﻿1
00:01:08,943 --> 00:01:11,488
«رزیدنت ایــول»
[ فصل اول - قسمت پنجم]

2
00:01:22,999 --> 00:01:25,710
‫- جید، جواب بده!
‫- لطفاً پیغام نذارید!

3
00:01:45,897 --> 00:01:47,273
‫میگه زودتر بیا!

4
00:01:48,691 --> 00:01:51,653
‫- نه!
‫- اصلاً زیر بار نمی‌ره.

5
00:01:52,403 --> 00:01:55,824
‫- دیگه نزدیک صبحه!
‫- درخواست نکردیم...

6
00:02:12,674 --> 00:02:14,634
‫- اینا چیه؟
‫-  خرت و پرت.

7
00:02:15,510 --> 00:02:17,178
‫عاشقِ خرت و پرتاشه.

8
00:02:17,846 --> 00:02:18,972
‫چرا رفتی؟

9
00:02:19,597 --> 00:02:21,724
‫یه مهمونی بود دیگه مامان!

10
00:02:21,808 --> 00:02:24,769
‫خیر سرم می‌اومدی یه اجازه‌ای از
‫منی که مادرتم می‌گرفتی!

11
00:02:24,853 --> 00:02:26,729
‫چه فرقی می‌کنه، اول و آخر که اجازه نمی‌دادی.

12
00:02:26,813 --> 00:02:27,730
‫تنبیه می‌شی.

13
00:02:28,815 --> 00:02:30,191
‫- برام مهم نیست!
‫- وایسا...

14
00:02:35,822 --> 00:02:36,823
‫دیر کردی!

15
00:02:44,956 --> 00:02:47,917
‫- اولین چه خبره اینجا؟
‫- این یارو رو می‌شناسی؟

16
00:02:48,001 --> 00:02:50,879
‫- چرا باید بشناسم؟
‫- چون از همه چی ما خبر داره.

17
00:02:51,546 --> 00:02:55,383
‫- تیخوانا.
‫- خودت گفتی نگران تیخوانا نباشیم.

18
00:02:55,466 --> 00:02:56,926
‫و باید اعتراف کنم اشتباه می‌کردم.

19
00:02:57,969 --> 00:03:02,599
‫اسمش آنجل هرنان ربیوئه، خیلی وقته روی مخ‌مونه!

20
00:03:03,349 --> 00:03:06,603
‫توی اداره پست باها کار می‌کرده،
‫تا وقتی که متوجه می‌شه توی...

21
00:03:06,686 --> 00:03:11,191
‫مرکزمون تـوی مکزیک یه خبرایی هست و
‫تصمیم می‌گیره به همه بگه.

22
00:03:12,233 --> 00:03:14,527
‫- چـرا با پول نخریدیش؟
‫- خب، سعی کردیم.

23
00:03:15,445 --> 00:03:19,949
‫خبر نمی‌شه، خیلی یه‌دنده‌ست!

24
00:03:20,033 --> 00:03:23,077
‫واسه همین بقیه رو با پول خریدیم، اونم ساکت کردیم.

25
00:03:23,745 --> 00:03:26,497
‫تنها کسایی که حرفش رو باور کردن
‫یه‌مشت خل و چل جوگیر

26
00:03:26,581 --> 00:03:29,042
‫و سایت‌های دوست‌یابی بودن، یا هردوتاشون.

27
00:03:29,125 --> 00:03:31,169
‫معمولاً اینطوریه.

28
00:03:31,252 --> 00:03:35,215
‫آقای روبیو فهمیده که ما جـوی رو
‫انتقال دادیم به آفریقای جنوبی!

29
00:03:35,298 --> 00:03:38,426
‫و یه‌جورایی..می‌دونه که به مشکل برخورده بودیم.

30
00:03:40,386 --> 00:03:41,763
‫چه نوع مشکلی؟

31
00:03:41,846 --> 00:03:44,515
‫قضیه سگ‌...

32
00:03:46,017 --> 00:03:50,772
‫می‌خوام بفهمم چیا می‌دونه و به کی وَصله!

33
00:03:50,855 --> 00:03:53,191
‫- واسه همین مثل سگ گرفتی زدیش؟
‫- نه.

34
00:03:53,858 --> 00:03:55,693
‫نه، راس زحمت این بخشش رو کشید.

35
00:03:55,777 --> 00:03:59,072
‫بابت تلاشی که کردن دم‌شون گرم، ولی کافی نبود.

36
00:04:01,074 --> 00:04:06,079
‫پس وقتشه که آلبرت قدیمی دست‌ به کار بشه!

37
00:04:10,500 --> 00:04:11,501
‫هـوم؟

38
00:04:18,049 --> 00:04:19,550
‫دخترهات هنوز نخوابیدن؟

39
00:04:23,805 --> 00:04:26,391
‫- باید برم!
‫- پس بهتره دست بجنبونی!

40
00:04:30,979 --> 00:04:34,440
‫اولین، منظورم اینه باید همین الان برم.

41
00:04:58,339 --> 00:04:59,465
‫تو رو می‌شناسم!

42
00:05:00,258 --> 00:05:02,218
‫تو الان باید مُرده باشی.

43
00:05:05,263 --> 00:05:06,264
‫من...

44
00:05:10,601 --> 00:05:11,894
‫من...

45
00:05:14,188 --> 00:05:17,191
‫دخترهات رو می‌شناسم.

46
00:05:21,446 --> 00:05:23,114
‫اینم از آلبرت قدیمی!

47
00:05:29,912 --> 00:05:30,913
‫نه.

48
00:05:30,955 --> 00:05:34,584
‫نه، لطفاً
‫توروخدا!

49
00:05:36,919 --> 00:05:39,047
‫تاریخچه راکون‌سیتی رو، زیر و رو کردم

50
00:05:39,130 --> 00:05:41,090
‫و هیچ‌جا چیزی از بمب‌هسته‌ای گفته نشده.

51
00:05:41,758 --> 00:05:43,217
‫چون اون یارو داشت دروغ می‌گفت.

52
00:05:47,263 --> 00:05:49,474
‫چـون من حالم خوبه!

53
00:05:52,769 --> 00:05:57,231
‫بیا واسه یه ثانیه هم که شده خوشحال باشیم.

54
00:05:57,315 --> 00:05:58,316
‫باشه؟

55
00:05:59,942 --> 00:06:01,069
‫من خوشحالم.

56
00:06:01,694 --> 00:06:04,280
‫خوبه، بیا بریم بستنی بخوریم.

