﻿1
00:00:13,888 --> 00:00:15,098
‫می‌خـوای سوالم رو تکرار کنم؟

2
00:00:21,021 --> 00:00:23,148
‫نظری درمورد این‌که کی ممکنه
‫پدر بچه بوده باشه نداری؟

3
00:00:25,608 --> 00:00:27,318
‫- نه.
‫- نه.

4
00:00:29,654 --> 00:00:31,364
‫خبر نداری کارولین با کس دیگه‌ای

5
00:00:31,364 --> 00:00:32,532
‫توی دوست  بوده یا نه؟

6
00:00:39,873 --> 00:00:43,043
‫مایلی آزمایش دی‌ان‌ای بگیریم؟

7
00:00:43,043 --> 00:00:44,252
‫داره بهت خوش می‌گذره تامی، نـه؟

8
00:00:44,252 --> 00:00:47,630
‫نه. اینطور نیست
‫اون دوست و همکار بود.

9
00:00:50,467 --> 00:00:51,968
‫جوابت؟

10
00:00:55,055 --> 00:00:56,097
‫الان من مظنون حساب می‌شم؟

11
00:00:56,097 --> 00:00:58,600
‫فعلاً تازه پرونده رو بهم دادن....

12
00:01:03,813 --> 00:01:04,773
‫خدایا...

13
00:01:06,066 --> 00:01:08,443
‫از کِی با هم صحبت می‌کردین؟

14
00:01:27,545 --> 00:01:30,507
‫- شوخی‌ات گرفته؟
‫- رابطه مـا کاملاً شخصی بود. خب؟

15
00:01:30,507 --> 00:01:32,801
واقعاً همچین چیزی رو ازم مخفی کردی؟

16
00:01:32,801 --> 00:01:34,594
‫نه؛ فقط یه موضوع شخصی بود

17
00:01:34,594 --> 00:01:37,305
‫محض اطلاعت شغل و
انتخابات‌ من برای دادستانی

18
00:01:37,305 --> 00:01:40,058
‫-  به‌خاطر همین مسئله شخصی دود شد رفت هوا!
‫- نه؛ نه؛ خیلی خب.

19
00:01:41,226 --> 00:01:42,185
‫اصلاً اینطور نیست!

20
00:01:44,479 --> 00:01:46,773
این تحقیقات تاثیر خیلی زیادی
روی اعتبار من داشت

21
00:01:46,773 --> 00:01:48,858
‫- برای همین مسئولیت‌ش رو به تو دادم
‫- نه. نه.

22
00:01:48,858 --> 00:01:52,195
‫خودت اول اومدی گفتی انجامش بده و
‫بعد مجبورم کردی! من خودم نمی‌خواستم!

23
00:01:52,195 --> 00:01:54,989
‫یعنی با خودت فکر نکردی

24
00:01:54,989 --> 00:01:57,158
‫«وایسا ببینم؛ شاید بهتره این پروند رو قبول نکنم»

25
00:01:57,158 --> 00:01:59,536
‫- چرا معلومه که فکر کردم.
‫- چون با قربانی حرف زدم ؟

26
00:01:59,536 --> 00:02:01,871
‫معلومه که با خودم فکر کردم ریموند!

27
00:02:05,792 --> 00:02:08,044
‫- بچه‌ی تو رو باردار بوده یا نـه؟
‫- ببین؛ من نمی‌تونم...

28
00:02:08,044 --> 00:02:09,754
‫من...بی‌خیال.

29
00:02:14,300 --> 00:02:15,301
‫راستی.

30
00:02:15,969 --> 00:02:17,220
‫آهای راستی!

31
00:02:18,138 --> 00:02:19,139
‫راستی؟

32
00:02:19,764 --> 00:02:22,392
‫گوش کن؛ اگه آزمایش دی‌ان‌ای بدی
‫خیلی به نفعت می‌شه!

33
00:02:22,392 --> 00:02:24,561
‫دستت رو بکش!

34
00:02:24,561 --> 00:02:25,645
‫باشه.

35
00:02:25,645 --> 00:02:26,896
‫کارای اداری‌ش رو بکن.

36
00:02:28,106 --> 00:02:29,107
‫باشه.

37
00:02:31,401 --> 00:02:32,235
‫باشه...

38
00:02:52,463 --> 00:02:57,969
« اصـل برائــت »
[ فصل اول/قسمت دوم ]

39
00:03:32,670 --> 00:03:33,838
‫سلام.

40
00:03:34,339 --> 00:03:35,798
‫- سلام بی.
‫- سلام.

41
00:03:37,175 --> 00:03:38,468
‫بچه‌ها کجـان؟

42
00:03:39,552 --> 00:03:41,804
‫بالا. دارن مشق‌هاشون رو می‌نویسن.

43
00:03:41,804 --> 00:03:43,890
‫- غذا خوردن؟
‫- نه هنوز.

44
00:03:43,890 --> 00:03:45,225
‫می‌شه یه لحظه بیای بشینی؟

45
00:03:46,559 --> 00:03:47,727
‫آره؛ حتماً

46
00:03:51,814 --> 00:03:53,608
‫امروز بهم گفتن که...

47
00:03:57,987 --> 00:04:03,076
‫کارولین حامله بوده و فکر می‌کنن
‫بچه از منـه!

48
00:04:03,993 --> 00:04:06,454
‫و الان من یکی از
‫مظنون های قتـلش‌ام!

49
00:04:09,415 --> 00:04:11,042
‫اما ارتباط شما که یک
سال پیش تموم شده بود.

50
00:04:11,542 --> 00:04:12,543
آره شد

51
00:04:18,675 --> 00:04:20,551
اما دوباره اتفاق افتاد

52
00:04:21,970 --> 00:04:26,724
‫فقط...به‌طور خلاصه بگم

53
00:04:27,517 --> 00:04:30,270
‫حتی...کمتر از یه هفته هم نشد.

54
00:04:37,151 --> 00:04:38,027
‫ببخشید.

55
00:04:48,830 --> 00:04:50,915
‫یعنی واقعاً به هیچی شک نکردی؟

56
00:04:51,749 --> 00:04:52,750
‫معلومه که نه.

57
00:04:53,293 --> 00:04:55,253
‫اگه شک می‌کردم پرونده
رو می‌دادم دستش؟

58
00:04:55,253 --> 00:04:58,339
‫- خب ممکنه خودت رو زده باشی به اون راه
‫- اما همچین کاری نکردم.

59
00:04:59,716 --> 00:05:01,009
‫باید به باربارا زنگ بزنم.

60
00:05:01,009 --> 00:05:02,593
‫چی؟ چرا؟

61
00:05:02,593 --> 00:05:03,886
‫چون اون دوستـمه!

62
00:05:03,886 --> 00:05:07,640
‫خب شاید براش سوال پیش بیاد یا اصلاً
‫فکرکنه شاید تو از این ماجرا خبر داشتی،

63
00:05:07,640 --> 00:05:12,270
‫و اگه اینطوریه، پس حتماً فکر می‌کنه منم خبر
‫داشتم؛ می‌خوام زنگ بزنم و بگم اینطور نیست

64
00:05:13,563 --> 00:05:16,316
‫می‌دونی؟ از نظرم بهتره یکم صبر کنی

65
00:05:16,316 --> 00:05:19,068
‫تا اول راستی باهاش حرف بزنه

66
00:05:19,777 --> 00:05:21,195
‫از کِی با هم بودن؟

67
00:05:21,195 --> 00:05:23,865
‫لو به‌خدا من خودمم تازه فهمیدم!

68
00:05:24,490 --> 00:05:25,950
‫این جوابِ سوالم نبود.

69
00:05:25,950 --> 00:05:27,660
‫خب جوابی برای سوالت ندارم.

