﻿1
00:00:42,292 --> 00:00:46,963
‏[ رم، 1606 ]‏

2
00:00:54,304 --> 00:00:55,513
نور.‏

3
00:01:10,695 --> 00:01:11,863
این رانوچیوئه.‏

4
00:01:13,281 --> 00:01:14,324
بریم.‏

5
00:01:25,126 --> 00:01:26,586
کاراواجیو!‏

6
00:02:26,354 --> 00:02:29,983
‏[ ساختمان کولونا، شهر پالیانو ]‏

7
00:03:00,138 --> 00:03:02,891
دیگه چی‌کار کردی؟

8
00:03:05,059 --> 00:03:07,520
فقط یه جا واسه موندن می‌خوام.‏

9
00:03:16,487 --> 00:03:18,615
‏[ ونیز ]‏

10
00:03:28,625 --> 00:03:29,542
اول شما.‏

11
00:03:37,800 --> 00:03:38,801
بفرمایین.‏

12
00:03:56,527 --> 00:03:58,571
این‌جا اتاق موسیقیه.‏

13
00:04:08,581 --> 00:04:10,959
این‌ها آنا و اوگو هستن.‏

14
00:04:11,042 --> 00:04:13,253
خدمتکارها هم همراه خونه هستن.‏

15
00:04:13,336 --> 00:04:15,213
‏- آقایون.‏
‏- از دیدن‌تون خوشحالم.‏

16
00:04:18,174 --> 00:04:19,968
اون‌طرف اتاق مطالعه‌ست.‏

17
00:04:21,261 --> 00:04:22,387
و اینم از پذیرایی.‏

18
00:04:38,778 --> 00:04:40,530
ممکنه ورودی اصلی رو بهتون نشون بدم؟

19
00:04:42,490 --> 00:04:44,367
پس از کجا اومدیم داخل؟

20
00:04:44,450 --> 00:04:46,744
در پشتی.‏

21
00:04:46,828 --> 00:04:47,829
بفرمایین.‏

22
00:04:51,708 --> 00:04:53,668
پایین این پله‌ها سالن پایینیه.‏

23
00:04:53,751 --> 00:04:54,752
نسبتاً بزرگه.‏

24
00:04:55,378 --> 00:04:58,214
تهش می‌رسه به ورودی اصلی...‏

25
00:04:58,298 --> 00:05:00,216
یه اسکلهٔ خصوصی تو کانال.‏

26
00:05:03,344 --> 00:05:04,345
بفرمایین.‏

27
00:05:34,876 --> 00:05:36,294
مراقب باشین.‏

28
00:05:36,377 --> 00:05:37,837
لیزه.‏

29
00:05:37,920 --> 00:05:39,339
به‌خاطر خزه.‏

30
00:05:39,964 --> 00:05:42,884
گمونم از ورودی خدمتکارها استفاده کنم.‏

31
00:05:43,551 --> 00:05:46,012
‏- ممکنه اتاق خواب‌ها رو نشون‌تون بدم؟
‏- البته.‏

32
00:05:48,848 --> 00:05:50,558
مدت اجاره حداقل شیش ماهه.‏

33
00:05:50,641 --> 00:05:51,559
مشکلی نیست.‏

34
00:05:51,642 --> 00:05:52,935
شاید بیشتر موندم.‏

35
00:05:53,019 --> 00:05:53,895
می‌مونی.‏

36
00:05:53,978 --> 00:05:56,105
هیچ‌وقت دلت نمی‌خواد از این خونه بری.‏

37
00:05:56,189 --> 00:05:57,815
ممکنه حق با تو باشه.‏

38
00:05:57,899 --> 00:05:58,900
‏- این‌جا رو امضاء کنین.‏
‏- بله.‏

39
00:06:07,909 --> 00:06:10,912
‏[ پالرمو ]‏

40
00:06:16,376 --> 00:06:17,627
ستوان فرارا هستم.‏

41
00:06:17,710 --> 00:06:19,462
بازرس راوینی هستم از رم.‏

42
00:06:20,713 --> 00:06:21,923
ریچارد گرین‌لیف.‏

43
00:06:22,006 --> 00:06:23,299
اصلاً پیداش نشد.‏

44
00:06:23,383 --> 00:06:25,802
چیزی که بهت گفته بودم رو بهش گفتی؟

45
00:06:26,386 --> 00:06:27,595
گفتم.‏

46
00:06:27,678 --> 00:06:29,639
کلمه به کلمه.‏

47
00:06:29,722 --> 00:06:32,725
‏«عدم معرفی خود به بازرس راوینی...‏

48
00:06:32,809 --> 00:06:34,852
ایشان را مجبور به انجام اقدامات خاصی می‌کند...‏

49
00:06:34,936 --> 00:06:37,355
که برای هیچ‌یک از دو طرف خوشایند نیست.»‏

50
00:06:37,438 --> 00:06:38,481
خب.‏

51
00:06:38,564 --> 00:06:43,403
گوش کن، الان می‌خوام بفهمی
واقعاً از پالرمو رفته یا نه.‏

52
00:06:44,070 --> 00:06:45,113
ممکنه نرفته باشه.‏

53
00:06:45,196 --> 00:06:46,656
من از کجا بفهمم؟

54
00:06:47,532 --> 00:06:50,701
شاید بهتره با همون هتلی شروع کنی
که اون‌جا پیداش کرده بودی.‏

55
00:06:51,786 --> 00:06:52,787
بعدش؟

56
00:06:52,829 --> 00:06:53,830
اگه اون‌جا نبود؟

57
00:06:55,081 --> 00:06:58,084
بعدش هم آقای کارآگاه،‏
یه کم به کارآگاهی مشغول شو.‏

58
00:08:09,739 --> 00:08:13,075
ریچارد گرین‌لیف،‏
ریچارد گرین‌لیف...‏

59
00:08:13,784 --> 00:08:15,495
این‌جاست. مطمئنم.‏

60
00:08:16,496 --> 00:08:19,081
گرین‌لیف... ریچارد گرین‌لیف...‏

61
00:08:23,336 --> 00:08:26,547
‏- این‌جاست. الاناست که پیدا بشه.‏
‏- باشه، عجله نکن.‏

62
00:08:26,631 --> 00:08:28,257
ریچارد گرین‌لیف...‏

63
00:08:28,341 --> 00:08:31,177
ایناهاش، خودتون ببینین.‏

64
00:08:31,260 --> 00:08:34,013
‏27 ژانویه اتاقش رو تحویل داده.‏

65
00:08:35,515 --> 00:08:38,017
گفت کجا داره می‌ره؟

66
00:08:38,100 --> 00:08:41,187
پرسید اون روز عصر کشتی‌ای به تونس می‌ره یا نه.‏

67
00:08:41,270 --> 00:08:42,563
تونس؟

68
00:08:52,657 --> 00:08:56,035
تونس. 27 ژانویه.‏

69
00:08:57,286 --> 00:08:58,371
کشتی بود؟

70
00:08:59,080 --> 00:09:00,081
بود.‏

71
00:09:04,627 --> 00:09:05,753
ممنون.‏

72
00:09:07,838 --> 00:09:09,423
به‌نظر من قیافه‌ش افسرده بود.‏

73
00:09:14,470 --> 00:09:16,264
‏- افسرده.‏
‏- همم.‏

74
00:09:21,686 --> 00:09:22,937
از چه لحاظ؟

75
00:09:23,813 --> 00:09:26,148
می‌دونی...‏

76
00:09:26,232 --> 00:09:28,776
تو افکارش غرق بود.‏

77
00:09:28,859 --> 00:09:30,820
این که با اون فرق داره.‏

78
00:09:30,903 --> 00:09:34,282
‏«افسرده» و «غرق در افکار»‏
دو چیز متفاوت هستن، درسته؟

79
00:09:36,534 --> 00:09:41,122
افسردگی که مرد گناه‌کار
ممکنه داشته باشه؟ پشیمون بود؟

80
00:09:43,499 --> 00:09:44,875
نمی‌تونم اینو بگم.‏

81
00:09:44,959 --> 00:09:47,086
من از کجا بدونم؟

82
00:09:47,712 --> 00:09:50,339
من نمی‌دونم از کجا می‌دونی افسرده بود...‏

83
00:09:50,423 --> 00:09:54,176
اگه فقط یه کم حواسش پرت بوده.‏

84
00:09:55,094 --> 00:09:58,764
من امروز صبح موقع لباس پوشیدن
حواسم پرت بود...‏

85
00:09:58,848 --> 00:10:00,891
ولی افسرده نبودم.‏

86
00:10:00,975 --> 00:10:02,351
قیافه‌م افسرده‌ست؟

87
00:10:04,312 --> 00:10:06,939
از نظر من قیافه‌ش این‌جوری بود، خب؟

88
00:10:09,483 --> 00:10:12,987
طرف یه منشیه که فکر می‌کنه روانشناسه...‏

89
00:10:13,070 --> 00:10:15,698
ولی نه از منشی‌گری زیاد چیزی بلده نه روانشناسی.‏

90
00:10:16,282 --> 00:10:18,451
راستش، منشی‌ها از همه‌چی خبر دارن.‏

91
00:10:18,534 --> 00:10:20,828
واسه من معمای قتل هم حل کردن.‏

92
00:10:20,911 --> 00:10:22,038
افسرده از چه لحاظ؟

93
00:10:22,121 --> 00:10:23,998
حرف‌هاش مبهم بود...‏

94
00:10:24,081 --> 00:10:28,210
ولی وقتی تحت فشارش گذاشتم
بالاخره از کلمهٔ «خسته» استفاده کرد.‏

