﻿1
00:00:12,846 --> 00:00:13,805
‫بله؟

2
00:00:18,184 --> 00:00:20,061
‫کایل، می‌شه یه لحظه باهات صحبت کنم؟

3
00:00:21,646 --> 00:00:23,440
‫مامانت هم باهامه.

4
00:00:23,440 --> 00:00:24,566
‫سلام عزیزم.

5
00:00:39,039 --> 00:00:40,665
‫کایل، یه عکسی از دوچرخه‌ت...

6
00:00:40,665 --> 00:00:44,252
‫دم خونه‌ی کارولین تو شب هجدهم مه هست.

7
00:00:44,836 --> 00:00:46,004
‫برای چی اونجا بودی؟

8
00:00:48,339 --> 00:00:49,966
‫نمی‌دونم درمورد چی حرف می‌زنین.

9
00:00:53,928 --> 00:00:55,096
‫عزیزم...

10
00:00:56,765 --> 00:00:59,934
‫من نبودم. حتماً از اونجا رد می‌شدم.
‫فقط همین...

11
00:00:59,934 --> 00:01:02,645
‫- عزیزم.
‫- خیلی خب کایل، یه عکسی از تو...

12
00:01:02,645 --> 00:01:05,982
‫دم خونه‌ی کارولین پولیمس
‫توی شب هجدهم مه هست.

13
00:01:05,982 --> 00:01:07,233
‫برای چی اونجا بودی؟

14
00:01:08,860 --> 00:01:11,780
‫عزیزم، این عکسا رو از پلیس گرفتیم،

15
00:01:13,073 --> 00:01:15,116
‫پس این مدرک دست اونا هم هست.

16
00:01:15,825 --> 00:01:17,911
‫باید صادقانه بگی. الان مهمه.

17
00:01:17,911 --> 00:01:22,916
‫وای خدای من. محض رضای خدا کایل،
‫برای چی اونجا بودی؟

18
00:01:26,211 --> 00:01:28,296
‫گمونم می‌خواستم ببینم اونجا چه خبره.

19
00:01:31,800 --> 00:01:33,218
‫کجا؟

20
00:01:33,551 --> 00:01:34,844
‫جایی که تو می‌رفتی.

21
00:01:34,844 --> 00:01:37,222
‫پس تو جریان بابات و کارولین رو می‌دونستی؟

22
00:01:37,263 --> 00:01:39,140
‫شنیدم شما دو تا سرش دعوا می‌کردین.

23
00:01:40,266 --> 00:01:41,226
‫خیلی خب.

24
00:01:41,476 --> 00:01:44,062
‫خواهرت می‌دونه؟
‫جیدن... اون می‌دونه؟

25
00:01:45,063 --> 00:01:47,065
‫من بهش نگفتم. نمی‌دونم.

26
00:01:47,065 --> 00:01:49,192
‫اولین بار کی فهمیدی؟

27
00:01:49,192 --> 00:01:50,360
‫مهمه؟

28
00:01:50,360 --> 00:01:51,945
‫ازت نپرسیدم مهمه یا نه.

29
00:01:53,446 --> 00:01:54,906
‫یادم نیست.

30
00:01:55,615 --> 00:01:57,075
‫شاید چند ماه پیش.

31
00:01:57,075 --> 00:01:59,327
‫خیلی خب، بذار ببینم درست متوجه شدم،

32
00:01:59,327 --> 00:02:02,747
‫تو رفتی اونجا تا ببینی اون چه شکلیه.

33
00:02:03,581 --> 00:02:06,334
‫تو بلدی از گوگل استفاده کنی
‫پس می‌تونستی یه عکس ازش پیدا کنی

34
00:02:06,334 --> 00:02:09,546
‫اما می‌خواستی ببینی کجا زندگی می‌کرده.

35
00:02:11,005 --> 00:02:12,924
‫- خونه‌ش رو زیر نظر داشتی؟
‫- راستی.

36
00:02:12,924 --> 00:02:15,093
‫خونه‌ش رو زیر نظر داشتی کایل؟

37
00:02:15,093 --> 00:02:17,470
‫فقط نمی‌فهمم چه دلیلی داشت...

38
00:02:17,470 --> 00:02:19,556
‫که تو اونجا بری.

39
00:02:19,556 --> 00:02:21,766
‫شاید می‌خواستم ببینم دلیل تو چی بوده.

40
00:02:28,356 --> 00:02:30,525
‫- می‌خوام درموردش با مامان حرف بزنم.
‫- نه! من باباتم...

41
00:02:30,525 --> 00:02:32,235
‫- راستی.
‫-... و تو جوابمو می‌دی...

42
00:02:32,235 --> 00:02:33,695
‫راستی لطفاً.

43
00:02:34,320 --> 00:02:35,405
‫اشکال نداره.

44
00:02:36,489 --> 00:02:37,490
‫باشه.

45
00:02:52,297 --> 00:02:57,093
‫« اصـل برائــت »
‫[ فصل اول/قسمت چهار ]

46
00:03:04,517 --> 00:03:05,768
‫بانی دیویس خواهر کسی بود،
‫یه دوست، فامیل.

47
00:03:05,768 --> 00:03:08,563
‫بانی دیویس خواهر کسی بود،
‫یه دوست، فامیل.

48
00:03:11,107 --> 00:03:15,945
‫که دید توی یه مسافرخونه‌ی کثیف
‫دست و پاش بسته‌ست و یه هیولا کنارشه

49
00:03:16,529 --> 00:03:19,115
‫و دعا می‌کرد... التماس می‌کرد...

50
00:03:19,115 --> 00:03:22,285
‫که ای کاش این مرد آدمی باشه که رهاش کنه.

51
00:03:24,412 --> 00:03:25,705
‫اما نه.

52
00:03:25,705 --> 00:03:30,210
‫این مرد، لیام رینولدز،

53
00:03:31,252 --> 00:03:34,756
‫آدمیه که این کارو می‌کنه....

54
00:03:36,257 --> 00:03:37,634
‫و این کار...

55
00:03:40,178 --> 00:03:41,596
‫و این کار.

56
00:03:49,062 --> 00:03:50,188
‫نظرت چیه؟

57
00:03:52,190 --> 00:03:53,816
‫به نظرم تو فوق‌العاده‌ای کارولین.

58
00:04:20,969 --> 00:04:22,971
‫چقدر درب و داغونه.

59
00:04:27,433 --> 00:04:28,518
‫سلام.

60
00:04:29,769 --> 00:04:32,272
‫سلام. لامپ ایوون جلویی سوخته.

61
00:04:32,272 --> 00:04:36,442
‫اون چند باری با دوچرخه تا دم خونه‌ش رفته

62
00:04:37,068 --> 00:04:39,445
‫و یه بار تو رو دیده که رفتی داخل.

63
00:04:43,783 --> 00:04:46,577
‫مسلماً باید هر چی زودتر ببریمش تراپی.

64
00:04:46,577 --> 00:04:47,328
‫برای چی؟

65
00:04:47,370 --> 00:04:49,872
‫راستی، اون چندین ماهه این مسئله رو
‫ریخته توی خودش.

66
00:04:49,872 --> 00:04:52,458
‫ما از تاثیراتش بی‌خبریم.

67
00:04:52,458 --> 00:04:55,420
‫باشه حتماً ولی من و تو باهمدیگه
‫می‌تونیم درموردش باهاش حرف بزنیم.

68
00:04:55,420 --> 00:04:56,337
‫آره حتماً!

69
00:04:56,337 --> 00:04:58,548
‫- مثل حرف زدن الانت؟
‫- نیازی نیست که...

70
00:04:58,548 --> 00:05:00,008
‫یعنی چی؟

71
00:05:00,008 --> 00:05:01,551
‫تو از بچه بازجویی کردی.

72
00:05:01,551 --> 00:05:02,969
‫ازش بازجویی کردم؟

73
00:05:03,303 --> 00:05:04,220
‫آره.

74
00:05:04,220 --> 00:05:06,472
‫من داشتم ازش سوال می‌پرسیدم.

75
00:05:06,472 --> 00:05:08,266
‫"چرا خونه‌ش رو زیر نظر داشتی؟"

76
00:05:08,266 --> 00:05:10,143
‫خب اون اونجا بود، معلومه که می‌پرسم.

77
00:05:10,143 --> 00:05:12,103
‫مثل یه بازپرس سوال می‌کردی، راستی.

78
00:05:12,103 --> 00:05:14,147
‫- شوخیت گرفته؟
‫- اون ۱۵ سالشه!

79
00:05:15,606 --> 00:05:17,984
‫- تو چه مرگته؟
‫- چی؟

80
00:05:19,819 --> 00:05:22,739
‫- تو باعثش شدی راستی. تو.
‫- معلومه. تقصیر منه.

81
00:05:22,739 --> 00:05:25,491
‫آره، من استادِ همه‌ی اینام

82
00:05:25,908 --> 00:05:28,661
‫اما حدس بزن چیه
‫تو هم توش نقش داشتی.