70
00:05:28,911 --> 00:05:30,204
‫حالا تو چرا اومدی به من می‌پری؟

71
00:05:30,204 --> 00:05:34,208
‫چون آدم‌ها وقتی دوست‌ یا همکارشون داره
‫یه کار مشکوک انجام می‌ده احساس می‌کنن.

72
00:05:34,208 --> 00:05:37,920
‫تو آدم حواس‌جمعی هستی و  یهو یکی از
‫آدم‌های خودت مظنون پرونده در میاد

73
00:05:37,920 --> 00:05:40,506
‫که آبروت رو به‌خطر می‌اندازه

74
00:05:40,506 --> 00:05:45,928
‫و بر اون اساس آبروی منم به‌خطر می‌اندازه،
‫برای همین حق دارم که عصبانی بشم!

75
00:05:51,934 --> 00:05:53,770
‫خدای من. باربارای بیچاره...

76
00:05:59,359 --> 00:06:00,860
‫آروم و سریع.

77
00:06:00,860 --> 00:06:02,987
‫- پنج دقیقه.
‫- پنج دقیقه؟

78
00:06:02,987 --> 00:06:04,113
‫خیلی زیاده!

79
00:06:04,989 --> 00:06:07,116
‫- چیکار می‌کنی؟
‫- دست‌هات رو می‌بری بالا و یهو باز می‌کنی

80
00:06:07,116 --> 00:06:08,493
‫- دست‌هات رو می‌بری بالا و بازشون می‌کنی
‫- آره.

81
00:06:08,493 --> 00:06:09,994
‫می‌بری بالا...

82
00:06:09,994 --> 00:06:11,496
‫- بالا.
‫- یهو بازش می‌کنی.

83
00:06:11,496 --> 00:06:13,331
‫- باشه.
‫- حالا از اون سمت!

84
00:06:13,331 --> 00:06:16,000
‫- آخه چرا...باشه.
‫- تو واقعاً...

85
00:06:18,127 --> 00:06:19,212
‫اما خب اگه...

86
00:06:28,638 --> 00:06:31,265
‫« بانی دیویس »

87
00:07:02,046 --> 00:07:03,131
‫چـی؟

88
00:07:22,525 --> 00:07:24,277
« نمونه  یک شخص ناشناس »

89
00:07:41,711 --> 00:07:42,962
‫قتل بانی دیویس!

90
00:07:42,962 --> 00:07:43,880
‫چی شده؟

91
00:07:43,880 --> 00:07:47,341
‫جز «لیام رینولدز»،  شخص دیگه‌ای
‫هم توی پرونده بوده؟

92
00:07:47,341 --> 00:07:48,843
‫آره اما به‌دردنخور بود.

93
00:07:49,594 --> 00:07:51,512
‫آره اما این رو توی برگه شواهد که...

94
00:07:51,512 --> 00:07:53,306
‫برای دفاع فرستادیم دادگاه ننوشته بودیم!

95
00:07:53,931 --> 00:07:55,099
‫به من ربطی نداره

96
00:07:55,099 --> 00:07:56,976
‫نه اتفاقاً بهت ربط داره، چون در این صورت

97
00:07:56,976 --> 00:07:59,145
‫- مرتکبِ تخلف در...
‫- آروم آروم.

98
00:07:59,145 --> 00:08:00,855
‫اون نمونه قدیمی و
‫مال یه زمان کاملاً متفاوت بود.

99
00:08:00,855 --> 00:08:03,274
‫این‌ها اصلاً مهم نیست؛
‫اون شخص می‌تونسته از جرم تبرئه بشه!

100
00:08:03,274 --> 00:08:05,860
‫کارولین از تمام ماجرا خبر داشت، سبیچ!

101
00:08:05,860 --> 00:08:06,944
‫اما من خبر نداشتم!

102
00:08:06,944 --> 00:08:08,613
‫خب شاید بهتره بری و گزارش 
‫پرونده رو بخونی!

103
00:08:08,613 --> 00:08:09,864
‫من‌که این وسط کاره‌ای نیستم

104
00:08:16,370 --> 00:08:19,790
‫« در صحنه جرم، دو نمونه کشف شده است »

105
00:08:19,790 --> 00:08:21,375
‫خب بهت که گفتم، کارولین
‫خودش خبر داشت

106
00:08:21,375 --> 00:08:22,877
‫خب واکنش تو چی بود؟

107
00:08:24,212 --> 00:08:26,923
‫ نمونه که تونستیم
‫شناسایی‌ش کنیم مال رینولدز بود

108
00:08:27,924 --> 00:08:30,468
‫و اون یکی به‌دردنخـور و آلوده بود.

109
00:08:30,468 --> 00:08:31,677
‫نکنه مال خودت بوده؟

110
00:08:32,678 --> 00:08:35,473
به کاری که کردیم می‌گن عدم
ارائه اصول مستندات! ما...

111
00:08:35,473 --> 00:08:37,642
من همچین کاری نکردم

112
00:08:39,477 --> 00:08:43,231
‫هرچی بوده توی گزارشم نوشتم؛ توئـه عوضی
‫هم خودتو به یه روان‌شناسی چیزی معرفی کن.

113
00:09:05,711 --> 00:09:08,381
‫لعنت بهت. جواب بده.

114
00:09:09,006 --> 00:09:11,717
‫شما با کاراگاه رودریگرز تماس گرفته‌اید؛
‫لطفاً پیغام خود را بگذارید.

115
00:09:12,218 --> 00:09:13,052
‫ریگو؛ منم...

116
00:09:13,052 --> 00:09:15,513
‫می‌تونی هرچه‌زودتر بهم زنگ بزنی؟
‫خیلی ضروریه! باشه؟

117
00:09:15,513 --> 00:09:16,681
‫زود زنگ بزن.

118
00:09:27,149 --> 00:09:28,859
‫یعنی بهش حمله فیزیکی کرده؟

119
00:09:28,859 --> 00:09:32,863
‫بهش حمله کرده و محکم گردنش رو گرفته.
‫دقیقاً اینطوری.

120
00:09:32,863 --> 00:09:35,366
‫اون مریضه! خودت هم
‫می‌دونی منظورم چیـه!

121
00:09:35,366 --> 00:09:36,576
‫اون یه مریضِ روانیه!

122
00:09:36,576 --> 00:09:38,077
‫خب تامی؛ یه لحظه بشین.

123
00:09:38,077 --> 00:09:39,745
‫نمی‌خوام بشینم.

124
00:09:42,206 --> 00:09:43,416
‫گوش کن، این یارو...

125
00:09:44,458 --> 00:09:46,377
‫یه لحظه بشین و آروم باش.

126
00:09:47,128 --> 00:09:48,421
‫به‌خدا من خوبم

127
00:09:50,631 --> 00:09:55,845
‫دقیقاً به همون اندازه که احتمال داره

128
00:09:55,845 --> 00:09:58,764
‫راستی مقصر این ماجرا باشه...

129
00:10:00,057 --> 00:10:01,058
‫آره.

130
00:10:01,058 --> 00:10:03,394
‫همون‌قدر هم ازت می‌خوام
‫از حقایقِ غافل نشی.

131
00:10:03,394 --> 00:10:06,188
‫- فهمیدم. منظورت رو گرفتم.
‫- باشه؟

132
00:10:06,939 --> 00:10:10,234
‫چون شغل ما این نیست که
‫راستی سبیچ رو گیر بندازیم.

133
00:10:11,319 --> 00:10:13,154
‫شغل ما اینه که حقیقت رو برملا کنیم.

134
00:10:14,989 --> 00:10:17,825
‫من کارم رو خوب بلدم؛
‫می‌فهمم چی می‌گی!

