455 --> 00:02:03,790
‫اگه منظورم رو فهمیدید که فهمیدید.

29
00:02:03,832 --> 00:02:07,794
‫الآنم می‌خوام نون ساندویچم رو
‫با پنیر ورقه‌ای مزین کنم.

30
00:02:07,836 --> 00:02:09,838
‫راستش قبلاً زیاد این سوال رو ازم می‌پرسیدن:

31
00:02:09,879 --> 00:02:11,214
‫که بعد تیک‌تاک چی می‌شه؟

32
00:02:11,256 --> 00:02:13,049
‫واقعیتش رو بگم از این سوال وحشت داشتم،

33
00:02:13,091 --> 00:02:14,884
‫مخصوصاً دوره‌ای که تازه
‫از نیروی دریایی مرخص شدم.

34
00:02:14,926 --> 00:02:17,095
‫تا یک سال پیش من پر از احساساتی...

35
00:02:17,137 --> 00:02:19,264
‫مثل سردرگمی و ناامیدی بودم.

36
00:02:19,305 --> 00:02:20,682
‫اگه منظورم رو می‌گیرید که می‌گیرید.

37
00:02:20,723 --> 00:02:22,600
‫ولی الآن می‌خوام تمرکزم...

38
00:02:22,642 --> 00:02:23,935
‫روی محتوای ساندویچم باشه،

39
00:02:23,977 --> 00:02:27,105
‫چون این‌جوری می‌تونم
‫خلاقیتم رو ابراز کنم.

40
00:02:27,147 --> 00:02:30,191
‫و دل تو دلم نیست بهتون درمورد
‫تفاوت‌های سس مخصوص بگم،

41
00:02:30,233 --> 00:02:32,193
‫و همین‌طور انواع درست کردن ژامبون.

42
00:02:32,235 --> 00:02:34,154
‫و بعدش می‌خوام کار خیری بکنم،

43
00:02:34,195 --> 00:02:36,447
‫مثلاً برم به خدمات عمومی،

44
00:02:36,489 --> 00:02:40,076
‫و اینکه آماده‌ام تا فعالیتم
‫توی یوتیوب رو شروع کنم.

45
00:02:42,162 --> 00:02:43,288
‫سلام.

46
00:02:43,830 --> 00:02:44,789
‫سلام.

47
00:02:44,831 --> 00:02:46,416
‫- سلام.
‫- سلام.

48
00:02:46,457 --> 00:02:48,918
‫خب، امروز قراره کجا بریم؟

49
00:02:48,960 --> 00:02:50,837
‫عه، هاواییه رو می‌خوام.

50
00:02:52,130 --> 00:02:53,756
‫خیلی طول کشید تا پیداش کنم.

51
00:02:53,756 --> 00:02:55,842
‫خب، پس اگه برنده شدم
‫با خودم می‌برمت.

52
00:02:56,634 --> 00:02:57,969
‫پس بهتره زودتر برنده بشی،

53
00:02:58,011 --> 00:02:59,762
‫چون گمونم استادم گفته بود،

54
00:02:59,804 --> 00:03:01,639
‫تا سی سال دیگه قراره...

55
00:03:01,681 --> 00:03:03,600
‫هاوایی زیر آب فرو بره.

56
00:03:03,766 --> 00:03:04,976
‫سلام سارا.

57
00:03:05,518 --> 00:03:06,686
‫سلام.

58
00:03:07,228 --> 00:03:08,271
‫سلام جد.

59
00:03:10,899 --> 00:03:13,776
‫نمی‌دونم خبرش رو دیده بودی یا نه،

60
00:03:14,068 --> 00:03:15,695
‫ولی اِم، قراره کمی دیگه...

61
00:03:15,737 --> 00:03:17,030
‫بارش شهابی رو ببینیم،

62
00:03:17,071 --> 00:03:19,824
‫و ظاهراً قراره که...

63
00:03:19,866 --> 00:03:23,161
‫خیلی، خیلی خوشگل باشه.

64
00:03:23,203 --> 00:03:26,581
‫می‌خوام از پشت‌بوم مغازۀ ایب ببینمش،
‫اگه احیاناً...

65
00:03:27,707 --> 00:03:32,045
‫جفتتون خواستید، می‌تونید بیاید.

66
00:03:32,086 --> 00:03:34,047
‫خب، ما که باید شیفت وایستیم.

67
00:03:34,088 --> 00:03:36,257
‫پس بذاریمش واسه بعد.

68
00:03:38,801 --> 00:03:42,722
‫راستش هر سی و سه سال یک‌بار
‫این اتفاق میفته.

69
00:03:42,764 --> 00:03:44,682
‫ولی باشه، رواله.

70
00:03:48,978 --> 00:03:50,480
‫اذیتت می‌کنه؟

71
00:03:50,521 --> 00:03:52,440
‫- جد رو می‌گی؟
‫- آره.

72
00:03:52,482 --> 00:03:54,567
‫راستش من به طور طبیعی
‫بلدم چنین چیزهایی رو حس کنم.

73
00:03:54,609 --> 00:03:57,737
‫که مثلاً حس کنم یک نفر
‫خطرناک‌تر از چیزیه که نشون می‌ده.

74
00:03:57,779 --> 00:03:58,780
‫اصلاً این‌جوریه که تا الآن زنده‌ام.

75
00:03:58,821 --> 00:04:00,823
‫منظورت وقتیه که توی افغانستان خدمت می‌کردی؟

76
00:04:00,865 --> 00:04:02,283
‫وقتی توی سن‌دیه‌گو بودم.

77
00:04:50,873 --> 00:04:52,333
‫ایب مشکلی نداره بیای این بالا؟

78
00:04:55,670 --> 00:04:57,672
‫دوربین‌های امنیتی‌ش رو خاموش کرده‌م.

79
00:05:01,759 --> 00:05:03,344
‫خب، سارا هم قراره بیاد؟

80
00:05:05,430 --> 00:05:06,806
‫نه، نه.

81
00:05:06,848 --> 00:05:09,267
‫ولی من زیاد می‌بینم که از این بالا...

82
00:05:09,309 --> 00:05:10,643
‫شب‌ها بهش نگاه می‌کنی.

83
00:05:11,936 --> 00:05:13,938
‫از این بالا همه‌چیز رو می‌تونم ببینم.

84
00:05:14,689 --> 00:05:15,940
‫انگاری که خدام.

85
00:05:17,275 --> 00:05:18,943
‫اون کامیونه رو می‌بینی؟

86
00:05:18,985 --> 00:05:21,195
‫چرا انقدر دورتر از بقیه پارک کرده؟

87
00:05:22,196 --> 00:05:24,490
‫یعنی حتی توی دید دوربینم نیست.

88
00:05:24,532 --> 00:05:26,409
‫نمی‌دونم راستش.

89
00:05:26,451 --> 00:05:30,580
‫هر کسی اونجا پارکش کرده
‫لابد می‌خواد چیزی رو مخفی کنه.

90
00:05:30,621 --> 00:05:33,291
‫می‌دونی به این ویژگی‌ت چی می‌گن؟
‫بهش می‌گن درک بصیرتی.

91
00:05:34,459 --> 00:05:36,085
‫آره. من متوجه خیلی چیزها می‌شم.

92
00:05:36,127 --> 00:05:39,922
‫آره بابا. با این بینشی که داری
‫توی ارتش روی سرشون می‌ذارنت،

93
00:05:39,964 --> 00:05:41,549
‫مثلاً می‌تونی تک‌تیرانداز خوبی بشی...

94
00:05:41,591 --> 00:05:43,343
‫خدمت توی ارتش مغز آدم رو میخوره پسر.

95
00:05:43,384 --> 00:05:46,054
‫با اون‌همه جریان پس از سانحه،

96
00:05:46,095 --> 00:05:49,098
‫ارتشی‌ها هر لحظه ممکنه رد بدن.

97
00:05:49,140 --> 00:05:51,642
‫پسر، تو خیلی فیلم نگاه می‌کنی.

98
00:05:52,810 --> 00:05:54,354
‫من از فیلم خوشم نمیاد.

99
00:05:57,523 --> 00:06:00,860
‫- گوش کن پسر.
‫- چیه پسر؟

100
00:06:00,902 --> 00:06:01,944
‫ببین، من که نمی‌خوام...

101
00:06:01,986 --> 00:06:03,363
‫مجابت کنم بری توی ارتش، خب؟

102
00:06:03,404 --> 00:06:06,991
‫از قضاء به نظرم ارتشی بودن بهت نمیاد.

103
00:06:07,033 --> 00:06:10,578
‫ولی حرفم اینه ارتش بهم یاد داد...

104
00:06:10,620 --> 00:06:13,456
‫که دنیا چقدر بزرگ و وسیعه.

105
00:06:13,498 --> 00:06:14,707
‫و می‌دونم تو اینجا بزرگ شدی.

106
00:06:14,749 --> 00:06:17,335
‫وقتی دنیا به چشم آدم کوچیک باشه،

107
00:06:17,377 --> 00:06:18,711
‫طبیعیه که سر چیزهای کوچیکی...

108
00:06:20,171 --> 00:06:22,340
‫آدم دچار عقدۀ روانی بشه.

109
00:06:24,467 --> 00:06:25,968
‫الآن منظورت چیه؟

110
00:06:26,010 --> 00:06:29,138
‫دیگه نباید مزاحم سارا بشی.

111
00:06:35,853 --> 00:06:38,981
‫- خودش حرفی زده؟
‫- صرفاً به نظرم تو...

112
00:06:39,023 --> 00:06:40,775
‫می‌دونی دیگه، یه خرده می‌ترسونی‌ش.

113
00:06:43,069 --> 00:06:44,445
‫- می‌ترسونمش؟
‫- آره بابا.

114
00:06:44,487 --> 00:06:46,155
‫ناسلامتی دوربین دستته پسر.

115
00:06:46,197 --> 00:06:48,157
‫آره.

116
00:06:48,199 --> 00:06:49,826
‫گمونم اگه مشکلی باهام داشت،

117
00:06:49,867 --> 00:06:51,994
‫خودش می‌اومد بهم می‌گفت،
‫نه اینکه به تو بگه.

118
00:06:53,788 --> 00:06:54,789
‫اصلاً تو سر پیازی یا تهش؟

119
00:06:54,831 --> 00:06:57,041
‫مثلاً چند وقته اومدی اینجا؟

120
00:06:57,083 --> 00:06:58,543
‫فوقش یک ماهه اومدی اینجا.

121
00:06:58,584 --> 00:07:00,128
‫وقتی خانواده‌ش اومدن توی این شهر،

122
00:07:00,169 --> 00:07:01,546
‫من بودم که ازشون استقبال کردم.