95
00:10:28,878 --> 00:10:31,631
می‌دونست ریچارد کجا رفته؟

96
00:10:31,714 --> 00:10:32,840
آفریقای شمالی.‏

97
00:10:34,133 --> 00:10:35,176
چی؟

98
00:10:35,259 --> 00:10:38,095
آره، ازش پرسیده کشتی به تونس هست یا نه.‏

99
00:10:40,890 --> 00:10:41,932
بازرس...‏

100
00:10:42,016 --> 00:10:45,936
من دیگه مسئولیت خودم رو
توی این تحقیقات تموم شده بدونم؟

101
00:10:46,646 --> 00:10:48,356
بله، ستوان. ممنون.‏

102
00:11:03,371 --> 00:11:07,375
‏[ جستجوهای پلیس برای آمریکایی گم شده ]‏

103
00:11:09,168 --> 00:11:12,588
آقای گرین‌لیف آخرین‌بار در پالرمو دیده شده.‏

104
00:11:12,672 --> 00:11:17,176
ایشون توسط پلیس رم و شخص خودم،‏
خواسته شده بود...‏

105
00:11:17,259 --> 00:11:18,969
تا برای پاسخ به چند سؤال به این‌جا بگرده.‏

106
00:11:19,595 --> 00:11:20,763
از این کار خودداری کرد.‏

107
00:11:21,472 --> 00:11:26,435
به همین دلیل، فکر می‌کنیم که ممکنه
بخواد از تحقیقات ما فرار کنه.‏

108
00:11:26,519 --> 00:11:28,854
که این سؤال رو به ذهن میاره که:‏

109
00:11:28,938 --> 00:11:29,939
چرا؟

110
00:11:31,023 --> 00:11:35,569
بذارین مطلب رو شفاف بیان کنم
بلکه شاید به گوش آقای گرین‌لیف برسه.‏

111
00:11:36,404 --> 00:11:39,448
با خودداری از پاسخ دادن به سؤالات ما...‏

112
00:11:39,532 --> 00:11:41,575
ایشون دارن خودشون رو در معرض...‏

113
00:11:41,659 --> 00:11:44,328
اتهام به دست داشتن در قتل آقای مایلز...‏

114
00:11:45,121 --> 00:11:50,376
و مفقودی و قتل احتمالی آقای ریپلی، قرار می‌دن.‏

115
00:11:51,001 --> 00:11:51,877
ممنون، آقایون.‏

116
00:12:02,263 --> 00:12:04,098
‏- شما توماس ریپلی هستی؟
‏- بله، قربان.‏

117
00:12:04,724 --> 00:12:08,769
توی روزنامه خوندم که فکر می‌کنن مفقود شدم.‏

118
00:12:10,271 --> 00:12:13,065
دیدن همچین چیزی عجیبه.‏

119
00:12:15,317 --> 00:12:16,777
لطفاً همراه من بیاین.‏

120
00:12:21,031 --> 00:12:22,950
نه، این درست نیست.‏

121
00:12:23,033 --> 00:12:25,411
اون‌جا کسی هست که ایتالیایی بلد باشه؟

122
00:12:25,494 --> 00:12:26,620
نه.‏

123
00:12:26,704 --> 00:12:28,205
انگلیسی؟

124
00:12:28,289 --> 00:12:29,331
نه.‏

125
00:12:30,791 --> 00:12:33,085
یه پاسپورت آمریکایی.‏

126
00:12:33,711 --> 00:12:38,716
با شماره 1، 6، 7، 6، 4، 8.‏

127
00:12:38,799 --> 00:12:40,009
نام...‏

128
00:12:40,092 --> 00:12:41,260
ریچارد گرین‌لیف.‏

129
00:12:42,511 --> 00:12:48,184
تاریخ ورود می‌شه: 28 ژانویه.‏

130
00:12:49,185 --> 00:12:51,020
از پالرمو به تونس.‏

131
00:12:52,438 --> 00:12:53,439
مهمه؟

132
00:12:53,522 --> 00:12:55,983
اگه مهم نبود که نمی‌پرسیدم.‏

133
00:12:57,193 --> 00:12:59,069
بسیار خب. فعلاً صبر کنین.‏

134
00:12:59,153 --> 00:13:01,947
بله، می‌دونم ممکنه طول بکشه.‏

135
00:13:02,031 --> 00:13:03,032
خداحافظ.‏

136
00:13:10,372 --> 00:13:11,290
راوینی هستم.‏

137
00:13:11,373 --> 00:13:14,418
بازرس، ستوان مورتی از ونیز هستم.‏

138
00:13:14,502 --> 00:13:16,837
الان روبه‌روی توماس ریپلی نشستم.‏

139
00:13:18,380 --> 00:13:19,381
ریپلی؟

140
00:13:19,965 --> 00:13:21,050
مطمئنی؟

141
00:13:21,133 --> 00:13:23,844
مطمئنم. پاسپورتش روی میزمه.‏

142
00:13:24,720 --> 00:13:26,305
عجیبه. کجا پیداش کردی؟

143
00:13:27,056 --> 00:13:28,474
خودش الان اومد.‏

144
00:13:29,099 --> 00:13:30,226
محل اقامتش رو بپرس.‏

145
00:13:30,935 --> 00:13:32,561
کجای ونیز اقامت داری؟

146
00:13:32,645 --> 00:13:34,939
خیابون کاله‌سِلا‌روتا، پلاک 8.‏

147
00:13:35,022 --> 00:13:36,732
کاله‌سِلا‌روتا، پلاک 8.‏

148
00:13:36,816 --> 00:13:40,653
بگو امشب میام ونیز تا باهاش حرف بزنم.‏

149
00:13:40,736 --> 00:13:42,738
ترجیح نمی‌دین اون بیاد پیش شما؟

150
00:13:42,822 --> 00:13:44,156
نه، مشکلی نیست.‏

151
00:13:45,282 --> 00:13:47,034
خودم می‌تونم این‌جا ازش سؤال بپرسم.‏

152
00:13:47,117 --> 00:13:48,369
نه، من میام.‏

153
00:13:50,496 --> 00:13:51,539
باشه.‏

154
00:13:53,499 --> 00:13:55,709
خیلی خب، آقای ریپلی. حل شد.‏

155
00:13:55,793 --> 00:13:57,586
امشب در منزل شما...‏

156
00:13:57,670 --> 00:13:59,421
یه بازرس از رم میاد دیدن‌تون.‏

157
00:13:59,505 --> 00:14:02,258
اون همه‌چی رو توضیح می‌ده.‏

158
00:14:02,341 --> 00:14:04,093
همون بازرس تو روزنامه؟

159
00:14:08,055 --> 00:14:09,306
مهم نیست.‏

160
00:14:13,811 --> 00:14:14,812
بله؟

161
00:14:15,646 --> 00:14:17,481
ممکنه پاسپورتم رو بدین؟

162
00:14:18,107 --> 00:14:20,025
بله، البته.‏

163
00:14:20,109 --> 00:14:21,110
فردا.‏

164
00:14:49,471 --> 00:14:51,223
همیشه نور.‏

165
00:16:16,892 --> 00:16:17,893
عصر بخیر.‏

166
00:16:17,935 --> 00:16:19,395
عصر بخیر.‏

167
00:16:19,478 --> 00:16:21,063
چطور می‌تونم کمک‌تون کنم، قربان؟

168
00:16:33,158 --> 00:16:35,744
آقای ریپلی منتظرتونه، بازرس.‏

169
00:16:36,412 --> 00:16:37,997
داخل سالن.‏

170
00:16:37,997 --> 00:16:38,998
ممنونم.‏

171
00:16:42,835 --> 00:16:43,961
آقای ریپلی؟

172
00:16:44,044 --> 00:16:46,255
من بازرس پیترو راوینی هستم، از پلیس رم.‏

173
00:16:46,338 --> 00:16:48,465
بله، لطفاً بفرمایین.‏

174
00:16:48,549 --> 00:16:51,051
امیدوارم مشغول فعالیت مهمی نبوده باشین.‏

175
00:16:51,135 --> 00:16:53,470
نه. فقط داشتم یه نامه به خونه می‌نوشتم.‏
‏[ روباه آرام و قهوه‌ای، از روی سگ تنبل می‌پرد ]‏

176
00:16:53,554 --> 00:16:55,097
لطفاً، بشینین.‏

177
00:16:55,973 --> 00:16:56,974
ممنون.‏

178
00:17:01,353 --> 00:17:02,187
خونهٔ قشنگیه.‏

179
00:17:02,271 --> 00:17:03,397
ممنون. دوستش دارم.‏

180
00:17:04,064 --> 00:17:05,315
می‌تونم سیگار روشن کنم؟

181
00:17:05,399 --> 00:17:06,400
البته.‏

182
00:17:25,252 --> 00:17:30,507
خب این حقیقت که این‌جا نشستیم
یه موضوع مهم رو مشخص می‌کنه.‏

183
00:17:31,175 --> 00:17:32,676
اینکه شما تو قایق کشته نشدی.‏

184
00:17:34,720 --> 00:17:35,721
ببخشید؟

185
00:17:35,763 --> 00:17:37,973
تو روزنامه قضیه رو نخوندین؟

186
00:17:38,057 --> 00:17:41,643
قبل از اومدن به این‌جا
بیشتر تو یه شهر کوچیک بودم.‏

