﻿1
00:00:18,184 --> 00:00:22,147
‫[کوهستان آرکلی]
‫[سال 2005]

2
00:00:29,529 --> 00:00:30,572
‫برت!

3
00:00:32,198 --> 00:00:33,199
‫برت.

4
00:00:35,035 --> 00:00:37,203
‫بوریتوی میگو با پودر کاری؟ جدی؟

5
00:00:37,287 --> 00:00:38,788
‫بوش تا ابد می‌مونه.

6
00:00:40,290 --> 00:00:41,291
‫آلبرت.

7
00:00:42,042 --> 00:00:43,251
‫صدات رو نمی‌‌شنوه.

8
00:00:49,090 --> 00:00:50,091
‫داداش.

9
00:00:50,884 --> 00:00:51,760
‫ریلکس باش.

10
00:00:51,843 --> 00:00:53,178
‫بلند شو گندکاریت رو تمیز کن.

11
00:00:53,261 --> 00:00:54,512
‫یه دقیقه دیگه می‌‌رم.

12
00:00:57,265 --> 00:00:58,266
‫من تمیز می‌‌کنم.

13
00:00:59,684 --> 00:01:00,685
‫آلبی.

14
00:01:01,936 --> 00:01:03,104
‫باید براش درس عبرت بشه.

15
00:01:36,304 --> 00:01:38,431
‫رابط دستگاه با مغز اشکال فنی داره.

16
00:01:38,973 --> 00:01:40,141
‫- اوه، ببخشید...
‫- درستش کن.

17
00:01:52,862 --> 00:01:54,948
‫نمونۀ اولیه جلیقه به کجا رسید؟

18
00:02:00,120 --> 00:02:01,121
‫تا فردا آماده می‌‌شه.

19
00:02:07,335 --> 00:02:08,336
‫امروز.

20
00:02:19,681 --> 00:02:20,682
‫اون...

21
00:02:21,891 --> 00:02:23,601
‫داری آهنگ گوش می‌دی؟

22
00:02:24,936 --> 00:02:26,563
‫اوه، ام... نه؟

23
00:02:35,697 --> 00:02:37,365
‫با انگشت کوچیکت قول می‌‌دی؟

24
00:02:37,448 --> 00:02:39,075
‫دیگه تکرار نمی‌شه.

25
00:02:56,217 --> 00:02:57,427
‫آلبرت وسکر!

26
00:02:57,510 --> 00:02:59,971
‫در حال استفادۀ غیر مجاز
‫از دارایی‌های آمبرلا هستین.

27
00:03:00,054 --> 00:03:02,098
‫دست‌‌ها بالا! همین الان!

28
00:03:13,276 --> 00:03:15,111
‫وسکر! می‌دونیم که اون‌‌جایی!

29
00:03:15,195 --> 00:03:17,113
‫این مکان در محاصرۀ ماست!

30
00:03:17,197 --> 00:03:20,116
‫- آلبرت، باید از این‌‌جا بریم!
‫- بیا بیرون! همین الان!

31
00:03:22,035 --> 00:03:23,036
‫نه!

32
00:03:23,411 --> 00:03:24,829
‫چی‌‌کار می‌کنی؟

33
00:03:24,913 --> 00:03:26,289
‫از بین بردن شواهد و مدارک.

34
00:03:26,915 --> 00:03:29,417
‫تیراندازی شد!
‫تیراندازی شد! وارد بشین!

35
00:03:29,500 --> 00:03:31,336
‫برین!

36
00:03:38,843 --> 00:03:39,844
‫برت.

37
00:03:40,637 --> 00:03:41,638
‫برت!

38
00:03:43,598 --> 00:03:44,974
‫برت.

39
00:03:45,058 --> 00:03:46,059
‫حالت خوبه؟

40
00:03:47,894 --> 00:03:49,270
‫من، اه... فکر ‌کنم.

41
00:03:49,896 --> 00:03:51,356
‫بله، امنه.

42
00:04:27,767 --> 00:04:28,810
‫اولین!

43
00:04:33,690 --> 00:04:36,609
‫- نمی‌شه همچین اتفاقی بیفته.
‫- اوه، فعلاً که داره می‌‌افته.

44
00:04:38,152 --> 00:04:41,990
‫خب، چه‌قدر شده؟
‫حدوداً 7 سال؟

45
00:04:43,116 --> 00:04:44,617
‫17 سال.

46
00:04:45,201 --> 00:04:46,202
‫وای.

47
00:04:47,036 --> 00:04:48,121
‫جدی؟

48
00:04:52,417 --> 00:04:54,961
‫این همه سال این‌‌جا زندانی بودی؟

49
00:04:55,044 --> 00:05:00,049
‫از روز اول تا الان دائم این‌‌جا نبودم،
‫ولی زندانی بودن؟

50
00:05:00,133 --> 00:05:03,011
‫آره. این‌‌جوری به صلاح خودمه.

51
00:05:03,094 --> 00:05:04,304
‫اوه، خبر نداشتی؟

52
00:05:06,848 --> 00:05:08,266
‫فکر می‌‌کردم مردی.

53
00:05:09,475 --> 00:05:11,686
‫مامان نمی‌‌تونه منو بکشه.
‫بهم نیاز داره.

54
00:05:11,769 --> 00:05:13,604
‫این...

55
00:05:13,688 --> 00:05:15,189
‫مامان صداش نکن.

56
00:05:15,815 --> 00:05:16,816
‫ببخشید.

57
00:05:18,067 --> 00:05:19,527
‫خب تو رو کجا نگه می‌‌داشتن؟

58
00:05:23,281 --> 00:05:24,365
‫برت، من...

59
00:05:26,075 --> 00:05:27,410
‫من زندانی نبودم.

60
00:05:29,662 --> 00:05:30,913
‫منظورت چیه؟

61
00:05:30,997 --> 00:05:32,123
‫آزاد شدم.

62
00:05:33,666 --> 00:05:35,251
‫واسه خودم زندگی ساختم.

63
00:05:37,295 --> 00:05:38,296
‫اوه...

64
00:05:40,840 --> 00:05:42,008
‫برات خوشحالم، مرد.

65
00:05:42,091 --> 00:05:44,385
‫کاش می‌‌تونستم تو رو هم
‫با خودم ببرم، فقط...

66
00:05:44,427 --> 00:05:46,971
‫نه، من... آره، می‌‌فهمم.

67
00:05:52,977 --> 00:05:53,978
‫زندگی من...

68
00:05:54,645 --> 00:05:56,064
‫خیلی هم عالی نیست.

69
00:05:56,147 --> 00:05:57,815
‫بهش عادت می‌کنی.

70
00:06:02,403 --> 00:06:03,988
‫تا حالا سعی کردی فرار کنی؟

71
00:06:04,655 --> 00:06:06,240
‫نه، چرا؟

72
00:06:06,324 --> 00:06:07,367
‫به‌‌‌‌نظرت باید بکنم؟

73
00:06:10,119 --> 00:06:12,038
‫برت، کمکت رو لازم دارم.

74
00:06:12,830 --> 00:06:14,374
‫- دخترهام...
‫- دخترهات؟

75
00:06:15,792 --> 00:06:17,293
‫تو... خدایا.

76
00:06:19,087 --> 00:06:20,254
‫اسم‌‌هاشون چیه؟

77
00:06:21,089 --> 00:06:25,551
‫جید و بیلی. هنوز بچه‌‌ان، 14 سال‌‌شونه.

78
00:06:26,135 --> 00:06:28,388
‫و می‌دونی که آمبرلا باهاشون
‫چی‌‌کار می‌‌کنه اگه...

79
00:06:29,180 --> 00:06:31,015
‫- دست‌‌هات پشت سرت. همین الان!
‫- نه، اون رو ولش کن.

80
00:06:31,057 --> 00:06:32,475
‫- هی، من...
‫- گفتم ولش کن!

81
00:06:34,143 --> 00:06:35,561
‫هی! ولش کنین!

82
00:06:37,855 --> 00:06:39,690
‫نگران نباش.
‫هوات رو دارم، داداش!

83
00:07:40,418 --> 00:07:41,461
‫برو.

84
00:07:44,672 --> 00:07:46,090
‫حال بی خوبه؟

85
00:07:47,175 --> 00:07:49,844
‫آره، حا... حالش خوبه.