83
00:05:28,911 --> 00:05:30,830
‫و یه جایی بالاخره...

84
00:05:30,872 --> 00:05:33,249
‫باید مسئولیت‌پذیر باشی.

85
00:05:33,249 --> 00:05:35,460
‫دیگه نمی‌تونم ادامه بدم. بسمه.

86
00:05:36,210 --> 00:05:37,670
‫- من فقط...
‫- بسمه!

87
00:05:53,061 --> 00:05:54,395
‫از دیدگاه پزشکی من،

88
00:05:54,395 --> 00:05:56,731
‫علت مرگ ضربه‌ با شئ سخت به جمجمه بوده.

89
00:05:58,066 --> 00:06:00,526
‫قاضی از قبل گفته که تو متخصصی،

90
00:06:00,526 --> 00:06:01,611
‫پس نیاز نیست خودت رو ثابت کنی.

91
00:06:01,611 --> 00:06:03,071
‫نیازی نیست بگی "از دیدگاه من"

92
00:06:03,071 --> 00:06:04,572
‫- می‌تونی صاف بشینی.
‫- باشه.

93
00:06:04,572 --> 00:06:06,324
‫- فقط صاف بشین.
‫- نیازی نیست...

94
00:06:06,324 --> 00:06:08,951
‫- بهم نگو چه جوری بشینم...
‫- تو قراره یافته‌هات رو...

95
00:06:08,951 --> 00:06:12,121
‫- به هیئت منصفه بدی درسته؟ نظر تخصصیت رو.
‫- نمی‌خواد... فقط.. باشه... من...

96
00:06:12,121 --> 00:06:14,457
‫- عجب.
‫- و موضوع رو برنمی‌گردونی سمت خودت.

97
00:06:14,457 --> 00:06:16,751
‫چی... نه. این کارو نکن.

98
00:06:16,751 --> 00:06:18,586
‫می‌‌دونی، من این تمرین مزخرف رو
‫به خاطر تو انجام می‌دم

99
00:06:18,586 --> 00:06:20,671
‫-  که کله‌ی صبح بیدارم کردی...
‫- که بابتش ممنونتم.

100
00:06:20,671 --> 00:06:23,341
‫من پزشکم. تو بهم احترام می‌ذاری.

101
00:06:23,341 --> 00:06:25,760
‫به عنوان دکتر بهت احترام می‌ذارم.

102
00:06:25,760 --> 00:06:29,222
‫هرچند به عنوان شاهد مشهوری.

103
00:06:31,349 --> 00:06:32,600
‫بیخیالش.

104
00:06:33,309 --> 00:06:35,269
‫واسه این منو از تخت کشوندی بیرون؟

105
00:06:38,564 --> 00:06:40,942
‫راستی اون پوشه رو می‌دمش بهت عوضی.

106
00:06:43,945 --> 00:06:47,240
‫جزئیات این پرونده فوق‌محرمانه‎ست.

107
00:06:47,240 --> 00:06:48,825
‫حتی ذره‌ای اطلاعات ازش درز نکرده.

108
00:06:48,825 --> 00:06:50,993
‫یعنی این پرونده چقدر می‌تونه محکم باشه؟

109
00:06:50,993 --> 00:06:52,078
‫اونا حتی آلت قتاله رو هم ندارن.

110
00:06:52,078 --> 00:06:54,247
‫آره، نمی‌دونم چه جوری تونستن
‫به مرحله‌ای برسن

111
00:06:54,247 --> 00:06:55,581
‫که از شک فراتر برن.

112
00:06:55,581 --> 00:06:57,792
‫باورش سخته که حتی قراره دادرسی بشه.

113
00:06:57,792 --> 00:07:00,837
‫می‌دونی، همکارهای سابقی که الان
‫به خونِ هم تشنه‌ن...

114
00:07:00,837 --> 00:07:02,672
‫سبیچ دو تا بچه داره...

115
00:07:02,672 --> 00:07:04,257
‫- اما کایل اونجا بود.
‫- نه.

116
00:07:04,257 --> 00:07:06,509
‫اون فقط... همونطور که گفتم
‫ از اونجا رد می‌شده.

117
00:07:06,509 --> 00:07:08,761
‫فقط چند بار بوده.

118
00:07:09,887 --> 00:07:12,098
‫- مطمئنی اون نکشتتش؟
‫- اصلاً بامزه نیستی ها.

119
00:07:12,098 --> 00:07:13,558
‫حرفت اصلاً بامزه نبود.

120
00:07:13,724 --> 00:07:15,476
‫همچین قصدی هم نداشتم.

121
00:07:17,061 --> 00:07:20,940
‫پس مایکل کالدول شب قتل
‫خونه‌ی کارولین بوده.

122
00:07:20,940 --> 00:07:23,776
‫و چند هفته قبلش از کایل اونجا فیلم هست؟

123
00:07:23,776 --> 00:07:24,986
‫خدای من.

124
00:07:26,112 --> 00:07:27,613
‫باید درموردش فکر کنم.

125
00:07:28,197 --> 00:07:29,282
‫وای نمی‌تونم.

126
00:07:31,951 --> 00:07:33,327
‫- چیز دیگه‌ای هم هست؟

127
00:07:33,369 --> 00:07:36,122
‫دیشب چشم رو هم نذاشتم، خب؟

128
00:07:37,081 --> 00:07:38,291
‫فقط به خاطر همینه؟

129
00:07:40,710 --> 00:07:41,961
‫جریان چیه؟

130
00:07:43,171 --> 00:07:45,131
‫من و باربارا جر و بحثمون شد،

131
00:07:45,131 --> 00:07:46,841
‫و گفت دیگه نمی‌تونه ادامه بده.

132
00:07:46,841 --> 00:07:50,094
‫به این معنی که "می‌خوام ترکت کنم"؟

133
00:07:51,137 --> 00:07:54,765
‫بیخیال. اگه می‌خواست ترکت کنه
‫تا الان این کارو کرده بود.

134
00:07:54,765 --> 00:07:57,310
‫- الان نیازی به این حرفا ندارم.
‫- منتظر چی بوده؟

135
00:07:57,351 --> 00:07:58,978
‫یه بهونه‌ی خوب؟

136
00:08:02,857 --> 00:08:04,025
‫تو بهش خیانت کردی.

137
00:08:04,775 --> 00:08:06,402
‫به بچه‌هات خیانت کردی.

138
00:08:06,444 --> 00:08:08,488
‫در واقع با شناختی که از باربارا دارم

139
00:08:08,488 --> 00:08:11,866
‫بین این دو تا جرم خیانت به بچه‌ها عمیق‌تره.

140
00:08:13,284 --> 00:08:15,286
‫ری، قضیه پیچیده‌ست.

141
00:08:15,286 --> 00:08:17,371
‫- آره. بگو ببینم. یالا.
‫- چیزه...

142
00:08:17,371 --> 00:08:20,416
‫افسردگی، تکانشگری، خودشیفتگی.

143
00:08:20,416 --> 00:08:21,667
‫هرکدومو بگی قبول می‌کنم.

144
00:08:21,667 --> 00:08:24,378
‫بیا بفرستیمت پیش یه دکتر
‫تا تشخیص بده.

145
00:08:25,338 --> 00:08:27,965
‫اما می‌ترسم تشخیصش این باشه
‫که تو یه آدم لجنی.

146
00:08:30,510 --> 00:08:32,678
‫واسه کارولین همه کار کردی ،

147
00:08:32,678 --> 00:08:34,472
‫و حالا می‌خوای کمتر بابتش
‫عذاب وجدان داشته باشی.

148
00:08:35,056 --> 00:08:37,642
‫مردهایی که خیانت می‌کنن
‫همین کارو می‌کنن راستی.

149
00:08:38,226 --> 00:08:39,852
‫می‌خوان عشق و حالشونو بکنن...

150
00:08:39,852 --> 00:08:42,021
‫و بعد توجیهشون این باشه
‫که پیچیده بود.

151
00:08:42,772 --> 00:08:45,149
‫برای هیئت منصفه خیلی ساده‌ست.

152
00:08:46,025 --> 00:08:48,569
‫از جنبه‌ی مثبت بخوایم بگیم هم
‫این کارو بی‌اصالتی می‌دونن.

153
00:08:50,029 --> 00:08:51,739
‫جا نمی‌خورن.

154
00:08:52,657 --> 00:08:55,701
‫اما به هر حال من جا خوردم.

155
00:08:56,827 --> 00:08:59,455
‫لورین جا خورد و مطمئنم باربارا هم جا خورده.

156
00:09:01,791 --> 00:09:03,209
‫اما هنوز باهاته.

157
00:09:04,252 --> 00:09:06,337
‫و این برای من به این معنیه
‫که می‌خواد بمونه.

158
00:09:09,590 --> 00:09:11,217
‫می‌دونی چیه؟ یه لحظه صبر کن.

159
00:09:12,134 --> 00:09:13,219
‫می‌دونی چیه؟ من...

