﻿1
00:00:12,554 --> 00:00:14,431
‫آقای سبیچ عادت داشتن که...

2
00:00:14,431 --> 00:00:16,266
‫با شروع روز دوم محاکمه...

3
00:00:16,266 --> 00:00:18,226
اتاق دادگاه مملو از اتفاقات غیرمنتظره‌ست

4
00:00:18,226 --> 00:00:20,895
‫شروع طوفانی دادستانی، زمینه‌ رو برای یک

5
00:00:20,895 --> 00:00:22,105
‫نبرد حقوقی تنگاتنگ
‫و طولانی فراهم کرد.

6
00:00:22,105 --> 00:00:25,025
‫توضیحات آغازین آقای مولتو درباره‌ی
‫پرونده به‌راحتی قانع‌کننده بود.

7
00:00:25,025 --> 00:00:28,528
‫او با حضور کوبنده و
‫اعتقاد تزلزل‌ناپذیر خود، به نحوی

8
00:00:28,528 --> 00:00:29,988
‫حقیقت و اصل ماجرا را برای مردم روشن کرد.

9
00:00:29,988 --> 00:00:32,991
‫تامی مولتو کار خود را با بیانیه‌ای
‫پرشور و حرارت آغاز کرد

10
00:00:32,991 --> 00:00:35,452
‫که به‌شدت هیئت منصفه و
‫مردم کشور را تحت تاثیر قرار داد.

11
00:00:35,452 --> 00:00:38,913
‫وکیل مدافع پرونده و رقیبِ دادستانی
‫در این پرونده، ریموند هورگان مشـهوره!

12
00:00:38,913 --> 00:00:41,249
‫آیا بیانیه آغازینِ و مسحورکننده تامی مولتو
‫همچنان به‌طنین اندازی...

13
00:00:41,249 --> 00:00:43,460
‫ادامه می‌دهد و آن‌چه را که به‌نظر می‌رسد پایه
‫محکمی برای پرونده دادستانی باشد، تضمین می‌کند؟

14
00:00:50,675 --> 00:00:52,844
‫آقای دکتر می‌شه جزئیات
‫رو برامون توضیح بدید؟

15
00:00:53,511 --> 00:00:56,056
‫این‌ها جراحات شدیدی هستن که
‫منجر به مرگ قربانی،

16
00:00:56,056 --> 00:00:57,265
‫کارولین پولیمس شده.

17
00:00:57,265 --> 00:01:01,269
‫ضربه سه‌بار تکرار شده و توسط یک جسم تیز و
‫سنگین که منجر به پارگی پوست شده، صورت گرفته

18
00:01:01,269 --> 00:01:04,064
‫کوفتگی شدید و شکستگی جمجمه
‫و فتق مغزی نیز دیده می‌شه.

19
00:01:04,064 --> 00:01:05,023
‫فـتـق؟

20
00:01:05,023 --> 00:01:07,442
‫شکستگی جمجمه باعثِ جابه‌جایی مغز
‫و در قسمت‌هایی

21
00:01:07,442 --> 00:01:08,443
‫مغز رو از جمجمه خارج کرده.

22
00:01:08,443 --> 00:01:10,653
‫پس این الان مغز کارولینه
‫که از جمجمه زده بیرون؟

23
00:01:10,653 --> 00:01:12,781
‫درسته؛ البته جسم به سوراخ پس‌ِسری
‫هم برخورد کرده

24
00:01:12,781 --> 00:01:14,991
‫و از اون عبور کرده که توی عکس‌ها مشخص نیست.

25
00:01:14,991 --> 00:01:17,035
‫ستون فقرات از طریقِ این سوراخ
‫به جمجمه وصل می‌شه.

26
00:01:17,035 --> 00:01:19,204
‫- ضربه به این قسمت منجر به مرگ شده؟
‫- ممکنه؛

27
00:01:19,204 --> 00:01:21,498
‫اما قبل از این‌که فتق مغزی صورت
‫بگیره، خون‌ریزی شدیدی داشته.

28
00:01:21,498 --> 00:01:22,874
‫زمان تخمینی مرگ چه ساعتی بوده؟

29
00:01:22,874 --> 00:01:25,001
‫دما و کوفتگی بدن و مراحل سختی مرگ

30
00:01:25,001 --> 00:01:26,878
‫نشون می‌ده قربانی حدود ساعت‌های
‫10 شب فوت کرده.

31
00:01:26,878 --> 00:01:29,255
زخم‌های روی صورت‌ش چی؟

32
00:01:29,255 --> 00:01:30,548
‫نشان‌دهنده سقوط از ارتفاع هستند.

33
00:01:30,548 --> 00:01:31,382
‫یک‌بار محکم به پشت سرشون ضربه خورده

34
00:01:31,382 --> 00:01:32,425
‫از جلو به یک جسم برخورد کردن
‫و بینی‌شون شکسته شده

35
00:01:32,425 --> 00:01:35,053
‫کبودی‌های زیر چشم و روی
‫گونه‌هاش به این دلیل پدیدار شدن.

36
00:01:35,053 --> 00:01:37,764
‫بعد از اون، دو بار دیگه به پشت جمجمه‌ش
‫ضربه وارد شده.

37
00:01:37,764 --> 00:01:40,517
‫و درحالی که هنوز زنده بوده،
‫دچار کوفتگی صورت شده.

38
00:01:40,517 --> 00:01:42,227
‫بعد از اون هم ضربات مرگ‌باری
‫به‌شون وارد شده.

39
00:01:42,227 --> 00:01:44,270
‫آیا مدرکی مبنی بر دفاعِ
‫قربانی از خود وجود داره؟

40
00:01:44,270 --> 00:01:46,356
‫هیچ اثر قطعی‌ای از زخمِ‌دفاعی وجود نداشت.

41
00:01:46,356 --> 00:01:49,067
‫اما اثراتی از پوست متهم زیرِ یکی از

42
00:01:49,067 --> 00:01:50,819
‫ناخن‌های مقتول مشاهده شد.

43
00:01:50,819 --> 00:01:54,114
‫آیا ممکنه برای دفاع از خودش
‫شخص مقابل رو چنگ زده باشه؟

44
00:01:54,114 --> 00:01:57,283
‫ممکنه؛ اما این‌که کارولین انتظار حمله
‫رو نداشته و توی شوک بوده محتمل‌ترـه.

45
00:01:57,283 --> 00:01:59,202
‫شما گفتید که مقتول
‫بر اثر ضربات کشته نشده،

46
00:01:59,202 --> 00:02:02,080
‫- این‌که یک‌جا افتاده بوده و خون‌ریزی می‌کرده؟
‫- بله قربان.

47
00:02:02,080 --> 00:02:03,623
‫- پس زجرکش شده.
‫- وادار به نتیجه‌گیری.

48
00:02:03,623 --> 00:02:06,042
‫- آیا مقتول زجرکش شده بوده؟
‫- نمی‌تونم تائید کنم.

49
00:02:06,042 --> 00:02:08,920
‫مقتول احتمالاً بر اثر ضربات وارد بر جمجمه
‫سریعاً بیهوش شده.

50
00:02:08,920 --> 00:02:12,423
‫پس آیا این رو رد می‌کنید که مقتول
‫هوشیار بوده و زجرکش شده بوده؟

51
00:02:12,924 --> 00:02:14,467
‫نمی‌شه که رد کرد قربان.

52
00:02:14,467 --> 00:02:17,345
‫آقای دکتر، جزئیات دیگه‌ای درباره‌ خانم
‫پولیمس دارید که در اختیارمون بذارید؟

53
00:02:17,345 --> 00:02:21,349
‫بله؛ هنگام قتل 6 ماهـه باردار بودند.

54
00:02:22,350 --> 00:02:24,018
‫خانم قاضی، الان

55
00:02:24,018 --> 00:02:27,147
‫قصد دارم حاصل توافق مشترک طرفـین
‫رو که با گواه آزمایش دی‌ان‌ای

56
00:02:27,147 --> 00:02:30,483
‫ثابت می‌کنه متهم پدر بچه بوده؛
‫وارد صورت‌جلسه دادگاه بکنم.

57
00:02:30,483 --> 00:02:31,693
‫ثبت می‌شه.

58
00:02:31,693 --> 00:02:33,695
‫پس متهم مقتول رو باردار کرده بوده؟

59
00:02:33,695 --> 00:02:35,071
‫بله همینطوره.

60
00:02:37,198 --> 00:02:38,199
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

61
00:02:39,200 --> 00:02:40,034
‫آقای هورگان...