123
00:07:01,587 --> 00:07:02,839
‫فقط من بودم، خب؟

124
00:07:02,880 --> 00:07:04,340
‫- آروم باش پسر...
‫- خیلی قبل‌تر...

125
00:07:04,382 --> 00:07:05,633
‫از اینکه جنابعالی پات به شهر باز بشه.

126
00:07:05,675 --> 00:07:07,427
‫من که منظورم این نبود.

127
00:07:07,468 --> 00:07:10,012
‫شاید تویی که داری می‌ترسونی‌ش.

128
00:07:10,054 --> 00:07:11,597
‫تا حالا بهش فکر کردی؟

129
00:07:11,639 --> 00:07:12,849
‫اونم با اون ساندویچ‌هات.

130
00:07:12,890 --> 00:07:15,017
‫مردک ارتشی آدم‌کش.

131
00:07:15,059 --> 00:07:16,644
‫به نظرم بهتره آروم باشی، خب؟

132
00:07:16,686 --> 00:07:17,728
‫نه، نه، نه. خودت آروم باش!

133
00:07:17,770 --> 00:07:19,188
‫حرفم اینه که درکت می‌کنم.

134
00:07:19,230 --> 00:07:20,481
‫نه! کسی درکم نمی‌کنه...

135
00:07:20,523 --> 00:07:22,358
‫آهای، آهای...

136
00:07:29,907 --> 00:07:34,245
‫این رفتاری که نشون می‌دی
‫تأثیر یک‌نواختی زندگیه.

137
00:07:34,287 --> 00:07:38,082
‫وقتی من توی نیروی دریایی بودم،
‫اکثر روزهام...

138
00:07:38,124 --> 00:07:42,462
‫با کاغذبازی‌های اداری می‌گذشت.

139
00:07:42,503 --> 00:07:44,714
‫گاهی اوقات که کارم تموم می‌شد،
‫مدارک رو خرد می‌کردن،

140
00:07:44,755 --> 00:07:46,966
‫و من مجبور بودم از اول
‫همه‌شون رو انجام بدم.

141
00:07:47,008 --> 00:07:48,551
‫آینده واسه‌م تیره و تار شده بود.

142
00:07:48,593 --> 00:07:51,304
‫هیچ‌کس واسه‌ش مهم نیست
‫که چه کارهایی بلدی،

143
00:07:51,345 --> 00:07:53,014
‫و چه خلاقیتی داری.

144
00:07:53,055 --> 00:07:55,475
‫آدم حس می‌کنه نمی‌تونه
‫از این یک‌نواختی فرار کنه، نه؟

145
00:07:55,516 --> 00:07:57,101
‫حس می‌کنه آینده‌ای نداره.

146
00:08:13,618 --> 00:08:15,203
‫گاهی اوقات با خودم می‌گم...

147
00:08:17,622 --> 00:08:20,958
‫کاش وقتی یه ماشین رو تعمیر کردم،

148
00:08:21,959 --> 00:08:24,337
‫از بارکشش برم بالا و پشتش قایم بشم.

149
00:08:27,298 --> 00:08:31,177
‫قبل اینکه کسی متوجه بشه،
‫هزاران کیلومتر از اینجا دور می‌شم.

150
00:08:32,345 --> 00:08:34,972
‫شک ندارم یک روزی از اینجا می‌زنی بیرون.

151
00:08:36,807 --> 00:08:38,059
‫آره.

152
00:08:39,477 --> 00:08:40,811
لعنتی

153
00:08:48,486 --> 00:08:50,238
‫موقعی که می‌شینم اینجا،

154
00:08:50,279 --> 00:08:53,699
‫با خودم می‌گم توی جهان
‫مقدار کمی شانس وجود داره.

155
00:08:53,741 --> 00:08:55,618
‫وقتی کسی به دنیا میاد تقسیمش می‌کنن،

156
00:08:55,660 --> 00:08:58,704
‫حالا به یکی می‌رسه، به یکی نمی‌رسه.

157
00:08:58,746 --> 00:09:00,414
‫شانس تصوریه که خودمون ساختیم،

158
00:09:00,456 --> 00:09:03,417
‫تا مسائلی که نمی‌تونیم عوض کنیم رو
‫برای خودمون توضیح بدیم.

159
00:09:03,459 --> 00:09:05,628
‫آره. تو راست می‌گی آقای مشهور.

160
00:09:05,670 --> 00:09:08,297
‫آهای. من موفق شدم.

161
00:09:08,339 --> 00:09:11,133
‫خب؟ به واسطۀ شانس نبود.
‫با تلاش خودم محقق شد.

162
00:09:11,175 --> 00:09:12,927
‫تمرکزم رو گذاشتم روی
‫چیزی که روش کنترل داشتم،

163
00:09:12,969 --> 00:09:16,013
‫مثل درست کردن ساندویچ
‫و پخش کردن انرژی مثبت،

164
00:09:16,055 --> 00:09:17,765
‫اونم از طریق ویدیوهای تیک‌تاکم.

165
00:09:17,807 --> 00:09:21,352
‫و باقی‌ش صرفاً هرج و مرجه.

166
00:09:21,394 --> 00:09:24,814
‫مثلاً این، خب؟

167
00:09:24,855 --> 00:09:28,985
‫اگه من هر روز خدا بلیت بخت‌آزمایی بخرم،

168
00:09:29,026 --> 00:09:32,154
‫و با خودم بگم: بالأخره برنده می‌شم.

169
00:09:32,196 --> 00:09:34,657
‫بالأخره از اینجا می‌زنم بیرون
‫و زندگی جدیدی شروع می‌کنم،

170
00:09:34,699 --> 00:09:36,826
‫اون آیفون سیزده جدیده رو می‌خرم.

171
00:09:36,867 --> 00:09:39,203
‫اگه هر روز خدا بلیت بخرم،

172
00:09:39,245 --> 00:09:40,830
‫حس می‌کنم آدم بدبختی‌ام.

173
00:09:40,871 --> 00:09:43,332
‫نه بابا، لعنت به بخت‌آزمایی.

174
00:09:43,374 --> 00:09:46,168
‫می‌خرمش چون عشق می‌کنم.

175
00:09:46,210 --> 00:09:48,963
‫چون می‌تونم انجامش بدم.
‫واسه‌م لذت لحظه‌ای داره.

176
00:09:49,005 --> 00:09:51,340
‫باهاش سارا رو خوشحال می‌کنم.
‫انجامش می‌دم چون می‌تونم.

177
00:09:51,382 --> 00:09:53,676
‫و همین باعث می‌شه بیشتر...

178
00:09:53,718 --> 00:09:54,635
لعنتی

179
00:09:57,346 --> 00:09:58,514
‫چیه؟

180
00:09:58,556 --> 00:09:59,557
‫ظاهراً بردم.

181
00:10:01,350 --> 00:10:02,268
‫نه.

182
00:10:02,977 --> 00:10:05,062
‫عه... چرا.

183
00:10:05,980 --> 00:10:07,231
‫چقدر بردی؟

184
00:10:08,482 --> 00:10:10,401
‫بیست و پنج هزار دلار.

185
00:10:12,445 --> 00:10:15,906
لعنتی
‫سارا از خوشحالی بال در میاره.

186
00:10:30,212 --> 00:10:31,255
‫خیلی‌خب.

187
00:11:15,466 --> 00:11:16,425
‫آخ!

188
00:15:55,329 --> 00:15:58,040
‫با ۹۱۱ تماس گرفتید:
‫شرایط اورژانسی‌تون چیه؟

189
00:15:58,082 --> 00:16:02,252
‫من از پلاک ۴۲۱ توی
‫جادۀ ۶۶ تماس می‌گیرم.

190
00:16:03,128 --> 00:16:05,881
‫گمونم شاهد قتل بودم.

191
00:16:30,948 --> 00:16:32,992
‫آخ، آخ. لعنتی.

192
00:16:33,033 --> 00:16:34,326
‫گندت بزنن.

193
00:16:47,798 --> 00:16:50,551
‫اولش صدای ترکیدن اومد،
‫بعد حالت جغجغ داشت،

194
00:16:50,592 --> 00:16:54,179
‫انگار حالت نامنظمی جغجغ می‌کرد.

195
00:16:54,221 --> 00:16:55,472
‫نمی‌دونم چی شد،

196
00:16:55,514 --> 00:16:57,558
‫بعد ازش بخار زد بیرون،
‫اون‌جا فهمیدم مشکل داره.

197
00:16:57,599 --> 00:16:59,309
‫با خودم گفتم لابد خرابه...

198
00:16:59,351 --> 00:17:02,646
‫وقتی سمعک‌هام خاموشه هیچی نمی‌شنوم.

199
00:17:03,355 --> 00:17:06,025
‫عه، خلاصه خرابه.

200
00:17:06,066 --> 00:17:07,609
‫خب، می‌تونی درستش کنی؟

201
00:17:07,651 --> 00:17:08,777
‫می‌تونم.

202
00:17:08,819 --> 00:17:10,612
‫با هزینۀ قطعات و اجرت کارش،

203
00:17:10,654 --> 00:17:13,323
‫در بهترین حالت می‌تونم با...

204
00:17:14,658 --> 00:17:15,743
‫چهارصد دلار درستش کنم.

205
00:17:15,784 --> 00:17:17,453
‫ای بابا.

206
00:17:17,494 --> 00:17:18,787
‫خدایی‌ش ارزون گفتم.

207
00:17:18,829 --> 00:17:21,457
‫نه، نه، اصلاً تعجب کردم انقدر حلال‌خورید.

208
00:17:21,498 --> 00:17:22,916
‫روی تابلومون هم نوشته.

209
00:17:22,958 --> 00:17:24,960
‫آره، آره، آخه...

210
00:17:25,002 --> 00:17:28,505
‫گندت بزنن. خیلی‌خب،
‫حالا چقدر طول می‌کشه؟

211
00:17:28,547 --> 00:17:30,507
‫خب، امشب که تعطیل می‌کنیم.

212
00:17:30,549 --> 00:17:32,593
‫پس این‌جوری برنامه رو بریزیم:

213
00:17:32,634 --> 00:17:35,220
‫فردا صبح ساعت هشت بیاید اینجا،

214
00:17:35,262 --> 00:17:37,389
‫پولش رو نقدی پرداخت کنید،

215
00:17:37,431 --> 00:17:39,641
‫بیست دقیقه‌ای کارتون رو راه می‌ندازم.

216
00:17:39,683 --> 00:17:41,560
‫نمی‌شه اون بیست دقیقه رو الآن...