160
00:09:13,219 --> 00:09:15,471
‫به چه جرئتی می‌گی
‫که من مسئولیتش رو قبول نمی‌کنم؟

161
00:09:16,430 --> 00:09:21,143
‫که من احساس شرم ندارم
‫و غرق احساس گناه نیستم؟

162
00:09:27,024 --> 00:09:30,027
‫می‌دونی توی این ۴۰ سال...

163
00:09:30,027 --> 00:09:33,406
‫من احساس شرم و گناه زیادی
‫توی کارم دیدم.

164
00:09:33,990 --> 00:09:36,075
‫شرم چیزیه که به خودت تحمیل می‌کنی.

165
00:09:36,075 --> 00:09:38,494
‫خودمحوره، درمورد خودته.

166
00:09:39,120 --> 00:09:40,913
‫احساس گناه
‫بیشتر داشتن و احساس کردنِ دردیه...

167
00:09:40,913 --> 00:09:43,416
‫که به بقیه دادی.

168
00:09:44,500 --> 00:09:46,127
‫من شک ندارم که احساس شرم داری.

169
00:10:01,434 --> 00:10:02,643
‫تامی...

170
00:10:03,728 --> 00:10:06,147
‫تامی، چرا من توی لیست شواهدم؟

171
00:10:06,147 --> 00:10:07,440
‫چون فکر می‌کنم تو اطلاعاتی...

172
00:10:07,440 --> 00:10:09,817
‫درمورد رابطه‌ی کارولین و راستی داری.

173
00:10:10,735 --> 00:10:13,946
‫من هیچ اطلاعاتی در مورد اتفاق اون شب ندارم.

174
00:10:15,197 --> 00:10:16,824
‫اما ممکنه یه اطلاعاتی...

175
00:10:16,866 --> 00:10:18,618
‫درمورد اتفاقات شب‌های دیگه داشته باشی.

176
00:10:20,036 --> 00:10:20,911
‫درسته؟

177
00:10:22,371 --> 00:10:24,248
‫به نظر من که این مسئله...

178
00:10:24,248 --> 00:10:26,584
‫واقعاً باید به منابع انسانی گزارش می‌شد،

179
00:10:26,584 --> 00:10:30,004
‫پس احتمالا فقط با مقصر بودن خودت درگیری.

180
00:10:30,046 --> 00:10:33,132
‫عجب، تو واقعاً یه بدبختی نه؟

181
00:10:33,132 --> 00:10:34,342
‫هی گوش کن.

182
00:10:34,342 --> 00:10:36,218
‫ما به خاطر کارولین این کارو می‌کنیم، خب؟

183
00:10:36,218 --> 00:10:38,596
‫فقط بهش فکر کن. به خاطر اون.

184
00:10:43,351 --> 00:10:44,435
‫سلام آقایون.

185
00:10:45,645 --> 00:10:46,771
‫مرسی که تشریف آوردین.

186
00:10:47,355 --> 00:10:49,148
‫چطورین؟ چیزی براتون بیارم؟

187
00:10:49,732 --> 00:10:50,691
‫راحتین؟

188
00:10:51,484 --> 00:10:54,236
‫من زیاد با این کارها راحت نیستم.

189
00:10:54,236 --> 00:10:55,821
‫کاملاً درک می‌کنم. وحشتناکه.

190
00:10:56,447 --> 00:10:58,866
‫اما از اونجایی که این پرونده رو
‫علیه آقای سبیچ درست می‌کنیم،

191
00:10:58,866 --> 00:11:00,993
‫تمام جزئیات به شدت مهمن،

192
00:11:00,993 --> 00:11:03,245
‫و وکیل مدافع تمام این سوالا رو
‫قراره از شما بپرسه.

193
00:11:03,245 --> 00:11:05,706
‫من فقط می‌خوام مطمئن بشم
‫که همه‌‌ی جواب‌ها کاملاً درست باشن.

194
00:11:06,290 --> 00:11:08,042
‫نباید یه وکیل داشته باشیم؟

195
00:11:09,335 --> 00:11:10,544
‫این کاملاً به خودتون بستگی نداره،

196
00:11:10,544 --> 00:11:13,381
‫اما من فقط دارم اطلاعاتی که
‫قبلاً درموردش حرف زدیم رو تایید می‌کنم.

197
00:11:16,342 --> 00:11:17,927
‫این عکسیه که شما از آقای سبیچ...

198
00:11:17,927 --> 00:11:19,804
‫موقع ورود به خونه‌ی مادرت
‫در شب کشته شدنش گرفتی.

199
00:11:19,804 --> 00:11:22,723
‫شانزدهم ژوئن، ساعت ۹:۴۹ شب.
‫درسته؟

200
00:11:23,224 --> 00:11:23,933
‫بله.

201
00:11:23,974 --> 00:11:26,060
‫و همه‌ی این عکسا رو هم همون شب گرفتی؟

202
00:11:26,102 --> 00:11:26,894
‫بله.

203
00:11:26,977 --> 00:11:30,690
‫چرا ازش موقع ترک کردن خونه عکس نگرفتی؟

204
00:11:30,731 --> 00:11:32,608
‫بعد این که رفت داخل از اونجا رفتم.

205
00:11:33,567 --> 00:11:34,568
‫برای چی اونجا بودی؟

206
00:11:35,986 --> 00:11:37,321
‫بعضی وقتا می‌رفتم.

207
00:11:39,949 --> 00:11:40,950
‫چرا؟

208
00:11:41,450 --> 00:11:42,868
‫قبلاً هم جوابش رو داده.

209
00:11:42,868 --> 00:11:47,957
‫باشه. قطعی کردن همه چی
‫خیلی برامون مهمه،

210
00:11:47,957 --> 00:11:50,835
‫چون اون هم قراره همین سوالا رو
‫بپرسه. وکیل مدافع رو می‌گم.

211
00:11:51,836 --> 00:11:53,129
‫چون اون مامانم بود.

212
00:11:53,379 --> 00:11:55,798
‫گاهی وقتا می‌رفتم خونه رو نگاه می‌کردم.

213
00:11:56,298 --> 00:11:58,509
‫تا حالا کس دیگه‌ای رو دیدی
‫که وارد خونه‌ش بشه؟

214
00:11:59,385 --> 00:12:00,761
‫اونشب فقط اون اونجا بود.

215
00:12:02,179 --> 00:12:05,558
‫وقتی آقای سبیچ وارد خونه شد
‫چه جوری به نظر می‌رسید؟

216
00:12:05,558 --> 00:12:07,017
‫رفتارش چه جوری بود؟

217
00:12:08,811 --> 00:12:09,562
‫نمی‌دونم.

218
00:12:09,603 --> 00:12:13,899
‫توی دیداری که باهاش داشتی
‫چطور به نظر می‌رسید؟

219
00:12:15,067 --> 00:12:16,777
‫تو گفتی که توی اون دیدار

220
00:12:17,153 --> 00:12:18,821
‫تو بهش اتهام زدی که مادرت رو کشته.

221
00:12:18,821 --> 00:12:19,905
‫درسته؟

222
00:12:19,905 --> 00:12:23,117
‫خب اون انکارش کرد ولی دروغ می‌گفت.

223
00:12:23,117 --> 00:12:25,870
‫چرا این حرف رو می‌زنی؟ از کجا می‌دونی؟

224
00:12:26,662 --> 00:12:28,414
‫می‌تونستم از چشماش بخونم.

225
00:12:30,875 --> 00:12:34,754
‫و این که یه بار مامانم بهم گفت
‫که داره ازش می‌ترسه.

226
00:12:35,671 --> 00:12:36,964
‫اما فکر کردم تو... تو کِی...

227
00:12:37,006 --> 00:12:38,299
‫با مادرت تماس داشتی؟

228
00:12:38,299 --> 00:12:42,511
‫یه بار راضیش کردم واسه ناهار همو ببینیم.

229
00:12:43,095 --> 00:12:45,347
‫به نظر میومد تحت فشاره

230
00:12:45,347 --> 00:12:48,184
‫و من عصبانی شدم چون فکر کردم به خاطر منه.

231
00:12:48,184 --> 00:12:50,102
‫بعدش ازش پرسیدم مشکل چیه

232
00:12:50,102 --> 00:12:52,938
‫و اون گفت یکی از همکارها...

233
00:12:52,938 --> 00:12:56,358
‫کم کم داره می‌ترسونتش.

234
00:12:58,027 --> 00:13:00,029
‫- گفتش اون مرد کیه؟
‫- نه.

235
00:13:01,030 --> 00:13:04,116
‫گفت باهاش پرونده‌های مشترک داشته

236
00:13:05,409 --> 00:13:07,161
‫و واسه همین نمی‌تونست از شرش خلاص شه.

237
00:13:22,760 --> 00:13:23,761
‫فکر کنم...

238
00:13:24,303 --> 00:13:27,181
‫نوشیدنی . بدون زیتون و آبمیوه.

239
00:13:33,187 --> 00:13:35,064
‫کل این هفته درمورد تو حرف می‌زدم.

240
00:13:37,066 --> 00:13:39,026
‫نه، اونطور که به نظر میاد نیست.