86
00:07:52,430 --> 00:07:53,806
‫پیش خودت چه فکری می‌کردی؟

87
00:07:57,101 --> 00:07:58,728
‫نمی‌دونم.

88
00:08:01,564 --> 00:08:02,815
‫معذرت می‌‌خوام.

89
00:08:07,236 --> 00:08:08,863
‫حق با تو بود.

90
00:08:08,946 --> 00:08:12,033
‫اصلاً نباید می‌‌رفتم.
‫باید با تو می‌موندم.

91
00:08:13,242 --> 00:08:14,619
‫ببین، مهم نیست.

92
00:08:15,203 --> 00:08:16,204
‫چرا، مهمه.

93
00:08:17,580 --> 00:08:19,207
‫می‌‌خوای چی بگم، جید؟

94
00:08:19,290 --> 00:08:21,667
‫خب، بگو من احمقم.

95
00:08:21,751 --> 00:08:23,586
‫بگو خودخواهم. بگو من...

96
00:08:26,631 --> 00:08:28,508
‫باعث شدم آمریتا کشته بشه.

97
00:08:37,600 --> 00:08:38,601
‫درسته.

98
00:08:39,602 --> 00:08:41,854
‫تمام اون کارها رو تو کردی.

99
00:08:42,605 --> 00:08:45,274
‫ولی الان آمبرلا این‌‌جاست، جید.

100
00:08:47,568 --> 00:08:48,569
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟

101
00:08:49,570 --> 00:08:51,155
‫می‌خوان قرار ملاقات بذارن.

102
00:08:51,239 --> 00:08:52,240
‫با سکیم.

103
00:08:53,574 --> 00:08:54,575
‫تله‌‌ست.

104
00:08:55,576 --> 00:08:57,745
‫اگه بفهمیم چی می‌خوان،
‫شاید بتونیم باهاشون معامله کنیم.

105
00:08:57,787 --> 00:08:59,789
‫آمبرلا با کسی معامله نمی‌کنه.

106
00:09:04,001 --> 00:09:05,002
‫آرجون.

107
00:09:09,423 --> 00:09:10,800
‫باید اون دکمه رو فشار بدیم.

108
00:09:11,801 --> 00:09:12,969
‫نه.

109
00:09:13,553 --> 00:09:16,347
‫اصلاً و ابداً. هنوز کارمون به اون‌‌جا نکشیده.

110
00:09:16,389 --> 00:09:17,473
‫باشه. پس خودم می‌‌رم.

111
00:09:18,266 --> 00:09:20,226
‫- خودت الان گفتی تله‌‌ست.
‫- آره، دقیقاً.

112
00:09:20,309 --> 00:09:22,395
‫اگه باعث بشه که بتونی بی
‫و بقیه رو ببری جایی از این کشتی که...

113
00:09:22,436 --> 00:09:23,604
‫جاشون امن باشه، من حاضرم برم.

114
00:09:23,688 --> 00:09:26,607
‫بی لازم نداره خودت رو براش فدا کنی، خب؟
‫مادرش رو لازم داره.

115
00:09:28,317 --> 00:09:29,777
‫کی می‌‌خواد قرار ملاقات بذاره؟

116
00:09:30,403 --> 00:09:31,404
‫اولین مارکوس.

117
00:09:50,840 --> 00:09:53,092
‫- بابت این قرار ملاقات ممنونم.
‫- اسلحه‌‌هات رو تحویل بده.

118
00:09:53,843 --> 00:09:55,428
‫این یه مأموریت دیپلماتیکه.

119
00:09:55,511 --> 00:09:57,221
‫مسلح نیستم، تو این شرایط کار درستی نیست.

120
00:09:59,181 --> 00:10:00,349
‫چیزی نداره.

121
00:10:01,309 --> 00:10:02,310
‫با من بیا.

122
00:10:39,180 --> 00:10:40,431
‫سکیم سالام!

123
00:10:40,973 --> 00:10:42,058
‫چادر رو تخلیه کنین.

124
00:10:43,809 --> 00:10:47,146
‫قبلاً با هم ملاقات کردیم،
‫سال 2019 که در ریاض سخنرانی کردین.

125
00:10:47,980 --> 00:10:48,981
‫دنیای کوچیکی‌ایه.

126
00:10:51,025 --> 00:10:52,526
‫ نوشیدنی میل دارین؟

127
00:10:53,235 --> 00:10:55,363
‫من دیگه نوشیدنی نمی‌خورم.

128
00:10:55,446 --> 00:10:57,073
‫منم کمتر از قبل نمی‌خورم.

129
00:10:58,991 --> 00:11:01,827
‫احساس می‌‌کنم دارم
‫یه آدم معروف رو از نزدیک می‌‌بینم.

130
00:11:01,911 --> 00:11:04,664
‫دانشگاهی که تو یه کشتی مخفی شده.

131
00:11:06,332 --> 00:11:08,209
‫جید وسکر رو می‌خوام.

132
00:11:08,959 --> 00:11:10,670
‫اون یکی از اعضای جامعۀ ماست.

133
00:11:10,753 --> 00:11:11,921
‫عضو ارزشمندیه؟

134
00:11:12,505 --> 00:11:15,800
‫- تمام اعضا ارزش دارن.
‫- البته. بذارین جور دیگه‌‌ای بگم.

135
00:11:15,883 --> 00:11:19,762
‫جید وسکر اندازۀ به خطر افتادن
‫جون مردم جامعه‌‌تون ارزش داره؟

136
00:11:19,929 --> 00:11:22,348
‫اوه، اولین.

137
00:11:23,766 --> 00:11:29,146
‫می‌‌دونم که شما تعداد زیادی نیرو
‫با تعداد زیادی اسلحه دارین...

138
00:11:29,230 --> 00:11:33,109
‫و می‌دونم که ممکنه شما
‫مردم منو... دانشگاهی بدونین.

139
00:11:33,943 --> 00:11:36,404
‫نجیب‌زاد‌ه‌‌های آکسفوردی با
‫لباس‌‌های گرون و منگلوله‌‌های کلاه‌‌هاشون.

140
00:11:36,445 --> 00:11:38,280
‫اگه منگوله‌‌ش خوب باشه، خوشم میاد.

141
00:11:38,322 --> 00:11:42,076
‫ولی حرفم رو باور کنین،
‫ما هم سلاح‌‌های خودمون رو داریم.

142
00:11:43,452 --> 00:11:45,121
‫همچنین یه هارد دیسک در اختیار ماست...

143
00:11:45,204 --> 00:11:48,833
‫که سال 2022 از یکی از ساختمان‌‌های آمبرلا
‫تو بالی برداشته شده.

144
00:11:48,916 --> 00:11:53,045
‫با محتویاتی که مطمئنم
‫آمبرلا دوست نداره افشا بشه‌.

145
00:11:54,880 --> 00:11:58,134
‫سکیم، من...
‫تصمیم گرفتن رو براتون خیلی ساده می‌کنم.

146
00:11:58,884 --> 00:12:02,304
‫هر چه‌قدر هم که منو تهدید کنین،
‫بازم اون همه سرباز با اسلحه‌هاشون...

147
00:12:02,388 --> 00:12:04,140
‫می‌‌رن سراغ کشتی شما.

148
00:12:04,223 --> 00:12:05,057
‫بله، ولی...

149
00:12:05,141 --> 00:12:08,185
‫و مطمئنم چیزهای خیلی ناخوشایندی
‫تو اون هارد وجود داره...

150
00:12:08,269 --> 00:12:12,523
‫و مطمئنم که یکی از افرادتون گوش‌به‌زنگ
‫نشسته که اطلاعات رو در اختیار کل دنیا بذاره. پس...

151
00:12:13,399 --> 00:12:15,735
‫انجامش بدین. شاید ما رو نابود کنه.

152
00:12:16,318 --> 00:12:18,446
‫ولی تو و مردمت چی‌ می‌‌شین؟
‫اصلاً معلوم نیست.

153
00:12:18,529 --> 00:12:20,364
‫چون اگه به چیزی که می‌خوام نرسم...

154
00:12:20,448 --> 00:12:23,784
‫اون قایق عشق‌‌و‌‌محبت کوچولوتون رو
‫به تایتانیک تبدیل می‌کنم.

155
00:12:34,462 --> 00:12:37,214
‫یه‌‌کم وقت داشتیم تا...