217
00:17:41,602 --> 00:17:45,272
‫آخه امشب برنامۀ سرآشپز برتر داره.
‫شرمنده.

218
00:17:45,314 --> 00:17:47,399
‫«سرآشپز برتر». عجب. خدا بخیر کنه.

219
00:17:47,441 --> 00:17:49,526
‫می‌تونیم رایگان اینجا
‫از ماشینتون نگه‌داری کنیم.

220
00:17:49,568 --> 00:17:52,946
‫دوربین‌های امنیتی داریم.
‫پس جاش اینجا حسابی امنه.

221
00:17:52,988 --> 00:17:55,866
‫اصلاً به برادرزاده‌ام می‌گم
‫جاش رو عوض کنه. جد!

222
00:17:57,785 --> 00:18:00,537
‫این ماشین رو سر ته کن.

223
00:18:00,579 --> 00:18:04,374
‫اگه بهش برسی خیلی ماشین ارزشمندیه‌ها.

224
00:18:10,881 --> 00:18:15,427
‫راستی آقا، احیاناً اینجا مسافرخونه ندارید؟

225
00:18:15,469 --> 00:18:18,722
‫خب، قبلاً که بود. ولی آتیش گرفت.

226
00:18:18,764 --> 00:18:21,225
‫توی فاصلۀ بیست دقیقه‌ای ته همین جاده،

227
00:18:21,266 --> 00:18:23,352
‫چندتا مسافرخونه هست.

228
00:18:23,393 --> 00:18:24,645
‫آره، اونجا ردیفه.

229
00:18:24,686 --> 00:18:26,772
‫ولی ماشینتون رو که نمی‌تونید ببرید.

230
00:18:27,731 --> 00:18:28,941
‫پس...

231
00:18:30,651 --> 00:18:32,694
‫راستی اشکالی نداره ترکیب متفاوت خودم...

232
00:18:32,736 --> 00:18:33,946
‫با پنیر و سس رو اعمال کنم؟

233
00:18:33,987 --> 00:18:35,114
‫یه مدته دارم روش کار می‌کنم.

234
00:18:38,325 --> 00:18:40,661
‫راستی، اینجا سرویس بهداشتی دارید؟

235
00:18:40,702 --> 00:18:42,955
‫آره، ولی فقط برای کارکنان اینجاست.

236
00:18:42,996 --> 00:18:45,874
‫ولی اگه برید ایستگاه بعد از بازارچه،

237
00:18:45,916 --> 00:18:47,751
‫اونجا دستشویی عمومی دارن.

238
00:18:47,793 --> 00:18:49,294
‫جای زیاد کثیفی نیست.

239
00:18:52,965 --> 00:18:54,633
‫هوم...

240
00:18:54,675 --> 00:18:56,176
‫- امشب بارش شهابیه.
لعنتم

241
00:18:56,218 --> 00:18:57,845
لعنتی

242
00:18:57,886 --> 00:19:00,097
‫آره، باشه. آها.

243
00:19:01,932 --> 00:19:03,392
‫بارش اسدیه.

244
00:19:04,268 --> 00:19:05,477
‫آها.

245
00:19:07,062 --> 00:19:08,063
‫باشه.

246
00:19:38,177 --> 00:19:40,262
‫اینجا این اتفاقات طبیعیه.

247
00:19:40,304 --> 00:19:41,555
‫لابد دیگه.

248
00:19:42,764 --> 00:19:44,516
‫زیاد ازت خون رفته؟

249
00:19:44,516 --> 00:19:46,727
‫هنوز که کلی خون دارم. مرسی.

250
00:19:46,768 --> 00:19:48,937
‫اگه موقع خونریزی ایبوپروفن بخوری،

251
00:19:48,979 --> 00:19:50,272
‫فقط خونریزی‌ت بیشتر می‌شه.

252
00:19:51,064 --> 00:19:52,733
‫باشه خانم وب‌ام‌دی.

253
00:19:52,774 --> 00:19:54,193
‫دیگه باید برم بیرون.

254
00:19:54,234 --> 00:19:56,111
‫لطفاً دنبالم نکن.

255
00:19:59,448 --> 00:20:01,283
‫ولی باید خیلی نزدیک بشی
‫که بتونی استفاده کنی.

256
00:20:01,325 --> 00:20:03,535
‫- برای همین زیاد کارآمد نیست.
‫- صحیح.

257
00:20:03,577 --> 00:20:06,371
‫تازه یک‌بار وقتی داشتم روی
‫سرعت اسلحه کشیدنم تمرین می‌کردم،

258
00:20:06,413 --> 00:20:09,374
‫اتفاقی اینجا رو پر اسپری فلفل کردم.

259
00:20:09,416 --> 00:20:11,501
‫تا یک ماه اشکم بند نمی‌اومد.

260
00:20:11,543 --> 00:20:13,879
‫دومین بارم بود که توی عمرم گریه می‌کردم.

261
00:20:13,921 --> 00:20:17,591
‫جدی؟ اولین بارش کی بود؟

262
00:20:17,633 --> 00:20:20,969
‫اون می‌شه مال زمانی که
‫سرت به کار خودت باشه.

263
00:20:22,846 --> 00:20:24,723
‫مال خودت. شاید به کارت اومد.

264
00:20:24,765 --> 00:20:26,767
‫عه. مرسی.

265
00:20:26,808 --> 00:20:28,060
‫دکترها از همین استفاده می‌کنن،

266
00:20:28,101 --> 00:20:30,145
‫ولی داروخونه‌های بزرگ
‫نمی‌خوان مردم این رو بفهمن.

267
00:20:30,187 --> 00:20:31,396
‫صحیح.

268
00:20:37,069 --> 00:20:40,405
‫طی دویست و هفتاد روز اخیر
‫اولین کسی هستی که باهاش صحبت می‌کنم.

269
00:20:42,074 --> 00:20:43,617
‫البته اگه بی‌سیم رو حساب نکنیم.

270
00:20:45,619 --> 00:20:46,912
‫آره.

271
00:20:46,954 --> 00:20:48,288
‫لطف داری.

272
00:20:49,373 --> 00:20:52,918
‫خب، وقتی اینجا تنهایی...

273
00:20:52,960 --> 00:20:54,836
‫حوصله‌ت سر نمی‌ره؟

274
00:20:54,878 --> 00:20:57,256
‫کتاب صوتی روی سی‌دی دارم.

275
00:20:58,340 --> 00:21:00,259
‫«بودیسم به زبان مبتدی».

276
00:21:00,300 --> 00:21:01,843
‫فصل اول.

277
00:21:01,885 --> 00:21:02,886
‫وجود داشتن به معنای زجر کشیدن است،

278
00:21:04,263 --> 00:21:05,264
‫بامبی.

279
00:21:07,015 --> 00:21:09,226
‫مگه مارج نبودی؟

280
00:21:09,268 --> 00:21:12,062
‫اولین باری که گریه کردم
‫موقع تماشای «بامبی» بود.

281
00:21:15,482 --> 00:21:17,401
‫اگه خواستی لباس اضافه دارم.

282
00:21:17,442 --> 00:21:19,027
‫مرسی.

283
00:21:24,032 --> 00:21:26,201
‫پس می‌گی هیچ‌چیزی...

284
00:21:26,243 --> 00:21:29,162
‫توی اینترنت نمی‌شه ازت پیدا کرد.

285
00:21:29,204 --> 00:21:31,498
‫حتی پلیسم نمی‌تونه پیدات کنه.

286
00:21:31,540 --> 00:21:34,960
‫نمی‌دونم، نه حتی بازرس یا مأمور مخفی.

287
00:21:35,002 --> 00:21:38,088
‫نه شماره تلفن، نه حساب بانکی.

288
00:21:38,130 --> 00:21:39,423
‫البته کارت شناسایی جعلی جوابه،

289
00:21:39,464 --> 00:21:41,383
‫ولی بهتره آدم جایی بمونه
‫که کسی فضولی نمی‌کنه.

290
00:21:41,425 --> 00:21:43,677
‫مدت طولانی یک‌جا نباید موند،

291
00:21:43,719 --> 00:21:44,886
‫پشت سرتم نباید ببینی.

292
00:21:47,848 --> 00:21:48,515
‫چرا؟

293
00:21:48,557 --> 00:21:50,392
‫عموهام از اون کله‌گنده‌هاست.

294
00:21:50,434 --> 00:21:53,562
‫شونزده ساله که بودم
‫فرستادنم باهاش زندگی کنم.

295
00:21:55,105 --> 00:21:57,357
‫یه روز پول‌هاش رو زدم به جیب،

296
00:21:57,399 --> 00:22:00,193
‫  صندلی موردعلاقه‌شو خراب کردم
‫و فلنگ رو بستم.

297
00:22:00,235 --> 00:22:02,946
‫هرکاری می‌تونست کرد تا ردم رو بزنه.

298
00:22:02,988 --> 00:22:04,489
‫هیچ‌وقتم رنگ پولش رو ندید.

299
00:22:06,950 --> 00:22:09,036
‫ولی از این زندگی خوشم میاد.

300
00:22:09,077 --> 00:22:11,330
‫اینجا که هستم، مارج آدم کوچیکیه،

301
00:22:11,371 --> 00:22:14,708
‫ضعیفه، گوشتالوئه، تحت نظره.

302
00:22:14,750 --> 00:22:16,293
‫ولی وقتی توی جاده‌ام،

303
00:22:16,335 --> 00:22:19,713
‫مارج چهل هزار کیلو فولاد خالصه.

304
00:22:19,755 --> 00:22:22,716
‫فقط می‌رونه. نه وابستگی داره،
‫نه درد و رنج می‌شناسه.

305
00:22:22,758 --> 00:22:25,052
‫وقتی مسافر سرراهی می‌بینه
‫فقط گازش رو می‌گیره.

306
00:22:25,093 --> 00:22:26,762
لعنتی

307
00:22:28,513 --> 00:22:30,766
‫چون وایستادی به من کمک کنی، نه؟

308
00:22:30,807 --> 00:22:33,769
‫ببین، منم شخصیتم این‌جوریه،

309
00:22:33,810 --> 00:22:35,979
‫دست خودم نیست.

310
00:22:36,021 --> 00:22:38,565
‫منم واسه خودم آدم پوست‌کلفتی‌ام.

311
00:22:38,607 --> 00:22:42,819
‫خیلی‌خب خانمی، یه سفارش دیگه
‫به حساب خودم می‌گیرم واسه‌ت.

312
00:22:42,861 --> 00:22:44,404
‫وای. نه.