135
00:10:19,201 --> 00:10:23,497
‫پس از شواهد موجود به عنوان
‫راهـنما توی این پرونده استفاده کن

136
00:10:25,124 --> 00:10:26,834
‫نه از احساساتت!

137
00:11:00,284 --> 00:11:03,371
‫شما با کاراگاه رودریگرز تماس گرفته‌اید؛
‫لطفاً پیغام خود را بگذارید.

138
00:11:12,004 --> 00:11:13,005
‫سلام.

139
00:11:14,465 --> 00:11:15,549
‫سلام بابا.

140
00:11:29,814 --> 00:11:31,816
‫- سلام. چی می‌خورین؟
‫- سلام.

141
00:11:33,651 --> 00:11:34,860
‫افتضاح بود.

142
00:11:35,778 --> 00:11:36,987
‫کسی دستمال کاغذی نمی‌خواد؟

143
00:11:40,533 --> 00:11:41,742
‫چه‌خبر شده بود؟

144
00:11:46,163 --> 00:11:47,289
‫یکی دوتا نیست

145
00:11:56,424 --> 00:11:58,175
‫بچه‌ها؛ گوشی‌هاتون رو بذارید کنار

146
00:11:59,927 --> 00:12:01,262
‫گوشی‌هاتون رو بذارید کنار.

147
00:12:06,934 --> 00:12:08,728
‫یه اتفاقی افتاده...

148
00:12:12,231 --> 00:12:15,526
‫و قبل از این‌که از بقیه بشنویـد،

149
00:12:15,526 --> 00:12:17,611
‫دوست دارم اول از خودمون قضیه رو براتون

150
00:12:19,488 --> 00:12:20,489
‫توضیح بدیم.

151
00:12:21,699 --> 00:12:25,661
‫پدرتون باید یه‌چیزی رو با شما

152
00:12:27,747 --> 00:12:28,706
‫درمیون بذاره.

153
00:12:34,128 --> 00:12:35,838
‫فکرنکنم الان زمان یا مکان درستی باشه.

154
00:12:35,838 --> 00:12:38,174
‫خب زمان یا مکان مناسب‌تـرش کِیه مثلاً؟

155
00:12:39,133 --> 00:12:42,011
‫می‌خوای توی اخبار یا مدرسه
‫از دهن بقیه بشنون چی شده؟

156
00:12:43,137 --> 00:12:44,138
‫چی شده؟

157
00:12:50,603 --> 00:12:52,688
‫من و کارولین پولیمس با هم دوست بودیم.

158
00:12:56,650 --> 00:12:59,361
‫مدت خیلی زیادی نبود

159
00:13:00,279 --> 00:13:03,157
‫اما کاراگاه‌های پرونده

160
00:13:03,908 --> 00:13:09,246
‫می‌دونید؛ کلی سوال براشون پیش اومده
‫و شک کردن.

161
00:13:09,830 --> 00:13:12,458
‫و فکر می‌کنم حق با مادرتونه

162
00:13:12,458 --> 00:13:15,586
‫بهتره خودم براتون تعریف کنیم

163
00:13:15,586 --> 00:13:17,379
‫تا این‌که توی اخبار

164
00:13:19,131 --> 00:13:22,092
‫یا از دوست‌هاتون توی مدرسه بشنوید چی شده و...

165
00:13:24,303 --> 00:13:28,891
‫می‌خوام بدونید که واقعاً متاسفم

166
00:13:29,558 --> 00:13:30,643
‫و این‌که دوست‌تون دارم.

167
00:13:31,477 --> 00:13:32,478
‫کایل...

168
00:13:43,823 --> 00:13:46,617
‫این دفعه دیگه قرار نیست
‫تنهایی غصه بخورم.

169
00:14:09,682 --> 00:14:12,476
‫ببخشید عزیزم. ببخشید.

170
00:14:12,476 --> 00:14:14,186
‫چیزی نیست. شوکه شدی.

171
00:14:15,062 --> 00:14:16,230
‫می‌دونم.

172
00:14:16,230 --> 00:14:19,066
‫گوش کنید چی می‌گم؛ مشکلات واقعی
‫زندگی یکم زود خودشون رو نشون دادن

173
00:14:19,066 --> 00:14:23,112
‫و فعلاً داریم روزهای سخت‌ش رو
‫می‌گذرونیم، باشه؟

174
00:14:24,822 --> 00:14:26,991
‫اما تمام این‌ها بلاخره تموم می‌شه.

175
00:14:27,783 --> 00:14:29,451
‫می‌خوای بابا رو ترک کنی؟

176
00:14:33,205 --> 00:14:34,707
‫هنوز نمی‌دونم.

177
00:14:36,125 --> 00:14:37,960
‫پدرتون مرد خوبیه...

178
00:14:40,296 --> 00:14:42,131
‫و فکرکنم دوست اون زن بوده.

179
00:14:45,426 --> 00:14:47,761
‫واقعاً برای من سخته...

180
00:14:51,640 --> 00:14:52,641
‫من...

181
00:14:55,603 --> 00:14:58,522
‫فقط نمی‌خوام کسی
‫این وسط آسیبی ببینه.

182
00:14:59,940 --> 00:15:01,817
‫من یا تو یا...

183
00:15:05,404 --> 00:15:06,405
‫فکر می‌کنم...

184
00:15:08,866 --> 00:15:09,950
‫دیگه به آخرش رسیدیم.

185
00:15:11,201 --> 00:15:12,786
‫من دیگه واقعاً نمی‌تونم.

186
00:15:15,497 --> 00:15:16,498
‫تو هم موافقی؟

187
00:15:29,762 --> 00:15:31,513
‫گفتی یه پسر ساده‌لوح

188
00:15:31,513 --> 00:15:35,434
‫خام و بی‌تجربه! این‌که آرمان‌های آمریکایی
‫یه مشت چرت و پرت‌ـن

189
00:15:36,435 --> 00:15:39,229
‫آره؛ موافقم. واقعاً چرت و پرت‌ هستن

190
00:15:39,229 --> 00:15:40,856
‫خب سناتور ببینید

191
00:15:40,856 --> 00:15:44,735
‫خب من نمی‌دونم
‫تمام این چیزها برای من تازگی داره.

192
00:15:47,071 --> 00:15:48,072
‫سلام.

193
00:15:48,989 --> 00:15:51,158
‫- سلام.
‫- خوبی؟

194
00:16:05,339 --> 00:16:06,882
‫مامان رو دوست داری؟

195
00:16:10,886 --> 00:16:12,262
‫خیلی زیاد.

196
00:16:14,348 --> 00:16:15,641
‫پس چرا این‌کار رو کردی؟

197
00:16:55,848 --> 00:16:56,849
‫کایل؟

198
00:17:03,230 --> 00:17:05,315
‫ساعت هنوز 6 صبح هم نشده.

199
00:17:05,315 --> 00:17:06,400
‫بیا ببینم.

200
00:17:07,109 --> 00:17:09,778
‫بس‌کن. داری سر و صدا می‌کنی.

201
00:17:11,905 --> 00:17:13,240
‫خوابم نبرد.

202
00:17:13,741 --> 00:17:16,326
‫کایل! کایل؟

203
00:17:18,871 --> 00:17:20,247
‫بیا داخل. زودباش.

204
00:17:20,247 --> 00:17:24,001
‫- بیا برات پنکیک درست کنم.
‫- پنکیک‌ها رو واسه خودت نگه‌دار بابا.

205
00:17:51,779 --> 00:17:52,988
‫کلاد، چه‌خبر شده؟

206
00:17:52,988 --> 00:17:55,574
‫ببخشید راستی. حکم تفتیش صادر کردن.

207
00:17:58,202 --> 00:17:59,787
‫زن و بچه‌ام خونه‌ان!

208
00:17:59,787 --> 00:18:01,789
‫خب باید بیدارشون کنی.

