﻿1
00:00:11,302 --> 00:00:13,722
‫« تو اونجا بودی! من دیدمت »

2
00:00:19,310 --> 00:00:20,311
تو کی هستی؟

3
00:00:22,397 --> 00:00:24,899
‫تو کی‌ هستی؟ جواب می‌دی یا نـه؟

4
00:00:24,899 --> 00:00:27,277
‫کدوم خری هستی تـو؟ 

5
00:00:29,529 --> 00:00:30,530
‫این کیه دیگه!

6
00:00:30,905 --> 00:00:32,115
« تو کی هستی؟ »

7
00:00:37,537 --> 00:00:40,206
‫راستی؛ کی بود؟

8
00:00:49,632 --> 00:00:50,633
‫تو را کجا دیده؟

9
00:01:00,769 --> 00:01:05,148
‫فکرکنم منظورش خونه‌ی کارولینه...

10
00:01:07,525 --> 00:01:08,860
‫همون شبی که...

11
00:01:21,164 --> 00:01:23,041
نرفته بودم بُکشمش

12
00:01:36,930 --> 00:01:38,056
‫خدای من.

13
00:01:52,612 --> 00:01:57,325
« اصـل برائــت »
[ فصل اول/قسمت سوم ]

14
00:02:06,042 --> 00:02:08,545
‫راستی، این تو نیستی.

15
00:02:09,754 --> 00:02:11,965
‫- راستی تو همچین آدمی نیستی.
‫- تو اصلاً من رو نمی‌شناسی!

16
00:02:11,965 --> 00:02:13,258
‫من رو نمی‌شناسی!

17
00:02:13,258 --> 00:02:14,551
‫نمی‌دونی من چـه آدمی‌ام!

18
00:02:18,888 --> 00:02:20,014
‫ریموند بیدار شو!

19
00:02:39,325 --> 00:02:40,618
‫پس فکر می‌کنی که اون قاتله.

20
00:02:40,618 --> 00:02:44,372
‫- فقط یه خواب بود؛ لو.
‫- خیلی‌خب...

21
00:02:44,372 --> 00:02:47,458
‫وقتی همچین خوابی می‌بینی؛
‫الکی که نیست.

22
00:02:48,835 --> 00:02:51,004
‫خواب‌هایی که آدم می‌بینه
‫معمولاً به حقیقت اشاره دارن.

23
00:02:51,004 --> 00:02:54,257
‫خیلی‌ خب، ببین؛ اگه توی این قضیه طرف
‫من باشی واقعاً کمک بزرگی می‌کنه.

24
00:02:54,257 --> 00:02:58,052
‫- نظرت چیـه؟
‫- یعنی فکر می‌کنی من طرف تو نیستم؟

25
00:02:58,052 --> 00:03:01,097
‫ریموند، من نگرانتم!

26
00:03:01,097 --> 00:03:04,309
‫نگران ظاهری که همچین پرونده‌ای
‫واسه‌ت ایجاد می‌کنه، فشاری که روتـه!

27
00:03:06,561 --> 00:03:09,564
‫ببین، من می‌دونم که اصلاً
دوست نداری آدم بی‌تفاوتی باشی

28
00:03:09,564 --> 00:03:12,233
‫هر روز صبح که از
‫خواب بیدار می‌شی،

29
00:03:12,275 --> 00:03:14,944
‫باید حتماً تو فکر یه‌کاری
‫باشی که فرا رسیدن دورانِ...

30
00:03:15,445 --> 00:03:17,697
‫- خودت بهش چی می‌گفتی؟
‫- دوران پیری و کوری

31
00:03:17,697 --> 00:03:19,991
‫آره؛ که فرا رسیدن دوران پیری
‫و کوری‌ات رو به‌تاخیر بندازه.

32
00:03:20,116 --> 00:03:22,452
‫اگه شکست بخورید، با توجه به چیزهایی که
‫دارم می‌خونم و می‌بینم

33
00:03:23,203 --> 00:03:26,164
‫احتمال زیادی وجود داره که راستی
‫تا آخر عمـرش بره زندان،

34
00:03:26,164 --> 00:03:28,333
‫که قطعاً تو هم به‌شدت ناراحت می‌شی.

35
00:03:30,835 --> 00:03:32,754
‫شاید هم اونقدرها برات مهم
‫نباشه و فراموشش کنی،

36
00:03:33,630 --> 00:03:34,714
‫اما خب بعید می‌دونم.

37
00:03:37,217 --> 00:03:39,219
‫ولی یه‌سری احتمالات
‫دیگه هم داریم...

38
00:03:42,222 --> 00:03:43,598
‫پیروز می‌شین،

39
00:03:47,227 --> 00:03:48,895
‫راستی کارولین رو نکشته.

40
00:03:51,022 --> 00:03:55,652
‫راستی سبیچ، تنها مظنون پرونده قتل
‫وحشتناک کارولین پولیمس،

41
00:03:56,236 --> 00:03:58,154
‫در حال حاضر به قید وثیقه آزاده شده

42
00:03:58,154 --> 00:04:00,823
‫و خودش رو توی خونه‌ش، در کنار خانواده
‫زندانی کرده.

43
00:04:03,368 --> 00:04:05,453
‫جلوی خونه پر از خبرنگـاره.

44
00:04:05,453 --> 00:04:08,915
‫- یعنی واقعاً چهارتا سوژه واقعی ندارن بر سراغ اون‌ها؟
‫- سوژه اصلی‌شون ما هستیم.

45
00:04:09,499 --> 00:04:11,751
‫مردم عاشقِ پرونده‌های قتل‌ان؛
‫سرشون حسابی گرم می‌شه.

46
00:04:21,094 --> 00:04:22,220
‫- ممنونم.
‫- بیا عزیزدلم.

47
00:04:32,563 --> 00:04:34,565
« دیـمن سایلـز؛ ساعت سه. تنها بیا »

48
00:04:39,570 --> 00:04:41,614
‫پس هیچ ایده‌ای نداری که
‫ممکنه کی باشه؟

49
00:04:41,614 --> 00:04:44,450
‫می‌تونه یه تله‌ای چیزی باشه یا حتی...

50
00:04:46,411 --> 00:04:48,037
‫یه خبرنگـار تقریباً زرنگ.

51
00:04:48,037 --> 00:04:53,001
‫پس هرکسی که هست می‌دونه
‫تو اون شب اون‌جا بودی؟

52
00:04:57,171 --> 00:04:58,214
‫چون من نمی‌دونستم.

53
00:05:02,385 --> 00:05:03,553
‫بعد از کـارم رفتم اون‌جا.

54
00:05:04,470 --> 00:05:07,682
‫پس ارتباطتون اونطوری که به من یا بقیه
‫گفتی تموم نشده بوده...

55
00:05:07,682 --> 00:05:11,644
‫نه؛ هرچی بین‌مون بود تموم شده بود.
‫رفتم اون‌جا تا نظرش رو عوض کنم...

56
00:05:11,644 --> 00:05:12,729
‫خب تونستی؟

57
00:05:13,396 --> 00:05:14,397
‫نه.

58
00:05:16,858 --> 00:05:18,776
‫لورین، سلام...

59
00:05:21,571 --> 00:05:23,740
‫از نظرم باید به پلیس بگی.

60
00:05:23,740 --> 00:05:25,742
‫وایسا ببینم؛ یعنی نمی‌خوای
‫بدونیم قضیه این پیام چیه؟

61
00:05:27,118 --> 00:05:28,244
‫این‌که کیـه؟

62
00:05:29,495 --> 00:05:31,331
‫اگه مخفی‌ش کنیم ممکنه
‫بعداً به ضررمون باشه.

63
00:05:35,168 --> 00:05:37,253
‫- ریگـو چی؟ اون نمی‌تونه کمکت کنه؟
‫- نه؛ نه؛ نه.

64
00:05:37,253 --> 00:05:40,006
‫همین الانش هم به اندازه کافی مزاحمش شدم؛
‫نمی‌تونم ازش چیزی بخوام.

65
00:05:40,006 --> 00:05:41,549
‫اگه  می‌خوای بری،

66
00:05:42,216 --> 00:05:44,344
‫حتماً حواست باشه که طرف مقابل ممکنه

67
00:05:44,344 --> 00:05:45,928
‫شنـودی، چیزی همراه خودش داشته باشه

68
00:05:47,180 --> 00:05:50,641
‫پس هر حرفی که می‌زنی،
‫بهت تاکیـد می‌کنم

69
00:05:52,435 --> 00:05:55,897
‫حسابی حواست رو جمع کنی، و
‫واضح و بی‌آلایش حرف بزنی.