156
00:12:40,968 --> 00:12:42,636
‫آروم بشیم.

157
00:12:43,888 --> 00:12:45,014
‫یه‌کم...

158
00:12:45,806 --> 00:12:46,766
‫نفس‌‌های آرامش‌بخش بکشیم.

159
00:12:47,975 --> 00:12:49,477
‫می‌دونم چی می‌‌خوای، اولین.

160
00:12:50,227 --> 00:12:52,938
‫راه به دست آوردنش این نیست.

161
00:12:53,689 --> 00:12:55,608
‫متأسفانه دست‌‌ هر دومون بسته‌‌ست.

162
00:12:57,276 --> 00:13:00,154
‫خون اون خبرنگار رو آزمایش کردیم.

163
00:13:00,946 --> 00:13:06,827
‫معلوم شد سه برابر بیشتر از مقداری
‫که کشنده‌ حساب می‌شه، بهش «جوی» دادی.

164
00:13:08,287 --> 00:13:11,165
‫- می‌‌خوای بهم بگی چرا؟
‫- نباید این کار رو بکنی.

165
00:13:11,248 --> 00:13:13,834
‫- و منم بهت کمک نمی‌کنم.
‫- معلومه که می‌‌کنی.

166
00:13:13,918 --> 00:13:16,295
‫اگه به‌‌خاطر من نبود،
‫هنوز داشتی توی اون سوارخ‌‌موش...

167
00:13:16,378 --> 00:13:18,631
‫با پت و مت خاله‌‌بازی می‌‌کردی.

168
00:13:19,256 --> 00:13:20,716
‫من ازت نخواستم کمکم کنی.

169
00:13:21,175 --> 00:13:23,511
‫ولی کمکم رو قبول کردی، مگه نه؟

170
00:13:24,094 --> 00:13:28,349
‫بهم التماس کردی که از اون سلول بیارمت بیرون،
‫و به گمونم منم خیلی دل‌‌نازکم...

171
00:13:28,432 --> 00:13:30,059
‫چون دلم برات سوخت.

172
00:13:30,684 --> 00:13:36,899
‫قرارمون این بود، کاری که من می‌گم رو انجام بدی،
‫و در عوضش من می‌‌ذارم زندگی کنی.

173
00:13:36,982 --> 00:13:39,193
‫و گذاشتم واسه خودت زندگی بسازی.

174
00:13:40,027 --> 00:13:44,281
‫پس چرا داری زندگی منو این‌‌قدر سخت می‌کنی؟

175
00:13:45,074 --> 00:13:46,075
‫و برت چی؟

176
00:13:47,159 --> 00:13:49,078
‫با اون چه قرار‌‌مداری گذاشتی؟

177
00:13:50,996 --> 00:13:53,165
‫اون کسیه که داره فرمول جوی رو تغییر می‌‌ده؟

178
00:13:53,249 --> 00:13:55,960
‫وای، اولین. اون ثبات ذهنی نداره.

179
00:14:41,714 --> 00:14:44,091
‫[سایمون: داری ازم دوری می‌‌کنی؟]

180
00:14:46,093 --> 00:14:47,219
‫باباست؟

181
00:14:48,137 --> 00:14:49,346
‫سایمونه.

182
00:14:49,430 --> 00:14:51,348
‫- نادیده‌‌ش بگیر.
‫- دارم همین‌ کار رو می‌‌کنم.

183
00:14:52,975 --> 00:14:55,060
‫تو چی؟ خبری نشد؟

184
00:14:58,188 --> 00:14:59,481
‫از کِی باید نگران بشیم؟

185
00:15:05,446 --> 00:15:06,447
‫از الان؟

186
00:15:07,239 --> 00:15:08,365
‫بهت اعتماد کردم.

187
00:15:09,033 --> 00:15:11,535
‫خودم رو قانع کردم که تو با بقیه فرق داری.

188
00:15:11,619 --> 00:15:12,870
‫که خاصی.

189
00:15:12,953 --> 00:15:15,623
‫که جالبه ببینیم یه کلون
‫می‌تونه با دنیای واقعی...

190
00:15:15,706 --> 00:15:17,499
‫سازگار بشه یا نه.

191
00:15:17,583 --> 00:15:19,585
‫خیلی‌‌‌‌‌‌ها رو گول زدی، ال.

192
00:15:20,794 --> 00:15:27,009
‫- ولی اگه بتونیم جوی رو به‌دست بیاریم...
‫- فقط همین برات اهمیت داره؟

193
00:15:27,092 --> 00:15:29,470
‫محصول مهم آینده که
‫قیمت سهام‌ها رو ببره بالا؟

194
00:15:30,512 --> 00:15:31,764
‫کلی آدم مردن!

195
00:15:31,847 --> 00:15:36,018
‫و می‌شه کلی آدم دیگه رو نجات داد!
‫عقل لامصبت رو کار بنداز!

196
00:15:36,977 --> 00:15:41,273
‫می‌شه واسه همیشه
‫افسردگی، اضطراب و خودکشی رو...

197
00:15:42,149 --> 00:15:43,150
‫از بین برد!

198
00:15:44,318 --> 00:15:45,319
‫این...

199
00:15:46,528 --> 00:15:48,530
‫این دیگه از مهم بودن هم گنده‌‌تره.

200
00:15:48,530 --> 00:15:52,034
‫به این می‌‌گن تغییر دادن دنیا.
‫به حرفم گوش کن، ال.

201
00:15:52,117 --> 00:15:55,287
‫دلت نمی‌‌خواد با هم دنیا رو عوض کنیم؟

202
00:15:56,747 --> 00:15:58,791
‫مگه دنیا واسه تو مهمه؟

203
00:16:06,048 --> 00:16:07,800
‫من همه‌‌چیزم رو پای این گذاشتم.

204
00:16:09,176 --> 00:16:12,012
‫شغلم، آبروم، زندگی زناشوئیم.

205
00:16:13,889 --> 00:16:15,015
‫همه‌چيزم رو.

206
00:16:16,684 --> 00:16:18,519
‫برام مهمه.

207
00:16:22,398 --> 00:16:25,234
‫پس حتی اگه برات مهم هم نباشه،
‫بهم کمک می‌‌کنی.

208
00:16:27,611 --> 00:16:30,364
‫یادداشت‌‌های برت این‌‌جاست.
‫کارِت رو شروع کن.

209
00:16:33,534 --> 00:16:36,370
‫سلام، عزیزم.
‫آره، پیش آلبرت‌ام.

210
00:16:37,788 --> 00:16:38,831
‫سلام می‌‌رسونه.

211
00:16:40,874 --> 00:16:41,875
‫آره.

212
00:16:48,882 --> 00:16:49,925
‫مامان؟

213
00:16:52,052 --> 00:16:53,053
‫بی؟

214
00:16:57,766 --> 00:16:58,684
‫یواشکی اومدم بیرون.

215
00:16:58,767 --> 00:17:01,020
‫چه اتفاقی داره می‌افته؟
‫آمریتا...

216
00:17:01,729 --> 00:17:02,896
‫- اون...
‫- می‌دونم.

217
00:17:05,983 --> 00:17:08,610
‫- گفتی همه‌‌چی درست می‌‌شه.
‫- می‌دونم.

218
00:17:09,528 --> 00:17:11,071
‫ازت می‌‌خوام قوی باشی، باشه؟

219
00:17:13,115 --> 00:17:15,325
‫بی، برو تو اتاق‌مون.

220
00:17:15,409 --> 00:17:17,286
‫خب؟ برو پیش تخت من.

221
00:17:17,369 --> 00:17:19,496
‫زیر تخت رو نگاه کن.
‫یه ساک سبز زیر تخته.

222
00:17:19,580 --> 00:17:20,873
‫چرا؟

223
00:17:21,498 --> 00:17:23,042
‫هرچی که لازم دارین داخل ساکه.

224
00:17:24,043 --> 00:17:26,670
‫تو و بابات باید از کشتی برین بیرون.

225
00:17:28,005 --> 00:17:29,089
‫چرا؟

226
00:17:32,384 --> 00:17:35,220
‫چون اون آدم‌ها،
‫آدم‌‌های خوبی نیستن.

227
00:17:35,304 --> 00:17:36,597
‫می‌خوان بهتون صدمه بزنن.