313
00:22:45,614 --> 00:22:47,908
‫وقتی از این کارت استفاده می‌کنی،

314
00:22:47,949 --> 00:22:48,909
‫ردت رو می‌زنن.

315
00:22:50,869 --> 00:22:52,329
‫خیلی‌ خب ...

316
00:22:54,122 --> 00:22:55,082
‫حتی خودپرداز؟

317
00:22:55,123 --> 00:22:56,541
‫من یه بار از خودپرداز استفاده کردم،

318
00:22:56,583 --> 00:22:58,752
‫سر و کلۀ عموم ظرف چهار ساعت پیدا شد.

319
00:22:58,794 --> 00:23:00,837
‫هر جا که رفتی اولویتت این باشه...

320
00:23:00,879 --> 00:23:02,255
لعنتی

321
00:23:02,297 --> 00:23:04,800
‫شغل دومی پیدا کنی
‫که دستمزدش نقدی باشه.

322
00:23:05,467 --> 00:23:07,594
‫اگه با طلا مزدت رو داد که چه بهتر.

323
00:23:07,636 --> 00:23:10,597
‫ولی عجیبه که قشر کوچیکی
‫هنوز طلا رو واحد پول می‌دونن،

324
00:23:10,639 --> 00:23:13,809
‫و اغلب کسانی که ازش استفاده می‌کنن،
‫آدم‌های عجیب و غریبی‌ان.

325
00:23:14,643 --> 00:23:15,519
‫بیتکوین چی؟

326
00:23:15,560 --> 00:23:16,812
‫اصلاً دست رو دلم نذار.

327
00:23:16,853 --> 00:23:19,272
‫- آخ.
‫- واسه زخمت دوا دارو می‌خوای؟

328
00:23:19,314 --> 00:23:21,400
‫مگه چیزی داری؟

329
00:23:21,441 --> 00:23:23,652
‫شغل دوم دارم و کلی پول نقد.

330
00:23:23,693 --> 00:23:27,823
‫یک خروار داروی نسخه‌ای از کانادا
‫پشت وانتم دارم.

331
00:23:28,949 --> 00:23:29,991
‫توی راه می‌فروشمشون.

332
00:23:30,033 --> 00:23:32,869
‫آدرنالین، ویاگرا، از این قبیل.

333
00:23:32,911 --> 00:23:34,454
‫مسکّنم دارم.

334
00:23:35,497 --> 00:23:37,124
‫چرا قبلش چیزی نگفته بودی؟

335
00:23:37,165 --> 00:23:38,959
‫نمی‌دونستم قابل اعتمادی یا نه.

336
00:23:39,000 --> 00:23:41,044
‫آها، پس الآن بهم اعتماد داری؟

337
00:23:41,169 --> 00:23:42,212
‫الآن برمی‌گردم.

338
00:23:42,796 --> 00:23:43,922
‫داریم می‌بندیم.

339
00:23:43,922 --> 00:23:46,258
‫دیگه باید بری خونه که منم برم خونه.

340
00:23:46,299 --> 00:23:49,094
‫روی تابلو که نوشته شبانه‌روزیه.

341
00:23:51,054 --> 00:23:52,639
‫راستی...

342
00:23:52,681 --> 00:23:55,600
‫احیاناً اینجا انباری ندارید...

343
00:23:55,642 --> 00:23:57,811
‫که بتونم توش چرت بزنم؟

344
00:23:59,354 --> 00:24:01,189
‫نه. نداریم.

345
00:24:09,364 --> 00:24:11,283
‫گندت بزنن.

346
00:24:11,324 --> 00:24:12,325
‫آخ.

347
00:24:14,744 --> 00:24:16,329
‫عه، چخه لاشخور.

348
00:24:16,371 --> 00:24:18,707
‫خیلی‌خب. می‌دونی چیه؟

349
00:24:18,748 --> 00:24:20,959
‫درک می‌کنم گیج شدی.

350
00:24:21,001 --> 00:24:23,086
‫آخ! اذیتم نکن رفیق. نه، نه.

351
00:24:24,796 --> 00:24:27,549
‫اصلاً میز پیک‌نیک واسه خودت جناب لاشخور.

352
00:24:28,383 --> 00:24:29,885
‫ای خدا.

353
00:24:33,555 --> 00:24:35,265
‫تو که هنوز اینجایی.

354
00:24:35,307 --> 00:24:36,850
‫پلیس واسه پرس‌جو نگهم داشت.

355
00:24:37,684 --> 00:24:40,353
‫خب، حالا داستان چیه؟

356
00:24:40,395 --> 00:24:43,106
‫اون رفیقت که دیشب باهاش بودی
‫زده یکی رو کشته.

357
00:24:43,607 --> 00:24:44,858
‫ها؟

358
00:24:46,318 --> 00:24:48,153
‫چی؟ مارج رو می‌گی؟

359
00:24:48,195 --> 00:24:49,696
‫آره.

360
00:24:49,738 --> 00:24:51,364
‫- نه بابا.
‫- چرا.

361
00:24:51,406 --> 00:24:53,325
‫یه بچه‌ای که شیفت شب
‫توی ساب‌وی کار می‌کرد،

362
00:24:53,366 --> 00:24:55,619
‫دزدکی رفته بود توی کامیونش،
‫زنیکه هم زد کشتش.

363
00:24:55,660 --> 00:24:57,787
‫نه، نه، نه. نه، نه، نه.

364
00:24:57,829 --> 00:24:59,039
‫باورم نمی‌شه.

365
00:24:59,998 --> 00:25:00,916
‫وای.

366
00:25:00,957 --> 00:25:03,126
‫- با تیر کشتش؟
‫- چه بدونم.

367
00:25:04,169 --> 00:25:05,962
‫یا خدا، چه آدم عجیبی بود.

368
00:25:06,004 --> 00:25:08,798
‫هفت‌تیر راسکو که داشت.

369
00:25:08,840 --> 00:25:10,467
‫لابد منطقیه دیگه. چه بدونم.

370
00:25:11,968 --> 00:25:15,138
‫[برادران ویتینگ]

371
00:25:16,515 --> 00:25:17,265
‫[کارت]

372
00:25:22,354 --> 00:25:26,858
‫پس شد چهار ساعت. برو که رفتیم.

373
00:25:29,319 --> 00:25:31,321
‫صد دلار...

374
00:25:34,199 --> 00:25:36,117
‫اینم دویست.

375
00:25:36,159 --> 00:25:37,536
‫کل پولش رو دادم.

376
00:25:37,577 --> 00:25:40,330
‫آها، اوهوم. سی‌صد.

377
00:25:40,372 --> 00:25:42,624
‫چهار تا اسکناس صد دلاریه.

378
00:25:42,666 --> 00:25:45,001
‫خیلی‌خب، درسته.

379
00:25:45,919 --> 00:25:48,630
‫اون پسره که دیشب کشته شد رو می‌شناختی؟

380
00:25:48,672 --> 00:25:50,298
‫آره. اسمش دیمین بود.

381
00:25:51,341 --> 00:25:53,927
‫آره، مدت زیادی نبود اومده بود اینجا.

382
00:25:53,969 --> 00:25:54,970
‫پسر خوبی بود.

383
00:25:55,011 --> 00:25:56,471
‫تازه از نیروی دریایی مرخص شده بود.

384
00:25:57,514 --> 00:25:59,975
‫من هنوز تو مخیله‌م نمی‌گنجه...

385
00:26:00,016 --> 00:26:01,434
‫که دزدکی بره توی کامیون کسی.

386
00:26:01,476 --> 00:26:02,936
‫شاید مشکل مالی داشته.

387
00:26:05,105 --> 00:26:06,523
‫یعنی چی؟

388
00:26:06,565 --> 00:26:08,692
‫چه بدونم. صرفاً حدس زدم.

389
00:26:08,733 --> 00:26:10,902
‫هر روز بلیت بخت‌آزمایی می‌خرید.

390
00:26:11,987 --> 00:26:13,196
‫هیچ‌وقتم برنده نشد.

391
00:26:15,240 --> 00:26:18,535
‫آره، جد بود که قتل رو گزارش داد.

392
00:26:18,577 --> 00:26:20,203
‫بهش گفتم امروز رو بره مرخصی،

393
00:26:20,245 --> 00:26:22,497
‫ولی اصرار داشت کارش رو ادامه بده.

394
00:26:22,539 --> 00:26:25,083
‫گمونم نمی‌خواد ذهنش رو
‫درگیر ماجرای دیشب کنه.

395
00:26:27,252 --> 00:26:28,587
‫آها.

396
00:26:39,389 --> 00:26:41,057
‫هوم.

397
00:26:41,099 --> 00:26:42,225
‫مثل قبلی خوب نیست.

398
00:26:43,435 --> 00:26:44,936
‫هیچی مثل قبل خوب نیست.

399
00:26:50,108 --> 00:26:52,235
‫آهای خوشگل خانم!

400
00:26:55,113 --> 00:26:56,698
‫خیلی‌خب. ممنون.

401
00:27:00,785 --> 00:27:03,330
‫می‌خواستم اگه می‌شه
‫بلیت بخت‌آزمایی بخرم.

402
00:27:04,205 --> 00:27:05,915
‫از کدوم؟

403
00:27:05,957 --> 00:27:09,002
‫اوهوم. از... تب طلا.

404
00:27:11,463 --> 00:27:14,966
‫به یاد دیمین.

405
00:27:26,936 --> 00:27:30,357
‫یا خود خدا.

406
00:27:31,983 --> 00:27:33,777
‫چی شد؟

407
00:27:39,949 --> 00:27:43,078
‫من که دیگه رفتنی شدم آشغال‌ها!

408
00:27:43,119 --> 00:27:45,497
‫عجیب‌الخلقه کیفش کوکه.

409
00:27:45,538 --> 00:27:46,956
‫خیلی‌خب.

410
00:27:46,998 --> 00:27:49,084
‫پس از مرگ ناگهانی پسر جوانی
‫ناشی از ضربات شدید،

411
00:27:49,125 --> 00:27:50,460
‫امروز صبح در جادۀ ۶۶...

412
00:27:50,502 --> 00:27:53,380
‫که در نزدیکی آلباکورکی می‌باشد،

413
00:27:53,421 --> 00:27:56,591
‫رانندۀ کامیونی دستگیر شد.

414
00:27:56,633 --> 00:27:57,884
‫ضربات شدید؟

415
00:27:57,926 --> 00:27:59,344
‫پلیس هنوز جزئیات بیشتری منتشر نکرده.