187
00:17:41,727 --> 00:17:43,103
و دوست‌تون، آقای گرین‌لیف...‏

188
00:17:43,187 --> 00:17:45,773
بهتون نگفت که پلیس می‌خواد باهاتون حرف بزنه؟

189
00:17:46,440 --> 00:17:47,441
نه.‏

190
00:17:49,234 --> 00:17:51,528
زمانی که شما با آقای گرین‌لیف...‏

191
00:17:51,612 --> 00:17:54,406
تو سان‌رمو بودین،‏
یه قایق اون‌جا پیدا شد.‏

192
00:17:54,490 --> 00:17:56,825
غرق شده. همراه با لکه‌های خون.‏

193
00:17:56,909 --> 00:18:00,537
به طبع، وقتی که مفقود شده بودین،‏
مفقود طبق اطلاعات ما...‏

194
00:18:00,621 --> 00:18:02,998
گفتیم شاید اون خون متعلق به شما باشه.‏

195
00:18:03,082 --> 00:18:04,083
من؟

196
00:18:06,543 --> 00:18:08,754
دیکی بهتون نگفت بعد از سان‌رمو هم دیدار داشتیم؟

197
00:18:08,837 --> 00:18:10,506
وسایلش رو از آترانی براش آوردم.‏

198
00:18:10,589 --> 00:18:13,675
‏- آترانی؟ همسرم اهل اون‌جاست.‏
‏- جدی؟

199
00:18:13,759 --> 00:18:16,762
بله. جای قشنگیه،‏
ولی خیلی پله داره.‏

200
00:18:18,430 --> 00:18:19,431
آره.‏

201
00:18:20,682 --> 00:18:23,685
بله، بهم گفت یک سری وسایل
براش به رم بردین...‏

202
00:18:23,769 --> 00:18:25,854
ولی دلیلی واسه باور کردنش نداشتم.‏

203
00:18:25,938 --> 00:18:27,272
در هر حال، شما این‌جایی.‏

204
00:18:28,398 --> 00:18:29,399
زنده.‏

205
00:18:34,780 --> 00:18:38,117
شما یکی از معدود آشناهای آقای گرین‌لیف هستین...‏

206
00:18:38,200 --> 00:18:39,868
که می‌خواد با من حرف بزنه.‏

207
00:18:40,661 --> 00:18:44,164
بقیه دوست‌هاش به شدت بی‌فایده هستن.‏

208
00:18:44,248 --> 00:18:46,125
متأسفانه خصلت ایتالیایی‌ها همینه.‏

209
00:18:46,208 --> 00:18:48,001
و مخصوصاً اطراف ناپولی...‏

210
00:18:48,085 --> 00:18:50,420
تمایلی به حرف زدن با پلیس ندارن.‏

211
00:18:50,504 --> 00:18:51,547
خب، من از حرف زدن خوشحال می‌شم.‏

212
00:18:54,675 --> 00:18:57,970
وقتی بعد از قتل
باهاش تو رم حرف زدم...‏

213
00:18:59,555 --> 00:19:01,348
شما که از قتل فردریک مایلز خبر دارین؟

214
00:19:01,431 --> 00:19:03,142
بله، توی روزنامه خوندم.‏

215
00:19:03,225 --> 00:19:07,437
بله. بعد از اون، آقای گرین‌لیف
خیلی با من همکاری داشت...‏

216
00:19:07,521 --> 00:19:08,605
یا فقط این‌طور فکر می‌کردم.‏

217
00:19:08,689 --> 00:19:10,649
واسه همین بهش اجازه دادم رم رو ترک کنه...‏

218
00:19:10,732 --> 00:19:14,570
تا زمانی که بهم قول بده
محل اقامتش در پالرمو رو بهم بگه.‏

219
00:19:15,737 --> 00:19:16,989
به قولش عمل نکرد.‏

220
00:19:17,573 --> 00:19:21,076
بعد دوباره بدون اینکه بهم بگه
پالرمو رو ترک کرد.‏

221
00:19:21,160 --> 00:19:23,662
حالا به‌نظر می‌رسه از کشور خارج شده.‏

222
00:19:24,413 --> 00:19:25,247
کجا رفته؟

223
00:19:25,330 --> 00:19:26,623
آفریقای شمالی، فکر کنم.‏

224
00:19:27,875 --> 00:19:30,127
ادارهٔ مهاجرت تونس
تقریباً اطلاعی نداره.‏

225
00:19:30,210 --> 00:19:32,546
ولی واسه باور کردن رفتنش به اون‌جا، دلیل دارم.‏

226
00:19:32,629 --> 00:19:35,340
فکر نمی‌کنین یه جا واسه خودش تنها باشه؟

227
00:19:35,424 --> 00:19:37,342
بعضی‌وقتا از همه دور می‌شه تا نقاشی بکشه.‏

228
00:19:37,426 --> 00:19:40,512
نقاشی؟ بله، نقاشی‌ش رو دیدم.‏

229
00:19:43,974 --> 00:19:46,351
نه، نرفته جایی تا نقاشی بکشه.‏

230
00:19:46,435 --> 00:19:50,355
نه، مطمئنم سفرش دلیل دیگه‌ای داره.‏

231
00:19:50,439 --> 00:19:52,482
‏- مثلاً چی؟
‏- شما چی فکر می‌کنی؟

232
00:19:53,317 --> 00:19:54,401
نمی‌دونم.‏

233
00:19:55,235 --> 00:19:56,862
مثلاً مظنون بودن به قتل.‏

234
00:19:59,781 --> 00:20:03,410
جداً فکر می‌کنین دیکی
به قضیه فردریک مایلز ربطی داره‌؟

235
00:20:03,493 --> 00:20:05,495
رفتارش اینو نشون نمی‌ده؟

236
00:20:06,622 --> 00:20:08,040
و یه شاهد هم داریم.‏

237
00:20:09,750 --> 00:20:10,751
شاهد واسه چی؟

238
00:20:11,877 --> 00:20:16,882
دو تا مرد. یکی به شدت مست،‏
و اون یکی هم اولی رو کنار یه ماشین نگه داشته.‏

239
00:20:17,674 --> 00:20:21,470
همون ماشینی که جسد مایلز توش پیدا شد،‏
ماشین چینکوئچنتو.‏

240
00:20:22,137 --> 00:20:25,432
دقیقاً مطمئن نیستم اون مرد
آقای گرین‌لیف بوده باشه...‏

241
00:20:26,308 --> 00:20:28,560
ولی این اتفاق خیلی نزدیک خونه‌ش اتفاق افتاده.‏

242
00:20:29,686 --> 00:20:31,480
فکر نمی‌کنین دلیل اینکه...‏

243
00:20:31,563 --> 00:20:35,150
نمی‌تونین پیداش کنین اینه که
یه اتفاقی براش افتاده؟

244
00:20:35,234 --> 00:20:36,318
اتفاق؟

245
00:20:37,110 --> 00:20:39,196
اینکه کسی اونو کشته باشه؟

246
00:20:39,279 --> 00:20:40,447
دلیل این حرف‌تون چیه؟

247
00:20:40,530 --> 00:20:44,368
خب، چک‌هایی که تو روزنامه دیدم.‏
نوشته بود «جعل شده توسط کسی».‏

248
00:20:44,451 --> 00:20:46,286
ممکنه یه بلایی سرش آورده باشن.‏

249
00:20:46,370 --> 00:20:49,081
چک، نه چک‌ها.‏

250
00:20:49,623 --> 00:20:51,041
فقط یه چک بود.‏

251
00:20:51,583 --> 00:20:54,586
و نه، جعل نشده بود.‏

252
00:20:54,670 --> 00:20:57,756
این توسط نامه‌ای که خودش
به بانک نوشته بود، تأیید شد.‏

253
00:20:57,839 --> 00:21:02,010
و نه با چیزی که تو نامه نوشته بود،‏
بلکه با چیزی که نامه روش نوشته شده بود.‏

254
00:21:03,428 --> 00:21:06,765
ایرادات ماشین تحریر می‌تونه
به خوبی اثر انگشت مفید باشه.‏

255
00:21:07,516 --> 00:21:13,146
ماشین تحریر خودش بود. چرم هارمس،‏
با حرف «ای» که کمی بالاتر از خط نوشته شده.‏

256
00:21:15,983 --> 00:21:18,068
هیچ دزدی به ذهنش نمی‌رسه همچین کاری کنه.‏

257
00:21:19,486 --> 00:21:20,362
نه.‏

258
00:21:25,826 --> 00:21:26,827
شما آقای مایلز رو می‌شناختین.‏

259
00:21:26,868 --> 00:21:29,204
نه راستش.‏
زمانی که همراه دیکی تو آترانی بودم...‏

260
00:21:29,288 --> 00:21:31,164
تو ناپل ملاقات کوتاهی باهاش داشتم.‏

261
00:21:31,248 --> 00:21:34,626
ولی همون یک بار ملاقات براتون کافی بود
تا ازش خوش‌تون نیاد...‏

262
00:21:34,710 --> 00:21:36,461
طبق گفتهٔ آقای گرین‌لیف.‏

263
00:21:36,545 --> 00:21:37,879
بله، درسته.‏

264
00:21:37,963 --> 00:21:41,216
سعی کرد تو دهن ما بندازه که شما...‏

265
00:21:41,300 --> 00:21:43,051
یه ربطی به قتل آقای مایلز دارین.‏

266
00:21:43,135 --> 00:21:45,345
‏- من؟
‏- بله، با من تو رم حرف زد.‏

267
00:21:46,013 --> 00:21:47,806
ولی من تشخیص دادم که دروغ می‌گه.‏

268
00:21:48,598 --> 00:21:49,933
خب، خوبه.‏

269
00:21:50,017 --> 00:21:53,228
به‌نظرتون ممکنه که اون دو تا
با هم بحث‌شون شده باشه؟