62
00:02:40,034 --> 00:02:43,079
‫سوال خاصی از این شاهد نداریم خانم قاضی؛

63
00:02:43,079 --> 00:02:45,790
‫- آقای کومگـای...
‫- راستش؛ من دیگه پیر شدم

64
00:02:46,541 --> 00:02:48,877
‫و این رو می‌پرسم تا مطمئن
‫بشم حرف‌هاتون رو درست متوجه شدم

65
00:02:48,877 --> 00:02:51,379
‫شما گفتید که ضربات با یک جسم
‫«تیز و سنگین» صورت گرفته

66
00:02:51,379 --> 00:02:52,463
‫اونطور که من فهمیدم،

67
00:02:52,463 --> 00:02:57,552
‫شما هیچ مدرکی پیدا نکردید که
‫ثابت کنه چه کسی از این شی‌ء استفاده کرده.

68
00:02:57,552 --> 00:03:00,180
‫- یعنی خب شواهدتون در این زمینه کامل نیست.
‫- درسته.

69
00:03:00,180 --> 00:03:02,015
‫پس از طریق تحقیقات‌هاتون هیچ مدرکی

70
00:03:02,015 --> 00:03:04,309
‫پیدا نکردید که هویت قاتل
‫کارولین پولیمس رو فاش کنه.

71
00:03:04,309 --> 00:03:06,311
‫بنده فقط می‌تونم با قاطعیت کامل بگم که

72
00:03:06,311 --> 00:03:07,854
‫این حادثه یک قتل بوده.

73
00:03:07,854 --> 00:03:09,189
‫درسته...

74
00:03:09,731 --> 00:03:15,737
‫و هیچ جسم تیز و سنگینی 
‫هم پیدا نشده درسته؟

75
00:03:15,820 --> 00:03:16,905
‫بله.

76
00:03:17,405 --> 00:03:18,406
‫ممنونم.

77
00:03:22,160 --> 00:03:23,494
‫آقای مولـتو حرفی ندارید؟

78
00:03:23,995 --> 00:03:24,996
‫نه...

79
00:03:26,039 --> 00:03:29,751
‫- چیزی که نیاز داشتیم رو به‌دست آوردیم؛ این‌کار رو...
‫- آقای دکتر، پس از تکمیل کالبدشکافی

80
00:03:29,751 --> 00:03:31,628
‫تحت هرگونه شرایطی
‫با متهم ملاقاتی داشتید؟

81
00:03:31,628 --> 00:03:35,215
‫بله؛ ایشون اومدن دفترمون و پرخاشگرانه
‫درخواست کردن که می‌خوان جسد رو ببینن

82
00:03:35,215 --> 00:03:38,635
‫این‌که یک دادستان ناحیه‌ای این‌گونه
‫به دفترتون حمله‌ور بشه یک امر عادیه؟

83
00:03:38,635 --> 00:03:40,929
‫قبلاً هم چنین همچین اتفاقی رخ داده
‫اما یک امر عادی نیست.

84
00:03:40,929 --> 00:03:45,266
‫آیا آقای سبیچ همیشه برای
‫بازدید جسدها به دفترتون می‌اومدن؟

85
00:03:45,266 --> 00:03:47,894
‫- خیر.
‫- آیا تابه‌ اون زمان آقای سبیچ شخصاً

86
00:03:47,894 --> 00:03:51,105
‫- برای بازدید از اجساد مقتول‌ها به دفترتون آمده بودن؟
‫- هرگز.

87
00:03:51,105 --> 00:03:53,358
‫اما اون روز اومده بودن! رفتارشون چطوری بود؟

88
00:03:53,358 --> 00:03:57,403
‫- آشفته و کلافه و ترسیده بودن.
‫- ترسیده بودن؟

89
00:03:57,403 --> 00:03:58,738
‫که اون موقع دلیل رفتارشون واضح نبود.

90
00:03:58,738 --> 00:04:00,031
‫اما الان براتون واضحـه؟

91
00:04:00,031 --> 00:04:03,409
‫حسم می‌گه ایشون نه تنها می‌خواستن
‫از یافته‌های بنده باخبـر بشن،

92
00:04:03,409 --> 00:04:05,328
‫بلکه انگار ازشون وحشت داشتن.

93
00:04:06,204 --> 00:04:07,789
‫یه‌جای کار می‌لنگید.

94
00:04:10,124 --> 00:04:11,125
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

95
00:04:12,043 --> 00:04:17,465
‫دکتر، آیا شما در زمینه روانشناسی
‫سررشته‌ای دارید که اظهار کردید:

96
00:04:17,465 --> 00:04:20,510
‫«متهم ترسیده و آشفته بودن

97
00:04:21,594 --> 00:04:22,679
‫و یه‌جای کارشون می‌لنگیده» ؟

98
00:04:22,679 --> 00:04:24,472
‫من مدت زیادیه متهم رو می‌شناسم

99
00:04:24,472 --> 00:04:27,767
‫که بهم این اجازه رو می‌ده تا بتونم بر
‫اساس رفتارشون یک نتیجه‌گیری کلی داشته باشم

100
00:04:27,767 --> 00:04:29,769
‫و بر اساس دیده‌های من
‫رفتار ایشون عادی نبود.

101
00:04:29,769 --> 00:04:31,729
‫گفتید مدت زیادیه متهم رو می‌شناسین.
‫با هم دوستیـن؟

102
00:04:31,729 --> 00:04:32,939
‫همکار؛ نه دوست.

103
00:04:32,939 --> 00:04:36,234
‫دوست نیستید و موکل بنده رو
‫ عوضی   خطاب کردید.

104
00:04:36,234 --> 00:04:39,028
‫- اعتراض دارم.
‫- این نشون می‌ده رفتارشون غرضمندانه بوده یا نه!

105
00:04:40,196 --> 00:04:41,197
وارد نیست

106
00:04:43,825 --> 00:04:47,245
‫خب گاهی اوقات بحث شدت می‌گیره
‫و از این کـارم واقعاً پشیمانم.

107
00:04:47,245 --> 00:04:49,956
‫پس با متهم‌مون که یک دادستان
‫ناحیه‌ایـه، هیچ مشکل شخصی‌ای ندارید؟

108
00:04:50,540 --> 00:04:52,292
‫معلومه که نـه!
‫چنین چیزی مسخره‌ست...

109
00:04:52,292 --> 00:04:54,085
‫- آیا تا به حال بنده رو «عوضی» خطاب کردید؟
‫- اعتراض دارم.

110
00:04:54,085 --> 00:04:56,212
‫خانم قاضی، اگر این وسط قصد و غرض
‫خاصی وجود...

111
00:04:56,212 --> 00:04:57,588
‫واضح سوال بپرسید.

112
00:04:58,298 --> 00:04:59,299
‫دکتر.

113
00:05:00,049 --> 00:05:02,719
‫من و شما هم چندبار بحث‌های پرتنش داشتیم.

114
00:05:02,719 --> 00:05:04,387
‫یعنی خب توی شغل ما
‫این چیزها پیش میاد.

115
00:05:04,387 --> 00:05:07,223
‫روند کاری ما به‌شدت پرفشار و بحث‌برانگیزه

116
00:05:07,223 --> 00:05:09,600
‫و گاهی اوقات با کلمات این‌چنینی
‫عصبانیت و فشارمون رو خالی می‌کنیم.

117
00:05:09,600 --> 00:05:13,229
‫اما بنده هیچ مشکلی با
‫دادستانان ناحیه‌ای ندارم

118
00:05:13,229 --> 00:05:15,356
‫و این حرف به‌شدت
‫بنده رو آزرده کرد.

119
00:05:15,356 --> 00:05:17,400
‫آیا به‌حال تامی مولـتو رو «عوضی» خطاب کردید؟

120
00:05:17,400 --> 00:05:18,985
‫- اعتراض دارم!
‫- نه بیشتر از تـو!

121
00:05:18,985 --> 00:05:20,069
‫دکتر کومگـای...

122
00:05:20,069 --> 00:05:21,654
‫شاید برای همین رفتارهات رای نیاوردی.

123
00:05:21,654 --> 00:05:23,156
‫- دکتر...
‫- اما به‌هرحال از اون یکی کارت استعفا نده.

124
00:05:23,156 --> 00:05:24,490
‫اوه؛ راستی یادم نبود؛ اخراجت کردن

125
00:05:24,490 --> 00:05:25,950
‫- درست نمی‌گم؟
‫- آقای کومگـای...

126
00:05:25,950 --> 00:05:28,077
‫وقته رفتـنه؛ سرها پایین.

127
00:05:33,583 --> 00:05:35,084
‫دریافت شد. همین الان سوار ماشین شدن.

128
00:05:47,513 --> 00:05:51,059
‫هدف‌مون یه‌چیز بود که به دستش آوردیم.
‫ولی دوباره بلند شدی گند زدی تو همه‌چی.