416
00:27:59,386 --> 00:28:00,428
‫ضربات شدید؟

417
00:28:26,996 --> 00:28:28,748
‫[آخرین مکانیکی حلال‌خور نیومکزیکو]

418
00:28:30,667 --> 00:28:33,294
‫عه. مگه قرار نبود برید؟

419
00:28:33,420 --> 00:28:33,920
‫مارج دارو قاچاق می‌کرد.

420
00:28:33,962 --> 00:28:35,839
‫- برای همین کشتش.
‫- چی؟

421
00:28:35,880 --> 00:28:37,465
‫چه کار خودش باشه چه نباشه،

422
00:28:37,507 --> 00:28:40,760
‫سر این توافق کنیم که چنین حقی داشته.

423
00:28:40,802 --> 00:28:42,345
‫یعنی چی کار خودش باشه یا نباشه؟

424
00:28:42,387 --> 00:28:43,972
‫مگه نگفتید فیلمش رو دارید؟

425
00:28:44,013 --> 00:28:45,432
‫ضرب و شتمش کجاست؟

426
00:28:45,473 --> 00:28:47,308
‫نه، این زاویه دوربین رو ببین.

427
00:28:47,350 --> 00:28:48,727
‫فقط لحظۀ گذاشتن جنازه توش مشخصه.

428
00:28:48,768 --> 00:28:51,813
‫- ایناهاش.
‫- وای خدا.

429
00:28:52,731 --> 00:28:54,399
‫وای! خدا.

430
00:29:02,157 --> 00:29:04,200
‫[بازارچۀ شبانه‌روزی]

431
00:29:18,256 --> 00:29:20,425
‫ای کله پدرت...

432
00:29:20,467 --> 00:29:23,261
‫اگه می‌خواید از سرویس استفاده کنید
‫باید حتماً چیزی بخرید.

433
00:29:23,720 --> 00:29:24,846
‫باشه.

434
00:29:24,888 --> 00:29:27,307
‫راستش بیشتر دلم می‌خواد...

435
00:29:27,348 --> 00:29:29,142
‫فیلم‌های دوربین امنیتی‌تون رو ببینم.

436
00:29:29,184 --> 00:29:31,060
‫چرا؟ مگه پلیس‌اید؟

437
00:29:31,102 --> 00:29:32,729
‫هوم، آره.

438
00:29:32,771 --> 00:29:36,399
‫از اون پلیس‌های شدیداً مخفی‌ام.

439
00:29:36,441 --> 00:29:37,734
‫من از پلیس‌جماعت خوشم نمیاد.

440
00:29:37,776 --> 00:29:39,110
‫منم خوشم نمیاد. خب؟

441
00:29:39,152 --> 00:29:41,279
‫خلاصه پلیس نیستم.

442
00:29:41,321 --> 00:29:43,406
‫پس چرا باید فیلم‌ها رو نشونتون بدم؟

443
00:29:44,032 --> 00:29:45,700
‫متناقض شد.

444
00:29:45,867 --> 00:29:48,119
‫و بعدش می‌خوام کار خیری بکنم،

445
00:29:48,119 --> 00:29:48,745
‫مثلاً برم به خدمات عمومی،

446
00:29:48,787 --> 00:29:51,956
‫و اینکه آماده‌ام تا فعالیتم
‫توی یوتیوب رو شروع کنم.

447
00:29:53,958 --> 00:29:55,210
‫باهاش صمیمی بودی؟

448
00:29:56,127 --> 00:29:57,295
‫آره.

449
00:29:57,337 --> 00:29:59,672
‫می‌گن دزدکی وارد کامیون یکی شده.

450
00:30:00,256 --> 00:30:01,674
‫آخه چرا؟ چنین آدمی که نبود.

451
00:30:01,716 --> 00:30:04,177
‫آره، بهش نمی‌خوره.

452
00:30:06,554 --> 00:30:08,681
‫کاش می‌شد که...

453
00:30:08,723 --> 00:30:10,475
‫می‌تونستیم ثابتش کنیم.

454
00:30:19,692 --> 00:30:21,277
‫عه، همین؟

455
00:30:21,319 --> 00:30:23,822
‫فکر می‌کردم خود خیابون
‫بیشتر توش معلوم باشه.

456
00:30:23,863 --> 00:30:26,616
‫خب، دیمین رو دیشب دیدی؟

457
00:30:26,658 --> 00:30:27,826
‫هر شب می‌دیدمش.

458
00:30:28,159 --> 00:30:30,495
‫دیشب دوباره سکۀ هاوایی رو گرفت.

459
00:30:30,537 --> 00:30:32,997
‫اوف. من که از شن بدم میاد.

460
00:30:33,039 --> 00:30:35,959
‫اصلاً اهل شنا هم نیستم.

461
00:30:36,209 --> 00:30:38,044
‫مشکلی نیست، بگو ببینم.

462
00:30:38,044 --> 00:30:41,673
‫خب، اون پسره که توی
‫مکانیکی ایب کار می‌کنه رو می‌شناسی؟

463
00:30:41,714 --> 00:30:43,091
‫- جد.
‫- آره، جد.

464
00:30:43,132 --> 00:30:46,678
‫خلاصه جد بهم گفت
‫که دیمین هیچ‌وقت برنده نشد،

465
00:30:46,719 --> 00:30:49,556
‫ولی داشت دروغ می‌گفت.
‫من حسش کردم.

466
00:30:49,597 --> 00:30:52,308
‫ولی الآن که تو بهم چنین حرفی زدی،

467
00:30:52,350 --> 00:30:53,726
‫داشتی راستش رو می‌گفتی.

468
00:30:55,103 --> 00:30:56,187
‫من که نمی‌فهمم.

469
00:30:56,229 --> 00:30:58,773
‫آره، منم نمی‌فهمم. آخه...

470
00:30:58,815 --> 00:31:01,734
‫یه خرده زیادی ذهنم رو درگیر کرده.

471
00:31:01,776 --> 00:31:04,946
‫جد امروز بخت‌آزمایی برنده شد.

472
00:31:06,114 --> 00:31:07,115
‫چی شد؟

473
00:31:07,156 --> 00:31:10,326
‫بیست و پنج هزار دلار برنده شد.

474
00:31:10,368 --> 00:31:12,245
‫کار روزگار اصلاً مشخص نیست.

475
00:31:12,287 --> 00:31:13,955
‫چه قوز بالا قوزی شد.

476
00:31:13,997 --> 00:31:16,457
‫اصلاً دیگه مغزم کشش نداره.

477
00:31:16,499 --> 00:31:17,917
‫پس تو و دیمین،

478
00:31:17,959 --> 00:31:20,753
‫دیشب همون کارهای همیشگی‌تون رو کردید؟

479
00:31:20,795 --> 00:31:22,797
‫آره. همه‌چیز عادی بود.

480
00:31:22,839 --> 00:31:25,550
‫البته جد اومد و ازمون خواست
‫که بریم پشت‌بوم مغازۀ ایب،

481
00:31:25,592 --> 00:31:26,843
‫که بارش شهابی رو ببینیم.

482
00:31:26,885 --> 00:31:29,262
‫کلاً از این کارها زیاد می‌کنه.

483
00:31:29,304 --> 00:31:30,638
‫بعد شما نرفتید؟

484
00:31:30,680 --> 00:31:32,807
‫نه، هیچ‌کدوممون نرفتیم.

485
00:31:32,849 --> 00:31:35,810
‫یه مقدار پیش همدیگه موندیم،
‫بعد برگشت سر شیفتش توی ساب‌وی.

486
00:31:40,857 --> 00:31:43,985
‫من که دیگه مغزم نمی‌کشه.
‫اسباب‌بازی گربه‌ست؟

487
00:31:45,528 --> 00:31:46,571
‫آره.

488
00:31:46,613 --> 00:31:48,281
‫نه، نیست.

489
00:31:48,323 --> 00:31:49,699
‫چرا، خودشه.

490
00:31:50,491 --> 00:31:52,118
‫یا خدا.

491
00:31:52,160 --> 00:31:54,746
‫راست می‌گی. دوربینه اصلاً کار نمی‌کنه.

492
00:31:54,787 --> 00:31:56,539
‫صرفاً اسباب‌بازی گربه‌ست.

493
00:31:56,581 --> 00:31:58,374
‫ولی چرا اسباب‌بازی گربه‌ست؟

494
00:31:59,375 --> 00:32:00,501
‫می‌شه درمورد همه‌چیز این رو پرسید.

495
00:32:00,543 --> 00:32:00,752
‫- پسر...
‫- برای ترسوندنه. عامل بازدارنده‌ست.

496
00:32:00,752 --> 00:32:04,172
‫- پسر...
‫- برای ترسوندنه. عامل بازدارنده‌ست.

497
00:32:04,380 --> 00:32:05,089
‫ً بارکدی چیزی ندارید؟

498
00:32:05,131 --> 00:32:06,591
‫هرچیزی که شما بچه‌های امروزی...

499
00:32:06,633 --> 00:32:08,259
‫جای کارت حضور و غیاب می‌زنید.
‫چه بدونم بابا.

500
00:32:08,301 --> 00:32:09,802
‫من که هرموقع بخوام میام سر کار.

501
00:32:09,844 --> 00:32:11,846
‫واقعاً خیلی اطلاعات مفیدی داری.

502
00:32:12,639 --> 00:32:14,015
‫[دیمین]

503
00:32:16,559 --> 00:32:17,810
‫آهای!

504
00:32:18,895 --> 00:32:20,647
‫فقط کارکنان اجازه دارن بیان این پشت!

505
00:32:20,688 --> 00:32:25,610
‫اذیت نکن دیگه. اینجا مثل
‫قدس‌الاقدس فروشگاه ساب‌ویه.

506
00:32:25,610 --> 00:32:26,778
‫با چی زخمی شدی؟

507
00:32:26,819 --> 00:32:28,488
‫عه، خوردم به قطعۀ تیز فلزی.

508
00:32:28,529 --> 00:32:30,782
‫همیشه سر کار زخمی می‌شم.

509
00:32:34,285 --> 00:32:35,828
‫- بهتر شد، نه؟
‫- اوهوم.

510
00:32:35,870 --> 00:32:38,498
‫راستی دیشب تونستی اون...

511
00:32:38,539 --> 00:32:40,500
‫تق و توقه رو ببینی؟

512
00:32:40,541 --> 00:32:42,168
‫همون بارش اسدیه.

513
00:32:42,210 --> 00:32:44,545
‫آره، چند تا ن.شیدنی برداشتم
‫روی پشت‌بوم دیدمش.

514
00:32:44,587 --> 00:32:47,590
‫- جدی؟ تنها بودی؟
‫- من همیشه تنهام.

515
00:32:48,341 --> 00:32:50,677
‫مثل یه گرگ تنهام.

