﻿1
00:00:29,988 --> 00:00:33,491
[محل پارک رزرو شده]
[برای بهترین کارمند ماه]

2
00:00:33,616 --> 00:00:37,078
‫ساعت 11:15 با بخش بازاریابی جلسه دارید،
‫بخش حسابداری ساعت 11:25،

3
00:00:37,162 --> 00:00:38,955
‫و بخش توسعه‌ی محصولات ساعت 11:40

4
00:00:39,039 --> 00:00:41,124
‫- از توکیو پشت خط هستن
‫- بهشون بگو «نه»

5
00:00:41,207 --> 00:00:43,043
‫- به کدومشون؟
‫- همه‌شون

6
00:00:44,961 --> 00:00:46,046
‫آلبرت

7
00:00:47,172 --> 00:00:49,424
‫چه بلایی سر چهره‌ی خوشگلت اومده؟

8
00:00:50,175 --> 00:00:53,762
‫راستش...واسه دیشبـه.
‫اون مقاومت کرد.

9
00:00:53,845 --> 00:00:56,681
‫- ولی تو...
‫- هیچی

10
00:00:56,765 --> 00:00:59,976
‫- بهتر از این نمی‌شد
‫- ولی شاید یه راه دیگه باشه

11
00:01:00,769 --> 00:01:01,895
‫جوی

12
00:01:02,562 --> 00:01:05,231
‫با دُز مناسب، بازدارندگی رو کم می‌کنه

13
00:01:05,315 --> 00:01:08,151
‫- اگه با «اسکوپولامین» ترکیبش کنیم...
‫- داروی آلزایمر؟

14
00:01:08,234 --> 00:01:09,903
‫خب، واسه آلزایمر
‫از دُزهای بالاش استفاده می‌کنن

15
00:01:09,986 --> 00:01:12,822
‫ولی سی‌آی‌اِی اونو ساخت
‫تا «سرم حقیقت» باشه

16
00:01:12,906 --> 00:01:16,409
‫اگه درست گفته باشم،
‫این ترکیب می‌تونه مثلِ...

17
00:01:16,493 --> 00:01:18,119
‫یه «سدیم پنتاتول» خیلی قوی عمل کنه.

18
00:01:18,203 --> 00:01:19,829
‫و اگه درست نگفته باشی؟

19
00:01:19,913 --> 00:01:23,917
‫نمی‌دونم، ولی گزینه‌هامون دارن تموم میشن

20
00:01:24,000 --> 00:01:26,878
‫ممکنه ملت بفهمن که اون اینجاست.
‫ممکنه شروع کنن به سؤال پرسیدن.

21
00:01:38,973 --> 00:01:40,308
‫سلام، آنجل

22
00:01:40,391 --> 00:01:42,477
‫حالت چطوره؟

23
00:01:45,563 --> 00:01:46,648
‫من دکترم

24
00:01:48,108 --> 00:01:49,901
‫راستش نه از اوناش که مریض‌ها رو مداوا کنه

25
00:01:49,984 --> 00:01:53,029
‫ولی خوب می‌دونم وقتی کسی داره درد می‌کشه،

26
00:01:53,113 --> 00:01:57,242
‫فقط می‌خواد اون درد تموم بشه.

27
00:01:57,325 --> 00:01:59,285
‫تو هم همین رو می‌خوای؟

28
00:02:03,873 --> 00:02:06,000
‫چون من می‌خوام کمکت کنم

29
00:02:07,252 --> 00:02:08,753
‫من دوستت هستم

30
00:02:14,634 --> 00:02:17,679
‫- اون چیه؟
‫- کمک

31
00:02:17,762 --> 00:02:21,099
‫این کل دردت رو از بین می‌بره

32
00:02:21,182 --> 00:02:23,852
‫فقط ازت می‌خوام که قبلش
‫به یه سؤال جواب بدی

33
00:02:23,935 --> 00:02:26,479
‫کی بهت گفت که اینجا چه اتفاقی افتاده؟

34
00:02:30,608 --> 00:02:32,152
‫منتظرم

35
00:02:32,235 --> 00:02:35,446
‫- مجبور نیستی این کار رو بکنی
‫- ای‌کاش این حقیقت داشت

36
00:02:35,530 --> 00:02:38,199
‫سؤالم رو جواب بده وگرنه میرم

37
00:02:38,283 --> 00:02:40,994
‫و کسی که جایگزینم میشه از من بدتره

38
00:02:42,245 --> 00:02:45,331
‫اون چیزی جز درد بهت نمیده

39
00:02:45,415 --> 00:02:48,543
‫و ما نمی‌تونیم به‌همدیگه کمک کنیم.
‫مثل الان که می‌تونیم.

40
00:02:48,585 --> 00:02:50,587
[کی از دختر من خبر داره؟]

41
00:02:52,672 --> 00:02:53,882
‫هیچکس

42
00:02:58,845 --> 00:02:59,888
‫جوابت اشتباه بود

43
00:03:03,683 --> 00:03:04,684
‫ولی، خب...

44
00:03:07,353 --> 00:03:09,898
‫- به‌هرحال بیا یه امتحانی بکنیم
‫- صبر کن!

45
00:03:09,981 --> 00:03:11,774
‫به پدرم بگو متأسفم

46
00:03:29,959 --> 00:03:31,586
‫الان چه اتفاقی افتاد؟

47
00:03:31,669 --> 00:03:33,213
‫بهت گفتم شاید جواب نده

48
00:03:34,380 --> 00:03:36,257
‫- در چه وضعیتی هستیم؟
‫- نبضش رو حس نمی‌کنم

49
00:03:38,468 --> 00:03:39,469
‫آماده

50
00:03:41,095 --> 00:03:43,431
‫- در حال شارژ
‫- من دنبال یه عامل نفوذی بودم

51
00:03:43,514 --> 00:03:44,515
‫آماده

52
00:03:44,599 --> 00:03:47,560
‫احتمالاً تنها شخصی رو کُشتی که
‫می‌تونست هویت اون نفوذی رو برام فاش کنه

53
00:03:49,395 --> 00:03:51,022
‫خودت نیستی؟

54
00:03:51,648 --> 00:03:52,857
‫اِولین

55
00:03:53,983 --> 00:03:57,111
‫اگه می‌خواستم تو یا
‫شرکت «آمبرلا» رو نابود کنم،

56
00:03:57,195 --> 00:04:00,031
‫هزاران بار می‌تونستم این کار رو بکنم.