129
00:05:51,642 --> 00:05:54,395
‫بهت چی گفته بودم؟ گفتم
‫کومگـای رو بیار شهادت بده

130
00:05:54,395 --> 00:05:57,273
‫بگو دلیل و زمان مرگ رو بگه

131
00:05:57,273 --> 00:05:59,192
‫پدر بچه رو مشخص کنه و بره

132
00:05:59,192 --> 00:06:01,527
‫اما نتونستی جلوی خودت رو بگیری.

133
00:06:01,527 --> 00:06:06,032
‫حالا یه کارشناس پزشکی قانونی
‫داریم که انگار از متهم دلخور بوده

134
00:06:06,032 --> 00:06:09,035
‫- و از سـر لج‌بازی همچین شهادتی داده.
‫- شهادت مهمی بود.

135
00:06:09,035 --> 00:06:12,288
‫همه فکر می‌کنن راستی سبیچ مهربون و
‫عزیزدل همه ممکن نیست همچین کاری کرده باشه

136
00:06:12,288 --> 00:06:14,957
‫پس ما این وسط باید
‫مشخص کنیم که کـی و کـجا

137
00:06:14,957 --> 00:06:17,752
‫و تحت چه شرایطی اون یکی شخصیت‌ش
‫که هیچکس نمی‌شناسه رو، رو کرده!

138
00:06:17,752 --> 00:06:18,795
‫بخواب دقت کنی به نفع‌مون شد

139
00:06:18,795 --> 00:06:21,839
‫از نظر من‌که بخوای دقت کنی
‫باز هم مثل سگ ضایع شدیم

140
00:06:21,839 --> 00:06:24,509
‫این پرونده از اون پرونده‌هاست که
‫با کنار هم گذاشتن شواهد و قطعه‌های کوچیک

141
00:06:24,509 --> 00:06:27,053
‫ذره‌ذره و با صبوری به‌شدت زیاد موفق می‌شه.

142
00:06:27,053 --> 00:06:29,138
‫کومـگای اولین قطعه‌مون بود.

143
00:06:29,722 --> 00:06:32,100
‫حال پریشون و ترسیده راستی سبیچ
‫یه قطعه دیگه

144
00:06:34,519 --> 00:06:38,231
‫پوست زیر ناخن کارولین
‫توی گزارش اول ذکر نشده بود!

145
00:06:39,357 --> 00:06:40,733
‫پزشکی قانونی خیلی سرش شلوغه

146
00:06:42,193 --> 00:06:45,071
‫اون بخش از آزمایش هم دقت
‫و وقت بیشتری می‌طلبیده.

147
00:06:48,116 --> 00:06:51,661
‫آسیب‌شناس پزشکی قانونی،
‫اون آدم خیلی سرسخت‌تـریه.

148
00:06:51,661 --> 00:06:53,079
‫جرمی باک.

149
00:06:53,079 --> 00:06:56,791
‫رو دستش کسی نمیاد؛ من همیشه برای پرونده‌ها
‫می‌رفتم سراغ اون. راستی هم همینطور.

150
00:06:56,791 --> 00:06:58,668
‫هم آدم به‌شدت بادقتـیه و
‫هم حواس‌جمع،

151
00:06:58,668 --> 00:07:02,922
‫برای همین بهتره که هیچ کدوم‌تون
‫اصلاً به عکس‌ها نگاه نکنید

152
00:07:02,922 --> 00:07:07,802
‫خیلی خنثی و بی‌حس، فقط
‫جلوتون رو نگاه کنید باشه؟

153
00:07:09,679 --> 00:07:11,931
‫می‌شه چندلحظه درمورد
‫زبان بدن‌تون حرف بزنیم؟

154
00:07:11,931 --> 00:07:13,099
‫چه مشکلی داره؟

155
00:07:13,099 --> 00:07:15,810
‫خب؛ چیزی که امروز دیدیم
‫زیاد جالب نبود.

156
00:07:15,810 --> 00:07:17,562
‫باید همه‌ش به هم نگاه کنید.

157
00:07:17,562 --> 00:07:20,022
‫هیئت منصفه دائم حواس‌شون به تو جمـعه؛

158
00:07:20,022 --> 00:07:23,901
‫و باید هربار که بهت نگاه می‌کنن اون حس
‫عشق و باورت نسبت به راستی رو حس کنن.

159
00:07:24,402 --> 00:07:27,405
‫و اگه دوباره رسانه‌ها مثل امروز
‫در دادگاه جمع شدن،

160
00:07:27,405 --> 00:07:31,492
‫بهتره دست همسرت رو بگیری و بین‌شون
‫ازش محافظت کنی راستی!

161
00:07:34,245 --> 00:07:35,246
‫باربارا؟

162
00:07:37,748 --> 00:07:38,875
‫پس...

163
00:07:40,877 --> 00:07:43,087
‫می‌خوایم هئیت منصفه باور کنه راستی
‫همیشه مراقبمـه و حواسش بهم هست؟

164
00:07:44,630 --> 00:07:47,592
‫آره خب تحت همچین شرایطی
‫همچین چیزی نیازه.

165
00:07:49,760 --> 00:07:50,761
‫ریموند، من...

166
00:07:53,431 --> 00:07:55,057
‫نمی‌خوام بگم از تو بهتر می‌دونم و این‌ها

167
00:07:55,766 --> 00:07:57,935
‫اما بعید می‌دونم توهین به هوش هئیت منصفه

168
00:07:57,935 --> 00:07:59,520
‫کار درستی باشه.

169
00:08:01,105 --> 00:08:04,525
‫چیزی که توی چهره من می‌بینن
‫قطعاً فقط شوکه شدنـه!

170
00:08:05,276 --> 00:08:07,320
‫شوهرم مظنون اصلی
‫یه پرونده قتلِ وحشتناکه!

171
00:08:07,320 --> 00:08:09,697
‫جز شوکه شدن چه غلط دیگه‌ای می‌تونم بکنم؟

172
00:08:17,747 --> 00:08:19,749
‫دادگاه‌ها معمولاً با
‫قصه‌گویی پیش می‌‌رن.

173
00:08:21,167 --> 00:08:22,585
‫بهترین قصه برنده می‌شه.

174
00:08:23,169 --> 00:08:25,379
‫تو هم توی این ماجرا، بخشی از قصه ما هستی

175
00:08:25,379 --> 00:08:27,924
‫خشم و عصبانیت‌ـت اصلاً به‌کارمون نمیاد.

176
00:08:37,391 --> 00:08:39,852
‫حضور توی اون اتاق برای من خیلی سخته

177
00:08:40,478 --> 00:08:43,523
‫این‌که باید شاهد تمام اون شهادت‌ها

178
00:08:43,523 --> 00:08:45,149
‫و تصویرها باشم واقعاً اذیت‌کننده‌ست

179
00:08:48,903 --> 00:08:50,613
‫همین‌که اون‌جا حضور دارم

180
00:08:53,491 --> 00:08:57,411
‫به‌ هئیت منصفه نشون می‌ده من
‫به بی‌گناهی همسرم باور دارم.

181
00:08:58,913 --> 00:09:00,581
‫باید رفتارم قابل‌باور باشه.

182
00:09:01,082 --> 00:09:03,834
‫و من برای قابل‌باور بودن، باید صادق باشم.

183
00:09:05,628 --> 00:09:07,672
‫می‌خوام توی اون دادگاه،
‫صداقت به‌خرج بدم

184
00:09:09,382 --> 00:09:13,511
‫می‌خوام اجازه بدم خود واقعی‌ام رو ببینن

185
00:09:15,346 --> 00:09:17,515
‫این‌که ترسیده‌ام؛ این‌که....

186
00:09:18,933 --> 00:09:20,142
‫حالم داره به‌هم می‌خوره

187
00:09:21,227 --> 00:09:23,688
‫این‌که از اعماق قلبم
‫بابت این تباهی خُرد شده‌ام

188
00:09:25,606 --> 00:09:29,151
‫این‌که به پدر بچه‌هام
اتهـام همچین ‫کار فجیعی رو زدن

189
00:09:30,695 --> 00:09:32,780
‫واقعاً برای من سخت و غیرقابل‌تحمله.

190
00:09:36,742 --> 00:09:39,537
‫الان توی تاریک‌ترین دوران زندگی‌ام به‌سر می‌برم.

191
00:09:42,164 --> 00:09:44,208
‫دیگه قرار نیست تظاهر کنم.

192
00:09:48,921 --> 00:09:50,840
‫نه‌برای شما دوتا؛
‫نه برای هئیت منصفه.

193
00:10:11,527 --> 00:10:16,240
‫سلول‌های پوستی‌ای که زیر ناخن
‫مقتول پیدا کردیم،

194
00:10:16,240 --> 00:10:18,534
‫با دی‌ان‌ای متهم مطابقت داشته.