57
00:06:13,331 --> 00:06:15,249
‫بابا هیچوقت حرفی ازشون نمی‌زنه.

58
00:06:17,085 --> 00:06:18,753
‫مامان‌هامون.

59
00:06:18,836 --> 00:06:23,633
‫اونایی که تخمک‌ اهدا کردن، قضیه رحم اجاره‌ای
‫و حتی ریک و مورتی!

60
00:06:24,634 --> 00:06:27,887
‫قضیه رحم مخفیانه انجام شده بوده،
‫همین‌طور کمک مالی.

61
00:06:30,223 --> 00:06:32,850
‫تازه هیچی از خانواده‌اش هم بهمون نمی‌گه.

62
00:06:32,934 --> 00:06:37,021
‫خواهری؟ برادری؟ مامان‌باباش؟

63
00:06:37,105 --> 00:06:38,398
‫اصلاً کجا به دنیا اومده؟

64
00:06:38,481 --> 00:06:39,524
‫بسه دیگه.

65
00:06:41,609 --> 00:06:43,111
‫اون یارو خل و چل بود.

66
00:06:43,194 --> 00:06:44,237
‫باشه؟

67
00:06:51,786 --> 00:06:52,995
‫چیه؟

68
00:06:55,081 --> 00:06:58,584
‫وقتی توی شرکت آمبرلا بودیم، یه پوشه
‫توی کامپیوتر بابا پیدا کردم...

69
00:07:03,047 --> 00:07:04,882
‫درمورد تیخوانا.

70
00:07:08,761 --> 00:07:10,054
‫چیا نوشته بود؟

71
00:07:11,305 --> 00:07:13,808
‫چیزی ننوشته بود، یه ویدیو توش بود.

72
00:07:14,600 --> 00:07:15,685
‫انگار...

73
00:07:17,228 --> 00:07:18,563
‫مردم داشتن می‌مُردن.

74
00:07:21,149 --> 00:07:24,944
‫- چرا هیچی نگفتی پس؟
‫- من، نمی‌دونستم...

75
00:07:25,027 --> 00:07:27,363
‫همه‌چی بهم‌ریخته بود و تو...

76
00:07:27,447 --> 00:07:29,240
‫این دلیل نمی‌شه که حرف‌های اون یارو رو باور کنیم.

77
00:07:30,533 --> 00:07:32,577
‫می‌دونم اما...
‫خیلی‌خب

78
00:07:32,660 --> 00:07:35,580
‫اون گفت ما گواهی تولد نداریم، نه؟

79
00:07:38,749 --> 00:07:42,712
‫- پس...بیا بریم پیداشون کنیم!
‫- جید...

80
00:07:42,795 --> 00:07:46,466
‫توروخدا فقط یه‌بار پایه باش.

81
00:07:47,258 --> 00:07:48,301
‫باشه؟

82
00:07:51,429 --> 00:07:53,556
‫ایشالله دیگه وقتی پیداشون کردیم
‫آروم می‌گیری و میای بستنی بخوریم؟

83
00:07:58,227 --> 00:08:01,272
‫هرچی بستنی هست می‌خورم اصلاً!

84
00:08:06,194 --> 00:08:07,195
‫قبوله.

85
00:08:07,236 --> 00:08:08,237
‫همینه!

86
00:08:20,625 --> 00:08:21,667
‫چیزی پیدا نکردی؟

87
00:08:22,376 --> 00:08:26,714
‫" شرلوک هولمز، آگاتا کریستی، کتاب داوینچی "

88
00:08:27,548 --> 00:08:28,799
‫خدای من!

89
00:08:29,926 --> 00:08:30,968
‫چیه؟

90
00:08:34,055 --> 00:08:36,849
‫" دوست‌یابی در دوران میان‌سالی،
‫راهنمای عاشقان بالغ "

91
00:09:01,290 --> 00:09:03,668
‫
‫- چیه؟

92
00:09:04,377 --> 00:09:08,464
‫یه سوت سگ پیدا کردم، به‌نظرت
‫برای تفنگی چیزیه؟

93
00:09:12,510 --> 00:09:14,053
‫اما بابا از اسحله‌ها متنفره!

94
00:09:21,936 --> 00:09:22,937
‫وایسا...

95
00:09:26,190 --> 00:09:28,859
‫- جید!
‫- این چیه؟

96
00:09:28,943 --> 00:09:32,280
‫بیخیال!

97
00:09:48,296 --> 00:09:50,047
‫رمز این یکی فرق می‌کنه!

98
00:09:50,881 --> 00:09:52,300
‫چه باحال.

99
00:09:52,383 --> 00:09:53,801
‫تموم شد؟

100
00:10:01,309 --> 00:10:02,977
‫کارت خیلی مسخره‌ست.

101
00:10:03,644 --> 00:10:05,855
‫الان به سایمون چی می‌خوای بگی؟

102
00:10:05,938 --> 00:10:08,441
‫- سلام جید، چطوری؟
‫- من...

103
00:10:09,275 --> 00:10:10,318
‫چی شده مگه؟

104
00:10:10,401 --> 00:10:13,446
‫یه مشت پیرمرد یهو پریدن وسط مهمونی و بعدشم
‫حراست شرکت آمبرلا اومدن داخل.

105
00:10:13,487 --> 00:10:15,281
‫- یه اوضاعی بود!
‫- عجب!

106
00:10:15,364 --> 00:10:17,158
‫یه سر نمیای اینجا؟

107
00:10:17,241 --> 00:10:19,285
‫جید ساعت 1 نصفه‌شبه!

108
00:10:19,285 --> 00:10:20,661
‫و مامانم خیلی عصبانیه!

109
00:10:20,703 --> 00:10:22,079
‫واسه اینکه دیر اومدم نزدیک بود پاره‌ام کنه...

110
00:10:22,079 --> 00:10:23,331
‫بعید می‌دونم اجازه بده برم بیرون.

111
00:10:23,372 --> 00:10:25,916
‫- یواشکی از پنجره بزن بیرون!
‫- چی گیر من میاد این وسط؟

112
00:10:25,916 --> 00:10:27,001
‫متاسفم.

113
00:10:30,046 --> 00:10:31,047
‫سلام بیلی!

114
00:10:32,423 --> 00:10:35,343
‫- باید لپ‌تاپ بابام رو هک کنیم
‫- چرا؟

115
00:10:35,426 --> 00:10:37,219
‫از راکون‌سیتی اولیه چی می‌دونی؟

116
00:10:40,431 --> 00:10:43,768
‫خب...یهو رفت رو هوا!
‫به خاطر نشتی گازی چیزی بود.