70
00:05:56,731 --> 00:05:59,650
‫اصلاً هم نگو که محکم با اون
سیخ آهنی کوبیدی تو سر کارولین

71
00:06:01,152 --> 00:06:02,695
‫قراره یکی رو بیارم توی پرونده کمکم کنه

72
00:06:02,695 --> 00:06:04,864
‫کسی که قبلاً با همچین چیزهایی
‫سر و کار داشته؛

73
00:06:04,864 --> 00:06:07,408
‫یه دختر جوانه؛ اسمش «مایا وینزلو»ـه.

74
00:06:07,408 --> 00:06:09,118
‫- اسمش رو یه جایی شنیدم.
‫- تو دانشگاه علوم قضایی یـل درس خونده.

75
00:06:09,118 --> 00:06:11,120
‫کارش خوبه؛ وکیل پرونده استندی استرن بوده.

76
00:06:11,788 --> 00:06:14,457
‫و مهم‌تر از همه این‌ها، اون یه زنـه
‫که توی این پرونده به کارمون میاد

77
00:06:14,457 --> 00:06:19,170
‫قراره به کارهای پزشکی قانونی رسیدگی کنه؛
‫نباید ازش غافل بشیم.

78
00:06:21,339 --> 00:06:23,633
‫گوش کن؛ بیا استراتژی‌مون
‫رو مشخص کنیم، باشه؟

79
00:06:24,801 --> 00:06:28,054
‫اگه قراره بگیم زمان وقوع قتل تو اون‌جا نبودی،
‫باید یه مدرک محکم گیر بیاریم. فکرکن.

80
00:06:28,054 --> 00:06:30,765
‫می‌تونیم بگیم زمان وقوع
‫قتل یه‌جای دیگه بودی؟

81
00:06:35,144 --> 00:06:35,978
‫خیلی‌خب.

82
00:06:35,978 --> 00:06:39,399
‫آخه ما که نمی‌دونیم کارولین دقیقاً
‫چه زمانی از شب به قتل رسیده...

83
00:06:39,399 --> 00:06:41,943
‫شاید بتونیم بگیم وقتی که من رفتم...

84
00:06:41,943 --> 00:06:43,069
‫کافیه.

85
00:06:44,570 --> 00:06:48,157
‫بیا قبل از این‌که هی توی ذهن خودت
‫جواب‌های بی اساس بسازی،

86
00:06:49,700 --> 00:06:52,078
‫منتظر بمونیم حقیقتِ خودش رو نمایان کنـه.

87
00:07:08,094 --> 00:07:11,556
‫خانم سبیچ؛ بارابارا
‫همسـرتون مرتکب این قتل شده؟

88
00:07:11,556 --> 00:07:14,517
‫از کارولین پولیمس به‌خاطر این‌که
‫با همسرتون در ارتباط بوده بدتـون میاد؟

89
00:07:14,517 --> 00:07:17,979
‫خانم سبیچ؛ خانم سبیچ؟
‫لطفاً به‌مون بگین چه حسی...

90
00:07:23,276 --> 00:07:25,695
‫- می‌دونی چه‌خبره دیگـه نه؟
‫- چی؟

91
00:07:27,655 --> 00:07:29,073
‫این‌که چرا من روز
‫سه‌شنبه اینجـام؟

92
00:07:29,073 --> 00:07:32,452
‫آره خب؛ قراره درمورد...

93
00:07:33,911 --> 00:07:36,330
‫قضیه مارتی و آتش‌سوزی این‌ها صحبت کنیم نه؟

94
00:07:37,331 --> 00:07:38,958
بهتره یه مدت بی‌خیال کار بشی

95
00:07:44,130 --> 00:07:45,131
‫منظورت چیـه؟

96
00:07:46,048 --> 00:07:48,468
‫مثل این‌که ندیدی بیرون گالری چه خبره...

97
00:07:49,635 --> 00:07:52,722
‫کیت؛ این‌ها هم
‫تموم می‌شه می‌ره.

98
00:07:52,722 --> 00:07:56,309
‫ناسلامتی توی شیکاگو زندگی می‌کنیم؛
‫هر 18 ثانیه یه جسد جدید پیدا می‌شه.

99
00:07:56,309 --> 00:07:57,894
‫جدیداً حسابی درگیر شدی...

100
00:07:59,770 --> 00:08:02,815
‫من دو هفته پیـش یکی از
‫تابلوهامو فروختم کیـت!

101
00:08:02,815 --> 00:08:05,359
‫نه؛ تو 5 هفته پیش یکی از
‫تابلوهات رو فروختی،

102
00:08:05,359 --> 00:08:08,279
‫کارهای آمیـناتا بدون دخالت
‫کسی روی هوا فروش می‌رن.

103
00:08:10,573 --> 00:08:12,617
‫- یکم به‌خودت استراحت بده.
‫- واقعاً می‌خوای همچین کاری کنه؟

104
00:08:12,617 --> 00:08:14,410
‫من قرار نیست اخراجت کنم؛
شلوغش نکن

105
00:08:14,410 --> 00:08:15,495
‫فقط دارم می‌گم...

106
00:08:17,330 --> 00:08:18,331
‫یه‌مدت استراحت کن

107
00:08:20,374 --> 00:08:21,709
‫و حواست به خودت باشه.

108
00:08:23,753 --> 00:08:26,506
‫- و این‌جـا نیـام آره؟
‫- آره دقیقاً.

109
00:08:31,260 --> 00:08:34,263
‫کیت؛ من خیلی به این کار نیاز دارم.

110
00:08:34,847 --> 00:08:38,434
‫هرچیزی که بتونه حواسم رو از این
‫اتفاقات پرت کنه کمک بزرگی بهم می‌کنه.

111
00:08:39,352 --> 00:08:41,896
‫خب متاسفانه این حواس پرتی‌ای
که می‌گی ‫به نفع ما نیست.

112
00:08:44,190 --> 00:08:45,316
‫استراحت کن.

113
00:08:48,903 --> 00:08:50,029
‫به نصیحتی بکـنم؟

114
00:08:51,113 --> 00:08:53,824
‫- چرا که نه...
‫- خودت رو بکش کنار.

115
00:08:54,575 --> 00:08:57,662
‫چیـزی به اسم «مـا» وجود نداره
‫و الکی غصه‌ اون رو نخور.

116
00:09:07,547 --> 00:09:09,882
‫«سم ملون» همیشه اینطوری لیـمو ها
‫رو برش بـرش می‌داد.

117
00:09:10,925 --> 00:09:11,759
‫چی گفتیـن؟

118
00:09:11,759 --> 00:09:14,136
‫سم ملـون توی سریال «چیـرز»

119
00:09:15,805 --> 00:09:20,017
‫همیشه درحال لیـمو خرد کردن بود؛
‫همیشه لیمو خرد می‌کرد

120
00:09:21,394 --> 00:09:22,478
‫تو خیلی جوونی بعید می‌دونم
‫سریال «چیـرز» رو یادت بیاد

121
00:09:22,478 --> 00:09:24,480
‫می‌دونم کدوم سریال رو می‌گی؛ عاشقشم
‫تـد دنسون دیگه؟

122
00:09:24,480 --> 00:09:26,399
‫به‌نظرت چرا یک ساعته وایستادم
‫دارم این لیموها رو خرد می‌کنم؟

123
00:09:26,399 --> 00:09:27,650
‫احسـنت!

124
00:09:31,821 --> 00:09:35,324
‫- حالت خوبه؟
‫- نه زیاد. یکم پیش شغلم رو از دست دادم.

125
00:09:35,324 --> 00:09:37,660
‫اوه. واقعاٌ متاسفم.

126
00:09:41,163 --> 00:09:43,374
‫شـوهرمم پاش تو یه پرونده قتل گیـره.

127
00:09:44,750 --> 00:09:47,503
‫میگن  دوستش رو به‌قتل رسونده.

128
00:09:49,213 --> 00:09:50,673
‫آهان آره؛ شنیدم...

129
00:09:51,674 --> 00:09:53,050
‫اسم لعنتی‌اش چی بود؟
‫رانی؟ ریکی؟

130
00:09:53,050 --> 00:09:56,470
‫- راستی.
‫- آره راستی؛ واقعاً تو شرایط سختی قرار داری.

