﻿1
00:00:17,350 --> 00:00:17,976
‫بابا!

2
00:00:17,976 --> 00:00:20,228
‫- از خونه‌ی من گم شو بیرون.
‫- راستی نکن!

3
00:00:20,228 --> 00:00:21,479
‫برو بیرون!

4
00:00:21,521 --> 00:00:22,897
‫- برید تو!
‫- باشه باشه!

5
00:00:22,897 --> 00:00:24,733
‫عزیزم عزیزم عزیزم. منو نگاه کن.

6
00:00:24,774 --> 00:00:27,986
‫راستی؟ اونجا چه خبره؟

7
00:00:27,986 --> 00:00:30,321
‫- عزیزم منو ببین، دیگه رفت.
‫- راستی باهام حرف بزن.

8
00:00:30,321 --> 00:00:32,282
‫- نفس بکش، نفس، نفس.
‫- راستی؟

9
00:00:33,366 --> 00:00:38,872
‫« اصـل برائــت »
‫[ فصل اول/قسمت پنج ]

10
00:00:40,623 --> 00:00:42,751
‫پس فکر کردی اون اطلاعات داره

11
00:00:42,751 --> 00:00:45,128
‫و رفتی خونه‌ش.

12
00:00:46,254 --> 00:00:49,090
‫بعدش اون... برای چی اومد اینجا؟

13
00:00:49,841 --> 00:00:51,259
‫که بترسونتت؟

14
00:00:52,886 --> 00:00:54,554
‫راستی ممکن بود بکشیش.

15
00:00:59,642 --> 00:01:01,269
‫اگه بره سراغ پلیس چی؟

16
00:01:01,269 --> 00:01:02,353
‫نمی‌ره.

17
00:01:03,354 --> 00:01:04,355
‫از کجا می‌دونی؟

18
00:01:06,399 --> 00:01:07,400
‫نمی‌ره.

19
00:01:40,600 --> 00:01:41,768
‫- تامی؟
‫- بله؟

20
00:01:41,768 --> 00:01:44,312
‫به من می‌گن که شاهد اولم،
‫یا یکی از شاهدهای اولیه.

21
00:01:44,312 --> 00:01:45,522
‫می‌خوام بدونم دلیلش چیه.

22
00:01:45,522 --> 00:01:48,149
‫وکیل مدافع تعصب قضائی رو
‫به عنوان استدلال میاره

23
00:01:48,149 --> 00:01:50,110
‫و تو می‌تونی درجا نقضش کنی.

24
00:01:50,110 --> 00:01:52,529
‫اگه انتظار داری بگم که فکر می‌کنم
‫راستی قتل کرده، این کارو نمی‌کنم.

25
00:01:52,529 --> 00:01:55,365
‫نه. انتظار ندارم چیزی بگی.

26
00:01:56,991 --> 00:01:59,994
‫فقط انتظار دارم حقیقت رو بگی.
‫با این مشکلی داری؟

27
00:02:02,205 --> 00:02:04,874
‫جریان شما دو نفر چیه؟

28
00:02:04,874 --> 00:02:07,877
‫داستان خاصی باهاش داری؟

29
00:02:07,877 --> 00:02:09,045
‫با راستی؟

30
00:02:09,045 --> 00:02:10,130
‫آره.

31
00:02:10,130 --> 00:02:12,382
‫اگه چیزی بود باید بدونم.

32
00:02:14,634 --> 00:02:15,635
‫تا حالا حرف زدی؟

33
00:02:16,970 --> 00:02:18,471
‫حرفت بی‌مورده.

34
00:02:18,471 --> 00:02:19,889
‫بی‌ربطه.

35
00:02:21,558 --> 00:02:23,434
‫تو به عنوان یه شاهد احضار می‌شی

36
00:02:23,434 --> 00:02:25,520
‫تا شهادت بدی که کارولین و راستی
‫باهم دوست بودن،

37
00:02:25,520 --> 00:02:27,355
‫و من باید بدونم بطور حرفه‌ای بی‌طرفی.

38
00:02:27,355 --> 00:02:30,483
‫اگه بی‌طرفیِ حرفه‌ای واقعاً دغدغه‌ی توئه

39
00:02:30,483 --> 00:02:32,569
‫شاید باید خودت کنار بکشی.

40
00:02:32,986 --> 00:02:34,070
‫اوهوم.

41
00:02:36,865 --> 00:02:39,284
‫می‌دونی، تازگیا تغییرات ساختاری زیادی
‫داره اینجا شکل می‌گیره

42
00:02:39,284 --> 00:02:44,289
‫و می‌خوام بدونی که من و نیکو وظیفه‌شناسی رو
‫ نسبت به همه چی توی اولویت می‌ذاریم.

43
00:03:57,403 --> 00:03:59,489
‫همینجوری ترکید؟

44
00:03:59,697 --> 00:04:01,032
‫آره. همه  پخش جا شد.

45
00:04:02,325 --> 00:04:03,660
‫همه جای دفتر.

46
00:04:06,120 --> 00:04:09,123
‫ریموند، همه‌ی این کابوس‌ها...

47
00:04:09,791 --> 00:04:11,459
‫دارن حرف یکسانی رو بهت می‌زنن،

48
00:04:11,459 --> 00:04:13,753
‫یعنی همون چیزی که مدارک...

49
00:04:13,753 --> 00:04:15,755
‫- دارن نشونت می‌دن.
‫- می‌شه این حرفا رو نزنیم؟

50
00:04:16,714 --> 00:04:21,135
‫مدرک دیگه‌ای هست... حتی خیلی کوچیک
‫که به یه نفر دیگه اشاره کنه؟

51
00:04:21,719 --> 00:04:25,556
‫لو، مسئله این نیست که شواهد
‫به یه نفر دیگه اشاره دارن یا نه.

52
00:04:25,556 --> 00:04:26,641
‫کمبود شواهده...

53
00:04:26,641 --> 00:04:28,226
‫- که باعث می‌شه راستی رو نشونه بگیرن.
‫- که به راستی اشاره داره.

54
00:04:28,268 --> 00:04:30,103
‫می‌دونم. مدرکی که اهرم فشار کنن.

55
00:04:31,562 --> 00:04:33,231
‫می‌شه درمورد فشاری که
‫قراره روی تو باشه حرف بزنیم؟

56
00:04:33,231 --> 00:04:34,482
‫می‌‌شه حرف نزنیم؟

57
00:04:36,109 --> 00:04:37,193
‫اون این کارو نکرده.

58
00:04:40,196 --> 00:04:41,364
‫مهم نیست.

59
00:04:42,740 --> 00:04:44,742
‫به هر حال الان دیگه وکیل مدافعی.

60
00:05:22,322 --> 00:05:24,073
‫بیا بریم لورا. دست بجنبون.