270
00:21:54,563 --> 00:21:55,397
من خبر ندارم.‏

271
00:21:55,480 --> 00:21:57,566
خبر ندارین اون شب بحثی داشتن یا نه...‏

272
00:21:57,649 --> 00:22:01,862
ولی احتمالاً خبر دارین که مشکلی با هم داشتن یا نه.‏

273
00:22:02,529 --> 00:22:04,156
مشکل؟ نه، ولی...‏

274
00:22:06,658 --> 00:22:07,659
ولی؟

275
00:22:09,536 --> 00:22:12,622
من آدم درست واسه حرف زدن
دربارهٔ زندگی شخصی دیکی نیستم.‏

276
00:22:13,165 --> 00:22:14,458
از نظر من هستین.‏

277
00:22:15,000 --> 00:22:18,420
احتمالاً می‌تونین بینش‌هایی
دربارهٔ شخصیتش به ما بدین...‏

278
00:22:18,503 --> 00:22:20,047
که از راه دیگه‌ای نمی‌تونیم بفهمیم.‏

279
00:22:20,922 --> 00:22:23,550
من واسه همین اومدم دیدن‌تون.‏

280
00:22:25,385 --> 00:22:28,972
آقای گرین‌لیف هيچ‌وقت دربارهٔ
مسائلی با شما حرف نزده؟

281
00:22:32,601 --> 00:22:35,937
می‌دونم شما نمی‌خوای
احتمالات بد رو دربارهٔ دوستت باور کنی...‏

282
00:22:36,021 --> 00:22:37,481
ولی این‌ها حقایق هستن.‏

283
00:22:39,649 --> 00:22:40,650
بله.‏

284
00:22:44,946 --> 00:22:46,990
ممنون که با من حرف زدی، توماس.‏

285
00:22:47,074 --> 00:22:48,700
نظراتت برامون ارزشمنده.‏

286
00:22:49,493 --> 00:22:50,911
به ستوان مورتی می‌گم...‏

287
00:22:50,994 --> 00:22:54,456
فردا صبح پاسپورتت رو بهت برگردونه.‏

288
00:22:54,539 --> 00:22:55,540
ممنون.‏

289
00:22:56,333 --> 00:22:58,377
‏- خداحافظ.‏
‏- خداحافظ.‏

290
00:23:00,504 --> 00:23:03,131
‏- ممنون، خانم آنا.‏
‏- من همراهی‌تون می‌کنم.‏

291
00:23:03,131 --> 00:23:05,592
نه، ممنون.‏
خودم می‌تونم برم.‏

292
00:23:10,972 --> 00:23:13,975
‏[ عکس‌های اختصاصی از مارجوری شروود
نویسنده/عکاس ]‏

293
00:23:21,942 --> 00:23:23,777
عذر می‌خوام، توماس. این الان رسید.‏

294
00:23:24,694 --> 00:23:25,612
ممنون، آنا.‏

295
00:23:37,374 --> 00:23:42,546
‏«کنت ویتوریو آرالدی مایل هستند شما را به جشنی...‏

296
00:23:42,629 --> 00:23:46,550
به تاریخ 10 مارس در عمارت آرالدی...‏

297
00:23:46,633 --> 00:23:50,846
واقع در سن‌مارکو، ونیز،‏
در ساعت 3 عصر، دعوت کنند.»‏

298
00:23:53,807 --> 00:23:54,808
چی‌کاره‌ای؟

299
00:23:55,892 --> 00:23:57,269
این سؤال خوبیه.‏

300
00:23:57,352 --> 00:23:58,728
چی‌کاره‌م؟

301
00:23:59,980 --> 00:24:01,606
چی‌کاره‌م؟

302
00:24:02,524 --> 00:24:05,902
می‌دونم. دلال آثار هنری‌ام.‏

303
00:24:05,986 --> 00:24:07,529
آره، خودشه.‏

304
00:24:08,405 --> 00:24:12,784
تو؟ مقالات هرگز از شغلت چیزی نمی‌نویسن...‏

305
00:24:12,868 --> 00:24:15,996
فقط می‌گن «دوست وفادار فراری.»‏

306
00:24:17,539 --> 00:24:19,040
منم دلال آثار هنری‌ام.‏

307
00:24:20,750 --> 00:24:24,004
فکر می‌کردم باشی.‏
معمولاً از ظاهر افراد می‌فهمم.‏

308
00:24:24,880 --> 00:24:25,881
منم همین‌طور.‏

309
00:24:29,968 --> 00:24:34,222
خب، اگه یه موقع مایل بودی...‏

310
00:24:37,058 --> 00:24:39,895
حرف بزنیم، مثلاً...‏

311
00:24:40,645 --> 00:24:41,730
دربارهٔ هنر...‏

312
00:24:43,899 --> 00:24:45,025
یه زنگ به من بزن.‏

313
00:24:48,778 --> 00:24:50,363
حالا باید برم با بقیه حرف بزنم.‏

314
00:24:54,242 --> 00:24:56,912
‏[ رم ]‏

315
00:25:34,741 --> 00:25:37,452
خانم مارجوری شروود پشت تلفن هستن.‏

316
00:25:52,050 --> 00:25:53,051
الو؟

317
00:25:53,093 --> 00:25:54,761
تام؟ مارج هستم.‏

318
00:25:55,428 --> 00:25:57,180
مارج. سلام.‏

319
00:25:57,931 --> 00:25:59,891
اون کی بود؟ کی تلفن رو جواب داد؟

320
00:26:01,101 --> 00:26:02,936
اوگو بود، خدمتکار.‏

321
00:26:03,019 --> 00:26:04,020
چی؟

322
00:26:04,437 --> 00:26:05,438
کجایی؟

323
00:26:05,897 --> 00:26:07,482
تو ایستگاه قطارم.‏

324
00:26:07,566 --> 00:26:08,608
اوه.‏

325
00:26:08,692 --> 00:26:10,944
اینجا؟ سنت لوسیا؟

326
00:26:11,027 --> 00:26:12,070
آره.‏

327
00:26:12,153 --> 00:26:13,863
اوه، عالیه. میام دنبالت.‏

328
00:26:14,906 --> 00:26:16,992
نه، لازم نیست.‏
تقریباً هیچ باری ندارم.‏

329
00:26:17,075 --> 00:26:19,536
چرت نگو. هیچ‌وقت تنهایی خونه‌م رو پیدا نمی‌کنی.‏

330
00:26:19,619 --> 00:26:21,037
خب، گمونم بتونم.‏

331
00:26:21,121 --> 00:26:22,706
نزدیک کلیسای «مادونا دلاسلوته»ست، درسته؟

332
00:26:23,748 --> 00:26:24,749
درسته، آره.‏

333
00:26:26,418 --> 00:26:27,919
باشه. اگه اصرار داری خودت بیا.‏

334
00:26:29,004 --> 00:26:30,755
موقع راه رفتن تو واپورتو حواست باشه.‏

335
00:26:49,649 --> 00:26:51,318
یه کم به سمت راست.‏

336
00:26:51,401 --> 00:26:52,402
نه، زیادی رفت راست.‏

337
00:26:52,444 --> 00:26:54,279
‏- این‌جوری؟
‏- یه کم بالاتر.‏

338
00:26:54,362 --> 00:26:55,405
‏- یه کم بالاتر.‏
‏- این‌جا؟

339
00:26:55,447 --> 00:26:57,907
‏- بیارش وسط. یه کم بیشتر...‏
‏- خوبه؟ چقدر سنگینه.‏

340
00:26:57,991 --> 00:27:00,410
نه، باید بیاریش بالاتر. بیار بالا.‏

341
00:27:00,493 --> 00:27:02,078
می‌دونم، ولی وزنش زیاده.‏

342
00:27:02,162 --> 00:27:03,580
دادیم قابش کردن.‏

343
00:27:03,663 --> 00:27:06,124
‏- خوشت اومد؟
‏- بله، زیباست. ممنون.‏

344
00:27:06,207 --> 00:27:11,254
گوش کنین. یه دوستم داره میاد این‌جا
و احتمالاً شام می‌ریم بیرون...‏

345
00:27:11,338 --> 00:27:14,549
پس تو و اوگو می‌تونین واسه باقی روز مرخص بشین.‏

346
00:27:16,968 --> 00:27:18,011
یه خانم جوان؟

347
00:27:19,763 --> 00:27:20,764
بله راستش رو بخوای.‏

348
00:27:21,806 --> 00:27:23,058
آفرین، توماس.‏

349
00:27:24,559 --> 00:27:26,936
قضیه اون‌جوری نیست.‏

350
00:27:27,020 --> 00:27:28,855
اون فقط یه دوست قدیمیه.‏

351
00:27:29,648 --> 00:27:30,690
خیلی خب.‏

352
00:27:37,155 --> 00:27:38,073
زودباش.‏

353
00:27:38,156 --> 00:27:40,116
الان گفت می‌تونیم بریم.‏

354
00:27:56,508 --> 00:27:58,551
مارج، خیلی از دیدنت خوشحالم.‏

355
00:27:59,094 --> 00:28:00,095
نگاش کن.‏

356
00:28:01,638 --> 00:28:03,556
اوه، این. خب، می‌دونی، چرا که نه؟

357
00:28:04,391 --> 00:28:06,101
بیا تو. وسیله‌ت فقط همینه؟

358
00:28:11,773 --> 00:28:12,816
از این طرف.‏

359
00:28:20,532 --> 00:28:21,533
وای.‏

360
00:28:22,367 --> 00:28:23,576
همش مال خودته؟

361
00:28:24,411 --> 00:28:27,122
خب، تو فصل‌های کم‌رفت‌وآمد
اجارهٔ این خونه‌ها مفته.‏