131
00:09:58,180 --> 00:09:59,265
‫آره؛ واقعاً.

132
00:10:02,268 --> 00:10:04,937
‫حالا واقعاً این‌کار رو کرده؟
‫دوستش رو کُشته؟

133
00:10:06,272 --> 00:10:07,898
‫خدای من؛ مجبور نیستی جواب بدی

134
00:10:08,357 --> 00:10:10,151
‫همه این سوال رو ازم می‌پرسن...

135
00:10:11,527 --> 00:10:12,528
‫خب جوابش چیـه؟

136
00:10:15,406 --> 00:10:16,657
‫اون این‌کار رو نکرده.

137
00:10:20,286 --> 00:10:21,996
‫پس حتماً خودتون هم چندتایی دارین.

138
00:10:25,416 --> 00:10:27,209
‫-حرف زدی‌
‫- آره.

139
00:10:30,171 --> 00:10:31,172
‫ممنونم.

140
00:10:35,051 --> 00:10:36,093
‫بـاز هم میل دارید؟

141
00:10:39,513 --> 00:10:40,514
‫بهتره دیگه نخورم.

142
00:10:41,349 --> 00:10:42,350
‫باشه.

143
00:10:53,152 --> 00:10:54,195
‫خوشگله.

144
00:10:55,488 --> 00:10:58,824
‫خوشتیپ هم هست؛ آره.

145
00:10:59,700 --> 00:11:03,663
‫اما نمی‌دونم چیه،
حرف زدن باهاش حس خوبی بهم می‌ده

146
00:11:06,707 --> 00:11:07,792
‫لبخند روی لبت آورده...

147
00:11:11,003 --> 00:11:14,423
‫شاید بهتره یکم خوش گذرونی کنی.

148
00:11:16,467 --> 00:11:17,301
‫نه بابا؟

149
00:11:18,010 --> 00:11:20,346
‫اونم با این همه آدم که هرجا
‫می‌رم قدم به قدم دنبالمـن؟

150
00:11:20,346 --> 00:11:21,597
‫دائم تعقیب‌ام می‌کنن.

151
00:11:21,597 --> 00:11:24,141
عزیزم؛ اون‌ها دیگه بی‌خیال شدن

152
00:11:24,141 --> 00:11:26,477
‫عکس و فیلم‌هاشون رو گرفتن؛
‫دنبالِ پرونده قتل بعدی ان.

153
00:11:26,477 --> 00:11:28,646
‫زندگی توی شیکاگـو
‫دقیقاً اینطوریه.

154
00:11:28,646 --> 00:11:30,147
‫نمی‌دونم....

155
00:11:30,773 --> 00:11:32,149
‫واقعاً خوشحالم
‫که داری لبخند می‌زنی.

156
00:11:32,942 --> 00:11:37,321
‫تو واقعاً خوشگل و جوانی؛
‫باید هر روز همچین حسی داشته باشی.

157
00:11:38,239 --> 00:11:40,616
‫الان فشار خیلی زیادی روتـه...

158
00:11:42,410 --> 00:11:45,955
‫یعنی واقعاً داری بهم پیشنهاد می‌کنی

159
00:11:47,623 --> 00:11:51,585
‫با ادمی که تازه باهاش آشنا
‫شدم واسه انتقام از راستی، حرف بزنم؟

160
00:11:51,585 --> 00:11:55,548
‫دارم پیشنهاد می‌کنم از خودت غافل نشی.

161
00:11:56,048 --> 00:11:59,885
‫تا این ماجراها تموم می‌شه، یه حواس‌پرتی‌ای
‫چیزی برای خودت داشته باشی.

162
00:12:00,636 --> 00:12:03,639
‫یعنی خب نه همین الان؛
‫چون اوضاع واقعاً بهم ریخته‌ست

163
00:12:03,639 --> 00:12:05,224
‫اما خب بلاخره...

164
00:12:06,851 --> 00:12:08,310
‫من سرسختی‌ات
‫رو ستایش می‌کنم؛

165
00:12:09,145 --> 00:12:14,483
‫این‌که می‌خوای به عشقت با
‫مردی که ازدواج کردی وفادار و متعهد بمونی.

166
00:12:18,279 --> 00:12:20,239
‫اما راستی همون مردی نیستی
‫که باهاش ازدواج کردی.

167
00:12:20,906 --> 00:12:21,907
‫بیا این رو قبول کنیم.

168
00:12:28,664 --> 00:12:31,208
‫من شخصاً به شما گفتم هیچ
‫دخالتی نداشته باشید؛ خانم کاراگاه.

169
00:12:31,208 --> 00:12:32,543
‫- و دخالتی هم نکردم
‫- دروغـه.

170
00:12:32,543 --> 00:12:34,503
‫با راستی پا شدین رفتین زندان،
‫ملاقات لیام رینولدز.

171
00:12:34,503 --> 00:12:36,756
‫خب این امر خارج از
‫دایره شغل و حرفه ام صورت گرفت.

172
00:12:36,756 --> 00:12:38,215
‫الان جوک گفتی بخندیم؟

173
00:12:38,215 --> 00:12:40,926
‫چرا باید واسه کسی که هیچ درکی
‫از حس شوخ‌طبعی نداره جوک خنده‌دار بگم؟

174
00:12:41,469 --> 00:12:42,762
‫- می‌دونی جوک خنده‌دار چیـه؟
‫- چیـه؟

175
00:12:42,762 --> 00:12:44,054
‫جوکی که خیلی خنده داره راستش،

176
00:12:44,054 --> 00:12:46,599
‫این‌که اصلاً توی این پرونده
‫هیچ شکی به رینولدز نداری.

177
00:12:46,599 --> 00:12:49,435
‫دست‌وپای کارولین، دقیقاً مثل بانی
‫بسته شده بود؛ اطلاعاتی که مردم هیچ اطلاعی...

178
00:12:49,435 --> 00:12:51,103
‫لیام رینولدز توی زندانه.

179
00:12:51,103 --> 00:12:53,647
‫خب که چی؟ اون کارولین رو تهدید کرده بود.
‫انگیزه قتل داشته!

180
00:12:53,647 --> 00:12:55,191
‫و تو حتی کوچک‌ترین اهمیتی
‫به این موضوع نمیدی.

181
00:12:55,191 --> 00:12:57,443
‫- گوش‌کن، خانم کاراگاه...
‫-  می‌خوای چیکار کنی؟ اخراجم کنی؟

182
00:12:57,443 --> 00:12:59,195
‫اونم طی دو هفته اول مقامِ جدیدت؟ بعید می‌دونم.

183
00:12:59,195 --> 00:13:01,113
کل اتحادیه می‌افتن به جونت

184
00:13:01,113 --> 00:13:03,616
‫البته شایدم نـه؛ چون دائم یادم می‌ره
‫الان دیگه واسه خودت آدم شدی

185
00:13:03,616 --> 00:13:06,327
‫کاراگاه رودریگرز، بیاید شما
‫رو تا بیرون همراهی کنم.

186
00:13:11,874 --> 00:13:14,126
‫بی‌ادبی نباشه؛ اما این پرونده
‫به شما ربطی نداره.

187
00:13:14,126 --> 00:13:16,212
‫نباید مانع انجام روند تحقیقات یا
‫ایجاد اختلال درش بشید.

188
00:13:16,212 --> 00:13:19,215
‫و راستی؛ من با رئیس
‫واحدتون ورق بازی می‌کنم

189
00:13:19,215 --> 00:13:20,758
‫و بازی‌اش واقعاً افتضاحه.

190
00:13:20,758 --> 00:13:23,135
‫شماها خیلی دل‌تون می‌خواد
‫راستی قاتل پرونده در بیـاد نـه؟

191
00:13:24,595 --> 00:13:26,138
‫ما فقط می‌خوایم عدالت برقرار بشه.

192
00:13:26,138 --> 00:13:29,433
تو هم حواست باشه
‫سر راه‌مون قرار نگیری.

193
00:13:31,727 --> 00:13:32,728
‫ممنونم.

194
00:14:00,923 --> 00:14:02,383
‫سلام. می‌تونی یه لطفی
‫در حقم بکنی؟

195
00:14:03,634 --> 00:14:05,427
‫یه‌سـر برو دفتر پزشکی قانونی،

196
00:14:05,427 --> 00:14:07,555
‫تمامی پرونده‌های مربوط
‫به بانی دیویس رو برام بیار.

197
00:14:08,764 --> 00:14:09,765
‫آره.