61
00:06:51,077 --> 00:06:54,455
‫- آهای! چه غلطی داری می‌کنی؟
‫- چیزی نیست. آروم باش.

62
00:06:55,415 --> 00:06:57,083
‫فقط می‌خوام حرف بزنم.

63
00:06:57,083 --> 00:06:58,084
‫الان زنگ می‌زنم پلیس.

64
00:06:58,084 --> 00:07:00,211
‫بعد اتفاق دیشب می‌خوای به پلیس زنگ بزنی؟

65
00:07:00,461 --> 00:07:02,255
‫باشه. چطوره خودم برسونمت اونجا؟

66
00:07:02,296 --> 00:07:03,589
‫می‌تونیم باهمدیگه شکایت‌نامه رو پر کنیم.

67
00:07:03,589 --> 00:07:05,007
‫تو دردت چیه؟

68
00:07:05,007 --> 00:07:06,968
‫من... فقط می‌خوام باهات حرف بزنم.

69
00:07:06,968 --> 00:07:08,261
‫باشه؟

70
00:07:08,261 --> 00:07:10,430
‫فقط... فقط... باهام چند کلوم حرف بزن.

71
00:07:12,890 --> 00:07:15,017
‫تو حمله کردی. بی‌اجازه وارد ملکش شدی.

72
00:07:15,017 --> 00:07:17,728
‫- اون می‌تونه ادعا کنه که ازش اخاذی می‌کنی.
‫- من بهش حمله کردم؟ من بی‌اجازه وارد شدم؟

73
00:07:17,728 --> 00:07:20,523
‫- اصلاً فکر نمی‌کنم اون بیاد...
‫- بهترین راه برای خلاص شدنش

74
00:07:20,523 --> 00:07:23,401
‫اینه که بره سراغ پلیس.

75
00:07:23,401 --> 00:07:25,862
‫ممکنه بتونه برای پلیس‌ها چاپلوسی کنه

76
00:07:25,862 --> 00:07:29,282
‫و تو رو یه دیوونه‌ی جامعه‌ستیز نشون بده

77
00:07:29,282 --> 00:07:32,034
‫و اونطور که من می‌بینم راستی،

78
00:07:32,910 --> 00:07:35,913
‫این هزارتویی که توش افتادی هم
‫تو رو به همین سمت می‌بره...

79
00:07:37,874 --> 00:07:38,749
‫مایا.

80
00:07:39,375 --> 00:07:40,668
‫اون یه آدم با ذهنیت جدیده.

81
00:07:40,793 --> 00:07:41,878
‫بی‌طرفه.

82
00:07:42,086 --> 00:07:44,213
‫به این نظریه‌ی راستی گوش کن.

83
00:07:45,006 --> 00:07:46,716
‫لیام رینولدز بهترین مظنون ماست.

84
00:07:46,716 --> 00:07:48,176
‫اون انگیزه داشت.

85
00:07:49,760 --> 00:07:51,929
‫و با وجود زندونی بودن، روش خودش رو داشته.

86
00:07:51,929 --> 00:07:53,598
‫اون خارج از زندان آشنا داشت.

87
00:07:53,598 --> 00:07:58,603
‫و طبق گفته‌های ریگو
‫که با چندتا از زندانی‌ها حرف زده

88
00:07:58,603 --> 00:08:00,605
‫رینولدز گفته که اون کشتتش.

89
00:08:00,605 --> 00:08:02,565
‫اون فقط به تعداد پرونده‌های موفقش
‫ اهمیت می‌داد.

90
00:08:02,565 --> 00:08:05,651
‫حتی اگه رینولدز دخلی بهش داشته...

91
00:08:05,651 --> 00:08:07,778
‫حاضر بودم با کمال میل جمجمه‌ش رو خورد کنم.

92
00:08:07,820 --> 00:08:11,199
‫حرف من اینه...
‫که کارولین مدرک رو پنهون کرد.

93
00:08:11,782 --> 00:08:15,119
‫- مدرکی که بی‌نتیجه بود.
‫- نه، کارولین مدرک رو قایم کرد ری.

94
00:08:18,080 --> 00:08:20,082
‫- سلام.
‫- نتایج اومد؟

95
00:08:21,584 --> 00:08:24,003
‫همون چیزی بود که از اول انتظار می‌رفت.

96
00:08:24,003 --> 00:08:27,798
‫و رتزر، اون توی صحنه‌ی قتل بود.

97
00:08:28,007 --> 00:08:31,552
‫پس اونقدرها که تو می‌خوای بگی
‫دور از انتظار نیست.

98
00:08:36,849 --> 00:08:40,019
‫باشه. ولی پرونده‌ی ما این نیست.

99
00:08:40,478 --> 00:08:42,021
‫راست می‌گه.

100
00:08:42,897 --> 00:08:46,817
‫ببین، من توی تجربه‌ی حرفه‌ایم
‫دو تا چیز رو یاد گرفتم.

101
00:08:46,817 --> 00:08:49,737
‫یکیش اینه که جاسوس‌های زندان...

102
00:08:49,779 --> 00:08:53,157
‫هر حرفی رو از خودشون درمیارن
‫تا از گرفتاری نجات پیدا کنن.

103
00:08:53,699 --> 00:08:57,578
‫دو، کسایی که مرتکب قتل می‌شن
‫میل به تهدید، لاف زدن،

104
00:08:57,578 --> 00:08:59,288
‫و خراب کردنِ زندونی‌های دیگه دارن.

105
00:08:59,288 --> 00:09:03,459
‫و کاری که تمایل به انجامش ندارن
‫اینه که با کسی گرم بگیرن و حرفشونو بهش بگن.

106
00:09:04,335 --> 00:09:05,503
‫متاسفم.

107
00:09:05,503 --> 00:09:07,713
‫و حتی اگه رینولدز دخلی توش داشته...

108
00:09:07,713 --> 00:09:10,758
‫همچنان نمی‌فهمم این رتزر
‫چه کمکی به ما می‌کنه.

109
00:09:10,758 --> 00:09:13,386
‫حرف من اینه که این دو نفر
‫ممکنه به هم ربط داشته باشن، ریموند.

110
00:09:13,970 --> 00:09:15,596
‫شاید همدیگه رو می‌شناسن.

111
00:09:17,306 --> 00:09:18,641
‫این زندگی .

112
00:09:18,641 --> 00:09:19,725
‫آره.

113
00:09:21,269 --> 00:09:22,937
‫می‌دونم و دوست دارم نجاتش بدم

114
00:09:22,937 --> 00:09:27,024
‫چون برای دفاع از زندگی و آزادیت
‫ اومدی سراغ من.

115
00:09:28,109 --> 00:09:30,361
‫اما راستی، استراتژی‌مون هر چی هم باشه...

116
00:09:31,946 --> 00:09:33,447
‫این نیست:

117
00:09:33,447 --> 00:09:37,285
‫«آهای یه مرده هست که یه مرد دیگه رو
‫که تو زندانه می‌شناسه...