362
00:28:27,872 --> 00:28:28,748
خدمتکار چی؟

363
00:28:28,832 --> 00:28:30,625
یه خدمتکار زن هم هست.‏
هر دو همراه خونه بودن.‏

364
00:28:32,085 --> 00:28:33,086
باورم نمی‌شه.‏

365
00:28:35,547 --> 00:28:36,798
یعنی، زیباست.‏

366
00:28:39,300 --> 00:28:41,094
‏- نوشیدنی؟
‏- البته.‏

367
00:28:49,644 --> 00:28:50,854
واقعاً خوشگله.‏

368
00:28:52,480 --> 00:28:53,857
من با آقای گرین‌لیف حرف زدم.‏

369
00:28:55,066 --> 00:28:57,152
همون‌طور که خودت حدس می‌زنی
به شدت ناراحت بود.‏

370
00:28:57,235 --> 00:28:58,570
خب، چطور ممکنه نباشه؟

371
00:28:59,154 --> 00:29:01,489
احتمالاً می‌خواد بیاد این‌جا باهات حرف بزنه.‏

372
00:29:01,573 --> 00:29:02,657
بیاد این‌جا؟

373
00:29:02,741 --> 00:29:03,825
الان تو ایتالیاست.‏

374
00:29:04,409 --> 00:29:05,910
تو رم. با پلیس حرف می‌زنه.‏

375
00:29:06,161 --> 00:29:07,412
اوه، امیدوارم بیاد.‏

376
00:29:07,495 --> 00:29:08,830
هر کمکی ازم بر بیاد انجام می‌دم.‏

377
00:29:09,622 --> 00:29:11,791
اگرچه، فکر نکنم زیاد از من خوشش بیاد.‏

378
00:29:12,542 --> 00:29:14,461
خب، راستش، نه خوشش نمیاد.‏

379
00:29:15,754 --> 00:29:18,089
اون فکر می‌کنه تو از اون و دیکی سوءاستفاده کردی.‏

380
00:29:18,673 --> 00:29:20,091
متأسفم که همچین حسی داره.‏

381
00:29:21,259 --> 00:29:23,344
من هیچ‌وقت از دیکی چیزی نخواستم.‏

382
00:29:25,221 --> 00:29:27,599
‏- راوینی.‏
‏- راوینی. فکر کنم همین بود.‏

383
00:29:28,808 --> 00:29:30,977
از اون به اصطلاح شاهد برات حرف زد؟

384
00:29:31,060 --> 00:29:32,437
همون که نزدیک خونهٔ دیکی بوده؟

385
00:29:33,354 --> 00:29:35,940
شاید راسته کسی که اون دیده
فردریک بوده و دیکی هم باهاش بوده.‏

386
00:29:36,024 --> 00:29:37,150
ولی این چی رو ثابت می‌کنه؟

387
00:29:37,233 --> 00:29:39,611
اینکه دیکی داشته به یکی کمک می‌کرده
سوار ماشین بشه. که چی؟

388
00:29:39,694 --> 00:29:41,696
دقیقاً. ثابت نمی‌کنه اونو کشته.‏

389
00:29:43,990 --> 00:29:46,159
از چک مسافرتی برات چیزی گفت؟

390
00:29:46,201 --> 00:29:47,994
با چک مسافرتی هزاران دلار رو نقد کرده.‏

391
00:29:48,995 --> 00:29:50,497
وای، کی گفته خودشو کشته؟

392
00:29:50,580 --> 00:29:52,957
راوینی. عجب مرد وحشتناکی.‏

393
00:29:53,792 --> 00:29:56,628
از نظر من که خوب بود. ولی...‏

394
00:29:56,711 --> 00:29:58,505
نه، مطمئنم در این مورد اشتباه می‌کنه.‏

395
00:29:58,588 --> 00:30:01,090
منم همین‌طور. دیکی همچین کاری نمی‌کنه.‏

396
00:30:02,550 --> 00:30:04,969
‏- ولی من نگرانشم.‏
‏- مطمئنم حالش خوبه.‏

397
00:30:05,053 --> 00:30:08,139
احتمالاً الان تو یه بار تو تنیر
نشسته چای نعناع می‌خوره...‏

398
00:30:08,223 --> 00:30:09,599
و روحش هم از اتفاقات این‌جا خبر نداره.‏

399
00:30:09,599 --> 00:30:12,060
از پالرمو که برات نامه ننوشته، نوشته؟

400
00:30:12,936 --> 00:30:15,104
نه. چطور؟

401
00:30:15,188 --> 00:30:18,066
فقط می‌خوام بفهمم
وضعیت روحیش اون‌جا چطور بوده.‏

402
00:30:18,942 --> 00:30:19,943
تو براش نامه نوشتی؟

403
00:30:22,904 --> 00:30:24,364
نمی‌خوام فضولی کنم.‏

404
00:30:24,447 --> 00:30:27,075
فقط احتمالاً اون موقع
خیلی آسیب‌پذیر بوده...‏

405
00:30:27,158 --> 00:30:29,994
بعد از مرگ فردی و رفتار پلیس باهاش.‏

406
00:30:33,873 --> 00:30:34,958
من براش نامه نوشتم.‏

407
00:30:36,793 --> 00:30:38,461
نامهٔ افتضاحی نبود...‏

408
00:30:38,545 --> 00:30:41,256
ولی متأسفانه باید بگم
خیلی هم خوب نبود.‏

409
00:30:42,340 --> 00:30:44,759
فکر نمی‌کنی که یه همچین نامه‌ای ممکنه...‏

410
00:30:45,760 --> 00:30:47,011
هلش داده باشه لبهٔ پرتگاه؟

411
00:30:49,722 --> 00:30:52,058
راستش، اصلاً نمی‌دونم
من براش چه ارزشی داشتم.‏

412
00:31:00,525 --> 00:31:02,485
جداً می‌گم، کی مرده؟

413
00:31:05,405 --> 00:31:06,531
چی؟

414
00:31:06,614 --> 00:31:08,616
این خونه. قصره.‏

415
00:31:09,284 --> 00:31:10,660
دو تا خدمتکار داره.‏

416
00:31:11,703 --> 00:31:12,829
امـم، عمه‌م.‏

417
00:31:13,454 --> 00:31:14,581
چی؟

418
00:31:14,664 --> 00:31:16,124
عمه‌م داتی، که بعد از مرگ پدر و مادرم...‏

419
00:31:16,207 --> 00:31:19,711
تو یه تصادف وقتی 5 سالم بود،‏
منو بزرگ کرد. اون مرده.‏

420
00:31:22,672 --> 00:31:25,550
تام، شوخی کردم.‏

421
00:31:27,218 --> 00:31:29,262
واقعاً که فکر نمی‌کردم یکی مرده.‏

422
00:31:30,722 --> 00:31:33,933
آدم فکر می‌کنه کسایی که دوست‌شون داره
تا ابد زنده می‌مونن، ولی نه.‏

423
00:31:39,272 --> 00:31:41,608
خیلی ببخشید. خیلی شرمنده‌م.‏

424
00:31:41,691 --> 00:31:43,526
اشکال نداره. زندگی طولانی و خوبی داشت.‏

425
00:31:44,402 --> 00:31:47,238
پول خیلی زیادی نیست.‏
ولی گفتم بد نیست یه کم به خودم برسم...‏

426
00:31:47,322 --> 00:31:50,158
اونم بعد از وضعی که زمستون اخیر رو
گذروندم، مثل یه خانه به دوش.‏

427
00:31:50,825 --> 00:31:52,535
گمونم اونم همینو می‌خواست.‏

428
00:31:54,120 --> 00:31:56,331
این مدت که ندیدمت کجا بودی؟

429
00:31:57,332 --> 00:31:59,417
طبق گفتهٔ روزنامه‌ها، ناپدید شدی.‏

430
00:31:59,500 --> 00:32:01,586
آره، ولی با تام نبودم. یعنی با دیکی نبودم.‏

431
00:32:04,797 --> 00:32:07,050
احتمالاً فکر کردی پیش اون بودم...‏

432
00:32:07,133 --> 00:32:10,011
ولی من کل زمستون همون اندازه‌ای
دیدمش که تو اونو دیدی.‏