198
00:15:47,112 --> 00:15:48,238
‫مایکل؟

199
00:15:51,533 --> 00:15:54,870
‫مایکل؛ گفته بودی بیـام
‫بگو ببینم چی می‌خوای؟

200
00:15:58,165 --> 00:15:59,333
‫چرا کُشتیش؟

201
00:16:02,711 --> 00:16:03,879
‫من نکُشتمش!

202
00:16:05,214 --> 00:16:06,674
‫ما فقط ارتباط داشتیم،

203
00:16:06,674 --> 00:16:10,010
‫و هرچیزی که در این‌باره بخوای
‫بدونی رو بهت می‌گم.

204
00:16:11,095 --> 00:16:15,015
‫مایکل؛ منم مثل تو می‌خوام بدونم
‫کی کارولین رو کُشته...

205
00:16:15,015 --> 00:16:17,726
‫آره؛ چقدر جالب
‫چون من ازت عکس دارم.

206
00:16:19,812 --> 00:16:20,688
‫چـی داری؟

207
00:16:20,688 --> 00:16:25,985
‫دقیقاً همون شبی که مُرد، ازت کُلی
‫عکس و فیلم دارم.

208
00:16:26,860 --> 00:16:28,862
‫- کجا؟
‫- توی خونه کارولین.

209
00:16:28,862 --> 00:16:31,740
‫مایکل؛ تو از کارولین شبی که به قتل رسیده
‫عکس داری؟

210
00:16:33,492 --> 00:16:34,618
‫جواب بده.

211
00:16:34,618 --> 00:16:36,662
‫از اون شب عکس داری؟

212
00:16:37,246 --> 00:16:40,124
‫از بقیه کسایی هم که وارد خونه‌ش شدن
‫هم عکس داری؟

213
00:16:41,000 --> 00:16:43,627
‫فقط تو رفتی اون‌جا.

214
00:16:45,921 --> 00:16:50,009
‫خب، ظاهراً که خودت هم
‫اون‌شب همون‌جا بودی!

215
00:16:50,009 --> 00:16:51,260
‫خفه شـو!

216
00:16:52,011 --> 00:16:53,137
‫به این‌جاش فکر کرده بودی؟

217
00:16:54,596 --> 00:16:56,015
‫جز اون شب، شب‌های دیگه‌ای
‫هم اون‌جا بودی یا نه؟

218
00:16:57,891 --> 00:16:59,184
‫اگه واقعاً عکس داری،

219
00:16:59,184 --> 00:17:02,688
‫باید سریعاً بدی‌شون به من

220
00:17:02,688 --> 00:17:04,648
‫یه بری تحویل پلیس بدی.

221
00:17:04,648 --> 00:17:07,985
‫به پلیس تحویل‌شون دادم؛
‫رفتم پیش دادستان ناحیه.

222
00:17:09,737 --> 00:17:11,280
‫پس چرا من رو کشوندی این‌جا مایکل؟

223
00:17:13,949 --> 00:17:15,409
‫می‌خواستم شخصاً ببینمت.

224
00:17:17,119 --> 00:17:20,539
‫که شخصاً ببینتت؟ چرا؟
‫بعید می‌دونم.

225
00:17:21,290 --> 00:17:23,959
‫نمی‌دونم. واقعاً گفت‌وگوی عجیبی داشتیم

226
00:17:23,959 --> 00:17:26,503
‫و دقیقاً همونطور که گفتی ممکنه
‫برامون دردسر ایجاد کنه اما

227
00:17:27,671 --> 00:17:30,632
‫اما حداقل مدرک داریم که من اون‌شب
‫تنها کسی نبودم که تو خونه کارولین بوده

228
00:17:30,632 --> 00:17:34,136
‫- مطمئنی شنودی چیزی همراه خودش نداشت؟
‫- اگه هم داشته، من حرف خاصی نزدم

229
00:17:34,136 --> 00:17:35,929
‫مایا وینزلـو؛ راستی سبیچ.

230
00:17:35,929 --> 00:17:36,847
‫سلام.

231
00:17:36,847 --> 00:17:39,516
‫از مایا خواستم که در جلسه اعلام وضعیت
‫پرونده به‌مون در کنارمون باشه

232
00:17:39,516 --> 00:17:41,852
‫- باید حضورت رو ثبت کنیم.
‫- انجامش دادم رفت.

233
00:17:41,852 --> 00:17:44,188
‫- عالیه
‫- از آشنایی‌تون خوشبختم.

234
00:17:44,188 --> 00:17:46,523
البته متاسفتم که تحت همیچین
شرایطی آشنا شدیم

235
00:17:46,523 --> 00:17:48,484
‫توی این جلسه نیازی نیست حرف
‫خاصی بزنی؛ صرفاً دقت کن.

236
00:17:48,484 --> 00:17:51,195
‫و تو؛ دهنت رو می‌بندی. جیکـت هم در نمیاد.

237
00:17:52,112 --> 00:17:53,447
‫بسپارش به من؛
‫گند نزن.

238
00:18:01,330 --> 00:18:03,665
‫- داری گند می‌زنی به همه‌چی
‫- چرا؟

239
00:18:05,292 --> 00:18:07,044
‫سربرگ شماره یک؛ شواهد موجود.

240
00:18:08,504 --> 00:18:11,715
‫گزارش های روند پرونده و آزمایشگاه
‫هم توی سربرگ شماره 2 قرار داره.

241
00:18:11,715 --> 00:18:15,094
‫اون بخش هنوز کمی ناقصـه
‫اما هر روز بروزرسانی می‌شه.

242
00:18:15,094 --> 00:18:17,971
‫- کی کامل می‌شه؟
‫- امیدواریم طی 10 روز آینده؛ خانم قاضی.

243
00:18:18,972 --> 00:18:21,517
‫عکس ها و ویدیوهای موجود در
‫سربرگ شماره سه هستن.

244
00:18:21,517 --> 00:18:22,726
‫اون‌ها هم بزودی تکمیل می‌شن.

245
00:18:22,726 --> 00:18:25,729
‫فیلم‌های دوربین‌های شهری و خیابونی
‫هم بزودی به دستمون می‌رسه.

246
00:18:25,729 --> 00:18:28,649
‫گزارشات پزشکی در سربرگ شماره 4 قرار دارن

247
00:18:29,399 --> 00:18:32,236
‫بررسی‌های علمی و
‫تجزیه و تحلیل‌هاشون رو هم می‌تونید

248
00:18:32,736 --> 00:18:34,363
‫در سربرگ‌های پنج و شش مشاهده کنید.
‫مشکل چیه؟

249
00:18:34,363 --> 00:18:36,073
‫یه لحظه ببینم.

250
00:18:36,073 --> 00:18:37,908
‫- من رو به‌عنوان شاهد ذکر کردید؟
‫- بله.

251
00:18:37,908 --> 00:18:40,828
‫یکی از اتهامات پرونده ممانعت از
‫اجرای عدالتـه؛ ریموند.

252
00:18:40,828 --> 00:18:43,497
‫آقای سبیچ مانع تحقیقات پرونده شدن.

253
00:18:43,497 --> 00:18:46,708
‫یعنی در واقع، روند تحقیقات رو به‌خطر انداخت
‫و تو هم که در جریانی.

254
00:18:46,708 --> 00:18:49,503
‫- این یه حقه‌ست!
‫- نه؛ ببخشید، بذار خلاصه توضیح بدم

255
00:18:49,503 --> 00:18:51,088
‫تو تصمیم گرفتی تو
‫وکیل پرونده‌ای باشی که

256
00:18:51,088 --> 00:18:54,049
‫شاهدیـت خودت به صحت
‫اتهامات‌ش قوت می‌بخشه

257
00:18:54,049 --> 00:18:56,260
‫- باید یکم بیشتر فکر می‌کردی
‫- آقای دلا گواردیا...

258
00:18:56,260 --> 00:18:59,888
‫شما حتی دکتر راش، روانپزشک
‫موکل‌ام رو هم وارد پرونده کردید!

259
00:18:59,888 --> 00:19:01,682
‫ما پیش‌بینی می‌کنیم
‫ممکنه یک‌سری از موضوعات

260
00:19:01,682 --> 00:19:03,100
‫مورد هدف ما، محرمانه تشخیص داده بشن

261
00:19:03,100 --> 00:19:05,811
‫و اگر چنین اتفاقی بیفته، دکتر راش این
‫اختیار رو دارن که ادعاشون رو ارائه بدن.