228
00:17:37,097 --> 00:17:39,516
‫- بابا می‌‌گه...
‫- آره، ببین، می‌دونم بابا چی می‌‌گه.

229
00:17:39,600 --> 00:17:41,560
‫ولی بابات مثل من اون‌‌ها رو نمی‌شناسه.

230
00:17:41,643 --> 00:17:44,146
‫بی، باید حرفم رو باور کنی.

231
00:17:50,652 --> 00:17:53,363
‫و اگه بابا باهات نیومد،
‫باید تنهایی بری.

232
00:17:54,615 --> 00:17:55,616
‫چی؟

233
00:17:56,867 --> 00:17:57,868
‫پس تو چی؟

234
00:18:02,956 --> 00:18:04,625
‫منم زودی بعد شما میام.

235
00:18:08,921 --> 00:18:09,922
‫بی...

236
00:18:12,216 --> 00:18:14,218
‫بابت همه‌‌چی معذرت می‌‌خوام.

237
00:18:15,969 --> 00:18:21,100
‫اصلاً نمی‌‌خواستم زندگیت این‌‌طوری بشه.
‫فقط می‌خواستم که در امان و خوشحال باشی.

238
00:18:24,478 --> 00:18:27,147
‫ولی ازت می‌‌خوام به‌‌خاطر من
‫این کار رو بکنی، باشه؟

239
00:18:28,023 --> 00:18:29,024
‫قول بده.

240
00:18:31,819 --> 00:18:32,903
‫قول می‌‌دم.

241
00:18:42,913 --> 00:18:43,914
‫خبری نشد؟

242
00:18:45,999 --> 00:18:47,084
‫هنوزم نه.

243
00:18:47,167 --> 00:18:49,002
‫اگه هیچ‌‌وقت ازش خبری نشه چی؟

244
00:18:49,086 --> 00:18:50,337
‫اون‌‌وقت به پلیس زنگ می‌زنیم.

245
00:18:50,420 --> 00:18:52,422
‫- پلیس‌های آمبرلا؟
‫- جید.

246
00:18:53,006 --> 00:18:54,383
‫هی، بهت کلی پیام دادم.

247
00:19:04,518 --> 00:19:05,519
‫بابامونه.

248
00:19:07,104 --> 00:19:08,564
‫- ولی می‌‌شه حرف...
‫- ببخشید.

249
00:19:10,149 --> 00:19:11,525
‫این ماشین کیه؟

250
00:19:12,234 --> 00:19:15,696
‫اوه، من... تصمیم گرفتم
‫ماشینم رو ارتقا بدم.

251
00:19:15,779 --> 00:19:17,322
‫دخترهام باید بهترین چیزها رو...

252
00:19:18,782 --> 00:19:20,033
‫داشته باشن.

253
00:19:22,703 --> 00:19:23,996
‫چی شد؟

254
00:19:24,705 --> 00:19:25,706
‫تو آمبرلا؟

255
00:19:27,166 --> 00:19:28,917
‫می‌دونین که، کار، کار، کار.

256
00:19:29,001 --> 00:19:30,002
‫مدرسه چطور بود؟

257
00:19:31,295 --> 00:19:32,838
‫«اون» رو دیدی؟

258
00:19:34,506 --> 00:19:36,425
‫آره، دیدمش.

259
00:19:36,508 --> 00:19:38,760
‫باشه، خب چی شد؟

260
00:19:40,387 --> 00:19:42,097
‫ام... بعداً درموردش صحبت می‌‌کنیم.

261
00:19:42,181 --> 00:19:44,474
‫آهای، رفیق!
‫راه رو بند آوردی!

262
00:19:44,558 --> 00:19:45,684
‫زود باش دیگه! حرکت کن!

263
00:19:46,185 --> 00:19:47,728
‫چه مرگ‌شونه؟

264
00:19:47,811 --> 00:19:49,354
‫راه مخصوص مدرسه رو بند آوردی.

265
00:19:49,897 --> 00:19:52,649
‫این‌‌جا که جای پارک‌کردن نیست!

266
00:19:54,067 --> 00:19:55,944
‫زودتر راه بیفت دیگه! یالا!

267
00:19:59,448 --> 00:20:00,616
‫من گرسنه‌‌مه، شما چی؟

268
00:20:05,204 --> 00:20:06,205
‫بابا.

269
00:20:06,246 --> 00:20:07,831
‫این خوشگله خوب شتابی داره، نه؟

270
00:20:08,707 --> 00:20:10,000
‫بیلی، کمربندت رو ببند.

271
00:20:18,967 --> 00:20:21,678
‫خسته نمی‌‌شی که مدام
‫باید به دستورهاش گوش بدی؟

272
00:20:21,762 --> 00:20:23,055
‫نه، من بیماری خودآزاری دارم.

273
00:20:27,893 --> 00:20:30,437
‫- اوضاعش چطوره؟
‫- تا الان بد نیست.

274
00:20:35,192 --> 00:20:36,401
‫داروت رو لازم داری.

275
00:20:37,861 --> 00:20:38,946
‫می‌تونم برات بیارمش.

276
00:20:42,282 --> 00:20:43,742
‫بدون دارو تا کی می‌‌تونی طاقت بیاری؟

277
00:20:45,202 --> 00:20:47,537
‫الان داری قهرمان‌‌بازی درمیاری...

278
00:20:47,621 --> 00:20:50,582
‫چون فکر می‌‌کنی واقعاً قهرمانی، ولی...

279
00:20:51,792 --> 00:20:54,962
‫حدس می‌زنم تا حدود یه ساعت دیگه،
‫شایدم کمتر...

280
00:20:55,879 --> 00:20:58,465
‫دردت غیر قابل تحمل می‌‌شه،
‫و تسلیم می‌شی.

281
00:20:59,758 --> 00:21:00,759
‫تو منو نمی‌شناسی.

282
00:21:01,260 --> 00:21:03,679
‫تمام نسخه‌‌هایی که ازت
‫وجود داشته رو می‌شناسم، ال.

283
00:21:03,929 --> 00:21:06,515
‫و شما وسکرها،
‫فقط یه چیز براتون مهمه.

284
00:21:06,598 --> 00:21:08,475
‫محافظت از خودتون.

285
00:21:10,310 --> 00:21:13,730
‫یعنی اگه آدم نخواد تا ابد زندگی کنه،
‫چه دلیل دیگه‌ای برای کلون ساختن از خودش داره؟

286
00:21:15,774 --> 00:21:17,109
‫داره شروع می‌شه، نه؟

287
00:21:17,192 --> 00:21:21,822
‫دقیقاً واسه همینه که چندین ساله
‫برنامۀ کلون‌‌سازی رو کنار گذاشتیم.

288
00:21:21,905 --> 00:21:25,033
‫از یه جایی به بعد،
‫هزینۀ نگه‌داری از کلون‌‌ها خیلی زیاد می‌‌شه.

289
00:21:25,325 --> 00:21:30,747
‫برت اکثر شب‌‌ها دیالیز لازم داره، باید
‫چند تا دارو همزمان بهش بدیم که به‌هوش بیاد...

290
00:21:30,747 --> 00:21:34,918
‫و حتی این‌‌جوری هم...
‫به ازای هر یه روز خوب، 10 تا روز بد داره.

291
00:21:44,344 --> 00:21:45,971
‫سلول‌هات دارن از کار می‌‌افتن.

292
00:21:48,807 --> 00:21:50,851
‫داری از درون از هم ‌می‌‌پاشی.

293
00:21:57,316 --> 00:21:58,317
‫بیا.

294
00:22:04,865 --> 00:22:07,659
‫[بیلی: چه مرگش شده؟]
‫[جید: حرف نمی‌زنه که]

295
00:22:08,035 --> 00:22:09,036
‫از این طرف، لطفاً.

296
00:22:10,120 --> 00:22:11,496
‫چه تنوع پاستایی دارن.

297
00:22:12,080 --> 00:22:14,207
‫اسم رستوران باغ زیتونه ولی زیتون ندارن.
‫چه عجیب.

298
00:22:14,291 --> 00:22:15,542
‫اون‌ها ماشین رو خراب کردن؟

299
00:22:15,625 --> 00:22:17,169
‫چی؟ کی؟

300
00:22:17,252 --> 00:22:19,338
‫آمبرلا. گوش کردن چی می‌‌گی؟

301
00:22:20,714 --> 00:22:21,882
‫وای، خدا.