209
00:18:01,789 --> 00:18:04,083
‫می‌دونی که چقدر برات احترام قائل‌ام؛
‫اما باید داخل رو بگردیم.

210
00:18:05,125 --> 00:18:06,502
‫بریم. زودباشین.

211
00:18:38,033 --> 00:18:39,868
‫چرا دارن کامپیوتر من رو می‌برن؟

212
00:18:39,868 --> 00:18:42,955
‫- عزیزم باید همه‌چی رو ببرن.
‫- اما اون کامپیوتر منـه بابا!

213
00:18:55,008 --> 00:18:56,135
‫راستی.

214
00:18:58,595 --> 00:19:00,764
‫- چی شده؟
‫- باید...

215
00:19:02,015 --> 00:19:03,308
‫اون قضیه که خودت می‌دونی.

216
00:19:06,228 --> 00:19:09,690
‫می‌تونیم بریم آزمایشگاه؛
‫اما فکرکنم این‌جا راحت‌تره.

217
00:19:58,655 --> 00:20:00,073
‫تامی؛ یه لحظه میای...

218
00:20:07,664 --> 00:20:10,459
‫- صبح زود آخه؟
‫- توروخدا ول کن.

219
00:20:10,459 --> 00:20:12,211
‫جلوی خانواده‌ام؟

220
00:20:12,211 --> 00:20:13,503
‫جلوی بچه‌هـام؟

221
00:20:13,503 --> 00:20:16,632
‫معمولاً چنین حکم‌هایی رو صبح اجرا می‌کنیم؛
‫ترجیح خودت هم همین بود.

222
00:20:16,632 --> 00:20:19,426
‫و البته، یه‌سری پرونده
‫اون‌جا بود که...

223
00:20:19,426 --> 00:20:22,346
‫- پرونده‌هایی بودن که داشتم بررسی‌شون می‌کردم
‫- فعلاً نمی‌تونی چیزی رو بررسی کنی!

224
00:20:22,346 --> 00:20:24,139
‫از الان به بعد، می‌ری مرخصی اداری.

225
00:20:24,139 --> 00:20:25,515
‫داری بچه گول می‌زنی؟

226
00:20:25,515 --> 00:20:27,768
‫
‫- چی شده رفیق؟ حالت خوبه؟

227
00:20:27,768 --> 00:20:31,063
‫- بی‌خیال. چرا نمیای...
‫- با من از این بازی‌ها راه ننداز

228
00:20:31,063 --> 00:20:32,481
‫- یه‌کم رفتارهات خارج از عرف شده!
‫-  مـن؟

229
00:20:32,481 --> 00:20:34,650
‫اول که اون متخصص پزشک ‌قانونی.
‫الان هم که دادستان رو تهدید می‌کنی.

230
00:20:34,650 --> 00:20:36,818
‫- داری عملاً من رو تهدید می‌کنی!
‫- من کسی رو تهدید نمی‌کنم!

231
00:20:36,818 --> 00:20:39,363
‫داری می‌کنی! با حرف‌هات، تُـن صدا و زبان بدنت!

232
00:20:39,363 --> 00:20:40,614
‫داری تهدید می‌کنی!

233
00:20:41,573 --> 00:20:45,035
‫یعنی واقعاً فکر می‌کنی من کارولین رو کشتم؟
‫ناموساً؟

234
00:20:45,035 --> 00:20:47,246
‫- ببین؛ تشخیص این قضیه با من نیست
‫- واقعاً؟

235
00:20:47,246 --> 00:20:49,665
‫فقط می‌تونم بگم تو از عمد پرونده
‫رو منحرف کردی

236
00:20:49,665 --> 00:20:51,500
‫- مانع انجام تحقیقات شدی!
‫- خدای من...

237
00:20:51,500 --> 00:20:53,293
‫- آبرو و اعتبار دفتر رو به خطر می‌اندازه
‫- باشه.

238
00:20:53,293 --> 00:20:55,545
‫- خیلی‌خب؛ باشه.
‫- آبرو و اعتبار حودت رو به‌خطر می‌اندازه

239
00:20:55,545 --> 00:20:56,713
‫کیرم توش.

240
00:21:06,139 --> 00:21:07,432
‫به تراپیست‌ خودت دروغ گفتی.

241
00:21:07,432 --> 00:21:09,601
‫فکر می‌کردم قرار نیست
‫دنبال مقصر بگردیم.

242
00:21:09,601 --> 00:21:14,606
‫ما با هم تنهایی جلسه داشتیم
‫و تو بهم دروغ گفتی.

243
00:21:14,606 --> 00:21:16,191
‫من دروغ‌گو نیستم.

244
00:21:16,191 --> 00:21:17,734
‫خب راستش هستی. دروغ گفتی.

245
00:21:20,320 --> 00:21:21,697
‫بهش می‌گن دروغ از روی قصور.

246
00:21:21,697 --> 00:21:23,282
‫- خودت بهم گفتی...
‫- نه؛ درمورد اون قضیه دروغ گفتم.

247
00:21:23,282 --> 00:21:25,075
‫گفتی رابطه‌تون تموم شده.

248
00:21:25,075 --> 00:21:26,660
‫درمورد این قضیه و کارولین دروغ گفتم.

249
00:21:26,660 --> 00:21:27,786
‫درمورد رابطه‌مون دروغ گفتم

250
00:21:29,204 --> 00:21:31,248
‫اما فقط...درباره همین.

251
00:21:33,625 --> 00:21:35,836
‫- خب، خبر خوب اینه که...
‫- من آدم دروغگویی نیستم!

252
00:21:35,836 --> 00:21:39,631
‫خبر خوب اینه که باربارا هنوز...این‌جاست.

253
00:21:40,799 --> 00:21:42,259
‫خیلی‌ها همون اول
‫ول می‌کنن می‌رن.

254
00:21:43,176 --> 00:21:44,303
‫پس برای چی این‌جا جمع شدیم؟

255
00:21:45,846 --> 00:21:47,306
‫هدف‌مون چیـه؟

256
00:21:49,808 --> 00:21:50,934
‫باربارا؟

257
00:21:52,644 --> 00:21:54,021
‫نمی‌دونم.

258
00:21:54,021 --> 00:21:57,649
‫احساس می‌کنم این وسط گیر کردم.

259
00:21:57,649 --> 00:21:59,026
‫توسط چه‌چیزی؟

260
00:22:00,861 --> 00:22:02,237
‫ما بچه داریم.

261
00:22:02,237 --> 00:22:04,072
‫راستی؛ می‌خوای ازدواج‌تون رو
‫نجات بدی؟

262
00:22:04,072 --> 00:22:05,741
‫آره. آره. می‌خوام نجاتش بدم.

263
00:22:05,741 --> 00:22:07,951
‫و نه فقط به‌خاطر این‌که بچه داریم.‎

264
00:22:07,951 --> 00:22:09,286
‫من دوستت دارم.

265
00:22:09,286 --> 00:22:11,246
‫می‌دونم شاید الان حرفم رو باور نکنی.

266
00:22:12,497 --> 00:22:13,623
‫اگه دستگیرت کنن...

267
00:22:13,623 --> 00:22:15,250
‫نه...

268
00:22:15,250 --> 00:22:18,462
‫خبری از اگه و اما نیست.

269
00:22:20,380 --> 00:22:21,506
‫دستگیرم می‌کنن

270
00:22:22,174 --> 00:22:25,886
‫یعنی خب الان دارن گوشی و کامپیوتر
‫من رو، زیر و رو می‌کنن

271
00:22:27,471 --> 00:22:29,514
‫و قطعاً می‌فهمن که
‫ازش خوشم می‌اومده.