516
00:32:50,718 --> 00:32:52,804
‫بقیه نیومدن باهات؟

517
00:32:52,845 --> 00:32:56,307
‫مثلاً اون ساندویچ‌سازه و دختر تیپ مشکیه.
‫اون‌ها نیومدن باهات ببینن؟

518
00:32:56,349 --> 00:32:59,060
‫چرا باید بخوان با من وقت بگذرونن؟

519
00:32:59,102 --> 00:33:00,269
‫خب، چرا نباید بخوان؟

520
00:33:02,271 --> 00:33:04,315
‫الآنم که برندۀ بخت‌آزمایی شدی.

521
00:33:04,357 --> 00:33:05,900
‫بارت رو بستی.

522
00:33:05,942 --> 00:33:08,403
‫هنوز برنامه‌ای نریختی
‫که چطوری خرجش کنی؟

523
00:33:08,444 --> 00:33:10,947
‫عه، نه. هنوز نه. نمی‌دونم.

524
00:33:11,864 --> 00:33:12,907
‫خب، یه خرده دیره.

525
00:33:12,949 --> 00:33:14,367
‫چون دیگه از من گذشته،

526
00:33:14,409 --> 00:33:16,411
‫و دیگه اون دوران شکوفا شدن
‫برای من گذشته.

527
00:33:16,452 --> 00:33:17,912
‫منم خیلی پتانسیل داشتم.

528
00:33:17,954 --> 00:33:19,789
‫انگار که خیلی باهوشی.

529
00:33:20,498 --> 00:33:22,750
‫- چون هستم.
‫- خب دیگه.

530
00:33:22,792 --> 00:33:25,878
‫هم باهوشی، هم جوانی، هم پولداری.

531
00:33:25,920 --> 00:33:29,549
‫راست می‌گی، هیچ انتخابی واسه‌ت نیست.

532
00:33:29,590 --> 00:33:31,050
‫گمونم برم هاوایی.

533
00:33:31,467 --> 00:33:33,761
‫عه، آخ.

534
00:33:33,803 --> 00:33:35,638
‫گندت بزنن.

535
00:33:35,680 --> 00:33:38,141
‫خراب کردم. بذار تمیزش کنم.

536
00:33:39,142 --> 00:33:41,853
‫واقعاً حقۀ جالبیه، نه؟

537
00:33:41,894 --> 00:33:44,063
‫این چسب قطره‌ای رو می‌گم.

538
00:33:44,105 --> 00:33:45,189
‫آره، خیلی جالبه.

539
00:33:45,231 --> 00:33:46,816
‫اون خانمی که می‌گن...

540
00:33:46,858 --> 00:33:48,735
‫ساندویچ‌سازه رو کشته بهم یاد داده بود.

541
00:33:48,776 --> 00:33:50,403
‫اسمش مارجه.

542
00:33:50,445 --> 00:33:53,031
‫راستش زندگی‌م رو نجات داده بود...

543
00:33:53,072 --> 00:33:55,116
‫الآنم برای کشتن اون پسره بازداشته.

544
00:33:55,158 --> 00:33:57,994
‫- عه، نکن.
‫-نوشیدنی می‌خوری؟

545
00:33:58,036 --> 00:33:59,704
‫من که هوس نوشیدنی کردم.

546
00:34:08,588 --> 00:34:11,340
‫- مگه عجله نداشتی؟
‫- عه، چرا.

547
00:34:11,382 --> 00:34:14,677
‫گمونم یه خرده وقت دارم.

548
00:34:14,719 --> 00:34:19,515
‫راستی، کیفم که دیشب
‫توی ماشینم بود اینجا گم شد.

549
00:34:27,523 --> 00:34:29,776
‫عه! وایستا.

550
00:34:32,278 --> 00:34:34,030
‫آره. خیلی‌خب.

551
00:34:35,323 --> 00:34:37,950
‫نماش عوض می‌شه. اینجا رو ببین.

552
00:34:37,992 --> 00:34:40,828
‫اینجا زوم می‌شه، اینجا میاد عقب.

553
00:34:40,870 --> 00:34:43,247
‫زوم، میاد عقب.

554
00:34:43,289 --> 00:34:44,290
‫دیدی چی شد؟

555
00:34:44,332 --> 00:34:45,792
‫چرا باید زاویه دوربین عوض بشه؟

556
00:34:45,833 --> 00:34:48,086
‫تازه پارچه هم تکون می‌خوره.

557
00:34:48,127 --> 00:34:50,922
‫چرا باید پارچه تکون بخوره؟

558
00:34:50,963 --> 00:34:53,549
‫آره، ساعتش هم عوض می‌شه.

559
00:34:53,591 --> 00:34:54,759
‫آره، راست می‌گی.

560
00:34:54,801 --> 00:34:56,969
‫آره. از ساعت ده و نیم...

561
00:34:57,678 --> 00:34:59,931
‫می‌شه یازده و نیم.

562
00:34:59,972 --> 00:35:02,016
‫یه بخشی از فیلم غیبش زده.

563
00:35:02,058 --> 00:35:03,768
‫از این اتفاقات زیاد میفته.

564
00:35:03,810 --> 00:35:05,978
‫آره، جد واسه‌م توضیح داد.

565
00:35:06,020 --> 00:35:09,148
‫ ظاهراً جریان باد باعث می‌شه مدارش گیر کنه.

566
00:35:25,998 --> 00:35:27,708
‫اومده بودم بهت سر بزنم.

567
00:35:29,085 --> 00:35:30,920
‫بپرسم حالت بهتره یا نه.

568
00:35:32,713 --> 00:35:34,340
‫الآن حس عزا و ماتم دارم.

569
00:35:35,675 --> 00:35:38,386
‫که یک‌ نفر واسه هیچ و پوچ مرده،

570
00:35:38,427 --> 00:35:40,972
‫اونم بعد اینکه از جنگ زنده برگشت.

571
00:35:41,013 --> 00:35:42,849
‫البته فکر کنم توی بخش اداری ارتش بود.

572
00:35:45,852 --> 00:35:48,020
‫شیفتش تا چند ساعت دیگه شروع می‌شه.

573
00:35:49,230 --> 00:35:50,690
‫باورم نمی‌شه قرار نیست برگرده.

574
00:35:50,731 --> 00:35:53,109
‫تو که می‌دونی این ارتشی‌ها
‫قهرمان نیستن، نه؟

575
00:35:53,151 --> 00:35:54,652
‫داستان شکنجه‌های ابوقریب رو شنیدی؟

576
00:35:54,694 --> 00:35:57,864
‫می‌شه حرمت مرده رو نگه داری؟

577
00:36:06,789 --> 00:36:08,457
‫راستش با خودم می‌گفتم...

578
00:36:09,750 --> 00:36:11,419
‫که زودی از اینجا بزنم بیرون.

579
00:36:13,796 --> 00:36:15,965
‫با خودم می‌گفتم برم هاوایی.

580
00:36:21,012 --> 00:36:23,139
‫می‌خوای باهام بیای؟

581
00:36:26,225 --> 00:36:27,727
‫چرا چنین حرفی می‌زنی؟

582
00:36:29,270 --> 00:36:31,105
‫معلومه که باهات نمیام هاوایی.

583
00:36:31,147 --> 00:36:34,233
‫واقعاً جدی می‌گی؟
‫خیلی این کارت عجیبه.

584
00:37:23,032 --> 00:37:24,367
‫این بالا چی کار می‌کنی؟

585
00:37:26,953 --> 00:37:27,828
‫نمای قشنگیه.

586
00:37:28,913 --> 00:37:29,830
‫کل این...

587
00:37:31,749 --> 00:37:32,750
‫درواقع کل‌ش قشنگه.

588
00:37:33,793 --> 00:37:34,794
‫آره.

589
00:37:37,255 --> 00:37:38,506
‫می‌خوای بشینی؟

590
00:37:39,924 --> 00:37:41,133
‫راحتم.

591
00:37:42,301 --> 00:37:46,514
‫در یکی از این بطری‌ها رو
‫توی جیب پیش‌بندش پیدا کردم،

592
00:37:46,555 --> 00:37:49,225
‫بعد با خودم گفتم شاید دروغ گفتی،

593
00:37:49,267 --> 00:37:51,602
‫و دیشب طرف با تو این بالا بوده.

594
00:37:53,271 --> 00:37:56,691
‫خب، اولاً که به تو چه ربطی داره؟

595
00:37:56,732 --> 00:37:59,402
‫و دوماً که هر کسی نوشیدنی می‌خوره.

596
00:37:59,443 --> 00:38:01,153
‫در جواب اولی باید بگم یکی از دوست‌هام...

597
00:38:01,195 --> 00:38:03,281
‫الآن برای قتل دیمین افتاده زندان.

598
00:38:03,322 --> 00:38:04,991
‫و کلی اتفاقات مرموز مسخره...

599
00:38:05,032 --> 00:38:06,200
‫این اطراف داره میفته،

600
00:38:06,242 --> 00:38:08,744
‫که باعث می‌شه اتفاقی که دیشب اینجا افتاده،

601
00:38:08,786 --> 00:38:10,621
‫کاملاً برام مهم نباشه.

602
00:38:10,663 --> 00:38:14,000
‫و دوماً سارا بهم گفت که
‫دیمین بهش گفته بود،

603
00:38:14,041 --> 00:38:16,085
‫که قراره بیاد دیدن تو.

604
00:38:19,422 --> 00:38:20,339
‫زر مفته.

605
00:38:23,551 --> 00:38:25,094
‫مطمئنی نمی‌خوای بشینی؟

606
00:38:30,808 --> 00:38:32,852
‫آره. دیشب اینجا بود.
‫خجالت می‌کشیدم.

607
00:38:32,893 --> 00:38:34,854
‫نمی‌خواستم بهش اشاره کنم.

608
00:38:34,895 --> 00:38:36,605
‫خجالت می‌کشیدی؟

609
00:38:36,647 --> 00:38:37,690
‫آره، چون...

610
00:38:37,732 --> 00:38:40,151
‫ازم خواست مزاحم سارا نشم.

611
00:38:40,192 --> 00:38:41,819
‫انگار قصد دارم بترسونمش،

612
00:38:41,861 --> 00:38:43,654
‫لابد خیال کرده خودش شوالیۀ قهرمانشه.

613
00:38:43,696 --> 00:38:45,239
‫خیلی حالم رو گرفت.

614
00:38:46,824 --> 00:38:48,826
‫آره، پس لابد...