433
00:32:15,600 --> 00:32:17,393
بهتره برم به هتلم.‏

434
00:32:18,227 --> 00:32:19,646
اوه، به همین زودی اتاق رزرو کردی؟

435
00:32:20,271 --> 00:32:22,941
تو ایستگاه قطار. هتل آکادمیا.‏

436
00:32:23,024 --> 00:32:24,859
آکادمیا. خوبه.‏

437
00:32:24,943 --> 00:32:27,362
می‌خواستم بگم می‌تونی همین‌جا بمونی، ولی...‏

438
00:32:27,445 --> 00:32:28,780
جدی؟

439
00:32:30,239 --> 00:32:32,533
خب، ممنون. می‌تونم اتاقم رو کنسل کنم.‏

440
00:32:39,040 --> 00:32:40,083
خوشگله.‏

441
00:32:40,917 --> 00:32:41,918
خب.‏

442
00:33:26,462 --> 00:33:27,964
این امشبه.‏

443
00:33:28,673 --> 00:33:31,759
جداً؟ از اینا زیاد برام میاد.‏

444
00:33:31,843 --> 00:33:33,261
از پگی گوگنهایم؟

445
00:33:34,137 --> 00:33:35,805
فکر کنم از طرف دخترشه.‏

446
00:33:37,432 --> 00:33:39,350
اوه، آره «پگین گوگنهایم.».‏

447
00:33:39,434 --> 00:33:40,768
با این حال، باید بریم.‏

448
00:33:41,644 --> 00:33:44,230
همم، فکر نکنم حالش رو داشته باشم، مارج.‏

449
00:33:44,856 --> 00:33:47,859
بی‌خیال. فکر کن کی ممکنه اون‌جا باشه.‏

450
00:33:56,576 --> 00:33:58,911
مارج. از این طرف.‏

451
00:34:02,290 --> 00:34:03,958
می‌خوام با قایق برگردم خونه.‏

452
00:34:04,667 --> 00:34:05,668
نه.‏

453
00:34:05,710 --> 00:34:06,753
اوه، بی‌خیال.‏

454
00:34:06,836 --> 00:34:08,296
نه، کلی طول می‌کشه برسیم.‏

455
00:34:09,005 --> 00:34:10,131
لطفاً.‏

456
00:34:12,216 --> 00:34:13,426
لطفاً، تامی.‏

457
00:35:00,306 --> 00:35:01,307
ببخشید، خانم.‏

458
00:35:01,390 --> 00:35:03,309
مارج. رسیدیم.‏

459
00:35:07,855 --> 00:35:09,649
‏- ممنون.‏
‏- خواهش می‌کنم، آقا.‏

460
00:35:14,654 --> 00:35:16,572
خب، بیا.‏

461
00:35:30,002 --> 00:35:33,256
‏- کلید رو نیاوردی.‏
‏- نه، نیاوردم، و می‌دونی چرا؟

462
00:35:33,840 --> 00:35:36,342
چون به این بزرگیه و هم‌وزن هفت‌تیره...‏

463
00:35:36,425 --> 00:35:38,302
و منم معمولاً با قایق نمیام خونه.‏

464
00:35:39,637 --> 00:35:41,514
عذر می‌خوام، آقا؟

465
00:35:41,597 --> 00:35:43,516
ممکنه برگردین؟

466
00:35:43,599 --> 00:35:44,934
نمی‌تونم، قربان.‏

467
00:35:45,017 --> 00:35:46,853
کلیدم رو یادم رفته.‏

468
00:35:46,936 --> 00:35:49,814
شرمنده، شیفت من تمومه.
یه قایق دیگه پیدا کنین.‏

469
00:35:53,025 --> 00:35:54,861
خنده‌داره.‏

470
00:35:54,944 --> 00:35:56,612
مطمئنم یه قایق دیگه میاد.‏

471
00:35:59,866 --> 00:36:02,952
خب، می‌تونیم از اون بریم بالا
و بریم اون‌طرف. کلید اون‌جا رو دارم.‏

472
00:36:04,453 --> 00:36:05,580
من از اون نمی‌رم بالا.‏

473
00:36:08,124 --> 00:36:09,167
نیزه داره.‏

474
00:36:12,837 --> 00:36:14,380
بی‌خیال، مارج. نگاش کن. راحته.‏

475
00:36:16,924 --> 00:36:17,967
باشه، خودم می‌رم.‏

476
00:36:19,510 --> 00:36:21,262
می‌شه کتت رو بهم بدی؟

477
00:36:23,723 --> 00:36:24,974
سرده.‏

478
00:36:32,607 --> 00:36:33,691
ممنون.‏

479
00:37:27,286 --> 00:37:28,287
‏«تامی»؟

480
00:37:30,539 --> 00:37:31,624
منو تامی صدا نکن.‏

481
00:37:50,643 --> 00:37:52,812
گفت اون‌جا منتظرم می‌مونه.‏

482
00:37:55,147 --> 00:37:58,609
با خودم گفتم اشکالی نداره،‏
حتی با اینکه کلی نوشیدنی خورده بود.‏

483
00:38:00,653 --> 00:38:02,655
حتماً سر خورده و سرش خورده زمین.‏

484
00:38:04,657 --> 00:38:07,994
‏- ممکنه خیلی لیز باشن.‏
‏- گذرگاه‌های کانال.‏

485
00:38:09,287 --> 00:38:10,830
خزه‌ها.‏

486
00:38:12,206 --> 00:38:13,374
آره.‏

487
00:38:21,841 --> 00:38:22,842
درو باز کردم.‏

488
00:38:24,802 --> 00:38:25,803
اوه، خوبه.‏

489
00:39:06,052 --> 00:39:07,345
حالت چطوره؟

490
00:39:08,804 --> 00:39:10,931
افتضاح.‏

491
00:39:12,558 --> 00:39:13,642
قهوه می‌خوای؟

492
00:39:15,144 --> 00:39:16,145
آره.‏

493
00:39:24,779 --> 00:39:27,323
این امروز صبح رسید.‏
از طرف آقای گرین‌لیف.‏

494
00:39:35,581 --> 00:39:37,416
‏«مایلم شما را ببینم.»‏

495
00:39:38,417 --> 00:39:40,336
اون «شما» یه ذره...‏

496
00:39:40,419 --> 00:39:41,462
ترسناکه؟

497
00:39:41,545 --> 00:39:42,880
آره. یه جورایی.‏

498
00:39:47,176 --> 00:39:48,177
آره.‏

499
00:39:49,762 --> 00:39:52,014
احتمالاً باید زود بریم اون‌جا.‏

500
00:39:52,640 --> 00:39:53,724
خب، من نباید بیام.‏

501
00:39:54,392 --> 00:39:55,810
البته که باید بیای. چرا نه؟

502
00:39:56,602 --> 00:39:58,687
هر چی باشه نوشته «شما» نه «ما».‏

503
00:39:59,814 --> 00:40:00,940
‏«شما» جمع‌ـه.‏

504
00:40:01,607 --> 00:40:03,359
‏- هست؟
‏- نیست؟

505
00:40:04,610 --> 00:40:05,611
گمونم.‏

506
00:40:07,363 --> 00:40:10,324
پس اشتباه کرده.‏
می‌خواد تو رو ببینه نه من.‏

507
00:40:27,299 --> 00:40:29,009
امیدوار بودم خودت بیای.‏

508
00:40:30,636 --> 00:40:33,556
به اندازهٔ کافی مارج رو تو رم دیدم.‏

509
00:40:34,473 --> 00:40:35,724
نظرت درباره‌ش چیه؟

510
00:40:36,809 --> 00:40:38,519
خیلی خوب نمی‌شناسمش.‏

511
00:40:38,602 --> 00:40:40,020
خب، منم همین‌طور.‏

512
00:40:41,230 --> 00:40:42,857
به‌نظرت یه کم خسته‌کننده نیست؟

513
00:40:42,940 --> 00:40:45,568
امـم...‏

514
00:40:45,651 --> 00:40:47,486
بعضی‌وقتا. به‌نظرم زیاد بد نیست.‏

515
00:40:48,112 --> 00:40:50,364
فکر کنم دنبال یه چیزی از ریچارده.‏

516
00:40:51,574 --> 00:40:52,575
بشین.‏

517
00:40:53,033 --> 00:40:55,703
خب، تام،‏
پایان عجیبیه، مگه نه؟

518
00:40:57,204 --> 00:40:58,205
پایان؟

519
00:40:59,039 --> 00:41:01,375
تو توی ایتالیا زندگی می‌کنی.‏
ریچارد هم یه جای نامعلوم.‏

520
00:41:02,626 --> 00:41:07,798
من با پلیس رم حرف زدم.‏
همون بازرس نمی‌دونم چی.‏

521
00:41:07,882 --> 00:41:08,799
راوینی؟

522
00:41:08,883 --> 00:41:10,384
رک و راست حرف نزد...‏

523
00:41:10,468 --> 00:41:13,554
ولی مشخصه فکر می‌کنه
ریچارد اون مرد جوان رو کشته.‏

524
00:41:14,430 --> 00:41:16,557
فکر می‌کنی اون بتونه همچین کاری کنه؟

525
00:41:17,266 --> 00:41:18,267
نه.‏

526
00:41:19,351 --> 00:41:20,728
شما چی؟

527
00:41:20,811 --> 00:41:22,897
شما پسرت رو خیلی بهتر از من می‌شناسی.‏

528
00:41:22,980 --> 00:41:24,231
ولی این‌طور نیست. و تقصیر خودمه.‏

529
00:41:24,231 --> 00:41:26,108
هیچ‌وقت زیاد واسه شناختنش تلاش نکردم.‏

530
00:41:29,820 --> 00:41:30,988
به‌نظرت...‏

531
00:41:32,656 --> 00:41:34,575
ممکنه یه بلایی سر خودش آورده باشه؟

532
00:41:36,494 --> 00:41:38,162
نمی‌خوام به این فکر کنم.‏

533
00:41:39,872 --> 00:41:40,956
مطمئنم حالش خوبه.‏

534
00:41:41,040 --> 00:41:42,374
جداً؟

535
00:41:42,458 --> 00:41:45,085
همون‌طور که گفتم،‏
ممکنه الان یه جا مشغول نقاشی باشه.‏

536
00:41:45,169 --> 00:41:47,671
با دی ماسیمو؟ تام، مسخره‌ست.‏

537
00:41:48,172 --> 00:41:49,882
هیچ‌کس تا حالا ازش چیزی نشنیده.‏

538
00:41:49,965 --> 00:41:51,342
فکر کنم ریچارد اونو از خودش در آورده...‏

539
00:41:51,425 --> 00:41:54,094
تا من فکر کنم قضیه نقاشی رو جدی گرفته.‏

540
00:41:55,221 --> 00:41:57,765
که من هم باید بیشتر جدی می‌گرفتمش.‏

541
00:41:58,390 --> 00:42:00,809
آخرین باری که دیدیش به‌نظرت چطور بود؟

542
00:42:01,852 --> 00:42:03,020
به‌نظر...‏

543
00:42:07,399 --> 00:42:08,692
یه کم مضطرب بود.‏

544
00:42:10,361 --> 00:42:11,362
راستش رو بخوای.‏

545
00:42:11,946 --> 00:42:14,615
آره، از آخرین نامه‌ای که ازش گرفتیم هم
همین مشخص بود.‏