57
00:04:00,698 --> 00:04:01,866
....خب

58
00:04:02,533 --> 00:04:03,660
‫نرو

59
00:04:04,535 --> 00:04:07,830
‫چرا؟ اون صدمه‌ای به من نمی‌زنه

60
00:04:08,581 --> 00:04:10,667
‫چون صدمه زدن به من یعنی
‫صدمه زدن به «آمبرلا»

61
00:04:10,750 --> 00:04:12,418
‫و بذار با حقیقت روبرو بشیم،

62
00:04:13,920 --> 00:04:16,089
‫آمبرلا، تمام چیزیـه که دارید.

63
00:04:21,052 --> 00:04:21,970
‫آقای راث

64
00:04:49,706 --> 00:04:53,042
‫می‌خوام همه چی بسته‌بندی شده
‫و آماده باشه. فهمیدی؟

65
00:04:53,126 --> 00:04:54,252
‫تکون بخورید

66
00:04:56,212 --> 00:04:57,672
‫دستورات رو که شنیدید. برید.

67
00:05:18,026 --> 00:05:19,694
‫ما مثل هم هستیم.
‫ما مثل هم هستیم.

68
00:05:20,528 --> 00:05:22,488
‫- سوار شو!
‫- دوباره بگو

69
00:05:23,489 --> 00:05:24,741
‫سوغاتی؟

70
00:05:28,244 --> 00:05:30,455
‫اینو بذار توی وسایل شخصی‌ـم

71
00:05:32,332 --> 00:05:37,503
‫- خب اوضاع چطوره؟
‫- «اوضاع چطوره»؟

72
00:05:38,421 --> 00:05:42,050
‫- خونم رو گرفتید
‫- شرمنده. دستورالعملـه

73
00:05:44,218 --> 00:05:46,346
‫فکر می‌کردم هرگز از
‫محدوده‌ی آمبرلا خارج نشدی

74
00:05:47,430 --> 00:05:49,766
‫می‌تونی سرزنشم کنی؟

75
00:05:51,017 --> 00:05:53,436
‫اِولین منو فرستاد تا بیارمت

76
00:05:53,519 --> 00:05:55,646
‫بهش گفتم که وقت تلف کردنـه

77
00:05:55,730 --> 00:05:58,149
‫ولی به نظرِ اون، ممکنه توی این
‫دنیای جدید به درد بخوری.

78
00:05:58,232 --> 00:05:59,442
‫«دنیای جدید»؟

79
00:05:59,525 --> 00:06:01,652
‫بهتره بدونی که اون درخواست نمی‌کنه

80
00:06:01,736 --> 00:06:02,862
‫لازم نیست درخواست کنـه

81
00:06:03,696 --> 00:06:06,324
‫عروسک دست‌آموزش رو فرستاده
‫که کار رو براش انجام بده

82
00:06:06,407 --> 00:06:07,950
‫حیوون خونگی آزمایشیش

83
00:06:09,243 --> 00:06:13,581
‫آخرین باری که دیدمت، 18 سالت بود و
‫باردار بودی و دو دندون جلوت شکسته بود

84
00:06:14,332 --> 00:06:15,375
‫اون بچه کجاست؟

85
00:06:18,211 --> 00:06:19,462
‫از دستش دادم

86
00:06:23,341 --> 00:06:25,885
‫- پدر حالش چطوره؟
‫- مُرد و مدام جویای احوال تو بود

87
00:06:28,221 --> 00:06:31,265
‫آره. اون آلبرت، هیچوقت از بازی کردن
‫با دختر مورد علاقه‌اش خسته نمی‌شد

88
00:06:31,349 --> 00:06:32,850
‫من دختر مورد علاقه‌اش نبودم

89
00:06:34,102 --> 00:06:36,062
‫شاید اولش نبودی

90
00:06:36,145 --> 00:06:40,483
‫ولی بعدش، لب مرزها کار کردی، تمام
‫تلاشت رو کردی که تاوان اشتباهاتت رو بدی.

91
00:06:40,566 --> 00:06:41,818
‫به‌نظر آشنا نمیاد؟

92
00:06:41,901 --> 00:06:43,945
‫پدر ما یه روانی بود

93
00:06:44,028 --> 00:06:46,572
‫البته، ولی همه‌مون نیمه‌ی تاریک داریم

94
00:06:48,324 --> 00:06:50,910
‫جید. وقتشـه برگردی. خسته نشدی؟

95
00:06:50,993 --> 00:06:53,663
‫از آخرین باری که دیدمت،
‫6 ماه توی توکیو بودی،

96
00:06:53,704 --> 00:06:55,540
‫تقریباً یه سال هم توی گرین‌لند

97
00:06:55,623 --> 00:06:59,252
‫تا اینکه موقع فرار
‫با یه سر داخل کیفت گیر افتادی

98
00:06:59,335 --> 00:07:01,754
‫بعد داری از «روانی بودن» حرف می‌زنی؟

99
00:07:02,713 --> 00:07:04,340
‫شما دخترا داشتید کجا می‌رفتید؟

100
00:07:06,175 --> 00:07:07,427
‫دانشگاه

101
00:07:07,510 --> 00:07:10,513
‫داشتید می‌رفتید اونجا، مگه نه؟

102
00:07:10,596 --> 00:07:13,433
‫آره، بکستر موذی و به‌دردبخور بود

103
00:07:14,183 --> 00:07:16,310
‫ما دنبال اون مکان می‌گشتیم

104
00:07:16,394 --> 00:07:17,895
‫کجاست؟

105
00:07:19,730 --> 00:07:21,524
‫دوقلو. من اول گفتم!
‫[کسی که اول میگه شانس میاره]