615
00:38:49,910 --> 00:38:51,912
‫نظر دارم؟

616
00:38:51,954 --> 00:38:54,540
‫به اون دختره که عزیزکردۀ باباشه
‫و هر چیزی بخواد واسه‌ش فراهمه؟

617
00:38:54,582 --> 00:38:57,001
‫به اون شاهدخت قلعه؟

618
00:38:57,043 --> 00:39:00,087
‫من دل تو دلم نیست فقط
‫زودتر از این شهر گورم رو کم کنم.

619
00:39:00,129 --> 00:39:02,423
‫اونم بمونه اینجا واسه خودش
‫کیک اسفنجی بفروشه،

620
00:39:02,423 --> 00:39:04,425
‫
‫چون من که قراره برم.

621
00:39:04,467 --> 00:39:05,926
‫چون اختیار زندگیم دست خودمه،

622
00:39:05,968 --> 00:39:08,971
‫و یه به جهنم نثار این شهر می‌کنم،
‫چون من بودم که موفق شدم.

623
00:39:11,140 --> 00:39:11,766
‫موفق شدی؟

624
00:39:14,060 --> 00:39:15,394
‫یعنی...

625
00:39:15,436 --> 00:39:17,813
‫اتفاقاً موفق نشدی، نه؟

626
00:39:17,855 --> 00:39:20,232
‫صرفاً بخت‌آزمایی برنده شدی.
‫که اینم از شانسته.

627
00:39:20,274 --> 00:39:21,692
‫اصلاً دیمین رو در نظر بگیر.

628
00:39:21,734 --> 00:39:24,612
‫اون هر روز بلیت می‌خرید،
‫ولی هیچ‌وقت برنده نشد، نه؟

629
00:39:26,822 --> 00:39:27,782
‫آره.

630
00:39:29,283 --> 00:39:30,618
‫داری زر مفت می‌زنی.

631
00:40:04,527 --> 00:40:06,779
‫می‌شه یکی از اون بلیت‌های
‫بخت‌آزمایی رو بهم بدی؟

632
00:40:06,821 --> 00:40:08,447
‫از همون‌ها که ساندویچ‌سازه می‌خرید.

633
00:40:08,447 --> 00:40:09,657
‫[تب طلا]

634
00:40:09,698 --> 00:40:11,200
‫مرسی رفیق.

635
00:40:21,419 --> 00:40:24,380
‫راستش... می‌شه بازم بهم بدی؟

636
00:40:24,422 --> 00:40:26,674
‫آدم عاقل این‌جوری پولدار نمی‌شه.

637
00:40:27,800 --> 00:40:29,593
‫گل گفتی داداش. گل گفتی.

638
00:41:07,590 --> 00:41:10,801
‫[بلیت یک‌طرفه به هاوایی: یک مسافر]

639
00:41:10,885 --> 00:41:11,802
‫راستی یه سوال بی‌ربط:
‫می‌شه بلیتی که برنده شدی رو ببینم؟

640
00:41:11,844 --> 00:41:14,180
‫تا حالا ندیده بودم کسی
‫بیشتر از پنج دلار برنده بشه.

641
00:41:14,221 --> 00:41:16,807
‫دلم می‌خواد بلیت برندۀ واقعی رو ببینم.

642
00:41:18,017 --> 00:41:19,768
‫آره.

643
00:41:21,520 --> 00:41:22,271
‫باشه، مرسی.

644
00:41:23,105 --> 00:41:24,565
‫چه عجیب.

645
00:41:24,607 --> 00:41:26,150
‫چی عجیبه؟

646
00:41:26,192 --> 00:41:27,651
‫عه، راستش می‌دونی...

647
00:41:27,693 --> 00:41:29,278
‫همین الآن خودم چند تا
‫بلیت بخت‌آزمایی خریدم،

648
00:41:29,278 --> 00:41:30,196
‫البته چیزی برنده نشدم.

649
00:41:30,237 --> 00:41:31,947
‫آدم عاقل که این‌جوری پولدار نمی‌شه.

650
00:41:31,989 --> 00:41:34,033
‫ولی متوجه چیزی شدم 

651
00:41:34,074 --> 00:41:36,702
‫هر بلیتی روش شماره سریال داره،

652
00:41:36,744 --> 00:41:38,871
‫دقیقاً گوشۀ هر بلیت چاپ شده.

653
00:41:38,913 --> 00:41:43,125
‫و شماره سریال چیزیه که... ترتیبیه.

654
00:41:43,834 --> 00:41:44,877
‫یعنی ترتیب اعداد داره.

655
00:41:44,919 --> 00:41:46,795
‫می‌دونم. که چی؟

656
00:41:46,837 --> 00:41:49,381
‫بعد یادم افتاد یه راننده کامیونی دیدم،

657
00:41:49,423 --> 00:41:51,842
‫که امروز صبح یکی از این
‫بلیت‌های بخت‌آزمایی رو خرید.

658
00:41:51,884 --> 00:41:53,385
‫بلیت تب طلا بود.

659
00:41:53,427 --> 00:41:55,179
‫دقیقاً قبل اینکه ماشینم رو تحویل بگیرم،

660
00:41:55,221 --> 00:41:59,099
‫که می‌شه دقیقاً قبل اینکه تو بلیتت رو بخری.

661
00:41:59,141 --> 00:42:01,143
‫البته این راننده‌ای که می‌گم برنده نشد،

662
00:42:01,185 --> 00:42:04,480
‫برای همین بلیتش رو انداخت آشغالی.

663
00:42:04,522 --> 00:42:07,066
‫- چندش.
‫- می‌دونم، ولی...

664
00:42:07,107 --> 00:42:10,194
‫هفت، چهار، سه، شش، سه،

665
00:42:10,236 --> 00:42:11,362
‫چهارصد و پنجاه و چهار.

666
00:42:13,197 --> 00:42:15,741
‫شماره سریال این بلیت...

667
00:42:15,783 --> 00:42:18,452
‫با 454 تموم می‌شه.

668
00:42:19,537 --> 00:42:22,122
‫که یعنی اگه تو...

669
00:42:22,164 --> 00:42:24,500
‫واقعاً بلیتت رو...

670
00:42:24,542 --> 00:42:26,252
‫بعد اون یارو خریده باشی،

671
00:42:26,293 --> 00:42:29,380
‫باید شماره سریالش با...

672
00:42:30,256 --> 00:42:33,759
‫عدد ۴۵۵ تموم بشه. یا شاید...

673
00:42:33,801 --> 00:42:37,471
‫با ۵۶ یا حتی شاید ۵۷ تموم بشه.

674
00:42:38,597 --> 00:42:39,890
‫ولی عددش این نیست، مگه نه؟

675
00:42:41,892 --> 00:42:45,437
‫نه. سه رقم آخر بلیت تو ۴۵۰ئه.

676
00:42:50,025 --> 00:42:53,571
‫شاید اشتباهی چاپ شده.

677
00:42:53,612 --> 00:42:55,030
‫شاید.

678
00:42:55,072 --> 00:42:59,326
‫ولی شایدم خودت این بلیته رو نخریدی.

679
00:42:59,368 --> 00:43:04,498
‫شاید دیمین دیشب این بلیته رو خریده بود،

680
00:43:04,540 --> 00:43:06,417
‫درست مثل باقی شب‌های دیگه.

681
00:43:06,458 --> 00:43:10,254
‫و شاید با خودش آوردش روی پشت‌بوم.

682
00:43:11,171 --> 00:43:14,091
‫آره. و شاید...

683
00:43:14,133 --> 00:43:17,720
‫وقتی شما دو نفر اون بالا بودید،

684
00:43:17,761 --> 00:43:20,514
‫متوجه شد که برنده شده.

685
00:43:21,765 --> 00:43:23,058
‫و شاید...

686
00:43:23,767 --> 00:43:25,436
‫تو از این بابت کشتی‌ش.

687
00:43:26,937 --> 00:43:28,272
‫چنین کاری نکردم.

688
00:43:28,314 --> 00:43:30,941
‫می‌دونم کار خودته آشغال.

689
00:43:30,983 --> 00:43:32,151
‫سلام.

690
00:43:32,192 --> 00:43:34,236
‫اوضاع روبه‌راهه؟

691
00:43:34,278 --> 00:43:35,863
‫آره. صرفاً داشتیم...

692
00:43:35,904 --> 00:43:38,991
‫شرمنده کرکره‌ها رو
‫یه خرده زیادی دادم بالا.

693
00:43:39,908 --> 00:43:41,744
‫آره خلاصه. تو خوبی؟ روالی؟

694
00:43:41,785 --> 00:43:43,829
‫آره. ایشونم داشتن می‌رفتن.

695
00:43:43,871 --> 00:43:46,290
‫خیلی‌خب. می‌رم ماشین رو گرم کنم.

696
00:43:46,332 --> 00:43:47,374
‫باشه.

697
00:43:47,833 --> 00:43:49,084
‫ایول.

698
00:43:50,210 --> 00:43:52,046
‫خب، مچم رو گرفتی.

699
00:43:54,381 --> 00:43:55,299
‫کار خودم بود.

700
00:43:56,383 --> 00:43:57,676
‫پس چرا زنگ نمی‌زنی پلیس؟

701
00:43:59,094 --> 00:44:01,972
‫مطمئنم از خداشونه
‫که نظریه‌های خامت رو...

702
00:44:02,014 --> 00:44:04,308
‫درمورد شماره سریال‌ها بدونن،

703
00:44:04,350 --> 00:44:08,979
‫اونم ولگردی مثل تو که
‫توی ماشینش زندگی می‌کنه.

704
00:44:09,021 --> 00:44:10,689
‫درواقع نظریه نیست.

705
00:44:11,565 --> 00:44:12,608
‫خودت اعتراف کردی.

706
00:44:13,692 --> 00:44:15,361
‫پیش تو کردم.

707
00:44:15,402 --> 00:44:19,531
‫تو که پلیس نیستی،
‫صرفاً یه خانم معمولی هستی.

708
00:44:20,949 --> 00:44:22,409
‫هیچ مدرکی نداری.

709
00:44:22,451 --> 00:44:25,204
‫هیچ فیلمی از من نیست،
‫برخلاف دوستت.

710
00:44:26,580 --> 00:44:27,665
‫اگه اشتباه می‌گم...

711
00:44:29,249 --> 00:44:32,086
‫پس بیا خبرشون کنیم.

712
00:44:32,127 --> 00:44:35,047
‫بهشون بگیم «راستی،
‫کار اون پسره جد توی مکانیکی،

713
00:44:35,089 --> 00:44:37,549
‫پلاک ۴۲۱ جادۀ ۶۶ بود.»

714
00:44:37,591 --> 00:44:38,717
‫و اینکه...