117
00:10:43,851 --> 00:10:46,395
‫خب اون یارو، همونی که کمکم کردی
‫باهاش حرف بزنم...

118
00:10:46,479 --> 00:10:48,022
‫اون گفت به‌خاطر بمب‌هسته‌ای بوده.

119
00:10:48,105 --> 00:10:50,691
‫
‫- گفت بابای منم اونجا بوده.

120
00:10:50,775 --> 00:10:52,777
‫چه حرفای قُلمبه‌سُلمبه‌ای...

121
00:10:52,860 --> 00:10:54,987
‫به‌نظرت امکانش هست انفجار هسته‌ای
‫کار آمبرلا بوده باشه؟

122
00:10:55,071 --> 00:10:56,656
‫نه‌بابا!

123
00:10:57,657 --> 00:10:58,866
‫نمی‌دونم.

124
00:10:59,700 --> 00:11:02,662
‫اما معلومه دلت می‌خواد بدونی و کمک کنی!

125
00:11:03,496 --> 00:11:05,956
‫ســلام! من هنوز اینجام.

126
00:11:06,040 --> 00:11:07,249
‫هنوزم از هیچی سردرنمیارم!

127
00:11:07,958 --> 00:11:10,378
‫- اون کمک‌مون نمی‌کنه بابا.
‫- دو دقیقه صبر کنید...

128
00:11:10,419 --> 00:11:11,754
‫من...

129
00:11:11,837 --> 00:11:13,756
‫اوکیه، ولی یکی طلبم!

130
00:11:14,340 --> 00:11:15,341
‫حله.

131
00:11:18,302 --> 00:11:19,595
‫خیلی‌خب...

132
00:11:23,432 --> 00:11:24,558
‫لعنتی.

133
00:11:24,642 --> 00:11:27,770
‫شبکه‌های آمبرلا هیچوقت اینقدر
‫امنیت‌ش بالا نبود!

134
00:11:27,853 --> 00:11:29,063
‫یکم دندون رو جیگر بذارید.

135
00:11:30,231 --> 00:11:32,566
‫خیلی‌خب، برو سراغ لپ‌تاپ.

136
00:11:35,319 --> 00:11:37,738
‫- بابات الان کجاست؟
‫- سرکار.

137
00:11:37,822 --> 00:11:41,117
‫- مامان منم تا دیروقت سرکاره.
‫- فکرکردم گفتی مامانت خونه‌ست.

138
00:11:41,200 --> 00:11:44,412
‫نه، اون یکی مامانم...
‫دوتا مامان دارم دیگه.

139
00:11:45,246 --> 00:11:47,707
‫واسه همینه اینقدر با خانم‌ها اوکی‌ام.

140
00:11:51,961 --> 00:11:54,046
‫خیلی‌خب، وارد شدیم.

141
00:11:55,756 --> 00:11:56,841
‫تونست!

142
00:11:58,509 --> 00:12:01,137
‫توی اسناد هیچی از راکون‌سیتی اصلی ننوشته.

143
00:12:02,179 --> 00:12:04,056
‫یه سری مقاله و تحقیق‌ـه.

144
00:12:04,140 --> 00:12:06,684
‫کُلی پوشه و سند به نام ویلیام ارکین اینجاست.

145
00:12:06,767 --> 00:12:11,605
‫یه مشت سایت‌های درسی، اخبار و جستجو های
‫علمی عادی..

146
00:12:11,689 --> 00:12:14,024
‫و بقیه‌اش هم یه چیزایی‌ـه مربوط به ننه‌باباهاست.

147
00:12:14,108 --> 00:12:16,777
‫کارت اعتباری و بانک و بیمه ماشین و...

148
00:12:18,279 --> 00:12:19,655
‫ایمیل‌ش چی؟

149
00:12:20,281 --> 00:12:23,117
‫اکثرش کاری‌ـه، بیشترش به مامانم.

150
00:12:30,624 --> 00:12:32,293
‫یه ایمیل تنظیم‌شده داره!

151
00:12:33,210 --> 00:12:35,129
‫- چی؟
‫- ایمیل تنظیم‌شده...

152
00:12:35,129 --> 00:12:38,340
‫یعنی...باید هر 24 ساعت آنلاین بشی و یه رمز
‫مشخص رو وارد کنی وگرنه ارسال می‌شه.

153
00:12:38,424 --> 00:12:41,510
‫- به کی؟
‫- به تو بیلی!

154
00:12:44,305 --> 00:12:45,306
‫من؟

155
00:12:48,726 --> 00:12:50,144
‫چی نوشته؟

156
00:12:54,523 --> 00:12:58,235
‫بیلی، اگه داری این رو می‌خونی
‫متاسفم!

157
00:12:59,361 --> 00:13:01,489
‫یه اتفاقی برای من افتاده و کمکی از
‫دست من ساخته نیست...

158
00:13:01,572 --> 00:13:03,491
‫و احتمالاً زمان زیادی براتون نمونده.

159
00:13:05,242 --> 00:13:06,744
‫آمبرلا داره میاد دنبالتون!

160
00:13:08,412 --> 00:13:10,873
‫یه کیف با تمام وسایل موردنیاز آماده کردم،

161
00:13:10,956 --> 00:13:13,834
‫پیداش کن، جید رو خبردار کن و
‫از اون خونه فرار کنید!

162
00:13:13,918 --> 00:13:16,504
‫ببخشید، اما این تنها کاری‌ـه
‫که از دستم برمیاد.

163
00:13:16,587 --> 00:13:18,047
‫این...یه شوخیه!

164
00:13:18,130 --> 00:13:21,342
‫" برای شروع، کلید دقیقاٌ زیر پاتون...

165
00:13:21,425 --> 00:13:23,427
‫توی خیابان لامبرد دفن شده "

166
00:13:23,511 --> 00:13:24,929
‫چـی؟

167
00:13:27,932 --> 00:13:29,725
‫باید اون کیف رو پیدا کنیم!

168
00:13:30,601 --> 00:13:31,685
‫جید!

169
00:13:33,729 --> 00:13:36,482
‫به‌خودت بیا، این شرایط اصلاً عادی نیست.

170
00:13:37,733 --> 00:13:39,235
‫نمی‌دونم با چی سر و کار داریم.

171
00:13:40,277 --> 00:13:41,529
‫دست گلت درد نکنه، خداحافظ.

172
00:13:41,612 --> 00:13:45,282
‫صبرکنید! من هنوزم می‌تونم کمک کنم..
‫دوربین‌ها...