106
00:07:24,735 --> 00:07:25,820
‫اینجا رو خالی کنید

107
00:07:31,951 --> 00:07:35,204
‫بیلی، اینجا چخبره؟

108
00:07:35,830 --> 00:07:38,332
‫جای دانشگاه رو بهت نمیگم

109
00:07:38,416 --> 00:07:39,959
‫باهات هیچ جا نمیام

110
00:07:40,042 --> 00:07:43,421
‫و شرکت آمبرلا، اونا اهمیتی
‫به دنیای جدید نمیدن

111
00:07:43,504 --> 00:07:45,423
‫اونا دنبال تسلط هستن

112
00:07:45,506 --> 00:07:49,302
‫و تو یکی باید خوب بدونی
‫چون کل زندگی‌مون همین بوده

113
00:07:52,513 --> 00:07:56,100
‫حاضرم قبل اینکه برگردم اونجا، بمیرم

114
00:08:00,605 --> 00:08:02,398
‫می‌خواستم همین رو بگی

115
00:08:05,943 --> 00:08:09,197
‫جید، من وقتی آمبرلا رو انتخاب کردم،
‫انتخابم اشتباه بود.

116
00:08:10,323 --> 00:08:11,532
‫باید تو رو انتخاب می‌کردم

117
00:08:12,742 --> 00:08:14,994
‫و حالا، گمونم فقط می‌خواستم
‫باهات خداحافظی کنم.

118
00:08:17,413 --> 00:08:20,249
‫- یعنی چی مثلاً؟
‫- ویروس

119
00:08:20,333 --> 00:08:22,001
‫- تو ازش مصونی
‫- نه

120
00:08:24,170 --> 00:08:26,797
‫صد البته که آهسته‌تر اثر می‌کنه،
‫ولی وقتم داره تموم میشه.

121
00:08:28,716 --> 00:08:30,301
‫تا وقتی که آلوده بشم

122
00:08:32,094 --> 00:08:34,347
‫فقط می‌خواستم یه بارم ببینمت

123
00:08:36,724 --> 00:08:40,102
‫دلم می‌خواد تو رو یه همکار شاد تصور کنم

124
00:08:40,186 --> 00:08:43,523
‫که مدام سعی می‌کنه
‫متقاعدت کنه تشکیل خانواده بدی.

125
00:08:43,606 --> 00:08:44,857
‫ولی بعدش، نگران میشم

126
00:08:46,817 --> 00:08:50,321
‫چون این خیال واسه «جید وسکر»
‫یه‌کم زیادی بی‌دردسره

127
00:08:53,199 --> 00:08:54,534
‫یه سیگنال رو شناسایی کردیم

128
00:08:54,617 --> 00:08:57,828
‫یه تیم از دانشگاه دنبالت هستن،
‫کمتر از یک و نیم کیلومتر به سمت غرب

129
00:09:02,917 --> 00:09:04,085
‫تو هم می‌تونی بری

130
00:09:05,086 --> 00:09:07,505
‫چون غل و زنجیرم نکردن دلیل نمیشه آزاد باشم

131
00:09:08,256 --> 00:09:10,174
‫فقط یه کار هست که ازت می‌خوام بکنی

132
00:09:10,216 --> 00:09:11,759
‫با مشت بزن توی صورتم

133
00:09:11,842 --> 00:09:12,885
‫- چی؟
‫- اوه، و...

134
00:09:14,220 --> 00:09:15,930
‫بس کن...

135
00:09:19,850 --> 00:09:22,186
‫وقتی خونت رو گرفتیم
‫یه ردیاب داخل بدنت کار گذاشتن

136
00:09:31,529 --> 00:09:34,448
‫همیشه خواهرت بودم

137
00:09:49,380 --> 00:09:51,382
[وسکر]

138
00:10:08,566 --> 00:10:10,651
‫- جید
‫- گیدئون

139
00:10:10,735 --> 00:10:12,069
‫دنبالت می‌گشتیم

140
00:10:18,034 --> 00:10:20,369
‫- دلم برات تنگ شده بود
‫- منم همینطور عشقم

141
00:10:20,453 --> 00:10:22,371
‫آهای، باید حرکت کنیم

142
00:10:22,455 --> 00:10:24,373
‫حرکت هم می‌کنیم. خیلی سریع.

143
00:10:25,791 --> 00:10:26,876
‫زبونت رو در بیار

144
00:10:29,295 --> 00:10:31,213
‫بهترین دوست جدید پیدا کردی؟

145
00:10:31,297 --> 00:10:32,673
‫نمونه‌ست

146
00:10:32,757 --> 00:10:35,551
‫آمریتا، به‌نظرم این چیزیه که دنبالش بودیم

147
00:10:35,635 --> 00:10:37,553
‫زود باش. بریم.

148
00:11:04,997 --> 00:11:06,290
‫اینو ببر به آزمایشگاه. به هیچکسم نگو.

149
00:11:06,290 --> 00:11:07,416
‫برو

150
00:11:09,460 --> 00:11:10,795
‫چه خبرا؟

151
00:11:12,171 --> 00:11:13,589
‫عزیزم

152
00:11:13,673 --> 00:11:15,299
‫سلام

153
00:11:16,926 --> 00:11:20,054
‫- پس هیئت استقبال از من کجاست؟
‫- درست پشت سرم

154
00:11:20,137 --> 00:11:21,180
‫مامانی!

155
00:11:23,349 --> 00:11:24,517
‫بی

156
00:11:26,185 --> 00:11:27,561
‫مامان

157
00:11:29,563 --> 00:11:31,982
‫حالت خوبه؟ پشت تلفن
‫به نظر می‌اومد ترسیدی

158
00:11:32,066 --> 00:11:35,027
‫می‌دونم. می‌دونم. ولی الان حالم بهتره.

159
00:11:41,450 --> 00:11:44,036
‫- جدی خودِ خودتی؟
‫- خودت چطور؟

160
00:11:45,913 --> 00:11:47,748
‫حالت خوبه؟ حال همه خوبه؟

161
00:11:47,790 --> 00:11:48,457
‫- اوهوم
‫- آره، خوبیم

162
00:11:49,083 --> 00:11:51,794
‫مامان. قراره توی نمایش استعدادها پیانو بزنم

163
00:11:51,877 --> 00:11:54,547
‫پیانو؟ باله چی شد پس؟

164
00:11:54,630 --> 00:11:57,717
‫راستش خیلی تحسین‌برانگیزه.
‫ببینی عاشقش میشی.