272
00:22:30,432 --> 00:22:33,643
‫یعنی، همه‌ش تو شبکه‌های
‫اجتماعی دیـدش می‌زدم.

273
00:22:33,643 --> 00:22:34,811
‫منظورم اینه که...

274
00:22:38,023 --> 00:22:39,733
‫پایان ارتباط‌تون اونقدرها
‫بی سر و صدا نبود.

275
00:22:40,859 --> 00:22:45,697
‫اگه من دادستان بودم؛
‫برای صدور حکم جلب دریغ نمی‌کردم.

276
00:22:45,697 --> 00:22:49,785
‫و طرف حساب‌مون هم که «تامی مالتو»ـه، پس
‫«اگه‌» ای در کار نیست.

277
00:22:52,120 --> 00:22:53,705
‫دادستانی کی مظنون‌ها
‫رو اعلام می‌کنه؟

278
00:22:53,705 --> 00:22:56,458
‫نه، فعلاً قرار نیست مظنونی
‫برای پرونده اعلام کنیم

279
00:22:56,458 --> 00:22:58,418
‫اما قطعاً در آینده شخصی
‫رو معرفی خواهیم کرد.

280
00:22:59,002 --> 00:23:02,589
‫من عهد کردم با هوشیاری و احتیاط
‫کامل این دفتر رو اداره کنم.

281
00:23:02,589 --> 00:23:02,714
‫و این عهدیـه که همیشه بهش وفادارم.

282
00:23:02,714 --> 00:23:04,091
‫و این عهدیـه که همیشه بهش وفادارم.

283
00:23:04,091 --> 00:23:07,094
‫روزهایی که دادستان ناحیه شاهد
‫جنایات فجیع علیه زنان بود

284
00:23:07,094 --> 00:23:10,055
‫و هیچ کاری نمی‌کرد تموم شده.

285
00:23:11,264 --> 00:23:13,850
‫قاتل «کارولین پولیمس» پیدا خواهد شد.

286
00:23:13,850 --> 00:23:16,228
‫و مجرم به سزای عملش می‌رسه.

287
00:23:16,228 --> 00:23:17,479
‫بسه.

288
00:23:32,661 --> 00:23:34,079
‫ریموند هست‌ش؟

289
00:23:40,377 --> 00:23:41,378
‫آره.

290
00:23:44,965 --> 00:23:46,007
‫خونه‌ام رو زیر و رو کردن.

291
00:23:46,007 --> 00:23:49,177
‫گوشی و کامپیوتر من و باربارا و بچه‌ها رو بردن.

292
00:23:49,177 --> 00:23:51,430
‫آره. خب غیر از این انتظار داشتی راستی؟

293
00:23:51,430 --> 00:23:53,432
‫یعنی خب خودت هم تا حالا هزار بار

294
00:23:53,432 --> 00:23:55,434
‫با مردم از این کارها کردی؛ مگه نه؟

295
00:23:55,434 --> 00:23:57,811
‫روندش این‌طوریه؛
‫الان درک می‌کنی اون‌ها چه حسی داشتن.

296
00:23:58,437 --> 00:23:59,729
‫متهم می‌شم.

297
00:24:01,189 --> 00:24:02,190
‫مطمئنی؟

298
00:24:02,190 --> 00:24:03,942
‫آره؛ کامپیوترم رو می‌گردن

299
00:24:03,942 --> 00:24:06,528
‫و می‌بینن که طی چند هفته گذشته
‫از طریق ایمیل کلی حرف زدیم.

300
00:24:06,528 --> 00:24:08,113
‫گوشی‌ام رو هم می‌گردن

301
00:24:08,113 --> 00:24:09,656
‫می‌بینن چقدر به هم
‫زنگ زدیم و پیام دادیم.

302
00:24:09,656 --> 00:24:11,408
‫قطعاً می‌گن چشمم دنبالش بوده.

303
00:24:11,408 --> 00:24:13,452
‫تازه اثر انگشت‌های
‫صحنه جرم هم هست.

304
00:24:13,452 --> 00:24:15,412
‫با این شواهد تنها مظنون‌شون منم

305
00:24:15,412 --> 00:24:18,165
‫و قطعاً هم با این وضعیت تامی مولتو
‫الکی نمی‌افته دنبال یه مظنون دیگه.

306
00:24:18,373 --> 00:24:19,958
‫پس بهتره دنبالِ وکیل باشی واسه خودت.

307
00:24:22,627 --> 00:24:24,171
‫برای همین اومدم این‌جا.

308
00:24:24,963 --> 00:24:26,256
‫نه اصلاً.

309
00:24:29,926 --> 00:24:30,927
‫نه.

310
00:24:32,554 --> 00:24:35,515
‫من به کسی نیاز دارم که دیلی و مولتو
‫رو مثل کف دست‌ش بشناسه.

311
00:24:35,515 --> 00:24:39,352
‫تو به کسی نیاز داری که
‫بتونه درست و حسابی ازت دفاع کنه.

312
00:24:39,352 --> 00:24:42,063
‫نه؛ من کسی رو می‌خوام که بتونه
‫قدم بعدی‌شون رو حدس بزنه.

313
00:24:42,647 --> 00:24:44,316
‫تو بهترین وکیلی هستی که می‌شناسم.

314
00:24:45,275 --> 00:24:46,276
‫و من بهت نیاز دارم.

315
00:24:47,903 --> 00:24:51,072
تو اصلاً می‌دونی شرم و حیا چیـه؟

316
00:24:51,072 --> 00:24:53,283
‫پا شدی پررو پررو سرتو انداختی
‫پایین اومدی دم خونه من...

317
00:24:53,283 --> 00:24:55,911
‫- باید بهت می‌گفتم؛ گوش کن...
‫- صاف تو چشم‌های لورن نگاه کردی

318
00:24:56,578 --> 00:24:57,579
‫گوش کن!

319
00:24:57,579 --> 00:24:58,497
‫کارم...

320
00:24:59,372 --> 00:25:00,707
‫کارم اشتباه بود.

321
00:25:00,707 --> 00:25:03,251
‫اما می‌دونی چیـه؟
می‌خوای بدونی چرا؟

322
00:25:03,251 --> 00:25:05,587
پرونده رو قبول کردم چون می‌خواستم
انتخابات رو برنده شی

323
00:25:05,587 --> 00:25:06,922
‫کارم درست نبود.

324
00:25:06,922 --> 00:25:11,092
‫تو فکر می‌کنی من واقعاً کارولین رو کشتم؟
‫اینطور فکر می‌کنی؟ تو که من رو می‌شناسی!

325
00:25:11,092 --> 00:25:12,928
‫فکر می‌کردم می‌شناسمت...

326
00:25:22,687 --> 00:25:23,980
‫توروخدا.

327
00:25:29,361 --> 00:25:30,445
‫جواب بده.

328
00:25:38,954 --> 00:25:39,788
‫سلام.

329
00:25:39,788 --> 00:25:41,706
‫کجا بودی؟ از صبح دارم بهت زنگ می‌زنم

330
00:25:43,875 --> 00:25:45,085
‫گوش کن؛ به کمکت نیاز دارم.

331
00:25:46,294 --> 00:25:47,170
‫خواهش می‌کنم.

332
00:25:47,170 --> 00:25:49,214
‫ببین؛ باید یه‌کاری کنی بتونم
‫برم رینولدز رو ببینم.

333
00:25:49,214 --> 00:25:51,424
‫من رو از پرونده خارج کردن؛
‫هیچ کاری از دستم برنمیاد.

334
00:25:51,424 --> 00:25:53,718
‫نه. نه. گوش کن.
‫خواهش می‌کنم. به حرفام گوش کن.