546
00:42:14,698 --> 00:42:16,492
گفت حالش خوبه، ولی نبود.‏

547
00:42:19,912 --> 00:42:22,039
فکر نکنم خوب باشه امیدت رو از دست بدی.‏

548
00:42:22,122 --> 00:42:23,123
ندادم.‏

549
00:43:41,910 --> 00:43:43,078
تام.‏

550
00:43:43,162 --> 00:43:44,246
نوشیدنی آماده کردم.‏

551
00:43:44,997 --> 00:43:46,915
دنبال نخ و سوزن بودم.‏

552
00:43:47,666 --> 00:43:49,627
مشکلی نیست. اون‌جا چند تا هست.‏

553
00:43:52,296 --> 00:43:53,547
انگشتر دیکی این‌جاست.‏

554
00:43:59,470 --> 00:44:01,305
درسته، من گذاشتمش اون‌جا.‏

555
00:44:03,849 --> 00:44:06,477
چرا تو باید جایی بذاریش؟
چرا باید دست تو باشه؟

556
00:44:08,896 --> 00:44:10,397
چون خودش اونو بهم داد.‏

557
00:44:12,483 --> 00:44:14,818
یعنی بهم داد که براش یه جای امن نگه دارم.‏

558
00:44:15,986 --> 00:44:17,363
منظورت چیه؟

559
00:44:22,242 --> 00:44:23,577
وقتی که رفت به پالرمو.‏

560
00:44:24,870 --> 00:44:27,873
گمونم نگران بود اون‌جا انگشتر رو ازش بدزدن.‏

561
00:44:31,418 --> 00:44:33,754
قبلاً هیچ‌وقت نگران این چیزا نبود.‏

562
00:44:33,837 --> 00:44:37,883
قبلاً هم هیچ‌وقت تو سیسیل نبوده.‏
گفت نگران شده.‏

563
00:44:39,301 --> 00:44:40,678
اوه، تام.‏

564
00:45:04,243 --> 00:45:05,953
می‌دونست برنمی‌گرده.‏

565
00:45:11,166 --> 00:45:12,376
چی؟

566
00:45:12,459 --> 00:45:13,544
واسه همینه؟

567
00:45:16,922 --> 00:45:19,633
از قبل می‌دونست می‌خواد با خودش چی‌کار کنه؟

568
00:45:22,177 --> 00:45:23,595
وای خدا. امیدوارم این‌طور نباشه.‏

569
00:45:31,478 --> 00:45:32,479
البته.‏

570
00:45:33,522 --> 00:45:36,525
حتماً. ممنون آقای گرین‌لیف. خداحافظ.‏

571
00:45:42,948 --> 00:45:44,241
چی گفت؟

572
00:45:44,324 --> 00:45:46,118
خب، اونم با نظر من موافقه.‏

573
00:45:46,869 --> 00:45:48,370
گفت بریم اون‌جا.‏

574
00:45:48,454 --> 00:45:52,458
یه کارآگاه خصوصی از نیویورک
همراهشه که می‌گه تو رو می‌شناسه.‏

575
00:45:55,085 --> 00:45:56,170
تام ریپلی.‏

576
00:45:57,963 --> 00:45:59,757
خیلی سخت می‌شه تو رو پیدا کرد.‏

577
00:46:12,644 --> 00:46:14,688
وقتی 21 سالش شد اینو بهش دادم.‏

578
00:46:17,816 --> 00:46:18,859
می‌شه ببینمش؟

579
00:46:23,155 --> 00:46:24,156
ممنون.‏

580
00:46:29,036 --> 00:46:30,037
انگشتر قشنگیه.‏

581
00:46:35,751 --> 00:46:37,127
ممکنه چند لحظه باهات حرف بزنم؟

582
00:46:38,921 --> 00:46:40,005
البته.‏

583
00:46:42,674 --> 00:46:43,759
ما رو ببخشین.‏

584
00:47:06,949 --> 00:47:10,911
خب، این همه پول از کجا اومده، تام؟

585
00:47:13,455 --> 00:47:16,083
جداً چطور اون انگشتر دستت افتاد؟

586
00:47:18,293 --> 00:47:22,089
فکر کردی من احمقم؟
فکر کردی من کورم؟

587
00:47:25,008 --> 00:47:26,760
تو دیکی رو کشتی، مگه نه؟

588
00:47:29,221 --> 00:47:30,430
جفت‌شون رو تو کشتی.‏

589
00:47:34,393 --> 00:47:37,396
خب، آقای ریپلی...‏

590
00:47:39,857 --> 00:47:41,066
از دیکی برام بگو.‏

591
00:47:43,235 --> 00:47:44,695
مطمئن نیستم منظورت چیه.‏

592
00:47:45,654 --> 00:47:50,367
دارم می‌پرسم هرچی که درباره‌ش
می‌دونی رو بگی... شخصاً.‏

593
00:47:51,243 --> 00:47:53,203
بین خودمون می‌مونه.‏

594
00:47:55,497 --> 00:47:56,540
خیلی خب.‏

595
00:47:58,542 --> 00:48:01,044
همون‌طور که می‌دونی
تو خانوادهٔ پولداری بزرگ شده.‏

596
00:48:02,004 --> 00:48:04,548
سال‌ها پیش اومد به اروپا
تا از خانواده‌ش دور شه.‏

597
00:48:06,550 --> 00:48:08,343
گفت می‌خواد نویسنده بشه.‏

598
00:48:10,137 --> 00:48:11,638
ولی هیچ‌وقت چیزی ننوشت.‏

599
00:48:13,515 --> 00:48:15,267
گفت می‌خواد نقاش بشه.‏

600
00:48:17,102 --> 00:48:19,438
ولی می‌دونست هیچ‌وقت اون‌کاره هم نمی‌تونه بشه.‏

601
00:48:21,231 --> 00:48:24,651
براش سؤال بود اصلاً هیچ‌وقت می‌تونه
تو یه کاری پیشرفت کنه یا نه.‏

602
00:48:27,112 --> 00:48:28,989
همه‌چی زندگیش تظاهر بود.‏

603
00:48:30,449 --> 00:48:34,578
می‌دونست... کاملاً بی استعداده.‏

604
00:48:36,204 --> 00:48:38,290
می‌دونست پدرش اونو تأیید نمی‌کنه.‏

605
00:48:40,208 --> 00:48:41,793
و این خیلی رو دوشش سنگینی می‌کرد.‏

606
00:48:43,921 --> 00:48:45,255
می‌دونست مارج عاشقشه...‏

607
00:48:46,590 --> 00:48:49,593
و اینکه هیچ‌وقت نمی‌تونه
اون‌طوری که مارج می‌خواد عاشقش باشه.‏

608
00:48:52,137 --> 00:48:53,221
مارج می‌دونست چرا.‏

609
00:48:56,850 --> 00:48:58,685
گفتم به‌نظرم رقت‌انگیزه...‏

610
00:49:00,062 --> 00:49:02,314
و دیگه نمی‌خوام باهاش ارتباط داشته باشم.‏

611
00:49:04,858 --> 00:49:06,860
کاش این‌جوری نمی‌گفتم.‏

612
00:49:08,862 --> 00:49:10,113
دلش شکست.‏

613
00:49:13,200 --> 00:49:15,285
به‌نظرت اون فردریک مایلز رو کشته؟

614
00:49:17,829 --> 00:49:20,040
دیگه نمی‌تونم مطمئن باشم کار اون نیست.‏

615
00:49:22,918 --> 00:49:25,128
به‌نظرت خودکشی کرده؟

616
00:49:28,382 --> 00:49:30,258
متأسفانه ممکنه.‏

617
00:49:31,551 --> 00:49:33,220
گمونم این کارو کرده.‏

618
00:49:34,346 --> 00:49:38,350
و حالا، با حرف‌هایی که زدی،‏
بهتر دلیلش رو درک می‌کنم.‏

619
00:49:45,691 --> 00:49:47,526
حقایقی که می‌دونیم این‌ها هستن.‏

620
00:49:49,236 --> 00:49:51,029
آخرین باری که کسی پسر شما رو دیده...‏

621
00:49:51,113 --> 00:49:53,699
وقتی بوده که از هتل ساونا در پالرمو خارج شده.‏

622
00:49:54,658 --> 00:49:57,828
منشی اون‌جا گفته که اون ازش دربارهٔ
وجود کشتی به سمت تونس سؤال کرده.‏

623
00:49:58,578 --> 00:50:00,664
پس می‌تونیم فرض کنیم
که به اون‌جا رفته.‏

624
00:50:01,665 --> 00:50:05,669
منشی همچنین گفته که اون
به‌نظر افسرده و خسته بوده.‏

625
00:50:07,170 --> 00:50:09,965
هیچ‌کس بعد از اون نمی‌تونه بگه ریچارد رو دیده.‏

626
00:50:10,048 --> 00:50:12,551
و با هیچ کسی هم ارتباط برقرار نکرده.‏

627
00:50:13,176 --> 00:50:16,430
غیر از نامه‌ای که به صاحب‌خونه‌ش تو رم فرستاده...‏

628
00:50:16,513 --> 00:50:18,557
و اون هم درحالی که نگران سلامت ریچارد بوده...‏

629
00:50:18,640 --> 00:50:22,477
نامه رو به بازرس راوینی داده
و اون هم به من دادش تا بدم به شما.‏