262
00:19:05,811 --> 00:19:07,688
‫- که اتفاقی میفته.
‫- منظورتون چیـه اگه همچین اتفاقی بیفته؟

263
00:19:07,688 --> 00:19:09,731
‫ازش درخواست می‌کنید بیاد؛ اونم که
‫قطعاً اطلاعات محرمانه کسی رو فاش نمی‌کنه

264
00:19:09,731 --> 00:19:11,441
‫بعد هم می‌گین که آره؛
‫دارن اطلاعات رو مخفی می‌کنن

265
00:19:11,441 --> 00:19:13,652
‫- ما به محرمانه بودن چنین اطلاعاتی احترام می‌ذاریم.
‫- و شواهد رو پنهان می‌کنن.

266
00:19:13,652 --> 00:19:17,322
‫آقایون؛ اصلاً شروع خوبی نداشتیم.

267
00:19:17,322 --> 00:19:20,117
‫ما باید به پرونده‌مون رسیدگی کنیم و مطمئنم
‫خانم قاضی این اجازه رو به ما می‌دن.

268
00:19:22,828 --> 00:19:25,330
‫سال‌ها پیش که این کارو قبول کردم
‫یه مشوق داشتم.

269
00:19:25,831 --> 00:19:30,210
‫اون بهم گفت: «همه‌ی دادرسی‌ها
‫یه کمی مثل بواسیر می‌مونن.»

270
00:19:30,669 --> 00:19:32,462
‫بواسیر معمولاً من رو اذیت نمی‌کنه.

271
00:19:32,462 --> 00:19:35,424
‫حتی وقتی درست مدیریت بشه
‫می‌تونم ازش لذت هم ببرم.

272
00:19:38,093 --> 00:19:40,053
من ‫الان هیچ لذتی نمی‌برم.

273
00:19:41,430 --> 00:19:43,724
‫توی این دادرسی
‫به شواهد و قانون پرداخته می‌شه.

274
00:19:43,724 --> 00:19:45,767
‫نه به رقابت و زرنگی.

275
00:19:45,767 --> 00:19:47,477
‫روشن شد؟

276
00:19:47,477 --> 00:19:49,771
‫- روشنه.
‫- گل گفتی. مرسی.

277
00:19:52,024 --> 00:19:53,650
‫اجازه هست به دادگاه یادآوری کنم...

278
00:19:53,692 --> 00:19:57,029
‫که هیئت دادرسی وظیفه داره
‫تمامی شواهد تبرئه‌کننده رو تقدیم کنه؟

279
00:19:57,029 --> 00:19:59,281
‫- ما هم همین کارو کردیم.
‫- مطمئنید؟

280
00:19:59,281 --> 00:20:01,325
‫تک تک ما به عنوان کارکنان قضائی

281
00:20:01,325 --> 00:20:02,951
‫تمام شواهد تبرئه‌کننده رو تقدیم کردیم.

282
00:20:02,951 --> 00:20:04,036
‫پس اگه شواهدی از این داشتید...

283
00:20:04,036 --> 00:20:06,538
‫که یه نفر دیگه انگیزه‌‌ی ارتکاب این جرم رو
داشته...

284
00:20:06,538 --> 00:20:07,623
‫چنین شواهدی نیست.

285
00:20:07,623 --> 00:20:09,208
‫یا شواهدی از این دارید...

286
00:20:09,208 --> 00:20:11,084
‫که یه نفر دیگه اون‌شب اونجا بوده،

287
00:20:13,128 --> 00:20:18,759
‫مثلاً یه نفر که دوربین داشته
‫و عکس و فیلم می‌گرفته.

288
00:20:23,055 --> 00:20:24,389
‫آقای مولتو؟

289
00:20:24,389 --> 00:20:26,850
‫- آره. خودم حلش می‌کنم.
‫- این...

290
00:20:26,850 --> 00:20:28,518
‫ما تازه شواهد تصویری رو دریافت کردیم

291
00:20:28,518 --> 00:20:31,104
‫و هنوز در حال بررسی صحتش هستیم.

292
00:20:31,146 --> 00:20:32,898
‫وقتی بررسی صحتش تکمیل بشه

293
00:20:32,898 --> 00:20:34,107
‫اون رو در اختیار وکیل مدافع هم می‌ذاریم.

294
00:20:34,107 --> 00:20:37,486
کی این شواهد تصویری رو ارائه داد؟

295
00:20:39,154 --> 00:20:40,155
‫پسرِ مقتول.

296
00:20:41,949 --> 00:20:43,325
‫می‌شه بپرسم کِی ارائه داد؟

297
00:20:43,325 --> 00:20:44,868
‫هنوز در حال بررسیش هستیم.

298
00:20:44,910 --> 00:20:47,412
‫- و برای هرگونه افشاسازی‌ای زوده.
‫- متوجهم. متوجهم. آهای.

299
00:20:48,288 --> 00:20:50,582
‫امروز شما اون شواهد رو...

300
00:20:50,582 --> 00:20:52,125
‫به وکیل مدافع و من تحویل می‌دین،

301
00:20:52,876 --> 00:20:55,295
‫تا همه بتونیم باهمدیگه درست و حسابی
‫بررسیش کنیم. خوبه؟

302
00:20:57,297 --> 00:20:58,882
‫و آقای مولتو،

303
00:20:58,882 --> 00:21:00,550
‫ده هفته تا محاکمه مونده.

304
00:21:01,385 --> 00:21:02,844
‫اگه تصمیم بگیری چیز دیگه‌ای رو

305
00:21:02,844 --> 00:21:04,554
‫از وکیل مدافع یا این دادگاه مخفی کنی

306
00:21:04,554 --> 00:21:06,473
‫توصیه می‌کنم نکنیش تو ماتحتت

307
00:21:06,473 --> 00:21:08,850
‫چون اون اولین جاییه که میام سراغش.

308
00:21:09,518 --> 00:21:11,979
‫ریموند اوضاعش خوب بود،
‫عالی پیش می‌رفت.

309
00:21:11,979 --> 00:21:15,315
‫تامی هم اوضاعش خوب بود.

310
00:21:15,315 --> 00:21:16,400
‫حتماً همینطوره.

311
00:21:17,109 --> 00:21:19,820
‫قاضی درخواستمون
‫برای دسترسی به صحنه‌ی جرم رو تایید کرد

312
00:21:19,820 --> 00:21:22,948
‫و معمولاً این اجازه رو به وکیل مدافع نمی‌دن.

313
00:21:22,948 --> 00:21:25,242
‫- پس روز خوبی بود؟
‫- شروع خوبیه.

314
00:21:26,076 --> 00:21:28,078
‫خوبه. شاید پیروز بشیم.

315
00:21:28,078 --> 00:21:30,914
‫و خیلی عالی می‌شه که خبرنگارها بگن...

316
00:21:30,914 --> 00:21:34,376
‫«راستی سبیچ، تو جام سوپربول محاکمه‌های قتل رو
‫ از آن خودت کردی.

317
00:21:34,376 --> 00:21:36,003
‫حالا می‌خوای چی کار کنی؟»

318
00:21:36,920 --> 00:21:39,047
‫و تو می‌گی «ما می‌ریم دیزنی‌لند.»

319
00:21:46,763 --> 00:21:49,224
‫دوست دارم بدونم چه شواهدی علیهت دارن.

320
00:21:49,266 --> 00:21:50,642
‫جیدن، سر میز غذا نه.

321
00:21:50,642 --> 00:21:53,020
‫- چرا مامان. همه جا خبرش هست.
‫- سر شام نه.

322
00:21:53,020 --> 00:21:55,230
‫- توی اخبار، تو مدرسه.
‫- نه...

323
00:21:55,605 --> 00:21:57,899
‫من فقط می‌خوام بدونم چی به چیه.

324
00:21:58,191 --> 00:22:00,319
‫اونا دقیقاً چی دارن.

325
00:22:04,323 --> 00:22:05,324
‫مرسی.

326
00:22:12,956 --> 00:22:15,542
‫هیچکس قرار نیست احضار شه پشت تریبون
‫تا بگه من رو موقع قتلش دیده

327
00:22:15,584 --> 00:22:17,210
‫چون من اون رو نکشتم.

328
00:22:17,210 --> 00:22:21,340
‫ولی اون‌شب اونجا بودم
‫و دی‌ان‌ای من همه‌جای خونه هست

329
00:22:21,340 --> 00:22:23,759
‫و دی‌ان‌ای اون همه‌جای ماشین منه.