118
00:09:37,285 --> 00:09:39,120
‫و جفتشون...

119
00:09:39,120 --> 00:09:42,707
‫توی خونه‌ی یه مرده
‫پیدا شده.»

120
00:09:42,707 --> 00:09:46,085
‫کسی که دقیقاً عین کارولین
‫ دست و پاش بسته شده بود.

121
00:09:46,085 --> 00:09:47,169
‫دقیقاً هم نه.

122
00:09:48,629 --> 00:09:49,714
‫مشابهش.

123
00:09:50,798 --> 00:09:53,050
‫خدای من. باشه.
‫اصلاً می‌دونی چیه؟

124
00:09:53,175 --> 00:09:55,595
‫می‌تونی خودت از رتزر بپرسی.
‫چون فردا قراره بیاد اینجا.

125
00:09:55,595 --> 00:09:56,762
‫چی؟

126
00:10:01,475 --> 00:10:02,476
‫آره.

127
00:10:10,901 --> 00:10:12,069
‫داره روی تردمیل می‌دوئه.

128
00:10:13,237 --> 00:10:15,156
‫آره. پیشنهاد من بود.

129
00:10:16,032 --> 00:10:17,742
‫دیشب به یه نفر حمله کرد.

130
00:10:18,784 --> 00:10:20,161
‫تردمیل بهتره.

131
00:10:21,412 --> 00:10:25,249
‫مامان، اون این کارو کرده؟

132
00:10:29,920 --> 00:10:32,131
‫نه. نه عزیزم.

133
00:10:32,715 --> 00:10:34,967
‫بابات خشم زیادی درونش داره...

134
00:10:37,219 --> 00:10:38,679
‫اما این کارو نکرده.

135
00:10:42,016 --> 00:10:44,435
‫فکر می‌کنم ممکنه کار رتزر باشه.

136
00:10:46,437 --> 00:10:48,898
‫و فکر می‌کنه من
‫ دارم کنترلم رو از دست می‌دم.

137
00:10:48,898 --> 00:10:50,358
‫درست می‌گه؟

138
00:10:50,358 --> 00:10:51,442
‫شاید.

139
00:10:52,151 --> 00:10:55,321
‫خب به نظر هم میاد که یه کوچولو
‫کنترلت رو از دست دادی.

140
00:10:55,321 --> 00:10:56,739
‫این حرف یعنی چی؟

141
00:10:57,323 --> 00:10:58,741
‫یعنی تو یه مرده رو کتک زدی.

142
00:10:59,784 --> 00:11:01,786
‫جی، اون اومده بود دم خونه‌مون!

143
00:11:03,412 --> 00:11:05,581
‫تو رو تهدید کرد. مامان رو تهدید کرد.

144
00:11:06,666 --> 00:11:08,000
‫چی کار باید می‌کردم؟

145
00:11:10,503 --> 00:11:11,587
‫نمی‌دونم.

146
00:11:12,922 --> 00:11:14,256
‫نگرانتم.

147
00:11:25,768 --> 00:11:27,144
‫- سلام تامی.
‫- سلام کارولین.

148
00:11:27,144 --> 00:11:29,730
‫- تعقیبم می‌کنی؟
‫- تعقیب می‌کنم...

149
00:11:31,691 --> 00:11:35,778
‫خیلی خب گوش کن.
‫به گوشم رسیده نمی‌خوای باهام کار کنی و...

150
00:11:37,738 --> 00:11:38,739
‫کی این رو گفته؟

151
00:11:39,240 --> 00:11:41,325
‫وای خدا. مهم نیست کی گفته.

152
00:11:41,325 --> 00:11:43,202
‫این واقعیت داره که نمی‌خوای باهام کار کنی؟

153
00:11:44,495 --> 00:11:46,288
‫- من...
‫- فقط بهم بگو.

154
00:11:46,288 --> 00:11:47,498
‫من گفتم...

155
00:11:47,498 --> 00:11:51,460
‫ترجیح می‌دم...
‫که تک‌نفره روی پرونده‌هام کار کنم.

156
00:11:51,460 --> 00:11:55,214
‫و اگه قرار بود کمکی بخوام
‫ترجیح می‌دادم با راستی همکاری کنم

157
00:11:55,214 --> 00:11:58,384
‫چون اون معاون ارشد دادستانه
‫و از نظر شغلی، می‌دونی...

158
00:11:58,384 --> 00:12:00,845
‫- آره می‌دونم. منطقیه.
‫- آره.

159
00:12:00,845 --> 00:12:03,931
‫فقط شنیدم که مخصوصاً نمی‌خوای با من کار کنی.

160
00:12:05,307 --> 00:12:06,392
‫من این حرف رو نزدم.

161
00:12:07,017 --> 00:12:08,853
‫من... شایدم حرفم اشتباه برداشت شده.

162
00:12:13,858 --> 00:12:16,986
‫- تا دیروقت کار می‌کنی.
‫- آره.

163
00:12:18,904 --> 00:12:23,659
‫گوش کن، این لیام رینولدز
‫که بانی دیویس رو کشت؟

164
00:12:24,910 --> 00:12:26,120
‫خب؟

165
00:12:26,120 --> 00:12:28,831
‫دقیقاً مسئله همینه. یه چیزهایی می‌شنوم.

166
00:12:28,831 --> 00:12:30,458
‫شنیدم کارولین رو تهدیداتی کرده که شدنیه.

167
00:12:30,458 --> 00:12:31,917
‫- اون زندانه.
‫- و...

168
00:12:33,961 --> 00:12:34,795
‫آره.

169
00:12:36,046 --> 00:12:37,381
‫اما ازش بازجویی کردی؟

170
00:12:38,424 --> 00:12:41,510
‫کردیم، و اگه بازجوها چیز جدیدی پیدا کردن
‫بررسیش می‌کنیم.

171
00:12:41,510 --> 00:12:44,680
‫اما فکر نمی‌کنی که تهش چیزی باشه هان؟

172
00:12:48,642 --> 00:12:50,269
‫- اون زندانه.
‫- آره.

173
00:12:50,269 --> 00:12:52,146
‫با لیام رینولدز به جایی نمی‌رسیم.

174
00:12:52,730 --> 00:12:55,065
‫الان تمرکزمون روی راستی سبیچه نه؟

175
00:12:56,233 --> 00:12:57,234
‫آره.

176
00:13:11,665 --> 00:13:12,833
‫باربارا.

177
00:13:19,465 --> 00:13:21,759
‫«کلیف»

178
00:13:23,219 --> 00:13:27,014
‫کلیفتون... باربارا سبیچم.

179
00:13:27,723 --> 00:13:30,643
‫آره. امیدوار بودم زنگ بزنی.

180
00:13:33,020 --> 00:13:34,271
‫متاسفم. کارمون اشتباه بود.