165
00:11:57,800 --> 00:11:59,593
‫آره، البته که میشم

166
00:12:00,594 --> 00:12:02,138
‫پدر، من باید برم

167
00:12:03,848 --> 00:12:05,474
‫موقع شام می‌بینمت

168
00:12:07,727 --> 00:12:08,853
‫تمرین و مرور قبل اجرا

169
00:12:10,020 --> 00:12:11,021
‫درسته

170
00:12:12,690 --> 00:12:13,983
‫- چیه؟
‫- چی چیه؟

171
00:12:14,066 --> 00:12:16,694
‫6 ماهه که نبودم و فقط همین؟

172
00:12:16,777 --> 00:12:18,654
‫می‌خواستی اشک شوق بریزه؟

173
00:12:18,738 --> 00:12:21,657
‫- لباس‌هاش رو پاره کنه؟
‫- نه

174
00:12:21,741 --> 00:12:25,161
‫خیلی‌خب، باشه. آره،
‫فقط یه‌کم پاره کردن، شاید یه‌ذره اشک.

175
00:12:25,244 --> 00:12:26,454
‫هممم

176
00:12:27,496 --> 00:12:28,581
‫دلم برات تنگ شده بود

177
00:12:29,248 --> 00:12:30,416
‫آره، بهتره همینطور باشه

178
00:12:59,695 --> 00:13:01,989
‫چند ماه بود که این کار رو خیال‌پردازی می‌کردم

179
00:13:02,156 --> 00:13:06,035
‫خیلی‌خب. بگو از چیا خبر ندارم

180
00:13:06,994 --> 00:13:08,454
‫آ...

181
00:13:08,537 --> 00:13:09,455
‫اوضاع روبراه بود

182
00:13:09,538 --> 00:13:12,958
‫میزان برداشت محصولات بی‌سابقه بود.
‫رشد جمعیت و زاد و ولد داشتیم.

183
00:13:13,042 --> 00:13:16,420
‫و گروهِ «ترنس» کلی کتاب
‫از استانبول آوردن.

184
00:13:17,129 --> 00:13:18,255
‫و دختر 10 ساله‌مون

185
00:13:18,339 --> 00:13:20,549
‫که سعی داره مثل 35 ساله‌ها رفتار کنه چطور؟

186
00:13:21,467 --> 00:13:26,555
‫خب، پیشرفتِ بی...استثنایی بوده.

187
00:13:27,306 --> 00:13:29,433
‫گمونم اون یه‌جورایی نابغه‌ست

188
00:13:29,517 --> 00:13:34,730
‫ریاضیش خوبه. توی علوم و
‫ورزش‌ها هم استعداد داره.

189
00:13:34,814 --> 00:13:38,234
‫ولی راستش، اخیراً، چیزی که
‫ازش سیر نمی‌شه...

190
00:13:39,109 --> 00:13:40,236
‫ادبیاتـه.

191
00:13:40,486 --> 00:13:42,446
‫- حتماً یکی خیلی هیجان‌زده‌ست
‫- آره

192
00:13:43,447 --> 00:13:45,491
‫فقط مراقب باش

193
00:13:47,076 --> 00:13:48,452
‫پدرم یکی از اون والدینی بود

194
00:13:48,536 --> 00:13:50,538
‫که سعی کرد بچه‌هاشو طوری
‫بزرگ کنه که مثل خودش بشن

195
00:13:50,579 --> 00:13:53,249
‫و فقط روی یکی از بچه‌هاش جواب داد

196
00:13:56,085 --> 00:13:57,169
‫از این بابت مطمئنی؟

197
00:13:57,253 --> 00:13:58,420
‫هممم

198
00:13:58,504 --> 00:13:59,547
‫یعنی، بیخیال

199
00:13:59,630 --> 00:14:02,383
‫بهم بگو که الان دلت نمی‌خواد
‫توی آزمایشگاه باشی

200
00:14:02,466 --> 00:14:04,260
‫من مثل پدرم نیستم

201
00:14:04,885 --> 00:14:06,554
‫- جید، من...
‫- نه، من...

202
00:14:06,637 --> 00:14:10,349
‫وقتی پدرم دست به اون کار زد،
‫فقط به فکر خودش بود.

203
00:14:12,476 --> 00:14:15,437
‫وقتی مستقر بودم، تا 6 ماه...

204
00:14:15,521 --> 00:14:17,648
‫هیچ دلیلی برای موندن نداشتم

205
00:14:18,649 --> 00:14:24,196
‫پس به خودم گفتم: بمون، کار رو تموم کن،
‫تا مجبور نشی دوباره بذاری بری.

206
00:14:24,864 --> 00:14:26,031
‫آره

207
00:14:26,115 --> 00:14:29,618
‫- بعدش این مورد آلوده رو پیدا کردم

208
00:14:30,244 --> 00:14:32,705
‫همون پناهگاه انجمن برادری؟
‫همونی که پر از هیولاست؟

209
00:14:32,872 --> 00:14:36,792
‫متوجه نیستی. این مبتلا می‌تونست
‫بقیه‌ی مبتلاها رو کنترل کنه.

210
00:14:36,876 --> 00:14:38,836
‫خب؟ می‌تونست اونا رو وادار به کاری کنه.

211
00:14:38,919 --> 00:14:42,673
‫اگه بتونم بفهمم چطور،
‫متوجهی این یعنی چی؟

212
00:14:42,756 --> 00:14:44,842
‫ما درموردش حرف زدیم، درسته؟

213
00:14:44,925 --> 00:14:47,303
‫دیگه ریسک غیرضروری نباشه.
‫دیگه بیخیال از جان گذشتگی بشی.

214
00:14:47,386 --> 00:14:50,097
‫- نه. اینطوری نبود، خب؟ مجبور بودم
‫- نه، مجبور نبودی

215
00:14:50,180 --> 00:14:51,265
‫- نه، مجبور بودم
‫- نه، مجبور نبودی!