173
00:13:45,366 --> 00:13:46,951
‫- چه دوربینی؟
‫- دوربین‌های توی خونه‌تون.

174
00:13:47,701 --> 00:13:49,203
‫سیستم امنیت خونه!

175
00:13:49,286 --> 00:13:51,580
‫ببینید، باباتون یا هرکس دیگه‌ای شما رو زیر نظر داره.

176
00:13:54,416 --> 00:13:56,669
‫من...
‫می‌تونم فیلم چند ساعت‌ قبل‌تر...

177
00:13:56,752 --> 00:14:00,589
‫رو جایگزین کنم، یعنی انگار هیچ‌کاری نکردین.

178
00:14:01,340 --> 00:14:04,343
‫- این‌کار قانونیه؟
‫- بعد هک کردن لپ‌تاپ بابات واقعاً برات مهمه؟

179
00:14:15,104 --> 00:14:16,355
‫خیلی‌خب، تموم شد.

180
00:14:16,438 --> 00:14:18,691
‫دوربین‌ها اتفاقات یک ساعت پیش رو نشون می‌دن.

181
00:14:19,567 --> 00:14:22,111
‫مشکل دوم، توی هر دستگاه‌ هوشمندی توی خونه‌تون...

182
00:14:22,194 --> 00:14:23,487
‫یه دوربین مخفی وجود داره.

183
00:14:25,531 --> 00:14:28,951
‫- اونا رو هم ردیف کن پس.
‫- نمی‌تونم، اونا یه سیستم جداگونه دارن.

184
00:14:29,034 --> 00:14:31,954
‫که فقط بابات یا شاید پلیس‌ها بهش دسترسی دارن.

185
00:14:32,037 --> 00:14:33,289
‫پس کارمون ساختست

186
00:14:33,372 --> 00:14:36,375
‫نه کاملاً، همه‌ دوربین ها یه زاویه دید محدود دارن.

187
00:14:37,459 --> 00:14:38,460
‫ببین.

188
00:14:43,048 --> 00:14:45,301
‫- می‌تونم بهتون بگم کجاها دوربین داره.
‫- عالیه!

189
00:14:46,176 --> 00:14:47,678
‫واسه چی داری اینکارو می‌کنی؟

190
00:14:47,761 --> 00:14:49,680
‫یعنی...جید جذابه!
‫ولی نه دیگه اونقدرا.

191
00:14:49,763 --> 00:14:51,724
‫چرا اتفاقاً هستم؛ بهم برخورد!

192
00:14:51,807 --> 00:14:54,101
‫- باشه بابا.
‫- نه موضوع این نیست.

193
00:14:54,184 --> 00:14:56,937
‫این دنیا خیلی عجیب غریبه...

194
00:14:57,021 --> 00:15:00,816
‫اما می‌خوام بدونم که چرا بابات فکر می‌کنه آمبرلا
‫ممکنه یه روزی بیوفته دنبالش!

195
00:15:00,900 --> 00:15:02,234
‫چون...

196
00:15:02,318 --> 00:15:04,945
‫چون ممکنه دنبال مامان منم بیوفتن!

197
00:15:12,870 --> 00:15:13,996
‫خوبه.

198
00:15:14,788 --> 00:15:16,498
‫کجا میری؟

199
00:15:16,582 --> 00:15:17,791
‫خیابون لامبرد!

200
00:15:23,881 --> 00:15:24,882
‫وایستید!

201
00:15:25,716 --> 00:15:27,009
‫ترموستات!

202
00:15:29,386 --> 00:15:30,471
‫از زیرش رد بشین...

203
00:15:35,100 --> 00:15:36,143
‫آروم...

204
00:15:37,728 --> 00:15:38,729
‫برین پایین‌تر...

205
00:15:41,023 --> 00:15:43,734
‫- پایین‌تر...
‫- شوخیت گرفته؟

206
00:15:44,985 --> 00:15:46,654
‫خب، از اون سمت تلوزیون هم هست!

207
00:15:46,695 --> 00:15:48,739
‫اون سمت‌تون هم یخچال!

208
00:15:56,914 --> 00:15:58,707
‫خیلی‌خب، منطقه امنه...

209
00:16:03,587 --> 00:16:04,755
‫خیابان لامبرد!

210
00:16:05,464 --> 00:16:08,133
‫بابا همیشه می‌گفت این عکس رو خیلی دوست داره!

211
00:16:10,177 --> 00:16:11,345
‫بذار ببینمش...

212
00:16:27,861 --> 00:16:31,198
‫" کلــید برای یک جید ناراحت در کلاس پنجم ابتدایی "

213
00:16:40,416 --> 00:16:42,001
‫چرا داره اینکارو می‌کنه؟

214
00:16:44,128 --> 00:16:46,755
‫چون فقط ما می‌تونیم از پس اینجور چیزها بربیایم!

215
00:16:52,344 --> 00:16:55,973
‫- تو می‌تونی! واسه تو نامه نوشه بود.
‫- لطفاً

216
00:16:56,056 --> 00:16:58,350
‫جید، اون موقع از چی ناراحت بودی؟

217
00:17:05,566 --> 00:17:06,692
‫وقتی که یازده‌ سالم بود

218
00:17:10,112 --> 00:17:11,697
‫از زندگی!

219
00:17:11,780 --> 00:17:14,533
‫این چرت و پرت‌های دنیا یه‌جای مزخرفه و
‫دارم به زور دوام میارم.

220
00:17:14,616 --> 00:17:15,993
‫من...

221
00:17:16,785 --> 00:17:18,620
‫بچه خیلی عجیبی بودم، خب؟

222
00:17:18,704 --> 00:17:19,705
‫جید؟

223
00:17:22,458 --> 00:17:23,459
‫زودباش!

224
00:17:24,418 --> 00:17:27,880
‫نمی‌دونم...لوزه‌هام رو عمل کرده بودم

225
00:17:28,922 --> 00:17:33,010
‫و دکتر گفت باید بخوابم، اما خیلی درد داشت...

226
00:17:33,093 --> 00:17:34,928
‫همه‌ش گریه می‌کردم

227
00:17:35,888 --> 00:17:37,931
‫وقتی گریه می‌کنیم بابامون دست‌پاچه می‌شه!

228
00:17:37,973 --> 00:17:40,392
‫باهام بازی کرد و من رو خوابوند.

229
00:17:47,066 --> 00:17:48,108
‫تلوزیون...

230
00:17:58,786 --> 00:18:01,538
‫می‌دونی؟ نباید همچین حرفی بزنم راستش اما...

231
00:18:02,206 --> 00:18:03,540
‫یه‌جورایی داره حال میده.