715
00:44:38,759 --> 00:44:40,094
‫شرمنده، اسمت چی بود؟

716
00:44:40,135 --> 00:44:41,970
‫چارلی کیل.

717
00:44:42,012 --> 00:44:43,639
‫مدارک شناسایی‌ت توی جعبۀ داشبوردت بود.

718
00:44:43,681 --> 00:44:48,352
‫می‌دونستی توی نوادا بابت
‫چند فقره قتل تحت تعقیبی؟

719
00:44:48,394 --> 00:44:51,647
‫شک ندارم پلیس‌ها دل تو دلشون نیست
‫که باهات صحبت کنن.

720
00:44:53,315 --> 00:44:55,567
‫صدای چیه؟

721
00:44:59,780 --> 00:45:00,781
‫هیچی.

722
00:45:01,615 --> 00:45:02,658
‫من اگه جات بودم...

723
00:45:03,951 --> 00:45:06,036
‫سوار ماشین فکسنی‌م می‌شدم،

724
00:45:06,078 --> 00:45:08,914
‫و زودی از اینجا می‌زدم به چاک،

725
00:45:08,956 --> 00:45:12,376
‫اونم قبل اینکه من تو رو به پلیس لو بدم.

726
00:45:16,171 --> 00:45:18,298
‫رواله. آمادۀ حرکته.

727
00:45:24,012 --> 00:45:25,639
‫سفر بخیر.

728
00:45:30,227 --> 00:45:31,603
‫مواظبت کن.

729
00:45:32,730 --> 00:45:34,106
ممنون

730
00:45:40,279 --> 00:45:43,449
‫از دست تو مارج. آخ، ببخشید.

731
00:45:43,490 --> 00:45:45,409
‫سری دوربین مخفی‌های جدید ما...

732
00:45:45,451 --> 00:45:47,995
‫به اسم «پرنک ینکرز» رو از دست ندید.

733
00:45:48,036 --> 00:45:49,788
‫باورتونم نمی‌شه مردم وقتی خبر ندارن...

734
00:45:49,830 --> 00:45:52,040
‫که داره ازشون فیلم گرفته می‌شه،
‫چه کارهایی می‌کنن.

735
00:45:52,082 --> 00:45:54,668
‫پنج‌شنبه ساعت دوازده.
‫از دستش ندید.

736
00:46:11,518 --> 00:46:13,020
‫- آهای، سلام.
‫- آهای.

737
00:46:13,061 --> 00:46:14,855
‫می‌خوام بخوابم‌ها خانم.

738
00:46:14,897 --> 00:46:16,857
‫در طول روز کلاً شش بار
‫می‌تونم چرت بزنم.

739
00:46:16,899 --> 00:46:18,192
‫- روش خوابیدنم اینه.
‫- آره، آره.

740
00:46:18,233 --> 00:46:20,402
‫اون دوربین داشبوردته، نه؟

741
00:46:20,444 --> 00:46:21,779
‫- آره.
‫- خب، خوبه.

742
00:46:21,820 --> 00:46:23,614
‫می‌بینی که دقیقاً به سمت گاراژه،

743
00:46:23,655 --> 00:46:24,823
‫دقیقاً جایی که مارج...

744
00:46:24,865 --> 00:46:26,033
‫البته تو خبر نداری، خیلی‌خب.

745
00:46:26,074 --> 00:46:28,368
‫این دوربینه همیشه در حال ضبطه؟

746
00:46:28,410 --> 00:46:30,412
‫اگه ضبط نمی‌کرد که به درد نمی‌خورد.

747
00:46:30,454 --> 00:46:31,997
‫خوبه. بعد بی‌سیمی که داری...

748
00:46:32,039 --> 00:46:33,665
‫باهاش می‌تونی به تمام...

749
00:46:33,707 --> 00:46:35,334
‫راننده‌های جاده‌ای پیام بدی، نه؟

750
00:46:35,375 --> 00:46:36,794
‫آره، اگه کد تماسشون رو بگی.

751
00:46:36,835 --> 00:46:37,961
‫آها، ایول. خب...

752
00:46:38,003 --> 00:46:40,422
‫من فقط دو... نه. سه سوال دیگه دارم.

753
00:46:40,464 --> 00:46:41,882
‫وایستا، آهای.

754
00:46:41,924 --> 00:46:43,550
‫ده تا راننده دیشب
‫داشتن اینجا برگر می‌خوردن.

755
00:46:43,592 --> 00:46:46,303
‫باشه، طرف کلاه آفتابی سرش بود.

756
00:46:46,345 --> 00:46:48,263
‫نوک کلاهش رو داده بود پایین.

757
00:46:52,768 --> 00:46:54,144
‫ای بابا. عه...

758
00:46:54,186 --> 00:46:55,896
‫خیلی‌خب، ببین طرف...

759
00:46:55,938 --> 00:46:57,397
‫کامیونش رو این بیرون پارک کرده بود.

760
00:46:57,481 --> 00:46:59,733
‫حیوونه گربه‌مانند گورکن‌موشی بود،

761
00:46:59,775 --> 00:47:01,109
‫یه حیوان پادار و پشمالو...

762
00:47:01,151 --> 00:47:03,862
‫ای ریدم به این زندگی اسمش چی بود؟

763
00:47:03,904 --> 00:47:05,489
‫- خوکچه هندیه. خوکچه هندی.
‫- کاپی‌بارا.

764
00:47:05,531 --> 00:47:07,825
‫ای بابا، این که نشد.

765
00:47:07,866 --> 00:47:09,201
‫-حیوان!
‫- عه، آره...

766
00:47:11,995 --> 00:47:13,121
‫آره، ببین.

767
00:47:13,163 --> 00:47:14,498
‫ساکت، ساکت، لطفاً ساکت باشید.

768
00:47:14,540 --> 00:47:17,417
‫باید فکر کنم. خیلی‌خب.

769
00:47:18,627 --> 00:47:19,670
‫ای خدا.

770
00:47:32,307 --> 00:47:35,394
‫همینه. کل روز فکرم درگیر این بود.

771
00:47:35,435 --> 00:47:37,145
‫جوابش همینه.

772
00:47:37,187 --> 00:47:39,773
‫کسی این آهنگه رو می‌شناسه؟

773
00:47:47,072 --> 00:47:49,074
‫♪ همینه! ♪

774
00:47:49,116 --> 00:47:52,077
‫♪ می‌گی چهرۀ دل‌نشینی داری ♪

775
00:47:52,119 --> 00:47:54,621
‫♪ ولی باقی جاهات غیرعادیه ♪

776
00:47:54,663 --> 00:47:56,498
‫همینه. روباه.

777
00:47:56,540 --> 00:47:58,792
‫♪ فرار کن روباه کوچولو ♪

778
00:47:58,834 --> 00:48:03,088
‫♪ جیغ می‌زنی و همه می‌ریزن اونجا ♪

779
00:48:03,130 --> 00:48:04,423
‫♪ فراری ♪

780
00:48:04,464 --> 00:48:07,217
‫♪ سعی کن فرار کنی و... ♪

781
00:48:07,259 --> 00:48:09,595
‫♪ خودت رو جایی قایم کنی ♪

782
00:48:09,636 --> 00:48:11,555
‫♪ فرار کن روباه کوچولو ♪

783
00:48:11,597 --> 00:48:13,473
‫خب، حالا گوش کنید.
‫طرف دیشب اینجا بود.

784
00:48:13,515 --> 00:48:16,018
‫کنار کامیونی که سوارش بود نماد روباه بود.

785
00:48:16,059 --> 00:48:19,313
‫حالا بگید ببینم کسی می‌دونه
‫کد بی‌سیم راننده‌ش چیه؟

786
00:48:19,354 --> 00:48:21,356
‫- شرکت فاکس‌کو.
‫- حمل و نقل فاکس‌کوئه.

787
00:48:21,398 --> 00:48:23,442
‫- لابد پیکل‌بکه.
‫- پیکل‌بک کوفتیه.

788
00:48:23,442 --> 00:48:25,319
‫- پیداش می‌کنیم.
‫- خیلی‌خب.

789
00:48:30,574 --> 00:48:31,366
‫چیزی می‌خواستید؟

790
00:48:31,408 --> 00:48:32,743
‫این خانم رو دیدید؟

791
00:48:32,784 --> 00:48:34,786
‫تقریباً چهار ساعت پیش
‫از خودپرداز شما استفاده کرده.

792
00:48:34,828 --> 00:48:36,663
‫عه، آره. همین الآن رفت.

793
00:48:36,705 --> 00:48:37,915
‫می‌دونید کجا رفته؟

794
00:48:38,498 --> 00:48:39,791
‫فکر نکنم.

795
00:48:43,295 --> 00:48:45,672
‫گمونم گفته بود می‌خواد بره لس‌آنجلس.

796
00:48:45,714 --> 00:48:47,549
‫- مطمئنید؟
‫- آره.

797
00:48:47,591 --> 00:48:51,345
‫گفته بود عاشق ساحل و شن و شناست.
‫عاشق همه‌شونه.

798
00:48:54,264 --> 00:48:55,557
‫پیداش کردم.

799
00:48:55,599 --> 00:48:58,477
‫آره. داره می‌ره سمت غرب: لس‌آنجلس.

800
00:49:12,032 --> 00:49:14,117
‫وقتی ماشینش رو سر و ته کردم،

801
00:49:14,159 --> 00:49:17,079
‫متوجه شدم یکی با ترمزش ور رفته.

802
00:49:17,120 --> 00:49:18,497
‫باورت می‌شه؟

803
00:49:18,538 --> 00:49:21,041
‫واسه همین تعمیرش کردم.
‫مجانی درستش کردم.

804
00:49:24,920 --> 00:49:26,296
‫خب، حالا...

805
00:49:26,338 --> 00:49:28,757
‫حالا منظورت چیه؟

806
00:49:28,799 --> 00:49:32,803
‫همیشه عین پسر خودم باهات رفتار کردم.

807
00:49:32,844 --> 00:49:34,554
‫ایب، نمی‌دونم چی توی کلته.

808
00:49:34,596 --> 00:49:35,931
‫ولی تقصیر من نبود.

809
00:49:37,099 --> 00:49:38,725
‫اون زنیکه...

810
00:49:38,767 --> 00:49:40,394
‫خودش با من مشکل داشت. به خدا.

811
00:49:40,435 --> 00:49:41,603
‫می‌خواست واسه‌م پاپوش بدوزه.

812
00:49:43,105 --> 00:49:44,481
‫کار خودش بود.

813
00:49:44,523 --> 00:49:46,024
‫قربانی واقعی ماجرا منم.