216
00:14:51,265 --> 00:14:53,392
‫و اگه خیال کردی این کار رو برای «بی»
‫کردی، داری به خودت دروغ میگی

217
00:14:53,392 --> 00:14:55,352
‫البته که به خاطر بی انجامش دادم.
‫چه دلیل دیگه‌ای...

218
00:14:55,436 --> 00:14:57,313
‫- خیلی‌خب. اگه از دستت می‌داد چی؟
‫- نداد که

219
00:14:57,396 --> 00:14:59,648
‫- این دفعه
‫- این بحث رو نکن

220
00:14:59,732 --> 00:15:03,444
‫- من والدینشم. من، مادرش.
‫- و من چی هستم؟

221
00:15:04,403 --> 00:15:06,196
‫پرستارش؟

222
00:15:06,280 --> 00:15:08,824
‫ببین، فقط چون من پدرِ خونیش
‫نیستم دلیل نمیشه...

223
00:15:08,824 --> 00:15:10,326
‫فقط... بس کن

224
00:15:19,877 --> 00:15:21,879
‫خب...

225
00:15:22,588 --> 00:15:23,505
‫چطور پیش رفت؟

226
00:15:23,589 --> 00:15:26,717
‫خانم کیوکو ازم خواست واسه شام برم اونجا

227
00:15:26,800 --> 00:15:28,802
‫پنج‌شنبه، مثل همیشه

228
00:15:29,511 --> 00:15:32,514
‫خب، شاید بد نباشه این هفته رو نری؟

229
00:15:32,598 --> 00:15:34,308
‫چون هر چی باشه مامان برگشته

230
00:15:34,391 --> 00:15:36,352
‫اون سر کاره. اهمیتی نمیده.

231
00:15:38,312 --> 00:15:39,939
‫هممم

232
00:15:43,108 --> 00:15:45,694
‫یادت میاد «رؤیای شب نیمه تابستان» رو خوندیم؟

233
00:15:45,778 --> 00:15:47,571
‫و «شکسپیر» اونو نوشته،

234
00:15:47,655 --> 00:15:50,532
‫«هدف هنر شکل دادن به زندگی است.»

235
00:15:50,616 --> 00:15:52,451
‫- آره
‫- آره

236
00:15:52,534 --> 00:15:57,498
‫خب، شغل مادرت هنرشـه،
‫و به زندگیش شکل میده.

237
00:15:58,457 --> 00:15:59,875
‫بدون اون حس می‌کنه گم شده

238
00:16:01,168 --> 00:16:03,712
‫واسه همین همیشه نیست؟

239
00:16:07,549 --> 00:16:11,595
‫وقتی مامانت جوون بود،
‫پدرش سعی کرد دنیا رو اصلاح کنه.

240
00:16:13,055 --> 00:16:18,727
‫ولی در عوض، خیلی خیلی بدترش کرد.

241
00:16:19,436 --> 00:16:22,815
‫و مادرت کل عمرش رو صرف
‫جبران اشتباهاتِ اون کرد.

242
00:16:23,482 --> 00:16:24,525
‫اشتباهات پدرش

243
00:16:24,608 --> 00:16:27,569
‫این انصاف نیست. مامان که کاری نکرده.

244
00:16:27,653 --> 00:16:29,405
‫نه، نکرده

245
00:16:30,364 --> 00:16:33,909
‫ولی این دومین نکته‌ی مهمـه
‫که باید درموردش بدونی

246
00:16:33,993 --> 00:16:35,285
‫اولیش چیه؟

247
00:16:37,121 --> 00:16:40,040
‫تو رو بیشتر از هر چیزی دوست داره

248
00:16:42,084 --> 00:16:43,961
‫- سلام، گروه
‫- سلام مامان

249
00:16:44,044 --> 00:16:46,839
‫- غذا نمی‌خورید؟
‫- منتظر تو بودیم

250
00:16:46,922 --> 00:16:47,840
‫خوبه

251
00:16:47,923 --> 00:16:49,717
‫چون قراره غذای شما رو هم بخورم

252
00:16:49,800 --> 00:16:51,677
‫نظرتون چیه، هان؟

253
00:16:51,760 --> 00:16:55,014
‫هر چی غذای خفن دارن برمی‌داریم

254
00:17:00,102 --> 00:17:01,603
‫امشب زود خوابش برد

255
00:17:01,687 --> 00:17:04,106
‫حتماً به‌خاطر هیجان زیادش بوده

256
00:17:07,818 --> 00:17:08,819
‫آرجون

257
00:17:08,861 --> 00:17:10,320
‫ها؟

258
00:17:20,456 --> 00:17:22,082
‫پدرم مُرده

259
00:17:27,796 --> 00:17:29,381
‫خواهرم بهم گفت

260
00:17:31,508 --> 00:17:36,472
‫آمبرلا فرستادش تا منو برگردونـه،
‫ولی ولم کرد برم.

261
00:17:43,562 --> 00:17:46,857
‫خب، تو...

262
00:17:46,940 --> 00:17:49,109
‫یعنی، می‌تونی بهش اعتماد کنی؟

263
00:17:51,278 --> 00:17:52,946
‫گفت داره می‌میره

264
00:17:57,367 --> 00:17:58,786
‫یه قسمت از وجودم...

265
00:18:00,287 --> 00:18:04,541
‫داره خاطرات رو مثل فیلم توی ذهنم مرور می‌کنه

266
00:18:14,510 --> 00:18:17,387
‫کشتیهای مخروبه شناور شدن، سمت راست

267
00:18:17,471 --> 00:18:19,932
‫کشتی‌های مخروبه دیده شدن.
‫درحال محاسبه‌ی مسیر تقاطع.

268
00:19:04,726 --> 00:19:05,727
‫شرمنده

269
00:19:10,899 --> 00:19:14,236
‫- چند وقته باردار هستی؟
‫- من...