181
00:13:34,271 --> 00:13:35,523
‫فکر بدی بود.

182
00:13:36,774 --> 00:13:40,444
‫کی بود می‌گفت «ما از تصمیماتی که نگرفتیم
‫پشیمون می‌شیم؟»

183
00:15:00,733 --> 00:15:02,067
‫احساس امنیت بهم می‌ده.

184
00:15:06,780 --> 00:15:09,199
‫این توی دنیای هنری بد نیست؟

185
00:15:12,703 --> 00:15:13,787
‫برای من نه.

186
00:15:15,497 --> 00:15:18,918
‫و راستش اخیراً احساس امنیت
‫یه کم ازم دور بوده.

187
00:15:27,176 --> 00:15:28,510
‫لوئیس کارول.

188
00:15:29,803 --> 00:15:30,638
‫چی؟

189
00:15:30,638 --> 00:15:35,809
‫«در نهایت، تنها تصمیماتی که
‫ازشون پشیمونیم، تصمیماتیه که نگرفتیم.»

190
00:15:36,936 --> 00:15:38,354
‫فکر کردم این جمله از اسکار وایلده.

191
00:15:43,108 --> 00:15:45,152
‫حالا کمتر احساس امنیت دارم.

192
00:15:51,325 --> 00:15:52,743
‫من حتی .

193
00:15:54,620 --> 00:15:56,830
‫اما به این چی آقای رتزر.

194
00:15:56,956 --> 00:15:58,165
‫ولی اونشب اونجا نبودم.

195
00:15:58,499 --> 00:16:02,002
‫اوه پس بالاخره یادت اومد اون کیه؟

196
00:16:03,087 --> 00:16:04,588
‫با این زن هم حرف زدی؟

197
00:16:06,715 --> 00:16:07,716
‫آره ممکنه.

198
00:16:07,716 --> 00:16:08,926
‫ممکنه؟

199
00:16:10,386 --> 00:16:14,014
‫ببینید، من با همه اینا حرف زدم خب؟

200
00:16:14,014 --> 00:16:14,848
‫می‌دونید... و اون آشنا به نظر می‌رسه خب؟

201
00:16:14,848 --> 00:16:15,474
‫می‌دونید... و اون آشنا به نظر می‌رسه خب؟

202
00:16:16,892 --> 00:16:18,811
‫اما ببینید...

203
00:16:19,228 --> 00:16:20,896
‫من زنم رو دوست دارم خب؟

204
00:16:21,981 --> 00:16:27,236
‫اما بعد از... چهار تا بچه
‫اون دیگه علاقه‌ای  نداشت.

205
00:16:27,236 --> 00:16:30,572
‫واسه همین گاهی وقتا آره. زیاد نه.

206
00:16:30,572 --> 00:16:32,032
‫این مرده چی؟

207
00:16:36,912 --> 00:16:38,914
‫نه اون رو نمی‌شناسم.
‫تا حالا ندیدمش.

208
00:16:39,540 --> 00:16:40,624
‫مطمئنی؟

209
00:16:41,667 --> 00:16:44,336
‫آره مطمئنم.

210
00:16:45,754 --> 00:16:46,755
‫چرا باید دروغ بگم؟

211
00:16:46,755 --> 00:16:49,299
‫نگران اینی که توی مرگش دخیل بوده باشی؟

212
00:16:50,300 --> 00:16:54,638
‫که احتمالاً الانش هم 
‫ دی‌ان‌ایت توی صحنه‌ی جرم پیدا شده؟

213
00:17:06,025 --> 00:17:08,110
‫ما می‌دونیم لیام رینولدز این کارو کرده.

214
00:17:08,694 --> 00:17:13,032
‫اگه این مرده رو می‌شناسی
‫الان وقتشه که بهمون بگی.

215
00:17:14,992 --> 00:17:16,410
‫ما باید این رو بیشتر پیگیری کنیم.

216
00:17:16,410 --> 00:17:18,871
‫ببینید من این مرده رو نمی‌شناسم خب؟

217
00:17:18,871 --> 00:17:20,122
‫می‌دونیم که اونجا بودی.

218
00:17:20,122 --> 00:17:21,707
‫من تا حالا ندیدمش و...
‫هیچ ربطی به اون جریان نداشتم.

219
00:17:45,689 --> 00:17:46,774
‫دستا باز.

220
00:17:49,276 --> 00:17:50,736
‫- بعدی.
‫- برگرد.

221
00:17:50,736 --> 00:17:52,529
‫- خوبه. به صف.
‫- صبح بخیر.

222
00:17:52,529 --> 00:17:53,614
‫می‌‌تونی بری.

223
00:17:57,034 --> 00:17:59,203
‫آقای مولتو، می‌شه خیلی فوری
‫نظرتون رو برای رسانه بگین؟

224
00:17:59,244 --> 00:18:01,830
‫ما شنیدیم که پیشنهاد توافق داده شده.

225
00:18:02,498 --> 00:18:04,458
‫این اداره هیچ پیشنهاد توافقی رو
‫ قبول نمی‌کنه.

226
00:18:04,458 --> 00:18:05,793
‫مجرم، به قتل متهم شده

227
00:18:05,793 --> 00:18:07,753
‫و به هیچ عنوان ممکن نیست
‫این اتهام رو رد کرد.

228
00:18:07,753 --> 00:18:09,463
‫جدای از اون، خواسته ما
‫یک دادگاه عادلانه‌ست

229
00:18:09,463 --> 00:18:11,423
‫جایی که تنها عدالت مد نظره
‫و اجرا خواهد شد.

230
00:18:11,423 --> 00:18:12,508
‫متاسفم؛ جز این چیز خاصی نیست

231
00:18:12,508 --> 00:18:15,260
‫خب حالا این عدالت مد نظر چیـه که
‫می‌گین می‌خواین اجرا بشه؟

232
00:18:26,313 --> 00:18:27,189
‫راستش...

233
00:18:30,150 --> 00:18:31,568
‫بذارید این‌طوری توضیح بدم.

234
00:18:31,568 --> 00:18:36,073
‫توی این شهر همیشه به‌وضوح شاهد یک فقـدانِ

235
00:18:36,073 --> 00:18:38,992
‫مضحک و همه‌جانبه از مسئولیت‌پذیری بودیم

236
00:18:38,992 --> 00:18:40,577
‫البته بهتره بگیم توی این کشور.

237
00:18:40,577 --> 00:18:45,082
‫برای مثال «وال‌استریت» با طرح‌های وام
‫مسکن‌شون مردم بیچاره رو به‌بدترین شکل ممکن

238
00:18:45,082 --> 00:18:48,127
‫در فقر فـرو برد و حتی یک‌نفر هم
‫در رابطه با این موضوع دستگیر نشد.