232
00:18:03,624 --> 00:18:06,126
‫خیلی بده ها، اما حال میده...

233
00:18:06,210 --> 00:18:08,003
‫نه‌خیر، تو عاشقِ وقت گذروندن با منی!

234
00:18:08,087 --> 00:18:10,297
‫عاشقِ اینم که هی به من نیاز پیدا می‌کنی...

235
00:18:10,380 --> 00:18:11,632
‫خفه‌ بابا.

236
00:18:24,895 --> 00:18:27,815
‫این آهنگ، بابا همیشه این آهنگ رو می‌زد...

237
00:19:26,665 --> 00:19:28,333
‫«موسیقی تکون‌دهنده دیگه؟»

238
00:19:45,767 --> 00:19:46,894
‫پوکه.

239
00:19:59,615 --> 00:20:00,741
‫چی توشه؟

240
00:20:22,137 --> 00:20:23,555
‫پاسپورته.

241
00:20:24,890 --> 00:20:25,891
‫برای...

242
00:20:26,475 --> 00:20:30,145
‫«آنا و میلا اشنایدر» ولی...

243
00:20:31,313 --> 00:20:33,357
‫عکسای ماس.

244
00:20:34,650 --> 00:20:35,734
‫نمی‌فهمم...

245
00:20:38,528 --> 00:20:39,988
‫پول نقد.

246
00:20:40,739 --> 00:20:43,575
‫یه حدود ده‌هزار دلار.

247
00:20:56,630 --> 00:20:57,965
‫تفنگش رو پیدا کردم.

248
00:21:02,177 --> 00:21:04,388
‫معلومه بابات زده اون شهر رو ترکونده.

249
00:21:04,471 --> 00:21:05,973
‫خفه شو.

250
00:21:08,100 --> 00:21:09,685
‫مشکلت اینه.

251
00:21:10,352 --> 00:21:13,814
با وجود همه‌ی اینا، مشکلت اونه؟

252
00:21:13,897 --> 00:21:15,190
نه، تو نمی‌فهـــ...

253
00:21:18,360 --> 00:21:20,654
‫من...

254
00:21:28,578 --> 00:21:29,830
‫نمی‌خواستم این کار رو بکنم.

255
00:21:31,999 --> 00:21:34,918
‫خوب بودم، همه‌چی هم خوب بود.

256
00:21:35,002 --> 00:21:36,753
‫هیچی هیچوقت خوب نبود.

257
00:21:37,546 --> 00:21:40,924
‫راستش، اون یارو درست می‌گفت.

258
00:21:41,008 --> 00:21:42,217
‫نه،‌ درست نمی‌گفت.

259
00:21:42,926 --> 00:21:45,220
‫- تو اصلاً...
‫- حرفاش درمورد من درست نبود!

260
00:22:03,864 --> 00:22:05,741
‫بابا بهمون دروغ گفته.

261
00:22:06,533 --> 00:22:09,369
‫نمی‌دونم چطوری. نمی‌دونم چرا.

262
00:22:09,453 --> 00:22:12,664
‫- ولی اوضاع خیلی عجیب‌غریبه.
‫- بابا...

263
00:22:12,748 --> 00:22:14,458
‫بهمون اهمیت میده.

264
00:22:15,208 --> 00:22:18,295
‫- آخه، واسه‌مون یه نوشته گذاشته.
‫- واسه‌ی «تو» نوشته گذاشته!

265
00:22:21,882 --> 00:22:22,883
‫حالا هرچی.

266
00:22:24,009 --> 00:22:28,764
‫شاید... شاید می‌دونسته که تو سوال نمی‌کنی.

267
00:22:39,232 --> 00:22:41,735
‫می‌دونستی که بعضی‌وقتا خیلی بی‌رحم میشی؟

268
00:22:41,818 --> 00:22:42,694
‫بیلی...

269
00:22:42,778 --> 00:22:44,446
‫من الان داشتم فکر می‌کردم داره می‌میرم.

270
00:22:44,529 --> 00:22:45,739
و تو اصلاً برات مهم بود؟

271
00:22:45,822 --> 00:22:47,115
‫موضوع این نیست...

272
00:22:47,157 --> 00:22:51,787
‫چون مسئله خودت نبوده. مسئله... تموم زندگی‌مون بوده.

273
00:22:53,413 --> 00:22:58,460
‫شاید هم چون بابا می‌دونه من گند نمی‌زنم، بهم اعتماد داره.

274
00:22:58,543 --> 00:23:02,047
‫اون‌وقت تو همش غر می‌زنی،
‫هیچ‌کاری هم بلد نیستی بکنی.

275
00:23:02,130 --> 00:23:05,550
‫- با سنگ زدی به اون دختره...
‫- به‌خاطر تو زدم!

276
00:23:07,677 --> 00:23:09,012
‫حالا کی دروغ میگه؟

277
00:23:09,846 --> 00:23:12,599
‫چون خودت می‌خواستی این کار رو کردی.

278
00:23:13,225 --> 00:23:15,268
‫همه فکر می‌کنن من روانیم.

279
00:23:19,272 --> 00:23:20,565
‫ولی تو بدتر بودی.

280
00:23:39,626 --> 00:23:40,627
‫هی؟

281
00:23:45,632 --> 00:23:47,134
‫از اون دعواهای خواهرونس دیگه؟

282
00:23:58,437 --> 00:24:01,982
‫- چقدرش رو شنیدی؟
‫- نه، هیچی نشنیدم... بیلی.

283
00:24:04,943 --> 00:24:08,155
‫ببین... باورنکردنیه. اصلاً باورم نمیشه.

284
00:24:09,448 --> 00:24:11,658
‫راستش، من خیلی تو رو نمی‌شناسم...

285
00:24:13,660 --> 00:24:15,704
‫واقعاً از خواهرت خوشم میاد.

286
00:24:15,787 --> 00:24:17,330
‫خوشت میاد که داره ازت سوءاستفاده می‌کنه؟

287
00:24:18,123 --> 00:24:23,253
‫- چون... یه جورایی داره ازت سوءاستفاده می‌کنه
‫- شاید. شاید، ولی...

288
00:24:23,336 --> 00:24:27,340
نه، از این خوشم میاد که هروقت به
یکی اهمیت میده، خیلی قوی میشه

289
00:24:28,550 --> 00:24:31,511
‫و حتماً هم خیلی واسش مهمی،
‫ چون همش درمورد تو حرف می‌زنه

290
00:24:33,180 --> 00:24:34,181
‫آره

291
00:24:37,809 --> 00:24:39,186
‫درسته.