302
00:22:23,091 --> 00:22:25,635
‫هر چه‌‌قدر نون بخوایم بهمون می‌‌دن.
‫باورتون می‌‌شه؟

303
00:22:26,261 --> 00:22:28,930
‫- راجع‌‌به من می‌‌دونن؟
‫- این بهترین روز زندگیمه.

304
00:22:29,014 --> 00:22:30,015
‫آهای!

305
00:22:31,099 --> 00:22:33,894
‫منوی لامصب رو بذار پایین.

306
00:22:39,024 --> 00:22:40,233
‫بابا، انگشتت.

307
00:22:41,651 --> 00:22:43,153
‫همه‌‌چی روبه‌‌راهه.

308
00:22:43,862 --> 00:22:45,072
‫زودتر سفارش بدیم.

309
00:22:47,115 --> 00:22:48,367
‫ما باید بریم دستشویی.‏

310
00:22:56,083 --> 00:22:57,125
‫ببخشید.‏

311
00:23:02,464 --> 00:23:04,466
‫‏- یه‌ جای کار می‌لنگه.‏
‫‏- تنهایی فکر کردی؟

312
00:23:04,549 --> 00:23:06,259
‫اگه تو آمبرلا یه بلایی سرش آورده باشن چی؟

313
00:23:06,343 --> 00:23:08,178
‫مثلاً چی؟ انگشتش رو قطع کرده باشن؟

314
00:23:08,261 --> 00:23:11,681
‫و بهش دارو داده باشن،
‫برق وصل کرده باشن؟

315
00:23:11,765 --> 00:23:13,767
‫‏- روی مغزش عمل انجام داده باشن چی؟
‫‏- درسته.‏

316
00:23:14,976 --> 00:23:16,311
‫خیلی خب.‏

317
00:23:18,897 --> 00:23:19,898
‫بیا فکر کنیم.‏

318
00:23:25,237 --> 00:23:26,238
‫شام یه ربع دیگه آماده‌ست.‏

319
00:23:26,780 --> 00:23:28,323
‫بذار حدس بزنم،‏
‫باز قزل‌آلا داریم؟

320
00:23:28,323 --> 00:23:30,450
‫چیزی جز جونورهای دریایی
‫نمی‌تونی درست کنی؟

321
00:23:30,867 --> 00:23:32,577
‫اعصابت به‌‌هم ریخته. چی شده؟

322
00:23:32,661 --> 00:23:33,662
‫هیچی نشده.‏

323
00:23:34,913 --> 00:23:36,998
‫‏- نمی‌دونم.‏
‫‏- چی رو نمی‌دونی؟

324
00:23:38,291 --> 00:23:40,252
‫دو تا دوست دارم که...‏

325
00:23:40,836 --> 00:23:44,381
‫خیلی نگران‌شونم ولی
‫اصلاً به من محل نمی‌ذارن...‏

326
00:23:44,464 --> 00:23:45,757
‫منم نمی‌دونم چی‌کار کنم.‏

327
00:23:49,219 --> 00:23:50,554
‫بهت می‌گم چی‌کار نکنی.‏

328
00:23:52,848 --> 00:23:55,851
‫عصبانی نشو،‏
‫و ازشون دست نکش.‏

329
00:23:56,393 --> 00:23:58,353
‫وقتی کمکت رو لازم داشته باشن،‏
‫میان سراغت.‏

330
00:23:58,895 --> 00:24:01,189
‫و اگر هم سراغت نیومدن،‏
‫به هرحال سعی کن بهشون کمک کنی.

331
00:24:03,316 --> 00:24:04,484
‫عزیزم...‏

332
00:24:04,568 --> 00:24:05,861
‫من اومدم.

333
00:24:06,903 --> 00:24:08,029
‫شام دیگه آماده‌ست.‏

334
00:24:09,114 --> 00:24:10,282
‫‏- سلام، مامان.‏
‫‏- سلام، بچه.‏

335
00:24:11,908 --> 00:24:13,535
‫چی‌کار می‌کنی؟

336
00:24:13,618 --> 00:24:14,661
‫چیه؟

337
00:24:14,744 --> 00:24:16,329
‫‏- چی شده؟
‫‏- یه فیلتر جدیده.‏

338
00:24:16,413 --> 00:24:19,458
‫می‌گیری جلوی صورتت و بهت می‌گه
‫تو چه‌جور صبحونه‌ای هستی...‏

339
00:24:19,499 --> 00:24:23,253
‫به مارک پنیر کاتیج و پورۀ سیب افتاد،‏
‫بدجور عصبانی شده.‏

340
00:24:24,129 --> 00:24:25,255
‫ببین واسه من چی می‌گه.‏

341
00:24:25,630 --> 00:24:26,798
‫‏- جدی؟
‫‏- آره.‏

342
00:24:30,093 --> 00:24:31,136
‫‏- چیه؟
‫‏- خیلی خنده‌‌داره.‏

343
00:24:31,219 --> 00:24:33,638
‫‏- چیه؟ من چی‌ام؟ نشونم بده.‏
‫‏- لوبیا با نون تست.‏

344
00:24:33,722 --> 00:24:36,766
‫نه. کربوهیدرات؟ نه!‏

345
00:24:36,850 --> 00:24:38,351
‫تو و مامان...‏

346
00:24:39,227 --> 00:24:40,812
‫فرق کردین.‏

347
00:24:40,896 --> 00:24:41,938
‫فرق کردیم؟

348
00:24:42,022 --> 00:24:43,023
‫خب...‏

349
00:24:43,648 --> 00:24:45,650
‫وقتی رفتی خیلی عصبانی بود.‏

350
00:24:46,151 --> 00:24:48,278
‫فکر می‌کردم قراره با هر کدوم‌‌تون
‫جداگانه کریسمس رو جشن بگیرم، می‌دونی؟

351
00:24:48,278 --> 00:24:50,071
‫خب، الان برگشتم.‏

352
00:24:51,114 --> 00:24:52,866
‫می‌گه زیادی کار می‌کنی.‏

353
00:24:53,283 --> 00:24:54,284
‫راست می‌گه.‏

354
00:24:55,827 --> 00:24:56,828
‫خب نکن.‏

355
00:24:58,288 --> 00:24:59,289
‫نمی‌تونم.‏

356
00:24:59,748 --> 00:25:00,749
‫الان نه.‏

357
00:25:20,810 --> 00:25:21,853
‫یه لحظه صبر کن.‏

358
00:25:31,029 --> 00:25:32,656
‫‏- بفرما.‏
‫‏- ممنون.‏

359
00:25:37,202 --> 00:25:39,788
‫‏- پیداش کردی؟
‫‏- برنگشت خونه.‏

360
00:25:39,871 --> 00:25:41,915
‫پروتکل ردیابی رو شروع کنیم؟

361
00:25:42,707 --> 00:25:46,419
‫‏- چه‌‌‌قدر طول می‌کشه؟
‫‏- 20 دقیقه. نهایت 30 دقیقه.‏

362
00:25:49,130 --> 00:25:50,257
‫دوباره بهت زنگ می‌زنم.‏

363
00:25:53,969 --> 00:25:55,845
‫‏- سایمون؟
‫‏- هوم؟

364
00:25:58,515 --> 00:26:00,308
‫می‌تونی به دوستت جید، پیام بدی؟

365
00:26:01,393 --> 00:26:03,144
‫ام... واسه چی؟

366
00:26:04,396 --> 00:26:07,816
‫می‌خوام بدونم کجاست.‏
‫نگرانم نکنه تو دردسر افتاده باشه.‏

367
00:26:16,116 --> 00:26:18,868
‫[‏سایمون ]
‫[‏کجایی؟]

368
00:26:19,369 --> 00:26:21,037
‫‏[رستوران آلیو گاردن]‏

369
00:26:21,705 --> 00:26:24,249
‫‏[می‌تونی بیای دنبال‌مون؟]‏

370
00:26:28,920 --> 00:26:29,921
‫این‌‌ها حرف ندارن.‏

371
00:26:30,547 --> 00:26:32,424
‫عذر می‌خوام. بازم از این نون‌ها می‌خوام.‏

372
00:26:33,216 --> 00:26:35,135
‫‏- انگار هنوز چند تا نون مونده.‏
‫‏- نه.‏

373
00:26:35,635 --> 00:26:38,680
‫این سبد بی‌نهایت منه.‏
‫اون‌‌ها هم باید سبد بی‌نهایت داشته باشن.‏