239
00:18:48,127 --> 00:18:51,088
‫شرکت‌های داروسازی با مواد افـیونی

240
00:18:51,088 --> 00:18:53,048
‫سودشون رو به جون مشتری‌هاشون ترجیح دادن.

241
00:18:53,048 --> 00:18:54,800
‫حتی یک نفر هم دستگیر نشد.

242
00:18:54,800 --> 00:18:59,054
‫پس می‌تونیم بگیم این امر
‫توی آمریکا جا افتاده دیگه...

243
00:18:59,054 --> 00:19:00,347
‫اگه کله‌گنده باشی،

244
00:19:00,347 --> 00:19:02,599
‫می‌تونی هرکاری دلت می‌خواد
‫بکنی و راحت قسر در بری.

245
00:19:03,517 --> 00:19:05,102
‫اما دیگه از این خبرها نیست. اصلاً.

246
00:19:11,859 --> 00:19:16,113
‫تامی...می‌شه بگی این کارت الان
‫چه کمکی به‌مون کرد؟

247
00:19:18,365 --> 00:19:19,366
‫تامی؟

248
00:19:20,742 --> 00:19:23,328
‫- تامی؛ ازت سوال پرسیدم‌ها.
‫- یه لحظه امـون بده.

249
00:19:30,252 --> 00:19:31,253
‫خیلی‌خب...

250
00:19:33,881 --> 00:19:34,882
‫خب...

251
00:19:37,426 --> 00:19:40,596
من واقعاً ازت ممنونم که
این پرونده رو سپردی به من

252
00:19:45,309 --> 00:19:48,395
‫من...

253
00:19:48,395 --> 00:19:50,314
جداً می‌گم؛ واقعاً ممنون
که سپردی‌ش به من.

254
00:19:50,314 --> 00:19:55,194
‫اما چیزی که تو کتم نمی‌ره و روی مخمه،
‫اینه‌که انگار این وسط هیچ اعتمادی بهم نداری.

255
00:19:55,194 --> 00:19:56,778
‫من...کارم رو خوب بلدم.

256
00:19:56,778 --> 00:20:00,699
‫به‌نظرت اگه نمی‌دونستم کارت چطوریه
‫این پرونده رو در اختیارت می‌ذاشتم؟

257
00:20:02,534 --> 00:20:05,245
‫خب، من خیلی‌ها رو این‌جا
‫می‌شناسم که...

258
00:20:05,245 --> 00:20:07,581
‫که یه‌جورایی با من مشکل دارن.

259
00:20:08,790 --> 00:20:10,209
‫و دلیلش هم اینه که...

260
00:20:11,919 --> 00:20:13,587
فکر می‌کنن من آدم بدیـه داستانم!

261
00:20:13,587 --> 00:20:16,131
‫نه فقط به‌خاطر رفتارهای داستی و ریموند؛
‫بلکه حتی تو.

262
00:20:22,346 --> 00:20:23,513
‫تامی....

263
00:20:25,891 --> 00:20:27,351
‫واقعاً طی این یک ماه گذشته چه اتفاقی...

264
00:20:27,351 --> 00:20:28,852
‫- محض اطلاعـت...
‫- برات افتاده؟

265
00:20:28,852 --> 00:20:29,937
‫محض اطلاعـت...

266
00:20:32,814 --> 00:20:34,900
‫برای این‌که بتونیم ادعامون
‫رو ثابت کنیم

267
00:20:35,400 --> 00:20:41,406
‫هیئت منصفه باید اون حس احترام و
‫حسن نیت رو درون من ببینه؛ فهمیدی؟

268
00:20:41,406 --> 00:20:44,034
‫برای همین همچین حرفایی زدم.

269
00:20:45,369 --> 00:20:46,787
‫من آدم خوبی‌ام!

270
00:20:46,787 --> 00:20:49,873
‫هیئت منصفه هرکی که قراره باشه، باید
‫این رو خوب بدونن و درون من حسش کنن.

271
00:20:50,749 --> 00:20:53,168
‫باید بدونن وقتی تامی مولتو
‫رو یه قضیه‌ای اصرار داره،

272
00:20:53,168 --> 00:20:56,338
‫پس حتماً یه‌چیزی هست.

273
00:21:16,275 --> 00:21:19,069
‫- جیدن، ساعت هفت و نیـم شد.
‫- عزیزم کیفـت آماده‌ست؟

274
00:21:19,069 --> 00:21:20,570
‫آره خب اون‌جاست دیگه...

275
00:21:20,570 --> 00:21:22,906
‫سلام.

276
00:21:24,157 --> 00:21:26,660
‫تماشای دادگاه پرونده قتل سر صبحونه ممنوعه؛
‫مخصوصاً پرونده من.

277
00:21:26,660 --> 00:21:27,744
‫خاموشش کن.

278
00:21:27,744 --> 00:21:30,747
‫یه جـوش گنده زده روی صورتم؛
‫توروخدا بگو که جوش سرطانیه...

279
00:21:30,747 --> 00:21:31,999
‫- نیست.
‫- خیلی بزرگه.

280
00:21:31,999 --> 00:21:33,542
‫- حتماً به‌خاطر استرسـه.
‫- مطمئنی؟

281
00:21:33,542 --> 00:21:35,127
‫بیا این‌جا ببینم بذار نگاه کنم.

282
00:21:35,127 --> 00:21:37,421
‫- خوشگل کردی. مصاحبه داری؟
‫- ممنون.

283
00:21:37,421 --> 00:21:40,090
‫- برای جلـسه مشاوره‌ست.
‫- تومور مغزی داری.

284
00:21:40,090 --> 00:21:41,675
‫واسه جلسه مشاوره اینطوری
‫خوشگل کردی؟

285
00:21:41,675 --> 00:21:42,759
‫آره.

286
00:21:42,759 --> 00:21:45,095
‫- مشاورم می‌گه حسابی به خودت برس.
‫- گوشی‌ام کـو؟

287
00:21:45,095 --> 00:21:47,639
‫گوشی‌ام...می‌شه یکی زنگ بزنه بهم؟

288
00:21:47,639 --> 00:21:49,933
‫- می‌شه یکی‌ به گوشی پدرتون زنگ بزنه؟
‫- من می‌زنم.

289
00:21:49,933 --> 00:21:52,436
‫قسم می‌خورم گذاشتمش این‌جا...

290
00:21:52,436 --> 00:21:53,770
‫- داره زنگ می‌خوره.
‫- اومدم.

291
00:21:55,981 --> 00:21:57,149
‫باید همین نزدیکی‌ها باشه.

292
00:21:59,693 --> 00:22:00,944
‫شـما؟

293
00:22:00,944 --> 00:22:02,029
‫جیدن.

294
00:22:02,946 --> 00:22:04,072
‫با خودت چی فکر کردی؟

295
00:22:04,698 --> 00:22:05,699
‫هیچی...

296
00:22:05,699 --> 00:22:06,867
‫حرفت رو باور نمی‌کنم.