241
00:13:39,026 --> 00:13:40,611
‫باشه.

242
00:13:41,111 --> 00:13:42,613
‫نوشیدنیِ شیفت می‌خوری کلیف؟

243
00:13:43,197 --> 00:13:44,448
‫نمی‌خواستم بخورم ولی حالا می‌خورم.

244
00:13:46,450 --> 00:13:48,994
‫دستام از کار باریستایی اینجوری شده.

245
00:13:49,036 --> 00:13:50,996
‫همیشه داغونه.

246
00:13:53,457 --> 00:13:54,625
‫اون داستان‌ها چطور پیش می‌رن؟

247
00:13:55,626 --> 00:13:58,504
‫- مثل سابق.
‫- معلومه خب. می‌شه منم بیام پیشت؟

248
00:13:59,922 --> 00:14:00,589
‫- آره حتماً.
‫- آره؟

249
00:14:02,466 --> 00:14:04,301
‫- باربارا.
‫- باربارا.

250
00:14:04,718 --> 00:14:06,428
‫از آشنایی رسمیت خوش‌وقتم.

251
00:14:08,472 --> 00:14:10,057
‫اون کِرِمه چیه؟

252
00:14:10,057 --> 00:14:12,685
‫اینا رو جنین درست می‌کنه.

253
00:14:13,602 --> 00:14:16,063
‫کره‌ی کاکائو .

254
00:14:16,063 --> 00:14:17,773
‫انگشتت رو به دهنت نزن.

255
00:14:17,773 --> 00:14:19,149
‫- حسابی تشنه می‌شی.
‫- باشه.

256
00:14:19,149 --> 00:14:22,528
‫- مرسی که اطلاع دادی.
‫- خواهش می‌کنم. قابل نداشت.

257
00:14:22,653 --> 00:14:26,115
‫درمورد خالکوبیات بهم بگو.

258
00:14:26,907 --> 00:14:30,244
‫با این که می‌دونم سوال کردن درمورد خالکوبی
‫خیلی کلیشه‌ایه، می‌پرسم.

259
00:14:30,244 --> 00:14:31,996
‫آره. متوجهم.

260
00:14:32,663 --> 00:14:35,666
‫این... من یه نیمچه هنرمندی هم هستم.

261
00:14:36,500 --> 00:14:38,586
‫بیشتر هنر نورپردازی اما من...

262
00:14:38,586 --> 00:14:40,379
‫این رو تو دوران خامی جوونی طراحی کردم.

263
00:14:40,379 --> 00:14:41,922
‫«یی چینگ»ئه.

264
00:14:42,965 --> 00:14:44,091
‫می‌دونی چیه؟

265
00:14:45,718 --> 00:14:47,344
‫درمورد جان کیج،

266
00:14:48,053 --> 00:14:51,891
‫برایان اینو و کارهای خلاقانه‌
‫یه چیزهایی می‌دونم.

267
00:14:51,932 --> 00:14:53,100
‫درسته.

268
00:15:04,194 --> 00:15:05,237
‫ریگو.

269
00:15:05,237 --> 00:15:06,405
‫حدس بزن چی گیرم اومد.

270
00:15:07,489 --> 00:15:10,075
‫یه مورد مطابق با نمونه‌ی دوم
‫توی پرونده‌ی بانی دیویس.

271
00:15:10,075 --> 00:15:12,411
‫چی؟ چه جوری این کارو کردی؟

272
00:15:12,411 --> 00:15:14,580
‫من هیچ مورد مطابقی توی سیستم پیدا نکردم.

273
00:15:14,580 --> 00:15:17,875
‫آره. این احمق دی‌ان‌ایش رو
‫به سایت "اجداد" داده بود.

274
00:15:17,875 --> 00:15:19,001
‫برایان رتزر.

275
00:15:19,960 --> 00:15:22,755
‫رتزر. آدرسش؟

276
00:15:28,719 --> 00:15:30,346
‫اطلاعاتی درموردش داریم؟

277
00:15:30,346 --> 00:15:34,558
‫نه در واقع، به جز این که یه نمونه
‫توی صحنه‌ی قتلی به جا گذاشته

278
00:15:34,558 --> 00:15:35,976
‫که به یه مُرده ربط داشته.

279
00:15:37,227 --> 00:15:39,939
‫ببین، مرسی که این کارو می‌کنی.

280
00:15:39,939 --> 00:15:41,774
‫می‌دونم داری موقعیتت رو به خطر میندازی.

281
00:15:42,274 --> 00:15:44,568
‫به خاطر تو این کارو نمی‌کنم.
‫به خاطر کارولین می‌کنم.

282
00:15:44,568 --> 00:15:46,862
‫راستی ازت می‌خوام اونجا آروم باشی خب؟

283
00:15:47,363 --> 00:15:48,405
‫هیچی نگو.

284
00:16:00,000 --> 00:16:01,335
‫- سلام خانم.
‫- سلام.

285
00:16:01,335 --> 00:16:03,629
‫ببخشید مزاحمتون شدیم.
‫از اداره پلیس شیکاگو اومدیم.

286
00:16:03,629 --> 00:16:06,382
‫دنبال برایان رتزر می‌گردیم. خونه‌ست؟

287
00:16:07,466 --> 00:16:08,550
‫عزیزم!

288
00:16:10,302 --> 00:16:11,387
‫اون توی زیرزمینه.

289
00:16:11,887 --> 00:16:14,306
‫می‌خواین بیاین داخل تا صداش کنم؟

290
00:16:14,306 --> 00:16:15,391
‫حتماً.

291
00:16:16,725 --> 00:16:17,726
‫عزیزم.

292
00:16:24,817 --> 00:16:25,985
‫عزیزم؟

293
00:16:25,985 --> 00:16:28,153
‫- بله.
‫- پلیس اینجاست.

294
00:16:28,153 --> 00:16:29,071
‫بفرمایید بشینید لطفاً. الان میاد بالا.

295
00:16:29,071 --> 00:16:30,948
‫- عالیه. ممنون.
‫- قهوه می‌خورین؟

296
00:16:30,948 --> 00:16:32,032
‫حتماً.

297
00:16:49,591 --> 00:16:50,718
‫سلام.

298
00:16:51,427 --> 00:16:53,345
‫- سلام.
‫- بفرمایید؟

299
00:16:53,887 --> 00:16:56,849
‫ما درمورد یک سری اتفاقاتی که
‫ ۱۶ ژوئن سال ۲۰۱۹

300
00:16:56,849 --> 00:16:58,851
‫توی این منطقه افتاده تحقیق می‌کنیم.

301
00:16:59,727 --> 00:17:01,645
‫تو شبِ شانزدهم. فقط داریم پرس و جو می‌کنیم.

302
00:17:02,479 --> 00:17:04,273
‫درمورد چه اتفاقی تحقیق می‌کنید؟

303
00:17:04,273 --> 00:17:05,858
‫ورود غیرقانونی.

304
00:17:06,233 --> 00:17:09,236
‫توی این خیابون نه.
‫چند مایل به سمت شرق، توی خیابون رابرتسون.

305
00:17:09,737 --> 00:17:11,739
‫شب پنجشنبه بود.
‫می‌دونم به یادآوردنش سخته اما...

306
00:17:11,739 --> 00:17:15,409
‫نیازی ندارم به یاد بیارم.
‫اون خیابون رو نمی‌شناسم.

307
00:17:15,409 --> 00:17:19,413
‫اگه شبونه اتفاق افتاده،
‫من شیفت شب کار می‌کنم.

308
00:17:21,123 --> 00:17:22,124
‫کجا کار می‌کنید؟

309
00:17:23,917 --> 00:17:25,419
‫می‎شه نشانتون رو ببینم؟

310
00:17:25,419 --> 00:17:26,545
‫حتماً.

311
00:17:28,714 --> 00:17:29,715
‫فقط این که...

312
00:17:29,715 --> 00:17:32,593
‫- یه کارگر به قتل رسیده بود...
‫- بفرمایید.

313
00:17:33,093 --> 00:17:35,179
‫الان نه عزیزم باشه؟

314
00:17:36,055 --> 00:17:37,389
‫گفتم الان نه.

315
00:17:38,307 --> 00:17:39,349
‫باشه.

316
00:17:45,147 --> 00:17:46,899
‫قضیه دقیقاً درمورد چیه؟

317
00:17:47,608 --> 00:17:48,692
‫الان بهتون گفتم.

318
00:17:49,443 --> 00:17:50,903
‫کجا کار می‌کنید آقای رتزر؟

319
00:17:51,278 --> 00:17:52,571
‫سوال رو جواب دادین؟

320
00:17:52,571 --> 00:17:53,906
‫من نیازی ندارم به سوالی جواب بدم.

321
00:17:53,906 --> 00:17:56,450
‫دیر یا زود مجبورید به سوالات جواب بدید.

322
00:17:57,785 --> 00:18:00,496
‫یعنی خب بالاخره یه وقتی
‫قراره این صحبتا رو بکنید.