374
00:26:38,763 --> 00:26:40,557
‫ببخشید، قربان. هر میز یه سبد.‏

375
00:26:40,640 --> 00:26:43,893
‫‏- ولی این یعنی محدودیت.‏
‫‏- بابا، مسئلۀ خاصی نیست.‏

376
00:26:43,977 --> 00:26:46,271
‫خیلی هم مهمه،‏
‫چون این‌‌ها سبد بی‌نهایت هستن.‏

377
00:26:46,354 --> 00:26:48,023
‫به محض تموم شدن نون‌هاتون...‏

378
00:26:48,064 --> 00:26:49,274
‫می‌دونی چیه؟ باشه.‏

379
00:26:51,109 --> 00:26:52,694
‫بیا. تموم شد.‏

380
00:26:55,947 --> 00:26:57,866
‫تا سبد جدید میارن
‫می‌خواین از نون‌های من بخورین؟

381
00:26:58,992 --> 00:27:00,285
‫چه مرگت شده؟

382
00:27:01,494 --> 00:27:02,829
‫چی؟ هیچی.‏

383
00:27:03,955 --> 00:27:06,249
‫‏- وقتی رسیدیم خونه حرف می‌زنیم.‏
‫‏- نه.‏

384
00:27:06,291 --> 00:27:07,292
‫الان.‏

385
00:27:12,005 --> 00:27:13,006
‫من بابای شما نیستم.‏

386
00:27:15,258 --> 00:27:16,259
‫عموتون هستم.‏

387
00:27:17,052 --> 00:27:18,053
‫برت.‏

388
00:27:20,722 --> 00:27:23,016
‫وایستین، تا حالا از من حرفی نزده؟

389
00:27:23,642 --> 00:27:24,851
‫خب تو الان چیش هستی؟

390
00:27:26,061 --> 00:27:27,479
‫برادر دوقلو؟

391
00:27:27,562 --> 00:27:29,230
‫یه‌جورایی. کلون همدیگه‌‌ایم.

392
00:27:31,983 --> 00:27:33,276
‫کلون؟

393
00:27:33,360 --> 00:27:34,986
‫یه کلون دیگه هم داشتیم، آلبی...‏

394
00:27:35,070 --> 00:27:38,156
‫ولی آلبرت وسکر اصلی کشتش.‏‎

395
00:27:38,239 --> 00:27:39,115
‫خالق ما.‏

396
00:27:39,199 --> 00:27:40,325
‫خالق؟

397
00:27:40,408 --> 00:27:42,535
‫ما عضو یه‌جور تیم توسعه و تحقیقاتی بودیم که...‏

398
00:27:42,619 --> 00:27:44,079
‫اون واسه کمک به خودش جمع کرده بود.‏

399
00:27:44,454 --> 00:27:45,664
‫تو یه آتشفشان مرد.‏

400
00:27:45,747 --> 00:27:47,540
‫البته، اشکالی نداره. آدم خوبی نبود.‏

401
00:27:48,208 --> 00:27:49,250
‫خیلی از من خوشش نمی‌اومد.‏

402
00:27:49,334 --> 00:27:51,002
‫ولی نگران نباشین.‏

403
00:27:51,086 --> 00:27:52,962
‫من و باباتون، اصلاً شبیهش نیستیم.‏

404
00:27:53,046 --> 00:27:55,256
‫یعنی، از نظر ژنتیکی، دقیقاً مثل همیم.‏

405
00:27:55,340 --> 00:27:57,133
‫ولی از سایر لحاظ، کاملاً فرق داریم.‏

406
00:27:57,217 --> 00:28:00,053
‫اون یه هیولا بود.‏
‫دوست داشت به آدم‌‌ها آسیب برسونه.‏

407
00:28:01,596 --> 00:28:04,557
‫ولی خب گمونم همه‌مون
‫یه‌سری حس‌هایی درون‌مون داریم، نه؟

408
00:28:05,141 --> 00:28:06,851
‫حس شادی، حس ناراحتی، و...‏

409
00:28:08,645 --> 00:28:11,690
‫حسی که یه موقع‌هایی باعث می‌شه...‏

410
00:28:11,731 --> 00:28:15,193
‫دل‌مون بخواد با مشت بزنیم تو صورت یکی.‏

411
00:28:18,321 --> 00:28:21,616
‫بگذریم، به‌نظر من همه حق انتخاب داریم.‏

412
00:28:21,700 --> 00:28:23,993
‫می‌تونیم انتخاب کنیم کی هستیم.‏
‫کی می‌خوایم باشیم.‏

413
00:28:24,869 --> 00:28:27,122
‫و منم... نون رو انتخاب می‌کنم.‏

414
00:28:34,629 --> 00:28:36,089
‫دیگه دور‌‌و‌بَر ما پیدات نشه.

415
00:28:36,965 --> 00:28:37,966
‫چی؟

416
00:28:39,050 --> 00:28:41,219
‫اگه بهمون نزدیک بشی، جیغ می‌کشیم.‏

417
00:28:41,302 --> 00:28:43,221
‫ولی... ولی من...‏

418
00:28:45,890 --> 00:28:47,559
‫‏- جید، چی‌کار کنیم؟
‫‏- نمی‌دونم.‏

419
00:28:47,642 --> 00:28:48,977
‫‏- آمبرلا.‏

420
00:28:55,275 --> 00:28:56,317
‫اون پشت.‏

421
00:28:57,235 --> 00:28:58,903
‫خب. بیا. بیا.‏

422
00:29:02,240 --> 00:29:03,700
‫‏- دخترها! پشت من وایستین.‏
‫‏- وای خدا.‏

423
00:29:03,783 --> 00:29:04,784
‫برت؟

424
00:29:10,540 --> 00:29:12,417
‫برو، برو، برو، برو.‏

425
00:29:24,971 --> 00:29:25,972
‫هی!‏

426
00:29:41,780 --> 00:29:44,199
‫نگران نباشین. همه‌چی مرتبه.‏

427
00:29:44,282 --> 00:29:45,366
‫باشه.‏

428
00:30:05,386 --> 00:30:06,513
‫بیا بغل بابا.‏

429
00:30:13,228 --> 00:30:14,437
‫بازی تمومه، برت.‏

430
00:30:15,230 --> 00:30:16,523
‫ازت خوشم نمیاد!‏

431
00:30:16,606 --> 00:30:17,774
‫با من مهربون نیستی!‏

432
00:30:18,900 --> 00:30:21,069
‫‏- ولم کن!‏
‫‏- به ما دست نزن!‏

433
00:30:22,070 --> 00:30:23,321
‫ول‌شون کن.‏

434
00:30:24,781 --> 00:30:26,699
‫چیزی نیست. من با باباتون کار می‌کنم.‏

435
00:30:26,783 --> 00:30:27,659
‫اون باباتون نیست.‏

436
00:30:27,742 --> 00:30:30,036
‫نگران نباشین. مشکلی پیش نمیاد.‏

437
00:30:30,119 --> 00:30:31,204
‫می‌دونیم.‏

438
00:30:31,287 --> 00:30:32,539
‫کجاست؟

439
00:30:33,122 --> 00:30:34,499
‫منتظر شماست. با من بیاین.‏

440
00:30:35,708 --> 00:30:36,709
‫نه.‏

441
00:30:39,546 --> 00:30:42,298
‫فکر نکنم الان تو موقعیتی باشین
‫که بتونین مخالفت کنین.

442
00:31:36,311 --> 00:31:39,105
‫خب. به محض رسوندن من،‏
‫برگردین به کشتی...‏

443
00:31:39,188 --> 00:31:40,481
‫و شتاب موتورها رو افزایش بدین.‏

444
00:31:41,566 --> 00:31:43,902
‫بعد اون دکمۀ کوفتی رو فشار بدین، خب؟

445
00:31:43,985 --> 00:31:44,986
‫جید.‏

446
00:31:46,946 --> 00:31:49,407
‫نه. حق ندارین جایی ببرینش!‏

447
00:31:53,536 --> 00:31:56,456
‫ببین. می‌دونم حس می‌‌کنی...‏

448
00:31:56,539 --> 00:31:57,540
‫آرجون.‏

449
00:31:58,124 --> 00:31:59,125
‫طوری نیست.‏

450
00:32:00,960 --> 00:32:01,961
‫دوستت دارم.‏

451
00:32:02,754 --> 00:32:04,380
‫ولی باید این کار رو انجام بدم.‏

452
00:32:05,340 --> 00:32:06,841
‫وایستا، جید. جید!‏

453
00:32:19,395 --> 00:32:20,438
‫جید.‏

454
00:32:20,521 --> 00:32:21,564
‫خدا رو شکر.‏

455
00:32:23,900 --> 00:32:26,069
‫این مادر سایمون‌ـه.‏

456
00:32:26,152 --> 00:32:28,655
‫و بیلی، حتماً خیلی ترسیدین.