297
00:22:09,703 --> 00:22:12,039
‫عالیه....

298
00:22:12,039 --> 00:22:13,123
‫حرف دیگه‌ای ندارم.

299
00:22:15,375 --> 00:22:16,376
‫آره عالیه...

300
00:22:16,960 --> 00:22:18,837
‫می‌شه از طرف من به مامانت
‫بگی خیلی خوشگل شده؟

301
00:22:18,837 --> 00:22:20,505
‫آره.

302
00:22:21,715 --> 00:22:23,842
‫- خیلی‌خب؛ خداحافظ بچه‌ها.
‫- خداحافظ.

303
00:22:23,842 --> 00:22:25,135
‫خداحافظ.

304
00:22:45,822 --> 00:22:48,158
‫- دست نزن! بدتر می‌شه اینطوری!
‫- دست نمی‌زنم بابا.

305
00:22:48,158 --> 00:22:50,994
‫چرا دوچرخه کایل توی سطل آشغالی خیابـونه؟

306
00:22:52,954 --> 00:22:55,457
‫نمی‌دونم. من‌که ننداختمش اون‌جا.

307
00:23:00,587 --> 00:23:01,588
‫دیگه به‌درد نمی‌خوره.

308
00:23:05,092 --> 00:23:08,553
‫چرخ‌دنده‌هاش خراب شدن
‫و همه‌ش زنجیـرش میفته.

309
00:23:08,553 --> 00:23:09,638
‫برای همین...

310
00:23:17,521 --> 00:23:18,522
‫خب پس.

311
00:23:48,635 --> 00:23:49,970
‫دقیقاً کی این اتفاق افتاد؟

312
00:23:50,595 --> 00:23:51,763
‫یک هفته پیش این‌ها.

313
00:23:51,763 --> 00:23:53,640
‫ما دوشنبه هفته پیش
‫جلسه داشتیم و چیزی نگفتی.

314
00:23:54,349 --> 00:23:57,102
‫دکتر راش، می‌شه اینطوری جلوه ندیم
‫که انگار دروغ گفتم و پنهان‌کاری کردم؟

315
00:23:57,102 --> 00:23:59,396
‫- من اصلاً...
‫- نه من منظورم...

316
00:24:01,731 --> 00:24:03,942
‫اما خب کاملاً مشخصه...

317
00:24:03,942 --> 00:24:08,613
‫برای مدت زیادی به این‌ کار ‫ فکر می‌کردی...

318
00:24:11,032 --> 00:24:13,869
فقط یه چیز ساده 

319
00:24:17,038 --> 00:24:18,039
‫فقط یه...

320
00:24:19,332 --> 00:24:20,917
‫بوس ساده نبوده.

321
00:24:23,170 --> 00:24:24,463
‫انگار خیلی...

322
00:24:29,718 --> 00:24:30,719
‫آره.

323
00:24:33,680 --> 00:24:34,931
‫شاید هم برای همین...

324
00:24:37,058 --> 00:24:38,059
‫به من چیزی نگفتی.

325
00:24:38,059 --> 00:24:40,812
‫نمی‌دونم چرا بهتون چیزی نگفتم.
‫اما من...

326
00:24:46,610 --> 00:24:48,236
‫از این کـارم شرمنده نیستم.

327
00:24:49,905 --> 00:24:50,906
‫نیستم.

328
00:24:56,620 --> 00:24:58,288
‫این‌که می‌تونستم...

329
00:25:00,874 --> 00:25:02,292
‫این حس که یکی...

330
00:25:06,505 --> 00:25:07,589
‫به من علاقه داره.

331
00:25:15,055 --> 00:25:16,139
‫آره خب.

332
00:25:19,309 --> 00:25:22,312
‫این‌که یکی من رو می‌خواد؛
‫حس خوبی داشت.

333
00:25:29,361 --> 00:25:30,362
‫می‌دونی...

334
00:25:33,114 --> 00:25:36,451
‫وقتی که...خونه‌ی کلیفتون بودم

335
00:25:36,451 --> 00:25:40,956
‫داشتم از پله‌ها می‌رفتم بالا
‫و با خودم فکر می‌کردم...

336
00:25:44,125 --> 00:25:46,127
‫جیدن اگه بفهمه
‫خیلی بهم افتخار می‌کنه

337
00:25:47,712 --> 00:25:49,297
‫جیدن...

338
00:25:52,050 --> 00:25:53,301
‫قضاوت‌ش...

339
00:25:56,513 --> 00:25:58,348
‫قضاوت‌ش برام قابل‌درکه...

340
00:26:03,979 --> 00:26:06,189
‫چون خودم...

341
00:26:06,189 --> 00:26:10,277
‫یعنی خب گاهی اوقات خودمم، خودم
‫رو قضاوت می‌کنم

342
00:26:11,987 --> 00:26:13,738
‫به‌خاطر این‌که راستی رو ترک نکردم.

343
00:26:14,656 --> 00:26:18,326
‫به‌خاطر این‌که بخشیدمش...

344
00:26:22,122 --> 00:26:24,291
‫به‌خاطر این‌که دوستش دارم...

345
00:26:28,712 --> 00:26:32,048
‫آره؛ می‌تونستم 
‫اما نکردم

346
00:26:39,598 --> 00:26:41,433
‫پس بهم بگو...

347
00:26:46,896 --> 00:26:48,898
‫می‌تونم به‌این کارم افتخار کنم یا نه؟

348
00:27:21,890 --> 00:27:22,891
‫سلام.

349
00:27:25,226 --> 00:27:26,227
‫سلام.

350
00:27:31,858 --> 00:27:35,528
‫ببین؛ نیومدم بگم نمی‌تونیم
‫پرونده رو پیروز بشیم.

351
00:27:36,821 --> 00:27:38,823
‫اتفاقاً می‌تونم پرونده رو پیروز بشم.

352
00:27:40,033 --> 00:27:41,534
‫اما درصورتی که بهم اجازه بدی!

353
00:27:43,703 --> 00:27:47,582
‫می‌تونیم پای پسرت و لیام رینولدز
‫رو وسط بکشیم؟ آره.

354
00:27:47,582 --> 00:27:50,251
‫اما توی این پرونده دنبال
‫کسی که این‌کار رو کرده نیستن

355
00:27:50,251 --> 00:27:52,504
‫یعنی خب لااقل هدفِ
‫اصلی‌ش این نیست

356
00:27:52,504 --> 00:27:55,465
‫دفاعِ ما اینه‌که اون‌ها نمی‌تونن
‫ثابت کنن که تو همچین کاری کردی

357
00:27:55,465 --> 00:27:59,052
‫باید یه مظنون اصلی دیگه جای من پیدا کنیم

358
00:27:59,052 --> 00:28:01,388
‫وگرنه...

359
00:28:02,806 --> 00:28:03,807
‫مخالفم.