335
00:25:53,718 --> 00:25:55,512
‫ریگو واقعاً بهت نیاز دارم؛ خب؟

336
00:25:55,512 --> 00:25:58,515
‫یه نمونه دیگه هم سر صحنه جرم بوده
‫و مطمئنم رینولدز یه‌چیزی می‌دونه!

337
00:25:58,515 --> 00:26:01,059
‫باید حتماً ببینمش و می‌دونم تو
‫می‌تونی کمکم کنی. خواهش می‌کنم.

338
00:26:36,678 --> 00:26:38,096
چرا این‌جا؟

339
00:26:42,517 --> 00:26:43,518
‫من...

340
00:26:44,561 --> 00:26:46,104
‫امروز گواهی امنیتی نداشتم.

341
00:26:46,980 --> 00:26:50,817
‫پس یعنی به عنوان یه آدم عادی اومدی؟
‫دیگه افسر دادگاه نیستی؟

342
00:26:53,153 --> 00:26:54,863
‫نمی‌خوای کسی شک کنه.

343
00:26:57,616 --> 00:26:59,034
‫من می‌دونم تو یه‌چیزی می‌دونی.

344
00:27:00,869 --> 00:27:02,245
‫نکنه مظنون شدی؟

345
00:27:06,124 --> 00:27:08,585
‫لیام؛ اومدم این‌جا تا اگه
‫اطلاعاتی داری که می‌تونه کمک کنه

346
00:27:08,585 --> 00:27:10,295
‫قاتل اصلی رو پیدا کنیم،
‫باهام در میون بذاری

347
00:27:10,295 --> 00:27:12,380
‫و ما هم یکم از مدت
‫زمان حبست رو کم کنیم

348
00:27:19,429 --> 00:27:20,639
‫دوست نداری از حبست کم بشه؟

349
00:27:23,642 --> 00:27:28,313
‫حتی اگه تو کارولین رو کشته باشی،
‫باز هم به دردت می‌خوره

350
00:27:28,313 --> 00:27:32,275
‫مثلاً اگه توی اون قتل هم‌دستی داشتی
‫و با هم شریک بودید، این خیلی به نفعتـه!

351
00:27:32,275 --> 00:27:34,653
‫تو الان به‌دلیل قتلِ بانی دیویس درحال
‫گذروندن حبس ابدی!

352
00:27:34,653 --> 00:27:36,488
‫اگه کمک کنی قاتل کارولین
‫رو پیدا کنیم،

353
00:27:36,488 --> 00:27:38,948
‫شاید باز هم بتونی پات رو
‫از این‌جا بیرون بذاری، می‌فهمی؟

354
00:27:38,948 --> 00:27:41,534
‫حتی اگه توی قتل هم دست داشته باشی.

355
00:27:42,744 --> 00:27:44,371
‫اینطوری از مدت زمان حبست کم می‌شه.

356
00:27:44,371 --> 00:27:50,085
‫خب یه‌لحظه، بذار ببینم درست متوجه شدم
‫یعنی اگه خودم رو به عنوان قاتلِ...

357
00:27:50,085 --> 00:27:51,836
‫- اگه شریک جرم داشتی!
‫- یه دادستان معرفی کنم،

358
00:27:51,836 --> 00:27:53,838
‫- ممکنه آزاد بشم؟
‫- آره.

359
00:27:54,506 --> 00:27:59,469
‫در حال حاضر تو محکوم به
‫حبس ابد بدون آزادی مشروطی.

360
00:27:59,469 --> 00:28:02,347
‫من دارم بهت یه فرصت برای تغییر
‫این حکم پیشنهاد می‌کنم.

361
00:28:04,474 --> 00:28:05,767
‫خدای من.

362
00:28:10,480 --> 00:28:11,856
‫عجب صحنه زیبایی...

363
00:28:17,320 --> 00:28:18,571
بدجور به بن‌بست خوردی!

364
00:28:27,956 --> 00:28:29,207
‫پس هیچی دستگیرت نشد؟

365
00:28:29,207 --> 00:28:30,417
‫هنوز نـه.

366
00:28:30,417 --> 00:28:33,670
‫- هنوز نه...
‫- اون یارو یه روانیه؛ می‌دونی دیگه

367
00:28:36,089 --> 00:28:38,758
‫می‌خواسته به کارولین آسیب بزنه
‫و بارها تهدیدش کرده بوده.

368
00:28:40,135 --> 00:28:41,553
‫کارولین دقیقاً مثل بانی دیویس
‫به قتل رسیده.

369
00:28:41,553 --> 00:28:42,846
‫بانی با ضربات چاقو کشته شده بود

370
00:28:42,846 --> 00:28:45,056
‫و دقیقاً مثل کارولین
‫دست و پاهاش رو بسته بودن

371
00:28:45,056 --> 00:28:48,309
‫واقعاً نمی‌دونم چندبار باید
‫این موضوع رو تکرار کنم

372
00:28:58,236 --> 00:28:59,779
‫فقط می‌خوام حقیقت رو بدونم

373
00:28:59,779 --> 00:29:01,281
‫من فقط...من

374
00:29:01,865 --> 00:29:03,074
‫یعنی...

375
00:29:03,074 --> 00:29:07,370
‫حتی اگه اونم نمی‌شه؛ حداقل
‫یه سرنخی، یه چیز منطقی‌ای.

376
00:29:07,370 --> 00:29:09,038
‫می‌تونستی به من بگی...

377
00:29:15,712 --> 00:29:16,838
‫که با هم حرف میزدیم ؟

378
00:29:16,838 --> 00:29:20,133
‫اونطوری حداقل یکم بیشتر زمان داشتم

379
00:29:20,717 --> 00:29:22,177
‫من اون رو نکشتم!

380
00:29:22,969 --> 00:29:24,137
‫یعنی خب من...

381
00:29:25,221 --> 00:29:26,765
‫من حتی نمی‌تونم....

382
00:29:29,017 --> 00:29:31,603
‫چون من احتمالاً مظنون اصلی ام
‫پلیس بعیده بیفته دنبال کس دیگه‌ای.

383
00:29:31,603 --> 00:29:33,229
‫یعنی خب حداقل نه خیلی هاشون.

384
00:29:37,108 --> 00:29:38,526
‫برای همین به تو نیاز دارم.

385
00:29:46,826 --> 00:29:48,328
‫فقط دیگه نباید بهم دروغ بگی

386
00:29:53,082 --> 00:29:54,083
‫باشه؟

387
00:30:05,762 --> 00:30:07,931
‫- نگفتم باشه
‫- نگفتی باشه

388
00:30:07,931 --> 00:30:10,600
‫- نگفتم باشه
‫- اما جواب رد هم ندادی!

389
00:30:11,309 --> 00:30:13,061
‫با این کارت لطف بزرگی
‫در حق کارولین کردی.

390
00:30:13,061 --> 00:30:15,230
‫- اصلاً ربطی به کارولین نداره
‫- چرا داره.

391
00:30:15,230 --> 00:30:16,815
‫اون کسیـه که به قتل رسیده.

392
00:30:16,815 --> 00:30:17,774
‫ببین...

393
00:30:18,983 --> 00:30:21,861
‫اگه حتی برای یه لحظه هم فکر می‌کردم
‫راستی قاتله...

394
00:30:21,861 --> 00:30:23,780
‫همین‌طور هم شد. خودت بهم گفتی.

395
00:30:23,780 --> 00:30:25,949
‫- راستی عمراً چنین کاری کرده باشه

396
00:30:26,449 --> 00:30:27,659
‫حالا کرده باشه یا نکرده باشه...

397
00:30:28,326 --> 00:30:29,869
‫اون از دوستان نزدیکِ منـه.

398
00:30:29,869 --> 00:30:31,663
‫حتی شاید هم صمیمی‌ترین دوستم.

399
00:30:31,663 --> 00:30:35,750
‫اینطوری هم نیست که
‫نخوام بهش کمک کنم...