292
00:24:50,614 --> 00:24:52,532
‫می‌خوام دوباره صدات رو ببندم.

293
00:25:03,418 --> 00:25:04,461
‫ببخشید.

294
00:25:08,006 --> 00:25:09,341
‫فقط می‌ترسم.

295
00:25:11,468 --> 00:25:12,511
‫منم همینطور.

296
00:25:15,096 --> 00:25:18,475
‫اگه بابا داره این رو مخفی می‌کنه،
‫دیگه چه‌چیزایی رو داره مخفی می‌کنه؟

297
00:25:23,438 --> 00:25:24,898
‫چیِ ما رو داره مخفی می‌کنه؟

298
00:25:26,900 --> 00:25:28,485
‫واقعاً می‌خوای بدونی؟

299
00:25:29,152 --> 00:25:30,153
‫آره

300
00:25:42,457 --> 00:25:43,667
‫منم همینطور.

301
00:26:11,861 --> 00:26:14,906
‫خب، اگه من می‌خواستم تو
‫این خونه یه چیزی رو قایم کنم،

302
00:26:14,990 --> 00:26:18,285
‫مثلاً... یه سری مدارک مهم رو، کجا می‌ذاشتم‌شون؟

303
00:26:18,368 --> 00:26:21,121
‫امم... زیرزمین چطوره؟

304
00:26:21,204 --> 00:26:24,082
‫- ما که زیرزمین نداریم.
‫- چرا دارین.

305
00:26:24,165 --> 00:26:26,960
‫آمبرلا موقع ساخت قسمت پیش‌ساخت خونه،
‫فقط دوتا انتخاب بهتون میده،

306
00:26:27,002 --> 00:26:29,629
‫یا می‌تونی پاسیو و جکوزی انتخاب کنی، یا استخر و باغ گیاهی. 

307
00:26:29,713 --> 00:26:32,299
‫ولی نه، همشون زیرزمین رو دارن.

308
00:26:35,176 --> 00:26:36,261
‫یه دوربین داره!

309
00:26:48,982 --> 00:26:50,317
‫عجیبه.

310
00:26:50,400 --> 00:26:51,985
‫اینجا معمولاً باید زیرزمین باشه.

311
00:26:52,736 --> 00:26:54,571
‫دوربین دیگه روتون نیست.

312
00:27:16,301 --> 00:27:17,427
‫جید

313
00:27:31,858 --> 00:27:33,860
‫فکر کنم دستگاه شناسایی رادیوییه.

314
00:27:33,943 --> 00:27:36,863
‫مثل اونایی که وقتی می‌خوای
‫ بری تو پارکینگ صدا بوق میده.

315
00:27:37,447 --> 00:27:39,741
‫معمولاً یه کارت خاص می‌خواد،

316
00:27:39,824 --> 00:27:42,994
‫یا بعضی‌ها هم یه چیپ‌هایی رو تو دست‌هاشون می‌کارن.

317
00:27:49,918 --> 00:27:52,420
‫- چیکار داری می‌کنی؟
‫- بیا اینجا.

318
00:27:53,171 --> 00:27:54,255
‫- رفیق
‫- اینجا

319
00:27:56,091 --> 00:27:58,385
‫سعی کن... دستات رو بذاری.

320
00:27:58,468 --> 00:27:59,803
‫- جید
‫- شاید اگه اینطوری بذاری درست شه

321
00:27:59,803 --> 00:28:01,179
‫- بذار فقط...
‫- دستت رو بکش.

322
00:28:05,850 --> 00:28:07,894
‫بابا احتمالاً کلید رو با خودش برده.

323
00:28:09,020 --> 00:28:11,731
‫آره، ولی همه یه کلید یدکی دارن دیگه، نه؟

324
00:28:16,903 --> 00:28:18,571
‫سوت سگه

325
00:28:36,172 --> 00:28:38,758
‫سگ فرفری چیپ‌دار خودم رو ببین.

326
00:28:38,842 --> 00:28:41,386
‫بیا ببینم.

327
00:28:53,690 --> 00:28:55,775
‫چه... بانمک بود.

328
00:29:12,667 --> 00:29:14,294
‫من از پشت حواسم بهت هست.

329
00:29:27,182 --> 00:29:29,934
‫آمبرلا حتماً می‌دونه. مگه خودشون نساختن؟

330
00:29:31,936 --> 00:29:34,564
‫ایشالا که سیاه‌چاله نیست.

331
00:29:36,399 --> 00:29:39,944
‫جید، ارتباطم داره قطع میشه. صدام رو می‌شنوی؟

332
00:30:01,174 --> 00:30:02,801
‫سیاه‌چاله‌ که نیست

333
00:30:25,448 --> 00:30:26,825
‫این مال من بود.

334
00:30:28,326 --> 00:30:29,661
‫وقتی که دوسالم بود.

335
00:30:54,936 --> 00:30:56,020
‫این چیه؟

336
00:30:58,231 --> 00:30:59,232
‫نمی‌دونم.

337
00:31:14,956 --> 00:31:16,332
‫هی

338
00:31:18,209 --> 00:31:20,044
‫فکر کنم این خون ماس.

339
00:31:41,566 --> 00:31:44,569
یعنی چی؟

340
00:31:52,493 --> 00:31:54,954
‫"آرسی ۱۹۹۸"

341
00:31:57,707 --> 00:31:58,875
‫راکون سیتی.

342
00:32:16,601 --> 00:32:17,602
‫لیسا کیه؟

343
00:32:42,877 --> 00:32:44,087
‫بابا؟

344
00:32:45,421 --> 00:32:48,883
‫اگه خواست کاری بکنه، یه گلوله حرومش کن.

345
00:32:48,967 --> 00:32:50,718
‫بابا.

346
00:32:52,053 --> 00:32:53,137
‫لیسا

347
00:32:55,181 --> 00:32:56,265
‫لیسا

348
00:32:57,934 --> 00:33:00,228
‫لیسا، نمی‌خوایم بهت آسیبی بزنیم.

349
00:33:20,164 --> 00:33:21,332
‫باید بریم.

350
00:33:21,416 --> 00:33:22,583
‫- بیلی...
‫- من می‌خوام برم!

351
00:33:22,667 --> 00:33:24,085
‫هی، اون الکی بود!

352
00:33:24,961 --> 00:33:28,006
‫امکان نداره... که واقعی باشه.