330
00:22:25,469 --> 00:22:28,013
‫و قراره بگن که حسابی درگیر کارولین بودم.

331
00:22:28,013 --> 00:22:31,600
‫چون بینمون پیام‌های خیلی زیادی
‫رد و بدل شده.

332
00:22:31,600 --> 00:22:35,437
‫توی چند هفته‌ی اخیر بیشتر از طرف من بوده.

333
00:22:35,437 --> 00:22:38,273
‫و مسلماً شواهدی هم هست
‫که نشون می‌داه باردار بوده...

334
00:22:43,195 --> 00:22:46,198
‫و چون مثل یکی از مقتول‌‌های سابق
‫دست و پاش رو بسته بودن

335
00:22:46,198 --> 00:22:48,325
‫قاتل حتماً اطلاعاتی داشته...

336
00:22:48,784 --> 00:22:50,911
‫که در دسترس عموم نبوده.

337
00:22:52,496 --> 00:22:54,873
‫من و کارولین تنها کسایی بودیم
‫که اون اطلاعات رو داشتیم

338
00:22:54,873 --> 00:22:57,125
‫واسه همین قراره این استدلال رو بیارن

339
00:22:57,125 --> 00:22:59,586
‫که من توی موقعیت بخصوصی بودم

340
00:22:59,586 --> 00:23:02,422
‫تا کاری کنم
که به نظر بیاد کار یه نفر دیگه بوده.

341
00:23:05,300 --> 00:23:08,303
‫شواهد ضمنیه و از خیلی لحاظ‌ها اغراق‌آمیزه،

342
00:23:08,303 --> 00:23:10,389
‫اما مخربه.

343
00:23:10,389 --> 00:23:12,307
‫و همه‌ی شواهد هر چقدر هم که ضمنی باشن

344
00:23:12,307 --> 00:23:13,392
‫به من اشاره دارن.

345
00:23:20,732 --> 00:23:21,733
‫توافق چی؟

346
00:23:23,693 --> 00:23:26,571
‫- بهش فکر کردی؟
‫- چی؟

347
00:23:26,571 --> 00:23:28,281
‫- توافق.
‫- کایل.

348
00:23:28,281 --> 00:23:30,700
‫توافق و اقرار به جرم؟ چرا...
‫فکر می‌کنی کار من بوده کایل؟

349
00:23:30,742 --> 00:23:31,410
‫عزیزم.

350
00:23:31,410 --> 00:23:33,787
‫همینطوری می‌گم، اگه اونا می‌گن قتل بوده...

351
00:23:33,787 --> 00:23:36,706
‫چرا باید اقرار به کاری کنم که نکردم؟

352
00:23:36,706 --> 00:23:37,874
‫راستی.

353
00:23:37,874 --> 00:23:41,294
‫که حبس ابد برات نبُرن.
‫مجازات قتل هشت ساله.

354
00:23:41,670 --> 00:23:43,004
‫اوه عزیزم.

355
00:24:31,636 --> 00:24:34,681
‫- اون فکر می‌کنه من این کارو کردم.
‫- راستی، اون اینطور فکر نمی‌کنه.

356
00:24:34,681 --> 00:24:36,558
‫پس چرا باید ازم بخواد اقرار به جرمی کنم

357
00:24:36,558 --> 00:24:38,560
‫- که فکر می‌کنه نکردم؟
‫- چون می‌ترسه.

358
00:24:38,560 --> 00:24:40,395
‫بچه وحشت کرده.

359
00:24:42,147 --> 00:24:44,441
‫می‌ترسه واسه همیشه بندازنت زندان.

360
00:24:49,779 --> 00:24:52,157
‫تو فکر می‌کنی باید این کارو بکنم؟

361
00:24:55,243 --> 00:24:56,620
‫جیدن هم اینطور فکر می‌کنه؟

362
00:24:58,622 --> 00:25:00,624
‫به نظرت باید توافق اقرار به جرم رو
‫ قبول کنم؟

363
00:25:00,624 --> 00:25:04,002
‫راستی، توی این خانواده هیچکس فکر نمی‌کنه
‫که تو باید توافق اقرار به جرم رو قبول کنی.

364
00:25:05,921 --> 00:25:07,339
‫کایل فقط داشت...

365
00:25:09,299 --> 00:25:11,092
‫عزیزم، داشت محتویات ذهنش رو می‌گفت.

366
00:25:11,092 --> 00:25:16,640
‫اون فکر می‌کرد که من باید اقرار به قتل کنم!

367
00:25:27,567 --> 00:25:29,152
‫عزیزم همه ترسیدن.

368
00:25:35,575 --> 00:25:40,038
‫کیت ازم خواست از گالری کنار بکشم.

369
00:25:40,038 --> 00:25:41,206
‫چی؟ چرا؟

370
00:25:42,874 --> 00:25:44,251
‫گمونم حضورم برای کسب و کار بده.

371
00:25:45,377 --> 00:25:47,337
‫- متاسفم.
‫- بابا.

372
00:25:56,263 --> 00:25:57,514
‫جانم.

373
00:25:58,265 --> 00:26:00,225
‫منظورم این نبود
‫که فکر کردم تو این کارو کردی.

374
00:26:00,684 --> 00:26:02,394
‫ببخشید، من فقط...

375
00:26:05,188 --> 00:26:07,399
‫با اون شواهدی که گفتی
‫باعث شد به نظر برسه...

376
00:26:07,399 --> 00:26:08,483
‫درک می‌کنم.

377
00:26:09,901 --> 00:26:10,902
‫متاسفم.

378
00:26:11,570 --> 00:26:13,488
‫لطفاً نرو. لطفاً...

379
00:26:14,239 --> 00:26:15,615
‫متاسفم.

380
00:26:38,680 --> 00:26:40,599
‫به نظرم باید اتهامِ
‫ ممانعت از اجرای عدالت رو بیخیال شیم.

381
00:26:40,599 --> 00:26:41,558
‫چرا؟

382
00:26:41,558 --> 00:26:44,477
‫می‌تونیم راستی رو آدم ناجوری جلوه بدیم

383
00:26:44,477 --> 00:26:47,480
‫ولی وظیفه‌ی ما رسیدگی به قتله خب؟

384
00:26:47,480 --> 00:26:49,441
‫این وظیفه‌ی سخت‌تریه.

385
00:26:49,649 --> 00:26:52,277
‫هیئت منصفه حتماً می‌خوان محکومش کنن

386
00:26:52,277 --> 00:26:54,404
‫اما اتهام به ممانعت از اجرای عدالت
‫بهشون اجازه می‌ده

387
00:26:54,404 --> 00:26:56,865
‫که بدون محکوم کردنش به قتل
‫این کارو بکنن.

388
00:26:56,865 --> 00:26:58,700
‫فقط فکر می‌کنم باید
‫یه گزینه در اختیارشون بذاریم.

389
00:26:58,700 --> 00:27:00,368
‫آره ولی اتهام اخلال در فرایند...

390
00:27:00,368 --> 00:27:02,203
‫تلاشش برای ممانعت از تحقیقات رو نشون می‌ده

391
00:27:02,203 --> 00:27:03,705
‫- که باعث محکوم شدنش می‌شه.
‫- درموردش فکر کن.

392
00:27:03,705 --> 00:27:06,124
‫فقط همینو می‌گم، خب؟

393
00:27:08,585 --> 00:27:11,838
‫می‌خوای این کارو بکنی؟
‫فقط به این پرونده رسیدگی کنی؟

394
00:27:14,215 --> 00:27:17,761
‫می‌بینی؟ همینه.
‫همین جوابت بهم استرس می‌ده

395
00:27:18,803 --> 00:27:23,224
‫چون اشتیاق زیادی از تو نشون می‌ده
‫که ریموند ازش سوءاستفاده می‌کنه.

396
00:27:24,893 --> 00:27:27,228
‫تامی، بهم گوش بده.

397
00:27:29,105 --> 00:27:33,943
‫کلماتی که در وصف این محاکمه
‫به کار می‌برن باید: «فکر‌شده،

398
00:27:33,943 --> 00:27:35,487
‫جامع و عادلانه» باشن.

399
00:27:35,487 --> 00:27:37,697
‫و کلماتی که نباید در وصفش به کار ببرن

400
00:27:37,697 --> 00:27:40,492
‫«کینه‌توزانه، دیوانگی و خبیثانه» هستن.