195
00:10:18,534 --> 00:10:22,204
‫نمونه‌ای از بزاق هم روی صورت

196
00:10:22,204 --> 00:10:25,625
‫و یقه‌ی لباسی که تن‌شون بوده
‫کشف کردیم

197
00:10:25,625 --> 00:10:27,627
‫و باز هم با دی‌ان‌ای متهم مطابقت داشته.

198
00:10:27,627 --> 00:10:29,003
‫اما به‌طرز عجیبی، روی طنابی که قربانی باهاش
‫بسته شده بود، هیچ اثری از دی‌ان‌ای نداشتیم

199
00:10:29,003 --> 00:10:30,463
‫چرا گفتیـن «به‌طرز عجیبی» ؟

200
00:10:30,463 --> 00:10:31,922
‫قتل با دقت بسیاری صورت گرفته.

201
00:10:32,465 --> 00:10:36,093
‫مجرم حسابی حواسش جمع بوده
‫تا مدرکی ‌به‌جا نذاره.

202
00:10:36,093 --> 00:10:40,598
‫خیلی کم پیش میاد همچین صحنه جرم
‫خونین و به‌هم‌ریخته‌ای داشته باشیم

203
00:10:41,182 --> 00:10:45,686
‫و دایره مدارک و شواهدمون اینقدر کم باشه.

204
00:10:45,686 --> 00:10:47,104
‫خب این یعنی چی؟

205
00:10:47,104 --> 00:10:51,734
‫یعنی زحمات زیادی برای تمیز کردن
‫صحنه جرم و پاک کردن شواهد کشیده شده.

206
00:10:51,734 --> 00:10:55,404
‫بر اساس 20 سال سابقه‌تون
‫توی زمینه آسیب‌شناسیِ پزشکی قانونی،

207
00:10:55,404 --> 00:10:57,281
‫نظر شما درموردِ اتفاقی که افتاده چیـه؟

208
00:10:57,281 --> 00:11:02,745
‫نظر من اینه که قتل بسیار
‫یهویی و بر اثر فروپاشی عصبی صورت گرفته.

209
00:11:02,745 --> 00:11:03,746
‫بدون برنامه قبلی...

210
00:11:03,746 --> 00:11:06,624
‫و به دنباله اون، یک عمل بسیار دقیق

211
00:11:06,624 --> 00:11:10,211
‫و اصولی از بستن دست و پـای مقتول
‫که بعد از مرگ‌ش صورفته گرفته رو شاهد هستیم

212
00:11:10,211 --> 00:11:12,046
‫سوال دیگه‌ای ندارم. ممنون.

213
00:11:12,046 --> 00:11:14,799
‫تا به‌حال جسد دیگه‌ای رو دیدید که
‫این‌طوری دست و پاش بسته شده باشه؟

214
00:11:14,799 --> 00:11:19,929
‫سال‌ها پیش با یک پرونده قتل
‫سر و کار داشتیم که به‌طرز وحشتناکی

215
00:11:19,929 --> 00:11:22,556
‫تقریباً مشابه به این مورد،
‫دست و پای مقتول رو بسته بودن.

216
00:11:22,556 --> 00:11:27,228
‫و دادستان‌ ناحیه‌ای مسئول اون پرونده
‫چه کسی بود؟

217
00:11:27,228 --> 00:11:30,731
‫دو نفر بودن. راستی سبیچ و کارولین پولیمس.

218
00:11:30,731 --> 00:11:34,026
‫و اسم قاتل اون پرونده «لیام رینولدز«ـه.

219
00:11:36,070 --> 00:11:37,863
‫- و محکوم شده بود.
‫- درسته

220
00:11:37,863 --> 00:11:39,615
‫توسط دادستان‌های ناحیه‌ای‌مون

221
00:11:39,615 --> 00:11:42,201
‫- یعنی کارولین پولیمس و راستی سبیچ.
‫- درسته.

222
00:11:42,201 --> 00:11:46,414
‫و چون توسط راستی سبیچ و کارولین پولیمس
‫جرمش ثابت شده بود،

223
00:11:46,414 --> 00:11:48,207
‫تهدید کرده بود حساب اون‌ها
‫رو هم می‌رسه!

224
00:11:48,207 --> 00:11:50,042
‫- از این قضیه اطلاع دارید؟
‫- بله.

225
00:11:50,042 --> 00:11:54,588
‫حالا من توی این چیزها سردر
‫نمیارم و متخصص نیستم؛ اما فکر می‌کنم

226
00:11:54,588 --> 00:11:56,882
‫- کشتن یکی از دادستان‌ها و قاتل جلوه دادن اون‌یکی...
‫- اعتراض!

227
00:11:56,882 --> 00:11:59,427
‫- حرکت بسیار....
‫- وارده. یه‌لحظه بیاین اون سمت ببینم.

228
00:12:10,104 --> 00:12:11,021
‫درمورد این قضیه حرف زده بودیم.

229
00:12:11,021 --> 00:12:13,232
‫این دفتر از مورد تحقیق
‫قرار دادن رینولدز سر باز زده.

230
00:12:13,232 --> 00:12:14,900
‫والا اون‌ها من رو هم
‫مورد تحقیق قرار ندادن.

231
00:12:14,900 --> 00:12:16,861
‫وظیفه‌شون نیست
‫همه رو مورد تحقیق قرار بدن.

232
00:12:16,861 --> 00:12:19,530
‫- اون‌ها موظف نیستن خلاف چیزی رو ثابت کنن.
‫- رینولدز راستی و کارولین

233
00:12:19,530 --> 00:12:21,699
‫- رو به طور عمومی تهدید کرد.
‫- آره؛ تهدید کرد

234
00:12:21,699 --> 00:12:23,743
‫- گفتم شاید برای هئیت منصفه مهم باشه
‫- اما تاثیری نداره

235
00:12:23,743 --> 00:12:25,703
‫- آخه نمی‌دونم چرا نباید...
‫- به‌کارت نمیاد.

236
00:12:25,703 --> 00:12:26,954
‫توی صورت‌جلسه ثبت بشه!

237
00:12:26,954 --> 00:12:29,623
‫یه موضوع واضح و قابل‌فهم پیش بنداز
‫تا بهت اجازه بدم مطرح‌ش کنی.

238
00:12:31,041 --> 00:12:34,044
‫درغیراین‌ صورت، دست از این چرت‌وپرت‌ها بردار.
‫برید.

239
00:12:44,180 --> 00:12:49,101
‫آقای باک؛ شما قطعاً خبردار شدید که موکل من
‫و مرحومه

240
00:12:49,101 --> 00:12:51,312
‫- با هم رابطه عاشقانه داشتن درسته؟
‫- بله.

241
00:12:51,312 --> 00:12:54,607
‫وقتی که گفتید پوست متهم زیر
‫ناخن‌هاش پیدا شده...

242
00:12:54,607 --> 00:12:58,569
‫منظورتون تکه‌های واقعی پوست بود دیگه؟

243
00:12:58,569 --> 00:13:00,321
‫یعنی انگار کسی رو چنگ انداخته؟

244
00:13:00,321 --> 00:13:04,492
‫نه؛ تیکه‌های واقعی و واضح پوست نه،
‫سلول‌های پوستی

245
00:13:04,492 --> 00:13:07,620
‫اگه مثلاً من اینطوری پوستم رو چنگ بزنم

246
00:13:07,620 --> 00:13:10,122
‫ممکنه زیر ناخن‌هـام تکه‌های پوست گیر کنه؟

247
00:13:10,790 --> 00:13:11,957
‫ممکنه.

248
00:13:11,957 --> 00:13:15,961
‫پس اگر راستی سبیچ کارولین پولیمس رو
‫ چنگ زده باشه و در همون حیـن

249
00:13:15,961 --> 00:13:21,884
‫کارولین گردن یا پشت کمر
‫متهم رو لمس کرده باشه،

250
00:13:22,051 --> 00:13:24,845
‫و همینطور دی‌ان‌ای زیر ناخن‌هاش
‫رو توجیه نمی‌کنه؟ ممکن نیست؟

251
00:13:26,555 --> 00:13:27,640
‫ممکنه.

252
00:13:27,640 --> 00:13:30,518
‫پس دی‌ان‌ایـی که شما اظهار داشتید
‫ثابت می‌کنه قاتل موکل منه،

253
00:13:31,101 --> 00:13:36,190
‫می‌تونه به‌راحتی بر این دلالت کنه

254
00:13:44,240 --> 00:13:46,075
‫فرق‌شون رو متوجه می‌شید؟

255
00:14:38,335 --> 00:14:39,461
‫تو هم باید بری.