353
00:33:30,008 --> 00:33:31,509
‫- نه، جید...
‫- وایسا

354
00:33:33,302 --> 00:33:37,432
‫- من دارم میرم
‫- «هجدهم سپتامبر، بعد از دوازده ساعت،

355
00:33:38,099 --> 00:33:40,727
‫بدنش واکنش‌های ناچیزی به ویروس نشون میده.

356
00:33:40,810 --> 00:33:43,938
‫بعد از بیست و چهار ساعت، تعداد ویروس‌ها زیاد شده.

357
00:33:44,022 --> 00:33:48,985
‫مردمک‌ چشم گشاد نشده ولی علائم
‫ ترک ویروس دیده میشه، غیرطبیعیه.

358
00:33:50,403 --> 00:33:52,363
‫من رو داره میگه.

359
00:33:55,867 --> 00:33:58,870
‫«به‌نظر نمی‌رسه که ویروس به
‫ سلول‌هاش فشار زیادی آوری باشه.

360
00:34:00,163 --> 00:34:06,502
‫ولی انتظار میره که ظرف
‫ ۷۲ ساعت وضعیتش وخیم بشه.

361
00:34:06,586 --> 00:34:08,713
‫اگه تبدیل بشه...»

362
00:34:09,464 --> 00:34:10,715
‫چی؟

363
00:34:16,429 --> 00:34:18,306
‫«باید بسته شه.»

364
00:34:33,571 --> 00:34:35,364
‫درست می‌گفتی. بریم.

365
00:34:42,205 --> 00:34:44,457
‫- نه، چیکار داری می‌کنی؟
‫- اینا رو...

366
00:34:45,458 --> 00:34:46,667
‫این مدرکه.

367
00:34:49,504 --> 00:34:52,340
‫اتصال به شبکه قطع شد.

368
00:34:52,423 --> 00:34:54,217
‫- دستور به ایجاد حریق آغاز میشه.
‫- گندش بزنن.

369
00:34:54,300 --> 00:34:55,468
‫سی ثانیه.

370
00:34:57,762 --> 00:34:59,388
‫بیست و پنج ثانیه.

371
00:35:00,181 --> 00:35:01,808
‫برو، برو! بدو!

372
00:35:01,891 --> 00:35:03,267
‫بیست ثانیه.

373
00:35:05,520 --> 00:35:06,521
‫پانزده ثانیه

374
00:35:06,604 --> 00:35:09,023
‫- نه، قفله!
‫- باز نمیشه!

375
00:35:09,023 --> 00:35:10,274
‫ده ثانیه

376
00:35:10,358 --> 00:35:15,780
‫نه، هشت، هفت، شش، پنج، چهار،

377
00:35:15,863 --> 00:35:18,950
‫سه، دو، یک.

378
00:35:19,033 --> 00:35:20,493
‫دستور ایجاد حریق فعال شد.

379
00:35:39,595 --> 00:35:41,013
‫خدایا!

380
00:36:42,241 --> 00:36:44,035
شما اینجا چیکار می‌کنین؟

381
00:36:44,785 --> 00:36:46,996
اصلاً چطوری اومدین این پایین؟

382
00:36:47,079 --> 00:36:49,665
‫منظورت اینه که چطوری آزمایشگاه سِریت رو پیدا کردیم؟

383
00:36:49,749 --> 00:36:51,292
‫شما که می‌دونین کار من چیه.

384
00:36:51,375 --> 00:36:56,422
‫این که یه دختر، رو کمرش یه چشم
‫ گنده داشته باشه؟ کارت همینه؟

385
00:37:00,676 --> 00:37:04,013
‫- اون من نبودم.
‫- صداش که می‌خورد تو باشی.

386
00:37:04,096 --> 00:37:07,141
‫- جید، دارم راستش رو میگم.
‫- چرا باید حرف رو باور کنیم؟

387
00:37:07,141 --> 00:37:10,478
‫- چون من پدرتونم.
‫- جدی؟

388
00:37:10,561 --> 00:37:12,730
‫ما کجا به‌ دنیا اومدیم؟ کدوم بیمارستان؟

389
00:37:12,813 --> 00:37:14,857
‫اسم اونایی که تخمک‌شون رو اهدا کردن چی بود؟

390
00:37:14,941 --> 00:37:20,863
‫سن فرانسیسکو، بیمارستان یو‌سی‌اس‌اف.
‫تارا ساتن و الکس شاوم.

391
00:37:21,948 --> 00:37:22,949
‫نزدیک نشو.

392
00:37:25,326 --> 00:37:26,994
‫ایمیل رو پیدا کردم.

393
00:37:28,079 --> 00:37:30,122
‫سرنخای کوفتی، کیف.

394
00:37:30,206 --> 00:37:33,626
خون ما تو اون یخچال کوچیک چیکار می‌کنه؟

395
00:37:41,676 --> 00:37:42,677
‫بیلی

396
00:37:42,718 --> 00:37:44,470
‫من چه مشکلی دارم؟

397
00:37:44,553 --> 00:37:46,389
‫درموردش حرف می‌زنیم، طبقه بالا

398
00:37:48,015 --> 00:37:50,309
‫- جید
‫- وایسا.

399
00:37:51,727 --> 00:37:53,312
‫گفتم وایسا!

400
00:37:55,147 --> 00:37:56,190
‫نه

401
00:37:59,527 --> 00:38:01,862
‫اینطوری نمیشه.

402
00:38:03,823 --> 00:38:06,867
‫من بابای کوفتیتم و تو هم
‫ هرکاری که من میگم باید بکنی!

403
00:38:43,404 --> 00:38:44,447
‫این صندلی...

404
00:38:45,323 --> 00:38:46,741
‫واسه من بود دیگه؟

405
00:38:53,706 --> 00:38:56,876
‫سگی که گازت گرفت، مریض بود.

406
00:38:57,793 --> 00:39:00,880
‫آمبرلا داشت یه دارویی به اسم
‫ جوی رو آزمایش می‌کرد. اون...

407
00:39:00,963 --> 00:39:03,758
‫حالا مهم نیست. گوش کن...

408
00:39:03,841 --> 00:39:07,428
‫تو دوزهای بالا، بدن به ویروسی
‫به اسم «تی» آلوده میشه.

409
00:39:07,511 --> 00:39:11,182
‫و یعنی مثل... کووید می‌مونه؟

410
00:39:12,058 --> 00:39:15,353
‫سلول‌هات رو تغییر میده،
‫تموم بدنت رو احاطه می‌کنه.

411
00:39:15,436 --> 00:39:16,479
‫ممکنه...

412
00:39:19,440 --> 00:39:20,816
‫غیرانسانت کنه.