457
00:32:28,738 --> 00:32:30,073
‫از اون مرد وحشتناک.‏

458
00:32:31,282 --> 00:32:32,617
‫گفت یه کلونه.

459
00:32:33,493 --> 00:32:34,911
‫‏- راسته؟
‫‏- چون اگه راست گفته باشه...‏

460
00:32:35,995 --> 00:32:37,205
‫رسماً باورنکردنیه.

461
00:32:37,872 --> 00:32:41,918
‫آره. خب، یه‌جورایی کار ما
‫کلاً باورنکردنیه، پس...‏

462
00:32:43,211 --> 00:32:44,212
‫ببینین.‏

463
00:32:45,880 --> 00:32:48,675
‫می‌دوم سؤالاتی دارین.‏

464
00:32:48,758 --> 00:32:52,637
‫این موج ترس و سردرگمی که الان
‫حسش می‌کنین، منم تجربه کردم.‏

465
00:32:53,388 --> 00:32:54,931
‫هیچ‌وقت درست پدرم رو نشناختم.‏

466
00:32:55,014 --> 00:32:59,769
‫اون... یه مرد نابغه بود،‏
‫به شدت مرموز بود.‏

467
00:32:59,852 --> 00:33:02,563
‫برای محافظت از من،‏
‫خیلی چیزها رو از من مخفی نگه داشت.‏

468
00:33:02,647 --> 00:33:04,732
‫چیزهایی که فکر می‌کرد نمی‌تونم هضم کن.‏

469
00:33:05,191 --> 00:33:06,192
‫ولی...‏

470
00:33:06,651 --> 00:33:11,990
‫ما دخترها، باهوش‌تر و سرسخت‌تر از چیزی هستیم
‫که بقیه فکر می‌کنن.‏

471
00:33:13,282 --> 00:33:16,077
‫مگه نه؟ هوم؟

472
00:33:16,661 --> 00:33:17,954
‫حالا بریم پیش باباتون.‏

473
00:33:30,299 --> 00:33:32,593
‫ال، مهمون داری.‏

474
00:33:35,138 --> 00:33:36,597
‫بابا...‏

475
00:33:37,515 --> 00:33:39,559
‫چی شده؟ باهاش چی‌کار کردین؟

476
00:33:39,642 --> 00:33:40,852
‫‏- هی، هی!‏
‫‏- ول کن! هی!‏

477
00:33:40,935 --> 00:33:42,061
‫‏- ول کن!‏
‫‏- بهش دست نزنین!‏

478
00:33:42,103 --> 00:33:43,479
‫‏- هی، نکن! نکن!‏
‫‏- بهش دست نزن!‏

479
00:33:43,521 --> 00:33:44,856
‫نکن، خواهش می‌کنم!‏

480
00:33:44,939 --> 00:33:46,649
‫نه!‏

481
00:33:47,817 --> 00:33:50,737
‫کاش یه راه جالب‌تری واسه
‫این کار داشتیم، دخترها.‏

482
00:33:53,114 --> 00:33:54,323
‫موضوع چیه؟

483
00:33:54,907 --> 00:33:56,617
‫می‌خوای بهشون بگی، یا خودم بگم؟

484
00:33:57,493 --> 00:33:58,578
‫باشه، خودم می‌گم.‏

485
00:34:02,373 --> 00:34:03,499
‫باباتون داره می‌میره.‏

486
00:34:04,792 --> 00:34:08,880
‫همون‌طور که برت بهتون گفت،‏
‫اون یه کلونه، که... قطعاً عجیبه.‏

487
00:34:08,963 --> 00:34:13,176
‫ولی کلون ساختن اصلاً پیچیده نیست،‏
‫فقط یه‌کم دنی‌ان‌ای...‏

488
00:34:13,259 --> 00:34:16,345
‫چند تا سلول خالی
‫و یه زن بدبخت لازم داریم.‏

489
00:34:17,305 --> 00:34:19,766
‫ولی مشکل باباتون کلون بودن نیست.‏

490
00:34:19,849 --> 00:34:21,934
‫مشکلش پیری با شتاب و سرعت بیشتره.

491
00:34:22,060 --> 00:34:25,563
‫ببینین، وسکر،‏
‫وسکر اصلی منظورمه...‏

492
00:34:25,605 --> 00:34:27,440
‫اصلاً آدم صبوری نبود.‏

493
00:34:27,815 --> 00:34:30,109
‫اون از خودش یه ارتش از نوابغ تکثیر کرد...‏

494
00:34:30,193 --> 00:34:32,278
‫ولی طاقت نداشت صبر کنه تا بزرگ بشن.‏

495
00:34:32,278 --> 00:34:38,367
‫پس، با کمک علم دوست خوب‌مون،‏ پدرتون که
‫تازه به‌‌دنیا اومده بود در کمتر از شیش ماه...‏

496
00:34:38,367 --> 00:34:40,661
‫رسید به 20 سالگی.‏

497
00:34:41,496 --> 00:34:44,457
‫ولی تسریع رشد سلول‌ها از این راه...‏

498
00:34:44,832 --> 00:34:45,958
‫منجر به مشکلاتی می‌شه.‏

499
00:34:46,042 --> 00:34:52,757
‫سرطان، انفجار میتوکندری،‏
‫از این‌جور چیزهای ناجور.

500
00:34:52,840 --> 00:34:56,469
‫پدرتون مریضه.
‫واسه همین یه درمان اختراع کرد.‏

501
00:34:58,429 --> 00:34:59,430
‫تو.‏

502
00:35:00,306 --> 00:35:01,349
‫چی؟

503
00:35:01,432 --> 00:35:04,060
‫خون تو رو طوری طرح‌ریزی کرد
‫تا مشکل خودش رو حل کنه.‏

504
00:35:04,143 --> 00:35:06,854
‫همون‌طور که گفتم، نابغه‌ست.‏

505
00:35:07,647 --> 00:35:08,940
‫حقیقت نداره.‏

506
00:35:09,023 --> 00:35:10,024
‫مطمئنی؟

507
00:35:15,196 --> 00:35:16,322
‫من...‏

508
00:35:51,774 --> 00:35:54,443
‫من، من...‏ می‌تونم توضیح بدم.‏

509
00:35:55,236 --> 00:35:56,237
‫تو...‏

510
00:35:57,572 --> 00:35:59,365
‫خون‌مون رو واسه این می‌خواستی.‏

511
00:35:59,448 --> 00:36:02,243
‫‏- بیلی، خواهش می‌کنم.‏
‫‏- کافیه. دیگه کافیه!‏

512
00:36:04,328 --> 00:36:05,955
‫نمی‌دونم چی هستی.‏

513
00:36:07,373 --> 00:36:09,041
‫ولی تمام حرفات دروغه.‏

514
00:36:10,001 --> 00:36:14,797
‫و تمام اون حرف‌ها، درباره اینکه
‫قوی‌تر بشیم و از ما محافظت کنی...‏