256
00:15:09,909 --> 00:15:13,162
‫شما اطلاع داشتید که خانم پولیمس و متهم
‫با هم رابطه داشتن؟

257
00:15:13,162 --> 00:15:15,456
‫- بله مطلع شدم
‫- چطوری مطلع شدید؟

258
00:15:16,040 --> 00:15:19,668
‫خب؛ بنابر دلایل زیادی شک کرده بودم.

259
00:15:19,668 --> 00:15:21,879
‫شک داشتم تا وقتی که کاملاً مطمئن شدم

260
00:15:23,714 --> 00:15:25,883
‫یه‌شب باید یه پرونده‌ای رو می‌بردم دفتر راستی

261
00:15:25,883 --> 00:15:28,385
‫دیر وقت بود؛ فکر می‌کردم رفته باشه
‫اما نرفته بود.

262
00:15:28,385 --> 00:15:30,930
‫رفتم داخل اتاق و دیدم داره اونجاس

263
00:15:33,474 --> 00:15:34,475
‫جان؟

264
00:15:34,975 --> 00:15:38,395
‫- پرونده رابرتز رو آوردم.
‫- آهان.

265
00:15:38,395 --> 00:15:39,480
‫- آهان.
‫- آره.

266
00:15:40,564 --> 00:15:42,775
‫- ممنونم.
‫- خدمت شما. فردا می‌بینمت.

267
00:15:42,775 --> 00:15:45,402
‫سریع از اون‌جا دور شدم
‫و کارولین اومد دنبالم.

268
00:15:45,402 --> 00:15:51,075
‫واقعاً موقعیت شرم‌آوری بود
‫و سریعاً رفتم

269
00:15:51,075 --> 00:15:53,035
‫- دقیقاً چه زمانی بود؟
‫- فوریه سال پیش.

270
00:15:53,035 --> 00:15:55,120
‫باز هم شاهد چنین اتفاقات ناگهانی‌ای بودید؟

271
00:15:55,120 --> 00:15:57,581
‫دیگه موردی ندیدم؛ فقط
‫غیبت‌هایی که پشت سرشون می‌شد رو می‌شنیدم.

272
00:15:57,581 --> 00:16:02,002
‫اما خب البته که مخفیانه
‫یه‌کارهایی می‌کردن.

273
00:16:03,337 --> 00:16:04,380
‫مثلاً؟

274
00:16:04,880 --> 00:16:07,633
‫یه‌بار توی پارکینگ زیرزمینی دیدم‌شون

275
00:16:07,633 --> 00:16:10,552
‫دیدم که...نمی‌دونم...فکر می‌کنم
‫که داشتن با هم بحث می‌کردن.

276
00:16:10,552 --> 00:16:13,889
‫- با هم. چه می‌دونم خب. چی؟
‫- ولم کن!

277
00:16:13,889 --> 00:16:16,433
‫من فقط یه سوال ازت دارم؛
‫اگه می‌تونی بهم...

278
00:16:16,433 --> 00:16:17,935
‫همین. خواهش می‌کنم!

279
00:16:17,935 --> 00:16:20,562
‫کارولین توی ماشین بود و راستی
‫داشت می‌زد روی شیشه...

280
00:16:20,646 --> 00:16:21,605
‫و اون با سرعت رفت.

281
00:16:22,982 --> 00:16:25,818
‫فرصت این رو داشتین تا درموردشون
‫با آقای سبیچ صحبت کنین؟

282
00:16:25,818 --> 00:16:27,111
‫بله.

283
00:16:28,529 --> 00:16:29,613
‫چی گفتین؟

284
00:16:30,864 --> 00:16:32,491
‫بهش گفتم که...

285
00:16:32,491 --> 00:16:37,246
‫که نگرانـم نکنه مثلاً...
‫اسیر شده باشه.

286
00:16:37,246 --> 00:16:39,832
‫- اسیر شده باشه؟
‫- اسیر اون زن.

287
00:16:40,416 --> 00:16:44,837
‫داشت بهم می‌ریخت،

288
00:16:45,587 --> 00:16:46,588
‫وسواسی شده بود.

289
00:16:50,092 --> 00:16:54,555
‫شما از این رابطه‌ی بین آقای سبیچ
‫و خانم پولیمس، ناراضی بودین؟

290
00:16:54,555 --> 00:16:56,056
‫- ناراضی بودین؟
‫- بله، ناراضی بودم.

291
00:16:56,056 --> 00:16:58,934
‫و از خانم کارولین پولیمس هم ناراضی بودین،
‫درسته؟

292
00:16:58,934 --> 00:17:02,271
‫قضیه این نیست.
‫کار غیرحرفه‌ای‌ای بود.

293
00:17:02,980 --> 00:17:05,149
‫از کارولین خوش‌تون نمی‌اومد، درسته؟

294
00:17:05,149 --> 00:17:06,692
‫نه، خوشم نمی‌اومد.

295
00:17:06,692 --> 00:17:11,447
‫نگرانی‌هاتون رد رابطه با این غیرحرفه‌ای بودن رو
‫به منابع انسانی گزارش دادین؟

296
00:17:11,447 --> 00:17:13,323
‫نه، ندادم.

297
00:17:15,826 --> 00:17:19,538
‫و طبق دانسته‌هاتون،
‫خانم پولیمس هیچوقت شکایت‌ آقای سبیچ رو

298
00:17:19,538 --> 00:17:21,081
‫پیش منابع انسانی نکرده بود؟

299
00:17:21,081 --> 00:17:22,124
‫درستـه

300
00:17:22,624 --> 00:17:27,379
‫طبق دانسته‌هاتون،
‫اون اصلاً شکایت کسی رو پیش منابع انسانی کرده بود؟

301
00:17:28,714 --> 00:17:29,715
‫بله.

302
00:17:31,216 --> 00:17:32,217
‫کی؟

303
00:17:34,261 --> 00:17:35,429
‫تامی مولتو.

304
00:17:52,821 --> 00:17:53,822
‫بله.

305
00:17:56,784 --> 00:18:00,287
‫شما اطلاع دارین که
‫ بنده نسبت به خانم پولیمس

306
00:18:00,287 --> 00:18:02,790
‫رفتار غیرحرفه‌ای یا نامناسبی داشتم؟

307
00:18:02,790 --> 00:18:04,875
‫نه،
‫بنده اطلاعی ندارم

308
00:18:04,875 --> 00:18:07,294
‫و شما درمورد شکایتی که
‫ پیش منابع انسانی برده شد

309
00:18:07,294 --> 00:18:08,378
‫هیچ اطلاعی دارین؟

310
00:18:08,378 --> 00:18:11,715
‫من فقط این رو می‌دونم که اون نمی‌خواست
‫رو هیچ پرونده‌ای با شما کار کنه.

311
00:18:11,715 --> 00:18:14,718
‫گفته بود که شما براش چندش‌آوریـن.

312
00:18:19,515 --> 00:18:24,937
‫خیلی‌خب. تاحالا شاهد رفتار غیرحرفه‌ای بنده
‫نسبت به قربانی بودین؟

313
00:18:24,937 --> 00:18:26,105
‫نه راستـش.

314
00:18:26,105 --> 00:18:28,440
‫درمورد راستی سبیچ چطور؟

315
00:18:36,281 --> 00:18:41,578
‫بله. به نظر می‌رسید که متهم وسواسی شده باشه
‫و اسیر اون شده باشه.

316
00:18:41,578 --> 00:18:43,163
‫شهادت شما اینـه؟

317
00:18:43,163 --> 00:18:44,540
‫شهادت من همینـه.

318
00:18:47,126 --> 00:18:48,544
‫خیلی ممنون.

319
00:19:10,524 --> 00:19:11,859
‫سلام.

320
00:19:13,527 --> 00:19:14,611
‫چیزی نیست.

321
00:19:18,282 --> 00:19:20,075
‫یکم دلـم برای تامی می‌سوزه.

322
00:19:20,909 --> 00:19:22,161
‫من هم دلـم می‌سوخت،

323
00:19:22,744 --> 00:19:26,248
‫اما بعدش یادم اومد
‫که اون مثل یه سوسک کثیف می‌مونه.

324
00:19:26,248 --> 00:19:29,334
‫نمی‌تونی لهـش کنی.
‫همش برمی‌گرده.

325
00:19:31,086 --> 00:19:34,923
‫و منظورش رو هم رسونده.

326
00:19:35,507 --> 00:19:35,549
‫نگرانی.

327
00:19:35,549 --> 00:19:38,343
‫خب، اگه هیئت منصفه...
‫طبق قانون عمل کنن،

328
00:19:38,343 --> 00:19:40,095
‫خیال‌مون راحتـه اما...

329
00:19:41,722 --> 00:19:46,310
‫اگه بخوان تقصیرها رو گردن کسی بندازن،
‫اون شخص راستیـه.