413
00:39:32,995 --> 00:39:36,248
‫اون دختره که تو ویدیو بود،
‫همین مریضی رو داشت؟

414
00:39:36,332 --> 00:39:37,625
‫ولی تو...

415
00:39:38,417 --> 00:39:40,211
‫تو ویروس رو شکست دادی.

416
00:39:40,294 --> 00:39:42,505
‫نمی‌دونم چطوری ولی تو...
‫آخه یه نگاه به خودت بکن.

417
00:39:43,422 --> 00:39:46,050
‫- اصلاً تغییر نکردی.
‫- خب که چی؟

418
00:39:46,133 --> 00:39:47,134
‫از بین رفته؟

419
00:39:48,594 --> 00:39:50,346
‫- این ویروسه؟
‫- نمی‌دونم.

420
00:39:51,972 --> 00:39:54,934
‫- باید ازت آزمایش بگیرم.
‫- آزمایش بی آزمایش.

421
00:39:56,644 --> 00:39:59,146
‫بیلی، بیلی اون کاری که می‌کردیم رو یادته؟

422
00:39:59,230 --> 00:40:01,482
‫نفس بکن، دستات رو بگیر رو سرت.

423
00:40:03,567 --> 00:40:04,610
‫درسته

424
00:40:08,072 --> 00:40:09,198
‫بیلی

425
00:40:09,865 --> 00:40:11,325
‫تو قدرتمندی.

426
00:40:15,704 --> 00:40:17,164
‫یعنی چی؟

427
00:40:17,248 --> 00:40:21,252
‫یعنی... من من قدرمندتون کردم.

428
00:40:26,340 --> 00:40:29,927
‫موقع جنینی، با یه روش‌هایی... میشه کمک کرد.

429
00:40:30,594 --> 00:40:33,681
‫یه سری ویژگی‌ها انتخاب میشن،
‫ سویه‌های ژنتیکی بچه‌ها اصلاح میشن...

430
00:40:34,640 --> 00:40:35,683
‫بهتر میشن.

431
00:40:35,766 --> 00:40:38,727
‫یادتونه خونه‌مون تو خیابون سنت پاتریک بود؟

432
00:40:38,811 --> 00:40:41,730
‫یه روز دیدم دارین با چندتا راهبه
‫خیلی روان اسپانیایی حرف می‌زنین.

433
00:40:41,814 --> 00:40:43,023
‫فقط چهار سال‌تون بود.

434
00:40:43,732 --> 00:40:45,818
‫از اول خاص بودین.

435
00:40:45,901 --> 00:40:47,987
‫و بدنت، این که اون ویروس رو شکست دادی،

436
00:40:48,070 --> 00:40:49,655
‫تا حالا همچین چیزی ندیده بودم.

437
00:40:51,657 --> 00:40:52,950
‫خب که چی؟

438
00:40:53,826 --> 00:40:55,953
‫یعنی ما موش‌های آزمایشگاهیتیم؟

439
00:40:57,037 --> 00:40:59,707
‫شما دخترهای منین. من پدرتونم.

440
00:41:00,458 --> 00:41:03,127
‫پس چرا داری خون‌مون رو برمی‌داری؟

441
00:41:08,466 --> 00:41:14,388
‫آمبرلا... شرکتی که به‌وجودتون آورد
‫ می‌خواد که به وضعیت‌تون نظارت کنم.

442
00:41:16,432 --> 00:41:18,267
‫پس ما موش آزمایشگاهی اوناییم.

443
00:41:20,728 --> 00:41:23,731
‫مردی به اسم انجل روبیو رو می‌شناسین؟

444
00:41:27,109 --> 00:41:30,446
‫آمبرلا الان غل و زنجیرش کرده، شکنجش کرده.

445
00:41:30,946 --> 00:41:34,116
‫من اونجا بودم. گفت که شما رو می‌شناسه.

446
00:41:34,200 --> 00:41:36,118
‫دیدینش؟ باهاش حرف زدین؟

447
00:41:38,746 --> 00:41:40,789
‫خب، شما که نمی‌دونین آمبرلا
‫ چه کارها که نمی‌کنه اگه...

448
00:41:40,873 --> 00:41:43,209
‫اینقدر تقصیرها رو گردن اونا ننداز!

449
00:41:43,876 --> 00:41:47,963
‫این کار توئه! تو این کار رو کردی!

450
00:41:51,675 --> 00:41:55,387
‫آره، ولی با این‌حال باید بدونم.

451
00:42:03,145 --> 00:42:07,149
‫هیچی بهش نگفتیم، ولی می‌دونه
‫که سگ من رو گاز گرفته.

452
00:42:11,111 --> 00:42:14,114
‫خب، باید آزادم کنین. مقصر منم.

453
00:42:14,198 --> 00:42:16,700
‫ولی می‌دونین اگه شرکت بفهمه
‫شما مبتلا شدین چی میشه؟

454
00:42:16,784 --> 00:42:18,994
‫تا گیرتون نندازن ول نمی‌کنن.

455
00:42:19,078 --> 00:42:20,955
‫خودتون تو اون ویدیو دیدین
‫که با دختره چیکار کردن.

456
00:42:20,955 --> 00:42:22,206
‫که «تو» با دختره چیکار کردی.

457
00:42:24,583 --> 00:42:27,253
‫من دلیل زنده‌بودن‌تونم.

458
00:42:27,336 --> 00:42:30,047
‫فقط اون کیفه که امنیت‌تون رو حفظ می‌کنه.

459
00:42:30,130 --> 00:42:32,299
‫انجل هنوز چیزی بهشون نگفته ولی میگه.

460
00:42:32,383 --> 00:42:34,843
‫- باید برم سراغش.
‫- که چیکار کنی؟

461
00:42:36,845 --> 00:42:38,222
‫ازتون مراقبت کنم.

462
00:42:50,192 --> 00:42:53,487
‫  
‫- می‌دونم ازم متنفری.

463
00:42:54,697 --> 00:42:55,823
‫ولی درحال‌حاضر...

464
00:42:57,950 --> 00:42:59,910
‫فقط منم که می‌تونم جونت رو نجات بدم.

465
00:43:04,206 --> 00:43:05,874
‫پس بذار این کار رو بکنم.

466
00:43:26,020 --> 00:43:27,521
‫کاریش که نمی‌کنی؟

467
00:43:29,773 --> 00:43:31,191
‫مراقب خودتون باشین.

468
00:43:47,750 --> 00:43:49,335
‫نه!

469
00:44:12,941 --> 00:44:13,859
‫سلام خواهر جون.

470
00:44:16,945 --> 00:44:17,946
‫نه