401
00:27:40,533 --> 00:27:44,329
‫متوجهم نیکو.
‫فقط جوری باهام حرف نزن که انگار اسکلم.

402
00:27:46,373 --> 00:27:48,375
‫یادته بعد از این که تو رو
معاون ارشد‫ دادستان کردم

403
00:27:48,416 --> 00:27:50,752
‫اولین حرفی که زدی چی بود؟

404
00:27:50,794 --> 00:27:52,629
‫گمونم قدردانی کردم.

405
00:27:52,629 --> 00:27:54,756
‫نه. اولین حرفی که زدی این بود:

406
00:27:54,798 --> 00:27:57,300
‫«حالا دیگه دخترها حتماً ازم خوششون میاد.»

407
00:27:58,385 --> 00:27:59,427
‫معلوم شد درست بوده.

408
00:27:59,427 --> 00:28:02,347
‫یعنی یه چیزی تو وجودت هست که
‫شاید ذاتت اینجوریه...

409
00:28:02,347 --> 00:28:05,266
‫که به تایید نیاز داره...

410
00:28:06,059 --> 00:28:07,811
‫می‌دونی، این که کسی رو تحت تاثیر قرار بدی.

411
00:28:07,852 --> 00:28:11,314
‫و من افراد باهوشی رو می‌شناسم
‫که اختلال "گزند و آسیب" دارن،
‫(نوعی اختلال پارانوییدی و بدبینانه)

412
00:28:11,314 --> 00:28:15,777
‫و کسایی که اختلال خودشیفتگی دارن.

413
00:28:15,777 --> 00:28:18,697
‫تو یه جورهایی جفتشون رو داری.
‫انگار مضاعفه.

414
00:28:20,281 --> 00:28:22,200
‫حل کردنش هزینه‌بر به نظر میاد.

415
00:28:23,743 --> 00:28:27,205
‫- تو از راستی متنفری. این واضحه.
‫- نه.

416
00:28:27,706 --> 00:28:32,627
‫نه من از راستی متنفر نیستم.
‫من... این به شدت برام سخته.

417
00:28:32,627 --> 00:28:33,795
‫سخت نیست.

418
00:28:33,795 --> 00:28:37,966
‫به خاطر اینه که تمام تحقیرها
‫و کنایه‌ها و اذیت‌ها

419
00:28:37,966 --> 00:28:39,217
‫و توهین‌ها دارن نابودت می‌کنن.

420
00:28:39,217 --> 00:28:40,593
‫باشه.

421
00:28:40,593 --> 00:28:42,971
‫ما شواهد محکمی برای قتل لازم داریم.

422
00:28:44,556 --> 00:28:45,557
‫تو راهه.

423
00:28:52,230 --> 00:28:55,525
‫بازدید از صحنه‌ی جرم
‫توی خونه‌ی کارولین امروزه.

424
00:28:56,276 --> 00:28:57,527
‫براش آماده‌ای؟

425
00:28:57,986 --> 00:28:58,987
‫آره. میام.

426
00:28:59,154 --> 00:29:00,071
‫خوبه.

427
00:29:00,488 --> 00:29:02,449
‫- کیفرخواست 
‫- چی کار می‌کنی؟

428
00:29:02,449 --> 00:29:04,909
‫«ورود به عنف و مسلحانه» این...

429
00:29:04,909 --> 00:29:07,078
‫خب من خودم میلیون‌ها بار گفتمش،

430
00:29:07,078 --> 00:29:08,329
‫اما وقتی درمورد خودم می‌خونمش...

431
00:29:10,123 --> 00:29:12,917
‫من دو بار به دوستمون آقای مولتو زنگ زدم

432
00:29:12,917 --> 00:29:14,711
‫و براش چند تا پیام فرستادم.

433
00:29:14,711 --> 00:29:17,005
‫خب اگه بهت زنگ نزنه اهانت محسوب می‌شه.

434
00:29:17,005 --> 00:29:20,008
‫در ماشین رو قفل نکردم. الان برمی‌گردم.

435
00:29:45,825 --> 00:29:46,701
‫تو عاشقش بودی؟

436
00:29:49,162 --> 00:29:50,914
‫- من چی؟
‫- کارولین رو می‌گم.

437
00:29:51,915 --> 00:29:53,333
‫عاشقش بودی؟

438
00:29:58,379 --> 00:30:00,924
‫راستش نمی‌دونم چه ربطی داره!

439
00:30:01,800 --> 00:30:05,428
‫ریموند بهم گفته
‫روایتت رو برای محاکمه بنویسم

440
00:30:05,804 --> 00:30:07,555
‫- چون شاید مجبور شدی شهادت بدی.
‫- اوهوم.

441
00:30:07,555 --> 00:30:09,516
‫پس می‌خواد من شهادت بدم؟

442
00:30:09,516 --> 00:30:10,600
‫خب محض احتیاطه.

443
00:30:21,361 --> 00:30:23,112
‫همین جوری بود؟

444
00:30:24,322 --> 00:30:26,825
‫ دوست ؟ جفتش؟

445
00:30:27,408 --> 00:30:28,409
‫خیلی خب...

446
00:30:32,038 --> 00:30:33,039
‫جفتش.

447
00:30:38,378 --> 00:30:42,006
‫اولین باری که نسبت بهش
تعلق عاطفی احساس کردی رو یادته؟

448
00:30:42,924 --> 00:30:44,717
اولین باری که می‌خواستی  حرف بزنی نه ولی...

449
00:30:44,717 --> 00:30:46,010
‫- آره متوجهم.
‫- باشه.

450
00:30:47,971 --> 00:30:48,805
‫آره.

451
00:30:52,141 --> 00:30:53,184
‫ما یه...

452
00:30:56,855 --> 00:31:00,692
‫یه پرونده‌ای داشتیم. 

453
00:31:01,442 --> 00:31:03,486
‫قربانی یه دختربچه بود.

454
00:31:04,112 --> 00:31:05,154
‫اینا دوقلوئن. این...

455
00:31:05,154 --> 00:31:08,783
‫ماها به عنوان دادستان
‫مهربونی رو آموزش نمی‌بینیم.

456
00:31:08,783 --> 00:31:10,869
‫- پیش‌نیاز این شغل نیست.
‫- می‌تونی بهم بگی...

457
00:31:10,869 --> 00:31:13,079
‫اتفاقاً فکر می‌کنم چیزیه که
‫یاد می‌دن انجامش ندیم،

458
00:31:13,079 --> 00:31:15,456
‫اما کارولین اینطور نبود.

459
00:31:15,456 --> 00:31:16,541
‫نمی‌دونم.

460
00:31:16,541 --> 00:31:17,625
‫و اون روز،

461
00:31:17,625 --> 00:31:19,669
‫به خاطر محبتی بود که اون...

462
00:31:19,711 --> 00:31:22,171
‫به اون دختربچه‌ی آسیب‌پذیر نشون داد.

463
00:31:23,339 --> 00:31:26,593
‫- این اسمش دله.
‫- دل.

464
00:31:26,593 --> 00:31:30,513
‫- این پرلاست.
‫- چقدر زیادن.

465
00:31:30,513 --> 00:31:32,682
‫- آره.
‫- باهم دوستن؟

466
00:31:32,682 --> 00:31:34,475
‫- خانواده‌ن.
‫- خانواده‌ن؟

467
00:31:37,103 --> 00:31:41,065
‫پس ممکنه اونجا یه کمی ترسناک باشه
‫نمی‌خوام بهت دروغ بگم.

468
00:31:43,484 --> 00:31:46,905
‫اما تموم مدت من پیشتم.

469
00:31:48,323 --> 00:31:53,161
‫بعدش اگه زیادی ترسیدی
‫می‌تونی اینجوری دستتو بیاری بالا.

470
00:31:56,998 --> 00:31:58,249
‫خوبه.

471
00:31:58,249 --> 00:32:00,668
‫منم می‌تونم بیام اونجا و دستت رو بگیرم.

472
00:32:00,668 --> 00:32:02,670
‫هروقت خواستی می‌تونیم متوقفش کنیم.

473
00:32:03,421 --> 00:32:04,422
‫می‌تونم بغلت کنم...

474
00:32:05,340 --> 00:32:08,468
‫و از قاضی بخوام اگه شد بریم قدم بزنیم.

475
00:32:09,552 --> 00:32:11,679
‫و مطمئن می‌شم که همیشه در امانی.