330
00:20:02,451 --> 00:20:03,452
‫حالـت خوبه؟

331
00:20:05,370 --> 00:20:06,371
‫تو حالـت خوبه؟

332
00:20:19,843 --> 00:20:20,844
‫تو کلاس روانشناسی،

333
00:20:20,844 --> 00:20:24,306
‫داشتیم یه مطالبی درمورد آسیب‌های روحی
‫ و گسستگی می‌خوندیم.

334
00:20:24,890 --> 00:20:28,185
‫این که مغز چطوری می‌تونه از آدم‌ها
‫در برابر خودشون محافظت کنه.

335
00:20:28,185 --> 00:20:29,770
‫به شکل غیرارادی...

336
00:20:32,064 --> 00:20:34,942
‫از واقعیت جداشون کنه.

337
00:20:36,318 --> 00:20:38,111
‫تاحالا همچین حسی داشتی؟

338
00:20:39,988 --> 00:20:40,989
‫یعنی چطوری؟

339
00:20:44,243 --> 00:20:45,244
‫فقط...

340
00:20:51,208 --> 00:20:53,627
‫آدم‌ها می‌تونن از حافظه‌هاشون جدا بشن.

341
00:20:55,963 --> 00:20:56,964
‫اگه که...

342
00:20:59,132 --> 00:21:02,010
‫اگه کاری کنـن که
‫نتونـن باهاش کنار بیان یا...

343
00:21:04,054 --> 00:21:06,848
‫یا با دیدگاهی که
‫ درمورد خودشون دارن، کنار بیان...

344
00:21:09,101 --> 00:21:11,019
‫می‌تونـه منجر به گسستگی بشه.

345
00:21:11,019 --> 00:21:12,396
‫حافظه‌ی من مشکلی نداره.

346
00:22:08,327 --> 00:22:10,037
‫راستی،
‫باید باهات حرف بزنم.

347
00:22:17,919 --> 00:22:19,046
‫خیلی‌خب.

348
00:22:20,589 --> 00:22:23,300
‫یه چندماه پیش...

349
00:22:26,261 --> 00:22:30,015
‫حوالی همون زمانی که
‫از گالری اخراج شدم،

350
00:22:30,766 --> 00:22:35,395
‫روزها می‌رفتم به یه کافه

351
00:22:38,273 --> 00:22:39,608
‫و...

352
00:22:40,984 --> 00:22:44,237
‫اون کافه یه متصدی داشت
‫ و اون...

353
00:22:45,655 --> 00:22:47,491
‫دکترای هنر داشت.

354
00:22:47,491 --> 00:22:49,993
‫برای همین با هم حرف زدیم و...

355
00:22:53,246 --> 00:22:55,832
‫تونستیم ارتباط برقرار کنیم و...

356
00:22:59,127 --> 00:23:02,589
با هم خیلی صمیمی بودیم

357
00:23:07,636 --> 00:23:10,806
‫اما این تموم اتفاقی بود که افتاد.

358
00:23:48,093 --> 00:23:51,763
‫فقط یه حواس‌پرتی بود...

359
00:23:53,640 --> 00:23:55,267
‫فقط یه ارتباط بود.

360
00:23:57,102 --> 00:23:58,270
‫کجا این اتفاق افتاد؟

361
00:24:01,064 --> 00:24:02,649
‫تو خونه‌ـش.

362
00:24:04,609 --> 00:24:07,154
‫- می‌خواستم آثار هنریـش رو ببینم.
‫- توی خونه‌ـش؟

363
00:24:08,738 --> 00:24:10,699
‫- فقط همین بود.
‫- می‌خواستی که...

364
00:24:11,324 --> 00:24:13,702
‫- آثار هنریـش رو ببینی؟
‫- اینطوری نکن راستی.

365
00:24:26,923 --> 00:24:28,550
‫- بازم دیدیش؟
‫- نه.

366
00:24:30,635 --> 00:24:31,720
‫نـه.

367
00:24:36,433 --> 00:24:38,143
‫چرا الان داری این رو میگی؟

368
00:24:40,479 --> 00:24:43,064
‫می‌خوام باهات صادق باشم.

369
00:24:46,526 --> 00:24:49,738
‫فکر می‌کردم باید با هم صادق باشیم.

370
00:24:49,738 --> 00:24:53,617
‫من وسط محاکمه‌ـم...
‫سر زندگیـم.

371
00:24:55,744 --> 00:24:56,745
‫صادق؟

372
00:24:59,581 --> 00:25:00,665
‫می‌دونم.

373
00:25:01,583 --> 00:25:04,252
‫هرروز میای رو مُخـم رژه میری.

374
00:25:04,836 --> 00:25:06,171
‫هرروز رو مُخـم رژه میری.

375
00:25:06,171 --> 00:25:08,798
‫«اینجا چیشد؟»
‫«اونجا چیشد؟»

376
00:25:08,798 --> 00:25:10,675
‫«چرا درمورد خودت و اون چیزی نگفته بودی؟»

377
00:25:11,259 --> 00:25:12,969
‫سوال پشت سوال.

378
00:25:13,553 --> 00:25:16,598
‫و وقتی که بهت میگم
‫«فقط می‌خوام باهات صادق باشم،

379
00:25:16,598 --> 00:25:20,519
‫همه تلاشـم رو می‌کنم تا اونجایی که
‫ یادم میاد رو برات تعریف کنم.

380
00:25:20,519 --> 00:25:23,855
‫نمی‌تونم دائم برات استدلال بیارم»

381
00:25:24,481 --> 00:25:27,817
‫همش روی مُخم رژه میری.

382
00:25:27,817 --> 00:25:29,319
‫- این انصاف نیست.
‫- پشت همدیگه.

383
00:25:29,319 --> 00:25:33,406
‫انصاف نیست؟ انصاف نیست باربارا؟
‫پس چی انصافـه؟

384
00:25:33,406 --> 00:25:34,783
‫چی انصافـه؟

385
00:25:34,783 --> 00:25:36,117
‫چه حسی داره؟

386
00:25:36,618 --> 00:25:37,619
‫چی؟

387
00:25:37,619 --> 00:25:40,705
‫چه حسی داره؟
‫که یه اشتباه بکنی؟

388
00:26:50,609 --> 00:26:53,111
‫- من دیگه برم.
‫- کلیدهام تو آشپزخونه‌ـن؟

389
00:26:57,073 --> 00:26:58,783
‫میشه لطفاً فنجون‌هاتون رو تمیز کنین؟

390
00:26:58,783 --> 00:26:59,784
‫- می‌کنم.
‫- اینجان.

391
00:26:59,784 --> 00:27:02,495
‫- تکالیف هندسه‌ـت یادت نره.
‫- تو کیفمـه.

392
00:27:02,495 --> 00:27:05,457
‫- تو هم میای؟
‫- نه، با لورین قرار دارم.

393
00:27:05,457 --> 00:27:06,791
‫- دیرم هم شده.
‫- باربارا.

394
00:27:08,877 --> 00:27:10,462
‫کایل،
‫ناهارت رو برداشتی؟

395
00:27:10,462 --> 00:27:11,546
‫آره.

396
00:27:26,978 --> 00:27:29,814
‫من می‌تونم بیام‌ها.
‫صندلی‌پرکن خوبی‌ام.

397
00:27:32,108 --> 00:27:36,780
‫نه عزیزم، اشکالی نداره.
‫نمی‌خواد، جدی میگم.

398
00:27:41,493 --> 00:27:43,161
‫خب چرا بهش گفتی؟

399
00:27:43,161 --> 00:27:45,914
‫- نمی‌دونم لورین.
‫- فکر مزخرفی بود.

400
00:27:45,914 --> 00:27:46,998
‫می‌دونم.

401
00:27:48,249 --> 00:27:50,251
‫آخه این اواخر...

402
00:27:51,961 --> 00:27:53,088
‫فکر کردم...

403
00:27:54,464 --> 00:27:57,050
‫که دوباره رابطه‌مون درست شده.

404
00:27:57,050 --> 00:27:58,301
‫احساسِ...

405
00:27:59,928 --> 00:28:01,471
‫صمیمیت و امنیت کردم.

406
00:28:01,471 --> 00:28:03,181
‫- و...
‫- خب.

407
00:28:04,891 --> 00:28:07,936
‫قضیه‌ی کلیفتون خیلی آزاردهنده شده بود

408
00:28:07,936 --> 00:28:11,606
‫و نیاز داشتم که فقط...

409
00:28:12,190 --> 00:28:13,525
‫به زبون بیاریش.

410
00:28:15,235 --> 00:28:16,236
‫آره.

411
00:28:16,569 --> 00:28:18,822
‫و خوب پیش نرفت؟

412
00:28:22,033 --> 00:28:23,034
‫نه.