360
00:28:11,981 --> 00:28:13,566
‫باربارا فکر می‌کنه تو مقصری یا نه؟

361
00:28:15,068 --> 00:28:17,404
‫معلومه که نه. چرا می‌پرسی؟

362
00:28:17,404 --> 00:28:18,822
‫مطمئنی؟

363
00:28:18,822 --> 00:28:19,906
‫آره؛ مطمئنم.

364
00:28:25,995 --> 00:28:28,998
‫لورین کاملاً مطمئنه که
‫تو این‌کار رو کردی.

365
00:28:29,958 --> 00:28:31,960
‫من‌که اصلاً توی این قضیه دستی ندارم

366
00:28:32,711 --> 00:28:37,924
‫و لورین هم از این آدم‌ها نیست که راحت
‫گول حرف‌های اخبار رو بخوره.

367
00:28:37,924 --> 00:28:40,009
‫اون و باربارا خیلی به‌هم نزدیکـن.

368
00:28:44,639 --> 00:28:46,933
‫باربارا می‌دونه من کاری نکردم.

369
00:28:46,933 --> 00:28:50,478
‫امیدوارم؛ چون ممکنه پای اونم
‫به پرونده باز بشه.

370
00:28:50,478 --> 00:28:52,689
‫چطوری؟ اون‌که نمی‌تونه بیاد
‫واسه بی‌گناهی من شهادت بده.

371
00:28:52,689 --> 00:28:54,649
‫خب، به‌عنوان همسرت،

372
00:28:54,649 --> 00:28:56,443
‫- می‌تونه با تایید رفتـارت...
‫- نه، نه...

373
00:28:56,443 --> 00:28:58,570
‫- این‌که اون شب تو چه وضعیتی بودی
‫- نه، نه...

374
00:28:58,570 --> 00:29:00,989
‫- چطور رفتار کردی و آیا آشفته بودی، نبودی...
‫- اون رو قاطی این ماجرا نمی‌کنیم.

375
00:29:00,989 --> 00:29:02,157
‫آیا حالت بد بوده...

376
00:29:02,157 --> 00:29:03,491
‫- می‌تونه بر اساس...
‫- ری، نه...

377
00:29:03,491 --> 00:29:07,704
‫دیدگاه شخصی خودش، شب قتل،
‫وقتی که رفتی خونه شهادت بده

378
00:29:07,704 --> 00:29:10,790
‫با توجه به رفتارت اصلاً ممکن نبوده
‫چند ساعت قبلش یکی رو کشته باشی.

379
00:29:10,790 --> 00:29:16,212
‫این‌کار این پیغام رو به مردم منتقل می‌کنه
‫که همسرت بهت باور داره.

380
00:29:16,212 --> 00:29:18,131
‫باور داره تو بی‌گناهی.

381
00:29:20,300 --> 00:29:21,843
‫به کارمون میاد...

382
00:29:22,677 --> 00:29:23,762
‫این نظر منـه.

383
00:29:30,477 --> 00:29:35,064
‫راستی؛ خودت بهتر می‌دونی
‫اما منم تاکید می‌کنم

384
00:29:35,064 --> 00:29:36,566
‫توی بازه‌ی زمانی الان تا دادگاه،

385
00:29:37,692 --> 00:29:39,694
‫لطفاً تا می‌تونی از کتک‌کاری کردن دوری کن

386
00:29:45,325 --> 00:29:46,659
‫بلاخره وقت‌ش رسید

387
00:29:46,659 --> 00:29:49,788
‫فردا، دادگاه پرونده‌ای که نه تنها
‫توجه مردم شیکاگو،

388
00:29:49,788 --> 00:29:51,831
‫بلکه توجه کل مردم کشور رو جلب کرده،
‫برگزار خواهد شد

389
00:29:52,373 --> 00:29:54,793
‫راستی سبیچ، در محضر هئیت منصفه‌ای
‫متشکل از همکاران خود قرار خواهد گرفت

390
00:29:54,793 --> 00:29:58,505
‫تا در برابر اتهامت مذکور، مبنی بر قتل همکار
‫سابق‌اش، کارولین پولیمس از خود دفاع کند.

391
00:32:14,307 --> 00:32:15,308
‫خیلی‌خب؛

392
00:32:17,101 --> 00:32:18,144
‫آقای مولتو...

393
00:32:22,190 --> 00:32:25,985
‫خانم‌ها و آقایانِ محترم هیئت منصفه؛ به‌واسطه
‫پرونده‌های گذشته، بنده معرف حضورتون هستم

394
00:32:25,985 --> 00:32:27,904
‫اما اجازه بدید دوباره خودم رو معرفی کنم.

395
00:32:27,904 --> 00:32:29,155
‫بنده تومـاسـینو مولتو هستم

396
00:32:29,155 --> 00:32:32,075
‫اما از اون‌جایی که منم مثل شما اهل
‫شیکاگو هستم، همه بهم می‌گن تـامی.

397
00:32:32,992 --> 00:32:37,163
‫بنده پرونده رو با کمک آقای نیکو دلو گواردیا،
‫که ایشون رو هم می‌شناسید، رسیدگی می‌کنم.

398
00:32:37,163 --> 00:32:38,790
‫توضیحات ملزوم رو خدمت‌تون ارائه می‌دیم.

399
00:32:38,790 --> 00:32:41,376
‫شواهدِ جرم رو در اختیارتون خواهیم گذاشت

400
00:32:41,376 --> 00:32:43,378
‫شما هم شواهد رو می‌سنجید
‫و با هم مشورت می‌کنید،

401
00:32:43,378 --> 00:32:46,255
‫و در نهایت، تصمیم می‌گیرید که آیا
‫شخص مذکور مجرم شناخته می‌شه یا نه.

402
00:32:46,255 --> 00:32:49,092
‫ایشون متهم به قتل کارولین پولیمس هستن.

403
00:32:49,092 --> 00:32:52,345
‫ما مدارک و شواهد فیزیکی، علمی و پزشکی
‫رو خدمت‌تون ارائه می‌کنیم

404
00:32:52,345 --> 00:32:55,431
‫تا به شما در نتیجه‌گیری نهایی، کمک کنه.

405
00:32:57,016 --> 00:32:58,935
‫چند کلامی درموردِ قربانی.

406
00:33:04,065 --> 00:33:05,066
‫من می‌شناختمش.

407
00:33:06,067 --> 00:33:07,235
‫یعنی خب همه‌مون می‌شناختیمش.

408
00:33:07,986 --> 00:33:10,989
‫اون یکی از همکاران‌مون
‫در بخش دادستانی ناحیه بود.

409
00:33:11,990 --> 00:33:13,074
‫همه دوستش داشتن.