323
00:18:04,708 --> 00:18:06,543
‫من شما رو قبلاً جایی ندیدم؟

324
00:18:11,548 --> 00:18:12,716
‫این کارتمه.

325
00:18:13,759 --> 00:18:15,344
‫هروقت آمادگی حرف زدن داشتین
‫بهم زنگ بزنین.

326
00:18:15,344 --> 00:18:17,096
‫اگه آمادگی نداشتم چی؟

327
00:18:17,096 --> 00:18:18,722
‫فکر کنم چاره‌ای ندارید.

328
00:18:19,765 --> 00:18:21,225
‫ فکر کنم بدونید چرا.

329
00:18:23,143 --> 00:18:24,728
‫یا شاید بهتره از خانومتون بپرسیم.

330
00:18:25,729 --> 00:18:27,523
‫- لورا.
‫- آهای.

331
00:18:27,523 --> 00:18:28,816
‫بله؟

332
00:18:28,816 --> 00:18:30,567
‫- هیچی عزیزم.
‫- بله؟

333
00:18:33,779 --> 00:18:36,115
‫چی شده؟ چیزی لازم دارین؟

334
00:18:37,574 --> 00:18:39,326
‫فقط می‌خواستم بابت قهوه تشکر کنم.

335
00:18:40,202 --> 00:18:42,955
‫خواهش می‌کنم. همه چی مرتبه؟

336
00:18:42,955 --> 00:18:44,206
‫آره.

337
00:18:46,291 --> 00:18:47,292
‫باشه.

338
00:18:58,971 --> 00:19:00,973
‫بهت گفتم عصبانیش نکنی.

339
00:19:00,973 --> 00:19:03,016
‫فقط یه سوال ازش پرسیدم.

340
00:19:04,393 --> 00:19:06,436
‫واقعاً باورنکردنی هستی.

341
00:19:19,867 --> 00:19:21,160
‫چرا به نظر میاد خیلی ترسیدی؟

342
00:19:28,709 --> 00:19:30,127
‫چرا به نظر میاد خیلی ترسیدی؟

343
00:19:40,721 --> 00:19:41,722
‫بی؟

344
00:20:13,086 --> 00:20:15,422
‫بی چی کار می‌کنی؟

345
00:20:16,006 --> 00:20:17,799
‫نمی‌خوام ریسک کنم.

346
00:20:17,799 --> 00:20:19,885
‫اون نزدیک خونه‌ش دوچرخه سواری می‌کرده.

347
00:20:20,719 --> 00:20:23,597
‫از کجا معلوم توی باغچه‌ش نرفته،

348
00:20:24,223 --> 00:20:25,557
‫راستی.

349
00:20:28,852 --> 00:20:30,103
‫می‌خوای درموردش حرف بزنی؟

350
00:20:32,272 --> 00:20:33,273
‫نه.

351
00:20:35,692 --> 00:20:38,195
‫- حتماً یه احساساتی داری.
‫- اما نمی‌خوام درموردشون حرف بزنم.

352
00:20:41,573 --> 00:20:42,574
‫کایل.

353
00:20:47,913 --> 00:20:50,832
‫از وقتی که دیدم رفت توی خونه‌ش
‫خیلی اتفاقات بدتری افتاد.

354
00:20:56,964 --> 00:20:58,090
‫شوخی می‌کنی؟

355
00:21:04,263 --> 00:21:05,597
‫مسخره‌ست.

356
00:21:06,431 --> 00:21:11,019
‫هیچ پیشرفتی نداشتیم،
‫خب اغلب بلافاصله به دست نمیاد.

357
00:21:11,019 --> 00:21:13,730
‫جلسات اولیه می‌تونه بیشتر
‫برای جلب اعتماد باشه،

358
00:21:13,730 --> 00:21:17,150
‫و فکر کنم توی این مورد هم موفق نشدم.

359
00:21:18,485 --> 00:21:20,195
‫ببین در رابطه با...

360
00:21:21,113 --> 00:21:25,784
‫مشکل بزرگتر، به نظرم باید
‫مجدداً یه سری مرزها رو تعیین کنیم.

361
00:21:26,910 --> 00:21:28,495
‫باشه. منظورتون چیه؟

362
00:21:28,495 --> 00:21:32,124
‫این مسئله خیلی پیچیده‌تر و عمیق‌تر...

363
00:21:32,124 --> 00:21:34,626
‫از چیزی شده که بخوام به تو و راستی
‫مشاوره بدم،

364
00:21:34,668 --> 00:21:37,671
‫و حالا کایل هم این وسط....

365
00:21:37,671 --> 00:21:40,257
‫واقعاً باید برای هر فرد یه تراپیست جدا باشه.

366
00:21:40,257 --> 00:21:43,010
‫برای هر نفر؟ پولمون کجا بود!

367
00:21:43,593 --> 00:21:45,554
‫من فکر می‌کنم فقط باید به تو مشاوره بدم.

368
00:21:47,472 --> 00:21:48,473
‫می‌دونم.

369
00:21:50,225 --> 00:21:51,435
‫می‌شه بشینی...

370
00:21:55,605 --> 00:21:58,900
‫فکر کنم ممکنه که بخوای
‫راستی رو ببخشی...

371
00:21:58,900 --> 00:22:00,485
‫و توی این ازدواج بمونی.

372
00:22:00,777 --> 00:22:02,738
‫همینطور فکر می‌کنم ممکنه...

373
00:22:02,779 --> 00:22:06,199
‫حتی احتمال این
‫بیشتره که سیستم لیمبیکت...

374
00:22:06,199 --> 00:22:08,910
‫با تمام قوا داره در حال کار کردن باشه.

375
00:22:08,910 --> 00:22:10,829
‫تو توی حالت تدافعی هستی...

376
00:22:10,871 --> 00:22:12,831
‫و سعی داری به خاطر بچه‌هات
‫ازدواجت رو حفظ کنی،

377
00:22:13,332 --> 00:22:17,669
‫و هر کاری که آگاهانه یا ناخودآگاه
‫به نظرت نیازه رو انجام بدی.

378
00:22:17,669 --> 00:22:20,630
‫تو همیشه در تلاش بودی
‫یه خانواده رو حفظ کنی.

379
00:22:21,298 --> 00:22:23,550
‫اما فکر می‌کنم این هم ممکنه...

380
00:22:23,592 --> 00:22:25,719
‫که وقتی بچه‌ها بزرگ بشن یا برن دانشگاه،

381
00:22:25,719 --> 00:22:29,848
‫این اجبار برای بخشیدن...

382
00:22:30,432 --> 00:22:32,768
‫می‌تونه گسترده‌تر بشه
‫و به چیز دیگه‌ای تبدیل شه،

383
00:22:33,977 --> 00:22:38,106
‫مثل خشم یا حتی نفرت.

384
00:22:39,358 --> 00:22:41,193
‫شاید همین الان هم داره این اتفاق میفته.

385
00:22:43,945 --> 00:22:49,076
‫ببین، شوهرت عاشق یه زن دیگه شده بود.

386
00:22:49,076 --> 00:22:51,703
‫الان با محاکمه بابت قتلش مواجه شده.

387
00:22:52,954 --> 00:22:54,748
‫تو یه تراپیست جداگونه لازم داری.

388
00:23:03,465 --> 00:23:06,176
‫امروز یوجینیا اومده بود دفترم.

389
00:23:06,176 --> 00:23:08,303
‫چی گفت؟ چرا؟ چی گفت؟

390
00:23:08,303 --> 00:23:09,221
‫هی هی.

391
00:23:09,221 --> 00:23:11,640
‫من مشکلی با این ندارم که تو
‫اون رو شاهد اعلام کنی خب؟

392
00:23:11,640 --> 00:23:14,059
‫فقط... اگه قراره شاهد تو باشه،

393
00:23:14,059 --> 00:23:15,811
‫شاید بودن توی کمپینت به کمکش بیاد.

394
00:23:15,811 --> 00:23:16,895
‫بهم بگو چی گفت.

395
00:23:18,021 --> 00:23:19,314
‫اون گفتش که...

396
00:23:19,856 --> 00:23:21,525
‫گفت تو عوضی هستی خب؟

397
00:23:21,525 --> 00:23:23,193
‫اما می‌دونیم که تو گاهی وقتا یه کوچولو...

398
00:23:23,193 --> 00:23:26,655
‫خیلی خب گوش کن. من عصبانی بودنی،
‫بهترین روی دادستانیم میاد بالا.

399
00:23:26,655 --> 00:23:27,572
‫خودت می‌دونی.

400
00:23:27,572 --> 00:23:29,699
‫آره ولی اگه نقشه‌ت اینه که برای
‫پرونده‌سازی...

401
00:23:29,699 --> 00:23:31,952
‫به شواهد خطرناک اتکا کنی...

402
00:23:31,952 --> 00:23:35,372
‫یوجینیا هرطور که بتونه
‫انعطاف به خرج می‌ده تا به راستی کمک کنه.