476
00:32:12,847 --> 00:32:16,601
‫فکر می‌کنی تو این مورد بتونی
‫بهم اعتماد کنی؟ این که مراقبت باشم؟

477
00:32:16,601 --> 00:32:18,436
‫- آره؟
‫- آره.

478
00:32:18,436 --> 00:32:20,146
‫خیلی خوب داری پیش می‌ری.

479
00:32:21,940 --> 00:32:23,316
‫همون شد.

480
00:32:24,734 --> 00:32:26,152
‫گمونم اون لحظه بود.

481
00:32:28,237 --> 00:32:30,198
‫وقتی که از مرز بزرگِ...

482
00:32:30,198 --> 00:32:33,201
‫«می‌خوام تا ابد زندگی کنم» رد شدی.

483
00:32:33,826 --> 00:32:35,662
‫عشق چیزی نیست که مردم بهت می‌گن مایا.

484
00:32:35,662 --> 00:32:37,372
‫مطمئنم نیازی نیست من این رو بهت بگم.

485
00:32:37,372 --> 00:32:38,706
‫اما بنا به تجربه‌ی من،

486
00:32:38,706 --> 00:32:41,459
‫فقط یه چیزیه که رشد می‌کنه
‫تا این که یه روز...

487
00:32:43,127 --> 00:32:45,004
‫به خودت میای می‌بینی به یه نفر نیاز داری.

488
00:32:47,006 --> 00:32:48,341
‫با کارولین اینطور بود.

489
00:32:50,969 --> 00:32:51,970
‫پس آره.

490
00:32:53,388 --> 00:32:55,098
‫تا ابد زندگی کنم ...

491
00:32:56,891 --> 00:32:58,810
‫اما از مرز دیگه‌ای نگذشتم.

492
00:33:00,561 --> 00:33:02,230
‫من هرگز نمی‌تونستم بهش صدمه بزنم.

493
00:33:04,315 --> 00:33:05,566
‫یه نفر دیگه این کارو کرده،

494
00:33:06,234 --> 00:33:10,154
‫و اون شخص هر کسی که هست،
‫وقتی همه انگشت اتهامو به سمت من می‌گیرن

495
00:33:10,154 --> 00:33:12,323
‫از ته دل می‌خنده.

496
00:33:17,245 --> 00:33:19,122
‫امتیاز کامل، ۳-۲.

497
00:33:28,047 --> 00:33:29,048
‫ضربه‌ی سوم!

498
00:33:29,048 --> 00:33:30,258
‫رفت بیرون!

499
00:34:04,083 --> 00:34:05,376
‫صحنه‌ی قشنگیه.

500
00:34:08,963 --> 00:34:10,423
‫درمونده‌ای.

501
00:34:17,930 --> 00:34:19,182
[پلمب]

502
00:34:47,251 --> 00:34:49,337
‫از دفتر حلزون آت و آشغال‌ها رو برامون
‫فرستادن.

503
00:34:49,337 --> 00:34:51,130
‫منتظر باش که ما رو...

504
00:34:51,130 --> 00:34:52,256
‫یکی دیگه می‌خوای؟

505
00:34:52,256 --> 00:34:54,258
‫زیر بار کشفیات عظیمشون له کنن:
‫مدارک، شواهد، هر چی.

506
00:34:54,300 --> 00:34:55,635
‫پس باید پا به پاشون پیش بریم.

507
00:34:56,344 --> 00:34:57,720
‫نتایج آزمایشات رو دادن؟

508
00:34:59,097 --> 00:35:00,098
‫نه هنوز.

509
00:35:01,057 --> 00:35:04,977
‫شاید توی آخرین آشغال‌هایی که
‫برامون بفرستن باشه. از کجا معلوم؟

510
00:35:05,853 --> 00:35:07,105
‫تیم پزشکی قانونی منتظره.

511
00:35:07,105 --> 00:35:09,357
‫اما از کجا معلوم؟
‫شاید چیزی پیدا کردیم که اونا پیدا نکردن.

512
00:35:09,357 --> 00:35:11,651
‫دی‌ان‌ای باید همه‌جای این خونه باشه.

513
00:35:14,445 --> 00:35:16,489
‫راستی، ما قید کردیم که تو اینجا بودی.

514
00:35:16,656 --> 00:35:21,202
‫مگر این که خونش رو توی ماشینت
‫پیدا کنن که نمی‌‌کنن، مگه نه؟

515
00:35:28,209 --> 00:35:29,210
‫می‌دونم.

516
00:35:30,461 --> 00:35:31,712
‫منم همه‌ش جلوی چشممه.

517
00:35:36,259 --> 00:35:38,469
‫گوش کن. یه لحظه بیا حرف بزنیم.

518
00:35:42,515 --> 00:35:44,976
‫ریگو بهم گفته که تو سعی داری...

519
00:35:44,976 --> 00:35:48,771
‫نمونه‌ی ناخالص پرونده‌ی بانی دیویس رو
‫بررسی کنی.

520
00:35:48,771 --> 00:35:49,564
‫آره.

521
00:35:49,605 --> 00:35:53,776
‫- اگه پای یه مظنون دیگه رو بکشیم وسط...
‫- ری.

522
00:35:53,776 --> 00:35:56,654
‫باید بدونیم وظیفه داریم که تحویلش بدیم.

523
00:35:56,779 --> 00:35:58,656
‫- و اگه موفق نشیم...
‫- ری.

524
00:35:58,656 --> 00:36:01,742
هیئت دادرسی
‫قراره دلخراش‌ترین عکس‌های کارولین

525
00:36:01,742 --> 00:36:04,078
‫از اون شب رو نشون بده.
‫قراره وحشتناک باشه.

526
00:36:04,078 --> 00:36:05,830
‫و بعد هیئت منصفه دنبال یه مقصر می‌گرده

527
00:36:05,830 --> 00:36:08,541
‫و اگه جایگزینی نداشته باشیم، اون مقصر منم.

528
00:36:10,877 --> 00:36:11,961
‫- بیخیالش شو.
‫- نه.

529
00:36:13,087 --> 00:36:15,173
‫مدرک شماره‌ی ۱۳، پیغام صوتی شماره ۴،

530
00:36:15,173 --> 00:36:17,175
‫پیغام مقتول در موبایل متهم.

531
00:36:17,175 --> 00:36:19,927
‫از این جریان چی می‌خوای راستی؟

532
00:36:19,927 --> 00:36:21,637
‫من چیز زیادی ندارم بهت بدم.

533
00:36:21,637 --> 00:36:24,140
‫متوجهم یه مدت می‌خوای فاصله بگیری،

534
00:36:24,140 --> 00:36:26,726
‫اما تقریباً همین برای من خیلی سخت بوده.

535
00:36:26,726 --> 00:36:28,269
‫اگه فکر می‌کنی کمکت می‌کنه...

536
00:36:28,269 --> 00:36:31,022
‫من مشکلی ندارم که یه صحبت دیگه داشته باشیم.

537
00:36:31,022 --> 00:36:32,857
‫نه، متنفرم از این که
‫وانمود کنم تو اونجا نیستی.

538
00:36:32,857 --> 00:36:35,026
‫نمی‌فهمم چرا گوشی رو جواب نمی‌دی.

539
00:36:35,026 --> 00:36:37,820
‫من فکر می‌کنم دیدگاهم رو متوجه نمی‌شی.

540
00:36:37,820 --> 00:36:40,573
‫ازت می‌خوام دیگه اینجوری بهم زنگ نزنی راستی.
‫انصاف نیست.

541
00:36:40,573 --> 00:36:42,658
‫کاملاً باهات موافقم.

542
00:36:42,658 --> 00:36:44,076
‫تمام شواهدی که دارم
‫نشون می‌دن که تو عاشقمی.

543
00:36:44,076 --> 00:36:45,578
‫ما تمام شواهد فیزیکی، علمی،

544
00:36:45,578 --> 00:36:47,788
‫و پزشکی قانونی‌ رو در اختیارتون می‌ذاریم
‫که باعث می‌شه خودتون...

545
00:36:47,788 --> 00:36:50,291
‫که باعث می‌شه خودتون نتیجه‌ بگیرید.

546
00:36:50,333 --> 00:36:51,542
‫فکر کن!

547
00:36:52,084 --> 00:36:53,252
‫حقایق!

548
00:37:00,843 --> 00:37:04,096
«عکس‌ها و فیلم‌ها دارن برات ارسال می‌شن.»

549
00:37:17,610 --> 00:37:18,611
‫خیلی خب.