413
00:28:24,411 --> 00:28:27,455
‫برای همینـه که دیگه تنهایی نمیری دادگاه.

414
00:28:27,455 --> 00:28:29,082
‫من هم باهات میام.

415
00:28:29,082 --> 00:28:31,459
‫برمی‌گردم اما نه امروز.

416
00:28:32,877 --> 00:28:38,383
‫امروز همه‌ی مدارک رو
‫ از کامپیوترهاشون در آوردن.

417
00:28:38,383 --> 00:28:39,426
‫آره.

418
00:28:39,426 --> 00:28:44,180
‫فکر نکنم بتونم بشینم اونجا
‫و نامه‌هاش رو بشنوم...

419
00:28:44,180 --> 00:28:46,433
‫- ای خدا.
‫- و اینجور چیزا.

420
00:28:47,559 --> 00:28:50,770
‫می‌دونستی اون شب که کشته شد،
‫سی بار بهش پیام داده بود؟

421
00:28:51,563 --> 00:28:52,564
‫یا خدا.

422
00:28:53,189 --> 00:28:55,984
‫به‌نظرم این کوفتی‌ترین قسمت کل پرونده‌ـس.

423
00:28:55,984 --> 00:28:57,235
‫سی بار؟

424
00:29:00,113 --> 00:29:02,490
‫پدره هم یه تقاضای قرار منع داده

425
00:29:02,490 --> 00:29:04,534
‫و می‌خواد جلوی شهادت دادن پسرش رو بگیره.

426
00:29:04,534 --> 00:29:06,786
‫- شوخی می‌کنی.
‫- دارم درخواستـش رو رد می‌کنم.

427
00:29:06,786 --> 00:29:08,580
‫اما حواسم به دلیل این کارش هست.

428
00:29:08,580 --> 00:29:11,666
‫امروز می‌تونه به این بچه که
‫تا همین الان هم خیلی سختی کشیده

429
00:29:11,666 --> 00:29:12,709
‫آسیب زیادی بزنه.

430
00:29:12,709 --> 00:29:15,211
‫- اون شاهد عینیـه...
‫- بذار حرفـم رو تموم کنم.

431
00:29:15,211 --> 00:29:18,381
‫نمی‌خوام این خونواده بیشتر از این
‫ عذاب بی‌مورد بکشه،

432
00:29:18,381 --> 00:29:20,800
‫حالا چه بی‌مورد باشه و چه نباشه.

433
00:29:21,384 --> 00:29:26,431
‫این پرونده هم نهایتاً قتل درجه دوئه
‫و خودتون هم می‌دونین.

434
00:29:26,931 --> 00:29:30,310
‫حتی شاهد خودتون هم شهادت داده
‫که احتمالاً قتل ناخواسته بوده.

435
00:29:30,310 --> 00:29:31,936
‫دستـت به قتل درجه یک نمی‌رسه.

436
00:29:31,936 --> 00:29:35,106
‫و راهنمایی‌های من برای رسیدن به این هدف
‫کمکـت نمی‌کنه.

437
00:29:35,648 --> 00:29:39,110
‫این که خود تو هم الان پشت میله‌ها نیستی
‫خودش خیلی حرفـه.

438
00:29:39,110 --> 00:29:41,696
‫به‌نظر می‌رسه که می‌تونیم نهایتاً به قتل عمد برسیم.

439
00:29:41,696 --> 00:29:42,822
‫- امکان نداره.
‫- نه.

440
00:29:45,241 --> 00:29:46,910
‫تو به محکومیتی که می‌خوای می‌رسی.

441
00:29:46,910 --> 00:29:48,912
‫تو هم بعد ۸ سال به ادامه‌ی زندگیـت می‌رسی.

442
00:29:48,912 --> 00:29:51,831
‫- قبول کن که معامله‌ی خوبیـه.
‫- من هیچ محکومیتی رو قبول نمی‌کنم.

443
00:29:51,831 --> 00:29:54,876
‫اخراج و یه عذرخواهی
‫ تنها چیزهاییـه که می‌پذیرم.

444
00:29:55,168 --> 00:29:56,753
‫این آخرین فرصتـه بچه‌ها.

445
00:29:58,755 --> 00:30:00,757
‫کسی حتی یه چشمک هم نمی‌زنه؟

446
00:30:04,177 --> 00:30:05,178
‫خیلی‌خب.

447
00:30:06,596 --> 00:30:09,849
‫حسابی حواس‌تون باشه
‫که با پسره ملایم رفتار کنین.

448
00:30:28,201 --> 00:30:29,202
‫جی؟

449
00:30:37,502 --> 00:30:38,670
‫سلام عزیزم.

450
00:30:39,921 --> 00:30:42,590
‫سلام عزیزم.

451
00:30:43,550 --> 00:30:44,968
‫می‌خوای بری بالا بخوابی؟

452
00:30:46,344 --> 00:30:48,096
‫بیا بریم بالا بخوابیم.

453
00:31:31,973 --> 00:31:33,308
‫یادته که...

454
00:31:34,726 --> 00:31:38,104
‫کوچیک بودن و وقتی می‌خوابیدن،
‫تا چندساعت نگاه‌شون می‌کردیم؟

455
00:31:40,273 --> 00:31:41,733
‫مثل فرشته‌ها.

456
00:32:06,925 --> 00:32:08,176
‫واسه چی موندی؟

457
00:32:20,521 --> 00:32:24,943
‫به همون دلیلی که...
‫تو موندی.

458
00:32:43,795 --> 00:32:47,715
‫مایکل، ما قبلاً همدیگه رو دیدیم.،
‫همونجایی که بهت تسلیت گفتم.

459
00:32:47,715 --> 00:32:49,342
‫می‌خوام الان باز هم این کار رو بکنم.

460
00:32:49,342 --> 00:32:52,303
‫نه تنها به‌خاطر مرگ مادرت
‫بلکه به‌خاطر آسیبی که

461
00:32:52,303 --> 00:32:54,597
‫امروز به‌خاطر اومدن به این دادگاه
‫بهت وارد شده.

462
00:32:54,597 --> 00:32:56,474
‫کاری که ازت می‌خوایم بکنی
‫ خیلی وحشتناکـه

463
00:32:56,474 --> 00:33:00,603
‫اما به‌خاطر اینـه که اتفاق خیلی وحشتناکی هم
‫برای مادرت افتاده.

464
00:33:00,603 --> 00:33:01,771
‫آقای مولتو.

465
00:33:01,771 --> 00:33:05,233
‫می‌خواستم توجهت رو به شبی که
‫ مادرت به قتل رسید، جلب کنم.

466
00:33:05,233 --> 00:33:06,901
‫می‌تونی بهم بگی که کجا بودی؟

467
00:33:06,901 --> 00:33:08,152
‫تو خونه شام خوردم.

468
00:33:08,152 --> 00:33:11,280
‫تلویزیونی چیزی تماشا کردم.
‫شاید هم بازی کرده باشم.

469
00:33:11,280 --> 00:33:13,282
‫بعدش از خونه رفتم
‫و رفتم اونجا.

470
00:33:13,282 --> 00:33:15,868
‫برای شفاف‌سازی میگم،
‫از خونه‌ای که

471
00:33:15,868 --> 00:33:18,454
‫داخلـش با پدرت،
‫دالتون کالدول زندگی می‌کردی رفتی

472
00:33:18,454 --> 00:33:21,165
‫و گفتی که رفتی اونجا.
‫اونجا کجاس؟

473
00:33:21,165 --> 00:33:22,333
‫رفتم خونه‌ی مادرم.

474
00:33:22,333 --> 00:33:24,085
‫که چی‌کار کنی؟

475
00:33:24,085 --> 00:33:26,170
‫من و مادرم خیلی با هم کنار نمی‌اومدیم.

476
00:33:26,170 --> 00:33:27,422
‫نمی‌خواست پیشـش باشم.

477
00:33:28,006 --> 00:33:31,592
‫دعوتـم نکرده بود.
‫یکم حالـم رو گرفته بود.

478
00:33:31,592 --> 00:33:35,013
‫بعضی‌وقتا فقط می‌رفتم اون خونه
‫و تماشا می‌کردم.

479
00:33:35,972 --> 00:33:36,806
‫تماشا می‌کردی؟

480
00:33:36,806 --> 00:33:40,059
‫تا زندگی‌ای که ترجیح داده بود
‫من جزوی ازش نباشم رو ببینم.

481
00:33:40,059 --> 00:33:43,062
‫که فکر می‌کنم قبلاً برای همه‌تون توضیح دادم.

482
00:33:44,063 --> 00:33:45,732
‫زیاد می‌رفتی خونه‌ی مادرت؟

483
00:33:45,732 --> 00:33:49,485
‫هر از گاهی.
‫نمی‌دونم، مثلا ماهی یکی دو بار.