403
00:23:35,372 --> 00:23:38,959
‫فکر کنم اون عاشق راستیه.

404
00:23:39,209 --> 00:23:41,420
‫من باید یه اولتیماتوم بهش بدم.

405
00:23:41,753 --> 00:23:45,841
‫نه نه. چیزی که باید ترتیبش رو بدی
‫یه مدرک محکمه، خب؟

406
00:23:45,841 --> 00:23:48,009
‫آبروی کسی رو بردن این کارو برات نمی‌کنه.

407
00:23:48,009 --> 00:23:50,178
‫من مدرک محکم برات جور می‌کنم، نگران نباش.

408
00:23:50,971 --> 00:23:53,723
‫نگرانم. من نگرانم.

409
00:23:54,391 --> 00:23:56,309
‫ریموند درخواست یه جلسه داده.

410
00:23:57,519 --> 00:23:58,520
‫چرا؟ در چه مورد؟

411
00:23:58,520 --> 00:24:00,647
‫خب تنها چیزی که
‫ می‌تونم تصور کنم اینه...

412
00:24:00,647 --> 00:24:02,732
‫که می‌خواد دنبال توافق بیفته.

413
00:24:02,732 --> 00:24:06,278
‫و اگه اینطور فکر می‌کنه
‫حتماً احساس می‌کنه بهمون چیره شده.

414
00:24:07,028 --> 00:24:08,822
‫به من که چیره نشده، تامی.

415
00:24:09,990 --> 00:24:10,991
‫به تو چیره شده؟

416
00:24:13,493 --> 00:24:14,744
‫هیچ‌جوره امکان توافق نیست.

417
00:24:19,249 --> 00:24:20,542
‫نه. بعدشم باید بگردیم ببینیم...

418
00:24:20,542 --> 00:24:22,210
‫که کارگر دیگه‌ای توی این منطقه هست

419
00:24:22,210 --> 00:24:24,171
‫و می‌تونه رتزر رو شناسایی کنه یا نه.

420
00:24:24,171 --> 00:24:26,673
‫اون یارو یه چیزی می‌دونه، شک ندارم.

421
00:24:26,673 --> 00:24:28,258
‫- حتماً.
‫- آماده‌ای؟

422
00:24:28,258 --> 00:24:30,510
‫- آره. ببین، بعداً بهت زنگ می‌زنم.
‫- باشه.

423
00:24:33,472 --> 00:24:35,599
‫می‌تونی دوباره از اون شب برام بگی؟

424
00:24:35,807 --> 00:24:38,393
‫گفتی اون شب دفتر بودی.

425
00:24:41,438 --> 00:24:42,522
‫آره.

426
00:24:42,522 --> 00:24:44,733
‫چند نفرمون داشتیم تا دیروقت
‫برای کمپین ریموند کار می‌کردیم،

427
00:24:44,733 --> 00:24:47,861
‫یعنی به ظاهر روی کمپین ریموند کار می‌کردیم.

428
00:24:49,446 --> 00:24:50,864
‫به ظاهر؟

429
00:24:52,157 --> 00:24:53,533
‫خب من بیشتر مشغول پیام دادن بودم.

430
00:24:55,660 --> 00:25:00,207
‫و هیچ پیامی در جواب نمی‌گرفتم...

431
00:25:02,375 --> 00:25:04,419
‫که زیاد خوب باهاش کنار نمیومدم.

432
00:25:05,378 --> 00:25:10,675
‫و اون عملاً داشت من رو می‌پیچوند
‫واسه همین نیاز داشتم برم یه جایی.

433
00:25:15,639 --> 00:25:17,849
‫و کِی از اداره خارج شدی؟

434
00:25:17,849 --> 00:25:19,518
‫یه کم بعد از ساعت ۸:۳۰.

435
00:25:19,518 --> 00:25:23,063
‫واسه همین بعضی وقتا بیرون غذا می‌خوردم
‫چون من...

436
00:25:24,523 --> 00:25:26,441
‫تو شرایطی نبودم که برم خونه.

437
00:25:37,285 --> 00:25:40,121
‫چیز زیادی از کافه یادم نمیاد.

438
00:25:44,459 --> 00:25:46,044
‫گمونم چند تا نوشیدنی زدم.

439
00:25:46,044 --> 00:25:47,587
‫شاید بازم سفارش دادم. نمی‌دونم.

440
00:25:54,844 --> 00:25:56,429
‫بعدش اون جواب پیاممو داد،

441
00:25:56,471 --> 00:25:57,722
‫[وای خدا راستی. اصلاً بیا خونه‌‌م.]

442
00:25:57,806 --> 00:25:59,474
‫و من رو ابرها بودم.

443
00:26:00,684 --> 00:26:05,897
‫اون ساعت ۹:۲۴ شب پیام داده.

444
00:26:05,897 --> 00:26:10,986
‫عکسای مایکل کالدوِل نشون می‌دن
‫که تو ساعت ۹:۴۹ رسیدی.

445
00:26:13,572 --> 00:26:14,781
‫چه اتفاقی افتاد؟

446
00:26:17,909 --> 00:26:20,078
‫نمی‌دونم در چه حد دنبال جزئیات هستی ولی...

447
00:26:22,622 --> 00:26:23,832
‫سلام.

448
00:26:24,708 --> 00:26:26,209
‫اتفاقی که افتاد...

449
00:26:28,503 --> 00:26:29,838
‫- چیه؟
‫- من فقط...

450
00:26:31,214 --> 00:26:32,215
‫چه اتفاقی افتاد؟

451
00:26:32,215 --> 00:26:33,758
‫نمی‌دونم چرا انقدر عصبانی هستی.

452
00:26:33,842 --> 00:26:35,010
‫چه اتفاقی افتاد؟

453
00:26:36,636 --> 00:26:38,013
‫خب بیشتر بحث کردیم.

454
00:26:39,180 --> 00:26:40,181
‫بحث کردین؟

455
00:26:40,181 --> 00:26:42,559
‫من می‌خواستم دوباره باهم باشیم
‫و اون نمی‌خواست،

456
00:26:42,559 --> 00:26:43,768
‫- و تقریباً بیشترش درمورد همین بود.
‫- نکن.

457
00:26:46,938 --> 00:26:52,027
‫داده‌های مکمل موبایل نشون میدن
‫که سرِ ساعت ۱۱:۰۰ رسیدی خونه.

458
00:26:53,111 --> 00:26:56,114
‫از خونه‌ی اون تا خونه‌ی شما،

459
00:26:56,114 --> 00:26:59,367
‫با ماشین ۲۰ دقیقه راهه که یعنی
‫ساعت ۱۰:۴۰ خونه‌ش رو ترک کردی.

460
00:27:00,744 --> 00:27:03,246
‫۵۱ دقیقه توی خونه‌ش بودی.

461
00:27:05,624 --> 00:27:06,750
‫بحث طولانی‌ای بوده.

462
00:27:11,338 --> 00:27:14,341
‫بعدش همینجوری رفتی؟

463
00:27:17,093 --> 00:27:18,511
‫بعدش باهم خداحافظی کردیم.

464
00:27:20,347 --> 00:27:21,181
‫با همدیگه حرف زدین ؟

465
00:27:23,141 --> 00:27:24,434
‫آره، بعدش هم رفتم خونه.

466
00:27:30,190 --> 00:27:31,900
‫اما وقتی رسیدم خونه فهمیدم...

467
00:27:31,900 --> 00:27:34,736
‫که اون امید به ظلم تبدیل شده بود.

468
00:27:36,780 --> 00:27:38,448
‫اون می‌دونست داره چی کار می‌کنه.

469
00:27:41,201 --> 00:27:42,952
‫اون خیلی ظالم بود.

470
00:27:52,712 --> 00:27:55,048
‫حالا برداشتت تا اینجا چیه؟

471
00:27:55,632 --> 00:27:59,135
‫خب درمورد پرونده
‫جایی که بهش رسیدیم رو دوست دارم.

472
00:27:59,886 --> 00:28:01,763
‫جور کردن مدرک محکم سختشون می‌شه.

473
00:28:01,763 --> 00:28:04,683
‫اما از طرفی هم زمانش ۵۱ دقیقه بوده.

474
00:28:04,683 --> 00:28:05,975
‫بحثشون به قدری طول کشیده...

475
00:28:06,017 --> 00:28:07,352
‫که بخواد دست و پاش رو ببنده
‫یا صحنه‌ی جرم رو پاک کنه.

476
00:28:07,352 --> 00:28:11,022
، بحث کنن
‫یا دعوا و بعدش آشتی کنن.

477
00:28:12,273 --> 00:28:13,566
‫راستی چطور؟

478
00:28:14,109 --> 00:28:15,819
‫نظرت درمورد این که
‫بره تو جایگاه شهادت حرف بزنه چیه؟

479
00:28:16,403 --> 00:28:19,322
‫امکان نداره بذاریم اون مرد
‫نزدیک جایگاه شهادت بشه.

480
00:28:22,367 --> 00:28:23,368
‫موافقم.