630
00:50:24,271 --> 00:50:26,857
در تاریخ 27 ژانویه از پالرمو ارسال شده...‏

631
00:50:26,940 --> 00:50:28,859
شبی که به سمت تونس حرکت کرده.‏

632
00:50:29,860 --> 00:50:31,737
هیچ گزارشی مبنی بر ورودش به تونس نیست.‏

633
00:50:32,821 --> 00:50:36,116
پس یه جایی بین سیسیل و
آفریقای شمالی، روی کشتی...‏

634
00:50:37,117 --> 00:50:38,535
در نیمه‌های شب...‏

635
00:50:40,037 --> 00:50:41,038
یه اتفاقی افتاده.‏

636
00:50:44,332 --> 00:50:48,336
خانم صاحب‌خونه انگلیسی بلد نیست
واسه همین نامه رو براش ایتالیایی نوشته.‏

637
00:50:49,713 --> 00:50:52,299
تام، لطفاً نامه رو برای آقای گرین‌لیف بخون.‏

638
00:50:59,723 --> 00:51:01,058
‏«خانم بوفی عزیز...‏

639
00:51:02,893 --> 00:51:04,644
امیدوارم در زمان خواندن این نامه سلامت باشین...‏

640
00:51:06,104 --> 00:51:10,067
و عذر می‌خوام که به‌جای صحبت حضوری
برای شما نامه می‌نویسم.»‏

641
00:51:12,152 --> 00:51:14,112
‏«تصمیم گرفتم خونه‌م رو ترک کنم.»‏

642
00:51:14,738 --> 00:51:15,989
‏«عاشقش هستم.»‏

643
00:51:16,073 --> 00:51:19,242
‏«و از تمام کارهایی که برام کردین
تا تو خونه احساس راحتی کنم، ممنونم.»‏

644
00:51:21,828 --> 00:51:23,663
‏«اما دیگه به رم برنمی‌گردم.»‏

645
00:51:27,626 --> 00:51:29,586
‏«متأسفم که همین‌جوری از رم می‌رم...‏

646
00:51:29,669 --> 00:51:33,256
و کمی پول برای جبران هزینه‌های
خونهٔ خالی براتون گذاشتم...‏

647
00:51:33,340 --> 00:51:35,967
تا وقتی که بتونین اجاره‌ش بدین.»‏

648
00:51:37,260 --> 00:51:41,306
‏«در مورد وسایلی که توش هست،‏
لباس‌هام، کتاب‌ها و وسایل نقاشی...‏

649
00:51:41,389 --> 00:51:43,809
می‌تونین اون‌ها رو بفروشین یا بندازین دور.»‏

650
00:51:44,643 --> 00:51:47,229
‏«قطعاً دل‌تون می‌خواد نقاشی‌هام رو بندازین دور.»‏

651
00:51:48,105 --> 00:51:49,106
‏«بی‌ارزشن.»‏

652
00:51:53,068 --> 00:51:55,445
خیلی بهش فکر نکردم...‏

653
00:51:56,613 --> 00:51:59,950
تا وقتی که تو روزنامه خوندم ناپدید شده.‏

654
00:52:00,617 --> 00:52:02,285
‏«اون‌جا نامه‌هایی هم هست...‏

655
00:52:02,369 --> 00:52:04,371
هم نامه‌های شخصی از خانواده و دوستان...‏

656
00:52:04,454 --> 00:52:07,290
و هم مکاتبات کاری، بانکی و غیره.»‏

657
00:52:08,500 --> 00:52:12,170
‏«می‌تونین همه رو بندازین دور.‏
دیگه هیچ‌کدوم رو لازم دارم.»‏

658
00:52:14,923 --> 00:52:16,258
‏«کجا می‌رم؟»‏

659
00:52:18,135 --> 00:52:21,346
‏«از اون یا اینکه می‌خوام چی‌کار کنم مطمئن نیستم.»‏

660
00:52:22,264 --> 00:52:24,141
‏«راستش، یه جورایی خودم رو گم کردم.»‏

661
00:52:24,933 --> 00:52:28,019
‏«دلایلش رو می‌دونم
ولی اوقات شما رو باهاش تلخ نمی‌کنم...‏

662
00:52:28,103 --> 00:52:30,230
غیر از اینکه بگم راجع‌به یک سری اتفاقات...‏

663
00:52:30,313 --> 00:52:32,440
پشیمونی‌های عمیقی دارم.‏

664
00:52:33,066 --> 00:52:34,442
راجع‌به یک سری کارهایی که کردم.»‏

665
00:52:36,111 --> 00:52:38,155
‏«ممنون که با من مهربون بودین.»‏

666
00:52:40,240 --> 00:52:42,701
‏«شما یکی از معدود افرادی بودین
که با من مهربون بوده.»‏

667
00:52:48,748 --> 00:52:49,749
‏«ارادتمند...‏

668
00:52:53,712 --> 00:52:54,754
ریچارد.»‏

669
00:52:59,384 --> 00:53:01,595
خب، گمونم این همه‌چی رو روشن می‌کنه.‏

670
00:53:06,641 --> 00:53:09,311
لطفاً سلام و تسلیت منو
به خانم گرین‌لیف برسونین.‏

671
00:53:09,394 --> 00:53:10,687
حتماً.‏

672
00:53:10,770 --> 00:53:11,938
بهتره اینو داشته باشی.‏

673
00:53:13,231 --> 00:53:14,566
اوه، نه، نمی‌تونم نگهش دارم.‏

674
00:53:14,649 --> 00:53:18,612
چرا می‌تونی، باید بگیری.‏
اون به‌خاطر دزدیده شدنش نگران نبود.‏

675
00:53:18,695 --> 00:53:23,325
می‌دونست برنمی‌گرده.‏
واسه همین بهت دادش. بگیرش.‏

676
00:53:26,786 --> 00:53:29,247
‏- مطمئنی؟
‏- مطمئنم.‏

677
00:53:30,498 --> 00:53:32,918
اگه می‌خواست که دست من باشه، بهم می‌گفت.‏

678
00:53:34,711 --> 00:53:36,755
‏- ممنونم.‏
‏- من ممنونم، تام.‏

679
00:53:36,838 --> 00:53:39,966
ببخشید که لحظه‌ای پیش اومد
که به مقصودت شک کردم...‏

680
00:53:40,050 --> 00:53:43,261
حالا می‌بینم مرد جوانِ صادقی
که تو نیویورک دیدم و ازش خوشم اومد...‏

681
00:53:43,345 --> 00:53:45,972
واقعاً تو هستی،‏
و برات بهترین‌ها رو آرزو دارم.‏

682
00:53:47,349 --> 00:53:49,017
‏- ممنون.‏
‏- مراقب خودت باش.‏

683
00:53:53,772 --> 00:53:54,814
خوبی؟

684
00:53:55,523 --> 00:53:56,524
خوب می‌شم.‏

685
00:53:59,110 --> 00:54:00,153
می‌ری خونه؟

686
00:54:00,237 --> 00:54:02,656
گمونم. فکر کنم وقتشه.‏

687
00:54:05,575 --> 00:54:06,576
خب...‏

688
00:54:07,869 --> 00:54:09,246
مراقب خودت باش، مارج.‏

689
00:54:10,330 --> 00:54:11,331
تو هم همین‌طور.‏

690
00:54:24,135 --> 00:54:25,595
عجب روز دلگیری.‏

691
00:54:26,429 --> 00:54:28,515
حرف نداره.‏

692
00:54:29,683 --> 00:54:30,767
خب، چطوره؟

693
00:54:31,685 --> 00:54:33,311
به‌نظرم خیلی خوشحال می‌شی.‏

694
00:54:43,655 --> 00:54:46,658
‏[ آقای تیموتی فنشاو ]‏

695
00:54:49,077 --> 00:54:49,911
عالیه.‏

696
00:54:49,995 --> 00:54:53,248
پاسکال خیلی روش کار کرده.‏

697
00:54:53,331 --> 00:54:54,332
بفرمایین.‏

698
00:54:59,296 --> 00:55:00,297
ممنون.‏

699
00:55:01,589 --> 00:55:03,133
از اسمش خوشم اومد.‏

700
00:55:04,175 --> 00:55:06,011
تیموتی فنشاو.‏

701
00:55:17,105 --> 00:55:19,274
‏- ممنون.‏
‏- خواهش می‌کنم، آقای فنشاو.‏

702
00:55:19,316 --> 00:55:20,400
به امید دیدار.‏

703
00:55:47,886 --> 00:55:49,888
‏[ پیکاسو ]‏

704
00:56:52,742 --> 00:56:53,868
همم.‏

705
00:56:56,871 --> 00:56:58,748
باشه. خداحافظ.‏

706
00:57:11,386 --> 00:57:13,471
‏[ آترانیِ من.‏
اثری از مارجوری شروود ]‏

707
00:57:23,356 --> 00:57:27,360
‏[ برای ریچارد گرین‌لیف.‏
کسی که رویای زندهٔ خود را در آترانی با او به اشتراک گذاشتم.‏ ]‏

708
00:57:41,749 --> 00:57:42,834
تام.‏

709
00:57:44,502 --> 00:57:45,503
تام؟

710
00:57:46,504 --> 00:57:47,589
تام کیه؟

711
00:57:48,089 --> 00:57:49,090
تام ریپلی.‏

712
00:57:50,550 --> 00:57:52,051
هجی کن.‏

713
00:57:52,135 --> 00:57:58,016
رم، ایمولا، پالرمو، لیورنو، امپولی، ایپسیلون.