400
00:30:35,750 --> 00:30:37,210
یعنی منظورت اینه بازنشسته شدی؟

401
00:30:37,210 --> 00:30:40,588
مگه ما قرار نذاشته بودیم
بریم مسافرت؟

402
00:30:40,588 --> 00:30:42,882
‫می‌دونی، یه خونه نقلی تو فلوریدا بگیریم

403
00:30:42,882 --> 00:30:46,135
‫حالا حتماً باید بریم فلوریدا؟
‫اون‌جا مال کسـایه که یه پاشون لب گـوره.

404
00:30:46,135 --> 00:30:47,554
‫من هنوز به اون درجه نرسیدم.

405
00:30:47,554 --> 00:30:50,306
‫یعنی خب بعضی وقت‌ها حس می‌کنم
‫واقعاً یه‌پام لب گـوره اما...

406
00:30:52,016 --> 00:30:53,685
‫پس موضوع ایـنه!

407
00:30:53,685 --> 00:30:55,520
‫دلت نمی‌خواد بمیری!

408
00:30:55,520 --> 00:30:57,772
‫در حال حاضر، درمورد میراث‌ام...

409
00:31:00,900 --> 00:31:02,110
‫من قشنگ خودمو کشیدم کنار.

410
00:31:02,777 --> 00:31:07,991
‫یه احمقِ مفسد که هر روز کنفرانس مطبوعاتی
‫برگزار می‌کنه و چرت‌وپرت سرهم می‌کنه شکستم داد

411
00:31:07,991 --> 00:31:10,410
‫و مثل چی خوشحاله که از سر راهش رفتم کنار.

412
00:31:11,119 --> 00:31:15,373
‫اگه می‌تونستم از اون
‫دوتا انتقام بگیرم...

413
00:31:17,709 --> 00:31:19,043
ورق کاملاً برمی‌گشت

414
00:31:23,381 --> 00:31:27,343
‫این‌که دلم می‌خواد هر روز صبح با این‌
‫حس از خواب بیدار بشم که زندگی‌ام با شکست

415
00:31:27,343 --> 00:31:28,928
‫و پوچی محاصره نشده باشه،
‫چیز زیادی نیست

416
00:31:30,263 --> 00:31:32,682
‫واقعاً متاسفم که زندگی‌ات
‫اونطور که می‌خوای پیش نمی‌ره.

417
00:31:34,434 --> 00:31:35,977
‫تقصیر تو نیست.

418
00:31:36,769 --> 00:31:38,104
‫تو همسر منی.

419
00:31:38,104 --> 00:31:40,106
‫حساب تو از همه جداست.
‫خودت هم می‌دونی.

420
00:31:42,275 --> 00:31:43,568
‫نه اونقدری که باید...

421
00:32:01,085 --> 00:32:02,086
‫سلام.

422
00:32:11,012 --> 00:32:12,263
‫جی...

423
00:32:15,391 --> 00:32:16,601
‫می‌شه لطفاً بهم نگاه کنی؟

424
00:32:19,354 --> 00:32:20,647
‫مامانت کجاست؟

425
00:32:22,315 --> 00:32:24,359
‫تو حیاط، بغل خونه درختی سیگار می‌شه.

426
00:32:25,610 --> 00:32:27,362
‫مثلاً من نمی‌دونم...

427
00:32:42,126 --> 00:32:43,127
‫الـو؟

428
00:32:43,127 --> 00:32:46,214
‫سلام. نتایج از آزمایشگاه رسید

429
00:32:47,674 --> 00:32:49,342
‫بچه از تو بوده.

430
00:32:51,552 --> 00:32:53,888
‫متاسفم راستی؛ می‌دونم این چیزی نبود
‫که دلت می‌خواست بشنوی.

431
00:33:11,572 --> 00:33:12,657
‫چی شده؟

432
00:33:22,250 --> 00:33:23,251
‫جی؛ برو پیش مامانت

433
00:33:23,960 --> 00:33:24,961
‫برو پیش مامانت.

434
00:33:24,961 --> 00:33:26,838
‫- باشه.
‫- جی؟

435
00:33:27,547 --> 00:33:28,673
‫جیدن،

436
00:33:29,841 --> 00:33:31,092
‫دوستت دارم!

437
00:33:50,319 --> 00:33:52,572
‫آقای سبیچ؛ ما حکم جلب‌تون صادر شده

438
00:33:54,657 --> 00:33:56,242
‫شما این حق رو دارید که سکوت کنید.

439
00:33:56,242 --> 00:33:59,704
‫هر حرفی که بزنید، در دادگاه بر علیه
‫شما استفاده خواهد شد.

440
00:34:00,663 --> 00:34:02,749
‫لطفاً برگردید و دست‌هاتون رو
‫بذارید پشت کمرتون.

441
00:34:03,791 --> 00:34:05,251
‫شما حق داشتن وکیل رو دارید؛

442
00:34:05,251 --> 00:34:07,754
‫اگر شرایطش رو ندارید، ما می‌تونیم...

443
00:34:07,754 --> 00:34:09,380
‫خب، امروز واقعاً روز غم‌انگیزیه

444
00:34:09,380 --> 00:34:13,092
‫روز غم‌انگیزیه چون یکی از
‫اعضای جامعه مجری قانون ما،

445
00:34:13,092 --> 00:34:18,598
‫که وظیفه حمایت از مردم رو به عهده داره،
‫به چنین جنایت فجیعی متهم شده.

446
00:34:18,598 --> 00:34:22,769
‫وقتی که یک کارمند عمومی
‫به وظیفه خودش، خیانت می‌کنه

447
00:34:22,769 --> 00:34:25,813
‫تعهد این شخص به برقراری عدالت

448
00:34:26,731 --> 00:34:27,857
‫و انسانیت، نقض خواهد شد

449
00:34:29,025 --> 00:34:31,444
‫با گرفتن جان یک آدم دیگه.

450
00:34:31,444 --> 00:34:35,114
‫اگر بخوام بابت این فاجعه تسلی‌ای بدم،
‫باید باز گردیم

451
00:34:35,114 --> 00:34:39,118
‫به سمت یکی از قوی‌ترین و موثرترین
‫آرمان های جامعه‌مون!

452
00:34:40,495 --> 00:34:42,121
‫هیچکس از قانون مستثنی نیست.

453
00:34:43,289 --> 00:34:44,457
‫هیچکس.

454
00:35:08,856 --> 00:35:12,026
‫دستگیری این دادستان سابق
‫شوک اذهان عمومی رو برانگیخته،

455
00:35:12,026 --> 00:35:13,402
‫نه تنها این‌جا در شیکاگو؛

456
00:35:13,402 --> 00:35:16,155
‫بلکه این پرونده توجه کل کشور رو جلب کرده.

457
00:35:16,155 --> 00:35:19,909
‫آقای سبیچ دیشب در محل اقامت‌شون دستگیر شدند.

458
00:35:19,909 --> 00:35:22,829
‫دستگیری ایشان بدون کوچک‌ترین
‫دریغی انجام گرفت.

459
00:35:22,829 --> 00:35:26,415
‫آقای سبیچ، شب گذشته رو
‫در ساختمان پشت من گذراندند

460
00:35:26,415 --> 00:35:28,209
‫جایی که ایشون، در انتظار محاکمه هستند.

461
00:35:29,210 --> 00:35:32,171
‫پرونده جنایی شماره 861246.

462
00:35:32,171 --> 00:35:35,466
‫مردم ایلینوی در مقابل روزات ک. سبیچ.