270
00:19:16,989 --> 00:19:17,990
‫دو ماهـه

271
00:19:19,324 --> 00:19:21,451
‫راستش به کسی نگفتیم

272
00:19:22,786 --> 00:19:25,080
‫یه‌کم وحشت‌زده‌ام

273
00:19:25,998 --> 00:19:29,168
‫خوبه. اون ترس، آدرنالینش

274
00:19:29,251 --> 00:19:31,628
‫واسه نصف شب شیر دادن
‫به بچه بهش نیاز داری،

275
00:19:31,712 --> 00:19:34,423
‫عوض کردن پوشکش. یعنی،
‫تابحال کسی روت دستشویی کرده؟

276
00:19:34,506 --> 00:19:35,507
‫یه بار

277
00:19:36,508 --> 00:19:38,302
‫- توی دانشگاه بود!
‫- خیلی‌خب

278
00:19:38,385 --> 00:19:41,430
‫خب، توقع خیلی بیشتر از اینا رو داشته باش

279
00:19:41,513 --> 00:19:43,265
‫اینطور که تو میگی محشر به‌نظر میاد

280
00:19:43,974 --> 00:19:45,017
‫هست

281
00:19:47,102 --> 00:19:48,687
‫من هیچوقت بچه نمی‌خواستم

282
00:19:49,730 --> 00:19:53,650
‫من...جوون و تنها بودم

283
00:19:55,485 --> 00:20:00,407
‫سخت‌ترین و بهترین چیز بود واسم

284
00:20:04,161 --> 00:20:06,038
‫آمریتا

285
00:20:06,121 --> 00:20:08,665
‫خیلی برات خوشحالم

286
00:20:10,417 --> 00:20:13,754
‫- خب، حاضری درش بیاریم؟
‫- بریم براش

287
00:20:15,589 --> 00:20:20,093
‫- این بانوی دوست‌داشتنی چه فرق خاصی داره؟
‫- می‌تونه بقیه‌ی مبتلایان رو کنترل کنه

288
00:20:20,844 --> 00:20:21,887
‫چطور؟

289
00:20:22,971 --> 00:20:25,349
‫خب، همیشه می‌دونستم ویروس
‫می‌تونه تکامل پیدا کنه

290
00:20:25,432 --> 00:20:28,393
‫ولی آلوده‌شده‌ها نمی‌تونن ببینن.
‫بیشترشون نمی‌تونن بشنون.

291
00:20:28,477 --> 00:20:29,853
‫پس اگه داشته ارتباط برقرار می‌کرده...

292
00:20:29,937 --> 00:20:31,939
‫از طریق بو بوده

293
00:20:32,022 --> 00:20:34,441
‫شاید یه هورمون باشه.
‫توی بوی دهنش.

294
00:20:39,112 --> 00:20:41,156
‫این غده، درست اینجا

295
00:20:42,574 --> 00:20:44,743
‫تابحال چیزی شبیه به این ندیده بودم

296
00:20:46,620 --> 00:20:50,040
‫نذار زیاد مشغولش بشم، خب؟
‫باید به اجرای بی برسم.

297
00:20:50,123 --> 00:20:52,542
‫یادآور تنظیم کردم. به موقع می‌رسی.

298
00:21:11,603 --> 00:21:14,481
‫خیلی‌خب. بافت مخاطی مشاهده شد.

299
00:21:19,194 --> 00:21:22,906
‫سلول‌های آلوده دو آنزیم مجزا ترشح می‌کنن

300
00:21:23,490 --> 00:21:24,700
‫ولی...

301
00:21:27,536 --> 00:21:29,830
‫قرار گرفتن در معرض اکسیژن
‫باعث تجزیه‌شون میشه

302
00:21:30,789 --> 00:21:32,708
‫شاید باید با یه چیزی ترکیب بشن؟

303
00:21:32,791 --> 00:21:34,376
‫مثل؟

304
00:21:34,459 --> 00:21:37,087
‫اگه وارد گلو و دهانش میشن...

305
00:21:39,131 --> 00:21:40,132
‫مثلاً بُزاق؟

306
00:21:40,799 --> 00:21:44,886
‫خیلی‌خب. فرمولش چیه؟
‫آب، الکترولیت، مخاط؟

307
00:21:44,970 --> 00:21:48,015
‫آمیلاز، لیپاز، ایمونوگلوبولین و لیزوزیم

308
00:21:48,098 --> 00:21:49,766
‫ولی مقادیر...

309
00:21:49,850 --> 00:21:52,144
‫هزاران ترکیب احتمالی هست

310
00:21:54,938 --> 00:21:56,106
‫آزمایش اول

311
00:21:59,693 --> 00:22:00,861
‫آزمایش 11اُم

312
00:22:02,612 --> 00:22:04,323
‫آزمایش 22اُم

313
00:22:06,325 --> 00:22:07,743
‫آزمایش 35اُم

314
00:22:10,996 --> 00:22:12,539
‫آزمایش 44اُم

315
00:22:14,249 --> 00:22:17,836
‫و اینم از پایان آزمایش 55اُم

316
00:22:19,504 --> 00:22:20,672
‫دیگه بسه

317
00:22:21,465 --> 00:22:24,468
‫- فردا بازم از سر می‌گیریم
‫- فقط... نه. یکی دیگه

318
00:22:24,551 --> 00:22:26,219
‫تقریباً دیگه پیش‌ماده‌مون تموم شده

319
00:22:26,303 --> 00:22:28,722
‫باید با یکی از آزمایشگاه‌های دیگه طاق بزنیم

320
00:22:28,805 --> 00:22:31,808
‫- می‌تونیم بدزدیمش
‫- جید

321
00:22:34,353 --> 00:22:35,437
‫آ...

322
00:22:40,984 --> 00:22:42,778
‫چندش‌آور بود

323
00:22:42,861 --> 00:22:45,947
‫ولی این آزمایش 56‌اُمـه

324
00:23:06,301 --> 00:23:07,969
‫چندش‌آور جواب داد

325
00:23:13,392 --> 00:23:14,518
‫نمونه

326
00:23:15,519 --> 00:23:17,354
‫پایداره

327
00:23:22,692 --> 00:23:24,194
‫من...