481
00:28:24,828 --> 00:28:26,413
‫درمورد رتزر چی دستگیرمون شد؟

482
00:28:26,413 --> 00:28:27,789
‫باید یه چیزی درموردش باشه.

483
00:28:27,789 --> 00:28:29,207
‫عذر موجه برای غیبت داره؟

484
00:28:29,207 --> 00:28:30,750
‫سابقه‌ی بازداشت شدن نداشته؟

485
00:28:31,960 --> 00:28:35,046
‫هیچی گیرمون نیومد. خیلی خب.
‫اون پیش رینولدز بود درسته؟

486
00:28:35,046 --> 00:28:37,382
‫خب اون با رینولدز و بانی دیویس اونجا بوده.
‫[راستی سبیچ]

487
00:28:37,382 --> 00:28:39,634
‫فقط باید این رو ثابت کنیم.

488
00:28:39,634 --> 00:28:41,511
‫آره فقط همینطور ادامه بده.

489
00:28:41,511 --> 00:28:42,637
‫همینجوری تلاشتو بکن.

490
00:28:52,313 --> 00:28:53,481
‫مولتو.

491
00:29:06,411 --> 00:29:07,912
‫باشه ممنون.

492
00:29:42,864 --> 00:29:44,032
‫بله؟

493
00:29:44,032 --> 00:29:45,116
‫سلام...

494
00:29:48,411 --> 00:29:52,290
‫می‌دونم اون شب خیلی حرفا به هم زدیم و...

495
00:29:54,000 --> 00:29:58,254
‫فقط می‌خوام بدونی... که درکت کردم.

496
00:29:59,798 --> 00:30:03,676
‫راستی، می‌‌شه درمورد این قضیه
‫وقتی رسیدم خونه حرف بزنیم؟

497
00:30:03,676 --> 00:30:07,013
‫الان دارم می‌رم فروشگاه.

498
00:30:09,849 --> 00:30:11,893
‫- آره حتماً. باشه.
‫- باشه؟

499
00:30:15,021 --> 00:30:16,147
‫دوستت دارم.

500
00:30:19,317 --> 00:30:20,318
‫دوستت دارم.

501
00:30:23,279 --> 00:30:25,824
‫همه‌ی مزخرفاتی که احتمالاً
‫دلت نمی‌خواد درموردش بشنوی.

502
00:30:26,366 --> 00:30:27,575
‫اتفاقاً برعکس.

503
00:30:28,076 --> 00:30:30,954
‫حسابی کنجکاوم بدونم که الان
‫جای تو بودن چه جوریه.

504
00:30:31,621 --> 00:30:32,747
‫راستش...

505
00:30:34,749 --> 00:30:35,834
‫نمی‌دونم.

506
00:30:40,713 --> 00:30:47,637
‫خب، اگه یه وقت خواستی حرف بزنی
‫و من اینجا نبودم...

507
00:30:54,561 --> 00:30:55,603
‫ممنون.

508
00:31:03,987 --> 00:31:04,988
‫- سلام کریس.
‫- سلام ریموند.

509
00:31:04,988 --> 00:31:06,239
‫- هلن.
‫- سلام.

510
00:31:07,866 --> 00:31:09,117
‫یوجینیا.

511
00:31:09,868 --> 00:31:13,788
‫وای خدای من. ریموند.
‫وای خدا. چطوری؟

512
00:31:13,788 --> 00:31:15,123
‫بد نیستم. تو چی؟

513
00:31:16,124 --> 00:31:17,375
‫توی لیست شاهدهام.

514
00:31:17,375 --> 00:31:19,210
‫- دیدم.
‫- آره.

515
00:31:19,210 --> 00:31:21,963
‫جریان اون دو نفرو می‌دونستم.

516
00:31:22,964 --> 00:31:24,424
‫خب، جای نگرانی نیست.

517
00:31:24,424 --> 00:31:25,967
‫رابطه‌شون رو انکار نمی‌کنیم.

518
00:31:25,967 --> 00:31:27,302
‫باشه.

519
00:31:27,302 --> 00:31:28,845
‫خب یه لطفی بهم می‌کنی؟

520
00:31:28,845 --> 00:31:33,892
‫به راستی بگو اصلاً قصد ندارم
‫که علیهش شهادتی بدم خب؟

521
00:31:33,892 --> 00:31:36,060
‫- بهش می‌گم.
‫- مرسی.

522
00:31:40,398 --> 00:31:42,066
‫- سلام رفقا.
‫- ریموند.

523
00:31:42,066 --> 00:31:43,985
‫طبق معمول از دیدنت خوشحالم.

524
00:31:45,862 --> 00:31:46,696
‫باشه.

525
00:31:48,072 --> 00:31:49,574
‫خیلی خب، بریم سر اصل مطلب.

526
00:31:50,158 --> 00:31:51,993
‫شما دو نفر پرونده‌ی خیلی ضعیفی دارین

527
00:31:51,993 --> 00:31:53,870
‫و گمونم جفتتون این رو می‌دونین.

528
00:31:54,662 --> 00:31:56,372
‫یعنی خب خیلی هم ناچیز نیست.

529
00:31:56,372 --> 00:31:58,082
‫اون اونجا بوده، آخرین نفر با اون دیده شده.

530
00:31:58,082 --> 00:32:00,251
‫مهمه. اما بازم ضعیفه.

531
00:32:00,251 --> 00:32:01,169
‫ما موافق نیستیم.

532
00:32:01,169 --> 00:32:03,129
‫حتی یه قطره از خونش هم...

533
00:32:03,171 --> 00:32:05,548
‫توی ماشین راستی پیدا نشده،
‫هیچ دی‌ان‌ایی.

534
00:32:05,548 --> 00:32:07,884
‫خون و محتویات بدنش همه جای خونه‌ش بود

535
00:32:07,884 --> 00:32:10,720
‫اما حتی یه ذره هم توی ماشین راستی نبوده.

536
00:32:10,720 --> 00:32:12,639
‫- اون تمیزش کرده.
‫- یا حتی روی لباسش.

537
00:32:12,639 --> 00:32:14,223
‫- اون رو هم تمیز کرده.
‫- هیچ گونه قتلی نیست.

538
00:32:14,223 --> 00:32:15,141
‫انداخته دور.

539
00:32:15,141 --> 00:32:17,226
‫می‌دونین که با حدسیات
‫نمی‌تونین محکومش کنید دیگه؟

540
00:32:17,810 --> 00:32:21,189
‫وقتی دست و پاش رو اونجوری بستن
‫یعنی عمدی بوده.

541
00:32:21,773 --> 00:32:24,484
‫ولی مرگ به علت میله‌ی شومینه
‫می‌تونه از سر هیجانی شدن باشه.

542
00:32:24,817 --> 00:32:27,111
‫پرونده‌ی شما از همون شروعش افتضاحه.

543
00:32:27,111 --> 00:32:28,446
‫خب ما عاشق چالشیم.

544
00:32:28,446 --> 00:32:30,114
‫می‌دونم دلیل داره...

545
00:32:30,114 --> 00:32:32,784
‫که اتهام ممانعت از اجرای عدالت ناچیز رو
‫پیش کشیدین

546
00:32:32,784 --> 00:32:34,243
‫که منم بودم همین کارو می‌کردم،

547
00:32:34,243 --> 00:32:35,912
‫شما می‌خواستین فقط سر یه چیزی محکومش کنین.

548
00:32:35,954 --> 00:32:37,664
‫چون دست خالی رفتن...

549
00:32:37,664 --> 00:32:39,123
‫حرفت چیه؟

550
00:32:39,499 --> 00:32:43,169
‫می‌بینم به یه نفر دستور دادن حرف نزنه.

551
00:32:45,505 --> 00:32:47,882
‫- چه باهوش.
‫- باشه عالیه. لطفاً فقط...

552
00:32:47,882 --> 00:32:52,053
‫راستی نمی‌تونه ریسک کنه
‫و باقی عمر طبیعیش رو بیفته زندان

553
00:32:52,053 --> 00:32:54,138
‫و تو نمی‌تونی ریسک کنی

554
00:32:54,138 --> 00:32:57,600
‫که یه‌وقت اون تبرئه شه
‫و جایگاه سیاسی تو خراب بشه.

555
00:32:57,684 --> 00:33:01,020
‫ما سر ۳ سال حبس به جرم ممانعت
‫از اجرای عدالت توافق می‌کنیم.

556
00:33:03,606 --> 00:33:05,441
‫ری، واقعاً فکر می‌کنی...

557
00:33:05,483 --> 00:33:07,986
‫که ما درخواست توافق می‌دیم؟

558
00:33:07,986 --> 00:33:09,821
‫نیکو، خودت می‌دونی که خیلی تند رفتی.

559
00:33:09,821 --> 00:33:12,323
‫تامی تشنه‌‌ی یه مظنون بود.

560
00:33:12,323 --> 00:33:15,243
‫و این که اون مظنون می‌تونست راستی باشه...