463
00:35:35,466 --> 00:35:37,426
‫اتهام اولیه متـهم در حال حاضر

464
00:35:37,426 --> 00:35:39,846
‫قتل درجه اول می‌باشد

465
00:35:39,846 --> 00:35:43,933
‫این‌که ایشان عمداً و آگاهانه و
‫با نیت سوء قصد تعدی عمدی

466
00:35:43,933 --> 00:35:47,979
‫با زور و سلاح به شخص کارولین پولیمس تعرض کرده

467
00:35:47,979 --> 00:35:50,523
‫و بدین وسیله جان نام‌برده را گرفته است.

468
00:36:04,745 --> 00:36:06,414
‫خانم قاضی، بنده توماس مولتو

469
00:36:06,414 --> 00:36:08,916
‫معاون ارشد دادستان ناحیه‌ای ایالت ایلینوی هستم

470
00:36:08,916 --> 00:36:10,334
‫و حضور خود و همراه من

471
00:36:10,334 --> 00:36:13,713
‫نیکو دلا گواردیا، دادستان
‫ناحیه را در دادگاه اعلام می‌کنم

472
00:36:13,713 --> 00:36:15,631
بنده هم ریموند هورگان جهت
دفاع این‌جا حاضر هستم

473
00:36:15,631 --> 00:36:18,301
‫خانم قاضی، متهم در دادگاه حضور دارند

474
00:36:18,301 --> 00:36:20,344
‫ما خواهانِ کیفرخواست

475
00:36:20,344 --> 00:36:22,972
‫و عدم قرائت رسمی اتهام هستیم.

476
00:36:22,972 --> 00:36:24,765
‫از طرف آقای سبیچ،

477
00:36:25,600 --> 00:36:28,311
‫ما از دادگاه درخواست داریم در این اتهام،
‫اقرار به بی‌گناهی ورزیده

478
00:36:28,311 --> 00:36:30,062
‫اقرار به بی‌گناهی بر اساس
‫کیفرخواست پذیرفته شد.

479
00:36:30,062 --> 00:36:32,815
‫مبلغ قرار وثیقه 1 میلیون و
‫500 هزاردلار تعیین می‌شه.

480
00:36:32,815 --> 00:36:35,818
‫آیا طرفین درخواستِ «جلسه دادرسی» دارند؟

481
00:36:35,818 --> 00:36:41,282
‫خانم قاضی، با توجه به انحرافی که در رابطه با یکی از

482
00:36:41,282 --> 00:36:43,409
‫اعضای محبوبِ جامعه مجری قانون ما سر زده،

483
00:36:43,409 --> 00:36:46,120
‫مردم از شما درخواست دارند که
‫در اولین فرصت،

484
00:36:46,120 --> 00:36:48,080
‫جلسه دادرسی‌ای توسط شما برگزار بشه.

485
00:36:48,080 --> 00:36:50,583
‫این امر یک اتلاف وقتِ
‫غیرضروری برای دادگاه‌ست.

486
00:36:50,583 --> 00:36:53,377
‫اتهام این پرونده کاملاً اشتباهه.

487
00:36:53,377 --> 00:36:56,172
‫محبوبیت یکی از بهترین کارمندان
‫و دادستان‌های عمومی شهر

488
00:36:56,172 --> 00:36:59,091
‫بدون هیـچ مبنای مشخصی مورد لغزش

489
00:36:59,091 --> 00:37:00,968
‫و حتی شاید نابودی قرار گرفته.

490
00:37:00,968 --> 00:37:02,678
‫برقراری عدالت در این
‫مورد باید سریعاً انجام گیرد

491
00:37:02,678 --> 00:37:08,434
‫و از دادگاه درخواست تعیین
‫تاریخ محاکمه فوری داریم.

492
00:37:10,770 --> 00:37:12,480
‫مطمئنی چنین درخواستی داری آقای وکیل؟

493
00:37:12,480 --> 00:37:14,607
‫از درخواستم مطمئنم.

494
00:37:15,399 --> 00:37:17,276
‫متهم از جلسه دادرسی صرف نظر کرد

495
00:37:17,276 --> 00:37:19,195
‫پرونده بلافاصله در صف محاکمه قرار می‌گیره.

496
00:37:19,195 --> 00:37:21,530
‫متهم تا 14 روز دیگر حق ارائه هرگونه درخواست

497
00:37:21,530 --> 00:37:24,075
‫و شاکی تا 7 روز بعد،
‫ فرصت پاسخ به آن را دارند.

498
00:37:24,075 --> 00:37:27,411
‫حالا، آقای مولتو و آقای دلا گواردیا

499
00:37:28,037 --> 00:37:30,206
‫این پرونده کلی سخنرانی می‌طلبه که

500
00:37:30,206 --> 00:37:31,999
‫ظاهراً شما هم سرتون واسش درد می‌کنه.

501
00:37:31,999 --> 00:37:35,586
حرف های هورگان مبنی بر این‌که اتهامات
این پرونده خیلی سنگینه کاملاً درست بود

502
00:37:36,212 --> 00:37:41,092
‫طرف حساب شما وکیلیـه که سال‌ها
‫با برتری تمام در این دادگاه خدمت کرده.

503
00:37:41,092 --> 00:37:43,219
‫پس بیاید با کمک هم
‫عدالت رو برقرار کنیم.

504
00:37:43,886 --> 00:37:46,472
‫نیازی به هیچ آب و تاب اضافی‌ای نیست.

505
00:37:46,973 --> 00:37:49,684
‫با شما هم بودم آقای هورگان.

506
00:37:50,518 --> 00:37:52,228
‫من از آب و تاب بی‌زارم، خانم قاضی.

507
00:37:54,689 --> 00:37:55,940
‫متهم فعلاً بازداشته.

508
00:37:55,940 --> 00:37:59,193
‫به وثیقه‌ش رسیدگی و بعد آزاد می‌شن.
‫دادگاه تا جلسه بعدی به اتمام می‌رسه.

509
00:38:05,533 --> 00:38:07,118
‫- واقعاً ازت ممنونم...
‫- ناگفته معلومه.

510
00:38:07,868 --> 00:38:10,413
‫اون داخل با هیچکس حرف نزن
‫و برو یه چیزی بخور؛ باشه؟

511
00:38:11,872 --> 00:38:13,249
‫شوخی‌ات گرفته...

512
00:38:13,249 --> 00:38:14,959
‫اصلاً شوخی‌ام نگرفته.

513
00:38:15,626 --> 00:38:17,586
‫جدی‌تر از این نمی‌شه نیکو.

514
00:38:17,586 --> 00:38:21,007
‫شاید بهتره اوضاع رو جدی بگیریم
‫و شوخی رو کنار بذاریم.

515
00:38:33,102 --> 00:38:35,354
‫عجب شانسی آوردی قاضی
‫بهت سخت نگرفت!

516
00:38:37,648 --> 00:38:40,192
‫آره؛ قبلاً خودش وکیل مدافع بوده

517
00:38:41,110 --> 00:38:42,778
‫آدم با انصافیه؛ می‌دونین؟

518
00:38:46,407 --> 00:38:49,035
‫فقط خواستم بگم می‌دونم که

519
00:38:51,996 --> 00:38:55,499
‫امروز حتماً براتون خیلی روز سختی بوده

520
00:38:58,044 --> 00:39:00,671
‫می‌خوام ازتون تشکر کنم که پیشم بودین

521
00:39:02,173 --> 00:39:04,008
‫این‌که دادگاه زود برگزار می‌شه اتفاق خوبیه؟

522
00:39:04,008 --> 00:39:05,176
‫آره.

523
00:39:05,885 --> 00:39:09,180
‫زمان به نفع دادستانیه؛
‫پس هرچی زودتر، بهتر.

524
00:39:09,764 --> 00:39:10,765
‫برای همه‌مون بهتره

525
00:39:31,577 --> 00:39:34,455
‫« تو اونجا بودی! من دیدمت »