328
00:23:24,277 --> 00:23:26,029
‫بی

329
00:23:26,113 --> 00:23:28,698
‫- برو. من جداشون می‌کنم
‫- ولی...

330
00:23:29,324 --> 00:23:32,452
‫- هروقت آماده شدن پیج‌ـِت می‌کنم
‫- باشه. ولی، اونا خیلی ظریف هستن

331
00:23:32,452 --> 00:23:34,663
‫- باید مراقب باشی وقتی داری...
‫- جید. برو!

332
00:23:34,746 --> 00:23:36,456
‫- آره
‫- آره

333
00:23:36,540 --> 00:23:37,791
‫- ممنونم
‫- برو

334
00:23:39,668 --> 00:23:42,170
‫- و نمونه هم بگیر!
‫- باشه! برو!

335
00:23:58,812 --> 00:24:01,314
‫- آرجون کجاست؟
‫- فراموشش کن. همسر من کجاست؟

336
00:24:01,398 --> 00:24:03,984
‫- سر کاره
‫- البته

337
00:24:04,067 --> 00:24:06,403
‫اصلاً واسه ناهار خوردن از کار دست کشیدید؟

338
00:24:07,821 --> 00:24:10,282
‫- باید غذا بخوره
‫- آره، واسه دو نفر

339
00:24:11,575 --> 00:24:13,952
‫صد سال سیاه به من نگه

340
00:24:18,165 --> 00:24:21,585
‫می‌خوام به دوستان و خانواده‌ها
‫و والدین خوشامد بگم

341
00:24:21,668 --> 00:24:24,171
‫به جشن هنر و فرهنگ

342
00:24:24,254 --> 00:24:28,508
‫که می‌تونم بهتون اطمینان بدم
‫تمام تلاش‌مون رو براش گذاشتیم

343
00:24:32,512 --> 00:24:37,851
‫خب چرا باید الان به بچه‌ها اشعار،
‫شکسپیر، رقصیدن و موسیقی یاد بدیم،

344
00:24:37,934 --> 00:24:39,936
‫اونم توی این برهه از تاریخ؟

345
00:24:40,020 --> 00:24:41,521
‫خب، من فکر می‌کنم همه ما در حال جمع‌آوری

346
00:24:41,605 --> 00:24:44,816
‫هر آنچه می‌تونیم از گذشته‌ی خودمون هستیم

347
00:24:44,900 --> 00:24:47,194
‫و همینطور حفظ کردنش توی حافظه‌ی جمعی‌مون،

348
00:24:47,277 --> 00:24:51,990
‫چون هنرها از ابتدا به همین شکل بودن.

349
00:24:52,073 --> 00:24:56,703
‫این راهی بود برای حک کردن داستان‌های
‫تأثیرگذار و عمیق در روح‌مون

350
00:24:56,786 --> 00:24:58,872
‫داستان‌هایی که نمی‌خواستیم فراموش کنیم

351
00:24:58,955 --> 00:25:04,377
‫چون حتی در این مواقعی مثل این،
‫داستان‌هایی که بازگو می‌کنیم بازتاب ما هستن.

352
00:25:07,923 --> 00:25:09,216
‫بی؟

353
00:25:23,188 --> 00:25:25,148
‫اوه!

354
00:27:08,668 --> 00:27:13,590
‫در حال قرار دادن اولین آنزیم
‫در معرض نمونه ویروس تی

355
00:27:19,179 --> 00:27:22,807
‫ویروس اصلاً نزدیک این آنزیم نمیشه

356
00:27:22,891 --> 00:27:24,059
‫اون یکی رو بده من

357
00:27:40,784 --> 00:27:43,662
‫و انگار این آنزیم جذبش می‌کنه

358
00:27:43,745 --> 00:27:47,290
‫- پس اگه با هوا منتقل شده باشه...
‫- «انتقال با هوا»

359
00:27:47,374 --> 00:27:50,794
‫و بعدش، می‌تونی یه هدف رو نشانه‌گذاری کنی
‫و آلوده‌شده‌ها رو بفرستی دنبالشون

360
00:27:50,877 --> 00:27:53,922
‫- ولی با قرمزه...
‫- دور نگهشون داری

361
00:27:59,844 --> 00:28:00,887
‫جید

362
00:28:01,930 --> 00:28:07,102
‫اگه این درست باشه، باید آزمایشش کنیم.
‫روی یه مبتلای واقعی.

363
00:28:07,185 --> 00:28:09,145
‫فقط باید اول اجازه‌اش رو بگیریم

364
00:28:10,063 --> 00:28:11,981
‫کشتی رو پهلوگیری کنیم و دو هفته صبر کنیم

365
00:28:13,066 --> 00:28:14,859
‫همین کارم می‌کنیم

366
00:28:16,945 --> 00:28:19,406
‫اگه تا یه ساعت برنگردونمت پیش پائولو،

367
00:28:19,489 --> 00:28:21,783
‫دهنم رو سرویس می‌کنه

368
00:28:25,328 --> 00:28:26,496
‫بفرما

369
00:28:43,722 --> 00:28:45,724
[لورازپام]

370
00:30:25,365 --> 00:30:26,783
‫- آهای
‫- وای، لعنتی!

371
00:30:26,866 --> 00:30:27,992
‫سرین

372
00:30:28,076 --> 00:30:29,577
‫- سلام
‫- سلام

373
00:30:29,661 --> 00:30:33,331
‫زود بیدار شدی

374
00:30:33,414 --> 00:30:36,209
‫آره، راستش، توی میدان نبرد
‫سر و صدا خیلی زیاده

375
00:30:36,292 --> 00:30:38,294
‫گمونم آدم بهش عادت می‌کنه

376
00:30:38,878 --> 00:30:41,506
‫- واسه بردن اون کمک می‌خوای؟
‫- نه، مشکلی نیست. از پسش برمیام.

377
00:30:42,715 --> 00:30:44,717
‫- خیلی‌خب
‫- ممنون

378
00:31:09,367 --> 00:31:10,577
‫مامان؟

379
00:31:11,202 --> 00:31:12,203
‫بی

380
00:31:13,746 --> 00:31:15,248
‫اومدم که برات یه‌کم...