484
00:33:49,485 --> 00:33:51,529
‫وقتی اونجا بودی،
‫چی‌کار می‌کردی؟

485
00:33:51,529 --> 00:33:54,157
‫بیشتر فقط از یه فاصله،
‫از توی تاریکی به خونه زُل می‌زدم

486
00:33:54,157 --> 00:33:55,616
‫تا من رو نبینـه.

487
00:33:56,117 --> 00:33:59,412
‫بعضی‌وقتا می‌دیدم که بعضی‌ها می‌رفتن خونه‌ـش.
‫بیشتر اوقات هم اون.

488
00:33:59,412 --> 00:34:03,499
‫توجه داشته باشین که شاهد به متهم،
‫راستی سبیچ اشاره کرد.

489
00:34:03,499 --> 00:34:04,542
‫می‌دونستم چی‌کار می‌کنن.

490
00:34:04,542 --> 00:34:06,377
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

491
00:34:06,377 --> 00:34:08,546
‫فقط به سوالات جواب بده مایکل.

492
00:34:08,546 --> 00:34:11,299
‫و اگه یه موقعی حس کردی که
‫نیاز به استراحت داری

493
00:34:11,299 --> 00:34:12,717
‫بهم بگو، خب؟

494
00:34:13,676 --> 00:34:15,595
‫- باشه.
‫- دوباره شروع می‌کنیم.

495
00:34:15,595 --> 00:34:16,679
‫خیلی‌خب.

496
00:34:18,306 --> 00:34:20,141
‫تو این ویدیوها رو گرفتی دیگه؟

497
00:34:20,141 --> 00:34:21,142
‫بله.

498
00:34:22,393 --> 00:34:23,728
‫شانزدهم ژوئن.

499
00:34:23,728 --> 00:34:26,981
‫می‌تونی زمان رو بالای اون ویدیو بخونی؟

500
00:34:26,981 --> 00:34:28,900
‫بله.
‫«۹:۴۹ شب»

501
00:34:36,866 --> 00:34:41,204
‫و باز هم می‌پرسم،
‫این ویدیو ساعت ۹:۴۹ شبی که

502
00:34:41,204 --> 00:34:43,039
‫- مادرت به قتل رسید، گرفته شده؟
‫- بله.

503
00:34:43,539 --> 00:34:46,292
‫بعد از مرگ مادرت،
‫به متهم پیام دادی؟

504
00:34:46,876 --> 00:34:47,752
‫بله.

505
00:34:47,752 --> 00:34:48,961
‫چی بهش گفتی؟

506
00:34:48,961 --> 00:34:51,923
‫بهش پیام دادم که
‫«تو اونجا بودی. خودم دیدمـت.»

507
00:34:51,923 --> 00:34:53,800
‫چی رو دیدی؟

508
00:34:53,800 --> 00:34:56,135
‫که وقتی اون ویدیو رو گرفتم
‫تو خونه بود.

509
00:34:56,594 --> 00:34:58,805
‫از متهم خواستی که باهاش ملاقات کنی؟

510
00:34:58,805 --> 00:35:00,807
‫- بله.
‫- برای چی خواستی ببینیـش؟

511
00:35:01,516 --> 00:35:06,187
‫خب، چون می‌خواستم تو چشمای مردی که
‫مادرم رو به قتل رسونده بود، نگاه کنم.

512
00:35:06,187 --> 00:35:07,897
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

513
00:35:09,732 --> 00:35:13,319
‫بعد از این که درخواست ملاقات کردی،
‫اون رو هم واقعاً دیدی؟

514
00:35:13,319 --> 00:35:15,613
‫- بله.
‫- درمورد چی حرف زدین؟

515
00:35:15,613 --> 00:35:18,658
‫ازم پرسید چرا می‌خوام ببینمـش،
‫من هم بهش گفتم

516
00:35:18,658 --> 00:35:21,410
‫چون می‌خوام تو چشمای مردی که
‫مادرم رو به قتل رسوند، نگاه کنم.

517
00:35:21,410 --> 00:35:22,495
‫اعتراض دارم عالیجناب.

518
00:35:22,495 --> 00:35:26,624
‫وارده.
‫شاهد فقط داره نظرش رو اعلام می‌کنه.

519
00:35:27,500 --> 00:35:29,919
‫به متهم گفتی که اون مقصر به قتل رسیدن مادرتـه؟

520
00:35:29,919 --> 00:35:32,004
‫- بله.
‫- و اون چی گفت؟

521
00:35:33,339 --> 00:35:34,382
‫انکار کرد.

522
00:35:35,258 --> 00:35:36,592
‫اما می‌فهمیدم که دروغ میگه.

523
00:35:36,592 --> 00:35:38,136
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

524
00:35:38,136 --> 00:35:40,471
‫مایکل،
‫تو می‌تونی برداشتـت رو اعلام کنی

525
00:35:40,471 --> 00:35:42,974
‫اما لطفاً اون‌ها رو تحت واقعیت،
‫اعلام نکن، خب؟

526
00:35:44,058 --> 00:35:45,059
‫باشه.

527
00:35:45,059 --> 00:35:48,729
‫تاحالا درمورد متهم
‫با مادرت حرفی زده بودی؟

528
00:35:48,729 --> 00:35:50,815
‫گفتم که،
‫ما خیلی صمیمی نبودیم.

529
00:35:50,815 --> 00:35:52,692
‫اون هم خیلی حرفی نمی‌زد.

530
00:35:52,692 --> 00:35:54,777
‫اما حدوداً دو هفته قبل از مرگـش،

531
00:35:54,777 --> 00:35:57,864
‫بهم گفته بود که
‫سر کارش با یه مردی به مشکل بر خورده.

532
00:35:57,864 --> 00:35:59,824
‫برداشت من این بود

533
00:35:59,824 --> 00:36:02,493
‫که منظورش همون مردی بود
‫که باهاش وارد رابطه‌ شده.

534
00:36:02,493 --> 00:36:04,203
‫چیز دیگه‌ای نگفت؟

535
00:36:05,288 --> 00:36:06,998
‫که داره ازش می‌ترسه.

536
00:36:06,998 --> 00:36:08,916
‫ایده‌ای نداری که منظورش کی بوده؟

537
00:36:08,916 --> 00:36:11,419
‫- اعتراض دارم. این حدس و گمانـه.
‫- اعتراض وارد نیست.

538
00:36:13,963 --> 00:36:16,382
‫برداشت من این بود
‫که کار مردی بود

539
00:36:16,382 --> 00:36:18,593
‫- که برداشتـم این بوده که اون رو کُشته.
‫- اعتراض دارم.

540
00:36:18,593 --> 00:36:21,220
‫همون مردی که شبی کشته شدنـش
‫ازش عکس گرفته بودم.

541
00:36:21,220 --> 00:36:22,430
‫- اعتراض دارم.
‫- وارده.

542
00:36:22,430 --> 00:36:25,224
‫فقط سوالاتی که می‌پرسن رو جواب بده مایکل.
‫لطفاً داوطلبانه چیزی نگو.

543
00:36:27,560 --> 00:36:29,312
‫ممنون مایکل.
‫سوال دیگه‌ای ندارم.

544
00:36:30,813 --> 00:36:31,814
‫مایکل.

545
00:36:36,027 --> 00:36:37,904
‫انگار برداشت‌های زیادی داری، نه؟

546
00:36:38,571 --> 00:36:41,157
‫برداشتـت این بوده که مادرت ترسیده.

547
00:36:41,157 --> 00:36:47,163
‫برداشتـت این بوده که
‫ از مردی که باهاش حرف زده

548
00:36:47,163 --> 00:36:48,581
‫می‌ترسیده.

549
00:36:48,581 --> 00:36:51,083
‫برداشت.
‫چه کلمه‌ی خنده‌داریـه این برداشت.

550
00:36:51,083 --> 00:36:53,044
‫بیا یه دقیقه درمورد این کلمه حرف بزنیم.

551
00:36:54,837 --> 00:36:56,380
‫این کلمه یعنی چی؟
‫یعنی...

552
00:36:58,424 --> 00:37:03,304
‫یعنی باور یا اعتقاد به چیزی که دیده نشده،

553
00:37:04,513 --> 00:37:05,765
‫درسته؟

554
00:37:11,103 --> 00:37:12,104
‫جناب وکیل؟

555
00:37:14,065 --> 00:37:16,400
‫آقای هورگان،
‫سوالی دارین؟

556
00:37:21,948 --> 00:37:23,032
‫ری؟

557
00:37:24,700 --> 00:37:27,620
‫- ری؟ ری؟ ری؟
‫- من همسرشونـم.

558
00:38:05,950 --> 00:38:07,660
‫- نبض نداره.
‫- دوباره.