561
00:33:15,243 --> 00:33:17,078
‫واقعاً؟ 

562
00:33:17,078 --> 00:33:20,623
‫بیاید درمورد مشکل بزرگترتون حرف بزنیم
‫که همینجا نشسته.

563
00:33:20,623 --> 00:33:23,876
‫تو یه پرونده‌ی مزخرف و ضمنی رو

564
00:33:23,876 --> 00:33:28,798
‫دادی دست یه دوزاری 
‫که ضد من باشی.

565
00:33:28,798 --> 00:33:30,466
‫تو احمق نیستی نیکو.

566
00:33:30,466 --> 00:33:32,343
‫دنبال محکوم شدنشی و این رو بهت می‌دم.

567
00:33:32,343 --> 00:33:34,637
‫و با قاضی لیتل،

568
00:33:34,637 --> 00:33:38,558
‫به احتمال خیلی قوی
‫بتونم حکم بی‌گناهی براش بگیرم.

569
00:33:38,558 --> 00:33:41,060
‫این یعنی نابودی جایگاه سیاسیت.

570
00:33:41,894 --> 00:33:44,063
‫من دارم یه راه گریز بهت پیشنهاد می‌دم.

571
00:33:48,901 --> 00:33:51,362
‫- این چیه؟
‫- فقط بخونش. یه نگاه بنداز.

572
00:34:02,999 --> 00:34:04,584
‫چرا تازه الان دارم اینو می‌بینم؟

573
00:34:05,960 --> 00:34:07,628
‫تازه دست خودمون رسیده.

574
00:34:25,229 --> 00:34:27,690
‫شبیه همیشگیمون نبود.

575
00:34:28,191 --> 00:34:30,526
‫یا حداقل خیلی وقت اینجوری کارنکرده بودیم.

576
00:34:33,946 --> 00:34:36,115
‫تو اینجوری باهاش حرف میزدی؟

577
00:34:40,411 --> 00:34:41,412
‫نه.

578
00:34:44,582 --> 00:34:45,792
‫اون تو نیست.

579
00:34:48,002 --> 00:34:49,003
‫نبود.

580
00:34:52,507 --> 00:34:55,426
‫فکر می‌کنم چیزی که درکش برام سخته
‫اینه که...

581
00:34:58,387 --> 00:35:00,306
‫تو از خودت پرسیدی...

582
00:35:02,308 --> 00:35:04,477
‫که حاضر بودی چی رو از دست بدی؟

583
00:35:11,025 --> 00:35:13,569
‫من و تو خیلی از هم دور بودیم.

584
00:35:14,070 --> 00:35:17,156
‫احساس می‌کنم اون موقع
‫حتی نمی‌تونستیم صحبت کنیم.

585
00:35:19,158 --> 00:35:21,619
‫اما اون یه چیزی رو درونم بیدار کرد می‌دونی؟

586
00:35:21,619 --> 00:35:22,703
‫یه چیزی...

587
00:35:24,080 --> 00:35:25,748
‫که فکر می‌کردم مُرده.

588
00:35:30,461 --> 00:35:33,548
‫وقتی گفتی باید مسئولیت‌پذیر باشم...

589
00:35:33,548 --> 00:35:35,716
‫بی، منظورم اون چیزی نبود
‫که تو برداشت کردی...

590
00:35:35,716 --> 00:35:38,344
‫به نظرم اشتباه نمی‌کنی راستی.

591
00:35:39,554 --> 00:35:41,597
‫به نظرم ما به خودمون اجازه دادیم...

592
00:35:45,351 --> 00:35:46,769
‫که فاصله بگیریم.

593
00:35:49,188 --> 00:35:51,732
‫حتی الان که اینجا بودیم...

594
00:35:51,732 --> 00:35:54,443
‫یه جوری بود که انگار سعی داشتیم
‫یه چیزی رو ثابت کنیم.

595
00:35:54,443 --> 00:35:59,532
‫این که هنوز مثل سابقیم.

596
00:36:02,910 --> 00:36:03,911
‫هستیم؟

597
00:36:11,294 --> 00:36:12,503
‫ریموندِ .

598
00:36:14,547 --> 00:36:15,631
‫جواب می‌دم.

599
00:36:19,468 --> 00:36:20,303
‫سلام.

600
00:36:21,804 --> 00:36:23,389
‫- راستی.
‫- بله.

601
00:36:25,850 --> 00:36:27,226
‫پرونده‌مون وارد یه مسیر جدید شد.

602
00:36:30,563 --> 00:36:33,274
‫پوستت رو زیر ناخن‌های کارولین کشف کردن.

603
00:36:34,066 --> 00:36:35,943
‫چی؟ صبر کن. امکان نداره.

604
00:36:35,943 --> 00:36:38,321
‫توی گزارشه. تازه فهمیدم.

605
00:36:38,321 --> 00:36:41,532
‫نه. من... ری، اون منو چنگ ننداخت.

606
00:36:41,532 --> 00:36:43,826
‫دروغه.

607
00:36:43,826 --> 00:36:45,786
‫دی‌ان‌ایه دیگه راستی.

608
00:36:45,786 --> 00:36:48,247
‫نه دروغه. من... خدای من.

609
00:36:49,957 --> 00:36:51,667
‫باورم نمی‌شه دارن این کارو می‌کنن.

610
00:36:51,667 --> 00:36:52,960
‫کی؟

611
00:36:52,960 --> 00:36:56,422
‫مولتو و حلزون و کوماگای همه‌شون.

612
00:36:56,422 --> 00:36:57,715
‫- دست بردار.
‫- منظورت چیه؟

613
00:36:57,715 --> 00:36:59,383
‫من... اون هیچ‌وقت منو چنگ ننداخت.

614
00:36:59,383 --> 00:37:02,470
‫عمدیه.
‫اونا پرونده‌‌ی محکم ندارن.

615
00:37:02,511 --> 00:37:05,514
‫پرونده‌ی محکم ندارن واسه همین
‫می‌خوان برام پاپوش درست کنن.

616
00:37:05,514 --> 00:37:06,933
‫بابا!

617
00:37:06,933 --> 00:37:08,768
‫زود باش! باز کن!
‫می‌دونم اونجایی!

618
00:37:08,768 --> 00:37:10,728
‫- لعنتی. چیه؟
‫- این مورد باید یه دلیلی داشته باشه.

619
00:37:10,728 --> 00:37:11,812
‫- بابا!
‫- نه! من...

620
00:37:11,812 --> 00:37:13,856
‫- چیه؟ چی شده؟
‫- یه نفر دم دره!

621
00:37:13,856 --> 00:37:15,942
‫ریموند صبر کن. چی شده؟

622
00:37:15,942 --> 00:37:17,777
‫- نمی‌دونم. یه نفر دم دره.
‫- آروم باش.

623
00:37:17,777 --> 00:37:19,403
‫- من داشتم تلویزیون می‌دیدم...
‫- باشه.

624
00:37:19,403 --> 00:37:20,821
‫عزیزم عزیزم آروم باش. چیزی نیست.

625
00:37:20,821 --> 00:37:23,282
‫هی! در خونه‌مو از جا کندی!

626
00:37:23,282 --> 00:37:25,076
‫- کیه؟
‫- نمی‌دونم!

627
00:37:25,076 --> 00:37:26,410
‫راستی. جیدن!

628
00:37:26,410 --> 00:37:28,496
‫- با خونواده‌ی من درمیفتی؟
‫- بابا اون کیه؟

629
00:37:28,496 --> 00:37:30,248
‫- وایستا! نکن!
‫- زنگ می‌زنم پلیس.

630
00:37:30,248 --> 00:37:32,583
‫نه! به پلیس زنگ نزن باربارا.
‫بذار فکر کنم.

631
00:37:32,583 --> 00:37:33,709
‫این درو باز کن.

632
00:37:33,709 --> 00:37:35,586
‫- جیدن از دم در برو کنار!
‫- برو کنار!

633
00:37:35,586 --> 00:37:37,129
‫- در کوفتی رو باز کن!
‫- صبر کن...

634
00:37:37,129 --> 00:37:38,756
‫- راستی.
‫- آقای رتزر! گوش کن.

635
00:37:38,756 --> 00:37:40,800
‫- با خونواده‌ی من درمیفتی...
‫- تو دنبال منی.

636
00:37:40,800 --> 00:37:43,052
‫- از خونه‌م دور شو.
‫- منم خونواده‌ی تو رو اذیت می‌کنم!

637
00:37:43,052 --> 00:37:45,346
‫- عزیزم بیا اینجا. عزیزم.
‫- آقای رتزر!

638
00:37:45,346 --> 00:37:48,140
‫- گوش کن...
‫- راستی. الو؟

639
00:37:49,433 --> 00:37:51,811
‫یه بار دیگه تکرار کنی به خدا قسم...

640
00:37:51,811 --> 00:37:54,522
‫- راستی!
‫- بابا!

641
00:37:54,522 --> 00:37:55,940
‫- راستی نکن!
‫- بسه! منو ببین!

642
00:37:55,940 --> 00:37:59,026
‫- لطفاً! بابا.
‫- راستی!