381
00:31:16,958 --> 00:31:17,959
‫چیکار کردی؟

382
00:31:18,001 --> 00:31:21,504
‫مشکلی نیست. همه چی مرتبـه.
‫کنار من هستی، پس در امانی.

383
00:31:23,548 --> 00:31:25,091
‫همه چی کاملاً تحت کنترلمـه

384
00:31:28,011 --> 00:31:30,805
‫از آب سرد بیرون اومد. توی سرما
‫چه اتفاقی واسه آلوده‌شده‌ها میفته؟

385
00:31:31,389 --> 00:31:32,974
‫- سرعتشون کم میشه
‫- دقیقاً

386
00:31:38,771 --> 00:31:40,732
‫پدر می‌دونه؟

387
00:31:42,442 --> 00:31:45,612
‫بیا، یه چیزی نشونت میدم

388
00:31:45,695 --> 00:31:49,198
‫ولی باید همینجا و دورتر بمونی، خب؟

389
00:31:49,282 --> 00:31:55,163
‫وقتی نبودم، یه مبتلا رو پیدا کردم که می‌تونست
‫با بقیه‌ی آلوده‌شده‌ها حرف بزنه

390
00:31:55,872 --> 00:31:59,542
‫- مبتلایان نمی‌تونن حرف بزنن
‫- نه با کلمات

391
00:32:02,587 --> 00:32:03,463
‫حالا اینو می‌بینی؟

392
00:32:03,546 --> 00:32:06,758
‫این یه فرومون‌ـه

393
00:32:06,841 --> 00:32:08,676
‫مثل یه... رایحه‌ست

394
00:32:08,760 --> 00:32:11,930
‫و وقتی آلوده‌شده‌ها بوش می‌کنن،
‫نمی‌تونن بهت صدمه بزنن

395
00:32:12,513 --> 00:32:15,892
‫اگه این رو به آدم‌ها بزنیم،
‫به کشتی، روی تمام‌ شهرها،

396
00:32:15,975 --> 00:32:20,188
‫می‌تونیم یه دنیای کاملاً جدید بسازیم،
‫اوضاع رو مثل سابق بکنیم.

397
00:32:21,189 --> 00:32:25,109
‫پدر گفت وقتی بچه بود،
‫می‌تونست هر روز بستنی بخوره،

398
00:32:25,193 --> 00:32:26,736
‫نه فقط موقع سال نو

399
00:32:27,403 --> 00:32:32,533
‫خب، می‌تونی هر روز بستنی بخوری
‫و هر کاری دلت خواست بکنی

400
00:32:33,117 --> 00:32:35,411
‫این دنیاییـه که من برات می‌خوام، بی

401
00:32:36,871 --> 00:32:38,581
‫- باشه
‫- خب؟

402
00:32:38,665 --> 00:32:41,250
‫ولی الان، باید بفهمم این جواب میده یا نه

403
00:32:43,002 --> 00:32:45,838
‫همونجا کنار در بمون

404
00:32:55,306 --> 00:32:56,849
‫خیلی‌خب

405
00:33:15,118 --> 00:33:16,577
‫- مامان؟
‫- مشکلی نیست

406
00:33:17,578 --> 00:33:18,913
‫اصلاً متوجه اینجا بودنم نمیشه

407
00:34:01,914 --> 00:34:02,749
‫جواب داد!

408
00:34:05,501 --> 00:34:08,046
‫بی! برو بیرون! برو!

409
00:34:16,137 --> 00:34:17,472
‫فرار کن!

410
00:34:31,027 --> 00:34:32,070
‫کمک!

411
00:34:36,282 --> 00:34:37,533
‫کمک!

412
00:34:40,203 --> 00:34:42,747
‫- مشکل چیه؟
‫- اونجا! اونجا!

413
00:35:04,811 --> 00:35:06,896
‫بی؟ بی؟

414
00:35:07,814 --> 00:35:08,815
‫بی؟

415
00:35:14,946 --> 00:35:16,280
‫نه!

416
00:35:16,364 --> 00:35:17,490
‫چی بود؟

417
00:35:18,074 --> 00:35:19,200
‫وای خدا

418
00:35:19,784 --> 00:35:22,286
‫- نه
‫- پائولو!

419
00:35:23,996 --> 00:35:26,582
‫- بی؟
‫- پدر!

420
00:35:26,666 --> 00:35:28,543
‫- بازم هست؟
‫- نمی‌دونم

421
00:35:28,626 --> 00:35:29,627
‫نه

422
00:35:30,795 --> 00:35:31,963
‫این...

423
00:35:32,046 --> 00:35:33,506
‫تقصیر منـه

424
00:35:34,382 --> 00:35:35,758
‫من آوردمش داخل کشتی

425
00:35:35,842 --> 00:35:37,468
‫- سعی داشتم آزمایش کنم
‫- تقصیر تو بود؟

426
00:35:37,510 --> 00:35:39,220
‫من...فکرشم نمی‌کردم که من...

427
00:35:39,846 --> 00:35:41,722
‫ما...داشتیم روی...

428
00:35:41,806 --> 00:35:43,432
‫تو اونو کُشتی

429
00:35:54,443 --> 00:35:57,155
‫- داره نزدیک میشه! حواس‌ها جمع!
‫- می‌بینی‌شون؟

430
00:35:57,238 --> 00:35:59,198
‫چندتا بالگرد داره میاد

431
00:36:32,064 --> 00:36:33,566
‫برو که رفتیم

432
00:36:33,649 --> 00:36:35,776
‫- می‌خوام بدونم علت مرگش چی بوده
‫- چشم، خانم

433
00:36:37,445 --> 00:36:39,447
‫یه نگاهی بندازیم

434
00:36:57,006 --> 00:36:58,758
‫جالبه

435
00:37:01,260 --> 00:37:02,511
‫این دیوونگیـه!

436
00:37:05,223 --> 00:37:06,724
‫نمی‌تونید منو اینجا نگه دارید

437
00:37:19,445 --> 00:37:21,697
‫از کِی تاحالا اینقدر ترسو شدی؟

438
00:37:38,339 --> 00:37:39,423
‫سلام داداش