410
00:33:14,742 --> 00:33:18,246
‫در بحث ارائه شواهد، اصلاً مهم نیست
‫که من ایشون رو می‌شناختم

411
00:33:18,246 --> 00:33:19,872
‫این‌که واقعاً برام عزیز بود
‫و دلم براش تنگ شده

412
00:33:19,872 --> 00:33:21,791
‫هیچ کدوم از این موارد ارزش یا
‫تاثیر ثابتی ندارن،

413
00:33:21,791 --> 00:33:23,876
‫اما قرار نیست جوری رفتار کنم که
‫انگار برام اهمیتی نداره.

414
00:33:26,295 --> 00:33:30,049
‫پس اگر یکم احساساتی‌ش کردم،
‫پوزش من رو پذیرا باشید.

415
00:33:30,842 --> 00:33:35,430
‫چون همه انتظار دارن دادستان‌ها
‫انسان‌های پوست‌کلفتی باشن.

416
00:33:35,430 --> 00:33:36,514
‫بی‌احساس

417
00:33:37,306 --> 00:33:38,391
‫و فقط یک مامورِ معذور.

418
00:33:39,434 --> 00:33:42,687
‫چون هرچی نباشه ما مامورانِ معذور تنها
‫سیستم پذیرفته شده جهان

419
00:33:42,687 --> 00:33:44,230
‫برای تشخیص حق، از باطل هستیم.

420
00:33:44,230 --> 00:33:45,565
‫ما به حساب دیوان‌سالاریم.

421
00:33:46,858 --> 00:33:50,194
‫شاید با خودتون فکر کنید
‫بعد از سال‌ها اتهام زدن

422
00:33:50,194 --> 00:33:53,781
‫و رسیدگی به پرونده‌های مختلف و این همه متهم
‫که رفتن و اومدن، به این قضایا عادت داریم

423
00:33:54,532 --> 00:33:56,034
‫همه مواردی که گفتم
‫زود از ذهنم پاک می‌شدن.

424
00:33:56,576 --> 00:33:59,996
‫اما این‌بار اینطور نیست؛
‫چون من می‌شناختمش.

425
00:34:02,123 --> 00:34:04,959
‫امروز شما؛ همه‌تون...

426
00:34:04,959 --> 00:34:08,880
‫یکی از سنگین‌ترین تعهدات اجتماعی
‫رو بر عهده گرفتید؛

427
00:34:08,880 --> 00:34:12,550
‫شغل شما یافتن حقایق و روشن کردن‌شونه.

428
00:34:12,550 --> 00:34:14,677
‫و همون‌طور که همه‌مون می‌دونیم،
‫اصلاً کار آسونی نیست.

429
00:34:14,677 --> 00:34:19,432
‫از اون‌جایی که حافظه انسانِ فراموش‌کاره
‫ خاطرات از یاد می‌رن

430
00:34:19,432 --> 00:34:21,976
‫و شواهد ممکنه به هزاران جهت
‫مختلف اشاره داشته باشن،

431
00:34:21,976 --> 00:34:23,978
‫شما گاهی اوقات ممکنه
‫درمورد چیزی تصمیم بگیرید

432
00:34:23,978 --> 00:34:28,066
‫که ممکنه هیچکس توانایی درکش
‫رو نداشته باشه و حتی به زبون بیاره.

433
00:34:28,566 --> 00:34:34,906
‫و اما، شواهد این پرونده، دارای جزئیاتِ
‫وحشتناک و غیرقابل توصیفی هستند.

434
00:34:38,034 --> 00:34:40,203
‫قراره تصویری به‌تون نشون بدم؛
‫به‌شدت آزاردهنده‌ست.

435
00:34:42,497 --> 00:34:46,876
‫اگه همچین چیزی توی تلوزیون خونه‌تون
‫نمایش داده بشه، خاموشش می‌کنید

436
00:34:46,876 --> 00:34:49,587
‫تماشاش نمی‌کنید؛ گوش نمی‌دید
‫و دوری می‌کنید.

437
00:34:49,587 --> 00:34:52,131
‫هیچکس نباید همچین چیزی رو
‫حتی ببینه یا گوش کنه.

438
00:34:52,131 --> 00:34:53,800
‫اما این‌جا؛ شما مجبور به‌این امر هستید.

439
00:34:54,467 --> 00:34:57,303
‫مجبورید دیگه درسته؟

440
00:34:57,303 --> 00:34:59,847
‫یک جنایت فجیع با
‫قربانی‌ای که واقعاً آزار دیده

441
00:35:00,681 --> 00:35:02,016
‫کارولین پولیمس.

442
00:35:04,560 --> 00:35:05,812
‫مادر یک پسر بود؛

443
00:35:07,230 --> 00:35:08,314
‫مایکل.

444
00:35:10,233 --> 00:35:11,317
‫درد واقعی این‌جاست...

445
00:35:14,403 --> 00:35:17,865
‫در نهایت، نیازی نیست که حتماً
‫بدونید چرا کسی همچین کاری رو انجام داده

446
00:35:17,865 --> 00:35:20,660
‫گاهی اوقات انگیزه قاتل تا ابـد
‫پیش خودشون محفوظ می‌مونه.

447
00:35:20,660 --> 00:35:24,997
‫اما شما باید تلاش کنید تا مشخص بشه
‫دقیقاً چه اتفاقی افتاده.

448
00:35:24,997 --> 00:35:29,752
‫در غیر این صورت، ما هرگز نخواهیم فهمید
‫آیا این مرد باید آزاد بشه یا مجازات.

449
00:35:29,752 --> 00:35:34,340
‫و اگر نتونیم حقیقت رو کشف کنیم؛
‫پس اجرای عدالت چی می‌شه؟

450
00:35:35,883 --> 00:35:37,885
‫کارولین به همین دلیل
‫وارد این حرفه شد.

451
00:35:37,885 --> 00:35:41,055
‫همه‌ی ما، به همین دلیل
‫وارد این حرفه شدیم.

452
00:35:41,055 --> 00:35:42,765
‫اجرای عدالت.

453
00:35:44,892 --> 00:35:49,147
‫و در نهایت، ازتون نمی‌خوام به حال
‫کارولین گریه کنید؛ گرچه که ممکنه

454
00:35:49,147 --> 00:35:53,401
‫ازتون درخواست نمی‌کنم دلتون به
‫حال خانواده و پسرش بسوزه...

455
00:35:53,401 --> 00:35:55,361
‫چون قطعاً حتی بدون گفته
‫من، همچین حسی دارید.

456
00:35:55,570 --> 00:36:02,326
‫فقط ازتون می‌خوام صداقت به‌خرج بدید.
‫به حقیقت پایبند باشید.

457
00:36:02,326 --> 00:36:06,664
‫چون اگر کارولین زنده بود؛
‫خودش هم همین رو می‌خواست

458
00:36:07,415 --> 00:36:09,834
‫تا به حقیقت پایبند باشیم

459
00:36:12,420 --> 00:36:13,421
‫ممنونم.