515
00:36:16,841 --> 00:36:18,467
‫یه مشت مزخرف بود!‏

516
00:36:23,890 --> 00:36:25,141
‫امیدوارم...‏

517
00:36:26,225 --> 00:36:28,603
‫به درک واصل بشی.‏

518
00:36:43,951 --> 00:36:45,953
‫اولین، اگه بهشون آسیب برسونی...‏

519
00:36:46,204 --> 00:36:48,789
‫ال، من همچین آدمی نیستم.‏

520
00:36:50,708 --> 00:36:53,794
‫ولی... گفتی حاضر به هرکاری هستی.‏

521
00:36:54,754 --> 00:36:56,172
‫وقتشه ثابتش کنی.‏

522
00:37:12,605 --> 00:37:14,148
‫این دفعه تفنگ آوردین.‏

523
00:37:14,607 --> 00:37:16,108
‫خوش به حال‌تون.‏

524
00:37:27,036 --> 00:37:28,037
‫تنها.‏

525
00:38:02,154 --> 00:38:03,155
‫کی اون‌جاست؟

526
00:38:12,957 --> 00:38:14,000
‫اولین؟

527
00:38:14,458 --> 00:38:16,127
‫کارش خوبه، ها؟

528
00:38:17,920 --> 00:38:19,672
‫آره، این الکترودهای مغزش رو کنترل می‌کنه...‏

529
00:38:19,714 --> 00:38:21,340
‫و 87 ماده مختلف رو
‫وارد مغزش می‌کنه.‏

530
00:38:21,382 --> 00:38:23,426
‫‏- می‌خوای برات یه پشتک بزنه؟
‫‏- نه.‏

531
00:38:24,802 --> 00:38:27,221
‫بی‌خیال. با این نمایش،
‫فقط همین نصیبم می‌شه؟

532
00:38:27,305 --> 00:38:29,140
‫با عصبانیت بگی «نه»؟

533
00:38:29,223 --> 00:38:33,019
‫به محض اینکه ردیاب رو پیدا کردم
‫فهمیدم برام تله گذاشتی.

534
00:38:33,102 --> 00:38:35,896
‫کاری کردی من بیارمت این‌جا
‫چون خیلی احمقم.‏

535
00:38:36,647 --> 00:38:38,649
‫تو جیدی. کاری رو کردی که جید می‌کنه.‏

536
00:38:38,733 --> 00:38:42,069
‫فقط می‌ری دنبال چیزی که می‌خوای،‏
‫و دیگه هیچی به چشمت نمیاد.‏

537
00:38:42,695 --> 00:38:44,697
‫که چی؟ اولین رو کنترل می‌کنی؟

538
00:38:46,532 --> 00:38:48,326
‫که یعنی تو آمبرلا رو اداره می‌کنی.‏

539
00:38:48,868 --> 00:38:51,370
‫تا حدی. ولی تو این سال‌ها
‫چند تا دشمن واسه خودم تراشیدم.‏

540
00:38:51,454 --> 00:38:54,165
‫پس، بهتره اینو این اطراف نگه دارم. مگه نه؟

541
00:39:03,174 --> 00:39:04,633
‫می‌دونم چی تو فکرته.‏

542
00:39:05,343 --> 00:39:06,344
‫اینکه خوشگل شدم.‏

543
00:39:09,680 --> 00:39:12,266
‫پس، وقتی تو فرانسه گفتی مریضی...‏

544
00:39:13,642 --> 00:39:15,102
‫داشتی کاری رو می‌کردی
‫که بیلی می‌کنه.‏

545
00:39:15,811 --> 00:39:16,812
‫دروغ گفتن.‏

546
00:39:18,022 --> 00:39:19,023
‫نه.‏

547
00:39:19,482 --> 00:39:24,528
‫نه، خون من مشکل پیدا کرده.
‫ولی معلوم شد خون تو هنوز سالمه.

548
00:39:24,612 --> 00:39:26,989
‫آره، درمانم کرد.‏
‫درست مثل بابا.‏

549
00:39:27,615 --> 00:39:28,908
‫اوه، بی‌خیال.‏

550
00:39:28,991 --> 00:39:31,952
‫ما وسکر هستیم.‏
‫مهم‌ترین چیز واسه ما حفظ جون‌مونه.‏

551
00:39:32,036 --> 00:39:33,704
‫چی می‌خوای، بیلی؟

552
00:39:36,999 --> 00:39:39,335
‫‏- فقط خواهرم رو می‌خوام.‏
‫‏- برو گمشو.‏

553
00:39:39,418 --> 00:39:42,088
‫عزیزم، تو خیانت کردی بهم.
‫الان دارم باهات تسویه‌‌حساب می‌کنم.‏

554
00:39:42,630 --> 00:39:43,631
‫منو ول کردی.‏

555
00:39:44,131 --> 00:39:45,883
‫پس «تا ابد با همیم» چی شد؟

556
00:39:46,509 --> 00:39:47,802
‫چاره‌ای نداشتم.‏

557
00:39:50,638 --> 00:39:53,099
‫یه ‌بار یکی بهمون گفت،‏
‫همه حق انتخاب داریم.‏

558
00:39:54,141 --> 00:39:55,768
‫کی هستیم.‏
‫کی می‌خوایم باشیم.‏

559
00:39:56,477 --> 00:39:57,478
‫تو انتخاب کردی.‏

560
00:39:57,520 --> 00:39:59,397
‫خب، باشه، باشه.‏

561
00:39:59,480 --> 00:40:03,567
‫منو گیر انداختی. الان این‌جام.‏
‫بذار بقیه برن.‏

562
00:40:03,651 --> 00:40:07,029
‫فکر کردی همۀ این‌‌ها به‌خاطر توئه؟
‫وای، خودشیفته.‏

563
00:40:07,113 --> 00:40:08,114
‫وای خدا.‏

564
00:40:08,656 --> 00:40:10,825
‫نه، من همه‌چیز رو می‌خوام.‏

565
00:40:10,908 --> 00:40:13,994
‫تمام آثار هنری رو، تمام نقاشی‌ها رو، همه‌چی رو.‏

566
00:40:14,995 --> 00:40:17,331
‫دانشگاه حفظ گذشته رو
‫هدف اصلی خودش قرار داده...‏

567
00:40:17,373 --> 00:40:18,749
‫و این یعنی مشکل.‏

568
00:40:19,959 --> 00:40:23,504
‫اتفاقات بدی تو گذشته افتاد.‏
‫خودت می‌دونی. اون‌جا بودی.‏

569
00:40:24,713 --> 00:40:26,298
‫مجبور نیستی این کار رو بکنی، بیلی.‏

570
00:40:28,342 --> 00:40:29,718
‫از خاطراتت خوشت میاد، جید؟

571
00:40:31,011 --> 00:40:32,304
‫من که نه.‏

572
00:40:33,472 --> 00:40:35,766
‫واسه همینه که دارم
‫یه آیندۀ بهتر می‌سازم.‏

573
00:40:35,850 --> 00:40:37,476
‫دنیا رو جای بهتری می‌کنم.‏

574
00:40:38,894 --> 00:40:39,937
‫خودت می‌فهمی چی می‌گی؟

575
00:40:41,313 --> 00:40:44,316
‫اصلاً دیگه مثل این حرف‌‌ می‌‌زنی.
‫کی داره کی رو کنترل می‌کنه؟

576
00:40:47,236 --> 00:40:48,237
‫مالوی!‏

577
00:40:51,991 --> 00:40:53,117
‫کشتی رو بگیرین.‏

578
00:40:54,660 --> 00:40:56,996
‫نه. وایستا، وایستا! آخ!‏

579
00:40:59,582 --> 00:41:01,792
‫‏- نمی‌ذارم این کار رو بکنی.‏
‫‏- جدی؟

580
00:41:03,669 --> 00:41:04,753
‫خیلی خب.‏

581
00:41:35,326 --> 00:41:37,036
‫حرکت مهیجی بود.‏

582
00:41:50,090 --> 00:41:51,133
‫صدای چیه؟

583
00:41:56,305 --> 00:41:58,182
‫حمله!‏

584
00:42:49,984 --> 00:42:52,027
‫‏- قضیه چیه؟
‫‏- تکون نخور.‏

585
00:43:03,664 --> 00:43:04,707
‫جید.‏

586
00:43:44,538 --> 00:43:49,001
‫طناب‌ها رو باز کنین! زودباشین!‏
‫بازشون کن! سریع!‏

587
00:43:49,084 --> 00:43:50,419
‫طناب‌ها رو باز کنین! حالا!‏

588
00:43:51,295 --> 00:43:52,463
‫تکونش بدین!‏

589
00:43:52,546 --> 00:43:55,424
‫یالا، یالا! عجله کنین!‏

590
00:43:55,674 --> 00:43:56,675
‫نه، نه، نه.‏

591
00:44:39,134 --> 00:44:40,469
‫جلوش رو بگیر.

592
00:45:01,156 --> 00:45:04,410
‫این شادی رو شرکت داروسازی آمبرلا
‫براتون فراهم می‌‌کنه.
